<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد امین زمانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@maazamaani</link>
        <description>علاقمند مدیریت و اقتصاد سیاسی | مدیرعامل شرکت راهبرد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:28:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/48418/avatar/7ZssF5.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد امین زمانی</title>
            <link>https://virgool.io/@maazamaani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سهم آرای قومیتی از انتخابات ۱۴۰۳ | مطالعه آماری</title>
                <link>https://virgool.io/@maazamaani/election2024-zaxe1e2mqs3s</link>
                <description>پیشنهاد برای مطالعه سریعاگر تمرکز کافی ندارید یا کنجکاوید که میزان تاثیر آرای قومیتی بر انتخابات ۱۴۰۳ را ببینید، اول از جمع‌بندی انتهای متن شروع به خواندن بکنید. متن پیش رو تحلیلی است و نیاز به اندکی تمرکز برای مطالعه دارد.انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ که به علت شهادت آیت‌الله رئیسی در اثر سانحه هوایی، زودتر از موعد برگزار شده بود، زمینه بروز سوالات متعدد در جامعه شده است.در این مطلب تلاش می‌کنیم با استناد به آمار و ارقام، نشان دهیم که رای قومیتی مهم‌ترین عامل کاهش مشارکت دور اول و یکی از عوامل مهم موثر در پیروزی دکتر پزشکیان در دور دوم انتخابات ۱۴۰۳ بوده است؛ اما این آرا نتیجه دور دوم را تغییر نداده است.🤔 منظورمان از رای قومیتی چیست و چرا مهم است؟وقتی درباره آرای قومیتی صحبت می‌کنیم، منظورمان این نیست که افراد بدون هیچ بررسی و صرفا به علت قرابت قومی با یک کاندید به او رای داده‌اند؛ بلکه منظورمان این است که «قرابت قومیتی باعث ایجاد سوگیری نسبت به یک کاندید شده است» یا «برخی صرفا به علت حضور یک کاندید از نزدیکان و آشنایان ترغیب به مشارکت در انتخابات شده‌اند.»برخی اینطور استدلال می‌کنند که حتی اگر این مطلب باعث تغییر در نتیجه انتخابات شده باشد، تاکید بر آن منجر به ایجاد شکاف‌های قومیتی می‌شود. با این حال، ما معتقدیم مساله جانب‌گرایی درون‌گروهی که از انواع سوگیری‌های اجتماعی شمرده می‌شود، به صورت آگاهانه اتفاق نمی‌افتد. مانند هر سوگیری دیگر، خودآگاهی نسبت به این سوگیری و تاثیرات آن بر انتخاب‌ها به ما کمک می‌کند تا حد امکان از تاثیر آن در انتخاب‌های کلیدی‌مان اجتناب کنیم.نمونه توییت یکی از نامزدهای انتخابات ۱۴۰۳ در نفی پرداختن به آرای قومیتیاز سوی دیگر، در تاثیر آرای قومیتی بر مشارکت در انتخابات نشان می‌دهیم که این تاثیر صرفا مربوط به اقوام نیست و این مساله حتی در شهرهای بزرگ نیز بر منطق تصمیم‌گیری افراد تاثیر می‌گذارد. این مطلب، اهمیت پرداختن به آرای قومیتی را دوچندان می‌کند.جان کلام این که در دوره‌های قبلی انتخابات هم استان‌ها با ترکیب‌های جمعیتی قومی مشارکت مطلوبی در انتخابات داشته‌اند که این نکته ریشه در «هویت مشترک ملی» دارد؛ با این حال، تاکید این مطلب بر توجه ویژه اقوام به یکی از نامزدها در انتخابات ۱۴۰۳ است و سعی داریم در شرایطی که این تمایل توسط برخی نادیده گرفته می‌شود یا دلایلی دیگر برای آن برمی‌شمردند، استدلال‌هایی برای اثبات آن به کار ببندیم.😳 حذف آرای قومیتی، مهم‌ترین عامل کاهش مشارکت در دور اول انتخابات ۱۴۰۳ بوده است.در حالی انتخابات ریاست جمهوری کاهش مشارکت ۹ درصدی داشته است که انتخابات مجلس که همین ۴ ماه پیش برگزار شده بود، کاهشی در میزان مشارکت نداشت.نمودار ۱. مشارکت مجلس در ۲ دور اخیر ریزش قابل توجهی نداشته است؛ اما مشارکت ریاست جمهوری کاهش داشته است.تمام عوامل که می‌توانست بر کاهش مشارکت موثر باشد، در انتخابات سال گذشته مجلس نیز وجود داشت. با این حال، مشارکت مجلس تغییر قابل توجهی را نشان نمی‌دهد. تنها مورد تفاوت قابل توجه در این بین، عدم برگزاری همزمان انتخابات شوراهای شهر و روستا بوده است.آمارها نشان می‌دهد تقریبا ۳۰۰ هزار نامزد برای انتخابات شورای شهر و روستا ثبت‌نام می‌کنند. اگر هر نفر، باعث افزایش مشارکت ۱۰ نفر از اطرافیانش شده باشد، ۳ میلیون نفر صرفا به خاطر برگزاری همزمان انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر در انتخابات شرکت می‌کنند.نکته انحرافیدو هزارمین نفر در انتخابات دوره قبل شورای شهر تهران، ۷۵ رای داشته است و این نشان می‌دهد که حتی در شهری مثل تهران، اصلا بعید نیست که ۱۰ نفر صرفا به خاطر آشنایی با هر نامزد در انتخابات شرکت کنند. چه برسد به روستاها و شهرهای کوچک که به علت بافت قومی، شبکه آشنایان هر نامزد به ده‌ها نفر می‌رسد.✌️ رای بالای پزشکیان در استان‌های آذری و کرد، ارتباطی به سبد رای اصلاحات در این استان‌ها ندارد!برای بررسی این مساله، دور دوم انتخابات ۱۴۰۳ را با انتخابات ۹۶ مقایسه می‌کنیم که از حیث رقابت میان دو جریان، بیشترین شباهت را به انتخابات فعلی داشته است. (رئیسی و جلیلی، در مقابل روحانی و پزشکیان)مقایسه آرای جریان اصلاحات در انتخابات ۹۶ و دور دوم ۱۴۰۳ که افزایش قابل توجه مشارکت در استان‌های آذری و کرد را نشان می‌دهد.نمودار ۲. در حالی که سبد رای اصلاحات در حال از دست رفتن است، شاهد رشد قابل توجه آرای پزشکیان نسبت به سبد رای اصلاحات هستیم. بخش قابل توجهی از آرای پزشکیان در استان‌های آذری و کرد، ارتباطی به سبد رای اصلاحات در این استان‌ها ندارد. خصوصا که پزشکیان در حالی رای بالاتری از این استان‌ها گرفته است که سبد رای اصلاحات در بقیه استان‌ها را از دست داده است. با این حال، سبد رای اصلاحات در استان‌های قومیتی (که علت انتخابشان در جدول ۳ آمده است) تفاوت قابل توجهی با بقیه استان‌های کشور ندارد.🤝 آرای قومیتی فقط مربوط به ۲-۳ استان نیست و تقریبا شامل همه استان‌های آذری و کرد می‌شود.اگر فکر می‌کنید که این افزایش آرا فقط مربوط به منطقه آذربایجان یا کردستان است، بهتر است به جدول زیر دقت کنید. افزایش قابل توجه آرای دکتر پزشکیان، حتی در استان همدان که فقط بخشی از ساکنین آن آذری هستند نیز دیده می‌شود. در این مقاله هر کجا صحبت از آرای قومیتی یا استان‌های قومیتی کردیم و اشاره‌ای به لیست استان‌ها نکردیم، منظورمان همین استان‌هاست.در حقیقت بهتر است اینطور بگوییم که ایشان در «همه استان‌ها» سبد رای اصلاحات را از دست داده است، به جز استان‌های آذری و کرد.جدول ۳. مقایسه آرای جریان اصلاحات در انتخابات ۹۶ و دور دوم ۱۴۰۳ که افزایش قابل توجه آرای اصلاحات در استان‌های آذری و کرد را نشان می‌دهد.نکته انحرافیبعضی اینطور استدلال می‌کنند که روحانی در انتخابات ۹۶، در ۳ استان آذری ۱.۵ تا ۲ برابر شهید رئیسی رای داشته است و نتیجه می‌گیرند که اصلاحات همیشه در این مناطق رای بالاتری داشته است. در حالی که روحانی در انتخابات ۹۶ برای دور دوم رئیس جمهور می‌شود و طبیعی است که رای بالاتری از رقبای خود داشته باشد. در همین انتخابات، روحانی حدود ۱.۵ برابر شهید رئیسی رای می‌آورد. (۲۳.۶ در مقابل ۱۵.۸ میلیون) در چنین شرایطی، اختلاف آرای ۱.۵ تا ۲ درصدی نه تنها در این ۳ استان، که در همه استان‌ها وجود داشته است.👍 بخش قابل توجهی از آرای پزشکیان در مناطق قومیتی به علت نمایندگی مجلس بوده است.نمی‌شود این نکته را ندیده گرفت که دکتر پزشکیان، از دور هشتم مجلس (۱۳۸۶) تا امروز، همواره یکی از دو نماینده اول «حوزه انتخابیه تبریز، آذرشهر و اسکو» بوده است. این حوزه انتخابیه، از نظر جمعیت و تعداد کرسی، دومین حوزه انتخابیه بعد از «حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس» است و در انتخابات ۱۴۰۲ حدودا ۱.۳۵ میلیون واجد شرایط داشته است.اعداد مشارکت و درصد آرای پزشکیان را می‌شود به ۵ نماینده اول مجلس تهران تشبیه کرد و از این جهت قطعا محبوبیت قابل توجهی در استان آذربایجان شرقی دارد و تجربه نائب رئیسی مجلس نیز بر این میزان محبوبیت افزوده است. با این حال، آرای بقیه استان‌ها (خصوصا استان‌هایی مثل کردستان و ایلام) را نمی‌توان متاثر از این مساله دانست.نمودار ۴. سابقه نمایندگی دکتر پزشکیان، پایه رای قابل توجهی در استان آذربایجان شرقی برای ایشان ایجاد کرده است.شاید منصفانه باشد که بگوییم نیمی از آرای ترک دکتر پزشکیان به خاطر سابقه نمایندگی مجلس ایشان بوده است. یعنی بر اساس نمودار ۲ می‌توان فرض کرد استان‌های آذری و کرد در حدود ۱۲.۵ درصد رای بیشتری به ایشان داده باشند.😊 آرای قومیتی نتیجه انتخابات ۱۴۰۳ را تغییر نمی‌داد، اما آرا را بسیار به هم نزدیک می‌کرد!می‌دانیم که ۸۵ درصد از آرای استان‌های قومیتی به دکتر پزشکیان داده شده است. برای این که متوجه شویم آرای قومیتی چه تاثیری بر نتیجه انتخابات داشته است، تاثیر آرای قومیتی را در ۲ قدم حذف می‌کنیم.در قدم اول، بیایید فرض کنیم استان‌ها با ویژگی‌های قومیتی، مشابه سایر استان‌ها رای داده باشند. با حذف استان‌های مشخص‌شده، میانگین سهم دکتر پزشکیان از آرای صحیح ماخوذه، حدود ۵۰.۰۲ درصد است. اگر فرض کنیم استان‌های قومیتی هم با همین نسبت آرا به ایشان رای داده باشند، با فرض عدم تغییر در مشارکت، نتیجه انتخابات کاملا برابر و اندکی (حدود ۳۰۰ هزار رای) به نفع دکتر جلیلی می‌شد.نمودار ۵. در صورتی که استان‌های قومیتی مشابه سایر استان‌ها رای می‌دادند، دکتر جلیلی با ۳۰۰ هزار رای بیشتر پیروز انتخابات می‌شدند.