<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مدرسه توانگری و موفقیت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@madrasetavangari</link>
        <description>مدرسه توانگری، مدرسه ایی است برای یاد دادن و یاد گرفتن راههای موفقیت مالی با پرداختن به ریشه های اصلی عدم توانگر بودن افراد.جایی که یاد می گیریم چرا تا الان نتوانسته ایم و چکار کنیم که بتوانیم؟</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-28 02:52:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/29994/avatar/YK0Nyw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مدرسه توانگری و موفقیت</title>
            <link>https://virgool.io/@madrasetavangari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رشد کردن شما را میشه هک کرد!!</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%DA%A9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-x0rcnhjyxgta</link>
                <description> اصطلاح «هکر رشد» اولین بار توسط Sean Ellis در سال 2010 به کار برده شد. این شخص با شرکت‌های اینترنتی مختلف همکاری می‌کرد تا به آنها برای رشد کمک کند. افرادی خدمات او را در زمان نیاز به رشد کاربر خود، تنظیم فرآیندها، سیستم‌ها و غیره سفارش دادند. همچنین استارتاپ‌ها برای رشد تعداد کاربران و مشتریان به دنبال او می‌رفتند. از این رو، سین یک شخصیت شناخته شده‌ای در دهکده سیلیکون شد. بنابراین فرآیندها و ایده‌های اصلی را به مدیران می‌داد و بعد از مرتب شدن کارها به دنبال شخصی بود تا مسئولیت ادامه کار را به او بسپارند. تمام این خدمات پس از اینکه سین آنها را ترک می‌کرد، باید حفظ می‌شد.مشکل سین از اینجا شروع شد، هر زمانی که او پروژه را ترک می‌کرد، او باید جایگزین مناسبی برای خودش پیدا می‌کرد و این به عنوان یک مشکل اصلی ظاهر شد. بدین صورت که وقتی به دنبال جایگزین برای خود می‌گشت، رزومه‌های نامرتبطی بدستش می‌رسید، بسیاری از این افراد بازاریابان سنتی بودند. یعنی هم دارای مدرک بازاریابی و هم تجربه کاری بودند اما روش الیس برای رشد استارتاپ‌ها با اصول و تکنیک‌های سنتی بازاریابی متفاوت بود و اگر بازاریابان معمولی را جایگزین خود می‌کرد نتیجه خوبی بدست نمی‌آمد. در حالی که که برای راه‌اندازی یک استارتاپ شما به شخصی برای ساخت و مدیریت یک تیم بازاریابی یا ایجاد یک برنامه بازاریابی استراتژیک برای دستیابی به اهداف شرکت نیاز ندارید. در ابتدای استارتاپ، شما تنها به یک چیز به نام «رشد» نیاز دارید. سین برای یافتن این شخص در جامعه بازاریابان موفق نشد و بنابراین تصمیم گرفت مقاله جدیدی به نام Find a Growth Hacker for Your Startup (برای استارتاپ خود، هکر رشد بیابید) را در سال 2010 منتشر کند و این سرآغاز ایده هکر رشد شد. سین عمیق‌تر شد و ویژگی‌های متخصص جدید را به صورت فرمول درآورد. او یک هکر رشد را به عنوان شخصی که قطب اصلی آن رشد است توصیف کرد. می‌توان کلمه هکر را با چند معنای مختلف تعریف کرد: هکر شخصی باهوش و نوآور است که کار اصلی آن ایجاد راه حل برای رسیدن به هدف است. بنابراین از هر روشی استفاده می‌کند تا به هدفش برسد؛ مانند خرید یک API یا استفاده از یک نرم‌افزار. طبق تعریف سین الیس هکر رشد کسی است که فعالیت‌هایش در راستای رشد است و مانند قطب‌نمایی است که همیشه به سمت شمال می‌رود.در هر صورت، هکر رشد باید با نرم‌افزار هم آشنا باشد. اغلب او باید API، دیتابیس و دیگر ابزارها را داشته باشد تا تکامل استارتاپ‌ها پردازش شود. هکر رشد نباید متخصص نرم‌افزار قوی باشد اما او باید برنامه‌نویسی را به اندازه کافی درک کند تا دیگران را برای کد نویسی هماهنگ کند. به هر حال، محصولات در حال حاضر مبتنی بر تکنولوژی هستند و تسلط بر تکنولوژی برای رشد لازم خواهد بود. به طور کلی هکر رشد می‌خواهد موجب رشد استارتاپ‌ها شود، از این رو تمام روش‌های ممکن را ارزیابی می‌کند تا کم‌هزینه‌ترین و سریعترین روش را شناسایی کند. بنابراین آنچه که در مفهوم هکر رشد مهم است نتیجه گرا بودن فرد است. به طور کلی تمام تصمیم‌های هکر رشد در جهت رشد گرفته می‌شود و هر تاکتیکی که استفاده می‌کند به امید رشد بیشتر است.  بدون شک بازاریابان سنتی هم به رشد اهمیت می‌دهند اما نه به صورت بخصوص. هکر رشد بر روی یک هدف واحد متمرکز می‌شود بنابراین او قادر است تا به یک وظیفه‌ای دست یابد که در ابتدا مهم است. این تمرکز مطلق بر روی رشد، تعدادی از روش‌ها، ابزارها و بهترین شیوه‌ها را بوجود می‌آورد که به سادگی در مجموعه بازاریابی سنتی موجود نیست. بدین ترتیب، دیر یا زود شکاف بین دو رشته بیشتر و بیشتر تقویت می‌شود و تمایز بیشتری را بین هکر رشد و بازاریاب شکل داده است.   همانطور که قبلا ذکر شد، اینترنت به طور کلی واژه محصول را تغییر داده است. دنیای وب، مفهوم جدیدی از محصول را ارائه کرده است، بنابراین انتظار می‌رود نوع جدید از تفکر بوجود بیاید. به عنوان مثال یک محصول مانند هر شبکه اجتماعی به شما این امکان را می‌دهد تا محصولات آنها را با دوستان دیگر به اشتراک بگذارید تا تجربه خود را در پلتفرم آنها بهتر کنید. اما این تنها در مورد یک کالای واحد نیست. تغییرات جهانی شده است. توزیع محصول هم تغییر کرده است و کسانی که رفتار افراد آنلاین را درک می‌کنند قادر خواهند بود از این دانش برای رشد استارتاپ خود استفاده کنند. امروزه باید محصولات خود را به ویژه در این مکان‌ها ارتقا دهید تا دیده شوند.  madresetavangari@gmail.com</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Sat, 11 May 2019 13:56:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>(triz )حل مسئله در کسب و کار شما</title>
