<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مانی رادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@maani</link>
        <description>نوشتن، تفریح و تخصص منه. در نویسش مشغولم و به نویسنده‌ها کمک می‌کنم که متن‌های بهتری خلق کنند. در تیم تحریریه راهرو، به نشر بهتر محتوا کمک می‌کنم تا آدم‌های بیشتری بهتر زندگی کنند :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 03:16:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/137969/avatar/2HBg5b.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مانی رادی</title>
            <link>https://virgool.io/@maani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سلام به ۱۴۰۰: چگونه سالی که گذشت را مرور کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ttrqg4nqboxy</link>
                <description>از چندسال پیش با خودم قرار ملاقاتی اختصاصی و منظم برای هر ماه تعریف کردم. آخرین پنجشنبه‌ی هر ماه، در کافه‌ای با خودم خلوت می‌کردم و به «ماهی که گذشت» نظر می‌انداختم. هرچند مثل خیلی از کارهای دیگرم در زندگی، نظم و دسیپلین بالایی بر این جلسات ماهانه حکم‌فرما نبود و گاها چند نوبتی در بین‌شان وقفه می‌افتاد، اما هربار که به یادداشت‌های آن جلسات انفرادی رجوع می‌کنم، چیزهای مهم و جذابی دست‌گیرم می‌شود. من در همه‌ی این سال‌ها از پایش خودم دست بر نداشتم و سعی کردم این عادتِ خوش را محدود به هرسال یکبار نکنم. اینکه چقدر از این خودکاوی‌ها برای اصلاح امور بهره بردم، مساله‌ای دیگر است. آنچه اهمیت دارد، دقت نظری‌ست که پس از این خودنشینی‌ها نسبت به خودم و مسیری که در حال طی آن بوده و هستم پیدا کردم.آن‌چه که در حال خواندن آن هستید، آخرین محتوا از بسته‌ی برنامه‌ریزی راهرو برای سال نوست. قرار است با شما خداحافظی کنیم و شما را با آنچه که تا به این‌جا حضورتان تقدیم کردیم، تنها بگذاریم. اما پیش از آن، یک مهم را باید متذکر می‌شدیم: اصالت به عمل است و نه نتیجه.یقین داریم که خواندن چندصد صفحه محتوا و صرف زمان با هدفِ رسیدن به سطح بهتری از زندگی، خود عملی ارزشمند است و باید آن را به فال نیک بگیرد. تا همین جای کار، یک گام جدی از بسیاری پیش افتاده‌اید. نتیجه، هر چه که باشد، مقدم بر این «اقدام» و «خواستن» نیست.سلام ۱۴۰۰!خود را جای شما قرار دادیم و در پایان سالِ آتی تصور کردیم. تخیل کردیم شما را، که محتوای این بسته را خوانده و شنیده‌اید و حالا، در انتهای بخشی از مسیر زندگی که می‌خواستیم بهتر از همیشه باشد، قرار داریم. چگونه و با چه متر و معیار باید به راهِ طی شده نگاه کرد؟ چگونه باید خودمان را ارزیابی کنیم؟ آیا این پرنده توانسته است نسخه‌ای بهتر، هدفمندتر، موفق‌تر و خوشحال‌تر از شما بسازد؟ از صمیم قلب امیدواریم که این‌چنین باشد، اما برای قضاوت در این خصوص، بد نیست که بدانیم:در انتهای سال باید خود را با چه سوالاتی مواجه کنیم؟چند توصیه‌ی کوتاه، اما کاربردی و راهگشا آماده کردیم که برآیندی از بازخوانی چندین منبع مختلف در حوزه‌ی برنامه‌ریزی، خودشناسی و آموزه‌های علمی خودیاری‌ست. سوالات ساده‌اند، اما کمک می‌کنند که نگاهی ژرف به خودمان بی‌اندازیم و بی‌پرده خود را در معرض قضاوتِ خود قرار دهیم.من وقتی مشغول تالیف و ترجمه‌ی این مطلب بودم، به این نتیجه رسیدم که لازم نیست تا پایان سالِ آتی برای بهره بردن از پیشنهادهای این مطلب صبر کنم. همین روزهای پایانی سال جاری، شاید زمان مناسبی برای نظر افکندن به سال سختی که پشت سر گذاشتیم باشد.با خودتان مهربان باشیدپیش‌تر در مطلبی درباره‌ی عوامل ناکامی نوشتیم و مفصلا توضیح دادیم که چه عوامل متعددی در مسیر رسیدن به اهداف‌مان وجود دارند. همینطور زهرا برای‌مان نوشت که اگر به هر دلیلی به آنچه که مطلوب‌مان بود نرسیدیم، چه باید بکنیم و چگونه خودمان را «زنده» نگه داریم.زندگی مجموعه‌ای از تجربیاتِ متصل است که مستقل از موفق یا ناموفق بودن‌شان، یک تجربه‌ی کلی ارزشمند می‌سازند. پیش از آنکه سیاهه‌ی سالِ گذشته‌تان را مرور کنید، به خودتان یادآور شوید که چیزی مهمتر از «خود» شما نیست. مستقل از نتیجه و کارنامه، باید خودتان را دوست داشته باشید. هیچ فایده‌ای از انکار و بی‌مهری به خود عایدتان نمی‌شود. پیش‌نیاز واکاوی مسیری طی شده آن است که به خود بقبولانید که مستقل از نتیجه، بیشتر از همه باید خودتان را دوست داشته باشید.شما، تنها چیزی هستید که برای خودتان در ادامه‌ی راه باقی می‌ماند، هوایش را داشته باشید!بزرگترین منتقد خود باشیدمی‌توان برای عدم حصول نتیجه‌ی مطلوب، کلی دلیل و عامل بیرون از «خود» و شرایط یافت کرد. می‌توان همه‌ی اتقاقات ناخوشایند، شکست‌های کاری و ناملایماتی که تجربه کردیم را به گردن محیط و عوامل بیرونی انداخت. اما راستش، اینکار کمتر به ما فایده‌ای می‌رساند.برنامه‌ریزی، بنایی‌ست که برای رسیدن به احساسِ بهتر از خود و تجربه‌ی «رضایمندی از خود» می‌گذاریم و تلاشی‌ست که برای رسیدنِ به آنچه که خود را برایش مُحِق و سزاوار می‌دانیم به جان می‌خریم. بنا نیست گزارش عملکرد سالانه‌مان را مدیری بالادستی ارائه کنیم تا تایید و تقبیح از او بگیریم. هدف آن است که به موقعیتی که دوستش داریم دست یابیم.