<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های nasrin</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_99120724</link>
        <description>قلم هویت من است</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:40:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1438961/avatar/4WEaMG.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>nasrin</title>
            <link>https://virgool.io/@m_99120724</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خدعه ی شیطان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99120724/%D8%AE%D8%AF%D8%B9%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-wxburujeoj14</link>
                <description>باز از سرشکمان ، دل هر نامه خیس شدباز از سریرِ آه قلم ، چامه خیس شداز خون دل ، تمامی دفتر به خون نشستبر بیت بیت شعر و شعورم جنون نشستدستی به نوبهار جوانی خزان زدستمرگی بنام زندگی آری به جان زدستما را به جهل مذهب بیگانه می کشندما را به نام کعبه به بتخانه می کشندما را ببین دوباره به تاراج می برندداری برای کشتن حلاج می برندبر گله های ما زده گرگی که آشناستچوپان ده نشانده ی ارباب و کدخداستاینان سگان گشنه ی هارند و هارتراینان به خون توده خماران ؛ خمارتراینان دوباره حکم ز شیطان گرفته اندبر نوک نیزه خُدعه ی قران گرفته اندشلیک شب شکست تمام سکوت رایکباره آه تا که بهم زد ثبوت رارگبار آتشین دل  ، آئینه را دریدآتش شبانه صافی صد سینه را دریدبر سنگفرش ، خون جوانان شتک گرفتدستی به زخم تازه ی دوران نمک گرفتمیدان تنگِ جنگ به یک آن نوا سرودیکباره قلب شهر و خیابان عزا سرودبر دختران  پاک اهورا کتک زدندبر آن لطیف صورت گلبرگ چک زدنددر بند شد به توطئه دلبندِ  مردماندر خون نشست گلشده لبخند مردمان ای بدسفیر آتش و غمناله هنگتان از شب سیاهتر دل بیرحم و سنگتانما را به دل هراس سیاهی نبود و نیستبر ما نمی دهد شب درمانده حکم ایستما کاوه های مهلک ضحّاک خودسریمما اهتزازِ پرچم آن شیر‌‌ِ خاوریمما را چه ترس باتوم و تیر و تفنگتانوقتی که خونمان شود افشای ننگتان#نسرین_حسینی21/10/041404/10/21</description>
                <category>nasrin</category>
                <author>nasrin</author>
                <pubDate>Sat, 14 Feb 2026 02:45:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نام آزادی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99120724/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-ix1dvw3iqrs2</link>
                <description>به نامِ نان .....که از سفره‌ها گریخت....و به نامِ آزادی که پیش از تولد خفه شد.جوانانِ ما ایستاده مُردند...بی‌آن‌که سلاحی داشته باشند.جز صدا...و حاکمان از صدا بیش از گلوله ترسیدند...این‌گونه بود....که مرگ قانون شد و زندگی اتهام....#نسرین_حسینی</description>
                <category>nasrin</category>
                <author>nasrin</author>
                <pubDate>Sat, 14 Feb 2026 02:36:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیروز مصاف</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99120724/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D9%81-jl6inu0semel</link>
                <description>&quot;پیروز مصاف&quot;بردار دل  از  کوشش ِ بی روح اضافیعمریست که بیهوده چنین گرم ِ طوافیحق بادل پاک است نه باجامه ی صدچاکحلاج  نگردد سر  ِ هر دعوی  ِ لافیآئینه ی  دل را  بزدا  از  غم  و کینهتا جلوه زند آیت حق  از سر ِ صافی فریاد  کنان در  پی &quot;سیمرغ&quot; دویدییک عمر عبث قافله ی خسته ی قافیقران سر نی یا که سر خون خدا؟ ، آهآن لحظه که باید بکشی تیغ ، غلافیایمان نشود شقِّ ِقمر ، نیل و شکافشتا بر دل تو با ره ِ حق هست  شکافییکبار سر ِنفس خودت را بِبر ای دوستقربانی خود  کن که تو پیروز مصافی#نسرین_حسینی25/2/1401</description>
                <category>nasrin</category>
                <author>nasrin</author>
                <pubDate>Fri, 17 Jun 2022 20:18:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خارتکراری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99120724/%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-fjlhqzt3ujjl</link>
                <description>نمی رسد  به سر این  انتظار تکرارینشسته بر دل خونخورده خار تکراریسوار قایق  دم  کرده  از مه ام اینجاشکسته ساحل دل در حصار  تکراریپرست برکه ی قلبم از آسمان دوچشمو  چرخ ها  زده ام   بر  مدار  تکراری  زمان شعر و شعور و هوای شور غزل قلم کشیده سرش را  به  دار  تکراری عجب دیار غریبی، عجب  هوای  بدیگرفته  شیشه ی دل  را  غبار  تکراری چقدروسوسه ام میکند طناب،ای دار!!چرا  که  خسته ام از  روزگار  تکراریدوباره رفته  بهار و رسیده فصل خزان صدای   خش خش  پاییز  تار  تکرارینسرین حسینی 5/6/1399</description>
                <category>nasrin</category>
