<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های maf1376fakhri</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@maf1376fakhri</link>
        <description>دانشجوی مکانیک دوستدار شعر، کتاب، فلسفه. پیگیر سیاست و مسائل اجتماعی و همچنین ورزش. چیز دیگه ای موند بگین بنویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:31:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>maf1376fakhri</title>
            <link>https://virgool.io/@maf1376fakhri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نیست در این نوشته پیدا جز غم</title>
                <link>https://virgool.io/@maf1376fakhri/%D8%AF%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86-lwahd6gv77x7</link>
                <description>18 دی تاریخ یک روز نیست، تاریخ غم است. روزی که در کنار خبر موشک باران پایگاه آمریکایی خبر سقوط هواپیمایی نیز به چشم می خورد.... این پاراگراف در همین چند نقطه تمام می شود. حرف خبری یا تحلیلی در این مورد بسیار است؛ لذا این ها بماند برای بعد با هزار چرا؟!! هزار خشم، نفرت، ناامیدی و ...صفحه رایانه را فقط برای نوشتن دل نوشته باز کردم. دل را به دست گرفتم تا شاید در اشک چشمانم خون جاری نشود. حسی که دارم دقیقاً همین است اشکی سرشار از خون. نفرت با غم، ناامیدی با غم، خشم با غم ، غم با غم و ... . به دنبال هر حسی می روم روبان مشکی غم را بر سر زده است. هر چه می نویسم فقط از حس واقعی که در وجودم است را دور تر نشان می دهد. همین جا سخن را کوتاه می کنم [با اشاره به سخن سایه] «من درررررد دارم».وقتی کلمه ی هواپیما به ذهنم می رسد ناخود آگاه یاد ساقط شدن هواپیمایی اکراین می افتم. اولین تصویری که برایم مجسم می شود تصویر زیر استتصویر پدری دادخواه، پدری که با هزاران امید فرزندش را با سختی های فراوان بزرگ کرده است و جواب «چرا زدیش؟» می شود &quot;خطای انسانی&quot; . تصویری که طرحی واقعی از &quot;جان پدر کجاستی؟&quot; را نشان می دهد. جان پدری که جز لنگه کفشی پر از آرزو و غم چیزی نماند که پدر با اشک بنویسد &quot;جان پدر کجاستی؟&quot;برای نوشتن غم نامه مورد نظر همین عکس بس است. فریادی که نشان از دردِ دل است. فریادی که از چاه ناامیدی به آسمان می رسد. شاید همین پدر با هزار آرزو فرزند خود را راهی دیار غربت می کرد و در این میان می دانست که دیگر شاید فرزندش را نبیند ولی با گفته ی &quot; ندیدنش بهتر از نبودنشه&quot; خودش را دل داری می داد. شاید امید داشت با بهبود وضعیت فرزندش بازگردد. شاید... شاید ... شاید ... هر چه بود دیگر انتظار نداشت که فرزندش را بکشند و بگویند: ((اشتباه شده و ...)) آری. آن دو موشک (دو موشک) تیری بود بر تمامِ امیدِ نه تنها این پدر بلکه همه ی پدر و مادرانی که امیدی به ایران داشتند. آن موشک نه تنها 176 نفر و خانواده هایشان را عزادار کرد بلکه ملتی را نیز به عزای امید خویش نشاند. پدر و مادرانی که از آن روز فکر ندیدن فرزندانشان برایشان گواراتر از نبودنشان بود. همچنان می گریم بر حال این ملت، بر حال خود که امید به ماندنم را با موشک کشتند. بر حال روزی که باید دل بکنم. حتی تصورش هم برایم دشوار است. چه می کشند مادران و پدرانشان .آرزو هایی که بر باد رفت . نوید هایی که بر دار رفت و امید هایی که به خاک رفت... و من همچنان می ترسم از اشک مادران و آه پدران ....به امید روزهایی که مقداری امید باشد برای به پایان رساندن این خط.</description>
                <category>maf1376fakhri</category>
                <author>maf1376fakhri</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jan 2021 02:05:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی برای #دانشگاه_کابل</title>
                <link>https://virgool.io/@maf1376fakhri/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84-s7hvizyrv2oh</link>
