<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدیه حاجی حسینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@magystichh</link>
        <description>احتمالاً تنها کاری که بلدم خوندن و نوشتن. 
همه چیز رو می‌خونم و از همه چیز می‌نویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 15:49:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/826668/avatar/gZuuBx.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدیه حاجی حسینی</title>
            <link>https://virgool.io/@magystichh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: دزیره</title>
                <link>https://virgool.io/@magystichh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-yreyobyjrd11</link>
                <description>انتخاب من برای کتاب آذر ماه چالش کتاب‌خوانی طاقچه، «رمانی که با آن به دل تاریخ سفر می‌کنی» کتاب دزیره نوشته آن ماری سلینکو بود.  آن ماری سلینکو، نویسنده اتریشی، در حد فاصل دهه سی تا پنجاه میلادی چندین کتاب پرفروش به زبان آلمانی نوشت.  یکی از این کتاب‌ها، دزیره، زندگی‌نامه برناردین اوژنی دزیره کلاری را از زبان خودش روایت می‌کند. زندگی پر ماجرای دختر یک تاجر ابریشم فرانسوی که دست روزگار او را همزمان با انقلاب‌ فرانسه، در میان بازی‌های قدرت، توطئه‌های حکومتی و خاندان‌های سلطنتی جابه‌جا می‌کند و او در میان تمام این حوادث به خانواده‌اش متعهد می‌ماند. درگیری ژاکوبین‌ها با برادرش اتین و بازداشت او، مقدمات اشنایی او با جوزف بناپارت را فراهم می‌کند. برادر ناپلئون بناپارت معروف و بعدها امپراطور ایتالیا و اسپانیا. ازدواج جوزف بناپارت و خواهر دزیره، جولی، ارتباط طولانی‌مدت و پر کش و قوس بین دزیره و ناپلئون بناپارت را شروع می‌کند. و حتی پس از به هم خوردن نامزدی کوتاه مدتشان از طرف ناپلئون و ازدواجش با ژان باپتیست برنادوت از هم گسسته نمی‌شود. و این چنین سرنوشت دزیره را تبدیل به اهرم فشار و رابط ناپلئون و ژان باپتیست می‌کند. دو مرد که درست مثل دزیره در تب و تاب انقلاب از هیچ به بالاترین سطوح قدرت رسیده‌اند.  جنگ در میادین جنگ و دربار امپراطوری شعله‌ور می‌شود و ژان باپتیست در نقطه مقابل معشوق سابق دزیره قرار می‌گیرد تا حدی که با نافرمانی از دستور مستقیم ناپلئون با نیروهای ارتش سوئد درگیر نمی‌شود. تصمیمی که باعث می‌شود، بعد از مرگ ولیعهد سوئد، به عنوان فرزند خوانده پادشاه کارل سیزدهم، ولیعهد سوئد و نروژ شود و در صف نیروهای متحد رودرروی ناپلئون بجنگد. دزیره اما در میان همه این درگیری‌های اطرافش، بی‌اعتنا به سیاست تنها به خانواده‌اش فکر می‌کند و برای محافظت از آن‌ها تلاش می‌کند. آخرین بخش‌های کتاب به زندگی نه چندان راحت دزیره در دربار سوئد می‌گذرد. زندگی جدید در کشوری غریب، با فرهنگ و رسومات و آب و هوای متفاوت چالشی بی‌نهایت بزرگ برای دزیره‌است. و آینده همسر و شوهرش به عنوان شاه و ولیعهد هم به آن بستگی دارد. در نهایت هم ژان باپتیست تا اخر عمر با نام کارل چهاردهم یوهان شاه سوئد و نروژ بود و پسرش اسکار اول سرسلسله برنادوت‌ها شد. دزیره بارها بعد از مرگ شوهرش قصد استعفا از مقامش و بازگشت به خانواده‌اش را داشت که درخواستش از سوی ملت سوئد رد شد. در نهایت در سال اول سلطنت نوه‌اش کارل پانزدهم در استکهلم درگذشت. در سال ۱۹۵۴ فیلمی از این کتاب به کارگردانی هنری کوستر اقتباس شد که مارلون براندو در نقش ناپلئون بناپارت و جین سیمونز در نقش دزیره و مایکل رنی در نقش زان باپتیست برنادوت در آن بازی می‌کنند و بازخوردهای متنوعی گرفت. داستان دزیره پیشتر هم در ۱۹۴۲ با فیلم Le Destin fabuleux de Désirée Clary دست‌مایه اقتباس قرار گرفته بود که مستقل از کتاب آن ماری سلینکوست.  این کتاب در چند نسخه در اپلیکیشن طاقچه موجود است.  چند نسخه از این کتاب در اپلیکیشن طاقچه موجود است. نسخه دو جلدی نشر افق با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی، نسخه دو جلدی انتشارات فردوس با ترجمه ایرج پزشکزاد، نسخه انتشارات مجید با ترجمه پرویز شهدی و نسخه انتشارات جامی با ترجمه همایون پاکروان. که نسخه انتشارات مجید و جامی در طاقچه بی‌نهایت هم قرار دارند. هم‌چنین نسخه صوتی ترجمه ایرج پزشکزاد و کیوان عبیدی آشتیانی هم با صدای بهناز بستان‌دوست و شیما درخشش هم در دسترس هستند. https://taaghche.com/book/126483 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Dec 2022 22:38:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: ربه‌کا</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-kdsti0owpf0u</link>
                <description>انتخاب من برای کتاب آبان چالش طاقچه، «رمانی که در آن عشق حرف اول را می‌زند» ربه‌کا نوشته دافنه دو موریه بود. داستان ربه‌کا تماما درباره عشق است اما به سختی می‌توان آن را یک داستان عاشقانه دانست. آن چیزی که دو موریه در فضای گوتیک داستانش به ما نشان می‌دهد زاویه‌های پیچیده و کثیف‌تر عشق است. چیزی که معمولا در داستان‌های عاشقانه دیده نمی‌شود. داستان با مونولوگ راوی شروع می‌شود. «دیشب خواب دیدم به ماندرلی برگشته‌ام.» و بعد از توصیفی گیرا از عمارتی که حالا در خواب متروکه مانده و بی تردید دیگر نمی‌تواند به آن بازگردد، راوی شروع به روایت داستان می‌کند. دختر جوانی که خانواده‌اش را از دست داده و به عنوان همراه با پیرزنی اشرافی سفر می‌کند و زندگیش را از این راه می‌گذراند. در یکی از این سفرها با ماکسیمیلیان دو وینتر اشنا می‌شود. آشنایی‌ای که به ازدواج با او منجر می‌شود و راه او را به ماندرلی و گذشته مرموزش باز می‌کند. راوی که حالا خانم دو وینتر دوم است و هرگز در داستان نامی جز این نمی‌گیرد، از گذشته شوهرش خیلی کم می‌داند و چیزهای حتی کمتری در رابطه با دنیای اشرافی و پرتجمل زندگی او و زن اولش ربه‌کا. زنی که حتی پیش از رفتن به مندرلی سایه سنگینی روی او انداخته، اما در مندرلی تمام زندگی‌اش را پر می‌کند. ربه‌کا در اولین لایه داستانی‌است در مورد انتظارات و تصورات انسان از خود. راوی بی‌نام خود را برای همراهی ماکسیم دو وینتر کافی نمی‌بیند و حضور پررنگ ربه‌کا که یک سال قبل مرده، باعث می‌شود چنان تصور بی نقصی از او بسازد که هرگز نتواند خود را به او نزدیک کند. زندگی شاد و عاشقانه مکس و ربه‌کا حسرتی عمیق برای اوست. محرک اصلی این تصورات او هم خانه‌دار مندرلی‌است. خانم دنور که از کودکی ربه‌کا را همراهی کرده و عشقی وسواس‌گونه به او و خاطراتش دارد. این تصویر بی‌نقص و کامل بعد از پیدا شدن قایقی که ربه‌کا در آن غرق شده و جسد او فرو می‌پاشد اما اگاهی‌ای شوم‌تر جای آن را می‌گیرد. آیا مرگ او طبیعی بوده؟ رازهای برملا شده ربه‌کا را انسانی عادی نشان می‌دهد و الهه‌ای که راوی تصور می‌کرد را می‌کشد، اما این رازها راوی خام و سرزنده را هم همراه او می‌کشد. چیزی که در ابتدا ماکسیم را به او جذب کرده بود.  دافنه دو موریه در نوشتن این کتاب به شکل محسوسی از جین ایر نوشته شارلوت برونته تاثیر گرفته، نویسنده‌ای که اهمیت زیادی برای او داشت و دنیای جهنمی را در مورد این خواهران نویسنده و برادر کمتر شناخته‌شده‌اشان نوشت. اما ربه‌کا پیچیدگی‌های بسیار بیشتری از جین ایر دارد و هم چنین تعلیق فراگیرتری. عناصری که باعث شد هیچکاک از این داستان اقتباسی بسازد که در ۱۹۴۱ جایزه بهترین فیلم اسکار را از آن خود کرد. ژان فونتین و لورنس اولیویه دو بازیگر مشهور آن روزها نقش‌های اصلی را بازی کردند. اقتباس وفادارانه هیچکاک به خوبی حال و هوای گوتیک داستان را در پالت سیاه و سفید خود درآورد و البته که استاد تعلیق، یکی از بهترین نسخه‌های تعلیق خود را در بستر این داستان به نمایش گذاشت. چندین نسخه از این کتاب در اپلیکیشن طاقچه در دسترس است. ترجمه خجسته کیهان از نشر افق، ترجمه صدف محسنی از بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، ترجمه محمد قصاع از بازنویسی دینا مک فالن از نشر قلم، نسخه صوتی انتشارات ماه آوا، راوی گنبد کبود و شنیدار. که ترجمه صدف محسنی در کتاب‌های بی‌نهایت هم قرار گرفته. https://taaghche.com/book/79056 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Nov 2022 23:44:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: درسا و ماجرای عجیب کلاس دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@magystichh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D9%88%D9%85-xeejwmhahnic</link>
                <description>موضوع چالش کتابخوانی طاقچه برای ماه مهر «کتابی که داستانش در مدرسه یا دانشگاه اتفاق می‌افتد» است. مهر برای همه حتی سال‌ها پس از مدرسه و دانشگاه یادآور روزهای بازگشت به مدرسه است؛ با تمام خاطرات اغلب تلخ و البته بخش‌های شیرینش. چندسالی هست که از مدرسه و حال و هوای روز اولش فاصله گرفتم؛ با این حال تغییر فصل از تابستان به پاییز با همه ویژگی‌های مشهود و قابل حس‌اش هنوز هم یادآوری روزهایی است که ابتدایی بودم و هر روز در راه مدرسه از کنار درخت‌های روبه زرد شدن اقاقیا و بوی مست‌کننده‌‌اشان رد می‌شدم. امسال خواهرزاده‌ام کلاس دومی شده و با هم کتاب ««درسا و ماجرای عجیب کلاس دوم» را خواندیم و همین کتاب را برای چالش طاقچه انتخاب کردم. درسا دختربچه شکمویی است که عاشق تعریف کردن همه چیز‌ست. املایش خیلی خوب است اما ریاضی برایش کابوسی تمام نشدنی‌است. خانواده‌اش در شرایط خاص اقتصادی‌ای قرار گرفته‌اند که حالا مجبور شده چندساعتی در روز از خواهر کوچک دوساله‌اش، گلسا، مراقبت کند، بهانه خریدن چیزهای مختلف را نگیرد و البته ریاضی هم تمرین کند تا مثل کلاس اول نیاز به تلاش بیشتر نگیرد و همه چیز را به خودش و بقیه زهرمار نکند. برنامه‌ای که چندان هم خوب پیش نمی‌رود. زن‌دایی ملیکا که چند روزی پیشش می‌مانند، باردار می‌شود. تنها نگه داشتن گلسا به انفجار ذرت‌ها در خانه منتهی می‌شود و البته معلم کلاس دومش خانم پیرانی یا همان خانم پیر، پیرزن جدی‌ای است که درسا نمی‌تواند صحنه زندانی شدنش در قلعه سوسک‌ها و اژدهاها به دست او را از سرش بیرون کند. همه چیز دست به دست هم می‌دهد تا این سال تحصیلی هم زهرمار همه شود. آن هم بعد از اینکه درسا راز خصوصی خانم پیر را می‌فهمد و هرکاری می‌کند نمی‌تواند آن را پیش خودش نگه دارد و بالاخره پیش دوست جان‌ جانیش ترانه آن را می‌گوید. اما هرچقدر هم همه چیز به هم ریخته باشد، ذهن کودکانه خلاق درسا به کار می‌افتد و کم کم همه چیز را به هم پیوند می‌دهد تا نتیجه‌ای را به وجود بیاورد که همه در آن خوشحال باشند.نسیم مرعشی نویسنده‌ی درسا و ماجرای عجیب کلاس دوم، نویسنده و روزنامه‌نگار شناخته شده‌ای است، چه در سال‌های دهه هشتاد که در هفته نامه همشهری جوان روزنامه‌نگاری می‌کرد و چه با کتاب‌های دیگرش مثل «پاییز فصل آخر سال است» که جایزه جلال آل احمد هم برده یا نویسندگی فیلمنامه فیلم بهمن. مسائل اجتماعی مثل اثار دیگرش در این کتاب هم حضور محسوسی دارند. مشکلات اقتصادی زوج‌های جوان، سختی‌های تربیت بچه‌ها و تنهایی بچه‌ها و سالمندان از شکل‌دهنده‌های داستان‌اند. تاکیدی که داستان و به شکل پنهان‌تر راوی روی فرزندآوری دارد -با وجود حضور مشکلات و سختی‌های آن در داستان- کمی بیش از اندازه به نظر می‌رسد؛ به خصوص که مخاطبان آن در درجه اول کودکانند. اما به خوبی در بستر داستان نشسته، اجبارا به آن تحمیل نشده و کارکرد داستانی هم دارد. لحن به خوبی پرداخت شده و در تطبیق با راوی که کودکی خیال‌باف و سرو‌زبان‌دار است هم داستان را لذت‌بخش و روان کرده.کتاب درسا و ماجرای عجیب کلاس دوم را می‌توانید روی سرویس کتاب الکترونیکی طاقچه بخوانید. هنوز این کتاب در بخش بی‌نهایت قرار نگرفته. https://taaghche.com/book/119262 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 22:39:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: لافکادیو</title>