                <author>nasrin</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jan 2022 05:02:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قمارعشق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99120724/%D9%82%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B9%D8%B4%D9%82-q2ny0fa3qvvh</link>
                <description>قمارِعشقشده آیا که شبی از دل خود دور شوی برود یار و تو از فاصله رنجور شوی؟شده گمگشته شبهای  خیالش باشیمثل یک شبپره بیگانه به هر نور شوی؟در نبودش طلب از شاخه ی هرتاک کنیو در آن نشئگی ات طالب انگور  شوی؟سرِ دارش بکشد تا سرِ دیدار خودشبی محابا سرِ دارش،دلِ منصور شوی ؟!شده دلتنگ شوی غم به دلت رخنه کند در قمار غم او باخته و سور شوی؟شده ویران بشود هرچه پل پشت سرتتو به اجبار به این فاجعه مجبور شوی؟خانه ات وسعت دریا و تو خود صیدِ حقیربخت برگشته و آن ماهی در تور شوی؟دلِ ، نسرینِ تو میمیرد و این را نپسندکنج ایوان دلش  وصله ی ناجور شوینسرین حسینی</description>
                <category>nasrin</category>
                <author>nasrin</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jan 2022 04:46:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه</title>
                <link>https://virgool.io/nasrinhosseini/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-zujk9bgehsuh</link>
                <description>        به قلم پرفسور سید حسن امینغزل های این دفتر را کهد یدم  وشنیدم   ،بی درنگ تشخیص دادم که سراینده آنها شاعر است.شاعرانگی از ظاهر وباطن ولفظ ومعنی وصریر وتصویر هر بیت می‌تراود .هرکس که زشهر آشنایی استداند که متاع ما کجایی استنسرین حسینی به تمام معنی کلمه شاعری توانمند ، صمیمی ، عمیق ، ولطیف است ،من که خود اول بار پنجاه وهفت سال پیش در سال 1343دفتر شعرم را چاپ کرده ام، وشصت سال است ، که شعر میخوانم ومحضر بسیاری از شاعران بزرگ معاصر را درک کرده ام ، در شناسایی وداور شاعران ، زیاد بی راه نمی‌گویم و بیهوده از کسی تعریف وتمجید نمیکنم،  چون نه نیازی به بانوی شاعر صاحب این اثر دارم   ونه پس از این همه سال قلم‌ زنی ، شآن قلم را در ابزار مجیزگویی ومدح بیجا پایین توانم‌ آورد. راستی را در غزل های نسرین حسینی  از آثار خوب روزگار ماست و شایستگی نشر وپخش وتکرار  و سپردن  به حافظه را دارد.غزل در ادب پارسی یکی از قوالب نظم  در کنار قصیده ، مثنوی ،رباعی ، دوبیتی و......‌است اما امروز به حقیقت به خلاف گذشته های نه چندان دور ،غزل رایج‌ترین  ومحبوب ترین ، قالب شعر فارسی است.در عصر ما غزل سرایانی همچون  شهریار ، رهی معیری ، عماد خراسانی ، سیمین بهبهانی ، نوذرپرنگ ، حسین منزوی ، محمد علی بهمنی ، والبته امیر هوشنگ ابتهاج(سایه) ، ودیگران ( از جمله مشفق کاشانی، حسین آهی ، محمد سلمانی ، فاضل نظری و......)عزل را پاسداری کرده اند  ، بلکه به اوج رسانده اند.اینک نام نسرین حسینی را نیز به باور من باید براین سیاهه از غزل سرایان خوب  همروزگار ما افزود .تاریخ بهترین  داور است ، و هاضمه ای قوی دارد.بسیار شاعرانی که در عصر خود برترین وبه اصطلاح ملک الشعراء شمرده می‌شدند همچون عنصری در روزگار  فردوسی یا سلمان ساوجی در عصر حافظ ، امروز نام ونشانی ندارند  ویا کسانی که به عصر حیات خود آوازه ای چندان نداشتند ،اما امروز شعرشان در ذهن و زبان  پارسی زبانان جاری وساری است .شاید نسرین حسینی هم یکی از این غزل سرایان باشد که امروز چندان شناخته شده نیست ، اما در آینده بهتر وبیشتر شناسایی خواهد شد.این هنوز از نتایج  سحراست.              پرفسور سید حسن امین                                     23آبان 1400</description>
                <category>nasrin</category>
                <author>nasrin</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jan 2022 04:17:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آسمانِ سرخ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_99120724/%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-cbexzbcugg6h</link>
                <description>آسمان  ِ سرخسرخ شد بعد از تو دیگر آسمانم نازنینزجر  ِ بی پایان زمان و عین دوزخ شد زمینعقربه شد تیک تاکش بعد تو ناقوس مرگلحظه هایم با غم و دلواپسی ها شد عجینرفتی و سیب قشنگ خنده را دلشوره چیدرفتی و سر کردم عمری بی حضورت اینچنینترسها از سایه ی شوم رقیبان داشتماز کفم بیرون کشید آخر تو را دست ِ کمینگم شدم در خاطر آئینه هم این روزهابعد تو بر چهره ام از بس مدام افتاده چینهمنشین خلوت شبهای من رفتی کجا؟همدم شب ناله ها و اشک من شد آستیننیست جایی بر درنگی تا نفس دارم بیابر دلم دستی بکش در لحظه های واپسیننسرین حسینی 28/8/1400</description>
                <category>nasrin</category>
                <author>nasrin</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jan 2022 03:59:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>