برای مدتی، عوامل بیرونی را در نظر نگیرید و تنها «خود» را عاملِ مرکزی پیشامدها، دستاوردها و از دست داده‌ها تصور کنید. فرض کنید که بناست عواملِ ناکامی‌ها را تنها در «خود» بیابید.حداقل فایده‌ی این رویکرد آن است که می‌توانیم به فکر ترمیم رفتار و عادات اشتباه یا بی‌نتیجه، همچنین رفع کاستی و اشتباهات‌مان برآییم.فقط حواس‌مان باشد که انتقاد از خود را با خودتخریب‌گری اشتباه نگیریم. قرار است عملکرد خودمان را به چالش بکشیم تا ایرادات آن را کشف و رفع کنیم، بنا نداریم که مدام به خود نهیب و سرکوفت بزنیم.اهداف و آرزوهای‌تان را بازبینی کنیداگر در ابتدای سال اهداف کوتاه‌مدت خود را نوشته باشید، ممکن است امروز با آن‌ها احساس غریبگی کنید و از خود بپرسید که این واقعا خواسته‌ی من بوده است؟ این اتفاق حول رویاها و اهداف بلندمدت بیشتر پیشامد می‌کند. چه کودکانی که «می‌خواستند» فضانورد شوند و حالا حتی این رویای دیرین را به یاد نمی‌آوردند!ممکن است در ابتدای سال، هدف‌تان را ارتقای شغلی در نظر گرفته باشید، اما وقتی میانه‌ی سال که به آن رسیدید، به این نتیجه پی برده باشید که آن‌چنان که به نظر می‌رسید، اهمیت و جذابیت نداشته است.بازبینی صادقانه‌ی اهداف‌تان را، چه آن‌هایی که به دست آوردید و چه آن‌هایی که به طور کامل محقق نشده‌اند را جدی بگیرید. نتیجه‌ی حاصله به شما کمک می‌کند که برنامه‌ی سال بعدتان را با انطباق بیشتری نسبت به آنچه که واقعا مهم است تدوین کنید.موفقیت‌های برنامه‌ریزی نشده را پیدا کنیدچندسال پیش در کلاس داستان‌نویسی ثبت‌نام کردم. در آن سال، نیت‌م آن بود که قصه‌نویس بزرگی شوم و حتی هدفم را هم مشخص کرده بودم: برنده شدن در مسابقه‌ی داستان نویسی گلشیری!راستش هیچوقت آن جایزه را نبردم، چرا که هیچوقت داستانی برای دبیرخانه‌شان ارسال نکردم! در میانه‌ی راه کلاس داستان نویسی، با یکی از همکلاسی‌های آن ایام، ایده‌ای تجاری به ذهن‌مان رسید که محصولِ همان دوران و مشق‌های حاصل از آن بود. ایده را به ناشری ارائه کردیم و موفق به اخذ حمایتش شدیم. اگر نام خروجی آن اتفاق را بیاورم، احتمال زیادی دارد که آن‌را بشناسید!من هیچ‌وقت برای آن دستاورد، برنامه‌ای در ذهن نداشتم. هدفم چیز دیگری بود، اما به چیز متفاوتی رسیدم. شاید بگوید که ممکن است ارزش‌های این دو با هم برابری نمی‌کند، که البته نکته‌ای درست و به‌جاست. من هنوز هم دلم می‌خواهد که جایزه‌ی گلشیری را برنده شوم، اما باید به خودم یادآور شوم که دستاوردها، مستقل از آنکه پیش‌بینی و خواستش را از قبل داشته‌ام و یا نه، ارزشمندند و سزاوار پذیرش!به خودتان نمره‌ی واقعی بدهیدمهمترین دستاورد شما در سالی که گذشت، تجارب مختلفی‌ست که در عرصه‌های گوناگون به دست آوردید. حاصل این تجربه‌های مختلف، ممکن است شما را به نقطه‌ی خوشنودی و یا رضایت‌مندی رسانده باشد و یا موجب شود نسبت به عملکرد و ماحصل سال‌تان خوش‌بین نباشید. لازم است که بدانید سالی که گذراندید را چگونه می‌بینید و درباره‌اش چه قضاوتی دارید.عموما در قضاوتِ خودمان چندان منصفانه برخورد نمی‌کنیم و با خود، سخت‌گیر تر از آنی هستیم که با دیگرانیم. اگر شخص دیگری، دستاوردهای مشابهی با آنچه به دست آوردیم داشته باشد، نقاط مثبت کارنامه‌اش را به او یادآور می‌شویم، در حالیکه با خودمان عموما این‌چنین نمی‌کنیم. به عبارت ساده‌تر، میلِ اکثر آدم‌ها به آن سمت است که از خود رضایت نداشته باشد.سعی کنید خود را هماهنگونه قضاوت کنید که دیگران را نقد یا تشویق و تایید می‌کنید. این موضوع موجب می‌شود که بی‌پرده و صادق، همه‌ی جنبه‌های ماجرا را ببنیید.گاهی برخی از ما، تصور اشتباهی از خود، توانایی‌ها و امکانات‌مان داریم. مطمئن شوید که قضاوت‌تان از خود در تناسب با امکانات و توانمندی‌های‌تان بوده است. هیچکس نمی‌تواند از خود انتظار داشته باشد که طی یک سال به مدیری حرفه‌ای و کارآفرینی بزرگ تبدیل شود!کوله‌پشتی خود را آماده کنیدسال جدید، چند روز دیگر از راه می‌رسد. به تخیلِ اول مطلب بازگردیم و خود را در روزهای انتهایی ۱۳۹۹ ببینیم. احتمالا خبری از کرونا و باقی مشکلاتی که در این روزها تجربه می‌کنیم نیست! وقتی آن است که دستاوردها، شکست‌ها، تجربه‌ها و اندوخته‌های‌مان را در کوله‌پشتی سال بعدمان بریزیم و برای ادامه‌ی مسیر آماده شویم.زندگی را نه به صورت قطعاتی منفرد از هم، که بسان کلی متحد ببینیم که در هر بخش بناست تا ارزشی خلق گردد و در نهایت، یک کُلِ ارزشمند بسازد.اگر دوست داشتید، مطالب کمپین کوله‌پشتی را بخوانید و بعد، دستی به قلم برده و برای خود کوله‌پشتی‌تان را بتویسید.--راهرو، تمام آنچه در توان و چنته داشت، به کار گرفت که محتوایی ارزنده، راه‌برنده و آموزنده بسازد و با کیفیتی که درخور توجه و شاًن شماست تقدیم کند. لطفا ما را از بازخوردهای‌تان محروم نکنید.به امیدی سالی پربار و بهتر از همیشه.آنچه که خواندید، بخشی از پرونده‌ی عیدانه‌ی راهرو با موضوع برنامه‌ریزی بود. برای اطلاعات از سایر بخش‌های این پرونده و مطالعه‌ی آن‌ها اینجا کلیک کنید.




