<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میلاد یزدچی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_98118929</link>
        <description>دانشجوی ارشد انسان شناسی و معلم سابق؛ علاقه مند به حوزه آموزش و دموکراسی / صفحه ویرگول را برای معرفی کتب در زمینه آموزش و نظریات مرتبط به آموزش اختصاص دادم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 15:10:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2770421/avatar/BBjYzo.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میلاد یزدچی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_98118929</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب «آموزش تفکر انتقادی؛ چت مایرز»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_98118929/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%86%D8%AA-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%B2-pomft8gfbtga</link>
                <description>مقدمهکتاب «آموزش تفکر انتقادی» کتابِ کوچکی برای تمرین تفکر انتقادی و بهبود این مهارت فکری است. چت مایرز در مقام یک استاد دانشگاه در این کتاب سعی دارد با توجه به مفهوم تفکر انتقادی و تعریف این مفهوم از جانب رشته‌های مختلف به راهکارهای عملی نیز بپردازد که در این راستا در کنار شناخت بهتر تفکر انتقادی، چت مایرز برای مدرسین راهکارهای عملی برای بهبود و تقویت مهارت تفکر انتقادی پیشنهاد می‌کند. تمرکز بر روی مهارت‌هایی مثل تفکر انتقادی با نقد بر ساختارهای تعلیم و تربیت نیز شروع شده است. به عنوان مثال آلفرد نورث وایتهد معتقد بود: «اگر بناست که یادگیری شاگردان تحقق یابد، آن‌ها باید کتاب‌ها را کنار بگذارند، جزوات خود را بسوزانند و جزئیات از بر شده برای امتحان را فراموش کنند». (وایتهد به نقل از مایرز، 1395) به بیانی دیگر منظور نویسنده این است که آموزش نباید اسیر اطلاعات باشد، بلکه باید در نهادهای آموزشی به جای تاکید بر انباشت اطلاعات به پرورش استعدادهای فکری و عملی افراد پرداخته شود.این کتاب برای معلمان، مدرس‌های حوزه‌های مختلف و به طور کلی افرادی که درگیر مسائل آموزش و شناخت انتقادی هستند، مفید می‌باشد. کتاب آموزش شناخت انتقادی می‌تواند در به کاربردن شناخت انتقادی در کلاس‌های درس و فضا‌های آموزشی یاری رسان باشد. در ادامه از فصل‌های مختلف کتاب شرحی را نوشتم تا با مرور بر این شرح با مطالب ذکر شده در کتاب آشنا شویم.شرحی بر فصول کتابمایرز در فصل اول کتاب سعی دارد توضیح دهد که نباید مهارت حل مسئله را با تفکر انتقادی یکی انگاشت؛ از اساسی‌ترین وجوه تمایز این مهارت‌ها این است که تفکر انتقادی با طرح پرسش‌ها به نقد و بررسی راه حل‌ها می‌پردازد این چنین جدای از نقشه راه جایگزین‌های مسیر را نیز می‌توان در نظر گرفت. (مایرز، 1395) مایرز در ادامه استدلال می‌کند که تا زمانی که شاگردی انگیزه‌ای برای تفکر انتقادی نداشته باشد تعیین چارچوبی برای پیشبرد تجزیه و تحلیل کاری بیهوده است. (همان) در نتیجه همین امر نیاز است که در آغاز شاگردان و مدرسین همه با مسائل واقعی درگیر باشند. موعظه و سخنرانی درباره اینکه چگونه باید با پرسش‌ها درگیر شد کاری بیهوده است چرا که حس کنجکاوی باید از جانب دانشجو و دانش‌آموزان شکل گیرد.