<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Maang Mirzaei</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@maangmirzaei</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 09:07:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/719342/avatar/QKSgtq.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Maang Mirzaei</title>
            <link>https://virgool.io/@maangmirzaei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: واقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@maangmirzaei/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-ascaabthfvgq</link>
                <description>تو این یادداشت می‌خوام درمورد کتاب واقعیت factfulness از هانس روسلینگ بنویسم که علی بندری تو پادکست بی پلاس هم معرفیش کرده.نویسنده کتاب یعنی هانس روسلینگ یک پزشک و آماردان سوئدی هست که تو کتاب واقعیت که اون رو با کمک پسر و عروسش تالیف کرده، در تلاشه تا ما رو با واقعیت دنیای امروز آشنا کنه و بهمون بگه که بخاطر غریزه‌هامون چطور با عینک‌های اشتباهی دنیا رو می‌بینیم و دچار خطای شناختی میشیم و به جای واقع بینی، دچار بدبینی میشیم.هانس یه پرسشنامه طراحی کرده که توش تعدادی سوال درمورد وضعیت بهداشت، آموزش و اقتصاد جهان می‌پرسه. مثلا اینکه به نظر شما چند درصد مردم جهان در فقر زندگی میکنن؟ یا چند درصد بچه‌ها واکسینه میشن؟ و ...و در کمال ناباوری جواب درست این تست‌ها اغلب گزینه‌های خوشبینانه و مثبته! مثلا اینکه ۸۰ درصد کودکان دارن واکسینه میشن و درصد فقر در جهان روز به روز در حال کاهشه!اما اغلب آدما، حتی افراد متخصص و باسواد، به این سوال‌ها پاسخ اشتباه میدن. اونا اغلب منفی‌ترین گزینه رو انتخاب میکنن چون معتقدن اوضاع جهان خیلی ناامید کننده‌ست.هانس با شواهد و مدارک زیادی در تلاشه تا به ما ثابت کنه اوضاع اونقدرها که فکر می‌کنیم بد نیست و از نظر آموزش، بهداشت و درمان، برابری، رشد اقتصادی و ... جهان رو به پیشرفت و بهبوده.هانس روسلینگ و گروهش یک وبسایت دارن به آیدی gapminder.org که تو بخشی از وبسایت به نام dollar street شما میتونید جزئیات زندگی صدها خانواده از جاهای مختلف جهان رو ببینید که تو ۴ سطح اقتصادی دسته بندی شدن.کسایی که روزی یک دلار یا کمتر درآمد دارن.کسایی که تا ۴ دلار درآمد دارن.کسایی که تا ۱۶ دلار درآمد روزانه دارن.و افرادی که ۶۴ دلار یا بیشتر درآمد روزانه دارن و توی بالاترین سطح هستن.شما توی dollar street میتونید ببینید که آدما تو سطوح مختلف اقتصادی دارن تو چجور خونه‌هایی زندگی میکنن؟ از چه وسایلی استفاده میکنن؟ چه غذایی میخورن؟ چه لباسی میپوشن؟ و خانواده‌هاشون چند نفره‌ست؟یه رابطه عکسی هم وجود داره بین سطح اقتصادی و فرهنگی و سواد آدما با جمعیت خانواده‌هاشون.یعنی آدما هرچقدر تحصیل‌کرده‌تر باشن و رفاه بیشتری داشته باشن، کمتر بچه دار میشن.برای همین نویسنده تو کتاب میگه جمعیت جهان همیشه رو به رشد نیست و قرار نیست ما با انفجار جمعیت و تبعاتش روبه‌رو بشیم بلکه به خاطر پیشرفت جوامع، کم کم رشد جمعیت کم و کمتر میشه تا به صفر برسه.نویسنده ما رو با غرایزی آشنا میکنه که در طول تاریخ زندگی بشر روی زمین در روند تکامل به دردمون خورده و تو وجودمون هست اما الان داره جلوی واقع گرایی ما رو می‌گیره.مثل غریزه شکاف که باعث میشه آدما دنیا رو به شرق و غرب یا توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم کنن در حالی که این تقسیم منطقی نیست و نگاه غیرواقعی بهمون میده.این کتاب، سخنرانی‌های تد هانس روسلینگ و بررسی سایتش به ما کمک می‌کنه نگاه دقیق‌تری به اوضاعمون داشته باشیم و از ناامیدی و افسردگی فاصله بگیریم.با این حال انتقاداتی هم به این کتاب شده. مثل اینکه هانس روسلینگ عامدانه یا غیرعامدانه بعضی چیزها رو نادیده گرفته چون به نفع نگاه کلیش که &quot;جهان در حال بهتر شدنه.&quot; نبودن.مثلا سلامت روان جزو چیزاییه که تو کتاب هیچ توجه و حتی اشاره‌ای بهش نشده در حالی‌که آمار اضطراب، افسردگی، وسواس، ADHD و ... رو به افزایشه.خود تکنولوژی و مدرنیته عواقبی هم دارن اما پیامدهاشونم کم نیست.بهرحال کتاب رو باید با نگاه نقاد بررسی کرد. باور اینکه جهان در کل رو به بهتر شدنه شاید زیر سوال باشه اما کتاب میتونه ابزاری باشه برای ما تا دقیق‌تر و واقعی‌تر به دنیا نگاه کنیم.پیشنهاد می‌کنم کتاب رو از طاقچه تهیه کنید و بخونید. لینک کتاب هم اینجاست.</description>
