<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amir</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_97912712</link>
        <description>دانشجوی کتاب خوان،  اگر عشق باعث شود که من از خود خواهی و خود پرستی رها شوم حاضر هستم عاشق شوم تا همه من را دیوانه و مستی عارفانه بخوانند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:12:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1870164/avatar/gvnVNG.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amir</title>
            <link>https://virgool.io/@m_97912712</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه_» درباره معنی زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-mgaoeuql8qpc</link>
                <description>اسم اثر _~» درباره معنی زندگیاسم نویسنده  _~» ویل دورانتاسم مترجم _~»  شهاب الدین عباسیانتشارات _~»  بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسهاینجا یک بخش در مورد تاریخ اشاره نموده است که اگر بشر هر نسل تمام تجارب در مورد هرچیزی که در زندگی روزمره خود کشف می کند بتواند در نسل بعد از خود به راحتی انتقال دهد دیگر انسان امروز هیچ نگرانی نداشته همه امور را با استفاده از ابزار و تفکرات انجام می داد با کمترین زمان و بیشترین بهره ولی   جالب است من شخصا تفسیر که  از کتاب دارم،یک این است که کتاب را آن طور که ما تفسیر می کنیم یا متوجه می شویم دقیقا آن چیزی نیست که نویسنده انتظار داشته پس اختلاف پیش می آید بین ما و نویسنده نسل قبل.دوم، برداشت از کتاب از یک نسل به دیگر کاملا متفاوت است آن نتیجه دلخواه را نسل بعدی نمی تواند بگرد از کتاب نسل قبل خود شان.بخشی در مورد ارمان های بزرگ بشریت یا اشهر های ارمانی در این کتاب آمده که بنظرم خیلی جالب می رسد.بشر هرچند که طرقی کرد از طرف دیگر دوباره پس می مانداگر نگاه به تمدن های بشر که ساخته در دوران قبل بیندازیم متوجه خواهیم شد که چیزی که از آن همه ویرانی و تخریب باقی مانده است،اول می آید ماشین اختراع می کند، هواپیما، اتم می سازد، کشف راه زادو ولد را پیدا می کند ولی هرچقدر هم کشفیات شان بیشتر می شود همان اندازه اختلاف بین زن و مرد عمیق تر می شود چرا دلیل اش در چیست؟انسان ها در هنگام جنگ در مقابل هم از سنگ و چوب بهره می بردند کم کم بیشرفت کردند با تیر و نیزه بعد با اسلحه دیگر با سلاح های سنگین و سبک با موشک از راه دور بعد اگر یک شهر مردن آن چیزی های جالب و مورد توجه بسازد دیگری آن را ویران و به خراب تبدیل می نماید در ساخت تمدن مصر می سازد، یونان خراب و ویران می کند،  یونان می سازد، روم ویران و خراب می کند، روم می سازد انگلستان همین کار تکرار می کند، اسلام می سازد اسپانیا به ویرانه تبدیل می کند.بعد تسپانیا درست می کند اروپا ویران کند تا چیزی باقی نماندهمین روال ادامه پیدا می کند.راجع به دین داری یا زندگی بدون دین،خیلی جالب است که از چندین دانشمند و نویسنده معروف و معتبر سوال کردند نظر خود را در مورد زندگی با دین یا بدون دین بیان نماید سر و ته زندگی یا لذت و خوشی هایی زندگی در چیست؟ شخص بنام اچ.  ال. منکن،= که تاثر فراوان روی ادبیات امریکا گذاشتچنین بیان می نماید من به همان دلیل زندگی می کنم که یک مرغ روی تخم های خود می خوابد من زندگی را خیلی اسان تر از آن در نظر میگرم که بقیه مردم از دیدگاه خود به زندگی می نگرد چون افراد دیگر با زندگی بسیار با یختی بر خورد می کند وبیش از حد جدید می گرد چون قرار نیست که تا ابد و ابدیت زنده بمانیم بلاخیره باید روزی از این دنیا برویمدانشمند دیگر نظریات خود را جالب گفت که همان طور که یک گاو شیری هر روز شیر می دهد بدون اجبار، بل از روی عشق و علاقه من هم هر روز به زندگی لبخند می زنم و کاری خود را ادامه می دهم بدون کدام دلیل یا زور با علاقه و عشق من زندگی را با نویسندگی شروع کردم چون زندگی کمی با من همیار بود شغل خوب و جالب است من هر روز می نویسم چون تمام خوشحالی و لذتی از زندگی من در آن نهفته استولی خوب یک چیزی خیلی بود من گاهی اوقات دچاری آن می شوم خودم، این است که برخی وقت ها زندگی را اگر سر و ته شان در نظر بگریم هیچ نیست پوچ و تو خالی است هرچند دنبال آن می گردم نکته به درد برخورد پیدا نمی کنم من متوجه نمی شوم که کجای زندگی یا کتاب دنبال آن چیزی گم شده ام بگردم از دوستان که این مطالب را مطالعه می نماید خواهش می شود جنبه های که از دید من پنهان یا من نتوانستم بشناسم به من یاد آوری نماید خیلی از لطف تان سپاسگزارم برای دانلود این کتاب به فروشگاه اینترنتی کتاب متنی و صوتی مراجعه فرمایید (در یافت کتاب   درباره زندگی  )</description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2024 13:46:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه _» عشق در سال های وبا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A8%D8%A7-fdlg2pifvkok</link>
                <description>اسم اثر» عشق در سال های وبااسم نویسنده _~»  گابریل گارسیا مارکزاسم مترجم:_» سید حبیب گوهری رادانتشارات:» نکورادکتاب جالب است ولی دارای چندین بخشی مختلف است که بیشتر سعی شده موضوعات مربوط به عشق را برجسته نماید و از طریف دیگر می خواهد نویسنده در تمام قسمت های کتاب به عنوان پایه و اساسی این کتاب یا زندگی عشق را قدرت اصل بیان نماید چراکه همه این کتاب با کلمه عشق اغاز میگردد در حال که جنبه های مختلف را مورد بررسیقرارمی دهند ولی تنها با عشق بو و رنگ و معنی اصلی را در می یابند و دیگر هیچ در بخشی از کتاب یک پسر و یک دختر را به تصویر می کشد که حتی در جنون می رسد پسر در روزی می رسد که حسی می کند اگر آن دختر به من نگاه کند همه چیز زندگی زیباست غذا مزه خود را خواهد داد نه چیزی دیگر برای اینکه به طرف متوجه شود ساعت های خاص را در گرمای طاقت فرسا در یک پارک نزدیک مدرسه دختر سپری می کند تا رخ یار مشاهده و نظر نماید از قدم های یار گرفته تا لباس، کفش، حرکات دست و پا، شمردن نفس های شان را احساس می کرد.تا جای که دختره یا همان عشق او متوجه می شود آن هم چنین روزی را تجربه می کند به روزی می رسد که از مدرسه اخراج می شود همه فامیل دختر عصبی و نراحت است از چنین وضعیت ولی خود دختر غمگین که هیچ تازه شاد و سرحال است گاهی اوقات در پارک به بهانه های مختلف می رود به دیدار یار در ساعت معلوم به حد نزدیک می شود که ضربان نفس هم دیگر را می توان بشمارد اما طبق قانون نانوشته روزگار یا طبیعت این طور پیش نمی رود پدر دختر تصمیم می گرد که مهاجرت نماید تا این قانون بی رحمی طبیعت پا بر جا باقی بیماند که اگر دو انسان هم دیگراخیلی دوست داشت سرحد دیوانگی دیگر زمین و زمان دست یکی شود تا این دو با هم نرسد عشق واقعی از جای شروع و فوران می شود که انسان دیگر دست خودش نیست در مرحله اول فیلتر می شود تمام عیوب و زشتی یار کنار می رود فقط و فقط زیبای ها و جنب های مثبت یار قابل مشاهده و دیدن است برای شخص عاشق و دیگر معنی نمی دهد زشتی و عیب ها شبیه این میباشد که انسان دیگر اگر عینک عاشق را در چشم بگذارد تا متوجه حال فرد عاشق شود که عینک فقط خوبی و زیبای، قشنگی معشوق را می بیند بخشی دیگر عینک کور شده و ای بین رفته هیچ نیستاینجا مراجعه فرمایید به ادبیات کوهن دری و فارسیاز زبان شاعر تبریزی که بیان می کند(اگر معشوقی را یافتی که یافتی اگر نشد سعی کو سنگ را بتراش عاشق او شو ) اینجا برداشت من این است که شاعر می گوید تا حد امکان انسان باید عاشق شود چون اگر عاشق شوی دنیا و خداوند و پیرامون تان را با یک شکل واقعی خواهد دید نه آن طور که همه مردم عادی مشاهده می کنند. برخی ها من نگاه کردم این بیت را طوری دیگر تفسیر کرده بود که جالب نبود منظور شاعر را از سنگ تراشی به بت پرسی تفسیر کرده بود که اشتباه است.عشق چیزی است که در مقابل خود خواهی و خود پرستی قرار می گیرد این کلمه من را از بین می برد که حافظ به قشنگی بیان نموده است&quot;با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی &quot;اینجا شاعر می گوید اگر شخص عاشق شد نگوید این ادم مستی شده یا به زبان عامیانه سیر خورده است چون شما در جایگاه او نیستی تا متوجه حال او شوی پس نظر ندهیدبیت دوم می گوید درد مستی هزار هزار برابر و با ارزشتر حتی اگر انسان در این درد عشق بمیردتا به درد خود پرستی دچار شودتقدیر و تشکری می کنم از طاقچه که در این ماه کتاب های عالی را معرفی کرده بود فرصت نشد و همین طور از دوستای کتابخوان در طاقچه و اشخاص که نوشته های بنده را مطالعه می کند. یا حق برای در یافت کتاب در طاقچهاینجا کلیک نماید ( عشق در سال های وبا  )</description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Fri, 16 Feb 2024 07:20:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ~_» عشق و دیگر هیچ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-pkqdp9xjtovi</link>
                <description>نام اثر:»  عشق و دیگر هیچنویسنده  :» الکساندراکلانتایمترجم:»  مهدی غبراییانتشارات:»  اژدهای طلاییکی از نویسنده های روسی است که اولین سفیر زن در دنیا معرفی شد چون او در زمان که در روسیه زندگی می کرد عضویت حزب کمونیست شوروی سابق را داشت و عضویت مرکزی حزب را برعهده داشت، او از طرف شوروی به مکزیک به عنوان سفیر رفت مدت زمان را در آنجا ماندگار شد بعد به نروژ، و هین طور به سوئد رفت تا به همین سیمت و بعد به در هنگام بازنشستگی به کشور خودش به مسکو برگشت که البته این کتاب را در هنگام تبعید نوشت عشق و دگر هیچچون اصل داستان از زبان سه زن نقل شده که یکی از آنها نویسنده کتاب، الساندرا کولانتای استپس داستان حسی زنانه است که از برخی کتاب ها و یا بیشتر از تجارب خودش که با آن حس و سختی ها یا خوبی های زندگی سپری شده به نوک قلم می آورد تا همگان را با خود شریک نمایدبسیار جالب است که در خرده های زندگی یک نگاه بیندازیم نمی توانی همه اش را راست و رست نمایم چرا که اگر بخواهیم همیشه دنبال کار و درآمد و ثروت، اقتصاد را بگیرین بخش های دیگر زندگی رها می شود از دست ما در می رود اما اگر سمت روابط اجتماعی را بگریم همیشه در فکر ارتباط با نزدیکان اقوام فامیل، یا با شخص در ارتباطباشیم قسمت های دیگر زندگی مثل حس و حال که در زندگی قرار شده از آن بهره مند شویم خیلی دور می شویمپس اگر تمام بخش های زیستن را در نظر مجسم نمایم به چیزی عجیب و غریب روبرومی شویم که تا حالا شاید کمتر شخص به آن دقت کرده باشدمثال برخی ما ادم ها یک سمت زندگی را در نظر گرفته و چسبیده به آن بعض شان از اول فقط دنبال ثروت می رود شب و روز برای هیچ کار وقت ندارد حتی اگر نزدیک ترین کسی او از دنیا رفته باشند فرصت ندارد تا به سر قبر او برود برخی شان به عبادت شبانه روزی چنان مشغول استکه اگر نگاه کنید شاید بگوید که جز این کسی به عظمت پرودگار پی نبرده است خلاصه اینکه خیلی از موضوع اصل کتاب دور نشویم اگر قرار شد تمام جنبه های زندگی را رعایت نمایم پس ما یک انسان هستیم با جنبه های متفاوتوقت در یک شهر زندگی می کنیم کسی پول برای غذا ندارد یا بر حق یک شخص ناتوان از نظر جسمی ظلم می شود قلب مان به درد می آیددر شبانه روز  عمر مان خسته درمانده از کار سمت خانه یا مکان همیشه خود می رویم تنها چیزی که امیدوار می کند ما مارا به ادامه این فرایند کلمه است بنام عشق حالا این رااز یک دوست دریافت نمایم یا همسر، خانواده، یا به قول غربی های دوست پسر، دوست دختر، هرچه که اسم شان را بگذارید جالب است گاهی اوقات ادم ها با سخت‌ترین شرایط بدترین محیط زیست شان کنار می آید چرا که حس می کند کسی مخفیانه یا عامیانه او را دوست خواهد داشتدر اینجا نویسنده وقت حرف از عشق می زند می گوید من با بدترین شرایط سخت‌ترین کار ها هم وقت این حرف را می شنیدم به من می گفت &quot;دوستت دارم &quot; همه از یاد می بردم یا گاهی از خواب بلند می شدم همه چیز های که از عشق باهم بودن حس می کردم به قلم می آوردم یا در مکان هایکه با هم رفته بودیم انگار آن روز ها تمام دنیا طوری دیگر بوده است که من آن حس را دیگر هرگز درگ نتوانستم به تنهایی حتی وقت های بود که صد ها کیلومتر راه با قطار می رفتم حسابی زیر قرص می رفتم تا به عشق واقعی برسم بدون توجه به مسافت و هزینه که برای من داشتکتاب قشنگ بود ولی من تمام یادداشت های من تنها از این کتاب نبود نظریات خودم با درگ و مفهوم کتاب را یاد داشت کردم برای چالش کتابخوانی طاقچه در بهمن ماه  &quot; کتاب های را بخوانیم که عشق را به زندگی مان می افزاید &quot;برای دریافت کتاب اینجا( عشق و دیگر هیچ ) امیر.