<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی قنبری‌ها</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdi.ghanbariha</link>
        <description>‏عاشق مطالعه و کتاب | کرج مقدس | پرسپولیسی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 07:55:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2082786/avatar/JU3haG.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی قنبری‌ها</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdi.ghanbariha</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نگاهی دیگر به زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi.ghanbariha/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-mfbuskgwwac2</link>
                <description>هو الودودبه تنوع آدمیان،‌زندگی فراز و فرودهای زیادی را با خود به همراه دارد که هر کدام از ما این بالا و پایینی‌ها را تجربه کرده‌ایم و در ایام خوشی و ناخوشی گاه‌گاهی آن‌ها را با خود مرور می‌کنیم.اگر بتوانیم این تجربیات را از زندگانی افراد مشاهده و مطالعه کنیم، نتایج جالب و سرنوشت‌سازی به‌دست می‎آوریم؛ این‌گونه می‌توانیم تجربه بیاموزیم و زندگی‌ را با اندوخته‌ای به قدمت حیات سالها تجربه از افراد مختلف، زیباتر سازیم.استاد غلامرضا طریقی به‌عنوان روایت‌گری متعهد و منصف، مجموعه‌ای از این اتفاقات تلخ و شیرین را در کتاب رنجین‌کمان، گردآورده است. رنجین کمان، هم از رنج‌ها گفته،‌ هم از شادی‌ها، از سختی‌ها گفته و مرام و معرفت واقعی را روایت کرده است. در رنجین‌کمان خسته شدم و انرژی گرفتم، کسل شدم و نشاط پیدا کردم و از بندبند روایت‌های آن استفاده کردم. قلم خوب استاد غلامرضا طریقی درکنار این نوع دیده‌ها و تجربه‌ها باهم سبب شد که کتاب را به همین راحتی کنار نگذارم.بیاییم یک مرتبه با الگو گرفتن از این کتاب،‌ زندگی‌هایی که ساخته‌ یا خواهیم ساخت را دقیق‌تر بررسی کنیم. در پایان، نگاه ژرف‌تر به زندگی و حوادث آن، از فوائد مطالعه این کتاب است که نتیجه مهمی به‌حساب می‌آید.از آقای قزلی بابت معرفی این کتاب تشکر می‌کنم.پایان مطالعه،‌ ۲۱مهر۰۲، کرج</description>
                <category>مهدی قنبری‌ها</category>
                <author>مهدی قنبری‌ها</author>
                <pubDate>Sat, 02 Dec 2023 12:35:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حاج قاسم یادمان ذوالفقاری</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi.ghanbariha/%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B0%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%82%D8%A7%D8%B1%DB%8C-cfw3zusvadrr</link>
                <description>هو الودودحاج قاسم صادقی رو در راهیان‌نور حدود سه سال پیش شناختم و پای روایت‌گری‌اش در یادمان ذوالفقاری بودم. بی‌آلایش و لوطی، خاطراتش از دیگر روایت‌گری‌های راهیان متفاوت‌تر و جذاب بود.قبل از نمایشگاه کتاب امسال، خبر چاپ کتابش رو شنیدم. مشتاق شدم مطالعه‌اش کنم. به‌ویژه وقتی متوجه شدم نویسنده کتاب آقا جواد کلاته عربی است.این کتاب ابعاد مختلفی داره، خصوصا وقتی با یک راوی که کمی متفاوت‌تر از مابقی راوی‌هاست روبه‌رو میشی.این اثر شاهد روایت‌هایی از تهران در دوران قبل از انقلاب و فضای کودکی و مدرسه رفتن حاج قاسم است تا فعالیت‌های انقلابی یه جون کاسب که در بطن یه سری از ماجراها حضور دارد.از احساس وظیفه و شرکت در سربازی گرفته تا بعد از انقلاب و حضور طولانی در جنگ. حضور حاج قاسم در مناطق جنگی در دهه اخیر زندگی‌اش یک رنگ و بوی خاصی دارد. او همچنان با گروه فدائیان و منطقه ذوالفقاری عجین شده و دلبستگی خاصی دارد و از آنها دل نکنده است.تمام تلاشش را کرد و نتیجه تلاشش احیای دوباره گروه فدائیان اسلام با یادمان ذوالفقاری آبادان شد.