<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مریم قاضی زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_97288582</link>
        <description>من یک روانشناس خبرنگار و مربی مهارت‌های زندگی هستم که مثل همه آدم ها، تجربیات تلخ و شیرین زیادی در زندگی داشته‌ام.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:37:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3887201/avatar/ghzCPA.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مریم قاضی زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@m_97288582</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه نوع نگاهمان به زندگی را تغییر دهیم؟ (بخش نخست)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97288582/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-lmr9osyfkdnb</link>
                <description>اگر قبول کنیم که ما به عنوان مشاهده گر و ناظر بر جریان زندگی قادر خواهیم بود تا بر رفتار ذرات و رخداد اتفاقات تاثیرگذار باشیم، آنگاه این سوال پیش می‌آید که چگونه نوع نگاهمان می‌تواند ما را به آنچه از زندگی انتظار داریم، برساند. به عبارت دیگر اگر نتایج امروزمان در زندگی مطلوب نیست و قبول داریم که نوع نگاهمان به زندگی نتایج امروزمان را رقم زده، چگونه باید نوع نگاهمان را برای رسیدن به نتایج مطلوب تغییر دهیم؟دو مبحث بسیار مهم، مطرح شده در مکتب فلسفی اگزیستانسیالیسم، زندگی بر اساس ارزش‌ها و معنا و قبول مسئولیت انتخاب‌ها در زندگی است. مفهوم نخست به ما کمک می‌کند تا دریابیم دوست داریم زاویه دیدمان در زندگی چه باشد و مفهوم دوم بر قبول کردن پیامدهای ناشی از نوع نگاهمان و انتخاب هایی که به این واسطه میکنیم، تأکید دارد.برای مثال اگر من در مواجهه با فرزند خود، توجه لازم را در زمان لازم به وی ندارم، باید مسئولیت پیامد این بی توجهی را که می‌تواند طیف وسیعی از رفتارهای فرزندم را شامل شود هم بپذیرم و یا اگر تصمیم می‌گیرم در راستای اهمیت دادن به خود، ورزش روزانه را از سر بگیرم، باید دردهای عضلانی بعد از ورزش را هم به جان بخرم.بیایید صحبت درباره مبحث مسئولیت پذیری در زندگی را به مجالی دیگر بسپاریم و اینجا بر چگونگی تغییر نوع نگاهمان بر زندگی تمرکز کنیم.بدون شک نخستین قدم برای تغییر، شناخت آن چیزی است که وجود دارد. به بیانی ساده تر اگر می‌خواهیم نگاهمان را تغییر دهیم، ابتدا باید زاویه دید موجود را شناسایی کنیم و این امر امکان پذیر نیست مگر با خودآگاهی.خودآگاهی به ما کمک می‌کند تا دریابیم در مواجهه با رخدادهای مختلف زندگی، تفاسیر ما کدامند؟ از دیدگاه ما، هر موقعیت چه برداشتی را در ذهنمان متبادر می‌کند؟بحث مشاهده گر و ناظر بر رفتار ذرات در فیزیک کوانتوم را به خاطر بیاورید تا بتوانید این مثال را بهتر دریابید.تصور کنید به مهمانی دوستانه‌ای دعوت شده‌اید. پارتنر یکی از دوستانتان در میان جمع می‌گوید که دوستتان در هر جمعی که قرار می‌گیرد، به زیبایی الماس می‌درخشد. واکنشتان چیست؟ درباره جمله او چه فکری می‌کنید؟ به نظرتان واکنش سایرین به این جمله چیست؟ مطمئن باشید به تعداد تمام مهمانان آن مهمانی، فکر و برداشت مختلف وجود دارد و هر مشاهده‌گر، از منظر نگاه خود برداشت و تفسیر مجزایی دارد.یعنی اینکه از یک واقعه واحد، به تعداد ناظران آن ماجرا، برداشت وجود دارد.بنابر آنچه گفته شد، افکار، برداشت‌های ذهنی و احساساتی که در مواجهه با هر واقعه تجربه می‌کنیم، آن چیزی است که در وهله نخست باید مورد کنکاش و شناسایی قرار گیرد. نتیجه این کنکاش، شناخت الگوهای رفتاری و تکرار شونده ماست که سبب شده نتایج امروزمان رقم بخورد.ادامه دارد...</description>
                <category>مریم قاضی زاده</category>
                <author>مریم قاضی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 02 Aug 2025 11:44:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید نوع نگاهمان به زندگی را تغییر دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97288582/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-nsoe9xiqzckb</link>
