<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی فلاح</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@madflh</link>
        <description>دانشجو - به دنبال ایجاد تغییری مثبت - اینجا مطالبی که یاد میگیرم رو به اشتراک میذارم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:52:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/133977/avatar/2HdqmW.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی فلاح</title>
            <link>https://virgool.io/@madflh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آموزش؛ پیشرفت های روز یا فقر</title>
                <link>https://virgool.io/@madflh/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D9%82%D8%B1-eza9mmjkcml1</link>
                <description>در تعریف موکس یا Massive Open Online Courses، به دوره هایی اطلاق میشود که به صورت آنلاین و رایگان پذیرای تعداد بسیار زیادی از شرکت کنندگان هستند. بدون اینکه وارد جزئیات بیشتر در تعریف و ویژگی های موکس شویم، به هدف اصلی ایجاد و توسعه آن میپردازیم.هدف اصلی از توسعه موکس، کمک به آموزش کسانی است که در مناطق کم برخوردار زندگی میکنند و دسترسی به دانشگاه ها و دوره ها و اساتید برتر را ندارند و یا کسانی که استطاعت مالی برای برخورداری از این امکانات را ندارند. اما آیا در واقعیت هم شرایط به این گونه است؟در دو تحقیق که در سال 2014 توسط هو و همکارانش از دانشگاه هاروارد و MIT و هلندس و همکارانش از دانشگاه کلمبیا صورت گرفت، نتایجی که حاصل شد نشان دهنده این واقعیت بود که بیشتر افرادی که در دوره های موکس مورد مطالعه شرکت داشتند، از پیش از شرکت در دوره دارای تحصیلات مناسب و شغل بودند.ظاهرا اتفاقی که در واقعیت در حال رخ دادن است، برعکس انتظار ما کمک به افراد با تحصیلات پایین و بدون شغل برای ارتقای وضعیت و سطح زندگی خود نیست، بلکه فراهم آوردن شرایطی برای افراد با وضعیت تحصیلی و شغلی مناسب برای رشد بیشتر است.در واقع منظور بنده این نیست که باید جلوی افراد با وضعیت تحصیلی و شغلی مناسب برای رشد بیشتر گرفته شود، بلکه این است که ما باید به کاهش فاصله بین این دو قشر کمک کنیم، نه اینکه روز به روز شاهد افزایش اختلاف بین این دو قشر باشیم.شاید مشکل اصلی در مورد تمایل مردم به تحصیلات، فقر باشد. دیدگاه افراد خانواده ای که در رفع بسیاری از نیازهای اولیه خود مشکل دارند نسبت به تحصیلات و آموزش با دیدگاه خانواده ای که مشکلی در رفع نیازهای خود ندارد متفاوت است. در واقع در کنار پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی در ایجاد و گسترش روش های تازه آموزش، هنوز فقرزدایی یکی از اصلی ترین عوامل موثر در آموزش است.در نهایت باید اضافه کرد که موکس با اینکه سن کمی دارد اما کمک بزرگی به رفع محدودیت ها برای بسیاری از افراد در سراسر جهان برای دسترسی به آموزش باکیفیت کرده است؛ اما همچنان برای به بلوغ رسیدن و کمک هرچه بیشتر برای رسیدن به یکی از اهداف اصلی خود یعنی کاهش فاصله بین اقشار برخوردار و کم برخوردار در دسترسی به آموزش باکیفیت راهی طولانی در پیش دارد.</description>
                <category>مهدی فلاح</category>
                <author>مهدی فلاح</author>
                <pubDate>Sun, 11 Apr 2021 17:14:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا سخت گیری های دولت (محدودیت های کرونایی) پاسخی مناسب به کووید بوده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@madflh/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-immwwjuarbai</link>