دانلود نسخه صوتی






دانلود فایل کتابچه الکترونیکی


</description>
                <category>مانی رادی</category>
                <author>مانی رادی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Mar 2020 19:00:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابزارهایی برای اجرای بهتر برنامه‌ریزی</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D8%AC%D8%B9%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-txsk7yyomxth</link>
                <description>شغل و زندگی من، وابستگی زیادی به ابزارهای دیجیتال و آنلاین دارد. بخش زیادی از روز را پای تلفن همراه یا لپ‌تاپم و تقریبا همه‌ی ارتباطات من با دیگران از طریق یکی از همین ابزارهای مدرن و امروزی انجام می‌شود. تا همین چند وقت پیش که بنا بود مطلبی برای معرفی ابزارهای برنامه‌ریزی بنویسم، فکر می‌کردم که احتمالا معرفی ابزارهای عموما دیجیتال، تنها به درد افرادی می‌خورد که مثل من، شغل و زندگی‌شان به فضای مجازی گره خورده است. اما کمی پرس‌وجو و بررسی آمارها به من ثابت کرد که سخت در اشتباهم و حتی افرادیکه مشاغلی خارج از فضای فناوری و تکنولوژی دارند هم به استفاده‌ی بیشتر از امکانات دیجیتال روی آورده‌اند. https://virgool.io/raahro/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B9-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-aoydh826bmfk ابزارها برای ما کاری انجام نمی‌دهند، صرفا کمک می‌کنند تا کارهای‌مان را با نظم و کیفیت بهتری انجام دهیم. مشغله‌ی بالای اکثر آدم‌ها موجب می‌شود که از انجام برخی از کارهای‌مان باز بمانیم، بعضی را فراموش کنیم و از پس برخی دیگر، آنطور که باید و شاید بر نیانیم. این مطلب ابزارهایی را به شما معرفی می‌کند که بتوانید راندمان و اثربخشی خود را ارتقا دهید و با منابعی کمتر از زمان، کارهای بیشتر و مثمر فایده‌تری انجام دهید.نکته‌ی ضروری دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که، مواردی که در ادامه پیشنهاد می‌کنم، برای من مفید بودند و توانسته‌اند کمکم کنند. هرچند سعی کردم که صرفا به تجربه‌ی خود بسنده نکنم و با مطالعه‌ی منابع خارجی و همینطور مشورت با افراد مختلف، فهرست کاملی تهیه کنم، اما فکر می‌کنم که هرکدام از ما باید با ابزارهای مختلفی سروکله بزنیم تا بتوانیم بهترین گزینه‌ها را پیدا کنیم. https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86-squwbqszsy5c ۱. دفترچه یادداشتشاید با مقدمه‌ای که پیش از این خواندید، پیشنهاد یک ابزار مرسوم و غیر دیجیتال کمی عجیب به نظر برسد. اما راستش را بخواهید، هیچ ابزاری ساده‌تر و در دسترس‌تر از یک دفترچه‌ی ساده و خودکار نیست.من از ابزار مناسب دیگری (که در ادامه معرفی می‌کنم) برای مدیریت کارهای شخصی‌ و شغلی‌ام استفاده می‌کنم، اما حقیقتا در بسیاری از مواقع دفتر یادداشتم بر هر وسیله‌ی دیگری ارجحیت دارد.من کارهای خُرد و کوچک را روی دفترچه‌ام می‌نویسم و در زمان‌هایی که مشغول به کار مهمی نیستم، به آن نگاهی می‌اندازم. علاوه بر آن، برخی نُت‌برداری‌ها و یادداشت‌ها را نیز در آن می‌نویسم تا در زمان درست ازشان استفاده کنم.دفترچه‌ی یادداشت من به همراه یک خودکار Cando، تنها ابزارهای غیر دیجیتالی هستند که همیشه و همه‌جا همراه خود دارم و به کرات و برای اهداف مختلفی از آن‌ها استفاده می‌کنم.۲. تقویم آنلاینقرارهای ملاقات، نوبت‌های مراجعه به پزشک، زمان‌های ورزش و استراحت و هر کار دیگری که لازم است در زمان مشخصی انجام شود را یک تقویم آنلاین ثبت کنید.استفاده از تقویم‌های آنلاین دو فایده‌ی بزرگ دارد: اول آنکه، امکان فراموش شدن را از بین می‌برند و دوم، کمک می‌کنند که بتوانید روزها و هفته‌های‌تان را متناسب با برنامه‌هایی که در پیش دارید بهتر مدیریت کنید.شاید خنده‌دار به نظر برسد، اما من حتی زمان مراجعه به آرایشگاه را هم در تقویم ثبت می‌کنم. تقویم من، مجموعه‌ای از رخدادهای کاری و شخصی‌ست که در روزهای مختلف جای گرفته‌اند. بیشتر از دو سال است که همه‌ی کارهای زمان‌محورم را در تقویم ثبت می‌کنم و حقیقا، این کار من را از فراموشی نجات داده است.بهترین تقویم آنلاینی که من از آن استفاده کردم متعلق به گوگل است. استفاده از آن رایگان و به خوبی با انواع تلفن‌های هوشمند منطبق می‌شود. اگر از ایمیلِ شرکت گوگل (جیمیل) استفاده می‌کنید، کافی‌ست به این لینک بروید تا از تقویم آن بهره ببرید.۳. نرم‌افزار مدیریت وظایفوقتی از «کار» حرف می‌زنیم، اشاره به هر اقدامی داریم که باید توسط شما انجام شود. همه‌ی ما هرروزه مجموعه‌ای از کارهای کوچک و بزرگ انجام می‌دهیم که برآیند آن‌ها در پایان روز، ممکن است ما را خوشنود و راضی، یا ناراحت و عصبانی کند. در چند منبع معتبر خارجی خواندم که رضایتمندی از خود، نقش پررنگی در موفقیت دارد. این رضایتمند، عموما از محل پایبندی به کارهایی که باید انجام دهید حاصل می‌شود.من معتقدم انجام ندادن کارها، همیشه به دلیل کمبود وقت نیست و در بسیاری از مواقع بخاطر عدم تعریف و برنامه‌ریزی درست آن‌هاست. نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های مدیریت تسک (task management)‌ به ما کمک می‌کنند که کارهای خُرد و درشت‌مان را دسته‌بندی، اولویت‌بندی و زمان‌بندی کنیم تا کاری را از قلم ننداخته و در زمان درست به سراغ‌شان برویم.هزاران اپلیکیشن با این هدف وجود دارد که به نظر من بهترین‌شان Todoist است. نسخه‌ی رایگان این اپلیکیشن تقریبا همه‌ی آنچه که نیاز دارید را شامل می‌شود و کاربری راحتی نیز دارد. این مطلب شما را با فهرستی بزرگ از سرویس‌های مدیریت وظایف آشنا می‌کند.۴. نرم‌افزار یادآوراحتمالا متوجه شدید که من با معضل فراموشی دست به گریبانم! اگر شما هم مثل من از انجام برخی کارها در زمان مقرر باز می‌مانید، از اپلیکیشن‌های یادآور (Reminder) استفاده کنید. مثلا می‌توانید بخواهید که هر دوساعت یکبار به شما یادآوری کند که یک لیوان آب بنوشید، یا سر ساعت مشخصی به شما بگوید که قرص‌تان را بخورید.در اپلیکیشن Todost که بالا معرفی کردم، این سرویس نیز قرار دارد. اما همانند نرم‌افزارهای مدیریت وظایف، یادآورها هم گونه‌های مختلفی دارند که با کمی جستجو می‌توانید بهترین‌شان را پیدا کنید. در ایجا فهرستی از اپلیکیشن‌های یادآور گردآوری شده است.۵. نرم‌افزارهای طوفان فکریمن هرچندوقت یکبار، با استفاده از نرم‌افزار Xmind که برای ترسیم طوفان فکری طراحی شده است، ایده‌های مختلف حول موضوعی که به آن مشغول هستم را ترسیم می‌کنم. همانطور که در مطلبی در این خصوص در راهرو توضیح داده شده است، طوفان فکری تکنیکی کارآمد برای برنامه‌ریزی‌ست و کارکردهای مختلفی دارد. https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-qsl1fc8iniju مثلا برای نوشتن همین مقاله، پیش از آنکه دست به کیبورد شوم، Mind map  یا همان نقشه‌ی ذهنی خودم را حول موضوع در نرم‌افزار یادشده نوشتم تا مطمئن شوم چیزی را از قلم نیانداختم.حواس‌پرتی ممنوع!ابزارهای دیجیتال می‌توانند کمک زیادی به افزایش بهره‌مندی و راندمان ما بکنند. اما در مقابل، ابزارهای دیجیتال خود یکی از مخرب‌ترین وسایل برای از بین بردن تمرکز هستند که اگر حواس‌مان نباشد، بخش زیادی از روزمان را به خود اختصاص می‌دهد. شبکه‌های اجتماعی، این پتانسیل را دارند که ما را چنان به خود درگیر کنند که حساب ساعت و دقیقه رو به طور کامل از دست دهیم و نتوانیم بر روی کارها و اهداف‌مان تمرکز کنیم.حواس‌تان مستمرا به زمان باشد واجازه ندهید جذابیت‌های موجود در ابزارهای دیجیتال جلوی بهره‌وری‌تان را بگیرد.