                <link>https://virgool.io/@madrasetavangari/triz-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-y0bhemrfuzle</link>
                <description> مسايل به دو دســته شناخته شده و ناشناخته تقسيم مي شوند. نخبــگان جهان، مســايل ناشــناخته را كشــف و پــس از ارايه راه حل هايــي براي رفع آن ها، مســايل ناشــناخته را به مســايل شناخته شده تبديل مي نمايند. مسايل سازمان ها و شركت ها را نيز مي توان در اين دو قالب بررســي نمود. مسايل قيمت تمام شده و بهره وري، كيفيت، انعطاف پذيري از جمله مســايل شناخته شده براي ســازمان هاي پيشرو در عصر حاضر هســتند. شناخته شده بودن مســايل به معناي ســادگي آن ها نيســت. برخي از مسايل شناخته شده، بسيار پيچيده هستند و بايد گروهي از متخصصان با رويكردهاي توانمند حل مسأله، به رفع آن ها اقدام نمايند. مسايل ناشــناخته نيز ممكن اســت ســاده و يا پيچيده باشند اما به دليل ماهيت كشــف ناشده آن ها، نياز اســت از طريق متدولوژي هاي توانمند حل مسأله، اقدام به كشف و رفع آن ها نمود تا بيشترين بهره برداري از شــرايط موجود، امكان پذير گردد. امروزه، مسايل ناشــناخته شــركت ها و ســازمان ها در قالب مســايل نــوآوري دســته بندي مي گردند. شركت هايي كه توانســته اند راهكارهايي مطمئن را براي مســايل شناخته شــده خود پيدا نمايند با مسايل نوآوري دست و پنجه نرم مي كنند. كشف نيازهاي پنهان مشتريان و ارايه خدمات متناســب با ايشان در نســل هاي قديم و جديد خدمات از جمله مســايل نوآوري مي باشند. نوآوري نظام يافته، تكنيك كشــف و حل مســايل نوآوري است. اين تكنيك تلاش مي كند در ابتدا با تعيين وضعيت هر سيستم و شرايط و امكانات درون و پيرامون آن، جهت حركت و مقصد نهايي آن را در آينده در ســطح استراتژيك تعيين نمايد و سپس در سطح كارشناسي، چگونگي قرار گرفتن در مســير و رســيدن بــه مقصد نهايي را مشخص سازد. نوآوري نظام يافته (TRIZ )را با نام هاي «تئوري حل مسايل به روش ابداعي» و «مهندسي خلاقيت» نيز در ايران مي شناسند. madresetavangari@gmail.comwww.madrasetavangari.ir</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Thu, 09 May 2019 11:02:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک، دو، سه بخواب!!</title>
                <link>https://virgool.io/@madrasetavangari/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%88-%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-tznvfdnbhx2g</link>
                <description> یک داستان معروفی در میان کاربران شبکه‌های احتماعی دست و به دست می‌شود در خصوص شیوه‌ای که سربازان ارتش ایالات متحده برای خوابیدن به کار می‌گرفتند. این اطلاعات مربوط به یک کتاب متعلق به ۱۹۸۱ تحت عنوان «آرامش و پیروزی: عملکرد قهرمانی» است. این کتاب که توسط شرون آکمن نوشته شده است به مخاطبان خود می گوید که چگونه می‌تواند آرامش داشته باشد و همچنین چگونه در کمتر از دو دقیقه تحت هر شرایطی به خواب بروند. به نظر می رسد این روش زمانی توسط ارتش آمریکا مورد استفاده قرار می‌گرفته است.تکنیکی که با آن تحت هر شرایطی ظرف ۲ دقیقه می‌خوابیددر این کتاب آمده است: «مدرسه پروازی ارتش ایالات متحده یک متد علمی توسعه داده تا افراد در شب‌هنگام یا در روز، تحت هرگونه شرایطی زیر دودقیقه به خواب بروند. پس از شش هفته تمرین این روش، ۹۶ درصد از خلبان‌ها در ظرف ۲ دقیقه با کمتر می‌توانستند بخوابند. حتی زمانی که قهوه نوشیده بودند یا در نزدیکی آنها یک سلاح خودکار گرم در حال فعالیت بود.اما چگونه چنین چیزی ممکن است؟ خب، برای قدم اول این است که ذهن خود را کاملا خالی کنید. برای این کار پیشنهاد شده است که تمامی ماهیچه های صورت خود را تاجای ممکن رها کنید. سپس شانه‌ها خود را رها و بازوهای خود را آرام کنید. نفس عمیق بکشید و قفسه سینه خود را رها کنید. در ادامه نیز پاهای خود را در حالت آرامش قرار دهید.برای ده ثانیه بعدی، تلاش کنید تا ذهن خود را از همه‌چیز خالی کنید. همچنین تصور کنید که در یک اتاق کاملا تاریک بر روی یک مبل راحت دراز کشیده‌اید. یا اگر با این کار مشکل دارید، تکرار مکرر عبارت «فکر نکن» می‌تواند برای شما موثر باشد.اگر همه این کارها را به دقت انجام دهید به احتمال قوی به خواب خواهید رفت. فراموش نکنید که این کار به تمرین زیادی نیاز دارد.چیزی که بعد از ده سال وقت گذاشتن برای یاد گرفتن اصول موفقیت می توانم الان بگویم اینست که باید و باید و باید مدیتیشن و مراقبه کردن بخشی از زندگی شخص شود.تکنیک بالا هم در حقیقت مدل کوچک مراقبه است و اگر شما در مراقبه به مهارت برسید آرامش داشتن براتون عادی و طبیعی خواهد بود.بیشتر بدانید:madresetavangari@gmail.com@madrasetavangari</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Wed, 08 May 2019 11:49:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بالاخره بازاریابی؟؟ فروش؟؟ تبلیغات؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@madrasetavangari/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-uk3osgvondfl</link>