                <description>در تصویر فوق آمار ابتلا های جدید به صورت روزانه به کووید-19 را تا تاریخ 16ام آذر مشاهده میفرمایید.اما برای بررسی اثر گذاری محدودیت های کرونایی، باید نمودار ها را به صورت دقیق تر مورد بررسی قرار بدهیم.برای بررسی بهتر نمودار ابتلاهای جدید را به چند قسمت تقسیم میکنیم.همچنین نمودار سخت گیری دولت (محدودیت ها) را هم در همان بازه های نمودار قبلی تقسیم بندی میکنیم.در ادامه به نتیجه گیری هایی که از بررسی هردو نمودار در بازه های زمانی یکسان بدست آمد میپردازیم:شماره 1: افزایش محدودیت ها از کمترین مقدار خود، تا حدودی باعث کاهش شیب ابتلا در ابتدای موج اول میشود (اواخر اسفند 98)شماره 2: با افزایش بیشتر محدودیت ها به حدود 60، عبور از پیک موج اول صورت میگیرد. (اواسط فروردین)شماره 3: کاهش محدودیت ها باعث صعودی شدن شیب ابتلا های روزانه میشود. (اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد)شماره 4: با افزایش دوباره محدودیت ها به حدود 60، شیب نمودار کنترل و به صورت کفه در می آید. (اواسط خرداد تا اواسط مرداد)شماره 5: با ادامه همین سطح از محدودیت ها حتی شیب نمودار ابتلا برای مدتی منفی میشود. (اواسط مرداد تا اواسط شهریور)شماره 6: افزایش محدودیت ها پس از یک دوره کوتاه کاهش آن، موجب کاهش شیب صعودی ابتلا های جدید میشود. (اواسط مهر)شماره 7: با افزایش محدودیت ها به حداکثر مقدار خود، موج وحشتناک سوم تا حدودی کنترل میشود. (آذر)هرچند کاهش دوباره محدودیت ها باعث افزایش دوباره ابتلا های جدید میشود.مطابق بعضی پیش بینی ها، آمار ابتلاهای جدید روزانه تا اوایل دی ماه روندی افزایشی خواهد داشت.هرچند نمیتوان محدودیت ها را  تنها عامل افزایش و کاهش شیب ابتلای روزانه دانست، اما نمیتوان از اثر مهم  آن چشم پوشی کرد و میتوان آن را پاسخی مناسب دانست.</description>
                <category>مهدی فلاح</category>
                <author>مهدی فلاح</author>
                <pubDate>Mon, 07 Dec 2020 23:16:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرار مغزها (اثری بزرگتر از اونچه فکرشو بکنیم)</title>
                <link>https://virgool.io/@madflh/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%B4%D9%88-%D8%A8%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-qes7xk8cwfhz</link>
                <description>لئو زیلارد و آلبرت انیشتین دو دانشمند که به ایالات متحده مهاجرت کردندیکی از اتفاقاتی که سرنوشت جهان رو عوض کرد، جنگ جهانی دوم بود. و یکی از چیزهایی که باعث اتمام جنگ جهانی دوم شد، استفاده ایالات متحده از بمب اتم و مجبور کردن ژاپن (متحد آلمان نازی) به تسلیم شدن بود. دو بمب اتم استفاده شده، پسر بچه (little boy) و مرد چاق (fat man) بودند که به ترتیب هیروشیما و ناکازاکی رو هدف قرار دادن. بمب هایی که در پروژه منهتن (Manhattan Project) ساخته شدند.اما ربط پروژه منهتن که آینده جهان رو تغییر داد به موضوع بحث ما یعنی فرار مغزها چیه؟برخلاف تصور خیلی ها، استارت پروژه منهتن توسط بزرگمردان سیاست یا ارتش ایالات متحده زده نشد. در واقع در سال ۱۹۳۹ نامه ای توسط تعدادی از دانشمندان و برندگان جایزه نوبل به فرانکلین رزولت رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا رسید که در اون نسبت به پتانسیل تولید نوع جدیدی از بمب های بسیار قوی در پروژه بمب اتمی آلمان نازی هشدار داده بود. و از ایالات متحده می خواست که اورانیوم مورد نیاز رو ذخیره و کار خودش رو برای تولید سلاح های اتمی شروع بکنه.این نامه توسط Leo Szilard، Eugene Wigner و Edward Teller که هرسه فیزیک دانانی متولد مجارستان با زمینه خانوادگی یهودی بودند نوشته شد که در جریان اشغال مجارستان توسط آلمان نازی به ایالات متحده پناهنده شده بودند. در نهایت نامه به امضای انیشتین فیزیک دان بزرگ قرن (که او هم زمینه خانوادگی یهودی داشت) و برنده جایزه نوبل که او هم به ایالات متحده پناهنده شده بود رسید و به رزولت ارسال شد.