در آغاز فصل دوم مایرز با ارجاع به نظر مورتون هانت تاکید می‌کند، انسان‌ها موجوداتی مفهوم ساز هستند که سعی دارند با استفاده از استعدادهای فکری خود جهان را بشناسند، برای این شناسایی از رده‌بندی کردن، عمومیت دادن و راه‌های مختلف دیگر استفاده می‌کنند. از نظر پیاژه نیز انسان از طریق فعالیت‌ها با محیط خود دست به خلق «ساخت‌های ذهنی می‌زنند» و اینگونه به واکنش‌های آینده‌شان کمک خواهند کرد؛ مایرز در ادامه استدلال‌های خود را بر این دو نظر بنا می‌کند. از اساسی‌ترین مفاهیم این فصل برای درک بهتر فرآیند تفکر انتقادی «تجسم» است. مایرز استدلال می‌کند که در این فرآیند شخص تلاش می‌کند تا به بهترین نحو درباره چگونگی فرآیند فکری خود چیزی را تجسم کند. تجسم اینکه ما چگونه فکر می‌کنیم موجب می‌شود مدل‌هایی را استنتاج کنیم تا بر اساس آن‌ها تحلیل‌های خود را ارائه دهیم هر چند که «تبدیل چارچوب‌های تحلیلی ضمنی شخصی، به یک چارچوب عینی کاری مشکل است» (مایرز، 1395، صفحه 25) در ادامه مثال‌هایی را برای درک بهتر بیان می‌کند؛ یکی از این مثال‌ها از هلمبرگ استاد ادبیات است که فرآیند تحلیل انتقادی از آثار را تجسم کرد و با توسل به آن درباره شیوه‌ای از تحلیل انتقادی توضیح داد. البته مایرز این نکته را متذکر می‌شود که نمی‌توان به طور کامل فهمید موقع تفکر انتقادی در ذهن ما چه می‌گذرد اما تبیین تقریبی به ما کمک می‌کند ساده‌تر و مفیدتر آنچه را در نظر داریم با دیگران به اشتراک گذاریم.«فراگیری تفکر انتقادی شامل توسعه فرآیندهای فکری از طریق سیر به ماورای نگرش‌ها و تصورات خود محور و تجربه حسی بی واسطه است». (مایرز. 1395. صفحه 35) دانش‌آموزان و دانشجویان قبل از ورود به جلسات جدید کوله باری از گذشته را حمل می‌کنند. بنابراین باید در نظر داشت که یک رشته عقاید و ارزش‌هایی را دارا هستند. این تصور اشتباه است که ورود دانشجویان را به دانشگاه به منزله آمادگی برای تغییر در عقاید و ارزش‌ها بدانیم. از جمله اساسی‌ترین مسائل این فصل چگونگی کمک به شاگردان در فاصله گرفتن از ارزش‌ها و عقایدشان است، تا بدین گونه بتوانند تصورات انتزاعی متفاوت و مختلفی را به کار گیرند. مایرز با انتقاد از نظر خوشبینانه پیاژه مبنی بر اینکه کودکان در سنین 16 سالگی در سطح نسبتاً انتزاعی عمل می‌کنند، استدلال خود را ادامه می‌دهد. وی مدل کلی پیاژه را بر اساس تحقیقات صورت گرفته می‌پذیرد و بدین جهت انتقال از تجربه عینی به تجربه انتزاعی را در اولویت قرار می‌دهد دقیقاً برعکس آموزش‌های سنتی که استادان اول مفاهیم را آموزش می‌دهند و پس از آن به دنبال تطبیق مفاهیم با امر واقع هستند. که در این مسیر شاگردان را از لذت کشف محروم می‌کنند. از نکات اساسی دیگر در این فصل این است که شاگردان باید سعی کنند مسئله را درک و سروکله زدن با آن را تمرین کنند بجای آن که به دنبال درستی و نادرستی پاسخ‌های خود باشند. در ادامه مثالی از کارپلوس زده می‌شود رئیس دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه کالیفرنیا در برکلی که استاد فیزیک بود و سعی کرد از نظریات پیاژه برای آزمایشگاه‌های خود بهره گیرد. در آغاز استاد با طرح پرسش‌هایی سعی در تشویق شاگردانش دارد سپس شاگردان با کنش‌های متقابل به ابداع مفاهیم، یا به کار بردن برخی مفاهیم مشغول می‌شود. استادان به هیچ وجه نباید در نتیجه‌گیری‌های دانش‌آموزان عجله کنند. در نهایت استاد در نقش یک مربی ظاهر می‌شود و شاگردان را در به کار بردن مفاهیم یاری می‌دهد. مثال‌های دیگری نیز در این فصل زده شده است. چرخه یادگیری یکی از راه‌های پرورش استعدادهای شاگردان برای تفکر انتزاعی است.