                <description>  تفاوت بازاریابی با تبلیغات چیست؟تبلیغات در واقع انتشار پولی، عمومی و غیرشخصی پیامهای مختلف درمورد محصولات و خدمات یک سازمان از طریق یک واسطه برای مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه است. در حالی که بازاریابی یک فرآیند برنامه ریزی، اجرا و کنترل سیستماتیک است که برای به هم وصل کردن فروشنده و خریدار پیاده میشود. با خواندن این توصیفات، احتمالا میتوانید درک کنید که چرا خیلیها بازاریابی و تبلیغات را یکسان میبیند. درواقع تبلیغات یک بخش از فرآیند کلی بازاریابیست. بخشی که مسئولیت پخش کردن خبر محصول و خدمات شما بین افراد مختلف و جوامع هدف را بر عهده دارد. تبلیغات هم به نوبه خود شامل بخشهای مجزایی مثل جایگاههای مختلف تبلیغاتی و میزان استفاده از هرکدام را شامل میشود. رسانه و ابزارهایی که تبلیغات روی آنها انجام میشود شامل روزنامه ها و نشریات، تلویزیون، رادیو و البته اینترنت هستند. تبلیغات معمولا بزرگترین بخش از هزینه های بازاریابی را به خودش اختصاص میدهد. اگر به فعالیتهایی مثل روابط عمومی، تحقیق بازار، برنامه ریزی رسانه ای و قیمت گذاری توجه کنید، میتوانید فرآیند گسترده مارکتینگ که تبلیغات نیز بخشی از آن است را راحتتر درک کنید. تفاوت بازاریابی با فروش چیست؟ در واقع بازاریابی تمام کارهاییست که شما برای رسیدن و متقاعد کردن مشتریان بالقوه انجام میدهید و فرآیند فروش شامل کارهای بعدی میشود که در نهایت باید باعث عقد قرارداد یا خرید کالا و خدمات شوند. مثال واحد مارکتینگ یک کمپین برای جذب مدیران ارشد شرکتها اجرا میکند و بعد واحد فروش با تمام افرادی که به نوعی برای تبدیل شدن به مشتری تمایل نشان دادهاند، تماس میگیرند و درمورد محصول و مزایای استفاده از آن توضیح میدهند. در واقع مارکتینگ و فروش در کنار هم یک چرخه را تشکیل میدهند که میتواند اعضای جامعه هدف را به مشتری تبدیل کند. در نتیجه واحد بازاریابی باید همیشه با واحد فروش در ارتباط تنگاتنگ باشد.پس بازاریابی یعنی چه؟هرکدام از کتابهای اصول بازاریابی را که باز کنید، با تعریفی مثل این روبه رو خواهید شد: مجموعه فرآیندهایی که یک کالا یا خدمت را از تولیدکننده یا فروشنده به مصرفکننده نهایی میرسانند. این فرآیندها میتوانند شامل طراحی مفهوم کالا یا خدمت، شناسایی مشتریان بالقوه، ترویج مناسب و گذراندن آن از کانالهای درست فروش باشند. چطور فعالیتهای مارکتینگ را شناسایی کنیم؟ فعالیتهای بازاریابی میتواند با در نظر گرفتن 4 بخش کلی آن یعنی ”محصول، قیمت، ترویج و توزیع“ شناسایی شوند. در بخش اول، نیاز بازار سنجیده میشود و عملکرد کلی محصول طراحی میشود. در مرحله دوم استراتژی قیمت گذاری تعیین میشود. در مرحله سوم مطالعات محصول از طریق انواع کانالهای آنلاین و آفلاین به مشتریان بالقوه انتقال داده میشود. و در نهایت در مرحلهی چهارم محصول به دست مصرفکننده میرسد. هدف از بازاریابی چیست؟سه هدف عمده از انجام فعالیتهای مارکتینگ عبارت اند از: توجه بازار هدف جلب شود فرآیند تصمیم گیری مشتریان بالقوه تسهیل شود یک عمل آسان، بدون ریسک و کاملا روشن به مشتریان توصیه شود اما باید به یاد داشت که تمام این کارها در نهایت برای بالاتر رفتن میزان فروش محصول انجام میشوندروشهای بازاریابیروشهای مارکتینگ را میتوان به دو دستهی عمده آنلاین و آفلاین تقسیم کرد که دسته اول شامل ایمیل مارکتینگ، تبلیغات نمایشی و کلیکی، تبلیغات شبکه های اجتماعی، تبلیغات با افراد تاثیرگذار و روشهای مشابه اینهاست و دسته دوم بازاریابی حضوری و تبلیغات از طریق پست و بنر و بیلورد و امثال اینها را شامل میشود. در نهایت میتوان گفت بازاریابی هر کاریست که به مردم اطلاعات میدهد، در آنها تمایل ایجاد میکند و باعث میشود محصولی فروخته شود.madresetavangari@gmail.com</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Tue, 07 May 2019 16:44:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی به مشتریت فوریت میدی، راه حل هم بده!!</title>
                <link>https://virgool.io/@madrasetavangari/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%87-kpbjqxk7uelk</link>