در قدم دوم بهتر است رای قابل توجه دکتر پزشکیان در استان‌های آذری و کرد را به این محاسبه اضافه کنیم. گفتیم که حتی با حذف اثر آرای قومیتی انتظار داریم شاهد ۱۲.۵ درصد رای بیشتر برای ایشان در این استان‌ها باشیم. بنابراین نمودار ۵ به این صورت تغییر می‌کرد و دکتر پزشکیان با حدود ۱.۲ میلیون رای بیشتر پیروز انتخابات می‌شدند.نمودار ۶. اگر رای ناشی از نمایندگی مجلس استان آذربایجان شرقی را به نمودار ۵ اضافه کنیم، دکتر پزشکیان با فاصلخ ۱.۱۵ رای پیروز انتخابات می‌شدند.🫣 جمع‌بندی تاثیر در مشارکت و نتیجه انتخابات ۱۴۰۳بررسی فوق نشان داد که به احتمال قوی:برگزار نشدن انتخابات شورای شهر و روستا، باعث کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی مشارکت شده است.رای صرفا قومیتی استان‌های آذری و کرد، لااقل موجب افزایش ۵ درصدی آرای دکتر پزشکیان شده است. (از ۱۵.۵ میلیون به ۱۶.۴ میلیون)تمایل آرای قومیتی به دکتر پزشکیان، باعث شده فاصله ایشان با دکتر جلیلی ۲.۵ برابر شود.جدول ۷. حذف آرای قومیتی فاصله آرای جلیلی و پزشکیان را کمتر می‌کرد؛ اما نتیجه انتخابات را تغییر نمی‌داد.📊 برای حفظ سادگی محتوا، عموما از نمودارهای تجمیعی برای توضیح عناوین استفاده شده است. جداول اطلاعاتی مورد استفاده را می‌توانید از اینجا دریافت کنید.💬 در نهایت اقرار می‌کنیم که این بررسی آماری با وجود تلاش‌های فراوان، همچنان مستعد خطا و سوگیری است. بنابراین منتظر شنیدن انتقادات و پیشنهادات شما از طریق بخش نظرات هستیم. 🤝</description>
                <category>محمد امین زمانی</category>
                <author>محمد امین زمانی</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jul 2024 13:56:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انقلاب بانکداری؛ مهم‌ترین اقدام برای پیشرفت اقتصادی و حذف ربا</title>
                <link>https://virgool.io/@maazamaani/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%B1%D8%A8%D8%A7-fnkkelogikbj</link>
                <description>این متن، خلاصه ارائه پروفسور مسعود درخشان، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و چهره ماندگار دانشگاه امام صادق در چهارمین روز از اولین مدرسه تابستانه اقتصاد اسلامی (مرداد ۱۴۰۲) است. اطلاعات بیشتر درباره مدرسه تابستانه را در کانال ایتای مدرسه یا sahwa.ir بخوانید.عدم کارآمدی بانک مرکزی در نظارتبانکداری، از مقولات حاکمیتیاتفاق نظر بر این است که تا مشکل بانک‌ها حل نشود، مشکلات اقتصادی کشور قابل حل نیست. اگر به درستی به جایگاه بانک در اقتصاد نگاه کنیم، می‌فهمیم که بانک از مقولات حاکمیتی است و مستقیما بر نظام سیاسی کشور اثرگذار است. از این رو بانک نمی‌تواند یک بنگاه اقتصادی متعارف باشد که به دنبال سود است. در نتیجه این امر، بانک‌های موجود که به دنبال سودآوری هستند، باید تغییر ساختار بدهند و تعدد بانک‌ها موضوعا منتفی خواهد شد؛ چرا که غیرانتفاعی است. با این حال، بانک امروزه سودآورترین بنگاه اقتصادی است. برای این مساله اثباتی ارائه نمی‌کنیم، ولی اثبات آن به نظر خیلی دشوار نیست.عدم کارآمدی بانک مرکزی در اصلاح نظام بانکداریآثار سوء سیاست‌های شبکه بانکی بر اقتصاد ملی، ویژگی‌هایی دارد که با نظارت بانک مرکزی قابل حل و مدیریت نیست که به اثبات آن می‌پردازیم. در دیدگاه قالب اساتید دانشگاهی اینطور شکل گرفته که بانک مرکزی باید و می‌تواند نظارت کند، اما بانک مرکزی قدرتمندی نداریم و بانک مرکزی باید مستقل باشد که به معنای واقعی بتواند دقیق‌تر، کامل‌تر و ضابطه‌مندتر نظارت کند. از نظر من این امر فریب‌کاری است؛ چرا که بدنه اقتصادی دولت را درگیر امور فرعی می‌کند. می‌دانم که کسانی که از این دیدگاه حمایت می‌کنند می‌دانند که مشکل جای دیگریست؛ از این رو این یک فریب‌کاریست.فردا هم درباره دستگاه عریض و طویل نفت تحت عنوان «۲۰ سال تلاش بی حاصل در راه نفت و …….. ملی» صحبت می‌کنیم که بر مبنای پنهان‌کاری شکل گرفته است. هر جا که مناسبات پول و سود است، فریب و پنهان‌کاری بر آن دستگاه حاکم است و نفت و بانک از این دست است. بانک مرکزی آغاز به این کرده است که مسائل بانک آینده و پروژه نیاوران و پروژه‌های دیگر این بانک را برای اولین بار در تاریخ بانکداری ایران شفاف کند. فریب از این است که ذهنیت پژوهشگران را به چیز دیگری مشغول کند و پنهان‌کاری به این معنا که بعضی حقایق گفته نمی‌شود. نفت هم به اندازه بانک برای اقتصاد ایران خطرناک است. در دیدار افطاری با رهبری سال‌های پیش سخنران بودم و درباره اقتصاد مقاومتی گفتم که از ویژگی‌هایش راهبردی بودن است و از الزامات آن آینده‌پژوهی است. آن‌جا گفتم که بزرگ‌ترین بحرانی که آینده کشور را تهدید می‌کند، بحران انرژی است. حالا که اثرات آن ظاهر شده است، راهکاری در مقابل آن نمی‌بینم.چنانچه برای بانک‌ها راهکاری نیاندیشیم، ضربات خود را به دستگاه سیاسی خواهد زد. این استدلال که برای رفع مشکلات بانکی نیازمند تقویت بانک مرکزی هستیم، باطل است. نتیجتا به اثبات این مساله می‌پردازیم که از پاسخ آن می‌توان برای اثبات مساله اول هم اشاراتی پیدا کرد.سابقه بحث حذف و ادغام بانک‌هاسابقه این بحث با این جدیت، ۲ سال است. این بحث زمانی شکل گرفت که هنوز کابینه رئیسی شکل نگرفته بود و دکتر درخشان در قم گفتند بانک‌های خصوصی باید برچیده و ادغام شوند. ولی الان که بحث شنیده شده است و نگرانی از حساسیت‌زایی نداریم، می‌گویند همه بانک‌ها (و نه فقط خصوصی) باید برچیده شود.ابهام‌زدایی از تعاریف بانکیتعمد در ابهام تعاریف بانکیدر مواجهه با بانکداری (و نفت)، با تعاریف مبهم روبرو هستیم که فردا آن را بیشتر توضیح می‌دهیم. چنانچه اصطلاحات تخصصی آن‌ها را متوجه نشویم، این کاستی از ما نیست و ترفند و فریب‌کاری عمدی است. دو مشکل عمده در مورد بانک‌ها که به آن اشاره می‌شود، خلق پول و اضافه برداشت است. اول از افراد بپرسید که خلق پول چیست و گاهی احساس می‌شود که به معنای چاپ پول است؛ به همین خاطر تصور می‌کنند که با نظارت بانک مرکزی قابل حل است. وقتی بدانند که خود بانک مرکزی هم خلق پول می‌کند، گاهی توجیه می‌شود که خلق پول توسط بانک مرکزی ایرادی ندارد. دوم اضافه برداشت است که افراد نمی‌دانند برداشت چیست که مانعی ندارد و اضافه آن (نسبت به چه چیزی) مانع دارد. اضافه برداشت تا کجا درست است و از کجا خطاست؟ توجیه این مساله اصلا پیچیده نیست، ولی گاهی اقتصاد علم‌نما را آنقدر پیچیده می‌نمایانند که سادگی منجر به مغفول ماندن مساله می‌شود و این مساله بانک است.تعریف پول و نقدینگیاتفاق نظر درباره پول (دارایی نقدشونده) این است که سپرده‌های دیداری به علاوه اسکناس (و مسکوکات) در گردش است. بر اساس آمار ۶ ماهه گذشته، حدودا ۱۱۰ همت اسکناس و ۱۴۵۰ همت سپرده‌های دیداری داریم. ولی نقدینگی به اتفاق نظر عبارت است از پول و شبه‌پول (near money) که شامل سپرده‌های کوتاه مدت و بلند مدت است و نقدشوندگی پایینی دارد. شبه پول در حدود ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ همت است. در نتیجه نقدینگی که مجموع این دو است، ۶ ماه گذشته ۶۲۰۰ همت بوده است.بانک به عنوان یک بنگاه تجاریاین تعاریف، تئوری مشخصی ندارد و تفاوت‌های اندکی هم با تعریف عرفی دارد. رئیس بانک، به عنوان رئیس یک بنگاه تجاری، در تلاش است با هر زد و بندی سود بانک را افزایش دهد. مثلا آقای مصدق، معاون قوه قضاییه گفته است که خوب است یک فعال اقتصادی را (که تخصصش سودآوری است) به عنوان وزیر اقتصاد قرار دهیم. بانک مرکزی بنا به تعریف نباید به دنبال سود باشد. برخی به دنبال آنند که بانک مرکزی را هم در شرایطی که رهبری بانک‌ها را هم مستحق بنگاه‌داری نمی‌دانند، به بنگاه‌داری سوق دهند.حذف خلق پول با ادغام بانک‌هاتعریف خلق پولپولی که در حساب بانکی می‌گذاریم، بانک به دیگری وام می‌دهد و او خرج می‌کند یا در بانک می‌گذارد و همین چرخه ادامه پیدا می‌کند. پس از یک مبلغ مشخصی چندین برابر پول خلق می‌شود. بانک‌ها این خلق پول (money creation) را بر این اساس انجام می‌دهند که تشخیص دهند وام برای یک فعل با سوددهی اقتصادی مثبت استفاده می‌شود. بانک برای محدود کردن این خلق پول، چیزی در حدود ۱۳ درصد از مبلغ پس‌انداز را در حساب خود نزد بانک مرکزی قرار می‌دهد. (ذخیره قانونی) با این حال اگر این عدد به ۵۰ درصد هم برسد، همچنان باعث افزایش ضریب فزاینده می‌شود. یکی از ترفندهای غربی‌ها جعل اصطلاحات است.حذف خلق پول با ادغام بانک‌هااگر همه بانک‌ها یکی شد و همگی غیرانتفاعی شدند، بانک دیگری وجود ندارد که افراد چرخه را با گذاشتن پول در آن ادامه دهند و خلق پول تمام می‌شود. برای حذف خلق پولی راهی جز این نیست. یکی از ترفندهای اقتصاد غرب خوانده‌ها این است که ما را اسیر فرعیات می‌کنند و ما باید در اصول بمانیم. من به عنوان یک معلم (نه بانکدار و نه رئیس حزب) هدفم ترغیب به فکر کردن است.