در حقیقت، نازی‌ها نتونستن به دستاوردهای لازم برای دستیابی به سلاح‌های اتمی که انیشتین و دیگر فیزیک دانان از اون واهمه داشتن دست پیدا کنند. دانشمندان زیادی از قلمرو تحت اشغال نازی‌ها فرار کردن تا دست آلمان ها رفته رفته از مغزهای متفکر سازنده‌ی بمب اتم خالی بشه. با اینکه نازی‌ها لنارد و ورنر هایزنبرگ (برندگان جایزه نوبل فیزیک) رو داشتن، اما به دلیل سیاست‌های هیتلر و آلمان نازی، دانشمندان درجه یک اتمی آلمان که اکثرا یهودی بودند، عمیقا احساس خطر میکردن و این به ضرر نازی‌ها و به سود ایالات متحده بود.متخصصان مهاجر، تخصص خودشون رو وارد پروژه منهتن میکردن. انریکو فرمی به دلیل وجود همین تبعیض‌ها و یهودی‌ستیزی‌ها علیه همسرش از ایتالیا گریخت. برای امیلیو سگره نیز همین صدق می‌کرد. رودولف پیرلز، فیزیکدان یهودی آلمانی که مقیم انگلستان بود و فلیکس بلوخ که برای مدت کوتاهی روی بمب کار کرد، از دیگر پناهندگان یهودی بودند که از دست رژیم آلمان نازی فرار کرده بودند. این گروه همراه با زیلارد و ویگنر، فوق ستاره‌های فیزیک قرن بیستم بودند.در واقع آلمان نازی قافیه رو به دانشمندانی باخت که میتونستن برگ برنده نازی ها در جنگ جهانی دوم باشن. شاید اگر آلمان نازی همچین رویه ای رو در پیش نگرفته بود و دانشمندانش به دشمنش پناهنده نمیشدن، نتیجه جنگ جهانی دوم طوری دیگه رقم میخورد و الان شرایط جهان فرق میکرد.عامل این فرار مغزها، نداشتن امنیت، نداشتن شغل و جایگاه مناسب بود.البته به صورت همزمان این امکانات برای خیلی از دانشمندان دیگه وجود داشت اما تفاوت این دو دسته دانشمند رو سیاست های آلمان نازی رقم میزد.</description>
                <category>مهدی فلاح</category>
                <author>مهدی فلاح</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jun 2020 01:28:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمترین مقاومت و اهمیتش در زندگی حرفه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@madflh/%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-p3ogzte4fnqz</link>
                <description>اصل کمترین مقاومت یا Least Resistance میگه : در صورتی که بازخورد دقیقی دریافت نشه، آدم به سمت کارهایی میره که در همین زمان راحت ترن و آسون تر انجام میشن. در حالی که در اکثر موارد این کارها، کارهای ارزش آفرین و مفیدی هم نیستن.این مشکلیه که زمانی که شخص در پی انجام وظایفشه هم پیش میاد، یعنی چون فرد هیچ بازخوردی دریافت نکرده و آگاهی دقیقی نسبت به شرایط خودش و کارش نداره به صورت خودکار به سمت آسون ترین راه ممکن برای انجام کارهاش میره که معمولاً این آسون ترین راه ها صرفاً باعث گذر از موقعیت (یا جون سالم به در بردن از مهلکه D: ) میشن و کار ارزشمند و درست و حسابی ای خلق نمیکنن و به قول خودمونی کار سمبل میشه (امیدوارم املاشو درست نوشته باشم البته :) )در عین حال همونطوری که همه میدونیم انسان در حالت نرمال موجودی بی دقت و آسان انگاره (چون حوصله دقیق شدن توی موضوع رو نداره چون انرژی بیشتری رو میطلبه) و خب بدون فیدبک و گزارش آماری، دید دقیق و درستی از شرایط نداریم، ینی حس میکنیم اوضاع داره خوب پیش میره در حالی که ممکنه فقط 20% کار انجام شده باشه و زمان کمی هم برای انجام 80% باقی مونده در اختیارمون باشه و ما همچنان حس خوبی از پیشرفت کار داریم. که این لزوم دریافت بازخورد و دقیق بودن توی آمار رو برای کارهایی که میخوایم ارزشمند باشن ایجاب میکنههمچنین ما آدما کلن موجوداتی هستیم که بیشتر از اینکه به چگونگی انجام کار توجه کنیم به انجام شدن یا نشدن کار توجه میکنیم. ینی حتی اگه کاری که انجام دادیم از کیفیت کافی برخوردار نباشه، فقط صرفاً چون انجام شده و توی لیست کارهایی که باید انجامشون میدادیم کنارش یه تیک خوشگل زدیم الان احساس رضایت میکنیم و پیگیر کیفیت کار نمیشیم که راستی کاری که انجام دادم از نظر کیفیت در چه سطحی بود؟!.