دانلود نسخه صوتی






دانلود فایل کتابچه الکترونیکی


</description>
                <category>مانی رادی</category>
                <author>مانی رادی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Mar 2020 18:51:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عوامل پیدا و پنهان در مسیر ناکامی: عواملی که تحت کنترل کامل ما نیستند و بر سر مسیر برنامه‌ریزی مان قرار دارند</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-qiptqncbes0c</link>
                <description>با دقت فراوان، برنامه‌ای برای سال پیش رو تنظیم می‌کنید. هزار بار جزئیاتش را مرور می‌کنید تا مبادا چیزی از قلم افتاده باشد. سعی می‌کنید که همه‌ی جوانب را در نظر بگیرید تا در راه مشکلی پیش نیاید. با این همه دقت و وسواس، چقدر ممکن است که آنچه که در نظر دارید، حاصل نشود؟راستش را بخواهید، خیلی زیاد! حقیقت آن است که حصول نتیجه و دستیابی به اهدافی که تعریف می‌کنیم، جز خودِ ما، به عوامل دیگری نیز مرتبطند و از آن‌ها تاثیر می‌پذیرند. https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-urmdwzuyy353 در مطلب دیگری در این پرونده، درباره‌ی این صحبت کردیم که برنامه‌ریزی در شرایط نابسامان و پیچیده اهمیت و اولویت بیشتری می‌یابد. در همان مطلب، تاکید کردیم که با بازشناسی این شرایط، امکان و توانِ بیشتری برای مواجهه‌ی بهتر خواهیم یافت. حال بیایید، نگاهی نزدیک‌تر به این شرایط خاص، متناسب با جغرافیای کشورمان بیاندازیم.به احتمال خیلی زیاد، مواجهه با این شرایط را پیش‌تر تجربه کردید، اما بازتعریف‌شان، علاوه بر اینکه نمکی بر زخم‌های‌مان است، خالی از لطف هم نیست! در این مقاله بنا داریم تا اولا، شما را با برخی از این دست پیشامدها، موقعیت‌ها و رخدادها که می‌توانند مخل برنامه‌ریزی و مانعی در سر راه‌تان باشند آشنا کنیم و دوما، پیشنهادهای عملی و واقعی ارائه کنیم تا اگر -خدا ناکرده۰ با این اتفاقات مواجه شدید، تصمیم و اقدامی بهینه در پیش بگیرید.عدم ثبات اقتصادیبه احتمال زیاد اولین بحرانی که در ایران با آن -به کرات- مواجه شدید و باز هم به احتمال زیاد، ممکن است همین حالا و همزمان با خواندن یا شنیدن این مطلب هم به نوعی با آن دست به گریبان باشید، مشکلات اقتصادی‌ست.پول، وجه موثر بر هر کار و اقدامی‌ست و بدون در اختیار داشتنِ آن، تقریبا هر تلاشی بی‌اثر است. اما بیشتر از بی‌پولی، این بی‌ثباتی‌ست که بر کار و زندگی‌مان تاثیرگزار است و امکان برنامه‌ریزی را از ما می‌گیرد.شاید بتوان با کارِ بیشتر بر کمبود منابع مالی فائق آمد، اما بی‌شک، نمی‌توان بر ارزشِ پول تاثیری گذاشت و نوسانات موجود دربازار پولی را کنتزل کرد.این یک «واقعیت» است که باید آن‌را بپذیریم. پذیرش این واقعیت شاید در ظاهر گره‌ای را باز نکند، اما حداقل، جلوی ایجاد گره‌های تازه را می‌گیرد.ناپایداری شرایط سیاسیتحولات سیاسی، از آنچه که در برخورد اول به نظر می‌رسد وسیع‌تر است. چالش‌های سیاست داخلی در کنار مشکلات سیاست خارجی، ما را در موقعیتی قرار داده است که گاها با یک اظهار نظرِ دیپلماتی خارجی امیدهای‌مان بر باد می‌رود و گاهی هم سفر وزیری از خارج، دوباره امیدهای‌مان را به دست می‌آوریم.بله، ما به شدت وابسته به مسائل سیاسی هستیم و این خود، گاها و عموما، چون سدی در مسیر راه‌مان قرار می‌گیرد.ناملایمات اجتماعی و فرهنگیعوامل اجتماعی را نیز می‌توان از جمله عناصر تأثیرگذار بر ایجاد احساس موفقیت یا ناکامی برشمرد. ممکن است برخی از اهداف ما با باورها و سنت‌های رایج در اجتماعی خاص در تضاد باشند. همین امر، جامعه را بر آن خواهد داشت تا با اهداف و آرزوهای ما همسو نبوده، از آن‌ها استقبال نکرده و در مسیرمان برای دستیابی به موفقیت مانع تراشی کنند.هنرمندان با ابزارشان -هنر- که مستقیما با جامعه و فرهنگ در ارتباط است، بیشتر از هر قشر دیگری با این عامل در ارتباطند و احتمالا، بیشتری از باقی از آن متاثر و متضرر شدند.چیزهایی که فکرش را هم نمی‌کنیم!بلایای طبیعی، بیماری‌های جسمی و مشکلات روحی-عاطفی، هرکدام بحران‌هایی هستند که حتی از عواملی که پیش از این عنوان شد نیز، کمتر پیش‌بینی می‌شوند. شوربختانه از هیچ‌کدام راه فراری نیست و بدتر اینکه، بدون هیچ هشداری، امکان وقوع‌شان برای همه‌مان ممکن است.  تصور کنید که برای رسیدن به مقصودی، برنامه‌ی مفصلی چیدید و در میانه‌ی راه با بحرانی عاطفی مواجه می‌شود که توان ادامه‌ی راه را از شما می‌گیرد. واقعا چکار می‌توان کرد؟همانطور که در ابتدای این مقاله نیز عنوان شد، بعید است که گزینه‌های بالای برای‌تان ناآشنا و ناملموس باشد. مهم آن است که «جوری دیگری» به مواجهه‌ی آن‌ها برویم و بتوانیم برخورد بهتری داشته باشیم.چگونه در برابر عوامل موثر بر ناکامی زنده بمانیم؟!تا همین‌جای متن، محتوای کافی برای رسیدن به یک نتیجه‌گیری شفاف را در اختیار داریم: کاری نکنیم، چرا که زورمان به عوامل بالا نمی‌رسد!من، راستش نه توانایی آن را دارم که حرف‌های امیدوارکننده بزنم و شما را نسبت به برنامه‌ریزی و پایمردی در این مسیر سر ذوق بیاورم، و نه تمایلی به این نوع از فریب‌کاری دارم! من خودم، پیش از شما، مخاطب این نوشتار بودم. زمانی که بنای نوشتن آن را گذاشتم، احساس کردم که چقدر به محتوایی که بناست تحقیق و تالیف کنم نیازمندم!