<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی بخشی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@maba.1357</link>
        <description>... !؟</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-15 07:46:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/142665/avatar/0FBYpF.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی بخشی</title>
            <link>https://virgool.io/@maba.1357</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا قالیباف؟</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%81-znqhdp5jv4f8</link>
                <description>شهادت رییس جمهور باعث شد تا یک انتخابات دیگری ریاست جمهوری رقم بخورد. طبیعتا افرادی خود را در معرض انتخاب مردم قرار داده اند. مردم هم در انتخاب افراد اختیار دارند. اما به چند دلیل آقای قالیباف اصلح است:قوی در اجرابارزترین امتیاز آقای قالیباف سابقه اجرایی ایشان است. او در سالهای خدمت در کشور ایران، سابقه ای درخشان از خود به جای گذاشته است. در دوران فرماندهی نیروی انتظامی، در هوا و فضا، در شهرداری تهران و همچنین در دوران ریاست بر مجلس شورای اسلامی. مطالعه کارنامه محمدباقر قالیباف، اگرچه زمانبر است، اما بر هر انسان منصفی اثبات می کند که او فردی توانمند در اجرای برنامه هاست. مسلط بر اسناد بالادستیبا بررسی گفتگو های دکتر قالیباف متوجه تسلط او بر اسناد بالا دستی به خصوص برنامه هفتم توسعه میشویم. او هم در مسیر تصویب برنامه هفتم توسعه نقش فعالی داشته است و هم به صورت کامل بر آن مسلط است. همچنین سابقه فعالیت او در مجلس شورای اسلامی سبب شده است که با شیوه قانون گذاری و تفسیر قانون آشنا باشد. تسلط بر برنامه برای یک مدیر اجرایی یک اصل جدی است. فردی که توانمند باشد ولی بر برنامه ها مسلط نباشد، نمیتواند برنامه ها را به خوبی اجرا کند.پاک دستی در عین دسترسی داشتنیکی دیگر از امتیازات آقای قالیباف، پاک دستی اوست. مناصب و مسئولیت های او میتوانست زمینه فسادهای سرسام آوری باشد. همانطور که در رابطه با برخی از شهرداران قبل از او در تهران اتفاق افتاد. اما شهردار اسبق تهران نه تنها فسادی مرتکب نشده، بلکه علیرغم اتهامات فراوانی که نسبت به او طرح گردیده در همه موارد تبرئه شده و بیگناهی و پاک دستی او بعد از بررسی موشکافانه قضایی ثابت شده است. این پاک دستی ارزشمند تر از کسی است که هنوز در عرصه های فساد خیز حضور جدی نداشته است. پایبندی به اصولبه شهادت انسان های متعددی محمدباقر قالیباف، در عین تعامل با اقشار و جناح های مختلف سیاسی (که لازمه مدیریت کشور است) در اصول با کسی شوخی ندارد. مطالعه موضعگیری ها و اقدامات او (البته آنچه واقعا رخ داده نه آنچه به صورت دروغ و لجن پراکنی مطرح میشود) انسان را مطمئن میسازد که محمدباقر قالیباف از اصول عبور نخواهد کرد. شاید او در مواردی با رهبر انقلاب اختلاف نظر داشته باشد (که اصل اختلاف نظر اجتناب ناپذیر است) ولی آنچه همگان به آن شهادت میدهند این است که او از دستورات رهبر فرزانه انقلاب سرپیچی نخواهد کرد. اتفاقاتی که در رابطه با رییس جمهور دولت امید و پیشنیان او بارها رخ داد.جمع بندیاگر چه هریک از نامزد ها نقاط قوت خود را دارند، ولی جمع و برایند نقاط قوت و ضعف نامزدها من را به این جمعبندی رساند که جناب آقای دکتر قالیباف برای تصدی جایگاه ریاست جمهوری از سایر رقبا مناسب تر است. به امید اینکه بهترین ها برای این مردم و مملکت رقم بخورد</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Jun 2024 21:49:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دروغ ظریف</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-ubvpdfvjzibw</link>
                <description>میزگرد سیاسی آقا پزشکیان با حضور آقای ظریفظریف استناد قرآنی می آوردآقای در برنامه تلویزیونی آیات 55 تا 62 سوره انفال را مورد استناد قرار داد و چندین تحریف بزرگ مرتکب شد. در مورد سخنان آقای ظریف این نکات را میتوان گفت:1- آیه 55 و 56 می فرماید بدترین جنبندگان نزد خدا بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که ایمان نمیآورند و حق را میپوشانند. همان کسانی که هرگاه با آنها عهد بستی، عهد خود شکستند و هیچ مرزی نگه نمیدارند. آقای ظریف! شما که دیپلمات هستی اگه مخاطب خود را بدتر از آن کرم متعفن داخل فضولات انسانی بدانی با او چگونه گفتگو میکنی؟ آیا امضای رو سند میدانی؟ آیا روی حرف او حساب باز میکنی؟ یا اینکه اصلا او را به حساب نمی آوری و برایش هیچ اعتباری قائل نخواهی بود.2- در 4 آیه بعد شیوه برخورد با آنها را بیان میکند:أ. اگر با آنها کارزاری شد، طوری با آنها بجنگ که عقبه آنها حساب کار دستش بیاید. مایه عبرت بشوند و متذکر بشوند که با چه گروهی طرف هستند. آقای ظریف! شما اینگونه در برخورد های نظامی با دشمن مقابله میکردید یا اینکه نیروی های مسلح ما را هم اگر میتوانستید محدود میکردید و برجام های بعدی را امضا میکردید؟ب. اگر در صلح بودید و احتمال خیانت دادید، شما پیش دستی کنید و پیمان را به سویشان پرت کن. نگران هم نباش که چه خواهند کرد! آنان کسانی هستند که آنها را دوست ندارند. آقای ظریف! آیا وقتی زمزمه های خروج آمریکا از برجام به گوش رسید هیچ اقدامی کردید یا نشستید و تماشا کردید؟ آیا اقدام راهبردی که آن را یک اشتباه بزرگ میدانید، اقدامی دیر هنگام ولی در راستای همین آیه نبود؟پ. در رابطه با آنها دچار اشتباه محاسباتی نشو! آنها نه از شما جلو افتاده اند و نمیتوانند شما را ناتوان کنند. آقای دکتر! شما دچار اشتباه محاسباتی نشدید؟ شما نگفتید که با یک دکمه میتواند چه بلایی سر ما بیاورد؟ شما باور نداشتید که اگر چه کنیم و چه کنیم جنگ میشود و ما اقدامات را انجام دادیم ولی جنگی نشد؟ت. اگر هم احساس عهد شکنی نکردی باز هم تا میتوانی نیرو و تجهیزات جنگ برای مقابله با آنها آماده کن. به این وسیله دشمن خداو دشمن خودتان خواهد ترسید و این ترس بازدارنده است. هم دشمنانی که شما میدانید و هم دشمنانی که از دشمنی آنها اطلاعی ندارید. گمان هم نبر که این خرج کردن اموال ضرر است؛ خیر هر آنچه در راه خدا خرج کنی به تو بازخواهد گشت و خدا به شما ستم نخواهد کرد. شما که صحبت از قدرت معنوی در مقابل قدرت نظامی میکنید انگار این آیه را نخوانید! یا اینکه میخواستید نخوانید! آن موقعی که امام فرمود خون بر شمشیر پیروز است برای روزی بود که هنوز حکومتی در دست اسلام نبود. ولی وقتی در مدینه حکومت تشکیل میشود، دستور این آیه است که تا میتوانی مجهز باش.3- آیه ای که جناب ظریف به آن استناد کرد آیه 61 و 62 بوده است. آقای ظریف با این دو آیه برجام خود را توجیه کرد. آیه 61 میفرماید اگر آنها برای صلح آغوش بازکردند، تو هم برای صلح آغوش بگشا. توکلت هم به خدا باشد که او به همه چیز شنوا و آگاه است. و آیه 62 میفرماید: اگر آنها نقشه نیرنگ داشته باشند خدا تو را کافی است. او به یاری خود و به وسیله مومنان تو را یاری خواهد کرد. حال آقای ظریف اولا آیا شما در این مذاکرات برجام این سیر را سپری کردید؟ آیا برجام بعد از آن اقدامات بود؟ اساس آیا آمریکا بیشتر به این مذاکرات مایل نشان داد یا شما؟وقتی تحلیلی از گفته های آقای ظریف میشود آدم به این نتیجه میرسد که ایشان بعضی از آیات را خوانده و بعضی را نخواند. البته آیه 150 و 151 سوره نساء کسانی را که چنین میکنند کافران حقیقی میداند اگرچه مهر اسلام بر پیشانی خود زده باشند.یا اینکه آدم گمان میبرد آقای ظریف این آیات واضح و روشن را تحریف کرده است. معنای آیات چیزی است و او عملکرد فاجعه بار خود را به آن آیات میچسباند. آیه 52 سوره بقره میگوید هیچ امیدی به اینان نبندید که آنها کلام خدا را تحریف میکنند. آنها یک ویژگی دیگر هم دارند و آن نفاق است. در جلوی مردم یک چیزی میگویند و در خلوت خود طور دیگری سخن میگویند. و البته آنها از عقل خود استفاده نمیکنند.آقای ظریف، دروغ گفتید ولی اینبار دروغتان اصلا ظریف نبود.</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jun 2024 00:16:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاه قرآن به جایگاه زنان با تکیه بر داستان ملکه سبا</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%A7-nwnkcokrqxjd</link>
                <description>مقدمهنگاه اسلام به زن چیست؟ آیا اسلام زنان را انسان‌های درجه دو می‌داند؟ آیا اختلاف احکام مربوط به زن و مرد نشان از دیدگاه اسلام در برتری جنس مرد نسبت به زن دارد؟ برخی معتقداند اسلام به زنان ظلم کرده. آن‌ها با اشاره به برخی قوانین اسلام حرف خود را تایید می‌کنند: دیه زن نصف مرد است، سهم الارث دختر نصف پسر است، زن باید برای پوشش تابع قوانین سختگیرانه تری نسبت به مرد باشد، برای بیرون رفتن از خانه و طلاق زن استقلال ندارد و ... در مقابل عده‌ای دیگر بر این باورند که اسلام جایگاه ویژه زنان را ترسیم نموده‌است. آنها تفاوت در احکام را نشانه جایگاه زن در نگاه اسلام نمی‌دانند؛ بلکه معتقدند قوانین اقتصادی و اجتماعی اسلام با توجه به ویژگی‌های زنان و مردان و تقسیم وظایفی که صورت گرفته است متفاوت خواهد بود. اما برای فهم جایگاه زن در نگاه اسلام باید تمام نظریات اسلام در این رابطه را مطالعه کرد. مهم ترین منبع برای فهم نظرات اسلام قرآن کریم است.قرآن به مباحث مربوط به زنان و جایگاه آن‌ها اهمیت ویژه‌ای می‌دهد. آیات قرآن در رابطه با زنان چند دسته می‌شوند: دسته اول آیاتی هستند که بین زنان و مردان مشترک‌اند. تعابیری هم‌چون «یا ایها الذین آمنوا» و «یا ایها الناس» که بیش از ۱۰۰ بار در قرآن آمده هم زنان و هم مردان را مخاطب قرار داده‌است. همچنین تعابیری چون «قد افلح المومنون»، «انما المومنون ...»، «ان اکرمکم ...» و موارد مشابه نیز شامل زنان هم می‌شود. علاوه بر این موارد در برخی آیات صراحتاً به اشتراک زن و مرد اشاره کرده‌است که از آن جمله آیه ۳۵ سوره احزاب است. قسمت دوم آیاتی‌اند که احکام خاصی در رابطه با زنان را بیان می‌کنند. آیات ۳۱ سوره نور، ۵۵ و ۵۹ سوره احزاب و ... از این قبیل‌اند. سومین دسته مواردی هستند که صفات و ویژگی‌های زنان را مطرح کرده‌اند. آیه ۲۲۳ سوره بقره، ۱۲ سوره ممتحنه و ... در این دسته جای می‌گیرند. در چهارمین گروه به داستان‌هایی در رابطه با زنان اشاره شده‌است. زنانی چون مریم و مادرش (همسر عمران)، مادر و خواهر حضرت موسی، همسران بسیاری از پیامبران از جمله ابراهیم، ایوب، نوح و لوط و در نهایت حضرت زهرا سلام الله علیها در این زمره‌اند. با تامل در این موارد می‌توان به اهمیت مباحث مربوط به زنان در نگاه و دیدگاه قرآن پی‌برد.