اما این بار تصمیم گرفت خاطرات و سلحشوری‌های بچه‌های گروه فداییان اسلام را به گوش همگان برساند لذا با خانواده در دشت ذوالفقاری ماند. دلش پاگیر منطقه بود و خوراک شب و روزش شده بود یادمان.روایت حاج قاسم در نثر با روایت واقعی حاج قاسم در یادمان فرق چندانی نداشت و این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب بود که نویسنده آن را بدون کم و کاست حفظ کرده بود.عدم پرداختن به حواشیِ بی‌فایده از دیگر ویژگی‌های مهم این اثر است که انگیزه خوبی به مخاطب برای مطالعه و پاگیر شدن به این کتاب را می‌دهد.موضوع حوادث، خاطرات و افراد نیز یکی دیگر از جذابیت‌های این کتاب محسوب می‌شود.تنها نقد کوچکی که البته قابل اغماض هست، به نظرم حجم زیاد برخی از فصول می‌باشد.این کتاب ارزشمند در ساعت۱۹:۵۰ پنج‌شنبه ۲۰مهر۱۴۰۲ در شهر کرج به پایان رسید.</description>
                <category>مهدی قنبری‌ها</category>
                <author>مهدی قنبری‌ها</author>
                <pubDate>Wed, 18 Oct 2023 21:55:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گذرخان</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi.ghanbariha/%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86-bzzsml2utbih</link>
                <description>«گذرخان» دیروز در بین آمد و شد مهمانان نوروزی تمام شد. رمان محمدعلی ابطحی با موضوع خوب و جذابش مرا برای خرید قانع کرد.در آغاز خوب شروع شد؛ اما در میانه و انتها، با ضعف زیادی محیط خود را به تصویر می‌کشید. تنها می‌توان گفت این روایت ساخته و پرداختۀ ذهن نویسنده و -به عقیدۀ من- خلاف واقع است.فضا و درون‌مایه برای همچو منی که در فضای زیست روحانیت سنتی ایران تنفس کرده‌ام ابداً باورپذیر نیست. نوع مناسبات علما و طلاب و شیوۀ زندگی‌شان به اصطلاح «در نیامده» است؛ رفتار علما کودکانه تصویر شده و برای نشان‌دادن اقدامات انقلابی طلاب عملاً چیزی جز پخش اعلامیه به چشم نمی‌آید.فضای درونی کمی متلاطم و بدون توازن منطقی دراماتیک است؛ بنابراین نمی‌شود بگوییم روایتگر خوبی برای محافل طلبگی و علمائی‌ست و حتی در بخش‌هایی رگه‌های حرمت‌زدایی و تعریض نسبت به جایگاه‌های مقدس سنتی دیده می‌شود.در مجموع به نظرم «سوژۀ خیلی خوب، پرداخت نسبتاً ضعیف و فرم باورناپذیر» خلاصه‌ای از نخستین رمان جناب ابطحی در بازار نشر ایران است.</description>
                <category>مهدی قنبری‌ها</category>
                <author>مهدی قنبری‌ها</author>
                <pubDate>Thu, 23 Mar 2023 11:54:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به کتاب پس از بیست سال</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi.ghanbariha/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84-jwyrkjnizmyf</link>
                <description>کتاب پس از بیست سال به قلم آقای سلمان کدیور در هفت فصل به اضافه خاتمه یعنی ۷۵۲صفحه در قالب رمان بلند تاریخی از انتشارات شهرستان ادب چاپ شده است.شخصیت محوری داستان سلیم بن هشام است. پدر و مادر او از اهل یمن و در معبد می‌زیستند. فرار آن‌ها از معبد مصادف شد با آمدن اسلام به یمن توسط امیرالمومنین علیه‌السلام. مالک اشتر آن‌ها را از معرکه‌ای نجات می‌دهد و در به او پناه می‌دهد و مسلمان می‌شوند. از همان‌جا برادر می‌شوند برای گسترش اسلام و موجب می‌شود نام هشام‌بن زید بخاطر جنگاوری دلیر پرآوازه شود اما یک تعللی در مدیریت او باعث می‌شود که راه این دو برادر پس از بیست سال به صورت آشکار در مقابل هم صف‌آرایی می‌کند در معرکه صفین.فرزند او سلیم تربیت‌یافته مادری با مرام علوی و در مقطعی ابوذر غفاری است. آن‌قدر نجیب است که با اشراف‌زادگان هم‌عصر خود تفاوتی شگرف دارد از جمله در عفت و حیا. او عاشق دختر مفتی بزرگ دمشق می‌شود که حتی در فراز و فرود این عشق او را تا نبرد با رومیان می‌برد و از او فاتحی قهرمان می‌سازد.