<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پارسا عباسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_98051224</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:22:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1413425/avatar/w3AVM0.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پارسا عباسی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_98051224</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شعرِ نهضت تنباکو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_98051224/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D9%90-%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA-%D8%AA%D9%86%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88-y6tntmjllfkt</link>
                <description>☆☆در دلم نهضتِ تنباکوستدر دلم یک باغِ زردآلوستمن چُنان موجم در این دریایِ بی‌پایان، که انگار این جهان اندازه‌ی باکوستتنم چالوستنم چمخاله و چاف و چغازنبیلِ ایرانش تنم تصنیف و تارِ طرُه‌ی چشمانِ تورانش؛اگر نوری شبانگاهیپس از شور و شب و آهیشود بر چهره‌ ام راهیکه من همچون شوم ماهی،بیا تسبیحِ چشمم شو بیا بر من دعایی کنکه شعری من شوم شایدکه شاید چشمه‌ای جوشید...پارسا عباسی پارسا عباسی</description>
                <category>پارسا عباسی</category>
                <author>پارسا عباسی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Dec 2022 03:44:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوجوانی من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_98051224/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86-yjxv6n8bujyp</link>
                <description>☆☆من همان نوجوانی‌ هستم که ترجیح می‌دهم سوارِ اسنپ نشوم، می‌خواهم در مسیرم چندین تاکسی عوض کنم، می‌خواهم با راننده تاکسی‌ها گپ بزنم و هزاری‌هایم را بشمارم...من همان نوجوانی هستم که از دیجی‌کالا کتاب نمی‌خرد، هنوز به کتاب فروشی‌ها می‌رود و در میانِ کتاب‌ها غرق می‌شود...من همچنان فال می‌خرم. هنگامی که نوازندگان دوره‌گرد نزدیک صندلی ام در مترو می‌شوند سمفونی‌های بتهوون را قطع می‌کنم و با تمامِ وجودم به آنها گوش می‌دهم و بهشان توجه می‌کنم...من هنوز هم مولانا می‌خوانم، هر روز با نزار قبانی قدم می‌زنم، به شیمبورسکا زنگ می‌زنم و مجنون وار کشورم را دوست‌ دارم.من برای عزیزانم فیلم‌ها را تعریف می‌کنم، هر بار با حسی متفاوت، از اول تا آخر...من با دوست‌داشتنی‌ترین آفتابگردان‌ِ شهر در چمن‌ها می‌نشینم و درباره‌ی تعریفِ خوشبختی حرف می‌زنم. با دوچرخه رکاب می‌زنم و در دلِ مترو تمام جامعه‌ ام را پیدا می‌کنم.من همچنان به آدم‌ها لبخند می‌زنم و به همه‌چیز و آینده خوشبین هستم...پارسا می‌خواهد راننده‌ تاکسی‌ها شاد بمانند، چراغِ کتاب‌فروشی‌‌ها روشن باشد، سازها کوک شوند، شاعر‌ها زنده بمانند و حالِ ایران خوب باشد...</description>
                <category>پارسا عباسی</category>
                <author>پارسا عباسی</author>
                <pubDate>Thu, 23 Dec 2021 21:21:22 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>