یک زن قرآنییکی از زنانی که در قرآن به ماجرای او پرداخته شده؛ ملکه سبا است‏(سوره نمل، آیه 2۲ الی 44). ملکه سبا -که در منابع تاریخی نام او را بلقیس خوانده‌اند‏(محمدبن جریر الطبری ابوجعفر ۱۹۶۸، 1: 490)- در زمان حضرت سلیمان علیه السلام می‌زیست. بر اساس آیات قرآن او حاکم و فرمانروای سرزمینی به نام سبإ بود. ‏(قرآن: سوره نمل، آیه 22) بلقیس دارای امکانات زیادی بوده و تاج و تخت بزرگ و عظیمی داشته‌است. ‏(قرآن: سوره نمل، آیه 23) با این حال بلقیس و مردم او به جای پرستش خداوندِی که مسلط بر آسمان و زمین است؛ خورشید را می‌پرستیدند.‏(قرآن: سوره نمل، آیه 24) همین مطلب سبب گردید تا سلیمان نبی علیه السلامبرای هدایت آن‌ها اقداماتی را درپی بگیرد. ماجرای این واقعه در آیاتی از قرآن بیان شده‌است که اشاره به داستان ملکه سبإ دارد.از آیاتی که در این رابطه نازل شده نکات ویژه‌ای در رابطه با ملکه سبإ به دست می‌آيد. از جمله این موارد می‌توان به شیوه حکومت‌داری او اشاره کرد. بلقیس در حکومت خود مستبدانه عمل نمی‌کرد؛ بلکه کارها را با مشورت بزرگان قوم خویش پیش‌ می‌برد. هنگامی که نامه سلیمان علیه السلام به دست او رسید بزرگان قوم خود را جمع کرده، با همه آن‌ها در این رابطه مشورت نمود. ‏(قرآن: سوره نمل، آیه 32) همین عملکرد او بیان‌گر شیوه حکم‌رانی ملکه سبإ هست. نکته دیگر اینکه بلقیس در عین حالی که اهل مشورت بود اما استقلال رای خود را حفظ می‌کرد. او پس از شنیدن مشورت بزرگان قوم مبنی بر آمادگی برای جنگ و مبارزه با سلیمانعلیه السلام، تصمیم گرفت تا ابتدا از راه مصالحه وارد شود. اما از طرف دیگر به راحتی تسلیم سلیمان علیه السلام نشد و ادعای او را نپذیرفت. از همین رو تصمیم گرفت سلیمان علیه السلام را ارزیابی کند. او برای آزمودن سلیمان علیه السلام هدایای ارزشمندی برایش فرستاد. انگیزه بلقیس از فرستادن هدایا آزمودن سلیمان علیه السلام بود. چراکه اگر او این هدایای گران‌قیمت را بپذیرد معلوم است پادشاهی مانند دیگران است و می‌شود به جنگ با او اندیشید؛ اما اگر هدایا را نپذیرد معلوم می‌گردد او اهداف دنیایی ندارد و در نتیجه همانطور که ادعا می‌کند پیامبر خداست. ‏(محمدبن جریر الطبری ابوجعفر ۱۹۶۸، 1: 491; ‫بحرانی ۱۴۱۵، 4: 206) چون ماجرای هدایا نشان‌دهنده جایگاه خاص سلیمان علیه السلام بود بلقیس تصمیم گرفت خود به سرزمین سلیمان علیه السلام سفر کرده، با بررسی شرایط و اوضاعْ تصمیم عاقلانه‌ای بگیرد. این سفر حاکی از شجاعت این زن نیز هست. او به سرزمینی سفر می‌کند که حاکم آن با او اعلان جنگ نموده‌است. از طرف دیگر هنوز بلقیس به نبوت سلیمان علیه السلام آگاهی ندارد تا به عدالت او اطمینان داشته‌باشد. با همه این اوصاف او به سرزمین فلسطین -مرکز حکومت سلیمان علیه السلام - مسافرت نمود. (طبق برخی نقل‌ها سلیمان در سفری که به مکه مشرف شد با ملکه سبا ملاقات کرد) برجستگی دیگر ملکه سبإ ذکاوت اوست. حضرت سلیمان علیه السلام تخت بلقیس را از یمن به فلسطین آورد. این کار با نیروی الهی و به جهت آزمودن بلقیس بود. همچنین سلیمان نبی علیه السلامدر ظاهرِ تخت تغییراتی ایجاد کرد تا نتوان به سادگی آن را تشخیص داد. با این‌حال وقتی از بلقیس پرسیدند: آیا این تخت توست؟ او حقیقت را فهمید. ‏(قرآن: سوره نمل، آیه 38 الی 43) فهم این مطلب در شرایطی که جابجایی تخت از آن سرزمین دور کاری غیر ممکن به نظر می‌آمد؛ نشان از هوش و ذکاوت ملکه سبإ دارد. ویژگی دیگر ملکه سبإ حق‌پذیری اوست. همین ویژگی سبب هدایت او شد و شاید مهم‌ترین خصلت ملکه به شمار برود. وقتی بلقیس وارد قصر شیشه‌ای شد گمان کرد این قصر پر از آب است و لباس خود را بالا زد. اما هنگامی که به اشتباه خود پی برد به سرعت تسلیم حق گشت نبوت سلیمانعلیه السلام را پذیرفت.‏(قرآن:سوره نمل، آیه 44)نکته جالب توجه این که آیات قرآن به حکومت داری بلقیس به عنوان یک زن هیچ انتقاد و اعتراضی ندارد. تمرکز این آیات از ابتدا تا انتها بر روی مسأله کفر و اسلام است. خبر هدهد از خورشید پرستی آنها، متن نامه سلیمان علیه السلام به بلقیس، انگیزه سلیمان علیه السلام از ساختن قصر شیشه‌ای و عاقب داستان که هدایت بلقیس است همگی تاکید مسأله کفر و اسلام دارد. اما حکومت داری بلقیس نه تنها مورد اعتراض نبوده؛ بلکه با توضیحاتی که گذشت مورد تایید نیز به نظر می‌رسد. همچنین بر اساس بعضی منابع بلقیس پس از اسلام به تبلیغ دین خداوند در مملکت خود همت گماشت.</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jan 2023 16:59:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح دعای ماه رجب</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%AC%D8%A8-zdzducbxsvoz</link>
                <description>یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوائِجَ السَّائِلِینَ، وَیَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ، لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ، وَجَوَابٌ عَتِیدٌ . اللّٰهُمَّ وَمَواعِیدُكَ الصَّادِقَةُ، وَأَیادِیكَ الْفَاضِلَةُ، وَرَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ، فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تَقْضِىَ حَوائِجِى لِلدُّنْیا وَالْآخِرَةِ، إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ.ترجمهخداوندا! هرکه چیزی بخواهد در اختیار توست و هرکه سکوت کند به درونش آگاهی؛ گوش تو برای شنیدن هر درخواستی شنواست و از پاسخت به آنها آماده!خدایا! تو را به وعده های صادقانه ات و به نعمت های بی شمارت و به رحمت گسترده ات قسمت میدهم! از تو میخواهم که بر محمد و آلش درود فرستی و حوائج دنیا و آخرت من را برآورده نمایی؛ چرا که بی شک تو بر هر کاری توانایی.جامع ترین دعادر این دعای مختصر ماه رجب یک خواسته کلی از خداوند داریم و آن «برآوردن همه حاجت های دنیایی و آخرتی»‌ است. البته این دعا اگرچه در ظاهر یک جمله است ولی همه آرزوهای انسان را شامل میشود. هرچه از خوشبختی دنیا و آخرت تصور کنیم در همین جمله است. اموال پر برکت، همسر خوب و شایسه، فرزندان صالح و زندگی با آرامش و آسایش و همچنین سعادت اخروی و همجواری با انبیا و اولیا و رسیدن به مقام رضوان الهی همه و همه در همین یک دعا خلاصه شده است. وقتی که انسان به بزرگی این دعا می‌اندیشد شاید بر قلبش خطور کند که آیا خداوند توان برآوردن این دعا را دارد؟ آیا همه این دعاها را می‌توان یکباره و یکجا از خدا خواست؟ جواب این سوال‌ها در ابتدا و انتهای همین دعا آمده است.خدای دانا و توانادر ابتدا خداوند را با این صفات مخاطب قرار میدهم:ای خدایی که نیاز نیازمندان را در اختیار داری و میتوانی بر طرف کنی. و اگر کسی سکوت هم کند باز به باطن او آگاهی!اگر کسی زبان باز کرده و حاجتش را بیان می‌کند، بر آوردنش در اختیار خداوند است. اگر کسی هم سکوت کرده خداوند به درون و  باطن او آگاه است.خداوندا! تو برای هر درخواستی هم گوشی شنوا داری و هم دستی توانا.خدا هم درخواست بندگان را می‌شنود، هم جواب آن‌ها را آماده دارد. همه درخواست‌ها را می‌شوند. اینطور نیست که بعضی موارد بر او پوشیده بماند. خداوند کسی است که «لایشغله سمع عن سمع»؛ یعنی کسی که یک صدا او را از صداهای دیگر غافل نکند. این خدا که همه صداها را میشوند پاسخ آنها را هم آماده دارد. او خداوندی است که «اذا اراد شیئا فیقول له کن فیکون» هرگاهی چیزی بخواهد کافی است که اراده کند. پس نه آگاهی او از خواسته بندگان ناقص است و نه توانایی او محدود.کارنامه خدااین خداوند خودش وعده داده و در گذشته هم با فضل و رحمت رفتار نموده.خدایا تو وعده‌های راستی دادی! نعمت‌های بیشماری ارزانی داشتی! و با رحمت خود جهان را گستراندی!یکی از وعده‌های خداوند اجابت دعاست: «فاذا سألک عبادی عنی فإنی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان» خطاب به پیامبر خود فرموده: هنگامی که بندگانم از تو در باره من سوال کنند پس بدانند که من نزدیکم و هر کسی من را بخواند جواب میدهم. و کسی از خداوند راستگو تر نیست: «ومن اصدق من الله قیلا» چه کسی از خداوند راستگو تر است. همچنین خداوند نعمت های زیادی به ما داده است: «وان تعدوا نعمت الله لا تحصوها» اگر نعمت های خدا را بشمارید تمام نمیشوند. همچنین رحمت و مهربانی خدا در سراسر گیتی گسترده شده: «وبرحمتی وسعت کل شیئ» همه چیز به واسته رحمت من گسترش یافته.مخاطب قرار دادن خداوند با این صفات به این جهت است که ما برای دعا آماده شویم. والا خداوند که هیچ نقص و عیبی ندارد. اگر ما به این ویژگی های خداوند توجه کنیم آنگاه دعا را واقعی تر میخوانیم و امیدمان به اجابت بیشتر میشود.اکنون وقت دعاستحال که انسان با مرور این صفات خداوند آماده دعا شده است، برای خود دعا میکند. ولی به جهت استجابت دعای بر پیامبر را جلوتر از آن بیان میدارد.خداوندا! حال که تو اینگونه هستی پس درود خود را بر محمد و خاندانش بفرست و نیازمندی های دنیا و آخرت من را نیز برآورده کن.به خودت شک راه ندهبا این حال برای اینکه کسی دچار شک و شبهه نشود مجددا توانایی خداوند را یادآور میشود: قطعا که تو بر هر چیزی توانایی. هیچ کاری نیست که خواند نتواند انجام دهد. پس برآوردن حاجت یک بنده از میلیاردها بنده در عالم برای خداند کار دشواری نیست.</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jan 2023 08:04:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرمان ترس‌ها را باید در دست گرفت</title>
                <link>https://virgool.io/Quran-Etrat/%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-obosmo7gmlki</link>
