<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علم و دین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_96149561</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:04:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>علم و دین</title>
            <link>https://virgool.io/@m_96149561</link>
        </image>

                    <item>
                <title>علم و دین، معرفی کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96149561/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-prsckhc5ut3l</link>
                <description>  یکی از راه های آشنایی بیشتر در خصوص این مسئله مناقشه برانگیزرابطه علم و دین، مراجعه به کتاب‌های تالیف شده در این حوزه است. در ادامه به اختصار چند کتاب جهت مطالعه بیشتر معرفی می‌شود. در صورت علاقه مندی به این حوزه پیشنهاد میکنم در ادامه مطلب همراهون باشید.سیاره خداونداوون گینگریچ | ترجمه دکتر میثم توکلی بینااووِن گینگریچ نویسنده این کتاب،  در سال ۲۰۱۳ در رشته‏‏ سخنرانی‌هایی که نسخه‌ی مفصل‌تر آن در کتاب سیاره خدا آمده است، به این مسئله میپردازد که آیا چیزی فراتر از علم فیزیک، یعنی متافیزیک، وجود دارد که بتواند تاثیری بر درک ما از جهان فیزیکی و به‏‏ خصوص در ارتباط با این سیاره و ساکنانش داشته باشد؟ گینگریچ در پاسخ به این سوال در جایگاه  خوبی قرار دارد. او که در خانواده‌ای منونیت متولد شده و رشد کرده است، همچنان به ایمان مسیحی وفادار است.  گینگریج دوران حرفه‌ای خود را در رصدخانه‌ی اخترفیزیک اسمیتسونین که نزدیک هاروارد است، گذراند و  در زمینه‌ی پدیده‌های خورشیدی و اختری  به تخصص قابل توجهی رسید. حوزه‌های علاقه‌مندی گینگریچ کم‌کم گسترش یافتند و به تاریخ علم رسیدند؛ طوری که او اکنون در زمینه‌ی کپلر و کوپرنیک کارشناس برجسته‌ای است.گینگریچ و هرمان از انجایی که علاقه زیادی به علم و ایمان مسیحیت داشتند با هم آشنا شدند و گاهی در کنفرانس‌هایی که ASA برگزار می‌کرد و سخنرانی‌های مشترک داشتند. هرمان با درک کیفیت کار علمی گینگریچ و ارتباط آن را با ایمان، توانست بودجه‌ی یک رشته سخنرانی درباره‌ی علم و دین را برای او فراهم کند. این دو از اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ تا اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ با هم به مسافر‌ت‌های زیادی رفتند تا گینگریچ فرصت پیدا کند دیدگاه‌هایش را درباره‏‏ی علم و ایمان با مخاطبانی که هرمان ترتیب داده بود در میان بگذارد. ASA که اعضایش موّحدانی فعال در علم هستند و شبکه‏‏‌ی موثری از این سخنرانی‌ها دارد، صادقانه در اجرای علم ایمان دارد و فصل‌نامه‌ای به نام دیدگاه‌هایی درباره‌ی علم و ایمان مسیحی منتشر می‌کند.گینگریچ در سال ۲۰۱۳ طی «سخنرانی‌های هرمان» درک عمیقی که از جهان فیزیکی، تاریخ علم و دین مسیحیت داشت را با هم پیوند میزند. او در این اثر خود به کمک مثال‌های تاریخی به ما نشان می‌دهد که درک‌مان از جهان تا چه اندازه تحت تاثیر دیدگاه‌های فرهنگی و دینی است. دستگاه مرجعیت علمْ خودبسنده و مستقل نیست، بلکه با دستگاه مرجعیت دین و فرهنگ هم‌پوشانی دارد.داستانی که گینگریچ می‌چیند فارغ از اینکه ترجیحات متافیزیکی خواننده چیست، داستان جذابی است که دلالت‌های عمیقی برای مسئله‌ی مهم درک سیاره‌ی خداوند دارد.2. تکامل، نظریه‌ای همچنان در بحرانمایکل دنتون | ترجمه زینب خداییاستیو فولر فیلسوف اجتماعی آمریکایی، در معرفی این اثر میگوید:« میان کتاب‌هایی که در سال­‌های اخیر به نقد تکامل داروینی پرداخته‌اند، کتاب تکامل، نظریه­ ای همچنان در بحران اثر مایکل دنتون، بالاتر می‌ایستد؛ زیرا کاری بیش‌ از گردآوری ساده­ ی مجموعه­ ی کاملی از شواهد ـ‌با شروع از گیتی­ شناسی، از میان حیات­ زیستی تا منشا زبان انسانی‌ـ که علیه نگرش کورکورانه و اینکرمنتالیست