                <category>Maang Mirzaei</category>
                <author>Maang Mirzaei</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jul 2023 10:50:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: محل سگ بگذارید لطفا!</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%84-%D8%B3%DA%AF-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-tuinxf6euljn</link>
                <description>محل سگ بگذارید لطفا!!!۶کتاب محل سگ بگذارید لطفاً! کارهای درست، زندگی‌های بهتر و درعین حال نجات سیاره‌مان زمین     نوشته اشلی پایپر ترجمه عاطفه هاشمیبرای چالش کتابخوانی طاقچه در شهریور باید کتابی با محوریت موضوع محیط زیست می‌خوانیدم و این کتاب یکی از پیشنهادهای طاقچه بود. کتابی درمورد اصلاح سبک زندگی و عادات روزمره برای داشتن زندگی سبز و پایا و دوست دار محیط زیست.همان طور که باخبریم خانه‌مان، زمین، با مشکلات فراوانی از جمله افزایش دما روبروست و این ما انسان‌ها هستیم که دست به نابودی زمینی زده‌ایم که همیشه با ما مهربان بوده است.ما انسان‌ها اکوسیستم را بر هم زده‌ایم، آب و هوا و خاک را پر از آلودگی کرده‌ایم، بسیاری از گونه‌های گیاهی و جانوری را از بین برده‌ایم و با سبک زندگی خودخواهانه و مصرف‌گرایانه و تجمل‌گرایانه داریم کاری می‌کنیم که هم زمین و هم خودمان به همراه زمین، نابود خواهیم شد.کتاب محل سگ بگذارید لطفاً با زبان ساده و روان و طنزآمیز به ما راهکارهایی می‌دهد که لااقل آسیب کمتری به زمین و محیط زیست و گیاهان و جانوران برسانیم.مثلاً زباله کمتری تولید کنیم، کمتر مصرفگرا باشیم، حواسمان به آنچه که می‌خریم، آنچه که می‌خوریم، آنچه که می‌پوشیم و ... باشد، مسوولیت‌پذیر باشیم، طبیعت را به خانه‌هایمان بیاوریم و در خانه گل و گیاه نگه داریم و به حیوانات بی‌پناه پناه دهیم، کمتر و پایاتر خرید کنیم، وسایل اضافی دور و برمان را به دیگران ببخشیم یا بفروشیم یا مبادله کنیم و در کل زندگی جمع و جور تر و شادتری داشته باشیم.یکی از موضوعاتی که کتاب مفصل به آن می‌پردازد وگانیسم و گیاهخواری‌ست. خصوصاً برای کسانی که وگان هستند یا میخواهند باشند اما در انتخاب و تهیه غذاها سردرگم‌اند ده‌ها دستور تهیه متنوع در کتاب هست.نویسنده به ما پیشنهاد می‌کند محصولات شیمیایی که به زمین آسیب می‌زند، یا محصولاتی که در تولیدشان حیوانات یا انسان‌های قشر محروم، آسیب می‌بینند را استفاده نکنیم و به جای هرکدام پیشنهادهای هیجان‌انگیزی به ما می‌دهد.خیلی از چیزهایی که به استفاده مداوم از آن‌ها عادت کرده‌ایم به زمین آسیب بسیار زیادی می‌زنند و در عین حال شاید خیلی هم مهم و ضروری نباشند و بشود حذف یا کمشان کرد. مثل مواد شوینده و محصولات آرایشی بهداشتی شیمیایی که برای بدن خود ما هم بسیار مضر هستند.به طور کلی این کتاب آموزنده، سرگرم کننده و جالب است و اصراری ندارد که ما را متقاعد کند یک شبه دگرگون شویم.من از قبل دغدغه محیط زیست داشتم و سعی می‌کردم نکاتی را رعایت کنم. با خواندن این کتاب نکات بیشتری یاد گرفتم و سعی می‌کنم آن‌ها را به کار بگیرم. با فرهنگی که ما در آن بزرگ شده‌ایم نمی‌شود به کمال زندگی دوستدار محیط زیست رسید اما هرکداممان یک قدم هم برداریم، ارزشش را دارد و اثر خودش را می‌گذارد. مثلاً من وگان نیستم، با خواندن این کتاب هم وگان نشدم، اما مصرف محصولات خوراکی و غیرخوراکی حیوانی‌ام را کمتر خواهم کرد.