                <description>هر ساله حدود ۵۳۰ هزار سقط جنین عمدی در ایران رخ می‌دهد. از دلایل اساسی این سقط‌ها مشکلات اقتصادی و باورهای غلط اجتماعی است؛ باورهایی از جمله اینکه: فاصله دو فرزند نباید کم باشد، بیش از دو فرزند بد است، در ابتدای ازدواج نباید فرزند دار شد و ... . ترس از مشکلات اقتصادی و همچنین ترس از مخالفت با عرف‌های غلط (یا به تعبیر عامیه ترس از حرف مردم) یکی از عوامل اساسی در قتل فرزندان است. به صورت کلی انگیزه بسیاری از رفتارهای انسان از ترس‌های اون ریشه می‌گیرد. انسان با مدیریت ترس‌های خود می‌تواند حرکت به سمت مقصد صحیح را سریع‌تر و صحیح‌تر طی نماید.زندگی انسان باید همواره همراه حرکت و رشد باشد. عدم تحرک سبب می‌شود استعدادهای انسان دست‌نخورده باقی بماند. استعدادهایی که هر انسانی در بدو تولد همراه خود دارد با تلاش و حرکت خود اوست که شکوفا شده و به ثمر می‌رسد. هیچ استعدادی با سکون و رکود به شکوفایی نخواهد رسید. علاوه بر این بزرگ‌ترین سرمایه انسان یعنی عمر، به سرعت در حال پایان یافتن‌است. از دست رفتن این سرمایه در اختیار انسان نیست؛ بلکه انسان تنها می‌تواند کیفیت مصرف شدن آن را مدیریت کند. انسانی که هیچ حرکت و تغییری ندارد، این سرمایه را بدون هیچ آورده‌ای از دست داده است. همچنین عدم تحرک و رکود سبب می‌شود انسان احساس پوچی کرده، مبتلا به بیماری‌های روانی شود؛ چرا که چنین انسانی وقتی گذران عمر خود را مورد بررسی قرار می‌دهد حسرتی عمیق در وجود خود احساس می‌کند. پس همه باید تلاش کرده از رکود و یکنواختی خارج‌شده و به سمت اهداف خود حرکت کند.حرکت انسان تحت تاثیر عواملی است که در صورت نبودن آن‌ها، حرکتی رخ نخواهدداد. هیچ رخدادی در این عالم بدون سبب و علت به وقوع نمی‌پیوندد. این جمله -که بیانی از قانون علیت است- زیر بنای تمام علوم بشری است؛ چرا که علوم به کشف قوانین جهان می‌پردازند و کشف این قوانین در صورتی ممکن است که قانونی وجود داشته باشند. به عنوان مثال اگر بین داروها و بیماری‌ها هیچ رابطه منطقی و ثابتی وجود نداشته باشد، آیا باز هم دانشمندان پزشکی به دنبال تولید و کشف داروهای جدید خواهندبود؟ همه تلاش این دانشمندان بر این است که روابط بین داروها و بیماری‌ها را کشف کرده تا بتوانند در زمان ظهور یک بیماری به درمان آن بپردازند. تغییر و تحولاتی که در انسان نیز رخ می‌دهد از این قاعده مستثنی نیست. حرکت و فعالیت انسان، یکی از این تغییرات است که به عوامل تاثیر گزار بر آن انگیزه می‌گویند.ترس یکی از انگیزه‌های موجود در انسان است. همه ما می‌دانیم که نظافت و بهداشت برای انسان سختی و هزینه‌هایی دارد، ولی همه به دنبال آن هستند. علت اینکه انسان‌ها این سختی و هزینه را تحمل می‌کنند چیست؟ ترس از بیماری و نابودی سبب شده که افراد برای سلامتی خود تلاش و هزینه کنند. همچنین پس‌انداز کردنِ بخشی از دارایی‌ها کاری معقول و منطقی است، چون انسان‌ها از فقر و نداری می‌ترسند. علاوه بر این هرکسی که وارد محیطی می‌شود تلاش می‌کند آداب آن جمع را رعایت کند. او به این کار تن می‌دهد با اینکه گاهی هیچ تمایلی به آن ندارد. او این سختی را می‌پذیرد چون بیم آن دارد که از طرف جمع طرد شود. هرکس با تاملی در رفتارهای خود موارد بسیاری را خواهد یافت که علت آن ترس بوده است. پس ترس یک انگیزه قوی در وجود انسان است که رفتارهای او را مدیریت می‌کند.ترس به عنوان یکی از انگیزها گاهی انسان را به خوبی‌ها سوق می‌دهد و گاهی به بدی‌ها. کسی که بخیل است و هیچ کمکی به دیگران نمی‌کند از تنگ‌دستی می‌ترسد. همچنین نوجوانی که بیم طرد شدن از گروه هم‌سالان دارد، به کارهای ناپسند و حتی مواد مخدر و مشروبات الکی تن دهد. کسی که وسواس‌گونه به نظافت اطراف خود اهمیت می‌دهد از بیماری می‌ترسید. در کنار این مواردِ منفی؛ ترس از فقر سبب می‌شود تا انسان به کار و تلاش روی بیاورد. ترس از جریمه شدن رانندگان ملزم له اجرای قوانین راهنمایی و رانندگی می‌کند. ترس از عدم قبولی در امتحانات سبب می‌شود دانش آموزان برای درس خود بیشتر وقت بگذارند. همانطور که واضح است، ترس گاهی ما را به سمت خوبی‌ها سوق می‌دهد و گاهی به سمت بدی‌ها می‌کشددر قرآن کریم نیز به موارد متعددی از ترس‌های سازنده اشاره شده‌است. در سوره انسان علت وفای به عهد اهل بیت اینگونه بیان شده‌است: «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ‏ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطيرا»[1]. در آیاتی بعد از زبان اهل بیت می‌خوانیم: «إِنَّا نَخافُ‏ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَريرا»[2]. همچنین در چند آیه آمده است: «قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ‏ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم‏»[3]. علاوه بر این موارد در سوره نازعات آمده‌است: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى‏ النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى‏»[4]. همچنین خداوند در وصف بندگان خاص خود می‌فرماید: «رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ‏ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار»[5]همچنین ترس جناب هابیل مانع این شد که دست به جنایتی علیه برادر خویش بزند: «لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَني‏ ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخافُ‏ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمين‏»[6]آیات دیگری از قرآن به ترس‌های مخرب اشاره دارد: «فَتَرَى الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى‏ أَنْ تُصيبَنا دائِرَةٌ»[7] هم چنین در سوره اسراء می‌فرماید: «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاق‏»[8]. در سوره یونس علت ایمان نیاوردن برخی از بنی اسراپیل به حضرت موسی را ترس آنها می‌شمارد: «فَما آمَنَ لِمُوسى‏ إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى‏ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ»[9] شیطان نیز برای مدیریت پیروان خویش از ترس استفاده می‌کند: «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ‏ أَوْلِياءَه‏»[10]انسان نیز اگر می‌خواهد در مسیر صحیح حرکت کند، باید ترس‌های خود را مدیریت نماید. از آنجا که ترس یکی از انگیزه‌های قوی در وجود انسانی است، عدم مدیریت نسبت به آن نتیجه‌ای جز عدم مدیریت نسبت به برخی رفتارها ندارد. خیلی از رفتار های ناشایست به خاطر ترس‌های انسان واقع می‌شود؛ همچنین بسیاری از رفتارهای صحیح و خوب از ترس ناشی شده‌اند. کسی که بتواند ترس‌های خود را مدیریت کند، در واقع می‌تواند بخشی از رفتار های خود را مدیریت کند. هر کسی که نگران آینده خود است باید نسبت به ترس‌هایی که در وجودش شکل گرفته با دقت تفکر کند و تلاش نماید ترس‌های خوب را تقویت کرده و همزمان ترس‌های بد را از بین ببرد. چنین انسانی حتما به مسیر سعادت نزدیک‌تر است و امید بیشتری می‌رود تا به سعات اخروی نایل شود.[1] سوره انسان آیه ۷[2] سوره انسان آیه ۱۰[3] سوره انعام آیه ۱۵ و سوره یونس آیه ۱۵ و سوره زمر آیه ۱۳[4] سوره نازعات آیات ۴۰ و ۴۱[5] سوره نور آیه ۳۷[6] سوره مائده آیه ۲۸[7] سوره مائده ایه ۵۲[8] سوره اسرا آیه ۳۱[9] سوره یونس آیه ۸۳[10] سوره آل عمران آیه ۱۷۵</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Dec 2022 12:15:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه کسانی که اغتشاش کرده اند، اغتشاش گر نیستند!</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%BA%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%BA%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B4-%DA%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-fxibrcxagym2</link>
                <description>آیا یک آدم راستگو همیشه راست میگوید و هیچ دروغی در طول زندگی خود نگفته است؟ آیا یک آدم دروغگو هم همیشه دروغ میگوید و در طول زندگی خود هیچ راستی نگفت است؟احتمالا شما هم با بنده هم عقیده باشید که ممکن است یک آدم راستگو چندباری هم (خیلی کم) در طول زندگی خود دروغ بگوید. همچنین یک آدم دروغگو چند باری در زندگی خود راست بگوید. من وقتی به عنوان کسی که وظیفه اولیه ام اقدامات فرهنگی در مقابل با مشکلات اجتماعی هست به اغتشاشات اخیر نگاه میکنم، این تفکیک برایم پر رنگ میشود. تا پیش از تفکیک بین اعتراض و اغتشاش بود. اعتراض را حق رسمی مردم میدانند و اغتشاش را گناهی نابخشودنی. این تفکیک درست و بنده هم به آن معتقد هستم. اغتشاش گران باید به مجازات اعمال خود برسند ولی پس از آن همه مثل هم نیستندولی با نگاه فرهنگی یک تفکیک دیگر نیز در ذهن من پر رنگ شده است. تفکیک بین اغتشاشگر و کسی که در این اغتشاشات شرکت کرده است. گمان من این است که عده زیادی از کسانی که در این اغتشاشات شرکت کرده اند، اغتشاش گر نیستند. بلکه مانند راستگویی هستند که یک باری هم دروغ گفته است. البته منظور این نیست که با این افراد نباید برخوردی بشود و یا اینکه فقط کار فرهنگی بشود و ... . هر کسی که تخلفی کرده باید مجازات آن را بپردازد. ولی پس از مجازات و برخورد با جرمی که مرتکب شده اند، چه رفتاری با او باید داشته باشیم. یک وقتی یک دزدی از زندان بیرون می آید سابقه دار بوده و سالها مشغول به سرقت اموال مردم. اما گاهی یک شخصی دوره محکومیت خود را به پایان میرساند که اولین سرقت او بوده است. آیا باید برخورد ما با این دو شخص به یک صورت باشد؟ ما با کسانی که اغتشاش کرده اند ولی اغتشاش گر نبوده اند چگونه باید برخورد کنیم؟ </description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Nov 2022 07:56:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخوند باید ...</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-gxptgpskdlbg</link>