</description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jan 2024 11:04:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه» تولستوی مبل بنفش</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-f6asflsvvz4m</link>
                <description>نام اثر،،،_~» تولستوی ومبل بنفشنویسنده ~_» نینا سنکویچمترجم ~_» لیلا کردانتشارات  _~» کوله پشتیکتاب است که جالب از واقعیت های زندگی خود شروع می کند و می خواهد چند موضوع  به تصویر بکشد که بیشتر آن موضوعات را همه مردم دنیا با آن سرو کار دارند البته هرکس به رویش خود وارد عمل می شود نویسنده هم می خواهد طریق برخورد مشکلات زندگی  را از دیدگاه خودش بررسی و دنبال راه حل می گشته تا شاید یکی از بهترین را ه حل را پیدا نماید.اولین،  موضوع را که به تصویر می کشد، مرگ خواهر او هست که می خواهد هر کاری را انجام می دهد کمی از درد های از دست دادن خواهرش را به باد فراموشی بسپارد ولی موفق نمی شود چرا که چنین کاری ناممکن است شخص که از دنیا رفته بر نخواهد گشت باید با این مشکل به هر طرق شده کنار بیاید،بعد تلاش می کند تا حسابی خودش را مشغول کار های روزانه نماید سر کار می رود و هنگام برگشت از دوباره خود را سرگرم می کند که اصلا ذهن اش فرصت پیدا نکند تا به فکر فرو رود،  با کار باز هم خیلی موفق نمی شود چرا که نزدیک یک سال میگذرد هنوز غمی خواهرش را با خود دارددنبال راه حل های دیگر می گرده تا متوجه می شود که برخی از دانشمندان در چنین مواقع کتاب خواندن را پیشنهاد می کند که جالب است که وقت شروع به مطالعه کتاب می کند اول یک وب سایت راه اندازی می کند بنام هر روز یک کتاب بعضی بخش های از کتاب را با خوانندگان به اشتراک می گذارد تا هر کسی مطابق سلیقه خود از آن کتاب برداشت نماید جالب است توی این راه واقعا موفق می شود تا هر روز یک کتاب مطالعه نماید و تمام کتاب خوان ها را به چالش می کشد چون واقعا کار بس دشوار است که در یک سال هر روز یک کتاب مطالعه کند تا ارقام کتاب های شان به سه صدو شت و پنج برساند.اینجاست که هر کتاب را وقت  مطالعه می کند برخی شان بعد از تمام شدن کنار می گذارد کار به آن ندارد ولی برخی شان را یادداشت برداری می نماید که این کار شان دو دلیل عمده دارد یک این کتاب با تمام جزئیات شان به ذهن خواننده می ماند می داند نقاط ضعیف و برعکس نقاط شان کتاب کجاست و دوم اینکه کتاب را می تواند برای صاحب و نویسنده کتاب هم با تمام جزئیات بیان نماید این یک کمک بزرگ به نویسنده کتاب خواهد بود.معمولا کتاب خوان حاضر به چنین کاری نمی شود بعد از مطالعه سریع کتاب را کنار می گذارد کار به آن ندارد.جالب اینجاست که حالا نویسنده متوجه یک چیزی جدید و عجب غریب شده من حالا به دو بخش تقسیم شدم چرا که یک بخش من کنار جنازه خواهرم ماندگار شده در بیمارستان در آن اتاق که بیمار بود تا هنگام که فوت شد و از دنیا رفت همیشه به روز های که به بیمارستان بودم تا به او امید دهم هرروز وقت ملاقات با او سعی داشتم به هر طرق و فنی شده او را بخندونم مثلاً شلوار گشاد با کمر بند عجب تا حسابی با دیدن می خندید اصلا نمی توانست جلو خنده خود را بگردو من هم خیلی خوشحال می شود وقتی خواهرم می دیدم با ان چهره زیبا و نازنین اش از ته دل  می خنده،حرف خود نویسنده این است که من سعی کردم همه راه ها را امتحان نمایم یک راه حل واقعی برای فراموشی از دست دادن خواهر از دنیا رفته ام پیدا کنم ولی متاسفانهتلاشی بیهوده بود خود مشغول هر کار می کردم به محض کم شدن کار یا خلوت شدن ذهن سریع به سراغ درد و رنج های خواهرم و تمام ماه ها و روزهای که در بیمارستان بودم می رفت که خود هیچ کنترل روی آن نداشتم،آخرین چاره من این شد که مرگ خواهرم بخشی از زندگی مرا تشکل دهد و من با بخش خیلی خوب کنار بیامدر هر تصمیم که بگیرم باید با آن بخشی مشورت نمایم بعد نتیجه کلی را اعلام نمایم،نکته که برای شخص من خیلی جالب بود این است از این کتاب که تا حالا فکر کرده ام که انسان ها را از چه راه های می توان شناخت، قبلاً شنیده بودم از دکتر رفیعی که می گفت برای شناخت انسان ها سه راه وجود دارد ولی برای هر کسی این سه رویش وجود نداشت، بررسی بعد  اجتماعیدوم بعد سیاسی، سوم بعد عبادی خوب این رویش برای ادم های بزرگ جواب می دهد نه دوست و رفیق خود مانچون خود دکتر این سخنان را بیان می کند برای شخصیت امام حسین علیه السلام.ولی اینجا نویسنده راه حل خیلی جالب و راحت را پیشنهاد می کند که قابل دست رس و امکان پذیر استاگر می خواهی خواسته های ادم ها و درون انها را بشناسی یا پی ببری با هدیه گرفتن ین کتاب به راحتی تمام ذهن آن می خوانی البته کتاب که مورد علاقه و نظر شخص باشد و بخواهد به شما پیشنهاد نماید باین کار تمام اسرار ادم ها عریان می شود چیزی دیگر به درون آو وجود نداردبرخی ادم ها از کتاب های رمان، جنایی، مجازی غیر واقعی، رمان های عاشقانه، داستان های خیال پردازی را خوش داشته باشد،  نمی توان اینکار کرد،در واقعی اگر بعد از خواندن کتاب نظر خود را در مورد کتاب بگوید نباید مسخره نماید چرا که توهین به کتاب مورد علاقه شخص چیزی نیست جز توهین به خود آن شخص.تشکری می کنم از خوانندگان خوب که نظریات من را در مورد این کتاب مطالعه می نماید برای دریافت کتاببنام (تولستوی،مبل بنفش) اینجا کلیک نماید.</description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jan 2024 21:41:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه _~» واقع نگری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9-%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C-xbmutbhex4iy</link>
                <description>اسم اثر_~»  واقع نگرینویسنده _~»  هنس روسلینگ، اولا روسلینگ، انا روسلینگمترجم _~» عاطفه هاشمی، سید حسن رضویانتشارات _~»  میلکانکتاب جالب است از چندین نگاه اول اینکه از تجارب خود یکی از نویسنده ها که خودش اعتراف می کند قبل از اینکه به دانشگاه برود خیلی عاشق سرک بوده است نه درس و تحصیل همیشه  تا کم کم متوجه می شود که باید درس بخواند و هم هنر سرک را آنجا دهد،این کتاب حاضر از ذهنیت یک شخص تراوش نکرده بلکه از سه نویسندگان متفاوت است که می توان گفت نگاه کردند به جهان پیرامون قطعا متفاوت است به کتاب از جوانب های متفاوت اندیشیده شده جذابیت اش همین خواهد بوددر این کتاب نویسندگان تلاش کرده است که اگر بخواهیم یک کشور در جهان بررسی نمایم که چقدر پیشرفته و یا طریقی نموده است از بررسی و آمار های خیلی ساده و آمار واقعی که از طریق سازمان ملل جدول مرگ و مری کودکان جهان بدست مان می رسد بررسی و نتیجه گری و تجزیه و تحلیل نمایم.چیزی که در کتاب آورده این است که به عنوان نمونه که متوجه شود از طرقی یک کشور در دنیا آمار مرگ و مری از سه کشور جهان را مرور نمایم طبق کتاب چون من اصلا تا حالا به چنین موضوع به این مهم فکر نکرده بودم آمار مرگ و مری اطفال از جدول سازمان ملل کشور مالزی 14 در صد،  کشور عربستان 55 در صد و کشور های دیگربه این نتیجه می رسیم که در کشور عربستان چه در صد خدمات به مردم عادی خواهد رسید.یعنی 55 در از بچه ها قبل از سن پنج سالگی از بین می رود حالا از وضعیت بهداشت، درمان، سواد خواندن و نوشتنمادر گرفته تا همه خدمات که از طریق دولت شان به انها خواهد رسید خوب می آید این آمار ارقام را با ده سال قبل اش مقایسه می کند تا به نتیجه واقعی برسد.کشور عربستان با آن در آمد بالای نفتی حاصل شان حتی نتوانسته خدماتی به اندازی کشور مالزی ارایه نماید به مردم کشور شان.پس کشور مالزی خیلی نسبت به عربستان خدمات جالب تر داده است.البته در قسمت های ادامه کتاب نویسندگان سعی می کنند که وضعیت زندگی انسان ها را از تاریخ 1994 به موریخ امروزی مقایسه نماید که مشاهده یک اماری جالب می شود که آمار شان تقریبا قابل قبول است همه از آمار های سازمان ملل گرفته می شود از نظر مرگ و مری کودکان فعلا که خیلی کاهش یافته یعنی جهان در حال تغییر بزرگ است براساس تاریخ 1995 که کشور های جهان را به گروه تقسیم می کردیم کشور های توسعه یافته و کشور در حال توسعهدلیل شان این بود که کشور های غربی را توسعه یافته می گفتند که مرگ و مر کودکان کم، خدمات شان خوب و همین طور سواد شان خوب بودند ولی به مروری زمان این جایگاه تغییر کرده است که  دیگر لازم نیست دولت های دنیا را به  بخشی تقسیم نمایم.یا بگویم کشور ها را به فقیر و ثروت مند تقسیم نمایم حالا نویسندگان دولت های را سطح بندی کردندسطح یک، سطح دو، سطح سه،  سطح چهار،سوال، در کدام سطح بیشترین جمعیت جهان زندگی می کنند؟شاید اکثرا بگوید سطح 1 ولی اشتباه است،سطح یک حدود یک میلیارد نفر زندگی می کنند که در خط فقر زندگی می کنند همان طور که با در امیدی کم دارد هم کم کار و تلاش می کند در شبانه روز بقیه سطح در آمد بالا ساعت کاری زحمت شان زیاد است تا از رفاع و امکانات قابل توجه برخورد دار باشد.نکته قابل توجه من در این کتاب یک درس بود که از زبان یکی از نویسندگان کتاب که استاد دانشگاه بودند گفت در اول شاگردان من که درس می دادم یک باور غلط داشت که میگفت آنها هیچ وقت نمی تواند مثل ما غربی ها ثروت مند و با سواد شود، چرا که ما خیلی پیش هستیم.و من سعی کردم برای شان توضیح دهیم این کلمه شان درست نیست ما انسان ها تفاوت زیاد با هم نداریم حالا شاید از نظر محیط، جعرافیا،  دیدگاه مردم شان تفاوت داشته باشند نه اینکه تمام شان را این گونه قضاوت نمایمحالا دیگر برای شان حل شده ما یعنی کشور های غربی و دیگر کشور ها تفاوت زیادی نخواهد داشت ـولی ما همه خود را مسلمان می دانیم هیچ گاه چنین تلاشی نخواهیم کرد تا حق و عدالت را بپذیریم اما فقط شعار می می دهیم پیروی واقعی اسلام هستیم.