معضل اصلی زمین جمعیت ما و حیوانات اهلی ماست. اگر ما انسان‌ها جمعیت خودمان را کنترل کنیم، حیوانات خانگی‌مان را عقیم کنیم و محصولات حیوانی کمتری استفاده کنیم تا به پرورش حیوانات کمتری احتیاج باشد، زمین و اکوسیستم نفس راحتی خواهند کشید. آلودگی‌های زیست محیطی کاهش خواهد یافت. گازهای گلخانه‌ای کمتر خواهد شد و احتمال گرمایش زمین کمتر میشود.دغدغه محیط زیست یک پز روشنفکری لوکس نیست، مسوولیت ما انسان‌هایی‌ست که با بودنمان و سبک زندگی‌های مصرف‌گرایانه مدرنمان گند زده‌ایم به سیاره‌ی مادرمان و حالا باید آگاه شویم تا لااقل گندهای کمتری بزنیم.شاید باورش سخت باشد اما با قدم‌های خیلی ساده و بی‌زحمتی هم می‌شود کار مثبت و خوب کرد. مثلاً با بیرون کشیدن دوشاخه از پریز وقتی وسیله برقی‌مان به برق احتیاج ندارد، با پیاده رفتن مسیرهای کوتاه به جای استفاده از ماشین، با خریدن محصولات کشاورزی محلی از کشاورزها، با استفاده نکردن از ظروف یک بار مصرف، با بیشتر پوشیدن لباس‌هایی که داریم، با استفاده از کاپ قاعدگی و پد پارچه‌ای به جای تامپون و نوار بهداشتی، با نه گفتن به کیسه پلاستیکی و نی پلاستیکی و بطری آب معدنی، با همراه داشتن یک کیسه پارچه‌ای هنگام خرید و همراه داشتن ماگ وقتی وارد قهوه فروشی می‌شویم، با درزگیری در و پنجره و استفاده از وسایل برقی کم‌مصرف و ...یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب راهنمای انتخاب محصولات بهتر است. نویسنده به ما یاد می‌دهد چه علامت‌ها و حروف اختصاری‌ای را به خاطر بسپاریم تا محصولاتی را خریداری کنیم که روی حیوانات تست نشده‌اند و در روند تهیه‌شان محیط زیست کمتری آسیب ممکن را دیده.در مجموع از خواندن این کتاب راضی‌ام و خواندنش را پیشنهاد می‌کنم. کتاب را از اینجا در طاقچه بخوانید.</description>
                <category>Maang Mirzaei</category>
                <author>Maang Mirzaei</author>
                <pubDate>Mon, 20 Sep 2021 18:49:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: انسان در جست و جوی معنا</title>
                <link>https://virgool.io/@maangmirzaei/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-kgtfgabvf0rk</link>
                <description>انسان در جست و جوی معنا/ ویکتور فرانکلکتاب انسان در جست و جوی معنا را روانپزشکی نوشته که اسیر چند اردوگاه‌ جنگی از جمله آشویتس بوده و تقلای انسان‌ها در شرایطی بدتر از جهنم، برای بقا را دیده، با مرگ و میر و گرسنگی و بدبختی سال‌ها زندگی کرده و نفس کشیده و از نزدیک شاهد بوده که انسان‌ها در بدترین شرایط به چه چیزهایی فکر می‌کنند؟ چه احساساتی دارند؟ چه رفتارهایی را بروز می‌دهند؟ و چه چیز آن‌ها را به زنده ماندن و زندگی کردن وا می‌دارد؟ویکتور فرانکل روشی درمانی ابداع می‌کند و آن را لوگوتراپی (معنا درمانی) می‌نامد. وی معتقد است زندگی بشر با رنج گره خورده و این بشر مادامی که معنایی برای زندگی و زنده ماندنش داشته باشد، تحمل رنج‌ها برایش ساده می‌شود.فرانکل در سخت‌ترین لحظاتش در آشویتس به همسرش فکر می‌کرد و آن هنگام در‌می‌یافت که عشق تا چه اندازه می‌تواند به زندگی انسان معنا و عمق و ارزش ببخشد.در اردوگاه‌هایی که کسی اولین حقوق انسانی‌اش را هم ندارد، جایی که از انسان‌ها مدام کار می‌کشند و حتی غذای درستی به آن‌ها نمی‌دهند و یا لباسی که آدمی را از گرما و سرما محافظت کند، جایی که هر لحظه خطر مرگ از فرط تکیدگی و بیماری و ناامیدی یا کشته شدن در کوره های آدم سوزی در کمین است، انسان‌ها فقط برای یک چیز می‌جنگند، برای بقا.و اگر دلیلی برای این بقا نداشته باشند که دلیل قوی و ارزشمندی باشد، دچار فروپاشی و نومیدی خواهند شد و از پا درآمده و می‌میرند.فرانکل در خود و اطرافیانش در آن اردوگاه‌ها شاهد این بود که انسانی که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد، جز جان و وجودش را، چگونه زندگی می‌کند؟