                <description>چهار شنبه بود و طبق قرار قبلی یک جلسه چند ساعته داشتیم برای فعالیت های طول سال مجموعه. جلسه تا نماز مغرب طول کشید. با هم رفتیم مسجد. مسجد هم مرکز شهر بود. بعد از نماز گفتن خیابون خیلی شلوغ شده و همه ریختن بیرون. با یکی از رفقا تصمیم گرفتیم بریم یک چرخی بزنیم. عبا و عمامه رو گذاشتیم داخل موسسه و با لباس معمولی رفتیم. اولش خیلی میترسیدیم و با احتیاط میرفتیم. یکم که چرخیدیم متوجه شدیم جمعیت زیاد نیست. ولی خیلی تحرک دارن. همش میرن پایین و میان بالا. همین باعث میشه زیاد تر به چشم بیان. اتفاقات جالبی افتاد. ولی یک اتفاقی که برام خیلی جالب بود این بود:کنار خیابون ایستاده بودم با یکی دیگه از رفقا. جمعیت شروع کرد به حرکت و اومد سمت ما. ما هم همونجا ایستادیم. با همین قیافه حزب اللهی به اصطلاح. از همون دور که جمعیت میومد این شعار رو با هم میگفتن:توپ تاپ فشفشه، آخوند باید گم بشه. منم آخوند بودم و اونجا.چیزی که برام سوال شد این بود که این ها کلا تا به حال چند بار با آخوندا برخورد داشتن که حالا اینطوری شعار میدن؟اونجا شرایطی نبود که برم باهاشون صحبت کنم. ولی خیلی دوست داشتم ببینم حرفشون به آخوندا چیه؟اگه شما میدونید حرفشون چیه یا خودتون حرفی دارید، خوشحال میشم بهم بگید!</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Oct 2022 08:39:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برداشتی از سوره محمد (قسمت 1)</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-1-jv3rvrp28cib</link>
                <description>به نام قبله حاجاتچهل و هفتمین سوره قرآن کریم سوره محمد (ص) است. این سوره 95امین سوره ای هست که بر پیامبر بزرگوار نازل شده است. 38 آیه در این سوره جای گرفته که همگی در مدینه منوره بر قلب پیامبر اسلام خوانده شده است. اولین مبحثی که در این سوره به آن پرداخته شده است، بحث کفر و ایمان و علل و آثار هر کدام است. آیه اول سوره: تیجه تلاش کافران چیست؟در اولین آیه اشاره به نتیجه کفر دارد. کسانی که کفر بورزند و راه خدا را مسدود نمایند، نتیجه اعمالشان از بین خواهد رفت. لذا نتیجه پوشاندن حقیقت (کفر ورزیدن) و مخالفت با راهی که خداوند بزرگ برای انسان ها تدارک دیده، چیزی جز شکست نیست. آیه دوم: عاقبت کار مومنان چه خواهد بود؟در مقابل کافران، مومنان قرار دارند. البته مومنی حقیقی است که همراه ایمان خود و بر اساس باورهایش، زندگی خود و رفتار و اعمالش را نیز تنظیم کند. همچنین برای اینکه دشمنان پیامبر افکار عمومی را فریب نداده و خود را مومن به خدا و پیامبر را شاعری مجنون جا نزنند، بلافاصله بیان میکند که ایمان آوردن به قرآن نیز همراه همان ایمان حقیقی است. چرا که قرآن حقیقتی است از جانب خداوند برای بندگان. این گروه نیز به نتایجی دست خواهند یافت. نتیجه اعمال آنها دو چیز است: 1- خداوند اشتباهات و گناهان آن ها را خواهد بخشید 2- اوضاع و احوال آنها را نیز رو به راه خواهد کرد. خلاصه یعنی خداوند هر دنیای آنها را آباد خواهد کرد و هم آخرت آنها.(این نوشته تکمیل خواهد شد ...)</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Fri, 14 Oct 2022 00:02:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح دعای ماه رجب</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%AC%D8%A8-imfc69rpvvvu</link>
                <description>هیچ دری به روی انسان گشوده نیستخَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلاَّ لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلاَّ بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلاَّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ‏هر آنکه به سرای غیر تو آید به مقصود نرسد و هر آنکه به غیر تو رو زند زیان بیند و هر آنکه به غیر تو نزدیک شود تباه گردد و هر آنکه از غیر فضل تو روزی طلبد به قحطی زده ماندما باید نگاهمان را به خداوند و جهان آفرینش او اصلاح نماییم. هیچ جایی و هیچ کسی جز خداوند نمیتواند به انسان کمک کند. ما نباید برای حاجات کوچک و بزرگ خود به کسی جز خداوند رو بزنیم. چرا که نزد هر کسی برویم دچار خسران و محرومیت خواهیم شد و تنها خود را ضایع خواهیم کرد. غیر خدا همه چیز مانند سرابی است که به امید آب به آنجا برویم و آخر با برهوت و کویر مواجه شویم.به جز در خانه خداوند جهانبَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِينَ وَ خَيْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِينَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِينَ وَ نَيْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِينَباب تو گشاده است برای دوست داران و خیر تو رسیده است به خواستاران و فضل تو آشکار است برای درخواست کنندگان و وصال تو مهیا است برای آرزومندانولی کسی گمان نکند که تنها در این سرای غربت مانده و مدد کاری ندارد. زیرا وقتی همه درها به روی انسان بسته است، باب خداوند گشوده است اگر کسی میل به آن داشته باشد. خیر خداوند فراوان است اگر کسی به دنبال آن باشد. فضل و رحمت خدا علنی و واضح است اگر کسی درخواست آن کرده باشد. و رسیدن به خدا مهیا و مجاز است برای کسی که آرزوی آن داشته باشد.پس همه درها به روی انسان بسته است جز در خداوند که در نهایت وسعت و رحمت گشوده است.حتی برای دشمنانش در گشودهوَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ‏روزیت گشاده است برای سرپیچان از فرمانت و خویشتنداریت شامل شود برای مخالفت کنندگانتخداوند به کسانی که از فرمانش سرپیچی کرده اند روزی میرساند. پس چطور به کسانی که به او روی آورده اند رحمت و عطوفت نداشته باشد؟ همچنین برداری خدا شامل کسانی که با او مخالفت میکنند نیز میشود، پس چگونه انسان خیال کند که باب رحمت الهی به روی او بسته است حال آنکه امید آن دارد؟عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيئِينَ وَ سَبِيلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِينَ‏شیوه تو نیکی به بدکاران است و روش تو مدارا با سرکشاننه اینکه خداوند نسبت به بدکاران فقط روزی رسان است، بلکه به آنها نیکی هم میکند. یعنی روزی بیش از آنچه سزاوارند میرساند. و نه تنها بردبار در مقابل سرکشان است، بلکه با آنها مدارا نیز میکند و جایگاه آنان را به سرعت متزلزل نمیکند.آیا چنین خدایی به کسی که به او امید بسته کمک نخواهد کرد؟پس چنین خدایی حاجات مرا خواهد داداللَّهُمَّ فَاهْدِنِي هُدَى الْمُهْتَدِينَ وَ ارْزُقْنِي اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِينَ وَ لاَ تَجْعَلْنِي مِنَ الْغَافِلِينَ الْمُبْعَدِينَ وَ اغْفِرْ لِي يَوْمَ الدِّينِ‏خداوندا!پس من را هدایت کن همانگونه هدایت شدگان را هدایت کردی، و تلاش را روزیم کن همانگونه که روزی تلاش کنندگان گردانیدی و مرا از غافلان در افتاده قرار مده و بیامرز مرا در روز قیامت.حال که هیچ کسی به من کمک نخواهد کرد جز خداوند و او نیز با تمام رحمت و عطوفت آغوشش را گشوده و نه تنها بر بندگان صالح خود که بر معصیت کاران هم نیکی و مدارا دارد، پس حاجت های خود را از او میخواهم. از او میخواهم من را هدایت کند تا در زمره کسانی باشم که فقط به او روی آورده اند و روزیم تلاش و کوششی باشد که در مسیر او حرکت کند و هیچگاه از غافلانی نباشم که فریب رحمت خدا را خورده و به نافرمانی روی آورده اند. و در نهایت و از همه مهمتر از خدا میخواهم در روز رستاخیر گناهان من را ببخشد که این خوشبختی ابدی است.</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Feb 2022 16:24:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی که مهتاب گم شد</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF-fmmxqicwcxjs</link>
                <description>«وقتی که مهتاب گم شد» اسم کتابی هست که توی طاقچه خوندنم. یک کتاب استثنایی. واقعا من لذت بردم از خودن این کتاب. خاطرات علی خوش لفظ. وقتی من کتاب رو میخوندم علی خوش لفظ هنوز زنده بود. ولی دو سه سال بعد به دوستانش پیوشت. اون چیزی که توی این کتاب خیلی من رو به خودش جذب کرد، توجه زیاد به بعد معنوی جبهه ها بود. همچنین حسرت هایی که یک رزمنده کار کشته بعد از شهادت دوستانش تحمل میکنه. علی خوش لفظ سالها این حسرت رو کشید تا آخرش به دوستانش رسید. شما رو دعوت میکنم کتاب «وقتی که مهتاب گم شد» رو بخونید. مهتاب برای علی خوش لفظ یکی از دوستاش هست که وسط میدون مین به شهادت میرسه. برای اینکه با این شهید آشنا بشید بهتره خود کتاب رو بخونید. سرگذشت علی خوش لفظ خیلی آموزنده هست. از شوخی و شرارت هاش، تا خودسازی های کار ساز او. علی خوش لفظ که نیروی با سابقه اطلاعات و عملیات همدان هست، برای خود سازی به صورت ناشناس به یک جای دیگه جبهه میره. یک زندگی تنهایی رو شروع میکنه تا بتونه عیب و ایراد های خودش رو بر طرف کنه. علی خوش لفظ اول کتاب بیشتر با دشمن بعثی میجنگه. ولی علی خوش لفظ آخر کتاب همواره داره با خودش جنگه. هم تصمیمی و اقدامی، برای خودسازی و مبارزه با نفس هست که او بزرگ و بزرگ تر میکنه.علی نمونه بارز کسی هست که هم جهاد اصغر کرد و هم جهاد اکبر. در قدم اول با دشمنان خدا و اسلام جنگید و وقتی در اون جهاد توانمند شد، به فکر جهاد اکبر و مبارزه با نفس افتاد. در این مسیر هم خیلی رشد کرد. اما شاید مهمترین دلیلی که او رو به مبارزه با نفس کشوند، همون دوست شهیدی هست که برای علی «مهتاب» بود. علی بعد از آشنایی با او متحول شد. و سخت ترین لحظه زندگی علی این بود که اون دوست جلوی چشماش شهید بشه و علی هیچ کاری نتونه کنه. جز گریه و تحمل. به نظر من خاطرات این کتاب، بهتر از دهها توصیه و نصیحت میتونه برای جوونا مفید باشه. به اون راه درست و غلط رو نشون بده. بهشون کمک کنه تا خودشون هم در راه خودسازی گام بردارن.برای خرید این کتاب راحت ترین راه استفاده از طاقچه هست. طاقچه یک اپلیکیشن کتابخوانی هست که کتاب های زیادی داره. میتونی از کتابات بریده بزاری تا دیگران با خوندن این بریده ها در جریان کتاب قرار بگیرن. نظرت رو هم اگه بنویسی خریدار های بعدی با خوندنش میتونن تصمیم بهتری بگیرن.یک قابلیت جالب طاقچه هم کتابخانه عمومی هست که با عضویت میتونی کتاب ها رو امانت بگیری و بخونی با یک هزینه خیلی کمتر. اما یادت باشه اگه کتابی رو میخوای بعدا مراجعه کنی، حتما بخری. چون اگه از کتابخونه بینهایت بخری، بعد از اتمام عضویتت دیگه کتاب در دسترست نیست.کتاب وقتی که مهتاب گم شد رو از دست ندید. هر وقت این کتاب رو بخونید حسرت خواهید خورد که چرا زودتر نخوندید. و البته همه باید سعی کنیم بعد از خوندن کتاب ها، چیزهایی که یاد گرفتیم رو عمل هم کنیم. چرا که یکی از اتفاقات بسیار خطرناک توی زندگی هم انسانی، دانسته های زیادی هست که بهش  عمل نکنه. </description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Aug 2021 06:26:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسم الله الرحمن الرحیم</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%A8%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-flojwy7jdvsz</link>