                <description>سخت است نوشتن در مورد درد و اندوه. این دو کلمه چنان گنگ و گسترده هستند که وقتی می نویسم که «این هشتک برای پر از درد و اندوه است» میزان احساس غم منتقل نمی شود. اما آنچه می خواهم امروز درباره ی آن برایتان بنویسم، افسوس این فاجعه نیست چرا که قبل از من افراد زیادی دراین مورد نوشته و در حد توان خود آن را ابراز کردند. اما آنچه می خواهم بنویسم در مورد هشتکی است که در پی این فاجعه ترند شد. #جان_پدر_کجاستی؟ ...اندوه پشت این چند کلمه آنچنان عظیم است که با نوشتنش هم اشک نیز نمی تواند ساکت بنشیند و فوراً سرازیر می شود. دانشجویان خوابگاهی با این مفهوم بیشتر مواجه شدند مخصوصاً سال گذشته در میان اعتراضات نبود اینترنت اگر کسی جواب تلفنش را هم کمی دیر جواب می داد کل خانواده نگرانش بودند. در طی سال گذشته بودند کسانی که بعد از چندین روز اطلاع یافته اند که فرزندشان دستگیر شده است همچنین افرادی هم بودند که فرزندانشان را از پشت میله ی داربست به خاک سپردند. آری در این مورد پدر ایرانی با افغانی هم درد است. اما نکته ی دیگری هم هست. این روز ها سراغ هر کس را که می گیری یا بدنبال مدرک زبان است یا وقت سفارت. اگر قبلاً حرف از فرار مغز ها بود حال هر موجود زنده ای در این را قصد فرار دارد. پدران و مادرانی که می ترسند یک روز پیام آن ها به فرزندشان ترند شود با هزار بدبختی تلاش می کنند تا فرزند دلبندشان را از پیام #جان_پدر_کجاستی؟ نجات دهند. آن ها با موافقت مهاجرت فرزندانشان تلاش می کنند که با فرار از این کشور امن؟یتی؟ به کشوری امن بدون یتی دیگر نگران کجا بودن فرزندشان نباشند. به هر حال همیشه «ندیدنش بهتر از نبودنشه» .بهشتی به نام خارجی. جایی است که در آن ایرانی بودن جرم است. با توجه به تحریم های گسترده و فضاسازی های موجود برای ایرانی ها دیگر به ایرانی به عنوان فرد عادی نگاه نمی کنند. نمی توانید هر کلاسی خواستید شرکت کنید. نمی توانید به راحتی ویزا بگیرید در پذیرش شما چیزی به غیر از سواد و توانایی تان موثر است.بله هم اینجا با دین و مذهبتان کار دارند و هم آنجا. خلاصه اینکه شما ایرانی هستید ... .به امید روزی که دیگر پدر یا فرزندی برای حق زندگی و آزادی خود از یک دیگر جدا نشوند.</description>
                <category>maf1376fakhri</category>
                <author>maf1376fakhri</author>
                <pubDate>Thu, 05 Nov 2020 21:44:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین نوشته</title>
                <link>https://virgool.io/@maf1376fakhri/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-jxqdnipt51fh</link>
                <description>آشنایی من با ویرگول توسط بچه های دانشگاه شریف بود. دانشجویانی که ویرگول را بستری برای بیان دغدغه ها و شنیده شدن حرف هاشون استفاده می کنند. هر چند این بستر بر خلاف سایر شبکه های اجتماعی بین عموم جامعه گسترش نیافته است ولی وجود افراد دغدغه مند و به اصطلاح فرهیخته ی جامعه در این شبکه باعث می شود دانشجویان به این شبکه تمایل پیدا کنند. جدا از مسئله ی مخاطبین، مسئله ی ایرانی بودن و فیلتر نبودن این سایت و قابلیت نشر مناسب از عوامل دیگر مهم در تمایل دانشجویان بخصوص اعضای انجمن ها شده است. همه ی این امکانات و شرایط به کنار، آنچه انسان را به استفاده از این سامانه وا می دارد نیاز انسان به گفتن و شنیده شدن است. این بستر اینترنتی باعث شده است فردی چون من که نیاز و علاقه ی زیادی به نوشتن دارد به سوی این بستر بشتابند! هر چند در ابتدا وجود قوانین کشوری و لشکری:) باعث می شود فرد در ابتدا از نوشتن منصرف شود. اما امید به وجود آزادی پیش از بیان! در کشور باعث شده است هر چند با احتیاط فراوان اعتراض خود و نه اغتشاش به وضعیت و شرایط خود (هر چند دلیلش خود فرد است) را با قلم به گوش مسئولین ذی ربط براسنند تا با هم بنشیند و به اوضاع زندگی بخندد تا مگر زندگی بر آن ها بخندد. خلاصه اینکه اومدیم تا بنویسم شاید بماند به یادگار شاید شود فریادی در میان سکوت یا هم شود سکوتی ناشی از فریاد ( چی شد اصلاً).به امید روزگاری که برای هم رنگ شدن زندگی و اپلیکیشن های مورد استفاده از حالت شب استفاده نکنیم.</description>
                <category>maf1376fakhri</category>
                <author>maf1376fakhri</author>
                <pubDate>Thu, 13 Aug 2020 17:39:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>