                <link>https://virgool.io/@magystichh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-k6lpldahnooe</link>
                <description>برای چالش کتابخوانی شهریور طاقچه، کتابی که هم کودک‌ها و نوجوان‌ها دوست دارند و هم بزرگترها، انتخاب من «لافکادیو: شیری که جواب گلوله را با گلوله داد» بود. اما چرا به نظرم این کتاب هم باب سلیقه بچه‌هاست و هم بزرگ‌تر‌ها؟شل سیلوراستاین را همه به کتاب‌هایی که برای بچه ها نوشته می‌شناسند اما او برای بزرگسال‌ها و اتفاقا دقیقا مخصوص بزرگسال‌ها هم می‌نوشت و نقاشی می‌کرد. مثلا در مجله پلی‌بوی، که همین کتاب هم در ابتدا به شکلی دیگر در آن چاپ شده بود و بعدتر به یک کتاب کودک تبدیل شد. همه به لطف تامی اونگرر دوستش که تقریبا به زور او را به دفتر ویراستار آینده‌اش کشید تا مجبورش کند برای بچه ها بنویسد. عمو شلبی، اسم مستعاری که بعضی وقت‌ها از آن استفاده می‌کرد و راوی این کتاب هم هست، نامی شناخته شده برای بچه‌ها و بزرگترها بود. بعضی اثار شناخته شده‌اش مثل درخت بخشنده و جایی که پیاده‌رو تموم میشه به بیش از چهل و هفت زبان ترجمه شدند و بیش‌تر از بیست ملیون نسخه فروش رفتند. نه فقط کتاب‌هایش که ترانه‌هایش هم محبوبیت زیادی داشتند، مثل ترانه «پسری به نام سو» که برای جانی کش نوشت و دومین اهنگ برتر آمریکا شد. و دو بار جایزه گرمی را به دست آورد.اما محبوبیت تنها بخش مشهوریت اون نبود. کتاب‌هایش اغلب شر از لیست ممنوعه کتابخانه‌های امریکا در می‌آوردند. اتفاقی که مخالفان زیادی هم داشت و بیشتر آن‌ها معتقد بودند این ممنوعیت نه به خاطر محتوای کتاب‌ها که صرفا به خاطر همکاری‌های شل با پلی‌بوی است. همکاری‌ای که احتمالا به تنهایی برای انجمن کتابخانه‌های امریکا کافی بود تا کتاب‌هایش برای بچه‌ها مناسب نباشد. هرچند که در تمام کتاب‌هایش خیلی راحت فراموش می‌کرد که یک بزرگسال است، روبه‌روی بچه‌ها و هم تراز با آن‌ها می‌نشست و برایشان داستان‌هایی می‌گفت در مورد پیچیده‌ترین مسائل دنیا و روابط انسانی. چون باور داشت بچه‌ها هم همان سطح درکی را دارند که یک بزرگسال.لافکادیو یکی از داستان‌های محبوبش بود. شیری که جواب گلوله را با گلوله داد. همه چیز از روز افتابی‌ای شروع می‌شود که شکارچی‌ها خواب عصرگاهی شیرها را به هم می‌زنند. لافکادیو که آن زمان اسم دیگری داشته که عمو شلبی آن را نمی‌داند، هیچوقت یک شکارچی ندیده و کنجکاو برای اینکه بداند اصلا شکارچی چیست، گله در حال فرارش را دنبال نمی‌کند. اتفاق سرنوشت سازی که ناهاری خوشمزه و البته یک اسلحه برایش ارمغان می‌آورد. تمریناتش او را به بهترین تیرانداز جهان تبدیل می‌کند و او را به دنیای انسان‌ها وارد می‌کند.لافکادیو دائم در برابر انتخاب‌هایی قرار می‌گیرد که هویتش را مشخص می‌کنند. باید این کار را بکنی چون یک شیری. این کارها را میکنی پس یک شکارچی‌ای و باید این کارها را هم بکنی. اما لافکادیو نمی‌خواهد کارهایی که می‌گویند را انجام دهد. او فقط می‌خواهد مارشمالو بخورد. نیازی نیست جهان را دو دسته دید و همه را به ناچار در ان قرار داد. ما تمایل داریم اطرافمان را با کلمات متضاد بشناسیم. گرم و سرد، تر و خشک، روشن و تاریک، زن و مرد. اما جهان طیف پیوسته‌ای است که نتیجه هر جایی در ان ممکن است باشد. لافکادیو نمی‌خواهد شیر یا شکارچی باشد. نمی‌خواهد به شیرها شلیک کند و شکارچی‌ها را بخورد. و لافکادیو درنهایت تصمیمش را می‌گیرد. این کتاب با ترجمه حمید احمدی از انتشارات کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان روی اپلیکیشن طاقچه و سرویس اشتراکی طاقچه بی‌نهایت موجود است. https://taaghche.com/book/69264 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Sep 2022 00:04:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: پنماریک</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-clkpagsxnogr</link>
                <description>برای چالش مرداد طاقچه «رمانی طولانی که با تمام‌شدنش دلت برای شخصیت‌هایش تنگ می‌شود»، من کتاب پنماریک نوشته سوزان هوواچ را انتخاب کردم. با وجود اینکه شش سال از اولین باری که آن را خواندم می‌گذرد هنوز هم اکثر شخصیت‌ها را مثل شخصیت‌های واقعی‌ای که با آن‌ها زندگی کرده‌ باشم به یاد می‌آورم و البته گاهی دل‌تنگشان می‌شوم. پنماریک داستانی خانوادگی است. ستون اصلی این داستان خانوادگی هم عمارت پنماریک است و زندگی افرادی که سرنوشتشان به آن گره خورده را روایت می‌کند. سه نسل از خانواده پنمار که با احساسات متناقضشان به هم متصل شده‌اند. پنماریک با بریده‌های اول هر فصل به تاریخ خانواده پلانتاجنت که بیشتر از دویست سال بر انگلستان حکومت می‌کردند ارتباط پیدا می‌کند و شخصیت‌ها سایه‌ای از شخصیت‌های واقعی تاریخی‌اند. و عمارت پنماریک سمبلی از سلطنت انگلستان.نقطه شروع این داستان مارک کاستلاک است سایه‌ای از هنری دوم. علاقه او و پدرش به تاریخ انگلستان به شکل لذت بخشی این ارتباط تاریخی را پررنگ‌تر می‌کند. مادرش مود پنمار سال‌های طولانی در حسرت میراث دزدیده شده‌اش پنماریک به آب و اتش می‌زند و در انتها آن را برای پسرش به دست می‌آورد. هر چند که انتقام مارک برای بازیچه بودنش در این راه باعث می‌شود هرگز به پنماریک باز نگردد. پنماریک و جانا روزلین تقریبا همزمان بخش بزرگی از زندگی مارک می‌شوند. جانا روزلین زن سرسخت کورن‌والی که سایه‌ای از النور د اکواتین است. روزلین‌فارم را همسر پیرش به ارث برده و در آن زندگی می‌کند. برای سرپا نگه داشتن آن، با وجود آن‌که معشوقه پدر مارک بوده در نهایت به ازدواج با او رضایت می‌دهد. و زنجیره‌ای از درگیری‌های خانوادگی، سلطه‌گری، خیانت، انتقام، عشق و نفرت به دنبال آن اتفاق می‌افتد.این داستان پر فراز و نشیب و همراه کننده در شش فصل با شش راوی مختلف روایت می‌شود. مارک کاستلاک، جانا روزلین، ادرین پاریش پسر حرام‌زاده مارک از رز پاریش، فیلیپ کاستلاک، و در آخر فرزند طرد شده مارک و جانا جان‌آیوز.مایکل کوردا این کتاب را اولین تجربه واقعی‌اش از این باور عامیانه صنعت نشر می‌داند که «هر لحظه در جایی از امریکا زنی روی میز اشپزخانه‌اش، همانطور که از بچه‌اش مراقبت می‌کند کتابی پرفروش یا بربادرفته بعدی را می‌نویسد». سوزان هواچ واقعا هم روی میز اشپزخانه‌اش این داستان پرجزئیات را نوشته بود. مهم‌ترین وجه این داستان برای من، قضاوت و تصور شخصیت‌ها از هم بود، تصویری دائما متغیر و البته، کاملا واقعی. نه تنها شخصیت‌ها به زیبایی چندوجهی ساخته شده‌اند که در ذهن دیگر شخصیت‌ها هم شکل‌های متفاوتی می‌گیرند. ندانستن همه چیز در مورد یک نفر قضاوت‌های اشتباهی ایجاد می‌کند که کنار گذاشتن آن‌ها چندان کار ساده‌ای نخواهد بود. و این قضاوت‌ها نه فقط ارتباط شخصیت‌ها با هم که به وضوح جهان‌بینی و وجود هر شخصیت را می‌سازد.پنماریک کتابی است که می‌توان فراموش کرد توسط نویسنده‌ای نوشته شده، می‌توان شخصیت‌ها را انسان‌هایی واقعی دانست و با آن‌ها شاد و غمگین شد. برخی وقایع داستان تا مدتها قلبتان را به درد می‌آورد و یادآوری برخی دیگر همیشه لبخند به لبتان می‌نشاند.نسخه الکترونیکی کتاب پنماریک با ترجمه ابراهیم یونسی از نشر نگاه در اپلیکیشن دانلود قانونی کتاب الکترونیک و صوتی طاقچه در دسترس است. این کتاب در سرویس بی‌نهایت هم قرار دارد.  https://taaghche.com/book/5474 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Aug 2022 20:27:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: هنر شفاف اندیشیدن</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-abogbl6rmp0s</link>
                <description>اسم عادل فردوسی پور به عنوان مترجم روی یک کتاب یا گوینده نسخه صوتی همان کتاب به تنهایی می‌تواند وسوسه انگیز باشد. اما نه فقط این، که اسم و موضوع کتاب هم به اندازه کافی جذاب است. هنر شفاف اندیشیدن که لیستی است از خطاهاش شناختی‌ای که در مورد ذهن خودمان پیدا کرده‌ایم. از سال‌ها پیش تا نه چندان قبل‌تر. از قبل دوست داشتم کتاب را بخوانم و وقتی در لیست چالش کتابخوانی طاقچه به ماه تیر و کتابی که می‌تواند کمک کند خودت را بهتر بشناسی» رسیدم، بلافاصله این کتاب را انتخاب کردم.در این کتاب نود و نه نوع شکل که مغز ما اشتباه می‌کند با لحنی روان و ساده لیست شده. نویسنده نه یک متخصص علوم شناختی یا جامعه شناسی که صرفا دانشجوی علاقه‌مندی است که نتایج مطالعاتش از تحقیقات دیگران را در کنار هم جمع کرده، آن هم به شکلی که به راحتی قابل فهم است. با مثال‌هایی که همه ما تجربه‌اش کرده‌ایم به سادگی پیدا کردن اشکال مختلف در ابرها که با تحقیقات علمی توضیح داده شده‌اند.  بدون آن که دستورالعمل بدهد تا زندگی ما را بهتر کند، آینه‌ای که صرفا خودمان را به ما نشان می‌دهد بدون این که ادعا کند با چند گام ساده به سرعت به خوشبختی خواهیم رسید.همه ما در زندگی اشتباه می‌کنیم، هیچ کس با این گزاره مخالفتی نمی‌کند. همه ما می‌دانیم که گونه ما، انسان‌ها، با وجود تصور پراهمیتی که از خودمان داریم، همیشه و در تمام طول تاریخش با اشتباهاتش شناخته شده، گاهی این اشتباهات نتایج مهلکی به بار اورده‌ و زندگی هزاران انسان را تحت تاثیر قرار داده‌اند، گاهی برای همیشه زندگی یک نفر را تغییر داده و یا موجب تفریح شده‌، شاید اصلا کسی متوجه ان‌ها نشود اما اشتباهات در تمام لحظات در کنار ما هستند. و چیزی که آن‌ها را می‌سازد، مغز ما، حتی در این اشتباهات هم اغلب نظام‌مند عمل می‌کند و یا ما علاقه داریم بر اساس دسته سومی که رولف دوبلی معرفی کرده، توهم دسته بندی، آن‌ها را در دسته‌های خاص قرار دهیم.این دسته‌بندی باعث می‌شود فارغ از نتیجه بد، خوب یا کم اهمیت خطاهای ذهنیمان آن‌ها را بشناسیم و اگاهانه از عواقب ناخوشایندی که ممکن است به بار بیاورند دوری کنیم. و این چنین متوجه می‌شویم چطور خطایی مشخص نتایجی متفاوت به همراه دارد، مثلا تایید اجتماعی همان خطایی که اجداد شکارچی ما را با دنبال کردن دیگران نجات می‌داده را جوزف گوبلز وزیر تبلیغات المان نازی برای به دست آوردن حمایت مردم در سخنرانی‌اش در سال ۱۹۴۳ استفاده کرده. و همین حالا هم در صنعت تبلیغات استفاده می‌شود تا ما را قانع کند محصولی که پرفروش است عملکرد بهتری هم دارد.کتاب هنر شفاف اندیشیدن نوشته رولف دوبلی در چندین نسخه متنوع روی طاقچه موجود است:احتمالا شناخته شده ترین نسخه، چاپ نشر چشمه با ترجمه‌ی عادل فردوسی‌پور، بهزاد توکلی و علی شهروز و نسخه صوتی آن با صدای عادل فردوسی‌پور از رادیو گوشه، نسخه گروه گردآوری و ترجمه سبکتو، دو نسخه صوتی خلاصه شده با صدای فاطمه فراهانی و عطیه بادامچی. که البته هیچ کدام در سرویس طاقچه بی‌نهایت نیست. https://taaghche.com/book/91083 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Jul 2022 23:54:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: چراغ سبزها</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%87%D8%A7-rcvpnwez6zdg</link>