                <description>چرا در آموز های اسلام عزیز این مقدار به بسم الله الرحمن الرحیم تاکید شده ا؟آغاز کارها با نام و یاد خداوند متعال به آنها سمت و سو میدهد. مثلا فرض  کنید هنگام خارج شدن از خانه بسم الله الرحمن الرحیم بگوییم. در این صورت  آیا ممکن است هدف ما از رفتن به بیرون، سرقت یا کلاهبرداری باشد؟ چگونه  ممکن است کسی با هدف کلاهبرداری از خانه خارج شود و نام خداوند حسابگر را  بر زبان جاری کند؟بسم الله با خط ثلثحقیقت بسم اللهاما نکته ای که باید به آن توجه ویژه داشت، حقیقت بسم الله است. بسم  الله الرحمن الرحیم نیز مانند همه الفاظ، صوتی است که با ایجاد میکنیم. اما  حقیقت این ذکر چیست؟ آیا جز این استکه این ذکر گرامی داشتن یاد خداوندی  است که او را قادر مطلق میدانیم؟ خدایی که به همه اسرار آگاه است و سرنوشت  همه چیز و همه کس در دست اوست؟اگر واقعا هنگام گفتن بسم الله الرحمن الرحیم متوجه این حقیقت باشیم،  دیگر به راحتی از کنار آن نخواهیم گذشت. نه تنها با یاد خدا به سراغ گناهان  نخواهیم رفت، بلکه حتی از کارهای ناپسند کوچک نیز دست خواهیم کشید.آیا واقعا ممکن است کسی حقیقتا غذای خود را با نام خداوند آغاز کند، ولی  در عین حال پرخوری نماید؟ اگر انسان واقعا متوجه باشد که در هنگام شروع  غذا گفته است این غذا را با نام و یاد خدا و در راه رضایت او میخورم، دیگر  چگونه ممکن است زیاده روی کند؟ چگونه ممکن است از غذاهای لذیذ بخورد در  حالیکه اصلا به فکر فقرا و نیازمندان نیست؟غفلت، مشکل اساسیاما مشکل چیست که ما هم نام خداوند را بر زبان جاری میسازیم و هم مرتکب افعال زشت و حرام میشویم؟مشکل اساسی غفلت از حقیقت بسم الله است. متاسفانه برخی از ما مسلمانان،  بسم الله را مانند ورد جادوگری میپنداریم که هیچ معنایی ندارد و فقط یک  آثار عجیب و غریبی از آن به وجود خواهد آمد. در حالی که دقیقا برعکس است،  حقیقت بسم الله، آن معنایی است که در آن وجود دارد.معنای بسم الله الرحمن الرحیممعنای بسم الله این است که ما این کار را با نام خدا و یاد خدا و در راه  رضایت او انجام میدهیم. در لحظه لحظه کردار و رفتارمان هم باید متوجه  باشیم که آیا رضایت خداوند در این کار است یا خیر؟ از اتفاقات کوچک گرفته  تا کارهای بزرگ، اگر نام خدا حقیقتا بر زبان جاری شود، بسیار موثر است. به  عنوان مثال اگر در همین مسئله انتخابات برای خدا و در راه خدا این ذکر شریف را بگوییم سرنوشت قضیه بسیار متفاوت خواهد بود.</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jun 2021 18:57:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-wty3d5g9wofb</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/h1leomdtzjbh-ee0tW.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۹,۲۴۶ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۵۹ مرتبه پسندیدند و  ۲۱ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۱۰ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۲,۳۷۶ بار خوانده شدند و ۳۹,۹۴۲ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۵۴۷۶۰۱ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۷,۹۶۳ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۵۴۷۶۰۱ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 18:07:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح دعای ماه رجب</title>
                <link>https://virgool.io/Quran-Etrat/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%AC%D8%A8-ikvaeaerlftm</link>
                <description>بالاتر از هر امیدیيا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ، وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ،ای آنکه به او امیدوارم برای هر خوبی‌ای و پناه میجویم از خشم او در هر بدی‌ای!برای هر اتفاق خوب و خیری می‌توان به خداوند امیدوار بود. چرا که خداوند به همه‌ی خوبی‌ها داناست، و بر انجام همه‌ی آن‌ها تواناست. همچنین در وجود او -که بی‌نهایت بخشنده است- حتی ذره‌ای بخل راه ندارد تا جلوی خیرخواهی او را بگیرد.از دیگر سو هیچ چیزی به اندازه خشم و غضب خداوند خطرناک است. زیرا خداوند از همه بهتر می‌داند نقاط ضعف و آسیب‌پذیر ما چیست و توانایی انجام هر کاری را نیز دارد. همچنین هیچ چیزی یا کسی نمی‌تواند جلوی اراده خدا را بگیرد و مانع آن شود.در نتیجه اگر خدا برای کسی خیر و خوبی یا عذاب و بدی بخواهد، هیچ چیزی مانع او نخواهد شد.حال که چنین است ما باید همه امیدمان به خداوند باشد و همه بیممان از خشم و غضب خداوند. هر امیدی به غیر خدا پوچ و خیالی است و هم سختی و دشواری اگر از غضب و خشم خدا نباشد تحمل پذیر است.يا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ، يا مَنْ يُعْطِي مَنْ سَأَلَهُ، يا مَنْ يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً،ای آنکه در مقابل اندک بسیار می‌بخشی! ای آنکه به هر که درخواستی کند می‌بخشی! ای آنکه به کسانی که درخواست هم نکرده، حتی تو را نمی‌شناسند هم می‌بخشی! آن هم بخششی از روی دلسوزی و مهربانی!خداوند دنبال بهانه برای بخشش است. اگر ما سرمایه بسیار ناچیزی هم داشته باشیم، خدا درخواست های ما را اجابت میکند. حتی اگر سرمایه ای هم نداشته باشیم، همینکه دست نیاز به سمت او دراز کنیم خداوند حاجات ما را برآورده میکند. بلکه حتی اگر کسی از او هم تقاضا نکند خدا احتیاجاتش را برطرف میکند. حتی اگر کسی درخواست هم نکند و اصلا خدا را نشناسد، باز هم خدا نیاز های او را برطرف میکند. آن هم نه از روی منت بلکه با دلسوزی و محبت.چه درخواستی از خدا داریم؟أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَ جَمِيعَ خَيْرِ الٰآخِرَة، وَ اصْرِفْ عَنِّي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ شَرِّ الدُّنْيا وَ شَرِّ الٰآخِرَةِ -فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما أَعْطَيْتَ- وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ يا كَرِيمُ.ای کریم! به خاطر درخواستی که از تو کرده‌ام همه خوبی‌های دنیا و همه خوبی‌های آخرت را به من بده! و همه بدی‌های دنیا و بدی‌های آخرت را از من دور کن! -که آنچه تو بدهی بی عیب و نقص است- و باز هم از فضل خودت بیشتر به من ببخش!در خواست هر کسی از خداوند متناسب با معرفت او نسبت به خداوند است. پس هنگامی که اقرار کرده‌ایم که همه خوبی‌ها را از خداوند امید داریم و همچنین می‌دانیم او بی‌بهانه بر بندگان خود بخشش می‌کند، درخواست ما نیز متناسب با همین شناخت است. ما از خداوند همه خوبی‌های دنیا و آخرت را می‌خواهیم. همچنین از او می‌خواهیم که هرچه بدی در دنیا و آخرت است از ما دور کند. و باز هم از او می‌خواهیم که از گنجینه فضل و رحمت خود بیشتر به ما ببخشد.نکته:1- دنیا و آخرت با هم هستند. سعادت در یکی همراه با سعادت در دیگری است. پس سعادت در هر دو را از خداوند می‌خواهیم. همچنین شقاوت در هیچ کدام را نمی‌خواهیم.2- آنچه خداوند ببخشد حتما بی‌کم و کاست است. هرچند در تصور ما کم باشد. مثلا اگر ما می‌خواهیم تا در این ماه 10 میلیون تومان در آمد داشته باشیم -تا به هرچه می‌خواهیم برسیم- ولی خداوند روزی ما را 7 میلیون تومان قرار می‌دهد، همین مقدار برای ما خوب است. ای بسا که اگر روزی ما بیش از این می‌شد آن را در راه حرام خرج می‌کردیم و راه سرکشی پیش می‌گرفتیم. یا آرام آرام غرق در دنیا می‌شدیم.خلاصه همه خوبی هايا ذَا الْجَلٰالِ وَ الإِكْرامِ يا ذَا النَّعْماءِ وَ الْجُودِ، يا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ، حَرِّمْ شَيْبَتِي عَلَى النّارِ.همه آنچه از خداوند در خواست کرده ایم در همین یک جمله خلاصه میشود:خدایا من را از آتش جهنم نجات ده.پیوندهاشرح دعای ماه رجب (یا من یملک ...)شرح دعای ماه رجب (خاب الوافدون ...)</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Feb 2021 06:56:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به سوره مبارکه غاشیه</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%87-%D8%BA%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-fr5lqtcckej9</link>
                <description>مقدمهبعضی از انسان‌ها بسیار بدبخت هستند. تلاش بسیار آن‌ها بی‌نتیجه مانده که هیچ، موجب بدبختی و نابودی آنان نیز شده است. اما گروهی دیگر از نتیجه تلاش و زحمت خود راضی هستند. راز این تفاوت چیست؟ سوره مبارکه غاشیه این راز را برای ما بازگو می‌کند.این سوره کوتاه یکی از آخرین سوره‌هایی است که در مکه نازل شده است. در نتیجه پیش از این، آموزه‌های اسلام در میان مردم مکّه انتشار یافته و همه با اسلام و پیامبر آن آشنا هستند. در عین حال بزرگان قریش به سختی با پیام خدا و پیامبر مبارزه می‌کنند.محتوای سوره غاشیه در دو قسمت قابل بررسی است:قسمت اول به مقایسه زندگی ابدیِ انسانی بد فرجام و نیک فرجام پرداخته است.قسمت دوم نیز از رمز و راز این تفاوت در عاقبت انسان‌ها سخن می‌گوید.قسمت اول: عاقبت کار انسانبسم الله الرحمن الرحیمهَلْ أَتٰاكَ حَدِيثُ الْغٰاشِيَةِ ﴿١﴾آیا حکایت آن واقعه همگانی به تو رسیده است؟یک رویداد فراگیر به انتظار ما انسان‌ها نشسته است. همه انسان‌ها در آن رویداد حاضر خواهند بود. ولی این حضور بسیار متفاوت است.گروه بیچارگانوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خٰاشِعَةٌ ﴿٢﴾ عٰامِلَةٌ نٰاصِبَةٌ ﴿٣﴾ تَصْلىٰ نٰاراً حٰامِيَةً ﴿٤﴾ تُسْقىٰ مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ ﴿٥﴾ لَيْسَ لَهُمْ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ ضَرِيعٍ ﴿٦﴾ لاٰ يُسْمِنُ وَ لاٰ يُغْنِي مِنْ جُوعٍ ﴿٧﴾در آن رویداد برخی ذلیل‌اند؛ خسته‌اند و رنجور. در آتشی شعله‌ور سوزانده می‌شوند، از چشمه‌ی داغِ جوشان نوشانده می‌شوند و هیچ غذایی جز خاری خشکید ندارند؛ غذایی که نه گوشت می‌رویاند و نه رفع گرسنگی می‌کند.