فصل چهارم به پرورش علاقه و انگیزش در شاگردان می‌پردازد. علاقه‌مندی از جمله بنیادی‌ترین نیازها برای آموزش است چرا که بدون علاقه شاگردان، تمام سخنان و شگرد‌ها ممکن است پوچ شوند. شاگردی که علاقه‌مند نباشد را سخت بتوان به شنیدن و فعال بودن تشویق کرد. مایرز در آغاز توضیح می‌دهد که عدم علاقه اکثریت شاگردان به دو دلیل است، البته وی تاکید می‌کند با توجه به فرهنگ آمریکایی این مسئله را ذکر می‌کند 1) گرایش به انفعال ذهنی و رهایی از قید و بند 2) تعصبات منفی درباره رشته‌های تحصیلی. وی در ادامه با توجه به نظر کارل سیگن توضیح می‌دهد که چگونه جامعه انسانی علاقه و تحیر و طرح پرسش را در ما خاموش می‌کند. اما پس از آن پیشنهاداتی را برای تشویق علاقه شاگردان مطرح می‌کند. یکی از راه‌های تشویق افراد به یادگیری، به وجود آوردن محیط یادگیری با ابهامات و اسرار است. پس از این شکل از محرک اولیه استادان می‌توانند به طرح پرسش‌ها و رشد فرآیند انتقادی ادامه دهند. اما باید در نظر داشته باشند مفاهیم آنقدر انتزاعی نشوند که کسی درک نکند، مفاهیم کلاسی باید در پیوند دانش گذشته افراد و تجربیات حال آنها باشد. تمثیل یعنی پیوند بین تشابهات و تفاوت‌های امورات در درک چیزها به ما کمک خواهد کرد. مایرز تحت تاثیر هانت استفاده از تمثیل را ابزار خوبی برای درک مفاهیم می‌داند.فصل پنجم با عنوان «سازماندهی کلاس درس به منظور تشویق تفکر انتقادی»، به این مسائل می‌پردازد که چطور حجم محتوا گاهاً موجب می‌شود کسالت‌هایی در کلاس درس شکل گیرد. طبق گزارش‌هایی مایرز توضیح می‌دهد که کلاس‌های درسی که اساتید آن، حجم برخی موارد درسی را کم کردند موجب بهبود کیفیت کلاس و انتقال مطالب شده است. البته خاصاً نیاز است که هدف کلاس را قبل از ورود به آن بدانیم، به عنوان مثالی توضیح می‌دهد که اگر واقعاً هدف کلاسی تشویق شاگردان به تفکر فلسفی است نیازی نیست که شاگردان تعداد زیادی فیلسوف را بشناسند. ایجاد تعادل بین کنش متقابل و سخنرانی از جمله الزاماتی است که کلاس درس را پویاتر می‌کند. سخنرانی مداوم و طولانی مدت، کسالت بار می‌شود و اهمیت درک گفته‌ها را نیز کاهش می‌دهد. مایرز برای آن که کلاس درس مفیدتر شود مطالبی را یادآور می‌شود که می‌توان 1) کلاس را با طرح مسئله شروع کرد. برای تشویق شاگردان به تعمق از سکوت استفاده کرد. 2) فضای کلاس طوری چیده شود که باعث کنش متقابل شود. 3) وقت کلاس را در صورت امکان بیشتر کرد. 4) محیطی پذیرا نیز ایجاد کرد. مایرز در صفحه 78 چند روش تقسیم بندی کلاس را به شیوه تصویر نیز نشان می‌دهد.