                <description>خیلی مهم نیست که چیزی درباره فیزیک کوانتوم می‌دونید یا نه؟ اما مطمئنم بعد از خوندن این متن حتما ۲ چیز رو خواهید فهمید. اول اینکه فیزیک کوانتوم چطور می‌تونه این جمله که میگه «نوع نگاه شما به زندگی و افکارتون، زندگی شما رو شکل میده» رو به خوبی تفسیر کنه. دوم اینکه به چه دلیل باید نوع نگاهمون به زندگی رو تغییر بدیم؟یکی از مهمترین مباحثی که در فیزیک کوانتوم مطرحه، بحث مشاهده گرِ ناظر بر رفتار ذراته. یکی دوتا آزمایش معروف هم در این زمینه وجود داره که تأثیر وجود مشاهده گر و نوع نگاهش رو بر رفتار ذرات بررسی کردن و مهمترین نتیجه‌ای که از این آزمایشات به دست اومده اینه که وجود مشاهده گر و نوع نگاه اون، روی حرکت و رفتار ذرات به صورت مستقیم اثر میذاره.(اگه دوست داشتین اطلاعات بیشتر به دست بیارین، درباره آزمایش های Quantum Interference و Quantum Zeno Effect و Observer Effect مطالعه کنید).به بیانی ساده تر اگر بخوام توضیح بدم اینه که بودن یا نبودن یک مشاهده گر و اینکه چطوری به حرکت ذرات نگاه می‌کنه و اونا رو اندازه گیری می‌کنه، باعث میشه که ذرات رفتارهای مختلفی رو نشون بدن.اگر این پدیده رو از فیزیک کوانتوم وام بگیریم و از این منظر به نوع دیدگاه آدمی به زندگی و جریان‌های قائم بر اون نگاه کنیم، می بینیم که هر کدام از ما به عنوان مشاهده‌گران جریان زندگی، در اتاق کنترل نشستیم و ناظر به رفتار ذراتیم و نوع نگاه ما به زندگیه که تعیین می‌کنه ذرات موجود در عالم هستی چه رفتاری رو بروز بدن.حتما دیدین که وقتی مدام به تصادف فکر می‌کنید، یا برای خودتون رخ میده و یا در حالت‌های مختلف در معرض رخداد تصادف قرار می‌گیرید.وقتی مدام به بیماری فکر می‌کنید، همواره خودتون یا اطرافیانتون درگیر بیماری هستین. زمانی که به صورت مداوم شکرگزاری می‌کنید، فراوانی در زندگی تون بیشتر و بیشتر میشه و اینجاست که نقش خودتون به عنوان تنها مسئول زندگیتون بیش از قبل پررنگ میشه. یادتون باشه ما مسئول همه اتفاقات خوشایند و ناگوار زندگیمون نیستیم ولی به طور قطع  اینکه با هر اتفاق چطور برخورد کنیم، مسئولیت ماست.</description>
                <category>مریم قاضی زاده</category>
                <author>مریم قاضی زاده</author>
                <pubDate>Sun, 09 Mar 2025 12:25:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماندن یا رفتن؛ مسأله این است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97288582/%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A3%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-y9wxufieifgm</link>
                <description>امروز صبح هم مثل خیلی از روزهای دیگه از خواب بیدار شد ولی به محض اینکه چشمش به روشنایی آفتاب که از لابلای پرده‌های حریر راهی برای ورود به اتاقش پیدا کرده بود خورد، ناگهان از خودش پرسید: من اینجا چه غلطی می کنم؟احساس می‌کرد پاهاش فلج شدن و دیگه حتی نمی‌تونه قدم از قدم برداره. مدام این فکر توی سرش می‌چرخید که من اینجا چکار می‌کنم؟ چرا موندم؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ساعت کنار تخت، گذشت تنها چند دقیقه رو نشون می‌داد در حالیکه انگار ساعت‌ها براش گذشته بود و توی این چند ساعت تمام زندگی‌اش مثل یه فیلم سینمایی از جلوی چشماش رد می‌شد. از کودکی پر رنجش تا نوجوانی پر از دردسر و حاشیه و زندگی مشترک شکست خورده‌اش. حالا هم که به سن ۳۷ سالگی رسیده بود پر بود از ناکامی و شکست. پر بود از سرخوردگی و نا امیدی و تنها بندی که اون رو به این دنیا وصل می‌کرد، دختر ۷ ساله‌اش بود.یک لحظه به دخترش فکر کرد. اینکه چقدر دوستش داره و اینکه حاضره براش هر کاری بکنه و ناگهان از خودش پرسید:دوست دارم دخترم منو چطور توصیف کنه؟ بگه چه جور آدمی‌ام؟ اگه بمیرم چی؟ به بقیه میگه چه جور آدمی بودم؟دلش خواست که دخترش اون رو یک آدم قوی و تأثیرگذار ببینه. دوست داشت دخترش در توصیفش بگه که اون یه آدم حامی و قوی بود که هیچ وقت اجازه نداد مشکلات زندگی اونو از پا بندازن. دوست داشت دخترش بگه آدم‌های زیادی از زندگی‌اش درس گرفتن و به خیلی‌ها کمک کرده تا راهشون رو در زندگی پیدا کنن...یک لحظه چشم‌هاش رو بست و به آدمی که دخترش توصیف کرده بود فکر کرد. غرق در شادی و لذت شد و همینطور که قطره اشکی از گوشه چشمش جاری شد، لبخندی هم بر لبانش نشست.کمی پاهاش رو تکون داد. دیگه بی حس نبودن. این بار انگار انرژی وصف ناشدنی در پاهاش جاری شده بود که دلش می‌خواست تا ابد راه بره و در مسیر باشه. از جاش بلند شد. در نقطه‌ای که از زندگی‌اش ایستاده بود، دیگه جای موندن نبود. باید حرکت می‌کرد. باید به راه می‌زد تا بتونه به اون تصویری که اشک تو چشمش آورده بود و خنده بر لبهاش نزدیک و نزدیک تر بشه...********************************************************************در هر نقطه از زندگی که ایستادین، اگر حال دلتون خوب نیست این سه سوال رو از خودتون بپرسید۱- الان چطور آدمی هستم و چی دارم؟۲- دوست دارم چی داشته باشم؟۳- اگر چیزی رو که می خوام، داشته باشم، چطور آدمی خواهم شد؟این سه سوال کمک می کنه تا تصویری مطلوب از آدمی که دوست دارید به آن تبدیل شوید داشته باشید. این تصویر مطلوب همواره موتور محرکه شما خواهد بود.</description>
                <category>مریم قاضی زاده</category>
                <author>مریم قاضی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 08 Mar 2025 20:02:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>