                <description> ایجاد یک حس فوریت در متن، از روش های قدیمی برای جذب مشتری است... و با اینحال هنوز که هنوزه، به عنوان یکی از هوشمندانه‌ترین استراتژی های فروش شناخته می‌شود. تحقیق زیر به خوبی به ما نشان می‌دهد که چطور می‌توان از حس فوریت، به بهترین نحو استفاده کرد.تحقیقما با یک تحقیق کلاسیک روبرو هستیم که توسط محققی به نام هاوارد لونتال انجام شده و به تحلیلِ میزان تاثیر متون مختلف، بر روی انسان‌ها می‌پردازد.لونتال این تحقیق را با ارائه دو بروشور مختلف انجام داد که در هر دوی آنها، تمام جزئیات ممکن در مورد تاثیرات وحشتناک یک بیماری تتانوس بر روی بدن انسان آورده شده بود. البته، با یک فرق کوچک! اولین بروشور، فقط عواقب تتانوس را بررسی می‌کرد. اما دومین بروشور، اطلاعاتی در مورد چگونگی واکسینه‌شدن نیز ارائه می‌داد.نتایجشانس اینکه خوانندگانِ دومین بروشور (که حاوی اطلاعات مربوط به واکسن بود) برای پیشگیری از این بیماری کاری کنند، بسیار بیشتر از خوانندگان بروشور اول بود. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، 25% افراد بیشتری از این گروه، برای واکسینه‌شدن اقدام کردند.?مساله وقتی جالب می‌شود که بدانید لونتل، علاوه بر این دو، یک گروه دیگر از خوانندگان هم داشت که یک بروشور با &quot;ترس کمتر&quot; را دریافت کرده بودند. در این بروشور، بیماری مذکور با لحن بسیار ملایمتری توصیف شده بود و خبری هم از عکس نبود. و تاثیر آن چقدر بود؟ خوانندگان این نسخه تقریباً همانقدری واکنش نشان دادند، که افراد بروشور اول با &quot;ترس زیاد&quot; (و بدون اطلاعات تکمیلی).نتیجه واضح است:ایجاد حس فوریت فقط وقتی تاثیرگذار بوده که توضیحات تکمیلی برای واکسینه شدن به مشتریان ارائه شده است.البته، یک نکته جالب دیگر نیز وجود دارد: خوانندگان آن بروشوری که اطلاعات تکمیلی داشته، در کل بیشتر با بروشور درگیر شده‌اند و بعد از مطالعه می‌توانستند اطلاعات بسیار دقیق‌تری از آن را، نسبت به سایرین به خاطر آورند.به این ترتیب لونتال توانست نشان دهد که ذهن‌های ما تمایل دارند که حتی اطلاعات فوریّتی را هم بلوکهکنند، مگر آنکه راهنمایی دقیقی در مورد قدم بعدی به ما ارائه شود.اما چرا مشخص کردن مسیر برای آدم‌ها لازم است؟ تحقیقات لونتال نشان می‌دهد که وقتی اطلاعات واکسینه شدن به مخاطبان ارائه نشده بود، معمولاً آدم‌ها خود را اینگونه متقاعد می‌کردند که &quot;نیازی نیست نگران باشم، چون من هیچوقت دچار این بیماری نمیشم.&quot; اما گروه دوم نمی‌توانستند چنین فکری کنند، چون راهکاری برای حل مساله به آنها داده شده بود.سخن نهاییففط ایجاد حس فوریت کافی نیست. چرا که این حس فوریّت می‌تواند توسط ذهن مشتری بلوکه شود. شما باید یک راه‌حل مشخص هم در اختیار مشتری بگذارید. پس به جای آنکه فقط یک راهنمایی مختصر به مخاطبان خود ارائه دهید، دقیقاً به آنها بگویید که باید چه کنند و از این نترسید که به سمت فعالیت‌های مشخصی هدایتشان نمایید.منبع اصلی: Effects of Fear and Specificity of Recommendation Upon Attitudes and Behaviormadresetavangari@gmail.comجهت دریافت مشاوره از ما لطفا به ادرس ایمیل ما ایمیل بزنید و یا مدرسه توانگری را در گوگل سرچ کنید</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2019 11:27:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر جای مشتریتون تصمیم می گیرید؟</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B2%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-vky9fsn5lvia</link>
                <description> همۀ ما به خوبی می‌دانیم که کلمات می‌توانند تاثیر بسیار زیادی روی انسان داشته باشند. اما این تاثیر، تا چه حد است؟ یک تحقیق علمی، به این سوال ما پاسخ شوکه‌کننده‌ای داده است. این تحقیق جالب توسط یک پروفسور رشتۀ روانشناسی از دانشگاه ایالتی آریزونا، دکتر رابرت چالدینی، انجام شده است. او برای آنکه بفهمد کلمات و بیان ما تا چه حد در جذب مخاطب تاثیر دارد، به بررسی پروسۀ جمع‌آوری کمک‌های مردمیِ یک سازمان خیریه (برای کمک به بیماران سرطانی آمریکا) پرداخت و توانست ثابت کند که تغییری کوچک در کلمات، می‌تواند در نتیجۀ کار، تاثیری بزرگ داشته باشد.البته این تحقیق یک درس دیگر هم برای ما دارد: بررسی دلایلِ پاسخ منفی مشتری هم مهم است و ما نباید فقط به دنبال فهمیدنِ انگیزه‌های او برای پاسخ مثبت باشیم.تحقیق دو گروه داوطلب، خانه به خانه می‌رفتند و  از مردم درخواست کمک‌های مالی می‌کردند. تمام رفتارهای این دو گروه مشابه بود، جز یک چیز: آنها درخواست خود را به دو شکل مختلف به پایان می‌رساندند. و به این ترتیب بود که محقق ما توانست تاثیر انتخاب کلمات متفاوت را بسنجد. اما تفاوت حرف پایانی داوطلبان دقیقاً چه بود؟ یک تفاوت واقعاً جزئی:· 1&quot;آیا مایل هستید با کمک مالی خود، ما را همراهی کنید؟&quot;· 2&quot;آیا مایل هستید با کمک مالی خود، ما را همراهی کنید؟ هر چقدر هم که کم باشد.&quot;محتوای این دو حرف یکی است و از نظر انتخاب کلمات هم فرق چندانی با هم ندارند. درست است؟اما... هر چقدر هم که این تفاوت کم باشد، میزان تاثیر آن در نتیجۀ کار واقعاً قابل توجهاست.نتیجهشانس اینکه مخاطبان گروه دوم به این سازمان کمک کنند، تقریباً دو برابر بیشتر از گروه اول بود. باورتان می‌شود؟?و به این ترتیب بود که محقق داستان ما فهمید که:وقتی که یک درخواستِ حداقلی داشته باشید، احتمال گرفتن پاسخ مثبت از مخاطب بیشتر است.وقتی که این درخواست کمک مالی با افراد مطرح می‌شود، احتمالاً اولین فکرشان این است که چقدر می‌توانند کمک کند... و از همینجاست که شک‌هایشان شروع می‌شود: این پول خیلی کم نیست؟ و نتیجۀ این سوال، مطرح شدن یک سوال دیگر خواهد بود: اصلاً این پول دردی را دوا خواهد کرد یا نه؟ و در نهایت، با یک سوال دیگر، زنجیرۀ جواب‌های منفی خود را کامل می‌کنند: وقتی چنین کمک کوچکی بکنم، این داوطلب چه فکری راجع به من خواهد کرد؟ و به این ترتیب است که شک، جای خود را به ترس می‌دهد.قصد من از این حرف‌ها قضاوت آدم‌ها نیست. بلکه می‌خواهم توجه شما را به یک نکته انسانی جلب کنم. ما همه نسبت به قضاوت دیگران حساس هستیم. پس جواب منفی افراد لزوماً به این معنی نیست که نمی‌خواهند کاری را انجام دهند، بلکه ممکن است ذهن آنها جواب منفی را به یک پاسخ کوچک ترجیح بدهد. حتی هیچ بعید نیست که این پاسخ کوچک در ذهن آنها، از نظر ما آنقدرها هم کوچک نباشد.پس وقتی برای آنها مشخص شود که حتی یک صد تومانی هم می‌تواند موثر باشد، آنها با خیال راحت می‌توانند به پاسخ ما جواب مثبت بدهند و دیگر نگران این نباشند که کمک 5 هزار تومانی آنها کوچک و بی‌تاثیر است. (هر چه نباشد، 5 هزار تومان یعنی 50 تا صد تومانی)و بالاخره می‌رسیم به بهترین نکتۀ حاصل از این تحقیق:درست است که وقتی درخواست به صورت دوم مطرح می‌شد، شانس کمک کردن مخاطب دو برابر بود. ولی میزان کمک گروه دوم، با سوژه‌های گروه اول تفاوتی نداشت. جالب است، نه؟ این یعنی ترس آنها در مورد کم بودن کمکشان، کاملاً بی‌پایه و اساس بوده است.نتیجه‌گیری وقتی به مشتری اطمینان بدهید که حتی یک قدم کوچک هم می‌تواند تاثیرگذار باشد، انگیزۀ لازم را برای شروع کار به او داده‌اید. پس اگر از مشتریان خود درخواست کاری را دارید، یک حداقل را برای آنها مشخص کنید. با اینکار، آنها می‌توانند ترس خود از تصمیم‌گیری را پشت سر بگذارند و با اعتماد به نفس بیشتری دست به کار شوند.شما مجازید و می تونید جای مشتریتون تصمیم بگیرید به ویژه اگه شما یکی از بهترین انتخاب ها برای او هستید!!madresetavangari@gmail.com</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Sat, 04 May 2019 16:54:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شخصیت موفق شما را موفق می کند</title>
                <link>https://virgool.io/@madrasetavangari/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-nzlow2ufylww</link>
                <description> وقتی می خواهی موفق شوی، باید ببینیم چه کسی می خواهد موفق شود؟وقتی می خواهی فروشت را چند برابر کنی، باید ببینیم چه شخصی موی خواهد از این افزایش فروش سود ببرد؟اون شخص چه شخصیتی دارد؟آیا این افزایش فروش با شخصیت اون فرد همخوانی دارد؟اگر ندارد پس افزایشی هم  در کا رنخواهد بود.این نکات را راجع به شخصیت افراد موفق در نظر بگیر:همانطور که بیش از دو سوم از بدن ما را آب تشکیل می دهد، بیش از ۸۰ درصد از موفقیت ما را هم نوع و ساختار شخصیتی ما شکل می دهد. بنابراین، همانطور که نمیتوان بدون نوشیدنِ آب کافی زنده ماند، بدون کار کردن روی شخصیت و تلاش برای رشد و بهبود آن، نمیتوان به موفقیت های چشمگیر، امیدوار بود.تحققِ همه ی استعدادها و توانمندی هایمان و تجسم آنها در عالم بیرون، تنها هدف واقعیِ زندگی است.ما اگر گل و گیاه باغچه مان را دوست نداشته باشیم، به آنها رسیدگی نخواهیم کرد. در مورد خودمان هم همینطور هستیم. اگر عاشق خود نباشیم، از خودمان مراقبت نمی کنیم و به رشد فردی مان توجهی نمی کنیم. کسی هم که خود را دوست ندارد، همه ی دنیا و مردمِ آن را زشت و دوست نداشتنی می پندارد و در نتیجه نمی تواند در به موفقیت ها بهتری دست پیدا کند.برای دستیابی به موفقیت های بزرگ باید بلندپرواز بود. کسی که فقط نوک بینی خود را می بیند، از فرصت هایی که در فواصل دورتر به او دست تکان می دهند، غافل خواهد ماند.ذهن ناخودآگاه شما قدرتمندترین و بانفوذترین نیروی جهان است. کسی که بتواند افکار خود را کنترل کند، در واقع نیروی ذهن ناخودآگاهش را تحت کنترل درآورده و در نتیجه می تواند خالق دنیای خود باشد.دنیای بیرون شما در واقع بازتاب و تجسمی عینی از دنیای درون شماست. پس درون خود را به شکلی بسازید که دوست دارید دنیای اطراف تان را به آن شکل و با آن کیفیت ببینید.در انتخاب کسانی که با آنها همواره معاشرت می کنید دقت کنید. شما چه بخواهید و چه نخواهید از اطرافیان و دوستان تان تأثیر می پذیرید و ناخواسته از الگوهای رفتاری آنها تقلید می کنید. به قولِ زیگ زیگلار: “اگر همواره با بوقلمون ها دمخور باشید، نمی توانید با عقاب ها پرواز کنید!”دکتر مک لاند، استاد دانشگاه هاروارد نیز در این رابطه می گوید: گروه مرجع منفی و مخربی که الگوی رفتاری و عملکردی یک فرد را ترسیم کند، او را برای تمام عمر به ورطه ی ناکامی و سیه روزی خواهد کشاند.قانونی وجود دارد که می گوید: انتظار هر اتفاقی را داشته باشی، همان به سرت می آید! این قانون را همه ی ما به نوعی شنیده ایم. اگر انتظارِ ثروت و موفقیت را داشته باشید، همان را تجربه خواهید کرد و اگر انتظار داشته باشید که اسم و رسم و شهرت بدست بیاورید، با همین موقعیت روبرو خواهید شد.