فصل شش برای تکالیف نوشتاری است، توصیه‌هایی که تکالیف را چالشی‌تر خواهند کرد. مایرز انتقاداتی را از امتحانات با پاسخ‌های صحیح و غلط، یا حتی مقاله نویسی‌های سنتی که موجب پرورش تفکر انتقادی نمی‌شوند مطرح می‌کند. در آغاز مایرز با طرح انتقاداتی از نقص‌های مقالات آخر ترم آغاز می‌کند. از این نظر که این مقالات هم برای استادان و هم برای شاگردان وقت‌گیر هستند، معمولاً خلاصه‌ای از نظرات دیگران هستند، چرا که به زعم مایرز به عنوان مثال، هنگامی که از شاگردان می‌خواهند آثار نویسندگان بزرگی را بررسی کنند، شاگردان احساس رعب می‌کنند و بجای قضاوت‌های خود به گفته‌های متخصصان دیگر روی می‌آورند. بنابراین اگر فرض کنیم پس از پرورش طولانی چندین هفته‌ای ذهن افراد برای نوشتن و استفاده از مفاهیم آماده می‌شود، امتحانات آخر ترم می‌توانند مفید فرض شوند. اما اگر رشد تفکر انتقادی را فرآیندی ببینیم نیازمند تمرین منظم است. بر همین اساس باید گفت رشد تدریجی مهارت‌ها نیازمند این است که به شیوه ترکیبی از شناخت مسئله تا خلاصه نویسی و یادداشت برداری از مفاهیم کلیدی و همچنین، یادگیری طرح پرسش‌های مناسب می‌تواند کمک کننده باشد. در ادامه تاکید بر مسائل و موضوعات واقعی دومین ویژگی مهم تکالیف نوشتاری اثربخش در تفکر انتقادی است. منظور این است که از اخبار و اتفاقات مرتبط زنده و در حال حاضر استفاده شود. در ادامه مایرز توضیح می‌دهد که خلاصه‌های کوتاه و مقاله‌های تجزیه و تحلیلی کوتاه، تمرینات حل مسئله با استفاده از رسانه‌های عمومی، پروژه‌های خارج از کلاس به شکل مصاحبه یا مشاهده کوتاه، از موضوعی که بر اساس منابع و علایق شاگردان استوار است، می‌تواند مفید باشد. پس در نهایت باید گفت اگر فرض کنیم که بهتر است مهارت‌ها را در طول دوره فرا بگیریم و تمریناتی را در طول فرآیند داشته باشیم بهتر است با تنوع و ترکیب این تمرینات، به رشد تفکر انتقادی کمک کنیم.فصل 7 به جنبه شخصی می‌پردازد که در زمینه‌های مختلف می‌تواند افراد را به سمت شناخت انتقادی متمایل کند. وی از پولانی نقل قولی می‌کند که«بیشترین کشف‌های علمی نه به سبب تجسس غیرشخصی که به سبب شور شخصی برای درک طبیعت یا مسئله‌ای است» (ص 103). در این فصل مایرز قصد دارد به ما یادآور شود که ما هیچ گاه نمی‌توانیم جدای از ارزش‌های خود زیست کنیم و اعتراف نکردن به آنان تاثیرات آنان را از بین نمی‌برد بلکه تنها انکاری برای تاثیرات می‌آفریند. نقل قولی از کنت ایبل ارائه می‌دهد که نشان دهنده اهمیت این است که نمی‌توان آموزشی بدون اظهار نظر شخصی انجام داد: «این نوع راهنمایی {راهنمایی با فرض اینکه می‌توان بی طرف بود و ارزش‌های ما بر راهنمایی تاثیرگذار نیست} از هیچ بدتر است؛ چون علاوه بر دورویی، خود ادعا از ارزش‌های کاملاً متفاوتی ناشی می‌شود. بهتر است پیچیدگی مسئله را بپذیریم و به این حقیقت ساده اعتراف کنیم که هیچ راهی برای اجتناب استادان از اظهار و اعلام ارزش‌ها وجود ندارد، مگر اینکه آنان، انسان بودن خود را نادیده بگیرند» (به نقل از مایرز، 1395، ص 105) آنچه مایرز در فصل هفت گوشزد می‌کند مبنی بر این است که آگاهی نداشتن از آنچه در ذهن خود می‌گذرد و به اشتراک نگذاشتن این آگاهی، در نهایت به خودبینی منجر می‌شود. همانطور که پیاژه برای طفل‌ها استدلال کرده بود، با این تفاوت که افراد غیر طفیل نیز می‌توانند اینگونه باشند. «طفل به دلیل بی خبری از ذهنیت خودش، خودبین است» (پیاژه به نقل از مایرز، 1395، ص 108).