                <description>برای چالش کتاب‌خوانی خرداد ماه طاقچه، «کتابی که تو را با سخت و آسان زندگی آدمی معروف همراه می‌کند»، من کتاب چراغ سبزها نوشته متیو مک کانهی را انتخاب کردم.کمتر کسی است که به سینما علاقه داشته باشد و متیو مک‌ کانهی را نشناسد. بازی‌های استادانه و به یادماندنیش در فیلم هایی مثل Dallas buyers club یا فصل اول سریال میخکوب‌کننده اچ‌بی‌او True detective از معروف‌ترین نقش آفرینی‌های او هستند که جایزه بهترین بازیگر مرد اسکار و نامزدی بهترین بازیگر نقش اول سریال درام امی را به همراه داشتند. کمتر کسی فیلم میان ستاره‌ای کریستوفر نولان را با بازی فوق‌العاده‌اش ندیده. و همه این‌ها به تنهایی باعث می‌شود خواندن کتاب چراغ سبزها وسوسه‌انگیز باشد. کتابی نوشته بازیگری که حضورش در یک فیلم می‌تواند من را به دیدن آن ترغیب کند، قطعا ارزش خواندن دارد. مک کانهی برای پنجاه و دو روز بدون دسترسی به الکتریسیته در بیابان گوشه‌نشینی کرد تا این کتاب را با استفاده از ژورنال‌هایی که از پانزده سالگی می‌نوشته، بنویسد. نوشته هایی که در کتاب اشاره می‌کند نمی‌خواسته به آن‌ها برگردد. نوشته هایی که برایش راهی برای فراموش کردن و رهایی بوده. نه جمع آوری خاطره برای آینده و چیزی که شگفت زده‌اش می‌کند حجم خاطراتی است که هنوز به یاد دارد. «همیشه می‌نوشتم تا بتوانم فراموش کنم. فکر کردن به بازنگری در زندگی و افکارم آزاردهنده بود. گمان نمی‌کردم از حمل این ژندگی و افکار لذت ببرم. اخیراً جرات پیدا کرده‌ام به نوشته‌هایم در این سی و پنج سال- درباره کسی که سی و پنج سال بوده‌ام- نگاهی بیندازم. و می‌دانید چه شد؟ بیش‌تر از چیزی که فکر می‌کردم از بودن در کنار خودم لذت بردم. خندیدم... گریه کردم... فهمیدم بیش‌تر از حد انتظارم لحظه‌ها را به خاطر دارم... و کمتر فراموش کرده‌ام.چه چیزی دستگیرم شد؟ قصه‌هایی که شاهدشان بوده‌ام و تجربه‌شان کرده‌ام، درس‌هایی که یاد گرفته و فراموش کرده‌ بودم، شعرها، دعاها، تسکین‌دهنده‌ها، جواب خیلی از سوال‌هایم، یادآوری سوال‌هایی که هنوز دارم، تایید بعضی شک‌های بخصوص، باور به چیزهایی که مهم‌اند، نظریاتی در باب نسبیت، و تعداد زیادی نوشته‌های پشت ماشینی. شیوه‌هایی در نوع نگاهم به زندگی یافتم که همچنان و هنوز برایم لذت‌بخش‌اند.»چیزی که توجه من را در حین خواندن کتاب جلب کرد و باعث شد از ان لذت ببرم، لحن راحت و صادق نویسنده بود. این کتاب یک خودستایی طولانی و خسته کننده نیست. پر است از صحنه‌هایی که به نظر نمی‌رسد کسی بخواهد در موردشان صحبت کند و متیو مک کانهی چنان ساده و بی اهمیت برای مخاطبان کتاب پرفروشش از آن‌ها حرف می‌زند که حتی بیشتر شوکه کننده به نظر می‌رسند. ماجراهایی جزئی مثل پیتزا دزدی هم با چنین جزئیات جذابی راهی برای شناخت افراد می‌شوند.همانطور که خودش در کتاب آن را توصیف می‌کند، این کتاب مجموعه ای است از داستان‌ها، دعاها، شعرها، افراد و مکان‌ها و نوشته های پشت ماشینی از زندگی فردی که حتی اگر اینقدر معروف و مشهور نبود هم، به تنهایی جذاب بود. شخصیت‌ها، انگار در داستانی به خوبی نوشته شده، به جا و کامل معرفی و شناسانده می‌شوند. اتفاقات پر کشش و جذابند. خیلی راحت می‌توان فراموش کرد که راوی این داستان نه یک شخصیت تخیلی که بازیگری معروف و شناخته شده است. و وقتی به یاد می‌آوری که این داستان‌ها واقعی‌اند، یک بار دیگر جا می‌خوری.این کتاب با ترجمه سمانه پرهیزکاری از انتشارات میلکان روی سرویس کتاب‌خوانی طاقچه در دسترس است. https://taaghche.com/book/90938 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jun 2022 22:24:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: علیه تو اعلان عشق می‌دهم</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%85-hdimsuznvof5</link>
                <description>انتخاب من برای چالش کتابخوانی اردیبهشت طاقچه، کتاب شعری که می‌تواند آهنگ زندگی‌ات را عوض کند، علیه تو اعلان عشق می‌دهم غادة السّمان بود. شعر برای من دنیایی ناشناخته و نوی و شعر در ادبیات دیگر ملل‌ها، شعر ترجمه شده حتی ناشناخته‌تر و غریب‌تر. در مصاحبه‌ای با ریتا گیبرت که در کتاب «هفت صدا: مصاحبه با هفت نویسندهٔ ادبیات آمریکای لاتین» - که توسط نشر اگاه چاپ شده است - اوکتاویو پاز در پاسخ به این سوال که «آیا می‌توان از طریق ترجمه، ادبیات کشوری را شناخت؟» بعد از این پاسخ که به چگونگی ترجمه بستگی دارد؛  این چنین ادامه داد که «شناختن چیست؟ ادبیات عبارت از استعارات یا کنایاتی است که می‌کوشد تا واقعیاتی را که به کلام درنیامده، منعکس سازد. هیچ متن اصلی وجود ندارد: همه ترجمه‌اند، استعارهٔ متنی دیگرند. زبان خود یک ترجمه است: هر کلمه و هر عبارت معنا و منظور کلمه و عبارتی دیگر را شرح می‌دهد (ترجمه می‌کند). سخن گفتن خود ترجمه‌ای مدام است که درون همان زبان صورت می‌گیرد.» کمی قبل‌تر از امروز، شعر ترجمه شده در ذهن من مخلق ناقص‌الخلقه‌ای بود پا در هوا میان دو جهان دور و نایکسوی زبان مبدا و مقصد. بدون زیبایی‌های صوری و بیانی در زبان مبدا محتوی و مفهوم جلای خود را از دست می‌دهد و بدون محتوی، آرایش‌های زبانی فقط پوسته‌ای توخالی‌ است.اما شعرهای این مجموعه شعر از غادة السّمان انگشت‌هایش را تا اعماق قلبم فرو برد و چیزی را لمس کرد که شاید فراموش کرده بودم اصلاً وجود دارد. غادة السّمان در محیط شرقی نه چندان ناآشنایی تصویرهایی از عشق می‌سازد که به شدت غریب و بی‌رحم و همچنین لطیف و روزمره‌اند. شعر او پست دیوار ترجمه از حرکت باز نمی‌ایستد. مسیرش را ادامه می‌دهد و در ذهن مخاطب غریبه‌اش در ظرف زبانی دیگر تصاویری چنان بدیع می‌سازد که اشنا بودن مفاهیمش شوکه کننده است. سنگینی صدای دو عاشق روی سیم‌های تلفن، نفوذ صدای عاشق مثل منقار زرینی تا مغز استخوان یا چمدان‌های پر از خاطرات و دادگاه‌های شب زندگی همه‌ی مایند اما فقط اوست که این‌ها را اینطور می‌بیند و سعی می‌کند ما را به این منظر منحصر به فرد نزدیک کند. با ترجمه مفاهیم شناور ذهنی به زبان خودش و سپس به زبان فارسی، تصاویر همچنان واضح و شفافند و مخاطب همواره در مرکز آن است.غادة السّمان سال ۱۹۴۲ در دمشق به دنیا آمد و در کودکی مادرش را از دست داد که باعث شد قه شدت تحت تاثیر پدرش باشد، پدری که شیفته ادبیات چه غربی و چه عربی بود. شیفتگی پدر به خلق سبک جدید و نگرش خاص فرزندش در ادبیات در نقطه‌ای میانی و مشترک از ادبیات غرب و عرب کمک کرد.در نهایت خبرنگاری در سراسر اروپا و تاثیر عمیقی که از شکست جنگ شش روزه گرفت، بلوغ هنری را در اثارش ایجاد کرد.این کتاب با ترجمه دکتر عبدالحسین فرزاد و از نشر چشمه روی طاقچه در دسترس شماست که البته روی سرویس طاقچه بی‌نهایت نیست. از غادة السّمان و با همین ترجمه کتاب‌های عشق از سویدای دل و معشوق مجازی و عاشق آزادی هم روی طاقچه وجود دارد که عاشق آزادی در سرویس بی نهایت هم در دسترس است. همچنین از نشر ماهی مجموعه داستان دانوب خاکستری با ترجمه نرگس قندیل زاده و داستان بلند بیروت ۷۵ از اولین اثار دوران اوج هنری او با ترجمه سمیه اقاجای و همچنین با ترجمه محبوبه افشاری از نشر نیماژ موجودند.  https://taaghche.com/book/119281 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 21 May 2022 23:51:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: بی‌حد و مرز</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%B2-m4sehtsjvbn5</link>
                <description>خواندن بی‌حد و مرز به شما کمک می‌کند تا یادگیری و مطالعه را در زندگیتان یک عادت کنید. چیزی که همان ابتدا در مدرسه باید می‌آموختیم اما در نهایت سیستم اموزشی بخش بزرگی از دنیا فقط آموزش اجباری مطالب محدودی به دانش‌آموزان است بدون ان که هرگز به آن‌ها آموزش داده شود که برای یادگیری این مطالب چه کنند. چیزی که در نهایت باعث می‌شود اغلب دانش‌آموزان مطالب را حفظ کنند و امتحان‌ها و تست‌ها هم فقط مهارت حفظ کردن را می‌سنجند. نتیجه فراموشی آنی مطالب بعد از امتحان است. چقدر مطالبی که در کتاب‌های درسی دبیرستانتان خواندید را به یاد می‌آورید؟ چقدر درس‌هایی که در همین ترم جاری خواندید به یاد می‌آورید. یا کتابی که هفته پیش برای موفقیت کاریتان خواندید؟ما دائما تلاش می‌کنیم، در تمام طول تحصیلمان یا حتی تا اخر عمرمان تا چیزهای بیشتری یاد بگیریم و بازده کم معمولا باعث می‌شود ناامید و خسته شویم. مرحله بعدی حمله به خودمان برای ناتوانی یا حتی خنگ بودن است. تجربه جیم کوییک ثابت می‌کند که مغز ما برای یادگیری ساخته شده، اینکه نمی‌دانیم چطور از آن استفاده کنیم باعث نمی‌شود ناتوان باشیم. به نظر من خواندن کتاب‌های خودیاری نشان‌دهنده احساس نیاز ما به اصلاح برخی رفتارهایمان در زندگی است. مهم‌ترین چیز برای شروع کردن این کتاب‌ها دانستن این است که چیزی در این کتاب وجود دارد که می‌تواند به من کمک کند و به جرئت می‌توان گفت همه ما به کمک نیاز داریم. پیدا کردن کتابی که به ما کمک کند اما کار ساده‌ای نیست. این کتاب اما توانست به من کمک کند. موضوع آن تقویت تمرکز و اموزش یادگیری بهتر چیزی بود که من نیاز داشتم، و احتمالاً انقدر کلی باشد که بتواند به همه کمک کند. جیم کوییک به جای ماهی، به ما ماهیگیری یاد می‌دهد. شاید خیلی از مواردی که در این کتاب توصیه کرده، مثل روش پومودورو یا یادداشت برداری حین یادگیری چیزهایی باشند که از دوران راهنمایی و دبیرستان بارها برایمان تکرار کرده باشند. اما چیزی که این کتاب را برای من موثر کرد تلاش برای تمرین یک جای این موارد با همین کتاب بود. توصیه‌ای که خود جیم کوئیک در ابتدا می‌آورد و می‌تواند تجربه خیلی باکیفیت‌تری برایتان بسازد. ماجرا از قبل از تلاش برای یادگیری شروع می‌شود؛ از فراموشی. چیزهایی که ذهنمان را از کاری که برایش ساخته شده باز می‌دارند. چیزهایی که از قبل درباره موضوع می‌دانیم، چیزهای غیر ضروری مثل شبکه‌های اجتماعی‌مان. و از همه مهم‌تر محدودیت‌هایمان. اگر فکر کنیم یک چیز را یاد نمی‌گیریم هرگز یاد نخواهیم گرفتش.