فرانکل مشاهدات عجیبی در آن سال‌ها داشت که با علم پزشکی جور درنمی‌آمد. مثلا سرماهای عجیب غریبی که افراد با یک لباس کهنه پاره در آن کار می‌کردند اما سرما نمی‌خوردند. آن حجم رنج و درد انگار از آدم‌ها کس دیگری ساخته بود. ساده‌ترین تغییر افراد این بود که کسانی که قبلا بدخواب و حساس بوده‌اند در این اردوگاه‌ها روی زمین در فضایی که جا فقط برای به پهلو خوابیدن برای یک نفر هست و آدم‌ها چسب هم و نفس به نفس هم می‌خوابند و پوتین گلی و کثیفشان را بالشت سر می‌کنند، به خواب عمیقی فرو می‌رفتند و بهترین قسمت روزشان زمان خوابشان بود.فرانکل از تجربه‌ی خودش و آدم‌هایی که دیده و با آن‌ها زیسته برایمان مفصل می‌گوید. همینطور از تجربه‌ی آزادیِ بعد از این اسارت. از اینکه رنج دیگر این انسان‌ها را رها نکرده و آن‌ها تمام آن زخم‌ها و دردها را با خود به زندگی بعد از جنگ آورده‌اند و حتی هر چیزی که رویایش را داشتند، حالشان را خوب نمی‌کرد.نویسنده مدام به امید و ناامیدی و اثر عمیقش بر انسان اشاره می‌کند. از این می‌گوید که امید انسان‌ها را در سخت‌ترین شرایط محکم نگاه می‌داشته و همین که آن امید مبدل به ناامیدی میشده، دنیا واقعا برای اسیران اردوگاه تمام میشده.خیلی از آن افراد سال‌ها اسارت را به امید دیدن دوباره‌ی خانواده و با خیالات و رویاهای عاشقانه همسر و فرزندشان دوام آوردند و بعد از آزادی وقتی فهمیدند عزیزانشان مرده‌اند و امیدشان واهی بوده، دیگر آن آزادی نتوانست حالشان را خوب کند.فرانکل در بخش دوم کتاب به توضیحاتی درمورد مکتب درمانی‌اش می‌پردازد. به اینکه چطور با معنادرمانی می‌شود انسان‌ها را از پوچی و افسردگی و اضطراب نجات داد.فرانکل معتقد است زندگی بدون رنج حقیقت ندارد و ما باید بپذیریم که رنج بخشی همیشگی از زندگی ماست و فقط باید معنای عمیقی برای آن رنج پیدا کنیم تا برایمان ارزشمند شود.فرانکل مادری را مثال می‌زند که در سوگ فرزند خود است و فرزند دیگرش مبتلا به فلج اطفال شده. دکتر فرانکل به او می‌گوید زندگی‌اش را بدون فرزند تصور کند و همین تصور آنقدر برای این زن پوچ و خالی از معناست که می‌فهمد مادر شدنش تجربه ارزشمندی بوده و گرچه تلخی و رنج چشیده اما زندگی بامعنایی را تجربه کرده که در لحظه مرگ به این زندگی با دیده حسرت نخواهد نگریست.ویکتور فرانکل می‌گوید انسان‌ها پیچیده‌تر از آنند که با تئوری‌های علمی بشود تعیین کرد که در هر شرایطی چه رفتاری از خود بروز خواهند داد. او مثال‌هایی می‌زند از تغییرات غیرمنتظره و عجیب آدم‌ها تا بگوید انسان بر خلاف سایر موجودات، همیشه، در بهترین یا بدترین شرایط، یک آزادی نسبی و حق انتخاب و اختیار دارد و در نهایت خود فرد انتخاب می‌کند در هر شرایطی، چه کسی باشد و چه رفتاری بکند.فرانکل معتقد است انسان حتی در بدترین شرایط، جایی شبیه اردوگاه آشویتس می‌شود دست به انتخاب زد و انسان بهتری بود.روش درمانی فرانکل بر خلاف روانکاوی فرویدی که روی گذشته و نیازهای غریزی انسان، خصوصا میل جنسی تاکید دارد، به آینده و معنا و مفهوم و بخش معنوی و ارزشمند زندگی انسان می‌پردازد. او با نهیلیسم مخالف است و معتقد است پوچی به انسان‌ها آسیب‌های زیادی می‌زند.فرانکل می‌گوید هیچکس جز خود فرد نمی‌تواند برای او معنای زندگی تعیین کند. هرکس خودش باید بنشیند فکر کند و ببیند معنای زندگی‌اش چیست؟ برای کدام معنا و ارزش زندگی می‌کند؟از عمیق‌ترین و زیباترین این معناها، که شاید معنای زندگی خود ویکتور فرانکل هم باشد، عشق است.این کتاب از نگاه من بسیار خواندنی و ارزشمند است و می‌تواند تاثیرات خوب زیادی روی ما بگذارد.مثلا بعد از خواندنش به این فکر می‌کنیم که معنای زندگی ما چیست؟ و من هرچه فکر می‌کنم به &quot;عشق&quot; می‌رسم. چیزی که رنج‌های زندگی را برایم تحمل‌پذیر می‌کند و باعث میشود دوام بیاورم و ادامه دهم.در دنیایی که آدم‌ها به هم وعده‌ی &quot;برای هم مردن&quot; می‌دهند من عشق را &quot;برای هم زندگی کردن&quot; یافته‌ام.یادداشتی از مانگ میرزاییکتاب را در طاقچه از اینجا بخوانید.قسمت‌هایی از کتاب انسان در جست و جوی معنا</description>
                <category>Maang Mirzaei</category>