فصل 8 کتاب مایرز تاکید می‌کند بهتر است برای استادان سمینارها و مواردی از این دست برگزار شود تا شناخت انتقادی اهمیت پیدا کند و در طرح دروس وارد شود. و اما در نهایت در فصل 9 مایرز از اهمیت تفکر انتقادی می‌گوید، اینکه چرا باید تفکر انتقادی قسمتی از تمام دروس باشد؟ مایرز قبل از آن گوشزد می‌کند که تا زمانی که آموزش به مثابه بازگو کردن برخی «حقایق» است، نمی‌تواند با علاقه محوری پیش رود. باید در نظر داشت حقیقت ممکن است همواره تعریف و بازتعریف شود، بنابراین بهتر است آموزش به مثابه دیدن و شگرد‌های مختلف دیدن «حقایق» باشد تا تاکید بر حقایق بدون تغییر.بر این اساس روش عینی و علمی را نیز می‌توان گونه‌ای دیدن انتقادی نسبت به حقایق فرض کرد، که فقط گونه‌ای از دیدن است. پس در نتیجه باید به ذهنیت خود نگاهی انداخت و ارزش‌های خود را به نسبت مسائلی که در آن درگیر هستیم شناخت و از جانب دیگر نظرگاه‌های مختلف را درباره موضوعات فرض کرد تا درک بهتری از مسائل به دست آوریم رعایت این موارد آغاز تفکر انتقادی است.برای آنکه بتوان تحلیل خوبی ارائه داد بیش از آن که اطلاعات نیاز باشد نیازمند توانایی تحلیل هستیم، قبل از هر چیز برای آموزش اطلاعات و قوای تحلیلی نیازمند شرط داشتن علاقه‌مندی به موضوعات نیز هستیم. مایرز یکی از بهترین راه‌ها برای شکل گیری علاقه را شور و شعفی می‌داند که در هنگام کشف مطلبی بر ما ظاهر می‌شود. بنابراین با قرارگیری در مسیر یادگیری مهارت‌های تحلیلی همچون تفکر اننقادی، ما می‌توانیم دست به تحلیل و کشف حقایقی بزنیم به این نحو همانظور که در فصل‌های قبل ادعا شد از تجربه عینی به مفاهیم انتزاعی حرکت می‌کنیم. آموزش از این طریق با پرسش آغاز می‌شود نه با مجموعه‌ای از اطلاعاتی که در آغاز قابل درک نیستند. مایرز در آخر تفکر انتقادی را برای به پرسش کشیدن امورات روزمره دیگر و امورات سیاسی مهم می‌داند و از اهمیت این مهارت در این امورات یاد می‌کند.نویسنده متن: میلاد یزدچیزمستان 1402منابع- مایرز، چت. (1395). آموزش تفکر انتقادی. ترجمه: خدایار ابیلی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت). مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی.</description>
                <category>میلاد یزدچی</category>
                <author>میلاد یزدچی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Feb 2024 00:08:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب «آموزش شناخت انتقادی؛ پائولو فریره»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_98118929/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D9%87-zaus7njxteik</link>
                <description>مقدمه ای بر نوشتن معرفی کتاب      نوشتن معرفی کتاب، به خوانندگان اجازه می‌دهد که قبل از مطالعۀ کامل یک کتاب، تا حدودی درباره مفاد آن کتاب شناخت کسب کنند؛ بنابراین این شناخت نسبی به خوانندگان در انتخاب کتاب کمک می‌کند. از طرف دیگر قصد دارم، معرفی کتاب را به شیوۀ خلاصه‌های تفکیک شده از فصول کتاب بنویسم، چرا که اینگونه، خواننده اطلاعات نسبی از فصل‌های مختلف به دست می‌آورد و در جریان پیوند فصل‌های کتاب قرار می‌گیرد. بدین طریق خواننده نه تنها از کل کتاب شناخت نسبی کسب کرده، که از فصل‌های مختلف کتاب و ارتباطشان نیز، شناختی به دست آورده است. اولین خلاصه کتابی که قصد دارم در ویرگول منتشر کنم، از پداگوژیست برزیلی، پائولو فریره است، بدین منظور این کتاب را انتخاب کردم که چندسالی در ارتباط با مسائل آموزشی مطالعات داشتم؛ و همچنین مطالعۀ این کتاب را برای علاقه‌مندان به زمینۀ آموزش و دموکراسی مهم می‌دانستم.