وقتی از افراد موفق در مورد چگونگیِ موفقیت شان در گذر از فراز و فرود زندگی می پرسیم، در جواب می گویند: “من باهوش تر از بقیه نبودم. اما بیشتر و بهتر از بقیه کار کردم!” انسان های موفق، همیشه افرادی تلاشگر و بلندپرواز بوده و هستند.برنده ها هیچ وقت جاخالی نمی دهند! به مشکلات پشت هم نمی کنند! خودشان را به “آن راه” هم نمی زنند! آنها می ایستند و با تمامِ توان به دنبال راه حل هایی جهت حل و فصل مشکلات و چالش های خود می گردند.رید باکلی: “اگر سعی نکنید که همیشه چیزهای تازه ای یاد بگیرید و مهارت هایتان را به روز رسانی نکنید، مطمئن باشید که کس دیگری در جا و موقعیت دیگری این قدم ها را برمی دارد و پیشرفت می کند و وقتی شما با او روبرو شوید، بازنده خواهید شد.”گفتیم یادگیری! آیا میدانید که گوش دادن به سی دی های آموزشی در خودرو، یکی از بهترین و موثرترین شیوه های آموزش اصول و نکات مهم در حوزه ی کاری تان است؟ زیگ زیگلار در این رابطه می گوید: “در دانشگاه اتومبیل تان ثبت نام کنید و تمام عمر در آن آموزش ببینید!”ساموئل اسمایلز: “شکست های ما درس هایی هستند که از زندگی می آموزیم. اغلب مؤثرترین و مفیدترین درس های را از کارها و رفتارهایی می آموزیم که برای ما بی ثمر بوده اند. کسی که اشتباه نمی کند، واقعیات تازه ای را نیز کشف نخواهد کرد.”ارن نایتیگل: “برای دستیابی به ثروت و موفقیت، باید صداقت داشته باشید. اگر صداقت ندارید، پس آن را ایجاد کنید!”رالف والدو امرسون: “از شخصیت خود مانند چیزی ارزشمند و مقدس پاسداری کنید.” در هر کار و در هر شرایطی، با خودتان و دیگران صادق باشید.از آنجایی که اغلب انسان هایی که در زندگی با آنها سر و کار داریم، انسان های نیمه صادق یا ناصادقی هستند، بنابراین بسیاری از مردم بعد از مدتی قادر به تشخیص دروغ می شوند. کسی که تصور می کند می تواند دیگران را فریب دهد، از همه احمق تر است!انسان های موفق صبح زود از خواب بیدار می شوند و روز خود را با انرژی و انگیزه شروع می کنند. اما بازنده ها یا انسان های نه چندان موفق، تا آخرین لحظه در رختخواب می مانند و بدون هیچ انگیزه و ذهنیت شفافی، با عجله به محل کارشان می روند.آلبرت هیوبارد: شکست هنگامی اتفاق می افتد که شخص از سعی و تلاش دست بردارد. شکست هر کسی، از درون او اتفاق می افتد. هرگز مانعی وجود ندارد که نتوان برطرفش کرد. تنها مانع موجود، عزم و اراده ای ضعیف و ناکارآمد است.جری کولیر: “سماجت و پافشاری پیوسته و اطمینان خاطر دادن، مشکل را خنثی و از صحنه خارج می کند و هر چیزی که همانند مانعی بر سر راه قرار گرفته، از بین می برد.”مارک تواین: شجاعت به معنی نبود ترس نیست. شجاعت یعنی کنترل و مدیریت ترس.انتظاراتی که شما از اطرافیان خود دارید، روی آنها تأثیر می گذارد. و بالعکس، انتظاراتی که دیگران از شما دارند – بخصوص آنهایی که برایتان مهم و قابل احترامند – روی شما تأثیر می گذارند.گواتاما بودا: “غلبه کردن بر خود – یعنی تسلط و کنترل بر خود – از پیروزی در هزار جبهه بهتر است. تنها در این صورت، پیروزی واقعی نصیب شما می شود. این پیروزی را نه فرشتگان می توانند از شما بگیرند و نه دیوان!”همیشه به خاطر داشته باشید: دانسته ها و معلومات شما برای مردم اهمیتی ندارد! برای آنها این مهم است که شما چقدر اهمیت می دهید و علاقه و اشتیاق نشان می دهید.اولیور نتل هملز: “مهم نیست که در کدام نقطه ی دنیا قرار داریم. مهم این است که در چه جهتی حرکت می کنیم.”خلاصه ی کلام: همه چیز از خود شما شروع می شود! تا زمانی که به لحاظ مهارتی و شخصیتی، به رشد قابل قبولی نرسید، نباید به موفقیت در کار و زندگی تان امیدوار و خوش بین باشید. هر چقدر هم که بخواهید حرفه ای عمل کنید، وقتی در ساختار فکری و شخصیتی تان نقطه ضعفی داشته باشید، شک نکنید که آن نقطه ضعف در جایی از زندگی و کسب و کارتان خودش را نشان خواهد داد. بنابراین با وجود مشغله های بسیاری که همه ما به نوعی با آنها درگیر هستیم، خوب است که با توجه به این نکات، در جهت بهتر شدن قدم برداریم و از مزایا و منافع بلندمدت و ماندگار آنها بهره مند شویم و به راحتی را ههای جذب ثروت را دریابیم .madresetavangari@gmail.com09109295004</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Sat, 04 May 2019 15:40:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عارضه یابی از کسب و کارها(چرا کسب و کار ها نمی توانند؟)</title>
                <link>https://virgool.io/@madrasetavangari/%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-j2p2z7tjjkkz</link>