بی‌حد و مرز به ما یادآوری می‌کند یادگیری یک تجربه انفعالی نیست. ما باید دائما درگیر آن شویم، حالت روحی و جسمی خود را مشتاق نگه‌داریم، مرور کنیم برنامه بریزیم و البته به دیگران اموزش بدهیم. صداهای درون سرمان که مثل مورچه‌ها در هم می‌لولند را بشناسیم و تصور دانای کل را از آن‌ها بگیریم. و ذهنمان را گسترش بدهیم تا احتمالات بی نهایت را بپذیرد. همچنین به ما کمک می‌کند اهدافمان را مشخص کنیم تا راه رسیدن به آن را در ذهن ببینیم. مطالعه روزانه یکی از موثرترین روش‌ها برای تقویت یادگیری است. تمرین‌هایی در کتاب برای تقویت تندخوانی وجود دارد و روش پومودورو هم معرفی می‌شود برای مطالعه پیوسته و هر روزه. همچنین روش‌هایی برای بهینه کردن مطالعه و یادگیری متن با تمرین‌هایی وجود دارد که می‌توانید روی خود کتاب امتحان کنیدکتاب این ماه چالش کتاب‌خوانی طاقچه، کتابی که می‌تواند به کارهایت سر و سامان بدهد، برای من کتاب بی‌حد و مرز جیم کوییک از انتشارات میلکان با ترجمه پگاه فرهنگ‌مهر بود. این نسخه از کتاب روی سرویس بی‌نهایت و با ترجمه های دیگری هم روی طاقچه در دسترس است.«بی‌حد و مرز» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/83134 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Apr 2022 20:33:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: باشگاه قتل پنجشنبه</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%AA%D9%84-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-yzc3fiio9zs5</link>
                <description>باشگاه قتل پنجشنبه اولین کتاب ریچارد آزمن موفقیتی خیره‌کننده کسب کرد. نامزدی جایزه ادگار در بخش بهترین رمان و قرار گرفتن در لیست پر فروش‌های نیویورک تایمز و ساندی تایمز نشان دهنده موفقیت او بین مخاطبین و منتقدین است. داستان در مردی که دوبار مرد پی گرفته می‌شود. و کتاب سومی هم در راه خواهد بود.داستانی معمایی-جنایی کتاب، در محیطی غیرمعمول اتفاق می‌افتد؛ دهکده‌ای ارام مخصوص سالمندان و بازنشستگان. صومعه‌ای که کلیسا بعد از مرگ اخرین خواهر روحانی آن را می‌فروشد تا تبدیل به محل اقامتی‌ای شود که شرط ساکن شدن در آن بیشتر از هفتاد و پنج سال داشتن است. داستان از جایی شروع میشد که الیزابت یک مامور اطلاعاتی سابق از جویس پرستار سابق در مورد یک پرونده حل نشده قدیمی سوال می‌پرسد. چقدر طول می‌کشد تا دختر جوانی که در سینه‌اش چاقو خورده از خونریزی بمیرد؟ سوالی که مقدمه حضور جویس در گردهمایی‌های پنجشنبه فراهم می‌کند. جلسه‌ای که با الیزابت و پنی یک بازرس پلیس قدیمی شروع شده بود؛ جمع شدن برای بررسی پرونده‌های قتلی که هرگز حل نشده‌اند. بعدها با پیوستن دیگران باشگاه قتل پنجشنبه شکل گرفت. چهار عضو حال آن شامل الیزابت و جویس و ابراهیم روانپزشک و ران یک رئیس انجمن صنفی بازنشسته‌اند.وقوع قتلی که آرامش مجتمع بازنشستگان را به هم می‌زند، نقطه عطفی در رابطه این چهار عضو باشگاه قتل پنجشنبه ایجاد می‌کند. نقطه عطفی که بهانه‌ای می‌شود برای شناخت هرکدامشان و زندگی‌هایی که پشت‌سر گذاشته‌اند؛ و رابطه‌هایی که با هم و با افسر دانا دو فریتز دارند. افسری که در سکون ایستگاهش به صحنه‌های پرهیجان تعقیب قاچاقچیان در بزرگراه‌ها و تعقیب قاتل‌ها با وجود زخمی شدن فکر می‌کند؛ اما ساعت‌های کاریش را با چهل و پنج دقیقه‌های جلسه با سالمندان کم می‌کند تا به آن‌ها هشدار دهد در کلاهبرداری‌های فیشینگ گرفتار نشوند، کارت‌های شناسایی را قبل از باز کردن در چک کنند و پنجره‌هایشان را قفل بزنند. در حالی که ذهنش پیش خالکوبی دلفینی است که دوست دارد بزند. هرچند روبه‌رو شدن با سالمندان شیک پوشی که علاقه‌ای به حرف‌های تکراری‌اش ندارند کم‌کم هیجانی که آرزویش را دارد به زندگی‌اش می‌آورد.معمای چند لایه قتل‌های تکرار شونده شهرک سالمندان کم‌کم و با ریتم تندی مثل اثار جنایی اگاتا کریستی رشد می‌کند و به حل شدن نزدیک می‌شود. شخصیت‌های قوی اما نامعمولش برای یک داستان جنایی کنجکاوی‌ای اضافه ایجاد می‌کنند که سرزندگی و غریب بودنشان خواننده را حتی بیشتر از معماها به دنبال خود و در پی داستان می‌کشد. داستان در بعضی فصل‌ها از دید جویس یکی از اعضای باشگاه و در اغلب فصل‌ها هم از دید سوم شخص روایت می‌شود که با ایجاد نایکنواختی جذابی بیشتر از قبل شخصیت شیرین و جذاب پیرمرد و پیرزن‌های شهرک را به خواننده معرفی می‌کند. شوخی‌های گاهی تلخ و تیز سالمندان و موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیرند خود را  در چنین داستانی به شدت گیرا و تاثیرگذار نشان می‌دهند. کتاب با ترجمه نازنین فیروزی از انتشارات میلکان و با نام انجمن قتل پنجشنبه‌ها با ترجمه محدثه احمدی از نشر نون روی طاقچه موجود است و در سرویس طاقچه بی‌نهایت هم در دسترس است. کتاب دوم مردی که دوبار مرد هم با ترجمه محدثه احمدی از نشر نون در طاقچه است که هنوز به طاقچه بی‌نهایت اضافه نشده. https://taaghche.com/book/97462  https://virgool.io/p/yzc3fiio9zs5/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86%D9%82%D8%AA%D9%84%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87%D9%87%D8%A7%7C%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%86%7C%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86%D9%82%D8%AA%D9%84%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%A9%D9%87%D9%85%D8%AD%D8%AF%D8%AB%D9%87%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA.%DB%8C%DA%A9%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%87%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%87%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%8C%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%82%D8%AA%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF...!%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D9%87%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AD%D9%84%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF...taaghche.com  دانلودوخریدکتابباشگاهقتلپنجشنبه|ریچاردآزمن|طاقچهکتابباشگاهقتلپنجشنبهداستانیجذابوپرفروشازریچاردآزمناستکهباترجمهنازنینفیروزیمنتشرشدهاست.اینکتابداستانیکگروهچهارنفرهازسالمندانشهراستپنجشنبه‌هادورهمجمعمی‌شوندتادربارهپرونده‌هایجناییصحبتکنند.امااینباربایکماجراواقعیروبه‌رومی‌شوند...taaghche.com </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Mar 2022 23:51:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: سایه‌ی باد</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-trectkk5fjkp</link>
                <description>نویسنده‌ای که در کنار غریب بودن شخصیت، زندگی، سرنوشت و آثارش، به نحوی غریب‌تر وارد داستان می‌شود و برای همیشه جایگاه خود را در داستان و ذهن خواننده تثبیت می‌کند.اوایل ۱۹۴۵ راوی ده ساله داستان دانیل سمپره، شبی پریشان از خواب می‌پرد؛ چون صورت مادرش، یکی از قربانیان پرشمار جنگ را به یاد نمی‌آورد. پدرش در همان گرگ و میش او را به مکانی اسرار آمیز می‌برد. قلعه‌ای که تمام دیوارهایش قفسه‌هایی مملو از کتاب‌اند. گورستان کتاب‌های فراموش شده. دانیل سمپره با دست تقدیر کتابی را از قفسه‌های پرشمار بیرون می‌کشد که زندگی‌اش را برای همیشه تغییر می‌دهد. سایه‌ی بادِ خولین کاراکس که مقدمه‌ای برای ورود دو شخصیت مهم دیگر به زندگیش هم می‌شود؛ کلارا بارسلو و غریبه‌ای دهشت‌ناک که خود را لین کوبرت، تجسم شیطان در داستانِ خولین کاراکس معرفی می‌کند.اما آن‌ چه دانیل را در مسیر داستان پیش می‌برد شبح ناواضح خولین کاراکس و داستان های ضد و نقیض اطرافش است. داستان‌های پدر مذهبی و مادر فرانسویی عجیبش، معشوقه‌اش پنه‌لوپه الدایا، پیانو زدنش در کافه‌ای در پاریس و مقدمات ازدواج نافرجامش، غریبه‌ای که تمام کتاب‌هایش را آتش می‌زند منشی انتشاراتی که چند روز را در آپارتمانش گذرانده و ناجی تنها نسخه کتاب‌هایش شد، تا مرگ تنها و بی صدایش در گوری بی نام و نشان در بارسلون. دانیل ده ساله راهی سفری دور و دراز می‌شود تا این تکه‌های گم شده و نیمه سوخته را یک به یک پیدا کند و تصویری تا حد ممکن کامل از خولین کاراکس بسازد. در این مسیر گاه و بی‌گاه با افرادی همراه می‌شود که اثر خود را در روح دانیل و تصویر خولین به جا می‌گذارند. تصویری تیره از رنج و سوگ جنگ و ظلم و سرکوب دیکتاتوری. و راوی همراه با پیش‌رفت داستان و تکمیل این تصاویر رشد می‌کند و به تکامل می‌رسد.داستان آن‌قدر جزئیات دارد که کمی پراکنده به نظر می‌رسد و گاهی شکلی فانتزی به خود می‌گیرد اما با پیش‌رفت داستان، حلقه‌های زنجیر کم کم به هم متصل می‌شوند، اتفاقات کوچک کم اهمیت هم نقش خود را بازی می‌کنند؛ مثل آب نباتی که بعد از چند فصل صاحب خود را پیدا می‌کند و نقشش در داستان را بازی می‌کند. این جزئیات فراوان اثری پر لعاب ساخته با ظرافت‌هایی که لبخند بر لب می‌آورند. در جای خود فضایی واقعی و به شدت زنده از شهر بارسلون می‌سازند که خواندن کتاب را به تجربه‌ای واقعی از سفر در گوشه و کنار بارسلون میانه قرن بیستم تبدیل می‌کند. hآدرس صفحه وبی که میخواهید نمایش دهید را PastPastps://taaghche.com/book/64072آدرس صفحه وبی که میخواهید نمایش دهید را Paste نویسنده‌ای که در کنار غریب بودن شخصیت، زندگی، سرنوشت و آثارش، به نحوی غریب‌تر وارد داستان می‌شود و برای همیشه جایگاه خود را در داستان و ذهن خواننده تثبیت می‌کند.اوایل ۱۹۴۵ راوی ده ساله داستان دانیل سمپره، شبی پریشان از خواب می‌پرد؛ چون صورت مادرش، یکی از قربانیان پرشمار جنگ را به یاد نمی‌آورد. پدرش در همان گرگ و میش او را به مکانی اسرار آمیز می‌برد. قلعه‌ای که تمام دیوارهایش قفسه‌هایی مملو از کتاب‌اند. گورستان کتاب‌های فراموش شده. دانیل سمپره با دست تقدیر کتابی را از قفسه‌های پرشمار بیرون می‌کشد که زندگی‌اش را برای همیشه تغییر می‌دهد. سایه‌ی بادِ خولین کاراکس که مقدمه‌ای برای ورود دو شخصیت مهم دیگر به زندگیش هم می‌شود؛ کلارا بارسلو و غریبه‌ای دهشت‌ناک که خود را لین کوبرت، تجسم شیطان در داستانِ خولین کاراکس معرفی می‌کند.اما آن‌ چه دانیل را در مسیر داستان پیش می‌برد شبح ناواضح خولین کاراکس و داستان های ضد و نقیض اطرافش است. داستان‌های پدر مذهبی و مادر فرانسویی عجیبش، معشوقه‌اش پنه‌لوپه الدایا، پیانو زدنش در کافه‌ای در پاریس و مقدمات ازدواج نافرجامش، غریبه‌ای که تمام کتاب‌هایش را آتش می‌زند منشی انتشاراتی که چند روز را در آپارتمانش گذرانده و ناجی تنها نسخه کتاب‌هایش شد، تا مرگ تنها و بی صدایش در گوری بی نام و نشان در بارسلون. دانیل ده ساله راهی سفری دور و دراز می‌شود تا این تکه‌های گم شده و نیمه سوخته را یک به یک پیدا کند و تصویری تا حد ممکن کامل از خولین کاراکس بسازد. در این مسیر گاه و بی‌گاه با افرادی همراه می‌شود که اثر خود را در روح دانیل و تصویر خولین به جا می‌گذارند. تصویری تیره از رنج و سوگ جنگ و ظلم و سرکوب دیکتاتوری. و راوی همراه با پیش‌رفت داستان و تکمیل این تصاویر رشد می‌کند و به تکامل می‌رسد.داستان آن‌قدر جزئیات دارد که کمی پراکنده به نظر می‌رسد و گاهی شکلی فانتزی به خود می‌گیرد اما با پیش‌رفت داستان، حلقه‌های زنجیر کم کم به هم متصل می‌شوند، اتفاقات کوچک کم اهمیت هم نقش خود را بازی می‌کنند؛ مثل آب نباتی که بعد از چند فصل صاحب خود را پیدا می‌کند و نقشش در داستان را بازی می‌کند. این جزئیات فراوان اثری پر لعاب ساخته با ظرافت‌هایی که لبخند بر لب می‌آورند. در جای خود فضایی واقعی و به شدت زنده از شهر بارسلون می‌سازند که خواندن کتاب را به تجربه‌ای واقعی از سفر در گوشه و کنار بارسلون میانه قرن بیستم تبدیل می‌کند.  https://taaghche.com/book/64072 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 19:46:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: همه دروغ می‌گویند</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-rdyvyf4lk21i</link>