                <author>Maang Mirzaei</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 17:56:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه: گتسبی بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-jauu4c30tkdv</link>
                <description>رمان گتسبی بزرگ ترجمه رضا رضایی نشر ماهیگتسبی بزرگ یکی از معروف‌ترین رمان‌های کلاسیکه که اسکات فیتز جرالد نویسنده آمریکایی اون رو نوشته و آمریکا و آمریکایی بودن تو رگ و پی این کتاب آمیخته شده. فیلم‌های اقتباسی‌ای از روی این رمان ساخته شده که آخرین فیلم گتسبی بزرگ ۲۰۱۳ با بازی دیکاپریو به نظر من از خود رمان جذاب‌تر و قوی‌تره و پیشنهاد میکنم حتما ببینید.این رمان ترجمه‌های خیلی متعددی داره ولی ترجمه رضا رضایی از نشر ماهی ترجمه منتخب من و مخاطبینم هست که از اینجا در اپ طاقچه میتونید تهیه‌ش کنید.کتاب گتسبی بزرگ جوایز متعددی برده و به عنوان برترین رمان قرن آمریکا انتخاب شده. فیلمش هم جوایز متعددی برده و در هر حال گتسبی جزو محبوب‌ترین، تاثیرگذارترین و معتبرترین آثار ادبی و هنری جهان هست.شخصیت جی گتسبی که هرروز به نور سبزی خیره میشه و با دستش اون نور سبز رو که نماد رویای آمریکاییه میگیره، مردیه که از صفر به صد رسیده. از فقر به ثروت و اعتباری که همه میشناسنش و درموردش حرف میزنن.گتسبی یک شخصیت خاکستریه اما تو این قصه یه جورایی به عنوان قهرمان به مخاطب معرفی میشه. شخصی که از طریق همکاری با باندهای گنگستری و قاچاق به این‌ ثروت هنگفت رسیده و با مهمونی‌هایی شناخته میشه که توی قصرش میگیره و هرکس بخواد به این مهمونیا میاد و خوش میگذرونه و یه جایی از قصه ما میفهمیم هدف گتسبی از این همه بریز و بپاش این بوده که یه روزی عشق قدیمیش تو این مهمونی‌ها بیاد و گتسبی دوباره ببینتش.این رفتار اینقدر در دنیای مدرن زیاد شده که واژه گتسبی کردن به لغتنامه اضافه شده و جایی که کسی حرفی رو به همه میزنه اما مخاطب خاصی داره یا کاری رو برای همه میکنه اما درواقع به خاطر یک شخص خاص انجامش میده، گتسبی کردن اتفاق میفته. که خب خیلیم رفتار غلط و آسیب‌زاییه و تاثیری که ادبیات و هنر بر اجتماع میذارن اینجور جاها میتونه منفی و مخرب باشه.گتسبی کسیه که برای عشقش هرکاری میکنه و آخر قصه هم فدای این عشق میشه و همین ازش قهرمان ساخته. اما ما جز در حد چند اشاره چیزی از زندگی و شخصیت گتسبی نمیدونیم و به نظر من شخصیت پردازی‌های این قصه بسیار ضعیفه و خب توی فیلم با بازی بازیگرها و میمیک و اکتشون شخصیت‌ها باورپذیرتر و تاثیرگذارتر شدن.در این رمان چند خیانت اتفاق میفته (شبیه تصور مردم ایران از سریال‌های ترکی) خیانت‌هایی که شاید بین مردم دنیا هم رواج پیدا کرده اما اگر آدما وقتی عاشق هم نیستن از هم جدا بشن و برن پی عشقشون همه چیز عوض بشه.یه جایی از یادداشتم از رویای آمریکایی حرف زدم. میخوام بیشتر درموردش توضیح بدم. رویای آمریکایی یا شعار آمریکا سرزمین فرصت‌ها و رویاها یعنی هرکس میتونه بره آمریکا و به تمام رویاهاش برسه و خب این یک دروغ محضه! راوی گتسبی بزرگ، نیک، توی وال استریت کار میکنه و ما جای جای قصه از وال استریت و بازار بورس میشنویم که کافیه فیلم گرگ وال استریت رو ببینیم تا بفهمیم اصل ماجرا چیه؟!شخصی مثل گتسبی شاید بتونه از صفر به صد برسه اما احتمالا تنها راه پیش روش همون قاچاق و خلاف باشه!اما در کل من فکر میکنم این قصه رو همین شعار رویای آمریکایی سواره و به همین دلیل برترین رمان قرن آمریکا شده و اینقدر بین آمریکایی‌ها محبوبه.اگر به چشم یک قصه نگاهش کنی و ازش رد بشی ممکنه بگی خوب بود، جذاب بود. اما وقتی به تاثیراتش روی جامعه آمریکا و جهان نگاه کنی ممکنه بگی نه خب خیلیم پرفکت نبود.توی فیلم فمینیستی ماکسی یک دختر سیاه پوست سر کلاس میگه چرا ما باید هنوز رمان گتسبی رو بخونیم؟ رمانی که قهرمانش یک مرد سفیدپوسته و برای سفیدپوستا نوشته شده.و خب منم معتقدم گتسبی هم ضد سیاه پوستا و هم ضد زنانه.در این قصه ما سیاه پوست‌ها رو توی یک دره مشغول کارگری میبینیم که یک جفت چشم روی یک بیلبورد به عنوان نماد چشم‌های خدا بهشون زل زده و ناظر به اعمال و رفتارشونه و چند جایی اشاره توهین آمیز به سیاهان میشه.