شمای کلی کتاب     پائولو فریره، نظریه پرداز انتقادی معروف برزیلی است که در زمینه نظریه‌های آموزش انتقادی شهرت بسیاری دارد. وی پس از نوشتن آثار بسیار در زمینه آموزش در سال 1997 میلادی فوت کرد. کتاب آموزش شناخت انتقادی، مشخصاً در زمینه آموزش و پیوند آن با شناخت انتقادی نوشته شده است، این کتاب به دست منصوره (شیوا) کاویانی ترجمه شده و چاپ اول آن توسط نشر آگاه در سال 1368 بوده، و در سال 1398 با قیمت 20 هزار تومان به چاپ سوم رسید. کتاب «آموزش شناخت انتقادی» به علاقه‌مندان به حوزه آموزش، معلم‌ها و محقق‌های زمینه آموزش پیشنهاد می‌شود، و همچنین عموم افراد نیز می‌توانند از خوانندگان کتاب فریره باشند چرا که این کتاب بینش انتقادی را تقویت می‌کند.شرحی بر اساس فصول کتاب     در فصل اول این کتاب فریره قصد دارد عاملیت انسانی را در تقاطع عوامل اجتماعی و اسطوره‌ها بازیابد، و انتقادی بودن این عاملیت را روشن سازد، فریره برای عاملیت انسانی نقش اساسی را فرض می‌گیرد، و انسان را عامل مهمی در تبدیل و تغییر دوران‌ها می‌داند اما همچنین شناخت نقش خودِ ما و درک دوران‌های تاریخی، مقوله دیگری است و انسانی که درکی از نقش خود و دوران‌ها نداشته باشد به احتمال بیشتری درگیر اسطوره‌ها و ایدئولوژی‌ها قرار می‌گیرد. «انسان رادیکال، تا درجه‌ای که قادر به درک تضادهای تاریخی با روش انتقادی فزاینده است، جنبۀ فاعلیت دارد؛ اما با این همه خود را مالک تاریخ به شمار نمی‌آورد» (فریره، 1398، ص 36). بنابراین این‌گونه است که فریره برای عاملیت انسانی جایگاه ویژه‌ای در نظر می‌گیرد، فریره به هیچ وجه منکر تاثیرات فرهنگ‌ها و امورات دیگر نیست؛ بلکه در پی یافتن چیزی است که عاملیت انسانی را مهم می‌کند، و آموزش را از قید و بند نهادی برای انتقال مطالب تکراری و ارزشی آزاد کند. اهمیتی که فریره با بیان نظریه انتقادی خود به آموزش می‌دهد؛ آموزش را مهم‌تر از قبل می‌کند. این عاملیت انسانی در گرو آموزش شناخت انتقادی است، و زمانی به دست می‌آید که آدمی جهان خود را به پرسش بگیرد. انسان زمانی قدرت درک و پاسخگویی به مسائل را دارد که نه تنها به گفتگو با دیگران بپردازد که با دنیای درون خود نیز بتواند گفتگو کند؛ نگاه انتقادی داشتن برای فریره جایگاه ویژه‌ای دارد که در ادامه به آن می‌پردازم.     