جالب کتاب اینجاست که می آید تمام مرز های جعرافیای را که خود کشور ها درست کرده است به چالش می کشند و از میان بر می دارد فقط جهان را به چهار سطح آن هم بر اساسی در آمد و کار زحمت روزانه اش تقسیم می کنند دیگر کشور یا اینها و ما یا غربی و دیگران باقی نیست یا بگوید کشور های در حال توسعه یا توسعه یافته دلیل این ها این بود که در سال 1999 میلادی برخی کسانی که تحمل ارامی در بین کشور هارا نداشتند آمدن یک سری برنامه راه انداختن که مقایسه نمودن دو کشور از نظر اقتصادی مردم شان و از نظر توانای زنان در مقابل مردانش.در مکزیک در بخشی ریاضی از مردان و زنان آموزن های  گرفتند که به قول و آمار و ارقام خود شان ثابت کردند که زنان کند ذهن تر است نسبت به مردان که یک دروغ و اشتباه بوده در حال که چنین چیزی امکان ندارد چطور ممکن است در یک کشور تمام زنان در ریاضی از مردان نمرات خیلی کم در یافت نماید دومین کار بین تمام مردم یا مردان کشور مکزیک تلاش کردند که چه کسی از همه شان ثروت مند استبعد همین کار را در کشور ایالت متحده امریکا انجام دادند که به این نتیجه رسیدن از دیدگاه خود شان مردم و کشور مکزیک پایین تر از کشور امریکا قرار دارد.خوب حالا هم اختلاف در سطح بندی هم وجود دارد و هم مقایسه افراد از دیدگاه خود هر شخص اما در حد کمتر از کشور حداقل خود مردم دنیا در بین شان رقابت وجود دارد گرچه مقایسه انسان خود با دیگران هرگز تمامی نداردباید خود را در بلای یک ساختمان یا کوه قرار دهد و همه را در پایین ترین نگاه کند و تمام مردم را کوچک بیبینددر حال که مردم آن شخص را کوچک می بینددیگر اینکه آمار های که از رسانه ها یا مطبوعات در خوری مردم می دهند نمی توان کامل رد نمود یا باور کرد یک سری بخش هایش مربوط به دولت یا یک دیکتاتور است دروغ یک بخش های مربوط علم یا پیشرفت علم است ارزش شنیدن و اتلاف وقت را دارد.مقایسه سطح ثروت و اقتصادی مردم جهان از سال 1997 تا سال 2017 را بررسی نموده است که آمار جالب توجه استدر سال1997 کشور چین 42 در صد در فقر مطلق قرار داشتند در 2017 این عدد کاهش پیدا کرده کمتر از ده در صد،  در هند همین طور به کمتر از 13 در صد است و کشور های افریقایی در سال های اخر از 14 در صد به چهار در صد کاهش پیدا کرده است،در سال 1960 یک فاجعه انسانی در چین رخ می دهد که همه مردم دنیا شوکه می شود وقت این خبر میشنود از فقر و قطع مطلق حاکمان دیکتاتور آن کشور از حاکمان کوچک زیر سلطه خود مالیات جمع آوری می کردند هر سال در سال دار و نا دار شان را به دولت تحول می دهد بعد از چند ماه آدم خور هارا دید اگر کسی از مناطق زنده بود یا جسد و استخوان ها را پیدا کردنددر آن سال که برنامه غذای سازمان ملل نبود بعد آن سال برنامه غذای تشکل شد در مناطق آسیب دیده کمک می رساند از طرف سازمان ملل، کتاب جالب است برای اشخاص که بیشتر دنبال آمار و ارقام تاریخ گذشته و مقایسه شان با حال است برای در یافت کتاب (واقع نگری) کلیک نماید.</description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Wed, 06 Dec 2023 07:53:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه _~» فرهنگ و زندگی روزمره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-rfm0l5x7ozjk</link>
                <description>عکس روی جلد کتاب فرهنگ و زندگی روز مرهنویسنده _~»  دیوید انگلیسمترجم-_» علیرضا مرادیانتشارات ~~» تیساکتاب است که چند تا موضوع اصلی دارد که سعی می کنند بیشتر روی آن نکات اصلی بچرخد و خوانندگان را هم مشغول آن چند نکته نماید.یک،، در ابتدا شروع می کنند به بررسی و مقاسیه زندگی هر روز دو شخص از یک جامعه و از دو طبقه متفاوت و در یک مکان مشابه را کورد بررسی قراردادن یک خانم که برای گذراندن زندگی خود مجبور است بسیار با مشکلات کار نماید و دست و پنجه نرم نماید تا زنده بماند از نظر اقتصادی  این خانم باید از اول صبح دقیق سر کار حاضر شود و تا آخر برنامه کار نماید حق ندارد زود یا دیر به کاربرود حالا گذشته از آن که چه فشار های روحی و روانی را می کشد ولی یک مرد که در این جامعه زندگی می کند فرض نماید که این مرد در یک دانشگاه استاد باشد چقدر در موقع سر کار رفتن و برگشت از کار اگر دیر برود یازود تغیرات زیاد در اذهان دیگران و اطرافیان ایجاد نخواهد شدچرا که اینجا دو سوال مطرح می شوداولین این که طبیعت و تاثیرات آن بروی جامعه انسانی.دومین سوال (تمدن) فرهنگ است که برای انسان تعیین تکلیف می کنند.یک. طبیعت بروی جامعه انسانی، انسان مانند هر موجودی دیگر وقت که در طبیعت می زیسته همان طور که یاد دارد که غذا بخورد و مواد مصرفی خود را بدست آورد فضولات و ادرار خود را از خود دور نماید در هر جا که خواسته باشندشبیه حیوانات و موجودات دیگر اما اینجاست که فرهنگ به درد انسان می خورد پس فرهنگدر واقع تعیین می کنند که چطور باید رفتار نماید انسان و فرهنگ به ادم ها می فهماند، مثالهای استفاده از توالت و یا ذهنیت ساختاری توالت را هنگام استفاده آن را، در ارتباط با انسان های دیگر را می آموزد و هم چنان حرام و حلال را به انسان مسلمان یاد می دهند.نکته دیگر که در این کتاب اشاره می کند.رویش های استفاده از فرهنگ های متفاوت است که در یک جامعه فرهنگ خوب و عالی باشد ولی همین فرهنگ در یک جامعه دیگر فحش و ناسازا تلیقی شود و یک سری حرکات بدنی یا خرده فرهنگ های است که به طور خود کار از یک نسل به نسل دیکر انتقال پیدا می کنند بدون دخالت انسان ها، چون شبیه مراث یا ارث است که از یک نسل به نسل دیگر بروز می نماید.خلاصه فصل اول این است که در یک جامعه بستگی دارد که چگونه از جسم خود استفاده یا پرورش دهد اگر جدا از زنان و مردان در نظر بگریم این است که یک جامعه مدرن با یک جامعه ساده که فرهنگ زیاد روی آن تاثیر نکرده متوجه می شویم که در جامعه مدرن بیشترین تاثر فرهنگ را داشته باشند مردم، جوانان، نوجوانان از ورزش های متفاوت استفاده کرده اندام و جسم شان کاملا متفاوت است و هم جامعه سالم تر و با روحیه جالبتر است نسبت به جامعه ساده و سنتی که از هیچ کدام مثال ورزش یا کدام فعالیت دیگر برخودر دار نیست.اگر بخواهیم که جامع مدرن را با جامعه سنتی در غرب مقایسه نمایم جالب خواهد بود چرا که، در جامعه سنتی در قرون وسطی یک زن بیشتر زندگی روز مره اش را تنظم می کرد تا با برنامه وارد کلیسا شود در واقع زندگی خود را تنظم می کرد و از همه چیز به عبادت با رویش خود می پرداخت برایش اهمیت خواص داشت ولی فعلا کهجامعه مدرن جای آن را گرفته مردم غرب به چندین گروه تقسیم می شود گروه از مردم از یک دیکتاتور پیروی می کنند چرا که از قدرت آن وحشت دارد و گروه دیگر از مردم غرب نخبگان پیروی می کنند که اکثریت را تشکل می دهددر واقع پیروی از نخبگان پیروی از بورکراتیک است که در جامعه امروزی غرب از آن پیذوی می کنند.پذیرفتن قوانین و مقررات است به نوع غربی آن که چگونه این قوانین را تدوین و در خورد مردم خود می دهدحالا به جای عبادت در کلیسا فقط اقتصاد و ثروت را از همه جوانب مد نظر گرفته تالش می کند حتی اگر بتواند با تطیل کردن یک شرکت یا تجارت سودی به دست آورد حاضر خواهد بود این کار را انجام دهید.به قول دکتر رفیعی جامعه مدرن  غربی ها یک جامعه مصرفی است که فقط کالا تولید کنند و به مصرف برساند شبیه حیوانات دگر نه انسان فقط به خواب و خوراک خلاصه می شود و تا زنده است بعد از مرگ دور انداخته شود دیگر هیچ معنی ندارد در جامعه غربی،  درست است که از نخبگان پیروی می شود ولی نخبگان به دست سیاست مداران، دین سیتزان و سرمایه داران است که تعیین تکلیف می شودتا از اندام و چهره زیبا و معصوم زنان در خیابان ها در بخشی های از تجارت سرمایه داری که جلب توجه مردان ناپاک قرار گیرد و از هم پاشیدن خانواده را فراهم کردندحالا این خیانت بزرگ را با پوشیش حقوق بشر جلوه داده است با جرات بیان می کند در زندگی مشترک مرد و زن باید در همه جا مساوی باشند جدا این اینکه بدن مردان چه ویژگی دارد یا زنان از جسم و روحیه لطیف که از طرف خدا بر آنها اعطا شده برخورد دار است کمال تشکر دارم دوستان بزرگوار که وقت با ارزش شان برای مطالعه نوشته من از  برداشت ام از کتاب برای بدست آوردن کتاب اینجا کلیک نماید(فرهنگ و زندگی روز مره)</description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Wed, 29 Nov 2023 07:51:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه_~» خرده عادت ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7-o4e745kvahay</link>
                <description>خرده عادت ها اسم اثر،«»  خرده عادت ها نویسنده _~»  جیمز کلییرمترجم ~_» زهرا صادقی انتشارات _~»  میلکانیکی از کتاب های است که در واقعه خیلی با ارزش است چرا که بیشتر بخش هایش عملی است یعنی همانطور می خوانید می توانی استفاده نماید در زندگی روزمره خود کتاب عملی است من خودم این کتاب یک سال قبل خواندم ولی تمام کتاب را حالا به  یاد دارم و با تمام جزییات آن چرا که در عمل پیاده کردم و از شان استفاده نمودم به همین دلیل می گویم فوق العاده است این کتاب بنام خورده عادت ها هر کاری از اول خیلی سخت و طاقت فرسا است ولی وقت که وارد شویم متوجه می شویم که خیلی سخت نبود فقط اول دل و جرات می خواستند که این کتاب به ما می آموزد چطور باید یک کار را شروع نمایم و بعد کم کم تبدیل به عادت نمایم برای خود مان، خودم از سالی گذشته تا حالا چندین عادت خوب برای خودم بی وجود آوردم که در نظرم جالب است که با شما به اشتراک بگذاریم، اولین عادت تعقیبات نماز یومیه است که من چندین بار تصمیم گفته بودم ولی از پس انجام دادن آن بر نیامده بودم اما با کمک این کتاب حالا تعقیبات خواندن بعد از هر نماز برای اسان و لذت بخش  شده که حالا انجام ندادن آن برایم از انجام دادنشان سخت  است و عادت دیگر مطالعه کردن کتاب ها بود برایم خیلی راحت شد هر کتاب را بخواهیم به سادگی مطالعه می کنم بدون هیچ دلیلولی یک کار باقی مانده که هنوز فرصت آن پیش نامانده نوشتن داستان است که کمی هم وقت بیشتر  و شهامت هم نیاز دارد که به نظرم زود باشد جالبی کتاب اینجاست که اول خیلی کم و اندک شروع می کند به انجام یک عادت به حد کوچک و ناچیز است که اصلا ذهن خود را درگیر آن چیز های خرد نمی کند ولی هرچند زمان می گذرد آن عادت قوی و با قدرت می شود رشد می کند و کم کم ریش گذاری می کند در وجود انسان تا به عادت عالی بدون ترس در ذهن انسان تبدیل می شود که دیگر هرگز نمی توانی آن را به فراموشی بسپاری خیلی کار های بزرگ از همین رویش ساده شروع کردند.   و دارای گرما انتخاب کردند این کار چنان جواب مثبت دادن که همه مردم این کشور شوکه شدند در آن کشور انگلستان چندین برنده که داشتن هیچ که حتی مقام اول در جهان را کسب نمودند با چند کار در ظاهر ساده اما با دقت و پشت کار تمام که این مربی از پس آن بر آمد ما و شما هم می توانیم کار های خیلی کوچک در مدت زمان طولانی یک شخص برنده و حرفه ای در آن بخش شویم فقط کافی است که تکرار آن کار و حرفه با پشت کار همراه باشد چیزی دیگر لازم  ندارد اگر من تصمیم بگیرم   که باید یک نویسنده برجسته شوم باید هر روز از صد تا صد و.پنجاه جمله را بنویسم تا کم کم وارد دنیای نویسندگی شوم.  برای در یافت این کتاب اینجا کلیک نماید تشکر  ( خرده عادت ها ) </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Sat, 11 Nov 2023 23:15:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه _~» خود آموز فلسفه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-adcp70qltcgr</link>