بالاخره در کشاکش روزگار به وصال یار می‌رسد اما این حضور کوتاه و اندک است که به معرکه صفین نزدیک می‌شود. بخاطر ایجاد جنگی تبلیغاتی معاویه علیه امیرالمومنین علیه‌السلام او را که در  نبود ابوذر به انبوهی از شبهات دچار کرده است برای یافتن حقیقت به سمت کوفه رهسپار می‌کند و در آخر، با کاروان نور و هدایت همراه می‌گردد و صحنه‌ای زیبا از رویارویی پدر و پسر در نبرد را به وادی حقیقت می‌کشاند.در این داستان ما به لحاظ زمانی با حوادث مهمی از زمان خلیفه سوم، معاویه و امیرالمومنین روبرو هستیم. تلاش‌هایی که هرکدام از خلیفه سوم و معاویه در کم‌رنگ کردن چهره پرفروغ اسلام ناب و عدالت نبوی نقش بسزایی دارند.شاهد تلنگرهایی زیبایی در عرصه‌های مختلف در این کتاب هستیم که از مزیت خوب این اثر می‌تواند نام برد. تلنگرهایی که کاربردی می‌باشد و در زمان حال هم برای هر انسانی می‌تواند نقشه راهی به سوی هدف خود یعنی نور یا تاریکی طراحی کند.ویژگی دیگر این کتاب قلم روان و جذاب نویسنده است که موجب شده کتابی در این حجم از صفحات را به اثری خواندنی تبدیل کند.تصویرپردازی‌های خوب، عباراتی که خود گویای مستند بودن روایت‌ها می‌کند، هرکدام موجب متمایزتر شدن امتیازات این کتاب می‌شود.در آخر یک نکته‌ای که بنظرم نیاز بود بدان توجه شود؛ این است که در بخش خاتمه، ارتباط سیر کتاب که به لحاظ زمانی در بیست سال قبل از نهضت عاشورا و نهضت عاشورا جریان داشت، کم رنگ بود. باعث منتقل نشدن مخاطب به لحاظ زمانی می‌شود. اضافه بر این که سرنوشت شخصیت‌های داستان در هاله‌ای از ابهام می‌ماند.این کتاب ارزشمند در تاریخ اول بهمن ۱۴۰۱ ساعت ۵:۳۰ صبح به اتمام رسید.</description>
                <category>مهدی قنبری‌ها</category>
                <author>مهدی قنبری‌ها</author>
                <pubDate>Wed, 25 Jan 2023 15:54:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا زندگی‌نامه شهدا را می‌خوانم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi.ghanbariha/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85-eqmykjebl5gm</link>
                <description>سال 97 بود که کتاب «تپه‌العیس»، زندگی‌نامه طلبه شهید میلاد بدری را خواندم. در عین اختلاف کم سنی‌ای که با او داشتم از او دور بودم. در حین مطالعه نکاتی از او من را به تأمل واداشت. بعد از اتمام این کتاب، کتاب دیگری را شروع کردم: «یک روز بعد از حیرانی»، زندگی‌نامه شهید محمدرضا دهقان امیری. همان نکات دوباره ذهنم را مشغول کرد و به‌نظرم رسید در این میان جریانی وجود دارد. جریانی که باعث شده با اینکه من با این شهدا هم‌سنم، فاصله‌ای عجیب بینمان باشد. تأملم به همین جا ختم نشد و درباره‌ی زندگانی شهدای روحانی و غیرروحانی مدافع حرم بیشتر خواندم. مثلاً روح‌الله قربانی، محمدحسین محمدخانی، شیخ علی تمام‌زاده، سیداصغر فاطمی‌تبار، محمدهادی ذوالفقاری، مجید سلمانیان و...دغدغه‌های من با آن‌ها که در ظاهر شبیه هم هستیم، در آن روزها و هفته‌ها تفاوت بنیادین داشت. ابتدا این‌طور فهمیدم که دغدغه‌ی تحصیل در حوزه، دانشگاه و این‌طور چیزها در سر این شهدا نبوده، اما بعداً دیدم اتفاقاً خیلی هم حواسشان به درس و بحثشان بوده. بعدتر دیدم این دغدغه‌ها اولویت اصلی زندگی آن‌ها نبوده است. یعنی طوری نبوده که فکر کنند بدون این‌ها هیچ‌اند و مثلاً بدون رتبه خوب کنکور شکست‌خورده‌اند. به‌نظرم آن‌ها شکست را در جای دیگری تعریف کرده‌ بودند.این تفاوت‌ها و ذهنیت‌ها خیلی وقت است که من را درگیر این پرسش کرده که: «آن‌ها چه در سر داشتند؟»