<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Nargeskhalilian</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_96771779</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-15 07:23:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2559541/avatar/cMOpR1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Nargeskhalilian</title>
            <link>https://virgool.io/@m_96771779</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ایده های شکلاتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96771779/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-vjslsxparyxb</link>
                <description>شماام اینجوری اید ؟!دلم شکلات خواست 😬همیشه هزار تا ایده دارم واسه انجام هر کاری ، واسه نوشتن ، نقاشی کردن ، درست کردن هر چیزی و یا ساختنش ولی تا به مرحله ی انجامش میرسم ذهنم سفید سفید میشه ، انگار نه انگار که تا چند ساعت یا حتی روز قبلش کلی ایده های خفن داشتم کلا ذهنم ساکت میشه و پوکر فیس منو نگاه میکنه ، منم بر بر اونو نگاه میکنم ..هیچی دیگه اگر از ارتباط چشمی احمقانه ی من و ذهنم بگذریم موقع نوشتن یا عملی کردن ایده هام باید بهتون بگم که یکبار کوچ یا مربیم توی جلسه ایی که با هم داشتیم بهم گفت ؛ اینجور وقتها باید بنویسی نرگس همون لحظه هر چیزی که انقدر برات شگفت انگیز و جذابه و به ذهنت میرسه رو بنویس .راستش اونروز تو جلسه گفتم باشه و تمام حواسم بود ، که انجامش بدم ولی در عمل متوجه شدم مثلا شب موقع خواب که ذهنم شروع میکنه نوشتن و نتیجه گیری های خفن میکنه ،من هم شبیه بچه هایی که وارد یک سرزمین و دنیای شکلاتی ، آبنباتی میشن محو شگفتی هاش و خوشمزه بودن و هیجان انگیز بودن اون دنیا میشم و شروع میکنم برای خودم سرگرم شدن تو اون دنیا ؛یعنی سوار سرسره ی خیال و لذت میشم و بهش با لذت گوش می‌کنم و به خودم میام میبینم تموم شد و دست من و گرفت اون سرزمین خیالی که خلق کرد رو نشونم داد و بعد از نتیجه گیری به سمت خروج هدایتم کرد و من اینطوری ام که فردا میشینم نقاشی ها و تصویر هایی که دیدم یا همون نوشته رو ثبت و ضبط میکنمولی زهی خیال باطل که فرداش فقط یادمه یه شکلاتی داد بهم این ذهن عزیزم تو تخیلاتم که فقط مزه اش زیر زبونمه همین و بس ...اما همیشه برام سواله که چرا آدمیزاد اینطوریه ؟!اما جدیدا سعی کردم یه دفتر و خودکار بزارم روی میز کنار تختم و یا تو کیفم و اگر چیزی به ذهنم رسید سریع بنویسمتنها ثبت موفقی که داشتم نوشتن یکی از خواب هام بود که بنظرم سناریوی خیلی جذابی داشت و یا دو سه تا ایده ی دیگه در لحظه ..حالا بهم بگید بدونم شماام اینجوری آید یا نه ؟اگر آره راه حل شما چیه و چیکار میکنیدیا مثل من فقط سوار سرسره ی شکلاتی خیالتون میشید و بعد که خواستید ایده رو بنویسید پوکر به ذهنتون نگاه می‌کنید  یا نه قبل سوار شدن سرسره سریع ایده رو مینویسید 🤔 می‌کنید یا نه قبل سوار شدن سرسره سریع ایده رو مینویسید</description>
                <category>Nargeskhalilian</category>
                <author>Nargeskhalilian</author>
                <pubDate>Mon, 08 Sep 2025 00:11:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس یا تجربه ، مسئله این است?</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96771779/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-znqze0xkzrlg</link>