در حالی که کیفیت کار بسیار مهمه. چرا؟چون : توی این دوره که رقابت داره بیشتر و بیشتر میشه و پاداش و موفقیت بیشتر و بهتر برای اون کسیه که توی کارش بهترینه، و برای اینکه توی کارمون بهترین باشیم لازمه کارهای ارزشمند تر و باکیفیت تری انجام بدیم و دیدمون رو فراتر از صرفاً انجام دادن کار ببریم ( یا ایده های جدید و خوب رو انجام بدیم یا همون کارهای قبلی رو با کیفیت بیشتری انجام بدیم)در صورتی که تمایل بر اینه که کار ارزشمندی ایجاد و پرزنت بشه (که با توجه به شرایط رقابت، هرکسی دنبال اینه) ، باید به این نکته توجه بشه که دریافت بازخورد دقیق بسیار مهم و حیاتیه و اثر زیادی روی کیفیت کار میذاره و این کیفیته که باعث تفاوت کارها و در نتیجه تفاوت در پاداش میشهموفق و پیروز باشید DEEP WORK, CAL NEWPORT</description>
                <category>مهدی فلاح</category>
                <author>مهدی فلاح</author>
                <pubDate>Tue, 03 Mar 2020 01:03:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا واقعن نوشتن اونقدری که فکر میکنیم سخته؟</title>
                <link>https://virgool.io/@madflh/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%D9%87-ukvmhiik9mrs</link>
                <description>توی شرایط جالبی دارم این مقاله رو مینویسمکلن چند سالی هست که به نوشتن علاقه پیدا کردم، نوشتن هر چیزی از عقاید و تفکراتم گرفته تا چیزایی که توشون متخصصم و کلی مطلب دیگه، اما نمیدونم چرا هیچوقت نتونستم اینکار رو انجام بدم. شاید چون آدم درونگرایی هستم هیچوقت به خودم این اجازه رو ندادم که با خیالی آسوده بنویسم، نمیدونم ...حتی اولین پروپوزال مربوط به حوزه کاریم رو هم با کلی سخت گیری و دنگ و فنگ و بعد از تلف کردن مدت زمان زیادی و تقریبن با اجبار استادم نوشتم و هنوز موفق نشدم خودمو جمع و جور بکنم که مقاله همون پروپوزال رو بنویسم D:وقتی اولین بار همین چند هفته پیش با ویرگول آشنا شدم خدا میدونه چقد خوشحال شدم که همچین فضایی هست که توش میشه از هر چیزی نوشت و از نوشته های دیگران هم یاد گرفت و یه جورایی عادتم شده که روز به این وبسایت سر میزنمو بالاخره تصمیم گرفتم این ترس رو کنار بزارم و بنویسم. مدتی درگیر این موضوع بودم که خب حالا از چی بنویسم؟ وقتی بین کلی مطلب جالب و جذاب گیر کرده بودم یهو به فکرم افتاد که اصلن همین بهتره که از سختی نوشتن و تجربه اولین نوشتنم بنویسماینکه وقتی آدم برای اولین بار میخواد یه کاریو انجام بده کاملن طبیعیه که اولش یه مقداری بلنگه، اما همین که کار رو شروع کنی و مدتی بگذره و تجربت توش بیشتر بشه کم کم و فقط با گذشت زمان بیشتر و تجربه بیشتر به متخصص اون کار تبدیل میشی. دقیقن مثل کارایی که الان توشون متخصصیم و اگه به اوایلش فکر کنیم میبینیم که خب از همون اول که اینجوری نبودیم و بالاخره از یه جایی اونم خیلی بی تجربه شروع کردیمدر هر حال خیلی خوشحالم که دارم برای اولین بار مینویسم، هرچند نمیشه اسمشو گذاشت یه مقاله اما از نوشتن همین مطلب به درد نخور هم واقعن خوشحالم و امیدوارم یه شروعی بشه برای اینکه من بعد با خیال راحت و بدون ترس بتونم بنویسم و چیزایی که بلدم رو با بقیه به اشتراک بذارمخلاصه فقط به یه JUST DO IT احتیاج داشتم :)اینکه شروع کنم فقط ...ممنون از اینکه وقت گرانبهاتون رو صرف مطالعه نوشته این حقیر کردید</description>
                <category>مهدی فلاح</category>
                <author>مهدی فلاح</author>
                <pubDate>Sun, 01 Mar 2020 05:26:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>