آنچه در ادامه خواهد آمد، حاصل مطالعه‌ی ده‌ها مقاله از منابع مختلف ومعتبر است که هرکدام به نوعی، به این موضوع از جنبه‌های مختلف پرداخته بودند.خُرده آموزه‌هایی که با آن رسیدم را به ترتیب با شما به اشتراک می‌گذارم، با این امید که در مسیر دشوار ۹۹ بتواند کمک‌حال و کمک راه‌تان باشد.۱. آسمان همه جا یکرنگ استقطعا ما در برهه‌ی سخت و عجیبی از تاریخ ایران زندگی می‌کنیم و بی‌شک، کمتر بخشی از جغرافیای جهان را می‌تواند یافت که مردمانش با مشکلاتی چون ما دست و پنجه نرم کنند. اما حقیقتا، این بدان معنا نیست که باقی نقاط جهان، همه‌ی امور درست و بهینه باشد و هیچ اشکال و مساله‌ای در کار نباشد.عوامل بیرونی در همه‌جای جهان، و در همه‌ی اعصار وجود داشته و دارند. قطعا شکل و اندازه‌شان متفاوت است، اما در همه‌جا نیاز به مهارتِ مواجهه با آن‌ها به یک اندازه لازم است.اقدام: تصور نکنید که مشکلات «فقط» در ایران وجود دارد، هرکجای دیگری هم که باشید، با مشکلات و عوامل ناخوشایند بیرونی سروکار دارید. پس بجای وانهادن مشکلات، به فکر مواجهه‌شان باشید.۲. گزینه‌ی دیگری جز جنگیدن نداریم!شاید با نکته‌ی بالا موافق نباشید، اما حقیقت دارد! وقتی به این باور برسید که عوامل پیرامونی محدود به یک جغرافیای خاص نیست و اساسا، بخشی از ماهیت، زندگی در این جهان است، تازه مراحلِ جنجگو شدن را در پیش می‌گیرند.وحید رجبلو، فردی دارای معلولیت ۹۸ درصد است. من خودم را که جای وحید تصور می‌کنم، احتمالا اگر در موقعیت او بودم،‌ خود را گوشه‌ای افتاده و فراموش شده می‌یابم. اما وحید امروز کسب‌وکار خودش را دارد و توانسته است مستقل از محدودیت‌های جسمی به عنوان فردی تاثیرگذار شناخته شود.۳. زمانی را به سوگواری اختصاص دهید.شکست در هر زمینه‌ای و به هر نحوی که باشد، دردناک و آزار دهنده بوده و تمام احساسات ما را درگیر می‌کند. بنابراین، لازم است زمانی را برای گریه کردن و غمگین بودن در نظر بگیریم. منتهی، این زمان نباید خیلی طولانی باشد. می‌توانید، چندین روز غمگین باشید؛ هیچ کاری نکنید؛ اگر خشمگین هستید، تلاش کنید تا خشم خود را در جهت مثبتی هدایت کنید. اگر به شعار دادن متهمم نمی‌کنید، به گواه منابع علمی، ورزش کردن را به شما توصیه می‌کنم. فعالیت فیزیکی به ما کمک می‌کند که از بار ناملایمات، فشارهای عصبی و مشکلات روحی رهایی یابیم.۴. از موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیرید، بیاموزیددر مواجهه با هر سختی و دشواری، نکاتی برای آموختن وجود دارد. دوستی را می‌شناسم که هفت بار در هفت کسب‌وکار مختلف شکست خورده است و حالا، مشغول پیدا کردن سرمایه برای تجربه‌ی هشتم‌اش هست. راستش، من خودم در دل فکر می‌کنم که اشتباه می‌کند. اما حرفی که چندی پیش از او شنیدم، به کل تصورم را عوض کرد: من این تجربه‌های قبلی‌ام آنقدر آموختم که بعید است این‌بار به مشکلی بخورم.شاید هشتمین تلاش دوست من، باز هم با ناکامی منجر شود. اما مطمئنم، اگر همین سیر یادگیری از موقعیت‌ها را ادامه دهد، بالاخره به آن‌چه که مطلوبش هست خواهد رسید. مثال مربوط ادیسون را برای ۱۰۰ راه که نمی‌توان از آن طریق لامپ را اختراع کرد را حتما شنیده‌اید!۵. نمک به زخم خود نپاشید!همه ما افرادی را در اطراف‌مان داریم که در طول هر تجربه‌ای به شکلی دائمی با یادآوری اتفاقات و جزئیات آن و اشاره گاه و بی‌گاه به شکستی که تجربه کرده‌ایم، به اصطلاح نمک روی زخم می‌پاشند. تا جای ممکن از این افراد فاصله بگیرید. مهمتر از بقیه، خودمان نیز باید بیاموزیم که به خودمان سخت نگیریم و سوهان روح خود نباشیم.ما، بدون آنکه بفهمیم یا متوجه‌اش باشیم، بیشتر آسیب را به اعتماد به نفس خودمان می‌زنیم. حواس‌مان باشد که اگر با نوعی از ناکامی مواجه شدیم، مدام و مدام خود را بابتش سرزنش نکنیم که این نکوهیدنِ خود، اثری جز کاهش انرژی برای ادامه‌ی مسیر ندارد.۶. کار خود را از سر گیرید!یک ضرب‌المثل چینی هست که می‌گوید، «زمین خوردن شکست نیست؛ برنخواستن شکست است!»کارآفرین مشهور، Jack Ma، هم در این باره می‌گوید، «خودتان را مثل یک بازیکن بوکس در نظر بگیرید، اگر او به ضربه خوردن عادت نکند، آیا هرگز ممکن است پیروز شود؟»بنابراین، دست از تصور این که قربانی تقدیر هستید بردارید. در این صورت، توانایی مضاعفی در شما ایجاد خواهد شد.۷. از افراد متخصص کمک بخواهید!هنگامه‌های سختی، بروز مشکلات غیرقابل حل و موقعیت‌های طاقت‌فرسا، عموما ما را دچار بحران‌های روحی عدیده‌ای می‌کنند که شاید، مواجهه با آن‌ها از توان‌مان خارج باشد. هرزمان که خود را در آستانه‌ی فروپاشی -در هر سطحی- احساس کردید، نزد مشاوری امین و مجرب بروید. دریافت مشاوره‌ی تخصصی از افراد ذی‌صلاح، خود به عنوان راهکاری اثرگذار در مواجهه با ناکامی نقش ایفا می‌کند.سخن آخردر نهایت، متوجه شدیم که ناکامی نیز یک روی سکه و یکی از ابعادی است که همه به نحوی آن را در زندگی تجربه می‌کنند. برخی عوامل، خارج از ما و بیرون از حیطه اختیارمان جریان دارند که ما را به سمت شکست هدایت می‌کنند. هنگام بروز سختی‌ها، باید انعطاف پذیر و قدرتمند عمل کنیم. لازم است با برخی مسائل کنار بیائیم و زندگی را از سر بگیریم. به این ترتیب، دشواری‌های مسیر را پشت سر گذاشته و چراغ راه زندگی عزیزان‌مان خواهیم بود.آنچه که خواندید، بخشی از پرونده‌ی عیدانه‌ی راهرو با موضوع برنامه‌ریزی بود. برای اطلاعات از سایر بخش‌های این پرونده و مطالعه‌ی آن‌ها اینجا کلیک کنید.