                <description>کتاب «همه دروغ می‌گویند» نوشته ست استیونز دیویدویتس، ما را با نثر روان و ساده‌اش با کلان‌داده و استفاده‌های آن برای شناختن جهان، آشنا می‌کند.بیگ دیتا یا کلان‌داده از امکاناتی است که دنیای مدرن برای ما فراهم کرده؛ روزانه هزاران هزار بایت اطلاعات در اینترنت می‌سازیم. با هر کلیک، هر جستوجوی گوگل، هر لایک و بازدید، ردی از خود به جا می‌گذاریم که ما را تعریف می‌کند. با صداقتی که هرگز در برابر پژوهشگران نخواهیم داشت.در روش سنتی مطالعه رفتارهای فردی و جمعی انسان، اطلاعات از طریق پرسش‌نامه‌ها جمع‌آوری می‌شوند. اما اطلاعاتی که پرسش‌نامه‌ها به ما می‌دهند، چیزی است که مردم دوست دارند پرسش‌گر بداند و به او می‌گویند نه چیزی که انجام می‌دهند. نتایج این اطلاعات هم واقعیت درونی افراد را به ما نشان نمی‌دهد. افراد تمایل دارند تصویری از خود ارائه دهند که مقبولیت اجتماعی بیشتری می‌سازد. پس تصورات جامعه‌شناسان از رفتارهای افراد در جامعه هم متفاوت خواهد بود.با انتخاب باراک اوباما به عنوان رییس‌جمهور امریکا، تصویری عبور کرده از نژادپرستی از جامعه آمریکا ساخته شد. مردم بارها در نظرسنجی‌ها اعلام کردند که نژاد و رنگ پوست تاثیری در انتخابشان برای ریاست جمهوری ندارد. اما بررسی‌های ست نشان می‌دهد که همزمان با انتخاب باراک اوباما سرچ‌های گوگل با کلمات نژادپرستانه در مورد او و سرچ‌های به طور کلی نژادپرستانه به شدت افزایش پیدا کرده، هم‌چنین بازدید و عضویت در یکی از انجمن‌های راست افراطی نژادپرستانه. در ایالت‌هایی با سرچ‌های نژادپرستی بیشتر، ارای اوباما کمتر از هم‌حزبی‌های سفیدپوستش رای آورده بود. کلان داده اطلاعاتی را به ما می‌دهد که انتظارشان را نداریم، و پنهانشان می‌کنیم.اما ست می‌نویسد که تعریف دقیق کلان داده، کار ساده‌ای نیست. خروارها داده به‌تنهایی بینش ایجاد نمی‌کند، قدرت بیگ‌دیتا در این چهار چیز است:•کلان‌داده انواع جدیدی از داده‌ها را عرضه می‌کند.در مثال‌های متعددی در کتاب از اطلاعاتی استفاده شده که از سایت‌های هرزه‌نگاری جمع شده‌اند، محدوده‌ای که جامعه‌شناسان به ندرت از آن استفاده کرده‌اند. اما نرخ بازدید‌ها و سرچ‌های این سایت‌ها، با استفاده فراوانی که در دنیای امروز دارند، اطلاعات زیادی در خودش دارد. داده‌هایی که تا پیش از این نداشتیم، و نتیجه‌هایی که تا به حال نگرفته‌ایم.•کلان‌داده داده‌های صادقانه فراهم می‌کند.مردم در نظرسنجی‌ها و به دیگران دروغ می‌گویند. هرچه موضوع خجالت‌آورتر و خصوصی‌تر دروغ‌ها بیشتر. اما مردم به گوگل و پورن‌هاب دروغ نمی‌گویند، خیلی ساده چون ناشناس می‌مانند. کلا‌ن‌داده به ما چیزی که مردم می‌خواهند و می‌کنند را نشان می‌دهد نه چیزی را که می‌گویند می‌خواهند.•کلان‌داده توانایی تمرکز بر زیرمجموعه‌های کوچکی از افراد را ایجاد می‌کند.با بالارفتن حجم اطلاعات حتی برای بخش‌های کوچک جمعیت هم داده‌ها معنی‌دار می‌شوند. می‌توانیم حتی افرادی که خواب گوجه می‌بینند را با کسانی که خواب خیار می‌بینند مقایسه کنیم.•کلان داده به ما اجازه می‌دهد ازمایش‌های علّی انجام بدهیم. و با آزمایشات سریع و کنترل شده به جای محدود شدن به روابط همبستگی، روابط علی معلولی را هم بسنجیم.دنیای جدید، نیازمند نگاه‌های جدید است. کلان‌داده و مهندسی داده یا دیتا ساینس نگاه جدید ما در این دنیای جدید است. این کتاب با مثال‌های واقعی این نگاه جدید را به ما می‌شناساند. حوزه‌های مختلفی که مهندسی داده‌ها در ان کاربرد پیدا می‌کنند و بیشتر از همه استفاده ان در جامعه‌شناسی و شناخت خودمان را به ما نشان می‌دهد. پیش‌فرض‌های پذیرفته‌شده را زیر سوال می‌برد و نشان می‌دهد که آن چه فکر می‌کنیم همواره واقعیت ندارد.این کتاب با ترجمه ریحانه عبدی از نشر گمان و شایان سادات از انتشارات خوب روی طاقچه است که نسخه نشر گمان متن کاملتری دارد و نسخه انتشارات خوب در سرویس بی‌نهایت قابل دسترسی است. https://taaghche.com/book/63772 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jan 2022 23:13:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: زنان نامرئی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A6%DB%8C-dk3ylsqujkyf</link>
                <description>کتاب زنان نامرئی همان‌طور که در زیرعنوانش «افشای سوگیری داده‌ها در دنیای طراحی شده برای مردان» آمده، از مشکلاتی می‌گوید که پیش‌فرض انسان مذکر در سطوح مدیریتی و برنامه‌ریزی ایجاد می‌کند.مقدمه کتاب، به طور مفصل در مورد همین ذهنیت پیش‌فرضی صحبت می‌کند که فرایندهای اماری را هم تحت تاثیر قرار داده، فرایندی که انسان‌ها را مذکر می‌داند و مونث بودن را اتفاقی غیرعادی می‌داند. ذهنیتی با پیشینه‌های تاریخی دراز که دنیای مدرن هم اغلب از آن غافل مانده. کرولاین کریادو پرز از شعر میوریل روکایزر «اسطوره» نقل می‌کند که وقتی ادیپ از ابوالهول می‌پرسد چرا نتوانسته مادرش را بشناسد، جواب می‌گیرد که پاسخ به معمای معروف -آن‌چه که روز روی چهاردست پا، عصر روی دوپا و شب روی سه پا راه میرود- مرد نیست، پس زن‌ها چه شده‌اند؟ و ادیپ هم طبیعتاً اعتراض می‌کند که وقتی می‌گویی مرد زن‌ها هم حساب کرده‌ای.اما ایا واقعا زن‌ها را حساب کرده‌ایم؟ این کتاب با شواهد نشان می‌دهد که برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم مرد زن را در بر نمی‌گیرد و این ذهنیت پیش‌فرض مذکر و نبود احساس نیاز به در نظر گرفتن نیازهای «جنس دوم» واقعا باعث میشد که زنان به سختی بیفتند، در خطر قرار بگیرند، از امکانات محروم شوند و حتی نتوانند ان چنان که باید نقش خود در جامعه را ایفا کنند. پیامدهای این نادیده گرفتن هم مستقیما زندگی این زنان را تحت تاثیر قرار میدهد و هم با تبعاتی که به جامعه تحمیل می‌کند در زندگی مردان هم تاثیر می‌گذارد.این سوگیری های ناخوداگاه در بطن زبان هم وجود دارند و حتی گاهی با تاثیرات آن تقویت می‌شوند. مجمع جهانی اقتصاد در ۲۰۱۲ تحلیل کرد کشورهایی با زبان‌هایی که صرف جنسیتی دارند و تقریبا در تمام کلماتشان جنسیت حضور دارد، جزو نابرابرترین کشورها هستند اما نکته جالب این است که در کشورهایی مثل فنلاند و مجارستان که زبان بی جنسیت دارند- مثل فارسی- جزو برابرترین‌ها نیستند. برابرترین کشورها زبان‌هایی با جنسیت طبیعی دارند، زبان‌هایی که بیان جنسیت را ممکن میکنند اما ان را در خود کلمات نمیگنجانند. جداسازی کامل دو جنس از هم به نابرابری دامن می‌زند اما برخلاف انتظار تفکیک نکردن جنس‌ها هم نابرابری ایجاد می‌کند، ما نیاز داریم داده‌ها را بدون سوگیری دسته‌ای جمع آوری کنیم و جهان ما عمیقا این سوگیری را در جمع آوری داده‌های دسته مردان و بی توجهی به داده‌های زنانه دارد.این کتاب شواهد بسیاری را جمع‌آوری کرده تا نشان دهد که حتی در بهشت‌های فمنیستی هم تصور ما از وضعیت برابر اگر نه اشتباه زیاد از حد دست بالاست. این تصورات تا زمانی که داده‌های کافی با تفکیک جنسیتی فراهم نباشد، به واقعیت نزدیک نخواهد شد. مثال‌های این کتاب به ما نشان میدهد که چرا و چطور جمع‌آوری داده‌ها و تاثیر دادن آن‌ها در تصمیمات مدیریتی می‌تواند باعث موفقیت‌های برابری‌طلبانه، ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و بهبود وضعیت اقتصادی جامعه و افراد شود و البته نشان می‌دهد چطور نبود اطلاعات یا صرفا بی‌توجهی به آن می‌تواند زحمات و بودجه را تلف کند و حتی گاهی شرایط را بدتر کند.در نهایت به نظرم زنان نامرئی کتابی است که باید خواند تا اهمیت تصمیمات کوچک را بهتر درک کرد. من این کتاب رو توی اپلیکیشن طاقچه خوندم، که خوشبختانه روی طاقچه بی‌نهایت هم هست. این کتاب با ترجمه نرگس حسن لی توسط نشر برج منتشر شده. https://taaghche.com/book/87541 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Dec 2021 23:22:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: موسم هجرت به شمال</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%85-%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84-cd8sffuezu7p</link>