اضافه برداشت و بانک مرکزیتعریف اضافه برداشتهر بانک، حسابی نزد بانک مرکزی دارد که ذخایری نزد آن دارد. اضافه برداشت به نظر تعبیری جعلی در زبان فارسی است که نزدیک‌ترین معنا در انگلیسی به آن، معنای standing facilities است. (برخی بانکدارها آن را به تسهیلات قاعده‌مند ترجمه کرده‌اند و احتمالا standing را standard خوانده‌اند. مثل بهشت مالیاتی که از اشتباه خواندن گذرگاه به heaven منتج شده است.) در هنگام کلر (clear) کردن چک‌های روز در پایان روز، اگر بانکی اعتبار نداشته باشد، از بانک دیگری وام ۲۱٪ می‌گیرد که به interbank loan شناخته می‌شود. (این که به جای وام گفته می‌شود تسهیلات، به این خاطر است که سود ربوی بر آن مترتب نشود.) در صورتی که برای کلر کردن پول کافی تامین نشود، بانک‌ها از مبلغ RRR خود مبلغی را برداشت (و نه اضافه برداشت) می‌کنند و خود را بدهکار بانک مرکزی می‌کنند. بانک مرکزی در ازای این پول دریافتی، ۳۴٪ به بانک مرکزی سود می‌دهد. این سود نه تنها مصداق رباست، بانک مرکزی را تبدیل به بنگاه می‌کند که هدف سودآوری دارد.اضافه برداشت برای اعطای وامبه علاوه اضافه برداشت نه فقط برای تسویه چکاوک و ساتنا، که برای اعطای وام با بهره‌های بالا (که عموما به شرکت‌های تابعه خودشان در قالب پول پرقدرت است) هم از حساب خود نزد بانک مرکزی برداشت می‌کنند. چنین اتفاقی درباره ایران‌مال و … هم اتفاق افتاده است و چنین پروژه‌های بسیار سوددهی، با ۳۴٪ سود بانک مرکزی مشکلی پیدا نمی‌کند. قانونی تصویب شده است که بانک‌ها موظفند لااقل ۵۰٪ سپرده‌های خود را وام بدهند. با فرض این که این وام‌ها ضربدری و به شرکت‌های تابعه نیست، صحبتی از این نمی‌شود که مابقی این ۵۰٪ صرف چه کاری بشود. در حالی که بانک‌های خصوصی مثل بانک آینده در حال سرمایه‌گذاری روی پروژه‌هایی چون ایران‌مال و نیاوران‌مال هستند، تمام بار تسهیلات تکلیفی روی دوش بانک‌های دولتی است.اضافه برداشت و خلق پول به پشتوانه بانک مرکزیخاندوزی طرحی داده است که بانک‌ها در صورتی می‌توانند از بانک مرکزی پول بردارند که وثیقه داده باشند. اگر فرضا چنین اتفاقی بیافتد و بانک این مبلغ را پس ندهد، باید اعلام ورشکستگی بکند که بانک مرکزی از آن بسیار وحشت دارد. بنابراین بانک مرکزی اعتبار مورد نیاز آن‌ها را تسویه می‌کند و عملا روش نظارتی وجود ندارد.پایه پولی، پولی (currency in circulation) است که بانک مرکزی خلق می‌کند. بنابراین بانک مرکزی قادر به کنترل آن نیست. پایه پولی ۱۰۰ همت است.اسکناس گاوصندوقی (vault money) اسکناسی است که نزد بانک‌هاست. هر اضافه برداشت بانک‌ها، پول پر قدرتی است که بانک مرکزی در اختیار بانک‌ها قرار داده است که با آن وام بدهند. بانک مرکزی که از بانک‌ها وثیقه خواسته ملک، طلا، ارز و اوراق قرضه را به عنوان وثیقه تعریف کرده است. بانک تجاری چرا باید ارز یا طلا داشته باشد؟ بنابراین ملک را به وثیقه می‌گذارد که ارزش آن را خودش حساب کرده است. با این حال، همین ملک، سود بانک است و در مورد ارز و طلا هم مساله‌ای برای بانک ایجاد نمی‌کند. در این صورت چون به نفع شبکه بانکی است که ملک و ارز و طلا افزایش قیمت داشته باشد، نهایتا مساله به ضرر مستضعفین تمام می‌شود. بنابراین بانک‌ها دارایی‌های موهومی (دارایی با ارزش‌گذاری بالاتر از واقعیت) دارند و دارایی‌های منجمد (قصد دریافت سود از دارایی دارند و نه فروش) که فقط مانع ورشکستگی آن‌ها می‌شود. حضرت امام فرمودند شیاطین عصر ما بیشتر از همه عصرها هستند، با این تفاوت که این‌ها تعلیم دیده‌اند.فرآیند پیشنهادی برای ادغام بانک‌هااگر همه بانک‌ها را ببندیم و دولتی کنیم، تغییری در واقع نخواهیم داشت. همچنان کارمندان بانک‌ها سر کار هستند و مردم به روال زندگی خود ادامه می‌دهند. در فرآیند انتقال پول، با نظارت بانک مرکزی به خارج یا اعطای تسهیلات کاملا منجمد شود. مدیران عامل بانک‌ها برکنار می‌شوند و حساب‌های آن‌ها به صورت برخط نزد بانک مرکزی است. بانک ملی نظارت مردمی داشته باشد و نیروهای محلی نظارت کنند که تسهیلات به چه کسی تعلق بگیرد. شرکت‌های تعاونی بر این مبنا باید هدف اصلی اعطای تسهیلات باشند.تجربه نشان داده است که در ایران زمینه‌های اجتماعی ورشکستگی بانک‌ها وجود ندارد. در آمریکا هم با ورشکستگی بانک سیلیکون ولی، فدرال رزرو با چاپ پول این مشکل را حل کرد. بنابراین مساله بانک‌ها نبود اسکناس و احتمال ورشکستگی نیست.</description>
                <category>محمد امین زمانی</category>
                <author>محمد امین زمانی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Aug 2023 12:08:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد سیاسی توزیع مواهب و منابع طبیعی در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@maazamaani/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-iqjbhmvvitdv</link>
                <description>این متن، خلاصه ارائه دکتر محمد نعمتی، استادیار اقتصاد دانشگاه امام صادق و مشاور وزیر امور اقتصادی و دارایی در ششمین روز از اولین مدرسه تابستانه اقتصاد اسلامی (مرداد ۱۴۰۲) است. اطلاعات بیشتر درباره مدرسه تابستانه را در کانال ایتای مدرسه یا sahwa.ir بخوانید.اقتصاد، جزئی از علوم اجتماعیتلقیات مختلفی از اقتصاد و اقتصاد سیاسی وجود دارد. دانش ترجمی اقتصاد متاخر است و کلمه اقتصاد بد ترجمه شده است. کلمه Economy به معنای تدبیر منزل و Political Economy تدبیر مدن است. شخصی که این اصطلاح را به اقتصاد به معنای میانه‌روی استفاده کرده اشتباه استفاده کرده است. عبارت‌های Social Study و Moral Science (اخلاق در مبانی غرب به معنی علوم اجتماعی) و جوریس برودنت به معنای فقه اجتماعی (تعیین و تکلیف کنش آدم) است. علوم اخلاقی و حکمت علمی و غیره نیز ترجمه شده است. اجمالا علوم اجتماعی درباره جامعه صحبت می‌کنند.علوم اجتماعی، تقسیم کار و بهره‌مندیمنظورمان در علوم اجتماعی کسی نیست که در غار زندگی می‌کند. (مثل رابینسو کروزو) منظورمان گروهی از افراد است که برای ادامه زندگی گریزی از زندگی اجتماعی ندارند. هر یک از افراد در جامعه در حال ایفای نقشی در زندگی برای ایفای یک نیاز مشخص است. (منظورمان تقسیم کار اسمیتی نیست و آن متفاوت است.) با این که تقسیم کار کرده‌ایم، اگر هر طبقه‌ای ۸ ساعت کار می‌کند و خدمات و کالا ارائه می‌کند، انتظار دارد همه نیازهایش برآورده شود. بحث درباره علوم اجتماعی این است که چه کسی کجا ایستاده باشد (تقسیم کار) و بهره‌مندی‌ها به چه صورت تقسیم شده باشد. (فقر یعنی هر یک از این نیازها که برآورده نمی‌شود و تبعیض در تقسیم بهره‌مندی‌ها و مناسب است.) جامعه بسامان و مدینه فاضله یعنی افراد از همه بهره‌مندی‌ها برخوردار باشند و در تعامل با دیگران از مناسب خود رضایت داشته باشند. (نظریه قیمت، ارزش و مالکیت، نشان می‌دهد که چقدر کار معلم با چقدر کار وکیل و وزیر قابل مقایسه است.) افزایش قیمت یعنی افرادی فکر می‌کنند خدماتشان ارزش بیشتری دارد.تفاوت در تقسیم‌بندی خیرات و مواهبهر اقتصاددانی یک طبقه‌بندی از خیرات و مواهب (Goods) دارد. تقسیم‌بندی ما به این صورت است:طیف کالاها و خدمات خصوصی (کشاورزی، …)طیف کالاها و خدمات دولتی (امنیت، آموزش، دفاع، قضاوت و …)طیف Natural Resource (انفال و مواهب عامه)پولقدرتدر اقتصاد متعارف، انفال و پول، نوعی کالا و خدمات است. با این که در اقتصاد اسلامی انفال به معنای مواهب خدادادی (نفت و گاز، مرتع، دریا) و پول به معنای ابزاری برای مبادله آن کالا و خدمات می‌شناسیم. با تغییر دیدگاه به این مفاهیم، نظریه‌پردازی متفاوتی نیز نیاز خواهیم داشت. انسان، بهره‌مند و تغییردهنده در این منابع است و طبیعتا نباید چیزی به اسم بازار کار یا بازار سرمایه داشته باشیم.علوم اجتماعی؛ مکانیزم بهره‌مندی جامعه از خیراتدر این علوم می‌خواهیم از وضع عادلانه و تعادلی در جامعه بسامان توصیف مناسبی داشته باشیم. قدما می‌گفتند عدالت، در دوران روشنگری برای حذف خدا گفتند وضع طبیعی و بعدا در سرمایه‌داری به وضع تعادلی رسیدیم. در علوم اجتماعی به عنوان یک فقاهت اجتماعی با فرق و مذاهب مختلف، حقیقتی وجود دارد که قاعده‌گذاری و تشریع آن باید متناسب با تکوین آن باشد. اینطور نیست که گروهی تصمیم بگیرند ربا نگیرند و عده‌ای بگیرند، عده‌ای مالیات بر سرمایه و عده‌ای خمس بدهند و … و این تغییرات، بی نسبت با تکوین نیست. کلمات مختلف (ولسیتی، wellbing، happiness و wellfare) بعضا به یک موضوع اشاره می‌کنند. حکمرانی، الگوهای رشد و توسعه، نهادهای رسمی و غیررسمی (morals)، الزامات (صناعت، جایی که قوه بیرونی برای کنترل وجود دارد) و انتظامات (طبیعت، جایی که قوه درونی برای کنترل وجود دارد)، تعیین تکلیف برای آدم (خانواده، جامعه، دولت) می‌کنند.وقتی درباره اقتصاد صحبت می‌کنیم، صحبت از متغیرهاست. (تورم، نقدینگی و …) با این حال، در پس ذهنمان وقتی از تورم صحبت می‌کنیم، حالتی از ثبات و مدینه فاضله‌ای مدنظر داریم که بقیه مسائل را نسبت به آن تعادل و تراز می‌سنجیم. علوم اجتماعی، مکانیزم بهره‌مندی جامعه از خیرات است. فرهنگ، قوانین، نهادها و …، تبلور و عینیت‌بخشی نظریه علوم اجتماعی حاکم است. این که خمس (مالیات بر مجموع درآمد) می‌گیریم یا مالیات بر مصرف، بستگی به فقاهت اجتماعی دارد. علوم اجتماعی برای رفع تعارضات، باید حتما مجموعه‌ای از قواعد مشخص حاکم باشد. ولایت فقیه، ولایت یک فقه است و در جامعه سرمایه‌داری، فقه آدام اسمیت و سرمایه‌داری است. نظام سیاسی، تضمین‌کننده این است که همین قواعد فقه اجتماعی و تدبیر مدن حاکم باشد. نظام سیاسی، منجر به تشکیل دولتی مقلد نظام فقاهت مدنظر است و جامعه مدنظر خود را می‌سازد. (روند ۵ مرحله‌ای تشکیل تمدن اسلامی)عدالت؛ مفسر مولفه‌های کنش در یک فقه اجتماعیمهم‌ترین مفهوم در علوم اجتماعی، مالکیت است. وقتی که در فقه اسلامی از مالکیت صحبت می‌کنیم، منظورمان تصاحب و در علوم اجتماعی درباره بسته‌ای از حقوق صحبت می‌کنیم. مثلا در آمریکا، صاحب هر زمین حق دارد که از نفت زیر زمین خود بهره‌برداری کند و به تعداد صاحبان زمین چاه نفت داریم. معادله اولر در اقتصاد خرد نشان می‌داد عدالت، توزیع منافع بین عوامل تولید را از منظر خود بررسی می‌کند. مثلا وقتی از فقه نفت (خط مشی گذاری، سیاست‌گذاری) صحبت می‌کنیم، درباره قانون بهره‌مندی جامعه از نفت (تعیین تکلیف مولفه‌های کنش) صحبت می‌کنیم. سبک زندگی یا به کلام استوارت، نظریه زندگی (theory of life)، تبلور همین تعیین و تکلیف مولفه‌های کنش است. این حق‌ها به نوعی تجسم عدالت، مفسر آزادی و معنای استقرار امنیت و تعادل است. وقتی تعارض منافعی نداشته باشیم، نیاز به قانون نداریم و این فقط در بهشت محقق می‌شود. ۶۰۰ صفحه قواعد بورس شیکاگو برای تعیین قواعد بازی در چنین زمینی است.