دانلود نسخه صوتی






دانلود فایل کتابچه الکترونیکی


</description>
                <category>مانی رادی</category>
                <author>مانی رادی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Feb 2020 15:53:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبور از میان مه: آیا در شرایط پیچیده‌ی اقتصادی و سیاسی امروز ایران، برنامه‌ریزی امکان‌پذیر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wkja3tvacvab</link>
                <description>تا به حال در مه راه رفته‌اید؟ تقریبا چیز زیادی را نمی‌توان دید. جزئیات تصاویر و اشیا مشخص نیستند. به قول معروف فقط تا نوک بینی خودمان را می‌بینیم. با چنین وسعت دیدی به نظرتان چه کاری از دستمان برمی‌آید؟اوضاع و احوال این روزهای بیشتر ما شبیه راه رفتن در مه است. صبح که از خواب بیدار می‌شویم روزمان با اخبار ضد و نقیضی شروع می‌شود که محور اصلی آن کم شدن ارزش سرمایه‌های اندکمان است. مشکلات اجتماعی، حال بد جامعه، گرانی و گرانی و گرانی. https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86-squwbqszsy5c اگر کور سوی امیدی به چند رویای زیبا در ذهنمان یا بهبود شرایط هم داشته باشیم دست و دلمان به کاری نمی‌رود. خب با این اوصاف میتوانیم کاسه چه کنم در دست بگیریم. یک گوشه چمباتمه بزنیم و افسوس روزهای از دست رفته و آینده‌ای که بعید است بیاید را بخوریم. شاید هم بخواهیم حرکتی بزنیم برای گرفتن یک امتیاز خوب، وسط یک بازی که تا به حال کمتر به مراد دلمان پیش رفته است.این که چه تصمیمی می‌گیریم کاملا به خودمان ربط دارد. ولی اگر بر حسب اتفاق خواستید یک ضربه خوب چند امتیازی بزنید و بازی را به نفع خودتان برگردانید؛ با ما همراه باشید. میان چند تکنیکی که میخواهیم درباره برنامه ریزی و هدفگذاری در شرایط ناپایدار بگوییم؛ احتمالا یکی دو مورد مناسب احوال و اوضاعتان پیدا می‌کنید.آیا در شرایط ناپایدار، برنامه‌ریزی فایده‌ای دارد؟چه دل‌مان بخواهد و چه نه، متاثر از اتفاقات متعددی که در ماه‌های گذشته در کشورمان رخ داده است، حالِ عمومی جامعه و میزان امیدواری همه‌ی ما کم شده است. آینده، تیره‌تر از هر زمان دیگری‌ست و حالا، کمتر احساسِ کنترل بر زندگی‌مان را داریم. خلاصه اینکه، دلایل زیادی برای ناامیدی و مواجهه با افسردگی داریم که در مقابل، کمتر می‌توانیم دلیل و پاسخی برای مواجهه با آن‌ها بیابیم.با این وجود، داشتن برنامه‌ای مشخص و تعیین اهدافی معین در این شرایط (و هر شرایط ناپایدار دیگری) بیش از هر زمان و موقعیت دیگری اهمیت دارد. در شرایط ناپایدار، آنچه تا حدودی ما را از گزند آسیب‌های بزرگ در امان نگه می‌دارد برنامه‌ریزی است. اینکه بتوانیم پیچ و خم‌های آن جاده مه‌آلود را پیش‌بینی کنیم، و بسته به آن پیچ و خم‌ها از سرعتمان بکاهیم یا به آن بیفزایم، مسیر برای‌مان هموارتر خواهد شد.در مقابل، در جوامعی که ثبات بیشتری بر جامعه‌شان حاکم است، رویه‌های مشخصی در کار است که بخش بزرگی از بارِ تصمیم‌سازی و حتی برنامه‌ریزی افراد را به دوش می‌کشد. در یک فضای اقتصادی سالم، با ضریب محدودی اختلاف، میزان رشد شرکت‌ها قابل پیش‌بینی‌ست، میزان افزایش درآمد افراد قابل تعیین است و مقدار ریسکی که افراد در تصمیم‌های مختلف‌شان دارند را می‌توان تعریف. https://virgool.io/raahro/%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-qiptqncbes0c اما در جوامعی که به نوعی از ناآرامی دچارند، هیچ چارچوب مشخصی در کار نیست. شاید بد نباشد بدانید که برخی از بزرگترین شرکت‌های دنیا، موفقیت‌های بزرگ و رشدهای سریع خود را در بحرانی‌ترین شرایط ممکن تجربه کرده‌اند. حواس‌مان باشد که درباره‌ی استفاده از رانت و هر اقدام اشتباه و خطای دیگری صحبت نمی‌کنیم و تاکید بر «برنامه‌ریزی بهینه با موقعیتِ ناملایم» داریم.پیرامون خود ما نیز در ایران، تعداد زیادی از قصه‌های مشابه وجود دارد: شرکت‌هایی که توانستند به واسطه‌ی تحریم‌ها، تولیدکننده‌ی کالایی باشند که نمونه‌ی مشابه‌اش وجود ندارد و موفقیت چشمگیری بسازند.مثال بالا رویکردی تجاری-اقتصادی داشت، اما این «رویکرد» قابل تعمیم به افراد نیز هست. برای هر شخص نیز، در شرایط بحران، تبعیت از برنامه‌ای معین اولویتِ بالایی دارد و توامان، ظرفیت و پتانسیل حصول نتیجه را دوچندان می‌کند. مهم، زاویه‌ی نگاه ما و البته، طی مسیر به شیوه‌ای اصولی‌ست.به شما حق می‌دهیم که سطور بالا را دلگرمی بخوانید و فکر کنید که انگار نویسنده‌ی این متن در جایی جز ایران زندگی می‌کند! اما باور کنید که ما همین‌جا، در همسایگی شما و در مواجهه با همین مشکلاتی که شما با آن‌ها دست بگریبانید زندگی می‌کنیم و «کاملا» نسبت به شرایط آگاهیم.نه هدف مطلب و نه به طور کلی، هدف این پرونده، ایجاد دلخوشی کوتاه‌مدت و تزریق امید نیست! ما به دنبال راهکار و راه‌حل‌هایی واقعی می‌گردیم که پیش‌نیازش، واقع‌بینی و واقع‌نگری‌ست. آنجه که خواندید، تلاشی بر این هدف بود که به نگاه‌مان را به موقعیتِ موجود، دقتِ بیشتری بدهد.حال بیایید به تکنیک‌هایی بپردازیم که «در عمل» برنامه‌ریزی در شرایط ناپایدار را برای‌مان ممکن می‌سازد.برنامه ریزی و هدف‌گذاری در شرایط ناپایدار«رویاها را با احساستان پرورش دهید ولی با مغزتان آنها را به واقعیت تبدیل کنید». این تمام چیزی است که باید برای برنامه ریزی و هدفگذاری در شرایط ناپایدار و استثنایی به آن اتکا کنید. اما چرا؟!سال 2018  مقاله ای با نام «عبور از میان مه» منتشر شده که عملکرد مغز انسان در شرایط آشفته، نحوه ارائه افکار و چارچوب‌های آن را توضیح می‌دهد. مغز ما برای بقا تلاش می‌کند. به همین خاطر به همان شکلی که به تهدیدات جسمی پاسخ می‌دهد با فشارهای اجتماعی، اقتصادی و.. مواجه می‌شود. همینطور وقتی با موقعیتی آشفته، ناپایدار یا تهدیدآمیز رو به رو می‌شود بیشتر از هر چیز به تجربه‌های خاص خودش اعتماد دارد. بنابراین از آن برای بهبود شرایط استفاده می‌کند.به همین خاطر باید در شرایط ناپایدار و آشفته به مغزمان اعتماد کنیم. ولی قبل از آن باید چند تکنیک و روش خوب برای تصمیم‌گیری در موقعیت‌های سخت یاد بگیریم. این یادگیری و درک به بخشی از همان تجربیات مغز تبدیل می‌شوند که برای غلبه به موقعیت و موفقیت به کمک‌مان می‌آید.چطور شرایط بد را به نفع خودمان تغییر دهیم؟در یک شرایط نرمال معمولا خواسته‌ها و هدف‌هایمان را روی کاغذ می‌نویسیم. چند روش برای رسیدن به هر بخش آن کنارش یادداشت می‌کنیم. تلاش کرده و پشتکارمان را بیشتر می‌کنیم و در آخر بینگو! به هدف می‌رسیم.