<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اسكلت متحرك?</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_97109393</link>
        <description>Hay</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 14:32:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1440052/avatar/bmULDq.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اسكلت متحرك?</title>
            <link>https://virgool.io/@m_97109393</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آمبولانس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97109393/%D8%A2%D9%85%D8%A8%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%B3-jdupjqceasuz</link>
                <description>زمان زيادي از بيهوش شدنم ميگذشتخيلي اتفاق ها افتاده بودندصداي نگران مادرم :ايا زنده ميمونه؟!صداي آژير آمبولانسآخرين چيزي كه به ياد دارم خنده هاي مادرم بودصداي نگران پرستار توي آمبولانس :تنفس داره قطع ميشهصداي دكتر نگران كه خود را خيلي ارام نشان ميدادبا شماره ي معكوس شُك را وارد ميكنيم١٢٣دوباره و دوباره و دوباره و…صداي پدري ناراحت كه سعي ميكرد خود را خونسرد نشان دهد و تمام تلاشش را ميكرد تا مادرم را ارام كند: چيزي نيست مطمعنم خوبميشه آروم باش:)دليل هاي زيادي براي موندم داشتم ولي در ان سفيديه يكنواخت گم شده بودميكم ديگه مونده طاقت بياريه صدايي داره بهم ميگه تو از پيسش برمياييميترسمميترسم كه برم ولي با اين حال دلم ميخواست برمبرم ،برم،برم…..مردن تنها دليل آزادي نيست!!</description>
                <category>اسكلت متحرك?</category>
                <author>اسكلت متحرك?</author>
                <pubDate>Thu, 13 Oct 2022 20:26:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلي</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97109393/%D8%AF%D9%84%D9%8A-pwfurlrvvusn</link>
                <description>الان كه دارم اينو مينويسم ساعت ٩:٠٩ دقيقه شبه روز سه شنبه تاريخ ١٤٠١/٧/١٩روزا داره سخت ميشهبخاطربخاطر مدرسه ي عزيز?امتحانات بيخودي و مجبوريزود حاضر شدن توي كلاسطوري بايد رفتار كني و باشي كه اونا ميخواناونجا نميتوني خودت باشينميتوني مثل دبستان با بچه ها بازي كنين چون اونجا (دبيرستانه) و نميتوني ازادانه باشيبايد واسه خودت بودن مسخره بشياذيت بشيچرا ؟!چون خودتيچون بايد به دلخواه اونا رفتار كنييه چند وقتيه واقعا دلم از مدرسه پرهخيلي فشار رومونهبا اينكه اول ساله و سه هفته فقط گذشته ولي به اندازه ٣سال خسته شدماميدوارم روزي مدرسه اونجوري كه دلمون ميخواد بشهجايي كه بتونيم خودمون باشيمجابي كه بتونيم ياد بگيريم چطوري زندگي كنيممينويسم تا بماند به يادگار✍???</description>
                <category>اسكلت متحرك?</category>
                <author>اسكلت متحرك?</author>
                <pubDate>Tue, 11 Oct 2022 21:45:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اون قسمت باداميه مغز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97109393/%D8%A7%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%8A%D9%87-%D9%85%D8%BA%D8%B2-xunpu4lnivpk</link>
                <description>چند وقت پيش كتابي به اسم بادام را تمام كردمبه نظرم خيلي جالب بودخلاصه ميگم در مورد پسري بود كه قسمت آميدگال مغزش مشكل داره و احساسات مختلف رو نميتونه تجربه كنهخيلي وقتا خودم را جاي اون ميزاشتم اگه منم احساس نداشتم چي ميشد ؟!به نظرم چيز جالبي ميومد !هر وقت كه :اعصبانيناراحتخشمگينو….ميشدم ارزو  ميكردم كاش من جاي اون پسر بودماما الان چيزي كه ذهنم را مشغول كرده اينه كه چه خوبه كه ادما احساس دارندچون زندگي بدون احساس هامسخره و ضد حال  ميشدفرض كن داري با خوشحالي براي يكي صحبت ميكني و اون مثل بز (من براي بر ها احترام قاعلم)نگات ميكنه و فقط سرشو تكون ميدهيا مثلا داري گريه ميكني و مشكلت رو براش تعريف ميكني و اون هيچ كاري براي اروم كردن تو انجام نميده و فقط ميگه ميگذره…اگر احساسات نبودن ماعي هم وجود نداشت(ما ميتونيم با احساسات زندگي كنيم)نشانه اي از احساسات </description>
                <category>اسكلت متحرك?</category>
                <author>اسكلت متحرك?</author>
                <pubDate>Fri, 07 Oct 2022 18:21:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطره</title>
                <link>https://virgool.io/atighefroshi/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-rshhirb8lya3</link>
                <description>دلم براي خاطره ها مون تنگ شدهروز هايي كه با هم خوشميگذرونديمروز هايي زير بارون ميرقصيديمروز هايي كه تا صبح با هم بيداوم ميونديم و فيلم ميديديمدلم براي روز هاي زيادي تنگ شدهروز هاي خوبي بود كه زود گذشتالان فقط خاطره هايمان جاي خودمان را گرفته اند</description>