هر نظریه‌پردازی به تعبیر ما به زمان و مکان، و به تعبیر غربی‌ها به تاریخ و جغرافیای مشخصی برمی‌گردد. دانشگاه و علما به عنوان مرجع تقلید، حکومت به عنوان مقلد و مردم پذیرنده قواعد و سبک زندگی هستند. مردم معمولا قواعد را می‌پذیرد، مگر این که به علت کم‌کاری نظام حاکم یا پرکاری رویکردهای رقیب، انقلاب کنند و پذیرش قواعد حاکم را برنتابند. این تغییر و تحولات، پویا و تدریجی است.فلسفه فقه، مبنای تعیین حقوقاین که بانک با شرایط مشخصی باید باشد یا نباشد، یا درست است و یا نیست. برای این کار به دستگاهی تحلیلی برای توجیه حقوق (rights و درست‌ها) نیاز داریم. اینجا نه درباره فقه، که درباره فلسفه فقه صحبت می‌کنیم. مولفه‌های کنش (bundles of right)، درباره مجموعه‌ای از حقوق مثل حق خلق، حق مدیریت و حق بهره‌مندی صحبت می‌کند. مثلا بانک در یک نظام پولی متمرکز ذخیره جزئی با شرایط مشخص، حق مدیریت پول خلق‌شده را دارد و اگر در دستگاه دیگری از این کلمه استفاده شود، اشتراک لفظیست.پیش‌فرض‌های فلسفی مکاتب و اندیشمندان یا درس خارج پول، در تلاش برای پاسخ به این سوال‌هاست که منشا پیدایش پول، علت قبول پول توسط مردم، محدودیت حجم پول، مسائل و مشکلات اخلاقی پول، دلالت پول بر حق مالکیت، ارتباط پول با دولت و … چیست. همه این‌ها یک بسته نظریه‌پردازی را تولید می‌کنند.ریاضیات، زبان انتقال مفاهیم در اقتصادکینز، در مقدمه خود نئوکلاسیک‌ها را تکفیر می‌کند و می‌گوید آن‌ها علمی نبودند، این درباره دیگران هم وجود دارد. ریاضی مثل بقیه زبان‌ها، یک زبان برای بیان اقتصاد است و به عنوان یک ابزار، پیوستگی و تناظر مشخصی بین ریاضیات و اقتصاد نداریم. معادله تعادل عمومی کینز کوچک‌ترین نمودار و معادله‌ای ندارد و استفاده نکردن از این زبان، منافاتی با اقتصادی‌بودن کلام کینز ندارد. مارشال اینطور نقل می‌کند که باید ابتدا کلام را بفهمیم و سپس برای سنجش و موارد چنینی از ریاضیات و معادلات استفاده می‌کنیم.</description>
                <category>محمد امین زمانی</category>
                <author>محمد امین زمانی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Aug 2023 10:00:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقهی چنین میانه میدانم آرزوست</title>
                <link>https://virgool.io/@maazamaani/%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C-%DA%86%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%D8%B3%D8%AA-f3p3xuqw2gq0</link>
                <description>این متن، خلاصه ارائه حجت الاسلام محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه و نظریه‌پرداز حوزه عدالت و فقه اجتماعی در دومین روز از اولین مدرسه تابستانه اقتصاد اسلامی (مرداد ۱۴۰۲) است. اطلاعات بیشتر درباره مدرسه تابستانه را در کانال ایتای مدرسه یا sahwa.ir بخوانید.تعیین نظام ارزشی خارج از حد ترخص اقتصاد استنظام ارزشی دکارت و ریاضیاتدکارت خاطره‌ای تعریف می‌کند که من فرشته وحی را دیدم که گفت کلید حل مشکلات عالم ریاضیات است. دکارت در شک دستوری (شک می‌کنم پس هستم)، اولین چیز یقینی را عدد می‌دانست. از آنجا ریاضیات مادر علوم شد. پیش از آن ارسطو فیزیک را به صورت جوهر و عرض توضیح داد، ولی از آن به بعد، فیزیک هم ریاضی، عددی و کمی شد. آیا واقعا تنها علم یقینی ریاضی است، یک گزاره ریاضیست یا منطقی و کلامی؟ آیا تنها راه یقین ریاضیات است یا صور دیگری برای یقین متصور هستیم؟ در صورتی که صور دیگری از یقین داشته باشیم، منطقی نیست که همه علوم را از جمله علوم انسانی، به جای ۴ جوهر و ۴ عرض، فقط جرم و انرژی را معیار بگیریم و جهان را بر اساس آن توصیف کنیم. موضوع هر علمی را علم بالادستی که فلسفه است تعیین می‌کند، نه خود آن علم.نظام ارزشی اقتصاداقتصاد پس از چنین سوال‌هایی آغاز می‌شود که منشا مالکیت چیست، منشا ارزش و قیمت چیست. با نگاهی پسینی الان سرمایه و کار به عنوان جواب مطرح شده است. این سوال هرگز اقتصادی نیست و جوابش هم اقتصادی نیست. همانطور که جواب سوال دکارت هم اقتصادی نیست. پاسخ این سوال از نظام ارزش و مکتب استنتاج می‌شود، نه از علم اقتصاد. پاسخ این سوال‌ها را یک بار از منظر کلام و فلسفه و یک بار از منظر فقه و حقوق، یعنی علوم پیشینی یا دیگری درمی‌یابیم و اقتصاد از آن به بعد شروع می‌شود.کار به عنوان منشا مالکیتمنشا مالکیت از منظر کلاماقتضای کرامت انسان به عنوان نوع کریم (در قرآن به فرشته با کراما برره و به انسان با لقد کرمنا بنی آدم اختصاصا کرامت داده شده است و این به واسطه عقل و اراده انسان است) این است که ابتدا کرامت به انسان، سپس به فعل متصل و بعدا به فعل منفصل او منتصب است. میان کار و سرمایه، کار به عنوان فعل متصل، لایق‌تر به کرامت انسان است تا کار منفصل. (لقد کرمنا بنی آدم، به واسطه این که با قوه خلاقیت خود می‌تواند به همه جا برود)منشا مالکیت از منظر فقهدر فقه همه (مرحوم خویی تا شهید صدر و دیگران) در فقه‌های متاخر که درباره ملک و مال و حق صحبت می‌کنند، بلااستثنا عقلا بالوجدان به این حجم می‌کنند که کار، منشا کرامت انسان است. کار به دو صورت حیاضت یا صناعت است. از حیث حیاضت، عقلا تردید نمی‌کنند که اگر کسی هیزمی جمع کرد یا ماهی گرفت، مال خود اوست، چون کار خود اوست و کار، منشا مالکیت است. از حیث صناعت، کسی که چوب را به کوزه و مبل تبدیل می‌کند و صاحب آن می‌شود.مالکیت به عنوان واحد اولیه اقتصادما نمی‌توانیم بقیه اعداد را بسازیم جز این که واحد را تعریف کرده باشیم. واحد اقتصاد، مالکیت است و مالکیت سازنده سایر ارکان اقتصاد است. صورت حیاضتی یا صناعتی آن را از کار خارج نمی‌کند. مالکیت‌های تبعی (در دیدگاه خویی و دیگران)، مثل خرید و فروش و ارث تبعی از مالکیت است. چرا که مالک واقعی (صاحب کار)، آن را به صورت تبعی به دیگری منتقل کرده است.تنها این نیست و جلوتر می‌روند. وقتی به کسی گندم می‌دهیم و گندم را تهاتر می‌کنیم، گندم سرمایه است که همان کار مجسم (کار انباشته) است. بنابراین سرمایه هم چیزی جز کار نیست. پول در معنای اول (این که به جای کالا قبضی بدهیم که با آن بتوان معامله کرد، به تعبیر شهید مطهری سند بدون عنوان برای کار انباشه) همان کار انباشته است، ولی شاید در دنیایی که پول، اعتبار صرف است گفتمان دیگری لازم باشد.نظام‌سازی از واحدهااصالت کار، رابطه کار و کارفرما و رابطه کار و ابزار کارشهید مطهری می‌فرمود در نظام اقتصادی اسلام یک اصل داریم. همه بهره‌مندی‌ها از کار باشد (چون کار منشا مالکیت است) و کار موجب بهره‌مندی (ایجاد مالکیت) شود. این اصل اساسی اقتصاد اسلامی است. ولی در همین کشور ما کار موجب بهره‌مندی نشده است و طبقه مرفهی داریم که هیچ شغلی ندارد. استثمار از جایی شکل می‌گیرد که کار از ما و بهره برای دیگریست. دعوا بر این است که کسی استثمار نشود و کسی خارج از کار بهره‌مند نشود.اگر این اصل را پذیرفتیم، باید ببینیم که روابط چطور تعریف می‌شود. صورت‌بندی به این صورت است:کارگر (کار) اجاره شود و سود مربوط به کارخانه (ابزار تولید) باشد. این مدل هرگز اسلامی نیست.سود مال کارگر باشد و کارخانه اجاره شود. اسلام، اجاره را در مستغلات می‌داند و اجارت نفس، شدت کراهت دارد. این نمونه به اسلام نزدیک است. شهید صدر هم سود نهایی را متعلق به کارگر می‌داند.سود بین کارگر و کارخانه تقسیم شود. این دیدگاه محافظه‌کارانه‌تر از اولی است.اجاره نفس در نظام‌سازی اسلامشهید بهشتی ابتدائا نظر شهید صدر را دارد که سود مربوط به کار است. شهید مطهری سوال می‌کند که چرا اگر من با اسبم آمده‌ام، به بازوی من سود تعلق بگیرد و به بازوی اسبم نه. در سه عقد مربوط به انسان به عنوان عوامل کار، یعنی مزارعه (زمینی که کسی در آن زراعت می‌کند، فرد در آن عامل دانسته می‌شود نه کارگر-تعریب به قاریجار-)، مساقات و مضاربه (خرج عامل و افرادی که با او می‌روند، با صاحب سرمایه است. با این حال، نهایتا سود بین آن‌ها تقسیم می‌شود.)، عموما کارگر اجاره نمی‌شود و اجاره نفس خیلی کمتر است.کارگر یک پدیده مدرن است که افرادی داریم که فقط کار دارند که بفروشند، ولی در گذشته کارگر بسیار کمتر از تاجر بوده است. (مثال از سوالی که از امام صادق شد) در جامعه امروز که ۱۵ میلیون کارگر داریم، مساله با مساله زمان امام صادق متفاوت است. به کارگری نمی‌گوییم که تو شغل مکروهی داری، چون اضطرار دارد. ولی نظام را نمی‌توانیم بر مبنای مکروه بگذاریم. در فقه نظام، چنانچه ناچار به تدریج شویم مساله‌ای نیست، اما روی کاغذ و بدون تزاحم نباید نظام را بر مبنای مکروه بنا بگذاریم.