                <description>کتاب خود آموز فلسفه کتاب جالب است چرا که در مرحله اول میاید مخاطبین خود را به دو گروه تقسیم می کند گروه اول،،، شامل اشخاص می شود که فلسفه را کامل بلد هستند مشکل هم ندارد ولی گروه دوم _~»  شامل آن دسته از افراد میگردد که فلسفه را تا جای متوجه می شود ولی باید روی برخی بخش های آن بیشتر دقت و تمرکز نماید تا برای شان قابل فهم شود.  نام اثر _~»  خود آموز فلسفه نویسنده _:« مل تامپسونمترجم _~» بهروز حسنیانتشارات _~»  نشر نو کتاب است که خیلی چیز هارا به چالش می کشاند اگر در جهان نگاه گذرا نمایم زیاد به مشکل نخواهیم خورد چرا که همه چیز ساده و عادی به نظر می رسد بخصوص ما مسلمانان که تمام چیز را در طبیعت موکول می کنیم به پروردگار  و یا در نهایت می گویم هرچه خدا بخواهد آن خواهد شد مثال در تقدیر من چنین و یا چنان بوده است در حال که جهان هستی خیلی پیچیده و دارای رمز و راز های نهفته در پشت پرده درگ و فهم است اگر ما در طبیعت یک چیز ساده را در نظر بگریم به خیلی چیز ها پی خواهیم بردمثال یک درخت را در نظر بگریم از آن به چه نتیجه خواهید رسید از نظر پرودگار آن که چیز های مانند رنگ آن چقدر متناسب با بقیه اعضای آن انتخاب شده  قشنگی، زیبای آن را که دقت کنید دوام آن را در مقابل گرما و سرما، تغیرات فصل آن را در هر فصل یک شکل خاص و متناسب با آن فصل در می آید جالب است  از فصل بهار که شروع به جوانه و رشد،  شکوفه و گل می کند  ، همین طور، در فصل بعدی یا تابستان که کم کم آماده  می شود برای باردهی در پاییز می رود به طرف زرد شدن برگ هایش و در زمستان که به خواب می رود همه این ها دارای درگ و فهم بسیار هستند که ما ظرفیت هایآن ها را نداریم اگر هم داریم به همه چیز پشت خواهیم کرد ولی دنبال این هستیم که تا یک دانشمند غربی چندین سال زحمت بکشد از نظر علم خود به یک دستاوردی برسد ما می رویم می گویم خوب این در قران هزار و چهار سال قبل بیان شده بود آنکه در قران همه علوم بشر است شکی نیست ولی ما مسلمانان چرا به خود مان زحمت یک چیزی کوچک را نمی دهیم که دنبال آن رویم به دنیا بگویم این از کار های یک مسلمان واقعی است نه نتیجه کار یک انسان خوب که ما کافر می خوانیم ولی تمام اکتشافات آن را مورد استفاده قرار می دهیم واقعیت ما مسلمانان این است نه چیزی دیگر.حال یک نگاه کوتاه به مردم غربی یا به قول مسلمانان کافر بیندازیم اکسیری آن مردم هیچ گاه هیچ چیزی را بدون دلیل قبول نمی کند حتی ساده ترین چیز در عالم هستی زمان که به طبیعت نگاه کند چندین پرسش به ذهن خودشان می رسد چرا درختان به هر فصل دچار تحول می شود چرا برگ های شان در پاییز می ریزد پایین چرا به خواب زمستان می رود پس همه شان دلیل قانع کننده دارد باید به سوال های خود شان برسد نه اینکه شبیه ما بگوید حتمی خداوند خواسته بود دیگر هیچ   ، هر چیزی که در جهان هست یک دلیل خاصی  وجود دارد که آن ها به این نتیجه رسیده است ولی ما نهحضرت علی ع می فرماید در جهان هیچ چیزی بدون دلیل وجود ندارد،  فلسفه چیزی است که به همه سوال ها و جواب ها می پردازد   که من نظریات چند تن از دانشمندان را بیان می کنم که آنها به دنیا چطور نگاه می کردند و با ذره‌بین فلسفه جهان را چگونه می دیدن آیا آن ها می توانستند جهان را با فلسفه ثابت نمای؟  در سال 1650_1596دکارت، به همه موجودات شک داشت،   این دانشمند هر چه را که در جهان می دید به آن شک می کرد سوال های زیاد را بیان می کرد تا به یک نتیجه خاص می رسید در مورد خود همیشه می گفت  ، من می اندیشم پس من هستم.راسل،  اگر ما یک میز را در نظر بگریم،  فهم درگ،  و حسی ما این را می گوید (تجربیات واقعی از رنگ،شکل،و بافت ) بازهم به تمام محتویات آن دست پیدا نکردیم پس نمی توانیم این شئی را یک میز ساده نامید و قبول کرد در وجود آن از ذرات تشکل شده که بیش از حد کوچک برای مشاهده با چشم عادی که این هم نیازمند یک دستگاه مخصوص خودش است و از طرف دیگر ذرات ریز آن باز هم از سه بخش مجزا تشکل شده است که به نام های،  یک قسمت کوچک آن الکترون نامیدن،  بخشی دیگر را نترون نام دارد،  قسمت سوم، پروتون تازه این مربوط یک ذره خیلی خیلی ریز آن است حال این ذرات روی هم دیگر می آید تا یک بخشی کوچک میز را تشکل دهد و بقیه شان همی طور ادامه دارد.اختلاف نظر که  بین دکارت،  راسل در برخی موارد قابل فهم است ، راسل می گوید چیزی که ما ماده می گویم قابل دیدن باشد یعنی وجود خارجی داشته باشد  اگر وجود مستقل و خارجی نداشته باشد پس نمی توانیم یک ماده در طبیعت بگویم بدون وجود خارجی ثابت کردن ماده امکان ندارد البته که دانشمند دیگر بنام دکارت از زاویه های متفاوت بررسی می کنند و می گوید چنین نیست که ماده باید وجود خارجی داشته باشد  خیلی نیاز نیست چرا که؟  مثال می زند که اگر پارچه را روی میز قرار دهیم که میز را بپوشاند در این صورت ما وجود میز را نمی توانیم انکار نمایم. ویا وقت گربه گرسنه است نیازی نیست که تحت مراقبت باشد یا آزاد  باشد.لاک دانشمند دیگر نظر جالب و متفاوت دارد که می گوید ما نمی توانیم جهان و طبیعت را فقط از طریق فطری و ذاتی بفهمیم باید با یک سری تجربیات دیگر نیاز داریم لاک،  معتقد است که اجسام دارای کیفیات اولیه،  و ثانویه هستند کیفیات اولیه نظیر،  استحکام، حرکت،  وسعت است کیفیات ثانویه نظیر،  صدا،  مزه،  بو، می‌باشند که بدون اطلاعات و یک سری پیش فرض های که از دانشمندان دیگر است تا ما بهره ببریم به نتیجه دلخواه برسیم.افلاطون، در سال (327--347 ق،م) در کتاب جمهوری از تمثیلی برای نشان دادن دیدگاهش. افلاطون،  با یک مثالی ساده تجربه بشر را بیان می کند که،  مجموعه از انسان ها در ته چاه قرار دارد آتش را بالای چاه روشن می کند و یا اشیای مختلف را از روی چاه عبور می دهد که به ته چاه سایه آنها می افته ولی آنها هیچ گاه تشخیص نمی دهد که این سایه های چیست تا اینکه یک از آنها ازاد می شود می آید با چشم باز همه چیز را نگاه می کند تشخیص می دهد آتش و چیز های دیگر را مثال دیگرش این است که اگر ما قبل از قبل شناخت از سگ و یا شتر نداشته باشیم سایه سگ و شتر را برای ما نشان دهد بی معنی است برای ما ذهن ما چرا نمی تواند درگ نماید که گردن دراز ی شتر یا پارس نمودن سگ چیست پس ما اگاهی کامل از قبل داریم میگن انسان ها هیچ وقتی چیزی جدید یاد نمی گیرد فقط وقت به آنها بر می خورد یاد آوری می شود برایش انسان قبل از اینکه به دنیا بیاید دهن او وجود داشته است. به هر صورت فلسفه علوم است بسیار طولانی است که درگ و فهم من از آن ناچیز است تقدیر و تشکری می کنم از دوستای خوبم که مطالب من را می خواند،  امیر برای دریافت کتاب (خود آموز فلسفه کلیک نماید )</description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Fri, 13 Oct 2023 18:46:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه _~» چنین گفت زردشت</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%86%D9%86%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%B2%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D8%AA-tlgtgkdkpu2l</link>
                <description>زردشت پیامبرکتاب بنام چنین گفت زردشت کتاب هم جالب و هم سخت و دشوار است چرا که مباحث فلسفه دارد ولی بخش های زیبا هم دارد البته منظورم از بخشی جالب آن موضوعات است که برای خودم قابل فهم و درگ می باشند چون من شخصا از فلسفه زیاد سر در نمیاورم  برایم کمی سنگین تمام می شود تا همه کتاب را بررسی و تجزیه و تحلیل نمایم شاید از درگ و فهم من بیرون باشد خلاصه موضاعاتی که برای من دلچسب و قابل فهم بود بررسی خواهم نمود،  نام اثر:»  چنین گفت زردشت، کتاب برای همه کس یا برای هیچ کس،  اسم نویسنده :» فریدریش نیچه،  که این کتاب را نیچه از زبان پیامبر زردشت می نویسند بیشتر دانشمندان این چنین کار های را انجام می دادن دقیق معنی این کار را متوجه نشدم،  یک دلیل این است که این نویسنده یا دانشمند تمام اثار و زندگی نامه پیامبر زردشت را خوانده فهم وبرداشت های خود را از زردشت برای مردم بیان می کند.  دلیل دوم _~» برای اینکه توجه یا اذهان مردم را به علمیت خود آگاه سازد دست به چنین کار می زند.  انتشارات _~»  جامی ترجمه  _~»  مسعود انصاری بخشی مقدمه کتاب بیشتر قسمت هایش جالب بود. ولی ادبیات که بکار برده بود خیلی جالب نبود فلسفه در واقعه چیزی است که به جهان و هستی معنای واقعی را می بخشد چرا که هر چیزی در طبیعت موجود است از ماده اصل آن شروع می شود فلسفه بنیاد و اساسی همه چیزی را بررسی و تجزیه و تحلیل می کنند پس اگر ما در زندگی بتوانیم همه چیزی را که در طبیعت مشاهده می نمایم با عینک فلسفه ببینیم چقدر قشنگ می شود زیست و با طبیعت ارتباط و انس برقرار کرد وقتی هر موجود را که با چشم خود نگاه کنیم به یاد زیبای های آن می افتادیم  و به یاد خالق آن که واقعا فوق‌العاده است که آن هم چندین مرحله دارد چطور و از کجا شروع نمایم تا هستی را آن طور که است نگاه کنیم  اگر به حرف های واعظان و راستگاران  دقت نمایم می گوید با اول از جسم خود شروع نمایم، باید غذا های راه به مصرف برسانیم که پاک، حلال و ضرری برای جسم نداشته باشند بعد به اندازی کافی مصرف نمایم نه بیش از حد زیاد و یا خیلی کم دچار  برخی بیماری ها شویم دوم،،، نگاه ما چطور باشند،  نگاه نکردن به نامحرم،  نگاه به طبیعت تنها آن بخشی ظاهری نباشند یعنی با درگ و فهم کامل باشند که واقعا جالب است سوم،،،، بخشی روح انسان است که باید چه کار ها یا عبادت های را انجام دهیم تا راحتی و آسایش برای روح مان باشند و هم برای غذا روح در واقعه معنویات است گرفتن روزه،  با شرط و شرایط شان،  بپا داشتن نماز در شب و روز که این از جمله برای تقویت روح است تا اینجا می توانیم پیش مقدمه باشند برای درگ و فهم فلسفه از نگاه عارفان و پرهیزگاران تا فهم فلسفه تا عمق شان،  وقتی نیچه شروع می کند به اینجا می رسد که اول نیچه برای چندین ماه و سال طول می کشد تا به این نتیجه می رسد که از خلوت گاه خود بیرون بیاید و برای مردم حرف های را بگوید که برای شان مفید و در خوری زندگی شان باشند،  برای مردم سخنرانی های طولانی انجام می دهید ولی مردم اصلا بهره خوبی از حرف های او نمی برد چرا که حرف های او بسیار سنگین و دشوار برای مردم عادی بودند دوم،  مردم به چندین طبقه تقسیم می شوند که برای هر گروه شان یک بخشی مناسب بودند نه همه حرف های زردشت چون زردشت اصلا به نکته توجه نکردن که کدام حرف ها برای مخاطبین شان قابل درگ است،برعکس مردم در مورد زردشت چنین می گفتند،  برخی شان دیوانه و برخی دیگر شان حرف های ناپسند نیساری زردشت می کردند تا روزی که توجه زردشت را خیلی جلب کرد این بود که یک مرد بود خیلی ساده و بدون هیچ علم و منطق بیشتر مردم را دوری خود جلب می کرد زردشت تعجب کرد که این مرد به مردم چه می گوید که همه مشتاق شنیدن حرف های او هستند تا بلاخره تصمیم گرفت به سخنان گوش دهد،     نگاه می کنند که خیلی ساده و چنان با تمام قوای خود حرف می زند می گوید راه های خواب شیرین این است که من بیان می کنم،  یک باید به اندازی کافی غذا مصرف نماید تا حسی گرسنگی برای تان پیدا نشود که از معده خالی دچار مریض می شود با اینکه به خواب خوش نخواهید رفت دوم باید روز ها به اندازی کافی تلاش و زحمت بکشید تا به بستر خواب می رسید خواب دل چسب داشته باشید سوم،،،  باید در مورد چیز های فکر کنید که برای روح تا ارامش بیاورد نه ازار دهنده باشند بیشتر وقت های بیکاری تان به یاد نعمت های خداوند و خود خالق او باشید چهارم،،   اگر بازهم در رخت خواب خواب تان نبرد ذهن خود را مشغول نگهدارید برای افکار پسندیده و خوب یا سر گرم مطالعه کتاب های جالب شوید تا طوری خواب ببرد که متوجه نشود که به خواب رفتید از این رویش ها بیشتر بهره می برم تا به خواب شیرین دست یابید وقتی مشغول فکر های قشنگ و یا مطالعه می شوم چنان خواب پلک های مرا می پوشاند که دیگر قادر به هیچ فکر و مطالعه نداریم انگار تمام پلک ها و افکارم را می دوزد از تحت کنترل من خارج می سازد که دیگر به اراده من نیست چنین به خواب می روم.   