<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های باران حاجی رجبعلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_96319896</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:58:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>باران حاجی رجبعلی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_96319896</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سندرم سیندرلا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96319896/%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%84%D8%A7-calccikihje0</link>
                <description>این اسم مدتی پیش در فضای مجازی به چشمم خورد و کنجکاوی من رو بر انگیخت و متوجه شدم چقدر در جامعه ما بانوان دچار این سندرم هستند و به دلایل فرهنگی یا تربیتی متوجه این مسئله نیستند. این سندرم درواقع به‌نوعی ترس ناهشیارانه در بانوان نسبت به استقلال و خودکفایی اشاره دارد. بانوان با چنین مشخصه‌ای در موارد عاطفی،مالی و رفتاری بیش از حد به مردان متکی هستند. به لحاظ علمی منشا این سندرم شیوه ی تربیتی دختران می باشد که از کودکی به مهربانی،خوب بودن ،فداکاری و از خودگذشتگی تشویق می شوند و دختران از این طریق می توانند توجه والدین خود را جلب کنند.همچنین این مسئله که شیطنت یک دختر و تلاش او برای کشف محیط اطراف والدین را عصبی کرده و شاید به خاطر این رفتار تنبیه شود.در صورتی که عموما این رفتار در پسران طبیعی جلوه می کند. دخترهایی که با این سبک تربیتی رشد می‌یابند، یاد می‌گیرند که طبق سلیقه و خوشایند مردان رفتار کنند. در باور آن‌ها ماجراجویی یا تلاش برای استقلال داشتن برای یک دختر کاملاً ممنوع و غیرعادی است.این افراد یاد گرفته‌اند که اگر می‌خواهند آسیب نبینند، باید از حمایت یک مرد بهره‌مند شوند. این مشخصه‌ها به‌خصوص در دوران بلوغ و نوجوانی بیشتر جلوه می‌کند و دختران همواره سعی می‌کنند به‌صورت زنی دوست‌داشتنی و جذاب ازنظر مردان، در جمع ظاهر شوند. نکته ی جالب توجه برای من این مسئله بود که شاید عوامل مهم تری هم در ایجاد این اختلال دست داشته باشند و آن هم محتوایی است که از کودکی وارد ذهن و ضمیر ناخودآگاه یک دختر   می شود. به طور مثال دختران از کودکی با کارتون های دیزنی سرگرم می شوند و با نیم نگاهی به داستان و محتوای این کارتون ها متوجه آسیب شدیدی که به کودکان می زنند می شویم. شخصیت های کارتونی عموما موهای بور و بلند،صورت بدون نقص،قد بلند،کمر باریک و پاهای لاغری دارندو در ضمیر ناخودآگاه کودک فرد خوش هیکل کسی است که دارای این مشخصه ها باشد. و حال داستان ها: -سیندرلا بعد مرگ پدرش توسط مادرخوانده اش اذیت می شد و بعد توسط یک پرنس از خانه‌ نامادری اش نجات داده می شود. -سفید برفی از ابتدای فیلم آواز میخواند و می گوید دوست دارد روزی یک مرد با او ازدواج کند و حامی او باشد تا دیگر خدمتکار نباشد و زندگی راحتی داشته باشد. -زیبای خفته را نه مادرش و نه پدرش بلکه فقط عشق و بوسه یک مرد می تواند نجات دهد..‌ و موارد متعدد... و در ادامه شایان ذکر است که عروسکی که دست دختر بچه ها می دهند یعنی باربی ها باعث می شود که دختر همیشه و همیشه هیکل خود را با هیکل آن باربی مقایسه کند و هر روز از خود ناراضی تر باشد و به همین دلیل در سال های آتی دست به عمل های جراحی بزند که خود را به استاندارد آن عروسک ها نزدیک تر کند و در نهایت از فعالیت های مهم زندگی من جمله ارتقای شخصی،کسب مقام های مهم و پیشرفت در کار ، تحصیل و ... بماند. نکته دردناک این ماجرا این است که متاسفانه تعداد زیادی از دختران این نسل دچار این سندرم هستند.امیدوارم که این آگاه سازی انجام شود و دختران بیشتری گرفتار این ماجرا نشوند.اقتباسی از محتوای:https://newmiind.com/13276/cinderella-syndrome/   </description>
                <category>باران حاجی رجبعلی</category>
