<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدجواد خوش نشین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_96464965</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:37:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3350615/avatar/B20jER.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدجواد خوش نشین</title>
            <link>https://virgool.io/@m_96464965</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روز دوم تا روز n ام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96464965/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2-n-%D8%A7%D9%85-cdolkwzhgahs</link>
                <description>کمک مربی عقده ای ؟ یا باحال؟... چه بخوای چه نخوای با این دو دسته سروکار داری که خوشبختانه گردان ما واقعا بهشت بود و کسی زیاد بهمون گیر نمیداد. اما گردان دیگه ای که همزمان با ما اعزام شده بود و فاصله ای هم نداشت رو بیچاره کردن. خیلی سخت تر بود و کمک مربی های سخت گیر تر.بیداری 4 صبحساعت 4 صبح کی بیدار میشه؟ صدای لگد به کمد بغل و داد و بیداد که بیدار شید بیدار شید. میای پایین و باید تخت آنکارد بشه و بعد بری وضعیت کامل کنی( کلاه و پوتین) و خلاصه روال هر روز. سینکم کم برنامه ها شروع میشه یه تخته وایت برد میارن یه سری نوشته مینویسن که هفته چندم آموزشه و موضوع چیه و بعدم یه کادری میاد توضیحات رو میده . بعضی کلاس ها وسط آفتاب داغ روی زمین. ( ساعت ها شما رو نگه میدارن که چی؟ که اگر بازدید بیاد ببینه که شما در حال آموزش هستی ) تخصص و منشی بودنهمین اول بگم که اگه تخصص داری مثلا تایپ چیزی بهتره بگی ( گرچه تو آموزشی میگن خوب نیست ) کارات بیشتر میشه و بستگی داره به فرمانده گروهان که باهات حال کنه سرکلاس نری و کارا رو انجام بدی یا که اول کلاسا رو بری و تا آخر هم باشی و بعد به منشی بودنت برسی.کم کم رسید به انتخاب منشی ها. یه چند نفری رو میذارن منشی و اون تایم برای این چند نفری که بودیم واقعا خوب بود. راحت تر میگذشت.  منشی ها شامل منشی آمار ( برای گرفتن آمار در هر موقعیت و هر کلاس که شروع بشه یا تو مسجد و...)  بعد از اون منشی نگهبانی داشتیم که لوحه نگهبانی مینویسه ( پیشنهاد میکنم اینو چون دیگه نگهبانی بچه ها دست شماست و یه لوحه عدالت دارین که چه کسی کجا و کی نگهبان بوده و کی نبوده و بر همون اساس بذارین نگهبان)... دیگه منشی آموزش داریم که خیلی از نظر من خوب نبود و فقط موقع کلاس ها باید بره تخته بیاره و یه دفتر هم داره که الان موضوع آموزش چیه و بنویسه رو تخته و تمام. دیگه منشی بهداری داریم که هرکی مریض شه اسمشو مینویسه که ببره بهداری و در آخر هم منشی کامپیوتر داریم که بنده بودم و خیلی حال داد بهم... چرا؟ وسط کلاس باید میرفتم لوحه نگهبانی که منشی نگهبانی نوشته رو تایپ میکردم... کادریا نامه چیزی داشتن باید میزدم و یه سری نامه دیگه و گزارش و اینجور چیزاست که کلی وقت میگرفت و هیچوقت هم تمامی نداشت و من رو از آفتاب و کلاس های خسته کننده نجات میداد. ( خدمت همینه، باید بری یه سری کار دیگه رو انجام بدی تا از یه سری کار دیگه فرار کنی) وضعیت مسجد معمولا بعضی روزا شما کلاس دارین توی مسجد ( از گرما نجات میده شمارو ، اگر اسپیلت هارو روشن کنن :) ) از خستگی زیاد معمولا دژبان میذارن که کسی نخوابه و اوایل واقعا نمیتونستیم چشما رو بیدار نگهداریم. ( درسته منشی بودم ولی یه جاهایی در ستاد بسته می شد و منم مجبور بودم برم) این که میگن وضعیت مسجد بگیرید یعنی پوتین و کلاه رو در بیاری و با دمپایی بری مسجد.