<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdi19990124</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 08:55:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/56968/avatar/ggGeHs.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdi19990124</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اقتصاد نسبتا مقاومتی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi19990124/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-olo8wmiwnwpi</link>
                <description>((نکته: این عکس باید ویرایش شود و نوشته ها حذف بشه بهتره_ و اینکه این عکس بالایی مربوط به سرمقاله است . عکس صفحه اول روزنامه  در انتهای این متن قرار داده شده ))روتیتر: اقتصاد مقاومتی زیر ذره بینتیتر: اقتصاد نسبتا مقاومتیلید: اقتصاد مقاومتي بيش از آنكه در جایگاه سرمایه گذاری و برنامه ریزی جايي براي خود بازكند رفته رفته به گونه اي هدايت شده است که مصرف و سفره مردم را نشانه گرفته است. با این شرایط میبایست محورهای اقتصاد مقاومتی دوباره برای مسئولین بازگو شوداقتصاد مقاومتي بيش از آنكه در جایگاه سرمایه گذاری و برنامه ریزی جايي براي خود بازكند رفته رفته به گونه اي هدايت شده است که مصرف و سفره مردم را نشانه گرفته است. با این شرایط میبایست محورهای اقتصاد مقاومتی دوباره برای مسئولین بازگو شود تا خدای نکرده نقش دولت در تحقق آن اهداف و مفاهیم از یاد نرفته باشد. مسئولان به گونه اي از اقتصاد مقاومتي نام ميبرند كه انگار مفهومي جديد در عرصه بين‌الملل است. اين خود سرآغاز تاويل‌های نوظهور از يك پديده منحصر به فرد با شرایط کشور است.ادعای تحول و خلق استراتژی های بلند مدت برای خروج از حالت وابسته و ایجاد مسیرهای متناسب پیش روی کشور جهت ایستادگی در پشت خاکریز جنگ اقتصادی جنبه ظاهری و تئوری ماجراست؛ اما تا به امروز حتی به یک مورد واقعی یا یک مطالعۀ معتبر که نشان دهد برنامه‌ریزی موجود در این گفتمان باعث ایجاد نقش موثری در وضعیت اقشار مختلف مردم و سیاست های کلی کشور داشته برنخورده ایم، چون هنوز عملیاتی نشده.مسئولین باید سنت استفاده تبلیعاتی از مفاهیم اقتصادی در کلام و عمل کناربگذارند. متاسفانه درمیدان عمل مشاهد می شود که چه ها کرده اند و برای آینده چه برنامه هایی دارند. عدم آگاهی و اهمیت ندادن به مبانی و محور‌های اقتصاد مقاومتی در اصلاح و تحول ساختار دولت و نظام اداری باعث تنفر اذهان عمومی از گفتمان اقتصاد مقاومتی شده است. بسیاری هم بر این باوراند که منشاء بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی تاکید دولت مردان بر همین گفتمان است در صورتی که این هیاهوی ایجاد شده صرفا برای پوچ است. تبلیغات آقایان مربوط به اقتصاد ریاضتی است و هیچ ربطی با اقتصاد مقاومتی ندارد.هیاهو ها صرفا برای چیزی است که نه عملی شده و نه با همت فعلی مسئولان عملی خواهد شد.سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با هدف تأمین رشد پویا، بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله، با رویکردی جهادی، انعطاف‌پذیر، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا در بهمن‌ماه سال 1392 ابلاغ گردید.ولی هنوز بعد چندین دهه فاقد برنامه مدون و استراتژی بلند مدت هستیم. اقتصاد ایران با کلی گویی و ارائه طرح‌های پیشنهادی و نامه نگاری‌های اقتصاددانان به جای نخواهد رسید. مقاوم سازی اقتصاد، بحران زدایی و ترمیم ساختارها و افزایش مشارکت عمومی در حد یک ایده باقی مانده. ایده‌های فانتزی که با ساختار موجود کشور هم خوانی ندارد، صرفا سرمایه معنوی افراد و جامعه که همان امید و انگیزه هست را هدف قرار داده است. فعالان حوزه سیاست گذاری میدانند که برنامه‌ریزی استراتژیک، اساسا غیر از این دو قدم نیست: «طی کردن گام به گام یک سری ابزار تحلیلی» و «هدفگذاری کمّی برای آینده (بلندمدت، میان مدت، و کوتاه مدت)» ولی چیزی که در کشور ما صرفا حرکت در یک روند معیبوب است.حمایت از تولید ، سیاست های اصل 44 قانون اساسی، توجه به نخبگان و استفاده از فناوری نوین در میان چرخ دنده های سیاست زدگی و دستگاه بوروکراسی کشور خرد شده اند. تقلیل مفاهیمی همچون اقتصاد مقاومتی واستفاده التقاطی از روش ها در مدیریت و خط منشی های کشور باعث انزجار عمومی از مفاهیم ارزشی میشود و اجرای ناقص گفتمان اقتصاد مقاومتی باعث تضعیف استحکام قدرت درونی ملی میشود.اقتصاد با هیچ کس شوخی ندارند و بیش از هر چیز برای مسئولین و مردم کشور ما یک کلاس درس است که یاد بگیرند چگونه باید نسبت به اقتصاد کشور و تولید ملی حساس بود.عکس صفحه اول روزنامه صبح روز شنبه متن : دلار 31 هزار تومان </description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Oct 2020 19:59:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سریال اتفاقات عجیب</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-rpbvjw7ddw2l</link>
                <description>خلاصه داستان: سال ۱۹۸۳، در ایندیانا، ویلر بایرز موقع برگشت به خانه ناپدید می شود. مادر ویل، کلانتر شهر و سه دوست نزدیک ویل به جست و جوی او بر می آیند اما پیدا شدن یک دختر مرموز و کارمندان یک مجموعه آزمایشی همه چیز را هم می زنند…«اتفاقات عجیب» که می شود «چیزهای عجیب»، «اتفاقات ناآشنا» یا «رخدادهای ناآشنا» هم اسمش را گذاشت، سریالی است محصول نت فلیکس که در فضای مجازی جهان بسیار محبوب شده. سریالی سراسر هیجان با شخصیت هایی که خیلی سریع با آنها اخت می شوی و سرنوشتشان برایت مهم می شود، سریالی پر از ارجاع های ریز و درشت به بهترین و محبوب ترین فیلم های علمی- خیالی با محوریت بچه های قهرمان که در دهه ۱۹۸۰ محبوب بودند، به ویژه از وقتی استیون اسپیلبرگ با «ای تی» استانداردهای نوینی برای این گونه فیلم ها ایجاد کرد. محبوبیت عجیب سریال در دنیای مجازی و بحث های بسیاری که پیرامونش شکل گرفت بهانه ای شد برای معرفی این سریال در این مطلب.ما همه اسپیلبرگ هستیم!سریال «اتفاقات عجیب» را دو برادر به نام مت و راس دافر طراحی و تعدادی از قسمت های فصل اول این سریال را هم که کلا هشت قسمت دارد، کارگردانی کرده اند. این دو برادر خودشان خیلی واضح گفتند که چقدر از دهه ۱۹۸۰ فیلم های اسپیلبرگ و البته تعدادی از مهم ترین فیلم های ژانر وحشت و علمی- خیالی مثل «ارواح خبیثه» (poltergeist) و «احمق ها» (The Goonies) منبع الهامشان بوده و اصلا عجیب نیست که در اتاق شخصیت ها پوستر «آرواره ها» یا «مرده شیطانی» به دیوار باشد، یا عنوان بندی و لوگوی عنوان سریال به شدت ما را به یاد لوگوی «جنگ های ستاره ای» بیندازد، یا موسیقی فیلم انگار موسیقی فیلمی قدیمی باشد؛ فیلمی که در روزهای اوج گرفتن استفاده از نواهای الکتریکی در موسیقی متن ساخته شده.برادران دافر البته فقط چشمشان به اسپیلبرگ نبوده؛ ظاهرا در این سریال ردی از جان کارپنتر و راب راینر هم دیده می شود. می توان حدس زد که انگشت های این دو برادر لای صفحات کتاب های استیون کینگ مانده و رمان های محبوب این نویسنده را بلعیده اند.این دو پیش از معروف شدن با سریال «اتفاقات عجیب» چند اپیزودی برای سریال «کاج های سرگردان» (ویوارد پاینز) نوشتند (سریالی با فضای «نمایش ترومن» با المان های علمی- خیالی) و یک فیلم هیجان انگیز هم برای نت فلیکس ساختند به نام «پنهان» که الکساندر اسکار سگارد در آن بازی می کند و ماجرای شیوع بیماری ای ناشناخته است و خانواده ای که برای دور ماندن از گزند این بیماری در پناهگاهی پنهان می شوند.جالب است که برادران دافر، دوقلوهایی متولد ۱۹۸۴ هستند یعنی نوجوانی خود را در دهه ۱۹۹۰ سپری کردند، اما این نوجوانی در دهه ۱۹۹۰ احتمالا همراه بوده با کلی ماجراجویی به سبک سه پسر نوجوان فیلم، جست و جو به دنبال ناشناخته ها و فکر و خیال دیدار با بیگانه ها. کارنامه برادران دافر هنوز آن قدر پر و پیمان نیست، اما موفقیت این سریال می تواند مسیر را برای آنها هموار کند.