درمورد زنان هم مثل اکثر آثار ادبی و هنری تاریخ، ما با یک تصویر فانتزی جنسیت زده و منفعل از زنان روبروییم‌. زنانی که هستن تا بریز و بپاش کنن و معشوقه باشن و مث عروسک جنسی برقصن و مورد استفاده قرار بگیرن.گتسبی بزرگ اگر صرفا یک کتاب یا فیلم معمولی بود شاید برای من و ما هم اینقدر مهم نمیشد که نگاه ریزبین و نقادانه بهش داشته باشیم اما این رمان و فیلمش جایزه‌های زیادی بردن و خیلی معتبرن و در زمره بهترین آثار جهان ازشون یاد میشه و تاثیرات گسترده‌ای بر زیست مردم جهان داشتن.در آخر بگم که فیلمش رو ببینید کتابش رو هم اگر دوست داشتید بخونید اما گتسبی نکنید، نژادپرست و جنسیت زده هم نباشید.فیلم گتسبی بزرگ ۲۰۱۳این لینک شما رو به بهترین ترجمه کتاب در اپلیکیشن طاقچه میبره.ممنون که تا انتها خوندید. خوشحال میشم نظر شما رو بخونم. مانگ میرزایی</description>
                <category>Maang Mirzaei</category>
                <author>Maang Mirzaei</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jul 2021 09:59:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: بهار برایم کاموا بیاور</title>
                <link>https://virgool.io/@maangmirzaei/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1-ubkv44o9n5h5</link>
                <description>کتاب بهار برایم کاموا بیاور نوشته مریم حسینیان یکی از بهترین رمان‌هایی بود که تا امروز خوانده‌ام. روایتی پر از وهم و خیال که اگر بخواهی در یک کلمه توصیفش کنی می‌گویی &quot;مالیخولیا&quot; همه ما در طول زندگی تروماهایی داشته‌ایم که ناخودآگاه برای درمان آن تروماها در خواب و بیداری برای خودمان قصه‌هایی بافته‌ایم. قصه‌هایی که در آن‌ها زخم‌های خود را التیام می‌دهیم، یا بابت اشتباهاتمان خودمان را شکنجه می‌کنیم.حال راوی قصه‌ی بهار برایم کاموا بیاور نشسته و این اوهام را روی کاغذ آورده. شخصیتی که پس از اتفاقات تلخی که برایش افتاده، چنان زخمی شده که از زندگی واقعی بریده و در دنیای وهم و خیالش سیر می‌کند و احساس گناهش را با قربانی کردن خودش در قصه‌ای که می‌نویسد پاسخ می‌دهد.در این کتاب شخصیت‌ها توی یک قصه‌ی دیگر، توی کتابی که در حال نگارش است، زندگی می‌کنند.این کتاب پر از خیالات تلخ و شیرین است. پر از گره‌هایی که در آخر داستان کمی هول هولکی و سر هم بندی شده اما با هیجان و جذابیت بالا، باز می‌شوند. در طول فصل‌های رمان آنقدر سوال در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود که نتواند کتاب را زمین بگذارد و تا خط آخرش را دنبال می‌کند.با اینکه قصه کمی موهوم و مبهم و پیچیده است، اما آنقدر زبان و لحن روان و ساده‌ای برای روایت انتخاب شده که آدم موقع خواندنش سرگیجه نمی‌گیرد، بلکه با جزء به جزء قصه همراه می‌شود.من قصه‌های تخیلی را دوست دارم. قصه‌هایی که آدم‌ها در آن نمی‌میرند بلکه تبدیل به گنجشک می‌شوند و لباس بافتنی صورتی می‌پوشند، یا تبدیل به گنج می‌شوند و باید در بهار پیدایشان کرد.از نقاط قوت پررنگ کتاب فضاسازی قوی آن است. یک خانه در برهوت سرد و برفی و بیماری‌ و تب که مدام به اعضای خانواده و زندگیشان چنگ می‌زند. تب و هذیان و توهم که در هم گره خورده‌اند. شخصیت‌های خیالی که از شخصیت‌های اصلی واقعی‌ترند و انگار آن‌ها قصه را جلو می‌برند‌. شخصیت خیالیِ سلام انگار که یک شخصیت خیالی و موهوم است، اما صاحب خانه‌ی خانواده‌ است و همه چیز را زیر نظر و تحت کنترل دارد و دانای کل این قصه به شمار می‌رود‌.یا نسترن خانوم که سایه‌ی تاریکش همه جا دنبال راوی است و از او گریزی ندارد انگار بخشی از روان خود راوی است که دست از سرزنش و آزار خودش برنمی‌دارد.تک تک شخصیت‌های این رمان نماد و نشانه‌‌ای در ذهن راوی‌اند که در طول رمان برای خواننده گره‌گشایی می‌شود که ماجرا از چه قرار است.