اینجاست که زردشت به چندین نکته به زندگی پی می برد که اگر چنین نکات را در زیستن بدانید ما همه می دانستند  خیلی موفق خواهید می شد  بعد از آن می توانم به جزئیات مهم در زندگی پی بیبر ما. بعد از این چنین سخن می گوید زردشت،  مخاطبین خود که در دنیا اشخاص هستند که فقط دنبال ثروت می دود اما هرگز به دنیای شان نمی رسد جالب است که این مردم هرچند به پشت مال و ثروت می رود برعکس می شود این مردم گرچه از مرگ فرار می کند و ولی نمی تواند طبقه دوم،  مردم هستند که در دنیا فقط به آخرت خود می اندیشه دگر از دنیا و کار روز مره خود خدا حافظی می کنند که این مردم هم برای جامعه مفید نیست باید هم دنیا را مورد نظر بگرید و هم آخرت را  در واقعه میانه رو باشند، تقدیر و تشکر فراوان از بزرگواران که مطالب بنده را می خواند اگر کمی و ناقص داشت من را عفو نماید چون برداشت های خودم از کتاب بود نه تمام چیز های که در کتاب موجود هستند. (چنین گفت زردشت )    </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Mon, 02 Oct 2023 22:17:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:؛» جنگ چهره زنانه ندارد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-swtgsu1wkqpq</link>
                <description>نام اثر:؛» جنگ چهره زنانه ندارد اسم نویسنده:*» سوتلانا الکساندرنا آلکسیویچ مترجم؛:»  عبدالمجید احمدی انتشارات:»  چشمه نویسنده بلاروسی است که خودش نویسنده و روزنامه نگار است در سال 2015  برنده جایزه نوبل شد من هر ماه یک چند نوشته برای طاقچه در ویرگول می نویسم اینبار این کتاب یا رمان را انتخاب نمودم چرا که در طاقچه برای شهریور ماه بهترین کتاب های 1401 را معرفی کردن من این کتاب را قبلاً خریداری نمودم صوتی آن را گوش کردم خیلی جالب و قابل توجه من بود داستان اصل کتاب از جای شروع می شود چنگ از دیدگاه خانم ها را نویسنده بررسی و می کنند که واقعا عالی است و این رمان آن طور نیست که شخص در گوشه از اتاق نشته باشد و داستان های از جنگ را بخواند یا از دیدگاه خود او جنگ را تصور و تشریح نماید و یا تخیلات خود را برای خوانندگان بیان نماید چون این کار اولا که غیر ممکن است دوم اگر چنین کار صورت گیرد خیلی بی معنی به درد نخور می شود کتاب آن و هوای واقعی را نخواهد داشت نویسنده آمده تک تک جملات و کلمات را از زنان روسی که خودشان در جنگ حضوری ذهنی و فیزیکی داشتند روایت و نقل قول مینماید جنگ جهانی دوم را تا حد امکان به تصویر می کشد از زبان زنان و دختران روسی وقت گردان آمادگی لازم را گرفتند که به جنگ برود چندین دختر را هم برای بخشی های پزشکی انتخاب کردند یکی از دختران گفتند هنگام که به عمه ام تماس گرفتم که دارم به جبهه می روم به من گفت سریع بیا تا غذا تان سرد و در واقع از دهان نیفتاده خیلی دلم برایش سوخت چون خیلی تنها می شد من تنها کسی او بودم نویسنده می گوید وقتی رفتم از آن زنان سوال کردم،  وقتی می گوید جنگ چهره ی زنانه ندارد این یک واقعیت تلخ و درد آور است اگر در میدان جنگ باشید چقدر بی عاطفگی و بی حسی و بی درد و رنج در روحیات زنانه را مشاهده و شاهد خواهد بود ماه و روز ها، میگذرد بدون هیچ حسی و کلمه زنانه و عاطفی، همیشه دستور از فرماندهان به زیر دست های شان زبان مورد استفاده زبان زور و تهدید مردان حالا چه خودشان باشد یا زنان باشد گاهی وقت فکر می کنم انسانیت خفه یا مرده است در نظام،  از طرف دیگر همه اش سرکار با بیماران بوی بد خون، و بدن مجروحان و کسانی در حال جان دادن که در واقع روح از بدن شان جدا می شود روزی یکی از پزشکان به یک زخم گفت این دیگر تا چند ساعت دیگر زنده نخواهد ماند برو بیبن پرستار گفت وقت وارد آنجا شد خیلی سر حال بود سوال نمودم من چه کمک می توانم انجام دهم که با جرات و قشنگ به من گفت لباس تان را در بیاور من چندین ماه است که خانم خودم را ندیدم  من بهانه تراشی کردم رفتم ولی بعد از یک ساعت برگشتم دیگر روح از بدنش جدا شده بود در اصل فوت کرده بود روایت های از چندین دختر که بیشتر شان در سن کمتر از پانزده سال داشتند تکان دهنده است چرا در بخشی نظام همه چیز شان متفاوت با زندگی روزمره و عادی است از برخورد گرفته تا فکر و تصور نمود چون در جنگ دیگر کسی به فکر عشق و عاشق شدن نیست همه اش آنجا بوی خون، بوی اجساد خبر های ناگوار از شکست دشمن یا نیرو های خودی به گوش می رسد  اخبار از سوزاندن یا به آتش کشیدن اموال، خانه ها،  بچه، زن، پیر زن ها از مردم مان میشنویم آن هم توسط مردان نه زنان یا دختران روسی از طرف چرا کسی به حرف های ناگفته خانم ها گوش نمی دهد فقط و فقط حرف های خانم ها در بین خودشان قابل قبول است نه در همه جا چون که یک زن است جنگ در واقعه از اسم شان پیدا است که جای هیچ دلیل و منطق نیست وقتی شکست افرادی خود را میشنویم غمگین و افسرده می شویم بد تر از آن کشته شدن چندین تن از مردم خود را مشاهده می نماید دیگر هیچ رحم و مروت در شما نمی ماند شما هم شبیه دشمن به کشتن ادامه می دهید اینجاست که کم کم به یک قاتل تبدیل می شوی نه انسان بی گناه و عاجز.  دیگر بعد از آن پس دیگر هیچ شک و تردید در خود حسی نمی کنید وقتی یک انسان را به قتل می رسانید حالا این انسان یک ادم ساده باشد یا یک نظامی تفاوت ندارد هنگام جنگ برخی اوقات متوجه می شوی که چندین سال گذشته چون خود انسان و مغز شان در گیر بوده خیلی متوجه گذشته زمان نشده است روحیه یک انسان زن چنان بی رحم و فاقد حسی زنانه می شود که دگر حتی از عدد ماهانه هم خبر نیست بعد از تمام شدن جنگ مرد به من پیشنهاد ازدواج داد چنان اعصابم به هم ریخت که می خواستم یک چک محکم به صورت آن مرد بزنم که این یعنی چه تو اول بیا از من یک زن بساز برایم گل سرخ بیار،  حرف های عاشقی بزن تا من شبیه یک زن شوم بعد بیا خواستگاری که به شما جواب بدهم حال که جواب بلی باشد یا خیر مرحله بعدی کار خواهد بود رویت از زبان دختر دگر روسی در آرتش روسی در حال خدمت ما اصلا بلد نیستیم طوری دیگری به زندگی نگاه کنیم از هنگامده یازده سالگی جنگ شروع شده تا حالا نمی توانیم زندگی بدون جنگ را تصور نمایم  زندگی یعنی جنگ با دشمن که اندک تر ین رحم در وجود شان نیست این یعنی زندگی. این رمان واقعیت های چندین سال قبل به تصویر کشیده ولی اگر به دقت نگاه نمایم وضعیت اکسیری کشور های اسلامی فعلی همین طور است زیاد دور نه کشور افغانستان همسایه شرق جمهوری اسلام شرایط بدتر از این را دارد مدتی طولانی امریکا به اشغال خود در آورد دار و نه دار شان را به یغما برد گذشته از آنکه که چند میلیون شهید در نظام و چند میلیون نفر به فلج و بیماری های خطرناک دارد و با چندین میلیون معلول و معیوب به جا گذاشت رفت،  فعلا که گروه تروریستی طالبان در راس آن قرار دارد این هم وضعیت بهتر از آن را نخواهد داشت   اطفال شان از اول که به دنیا می آید فقط اسم جنگ را میشنود نه چیزی دیگر نه رفاع و آسایش یا درس و مدرسه و یا صلح را بشنود نه هرگز اگر جنگ نباشد اسم قوم و گروه های افراطی را خواهد شنید که با هم دیگر مشکل دارد.  اصلا نمی‌فهمند که احساس و عاطفه چیست فقط جنگ و گرسنگی، اوارگی  دیگر هیچ وجود ندارد.اگر تاریخ در مورد جنگ و جنایات مردم در کشور افغانستان را درست به تصویر بکشد جهان و کشور های نسبتا بشر دوست یا سازمان ملل از خود شان خجالت خواهد کشید.امیر برای دریافت رمان (جنگ چهره زنانه ندارد) </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Wed, 13 Sep 2023 07:26:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی _~»  داستان راستان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-vfakwwqvic59</link>
                <description>داستان راستان یکی از جالب ترین کتاب بود در بخشی کتاب های اسلامی که تا حالا خواندم که این کتاب را انتشارات صدرا منتشر نموده است نویسنده کتاب _~»  شهید استاد مرتضی مطهری نقل قول از خود استاد مطهری که گفته بود وقت تصمیم گرفتم این کتاب را بنویسم و به چاپ برسانم برخی از دوستان من که خود را صاحب اندیشه و در واقعه نظر می دانست به من پیشنهاد نموده بود که این کتاب ارزشی چندانی نخواهد داشت چرا که خیلی ساده و پیش پا افتاده است ولی بعض شان احساسی خوشحال می کردند که این کتاب کتاب خوبی از آب در خواهد آمد ولی من معتقد بودم که این کتاب با اینکه ساده و قابل فهم میباشد اما خیلی مفید خواهد بود با این دلیل که  یک سری اشخاص هستند که در طول عمر خود زحمت زیاد را متحمل می شود تا یک کتاب مثالا  علمی را بنویسند و به چندین هزار نسخه از آن به چاپ برساند تا مردم بگوید این شخص خیلی با درگ و با فهم، با سواد هست در حال که برعکس این را در عمل ما مشاهده می نمایم چون این چنین کتاب ها نه به درد خود آن نویسنده می خورد و نه به کار مردم در یک جامعه می خورد بدون هیچ استفاده مفید فقط کاغذ و جا را اشغال می کند دیگر هیچ،  با اینکه کتاب استاد مطهری یک کتاب خیلی کوچک با حجم کم ولی با مفاهیم خوب درگ روان و با اینکه خیلی ساده است هرکس به اندازه فهم خود از ان می تواند بهره ببرد  اگر بخواهیم سنت های دوران حضرت پیامبر را بدانیم که در آن دوران دور افتاده بدون تاثیر از هیچ فرهنگ در واقعه از پایه و اساس روی پای خود ایستادن چون پایه گذاری آن در سرزمین بنام حجاز شروع می شود جای که در آن مناطق نه فرهنگ پیشرفته روم وجود داشت و نه فرهنگ پیشرفته ایران در دوران ساسانی حکومت ساسانی در ایران بود  پس این طوری پایه گذاری می شود توسط شخص خود پیامبر اکرم ص سنت پیامبر یعنی راه و رویش که پیامبر با صحابه‌ای خود یا در جامعه آن زمان انجام می داد چون وظیفه آن حضرت پیام رسانی به مردم از جانب ﷲ  بود  همه مردم که درگ و فهم آیات خواند را نداشت با تمدن و فرهنگ خیلی پایین تنها راه عمل نمودن به احکام و واجبان  و مسایل دیگر مثل ازدواج تشکل خانواده، طلاق، تربیت نمودن فرزندان سالم و صالح در یک خانواده تنها این مشکلات که نبود از طرف دیگر جنگیدن با دشمنان اسلام مثل کفار و ثروتمندان آن دوران بود از طرف دیگر اقتصاد جامعه اسلامی را هم باید مدیریت می کردند متوجه و یا اگاه ساختن مردم در بخشی های حرام و حلال الهی و در بخشی محرم نامحرم در جامعه نو پا را باید جاگزین فرهنگ های نادرست آن می کرد هم زمان نمی توانست اجرا نماید کاری اسانی نبود پس آمدن هر بخشی در یک جای خاص که  اتفاق پیش می امد بررسی و حل می کردند که حالا ما تمام آن دوران را بصورت یک کتاب با چندین داستان داریم و می توانیم به سادگی مطالعه و از آن بهره مند شویم بدون هدر دادن ساعت ها و روز ها و ماه ها گشتن دنبال منابع مختلف از قبیل عربی و فارسی استفاده می نمایم راه و رویش پیامبر اخلاق آن حضرت و زندگی شان را بفهمیم تا متوجه شویم اسلام از ابتدا چه بود و ما چه فهمیدیم.  