سریال خوب بازیگران خوب می خواهدبه گفته منتقدان غربی انتخاب بازیگران «اتفاقات عجیب» بسیار خوب و دقیق بود. شاید بهترین انتخاب، ویونا رایدر برای نقش جویس بایرز، مادر ویل بایرز باشد. جویس مادری است که شوهرش ترکش گفته و دو پسر جوان و نوجوان دارد و حالا یکی از آنها گم شده. خیلی راحت می شود تصور کرد که جویس چه روزگار سیاهی دارد و به هر کاری دست می زند تا به فرزندش برسد.وینونا رایدر در نقش مادری درمانده که رشته واقعیت دارد از دستش خارج می شود حیرت انگیز است. رایدر خودش به برادران دافر گفته بود که آرایش مویش باید شبیه آرایش موی شخصیت مریل استریپ در سیلک وود، یکی دیگر از فیلم های مهم اوایل دهه ۱۹۸۰ باشد. مریل استریپ در آن فیلم مبتنی بر واقعیت نقش زنی را بازی می کرد که نسبت به سلامتی خودش و همکارانش در یک آزمایشگاه هسته ای دچار شک می شد.رایدر که خودش در دهه ۱۹۸۰ رشد کرده و با فیلم هایی مثل «بیتل جوس» و «ادوارد دست قیچی» و «دراکولا» شناخته می شود، هم انتخابی مناسب توأم با نوستالژی برای این نقش بوده و هم از این فرصت برای احیای خودش استفاده کرده است.دیگر بازیگر آشنای فیلم متیو مادین است، همان سرباز تازه کار فیلم «غلاف تمام فلزی» استنلی کوبریک که با وحشت های جنگ رو به رو می شد. او در اینجا نقش یک دانشمند شیطانی با موهای سفید را بازی می کند که پیشرفت علم به هر قیمتی برایش مهم است، اخلاقیات در زندگی اش نقش ندارد و بسیار کم حرف است و با نگاهش حرف می زند.دیوید هاربر دیگر بازیگر کلیدی بزگر سال فیلم است که کلانتر شهر است و چون خودش دخترش را از دست داده، خیلی سریع حرف جویس را باور می کند و پیدا کردن پسر جویس برایش به امر حیاتی و حیثیتی بدل می شود. هاربر بازیگر نقش دوم فیلم های مختلفی بوده، از جمله «کینسی»، اما در دنیای تلویزیون معروف تر است و در سریال های جذابی مثل «منهتن»، «اتاق خبر» و «بانشی» بازی کرده است.ستاره های «اتفاقات عجیب» اما بازیگران نوجوان آن هستند؛ یعنی میلی بابی براون در نقش ایلون، دختری مرموز که ناگهان سر و کله اش در شهر پیدا می شود و گیتن ماتاراتزو، کیلب مک لافلین و فین ولفهارد که سه دوست صمیمی ویل بایرز گم شده هستند. در بین این چهار نفر میلی بابی براون از همه معروف تر است و خب نقش دشوارتری هم دارد، مخصوصا که تکلم برای شخصیت او دشوار است و انگار اولین بار است با دنیای بیرون رو به رومی شود.بابی براون دوازده ساله در اپزودهایی از سریال هایی مثل «خانواده مدرن» و «آناتومی گری» بازی کرده است. اما «اتفاقات عجیب» حتما او را به یک ستاره بدل می کند. کیفیت نگاه او و بازی اش با اتکا به میمیک های صورتش او را خیلی سریع از دیگر بازیگران نوجوان فیلم جدا می کند و شاید همین موتور محرکی برای آینده بازیگری او باشد.  / نوجوان</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 00:47:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابن‌سینا می‌پرسید «چرا چیزها وجود دارند درحالی‌که می‌توانستند نباشند؟»</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi19990124/%D8%A7%D8%A8%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D8%A7%D9%84%DB%8C%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF-unbv76k4qig1</link>
                <description>منبع: ترجمانپیتر آدامسون معتقد است تأثیر شگرفی که ابن سینا بر تمدن غرب گذاشته است، بزرگترین تأثیرگذاری یک فیلسوف بر تمدنی بیگانه در طول تاریخ است. و برخلاف تصور رایج در میان فیلسوفان غربی، این تأثیرگذاری صرفاً به واسطۀ ترجمه و تقریر آرای ارسطو نیست. چرا که ابن سینا به شکلی خلاقانه هر جا که لازم دانسته از فلسفۀ ارسطویی عبور کرده و مسیر خود را گشوده است. در واقع، سوالات تازه‌ و راه‌حل‌‌ها و روش‌های ابداعی اوست که او را شایستۀ لقب «شیخ الرئیس» کرده است.پیتر آدامسون، تایمز لیترری ساپلمنت — این روزها فیلسوفان دیگر آن‌قدر برجسته نیستند که لقب داشته باشند. لقب‌ها در قرون میانه رایج‌تر بود. هر مدرسی‌ای۱ که سری در میان میان سرها درآورده بود لقبی داشت: بوناونتوره «دکتر ملکوتی»، آکویناس «دکتر فرشته‌خو» و دونس اسکوتوس با لقب «دکتر باریک‌بین» شناخته می‌شد. در جهان اسلام هم فیلسوفان برجسته چنین افتخاری را کسب می‌کردند. از بین این‌ها، هیچ‌کدام مناسب‌تر از عنوانِ «شیخ‌الرئیس» نبود. این لقبِ ابو‌علی ابن‌سینا (مرگ، ۱۰۳۷ میلادی) بود، کسی که تمامِ آن مدرسی‌های قرونِ میانه او را به نامِ «اویسِنا» می‌شناختند و بدین عنوان نه فقط شناخته می‌شد که نامور بود. ابن سینا یکی از معدود فلاسفه‌ای است که تبدیل به یکی از مراجعِ اساسیِ تاثیرگذاری در بسطِ فلسفه‌ای در فرهنگی کاملاً غریبه، یعنی تمدنِ غربی، شده است. به‌محضِ ترجمۀ کارهای او به لاتین تبدیل به مرجع فکریِ فلسفۀ قرن سیزدهم شد و در فلسفه تنها ارسطو و در پزشکی، پس از ترجمۀ کتابِ قانون، تنها جالینوس از او پیشی گرفت.در جهان اسلام تأثیرِ ابن سینا حتی از این هم عظیم‌تر بود. آنجا ابن سینا عملاً به‌مثابۀ مرجعِ اصلیِ فلسفه جایگزین ارسطو شد و حتی واژۀ «مشائی»، که در اصل به معنای «ارسطویی» بود، به «سینوی» تغییرِ معنا داد. منتقدان و ستایشگرانِ او موافق بودند که اندیشۀ او تقریباً معادلِ خودِ فلسفه است. نقدِ «فلاسفه»، همان کاری که غزالی در تهافت الفلاسفه انجام داد، یا شهرستانی در کتابی کمتر مشهور اما با نامی زیبا المصارعات و المصارعه الفلاسفه۲، این بود که اشتباهاتِ ابن سینا و نه افلاطون و ارسطو را برشمارند و این‌گونه ابن سینا با فلسفه معادل انگاشته می‌شد.جدایِ از این نقدهای شدید، این همان چیزی است که ابن سینا در ذهن داشت. او آگاهانه کوشید تا با نظم‌دهیِ دوباره و بازاندیشیِ فلسفۀ «مشاء»، جایگزینِ ارسطو شود و از او پیشی گیرد. به همین دلیل او، به خلافِ دیگرانی مانند فارابی و ابن رشد، شرحی بر ارسطو ننوشت، بلکه رساله‌های مستقل با حجم و پیچیدگیِ متفاوت آفرید. حتی در ارسطویی‌ترین خلاصه‌ای که در فلسفه نوشت، همانی که در ترجمۀ لاتینی از همه مشهورتر بود، هر جا که مناسب می‌دید از آموزه‌های ارسطویی فاصله می‌گرفت. این رساله همان کتاب شفا است، متنی چند جلدی که به همۀ حوزه‌های فلسفه، از جمله ریاضیات و فیزیک، پرداخته است. ابن سینا شروحِ دیگری از اندیشۀ خود نوشته است، مانند نجات (که کم و بیش نسخۀ کوتاه‌شده‌ای از شفا است) و اشارات و تنبیهات، که هنوز طولانی‌اند اما بسیار خلاصه شده، که طراحی شده‌اند تا خواننده را وادارند خود خطِ اندیشۀ پشتِ آموزه‌ها را بازسازی کند.آن آموزه‌ها چه بود و چرا ابن سینا گمان می‌کرد که ارزشِ آن را دارند که به خاطرِ آن‌ها از ارسطو فاصله بگیرد؟ هیچ پاسخ ساده‌ای وجود ندارد، زیرا ابن سینا ایده‌های خلاقانه و تاثیرگذاری در بسیاری از حوزه‌ها داشت.به‌محضِ ترجمۀ کارهای او به لاتین تبدیل به مرجع فکری فلسفۀ قرن سیزدهم شد و در فلسفه تنها ارسطو و در پزشکی، پس از ترجمۀ کتاب قانون، تنها جالینوس از او پیشی گرفتمثلاً نظام منطقی او، هرچند هنوز در چارچوبِ ارسطویی است، پیشنهادهای جدیدی در موضوعاتی نظیرِ وجهیت (مفاهیمِ امکان و ضرورت) و شروطِ صدقِ گزاره‌ها (مثلاً، این پرسش که آیا نهادِ گزاره باید همین الان وجود داشته باشد که گزاره صادق باشد یا خیر) ارائه کرد. تا عصرِ مدرن، کارهایی در منطق که در جهانِ اسلام، از غرب آفریقا تا هندِ اسلامی، نگاشته می‌شد، خلاقانه اما در چارچوب سینوی بودند، همان‌طور که منطقِ ابن سینا به شکلی خلاقانه در چارچوب ارسطویی بود. در موضوعی بسیار نزدیک به منطق، یعنی معرفت‌شناسی نیز ابن سینا به همین میزان انقلابی بود. ایدۀ بسیار بد فهمیده‌شدۀ او، حدس، قرار بود توضیح دهد که چگونه نوابغی مانند خود او قادر بودند استدلال‌های قیاسی بسازند. اما این مفهوم را نویسندگان بعدی در خدمت ایده‌های عرفانی قرار دادند. ویژگی دیگر اما کمتر مشهور معرفت‌شناسیِ سینوی ذات‌گراییِ۳ صریحِ اوست که بر مبنایِ آن درک ماهیت یک چیز متضمن دیدن همۀ ویژگی‌های ذاتی و برسازنده‌ای است که متعلق به ذات آن چیز است.