اگر بخواهیم در این زندگانی آن‌ها نقطه‌ای خاص پیدا کنیم، باید روزهای قبل از منطقه (سوریه یا عراق یا...) و بعد از منطقه رفتن آن‌ها را ببینیم. این تحول حتی در اولین اعزام آن‌ها هم حس می‌شود. آدمی که دیگر با قبلش قابل‌مقایسه نیست. البته قبل از رفتن هم همین که با آن سن کم عزم ویژه‌ا‌ی داشتند، از خیلی چیزها گذشتند و در این وادی پا گذاشتند، گواه خاص بودن آن‌هاست. آن حضور در جبهه‌ها هم به آن‌ها معرفتی ویژه داد، شجاعتی مثال‌زدنی، معنویتی خاص، هیچ‌بودن در مقابل مالک حقیقی و...آنچه برای رسیدن به این مقام والا به انسان دلداری و دلگرمی می‌دهد این است که اگر بخواهیم، می‌شود؛ چرا که آن‌ها خواستند و شد. آن هم با تأسی به این جمله از سردار دل‌ها شهید حاج قاسم سلیمانی که فرمود:«برای شهید شدن باید شهید بود.» که البته این مهم بدون مطالعه سیره زندگانی آن مردان بی‌ادعا نشدنی است.۲۶ تیرماه ۱۴۰۰انتشارات خط مقدمhttps://vrgl.ir/X9BP6</description>
                <category>مهدی قنبری‌ها</category>
                <author>مهدی قنبری‌ها</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jan 2023 19:56:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای عجیب یک جشن تولد</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi.ghanbariha/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-kpaxa27cpoe6</link>
                <description>هو الودودتوفیق آشنایی با آقامهدی ثامنی‌راد رو نداشتم. فقط یادم هستش که شنیدم پیکرشون سال ۹۸ برگشته. به واسطه اینکه نویسنده کتاب آقای کلاته عربی هستند، با شهید آشنا شدم و شروع کردم به مطالعه.کتاب شامل فصل‌های مختلفی است که روایت‌گر زندگی‌نامه شهید ۳۳ساله ما که ماه‌حصل زندگی مشترک او، فاطمه سلما می‌باشد. شهید واقعا زندگی پرفراز و فرودی را می‌گذارند، چه در فوت پدر و چه در بیماری مادر به خاطر حضور در عملیات‌های مختلف داخلی و خارجی و بعد از دو بار اعزام به سوریه در ابتدای صبح روز ۲۲ بهمن سال ۹۴ در منطقه تل هور از استان حلب به شهادت رسیدند. و پیکرشان در ۴تیر ۱۳۹۸ به کشور باز می‌گردد.ابتدا با قلم نتوانستم انس بگیرم و بنظرم در مواردی کلمات به صورت دیگری کنار هم آورده میشد بهتر بود. همین باعث شد که نخواهم دیگر ادامه دهم. اما ذره‌ای که جلوتر رفتم قلم واقعا روان شد و جذب شدم. البته پوشیده نماند که نوع رفتارهای آقامهدی در زندگی شخصی‌اش هم برام جالب بود.نکات مثبت اثر در چند مورد بنظرم رسید؛اولین ویژگی، مقدار حدود۱۰۰ساعت مصاحبه‌ای است که افراد مختلف در مورد شهید شده است که پشتیبانی قابل توجه محتوایی‌ای برای اثر به همراه داشت.دوم اینکه، حذف شدن مطالب و دوره‌های زمانی که باعث طولانی شدن غیر جذاب اثر می‌شود که نویسنده نسبت به آن توجه داشته است.سوم اینکه، توجه به مطالب دقیق منطقه‌ای و آوردن نقشه‌ها در انتهای کتاب سبب می‌شود مخاطب ارتباط بیشتری نسبت به فضای جنگ پیدا کند.چهارم اینکه، عدم تحریف زندگی شهید و تقدس‌زایی که در برخی اثرها شاهد آن هستیم.اما نکاتی که بنظر باید بیشتر توجه می‌شد؛اول اینکه، ارتباط آقامهدی با روحانیت به صورت صریح و ویژه در منطقه باید توجه می‌شد.دوم اینکه، در برخی از موارد مثلا نظر فرمانده نیروی سپاه قدس درمورد نیروهای دفاع وطنی سوری‌ها باید در پاورقی تبیین می‌شد که برداشت بدی مخاطب نسبت به فضای نیروهای دفاع وطنی پیدا نکند.آقامهدی زندگی پرفراز و نشیبی داشتند. مسئولیت پذیری و تعهد خاص ایشان در عرصه کار و زندگی زبانزد بوده است.ان‌شاءالله توفیق شهادت و همراهی با شهید در آن وادی نصیب بنده هم بشود که حقیقتا مشتاق آن هستم.</description>
                <category>مهدی قنبری‌ها</category>
                <author>مهدی قنبری‌ها</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jan 2023 14:40:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>