است، انجام می‌دهد. مطمئنا دنتون این کار را بسیار خوب انجام می­دهد. اما موفقیت اصلی کتاب، ایجاد چهارچوبی برای این انتقاد برحسب پارادایمی جای­گزین است؛ پارادایمی که مدیون رقیب بزرگ داروین، ریچارد اوون است. این پارادایم جدید پیشنهاد شده بر ایده‌ی اشکال­زیستی گسسته یا &quot;انواع&quot; که بر پایه­ ی قوانین طبیعی هستند، پایه­ گذاری شده است. دنتون با دقت و وسواس بسیاری به بررسی شواهد نوداروینیسم در مقایسه با آن‌چه می­توان آن را «نواوونیسم» نامید، می­پردازد. روی­ هم­ رفته، تکامل، نظریه­ ای همچنان در بحران کتابی است که من به هر دانش­جو و یا حتی هر فرد معمولی­ ای که می­خواهد بر حسب عبارات مثبت و علمی و خارج از جعبه­ سیاه داروین تفکر کند، توصیه می‌کنم.»3. نگاهی نو به اثبات وجود خداوند در فیزیک و فلسفه ی معاصررابرت اشپیتزر | ترجمه میثم توکلی بیتادر این اثر اشپیتزر نشان می‌دهد که نظریه‌ی کیهان شناسی معاصر هم‌بستگی بالایی با متون دینی دارد و در کنار شواهد و برهان‌های دیگر اثباتی بر وجود خداوند آفریدگار است. از جمله نقاط مثبت این متن، متعارف بودن روش تحلیل و تصریح به آن است؛ یعنی نویسنده به روشنی منظور خود را از اثبات و روش خود بیان می‌کند. در زبان انگلیسی متون دیگری هم در همین راستا نوشته شده است اما اغلب آن‌ها از نظر دقت و قوت تقریر فیزیکی یا فلسفی هم‌پایه‌ی این متن نیستند. اشپیتزر و همکاران او توانستند تقریر فنی دقیقی از هر موضوع پدید آورند و حتی به نظر می‌رسد در این کار تا حدی دچار افراط شده اند.بخش نخست کتاب به کیهان‌شناسی می‌پردازد و بخش دوم به برهان‌های فلسفی و بخش سوم به تعالی و امور عرفانی یا رازآلود. در این میان، انبوهی از مطالب که ممکن است گذرا به گوش علاقه‌مندان خورده باشد، به دقت موشکافی می‌شود و هشت فصل کتاب شکل می‌گیرد. یکی از نقاط مثبت این کتاب این است که به رویکرد فلسفه‌ی تحلیلی مقید نشده است و در بخش آخر و قسمتی از بخش دوم رویکردی غیرتحلیلی را نیز به کار گرفته.نباید فراموش کنیم  از آنجایی که مباحث کتاب از دیدگاه مسیحیت طرح شده، بدیهی است تفاوت‌هایی با دیدگاه اسلامی داشته باشد. با این حال، دیدگاه‌های بسیار جالب و مشترکی وجود دارد که در واقع روح این کتاب است؛ مانند این­که نویسنده جایگاه علم را با الهیات در­ نمی­ آمیزد و خداباوری را از راه‌های متافیزیکی مورد اعتماد می­داند. همچنین این دیدگاه که خداوند را موجودی فرازمانی و ذاتا متعالی می‌­داند که از هر جهت یگانه و غیر قابل توصیف است و تنها تبیین ممکن و سازگار از جهان موجود است؛ همچنین باور به ناتمامیتِ تبیین علمی که برخاسته از روش و رویکرد آن است. موقعیت علم بیش از مدل­­سازی و تبیین ساز­و­کار نیست، در حالی‌که خالق یگانه علت بنیادین همه­ ی ساز­­وکار­ها و موجودات است و پاسخی به پرسش­های بنیادین از سنخ چرایی است.جهت مطالعه بیشتر نقد و بررسی این کتاب‌ها و معرفی سایر کتاب‌های علم و دین به منابع اینترنتی زیر مراجعه کنید:https://www.goodreads.com/https://mowazi.ir/ https://www.penguinrandomhouse.comhttps://www.jstor.org/امیدواریم مطالب، برای شما مورد استفاده قرار گرفته باشد. در صورت علاقه به این مباحث پیشنهاد میکنیم از سایر پست‌ها دیدن فرمایید.</description>
                <category>علم و دین</category>
                <author>علم و دین</author>
                <pubDate>Wed, 20 Jul 2022 15:04:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم و دین و نظریه تکامل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96149561/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-viywuxmlqgu6</link>