برای دریافت این کتاب  در این  بخشی  کلیک نماید  (داستان راستان )  امیر.  معرفی شده توسط مجتبی شکوری.  </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Wed, 16 Aug 2023 22:26:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه _~» خوشه های خشم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B4%D9%85-cf89hkz3r9pf</link>
                <description>نویسنده.  »:  جان اشتاین بک نویسنده مشهور امریکای در سال 1902 در کالیفرنیا امریکا چشم به جهان کشد  مترجم  :»  عبدالحسین شریفیان انتشارات:»  نگاه نویسنده یکی از بهترین داستان نویس و نویسندگان امریکای است که در سال 1962 جایزه نوبل را در بخشی ادبیات دریافت نمود و شش سال بعد از دنیا رفت،  1. در بخشی اول کتاب خوشه های خشم ارتباط فصل را با هم مقایسه می نماید که واقعا جالب و خواندنی است در واقعه هر فصل سال را با تمام جزییات بررسی و توصیف می کند که مثال فصل تابستان دارای چه مزایای قشنگ است ولی برعکس یک سری بدی های هم دارد مثل گرمای شدید در این فصل غیر قابل تصور است و دیگر گرد و خاک های سرزمین های خشک از طرف دیگر قابل فهم است.  در فصل بهار،  با آنکه تمام طبیعت در حال بیدار شدن از خواب زمستانی است درختان در حال اما ده شدن برای گل و شکوفه زدن،  است اما سرمای بسیار بالا را همراه دارد که این برای یک کشاورز قابل فهم و درگ است چون با طبیعت نفس می کشد و می زیستد   برای اشخاص دیگر بی معنی است در با گرمای طبیعت همیشه در حال جنگ و جون کندن است هم جالب و هم قابل فهم است نظر با کسی که دارای شغل و یا حرفه ای دیگر است یا اصلا از طبقه ثروتمندان یا حاکمان یک جامعه است،  2. بخشی دیگر،  این داستان راجع به اعتقادات در دین مسیحی است،  در واقع از دین چه استفاده ها که نمی شدن تا حالا فعلا هم همین طوری است در بیشتر جاها،  هنگام که اشخاص خودشان را به عنوان واعظ یا راهب در بین جامعه جا می زند بعد هر سوی استفاده که از مردم جامعه می کنند باز هم مردم به او احترام می‌گذارد چرا؟  استفاده از اعتقادات و باورهای مردم در مورد خدا، و پیامبرانش در بین این همه مردم هیچ کسی یافت نمی شود که از عقل و شعور خود بهره ببرد تمام اشخاص دنبال رو آن واعظ می شود که او چیزی  خدا و پیامبر می دانند ولی بر عکس آن راهب از بدتر است به اعتراف خود آن شخص واعظ می گوید، من چیزی زیادی نمی دانستم از پیامبر عیسی ع،  با استفاده از همان اطلاعات ناچیز مردم چینان به وجه می آمد که من حتی برخی از دختران را بر داشته به علفزار ها می بردم با آن دختر هم بستری می شدم ولی مردم باز هم به من باور داشت  نمی فهمید که من چقدر یک انسان پست هستم که بهره می برم از باور های یک جامعه  جالب است که هیچ کسی عاقل پیدا نشد در چندین سال که متوجه کارهای من شود.  حرف خود راهب،  .  دو دلیل جالب است.  یکی اینکه  خوشحال بودم از اموال،  و اعتقادات مردم سود می برم برای مردم قابل فهم یعنی اصلا با فکر کردن در مورد من که دارم اشتباه می کنم خود شان به زحمت نمی انداخت.دوم،  تآسف  می خوردم و نا آمید می شدم مه چرا مردم بیدار نمی شود که راه درست را از غلط تفکیک نماید مگر در یک جامعه چیزی بالا تر از اعتقادات و ناموس داریم که مردم به راحتی تن به هر کاری می دهند بدون اندک ترین  فکر چطور امید طرقی و پیشرفت از چنین جامعه داشت  نتیجه این بخشی شامل دو بخش اند.  یک، جامعه غرب از این مرحله چندین سال است که عبور کرده حالا با از دست دادن خانواده در جامعه شان،   دوم،  کشور های اسلامی شان در حال دست و پنجه کردن است ولی بیشتر شان با همان شرایط زندگی می  کنند.کتاب را از اینجا دریافت نماید  (خوشه های خشم ) </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jul 2023 13:06:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه،_~»  مستاجر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AC%D8%B1-ubetvyspnm8t</link>
                <description>نام اثر ~_»  مستاجر نویسنده _~»  رولان توپورمترجم _~»  کورش سلیم زاده انتشارات _~»  چشمه یک کتاب جالب است که وقت وارد یک بخشی از داستان میشود آن قسمت را با تمام جزئیات به پایان می رساند بعد وارد بخش دیگر داستان می گردد نویسنده تا حد امکان سعی می کند که سریع وارد تخیلات رمان یا زندگی ایده ال نشود کتاب حالت طبیعی خود را داشته باشد مثل در جای جای از کتاب اشاره به خالی کردن باد شکم آن شخصیت داستان اشاره دارد که خیلی طبعی است  این بخش ها در واقعه حق با نویسنده است چرا که زندگی بشر تمام شان که با خیال پردازی یا رویا و تخیلات نمی شود گذشت حالت واقعی داشته باشند که به نظر من یا برداشت من از داستان چنین بود.  دو: ~_»  در نمایش یا به تصویر کشیدن عرض گی در فرهنگ غربی هویدا است در اصل همان عرض گی جنسی است یا بردگی جنس می باشند جز کتاب ها و رمان و داستان یا فیلم های که در این مورد ساخته می شود اگر سنگ رد شدن به سینه شان بی کوبیم اشخاص که در آنجا در حال زیستن است دروغ نخواهد گفت که اگر در این مورد قضاوت نمایم یعنی بردگی انسان معنی می دهد نه چیزی دیگر این به آن معنی است که انسان فقط برده جنسی است دیگر هیچ حالا این انسان شبیه به حیوانات از دیدگاه قدرت مندان  یا همان صاحب قدرت و مقام کشورهای غرب.   سه_~»  این کار غربی ها چندین پیامد های خطر ناک را در بر دارند.، یک،،)  اگر چنین کار در جامعه انجام شود اولین کار این است که فروپاشی خانواده ها را در بر خواهد داشت چیزی که فعلا غرب در حال دست و پنجه نرم می کنند هر چند که از کشور های متفاوت مهاجر سالانه به بهانه های مختلف جذب  می کنند  شاید بنیاد خانواده  از ابتدا پایه ریزی شود  تا فعلا که ناموفق بودند  جواب جالب نگرفتند  برعکس با شکست مواجه شدند ولی سعی در ویرانه و خراب نمودن فرهنگ ها و پاشیدن اصل خانواده در شرق الل خصوص کشور های اسلامی اند. که تا فعلا جواب درست نگرفتند با اینکه سالانه چهارم _~»  میلیارد ها دالر سرمایه گذاری می کنند تا این هویت و فرهنگ کشور های اسلامی را نابود و تخریب نماید چون هر کشور یا جامعه بدون فرهنگ هیچ نیست،  در واقع تمدن و فرهنگ است که یک جامعه را درست سریع پا نگه می دارد نه اصلح کشیدن و جنگیدن به صورت فیزیکی که البته جنگیدن هم در جای خود کار آمد دارد، و همین طور نابود کردن خانواده ها که سرمایه اصل را بالای از بین بردند خانواده ها اند که در این مورد تا هنوز جواب منطقی و قابل توجه شان بدست نیاورده است پنجم _~»  یکی از مشکل اصل من با داستان یا کتاب های جامعه غرب است همین عرضه گی آنهاست که تنها به جسم خود شان توجه دارند که کدام مواد غذای را کی به صرف برساند عرضگی  آنها هم همین طور است در مورد شان تشریح خواهم نمود اگر در کتاب های جامعه غربی اندگی اشاره به روح میکردند من مشکل نداشتم، این معرف انها به آن معنی است که انسان هیچ ارزش ندارد شبیه دیگر جانداران و حیوانات فقط به شکم خود توجه نماید دیگر  مشکل پیش نماید ولی انسان بدون روح که دیگر معنی انسان بودن را نمی دهند خوب فایده ندارد.  برای دریافت کتاب (مستاجر  اینجا کلیک نماید  تشکر از لطف تان  ) </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Tue, 30 May 2023 13:43:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وداع ریال مادرید از لیگ قهرمانان اروپا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%DB%8C%DA%AF-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-kkeqjztpq4aj</link>
                <description>خیلی جالب بود برای من ریال مادرید در چهار شنبه مقابل سیتی به میدان رفت من فرصت تماشای بازی را نداشته ام یادم رفته بود امشب تا برنامه فوتبالی را باز نمودم، چهار برصفر شکست سخت و غیر قابل باور را مشاده کردم اصلا برای من قابل قبول نبود به دو دلیل،.  یک دلیل اول تیم فوتبال ریال با آن قدرت چطور امکان دارد از دوری مسابقات کنار برود.  دوم.  ، برای اینکه من طرفدار واقعی ریال هستم این شکست خیلی درد آور بود.  </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Fri, 19 May 2023 22:07:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ~_» اضطراب موقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-yb3vrzjvkosn</link>