در نقد و نظرات کتاب می‌خواندم که کاش در فصل آخر اینطور گره گشایی نمیشد. اما از نگاه من گره‌های باز نشده‌ای برایمان باقی مانده که تا مدت‌ها بعد از خواندن این کتاب نتوانیم از دنیای وهم آلودش بیرون بیاییم. بهار برایم کاموا بیاور برای من که رمان خواندن برایم سخت شده، آنقدر کشش و جذابیت داشت که بیدار نگهم دارد تا برسم به خط آخر قصه. پایان بندی کتاب برایم جذاب بود. معمای بی‌نام بودن راوی و مخاطبش در فصل آخر قصه به بهترین شکل ممکن حل شد.این رمان را دوست داشتم و از خواندنش لذت بردم و حالا دلم میخواهد بیشتر رمان ایرانی بخوانم.ممنونم از چالش کتابخوانی طاقچه و پیشنهاد این کتاب که در طاقچه بینهایت موجود است و از طریق این لینک می‌توانید به آن دسترسی پیدا کنید.کتاب را بخوانید و در وبلاگ مریم حسینیان نقد و تحلیل کتاب را سرچ کنید و بخوانید و لذتش را ببرید.</description>
                <category>Maang Mirzaei</category>
                <author>Maang Mirzaei</author>
                <pubDate>Wed, 16 Jun 2021 13:02:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@maangmirzaei/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-zy1tsalmdr7g</link>
                <description>چالش کتابخوانی طاقچه: سرگذشت ندیمهکتاب سرگذشت ندیمه از مارگارت آتوود یک رمان تخیلی است که ماجراهایش در زمان آینده رخ می‌دهد. زمانی که در آمریکا حکومت گیلیاد توسط مذهبی‌های تندرو و افراطی برقرار می‌شود.سرگذشت پاد آرمان شهری را به تصویر می‌کشد که شبیه کابوس است.سریال سرگذشت ندیمه در آمریکا بر اساس رمان آتوود، نویسنده کانادایی ساخته شده که به تازگی فصل چهارم آن منتشر شده است.سرگذشت ندیمه، روایت ظلم و خشونت و تبعیض جنسیتی و دگرباش ستیزی است. در این قصه فرماندهان که خودشان یا همسرانشان عقیم‌اند و برایشان مهم‌ است که بچه‌دار شوند، بچه‌های شهروندان عادی را می‌ربایند و مال خود می‌کنند و زن‌هایشان را برای بهره کشی جنسی و تولید مثل مصادره می‌کنند و نام ندیمه رویشان می‌گذارند.ندیمه‌ها زنانی هستند که قبل از روی کار آمدن گیلیاد زندگی عادی‌شان را داشتند، اما در گیلیاد برای فرزندآوری به خدمت گرفته می‌شوند. در مراسمی به اصطلاح مقدس بعد از خواندن کتاب آسمانی به ندیمه‌ها تجاوز می‌شود تا باردار شوند و اگر باردار شوند و زایمان کنند، بچه‌ را از آن‌ها می‌گیرند و آن‌ها را برای خدمت به خانه فرمانده بعدی می‌فرستند.در گیلیاد ساده‌ترین کارها جرم انگاری می‌شوند و مجازات می‌شوند. مثلا خواندن کتاب و حتی خواندن کتاب آسمانی برای زنان ممنوع است و اگر زنی کتاب بخواند انگشتش را قطع می‌کنند.ندیمه‌ها ملزم هستند تمام مقررات را رعایت کنند وگرنه با مجازاتی مثل از دست دادن یک چشم مواجه می‌شوند.حکومت گیلیاد بر پایه فرقه‌ای از مسیحیت بنا شده و مهم‌ترین چیز برای پایه گذاران آن، رعایت اصول مذهبی‌است. اما این فقط ظاهر ماجراست و فرمانده‌ها به صورت پنهانی خودشان کارهایی که خودشان ممنوع کرده‌اند را انجام می‌دهند. مثلا به مهمانی‌های شبانه می‌روند و روابط جنسی نامشروع و ممنوع برقرار می‌کنند.جون آزبورن قهرمان این داستان است. یکی از ندیمه‌ها که از همسر و فرزندش جدا شده و در گیلیاد اسیر شده است و برای رهایی تمام زن‌ها و بچه‌ها از این اسارت می‌جنگد.در گیلیاد همه چیز تحت کنترل و نظارت است. نگهبان‌ها مراقب همه چیز هستند و ندیمه‌ها به آن‌ها اعتماد نمی‌کنند، اما زنان فرماندهان وقتی می‌بینند ندیمه‌ها بعد از چند ماه مراسم مقدس باردار نمی‌شوند، نگهبان‌ها و ندیمه‌ها را وادار به رابطه جنسی می‌کنند تا بچه‌دار شوند و این بچه‌ها را برای خودشان بردارند.تجاوز جنسی، اسارت و محدودیت، خشونت فیزیکی و قتل، مدام در این قصه دیده می‌شود و فضای این روایت‌ها بسیار تاریک و تلخ است.هدف از نوشتن این رمان و ساختن این سریال و نشان دادن این خشونت‌ها به شکلی اغراق آمیز، انتقادی تکان‌دهنده درمورد ظلم و تبعیض‌های در جریان است.در گیلیاد هرکس مجبور است لباس مخصوصی بپوشد که نشان دهنده موقعیت اجتماعی اوست. مثلا ندیمه‌ها باید لباس قرمز بپوشند و کسی حق انتخاب پوشش ندارد.