عقود امضایی و تاسیسیهمانطور که بر اساس نیاز جامعه، علاوه بر سه عقد قبلی (مزارعه، مساقات، مضاربه)، عقد کارخانه ایجاد شد، عقود چون عقلایی هستند، قابل ایجاد هستند و الزاما قرار نیست عقود غربی را امضا کنیم، می‌توانیم خودمان عقد را که حکم وضعی است بسازیم. تکنولوژی هم می‌تواند حکم وضعی بپذیرد. حتی منظور ما از کار فقط کار بدنی نیست و دانش‌بنیان‌ها را هم شامل می‌شود. (مثلا جایی که کسی ایده را می‌آورد و دیگری سرمایه برای تجاری‌سازی تزریق می‌کند، نباید صاحب سرمایه اصل سود را ببرد.)نقطه آغاز ورود علم اقتصادجایگاه علم اقتصاد در سنجش روابط عینیعلم اقتصاد از اینجا شروع می‌شود. در حالی که هر که مساله ارزشی را به پای علم بگذارد، مکتب را به عنوان علم فروخته است. (مثلا دکارت بگوید این که ریاضیات مبدا همه چیز است یک موضوع علمی است.) ما به ترتیب از ارزش، مکتب و نظام آغاز می‌کنیم و سپس به روابط می‌رسیم. علم اقتصاد یعنی روابط عینی به وجود آمده را سنجش کنیم که بتوان روابط علی (مثلا عرضه و تقاضا) بین روابط عینی (مثلا روابط کارگر و کارفرما) شهید صدر می‌گوید وقتی روابط عینی اسلام منعقد شد، آن‌ها را سنجش کنید و به آن علم اقتصاد بگویید. مثلا وقتی فتوحاتی اتفاق می‌افتد و درهم و دینار بین مردم پخش شود، نظام ارزش می‌گوید که همه بالسویه یا هر کس بر اساس طبقه خود آن را دریافت کند. ولی محاسبه اثر این آورده بر تورم و غیره زیرمجموعه علم اقتصاد است. مثلا علم اقتصاد، ربا را محاسبه می‌کند، ولی نمی‌تواند آن را مشروع کند.عناوین مکاسب محرمه نزد فقها نشان می‌دهد که برخی مکاسب از حیث ارزش‌ها اصلا امکان ورود ندارد. تجارت واجبات (نماز)، محرمات (طرب)، مقدسات (قرآن) و نجاسات بر اساس فتوای قبلی و نظر سید محسن حکیم حرام است. اقتصادی‌ها می‌گویند ما فقط بناییم و معمار نیستیم و نرم‌ها را نظام ارزش مطرح می‌کند و ما فقط آن‌ها را سنجش می‌کنیم، ولی اگر نگویند هم اعمال می‌کنند. (مثلا این که چرا هیچ وقت سود از حیث اصالت کار محاسبه نمی‌شود، به این خاطر است که نرم‌ها در محاسبه لحاظ می‌شود.)نسبت اسلام با سرمایه‌داری در عصر پیامبردین خاتم در شهر تجارت آمد که تطور سرمایه‌داری است. پیامبر خاتم، طرح سرمایه‌داری را در همان نطفه کوبیده است. اعجاز دین اسلام، کلام است چون پیامبر دیگری نداریم. شهید مطهری می‌گوید زمین و ذهن عربی، زمینه اعجاز این کلام بود. ذهن عربی امی بود و زمینه التقاط نبود، زمین عربی فئودالی است و بستر سرمایه‌داری است. در دوره فئودالیته تولید، توزیع و تقسیم سود به ترتیب هستند و ربای قرضی نداریم و ربای کالا به کالا داریم. ولی در دنیای تجارت به ترتیب تامین مال‌التجاره، تعیین سود و توزیع اتفاق می‌افتد که ربای قرضی زمینه بروز دارد. به همین خاطر مضاربه (به قول بعضی تاسیسی و به قول برخی امضایی) در این زمین تاسیس می‌شود که مال از کسی و سود مربوط به هر دو باشد، تجارت داشته باشیم و سرمایه‌داری نداشته باشیم. در چنین فضایی مثلاطرح ایلاف، ائتلاف‌هایی هستند که توسط جد پیامبر ایجاد شدند تا تامین مالی تجارت بدون ربا انجام شود.آدرس غلط و وارونه جلوه دادن واقعیات عینیکل سهم کارگر در هزینه تولید ۸ درصد است، در مقابل اعتبارات بانکی بیشترین هزینه تولید را ایجاد می‌کند و ابزار تولید (کارخانه) علاوه بر سود پول، سود مرکب هم می‌دهد.. با این حال، وقتی می‌خواهیم حقوق کارگری را تعیین کنیم، نگران هزینه تولید می‌شویم. (البته عوامل دیگر چون فرسودگی تجهیزات هم داریم، ولی علی‌الحساب می‌توان اعتبارات بانکی را سریع‌تر تعدیل کرد) الان در آسمان صحبت می‌کنیم، ولی در زمین هم باید دقیق نگاه کنیم، چون برخی واقعیات در زمین وارونه نشان داده می‌شود.کار به عنوان منشا ارزش و قیمتآیا مالکیت فقط مربوط به کار است، یا ارزش و قیمت را هم کار تعیین می‌کند؟ در پاسخ این سوال همه متفق نیستند. برخی می‌گویند میزان کار انجام شده، به علاوه میزان وفور. ولی مثلا شهید بهشتی (که به نظر صحیح‌تر می‌رسد)، در مبنا میزان کار انجام شده را فقط معیار تعیین ارزش می‌داند. مثلا قیمت ماهی (زودحصول) و مرغ (دیرحصول) را هزینه کار، نه خاصیت تعیین می‌کند. حالا وقتی که کسی یک تور می‌اندازد و ماهی خاویار پیدا می‌کند، باز بر مبنای شهید بهشتی می‌توانیم بگوییم این استثنا بوده و کمیابی هم مثل سرمایه که گفتیم مقدار کار انباشته است، مربوط به کار است. شهید بهشتی معتقد به قیمت دستوری نیست و صراحتا می‌گوید که کار فقیه و بالتبع کار حاکم هم نیست. کار را مبنائا و مکتبی به مقدار کار انجام شده برگردانیم، علم اقتصادی که در این مکتب زیست کرده باشد میزان کار انجام‌شده در تولید یک شی را محاسبه کند. در این صورت، حاکمیت پشت این علم و ضریبی که محاسبه کرده باشد می‌ایستد. (کتاب بانکداری ربا، نظام مالی اسلام شهید بهشتی این مساله را توضیح داده است.)مالکیت عمومی به عنوان اصل اقتصاد اسلامیمالکیت عمومی در مواجهه فقه با واقعیات عینیمارکسیست‌ها می‌گویند فقط نظام ارزشی است که روابط عینی را می‌سازند. ولی شهید بهشتی با این مساله مخالف است. نظام ارزشی اسلام می‌گوید در شرایطی که واقعیت عینی این است که ۱۵ میلیون کارگر و ۲۰۰ هزار کارفرما داریم، شهید بهشتی مبنای اسلام را بررسی می‌کند و این گونه مطرح می‌کند که اگر همه مالک باشند (حد عددی و افرادی، نه مقداری) این از منظر اسلام مشکلی ندارد؛ پس به سمت مالکیت عمومی سرمایه برویم و آن را تبدیل به اصل کنیم. چرا که در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که طبقه کارگر در آن به وجود آمده و قدرت و ثروت در دست سرمایه‌دار.الان ۴ درس فقه معاصر درباره بورس است و یک درس درباره عقد کارگری نیست. با این که مساله کارگری به نظر می‌رسد مساله اساسی جامعه است (با این که فکر می‌کنند تکلیف اجاره نفس معین شده است و کراهت دارد، بدون این که صحنه را دیده باشد)، نه بورس که فقط در حال جابه‌جایی سرمایه است. (منطقه الفراغ از دیدگاه شهید صدر) شهید بهشتی می‌گوید در دوره‌ای که طبقه کارگری داریم، هیچ راهی برای مالکیت نداریم اصل ۴۳ (خصوصا بند دوم، یا با تعاونی یا دادن وام، ولی اصل مالکیت عمومی است) مربوط به شهید بهشتی است و اصل ۴۴ نظر بهشتی نبود. اصل ۴۳ تصریح می‌کند که افراد کارگر دولت هم نباید باشند و مخالف کمونیست است.سه برنامه مختلف برای ایجاد مالکیت عمومیشهید بهشتی: ایده شهید بهشتی این است که انسان‌ها را بزرگ کنید که بتوانید منابع را به آن‌ها برسانید. (تعاونی کارگرمالک، یعنی خود کارگران هفت تپه تسهیلاتی بگیرند که بتوانند به جای اسدبیگی آن را بخرند) این که تعاونی در ایران شکست‌خورده است، هژمونی است؛ چرا که تعاونی شکست‌خورده مصرف و مسکن اصلا نداریم و تعاونی تولید هم تاکنون خیلی نساخته‌ایم. با این حال، اگر شکست هم بخورد مالکیت عمومی را می‌توان به روش دیگری ایجاد کرد. شهید بهشتی معتقد است انقلاب ما دو ایده داشت؛ در سیاست شورا، در اقتصاد تعاونی. عرضه و تقاضا اگر معیار باشد، عرضه و تقاضای غیرواقعی و ساختگی را هم شامل می‌شود. ولی اگر مبنا میزان کار انجام شده باشد، این مساله را نداریم. به همین خاطر و این که عادتا در شرایط پیچیده امروز شرایط ساختگی زیادی داریم (احتکار، تحریم و …)، حرف شهید بهشتی را برای تعیین قیمت بر اساس عرضه و تقاضای واقعی می‌پذیریم.رهبر انقلاب: نظر حضرت آقا این است که کارخانه‌ها باید کوچک (به عبارتی غیرمتمرکز) شود و مثلا به جای پالایشگاه، پتروپالایش بزنیم. (سخنرانی سال ۹۵.. رهبر امسال گفتند بهشتی فلان کرد، بنده هم سال ۹۵ ایده‌ای گفتم که آن هم نشد، بر علمای دین لازم است برای سپردن اقتصاد به مردم راهی پیدا کنند)شهید مطهری: نظر شهید مطهری هم این است که کارخانه‌های بزرگ، صاحب نداشته باشد.اضطرار، اکراه و نظریه‌پردازیاین‌ها برنامه است و می‌توان عالم اقتصاد را هم در آن وارد کرد. نظام شرعی که برای نظام سرمایه‌داری در شرایط اضطرار قاعده می‌چیند، توان رفع مسائل را ندارد و ما نیاز به قاعده‌سازی داریم. با این حال، در فقه امروز ما معامله اضطراری صحیح است و معامله مکره اشتباه. (البته امام و شیخ طوسی با لحاظ امتنان، معامله را صحیح می‌دانند، ولی بیشتر از حد حرج خریدار را مالک نمی‌دانند.) با این حال، شهید بهشتی می‌گوید اگر این که کارگر در شرایط اضطرار اجاره نفس داده به علت تراضی طرفین صحیح است، انقلاب کارگرها علیه کارفرما هم تراضی است.</description>
                <category>محمد امین زمانی</category>
                <author>محمد امین زمانی</author>
                <pubDate>Tue, 15 Aug 2023 01:57:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خود مارکس چه گفت</title>
                <link>https://virgool.io/@maazamaani/%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA-vbe3nl3pmtzv</link>