یکی از کاربردهای این ایده در استدلال مشهور «انسانِ معلقِ» او است (یا حداقل من در مقاله‌ای که اخیراً همراه با فدور بنویچ نگاشته‌ام بر این نظرم). این استدلالْ آزمایشی ذهنی است که در آن از ما خواسته شده است که انسانی بالغ را در نظر آوریم که خدا دفعتاً معلق در هوا خلق کرده است. چشمانِ این انسان بسته است و هیچ صدا، بو و چیزِ دیگری هم وجود ندارد. بنابراین این انسانِ تازه خلق شده هیچ چیز را از طریقِ حواسش تجربه نمی‌کند و در واقع هیچ وقت هیچ تجربۀ حسی‌ای نداشته است (او تازه همین الان خلق شده است). او در واقع حتی نمی‌داند که بدنی دارد. ابن سینا معتقد است که این انسان به هر حال می‌تواند وجودِ خود را درک کند. از نظر ابن سینا آن‌چه این استدلال نشان می‌دهد این است که بدن ذاتیِ انسان‌ها نیست. اگر بود، برای انسان معلق ناممکن بود که خود را درک کند، همان‌طور که ناممکن است که ماهیتِ انسانیت را درک کنیم بدون این‌که بدانیم انسان‌ها ذاتاً ذی‌حیات‌اند.متفکران بعدی این ایدۀ ابن سینا را پذیرفتند که همۀ ما درکی مستقیم و عمیق از خود داریم. قرن‌ها بعد در ایران عصر صفوی یکی از ستایشگران او، فیلسوف ایرانی، ملاصدرا، گفت که حتی حیوانی غیر از انسان هم، اگر مانند انسان معلق خلق شود، قادر به درکِ خود خواهد بود. در واقع وجود در مرکز آموزه‌های صدرا بود و این هم یکی از مواریث ابن سینا به حساب می‌آید. بازبینی مابعدالطبیعۀ ارسطو به مثابۀ مطالعۀ وجود حوزۀ دیگری بود که در آن ابن سینا تأثیر عظیمی داشت. ابن سینا بین دو نوع از وجود تمایز قائل شد: وجود در جهانِ واقعی یک چیز است و وجود در ذهن چیزی دیگر؛ وجودِ امکانی یک چیز است و وجودِ ضروری چیزی دیگر. هر دوِ این تمایزها در نوشته‌های مابعدالطبیعی پساسینوی بسیار فراگیر شد.ابن سینا وجود را در مرکز استدلال خود برای اثبات وجود خدا قرار داد و نه فقط خود ابن سینا، که حتی این استدلال هم لقب خود را دارد: برهان صدیقین. این استدلال با این ایده آغاز می‌شود که هر چیزی می‌تواند به صورت امکانی یا ضروری وجود داشته باشد. وجودِ «امکانی» به این معنا است که آن شیء می‌تواند وجود داشته یا نداشته باشد. به اطراف خود نگاه کنید. هر چیزی که می‌بینید مانند همین است، چیزی که وجود دارد اما می‌توانست وجود نداشته باشد. وجود «ضروری» به این معنا است که وجود نداشتن آن مطرح نیست. به عبارت دیگر، شکی در وجود داشتن آن نیست. (در مقابل، شکی در وجود نداشتن موجودی ناممکن مانند مربع دایره نیز وجود ندارد). پرسش مرکزی اثبات ابن سینا این است که آیا چیزی به این شیوۀ «ضروری» وجود دارد یا خیر. او می‌خواهد بگوید که در واقع موجودی ضروری وجود دارد، اما تنها یکی، و آن خدا است.در واقع، وجود در مرکز آموزه‌های صدرا بود و این هم یکی از مواریث ابن سینا به حساب می‌آیدابن سینا گمان می‌کند که می‌تواند با در نظر گرفتن اشیای امکانی، یعنی هر چیزی که می‌تواند وجود داشته باشد، از سگ‌ها تا برج ایفل، به این نتیجه برسد. اشیای امکانی آنانی‌اند که می‌توانند وجود داشته یا نداشته باشند. آن‌ها به خودیِ خود «شایستۀ» وجود داشتن نیستند، و اگر وجود دارند به خاطر این است که چیزِ دیگری آن‌ها را موجود ساخته است. در واقع این هم کاربردِ دیگری از معرفت‌شناسیِ ذات‌گرایانۀ سینوی است: می‌توانیم ببینیم که وجودْ ذاتیِ اشیای امکانی نیست. آن‌طور که اغلب در سنت سینوی گفته می‌شود، شیءِ امکانی نیاز به مرجحی دارد تا وجود داشته باشد، همان‌طور که در ترازو نیاز به چیزی داریم که یک طرف را سنگین‌تر از طرفِ دیگر کند. چیزی که یک طرف ترازو را سنگین‌تر از طرف دیگر می‌کند علت خارجی آن است: گوستاو ایفل علت خارجی برج ایفل بود، در کنار کارگرانی بسیار، و در مورد سگْ پدر و مادر و نظایر آن این نقش را بازی می‌کنند. حال، همۀ اشیای امکانی را به مثابۀ یک کل در نظر بگیرید، نه فقط یکی از آن‌ها مانند برجِ ایفل (در واقع این همان جهان گذشته، حال و آینده است). از خود بپرسید که آیا این کل امکانی است یا نه. به وضوح این‌گونه است. همان‌طور که کلی از آب خیس خواهد بود، کلی از موجودات امکانی هم امکانی است. با همان استدلال، این کل هم نیاز به یک علت خارجی دارد تا آن را به وجود بیاورد. از آن‌جا که این علت نسبت به کلیتِ اشیای امکانی خارجی است، خود نمی‌تواند امکانی باشد. این علت ضروری است و همان خدا است.این استدلال پیروان ابن سینا را دچار سردرگمی کرد. از طرفی آن‌ها این استدلال را دوست داشتند. چگونه می‌توان آن را دوست نداشت؟ نه تنها نبوغ‌آمیز است، بلکه شهودی را به شیوه‌ای بلیغ در خود دارد که بسیاری از خداپرستان را به سمتِ باور به وجود خدا می‌کشد: این‌که باید خالقی باشد و در غیر این‌صورت نمی‌توانیم وجود جهان را تبیین کنیم. از این جهت برهان صدیقین از برخی از برهان‌های مشهور دیگر نظیر استدلال هستی‌شناختیِ آنسلم پیشی می‌گیرد. استدلال آنسلم چنین شهود فراگیری در خود ندارد و حتی متدینین هم گمان می‌کنند که چیزی باید در این میانه غلط باشد. از طرف دیگر، اما متفکرانِ بعدی دغدغۀ ارتباط نزدیکی را داشتند که ابن سینا بین خدا و ضرورت برقرار می‌کند. ابن سینا گمان می‌کرد که خدا باید در هر جنبه‌ای ضروری و خالی از هر گونه امکانی باشد. در غیر این صورت، بر مبنای منطق همین استدلال، علتی مورد نیاز خواهد بود تا مرجحِ وضعیت فعلی خدا باشد، چرا که او می‌توانست طور دیگری باشد.به طور خاص، ابن سینا معتقد بود که خدا باید به صورت ازلی و ابدی علتِ وجودِ جهان باشد. اگر او از وضعیت خلق‌نکردنِ جهان به وضعیت خلق‌کردن آن برود، تنها تبیین ممکن این خواهد بود که علتی مرجحِ این وضعیتِ خدا بوده است. از نظر غزالی و دیگر متکلمان منتقد ابن سینا، این نتیجه غیر قابل پذیرش بود. آن‌ها در عوض معتقد بودند که خدا می‌تواند به راحتی، بعد از خلق نکردن، اراده به خلق کند. او به عبارتی مانند ترازویی است که خود می‌تواند یک طرفِ خود را سنگین‌تر کند. اما این پاسخِ ساده مشکلاتی دیگر به وجود آورد. یکی از آن‌ها این بود که این پاسخْ استدلال ابن سینا برای وجود خدا را بی‌اثر می‌کرد. این استدلال مستلزمِ این بود که همۀ موجوداتِ امکانی نیاز به علتی خارجی داشته باشند، این‌که همۀ ترازوها نیاز به مرجحی دیگر دارند.علاوه‌براین، این ایده که خدا در زمانی به سادگی تصمیم به خلق می‌گیرد، بعد از این‌که زمانی نامتناهی منتظر مانده بود، خلقت را چیزی من‌عندی و غیرعقلانی جلوه می‌داد.این ایده که خدا در زمانی به سادگی تصمیم به خلق می‌گیرد، بعد از این‌که زمانی نامتناهی منتظر مانده بود، خلقت را چیزی من‌عندی و غیرعقلانی جلوه می‌داداین مسائل در سراسرِ فلسفۀ بعدی نزد مسلمین و حتی پیروان برخی از ادیان دیگر نیز رواج داشت. فیلسوفان قرون وسطایی یهودی درگیرِ ابن سینا بودند، هرچند به صورت غیر مستقیم، و همان‌طور که ذکر شد مدرسی‌های لاتینی با اشتیاق تمام او را می‌خواندند و مداوماً به او ارجاع می‌دادند. این پرسش که آیا خدا اراده‌ای کاهش‌ناپذیر دارد، اراده‌ای که به طور من‌عندی یکی از نتایج ممکن را از میان انتخاب‌های ممکن برمی‌گزیند، یکی از پرسش‌های مرکزی در عالم مسیحیت در قرون میانه شد و کسانی مانند دونس اسکوتوس و اکام از اراده‌گرایی دفاع می‌کردند. این پیشرفت‌ها، و پیشرفت‌های بعدی مانند استفاده‌ از وجهیت در مابعدالطبیعۀ لایبنیتس، بازسازی چیزی که نقداً در ابن سینا وجود داشت نبود. اما ابن سینا همیشه در پیش‌زمینه حضور داشت، حال چه به‌عنوان منبعی مستقیم یا حضوری مهم هرچند پنهان که در پسِ پشتِ مباحثات فلسفۀ اولیۀ مدرن حضور داشت.در فلسفۀ جهان اسلام هم برای قرن‌ها متفکران درگیر ایده‌های سینوی که به آن‌ها اشاره شد و ایده‌های دیگری جز آن‌ها بودند. این مسئله حتی از تعدادِ شروحی که بر رساله‌های او نوشته شده واضح است، خصوصاً رسالۀ پیچیده و دشوار اشارات و تنبیهات. یکی از غول‌های قرن دوازدهم، یعنی فخرالدین رازی، عملاً در هر صفحه از رساله‌های دایرةالمعارفی خود با ابن سینا درگیر بود و بدین ترتیب او تبدیل به نقطۀ ثقلی برای آیندگان شد. اگر شما دربارۀ ابن سینا و ابن رشد شنیده‌اید اما نام کسی مانند فخر رازی هم به گوشتان نخورده و دلمشغول این هستید که چرا، پاسخ ساده است. جنبشِ ترجمۀ به لاتین در قرون میانه، آثار او را ترجمه نکرد. همۀ آن «دکتر»ها مانند بوناونتوره، آکویناس و اسکوتوس، که آن همه از ابن سینا استفاده کردند، کاملاً از فخر رازی بی‌خبر بودند. تا همین اواخر هم تحقیقات در زبان‌های اروپایی بر همین منوال بود و پژوهش‌ها متمرکز بر شخصیت‌هایی از جهانِ اسلام بود که تأثیری بر تفکر قرون میانۀ لاتین و رنسانس داشتند. همین مسئله باعث به وجود آمدن این افسانه شد که انحطاط یا حتی زوالی در فلسفه در جهان اسلام وجود داشته است. در واقع اما انفجاری از فعالیت در جهان اسلام وجود داشته شامل صدها رساله که هر دیدگاه ممکنی در طیفی از مواضع از پذیرش بی‌چون‌وچرای ابن سینا تا اصلاحِ محتاطانه تا ردِ تمام و کمال را در بر می‌گیرد. حال، با پژوهش‌هایی که بر افرادی انجام می‌گیرد که کارهای آن‌ها به اروپا نرسیده بود، حتی واضح‌تر می‌گردد که از قرن یازدهم به بعد، چه در جهان مسیحیت و چه در جهانِ اسلام، فلسفه تا حد زیادی نگارشِ پانوشت‌هایی به ابن سینا بوده است. / فرهنگیمنبع: ترجمان</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 00:42:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت داده ها در حکم رانی نوین</title>