                <description>سلاام سلام ، میخوام درباره ی اولین تجربه ی غواصیم و غواصی شبم براتون بنویسم و اینکه ترس از غواصی آخرین چیزی بود که من بهش فکر میکردم?‍♀️من محو تماشای غروب خورشید??☀️تلاش برای ترکیب یوگا با غواصی??همیشه غواصی برام شبیه یک آرزو بود ، ی رویا ، کل اکسپلور من به جز شنا شده بود غواصی و دنیای زیر آب ، خلاصه انقدر درباره اش هیجان داشتم و خوشحال بودم که فکر میکردم اولین دایو ام(چون قرار زیاد ازش استفاده کنم بزارید بهتون بگم درباره اش dive میشه همون غواصی در واقع ) از ذوق سکته میکنم قطعا??‍♀️، ولی نه از سر ذوق و شعف بلکه از سر ترس داشتم سکته میکردم?خب شاید بگید خب اینکه طبیعی همه ممکن بترسند ، همه آره ولی منی که از پنج سالگی شنا میرفتم و همیشه ترس از آب و حس خفگی نسبت بهش برام شوخی بود یکم عجیب بود این ترس ، میدونید چیه همیشه سر کلاس وقتی شاگردام بهم میگفتن زیر اب حس خفگی دارن و میترسن سرشون و بکنن زیر آب سعی میکردم که با آرامش و اینکه فقط ساخته ی ذهن ماست این ترس یکم آرومشون کنم و با هواگیری کلا حلش کنم..قیافه من تو آببیایید بریم سراغ غواصی ?؛ خلاصه که من بخاطر اینکه حس میکردم خیلی قرار کیف کنم و لذت ببرم دوتا دوره ی غواصی یک ستاره و دو ستاره ام و باهم ثبت نام کردم یعنی در واقع من باید هشت روز میموندم کیش و در مجموع فکر کنم حدود ۲۰ تا دایو میزدم ، با کلی سرچ و تحقیق یک جایی که از نظر مدرک و ..معتبر باشه پیدا کردم و اینطوری ثبت نام کردم..همه چی خوب و خوش و عالی بود ، یادم انقدر هیجان و ذوق داشتم وقتی قرار شد اولین دایو و بزنیم که سنگینی تانک هوایی که به پشتم بود و حتی هشت کیلو کمربند وزنه ی دور کمرم هم فراموش کرده بودم و فقط دلم میخواست زودتر برم تو اب و نمو رو ببینم?‍♀️?، در صورتیکه اولین دایو شما رو میبرن استخر یا حوضچه (اون قسمت اول دریا و ساحل تا عمق سه چهار متری و که مشخص کردن بهش میگن حوضچه ) میرید اونجا اولین بار که مهارت های لازم و باهاتون تمرین کنند برای دایو های عمیق تر ..،ولی من که ذوق دیدن نمو رو داشتم و نمیدونستم که اونجا فقط ی سری گونه های ماهی ها و اگر خوش شانس باشی سفره ماهی ها هستن فقط ، به هیچ چیز دیگه ایی فکر نمیکردم..  خلاصه،  همه چی از نظرم خوب و جذاب بود تا اونجایی که ماسک غواصی که فرقش با عینک شنا تو اینکه جلوی بینی شما رو هم میگیره و نمیزاره آب وارد بینی و چشم هاتون هم بشه ، مجبور شدم بزنم و آروم آروم وارد آب بشم ..اونجا بود که فهمیدم من بخاطر سال ها تمرین هوا گیری شنا از طریق بینی و ناخودآگاه ذهنم ، این مدل ماسک و این مدل هواگیری از دهن باعث حس خفگی و ترس میشه برای من ?‍♀️باورتون میشه ؟! همین شد که دیگه یادم رفت دارم میرم زیر آب کلی ماهی قرار ببینم و..فقط تمرکزم روی هوایی بود که از دهن انجام می‌شد،  یاد شاگردام افتادم و حسی که میگفتن دارن که حالا خودم داشتم تجربه اش میکردم?‍♀️ با همه ی اینا رفتم پایین و برای اولین بار منی که میرفتم کف عمق چهار متری میشستم که از زیر تمرینات تیمم در برم?? ، تو عمق دو متری با وجود هوا و نفس کشیدن انقدر ترسیده بودم که فقط دم و بازدم های عمیق داشتم و اون ترس جوری روی ذهن ما آدم ها تاثیر میزاره و کار خودش و میکن، که تو فقط به ترس درونت گوش میدی که ببینی چی میگه ؟ به من که می‌گفت الان خفه میشی نرگس ، همین و برو بالا و بلیط بگیر برگرد تهران?، میگفت ول کن تو نمیتونی ، الاان میمیریاا ، نگاه کن ، نفس بکش ، دیدی ! دیدی ! تنفسی ناکارآمد،  دیدی هوا بهت نمیرسه دوباره نفس بکش .. دوباره..اینطوری شده بود که من فقط دم و بازدم های عمیق و طولانی داشتم و اصلا ماهی ها رو نمیدیدم و از دنیای هیجان انگیزی که ساخته بودم لذت نمیبردم.. و حالا باید مهارت هم تمرین میکردم ، فکر کن ی مهارت بود که باید اون دیمند( ورودی هوایی که روی دهنمون میزاریم) و ما درمی‌آوریم و دورش میکردیم از خودمون و دوباره میزاشتیم تو دهنمون?‍♀️ من حس میکردم برای اولین بار که دلم میخواد فرار کنم و برم..ولی اون حس سرتق و جنگجوی درونم میگفت بمون و بجنگ شاید تونستی ، و من موندم درست که طی ده دیقه ، صد و پنجاه تا هوا مصرف کردم که خیلیی??‍♀️و داشتم سکته میکردم ولی وقتی اومدم بالا و مدرسم هم باهام اومد روی همون سطح آب بهش گفتم حسم و کوتاه و گفت طبیعی و تو عالی بودی نرگس ، انگار دوباره جون گرفتم و تونستم که برم پایین ، آخه شما باید توی ی روز بسته به عمق و تایمی که میرید پایین ، دو تا سه بار حتی دایو بزنید..