<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های chocolate</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_99064624</link>
        <description>سلام ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 06:45:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1683411/avatar/YLZOxW.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>chocolate</title>
            <link>https://virgool.io/@m_99064624</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جای خالی...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99064624/%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-kvqsapbneq17</link>
                <description>...  دوباره   حرفش بود   فکرش بود   چشماش بود   لبخندش بود   اخمش بود          ولی    خودش نبود..   گرمای وجودش بود            اما   خودش نبود ...                                                          همینه وقتی نیست                                                                       باید با بودن ها سر کنم:)H.H1402/03/2314:37</description>
                <category>chocolate</category>
                <author>chocolate</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jun 2023 14:38:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی با انگشتان...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99064624/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%86-ezlktcbbn5cd</link>
                <description>چقدر خوب است بازی با انگشتان آن هم انگشتان کسی که سال ها انتظارش را کشیده ای ... :)...                  کاش آن راحت جان ، این همه آزار نداشت                                                                                       کاش،خورشید رخش این همه بیمار نداشت                   هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد                                                                                      دل ما بود که یک عمر ، خریدار نداشت                 اگر از روز ازل ، قصه عشاق نبود                                                                                       هیچ موجود ، به موجود دگر ، کار نداشت                                                                                                                                            *ر. خانه روبه رو 1402.02.16H_M</description>
                <category>chocolate</category>
                <author>chocolate</author>
                <pubDate>Sat, 06 May 2023 17:04:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیباست:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99064624/%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ratjzhmqmpi5</link>
                <description>زیباست با او بودن:)زیباست با تو بودن...زیباست برایم بمانی...زیباست برایت بمانم...زیباست قدم زدن در کنار تو...زیباست دستانم با وجود دست های تو ...زیباست آنچه را که در کنار تو میبینم...زیباست دنیا برایم با وجودت ...آری زیباست...زیباست تمام شدن زندگی در کنار تو..:)H.M  1401/4/6</description>
                <category>chocolate</category>
                <author>chocolate</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jun 2022 16:29:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشته اول ...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99064624/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-p0nauznhd3wg</link>
                <description>سلام ... خوبید؟ خوب خیلی خوشحالم که در اینجا قرار فعالیت داشته باشم . راستش خیلی دوست دارم بتونم چیزی رو بنویسم اما هنوز نمیدونم چی بنویسم دارم ویرگول رو زیر و رو میکنم که شاید بتونم چیزی را یاد بگیرم. من خیلی تو تصمیم گیری خوب نیستم و ازین بابت خیلی ناراحتم . اگه این پست منو خوندین و نمیشه گفت دوست داشته باشین چون خیلی خوب نیس اما دوست دارم بهم کمک کنید که درباره چی بنویسم:)</description>
                <category>chocolate</category>
                <author>chocolate</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jun 2022 14:16:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>