                <link>https://virgool.io/dataio/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-unkqbwktb9qe</link>
                <description>منبع : کیهانگر یک ناشناس در خیابان جلوی شما را بگیرد و از نام و نام‌خانوادگی، شماره تماس، محل سکونت و نشانی منزل‌تان بپرسد؛ چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا پاسخ سؤالاتش را می‌دهید یا از این کار امتناع کرده و این موارد را بخشی از حریم شخصی‌تان می‌دانید و یا سعی می‌کنید قبل از پاسخ دادن از هویت سؤال‌کنندگان، اهداف‌شان و استفاده‌ای که از اطلاعات شما خواهند کرد مطمئن شوید؟ / قدرت داده ها در حکمرانی نویندر فرض دیگری اگر گروهی از‌ اشخاص مشغول پرسش این سؤالات از تک‌تک افراد محله و شهر شما باشند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در این صورت ممکن است حتی نهادهای انتظامی به نیابت از شما وارد عمل شوند، هویت‌شان را بررسی کنند و تا زمان کسب مجوزهای لازم توسط آنها از ادامه کارشان جلوگیری کنند. این قصه‌ای است که در زندگی حقیقی ما اتفاق می‌افتد اما در فضای مجازی ماجرا کمی فرق می‌کند. روزانه داده‌هایی به مراتب جزئی‌تر و با حجمی گسترده‌تر توسط کاربران در فضای مجازی بارگذاری می‌شود، بدون اینکه هیچ حساسیتی را برانگیزد. وقتی گوگل تصمیم گرفت برای مقابله با کرونا عادت‌های تردد مردم در بیش از 130 کشور دنیا را منتشر کند؛ روری کتلان جونز خبرنگار حوزه تکنولوژی بی‌بی‌سی جهانی گفت: «این اطلاعات ممکن است باعث شگفتی کسانی شود که در حال حاضر آگاهی ندارند که گوگل چقدر می‌تواند اطلاعاتی در مورد آنها جمع‌آوری کند.» بر اساس همین اطلاعات بود که ریموند کورزویل کارشناس هوش مصنوعی و مدیر مهندسی پروژه‌های گوگل گفته بود: «گوگل به زودی شما را از نزدیک‌ترین عزیزان‌تان هم بهتر خواهد شناخت؛ چون برای این سیستم هیچ چیز پنهانی درباره شما وجود ندارد و مگوترین اسرارتان هم پیش چنین سیستم هوشمندی فاش است.»داده‌هایی مثل زمان ورود و خروج شما در اینترنت، بازه زمانی استفاده از آن، جست‌وجوهای روزمره اینترنتی، تماشای فیلم‌ها، بازدید از سایت‌ها، نظرات و…که معمولا توسط کاربران ساده انگاشته می‌شوند؛ آن‌قدرها که به نظر می‌رسد بی‌اهمیت نیستند. این داده‌های خُرد با تجمیع‌شان کلان‌داده‌هایی می‌سازند که به عنوان مواد اولیه برای مکانیزم‌های هوش مصنوعی مورد استفاده قرار می‌گیرند. از این منظر آنها گنجینه‌هایی ارزشمند هستند که شرکت‌های فناوری از دل‌شان خلق ثروت می‌کنند. چیزی شبیه به معادن طلا و نقره یا یک چاه نفت؛ با این تفاوت که ما در بدترین حالت، ذخایر زیرزمینی‌مان را خام‌فروشی می‌کنیم اما درباره داده‌ها حتی از خام‌فروشی هم خبری نیست؛ ما آنها را رایگان هبه می‌کنیم!بیایید به چند نمونه نگاهی بیندازیم:بسیاری از ما دست کم یک بار نقشه ترافیکی شهرمان را از طریق نرم‌افزارهای گوشی‌های هوشمندمان مرور کرده‌ایم. اینکه چگونه یک شرکت فناوری، فرسنگ‌ها دورتر و بدون نصب یک دوربین در شهرمان قادر به شناسایی نسبتا دقیق ترافیک سبک و سنگین در معابر شهری و ارائه آن به ماست، سؤالی است که پاسخش را باید در جمع‌آوری داده‌هایی که شما بارگذاری کردید و کاوش و پردازش آنها جست‌وجو کرد.تصاویر پروفایل شاید یکی از پیش‌پا افتاده‌ترین قسمت‌های شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی برای کاربران باشد. اما همین تصاویر بانک اطلاعاتی ارزشمندی را برای داده‌کاوی فراهم کرد. شرکت کلیر ویو(Clearview) که یکی از پیمانکاران نهادهای انتظامی و امنیتی آمریکا محسوب می‌شود حتی پس از آنکه کاربران این تصاویر را از صفحات خود حذف کردند؛ آنها را در پایگاه اطلاعاتی خود نگه داشت و از آنها برای ایجاد و بهینه‌سازی فناوری‌های تشخیص چهره‌اش استفاده کرد. تنها با هک شدن پایگاه اطلاعاتی آنها در فوریه 2020 بود که مشخص شد این شرکت بیش از سه میلیارد تصاویر پروفایل از فیسبوک، یوتیوب و توییتر ذخیره کرده است؛ شاید اگر این اتفاق نمی‌افتاد برای بسیاری از کاربران، تصاویر پروفایل همچنان اطلاعاتی بی‌ارزش محسوب می‌شدند. تیم مکی تحلیلگر امنیتی شرکت سیناپسیس(Synopsys) در واکنش به این رویداد گفت: «ترکیب کردن اطلاعات مربوط به تشخیص چهره با اطلاعاتی که از منابع دیگر به دست آمده مانند شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند گزارشی با جزئیات از مشخصات و فعالیت‌های یک کاربر بدهد بدون اینکه از آن فرد کسب اجازه شده باشد.»یک شوخی سادهراه‌اندازی یک پویش انتشار ویدیوی لب‌خوانی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند ایده‌ای سرگرم‌کننده باشد به شرط آنکه ویدیوهای کاربران به عنوان بانک ‌اطلاعاتی برای ارتقای الگوریتم‌هایی که به منظور بهره‌گیری در فناوری جعل عمیق(Deepfake) طراحی شده‌اند؛ استفاده نشود! در این مورد شما یک شوخی ساده کرده‌اید اما خیلی جدی به بنگاه‌های تجارت اخبار جعلی کمک شده است.کلان‌داده‌ها و داده‌کاوی حتی به عرصه سیاست و رقابت‌های انتخاباتی هم وارد شده‌اند. باراک اوباما در سال 2008 و 2012 تیمی کارکشته از کارشناسان گوگل و فیسبوک را در کمپین انتخاباتی‌اش استخدام کرده بود تا جایی که برخی کارشناسان پیروزی او را به دلیل بهره‌گیری او از ظرفیت اینترنت در کارزار انتخاباتی‌اش ارزیابی کردند. این سرمایه‌گذاری انتخاباتی بر روی تحلیل داده‌های فضای مجازی و فراوری آنها در سال 2012 به اندازه‌ای بود که برخی رسانه‌ها نوشتند: «برای الگوریتم‌های گوگل هم «اوباما» بامعناتر از «رامنی» بود.» در انتخابات سال 2016 آمریکا استفاده از این شیوه به اوج خود رسید. دونالد ترامپ بیشترین بودجه کمپین انتخاباتی‌اش را یعنی چیزی حدود 85 میلیون دلار برای فضای مجازی اختصاص داد. استفاده از داده‌های «کمبریج آنالیتیکا» موسوم به «آلامو» و هدف‌گیری رأی‌دهندگان آمریکایی برای ترغیب آنها در رأی به دونالد ترامپ تا مدت‌ها پس از انتخابات آمریکا نیز خبرساز بود چرا که این شرکت بدون اجازه کاربران، از اطلاعات آنها در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برای کارزارهای سیاسی‌اش استفاده می‌کرد.شما یک محصول هستید!!در واقع هنگامی که بسیاری از شرکت‌های فناوری به شما خدمات رایگان ارائه می‌دهند، شما مشتری آن خدمات نیستید بلکه بخشی از محصول به حساب می‌آیید. گوردون کورِرا کارشناس فناوری کامپیوتری 2 آوریل 2020 در مقاله‌ای نوشت: «آینده واقعی شاید در استفاده از داده‌های پیچیده‌تر و هوش مصنوعی برای یافت، درک و پیش‌بینی تحولات در جوامع باشد. می‌توان از بررسی فراداده تلفن‌های همراه، جست‌وجوهای اینترنتی یا دیگر‌ اشکال فعالیت استفاده کرد. چهار سال پیش، مدیر وقت ابداعات دیجیتال سی‌آی‌ای(CIA) به من گفت که این سازمان دارد دنبال راهی برای بررسی اطلاعات کل جمعیت یک کشور با استفاده از هوش مصنوعی و فنونی چون «عقیده‌کاوی» می‌گردد. ایده کلی این بود که بتوانند رویدادها – مثل اخلال در حکومت قانون یا احتمال وقوع انقلاب – را پیش از مسجل شدن، پیش‌بینی کنند.» بیل برنز، قائم‌مقام پیشین وزیر خارجه آمریکا نیز در ارزیابی‌اش از آینده جهان نوشت: «توانمندی سایبری و پیشرفت دانش هوش مصنوعی، عواملی هستند که رقابت‌های ژئوپلوتیک را در قرن بیست و یکم شکل می‌دهند؛ درست مانند کاری که انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم میلادی با جهان کرد.» بی‌جهت نبود که لئون پانه‌تا وزیر دفاع وقت آمریکا در سال 2012 فضای مجازی را «خط مقدم جبهه‌های نبرد آینده» خواند.