                <description>موسم هجرت به شمال، تکرار تجربه‌ای غریب است. مهاجرت از سرزمین‌های گرم جنوبی به شمال سرد و خشک. اما این تفاوت‌ها تنها در جغرافیا خلاصه نمی‌شود. این مهاجرت سفری از میان فرهنگ‌های متفاوت اما در هم پیچیده اروپایی و عرب افریقایی است، و دید استعمارشدگان به مستعمران و استعمار را در سفر و دیدشان به سرزمین‌ها و موجودیت خودشان را در بازگشت می‌سازد.راوی بی‌نام بعد از تنها غیبت طولانی مدتش از روستای آرامِ زادگاهش در قوس نیل با دکترای ادبیات انگلیسی از اروپا بازگشته و حالا وطنش را از منظری جدید می‌شناسد. مناظر آشنای مزارع کشاورزی میان بیابان و رود، صدای آشنای چرخ‌ها و پمپ‌های آب و چهره‌های آشنای ساکنین روستا، همان چیزی‌ هستند که بودند. تفاوت م‍ِه غریبی است که دید راوی را پوشانده و ساکن جدید روستا مصطفی سعید.در نگاه راوی با تجربه بین فرهنگی‌اش، مصطفی سعید خاص و عجیب جلوه می‌کند. مردی که به اشکال مختلف از ترکیب یکدست روستا بیرون می‌زند و در نهایت خواندن شعری انگلیسی در میانهٔ مستی با لهجه‌ای بی‌نقص او را به کلی از دنیای آشنای روستا جدا می‌کند. راوی تجربه سفرش به اروپا را در خاطرات مصطفی سعید از تجربیات منحصر به‌فردش تکرار می‌کند. فاتح تنهایی که با ویروس عطش سفر، از سرزمین فتح‌شدگان به سرزمین فاتحان سفر کرد و  با میلی پیچیده زنان سرزمین سرد شمالی را سمبلی از شهری می‌دانست که باید فتح می‌شد.طیب صالح، با مصطفی سعید نشانه‌ای از دید پر میل جوامع عرب به اروپای صنعتی را خلق می‌کند. مردی که پس از ترحم سنگدلانه‌ای که در انگلیس تجربه کرد، در جهان آواره شد و در نهایت آرامش انتهای عمرش را در روستای دور افتاده‌ای پیدا کرد که مکانی برای انتقال خاطرات و تجربیاتش به راوی، نسخه‌ای جوان‌تر از خودش بود.ادوارد سعید یکی از تاثیرگذارترین منتقدان ادبی-فرهنگی نیمه دوم قرن بیستم این کتاب را جزو شش کتاب برتر ادبیات مدرن عرب می‌دانست، دو دهه بعد از آن که آلبرت گوئرارد منتقد دیگری در مقدمه دل تاریکی جوزف کنراد نوشت «در میان نیم دوجین از بهترین رمان‌های کوتاه به زبان انگلیسی». ادوارد سعید خود در شناخت کنراد خبره بود و در سال ۱۹۶۶ کتابی در مورد او به چاپ رساند. او این نقل قول از آلبرت گوئراد را اگاهانه انتخاب کرد تا همانطور که در کتاب خود فرهنگ و امپریالیسم آورده، بحث کند که رمان صالح در واقع با وارونه کردن خطِ مسیر دل تاریکی کنراد، آن را از دیدگاه عرب آفریقایی بازنویسی می‌کند. اگر کنراد در دل تاریکی، داستانش از استعمار اروپایی، سفر پروتاگونیستش را به جنوب تا کنگو دنبال میکند تا در این مسیر ترس‌ها، امیال و دوراهی ‌‌های اخلاقی اروپاییان در جایی که قاره سیاه می‌نامیدند را نشان دهد، صالح سفری از سودان تا لندن، متروپولیس استعماری، را به تصور می‌کشد تا شیفتگی و ترس استعمارشدگان نسبت به مستعمران را بیان کند. در هر دوی این سفرها، اهالی یک سرزمین با خشونت سرزمین دیگر را فتح می‌کنند. کورتز مردی فارغ از بندهای اخلاقی است که از افریقا به نام ماموریت متمدن‌سازی استفاده می‌برد و مصطفی سعید مرد سیاه‌پوست فرصت طلبی است که به نام حق آزادی، زنان اروپایی را نابود می‌کند. و در هر دو این رمان‌ها همزادی داستان فاتحان را می‌شنود که هم شیفته آن‌ها و هم منزجر از آن‌هاست.آن چه نیم قرن بعد از انتشار کتاب و دغدغه‌های جامعه مخاطب آن خواندن این کتاب کلاسیک را لذت بخش می‌کند، تصویر واقعی زندگی انسان‌هایی معمولی در جامعه‌ای سنتی است که نشانه‌های صنعتی مدرن شدن را پذیرفته‌اند اما هنوز تفکرات سنتی خود را تسلیم نکرده‌اند؛ و جایگاه زنان و مردان اغلب کشاورزی که بیشتر از جنجال و بحث‌های سیاسی و پسااستعماری، برای محصول سالانه و نژاد الاغ ها اهمیت قائلند، در چنین جامعه‌ای.موسم هجرت به شمال مهم‌ترین اثر طیب صالح در دوره‌ای به خاطر تصویرسازی‌های جنسی‌اش در سودان ممنوع بود، اما امروزه این ممنوعیت دیگر وجود ندارد. چند داستان دیگر طیب صالح مثل عروسی زین هم مثل موسم هجرت به شمال در روستای واد حمید اتفاق می‌افتند.کتاب با ترجمه رضا عامری از نشر چشمه در اپلیکیشن طاقچه موجوده که روی طاقچه بی‌نهایت هم قرار داره. من ترجمه رو همزمان با نسخه انگلیسی با ترجمه دنیس جانسون دیویس خوندم و به خاطر ذات خود داستان توصیه می‌کنم به ترجمه فارسی قناعت نکنید.  https://taaghche.com/book/83754 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Oct 2021 18:11:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: صدای غذا خوردن یک حلزون وحشی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C-qigdj4sooxvx</link>
                <description>الیزابت تووا بایلی، نویسنده کتاب صدای غذا خوردن یک حلزون وحشی، با تجربه‌ای خاص و کم‌نظیر در زندگیش روبه‌رو شد. بیماری ناشناخته‌ای که از سفر اروپایش به یادگار برداشت، با اثرات جانبی داروی ازمایشی‌اش همراه شد. پیشرفت بیماری‌اش در نهایت کار را به جایی رساند که بلند شدن و نشستن روی تخت هم به کاری بی‌نهایت طاقت‌فرسا برایش تبدیل شد. این سکون اجباری در کنار جریان پیوسته زندگی اطرافیانش، اثرات روحی روانی بسیاری همراه خود داشت. ملاقات کنندگانش در نظرش، خیلی ساده، زیادی با انرژی بودند. انرژی‌ای که نمیدانستند چطور در ان اتاق کوچک تخلیه‌اش کنند. هر حرکت کوچک دستهایشان، تکان دادن پاهایشان و یا حتی دستی که بی‌توجه در موهایشان فرو می‌کردند؛ برای ذهن الیزابت که در بدنی ناتوان از همین حرکات ساده گیر افتاده بود، بی‌نهایت بزرگ و خاص به نظر میامد. حس جدا افتادگی میتواند از آزاردهنده‌ترین احساسات انسانی باشد و الیزابت نه تنها از دوستانش که از زندگی قبلی پر تحرک خودش جدا افتاده بود. چیزهای کوچک می‌توانند اثرات بزرگی بر زندگی ما بگذارند. حتی چیزی به کوچکی یک حلزون. و صدایی به نامحسوسی صدای غذا خوردن یک حلزون با هزاران دندان کوچکش، زندگی الیزابت را در سخت‌ترین شرایط زندگیش تغییر داد. مفهوم زندگی برای دو موجود از راسته های متفاوت، با اناتومی هایی به شدت دور از هم، شاید هم‌پوشانی زیادی نداشته باشد. اما درک زندگی برای یک انسان مهره‌دار، چه از مجرای تجربه خودش، چه مشاهده‌اش از یک حلزون بی‌مهره، در نهایت مفهوم زنده بودن برای انسان را میسازد. مفهومی که الیزابت در ان موقعیت شاید کمتر از همیشه میتوانست درک کند. وقتی دوستش در یک ملاقات به شکل غیرمنتظره‌ای یک حلزون برایش هدیه اورد، چندان جانور کنجکاوی‌ برانگیزی نبود. اما موجود کوچکی که در زندگی شلوغ و سریعِ عادی انسانها به راحتی گم میشد، در یکنواختی و کم‌تحرکی زندگی الیزابت تووا بایلی کم کم جایگاهی خاص برای خودش پیدا کرد. زندگی و اناتومی پیچیده حلزون فقط وقتی الیزابت را به خود جذب کرد که در شرایط غیرمعمولی بود که بیشترین نزدیکی را به عادتهای ناآشنای حلزون داشت. حرکت کُند اما مستمر حلزون برای نگاه ثابت الیزابت دیگر نامحسوس نبود. حلزون الیزابت از گونه Neohelix albolabrisاین کتاب تنها تجربه زیسته الیزابت بایلی و نگاهش به زندگی حلزون کوچکش نیست. چیزی که خواندن کتاب را لذت‌بخش‌تر میکند، وجود بریده‌هایی است که نگاه دیگر انسانها به حلزون‌ها را نقل کرده. در ادبیات داستانی، متون اموزشی، تاریخ‌های طبیعی و فرهنگ‌ها. از داستان وحشتی با محوریت حلزون‌های غول‌پیکر تا کتاب درسی‌ای که ادگار الن پو در صدف‌شناسی جمع‌آوری کرده. تنها چیزی که در این کتاب پیدا می‌کنید رابطه الیزابت و حلزونش Snail نیست. این کتاب سیری‌ است در نگاه امیخته به ترس، تعجب و شیفتگی انسان‌ها به یکی از متفاوت‌ترین گونه‌های زیستی کره زمین نسبت به خودش. نویسنده در این اثر نیمه زندگی‌نامه‌ای از خود و حلزونش، کنجکاوی نامعمولش در مورد هم‌نشین غریبش را با ما به اشتراک می‌گذارد. کتابی با دو شخصیت اصلی که همدیگر را توصیف میکنند. ما الیزابت بایلی را از روی توجهش به حلزون میشناسیم و حلزون را به سبب توجهی که الیزابت به ان نشان میدهد.«من کتاب رو از روی طاقچه بی‌نهایت خوندم با ترجمه کاوه فیض‌اللهی از نشر نو. ترجمه و حروف چینی نسخه epub برای من تا حد خوبی قابل قبول بود هر چند ترجمه رو با متن اصلی مقابله ندادم.اگر فکر میکنید حلزون‌ها موجوداتی ساده و کم‌اهمیتند، اگر به زندگی دیگر گونه‌های موجودات و یا زیست‌شناسی، تاریخ طبیعی، نگاه موضوعی به ادبیات و کنجکاوی در موضوعاتی غریب علاقه دارید، این کتاب در نشون دادن جنبه‌های تازه از حلزون‌ها ناامیدتون نمی‌کنه.»  https://taaghche.com/book/87888 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 23:34:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: جنگ چهره زنانه ندارد</title>
                <link>https://virgool.io/@magystichh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-efv0ecrgddxm</link>
                <description>جنگ چهره زنانه ندارد و سوتلانا آلکسیویچ به زیبایی این چهره نازنانه را در تاریخ شفاهی زنانی که در خط مقدم جنگیدند، پیدا میکند. در داستان زندگی پرستاران، پزشکان، پیراپزشکان، تک‌‌تیراندازان، پارتیزان‌ها و... که زنانگیشان را برای حفاظت از سرزمین مادری فراموش کردند، و در نقش‌هایی فرو رفتند که حتی در زبان تنها کلماتی مردانه داشتند.سوتلانا آلکسیویچ از پدری بلاروسی و مادری اوکراین در غرب اوکراین امروزی به دنیا امد و در بلاروس بزرگ شد. از چندین واقعه مهم تاریخ شوروی تاریخ‌های شفاهی هنرمندانه‌ای نوشت: جنگ جهانی دوم، جنگ افغانستان، فروپاشی شوروی و فاجعه چرنوبیل. روایت‌هایی از زندگی انسان‌های واقعی، نه آن چیزی که حزب کمونیست و پروپاگاندای حاکمیتی سعی در ارائه آن داشت و البته متوالیا به بدنام‌کردن بسیج متعالی سربازانی که در راه وطن و حزب فداکاری کردند و تخطئه آرمان‌های نجات‌بخشی که با زیبا نشان دادن جنگ تبلیغ میشدند، محکوم میشد. به نشان دادن واقعیت و بی توجهی به حقیقت والایی که وجود داشت. واقعیتی که در موش‌هایی که حتی شانه و مداد هم میخوردند و قبل از حمله های هوایی دسته‌جمعی از شهرها بیرون می‌رفتند، پیدا شد. در بدن‌های غرق در خون، اجساد سربازهایی که با گلوله خودی اعدام می‌شدند، عادت‌های ماهانه عقب افتاده، موهایی که در بیست‌سالگی سفید شده‌اند، بی‌خوابی های مکرر، نان هایی که بیشتر از هر چیزی از اب ساخته شده‌اند، اسبی که کشته میشود چون جوخه تدارکات عقب مانده و جز جیره خشک غذایی نیست. حقیقت ساختگی و نمایشی‌ای که از رشادت‌ها و جان‌افشانی‌های سربازان وطن با پوستر های «مام‌میهن به شما نیاز دارد» ساخته شده‌بود، همراه همین سربازهای بازگشته از اروپا در اردوگاه‌های کار اجباری جان داد. چیزی که ماند همین واقعیت ها و ناانسانی‌ترین کارهای انسانی در خاطره کسانی بود که جنگ را زندگی کردند.یکی از هولناکترین روایت‌های «جنگ چهره زنانه ندارد» برای من روایت مردی بود که بعد از تجاوز های گروهی به دختربچه‌های دوازده سیزده ساله المانی، تنها خجالت می‌کشد تا دخترهای هم‌وطنش موضوع را بفهمند چون نمی‌داند چطور ممکن است بازهم انسان دیده شود. مردی که خود نمی‌تواند انسان بودن را در خود ببیند، اما وحشت دارد که دیگران هم این فقدان را در او ببینند. دیگرانی که دخترهایی‌اند که از سر ناچاری، به‌خاطر کمبود مردها، راه به مردانه‌ترین میدان بشریت، جنگ، پیدا کرده‌اند. دیگرانی که مظهر زندگی، جان‌بخشیدن و این انسانی‌ترین احساسات شناخته میشوند. اخرین تجسم انسانیت در جنگی که ابتدا انسانیت را در شرکت‌کنندگانش می‌کشد، یا چنان زخمی می‌کند که چهل سال بعد هنوز هم، التیام نیافته‌اند.برای من مظهریت انسانی بودنی که سوتلانا آلکسیویچ برای زنان قائل میشد، کمی غریب بود. من ترجیح می‌دادم این چهره از جنگ را نه غیرزنانه که غیرانسانی ببینم، نه مردانه که انسانی بدانم. چرا که به نظرم دید مردانه موردنظرش از جنگ در هر زنی و دید زنانه موردنظرش در هر مردی پیدا می‌شود. اما برای سوتلانا آلکسیویچ، این چهره تنها در زنان پیدا می‌شد، این سوال را که پیروزی بزرگ در ذهن سربازانش چطور است، به عنوان یک زن پرسید. منظره زمین کشاورزی‌ای که بعد از کشته شدن بسیاری از سربازان شوروی و المانی در ان, دیگر محصول نمی‌داد، تصویری بود که تنها یک روح زنانه می‌توانست از یاد نبرد.این دید زنانه به موضوعاتی که در اغلب فرهنگ‌های مدرن هنوز هم مردانه تلقی میشود همران شیفتگی‌ش برای تاریخ انسان‌های کوچک در ایده‌های بزرگ، برای تاریخ روح بشریت در سال ۲۰۱۵ برای او جایزه نوبل ادبیات را به همراه داشت، برای نوشتار چندصدایش، یادبودی بر رنج و شجاعت در عصر ما.من نسخه انگلیسی با ترجمه ریچارد پیور و لاریسا ولوخونسکی (Richard Pevear and Larissa Volokhonsky) رو در کنار ترجمه فارسی نشر چشمه با مترجمی عبدالمجید احمدی که ظاهرا از روسیه و روی طاقچه بی‌نهایت هم هست، رو در کنار هم خوندم. در برخی نقاط ناهماهنگی‌های عجیبی داشتند و برخی کلمات خاص مثل اسم یک عارضه پزشکی در متن فارسی وجود نداشت. تجربه خوندن ترجمه انگلیسی برای من تجربه روون و ساده‌تری بود. به خصوص که نسخه epub طاقچه، صفحه‌بندی و حروف‌چینی شلخته و گیج کننده‌ای داشت برای چنین کتابی که مجموعه از خرده‌روایت‌های پشت سر همه.  https://taaghche.com/book/38652 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 23:20:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: ما</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%A7-q5palymrjm8u</link>