وقتی کلا از اب اومدیم بالا هنوزم میترسیدم ، ترس شوخی نیست باهات تا وقتیکه بدون میتون کامل فلات بکن هر چقدر هم که باهاش میجنگی باز هست تا کار خودش و بکن ، با من هم بود چه وقتیکه رفتیم عمق شش متر چه وقتیکه حتی رفتم عمق بیست متر?ولی عجیب بود که وقتی مثلا برای بار چهارم دایو میزدم ، اون نرگس جنگجوی درونم با لبخند میگفت دمت گررم همین تمرکز تو از روی نفس ببر روی ماهی هاا به چیزای دیگه فکر کن نگااه کن اون لاک پشت بزرگ رو چقدر قشنگ?، و سعی میکردم حرفای مدرسمون و که می‌گفت ذهن تو رها کن نرگس خودش درست میشه رو گوش کنم و انجام بدم..غواصی شبخلاصه هشت روز شد که برای اولین بار پشت سر هم با وجود ترس ، توی دریای طوفانی ، دریای آروم و بارونی ?دایو زدم تا رسیدم به بخش هیجان انگیز غواصیم ، که انگار جایزه ی مبارزه با ترس ام بود برام و اون هم دایو شب بود?، دایو شب و شما توب تارکی دریا و طکوت و آرامش شب می‌زنید..واقعاا عجیب دوستان واقعاا حس عجیب و فوق العاده ایی داره?فکر کن اون پایین سکوت کامل و انگار انرژی زمین هزار برابر و عجیب همه چی آروم ، تنها جایی بود که من از تاریکی نترسیدم بلکه لذت هم میبردم?،بزارید از خاطره ی خودم براتون بگم ، ما با دوستا و مدرس عزیزمون رفتیم پایین عمق شش متر بود اولین بار ، خب من برای اینکه جزو مبتدی ها بودم اونموقع با اینکه دو ستاره بودم ، برای همین دستم تو دست مدرسمون بود و یادم ی لحظه انقدر محو اون آرامش و انرژی عجیب شده بودم که اگر من و نگه نداشته بودن الان سر از دبی درآورده بودم?رفتیم گشت زنی کردیم ، خرچنگ دیدیم و بیدارش کردیم انقدر ذوق داشتم دلم میخواست جیغ بزنم ، بعدش رفتیم نشستیم تا دعا کنیم چونکه میگن برای اولین بار اولین دایو شب وکلا دایو شب ، دعا و آرزو کنی بیشتر شنیده میشه☀️?عجیب نه ؟! خلاصه فکر کن ما نشستیم کف دریا من یهو دیدم استادمون چراغ قوه اش و خاموش کرد و بقیه بچه ها و شروع کرد تند تند دستاش و به شکل بال بال زدن تکون دادن ، حقیقتا کپ کردم ?گفتم نرگس ، ی گندی زدی دارن بهت میگن قرار اینجا کتکت بزنیم و این جزو علائم حرف زدن کتک? ، دیدم جز استادم ، دوست کناریم شروع کرد این کار و انجام دادن..همینطور هنگ و کپ کرده داشتم نگاشون میکردم که یهو دیدم دور دستای استادم پر شده از ستاره شبرنگ و کوچولو ، فیروزه رنگ که شبیه ستاره های اسمونن ولی بیشتر و آبی?منم شروع کردم دستام و تکون دادن و دیدم بله ..(اونا فیتوپلانکتون بودن دوستان که با حرکت سریع دست ما معلوم میشدن) و انقدر ذوق زده شدم که اول دوستی دستی و بعد حتی رفتم طرف دوستم که دست اونم تکون بدم بکنمش سه دستی?، که بهم ی چشم غره رفت و اشاره کرد بریم بسسس دیگه..?‍♀️?و اینجوری شد که من و در حالیکه ی دستم و مدرسمون گرفته بود که از دبی سر درنیارم ، و اون با اون یکی دستم داشتم تند تند جریانی درست میکردم که فیتوپلانکتون ها رو ببینم کشون کشون بردن بالا?میدونی چیه ، میخوام بهت بگم ترس و زندگی همین خیلی سخت خیلیی زیاد نفس گیر حتی که با ترس هامون بجنگیم و مواجه بشیم ، ولی تهش شیرین نتیجه اش انقدر گاهی لذت بخش و جذاب میشه که میارزه به اون سختی??قیافه  ی همه ی آدم ها عجیب میشه اون پایین تو عکس ها(توجیح مغزم برای آروم کردن خودش که این شکلی افتادم??)</description>
                <category>Nargeskhalilian</category>
                <author>Nargeskhalilian</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 22:26:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه تفاوتی بین هوش مصنوعی ربات ها وجود داره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96771779/%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-cuhhgl1wlhdn</link>