حالا به نظر می‌رسد در موقعیتی مانند مثال ابتدای متن قرار گرفته‌ایم و باید در حمایت از مردم، صیانت از داده‌های‌شان در فضای مجازی و ممانعت از بهره‌برداری بدون اجازه از آنها وارد عمل شد. شاید بتوان داده‌های شهروندان یک کشور را هم‌ردیف ذخایر ملی تعریف کرد و با فراهم ساختن امکاناتی در ذخیره و حفظ آنها برای دسترسی و استفاده از آنها نیز مقرراتی وضع کرد. دست‌کم در سال‌های اخیر کشورهای اروپایی به ایده مشابهی در این زمینه رسیده‌اند. از سال 2018 «مقررات عمومی حفاظت از داده» در اتحادیه اروپا اجرا می‌شود. بر اساس این قانون کاربران این حق را دارند که بدانند اطلاعات‌شان توسط چه منابعی جمع‌آوری شده و از این اطلاعات برای چه اهدافی استفاده می‌شود و چنانچه شرکت‌های فناوری این درخواست کاربران را بی‌پاسخ بگذارند، از طرف دولت‌های عضو اتحادیه با جریمه حداقل 4 درصدی از درآمدشان مواجه و در صورت عدم تمکین به قانون دسترسی‌شان به داده‌های کاربران مسدود خواهد شد. این قانون به دنبال اعتراض برخی اعضای اتحادیه اروپا نظیر فرانسه؛ آلمان؛ اتریش و… درباره سیاست مالیات‌دهی، سوءاستفاده از قدرت انحصاری و رعایت نشدن حریم شخصی افراد توسط ابرشرکت‌های فناوری عمدتا آمریکایی تصویب شد. بر این اساس اعمال قانون‌های محلی بر شرکت‌های خارجی هنگام استفاده از داده‌های محلی این روزها به یکی از مطالبات اساسی کشورها در مواجهه با ابرشرکت‌های فناوری تبدیل شده است.به یاد بیاوریم..در جریان افشای برنامه «پریسم»(Prism) طبق اطلاعاتی که از ابزار داده‌کاوی آژانس امنیت ملی آمریکا موسوم به «مخبر بدون مرز»(Boundless Informant) به دست آمد مشخص شد ایران یکی از بزرگ‌ترین اهداف این سیستم در جمع‌آوری داده‌ها بوده است. با این حساب منطقی به نظر می‌رسد که ایران بیش از هر کشور دیگری نسبت به صیانت از داده‌های شهروندانش حساس باشد. امروزه حاکمیت سایبری جزئی جدایی‌ناپذیر از حکمرانی نوین محسوب می‌شود و حکمرانان وظیفه دارند در حفاظت از منافع مردم زیرساخت‌های فیزیکی و نهادی آن را فراهم کنند. رهبر انقلاب در سخنرانی سوم فروردین سال 1399 یکی از ابزارهای قدرت را «قوت در فضای مجازی» عنوان کردند و قوت در این زمینه را «حیاتی» خواندند. در این چهارچوب کاری و با این حجم گسترده از فعالیت‌های مورد نیاز در توانمندسازی سایبری کشور، دلسوزی برخی مقامات دولتی برای فیلترینگ یک نرم‌افزار یا یک شبکه اجتماعی تنها یک شوخی تلخ بیشتر نیست.  / رسانه</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 00:37:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موج کره‌ای؛ شرقِ غرب‌زده!</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi19990124/%D9%85%D9%88%D8%AC-%DA%A9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%82%D9%90-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%D8%B2%D8%AF%D9%87-axcy614yyifb</link>
                <description>منبع: کیهانموج فرهنگ کره‌ای معروف به «هالی‌یو» در سه عرصه سینما، سریال و موسیقی چند سالی است که در سطح جهان گسترش یافته و توانسته وارد کشورهای مختلف از جمله ایران شود. اما مختصات موج کره‌ای چیست و تکلیف ما در مقابل این موج چیست؟موج کره‌ای سال 1998 در سینما آغاز شد و به دریافت نخل طلای جشنواره کن و جایزه بهترین فیلم اسکار با فیلم «پاراسایت» (انگل) رسید. کره جنوبی کارگردان‌های صاحب سبکی مانند «بونگ جون هو»، «کیم کی وک» و «پارک چان ووک» را به سینمای جهان معرفی نمود. اما دلیل این جوایز چه بود و چه تفاوتی با دیگر کارهای غیر انگلیسی‌زبان داشت که توانست برای اولین بار در چند بخش، جایزه اسکار را از آن خود کند؟/ موج کره‌ای؛ شرقِ غرب‌زده!فیلم «انگل»فیلم «انگل» درباره خانواد‌ه‌ای فقیر است که به محل سکونت خانواده ثروتمندی به قصد کار با مدارک جعلی وارد می‌شوند. فیلم ابتدا مانند یک کمدی غیرعادی شروع و در ادامه به اثری عجیب تبدیل می‌شود که در هیچ گونه سینمایی قابل دسته‌بندی نیست. آخرین اثر بونگ، زندگی را در میراث لیبرالیسم غرب یعنی نظام سرمایه‌داری نوین جستجو می‌کند.توهین به قشر فقیر و مستضعف و رهبران ضد سرمایه‌داری و برچسب زدن به آن‌ها در فیلم جاری است: پدر خانواده فقیر در این فیلم، یک عنصر نامطلوب است که می‌توان او را نماد رهبران ضد سرمایه‌داری دانست. «انگل» این چهره را به عنصری وحشی و روانی تشبیه کرده است که سعی دارد زندگی یک خانواده ثروتمند را متلاشی کند! کمک‌های پارک (پدر خانواده ثروتمند) در برانگیختن حس عاطفی این خانواده موثر نیست و این موضوع مخاطب را شدیدا تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ این‌گونه تخریب افکار ضد سرمایه‌داری از یک کارگردان مانند «جو بونگ هو» با توجه به سوابق وی بعید نیست.دختر خانواده فقیر نماد یک روشنفکر است که به مانند «تقی‌زاده» فکر می‌کند باید از نوک سر تا کف پا غربی شد و پسر خانواده نیز تا اواخر فیلم عنصری خنثی است که در پایان فیلم به این تفکر می‌رسد تا وقتی به سطح زندگی اشرافی نرسد نمی‌تواند پدرش را آزاد کند.پدر خانواده نقشی اساسی در فیلم ایفا می‌کند که در زیرزمین زندگی می‌کنند. وقتی که سمپاش‌ها برای مبارزه با جوندگان و حشرات خانه‌های مجاور می‌آیند، پنجره خود را باز می‌کنند تا از این پاکسازی و سمپاشی مجانی بهره‌مند شوند. خانواده در فقر مطلق به سر می‌برد و حتی پول سمپاشی خانه را ندارد و به خاطر همین پنجره‌ها را باز می‌گذارند تا حشرات و آفت‌های خانه این‌گونه از بین بروند. هنگام سمپاشی، تمام خانه را غبار آفت‌کش فرا می‌گیرد، به جز آقای کیم- پدر خانواده که با آسودگی به کارش می‌پردازد زیرا وی در برابر حشره‌کش‌ها مقاوم است. کارگردان فیلم، مستضعفین را به حشره‌هایی تشبیه کرده که مزاحمین سرمایه‌داری هستند ولی یک حشره مقاوم وجود دارد که باید مواظب او بود تا به چرخه سرمایه‌داری ضربه‌ای وارد نشود.کل فیلم بر پایه توهین به خانواده‌های فقیر طراحی شده؛ سرمایه‌داران را نیز افرادی ساده‌دل و بی‌گناه نشان داده که به راحتی کلاه سرشان می‌رود.سینما و سیاست و رابطه اسکار با موج کره‌ایفیلم «انگل» در چند سکانس به تفرقه بین دو کره می‌پردازد؛ خدمتکار پیشین در این فیلم، نماد کره شمالی در نظر گرفته شده، آمریکا پس از مذاکراتی که خود را درمانده می‌دید سعی در بازپس‌گیری آبروی خود داشت و اختلاف‌افکنی گسترده بین کره شمالی و جنوبی را در پیش گرفت. این درحالی است که دو کره در چند سال اخیر تلاش‌هایی برای اتحاد انجام دادند که در بعضی مسابقات ورزشی و برخی فیلم‌ها نمود یافته است. یکی از اهداف تجلیل از «انگل» همین نکته است.در یک سکانس، درگیری دو خانواده خدمتکار به نمایش در می‌آید؛ هنگامی که خدمتکار سابق خانواده از خانواده کی‌وو به وسیله گوشی تلفن همراه فیلم می‌گیرد موقع صدا زدن یکدیگر هویتشان افشا می‌شود و خانواده خدمتکار سابق، این فیلم را به عنوان عامل تهدید تلقی می‌نماید و خانواده کیم را تهدید به انتشار فیلم می‌کنند؛ همانند کره شمالی که همسایه خود را تهدید به حمله اتمی می‌کند. در جایی خیلی صریح انتشار فیلم را تشبیه به بمب می‌کند و می‌گوید؛ «این [فیلم هم] مثل بمب اتم است.» خدمتکار سابق و شوهرش، مسرور از پیروزی هستند که گوشی تلفن همراه به دست خانواده کیم می‌افتد و فیلم آن را پاک می‌کنند و دست و پای خدمتکار سابق و شوهرش را بسته و در زیرزمین می‌‌اندازند. گویا سازندگان فیلم بر این باورند که تنها راه خلع سلاح هسته‌ای کره شمالی این است که آنها را مشغول مذاکره کرد و بعد آنها را خلع سلاح نمود. خانواده پارک، در این فیلم نمادی از ایالات متحده آمریکاست، خانواده کیم سعی دارند به سبک زندگی خانواده ثروتمند نزدیک شوند، اما پسر کوچک خانواده پارک می‌گوید اینها بوی بدی می‌دهند. استعاره‌ای از بوی فقر در جوامعی که دوست دارند به آمریکایی ثروتمند تبدیل شوند ولی بوی فقر مانع آنهاست.