کلاس های بعد از ظهربعد از صرف نهار ساعت 2 ظهر دوباره کلاس داشتیم و اینبار گرمای بیشتر و آموزش خسته کننده و کم کم رو به عملی بودن میگرفت. ( مشق صف جمع و رژه که از اصلی ترین هاست و خیلی باید رژه بری  و کار با اسلحه و ...) و یه دو ساعتی رو کار میکردن با ما و ساعت 4 به بعد هم که کلا آزاد بودیم و راحت ( باز هم بستگی داره به کمک مربی و فرمانده گروهان ) و این بین یادتون نره که اگر نگهبان باشید باید حواستون به پست نگهبانی باشه و زودتر برید سر پست. بهتره که سر موقع رفتن رو عادت کنید چون اینجا آموزشی اگه نری درسته یه تنبیه نهایت میشی و اضاف نمیخوری ولی یگان دیگه بحثش جداست.نکات تکمیلییک اینکه برای هرچیزی خودتونو آماده کنید و اینکه یه روز باب میلتون نباشه سریع بهم نریزید. بذارید روز ها بگذره و قطعا فردا بهتر از دیروزه. دوم اینکه نمیدونین وقتی اون داخل گیر میکنی چه حس عجیبی داره که هی دوست داری بیای بیرون و انگار فکر میکنی بیرون یه جای دیگست... کل وجودت به بیرون فکر میکنه ... اما وقتی بیرون میای نهایت یه ساعت اول برات لذت بخشه و دوباره میشه مثل قبل.سوم اینکه وابستگی به خانوادتون رو کمتر کنید. اگه کسی هستین که خیلی وابسته بوده به پدر و مادر باید با خودتون کنار بیاید و این جزو راهیه که همه سربازا میرن و خواهند رفت.چهارم اینکه رفیق پیدا کنید که بشه روش حساب کرد و باهم بگذرونید بعداز ظهر هارو. و خیلی کمک میکنه به گذشتن. اینکه بخوای تنهایی این راهو بری واقعا بذار کنار.الان که این متنو مینویسم جمعست و من فردا باید برم یگان خودمو معرفی کنم و امیدم به روزیه که بیام بخونم این متنو و از نوشتنش 2 سال گذشته باشه.</description>
                <category>محمدجواد خوش نشین</category>
                <author>محمدجواد خوش نشین</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2024 13:07:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز اول آموزشی پادگان 08 خاش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96464965/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-08-%D8%AE%D8%A7%D8%B4-ya6tarudjao7</link>
                <description>سلام من محمدجوادم و توی این پست قراره راجب به این دو ماه آموزشی صحبت کنم که چه گذشت و چه کردند با ما.قبل از هرچیزی وقتی خواستین برین، این سرباز کارت رو بگیرید از بانک.هر بانکی هم گفت برو بعد آموزشی بیا داره الکی میگه یا حوصله نداره کارت واست صادر کنه. من قبل رفتن گرفتم پس توام میتونی بگیری.دیگه اینکه این خاطرات برای پادگانی هست که خودم خدمت کردم. جاهای دیگه رو نمیدونم به چه صورته ( گرچه برنامه سین یکیه). خلاصه که امیدوارم این نوشته بدردتون بخوره و منم سعی میکنم زیاد اضافه ننویسم.