کلام ساده و جریان روان و صریح متن فریره، موجب می‌شود خواننده به سادگی با روند مطالعه پیام‌های او را دریافت کند، استدلال‌هایی که بر پایه ارزیابی‌های ساده بنا شده، این اجازه را می‌دهد که خوانندگان به راحتی با متن او ارتباط برقرار کنند، فریره در ادامه درباره تاثیر تبلیغات ایدئولوژیک و سازمان یافته می‌نویسد و اسطوره‌ها را از این نظر به نقد می‌کشد. در ادامه وی توضیح می‌دهد که جامعه‌ای بدون روحیه نقادانه، در دوره گذار از ارزش‌های قدیمی به ارزش‌های دیگر با مشکلات مواجه می‌شود، چرا که هیچ درک تاریخی –فرهنگی از تضادهای شکل گرفته بین ارزش‌ها ندارند. برای آن که از تضاد‌ها گذر کرد، آگاهی انتقادی می‌تواند روشن گر جامعه باشد. «اگر چه هر گذاری متضمن تغییر است، اما هر تغییری به گذار منتهی نمی‌شود» (همان. ص 30). این نکته بسیار مهم است، گذار نیازمند شناخت است، تغییرات صورت می‌گیرند اما بدون شناخت تضاد آفرین می‌شوند و شکاف بین نسلی ایجاد می‌کنند. فریره در ادامه فصل به مسائلی که جامعه برزیل با آن‌ها مواجه بوده می‌پردازد، به نوعی مدل تحلیلی خود را برای تحلیل جامعۀ برزیل به کار می‌برد، این‌گونه درک عملیاتی از تحلیل‌های وی به دست می‌آید. همانطور که خودش معتقد است، دانشی ارزشمند است که در میانه عمل و نظر به دست آید. (فریره به بیان اپل. 1395)     در فصلِ «جامعه بسته و فقدان تجربه دمکراتیک»، فریره، به مسئله استعمار، و مستعمره شدن برزیل می‌پردازد، این که چگونه این قضیه موجب شد برزیل سالیان درازی تحت سیطره پرتغال قرار گیرد و بهره‌کشی از برزیل به شیوۀ مستعمره‌ای پراکنده و فاقد یکپارچگی مناطق تحت استعمار، خوی سلطه پذیر و پدرسالارانه به دلیل مالکیت‌های بزرگ زمین توسط استعمارگران در برزیل رواج داده شد. این قضایا در نتیجه باعث شکل‌گیری امری شد که فریره آن را «فرهنگ سکوت» می‌نامد، فریره گوشزد می‌کند که«خاموشی نشان دهنده فقدان واکنش نیست، بلکه بیانگر واکنشی است که فاقد کیفیت نقاد است» (فریره. 1398. ص 56). این امر به خوبی بیان می‌کند که فضای جغرافیایی ایالتی بسته و دور از هم برزیل در دوره استعمار موجب شد این آگاهی انتقالی شکل بگیرد، به نوعی در برزیل تجربه سیاسی نمی‌توانست به شیوه اروپایی آن شکل بگیرد چرا که مردم توسط حکومت خارجی سرکوب می‌شدند. در نهایت این شرایط استعمار خصلت شدیداً فردگرایانه‌ای در برزیل رواج داد، که فریره از قول ویرا آن را اینگونه توصیف می‌کند: «هر خانواده خود یک جمهوری است» (ویرا به بیان فریره. 1398. ص 57) این عبارات به خوبی این خصلت را نشان می‌دهد.     در فصل «آموزش برای مقابله با توده سازی»، فریره از ضرورت نیاز جامعه انتقادی نوشته است، مفهوم انتقاد برای فریره چیزی فراتر از به پرسش کشیدن قضایاست، و فراتر از یک نقد در زمینه‌های اجتماعی و یا ادبی و موضوعات دیگر؛ فریره هوشیاری جامعه را در انتقادی شدن آن‌ها نسبت به گروه نخبه می‌داند، این‌گونه است که گروه‌های انسانی توانایی نشان دادن واکنش، و مقابله با توده‌ای شدن و تصمیم احساساتی پیدا می‌کنند؛ فرقه گرایی از نظر فریره، حضور سازمان نایافته، ناآگاه و نیمه آگاه، سطحی و غیر مجهز است، که در نتیجه به قول خود فریره: «به مهره‌هایی در خدمت بی‌منطقی تبدیل می‌شوند» (همان. ص 70). فریره از آموزشی سخن می‌راند که افراد را مجهز می‌کند با شجاعت درباره مسائل جامعه بحث کنند. در ادامه توضیح می‌دهد که چطور تولید انبوه موجب می‌شود که با جدا‌سازی انسان از طرح جمعی، و محدود کردن تخصص، جامعۀ انسانی، ناانسانی می‌شود. به عنوان مثال، تخصصی که مهندسین با به دست آوردن آن، احساس می‌کنند نباید در فعالیت‌های دیگر شرکت کنند و از باقی کارها خود را معاف می‌دانند. فریره بارها از دمکراسی صحبت می‌کند اما نه دمکراسی نولیبرالی که تنها در خدمت بازار عمل می‌کند؛ وی تاکید بسیاری بر مشارکت‌های محلی و دخالت‌های انتقادی گروه‌های فرودست دارد.     