                <description>یکی از پرسش‌هایی که همواره تمام نقاط جهان را تحت تاثیر قرار داده و قدمتی بسیار دارد، نسبت میان علم و دین بوده است. تا چه انداره تعارض میان این دو حوزه قابل پذیرش است؟ آیا می‌توان تفسیری از کتب مقدس ارائه داشت، که به هم‌خوانی بیشتر دین و علم کمک کند؟ اگر چه این مسئله در مسیحیت سرانجام به عقب کشیدن دین در برابر علم انجامید اما متفکران اسلامی با تکیه بر قرآن و سایر منابع دینی، توانستند توجه بسیاری از مسلمانان و متفکران غربی را به خود جلب کنند.یکی از این نظریه‌های علمی نظریه داروین، نظریه تکامل، است. کلارک ادعا می‌کند است که در میان کتب مقدّس، قرآن، کمترین تعارض را با نظریه‌‌ی فرگشت دارد، چراکه آیاتی که در قرآن در باب آغاز حیات، آفرینش انسان و آفرینش جهان آمده است، مانند روایات تورات، خطّی و تاریخی نیست بلکه حالت جسته و گریخته و رمزآلود دارد و به تعبیر کلارک در ابهام است. بنابراین می‌توان تفسیر‌های دیگری نیز از این سری آیات داشت.  گویا در این آیات،  قصد و نیّت متفاوتی را جانب خدا برای عرضه به مخاطبش وجود دارد. در مسیر رفع تعارض قرآن و تکامل می‌توان آنها را به شش دسته تقسیم کرد:اوّلین بحث آن است که قرآن به طور کلی با نظریه‌­ی تکامل موافق است و به تکامل تدریجی موجودات و انسان تصریح دارد. دسته‌ای از علما چنین نظری دارند.از نظر دسته دوم، نظریه‌ی تکامل هنوز از نظر علمی یک فکت علمی به حساب نمی‌آید و قطعی نیست. لذا زمانی که قرآن می‌گوید خلقت انسان (یا خلقت آدم) مستقل بوده، یعنی یک خلقت دفعیِ مستقل است،  نمی‌توان نظریه‌ای را که قطعی نشده به قرآن حمل کنیم.دسته سوم با فرض قطعیت نظریه تکامل تلاش میکند به این تعارضات صوری پاسخ دهند. چنین بیان می‌کنند که آن دسته از آیاتی که در مورد خلقت انسان بحث کرده است، تصریحی نبوده و ظاهر آیات هستند، بنابراین توجیه‌پذیر هستند.  بنابراین می‌توان از آیه بصورتی استنباط کرد که با نظریه‌ی تکامل جمع بشود.اما در دیدگاه چهار چنین بیان می‌شود که حتّی اگر این نظریه اثبات بشود و از لحاظ علمی قطعیت بیابد، نظریه‌ی تکامل را تنها می‌توان درباره‌‌ی موجودات دیگر، غیر از انسان، پذیرفت. اما در مورد انسان، همچنان یک اعجازی در میان بوده است و معجزه شده است. بنابراین تکامل به برآمدن انسان منجر نشده و با دیدگاه قبلی، با اینکه هم موجودات دیگر و هم انسان، هر دو از نظریه‌ی تکامل قابل تبیین هستند، مخالفت می‌کند.دسته‌ی پنجم که متفکران معاصر را دربر دارد و از روش شناسی علمی‌تری برخورددار است، می‌گویند فهم ما از طبیعت و متون علمی، دو فهم مختلف هستند. و اين فهم متفاوت ما است که با یکدیگر تعارض دارند؛ نه ذات طبیعت و ذات کتاب مقدس.در نهایت دسته ششم هستند از نظر آنها اساساً محدوده‌ی دین و محدوده‌ی علم، به لحاظ زبانی دو محدوده‌ی متفاوت هستند، بنابراين سنخیت در زبان، شرط اوّل است؛ چراکه هنگامی که از دو چیز صحبت می‌کنید، دیگر نمی‌توان آنها را با یکدیگر مقایسه کرد و به اصطلاح اهل منطق، قیاس آنها «قیاس مع‌الفارغ» می‌شود.جهت مطالعه بیشتر در خصوص علم و دین و نظریه تکامل چند وبسایت معتبر را می‌توان معرفی کرد: https://biologos.org/ https://islam-science.net/ https://mowazi.ir/ https://reasons.org/با برسی نظرهای متفکران مسلمان و توجه آنها به مباحث علمی از جمله نظریه تکامل، می‌توان پویایی آنها و اسلام را نتیجه گرفت. البته برخی معتقد اند که این مواجهات نه تنها تعارضی را حل نکرده است، بلکه در برخی موارد،  می‌تواند به و علم و دین آسیب بزند و هر کدام از نظریات به نحوی یا دین و یا علم را کنار زده است. بنابراین توجه به این نکته مهم است که علمایی که مجهز به علم روز هستند، مانند نظریات تکاملی، نیاز است که دوباره وارد میدان شده و بدین منظور بازخوانی تازه‌ای از قرآن  صورت بگیرد.</description>
                <category>علم و دین</category>
                <author>علم و دین</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jul 2022 16:03:25 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>