                <description>نام اثر._~»  اضطراب و موقعیت نویسنده: ~_» آلن دو باتن مترجم:_~»  سید حسن رضوی انتشارات: ~_» میلکاناضطراب و موقعیت کتاب است چندین جنبه هم زمان باهم شروع می کند و هر بخشی را توضیع می دهند به اندازه اطلاعات خود نویسنده یا شاید استفاده منابع های معتبر  یک _~»  اول میاید  تاریخ غرب را تحلیل و مورد مطالعه قرار می دهد،  از یک سر راز های پنهان اروپا در اصل پرده برمی دارد چرا که اروپای که حالا آنقدر پیشرفته و خود شان کشور های جهان اولی می دانند و علوم و تگنالوژی حرف اول را با افتخار ادا می کنند  اصل منشا آنها را از کشور های آسیای با خود بردند،  مثل کتاب های ریاضی،  الجبر،  فیزیک، حسابات، هندسه،...  تمام بخشی های آنها از اسم و رویش کار شان مشخص است که به اسم مسلمان است و برخی دانشمندان اسلامی که عرب بودند معلوم است جای حرف نمی گذارد دلایل واضح است لازم به چندین  منبع نیست.دوم _~»  در علوم طبابت که بهره بردند و استفاده می کنند تمام اکتشافات مربوط به دانشمند اسلامی علی ابن سینا است چرا که در اسکلت بدن انسان هرچه که نام گذاری شده کاملا به زبان عربی است نه به کدام زبان دیگر بیان ی حقیقت است حتی آنها مواد آولیه مثل خمر مایه را از کشور های اسلامی گرفته بودند تا کم کم از آن پی برند و رازی خمیرمایه را پیدا کردند البته اگر از واقعیت نگذریم آنها هم خیلی چیز هارا به این بخش ها اضافه و یا کم کردند و شاید برخی چیز های جدید را کشف نمودند در واقع زحمت کشیدند همین چیز های کشف نمودند که جهان امروزی سپاس گزار اند.سوم _~»  در بخشی طبقات مردم، در اصل از اول به دو بخش تقسیم کردند یک بخش خیلی کوچک از مردم را که نجیب زاده گان و آن اشخاص که دارای همه امکانات را در یک جامعه به دست گرفته و دیگران را برده خودشان ساخته است  دو نکته را در مورد این طبقه از مردم جامعه اشاره می کنم.  یک.  این مردم کسانی هستند که وجدان و انسانیت،  حرام و حلال از نظری اسلامی که در نظر بگریم معنی ندارد فقط منافع خودشان برای شان اهمیت دارد.  این اشخاص تمام مملکت را در گیرو خود شان میگیرد از هر رویش برای اهداف شان سود می برد تا در سر قدرت باقی باشند.  دوم،  .  تقصیر خود مردم هستند که از ترس از طبقه اول پیروی می کنند و از انها اطاعت می کند اگر بی رحمی بد است و ظلمی خوب نیست خوب مردم همه باید بدانند  که برای ظالمین هم جالب نیست پس در این بخش خود مردم هم بدون تقصیر نیستند.چهارم._~»   جذابیت این کتاب برای کسانی که مخالف با غرب و غربگرای هستند این است که از اول زندگی شان بیش از حد عقب افتاده و چیزی زیادی از فرهنگ و زندگی خانواده  ندارد غرب و تمدن غرب در واقع از صفر شروع کرده است کمک گرفتن از فرهنگ و تمدن های کشور های دیگر  تا اینکه حالا خودشان را صاحب همه فرهنگ و تمدن جهان حساب می کنند اگر انها به گشته شان نگاه بیندازد متوجه خواهد شد که هیچ کدام شان از خود شان نیستند  مثال،  در قران سال چندین قرن قبل آمده بود اثر  هر کسی مربوط خود اوست یعنی هر شخص اثر انگشت منحصر به فرد دارد ولی آنها این هم جز کشفیات خود به حساب می آورد.پنجم، ~»  در کل کتاب خوبی بود از من کتاب خوان ها به دو  دسته تقسیم می شوند.   یک.  دسته اول اشخاص هستند که کتاب های تاریخ، سیاسی،  مذهبی شبیه این کتاب را دوست دارند و مورد مطالعه قرار می دهند خواندن این کتاب برای شان عالی.  دوم،. کسانی هستند که دنبال کتاب های رمان و داستان و تخیلات و علمی هستند از مطالعه کتاب های هیجانی لذت می برد سر کار به سیاست و عقاید و حتی به یک کشور خاص فکر نمی کنند،  این را اول که مورد مطالعه قرار نمی دهد چرا که اصلا ارتباط با کتاب با این محتوا ندارد،  اگر بخوانند بسیار به سختی تمام خواهد نمود برای در یافت این کتاب در این بخش کلیک نماید ( اضطراب موقعیت )</description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Wed, 17 May 2023 06:30:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه _» هنر زندگی آسوده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B3%D9%88%D8%AF%D9%87-b0rjb4wonz0d</link>
                <description>اسم اثر.»:  هنر زندگی آسوده اسم نویسنده.  _»  شونمیو ماسانو مترجم _~» مرجان ایمانی، نشر سنگ کتاب هنر زندگی آسوده،  مجموعه دستورات یا قوانین که از آیین بودا است بیان می کند و این کتاب توسط یک شخص که اعتقاد و باور به آیین بودا است نگاشته و به تحریر در آمده است  در واقع داستان عالی است چرا من چندین کتاب از راه و رسم بودسیم  مطالعه کرده بودم به اندازه این کتاب برای من جذابیت نداشت این کتاب از هر نگاه جالب و قابل توجه است دارای حجم خیلی کم اما محتوای عالی است خوب نویسنده نیامده برای رسم مثل به جا آوردن یک سری قوانین و مقررات بودا پانصد صفحه کتاب بنویسد که فقط صد یا دوصد صفحه آن قابل درگ و استفاده باشد فقط در هر بخش بدون کدام دلایل اضافه مستقیم سراغ اصل موضوع رفته و آن بحث را با زیبای تمام بیان نموده و پشت سر آن مطالب بعدی را شرح داده این خرده کار های در این کتاب جذابیت آن افزوده است بعد در این کتاب نیامده که از شخص بخواهد آیین بودا را انتخاب یا پیرو آن شود نه فقط طریقه و خوبی ها یا از دیدگاه من معایب آن را با شفافیت تمام بیان کرده است برخی راه و رویش های خیلی ساده که شاید ما اصلا به آنها توجه نکرده باشیم اما تاثیر فوق العاده دارد در زندگی چون بعض شان را من امتحان کردم اول فکر نمی کنی ولی متوجه تاثیر آن می شوی،  مثل هنگام ورود به منزل اول باید کفش های خود را جفت نماید و بعد وارد اتاق یا جای که همیشه می شنید می روید  در مورد کار های شخصی هر فرد که از مرتب نمودن کفش شروع می شود غذا را چطور با ارامش خاص تناول نماید تا هم از خدا سپاس گزاری کرده با شد بابت این غذا و هم طعام به طوری دقیق وارد بدن و عملیات جذب صورت گیرد البته من خودم آن بخش که ارتباط ذهن و بدن یک شود زیاد موافق نیستم چرا که من نتوانیستم انجام دهیم منظور شان همان یک شدن جسم و روح انسان است واقعا کار مشکل به نظر می رسد چون  من چندین مرتبه انجام دادم  به نتیجه دل خواه نرسیدم احتمال دارد من درست انجام داده نتوانسته باشم یا شاید هم یک چیزی دروغ باشد مردم از ترس حرف زده که به هیچ نتیجه برسد احتمال زیاد من توانای این کار را ندارم که به همین سادگی انجام  دهیم به هر حال جالب بود اولین شرط آیین بودا همین است اگر از این مرحله عبور نتوانی در ادامه به مشکلات فراوان بر خواهید خورد تاکید شان روی یکی ساختن جسم و روح است همه کتاب های بودا به این نکته اشاره دارد جالب است که در ایین بودا اصلا وابستگی مال و دنیا ندارد جای که اشاره دارد که از اول پیروان بودا هر نان و غذای که از طرف مردم می رسید نوش جان می کرد با همان قانع بود ولی از طرز تفکر که باید از مردم برسد اشتباه بود باید خود شان را به زحمت بیشتر می انداخت تا جای دست رسی به مردم و از طریق مردم به غذا نداشتند مجبور شدن تا خود شان با دست های شان کشاورزی نماید و مواد مورد نیاز خود را تهیه نماید.  در مورد خواب شب و زود بیدار شدن اول صبح هم مطالب خوبی را یاد آور شدن که خیلی مورد استفاده قرار میگیرد از آن نباید غافل شویم، و رسم مهمان نوازی اشاره جالب کرده بود که به ظاهر بسیار ساده و اندک  است  ولی تاثیر گذار است  در مورد باقی مانده غذا، و برخورد با مردم برخی اشارات را داشتند که مطالعه آن ها هالی از لطف نیست.       برای دریافت کتاب،  هنر آسوده زندگی کردن اینجا کلیک نماید    ( هنر زندگی آسوده )  امیر. </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Tue, 09 May 2023 21:00:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه~»  مینیمالیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-x0rpvcrzugry</link>
                <description>کتاب مینیمالیسم نوشته:»  جاشوا فیلدز ملبورن،  رایان نیکدموس ترجمه. ~» آذین سرداری با صدای،ــــــــ» حمید محمدی  کتاب صوتی است که دو تا از جوانان که خودشان در امریکا زندگی می نماید وقتی که متوجه می شوند که زندگی بشریت چقدر تحت تاثر یک سری عوامل خارجی قرار گرفته  و  مشکل شده است حتی گاهی اوقات نفس کشیدن هم تقلیدی و متاثر از عوامل بیرونی یا از اشخاص سر شناس و یا ثروتمندان قرار گرفته در حالی که هر کسی می تواند خودش تصمیم و اجرا نماید تمام بخش های زنگی خود را بدون هیچ گونه تقلید  ، ما همیشه در فکر بالا رفتن هستیم اما آن طور که خود مان دوست داریم پیش نمی رویم دایم از بیرون به ما تلقین و وارد می شود در زندگی روزمره فعلی ما که این درد آورد ما هر هدف که می رویم اولا که به آن نمی رسیم بعدا اگر رسیدیم احساسی خوشی نداریم چرا؟ چون آن فکر زایده یا حاصل افکار ما نیست از بیرون وارد ذهن ما شده است   که شما می توانید شبیه فلان ثروت مند یا نویسنده شوید شما باید شبانه روز چطور تلاش نماید تا در حدود چند سال دیگر به آنها برسی ما هم کور کورانه دنبال آنها می رویم بدون هیچ دلیل یا منطق و یا سوال از خود ما. مینیمالیسم میاید می گوید چرا از افکار و توانای و ذهن خود بهره نمی بری که بعد از انجام هر کدام کار ها اولا به خود و افکار تان افتخار نماید دوم دنبال رو هیچ فکر و تقلید نروید شما انسان مستقل  هستید و خداوند شما با طرز فکر منحصر به فرد و متفاوت از دیگران خلق کرده است پس دلیل ندارد که از عواملی بیرونی و اشخاص دیگر پیرونی نماید.  نویسندگان بر می گردد به زندگی خصوص خودشان می گوید ما هم در زندگی دنبال رو دیگران بودیم خوب پول هم در میاوردیم ولی هیچ وقت حسی خوبی نداشتیم  هیچ جای یک چیز خالی بود و ما متوجه نمی شدیم، و آن چیز همان حال خوب ادم ها بود برخی وقت ها یک کار خیلی ساده حال ادم را خوب می کند و ما دنبال آن می گشتیم ما هر دو دارای وظیفه با در آمد زای خیلی بالا بودیم هر حقوق خوب و عالی دریافت می کردیم و همان طور خرج ولی هیچ گاه خوشحال نبودیم بعد شغل را رها کردیم دنبال راه حل و مشکل گشتیم کم کم فهمیدیم که شغل و پول خوشحالی را در زندگی نمی آورد پس اگر دقت نمایم حال خوب و خوشحالی با پول کم هم امکان پذیر است ماشین گران قیمت و خانه گران را فروخته یا اجاره دادیم با خانه و ماشین پایین تر قانع شدیم متوجه شدیم که حالا با اینکه حرفه دهان پرکن و درآمد زیاد نداریم ولی خوشحالیم پس یک رویش ساده زیستن همین است که ما پیش رو گرفتیم جالب است نه دنبال حرف های مردم و نه دنبال آرزو های بی منطق و مزخرف که از بیرون به ما تلقین می شد.  جالب است که زندگی قناعت پیشه نمایم همه چیز حل میگردد با ید دنبال ارزوهای خود باشیم نه حرف و حدیث ادم های اطراف ما که ما قرار نیست پشت هدف دیگران برویم فقط هدف از زندگی خود ما تمام.  برای دریافت کتاب ( مینیمالیسم اینجا کلیک نماید   امیر.  </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Wed, 19 Apr 2023 21:49:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ~» نیلوفر و مرداب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%A8-bzubth9wrelw</link>