این شرح حال گروهی از انسان‌ها است. آن‌ها خسته و رنجور اند. زیرا پس از یک عمر تلاش و تحمل مشکلات دنیا، اکنون با صحنه‌ای دهشتناک مواجه می‌شوند. نتیجه‌ی آن همه تلاش و کوشده چیزی جز ‌عذاب‌های دردناکِ ابدی نیست. و صد البته دیدن چنین نتیجه‌ای آنان را مبهوت، خسته و افسرده می‌کند.گروه نجات یافتگانوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاعِمَةٌ ﴿٨﴾ لِسَعْيِهٰا رٰاضِيَةٌ ﴿٩﴾ فِي جَنَّةٍ عٰالِيَةٍ ﴿١٠﴾ لاٰ تَسْمَعُ فِيهٰا لاٰغِيَةً ﴿١١﴾ فِيهٰا عَيْنٌ جٰارِيَةٌ ﴿١٢﴾ فِيهٰا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ ﴿١٣﴾ وَ أَكْوٰابٌ مَوْضُوعَةٌ ﴿١٤﴾ وَ نَمٰارِقُ مَصْفُوفَةٌ ﴿١٥﴾ وَ زَرٰابِيُّ مَبْثُوثَةٌ ﴿١٦﴾در همان هنگام برخی شاداب و خرم‌اند. از تلاش‌های خود راضی هستند. جایگاه‌شان در باغی نیکو است که هیچ سخن بیهوده در آن نخواهی شنید. در آن باغ چشمه‌ایی است جاری. در آنجا است، تخت‌هایی آماده، فنجان هایی چیده، پشتی‌هایی ردیف و فرش‌هایی زربافت.اما دسته دوم نقطه مقابل گروه اول هستند. آن‌ها نیز عمری را به تلاش و تحمل دشواری‌ها گذرانده‌اند. ولی اکنون که نتیجه‌ی کار خود را می‌بینند شادمان و خرسند هستند. آن‌ها از نتیجه کارشان راضی هستند؛ چون پایان کارشان نعمت‌هایی وصف‌ناپذیر است که در جایگاهی عالی و نمونه فراهم آمده.قسمت دوم: راه نجات کدام است؟شتر؛ حیوانی سراسر شگفتینشانه‌های خداوندأَ فَلاٰ يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ﴿١٧﴾ وَ إِلَى السَّمٰاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ ﴿١٨﴾ وَ إِلَى الْجِبٰالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿١٩﴾ وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ﴿٢٠﴾آیا در چگونگی خلقت شتر تأمل نمی‌کنند؟ در کیفیّت برپا شدن آسمان چطور؟ در اینکه چگونه کوه‌ها استقرار یافته‌اند و چگونه زمین گسترش پیدا کرده است؟نشانه‌های قدرت خداوند در زمین و آسمان پراکنده است. ولی ما انسان‌ها بی تفاوت از کنار آن می‌گذریم. خداوند برای نمونه، به چهار مورد از آیات خود اشاره کرده است. چهار نشانه‌ی شگرفی که مخاطبانِ آن روزِ قرآن بسیار با آن مانوس بوده‌اند. شتر مهم‌ترین وسیله‌ی حمل و نقل در زندگیِ بیابانیِ عرب‌هایِ حجاز بوده است. آسمان -با همه زیبایی ها و ستاره هایش و آمد و شدِ ماه و خورشیدش و ...- هَمدم شب‌های بیابان است. کوه‌ها چون میخ‌هایی استوار در دل کویر‌های عربستان به چشم می‌آیند و زمین مادر همه‌ی انسان‌ها است.آسمان شگفت انگیزانس زیاد ما انسان‌ها با این مخلوقات عظیم خداوند سبب شده است که بی‌اعتنا از کنار آن‌ها گذشته و این نشانه‌های قدرت و حکمت خداوند را نبینیم. در نتیجه به قدرت و حکمت خدای مهربان پی نبریم، و آنگاه در مسیری که او برای ما مشخص کرده است حرکت نخواهیم کرد؛ چون خود را داناتر از خدای بی‌همتا می‌پنداریم. در این صورت است که هر چه بیشتر تلاش و کوشش کنیم و سختی‌ها و مشقت‌ها را تحمل نماییم، به مصیبتی بیشتر گرفتار خواهیم آمد. به عذابی دردناک تر و آتشی سوزان تر. چرا که در بیراهه حرکت کرده و از مسیر صحیح لحظه به لحظه دور تر شده‌ایم.اما اگر این نشانه‌ها را می‌دیدیم و به قدرت و حکمت بی‌انتهای خدای آسمان و زمین پی می‌بردیم، بی‌شک به راهی که او به ما نشان داده است گام می‌نهادیم. چون نتیجه چنین راهی جز خوشبختی نخواهد بود. این نتیجه آن -که بهشت برین و نعمت‌های بی‌انتها و دائمی خداوند است- ارزش تلاش شبانه روزی و تحمل سختی‌های بسیار را دارد.رسالت پیامبرانفَذَكِّرْ إِنَّمٰا أَنْتَ مُذَكِّرٌ ﴿٢١﴾ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ﴿٢٢﴾پس یادآوری کن [انسان‌ها را] که تو فقط تذکّر دهنده هستی؛ تو مسلّط بر آنان نیستیحال که تفکر در نشانه‌های خداوند انسان را به سعادت می‌رساند و غفلت از آن‌ها انسان را به تباهی می‌کشاند، خداوند مهربان برای نجات ما انسان ها مامورانی فرستاده است.پس ای پیامبر! ماموریت تو این است که نشانه‌های خداوند را برای انسان‌ها یادآوری کنی و آن‌ها را از غفلت بیدار نمایی.البته سرانجام هر کسی به تصمیم‌های خودش بستگی دارد. در نتیجه ماموران الهی به جای کسی تصمیم نمی‌گیرند. بلکه تنها زمینه را آماده می‌کنند تا خود انسان‌ها راه سعادت و خوشبختی را انتخاب کنند.إِلاّٰ مَنْ تَوَلّٰى وَ كَفَرَ ﴿٢٣﴾ فَيُعَذِّبُهُ اللّٰهُ الْعَذٰابَ الْأَكْبَرَ ﴿٢٤﴾ إِنَّ إِلَيْنٰا إِيٰابَهُمْ ﴿٢٥﴾ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنٰا حِسٰابَهُمْ ﴿٢٦﴾به جز کسی که روی گرداند و پنهان کرد. خداوند او را به عذاب بزرگ عذاب خواهد کرد. قطعا بازگشت آنها نزد ماست. سپس حسابرسی آنها بر عهده ماست.ولی آیا تذکّر دادن به همه انسان‌ها فایده دارد؟ خیر! تذکر دادنِ کسانی که روی گردانده‌اند و حق و حقیقت را پوشانده‌اند فایده‌ای نخواهد داشت. چرا که آنان با اینکه حق را فهمیده‌اند از آن روی گردانده و آن را کتمان کرده‌اند. سرنوشت این‌ها همان عذاب بزرگی است که در روز قیامت خواهند دید. و بی‌شک آن‌ها به این عذاب گرفتار می‌شوند؛ چون اولاً آن‌ها نزد خداوند بازخواهند گشت و ثانیا حساب و کتاب آن‌ها بر عهده خداوند است.جرعه ای تفکرما نیز با نعمت‌های بسیاری سر و کار داریم که از آن‌ها غافل هستیم. آیا سزاوار نیست که این نعمت‌ها را شمرده و با تفکر در آن‌ها نشانه‌های قدرت و عظمت خداوند را در آن بنگریم؟ </description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Feb 2021 08:19:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به سوره فجر</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%AC%D8%B1-kto2jvzdhzeg</link>
                <description>مقدمهاین سوره ما را با یکی از انحرافات جامعه بشری آشنا می‌کند. اندیشه‌ای غلط که آثار مخرب آن زندگی دنیا و آخرت انسان از بین خواهد برد. این اندیشه که در جامعه جاهلی مکه رواج داشته است، اکنون نیز در بین بسیاری از انسان‌ها و حتی مسلمانان و اطرافیان ما نیز طرفدارانی دارد.از این رو دقت در مفاهیم این سوره به ما کمک می‌کند تا در فضای مسموم جامعه بشری، اندیشه خود را ایمنی بخشیم و همچنین به روشنگری و راهنمایی دیگران بپردازیم.این سوره کوتاه از شش قسمت تشکیل شده است:قسمت اول قسم و تاکیدی است که سوره با آن آغاز می‌شود.قسمت دوم اشاره به برخی تمدن‌های مادی بشری و سرنوشت آن‌ها در دنیاست.سومین قسمت به ریشه‌یابی انحرافات پرداخته.نقد اندیشه جاهلی -که ریشه انحرافات آن اقوام بوده است- در قسمت چهارم بیان شده.پنجمین قسمت به بیان سرنوشت ابدی آن انسان‌های به ظاهر متمدن اشاره کرده است.و آخرین قسمت؛ سرنوشت انسان‌هایی که در نقطه مقابل منحرفین بوده‌اند را گزارش می‌دهد.قسمت اول: قسم و جواب قسموَالْفَجْرِ ﴿١﴾ وَلَيَالٍ عَشْرٍ ﴿٢﴾ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ﴿٣﴾ وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ ﴿٤﴾ هَلْ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ﴿٥﴾در ابتدای سوره، خداوند متعال به 5 چیز قسم خورده است:قسم به فجر، قسم به شب‌های دهگانه، قسم زوج و فرد، قسم به شب هنگامی که می‌رود.اما منظور خداوند از این موارد چیست؟منظور از «فجر»، صبحگاه روز اول ذی الحجه یا صبحگاه روز عید قربان است. «شب‌های دهگانه» نیز، ده شب اول ذی الحجه است که اعمال خاصی دارد. منظور از «زوج» روز هشتم ذی الحجه یعنی «یوم الترویه» و مقصود از «فرد» روز نهم ذی الحجه یا همان روز عرفه است. و «شب هنگامی که می‌رود» منظور منظور شب عید قربان است که می‌رود و روز عید طلوع می‌کند.در آیه بعد باز این قسم‌ها را تاکید می‌کند: قسم خوردن به این موارد برای انسان با عقل و شعور مهم است و به آن توجه می‌کند.پس از این قسم‌ها، خداوند جواب قسم را بیان نکرده. در چنین مواردی که یک جمله مشخص جواب قسم نیست، در واقع تمام آنچه بعد از قسم می‌آید جواب است. یعنی خداوند با این قسم‌ها می‌خواسته همه محتوای سوره را تایید و تاکید کند.قسمت دوم: دنیاگرایان و سرنوشت آن‌هاأَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ﴿٦﴾ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿٧﴾ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ﴿٨﴾ وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ ﴿٩﴾ وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ ﴿١٠﴾ الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ ﴿١١﴾ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ ﴿١٢﴾ فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ ﴿١٣﴾ إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ﴿١٤﴾اهرام ثلاثه مصر اکنون نیز جزو شگفتی های جهان اندسپس خدای متعال به سرنوشت برخی اقوام گذشته اشاره کرده است:قوم عاد که ساختمان‌هایی با ستونی های بلند و سترگ داشتند. ستون هایی که شبیه آن ساخته نشده بود.قوم ثمود که کوه‌ها را می‌تراشیدند و خانه و کاشانه و شهر خود را در دل کوه بنا کرده بودند.و قوم فرعون که دارای بناهای عظیمی بود که همچون میخ بر زمین ساخته شده بودند.این سه قوم که هر سه در اوج تمدن مادی بودند و کسی با آن‌ها توان رقابت نداشت، یک ویژگی مشترک دیگر نیز داشتند: آن‌ها جامعه ای بودند که علیه خداوند متعال طغیان کردند. نتیجه این سرکشی و طغیان مقابل خداوند چیزی جز فسادانگیزی در زمین نبود.آن‌ها اگرچه بزرگترین تمدن‌های بشری بودند، ولی آن‌هنگام که به فساد و سرکشی پرداختند، شلاق های عذاب خداوند بر آنان نواخته شد.این مجازات یک اقدام استثنایی نبود. بلکه خداوند همیشه در کمین افراد سرکش و خرابکار است تا در موقع لزوم با آن‌ها به سختی برخورد کند.قسمت سوم: منطق کافران، ریشه طغیانفَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ ﴿١٥﴾ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ﴿١٦﴾در ادامه سوره خداوند به ریشه یابی این مسئله پرداخته است.انسان‌ها اینگونه‌اند: اگر با نعمت‌ها و روزی‌های خداوند مورد آزمایش قرار بگیرند؛ گمان می‌کنند خداوند به آن‌ها احترام ویژه‌ای گذاشته و اگر با تنگ‌دستی آزمایش شوند؛ گمان می‌برند که خداوند آن‌ها را خوار و خفیف دانسته.