ندیمه‌ها در اتاق‌هایی با یک تخت و یک صندلی و یک لامپ و یک تابلوی بدون شیشه زندانی می‌شوند. تمام وسایلی که امکان خودکشی را به ندیمه‌ها می‌دهد از دسترس آنها خارج است.در گیلیاد هیچکس از حقوق اولیه انسانی برخوردار نیست مگر فرماندهان که قوانین نوشته شده خودشان را زیر پا می‌گذارند.آثاری مانند سرگذشت ندیمه خلق می‌شوند تا بشریت به سمت و سوی آن خفقان نرود و آن سرنوشت تاریک را تجربه نکند.از سریال سرگذشت ندیمهکتاب صوتی سرگذشت ندیمه را در اپلیکیشن طاقچه از اینجا تهیه کنید.یادداشتی از مانگ میرزاییبا تشکر از اپلیکیشن طاقچه و چالش کتابخوانی #پیرطریقت</description>
                <category>Maang Mirzaei</category>
                <author>Maang Mirzaei</author>
                <pubDate>Thu, 20 May 2021 19:26:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: جانورنامه</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-vukalm5t1ffv</link>
                <description>یادداشتی از مانگ میرزایی:با کتاب جانورنامه در چالش کتابخوانی پیر طریقت  طاقچه آشنا شدم و کتاب رو در طاقچه بینهایت خوندم.جانورنامه اثر لایوش ناگ، ترجمه کمال ظاهری از نشر چشمه کتاب طنزیه که درمورد حیوانات مختلف مثل گربه و شیر و زرافه و خرگوش و خوک و ... حرف می‌زنه.هر فصل کتاب درمورد یکی از جانورهاست و به زبان طنز و شوخی درموردشون توضیح می‌ده و این بین کنایه‌های لطیف و طنزآمیزی به رفتارهای غلط آدم‌ها می‌زنه و حالت انتقاد اجتماعی داره.برای سرگرمی کتاب خوبیه و لبخند رو لب آدم میاره.جاهایی که به بی‌رحمی انسان‌ها با حیوانات و با انسان‌های دیگه اشاره میکنه خیلی جذابه و فکر میکنم هدف اصلی نویسنده از نوشتن این کتاب بیان همین حرف‌ها بوده.یکی از ظرایف جذاب کتاب اینه که هر موجودی رو از دریچه نگاه آدمیزاد می‌بینه و می‌گه که کدوم حیوون‌ها مفیدن و به انسان منفعتی می‌رسونن و کدوم‌ها فایده‌ای ندارن.خب می‌دونیم که انسان‌ها خودشونو اشرف مخلوقات می‌دونن و تمام موجودات رو در اختیار خودشون فرض می‌کنن و ازشون سودجویی می‌کنن و اگر موجودی نفعی به آدمیزاد نرسونه وجودش بی‌فایده تلقی می‌شه و کتاب با طنز انتقادی به این موضوع می‌پردازه.انسان‌ها نه تنها خودشونو از سایر موجودات برتر می‌دونن بلکه هر انسان خودش رو مرکز عالم می‌دونه و همه چیز رو از نگاه حق به جانب خودش می‌بینه و بیان می‌کنه. در این کتاب هم راوی سلیقه و نگاه خودش رو مبنا و نعیار قرار میده و مثلا میگه صدایی که قناری از خودش درمیاره که آواز و موسیقی نیست، بلکه یک صدای ناخوشایند و آزاردهنده و مزاحمه!درواقع کتاب داره نگاه حق به جانب ما آدم‌ها و اینکه هرچیزی رو مصادره به مطلوب می‌کنیم و فقط به منفعت و خوشایند خودمون نگاه می‌کنیم رو به چالش می‌کشه و زبانی که برای این نقد انتخاب کرده توصیف حیوانات و جانوران مختلف با کنایه‌های جالبه.تصویر روی جلد کتاب نقاشی بدن انسان با سری که ترکیبی از سر شترمرغ و خوک و خرگوشه و دستی که درواقع سم اسبه!در جاهای مختلفی از کتاب صفت‌های حیوان‌ها به انسان‌ها نسبت داده میشه و البته خود نویسنده اشاره می‌کنه که این صفت‌ها مخصوص انسان‌هاست و اون حیوون‌ها واقعا همچین ویژگی‌هایی ندارن! مثلا ما به آدمی ممکنه بگیم گرگ اما قطعا اون آدم میتونه خیلی بی‌رحم‌تر و درنده‌تر از اونی باشه که تو مخیله گرگ بگنجه!در کل کتاب کم حجم و خوش‌خوانی هست و ترجمه بسیار روان و خوبی داره.این کتاب لحظات خوشی رو برای من ساخت و از طاقچه ممنونم که من رو با این کتاب آشنا کرد.پیشنهاد می‌کنم این کتاب رو بخونید.قسمتی از متن کتاب و لینک دریافتش از اپلیکیشن طاقچه رو در ادامه پست می‌ذارم.بخشی از متن کتابhttps://taaghche.com/book/64981</description>
                <category>Maang Mirzaei</category>
                <author>Maang Mirzaei</author>
                <pubDate>Sun, 18 Apr 2021 22:08:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>