در فصل «آموزش و بیداری»، «هر چند روندهای دمکراتیک بیشتر گسترش می‌یابد، به همان نسبت، مشکل‌تر می‌توان اجازه داد که مردم در یک حالت بی خبری بمانند» (مانهایم به بیان فریره. 1398. ص 84). این جمله از مانهایم است و فریره با استناد به آن درباره اینکه چه خطراتی دمکراسی را تهدید می‌کنند نکاتی را یادآور می‌شود. فریره دمکراسی را در گرو آگاهی عمومی از مسائل، سواد آموزی تمام قشرها و در نهایت مشارکت همیشه اقشار، طبقات، جنسیت‌ها و همه گروه‌ها در مسائل، می‌داند. منظور این است که منظور از مشارکت شیوه‌ای آرمانی نیست، فریره در آغاز همان فصل با مثالی از «حلقه فرهنگی» شروع می‌کند تا مشارکت را در عمل نیز نشان دهد. فریره در ادامه به اهمیت جدل یا گفتگویی که بر «محمل انتقادی رشد کرده باشد» (همان. ص 89) تاکید می‌کند، در اینجا از یاسپرس وام گرفته و درباره اهمیت جدل، توضیح می‌دهد. جدل و گفتگوی انتقادی را تنها راه‌حلِ مسائل می‌داند؛ در مقابل آن ضد گفتگو را قرار می‌دهد که معمولاً با تکبر و عدم اعتماد همراه است در نتیجه ضد انتقادی می‌شود چرا که افراد تنها در پی به کرسی نشاندن سخن خود هستند، نه به دنبال آنکه پرسش‌های اساسی را از فرآیندها و چارچوب‌ها مطرح کنند.     در آخر فریره به دفاع تمام قد از دمکراسی می‌پردازد، البته نه هر شکل آن، فریره تاکید می‌کند که باید از دمکراسی دفاع کرد، اما دمکراسی که مردم را نمی‌ترساند، برنامه ریزی می‌کند و جزمی نیست، و اساس آن از روحیه انتقادی تغذیه می‌شود. روحیه انتقادی به نحوی کلید واژه شکل‌گیری یک دمکراسی است، چرا که عدم وجود آن گفتگو های جزمی، غیرانتقادی شکل می‌دهد، که پایان یافتن آن‌ها در نهایت با هیچ عملی همراه نیست. در ضمیمه آخر کتاب طرحی گذاشته شده، که چطور با استفاده از مفاهیم «فرهنگ» و «طبیعت» رشتۀ انسان‌شناسی، و با کاربرد تصاویر در نهضتی سوادآموزی، مسائلی را به بزرگسالان آموزش می‌دهند. در نهایت در وضع دهم این آموزش، افراد خود استنتاج‌هایی درباره مفهوم دموکراسی انجام می‌دهند. این طرح از وضع‌های ساده شروع می‌کند و با توضیحات ابتدایی در نهایت به سطحی می‌رسند که می‌توانند به شیوه‌ای انتقادی‌تر مسئله را باز کنند و درباره آن بیاندیشند، می‌توان گفت، فریره با قرار دادن این طرح تاکید بسیاری به عملی بودن ایده‌ها می‌کند. در آخر باید اذعان کنم، که در خلاصۀ کتاب برخی نکات از قلم می‌افتند، اما با این حال من سعی داشتم که تا حدودی از دل معرفی این کتاب، با بخشی از اندیشه‌های فریره نیز آشنا شویم.نویسنده متن: میلاد یزدچیتابستان 1402منابعاپل. مایکل دبلیو. (1395). آیا آموزش می تواند جامعه را تغییر دهد؟. ترجمه: نازنین میرزابیگی. نشر آگاهفریره، پائولو. (1398). آموزش شناخت انتقادی. ترجمه: منصوره (شیوا) کاویانی. نشر آگاه</description>
                <category>میلاد یزدچی</category>
                <author>میلاد یزدچی</author>
                <pubDate>Thu, 24 Aug 2023 22:49:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>