                <description>این متن، خلاصه ارائه دکتر علی اکبر ناسخیان، دکتری فلسفه اسلامی دانشگاه تهران و مولف کتاب تحلیل ساختار و نظریه بازار در دومین روز از اولین مدرسه تابستانه اقتصاد اسلامی (مرداد ۱۴۰۲) است. اطلاعات بیشتر درباره مدرسه تابستانه را در کانال ایتای مدرسه یا sahwa.ir بخوانید. این جلسه، طرح بحث و مقدمه‌ای برای آشنایی با مارکس است.طرح مساله: تضاد اراده و ساختارچگونه می‌توان در عین پذیرش ساختارهای از پیش تعیین شده که در ایجاد آن نقشی نداریم، آن‌ها را نقد و تغییر داد یا چگونه می‌توان در عین هنجارمندی انقلابی باقی ماند؟سختی مساله از این است که ساختارهایی داریم که در عین نقد، نباید آن‌ها را نفی کرد. (مثل بانکداری، بیمه و …) مثل غده سرطانی که با آن نمی‌توان بیش از چند ماهی ادامه داد و حذف آن هم می‌تواند به بافت بدن هم آسیب بزند.مارکس چگونه از تضاد سخن گفت؟شرایط تاریخی ظهور و بروز مارکسمکتب تاریخی، جنبشی اعتراضی در آلمان بود که کشوری نسبتا عقب‌افتاده در علم و اقتصاد بود. (فرانسه آدام اسمیت و ریکاردو را داشت و پیش‌تر فیزیوکرات‌ها) اولین مواجهه آلمانی‌ها با مسائل معمولا مواجهه‌ای انقلابی است. (کانت با فلسفه انتقادی و کتاب نقد عقل، فردریک لیست با نقد جهان‌شمولی روش اقتصاد کلاسیک به عنوان آغازگر مکتب تاریخی) با این حال، مارکس فردی آنارشیست و هنجارشکن نیست و مواجهه‌ای علمی با سرمایه‌داری دارد. (حتما پیش‌گفتار کتاب سرمایه را بخوانید)در اواخر قرن هجدهم، تعارضات و مشکلات داخل اروپا بروز می‌کند. ریکاردو در کتاب مبانی اقتصاد سیاسی تعارض مزد و سود بین کارگر، زمین‌دار و سرمایه‌دار را مطرح می‌کند و هگل با طرح تز و آنتی‌تز، معتقد است که تضاد موجب حرکت می‌شود.مارکس و اصالت کاربر خلاف هگل، دیالکتیک مارکس، ماتریالیستی (مناسبات و روابط تولید و نیروهای تولید، نه ماده در فیزیک و شیمی) است. مارکس هم مانند اسمیت و ریکاردو، کار را بر سرمایه مقدم می‌دانستند و در اقتصاد کلاسیک، به تعبیر خودشان از این دو افسون‌زدایی و حساسیت‌زدایی می‌شود و در جایگاه برابر قرار می‌گیرند. شهید صدر و شهید بهشتی هم کار را بر سرمایه مقدم می‌دارند. کار با وجود این که ماتریالیستی است، منتسب به طبقه کارگری است که خود را در معرض انقلاب می‌بیند. مارکس خود را با اصالت کار از سویی به اقتصاد سیاسی کلاسیک و از سویی به کارگر نزدیک می‌کند.مارکس، دیالکتیک و پراکسیسکار عامل رشد است و اگر کسی از کار لذت نمی‌برد احتمالا در معرض استثمار است. در سرمایه‌داری، کار نقطه شروع مشکلات کارگر است؛ چون موجب رشد سرمایه‌داری و فقر بیشتر طبقه کارگری می‌شود. مارکس این تضاد و دیالکتیک درونی سرمایه‌داری را تبیین می‌کند. مارکس در توصیف جبر و اختیار از پراکسیس (رفع خلا تئوری در میدان عمل) استفاده می‌کند. (منطق پراکسیس می‌گوید عامل حرکت‌های اجتماعی یک عمل و کار است و الزاما نیاز به نظریه‌پردازی ندارد. مارکس معتقد است برخی گره‌های تئوریک با عمل حل می‌شود و نیاز به موشکافی تئوریک ندارد. یعنی تعارض‌ها را می‌توان در محیط عمل رفع کرد.) کار در دیدگاه مارکس، بنیان اقتصاد است. (فعلا صحبت ما از روش محاسبه ارزش کار نیست و صحبت از بنیان است.)قرار دادن طبقات بورژوا و کارگر مقابل همما روابط تولید (نسبت افراد با یکدیگر) را ایجاد نمی‌کنیم؛ بلکه در آن به دنیا می‌آییم. اگر روابط تولیدی تغییر کند، به تدریج، مناسب اجتماعی تولید هم تغییر می‌کند. (مثلا با اضافه شدن تراکتور، به راننده تراکتور و تعمیرکار نیاز است.) به این ترتیب، مارکس دو طبقه سرمایه‌دار (بورژوازی) که مالک ابزار تولید است و مناسبات خود را مسلط کرده است و کارگر، که چیزی جز نیروی کار در اختیار ندارد در مقابل خود قرار می‌دهد. مارکس معتقد است که انسان ذاتا کارگر است و جهان برساخته کارگر است. (جهان ما کاربنیان است و کارگر در او حضور دارد.) به اعتقاد مارکس، کارگر در سرمایه‌داری با فروش کار، عملا خود را می‌فروشد و این موجب ازخودبیگانگی کارگر شده است؛ یعنی کارگر احساس می‌کند که کالا و تولید، چیزی جز خود اوست. این که کارگر بداند کالا و تولید از آن اوست، موجب خودآگاهی او می‌شود. با این حال، مارکس این استثمار را در یه معادله هم ارز و دارای تعادل ظاهری می‌داند، (چرا که اینجا مبادله‌ای اتفاق افتاده است و مبادله در شرایط تساوی اتفاق می‌افتد.) با چرا که که منجر به استثمار در عین تعارض می‌شود.از خودبیگانگی کارگر (alienated work یا الیناسیون)]قرائت بخشی از نوشته‌های مارکس در فصل کار بیگانه‌شده کتاب دست‌نوشته‌ها (کتاب دست نوشته‌ها، قرن بیستم کشف شده است و پیش‌تر جزو آثار مارکس دانسته نمی‌شد. فصل کار بیگانه‌شده، دلالت‌های جالبی حتی در حوزه روانشناسی اجتماعی دارد. این فصل، منشا تحلیل نئومارکسیست‌ها و بعدتر مکتب فرانکفورت قرار می‌گیرد و به همین دلیل، خواندن آن توصیه می‌شود.)[مارکس، در این بخش از خودبیگانگی کارگر توضیح می‌دهد و با توصیف مصادره به مطلوب، توضیح می‌دهد که سرمایه‌داری به جای توضیح این که چرا افزایش سرمایه سرمایه‌دار باید در اولویت باشد، آن را مفروض می‌گیرد. وی توضیح می‌دهد از خودبیگانگی کارگر در این فضا موجب می‌شود خالق شی برای تامین آن به دنبال آن بیافتد و برده شی باشد.الیناسیون در آثار دکتر شریعتی، عبارتی در جامعه‌شناسی اقتصادی است که به بیگانگی کار اشاره دارد.مارکس و واقع‌گرایی در میدان عملمارکس تاکید می‌کند که سرمایه‌داری بدون کارگر فرو می‌ریزد و این جهان واقعی است که بدون کارگر فرو می‌ریزد. وی تاکید می‌کند که سوسیالیست تخیلی نیست، درباره واقعیت میدان صحبت می‌کند و گفتمانش اتوپیا و آرمان‌شهر نیست؛ که واقعیت شهر است.تمام احزاب کارگری اروپا و بقیه کشورها در حزب بین‌الملل عضو بوده‌اند که مارکس هم در اولین حزب شرکت داشت. این حزب به سه دسته تقسیم می‌شوند. دسته‌ای معتقدند که این فروپاشی به مرور اتفاق می‌افتد، دسته دوم با دیدگاه اصلاح‌طلبانه به دنبال نفوذ در حکومت و تصویب قانون بودند و رزا لوکسانبورگ (بعدها اعدام می‌شود) و لنین اعتقاد به انقلاب رادیکال و فعالیت نظامی داشتند. این هر سه خود را به مارکس منتسب می‌دانند و طبیعتا هر سه را می‌شود از متون مارکس نتیجه گرفت.فرآیند روش‌شناسانه مارکس برای عبور از تضادمارکس سه چیز را تصویر کرد:۱. نشان دادن تضادهای ذاتی سرمایه‌داری در ظاهر متعادل آنمارکس اولا تضادهای درونی سرمایه‌داری را نشان دارد. اقتصاد نئوکلاسیک به ما نشان می‌دهد که اقتصادی که در تعادل است خوب است. در حالی که مارکس تضاد را در عین تعادل نشان می‌دهد. (مثلا کشورهای عربی با این که اقتصاد ضعیف و ناسالمی دارند، دچار تضاد درونی هستند.) پس دغدغه اصلی به تعادل رسیدن نیست و تعادل با عادلانه‌بودن متفاوت است.۲. نشان دادن اصالت کار و حقیقت کاربنیان جهانثانیا همه چیز را در ارز یکدیگر نمی‌دانست و اصالت را به کار می‌دانست. شهید بهشتی و صدر معتقدند که کار علت مالکیت است و نه ارزش. مارکس روابط اجتماعی را به عنوان حقیقت، منبعث از کار می‌دانست. البته اشاره مارکس به کار، یک مساله فیزیولوژیک است و شارحان مارکس برای کار فکری هم معادلی از کار یدی در نظر می‌گیرند.۳. نشان دادن استثمار کارگر توسط سرمایه‌داراین موارد به بیگانه شدن کار و کارگر از جهان منتج شد که منجر به سه اتفاق می‌شود:۱. ایجاد شکاف میان اردوگاه سوسیالیسم، در عین حفظ آنمارکس دو دسته سوسیالیست‌های تخیلی و علمی تعریف می‌کند و با علمی‌دانستن خود، نه تنها خود را به عنوان بخشی از همین جریان تعریف می‌کند که بخشی دیگر را تضعیف می‌کند. (مثل انقلاب زن زندگی آزادی که چون به هویت قبلی منتصب نیست، به سرعت منجر به آشوب می‌شود.)۲. دوقطبی شدن و زمینه‌سازی برای انقلاب، در عین حفظ تعادل و تدریج۳. بازخوانی انتقادی اقتصاد سیاسی کلاسیک در عین حفظ آنمعروف است که مارکس بیش از نیمی از جمعیت دنیا را مارکسیست کرد. وی برخلاف مکتب تاریخی که به دنبال رویکرد آلمانی بودند، رویکرد علمی و جهانی خود را ارائه کرد.ما امروزه نیازمند دو مساله در حوزه اقتصاد اسلامی هستیم:۱. تقویت سنت انتقادی-علمی و گفتمان‌سازیما مواضع انتقادی داریم، اما پس از شهید بهشتی و مطهری، تبدیل به سنت نشد. مثلا مکتب تاریخی با وجود آن که رویکرد انتقادی بود، به مرور با تشکیل یک جریان علمی تبدیل به نهادگرایی شد. ما در موضع اقتصاد اسلامی با توجیه اقتصاد کلاسیک وارد شدیم که اکنون بزرگ‌ترین مانع اقتصاد اسلامی هم هست. بنابراین برای دچار نشدن به محافظه‌کاری و یا به هنجارشکنی و غر زدن، نیازمند سنت انتقادی با نظر به تغییر ساختارها هستیم.فرآیند تغییر و انقلاب تدریجی است و این تدریج با ظرافت کار علمی به پیش می‌رود. ما نیاز به تاسیس سنت علم انتقادی اقتصاد اسلامی داریم که به دنبال انقلاب رادیکال و نه اصلاحات، اما در روندی تدریجی است.۲. دیالکتیک تکاملی میان نظر و عملنمی‌توان میدان تکنیک را از عمل منفک دانست. پیشنهاد می‌شود که در موضوع اقتصاد سیاسی درباره دیالکتیک و شیوه تناظر عمل و نظر تحقیق شود. اقتصاد ما به شدت در حال کارزدایی است و حذف جوهره کار با شغل‌هایی که با کمترین کار، منجر به این شده است که تضاد موجود امروز، بین طبقه مولد و غیرمولد باشد و ما امروز نیازمند برقراری دیالکتیک بین این دو بخش هستیم. در این میان، اعتراض کارگر و مصادره مفهوم انقلاب از جریان اقتصاد اسلامی به نام او، خطرناک‌ترین اتفاقی است که می‌تواند برای کشور ما بیافتد.تصاویری که باید از مارکسیسم زدودماتریالیسیم رادیکال و انگاره مکانیکی و جبری از آنانگاره براندازانه نظام سیاسیانگاره‌های ناشی از خوانش‌های لنینیستی و مارکسیست‌های شوروی سابق و حزب توده در ایران (حیدر عمو اوقلی و تقی ارانی و …): مساله مارکس پولدارها و سر بریدن آن‌ها نبود. مساله او مناسب اجتماعی مشخصی بودند که منجر به استعمار می‌شدند. مارکس با دولت مخالف بود و طبیعتا نمی‌تواند مدعی مالکیت عمومی باشد. (صحبت از دیدگاه‌هاست و نه چیزی که در عمل رخ داد.)</description>