                <description>اگر شمام مثل من فکر می‌کردید که هوش مصنوعی ربات ، این مقاله رو بخونید حتما  اینم بدونید که ندونستن عیب نیست ، سرچ نکردن و نخوندن درباره ی اون ندونستت عیب ، قبل از اینکه شروع کنم باید بگم مطلبی که قرار باهم بخونیم درباره ی یک مقاله ایی مرتبط با هوش مصنوعی و اینکه اصلا هوش مصنوعی چیه ؟ مگه اصلا ربات ها همون هوش مصنوعی نبودن??باید خدمتتون عرض کنم که خیر تعریف هوش مصنوعی با ربات ها متفاوت هست و حتی کاربردشان،خیلی از افراد هنوز هم با شنیدن واژه هوش مصنوعی به ربات ها فکر می کنند و تصور می کنند که منظور از هوش مصنوعی همان ربات های بی احساسی هستند که برای انجام راحت تر کارها طراحی شده‌اند و قرار است در آینده جای انسان ها را بگیرند. مسئول این نوع تفکر به احتمال زیاد فیلم های علمی و تخیلی است اما واقعیت با آنچه که تصور می شود تفاوت دارد.هوش مصنوعی به انگلیسی Artificial intelligence که به طور مخفف آن را AI نیز می‌نامند، در واقع تکنولوژی است که به نحوی قابلیت تفکر دارد. البته این قابلیت تفکر با چیزی که ما به عنوان تفکر انسانی می‌شناسیم تا حد زیادی تفاوت دارد، اما در حقیقت سعی دارد تا از آن تقلید کند.امروزه شاید تعریف هوش مصنوعی خیلی متفاوت شده باشه ؟ میدونید در واقع ما هنوز هم به شکل ساده روزانه همه امون از هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم مثل همین سرچ های ساده ، کلا اگر بخوایم درباره ی هوش مصنوعی یک سری ویژگی ها رو عنوان کنیم هوش مصنوعی باید چهار تا ویژگی  مشخص داشته باشد مثل :مانند انسان فکر می‌کندمنطقی فکر می‌کندمانند انسان عمل می‌کندمنطقی عمل می‌کندحالا اهداف هوش مصنوعی چیه ؟اهداف هوش مصنوعیاساس هوش مصنوعی آن است که هوش انسان و طریق کار آن به‌گونه‌ای تعریف شود که یک ماشین بتواند آن را به راحتی اجرا کند و وظایفی که بر آن محول می‌شود را به درستی اجرا کند. هدف هوش مصنوعی در حقیقت بر سه پایه استوار است:یادگیریاستدلالدرکهوش مصنوعی (AI) شاخه گسترده ای از علوم رایانه است که مربوط به ساخت ماشین های هوشمند با توانایی انجام وظایفی است که معمولاً به هوش انسان نیاز دارند. هوش مصنوعی یک علم میان رشته ای با چندین رویکرد است ، اما پیشرفت در یادگیری ماشین و یادگیری عمیق باعث ایجاد تغییر الگوی تقریباً در هر بخش از صنعت فناوری می شود.تاریخچه هوش مصنوعیتاریخچه هوش مصنوعی به سال های جنگ جهانی دوم بر می‌گردد. زمانی که نیروهای آلمانی برای رمز نگاری و ارسال ایمن پیام ها از ماشین enigma استفاده می کردند و دانشمند انگلیسی، آلن تورینگ در تلاش برای شکست این کدها برآمد. تورینگ به همراه تیمش ماشین bombe را ساختند که enigma را رمز گشایی می کرد. هر دو ماشین enigma و bombe پایه های یادگیری ماشینی (machine learning) هستند که یکی از شاخه های هوش مصنوعی یا همان Artificial intelligence می‌باشد. تورینگ ماشینی را هوشمند می‌دانست که بدون اینکه به انسان حس صحبت با ماشین را بدهد، با او ارتباط برقرار کند و این مسئله پایه علم هوش مصنوعی است یعنی ساخت ماشینی که همانند انسان فکر، تصمیم گیری و عمل کند.هوش مصنوعی سطوح مختلفی داره که ما از اون استفاده می‌کنیم و میخوایم به بعضی از این سطوح اشاره کنیم ؛یک سیستم هوش مصنوعی بر اساس آن چه که از دنیای بیرون درک می‌کند و می‌تواند به آن پاسخ دهد، دارای سه سطح می‌باشد. هوش مصنوعی محدود، عمومی و سوپر هوش مصنوعیهوش مصنوعی محدود بسیار زودتر از انواع دیگر هوش مصنوعی پدید آمده است. این روزها نمونه های هوش مصنوعی محدود زیاد است. برای مثال رایانه‌هایی که در بازی های پیچیده‌ای مانند شطرنج ، تصمیم گیری هوشمندانه در زمینه تجارت و انواع دیگر کارهای مهم توانسته‌اند بهتر از انسان عمل کنند نمونه‌هایی از هوش مصنوعی محدود هستند.اگر بخواهیم برخی از کاربرد‌های هوش مصنوعی محدود را مثال بزنیم، عبارتند از:اتومبیل های خودران که به کمک هوش مصنوعی یاد می‌گیرند که چگونه رانندگی کنند.سیستم‌های پردازش تصویر و تشخیص چهره که می‌توانند کارهای بسیاری را انجام دهند و عملیات تشخیص هویت افراد را انجام دهند.سیستم‌های هوش مصنوعی که به انجام فرآیندهای مالی در بانک‌ها و سایر کسب و کارهای مالی کمک می‌کند.