                <author>باران حاجی رجبعلی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Nov 2022 19:01:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96319896/%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%AF-wno94lkfmahv</link>
                <description>نمی تونم برات توضیح بدم و دلیل بیارم فقط حسم اینو میگه!شهود یا فراست یا intuition منشا این سخن است که در فرهنگ و ادبیات فارسی از آن به صدای دل تعبیر شده است.یکی از نخستین کسانی که شهود را به معنای امروزی آن به‌کار برده، کارل گوستاو یونگ است. او در سال ۱۹۳۳ شهود (Intuition) را به صورت یک کارکرد روانشناختی که به روشی ناخودآگاه، اطلاعات دریافتی انسان‌ها را پردازش می‌کند توصیف کرده است. تفکر و تصمیم گیری تحلیلی یک فرآیند مشخص دارد: ۱.طرح مسئله  ۲.ارائه گزینه های مختلف به عنوان راه حل ۳.مشخص کردن معیار های تصمیم گیری و سنجیدن ارزش ،منافع،هزینه ها و ریسک های احتمالی هر گزینه ۴.انتخاب بهترین گزینه به عنوان راه حلولی تفکر شهودی از مسئله به پاسخ می پرد. به طور مثال ممکن است اولین بار در مواجهه با یک فرد به شما حس ناخوشایندی دست بدهد و حس کنید که این فرد، فرد مناسبی برای ارتباط نیست. در این مواقع، شما اصرار ندارید جزء به جزء و با تحلیل و استدلال، از حرف خود دفاع کنید. اما حس می‌کنید که حاصل تمام دانش و تجربه و زندگی‌تان به شما می‌گوید که این رابطه سرانجام خوبی ندارد. در طی زمان و در طول زندگی هر فرد ذهن، تجربیات بی نهایتی را ثبت و ضبط می کند.  دورترین خاطراتی که داریم به زمانی که چهار ساله بودیم برمی گردد. از آن زمان، و در طول زندگی، با افراد زیادی ملاقات کرده و موقعیت‌های بسیاری را، چه خوب و چه بد تجربه کرده‌ایم. همه این تجربیات در بخشی از حافظه شما ثبت شده است، اگرچه نمی‌توان آنها را به وضوح  به خاطر آورد و یافتن برخی از وقایع و خاطرات بسیار دشواراست.به همین ترتیب، گاهی وقتی فردی را برای اولین بار می بینید حس ناخوشایندی به شما دست می دهد و احساس می کنید که این فرد قابل اعتماد نیست در حالی که هیچ دلیل منطقی برای این حس تان ندارید؛ یا وقتی که می خواهید تصمیمی بگیرید و بر خلاف تمام استدلالها و دلایل مثبت، حس می کنید که این تصمیمی اشتباه است.این ها می تواند به این دلیل باشند که شما یک بار با فردی با آن ویژگی ها اعتماد کرده اید و او فرد خوبی از آب درنیامده است. یا در گذشته تصمیم مشابهی گرفته اید که اشتباه بوده است.  اثر تمام برخوردها و رفتارهای ما در طول زندگی به مثابه وراثت در سلول های عصبی حک می شوند که به آن engram می گویند. ( انگرام یا رد عصبی، نورونی است که با شکل‌گیری خاطرات فعال می‌شود و زمانی که این نورون‌ها در زندگی روزانه با محرک‌هایی مانند تصویر، بو یا حس چشایی تحریک می‌شوند، خاطرات بازمی‌گردند. نمایش یا باز نمود حافظه را در مغز رد عصبی نامیده‌اند که مسیر دیرپائی است و در نتیجهٔ تحریک بافت عصبی زنده در همه بخش‌های مختلف مغز پدید می‌آید.)آثار به جا مانده در سلولهای حافظه یا انگرام ها به دلیل بار تطبیقی زیادی که دارند برای نوع بشر بسیار ارزشمند هستند و تقریبا تمام داشته های حسی ما را شکل می دهند، داشته هایی که با یک بو یا تصویر یا چشیدن یک طعم موجب بازآفرینی و بیدار شدن خاطره های مرتبط با آن می شوند.هنگامی که یاد گرفتید چه چیزی شما را تهدید می کند، بدن شما در کسری از ثانیه واکنش نشان می دهد و این شهود یا فراست است که عمل می کند. پس، شهود شما قابل اعتماد است زیرا حاصل تجربیات، کتاب ها، فیلم ها و همه آن چیزی است که در طول زندگی یاد گرفته اید.بنابراین، هنگام تصمیم گیری، هرگز نباید شهود خود را دست کم بگیرید، زیرا حاوی اطلاعات بسیار دقیقی است. اگرچه به نظر می‌رسد که شهود یا احساسات درونی (gut feeling) اغلب از جایی در درون ما ناشی می‌شوند، اما آنها نه تصادفی هستند و نه واقعاً از دل یا قلب یا شکم منشا می‌گیرند.