                <category>محمد امین زمانی</category>
                <author>محمد امین زمانی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Aug 2023 17:19:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تطور و تلازم نهادها و ایدئولوژی‌ها در اقتصاد مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@maazamaani/%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-bnuhhuoeyyni</link>
                <description>این متن، خلاصه ارائه دکتر علی سعیدی، استادیار گروه اقتصاد دانشگاه قم در دومین روز از اولین مدرسه تابستانه اقتصاد اسلامی (مرداد ۱۴۰۲) است. اطلاعات بیشتر درباره مدرسه تابستانه را در کانال ایتای مدرسه یا sahwa.ir بخوانید.پیدایش ایدئولوژی سرمایه‌داری۱. انقلاب دریانوردیساخت کشتی و ابزارهای جهت‌یابی توسط اروپایی‌ها بر اساس دانشی که از مسلمان‌ها فرا گرفته بودند، مقدمه پیدایش سرمایه‌داری شد. تجارت خارجی در جهان (جنوب شرق آسیا تا شمال آفریقا، به صورت زمینی و بخش‌هایی از اقیانوس هند، به صورت دریایی) عموما در دست تجار مسلمان بود که عامل اصلی گسترش اسلام نیز بود. اروپایی‌ها مزیت ثروت و محصول نداشتند، ولی علاوه بر کشتی‌رانی با رسیدن به آفریقا توانستند مخازنی از طلا و … به دست بیاورند. اولین بار، پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها وارد تجارت خارجی شدند.۲. جنبش روشنفکری، تزلزل در باورها و کنار گذاشتن دینبر خلاف بقیه جوامع، اروپایی‌ها سوگیری منفی نسبت به دین داشتند که علتش را باید درون اروپا پیدا کرد. مسیحیت معنویت را به علوم طبیعی گره می‌زد و علاوه بر فساد کلیسا، زمانی که زمین‌مرکزی زیر سوال رفت، باورهای الهیاتی نیز زیر سوال رفتند. (شهید صدر در مقدمه چاپ دوم کتاب اقتصادنا: نگاه انسان اروپایی به زمین شد.) پروتستان و نگاه مارتین لوتر منجر به تکثرگرایی شد و روشنفکری باعث کنار رفتن دین در خیلی از زمینه‌ها شد. حذف دین از معادلات، به صورت تدریجی رخ می‌دهد. لاک، استناد به کتاب مقدس می‌کند که خدا به حضرت داود گفت زمین را برای تو خلق کرده‌ایم و از اینجا نتیجه می‌گیرد که زمین برای همه است و می‌توان آن را خرید و فروش کرد، فیزیوکرات‌ها مشیت الهی را به عنوان تعدیل‌کننده می‌دانند، ولی بعدا اسمیت آن را با عبارت دست بازار رقیق می‌کند. مارکس دین را افیون توده‌ها می‌داند، چرا که ابزار دست همه‌گیری سرمایه‌داری شده است.از زمان هابز با کتاب لویاتان (دولت به عنوان غول قدرت انسان) نگاه سکولار به انسان به عنوان عضوی رها در جامعه، به جای انسان تحت ولایت مطرح می‌شود. انسان در وضع طبیعی به ادبیات علم راه یافت و جایی که تزاحم ایجاد می‌شد زمینه نفوذ دولت در نظر گرفته شد. هابز، انسان را گرگ انسان و ذاتا شرور می‌داند و بعدها لاک و آدام اسمیت نیز این مبنا را با جایگزینی بازار به جای قدرت پی گرفتند. در مکتب فایده‌گرایی که بعدها استوارت بیل آن را ادامه داد، لذت به عنوان خیر حقیقی مطرح شد. انسان در عالم رها دانسته شد و نیاز به مبنایی برای مدیریت تزاحم پیدا شد.۳. تکوین لیبرالیسم فایده‌گرای ماتریالیست (اصالت سود، فرد و ماده)همه عوامل تولید (انسان، زمین و …) کالاسازی شدند و هر چیزی هزینه مشخصی پیدا کرد. قبلا ارباب‌ها برده و نیروی کار داشتند و برای جذب برده جدید، باید به ارباب دیگری حمله می‌کردند یا با او ارتباط می‌گرفتند، برده مثل اعضای خانواده ارباب بود و چیزی تحت عنوان بازار نیروی کار نداشتیم. در فضای مدرن، نه کارگر خارج از فضای کاری تعهدی به کارفرما دارد و نه کارفرما به کارگر؛ بلکه فارغ از هر هویت و پیوست فرهنگی، افراد در حال خرید و فروش نیروی کار خود هستند. نگاه ماتریالیستی از زمان مارکس شروع نشده و این نگاه از همین تحولات اروپا ناشی شده است.۴. انقلاب صنعتی و غلبه تکنیک و مقیاسکار ساده و نیاز به کارگر ساده، باعث شد بازار کار شکل بگیرد و کار برای اولین بار به عنوان کالا (در مقابل هویت‌مندی کار) عرضه شد. زمین برای اولین بار به عنوان کالا مطرح شد و برای اولین بار، خرید و فروش زمین (به جای نگاه ناموسی به زمین که فروش زمین را برنمی‌تافت)، سندهای مالکیت، اجاره زمین و مزایده و مناقصه شکل گرفتند. پول تبدیل به کالا شد و اجاره کردن پول در بازار سرمایه معنا پیدا کرد. (تصریحاتی در متون الهی، مخالفت شدید با ربا دارند و دریافت سود در ازای اجاره پول، باعث بروز اختلاف جدی بین افراد شد.) در این مورد فیلم تاجر ونیزی تصریح به مساله مخالفت افراد با ربا دارد. نرخ بهره در چنین شرایطی شکل گرفت.۵. حمایت دولت‌های مدرندولت مدرن بنا بود قاعده‌ای برای رفع تزاحم‌ها مطرح کند. نفوذ سرمایه‌داران در دولت‌ها باعث شد این دولت‌ها از سرمایه‌داری حمایت کنند. جان لاک (پدر لیبرالیسم) تصریح می‌کند که افرادی حق رای دارند که مالیات می‌دهند و زنان و کودکان حق رای ندارند. مالیات‌دهنده‌ها در مبنای دموکراسی بر مبنای قواعد عرفی و برای حمایت از طبقات جدید، تجار و بازاریان با یکدیگر توافق و تصمیم‌گیری می‌کنند.۶. پیدایش نظریه‌های اقتصاد سیاسی سرمایه‌داریآدام اسمیت معلم سرخانه‌ای بود که به بچه‌های تجار و اشراف اسکاتلند، درس فلسفه و اخلاق می‌داد و بعدا استاد دانشگاه گلاسکو اسکاتلند می‌شود. سپس برای تدریس به یکی از شاهزاده‌ها تدریس را رها می‌کند، با درآمدش به کشورهای مختلف سفر می‌کند و تلاش می‌کند در کتاب‌های خود تحولات جدید را تبیین و بعضا توجیه کند.  اسمیت با توجه به غلبه فیزیک، نرخ طبیعی دستمزد (حداقل مورد نیاز برای معیشت)، نرخ طبیعی اجاره بها (رانت) و … را مطرح می‌کند و بعدا افرادی کلمه طبیعی را با مفهوم تعادل جایگزین می‌کنند. اقتصاد سیاسی کلاسیک (مالتوس با جمعیت، ریکاردو با نظریه توزیع و مالیات‌ستانی و …) و نظام سرمایه‌داری بر این مبنا پایه‌ریزی می‌شود و نگاه این افراد به آینده، نگاه مثبت به وفور نعمت در ادامه نظم جدید است و دولت‌شهرها و نظم جدید به عنوان دستاورد مطرح می‌شوند. استعمار به منظور کسب بازارهای مصرف انحصاری و عوامل تولید ارزان، فراگیر می‌شود. سهم‌خواهی دولت‌هایی که دیرتر به این منابع رسیده‌اند منجر به جنگ جهانی اول و دوم می‌شود.جنبش‌های اعتراضی به سرمایه‌داری۱. ظلم گسترده ناشی از ظلم بازار و سلطه سرمایه‌دارانعلی رغم وعده‌های اسمیت و ریکاردو، اشتغال زنان و کودکان، چالش‌های کارگری و … حاصل شد که در بینوایان، گوژپشت نتردام و الیور توییست و بقیه ادبیات قرن ۱۹ بازتاب پیدا کرده است. البته مالتوس کنترل جمعیت را انذار می‌داد و ریکاردو انذار می‌داد که سرمایه جایگزین نیروی کار شود و در بلند مدت سود سرمایه کم می‌شود، چون بر مبنای نظریه ارزش مبتنی بر کار آدام اسمیت معتقد بود که نیروی کار منشا ثروت است؛ اما همچنان این طیف با نگاه مثبت به دستاوردهای سرمایه‌داری نگاه می‌کردند.۲. جنبش‌های مردمیجنبش‌های اعتراضی از درون اروپا توسط سوسیالیست‌ها، مارکسیست‌ها، رومانتیسیسم‌ها و سایر دیدگاه‌ها در اعتراض به این مساله شکل گرفت. لیبرال‌ها با این که مخالف دولت به نظر می‌رسند، اقتصاد لسه‌فری (بگذار بشود) را با قدرت حکومت و دولت (مثلا بیل و ریکاردو نماینده پارلمان بودند) شکل دادند. افرادی که کار و اموال خود را از دست داده بودند و چیزی برای از دست دادن نداشتند، با اعتراض خود زنگ خطر فروپاشی را ایجاد کردند. رابینز در پاسخ به اعتراضات به سرمایه‌داری، اقتصاد را به دو بخش اقتصاد سیاسی اجتماعی (شامل مواردی چون عدالت و اخلاق که تغییر آن‌ها را در اختیار ماست) و اقتصاد سیاسی محض (مواردی که طبیعتا در اثر فعالیت بازیگران اقتصادی رخ می‌دهد) تقسیم می‌کند. علم اقتصاد امروز، ناظر به اقتصاد سیاسی محض است و هدف خود را افزایش ثروت (و نه کاهش فقر) می‌داند.۳. مداخله دولت برای رفع پیامدهای بازاردولت‌ها با مداخلاتی از جنس کنترل قیمت‌ها، ایجاد نهادهای تنظیم‌گر دولتی و سیاست‌های حمایتی و یارانه‌ای سعی کردند خطر شورش‌ها و اعتراضات در نتیجه فشار حداکثری ناشی از سرمایه‌داری را خنثی کنند. بحث‌های اسمیت و ریکاردو و بیل در حمایت از لسه‌فری، مبنای دقیقی نداشت و اتفاقا دولت‌ها در اثر اتفاقات عینی تصمیم به مداخله در اقتصاد کردند و بعدها کینز برای تعدیل عدم تعادل‌ها و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، مداخله‌گری و تنظیم‌گری را تئوریزه کرد. بانک‌های مرکزی برای کنترل پیامدهای منفی ناشی از رقابت بانک‌ها (محل هزینه‌کرد تسهیلات، کفایت سرمایه و …) و بیمه‌های مرکزی برای کنترل پیامدهای منفی ناشی از رقابت بیمه‌ها ایجاد شدند. شورای رقابت برای کنترل هزینه‌ها شکل گرفت، نهادهایی در وزارت کشاورزی برای خرید تضمینی شکل می‌گیرند و به همین ترتیب، نهادهای تنظیم‌گر برای تنظیم بازارهایی که قرار بود خودتنظیم باشند و بازار آزاد رقابتی به عنوان ایده‌آل رخ دهد تشکیل می‌شوند. با این حال، سرمایه‌داران و بانک‌های خصوصی از این مکانیزم حمایت می‌کنند و تامین مالی جریان پژوهش باعث تثبیت ایدئولوژی سرمایه‌داری شد.در بسیاری از پایان‌نامه‌های دانشگاهی، موضوعاتی نظیر عوامل موثر بر سوددهی بانک‌های خصوصی، گسترش بانک‌داری خصوصی و … نوشته شد و در نقد بانک‌های خصوصی، خصوصی‌سازی و … پژوهش‌های اندکی نوشته شدند. علم اقتصاد سیاسی و بعدها علم اقتصاد محض و اثباتی، عملا فریبی برای کلمه «علم» هستند و مک لاسکی در کتاب خطابه علم اقتصاد، هدف فرمول‌ها و محاسبات اقتصادی را اقناع مخاطب و نه اثبات و نفی می‌داند. در حالی که همگی در توجیه نظم موجودی که منافع عده خاصی را تامین می‌کنند نگارش شده‌اند و از حمایت‌های خاص و انتشار و تبلیغ قوی صاحبان ثروت، قدرت و رسانه بهره‌مند می‌شوند.