ولی این روش در شرایط فعلی جوابگو نیست. خب، پس باید تغییر کنیم. اول شکل هدف گذاری و برنامه ریزی را عوض کنیم. بخش‌های جدید به آن اضافه کنیم تا جزئیات غیرقابل پیش‌بینی و حوادث احتمالی ما را از مسیر اصلی منحرف نکند. بعد تازه می‌ر‌ویم سراغ تصمیم گیری و به انجام رساندن اهداف.۱) تجزیه و تحلیل وضعیت را شروع کنیدارزیابی وضعیت فعلی در اصل فرآیند انتقادی از شرایط داخلی و خارجی است که روی زندگی، تصمیم‌گیری و اهدافمان اثر می‌گذارد. به همین خاطر کمک می‌کند تا دید کاملی نسبت به فاصله واقعی خواسته‌ها از وضعیت کنونی خود داشته باشیم. یکی از ساده‌ترین مثال‌های آن مربوط به تغییر وضعیت اقتصادی است. خیلی از ما می‌خواهیم در اوضاع فعلی پول بیشتری بدست آوریم. تغییر شغل یکی از گزینه‌های پیش رو است، ولی چندان منطقی نیست. نمی‌شود وسط این آشفته بازار همان یک شغلی را که داریم از دست بدهیم. بعدش چه کنیم! پس باید در همان شغل فعلی یک سری چیزها را عوض کنیم. بیایید با رئیسمان شروع کنیم. نخندید؛ شوخی نمی‌کنم. قرار نیست شخص جدیدی را به عنوان رئیس انتخاب کنیم ولی می‌شود برخوردها، سطح انتظارات، واکنش‌ها و عکس‌العمل‌ها و.. را تغییر داد. می‌خواهم به یادتان بیاورم که خودتان و تأثیری که می‌توانید بر شرایط موجود بگذارید را در این مسیر فراموش نکنید. می‌پرسید چطور؟ (به مرحله بعد بروید تا بگویم).۲) راه‌حل‌های بی‌ضرر یا کم ضرر پیدا کنیدکار ساده‌ای نیست؛ اما شدنی است. خودتان را جای رئیستان بگذارید. همزادپنداری همیشه بهترین جواب را می‌دهد. کارمندتان از شما می‌خواهد حقوقش را اضافه کنید ولی بودجه کافی ندارید؛ روزتان با اوقات تلخی و کم کاری کارمندان آشفته‌تر هم می‌شود. چکار می‌کنید که هم شرکتتان ضرر نکند و هم کارمندتان به خواسته‌اش برسد؟! (مثلا به کارمندتان بگویید توانایی انجام مهارت جدیدی را کسب کند یا تغییری در خدمات موجود شرکتتان اضافه می‌کنید و..)جوابتان به این سوال کمک می‌کند تا حقوق بیشتری داشته باشید. در مشکلات اقتصادی باید طوری تغییر کنیم که نه سیخ بسوزد و نه کباب. بنابراین اولین تغییر مربوط به فکر و نگرشتان است. برای پیدا کردن راه حل؛ «جزئی نگر وسیع» باشید. یعنی تصویر بزرگ و کاملی از افراد، اهداف و شرایط را ببینید ولی به جزئیات ریزی که با هر تغییر روی عناصر تصویر اثر می‌گذارند هم توجه کنید. همینطور به شدت از تغیراتی که به ضرر عناصر دیگر هستند پرهیز کنید. درست است که در مه راه می‌روید ولی دلیل نمی‌شود به بهانه مه و اینکه خوب نمی‌بینید؛ چشمهایتان را هم ببندید.بازار اقتصادی آشفته است؛ این هرج و مرج روی اهداف، مشاغل، کسب و کارها و زندگی‌مان هم اثر دارد. اما راه حلش قطعا کم کاری، مقصر دانستن افراد و شرایط یا زیر پا له کردن فکرهای درست یا آدم‌ها نیست. چون این کارها یک نابه‌سامانی جدید به وضعیت موجود اضافه می‌کنند. شاید دقیقا همین حالا نه؛ ولی بعد از چند سال شما هنوز در جامعه‌ای زندگی میکنید که به عنوان یک انسان در آشفتگی وضعیتش نقش داشتید. بنابراین محکومید که در یک «آشفتگی به توان دو»، به اهدافی برسید که فرسنگ‌ها از شرایط و داشته‌های فعلی‌تان دور هستند. فکر نمی‌کنید باز کردن یک گره ساده‌تر از باز کردن ده گره باشد؟!خیلی وقت‌ها با ایجاد تغییراتی کوچک، ارائه‌ی پیشنهاداتی جزئی و یا انجام کارهایی محدود و بی‌هزینه می‌توان زمینه‌ساز بروز تحول شد. همیشه لازم نیست با کارهای بزرگ، نتایج بزرگ دریافت کرد! مقدمه‌ی این رخداد، درست و البته کامل دیدنِ موقعیت است.۳) جزئیات تعیین کننده را فراموش نکنیدبرای برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری، جزئیات مهم‌اند. چرا که به ما کمک می‌کنند تا مسیر پیش رو را بهتر و واضح‌تر ببینیم و در شرایط آشفته، جزئیات ریسک‌پذیری و قدرت انعطاف اهداف و برنامه‌ریزی‌هایمان را بالا می‌برند.این جزئیات، بسته به اهداف متغیرند. مثلا برای کارمندی که دنبال افزایش حقوق است و یادگیری مهارت جدید را به عنوان راه حل انتخاب کرده است؛ شامل:انتخاب نوع مهارت یا دادن ایده برای استفاده از مهارت خاص در شرکتتخمین میزان اهمیت و کارایی این مهارت در شغل خودش (یا به طور کلی در شرکت)درصد نیاز شرکت به این مهارتمدت زمان یادگیری دورههزینه مورد نیاز برای گذراندن دوره و..  باشد.برای کسی که می‌خواهد در بازار اقتصادی سرمایه گذاری کند ولی بودجه اندکی دارد؛ طبیعتا جزئیات متفاوت هستند. مثلا ابتدا باید نوع توانایی و تجربه‌اش در سرمایه گذاری را مشخص کند. بودجه مورد نظرش را تعیین کند و ریسک سرمایه گذاری- تعیین ضرر و زیان احتمالی- در بخش مورد نظر را بسنجد.زمانی‌که رویکردی «کُل‌گرایانه» به مسائل داریم، درک چندانی از واقعیتِ آن به دست نخواهیم آورد. کارها در نگاه کلی، ساده‌تر از آنچه به نظر می‌رسند که «واقعا» در عمل هستند. تا هر میزان که می‌توانید امور را به اجزایی خُردتر تقسیم کنید. اینگونه هم درک بهتری از ماهیت آن می‌یابید و می‌توانید ابعاد مختلفش را بهتر بشناسید، و هم ریسک عدم حصول‌ش را به حداقل می‌رسانید. درباره‌ی اهمیت تقسیم کارها و اهداف در مطلبی جدا در همین پرونده، مفصلا صحبت خواهیم کرد.۴) متغیرهای بیرونی را بشناسیدبخشی از هر طرح، کار، ایده و یا برنامه‌ای که در پیش دارید، به شرایطی مرتبط است که تحت کنترل شما نیست. در یکی از مطالب همین پرونده، به معرفی عواملی پرداختیم که به نوعی، سد راه‌مان هستند و ما کنترلی مستقیم برآن‌ها نداریم. با وجود اینکه بر برخی از عوامل بیرونی و پیرامونی اختیاری نداریم، اما می‌توانیم با شناخت‌شان، تا حدود زیادی، رویکردی کنترلی نسبت به‌شان داشته باشیم. به عبارت بهتر، مسیرمان را طوری بچینیم که کمتر در مواجهه‌ی با آن‌ها قرار بگیریم تا از گزند احتمالی‌شان مصون بمانیم.اگر عدم ثبات اقتصادی را به عنوان یک مانع که از اختیارمان خارج است در نظر بگیریم، می‌توانیم در مدیریت منابع مالی‌مان تجدید نظر کنیم و یا به منابع بیشتر و یا جایگزین و پشتیبان فکر کنیم.به عبارت بهتر، درک و شناخت متغییرهای بیرونی، وسعت دیدمان را بهبود داده و ما را در مقابل‌شان توانمندتر می‌سازد.۵) انعطاف‌پذیری را در برنامه‌ریزی‌های‌مان لحاظ کنیماز آن جایی که در شرایط ناپایدار نمی‌توانیم درباره اوضاع مطمئن باشیم باید برنامه‌هایی منعطف برای رسیدن به هدفمان داشته باشیم. انعطاف پذیری کمک می‌کند تا احتمال موفقیت‌مان در دسترسی به اهداف بیشتر شود. حتی در صورتی که شرایط برخلاف میل‌مان تغییر کند.