دستیارهای هوشمند که بر اساس نیازهایتان به شما کمک می‌کنند و حتی پروازها و هتل هایتان را از قبل رزرو می‌کنند.هوش مصنوعی عمومی ؛منظور از هوش مصنوعی عمومی ماشینی است که می‌تواند دنیای اطراف خود را همانند یک انسان درک کند و دارای ظرفیت و گنجایش مشابه برای انجام فعالیت‌ها و وظایفی است که یک انسان به طور معمول آن‌ها را انجام می‌دهد. در حال حاضر هوش مصنوعی عمومی وجود ندارد اما رد پای آن را می‌توانیم در داستان های دارای ژانر عملی-تخیلی مشاهده کنیم. از نظر تئوری یک هوش مصنوعی عمومی می‌تواند هم سطح انسان فعالیت کند و یا حتی در زمینه‌هایی مانند حافظه و غیره از او بهتر عمل کند.سوپر هوش مصنوعی :سوپر هوش مصنوعی در واقع عبارتی است که برای هوش مصنوعی استفاده می‌شود که سطح هوش و درک انسانی را پشت سر گذاشته و به نوعی دارای هوش فرا بشری خواهد شد. تا به حال هنوز هیچ جامعه‌ای نتوانسته به سوپر هوش مصنوعی دست پیدا کند. در حقیقت رسیدن یا نرسیدن و یا حتی زمان رسیدن به آن در حاله‌ای از ابهام می‌باشد.یادگیری ماشین ها ، جالب بدونید که حتی هوش های مصنوعی هم یادگیری های مختلف و سطح یادگیری های مختلفی هم دارند مثل ؛یادگیری ماشین (Machine Learning) یکی از زیر مجموعه های هوش مصنوعی است که به سیستم ها این امکان را می دهد تا به صورت خودکار یادگیری و پیشرفت داشته باشند بدون اینکه نیاز باید تا یک برنامه نویسی مخصوص به آن یادگیری خاص را انجام داد. تمرکز اصلی یادگیری ماشینی بر توسعه برنامه‌هایی است که بتوانند با دسترسی به داده‌ها، به طور خودکار از آن‌ها برای یادگیری خود سیستم استفاده کنند.در یادگیری ماشین فرآیند یادگیری با مشاهدات یا داده ها آغاز می شود و سیستم از مثال ها، تجارب مستقیم و یا دستور العمل ها و.. استفاده می‌کند تا به یک الگو مشخص برسد و بر اساس آن الگو شروع به تصمیم گیری و حل مسئله کند. هدف اصلی یادگیری ماشین آن است که به کامپیوتر اجازه بدهیم که بدون دخالت و کمک انسان به طور اتوماتیک یادگیری داشته باشند و بتواند بر اساس مشاهدات و داده‌ها رفتار خود را تنیم کند.یادگیری عمیق نوعی از یادگیری ماشین و هوش مصنوعی است که در واقع از روشی که ذهن انسان برای یادگیری موضوع خاصی به کار می‌گیرد، تقلید می‌کند. این نوع از یادگیری یکی از عناصر مهم در علم داده می‌باشد که شامل آمار و مدل سازی پیش بینی است. یادگیری عمیق برای دانشمندان داده که وظیفه جمع آوری ، تجزیه و تحلیل و تفسیر مقادیر زیادی از داده ها را دارند، بسیار کاربردی است و روند تحلیل و تفسیر داده‌ها را سریعتر و آسان تر می کند.به نوعی می توان گفت یادگیری عمیق در واقع همان یادگیری ماشین است به گونه ای که در سطح کارهای پیچیده، نمایش یا انتزاع، عمل یادگیری را برای یک سیستم هوش مصنوعی انجام می‌دهد و به این صورت ماشین درک بهتری از واقعیت های وجودی پیدا می‌کند و می تواند الگوهای مختلف را شناسایی کند. در ساده ترین سطح، یادگیری عمیق را می توان راهی برای خودکار سازی تجزیه و تحلیل پیش بینی‌ها دانست.دسته بندی هوش های مصنوعی ؛نوع اول: ماشین های انفعالینمونه این دسته deep blue است که یک برنامه شطرنج بود که در دهه 1990 توانست گری کاسپاروف، قهرمان شطرنج جهان را شکست دهد. deep blue می توانست مهره های روی هر خانه شطرنج را شناسایی کند و حرکت های پیش رو را پیش بینی کند. مشکل برنامه آن بود که نمی توانست تجربه های قبلی خود را به یاد بسپارد و از آن برای حرکت های آینده اش استفاده کند. این برنامه هربار تمام حرکت های استراتژیک ممکن خود و رقیب را بررسی و آنالیز می کرد و بهترین آن ها را انتخاب می کرد. این نوع از هوش مصنوعی و برنامه های این چنینی برای هدف های محدودی قابل استفاده هستند و نمی توانند به راحتی در موقعیت های دیگری کاربرد داشته باشند.