جمع‌بندی۱. چالش‌های مقابله با سرمایه‌داریمتریالیسم و ضدیت با دیناین جنبش‌ها در متریالیسم و ضدیت با دین گرفتار شدند و منجر به ندیده گرفتن حقیقت‌هایی در عالم (مانند یمحق الله الربا و یربی الصدقات، یا ان الانسان لیتغی ان راه استغنی، یا رزقکم فی السماء) می‌شود که بعضا حتی جنبه غیبی دارند و از طریق مشاهدات عرفی و تجربی قابل حصول نیستند.تسلیم در برابر تکنولوژی و تولید بزرگ‌مقیاسنگاهی تاکید می‌کند که انقلاب صنعتی ضرورت و جبر تاریخی است و ما نمی‌توانیم از تولید بزرگ مقیاس فرار کنیم. بنابراین حتی اگر بتوانیم این مساله را در اختیار دولت قرار دهیم، از تکنولوژی بزرگ‌مقیاس راه فراری نداریم و مخالفت با آن، مخالفت با هر نحوی از تکنولوژی فرض می‌شود. با این که تاریخ نشان می‌دهد اروپایی‌ها برای رقابت با ایران و عثمانی دست به توسعه تکنولوژی، اختراع ماشین بخار و خطوط تولید زدند. (توماس مان در قرن ۱۷ بیانیه‌ای برای دولت انگلستان می‌نویسد که برای حمایت از کالاهای انگلستان باید ذائقه مردم را به مصرف کالای خودمان تغییر دهیم و از کالاهای باکیفیت شرق، فقط با هدف تولید مجدد وارداتی نداشته باشیم)افول هند، از شکست گورکانیان در هند از انگلیس و افول ایران، از ورود انگلیس از نیمه دوم سلطنت شاه عباس با هدف بیرون کردن پرتغال از جنوب ایران شروع شد. تولید انبوه، نه یک جبر تاریخی و بلکه یک بهینه‌سازی در نظم بین المللی است. فورد به عنوان اسطوره تولید انبوه، پس از شوک نفتی دهه ۷۰ (جنگ ۶ روزه اعراب و اسرائیل) با افزایش هزینه منابع تولید و نیروی کار، از سودآوری خارج شد و فرآیند تولید انبوه به‌صرفه‌ای نداشت. تولید انبوه زمانی به صرفه است که بتوان هزینه عوامل تولید را پایین نگه داشت. با این که نظام سرمایه‌داری در مواردی از ایده خود عقب‌نشینی کرد، با پذیرفتن تولید انبوه، ناچار به انباشت و تمرکز ثروت و قدرت در نقطه‌ای هستیم که اگر در اختیار بخش خصوصی باشد منجر به عدم توازن جدی و اگر در اختیار بخش دولتی باشد منجر به ایجاد رانت دولتی می‌شود. تولید انبوه می‌توانست به روش‌های دیگری تبدیل شود که با هدف بهینه‌سازی تولید در مقیاس خرد و نه بزرگ‌مقیاس اتفاق بیافتد. تکنولوژی، مقیاس بهینه را تعیین می‌کند و بنابراین ما نیازمند پژوهش‌ها و تکنولوژی‌هایی برای بهینه‌سازی تولید کوچک‌مقیاس هستیم.۲. ایده شکل‌گیری تحولات عینی در دنیای مادی (نیازمند بررسی بیشتر)علوم اجتماعی مدرن، سعی در تبیین، توصیف، تمجید، تحلیل و نقد تحولات رخ‌داده به صورت پسینی دارد. علوم اجتماعی در دنیای مدرن، حالتی پسینی نسبت به رخدادها دارد و ما هم باید بتوانیم بازخوانی مجددی از واقعیت موجود جامعه اسلامی داشته باشیم. اینطور نیست که ما نیازمند تئوری پیشینی باشیم که منجر به رخدادی در عالم واقع شود.طراحی (رویا): اروپایی‌ها پس از جنگ‌های صلیبی، رویا کردند که می‌توان بهشت موعود را در همین دنیا محقق کرد. در دوره رنسانس و پس از فروپاشی رم شرقی و پایان قرون وسطی، شعر و ادبیات در اروپا قدرت می‌گیرد و رویایی در اروپا ایجاد می‌کند.تحول در عینیتتحول در اندیشه‌هاشکل‌گیری ایدئولوژی‌ها و دانش‌ها (به صورت پسینی)۳. توصیف ما از واقعیت خودمان از نگاه شاخص‌هابه عنوان نمونه، جمهوری اسلامی در شاخص نرخ مشارکت نیروی کار، ۴۴٪ است و اروپایی‌ها در حدود ۶۰٪ هستند. نرخ مشارکت اقتصادی مردان ما ۷۰٪ است و مشارکت زنان ۱۵٪ است. خانم خانه‌دار در خانه تولید ارزش بالاتری دارد که در شاخص‌های بازار دیده نمی‌شود. آمریکا بزرگ‌ترین شاخص GDP را دارد که در حدود یک سوم آن را صنایعی چون پورن و قمار و … تشکیل می‌دهد که شاخص ایران در آن پایین است. ما نیاز به توصیف واقعیت خودمان بر مبنای شاخصی چون شاخص اقتصاد مقاومتی، توسعه روستایی، جهاد سازندگی، اقتصاد نابازار و مواسات و مقاومت در برابر تحریم داریم.یکی از اشتباهات ما این است که میانگین دستمزد کشور را با بقیه کشورها مقایسه می‌کنیم و رفاه عمومی پایین را نتیجه می‌گیریم. در حالی که بخش عمده‌ای از اقتصاد ما در نابازار اتفاق می‌افتد و دستمزد ما الزاما تعیین‌کننده سطح رفاهمان نیست.</description>
                <category>محمد امین زمانی</category>
                <author>محمد امین زمانی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Aug 2023 12:46:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای جامع همکاری با دانشگاه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/pinito/pinito-for-universities-ltlqh9vier5u</link>
                <description>پینیتو چیست؟«پینیتو، شبکه دانشجویان» نمایشگاه تعاملی آثار دانشجویان رشته‌های محصول‌محور است.همزمان با شیوع گسترده کرونا، آموزش دانشگاهی کشور دستخوش تحولات بسیاری شد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها رواج استفاده از سامانه‌های مدیریت یادگیری (LMS) بود. با این حال واضح است که سامانه‌های آموزش مجازی با وجود مزایای گسترده قادر به رفع تمام نیازهای آموزشی نبودند و لزوم تقویت آموزش حضوری با استفاده از ابزارهای دیجیتال، امری بدیهی به نظر می‌رسد.ایده اولیه پینیتو از سنت قضاوت جمعی (ژوژمان) رشته‌های هنر شروع شد. در نسخه اولیه پینیتو، دانشجویان قادر بودند آثار تحویلی پایان‌ترم خود را در نمایشگاهی مبتنی بر واقعیت مجازی (VR) برای دیگر دانشجویان به نمایش بگذارند. با پایان همه‌گیری کرونا و انتشار نسخه دوم پینیتو، دانشجویان رشته‌های محصول‌محور قادرند علاوه بر شرکت در نمایشگاه مجازی، آثار و محصولات یکدیگر را نقد و بررسی کنند یا با پین کردن آثار، شانس آنان برای دیده شدن را افزایش دهند.قرارگیری آثار بر بستر پینیتو علاوه بر آرشیو آثار، موجب تقویت یادگیری جمعی بین دانشجویان سراسر کشور و مدیریت دانش می‌شود و با افزایش شفافیت آموزشی، نقش ویژه‌ای در ارتقای کیفیت آموزشی ایفا می‌کند.پیشخوان پینیتو به نشانی Pinito.ir پینیتو به کدام نیاز دانشگاه‌ها پاسخ می‌دهد؟استقرار پینیتو در دانشگاه می‌تواند از مسیرهای زیر باعث تقویت وجهه خارجی و رشد داخلی دانشگاه شود:ارتقای وجهه و برند خارجی دانشگاه با نمایش عمومی دستاوردهای دانشجوییآرشیو تخصصی آثار و محصولات دانشجویانتقویت یادگیری جمعی، مدیریت دانش و انتقال تجربه بین دانشجویانبهره‌مندی از هم‌افزایی دانشجویان رشته‌ها و دانشگاه‌های مختلف در سراسر کشورامکان ارزیابی جمعی و نقد تخصصی آثارافزایش شفافیت آموزشی و استفاده به منظور ارزیابی اساتید و روندهای آموزشیعلاوه بر این، رعایت موارد زیر پینیتو را به زیرساختی قابل اطمینان برای جامعه دانشگاهی تبدیل کرده است:تامین امنیت اطلاعات دانشجویان با استفاده از پروتکل https، فریمورک django، استفاده از قوی‌ترین زیرساخت cdn کشور و احراز هویت کاربران با استفاده از کد ملیاستفاده از زیرساخت مقیاس پذیر، پر سرعت و امن ابرآروان که در حال حاضر تامین زیرساخت بسیاری از وزارت‌خانه‌ها و بانک‌های کشور را بر عهده دارد.امکان فراخوانی نمایشگاه‌ها در دامنه اختصاصی دانشگاه (مثلا shows.ut.ac.ir)پنل ویژه اساتید و ادمین دانشگاه و امکان نظارت بر انتشار آثار، نقد و بررسی‌ها و امتیاز ویژه اساتید در هنگام پین کردن آثارتجربه مثبت همکاری با دانشکده‌های مختلف دانشگاه هنر اصفهانقیمت‌گذاری شفاف و صرفه‌جویی در هزینه‌ها با استفاده از روش پرداخت به ازای مصرف (PAYG)رصد دائمی تجربه کاربران در استفاده از سامانه و رابط کاربری آسان و زیباعکاسی پانوراما توسط تیم متخصص و راه‌اندازی نمایشگاه مجازی در کمتر از یک هفتهپاسخگویی همه روزه و پشتیبانی فنی و محتوایی آثار توسط تیم متخصصبرگزاری نمایشگاه آثار پایان ترم دانشگاه هنر اصفهان در پینیتوپینیتو، نمایشگاه تعاملی رشته‌های محصول‌محورپینیتو به دانشگاه‌ها کمک می‌کند علاوه بر آرشیو آثار پایان ترم و محصولات دانشجویان خود، خروجی کارگاه‌های محصول‌محور یا گالری‌های خود را از این طریق به نمایش عموم بگذارند. به علاوه با استفاده از زیرساخت موجود می‌توان امکان نقد تخصصی آثار توسط اساتید دانشگاه یا متخصصین بازار کار را فراهم کرد.به طور ویژه، دانشکده‌ها و دانشجویان رشته‌های زیر می‌توانند از مزایای پینیتو در کنار روند آموزش دانشگاهی خود استفاده کنند:? زیرمجموعه‌های هنر مانند:کارشناسی فرش، گرافیک، صنایع دستی، عکاسی، سینما، موزه‌داری، مرمت آثار تاریخی و …? زیرمجموعه‌های ریاضی مانند:مهندسی معماری، مکانیک، مکاترونیک، عمران، شهرسازی، نساجی، کارشناسی چند رسانه‌ای و …به شبکه ما بپیوندیدمسئولیتی در دانشگاه خود دارید یا علاقمند به ایجاد ارتباط و معرفی دانشگاه خود هستید؟ اگر قصد پیوستن به شبکه دانشجویان را دارید، نیاز به اطلاعات بیشتری برای تصمیم‌گیری دارید یا نیاز ویژه‌ای دارید که در این مقاله به آن پرداخته نشده، کافیست درخواست خود را برای گفتگوی بیشتر یا ارائه دمو به واتساپ  09103547367 (مسیح مسجدی، رابط دانشگاهی پینیتو) اعلام کنید.</description>
                <category>محمد امین زمانی</category>
                <author>محمد امین زمانی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Apr 2022 18:28:17 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>