                <description>زامیاتین رو میشه احتمالا پدربزرگ دیستوپیا‌ها دونست و ما در کنار پاشنه اهنین جک لندن شکل دهنده های اولیه این ژانره. کتابی که شصت و چهار سال از انتشار نسخه ترجمه انگلیسی طول کشید تا به زبان اصلیش، روسی، چاپ رسمی بگیره.اولین چاپ کتاب برای ترجمه انگلیسی اون بود.من نسخه فارسی رو خوندم ترجمه بابک شهاب از نسخه انگلیسی، پس با ترجمه‌ای از ترجمه کتاب دارم نظر میدم و میدونم که بخش زیادی از مبهم نویسی نویسنده از بین رفته، پس به این فکر نمیکنم که ایا شکل روایی درستی برای داستانی که در اینده میگذره - که حالا خیلی نزدیکتره - داره یا نه، اینکه ایا استفاده و اصلا اگاهی این چنینی از اسطوره‌های اروپایی و مسیحی در جامعه آینده‌ای که به شدت مکانیزه شده و نیازی به تخیلات و داستان‌ها نداره، اصلا منطقیه یا نه هم شاید سوال اشتباهی باشه. چون این فاکتورها همه در خدمت حرفی که زده شده‌ان. ارتباطی بین آینده خیالی زامیاتین و ذهن های امروز ما.چون زامیاتین بالای یه صندلی با پایه‌های خیلی بلند نشسته، ادعا میکنه که خیلی جلوتر از ما رو میبینه، اما ترجیح میده از چیزی که میبینه استفاده کنه تا بهمون بخنده، و این زجرآوره. صد سال بعدش اینجا نشستم و به وضوح صدای خنده‌های ازار دهنده رو میشنوم. پس اره شاید سوال از اینکه ایا این آینده است واقعا اشتباه باشه.انتظاری جز یه داستان تیپیکال دیستوپیایی نباید داشت، با این اگاهی که اون داستان‌های تیپیکال از روی این داستانن. جای جای کتاب تاثیرات روی مشهورترین پادارمان‌شهرهایی که بعد از اون نوشته شده‌ان، دنیای قشنگ نو و ۱۹۸۴ رو میشه دید و البته که اورجینال‌تر بودن (همراه با تا حدی خام‌تر بودن) تا حد زیادی هم مشهوده، و البته اورجینال بودنش ارزش بیشتری برای خود من میسازه.نقطه اصلی کتاب برای من، پایانشه. به‌خصوص با وجود اینکه کتاب رو بعد از خوندن این دو نمونه پرداخت‌شده‌تر خوندم. که سلطه در هر دو این دو نمونه با شدت بیشتری رد میشه، اما زامیاتین با تجربه شخصیش از دو شکل سلطه میدونه که سلطه‌ای که دست‌هاش رو تا اعماق ذهن تو برده، همینقدر سخت شکسته میشه، و اگر احساس خطر کنه با همین شدت از خودش محافظت میکنه، حتی با گرفتن انسانیت مردمش چون فاکتوری نامطلوبه.برای «ما» کتاب حتی آزار بیشتری داره، چطور میتونی فصل اخر رو بخونی وقتی در دنیایی زندگی میکنی که این‌‌قدر نزدیک چنین شکل سلطه‌ای درش وجود داره؟ نتیجه اینکه یک روز طول کشید تا اینا رو بنویسم، همینقدر که باید وقت میذاشتم تا کنار بیام با شکسته شدن امید ترک خورده از قبلم و این غیرمنتظره بود. چون باور میکنی پایان هایی که بهت امید بدن همونطوری که خوب میفروشن معمول هم هستن، اما میدونی امید در واقعیت برای ناامید شدنه.نقش همزمان مسیح-ادم D503 وقتی عمیقتره که به مقابلش نگاه کرد، به نقش خدا-پدر ولی‌نعمت، که شاید ترجیح بدی شر لازم ببینیش اما در واقعیت حتی شر هم نیست، و تو فقط فرزند لغزیده‌ای هستی که در انتها توبه میکنی. این بخش جالب‌ترین بخش داستان برای منه، اینکه در عمیقترین لایه های ذهنیت، ایده‌های تنهاکشور اتفاقا منطقی به نظر میاد، و این میترسونتت. حسرت دائمی برای تنها سعادت کاملی که بشر در باغ عدن تجربه کرده میترسونتت و خنده‌ها احتمالا همیشه باهات بمونن.کتاب سه متن در رابطه با داستان هم داره که دوتاش در اول اومده و من ترجیح دادم بعد از خود داستان بخونم و البته که چیزی جز اونکه میشه در داستان دید هم نمیگه. هر چند خوندش لطف خاص خودشو داره.کتاب با ترجمه بابک شهاب از انتشارات بیدگل روی طاقچه بی‌نهایت هم هست. که من به‌شخصه از دیدنش ذوق کردم، چون از قبل هم میخواستم این کتاب رو بخونم. https://taaghche.com/book/93195 </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jul 2021 00:59:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: اثر پرتوهای گاما بر روی گل‌های همیشه بهار ساکنین کره ماه</title>
                <link>https://virgool.io/@magystichh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87-bxiqdiugyovj</link>
                <description>من معمولا نمایشنامه نمیخونم، پس فعلا هر نمایشنامه برای من تجربه‌ای به‌شدت جدیده. و این نمایشنامه با وجود حجم کمش واقعا من رو درگیر کرد.اثر پرتوهای گاما بر روی گل‌های همیشه بهار ساکنین کره ماه در مورد یه خانواده است که همه اعضای اون زنن. تمرکز اصلی البته روی «تیلی» ماتیلدا هانسدورفره. دختر کوچک تر، با شخصیتی ساکت و دورنگرا که تمام علاقه‌اش معطوف به علمه و البته روی اثر پرتوهای گاما بر روی گل‌های همیشه بهار ساکنین کره ماه تحقیق میکنه. خواهرش روث، که صرع داره، برای مشکلات روانیش تحت درمانه اما دوست داره تیلی رو به عنوان دیوانه خانواده معرفی کنه، یه نوجوون گیج که دائما داره به محیطش واکنش هایی نشون میده که راحت‌تر زندگی کنه. و مهم ترین شخصیت بنظرم بئاتریس هانسدورفر، مادر تیلی و روث. به شدت کنترلگر، با وجود همه تلاشهاش برای گذران زندگیش و بزرگ کردن بچه‌هاش به تنهایی میدونه که چقدر مادر ناکافی‌ایه و میدونه که شرایط زندگیش چه چیزهایی رو ازش دریغ کرده شرایطی که بچه‌هاش هم جزوی از اونهان.کاور نسخه انگلیسیدو قسمت برای من اهمیت حیاتی‌ای داشتن، خوابی که بئاتریس تعریف میکنه و تیلی که نتایج ازمایشش رو اعلام میکنه. دو قسمتی که بیشتر از همه برای من رفتار به شدت کنترلگر و مخرب و abusive بئاتریس رو، نه اون طور که به نظر میاد، اونطور که خودش تجربه اش میکنن نشون میده.بئاتریس خواب میبینه که زیباترین لباسی که میتونه تصور کنه رو پوشیده، موهاش رو بالا بسته، تمام چیزهایی که به نظر خودش زیبا میکندش و گاری پدرش رو برمیداره تا  سبزی و میوه توی شهر بفروشه، اما هیچکس اونجا نیست و رویای لذت بخشش تبدیل میشه به یه کابوس که اگه سبزی هاش خراب بشن چیکار کنه. و این تمام چیزیه که بئاتریس رو میسازه، زنی که میخواسته زیبا باشه، دغدغه‌ای نداشته باشه تا از زیباییش و زندگی لذت ببره. اما مجبوره زندگی خودش و دوتا دخترش رو بگذرونه، پس گذروندن زندگی تمام ذهنش رو پر میکنه و کم کم از دنیای اطرافش، بچه‌هاش، پیرزنی که برای پول ازش مراقبت میکنه، معلم‌های مدرسه دخترش، همه کسایی که میشناخته و مهم‌تر از همه خود ناموفقش متنفر میشه و خشم تمام وجودش رو پر میکنه. بئاتریس اونقدر میخواد موفق بشه و اونقدر شیفته تصویر موفق خودشه -تصویری که فرسنگها با خودش فاصله داشته- که تبدیل به یک شکست کامل میشه. نمیتونه پیرزن رو تحمل کنه، به روث سیگار میده تا کارایی که میخواد رو بکنه، خوب بودن و استعداد تیلی توی مدرسه براش قابل تحمل نیست و دائما دنبال بهانه میگرده که نذاره مدرسه بره. ناخوداگاه تلاش میکنه تا فرزندانش بازتولیدی از خودش باشن، چون موفقیت اونها توی زندگیشون بیشتر از هرچیزی میتونه بهش نشون بده که از چه چیزی محروم مونده.پوستر فیلم پل نیومن از ارشیو کریتریوناما بئاتریس بیشتر از هرچیزی بچه‌هاشو دوست داره و دائم داره تلاش میکنه زندگی رو برای اونا بهتر کنه، تلاشی افراطی که نتیجه عکس میده: اثر پرتوهای گاما بر گلهای همیشه بهار. نتیجه ای که تیلی اعلامش میکنه، نزدیکی زیاد گلها به اشعه اونها رو تبدیل به گیاهانی کوتوله میکنه، نزدیکی زیادی که همون وسواس بئاتریس در تامین زندگی فرزندانشه.پل زیندل هم در محیطی بزرگ شده نزدیک به محیطی که این خانواده زندگی میکنن، با همون استعدادی که تیلی نشون میده در شیمی و ادبیات، که البته شیمی رو انتخاب کرده و وقتی معلم شیمی بوده این نمایشنامه، اولین کارش، رو مینویسه. در تمام صحنه‌های نمایشنامه تجربه خود زیندل دیده میشه، بئاتریس شخصیت تخت و پرداخت‌نشده‌ای نیست که وجودش برای تیلی و احتمالاً خود زیندل ترحم بخره. بئاتریس موجودی سراسر خشم و نفرت به دنیاست، خشمی که به همه حتی خرگوشی که نشون دهنده رابطه خوب دخترش با معلمشه، ابراز میکنه. اما بئاتریس یه انسانه، شخصیتی چنان پرداخت‌شده که میدونیم و میپذیریم که واقعیه، که شاید حتی یه روزی درون خودمون پیداش کنیم.پل نیومن هم در ۱۹۷۲ فیلمی از این کتاب ساخته و برای دوتا از نقشهای اصلی، همسر و دخترش انتخاب کرده که برای جوان وودوارد نامزدی گلدن گلوب و بهترین بازیگر جشنواره کن شدن رو به همراه اورد، پل نیومن هم اون سال برای همین فیلم نامزده نخل طلا شد.من کتاب رو با ترجمه شهرام زرگر از نشر بیدگل و از روی طاقچه خوندم که البته روی طاقچه بینهایت هم هست. https://virgool.io/p/bxiqdiugyovj/%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%AF%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%B1%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%87%C2%AB%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%AF%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%B1%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%87%C2%BB%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86%D9%88%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%BE%D9%84%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%84(%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B3-%DB%B1%DB%B9%DB%B3%DB%B6)%D8%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA%D8%B2%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA.%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7...taaghche.com </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jun 2021 08:11:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: آیا آندروئیدها خواب گوسفند های الکترونیکی را می‌بینند؟ (بلیدرانر)</title>