ساعات اول ( آفتاب داغ)آقا ما روز اول با یه نمه استرس راهی خاش شدیم و از اونجایی که نزدیک بود حدود 2 ساعت تو راه بودیم و بعد هم رسیدیم. برگه سبزه سفیده نمیدونم اونو تحویل دادیم و رفتیم داخل. قسمت دیدارگاه باید اونقدری معطل بمونی که سربازا تعداشون به یه حدی برسه که شمارو ببرن واسه بازدید. ( پیشنهاد میکنم اصلا گوشه گیر نباشید و برید با بقیه حرف بزنید. حتی خود من یکیو پیدا کردم که اونم افتاده بود خاش و ما باهم رفتیم ) بعد از جمع شدن سربازا حدودا بعد از یک ساعت ما به صف شدیم و رفتیم زیر سایه برای بازدید بدنی و کوله پشتی. یه نکته که بخوام بگم و مهمه اینه که هیچی نبرید خدایی. من هزارتا پست دیده بودم راجب به اینکه چیا ببریم و یه لیست بلند بالا درست کرده بودم و کوله رو پر کرده بودم و آخرم دهن خودم سرویس شد بس که همه وسایلا رو گشتن و معطل شدم زیاد ( جز یه سری وسایل که آخر سر اگه یادم نره مینویسم)بازدید شدیم و یه جا دیگه نشستیم و دوباره معطلی و معطلی تا اینکه میبرن شمارو که اسامی تون رو داخل دفتر بنویسن ( یه دفترشامل اسم و فامیل و شغل و اینا) . اینجا ازتون میپرسن کی خطش خوبه که طبیعتا یکی بلند میشه و اسامی رو مینویسه. این جریان خوش خط بودن رو من هم پیشنهاد میکنم هم نمیکنم. چون من بلند شدم اسامی رو نوشتم و همونجا تموم شد جریان و از آفتاب فراری نشدم. وسایل استحقاقیشامل کیسه انفرادی، پوتین و دو دست لباس نظامی، ملحفه و برف و صابون و مسواک و خمیردندان و واکس و فرچه و حوله کوچک و بزرگ و ... همه رو بهتون میدن . ( انتظار نداشته باشید لباسا اندازه باشه یا پوتین اندازه باشه. اگه شد عوض کنید با بقیه اگرم نشد سر کنید باهاشون تا بعد دوره اندازه کنید لباسارو).بعد از این ماجرا هم نوبت رسید به تحویل آسایشگاه. ما 4 تا آسایشگاه داشتیم ( 24 نفره) و دقت به اینجا کنید که ما کاملا رندوم تخت گرفتیم. یه کادری میرفت داخل آسایشگاه 1 و به نوبت از سمت راست شروع کرد هرکی میرفت داخل تخت میداد. نفر اول تخت پایین نفر دوم تخت بالا.  پس اگه تخت پایین میخواستی باید جوری برنامه ریزی میکردی که درست بری داخل بهت تخت پایین بخوره). هر نفر یه کمد هم داره که یه سری وسایل اونجا میذارین مثل حوله و سلف و ...خستگیدیگه خداییش خسته شده بودیم و بعد از ظهر شده بود و باز ولمون نمیکردن . انگار داشتن زهره چشم میگرفتن. حق آب خوردن و دستشویی رفتن که اصلا نداشتیم. بوفه که بماند. نزدیک شب شد و ما رفتیم سمت بوفه برای خرید یه سری وسایل مثل کیف واکس و آینه و اینا که بذاریم برای آنکارد کمد که پولشم از جیب مبارک باید میدادیم و شد 280 هزار فکر کنم.قُرُقساعت 8.45 تا 9 شب قرق ( منع رفت و آمد) و بعد هم خاموشی و باز هم خبری از آب و دستشویی نیست. تا اینکه بشه ساعت 9:15 مثلا که بعد بذارن بری و اونم چطوری؟ اسم بنویسی امضاء بزنی و بنویسی که کجا میخوای بری. تا اینجا باشه که توی پست بعدی بگم دقیقا چیکار کردم که راحت گذشت ( خیلی راحت) و این جریان برنامه سین و نگهبانی و ... که برسیم بهش.</description>
                <category>محمدجواد خوش نشین</category>
                <author>محمدجواد خوش نشین</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jun 2024 12:01:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>