فیلم مورد علاقه سیستم کپیتالیسم آمریکایی«انگل» بر این نکته تأکید دارد که مثل کره‌ جنوبی، پیرو کپیتالیسم آمریکایی باشید تا پیشرفت کنید و تا وقتی کامل آمریکایی نشدید از نظر کپیتالیسم بو می‌دهید و موجودات و حشراتی بی‌ارزش هستید. پدر خانوادۀ فقیر- آقای کیم- می‌گوید: «آقای پارک پولداره ولی خوبه» و همسر کیم می‌گوید: «همه پولدارها خوبند!» فیلم سعی در القای این موضوع دارد که برای رهایی از جامعه کثیف و بد باید نظام سرمایه‌داری را به صورت کامل پذیرفت و به آن تن داد، علت اعطای جایزه اسکار نیز همین است؛ این فیلم مورد علاقه سیستم کپیتالیسم آمریکایی است.سیاست اسکار بر چند نکته استوار است، از جمله تخریب کشورهای در حال توسعه از راه تقدیر از فیلم‌هایی که فرهنگ خود را تخریب کنند و سرمایه‌داری را بالاتر ببرند. پاراسایت (انگل) بیشتر پایبند به اصول کپیتالی و یک اثر آمریکایی محسوب می‌شود تا کره‌ای، کارگردان به گونه‌ای کار را تقدیم آمریکا کرده شاید او را نیز آمریکایی بنامند.این جایزه پالس‌هایی را به دیگر کشورها فرستاد و جایزه گرفتن از اسکار را به آنها آموخت؛ وقتی کشور خود را تخریب کنی و برای کپیتالیسم فیلم بسازی جوایز را نیز از آن خود می‌کنید، این روش اسکار است که جو بونگ هو این روش را به دیگر کارگردان‌ها آموخت. اسکار به دنبال یک دهکده جهانی است تا بتواند دیگر کشورها را به زیر پرچم ایالات متحده آمریکا بیاورد.موج کره‌ای در صدا و سیماموج کره‌ای در ایران با پخش سریال‌های «جواهری در قصر» (یانگوم) و «جومونگ» آغاز شد و طرفداران زیادی پیدا کرد. در نتیجه زمزمه استفاده از بازیگران کره‌ای برای بازی در فیلم‌های ایرانی نیز مطرح شده. شبکه‌های فارسی‌زبان معاند نیز از این موج استفاده کرده و تغییر الگوی زندگی و شیوع خیانت و عشق مثلثی، با گسترش پخش فیلم‌های سخیف و درجه چندم کره‌ای در دستور کار قرار گرفت که هدف نهایی آنها فروپاشی کانون خانواده بوده است. چند سال بعد سریال «دونگ یی» با محوریت نقش زنان (مانند جواهری در قصر) از تلویزیون پخش شد. با استقبال عمومی مواجه شد، این سریال نسبتا به جامعه هدف امید می‌دهد، برعکس بسیاری از فیلم‌های ایرانی.این سریال‌ها با هدف تاریخ‌سازی براساس نیازهای فرهنگی از پیش تعیین شده تهیه می‌شود. سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی کره‌ای به وسیله قدرت رسانه سعی در خلق یک تاریخ با شکوه جعلی از حکومت پادشاهان خود دارند، آنها تاریخ کشور خود را که اغلب با وابستگی به چین توأم بوده را به یک تاریخ باعظمت جلوه دهند، مانند الان که به آمریکا و غرب وابسته‌اند.سریال «سرنوشت» از شبکه‌های نمایش و تماشا پخش شد و به معرفی سلبریتی‌های کره‌ای کمک زیادی کرد.«نقاش باد» نیز سریال نوروزی شبکه امید (شبکه اختصاصی نوجوانان) بود که یک اثر فمنیستی به حساب می‌آید.موج کره‌ای سریال‌هایی با مضامین تسخیر، تناسخ و عرفان‌های جعلی و کفرآمیز را به نمایش می‌گذارد و در سریال‌های جدید سعی دارد مستقل بودن خود از آمریکا را نیز القا نماید.این موج کره‌ای یک میدان کارزار فرهنگی با همسایه شمالی خود و کشورهای مخالف آمریکا نیز محسوب می‌شود و سیاست‌های غرب‌زده خود را در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی خود ارائه می‌دهند. به جز تلویزیون، پخش برخی سریال‌ها از اینترنت به جهت‌دهی این موج کمک کرد و این چشم بادامی‌ها را تبدیل به سلبریتی در ایران نمود. سریال‌های مختلف با محوریت عشق مثلثی که با قشر جوان و نوجوان ارتباط برقرار کرد، حتی برخی نوجوانان ایرانی برای بازیگران کره‌ای در فضای مجازی صفحه تشکیل دادند و اسامی بازیگران کره‌ای را تبلیغ کردند.مثل سریال «پسران فراتر از گل» که طی سال‌های اخیر به شهرت بسیار در ایران دست یافت که عشق مثلثی را دستمایه قرار داده است و در جهت فروپاشی بنیان خانواده به حساب می‌آید. سریال تاریخی «عاشقان ماه» که در وی او دی‌های رسمی نیز پخش شده است با چهره جدیدی از پادشاهان کره و عشق چندضلعی با مخاطبان میلیونی در ایران و مخصوصا مخاطبان جوان و نوجوان همراه بود.خط‌دهی یک شرکت آمریکایی به موج کره‌ایحضور «نت فلیکس» در کره جنوبی باعث خط‌دهی کامل به این جریان شد و سریال‌های جدید با مضامین سکولاریسم، دنیای موازی، اومانیستی و با تقلید از فرهنگ غرب را به نمایش می‌گذارد.سریال «آرتدال» به تهیه‌کنندگی شبکه نت فلیکس و شبکه tvn کره در سال 2019 پخش شد؛ کل سریال بر چندخدایی و در نهایت به سکولاریسم و مفاهیم اومانیستی متمرکز است. این سریال نیز در وی او دی‌های داخلی منتشر شده و در دسترس مردم است.سریال «آقای آفتاب» از جمله سریال‌های حاوی مبانی فرهنگ غرب به منظور ترویج فرهنگ سلطه که قبل از آرتدال پرخرج‌ترین سریال کره جنوبی محسوب می‌شد با همکاری نت فلیکس پخش و در ایران در وی او دی‌ها نیز دوبله شده است.سریال «بازمانده برگزیده» که سریالی کاملا سیاسی است مانند کارهای اخیر شبکه نت فلیکس و tvn سعی دارد بیننده را با داستان خودش درگیر و فریب دهد تا مفاهیم اصلی که حمایت از استعمار آمریکا بر کره جنوبی است پنهان بماند.نکته مهم این است، درحالی که سریال‌هایی مثل «جومونگ» و دنباله‌هایش، تاریخی جعلی را به خورد مخاطب می‌دهند و از یک اتفاق کوچک افسانه می‌سازند، در ایران سعی در تخریب تاریخ خود داریم و داشته‌های خود را تحریف و نابود می‌کنیم و به دنبال مدرنیته هستیم؛ مثل فیلم «خانه پدری» که مصداق بارز تخریب تاریخ و سنت‌های ایران‌زمین است.در برخی سریال‌های کره‌ای که سریال‌های نمایش خانگی ما هم به تقلید از آن‌ها برخاسته‌اند به تخریب بنیان خانواده و ترویج عشق‌های چندضلعی می‌پردازند که باعث می‌شود نوجوانان این تفکر را در خود پرورش دهند و به زندگی اسلامی و سنتی خود راضی نباشند و به زندگی تجملاتی و پرزرق و برق روی آورند، این‌گونه تفکرات جامعه را به سمت انحطات اخلاقی می‌برد و متاسفانه سینمای ایران و شبکه نمایش خانگی نیز در این موج می‌دمد!در برخی سریال‌های فعلی کره‌ای هم سعی شده سیاست‌های لیبرالی و امپریالیستی دنبال ‌شود تا سیاست‌های آمریکایی در کره جنوبی ادامه یابد، مانند سریال «بی‌خانمان» که اشاره‌ای به گروه‌های تروریستی می‌کند و قسمت‌هایی از سریال در کشور مراکش ساخته شده است.با ضعف‌های چشمگیر در تولیدات تلویزیونی و سینمایی ایران که خوراک مناسب برای نوجوانان را فراهم نمی‌کنند سینما و تلویزیون کره وارد میدان و کارزار این نبرد رسانه‌ای شده و سهم خود را بین برخی نوجوانان ایرانی به شدت افزایش داده است و به صورت افسارگسیخته‌ای در حال رشد است.کره‌ای‌ها در بخش موسیقی نیز توانسته‌اند نفوذ زیادی در جهان داشته باشند، اما با موسیقی ضعیف و هیپ هاپ با گرایش‌های جنسی انحرافی سعی در عادی‌سازی این امر در نوجوانان دارند.حتی برای اینکه گروه «بی‌‌تی‌اس» جلوه جهانی‌تری به خود بگیرد، در سازمان ملل سخنرانی ترتیب دادند و به تنها گروه موسیقی آسیایی تبدیل شد که در سازمان ملل سخنرانی و در این سطح مطرح شدند، ولی دلیل پشت پرده آن اسپانسر گروه بی‌تی‌اس بود که از سازمان ملل نیز حمایت مالی نموده است.موج کره‌ای با صنعت و تکنولوژی رابطه مستقیم دارد و حتی برندهای کره‌ای اسپانسر سریال‌ها و سلبریتی‌های کره‌ای می‌شوند و صنعت کمک شایانی به این موج می‌کند و رابطه مستقیم با همدیگر دارند. / رسانه</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 00:27:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درآمد مالیاتی؛ خانه ای روی آب</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi19990124/%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A2%D8%A8-kwklrdja37g3</link>