                <description> یکی از استعاره های معروفی که در دنیا در خصوص سازمانها وجود دارد، تشبیه سازمان به موجود زنده مثل انسان است : دارای نیازها، توانمندیها، ارتباطات متنوع با محیط و ... .هر سازمانی با در نظر گرفتن اهدافی متولد می شود و شروع به رشد می کند.هر چقدر که سازمان در مسیر حرکت خود به اهداف مدیران و مالکان خود نزدیک تر شود، می توانیم بگوییم که از سلامت مناسبی برخوردار است.عوامل و مسائل بسیاری هستند که سلامت یک سازمان را می توانند تهدید کنند و یا به خطر بیندازند.برخی از این عوامل در داخل خود سازمان هستند و برخی عواملی در محیط و خارج از سازمان.زمانیکه عامل یا عواملی سازمان را دچار اختلال می کنند، پیش از آنکه مدیران پی به وجود مشکلات ببرنند، می توانند نشانه هایی را در خصوص اختلال به وجودآمده مشاهده نمایند.این امر مستلزم رصد کردن پیوسته سازمان توسط مدیران ارشد سازمان است. با توجه به پیچیدگی های موجود در سازمانهای امروزی و تعدد عوامل تاثیر گزار در سلامت و عملکرد موفقیت آمیز سازمانها ، بسیاری از شرکتها و سازمانها موضوع چک کردن سازمان و عارضه یابی (پیدا کردن مسائل و مشکلات احتمالی )را به شرکتهای متخصص در این زمینه می سپارند.این شرکتها با بررسی همه جانبه سازمان(وضعیت نیروی انسانی،عوامل مدیریتی،فرایندها،بازاریابی و فروش،قیمت گذاری محصولات و خدمات، استراتژی ها و...) می توانند تشخیص دهند مشکل سازمان در کجاست و چه کاری باید برای رفع آن انجام شود.اگرچه در کشور ما تعداد مجموعه هایی که بصورت واقعی بتوانند عارضه یابی را حرفه ایی و درست انجام بدهند بالا نیست ولی استفاده از این خدمات می تواند برای کسب و کار شما مفید باشد.سازمان هم مثل انسان ممکن است دچار بیماری شود و آن  عملکرد مطلوب شما را به شما ندهد پس مراجعه به یک پزشک در این خصوص لازم و ضروری است.نکته دیگر این است که نتیجه عارضه یابی الزاما پیدا کردن مشکلات عدیده و تجویز نسخه نخواهد بود بلکه شما ممکن است با عارضه یابی بتوانید از سلامت کامل سازمانتان اطمینان حاصل کنیدواگر به من بگویند فقط و فقط یک شاخص را جهت سنجیدن سلامت سازمان نام ببر من شاخص هزینه جذب مشتری جدید را پیشنهاد خواهم داد و مقایسه آن با ارزش طول عمر مشتری.اگر ارزش طول عمر مشتری در سازمان شما بیشتر از هزینه جذب مشتری باشد، نگرانی عمده ایی در سازمانتان نیست و فقط و فقط باید به افزایش ارزش طول عمر و کاهش هزینه جذب فکر کنید.استفاده از خدمت عارضه یابی مستلزم آنست که پرسش نامه های تخصصی مربوطه توسط سازمان شما پر شود و توسط متخصص عارضه یابی آنالیز گردند.هر چقدر ساختار سازمانتان پیچیده تر باشد و اندازه آن بزرگتر باشد، مدت زمان مورد نیاز برای تحلیل وضعیت فعلی شما طولانی تر خواهد بود ولی معمولا در کمتر از سه ماه این امکان وجود دارد تا مسائل موجود کشف شوند و حدود 6 ماه مورد نیاز است تا راهکارهای مورد نیاز تهیه شوند و در سازمان شروع به پیاده سازی کنیم.گاهی اوقات آنقدر مشکلات پیش چشمند که کسی فکر نمی کند چیزی که به سازمانش آسیب می زند همین مورد کوچکی است که همیشه بهش چشمک می زده قبلا.آرزو می کنم حال سازمان شما همیشه خوب باشهmadresetavangari@gmail.com09109295004</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Sat, 04 May 2019 11:33:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه فروش موفق</title>
                <link>https://virgool.io/@madrasetavangari/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-jfh8ymn3hegx</link>
                <description> این تکنیک ها را از دن کندی برای فروش موفق یاد بگیرید:گوش فرا دادن فعالانه بهترین راه برای فروش است. مشتریان امروزه همواره عجله دارند. حواس آن‌ها بسیار راحت پرت می‌شود. صرفاً اینکه موقع صحبتتان به شما نگاه کنند نشان نمی‌دهد که حواس آن‌ها کاملاً به شما است. فقط به منظور فروختن چیزی، به آن‌ها گوش ندهید. در عوض به این منظور گوش دهید که بفهمید: چه چیزی مشتریان شما را مأیوس و عصبانی می‌کند؟ چگونه می‌توانید به بی‌خوابی‌های شبانة آن‌ها پایان دهید؟ از چه چیزی می‌ترسند و نگران چه چیزهایی هستند؟ مهم‌ترین موارد در رابطه با کار، خانواده، زندگی شخصی و جایگاهشان و اعتبار و قدرت برایشان چیست؟ دریابید که چه چیزهایی برایشان بیشترین ارزش را دارد، و در ارائه‌ی محصولتان دقیقاً به آن‌ها اشاره کنید. از پنج روش زیر برای تقویت مهارت گوش کردن استفاده کنید:1 –  قبل از جلسه‌ی فروش نفس عمیق بکشید و ذهن خود را از هر گونه حواس‌پرتی دور کنید. همان‌طور که شما انتظار دارید مشتری حواسش کاملاً به شما باشد آن‌ها هم بیشتر توقع دارند که شما حواستان کاملاً به آن‌ها باشد.2 – دقیقاً بدانید که چرا یک مشتری را ملاقات می‌کنید و چه می‌خواهید و جلسه چرا مهم است.3 – به دنبال اطلاعاتی باشید که بتوانید از آن‌ها استفاده کنید. این اطلاعات ممکن است پنهان باشد، در قالب یک داستان بی‌ربط و خسته‌کننده گفته شود و یا بتوان آن را از محیط اطراف مشتری کسب کرد، اما در هر حال اگر به دقت توجه کنید دیدگاه‌ها و اطلاعات مفیدی خواهید یافت.4 – یک «شنونده‌ی فعال» باشید، به این معنی که سؤال بپرسید، بازخورد مناسب بدهید، در تایید حرف‌های طرف مقابل از حرکات بدن استفاده کنید و کارهایی مانند این‌ها. کاری کنید که مشتری خود را مهم احساس کند.5 –  اگر شرایط اجازه دهد، یادداشت‌هایی بردارید. بعدها می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. یادداشت کردن فوری و خلاصه‌‌وار کمک خواهد کرد تا سؤالات و دغدغه‌های مشتری را بهتر بفهمید.ناپلئون هیل، نویسنده‌ی کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید»، به «مشخص بودن هدف‌ها» اعتقاد داشت. او یک بار در یک سخنرانی حرف‌هایی زد که بسیار تاثیر گذار بود و حضار ایستاده او را تشویق کردند. او آنقدر درگیر هواداران و واکنش‌های آن‌ها شد که کاملاً فراموش کرد که محصول خود را معرفی کند و نمونه‌ محصولاتش را در کنار میز سخنرانی جا گذاشت بود بدون اینکه حتی آن‌ها را به جمیعت نشان دهد.