نوع دوم: حافظه محدوداین سیستم هوش مصنوعی برعکس قبلی می تواند از تجارب گذشته برای تصمیمات آینده اش استفاده کند. برخی از کارکرد های تصمیم گیری در ماشین های خود ران از این نوع طراحی هستند. این نوع ماشین ها از مشاهداتشان برای تصمیماتی که در آینده ای نه چندان دور می خواهند بگیرند استفاده می کنند. مثلا اینکه لاینی که در آن در حال رانندگی هستند را عوض کنند. البته این نوع مشاهدات و تجربیات به صورت همیشگی ذخیره نمی شوند.نوع سوم: تئوری ذهناین نوع از هوش مصنوعی هنوز وجود ندارد اما اساس این عبارت روانشناختی به تمامی اعتقادات و دانش ها، آرزوها و آمال و نیت هر فرد بر می گردد و تاثیری که هر کدام از آن ها بر تصمیم گیری یک فرد دارد. این هوش مصنوعی قادر به درک و آنالیز این نوع از تصمیم گیری ها می باشد.نوع چهارم: خود آگاهیدر این دسته سیستم هوش مصنوعی آگاهی از خود و هوشیاری وجود دارد. ماشین های دارای خود آگاهی می توانند بفهمند که در چه سطح و حالتی هستند و می توانند از اطلاعاتی که بدست می آورند احساسات دیگران را نتیجه گیری کنند. البته این نوع از هوش مصنوعی نیز همانند مورد سوم هنوز وجود ندارد.و در آخر برسیم به بخشی که بفهمیم واقعا چه تفاوتی بین رباتیک و هوش مصنوعی وجود داره ، حالا که تعریف هوش مصنوعی و انواع آنرا میدونیم یکم هم با رباتیک و تفاوت هوش مصنوعی آشنا بشیم که هدف اصلی این مقاله است ؛رباتیک در حقیقت حوزه ای از علم و تکنولوژی است که با ربات ها سر و کار دارد. آوردن تعریفی برای اینکه چه چیزی را ربات می نامیم، کمی سخت می باشد، اما به طور کلی می توان گفت ربات ها ماشین هایی هستند که برای انجام یک سری کارها به صورت اتوماتیک یا نیمه اتوماتیک، از قبل برنامه ریزی شده‌اند. به طور کلی شاید بتوان گفت سه فاکتور یا عامل وجود دارند که یک ربات را تشکیل می دهند:ربات ها با استفاده از سنسورها و فعال کننده ها با دنیای فیزیکی اطرافشان ارتباط برقرار می‌کنند.ربات ها قابل برنامه نویسی می‌باشند.ربات ها معمولا به صورت مستقل (یا حداقل نیمه مستقل) عمل می‌کنند.بیشتر اوقات برای اینکه تشخیص دهیم یک ماشین جزء ربات‌ها دسته بندی می شود یا نه، کار سختی در پیش داریم چون همان‌طور که گفته شد تعریف ربات تا حدودی سخت می‌باشد. برخی از افراد معتقدند تنها ماشین‌هایی که توانایی فکر کردن و اتخاذ تصمیم دارند، ربات محسوب می‌شوند. این “فکر کردن رباتی” که گفته می شود به زیر مجموعه ای از رباتیک مربوط می شود که با هوش مصنوعی ادغام شده و برای تعریف ربات نمی توانیم از آن استفاده کنیم.رباتیک علمی است که با طراحی، ساخت و برنامه نویسی انواع ربات ها سر و کار دارد و تنها بخش کوچکی از زیر مجموعه آن است که به هوش مصنوعی مربوط می شود و با آن ادغام شده و تشکیل ربات های دارای هوش مصنوعی را می دهد.آیا هوش مصنوعی و رباتیک یکی هستند؟با توجه به توضیحاتی که برای هر دو حوزه هوش منصوعی و رباتیک داده شد، هوش مصنوعی و رباتیک دو علم کاملا جدا از هم هستند و اصلا به یکدیگر شباهتی ندارند.و در آخر باید بگیم که ؛رباتیک و هوش مصنوعی با یکدیگر متفاوتند!با توجه به صحبت‌هایی که کردیم، متوجه تفاوت هوش مصنوعی و و رباتیک هستید. اگر شاید در گذشته در ذهنتان این دو به یک معنی بوده اند، اما از امروز و پس از خواندن این مقاله دیگر نباید هوش مصنوعی و رباتیک را با یکدیگر استباه بگیرید. رباتیک، رباتیک است و هوش مصنوعی، هوش مصنوعی! کاملا جدا و مستقل از هم. تنها پل ارتباطی بین آن ها نیز ربات‌های دارای هوش مصنوعی هستند که البته آن ها هم از اجزای دیگری نیز تشکیل شده‌اند.</description>
                <category>Nargeskhalilian</category>
                <author>Nargeskhalilian</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 20:52:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کالجوش واس ماس?</title>
                <link>https://virgool.io/@m_96771779/%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%88%D8%B4-%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%A7%D8%B3-pbzt6dxcg6ib</link>