                <description>منبع: سیاست روزروز گذشته وزیر اقتصاد و دارایی کشور به عنوان سکاندار اصلی اقتصاد کشور از تلاش گسترده متولیان برای استفاده ازمالیات به عنوان ابزار سیاست‌گذاری اقتصادی در یکسال اخیر خبر داد و براین مساله تاکید کرد که « باید از کوچ نقدینگی به فعالیت‌های اختلال‌زا و نوسانات غیر منطقی و غیر اصولی در بازارهای ارز، طلا و کالا جلوگیری کنیم که در این زمینه از مالیات به عنوان ابزار اقتصادی برای مقابله با فعالیت‌های اختلال‌زا در اقتصاد کشور که برای بخش خصوصی سم است، به خوبی استفاده شد.»دژپسند با تشریح برنامه های دولت به منظور استفاده از مالیات در جها درآمدزایی این مساله راعنوان کرد که رویکرد دولت و به خصوص وزارت اقتصاد این نیست که کاهش درآمدهای نفتی و تأمین مالی خزانه از طریق فشار بر بخش خصوصی خوش حساب، منضبط، و شناسنامه‌دار جبران شود؛ بلکه افزایش درآمدهای مالیاتی را از طریق تعریف پایه‌های جدید مالیاتی، جلوگیری از فرار مالیاتی و ساماندهی معافیت‌های مالیاتی در حال پیگیری هستیم.وی همچنین از اتاق‌های بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی، اصناف، تعاون و … در سراسر کشور که در بطن اقتصاد کشور فعالیت دارند، درخواست داشته و داریم که برای مبارزه با فراریان مالیاتی و همچنین تعریف پایه‌های جدید مالیاتی و سایر حوزه‌های مربوطه با ارائه پیشنهادات مشخص به وزارت اقتصاد کمک کنند.سال سختصحبت های وزیر اقتصاد در خصوص برنامه های متولیان و به ویژه دولت در خصوص کسب درآمداز مالیات در شرایطی صورت گرفته که هیچ مرجع و نهادی نتوانسته و یا نخواسته است تا رقم دقیق فرار مالیاتی رابه عنوان یک مرجع رسمی اعلام کند و با این وجود دولت برای سال آینده چه درلایحه بودجه ۹۹ و چه در تمام سرفصل هایی که برای سال آینده خود ترسیم کرده ،درآمدهای مالیاتی را در صدر درآمدهای خود لحاظ کرده و براین اعتقاد است که سال سخت ۹۹ را با وجود همه مشکلاتی که در سال جاری هم بوده و درآن سال بیشتر می شود را میتوان با درآمدهای مالیاتی ترسیم شده در این برنامه ها سپری کرد.کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی براین باورند که تمرکز دولت و متولیان امر بر روی منابعی که هنوز محل اخذ آن در هاله ای از ابهام قرار دارد ؛ سرابی بیش نبوده و جادارد تا دست اندرکاران با توجه به مشکلات اقتصادی پیش رو نگاه واقع بیننانه تری به موضوع داشته باشند.اکنون درباره رقم فرار مالیاتی اظهارنظرهای متفاوتی انجام شده است. اختلاف نظر مسئولین در مقدار فرار مالیاتی ناشی از شفاف نبودن فعالیت‌های اقتصادی در کشور است. در واقع بر خلاف کشورهای پیشرفته دنیا در ایران سازوکار مشخصی برای رصد جریان پول و کالا وجود ندارد و همین امر باعث می‌شود که نتوان مقدار واقعی مالیات را مشخص کرده و از مودیان مالیاتی اخذ کرد.فرار از جنس مالیاتبه عقیده بسیاری از مسئولین دولتی میزان فرار مالیاتی در کشور حداکثر ۴۰ هزار میلیارد تومان است. به گفته فرهاد دژپسند، وزیر امور اقتصادی و دارایی، بین ۲۵ تا ۴۰ هزار فرار مالیاتی داریم که مبلغ بسیار بزرگی است.همچنین امیدعلی پارسا، رییس سازمان امور مالیاتی اعتقاد دارد: بر اساس برآوردها حدود ۳۰ تا ۳۵ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی داریم که رقم بسیار بزرگی است و تنها راه مقابله با آن فراهم شدن زیرساخت‌های الکترونیکی و انتقال اطلاعات اقتصادی همه افراد حقیقی و حقوقی به سازمان امور مالیاتی است.در همین راستا محمدرضا پورابراهیمی در آخرین اظهار نظر خود تیرماه ۹۸ حجم فرار مالیاتی را ۵۰ تا ۶۰ هزار میلیارد اعلام کرد و در اواخر نیمه اول سال نیزرئیس قوه قضاییه گفته بود :«تصور من این بود که فرار مالیاتی در کشور حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان است، هرچند ارقام اعلام شده توسط مسئولین نیز عدد بزرگی به حساب می‌آید اما برخی گزاره‌های اقتصادی حاکی از این است که رقم فرار مالیاتی در کشور بسیار بزرگتر از این ارقام است.براساس آنچه سازمان مالیاتی مدنظر قرار داده و با علمبه آن بخش اقتصاد زیر زمینی که هیچ گاه درمحاسبات این سازماننیامده ونمی آید ؛صرف نظر از برخی معافیت‌های گسترده و بی ضابطه مالیاتی ؛فرار مالیاتی در کشور بسیار بیشتر از رقم ۱۰۰ هزارمیلیارد تومان یعنی حدود ۲۵ درصد از کل بودجه عمومی کشور است.وزیر اقتاد و دارایی در حالی از فعالان درخواست کمک برای کسب درآمدهای مالیاتی دارد که عمده این افراد به حساب و کتاب های دولت در لایحه بودجه ۹۹ برای اخذ مالیات اعتقادی نداشته و ندارند و اساا عملیاتی شدن آن را در هاله ای از ابهام می دانند .ابهام در افزایش رقم مالیاتیدر این میان رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران با بیان اینکه اقتصاد ایران دو سال است که در رکود به سر می‌برد، بنابراین افزایش رقم مالیاتی بودجه را با ابهام روبه‌رو می‌کند ؛تحقق درامدهای مالیاتی را مبهم ترین نکته م یئداند و درکنار آن برخی اعضا اتاق با مبنا قرار دادن میزان فرار مالیاتی در کسب وکارهای مختلف می گویند؛ با روند فعلی دولت هیچ‌وقت نخواهد توانست جلوی این فرارهای مالیاتی را بگیرد. البته رئیس سابق اتاق بازرگانی تهران نیز اخذ مالیات از منابع مدنظر دولت را اتفاقی خوشبینانه برشمرده و می گوید:« خوشبینانه است که بتوان گفت وضعیت اقتصادی آنچنان خوب می‌شود که بتوان این مقدار مالیات را افزایش داد؛ مگر اینکه بگوییم فرار مالیات‌ها را نقد کنیم. والا این اقدام دولت در حقیقت فشار به بخش تولید و قسمت‌های شفافی که مالیاتشان را می‌دهند، خواهد بود که نمی‌تواند مطلوب باشد و باید دید که در سال ۹۹ سرنوشت این اعداد به کجا خواهد رسید.»حرف آخردر این میان اما صحبت قابل توجه و مهم آن است که دولت با توجه به نگاه بخش خصوصی و ابهاماتی که در مسیر کسب درامد مالیاتی داردچگونه می تواند بر منابعی که هنوز مشخص و معلوم نیست تمرکز کرده و در کناراین نگاه رویایی خود توقع داشته باشد تا بخش خصوصی که این نوع نگاه را غلط و نادرست میخواند با وی همراه شود. آنچه مسلم است با مبنا قرار دادن شرایط کنونی اقتصاد و آنچه که در سالهای آتی پیش روی اقتصاد ترسیم می شود ؛این منایع نمی توانداتکای مطلوب و پایداری باشد و جا دارد متولیان نگاه واقع بینانه تری به اینمساله به عنوان راهکاری برای حل مشکلات پیش رو داشته باشند.  /  اقتصادی</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 00:41:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای بی خبر کرونا،  ویروس عادلی نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi19990124/%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-rsilmbazm6ge</link>
                <description>منبع: خبرآنلاینکارگرِ سر در گریبانی که نانِ خانوارش به سرپنجهٌ مجروح او وابسته است، در پاسخ به خوش‌پندارِ ناصح ِ بی‌خبر می‌گوید: «خودت در خانه بمان»، تو داری، پس بقاء پیشکش، من که ندارم باید به جنگ کرونا بروم، وگرنه رویای نان به کابوس مَنان بدل می‌شود.آن‌ها که می‌گویند در خانه بمانید، مردمانِ معرفت و دردشناسانِ ناچارند. جز این چه کنند که چراغ کمتری از این جامعه رو به خاموشی! اما از سویی، ستمبران هم سکه زر ضرب نمی‌زنند! همه گرسنه می‌شویم، خاصه کودکان بی‌دفاع. خانوارها بسیارند بی‌ذخیرهٌ زندگی. نان‌آورشان قادر به ماندن در خانه نیست. لعنت بر تو جهنم مظلوم‌کُش! در خانه بمانند… می‌میرند، در خانه نمانند… هم می‌میرند. و این مردمان بسیارند: تهدید، تاریکی، تحریم! پرپر شدن در بی‌پناهی… آن هم مقابل چشم هم! سفرهٌ خالی، هیچ لقمه‌ای از تعبیر صبر برنمی‌گیرد. هیچ تصوری از تدبیر و تعلل ندارد، نان می‌خواهد.