این تصور غلط آدمیان از آن جهت است که ارزش‌گذاری آنان دنیایی است. هرکه را که دارا تر باشد، خوب تر و هرکه را که ندارتر باشد ‌تر می‌پندارند. در نتیجه گمان می‌کنند که خداوند نیز چنین با آن‌ها معامله می‌کند. پس اگر به کسی امکاناتی داده، حتما او را عزیز داشته و اگر دیگری را از امکانات مادی محروم کرده است، او را خوار و بی ارزش دانسته است.این افراد ثبات نفس ندارند. با گشایش مادی در زندگی مغرور می‌شوند و با تنگ دستی در آن ناامید می‌شوند.اقوامی که نام آن‌ها آورده شد نیز با چنین توهمی زندگی می‌کردند. لذا وقتی خداوند به آن‌ها امکانات مالی و دنیایی فراوان داد -تا جایی که برخی از آثار آن‌ها هنوز مورد اعجاب بشر است- خود را برگزیده خدا دانستند و مردمِ مستضعف را موجوداتی بی‌ارزش و پست شمردند. این توهم و خود بزرگ پنداری سبب شد که دست به طغیان و فساد زدند و عذاب خداوند دنیای آنان را نابود ساختقسمت چهارم: منطق خداوندكَلَّا ۖ بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ ﴿١٧﴾ وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ ﴿١٨﴾ وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا ﴿١٩﴾ وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا ﴿٢٠﴾خداوند به هیچ وجه این منطق را قبول نداشته و خطاب به چنین انسان‌هایی می‌فرماید: شما چطور خود را برگزیده پنداشتید در حالی که یتیمان را محترم نمی‌دارید؟! چگونه خود را برتر دانستید در حالی که برای یاری کردن به مساکین تشویق نمی‌کنید؟! شما همان‌هایی هستید که ارث و میراث را یک جا بالا می‌کشید و مراعات حلال و حرام نمی‌کنید. همان‌هایی که پول پرستید و این پول پرستی شما را به این سرنوشت کشانده است.اکنون دوباره به قسم‌های ابتدای سوره خواهیم داشت.اولین نکته این است که دهه ذی الحجة حتی برای عرب‌های پیش از اسلام نیز محترم بوده است. به همین جهت است که خداوند به آن‌ها قسم می‌خورد.نکته دوم اینکه ایام و اعمال حج برای ارتباط با خدا و دوری از دنیا است. از این روست که خداوند هنگام نقد دنیا پرستی به چنین ایامی قسم خورده است.و نکته سوم اینکه نابودی این ظالمان تاریخ مانند رفتن شب و طلوع خورشید است.قسمت پنجم: نهایت کار دنیا گرایانكَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا ﴿٢١﴾ وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ﴿٢٢﴾ وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ ۚ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّىٰ لَهُ الذِّكْرَىٰ ﴿٢٣﴾يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ﴿٢٤﴾ فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ ﴿٢٥﴾ وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ ﴿٢٦﴾یک بار دیگر خداوند تاکید می‌کند که اندیشه کافرانِ دنیا‌زده صحیح نیست. بلکه در روز قیامت -آن هنگام که زمین و دارایی‌های این‌ها کوبیده و نابود می‌شود، در آن روزی که خداوند و ملائکه حاضر می‌شوند، در آن روزی که جهنم آماده می‌شود- در آن روز این دنیا پرستان متوجه اشتباه خود خواهند شد. ولی این فهم دیگر فایده‌ای ندارد. خودشان هم می‌فهمند که دیگر کار از کار گذشته و باید پیش از این به فکر زندگی خود می‌افتادند. لذا عذابی خواهند چشید که کسی آن را نچشیده و به بندی کشیده خواهند شد که کسی چنان در غل و زنجیر نرفته باشد.قسمت ششم: سرنوشت انسان‌های خداباوريَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧﴾ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿٢٨﴾ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿٢٩﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿٣٠﴾در مقابل افراد دنیا گرا، گروهی دیگر هستند. گروهی که در نفس خود به اطمینان رسیده‌اند. نه با نعمت‌های خداوند دست و پای خود را گم می‌کنند و دست به طغیان می‌زنند و نه با سختگیری‌های خداوند ناامید می‌شوند. اینان همواره متوجه‌اند که هم دارایی‌ها آزمایش خداوند است و هم ناداری‌ها. این‌ها همواره به خدایِ خود اطمینان دارد و در آرامش نفس زندگی می‌کنند. این دسته نیز در آخر کار به سمت پروردگار خود باز می‌گردند. اما بازگشتی که هر دو از یکدیگر راضی و خوشنود هستند. اینان در زمره بندگان خدا خواهند و به بهشت برین وارد خواهند شد.یک نکتهاین سوره در فضای رعب‌آوری که برای مسلمانان در مکه ایجاد شده بود حامل تو پیام مهم است:پیام اول برای کافران قریش که به دارایی خود می‌بالیدند و خود را سروران عرب و جهان می‌پنداشتند. آن‌ها از این پیام به شدت نگران شدند.پیام دوم برای مسلمانان و مومنانی که در سختی مقابله با زورمداران قریش زندگی می‌کردند. آن‌ها نیز با این سوره امیدوار شده و استقامت و مبارزه خود ادامه دادند.جرعه‌ای تفکرآیا تفکر ما خیلی با تفکر سرکشان و خرابکاران تاریخ متفاوت است؟آیا تمدن غرب و آمریکا تفاوتی با تمدن‌های عاد و ثمود و فرعون دارد؟آیا ما از تاریخ قطعی عبرت خواهیم گرفت؟</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Tue, 09 Feb 2021 20:33:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح دعای مکارم الاخلاق (7)</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-7-befmt95k3atq</link>
                <description>(6) اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ خَصْلَةً تُعَابُ مِنِّي إِلَّا أَصْلَحْتَهَا، وَ لَا عَائِبَةً أُوَنَّبُ بِهَا إِلَّا حَسَّنْتَهَا، وَ لَا أُكْرُومَةً فِيَّ نَاقِصَةً إِلَّا أَتْمَمْتَهَا.همت بلند در دعاهمت بلند، از آداب دعا کردن است. یعنی هنگام درخواست از خداوند نباید به کم خواست. زیرا دعا، درخواست  از خدایی است که قدرت بی نهایت دارد. دارایی او نیز بی اندازه است و مهر و مهربانی اش از اندازه بیرون. پس چرا نباید از او بهترین ها و بیشترین ها را درخواست کنیم؟ آیا دلیلی جز همت پست و پایین وجود خواهد داشت؟زینت عابدان در این بند از دعای مکارم الاخلاق، این ادب را به خوبی برای ما به نمایش گذاشته است.هیچ نقصی باقی نماندایشان در مرحله اول از پروردگار خود خواسته هر عیبی که در او هست را اصلاح نمیاید. هر عیبی که موجب سرزنش  دیگران میشود. در مرحله دوم درخواست سید الساجدین این است که هر آنچه میتواند مایه سرزنش شود -چه مردم بفهمند یا نفهمند و سرزنش کنند یا نکنند- تبدیل به نیکی و خوبی شود. و در مرحله آخر برای عیب های خود دعا نمیکند؛ بلکه از خداوند میخواهد خوبی ها و اخلاق حسنه او را به نهایت کمال برساند. یعنی اگر من بخشنده هستم ولی به اندازه ای محدود، خداوندا! بخشندگی را در من تقویت کن تا بیشتر انفاق کنم. یا اگر من اهل احترام به دیگران هستم و تا اندازه ای، بار الها این ویژگی را در من تکمیل نما تا بهترین احترام ها را با دیگران بگذارم و ... .نه بدی باشد و نه خوبی کمهمچنین از حضرت می آموزیم که دعا فقط برای رفع زشتی ها و عیب ها نیست. بلکه برای خوبی ها و کمال ها نیز باید دعا کرد. باید از خدا خواست تا آنها را نیز کامل تر کند و نقصان را از خوبی های ما بردارد.هر آنچه خدا بخواهد همان استخداوند قادر مطلق است. در تاریخ شواهد متعددی برای این موضوع و جود دارد. از جمله ماجرای حضرت یوسف علیه السلام است. در این داستان، همه عواملی که برای شکست و نابودی حضرت یوسف طراحی شده، به خواست خداوند نه تنها از کار افتاده، بلکه خود آنها عامل موفقیت و پیروزی آن پیامبر الهی قرار گرفته است.به عنوان مثال برادران یوسف نقشه کشیدند که او را در چاه بیاندازند تا از بین برود یا از یادها برود و گم شود. به امر خداوند همین در چاه افتادن سبب آشنایی او با عزیز مصر شد. یا زلیخا علیه یوسف توطئه ای چید و او را به زندان انداخت تا خوار شود. ولی همین زندان رفتن -به واسطه دو زندانی همراه او- سبب شد او به مقام والایی در حکومت مصر برسد.از این سنخ جریان ها که نشان دهنده قدرت بی نهایت خداوند است در تاریخ بسیار است. خواندن و تفکر در داستان پیامبران ما را به این یقین میرساند که خداوند بر هر کاری تواناست و اگر کسی پشتوانه خود را خداوند بداند، از هیچ چیزی هراس نخواهد داشت.</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Feb 2021 10:42:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح دعای مکارم الاخلاق (6)</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-6-sendcxtuxtgr</link>
                <description>(5) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ مَتِّعْنِي بِهُدًى صَالِحٍ لَا أَسْتَبْدِلُ بِهِ، وَ طَرِيقَةِ حَقٍّ لَا أَزِيغُ عَنْهَا، وَ نِيَّةِ رُشْدٍ لَا أَشُكُّ فِيهَا، وَ عَمِّرْنِي مَا كَانَ عُمُرِي بِذْلَةً فِي طَاعَتِكَ، فَإِذَا كَانَ عُمُرِي مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ فَاقْبِضْنِي إِلَيْكَ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَيَّ، أَوْ يَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَيَّ.گام های اشتباهگاهی اوقات انسان از اساس مسیر حق را رها میکند. به تعبیر دیگر، مسیر هدایت را با غیر آن مسیر جابجا میکند.گاهی قصد جدایی از مسیر حق را ندارد؛ اما دچار انحراف و گمراهی میشود.گاهی از مسیر حق منحرف هم نشده، ولی با شک و تردید در این مسیر گام برمیدارد.امام سجاد برای هر سه مرتبه از خداوند درخواست امداد کرده است. هم در مسیر حق بماند و راه دیگری را برنگزیدند. هم در این مسیر دچار انحراف و گمراهی نشود. و هم راه خود را با یقین اطمینان ادامه دهد.اگر این سه دعا در حق کسی مستجاب شود، او در مسیر اطاعت خداست. امام زین العابدین زندگی این چنینی را دوست دارد و از خداوند میخواهد به او طول عمر بدهد؛ البته تا وقتی که زندگی او در همین مسیر است.غیر از راه خداوند، همه گمراهی استفرزند امام حسین زندگی را این گونه میبیند: یا در مسیر خداست، یا چراگاه شیطان. راه سومی وجود ندارد. مادامی که اطاعت خداوند میکنیم، در مسیر او هستیم. و اگر درنگی از مسیر اطاعت خدا خارج شدیم، در همان لحظه چراگاهی برای شیطانیم. عمق فلاکت برای انسان معصیت کار این است که هیچ بهره از زندگی خود ندارد. حتی عمرش مرتعی است که شیطان در آن میچرد و پروار میشود نه اینکه برای او منفعتی داشته باشد.و یک نکته مهم:ما برای طول عمر خود و دیگران بسیار دعا میکنیم. ولی آیا این یک دعای کامل است؟امام سجاد علیه السلام از خداوند عمر طولانی میخواهند؛ اما عمری که در مسیر طاعت خدا باشد. یعنی طول عمر هنگامی ارزشمند است که در یک مسیر و هدف صحیحی باشد. در غیر این صورت همان بهتر که انسان بمیرد. چرا که این زندگانی به قیمت غضب و خشم دائمی خدا تمام خواهد شد.</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jan 2021 14:40:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح دعای مکارم الاخلاق (5)</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-5-tnkvcganiadt</link>