                <category>اسكلت متحرك?</category>
                <author>اسكلت متحرك?</author>
                <pubDate>Sun, 27 Feb 2022 19:59:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>يه خبر بد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97109393/%D9%8A%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%AF-vfgse5orlfd5</link>
                <description>سلام درستنا متاسفانه ثمين كاملا اكانتش از ويرگول مسدود شده گفت بيام ك بگم اگه جواب كامنت هاتون رو نميده ناراحت نشيد يكم وقت ديه مياد پيشم و با اكانت من كامنت هاتونو ميخونه و ميخواد سعي كنه ك اكانتشو پاك كنه و يه جديد بزنه خلاصه كه اطلاع رساني كنيد :)</description>
                <category>اسكلت متحرك?</category>
                <author>اسكلت متحرك?</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 13:07:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احساس كافي نبودنシ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97109393/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%83%D8%A7%D9%81%D9%8A-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-wsmbdbiw3ylz</link>
                <description>كامل نبودنبعضي وقتا كه بهترين دوستامو از دست ميدم با خودم ميگم شايد به اندازه كافي كامل نبودمشايد اونجوري كه ازم انتظار داشت خوب نبودمشايد وقتي با من دوست بود احساس بدي داشتشايد اگه من يكم خودمو بخاطر اون تغيير ميدادم باهام دوست ميمونداين افكار مغزم رو شب و روز درگير ميكنهاينكه وقتي هركسي منو ترك ميكنه احساس كافي نبودن ميكنم،با خودم هي فكر ميكنم كه چيكار كنم كه بقيه تركم نكننبا وجود اين افكار نميتونستم زندگي راحتي داشته باشمبا اين افكار نميتونستم تغيير ايجاد كنمتا اينكه به اين پي بردمآدم ها و افكارشون با هم متفاوتهتا اينكه فهميدم لازم نيست كامل باشم تا همه دوستم داشته باشنفهميدم گاهي اين رفتن ها لازمهبراي اينكه باعث ميشه راه آدم هاي جديد و بهتري توي زندگيم باز بشهاز رفتن آدم ناراحت نشوچند وقت بعد از اينكه تركت كردن از اه قلبت خوشحالي :))))؛؛؛))))</description>
                <category>اسكلت متحرك?</category>
                <author>اسكلت متحرك?</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 00:04:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لحظاتي در افكار من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97109393/%D9%84%D8%AD%D8%B8%D8%A7%D8%AA%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D9%83%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-coxdiwiughi6</link>
                <description>روز ها با بي حوصلگي و خستگي ميگذشت.?هميشه احساس خستگي و تنهايي داشتم هميشه به اينكه باعث خوشحالي ديگران بشم فكر ميكردم اين باعث ميشد كمتر به خودم اهميت بدم تنها چيزي كه كمكم ميكرد همه چيزو فراموش كنم هندزفيريم و موبايلم بود♫♫ صبح كه از خواب بيدار ميشدم با خودم ميگفتم يه روز تكراريه ديگه تنهايي يجورايي رفيقم شده بود با تنهاييم حال ميكردم ولي از اونطرف خسته شده بودم در اعماق افكارك غرق ميشدم و به اينكه چگونه خودمو از اين گودال عميق نجات بدم فكر ميكردم تنها و تنها يك نفر بود كه باعث خوشحاليم ميشد روز هايي كه تنها بودم اون كسي بود كه منو از غار تنهايي بيرون ميكشيد وقتايي كه غرق ميشدم اون كسي بود كه منو نجات ميداد و با حرف هايش باعث ميشد كه از افكار مسمومم دور شوم حتي شده براي چند لحظه :)))))مرسي كه هميشه هستي㋛</description>
                <category>اسكلت متحرك?</category>
                <author>اسكلت متحرك?</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jan 2022 21:46:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفي نامه اي كه بدرد نميخوره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97109393/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%8A-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%8A-%D9%83%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87-ywosnb61hzxi</link>
                <description>اسم :گمنام معروف به el سن:٠٠:٠٠ادم اجتماعي نيستم ولي سعي ميكنم باشم ?و نويسنده ي خوبي نيستم اما از  فضاي اينجا خوشم مياد هميننن ديگههه نمد چي بگم ديه???...لالالالالالااللاهووووووووووومجبورم انقد چرت و پرت بنويسم تا بتونم منتشرش كنم ://////ديگه بايد عادت كنيد به اين كاراي من????لالالالالالالالالديشششش ديريننننن ديرينننن ماشالالالالا????خب ديگه فعلا ????</description>
                <category>اسكلت متحرك?</category>
                <author>اسكلت متحرك?</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jan 2022 18:43:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>