                <description>عکس خود نویسنده کتاب نیلوفر و مرداب نوشته تیچ نات هانترجمه:»  علی امیر آبادینویسنده همان راهب بودا، مبارز صلح طلب ویتنامی جالب است که اولین بار و اولین نویسنده از کشور ویتنام را مطالعه نمودم کتاب جذاب بود حجم کم دارد خیلی به مقدمه و معرفی کتاب نمی پردازه خیلی خوب وارد داستان اصل می شود من متوجه نمی شوم که این کتاب را چطور و با چه انگیزه دست به کار شده زمان وارد خواندن می شم کلمات و جملات را چنان بیان کرده مه مستقیم با ذهن ادم سر کار دارد از به تصویر کشیدن برخی جملات واقعا من به وجه می آمدماینجا از کتاب مقدس خود شان نقل قول می کند در مورد دو جمله روشنای و تاریکی (هنگام که خداوند به روشنای فرمود برو آنجا،روشنای کم فکر کرد که برادر من تاریکی اونجاست، دوباره خدا گفت به نور حرکت کرد رفت همان جای که خدا گفته بود در حال که تاریکی در چند قدمی او بود )  این دو کلمات را مقایسه می کند اگر تاریکی را برداریم دیگر روشنای یا نور معنی نمی دهند در کنار هم معنی می یابند،  بازوی چپ و راست را، اگر بازوی راست به چپ بگوید دیگر من نیازی به وجود شما ندارم،  دگر هیچ کدام شان معنی ندارد در پهلوی هم می زیبد نه تکی و تنها صبح زود وقت خورشید طلوع می کند پرتوی زیبای نور خورشید به گیاهان که از شدت سرمای شب به تنیده  بر خورد می کنند خیلی سریع پرتوی خورشید و گیاه هم دیگر را در آغوش می کشد و گیاهان شروع به رشد و جوانه زنی می کنند بدون هم دیگر بی معنی هستند زندگی را اگر بخواهیم بدون درد و رنج، تنها به شادی، فرح آن نگاه کنی اشتباه است،  نقل و قول از بودا انجام می دهد که بودا گفته است باید درد های زندگی را در آغوش بکشی همان طور که مادر فرزند یا کودک خود را در اغوش می کشد در دفعه اول متوجه نمی شود که چرا طفل گریه می کند ولی در آغوش خود درگ می کند که تب دارد یا گرسنه است در واقعیت در آغوش کشیدن یا لمس کردن خودش یک نوع درمان است،   پس در زندگی همین طور است اول به رنج ها و مشکلات سلام بعد لمس انها، دلیل و ریشه انها را متوجه خواهم شد و شادی می‌اید و با معنی می شود نه اینکهفقط فرح و خوشحالی را در نظر بگریم پس در پهلو هم غم و شادی ارزش دارد، گل نیلوفر خیلی قشنگ است ولی مرداب بوی بد به مشام می رساند اما گل از مرداب بد بو تغذیه می کند تا به نیلوفر زیبا تبدیل می شود هرچه مرداب بوی خوب ندهد بازهم ضامن رشد گل زیبا نیلوفر است باهم معنی دارد.انسان ها را به هیجان می آورد چرا که می داند دو بعد انسان از کجا تحریک پذیر است خود نویسنده این را ه را طی کرده میگن اگر ادم عمل دم را انجام می دهد می داند که سختی باز دم در انتظارش است پس باز دم را انجام می دهد حسی راحتی و  آسایش دست می دهد پس بدون هم دیگر ناکامل است اگر در زندگی دقت نمایم هر چیزی در واقع ذوج آفریده شده است مثل زن، مرد،  کامل کننده هم هستند  در طبیعت نگاه بی آندازم  متوجه شگفت های می شویم که تا حالا به آن فکر نکردیم کتاب نیلوفر و مرداب را من بخاطر، کتاب قبلی که بنام &quot;دختر مرداب بود&quot;  انتخاب کردم گرچه شاید برای ام به اندازی دختر مرداب یا همان &quot;جای که خرچنگ ها آواز می خوانند &quot; نبود ولی از حقیقت ناگزیرم عالی بود برای مطالعه کتاب (  نیلوفرومرداب کلیک نماید )  امیر.  </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Thu, 06 Apr 2023 16:39:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه  ~» جای که خرچنگ ها آواز می خوانند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%D8%AE%D8%B1%DA%86%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-rpvfzwx9lhns</link>
                <description>نام اثر  :»  جای که  خرچنگ ها آواز می خوانند نویسنده  :» دلیا اونز مترجم  ~:»  محمد امین جندقیان بید گلی کتاب دلیا اونز  اگر اگر بدون حرف های بیش از حد طولانی و خسته کننده عرض نمایم خدمت اشخاص که وقت می گذارد نوشته بنده را می خوانند یکی از قشنگ ترین کتاب های بوده که در طول عمرم با چنین کتاب های بر خورد و شروع به مطالعه نمودم تا آخرین خط آن را یکنواخت بدون فاصله خواندم هنگام تمام شدن آن احساس نا خوشایند به من دست می داد چرا کتاب به این زیبای تمام شده اند بعد فکر می کردم که در اصل زندگی با این قوانین بنیان گذاری شده است که روزی به پایان خواهد رسید هیچ ماندگار و جاویدان نیست از عمر انسان شروع تا حداکثری چیز ها در این جهان فانی و پایان پذیر است ادم در این دنیای با عظمت چقدر نیستی چون طبیعت است که همه چیز را در مرور زمان در خود حل می کنند و از بین خواهد برد به جز انسان های که اگر کار نیکو انجام داده باشند از یادها نمی رود و نه به فال فراموشی سپرده خواهد شد اما جسم و جان ها چنان در طبیعت حل و یکسان خواهد شد که انگار هیچ نبوده یا وجود نداشته است.دلیا اونز متولد در سال   :»  1949 میلادی در  امریکای نویسنده و جانور شناس می باشد اولین رمان وی همین بنام جای که خرچنگ ها آواز می خوانند  در صدر جدول فروش  برای مدت های طولانی باقی ماند این نویسنده با استعداد و نبوغ و اینکه خودش هم جانور شناس بوده در واقعه ترکیب همه اینها چنان یک محیط و طبیعت با درختان سر به فلک کشیده،  مرداب،  دریا،  جزر و مد دریا،  پرندگان، ماهی های آن مناطق، صدف دریای،  خرچنگ ها و آواز خوانند انها حالا نوبت شخصیت پردازی در آن طبیعت زیبا با آب و هوای دلنشین مرداب،  تصور کردن یک خانواده در آن دل مرداب بعد از هم پاشیدن شان  و در آخر تمام داستان و شخصیت پردازی روی یکی از اشخاص آن خانواده بنام دختر مرداب که همه آن دختر را رها می کنند سن آن دختر کوچک هیچ نمی دانند از زیستن در دل مرداب،  و مراحل بزرگ شدن خودش تهیه خرج و مخارج سپری کردن زندگی به تنهای در چین جای غیر قابل باور و عاشق شدن او بعد شکست عشقی او، که همه این ها را یکجا چنین یک مکان تخیلی را در ذهن خود به وجود می آورد با این نویسنده باید خسته نباشید و دورو بگویم که از ترکیب همه این ها یک کتاب به این قشنگی بیرون می آید.در کل برداشت های من از این رمان چندین نکته اند. یک  :»  هدف نویسنده دو خانواده را در کنار هم مقایسه می کنند حالا کار به زندگی خانواده درغرب یا شرق نداریم خانواده که همه به روال معمول و محکم با تمام کمی و کاستی ها را مرد و زن در یک خانواده به دوش می کشد فرزندان در یک جامعه چطور تربیت و تحویل جامعه میگردد و برعکس خانواده که نه مرد و زن پابند آن نیست چه نتیجه را در بر فردا در جامعه خواهد داشت.دو  :»  بستگی به طرز تفکر ما انسان ها دارد زندگی نه به تغیرات مکان ها  چون هرچه را از یک جای بخواهیم خیلی سریع نه ولی به مرور زمان  به انسان خواهد تقدیر و تشکر فراوان از طاقچه و ویرگول بستر برای خواندن و خوانده شدن و همین طور از خوانندگان خوبی این بخش دریافت رمان لطف به طاقچه مراجعه  نماید. https://taaghche.com/book/57829 </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Sun, 19 Mar 2023 07:52:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه ~»  پیر مرد و دریا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_97912712/%D9%BE%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-md6fl3duufvq</link>
                <description>نام اثر ~» پیر مرد و دریا نویسنده ~»  ارنست همینگوی مترجم ~»  حمید رضا رضای دفعه اول که اسم این کتاب را خواندم تعجب کرد م بعد رفتم از بی نهایت دریافت و مورد مطالعه قرار دادم کتاب عجیب و غریب است چون که از چندین جنبه بر خورد دار است اولین جنبه مورد توجه این بود که این کتاب را جز کتاب های که بیشتر با طبیعت سر کار دارد قرار داده است طاقچه آن طور که من متوجه شدم خیلی زیاد دریا با طبیعت کار ندارد درست است که دریا بلاخره از طبیعت عبور می کند خود طبیعت یعنی جزیره یا برکه که در آنجا از گل گیاه،  پرندگان،  خزندگان،  ماهیان،  خرچنگ ها،  مارها، ملخ ها،  آهو ها،  بلبل ها،  گنجشگ ها،  و تمام موجودات،  درختان،  و گل درختان،  علف های در حال جوانه زدن و شکوفه‌های درخت ها در واقعه خاک،  آب و هوای آن مناطق،  بوی گل ها،  گیاه ها، بوی خاص خاک، و طبیعت در اول بهار،  احساسی که در آنجا به مشام هر کسی خواهد رسید، در کل اکوسیستم آن مناطق مورد بعث و بررسی، از نظر من این به مهنی طبیعت ولی شاید منظور نویسنده چیزی دیگر یا از جنبه دگر طبیعت را تحلیل کرده باشد،  جنبه دوم،.  پیر مرد و دریا،  داستان جالب بود چون از جای شروع می شود که نویسنده خود را به شکل یک پیر مرد که سن او هم خیلی زیاد است ولی به دلایل نمی تواند که در اتاق خود بی مانند و دنبال شکاری ماه نرود اول؛»  اینکه بی کس و تنها ست البته یک پسر بچه می‌اید با پیر مرد حرف می زند برایش قهوه سفارش  می دهد خیلی با احساس و دل سوزانه  رفتار می کند و پیر مرد هم برخی ترفند های شکار ماهی را به پسره می آموزد چون خود پسره عاشق ماهی گری یا شکار ماهی است از این شغل لذت می برد و تمام حرف های پیر کرد را در مورد ماه گری با دقت تمام گوش فرا می دهد، دوم.، پیر مرد یک شخص تنها است که نه فرزند،  یا خانواده دارد که برای پیر مرد از یک طرف مهم باشد که اگر شکار ماهی می رود مواظب سلامتی خود باشد تا خانواده او نگران و منتظر او نماند  و از طرف دیگر برای پیر مرد کمک  کنند که دگر ناتوان و ضعیف شده حالا وقتی استراحت است به جای شکار ماهی در  دریای بیکران آن هم با یک قایق نه چندان سالم و مطمئن، اگر خانواده داشت حتمی دل واپس  و منتظر او بود که اگر اتفاق برای پیر مرد پیش بیاید چه خواهد شد   ولی نویسنده از حسی که نسبت به دریا داشته قشنگ به تصویر کشیده بدون مبالغه و اضافه گوی وارد اصل داستان شده است،  این بخش های که می خواهم در مورد آن بنویسم طوری حس و مجسم می شد در ذهنم که من هم شبیه نویسنده حالا سمت شکار ماهی می روم و یک قایق دارم ولی تنها چون که انسان آن احساسی به تنهایی متوجه می شود هرگز با دوستان به آن لذت نخواهید رسید،  هنگام که صبح زود با قایق وارد دریا می شود حسی خاص،  و بوی صبحگاهی که به مشام پیر مرد می رسد،  و بادی که به دریا می وزد اول به دریای آب بعد با آب مخلوط به صورت پیر مرد می زند و بوی آب دریا را که استشمام می کند از بینی و کمی از راه دهان وارد شوش های خود می سازد یک احساسی شادی و سر زندگی، سلامتی و غرور جوانی را به پیر مرد باز می گرداند برای چند دقیق فراموش می کنند که من پیر مرد بیش نیستم فعلا به خواب و خیالی و تکبر جوانی خود گم هست تا که نوری خورشید به سطح دریا می رسد به خود برمی گردد که منی پیر و خسته با بدن ناتوان و ضعیف،  ولی وقتی به نور نگاه می کند هنگام رسیدن نور به دریا حالت شکست نور را می بیند به فکر فرو می رود که در اولین دیداری خورشید با دریا نور با تعظیم به دریا خود را خیلی فروتن و مهربان دلسوز جلوه می دهد حتی اگر روز های گذشته دریا و تمام موجودات روی زمین با خورشید خشن و بی ملاحظه رفتار کرده ولی این بخشندگی خورشید است و دریا با جزر و مد خود به خورشید می فهماند که چقدر خوشحال شده با رسیدن خورشید، وقتی آن رسیده دریا روزی جدید را آغاز نماید اما پیر مرد می رود دنبال شکار ماهی،  ماهی دلفین،  اره ماه،  و ماهی شده ای دیگر را از نظر طمع و شیرینی،  و کیفیت با هم مقایسه می کند فقط آن که مورد نظر اوست شکار می کند ولی هر وقت که احساسی نتوانی و ضعیف بودن می کند به یادی پسره می افتاد که کاشی اینجا بود تا همراه من کمک می کرد اما در عوض من اول که یک مرد شجاع دوم یک شکارچی قهار هستم پس امکان ندارد در مقابل ماهی کم بیارم یا ماهی ها برکن مغلوب شود یا گاهی دعای مریم مقدس را چندین بار با خود می خواند با این چیز ها برای خود قوت قلب می گرفت در آن لحظه یک پرنده آمد روی قایق نشت تا چند دقیقه نفس تازه و خستگی رفع نماید پیر مرد شروع کرد حرف زدن با پرنده این پرنده چقدر زیبا و ظریف است و طبیعت خیلی بی رحم و سنگ دل چطور می تواند غذا تهیه نماید از داخل دریا حتی چیزی پیدا نمیشه تا نفس بگرد این پرنده قشنگ ولی بعد چند دقیقه پرنده پرواز در آمد رفت دوباره پیر مرد تنها ماند بعد از شکار مسیر خود را پیدا کرده به سمت خانه خود برگشت فقط پسره خیلی نگران شده بود تا متوجه پیر مرد شد خوشحال شد هر دو رفت به اتاق پیر مرد.  برای دریافت این کتاب لطفا به طاقچه مراجعه نماید تشکر.  https://taaghche.com/book/23669  </description>
                <category>Amir</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Sun, 05 Mar 2023 23:22:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>