                <link>https://virgool.io/@magystichh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D9%88%D8%B3%D9%81%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B1-cqh8k20van5t</link>
                <description>فیلیپ ک. دیک یکی از شناخته‌شده های ژانر علمی تخیلی و البته یکی از اساتید زیرژانر پادارمانشهری یا دیستوپیایی است. داستانهایش اغلب درون‌مایه‌های متنوع فلسفی و اجتماعی را کاوش می‌کنند و شامل عنصرهای تکرارشونده‌ای از جهان‌های موازی، بازسازی های واقعیت، بازارهایی در انحصار یک شرکت، سواستفاده‌های دارو و مواد، حکومت های اقتدارگرا و سطوح موازی اگاهی و هشیاری است. مهم‌ترین سوال‌هایی که در این داستان‌ها مطرح میشوند شاید طبیعت و ذات واقعیت، درک، ذات انسان و هویت باشد. کاور اولین چاپ کتابدر بیست و سه سالگی در ۱۹۵۲ نوشتن را شروع کرد و بعد از جایزه هوگویی که برای ساکن برج بلند در سال ۶۲ گرفت، در سال ۶۸ ایا اندروئیدها خواب گوسفندهای الکترونیکی را می‌بینند؟ (در ترجمه های قدیمی تر ایا ادم مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌بینند که من خودم بیشتر میپسندمش) را نوشت. کتابی که بعدتر با فیلم ریدلی اسکات به عنوان بلیدرانر شناخته شد، شناختی که البته کم‌کم به صفحه جلد کتاب هم راه پیدا کرد و با نوشته‌شدن دنباله هایی که ک. و. جتر دوست فیلیپ ک. دیک به طور رسمی نوشت هویتی وسیع تر در غالب یک مجموعه پیدا کرد.پوستر فیلم ریدلی اسکات تاثیر فیلیپ ک. دیک از دنیای ادبیات فراتر رفت و اقتباس های سینمایی محدود به این کتاب نبود، فیلمهای شناخته‌شده‌ای مثل یاداوری کامل، گزارش اقلیت، یک پوینده تاریک،اداره تعدیل از روی کتاب های این نویسنده ساخته شد. بعدتر هم امازون سریالی از روی ساکن برج بلند ساخت. هرچند فیلم بلیدرانر در اسم ها و دنیا با کتاب مشترک است اما داستان تا حدی خیلی زیادی مستقل از ان پیش میرود. دنباله ای که بر فیلم با نام بلیدرانر۲۰۴۹ ساخته شد هم به کلی مستقل از کتاب است.پوستر دنباله‌ای که بر فیلم ساخته شدخود کتاب به تنهایی از غنی ترین داستان های علمی-تخیلی است و این یادداشت هم در این مورد صحبت می‌کند. سعی شده بیشتر از نیمی از کتاب اسپویل (افشا) نشود، قسمتهایی هم که ممکن است افشا شده باشد نکات کلی دنیاسازی و شخصیت ها و دغدغه های مشهود نویسنده است.داستان در اینده ای احتمالی اتفاق میفتد که البته حالا از نظر تاریخی به ان رسیده ایم، هرچند بسیار متفاوت. اخرین جنگ جهانی اتفاق افتاده، جنگی که دیگر کسی به یاد نمی‌اورد یا اهمیت نمی‌دهد که چه کسانی در آن جنگیدند و چه کسانی در ان پیروز شدند اگر اصلا کسی پیروز شده باشد. اما زمین را به لبه نابودی کشانده، غبار رادیواکتیو تقریبا همه پرنده ها و حیوانات کوچک را کشته و شهرها را تقریبا از انسان ها خالی کرده. بیشتر رفته‌گان در این شرایط زنده نمانده‌اند اما بخش کوچک تر با کلونی سازی مریخ زمین را ترک کرده‌اند. باقی مانده‌ها یا توانایی مالی مهاجرت را ندارند یا غبار انقدر رویشان تاثیر گذاشته که استثنایی و کله‌مرغی به حساب می‌ایند و طبیعتاً اجازه ترک زمین را ندارند. راوی داستان در این زمین نیمه متروک دو نفرند. ریک دکارد که هنوز میتواند تست های سلامت را بگذراند اما کارش باعث میشود روی زمین بماند و جان ایزیدور استثنایی‌ای که به خاطر رد شدن در تست IQ نمیتواند زمین را ترک کند. ان چیزی که این دو شخصیت را به هم مرتبط میکند شغلشان و البته موجودات الکترونیکی اند. اندروئیدها یا ادم مصنوعی ها در ابتدا به نوعی جایزه ای برای ترغیب مردمی که مرگ تدریجی از غبار محرک کافی‌ای برایشان نبود، به مهاجرت از زمین بودند. هرکس با رفتن از زمین به کلونی‌ها اندروئیدی به دست می‌اورد. این بازار پر طرفدار شرکت‌ها را به ساخت اندروئیدهایی بیشتر و بیشتر شبیه به انسان واداشت تا جایی که حالا اخرین مدل ان‌ها نکسوس-۶ تقریبا از انسان غیر قابل تشخیص است.همچنین در این جامعه بنا بر توصیه های مذهب نوپیدای مرسریسم نگهداری از حیوانات نشانه ای از شایستگی اجتماعی است. حیواناتی که به خاطر همان وقایعی که به پیدایش مرسریسم منجر شدند، کمیاب و البته گران اند.ریک دکارد جایزه‌بگیر رده دومی است که اندروئید های فراری روی زمین را که اغلب صاحبانشان را کشته اند بازنشسته میکند -بخوانید میکشد. گوسفندی که از پدرزنش به ارث برده را از دست داده و حالا برای از دست ندادن وجه اجتماعیش گوسفندی الکترونیکی نگه میدارد. به دست اوردن حیوانی واقعی از از بزرگترین دغدغه های ریک شده و حالا با زخمی شدن جایزه بگیر زده اول باید به دنبال شش اندروئید نکسوس-۶ باشد که به تازگی به زمین امده اند. جان ایزیدور با وجود استثنائی بودنش هنوز انقدر از کار افتاده نشده که نتواند نقشی اجتماعی ایفا کند و راننده یکی از مراکز فروش و تعمیر حیوانات الکترونیکی است که البته به خوبی زیر نقابی از دامپزشکی پنهان شده تا جایگاه اجتماعی مشتریانش خدشه دار نشود. و در میانه های ماجرا با یکی از ان شش اندروئید رو به رو میشود.دو راوی برای نگاه کردن به این جامعه از دو منظر متفاوت اما همبسته. برای ریک دکارد و جان ایزیدور انسان بودن و ان چیزی که جایگاه انها را به عنوان یک انسان تعریف می‌کند به یک اندازه مهم است. هر دو باید روی زمینی بمانند که دیگر ان چیزی که به یاد می‌اورند نیست، هر دو به صدای اپارتمان های خالی گوش می‌دهند و برای فرار از وحشت ان راهی می‌یابند که این جامعه دفرمه شده در اختیارشان میگذارد. ریک دکارد احساساتش را شماره می‌گیرد و جان ایزیدور به مرسر متصل میشود. رفتارهایی با تاکید بر انسانیتی که البته حالا دیگر چندان متفاوت از هویتی نیست که یک اندروئید دارد. https://taaghche.com/book/54762 من نسخه اصلی کتاب رو خوندم ولی میتونید نسخه نشر نیماز ترجمه اقای شهریار وقفی پور رو از طاقچه بردارید که البته توی طاقچه بی‌نهایت نیست. ترجمه قدیمی‌تری هم وجود داره از اقای محمدرضا باطنی در سال ۱۳۸۵ از انتشارات روشنگران و مطالعات زنان با اسم ایا ادم مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌بینند. </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Fri, 21 May 2021 19:54:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: کمدی‌های کیهانی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-amjs6sgn4bar</link>
                <description>اولین چیزی که در مواجهه با یه کتاب توجه رو جلب میکنه اسم هر کتابه. و کمدی‌های کیهانی یا cosmicomics انتخاب جذابیه.  اسمی که خود نویسنده اینطور توضیحش میده که کلمه کیهانی بیشتر از این که معنای &quot;فضایی&quot; بده، تلاشیه برای نزدیک شدن به مفهومم کهنی از ارتباط با جهان. ارتباطی که هرچند برای نیاکان و گذشتگانمون خیلی راحت تر بوده ولی ما اینقدر ازش دور شدیم که حالا برای نزدیک شدن بهش نیاز به صافی‌هایی داریم و اینجاست که کارکرد کمدی مشخص میشه.کاور اولین چاپ کتاب cosmicomicsکتاب مجموعه‌ای از دوازده داستان کوتاهه و اولین بار در ۱۹۶۵ چاپ شده. هر چند ممکنه حال و هوای علمی-تخیلی داشته باشه، اما داستان‌هاش جادویی دارند که ناشی از دور شدن از مرزهای معمول تخیل انسانیه. دور شدنی که با چاشنی انفجاری‌ای از حقایق و فکت‌های علمی همراه شده، اما مرزهای اونو در هم میشکنه و بی‌نهایت فراتر میره. برای همین با وجود سال‌هایی که از نوشته شدنش میگذره قدیمی شدن فکت‌ها ازاردهنده نیست.داستان‌ها با شکستن مرز های علم ما رو میبرن جایی که تنها دسترسی ما بهشون فقط با تخیلمون ممکنه. لبه‌های کهکشان در میلیاردها سال پیش، شروع جهان وقتی که همه چیز در یک نقطه جمع شده بود، در لحظه شکل گیری منظومه شمسی، معلق در کشمکش جاذبه ماه و زمینی بسیار نزدیک، وقتی برای اولین بار رنگ‌ها در اتمسفر نو دیده شدند و چنین موقعیت‌هایی اونقدر با بینش امروزی انسان هماهنگ شدند، که پاستا پختن در اغاز جهان نه ناهماهنگ که زیبا به نظر میاد چون هزاران تصویر پیش از پختن پاستا هم در همون نقطه اولیه جا گرفتن.اما تنها ویژگی این داستان‌ها موقعیت‌های خاص اون نیست. راوی این داستان‌ها Qfwfq موجودیتی بی زمان، به عمر خودِ هستی و چند وجهیه، گاهی با بدنی تخت روی سحابی های همیشه تاریک پیش از منظومه شمسی دراز کشیده، گاهی در باری با آشنای قدیمیش از زمان اغاز هستی، در مورد آشناهای مشترکشون حرف میزنه.موجودیت چند وجهی Qfwfqراوی با شخصیت پیچیده اش، بیش از هر چیز از نزدیکانی حرف میزنه که روزگاری در تنهایی همیشگی از دستشون داده. نزدیکانی که با دید متفاوتی که به جهان اطرافشون داشتن، تنهایی رو انتخاب کردن یا در اون گیر افتادن. و qfwfq هم هر چند عشق رو میشناسه، البته در نهایت بین اونا و جهان، جهان رو انتخاب میکنه. جهانی که خودش با اولین علامت‌گذاری اون رو شکل داده، از اولین نقطه اون رو تماشا کرده تا شکل گیری کهکشان، منظومه شمسی، زمین، اتمسفر. و البته بالاترین شیفتگی‌اش برای اونه. شیفتگی ای که در فریادهایی که رنگ‌ها رو اعلام میکنه، موج میزنه و از طنین اون همراه صداش در غلظت نااشنا لذت میبره.به گونه ای qfwfq خود جهان و همینطور شیفته جهان استاین شیفتگی برای زیبایی ها وقتی کسی که دوستش داره، اون‌ها رو زیبا نمیبینه ناراحت کننده است. رنگ‌ها زیبان، اما این زیبایی وقتی معنا پیدا میکنه که اون چیزی که میخوای رو با اون‌ها ببینی. وقتی فرد مقابلت جهان خاکستری و یک شکل رو زیبا میدونه، فریب دادنش برای عادت کردن به رنگ‌ها در نهایت اون رو از دسترس خارج میکنه و در اعماق زمین پناه میده و بعد از اون، رنگ‌ها هم فروغشان را از دست میدن.زن کاپیتان تنهایی روی ماه و یکی شدن با چیزی که معشوقش دوست دارد را به برگشت ترجیح میدهد.این نزدیکان و محبوبان اغلب بخشی از همان جهانی رو میسازند که qfwfq شیفته اونه. زن کاپیتان برای همیشه در ماه تجلی پیدا کرده، خواهرش در سیاره زمین حل میشه، محبوب گریزان از رنگ‌ها در اعماق خاکستری زمین پناه میگیره. و تبدیل به همون علامت هایی میشن که qfwfq در تمام نقاط کهکشان به جا میگذاشت.من نسخه نشر چشمه این کتاب رو از روی طاقچه خوندم. کمدی‌های کیهانی ترجمه اقای میلاد زکریا. میتونید کتاب رو از طاقچه بی‌نهایت هم بگیرید. کتاب کم حجم و روونیه. هرچند به خاطر فضای نااشنا و ویژگی‌های خاصش نیاز به تمرکز داره. پیشنهاد من اینه که داستان ها رو با فاصله زمانی کم بخونید و بینشون فاصله نندازین. چون شباهت هایی دارند که در کنار هم زیباتر و جادویی‌تر میشن و البته لذت چند برابریم ایجاد میکنن. https://taaghche.com/book/74405/%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C </description>
                <category>مهدیه حاجی حسینی</category>
                <author>مهدیه حاجی حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Apr 2021 09:06:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>