                <description>قلعه  طرق رود غذای کالجوشسلام سلام  امروز میخوام براتون درباره ی کالجوش صحبت کنم?،  بعله به دلیل اینکه خیلی آدم شِکمویی محسوب میشم وقتی مثال استادمون خانوم مجیدی درباره ی نحوه ی نوشتن محتوای اقتباسی و دیدم ، به صورت اتومات رفتم سمت خوراکی و غذا ،  دست خودم نیست میدونی ?بخاطر همون ویژگی شکمو بودن یا به قول بعضی از دوستان خوش خوراک بودن ?،  ذهنم رفت سمت نوشتن درباره ی غذایی که چند وقت بهش فکر میکردم ، میدونید چرا بخاطر اینکه این غذا رو همیشه از بچگی برای ما درست میکردن و من فکر میکردم این غذای آب و اجدادی ما و حتی به اسم ماهم باید ثبت شده باشه دیگه .. تا اینکه وقتی از دنیای خوشرنگ و قشنگ بچگی هام اومدم بیرون و بزرگتر شدم ،  و چند بار تلویزیون و اینستاگرام و ..درباره ی رسپی های متفاوت این غذا و همینکه شهر های مختلف هم ادعا دارند این غذا برای خودشون مواجه شدم.. دیگه واقعا تعلل و جایز ندونسته و گفتم هم برم دنبال جواب سوالم و هم تکلیفم و انجام بدم?، با ی تیر دو نشون زدم ،  بد مگه ؟! .. خلاصه که نشستم سرچ کردن و خوندن قبل از اینکه درباره ی تحقیقاتم باهاتون حرف بزنم ی چیزی بگم ، بنظر من ریشه و اصالت ما آدم ها خیلی مهم من همیشه به این مسئله زیادی اهمیت میدم ، و هر چیزی که مربوط به اصالت و ریشه ی وجودیم میشه رو دوست دارم حفظش کنم و نگهش دارم برای همین وقتی میدیدم که این غذا توسط ما با سنتی ترین روش طبخ میشه و حتی یک جا و یک سایت و پیج و هیچ چیزی .. یکبار هم اسم شهر نطنز ، و..نیاورده و فقط یکبار محض رضای خدا یک مستند پخش شده و نشون داده روش درست کردن سنتی این غذا رو .. خلاصه این مسئله باعث شد که این مطلب و اینجا منتشر کنم که حداقل به نوبه ی خودم یکم به اصالت و ریشه ایی که دارم احترام بزارم ? خب مقدمه چینی بسه دیگه.. (به قول خواهرم نرگس میکش مارو تا حرف بزن )  &quot;کله جوش&quot; یا &quot;کال جوش&quot;  &quot;قتقو&quot; &quot;دفکلی&quot; &quot;دوغ گرم&quot;  &quot;اشکنه قروت&quot; ..  اینا همه اسم های مختلفی که درباره ی این غذا وجود داره انگار هر شهر و روستایی براساس فرهنگ و حتی طعم و رسپی که این غذا رو باهاش درست میکردن باعث شده که ی اسم مختلف بزارن روی این غذا و هر نقطه ایی از ایران سعی کرده به نوبه ی خودش اون غذا رو با منطقه و ذائقه ی خودشون بومی سازی کنن ، مثلا زنجان با اضافه کردن گوشت ، یا تبریز با اضافه کردن کوفته ریزه و..  همین باعث شده که این غذا رسپی و حتی اسم های مختلفی داشته باشه ، و هر شهری به اسم خودش این غذا رو ثبت کن.. برای همین معلوم نیست که دقیقا از کی و کجا این غذا وارد فرهنگ ما شده ، فقط همه میدونن که برمیگرده به زمان های خیلی قدیم و دور و انگار از همون موقع ها که کشک که یک محصول لبنی برای کشور ماهست ، درست شده از همون موقع هم این غذا بوجود اومده ... خلاصه که هرچقدر گشتم و تلاش کردم که مثلا جایی رو پیدا کنم که بگن ، از زمان ساسانیان یا مثلا از زمان اشکانیان ناگهان ایرانیان به این نتیجه رسیدن که میتونند چه غذای سنتی خوشمزه ایی رو با ساده ترین و مقوی ترین مواد درست کنند ..پیدا نکردم .. ولی مثل اینکه هجده مدل مختلف برای درست کردن این غذا وجود داره ؛  • کالجوش اصفهانی :ترکیب نعنا و پیاز داغ و نمک و زرد چوبه و کشک با گردو• کالجوش آذری • کالجوش تبریزی :ترکیب سیر و پیاز و کشک و گوشت چرخ کرده ، مغز گردو و نعنا خشک و روغن سبزی مرزه خشک• کالجوش کرمانی :ترکیب کشک ، گردو ، گوجه فرنگی ، نعنای خشک پیاز و نمک و زرد چوبه• کالجوش با ماست و رب گوجه‌فرنگی• کالجوش زنجانی :عدس ، لپه و برنج و ماست کشیده و دوغ و نعنا خشک و گردو• کالجوش خوی• کالجوش کاشمری• کالجوش قزوینی• کالجوش بجنوردی• کالجوش سبزواری• کالجوش بروجنی• کالجوش اراکی• کالجوش مشهدی• کالجوش خراسان جنوبی یا قروتی• کالجوش بوشهری :ترکیب کشک و بادمجون سرخ شده و نعنا داغ و پیاز و گردو • کالجوش سمنانی• کالجوش با مرغ   اگر یک سری رسپی هارو فقط گزاشتم براینکه