بسیاری از فروشندگان همیشه انتظار ندارند چیزی را بفروشند. آن‌ها می‌دانند که با مقاومت روبرو خواهند شد، اما فروشندگان موفق توقع دارند که بیشتر از اینکه جواب رد بگیرند جواب مثبت دریافت کنند. آن‌ها محصولات خود را باور دارند، آن‌ها می‌دانند که محصولات به کار مشتری می‌آید و به نظر آن‌ها فردی باید دیوانه باشد که آن محصولات را نخواهد. اگر فکر می‌کنید که مذاکره کننده‌ خوبی نیستید و یا مشتری محصول شما را نخواهد خرید، مشتری هم با نظر شما موافق خواهد بود. اما اگر باور داشته باشید که بهترین محصول بازار را در اختیار دارید و مشتری در هیچ جای دیگر نمی‌تواند این محصول را پیدا کند، این احساسات مثبت به خریدار احتمالی منتقل خواهد شد. انرژی مثبت باعث فروش می‌شود.اثبات کردن اینکه محصول شما مفید است فروش شما را به شدت بالا خواهد برد. فرق نمی‌کند چه محصولات یا خدماتی را بفروشید. توصیه‌نامه‌هایی از مشتریان راضی کنونی تهیه کنید. در وب‌سایت، نامه‌ها، بروشورها و تبلیغات تعریف‌های آن‌ها را به نمایش بگذارید. این توصیه نامه‌ها می‌توانند در قالب متن، تصویر، صوت یا ویدیو باشند. توصیه نامه‌های تصویری و ویدیویی بسیار قدرتمند هستند.پل جاناتان، صاحب شرکتی است که کلبه‌های چوبی کوچک برای نصب در حیاط می‌فروشد. با اینکه بسیاری از افراد این کلبه‌ها را برای انبار کردن چیزها استفاده می‌کنند، اما پل همواره داستان‌های مهیج و جالبی که مشتریان قدیمی برایش تعریف می‌کنند را بازگو می‌کند. او مسابقه‌ای برای بهترین داستان‌ها برگزار کرد و بهترین داستان‌های مشتریان را در مورد استفاده از این کلبه‌های چوبی جمع‌آوری کرد و کتابچه‌ای تحت عنوان «83 کاربرد عملی و جالب برای کلبه‌های» برای ارائه به مشتریان احتمالی آماده کرد. واکنش مردم به این کار پدیده بود، او با استفاده از همین داستان‌ها تعداد بسیار زیادی کلبه فروخت و می‌فروشد.اشاره به آمارها نیز راه خوبی برای اثبات محصولاتتان است، بنابراین در میان توصیه‌نامه‌های مشتریان راضی، آمار را نیز دخیل کنید. استراتژی فروش با ارزش دیگر، «فروش پول با تخفیف» است. در این استراتژی شما نشان می‌دهید که خرید محصول یک سرمایه‌گذاری است که با گذشت زمان سود آن بیشتر از هزینه‌ی خرید آن خواهد بود و در واقع خرید آن برای مشتری مجانی تمام می‌شود.شخصی که سابقاً یک دزد حرفه‌ای بود با برگزاری سمینارهایی که به صاحبان کسب‌وکارها نشان می‌داد چگونه از دزدی جلوگیری کنند، زندگی جدیدی برای خود شروع کرد. مشتریانش با قیمت 15000 دلار برای سمینارهایش مشکلی نداشتند، چون او ثابت می‌کرد که با شرکت‌کنندگان سمینارهایش در واقع پس‌انداز می‌کنند.به مشتریان خود به همراه محصول هدیه‌ای مجانی ارائه کنید. به عنوان مثال اگر خریدی به اندازه‌ی 500 دلار انجام بدهند به جای تخفیف، محصول 50 دلاری دیگری را به آن‌ها هدیه بدهید. این هدایا باید غیر از محصولاتی باشد که به طور معمول می‌فروشید و چیزی باشد که مردم آن را بخواهند ولی حاضر به خریدنش نباشند. رازها همیشه فروش خوبی دارند. هر کسی دوست دارد بداند کلنل ساندرز در مرغ‌های کنتاکی خود چه ترکیب می‌کند و یا فرمول مخفی کوکاکولا چیست. حس راز و رمز، به محصولات معمولی جذبه می‌دهد.مقالات مشابه در وبسایت مدرسه توانگری</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jan 2019 11:50:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی فراوانی ثروت</title>
                <link>https://virgool.io/@madrasetavangari/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-kdgolueylvtn</link>
                <description>معمای شیرین پول و رویای شیرین تر پولدار شدن، موضوعی است که خیلی از انسانها در پی یافتن جواب برای آن و در سر پروراندن آن هستند.چیزی که تا به امروز خیلی ها برای حل کردن این معما روی آن تاکید دارند برنامه ریزی ذهن انسان برای ثروتمند شدن است و البته که بعد از آن تلاش کردن معنای قشنگ تری به خود می گیرید.در این مقاله می خواهیم شما را با یکی از بهترین و قویترین تکنیکهای برنامه ریزی ذهن برای کسب آمادگی لازم جهت ورود پول و ثروت بیشتر به زندگی شما آشنا کنیم:بازی فراوانی ثروت که توسط یکی از بزرگترین معلمین فیلم مشهور &quot;راز&quot; یعنی خانم استر هیکس طراحی شده است، یکی از قویترین و شیرین ترین این تکنیکهاست.توضیحات کامل این تکنیک در کتاب &quot;بازیی که بازی نیست&quot; بصورت کامل تشریح شده است.این کتاب توسط مدیر وبسایت مدرسه توانگری، استاد حمیدرضا مقانلو نوشته شده است و شما می توانید از لینک زیر بصورت رایگان آن کتاب را دانلود و مطالعه نمایید:                                                       دانلود رایگان کتاب بازیی که بازی نیست</description>
                <category>مدرسه توانگری و موفقیت</category>
                <author>مدرسه توانگری و موفقیت</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jan 2019 11:41:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>