برنامه‌ریزی انعطاف پذیر؛ ملموس، قابل تخمین، قابل اندازه گیری و البته قابل تغییر است. به همین دلیل اگر شرایطتان در هر صورتی دچار تغییرات شود می‌توانید بگویید که این تغییر شرایط کدام بخش‌های هدفتان را تغییر می‌دهد.؟ این تغییر تا چه اندازه شما را از هدف کلی دور می‌کند؟ به همین دلیل راحت‌تر می‌توانید راهکارهای جدید برای بازگشت به مسیر اصلی و پیگیری اهداف پیدا کنید.انعطاف‌پذیری در عمل یعنی، گاهی، به بدترین حالات ممکن فکر کردم و اقدامات مکمل و جایگزین را در اختیار داشتن. طبق برنامه‌تان، قرار است که شش ماه دیگر خودروتان رو به مدل به‌روز تری تغییر دهید و جهش قیمت‌ها شما را از مقصودتان دور می‌کند؟ احتمالا با همان مبلغِ اضافه، که حالا کفاف خرید خوردوی تازه را نمی‌دهد، می‌توان کارِ دیگری کرد که صرفه‌ی اقتصادی مشخصی ایجاد کند.همه‌ی شکایت‌ها، باشد برای بعد!یک سیب را که بالا بندازید هزار تا چرخ می‌خورد تا به زمین بیفتد. برنامه ریزی کردن در شرایط ناپایدار اقتصادی و اجتماعی این روزها هم مثل انداختن سیب به هوا است. با این تفاوت که فرصت دارید در هر چرخش نوع چرخیدن مرحله بعد را تعیین کنید. تا جایی که سیب دقیقا دوباره در دست‌هایتان جای بگیرد. این قدرتی است که برنامه ریزی منعطف در اختیارتان می‌گذارد.در نتیجه، این را به خاطر داشته باشید که در شرایط مه‌آلود کنونی، برنامه ریزی مهم‌تر و حائزاهمیت‌تر از هر زمان دیگری‌ست. این کار کمی از مه‌آلودگی مسیر پر پیچ و خم می‌کاهد و کم‌تر در مسیر زندگی با چالش‌های نامطلوب یا غیرقابل پیش‌بینی مواجه خواهید شد.امید که به اهمیت برنامه‌ریزی، خاصه در شرایط موجود پی برده باشید. حالا، لطفا امیدهای‌تان را از گراگرد وجودتان جمع کنید و مطلب بعدی را بخوانید یا بشنوید.منابعhttps://www.bustle.com/articles/126929-6-tips-for-planning-for-your-future-even-when-it-seems-super-far-awayhttps://www.linkedin.com/pulse/how-walk-fog-carole-osterweilhttps://creately.com/blog/diagrams/what-is-a-situation-analysis/amp/https://www.bustle.com/articles/126929-6-tips-for-planning-for-your-future-even-when-it-seems-super-far-awayhttps://www.hubgets.com/blog/flexible-goals-increases-productivity/https://blog.teamweek.com/2015/02/flexible-planning-in-teamweek/آنچه که خواندید، بخشی از پرونده‌ی عیدانه‌ی راهرو با موضوع برنامه‌ریزی بود. برای اطلاعات از سایر بخش‌های این پرونده و مطالعه‌ی آن‌ها اینجا کلیک کنید.




دانلود نسخه صوتی






دانلود فایل کتابچه الکترونیکی


</description>
                <category>مانی رادی</category>
                <author>مانی رادی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Feb 2020 19:25:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفری در دنیای جذاب واژه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@maani/%D8%B3%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87%D9%87%D8%A7-rbuyokcayba7</link>
                <description>هرکسی که دستی به قلم داره و خواسته درباره‌ی اینکه چی شد وارد این عرصه شده بنویسه، معمولا متن‌شو با این جمله آغاز کرده: از وقتی که بچه بودم... و در ادامه، توضیح داده که چطور ذوق یا میل نوشتن از همون بچگی همراهش بوده و باعث شده که دست به نوشتن بزنه.برای منم همینطور بود. وقتی خواستم نوشتن این پست رو شروع کنم، تقریبا همین کلمات و عبارات به ذهنم رسید. سفری کوتاه کردم به هشت سالگیم، وقتی دم دمای عید از سررسیدهایی که بابا آورد خونه یکیشو (که از بقیه کوچکتر و قشنگ تر بود) کِش رفتم و صفحه‌ی اولش نوشتم: کتاب مانی. می‌خواستم شروع کنم به نوشتن کتابی، که نمی‌دونستم حتی موضوعش چیه. تازه کتاب خوندن رو شروع کرده بودم و از همون صفحات اول از کتاب اول، دلم میخواست که منم چیزی بنویسم که بقیه بخوننش.روزها و سالها همینطور پشت سر هم گذشت من نفهمیدم که کِی و چطور وارد دهه‌ی چهارم زندگیم شدم. میلی که زمانی هدفی غایی تو زندگیم بود، به کاری جنبی تبدیل شد. شاید وقتی فهمیدم که کار به اون سادگی ها هم که فکر میکردم نیست، تصمیم گرفتم که کارهای ساده‌تری پیش بگیرم. و خب، بعدش فهمیدم که هیچ کاری ساده نیست!نوشتن و خواندن، خواهر و برادر همند. یعنی بعید می‌دونم بدونِ یکی، بشه سراغِ دیگری رفت. بعید میدونم بدون اینکه بخونی، بتونی دستی به قلم ببری. اصلا بدون اینکه لذت خوندن رو بچشی، وسوسه‌ی نوشتن به سراغت نمیاد. همین شد که من در این سالها، بیشتر خوندم و کمتر نوشتم. بیشتر چیزهایی که نوشتم رو کسی جز خودم نخوند، و کسی جز خودم نفهمید که چقدر واژه‌ها بهم کمک کردند که به نسخه بهتری از خودم دست پیدا کنم. این جمله آخر شاید خیلی شعاری به نظر برسه، میدونم :) اما از واقعیتش کم نمیکنه.از وقتی توی نویسش مشغول به کار شدم، شکل برخوردم با واژه‌ها رنگ و نوع تازه‌ای به خودشون گرفتند. اینجا به قول زهرا ما کارخونه‌ی کلمات راه انداختیم. محصول ما کلمه‌ست و تمام چیزی که داریم همینه! و شما نمی‌دونیند که این چقدر چیز زیادیه!اوایل کار، همه‌چیز برام سخت بود. تنوع موضوعاتی که باهشون سروکار داشتیم وحشتناک زیاد و انتظارات و درخواست‌ها بی‌نهایت متفاوت. دو-سه بار کم آوردم و به نظرم رسید که اوضاع اون‌قدری پیچیده‌ست که نمی‌تونم براش کار خاصی بکنم. اما زمان کمک کرد که درک کنم، شاید آدم‌ها تعبیرهای مختلفی از متن و محتوا داشته باشند، اما نهایت چیزی که می‌خوان یک چیزه: تعامل و ارتباط با مخاطبمجله راهرو بخشی از کار روزانه‌ی من رو به خودش اختصاص داده و خدا می‌دونه چقدر بهم کمک کرده. تک تک محتواهای این پرونده رو بارها خوندن، با نویسنده‌ها درباره‌ش حرف زدم و تو جلسات تحریریه درباره‌ی بند بندشون حرف زدم. راهرو جدای از محتوایی که واقعا حرفه‌ای تولید شده، حرف‌های بی‌نظیری برای گفتن داره. برام قابل کتمان نیست که بگم چقدر از اینکه جزئی از تیم راهرو هستم خوشحالم، و مطمئنم شما هم دوستش خواهید داشت.راهرو رو بخونید و دنبال کنید، بعید می‌دونم که ازش خوشتون نیاد:)</description>
                <category>مانی رادی</category>
                <author>مانی رادی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Feb 2020 12:40:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>