بقیه اشون نبودن .. وجه اشتراک تمام این مدل های استفاده از کشک و پیاز داغ و نعنا و گردو ، ولی دقیقا همین‌جاست که من حس میکنم شاید این رسپی ما محلی تر و اصیل تر ، البته ی نکته ایی بگم اینکه همه معتقدند که این غذا برای شهر اصفهان و اولین بار از اونجا اومده.. نمیدونم میدونید یا نه ولی شهر نطنز هم قبلا یکی از توابع شهر اصفهان بوده ، برای همین حس میکنم شاید این هم ممکن دلیل باشه ،  رسپی که ما داریم ماست سینه ، گردو ، نعنا داغ ، پیاز داغ ، نمک و زرد چوبه و ماست سفت اصطلاحا .. میدونید چرا بخاطر اینکه جزو غذاهای مغزی و گرمی بوده که باعث می‌شده که توی اون شرایط و محیط سرد سیر اون منطقه ،‌ مردم بتونند با قدرت بیشتری کار بکنند ، البته کار های سختی که انجام می‌دادند بی تاثیر نبوده ، یک چیزی و کلا بگم نمیدونم چقدر اطلاع دارید ولی تا جایی که من خوندم و میدونم قبلا ها زمستان ها خیلی سخت تر و حتی مرگبار تر از الان بوده ، اصلا بخاطر همین سختی زمستون بوده که شب یلدا درست شده .. خلاصه این شرایط سخت توی مناطق کوهستانی مثل نطنز و آبادی هایی مثل طار و کشه و..که پای کوه بودند که بیشتر هم می‌شده برای همین مردم این منطقه ی همچین غذایی درست کردند که طبع گرمی داره و قوت زیاد .. کلا جالب بدونید که حتی توی بقیه ی شهر ها و استان های دیگه ام این غذا رو با کشک درست می‌کردند نه با ماست سینه ، کشک و داغ میکردن تا سردی و نفاخ بودنش و ازش بگیرند ، و ی جایی مثل بوشهر بهش حتی بادمجان سرخ شده ام اضافه می‌کردند تا طبع غذا رو گرم تر کنند ،  وجود گردو و نعنا هم توی این غذا بخاطر همین دقیقا ، این غذا رو خیلی جاها و حتی ما با نون و مثل همون آبگوشت که تیلت می‌کنند  نون رو سرو میکنیم ، خلاصه باید بهتون بگم که همه ی غذاهای ایرانی ترکیب حتی ادویه هاشون با همدیگه ام ی دلیل داره که برای اصلاح طبع سرد و گرم اون غذا است.. و در آخر من طرز تهیه ی اورجینال این غذا رو از نظر خودم براتون میگم و بگم که این غذا معمولا دور چین خاصی نداره به جز سبزی خوردن و یا مغز گردو ، چونکه کلا گردو خیلی خوشمزه ترش میکن .. بهتون پیشنهاد میدم که حتما این غذا رو امتحان کنید ،  رسپی محلی غذای کالجوش (اسمی که ما میگیم) پیاز و با زرد چوبه و نمک تفت میدید و بعدش که سرخ شد بهش مغز گردوی آسیاب شده اضافه میکنید یکم که تفت دادید ، نعنا خشک و اضافه میکنید و بعدش ماست سینه به همراه یک تا دو لیوان آب نباید غلضت مواد کم باشه و رقیق باشه خیلی .. و میزارید که یکم مواد بمون و قبل از اینکه بجوش غذا تون آماده ی سرو کردن .. ی نکته درباره ی تفاوت کشک با ماست سینه بگم ؛  ‌کشک ، ماده غذایی که از خشک کردن توف (به زبان کردی، لری) یا همان شیراز (به لکی) و محلی به‌دست می‌آید. کشک در آسیا به‌خصوص در ایران و افغانستان و دیگر کشورهای همسایه ارزش بالایی دارد. این خوراکی در گونه‌ها و رنگ‌های مختلف تولید می‌شود. کشک با حجم کم خود، یک مادهٔ غذایی است که در بر دارنده تمامی ویژگی‌های شیر می‌باشد. کشک حاوی کلسیم، چربی، نمک، پروتئین و ویتامین نیاسین است. میزان انرژی تولید شده با ۱۰۰ گرم کشک حدود ۱۰۵ تا ۱۲۰ کیلو کالری می‌باشد که می‌تواند به عنوان یکی از تأمین کننده‌های انرژی مورد نیاز بدن در رژیم غذایی روزانه گنجانده شود. و ماست سینه؛   اما ماست سینه ؛ ماست و وقتی میریزن توی مشک ،‌و انقدر میزنن تا کره اش و بگیرند و ماست سفت میشه و بهش نمک هم میزنن ، از اون آبش همون دوسش و میجوش و ازش کشک بدست میاد اما ماست سینه ، اون بخش از ماستی که میمونه و هی بهش دوغ اضافه میکنن و یک فرآورده ی جداگانه بدست میاره به اسم ماست سینه ، این تفاوت فرآورده حتی روی طعم و مزه ی غذا ی کالجوش هم تاثیر داره.</description>
                <category>Nargeskhalilian</category>
                <author>Nargeskhalilian</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 15:20:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>