                <description>بند چهارم(4) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَرْفَعْنِي فِي النَّاسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِي عِنْدَ نَفْسِي مِثْلَهَا، وَ لَا تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا.چهارمین بند از دعای مکارم الاخلاق شامل دو درخواست است. درخواست فرزند امام حسین از خداوند چنین است:خدایا جایگاهم را نزد مردم هیچ افزایش مده، مگر اینکه در پیش خودم همان قدر پایینم آوری و هیچ عزت ظاهری را روزیم نگردان، مگر به همان اندازه ذلت باطنی به من داده باشی.این درخواست سیدالساجدین علیه السلام، برخواسته از همان نگاه آسیب شناسانه آن حضرت است. ایشان جایگاه و مقام در نزد مردم را نعمت خداوند میداند ولی نگران است که این نعمت او را به انحراف بکشد. همچنین عزتمندی را نعمتی دیگر میداند که از عواقب آن مضطرب است. در نتیجه برای رفع انحرافات از خود دست به دعا برداشته است.هر نعمتی، نیازمند ظرفیت استبه صورت کلی تر درخواست امام سجاد از خداوند این استکه: پیش از هر نعمتی، ظرفیت بهره مندی از آن را در من ایجاد کن. وگرنه همان نعمت موجب فساد و نابودی من خواهد شد. اگر قرار است جایگاهی در بین مردم به من دهی، ظرفیت آن را نیز در من ایجاد کن. وگرنه غرور و تکبر و فخرفروشی، من را نابود خواهد کرد. همچنین اگر عزت ظاهری را روزی من میکنی، حتما در نفسم من را خوار گردان تا مغرور نشده و در مسیر زوال قرار نگیرم.باید دقت داشت که هرکه از نعمت خداوند بیشتر بهره مند شده، باید در مقابل او خاکسارتر باشد. در نتیجه اگر خداوند عزت و احترام را به ما داده است، ما باید بدانیم که اینها نعمت الهی است، و در نتیجه ما بیشتر زیر دین خدا رفته ایم و باید شاکرتر و متواضع تر در مقابل خداوند باشیم.یکی از مصادیق مهم این ظرفیت داشتن، همراهی علم و حلم است. علم و آگاهی سبب میشود تا انسان از پشت پرده بسیاری از مسائل آگاه شود. حال اگر این علم همراه با برداری و حلم نباشد، انسان به نزاع با دیگران مشغول شده و در نتیجه آبروی آنان را بده و خود را نابود میکند.شرح دعای مکارم الاخلاق (1)شرح دعای مکارم الاخلاق (2)شرح دعای مکارم الاخلاق (3)شرح دعای مکارم الاخلاق (4)</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jan 2021 08:24:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح دعای مکارم الاخلاق (4)</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-4-hgmaskr8uhai</link>
                <description>بند سوماللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اکْفِنِی مَا یَشْغَلُنِی  الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَ  اسْتَفْرِغْ أَیَّامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَهُ، وَ أَغْنِنِی وَ أَوْسِعْ  عَلَیَّ فِی رِزْقِکَ، وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ، وَ أَعِزَّنِی وَ  لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ، وَ عَبِّدْنِی لَکَ وَ لَا تُفْسِدْ  عِبَادَتِی بِالْعُجْبِ، وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ  لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ، وَ  اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ.هدف از بی نیازی مالی و عزت مندی چیست؟پیش از این، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست داشت تا زمینه را برای اخلاق و رفتار صحیح آماده کند. از او خواست تا آسودگی خاطری برای او حاصل شود که بتواند به وظایف اصلی بپردازد. سپس تقاضا کرد که از نظر مالی و مادی محتاج نباشد و البته مبتلا به سرخوشی و چشم و همچشمی نگردد. همچنین عزتمندی خود را از ایزد منان تقاضا کرد. ولی سریع از آفت آن که کبر و غرور بود دوری نمود. حال در ادامه حضرت به اهداف خود از این دعاها اشاره میکند. ایشان همه این درخواست ها را به این منظور داشت که به وظایف اصلی خود بپردازد. وظایف اصلی یعنی عبادت، خدمت به مردم و اخلاق حسنه. از این رو در ادامه این سه مورد را از خداوند درخواست کرده است.انسان سه نوع رابطه دارداول از همه امام زین العابدین میخواهد رابطه خود و خدا را اصلاح کند. در نتیجه درخواست او در خداوند این است که خدایا! من را بنده خودت قرار بده. اما باز هم نگران است که همین عبادت هم او را گمراه کند. چرا که ممکن است کسی که اهل عبادت است، دچار خودشیفتگی شود. در این صورت هم خودش گمراه شده و هم عباداتش از بین خواهد رفت. در نتیجه از پروردگاه عالمیان تقاضا میکند که عجب و خودپسندی در او راه نیابد. در مرحله دوم امام چهارم به فکر رابطه خود و  خلق است. او میخواهد تا با مخلوقات خدا رابطه ای خوب بسازد. در نتیجه از خداوند میخواهد او را واسطه خیر و برکت قرار دهد. حال که خداوند او را بی نیاز کرده، او نیز از مردم دستگیری کند و به آنها کمک برساند. و مانند موارد قبل باز هم نگران است که این کارهای خیر با منت گذاشتن از بین برود. در نتیجه از ایزد متعال میخواهد که او را از این آسیب نیز محفوظ بدارد.و در نهایت به رابطه خود، با خودش میپردازد. اخلاق نیکو نتیجه رابطه ای صحیح با خود است. چرا که انسانی که خود را ارزشمند بداند، اخلاق و رفتار نیکو خواهد داشت. ولی اگر برای خود ارزشی قائل نباشد، هر کاری از او سرخواهد زد. پس دعای ایشان این است که اخلاق من را نیکو گردان. ولی باز هم نگران است که این خوبی اخلاق سبب انحراف او شود. اخلاق خوب سبب شود که انسان فخر فروشی کند و خود را بزرگ بپندارد. پس از خداوند خواسته تا این آسیب را نیز از او دور کند.یک نکتهحتما باید به این نکته توجه داشت که انسان در هر حالی مورد امتحان است. حتی آن زمانی که اهل عبادت شده و اخلاق خوبی دارد و به مردم کمک میکند. در چنین حالتی نیز او باید از خود مراقبت کند تا آسیب ها و آفات او را از پای در نیاورد. به صورت کلی مومن هیچ ها خیالش از خودش آسوده نیست و همواره نگران انحرافات و آسیب هاست. ما نیز در زندگی خود در هر مرحله ای که هستیم، باید مراقب باشیم تا این آفات و آسیب ها ما را گمراه نکند.شرح دعای مکارم الاخلاق (1)شرح دعای مکارم الاخلاق (2)شرح دعای مکارم الاخلاق (3)</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jan 2021 15:53:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح دعای مکارم الاخلاق (3)</title>
                <link>https://virgool.io/@maba.1357/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-3-cg1ic3mjahyt</link>
                <description>بند سوماللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اکْفِنِی مَا یَشْغَلُنِی الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَیَّامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَهُ، وَ أَغْنِنِی وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِکَ، وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ، وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ، وَ عَبِّدْنِی لَکَ وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْبِ، وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ.بند سوم از دعای مکارم الاخلاقدر اوقات فراغت چه باید کرد؟در سومین بخش از این بند، حضرت زین العابدین از خداوند میخواهد تا روزگار او را خلوت کند. اما هدف از این خواسته چیست؟ ایشان آسودگی را برای آسایش و رفاه و تن پروری نمیخواهد؛ بلکه این فراغت را برای پیگیری هدف آفرینش خود طلب میکند.هدف خلقت هر کسی، رسیدن به کمال اوست. پس اگر کسی در راستای این هدف تلاش نکند، زمان خود را برای رسیدن دیگران به سود و سرمایه سپری کرده است. او سرمایه عمر داده؛ اما هیچ سودی از آن نبرده است.جالب توجه اینکه سید الساجدین علیه السلام از خداوند تقاضا دارد که همه عمرش به این روش بگذرد. او میخواهد همه عمر، به دنبال هدف خلقتش باشد. نه اینکه مدتی را به آباد کردن دنیا بپردازد، مدتی را به خوشگذرانی و در نهایت بخشی را هم به دنبال این هدف باشد.بی نیازی مالی و عزتمندی پیش نیاز رسیدن به مکارم اخلاقدرخواست بعدی امام سجاد این است که خداوند نیازهای مالی و مادی او را برطرف سازد. ایشان از خداوند میخواهد تا او را بی نیاز ساخته و رزق و روزی او را زیاد گرداند. انگیزه امام از این خواسته، رسیدن به همان فراغت بالی است که پیش از این در طلب آن بوده.بی نیازی مالی لازم است، ولی باید مراقب آفات آن بود.اما آیا بی نیازی مادی همواره فراغت بال به همراه خواهد داشت؟ هرگز اینگونه نیست، چرا که اگر انسان دچار چشم و هم چشمی شد، همین مال و امکانات سبب دل مشغولی او میشود. اگر به جای استفاده از دارایی ها، به دنبال ذخیره کردن آن رفت و به تعبیر قرآنی، به دنبال زیاده خواهی (تکاثر) افتاد، رفاه مادی و مالی او را از پرداختن به هدف خلقت دور خواهد کرد. در نتیجه چهارمین امام شیعیان بلافاصله از خداوند میخواهد تا او را از گرفتار شدن به چشم و هم چشمی حفظ نماید.همچنین ایشان تقاضای عزت میکند. چرا که دغدغه اصلی انسان ذلیل، کسب عزت است. در چنین حالتی او نمیتواند به اهداف آفرینش خود بپردازد. اما باز این عزت هم گاهی مانع راه میشود. چون آدمی که عزت‌مند شد، زمینه کبر و تکبر در او زیاد میگردد. همین خود بزرگ بینی و تکبر، مانع پرداختن به وظیفه اصلی خواهد شد. پس امام در این بخش نیز بلافاصله بعد از درخواست عزت از خداوند، آفت آن را ذکر کرده و میخواهد کبر از او دور گردد.شرح دعای مکارم الاخلاق (1)شرح دعای مکارم الاخلاق (2)</description>
                <category>مهدی بخشی</category>
                <author>مهدی بخشی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jan 2021 12:18:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>