ارتباط عصبی میان شکم و مغز غالبا این وضعیت را برای تجارب عاطفی و مشکلات ناشی از آن ایجاد می کند که به عنوان ناراحتی گوارشی ثبت شوند. هنگامی که با اضطراب، ترس یا اطمینان حس می کنید چیزی اشتباه است، ممکن است دچار پیچش معده، درد یا حالت تهوع شوید. این حالت از جایی نشأت می گیرد که اصطلاح &quot;gut feeling&quot;  یا &quot;احساس شکمی/درونی&quot; از آن گرفته شده است.منبع:https://www.migna.ir/news/58102/%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85https://motamem.org/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%AF%DB%8C/</description>
                <category>باران حاجی رجبعلی</category>
                <author>باران حاجی رجبعلی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Nov 2022 17:51:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحران ۲۰ سالگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96319896/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-vaybqgau1uat</link>
                <description>بحران ۲۰ سالگی...بله درست است بحران ۲۰ سالگی.من بارانم متولد آذر ۱۳۸۱ و از سری دانش آموزان کنکوری بودم که سال کنکورشان در قرنطینه،چهاردیواری اتاق و اخبار مرگ و میر سپری شد.سال ۱۴۰۰ وقتی سر جلسه کنکور می رفتم ۱۹ سالگی ام آغاز شده بود و انقدر کنکور فضای ذهنم را مشغول کرده بود که به هیچ چیز دیگری فکر نمی کردم.پس از انتخاب رشته و یک ترم تحصیل متوجه شدم که این رشته ، رشته ی من نیست و راه را اشتباه آمدم پس انصراف دادم و بحران از مدتی بعد شروع شد..سال ۱۴۰۰ وقتی سر جلسه کنکور می رفتم ۱۹ سالگی ام آغاز شده بود و انقدر کنکور فضای ذهنم را مشغول کرده بود که به هیچ چیز دیگری فکر نمی کردم.پس از انتخاب رشته و یک ترم تحصیل متوجه شدم که این رشته ، رشته ی من نیست و راه را اشتباه آمدم پس انصراف دادم و بحران از مدتی بعد شروع شد.بیست سالگیم شروع شده بود.یک دفعه به خودم آمدم ومتوجه یک مسئله وحشتناک شدم...اینکهمن دیگر ۱۸ ساله نیستم!انگار عقربه ها پشت سر هم می دویدند و میگفتند:تیک تاک!وقتت دارد تمام می شود و تو هنوز کاری نکردی.احساس می کردم حالا از همه عقب افتادم،طوری که حتی دستاورد های پیشین زندگی ام برایم روز به روز کم رنگ تر می شد.هم سن های من دیگر دانشگاه می رفتند، گواهینامه گرفته بودند و در کوچه خیابان های شهر ویراژ می دادند،بعضا کار میکردند و دستشان در جیب خودشان بود.و من در طوفان عظیمی از احساسات منفی به خودم غرق بودم طوری که انگیزه شروع هیچ کاری را نداشتم حتی اقدام برای گرفتن گواهینامه رانندگی.زمان گذشت تا به اصرار خانواده به مدت یک ماه آزمایشی در یک شرکت مشغول به کار شدم.این کار هر چند موقت بود ولی با آدم های زیادی آشنا کرد و به من فرصت تامل و عبرت گرفتن داد.تازه فهمیدم که خیلی از آدم ها در مقایسه با همسن و سال های خود و آدم های اطرافشان در زندگی سرجای خودشان نیستند اما این مسئله از یک عامل بزرگ نشات می گیرد و آن روحیات شخصی ومنحصر به فرد هر یک از ما می باشد.موقعیت و شرایط تو قابل مقایسه با هیچ کس نیست مطلقا هیچ کس!هیچ کس در این دنیا هم زمان روحیات ، شرایط،فضای تربیتی و تجربیات گذشته تورا ندارد پس هیچ کس نمی تواند تو باشد.تو هم نمی توانی جای کس دیگری باشی پس انقدر خودت را با دیگران مقایسه نکن و دستاوردهای دیگران را به سر خودت نکوب. خودت را فقط با شخص خودت مقایسه کن و تلاش کن تا بتوانی بهترین خودت باشی.و پیشرفت دقیقا از همین جا شروع می شود.</description>
                <category>باران حاجی رجبعلی</category>
                <author>باران حاجی رجبعلی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Nov 2022 16:56:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>