این ویروس، این بمب مهیب، هیروشیمایِ درون انسان را هدف گرفته است. یک عده هم می‌گویند ویروس عادلی است، فرقی میان فقیر و غنی قائل نیست! آخر ای بی‌خبر، اینطور نیست. فقرا به هزاران دلیل، صف مقدم کشتارند. هولوکاست کرونا… بیشترین شکار خود را در کورهٌ روشن «نابرخورداران» جست‌وجو می‌کند. من از همه اهل آیین که به نذر آش و قیمه باور دارند، تقاضا می‌کنم هر وهله با هر بهانه و آرمان و تصور و خواستی، مواد شوینده، صابون و امکاناتِ ضد عَفَن … نذر کنند. سراسر این سرزمین هدف گرفته شده، مهیای جراحت است، به یاری مردم بروید. اگرچه دست‌های دیگران آلوده به هزار خلاف و تازیانه و اختلاس و مکافات است، اما دست‌های مردم، دست‌های نیالودهٌ مردم فقیر، نیاز به برائت دارند. برائت از چرک و جراحتی که مولود ستم تاریخ است. کرونای عدالت‌کُش، خدنگ خود را سمتِ سنگر برهنهٌ بی‌چیزان گرفته است. اهل دارایی بدانند که آنها نیز با وجودِ جلیقهٌ نجات، در معرض این تهاجم‌اند. همه با هم غرق خواهیم شد مگر به حکمت همدلی پناه ببریم. شیشهٌ پنجره‌های مرکب مدرن خود را کیپ بالا کشیده، تخته‌گاز از میدان فعله‌ها می‌گریزی. اما آنها شانه به شانه چشم به راهِ رزقِ رنج‌اند. آنها به تو و به ویروس پوزخند می‌زنند. نگذارید گرسنگیِ کرونائیسم همه‌گیر شود… که از خودِ کرونا مخوف‌تر است! قرن‌هاست که بی خان و مان‌ها، از شما اهل مکنت می‌ترسیدند، حالا نوبت شما صاحبان ثروت است که باید از دست‌های نشستهٌ درماندگان بترسید. این پایان دویدن بی‌محابا در تاریکی جهان چاره‌ناپذیر است./ فرهنگی</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 00:31:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویژگی جهان پسا کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi19990124/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-qtg7raut79az</link>
                <description>منبع : خبر آنلاینویروس کرونا، همچون سقوط دیوار برلین در دوران جنگ سرد و ورشکستگی بانک برادران لیمن (1) در جریان بحران مالی سالهای 2007 تا 2012، پدیده‏‌ جهانی تکان‏دهنده‏‌ای است.این ویروس علاوه بر اختلال در بازارها، به چالش‌‏کشیدن کارآمدی و شایستگی و صلاحیت دولت‏ها، متاسفانه خانواده‏‌های بسیاری را داغدار کرده و باعث تحولاتی عمیق سیاسی و اقتصادی در جهان می‌شود که نشانه‌‏های آن را آینده خواهید دید؛ لذا، به منظور دریافت بینشی از این تحولات که در پس این بحران، رخ خواهند داد،مجله سیاست خارجی از 12 اندیشمند برجسته از سراسر جهان خواسته تا پیش‌‏بینی‏‌های خود پیرامون نظم جهانی پساکرونا را با آن در میان بگذارند.استفن والت (Stephen M. Walt) (2)این ویروس همه‏‌گیر به تقویت دولت‏ها و قدرت‏‌گیری احساس ملی‏‌گرایی می انجامد. دولتهای جهان، از هر نوع و مدلی، به‏‌منظور کنترل این ویروس تصمیمات اضطراری اتخاذ کرده که ممکن است بسیاری از آنها حتی پس از پایان این بحران، در حافظه تاریخی مردمانشان باقی بماند. در آینده، به سبب تلاش دولت‏ها و شرکت‏ها در اتخاذ رویکرد‏هایی جهت کاهش میزان آسیب‏‌پذیری آنها در برابر حوادث این چنینی و تمایل و تقاضای شهروندان هر کشور از دولت حاکمه‌‏شان در صیانت و حمایت از آنها، جهانی شدن رنگ باخته و بازار آزاد تضعیف می‏‌گردد.همچنین از یک طرف به‌‏دلیل عملکرد باری به هرجهت و واکنش‌های کند امریکا و دولتهای اروپایی، و از طرف دیگر، عملکرد بسیار خوب دولتهای سنگاپور وکره‏‌جنوبی و واکنش بسیار مناسب چین، به‏‌رغم اشتباهاتی که در آغاز شیوع بیماری داشت، در مقابله با ویروس کووید-19 سبب شده تا انتقال قدرت و نفوذ از جهان غرب به شرق شتاب یافته و در مقایسه، از جهان غرب جز هاله‌‏ای و نام و نشانی باقی نماند.از آنجایی که بیماریهای واگیر سابق، همچون طواعین در روزگار قدیم و آنفولانزا سالهای 1918 – 1919، در احساس رقابت و نزاع میان قدرتهای بزرگ خللی ایجاد نکرد و همچنین به نوعی جدید از همکاری جهانی منجر نگردید؛ آنچه با وجود ویروس کووید-19 دست‏‌ناخورده باقی می‏‌ماند، ماهیت ناسازگار و مناقشه‏‌آمیز سیاست جهانی [همچون گذشته] است.کووید-19 در اندک زمان جهانی کمتر باز، کمتر کامیاب و کمتر آزاد [نسبت به سابق] پدید خواهد آورد که در نتیجه همراهی این ویروس مرگبار با برنامه‏‌ریزی‏‌های ناصحیح و مدیریت نالایق، اگرچه نباید این‏طور می‏‌شد، بشریت در مسیر جدیدی توامان با دلواپسی قرارگرفته است.رابین نیبلت (Robin Niblett)(3)ویروس همه‏‌گیر کرونا می‌‏تواند کمر جهانی‏‌سازی اقتصاد را بشکند. قدرت نظامی و اقتصاد روبه‏‌ رشد چین سبب گردید تا امریکا نسبت به خلع ید چین از فناوری‏های پیشرفته و سرمایه‌‏های فکری خود، عزمی راسخ پیدا کند و متحدین خود را نیز مجبور به پیروی از این خط‏‌مشی نماید. افزایش فشارهای جمعی و سیاسی برای کاهش انتشار گاز کربن بسیاری از شرکت‏های زنجیره تامین که با اقصی نقاط عالم کار می‏‌کنند را زیر سوال برد و در حال حاضر، ویروس کووید-19 دولت‏ها، شرکت‏ها و جوامع را مجبور کرده است تا ظرفیت خود را برای رویارویی با نوعی از خود انزوایی اقتصادی افزایش دهند تا بتوانند با این شرایط جدید خود را سازگار نمایند.در چنین شرایطی، امکان بازگشت جهان به آن ایده از جهانی‌‏شدن متقابل و نافع برای همه که در ابتدای قرن 21 پی‏ریزی شد، بسیار دور از ذهن می‌‏نماید و اگر از دستاوردهای مشترک خویش از هم‏گرایی اقتصادی در سطح جهان صیانت نکنیم، معماری حکمرانی اقتصادی جهانی، که بنای آن در قرن 20 گزارده شده است، به‌‏سرعت رو به انحطاط می رود. در نتیجه، رهبران سیاسی به منظور ابقای همکاری‏های بین‌‏المللی و درگیر نشدن در منازعات ژئوپلتیکی، مجبور به ایجاد نظم‌‏های جدید خود تنظیمی می گردند.آن‏‌دسته از رهبران سیاسی که بتوانند این ویروس را مهار کنند، در نزد مردم خود از سرمایه سیاسی بهره‏‌مند می‏گردند.کیشوره محبوبانی (Kishore Mahbuban)(4)ویروس کرونا در جهت‏‌گیری‏های اقتصادی جهان به‏‌طور بنیادین تغییری ایجاد نمی‏‌نماید و صرفا، به روند دگرگونی که مدت‏هاست شروع شده است سرعت می‏‌بخشد: عبور از جهانی شدن امریکایی به جهانی شدن با مرکزیت هرچه بیشتر چین.اما چرا این روند ادامه خواهد یافت؟ مردم امریکا اعتقاد خود را نسبت به تجارت بین‌‏الملل و جهانی شدن از دست داده‌‏اند چرا که تفاهم‌نامه‏‌های حاصل از تجارت آزاد، با یا بدون دونالد ترامپ، برای آن‏ها زهرآگین هستند و در نقطه مقابل، چین اعتقاد خود را از دست نداده است. اما چرا؟ در اینجا می بایست دیده خود را به دلایل ژرف تاریخی دوخت. رهبران چین دوران تحقیر و خواری کشورشان بین سالهای 1842 تا 1949 را به‏‌خوبی به‏‌یاد دارند که همه آن اتفاقات معلول تلاش‏های بیهوده و بی‌خیالی سردمداران آن‏وقت در انزوا جدا نمودن چین از بقیه دنیا است که در عوض در این چند دهه،‏ چین به‏‌صرافت افتاده و با تعامل با جهان موفق به تجدید حیات اقتصادی خود شده است. همچنین ملت چین از نوعی به اصطلاح انفجار اعتماد به‏‌نفس و اطمینان فرهنگی بهره‏‌مند شده است که به آنها این روحیه را بخشیده که می‌توانند در هر جا و هر شرایطی با دیگران به رقابت بپردازند.در نتیجه، همانطور که با دلیل و مدرک در کتاب جدید خود “آیا چین برده است؟“ آورده‌‏ام، امریکا تنها دو گزینه پیش روی خود دارد: اول اینکه اولویت نخست خود را صیانت از سروری و آقایی خود بر جهان قرار داده و در یک نزاع اقتصادی، سیاسی و ژئوپلتیکی با حاصل جمع صفر با چین وارد شود و یا آنکه، اگر می‏خواهد سطح رفاه مردم خود را – چراکه مردم امریکا این روزها از شرایط اجتماعی نابه‌‏سامانی رنج می‏برد – بهبود بخشد، ناچار به همکاری با چین است.اگرچه توصیه عاقلانه‌‏تر، همکاری با چین است اما با توجه به فضای مسموم سیاسی که در امریکا علیه چین وجود دارد، سنبه این توصیه عاقلانه‏ پر زور نخواهد بود.جان ایکنبری (G. John Ikenberry)(5)این بحران در کوتاه مدت، خوراک ذهنی همه کمپ‏‌های فعال در زمینه‏‌های مختلف را در بحث‏های راهبردی کلان غرب فراهم می‌کند.. ملی‏‌گراها، مخالفین جهانی شدن(6) ، افرادی که نگاه پرخاشگرایانه نسبت به چین (7) دارند و حتی، فراملی‏گرایان لیبرال (8) شواهد جدیدی برای الزام اجرای نقطه‌‏نظرهایشان پیدا می‌کنند. علی‏رغم صدمات شدید اقتصادی و فروپاشی اجتماعی در حال بروز و ظهور، به سختی می‏‌توان چیزی جز تقویت جنبش‌هایی با محوریت ملی‏‌گرایی، شدت‏‌گیری رقابت میان قدرتهای بزرگ، جدایی استراتژیک کشورها و مانند آن دریافت کرد.اما همچون روزهای سالهای دهه 1930 و 40، سایر دیدگاه‏‌های خلاف واقع نیز در جریان هستند مانند نوع سرسختانه‌‏ای از فراملی‏‌گرایی، درست مشابه آنچه فرانکلین روزولت و برخی دیگر از دولتمردان پیش از و در زمان جنگ ترسیم می‌‏کردند. فروپاشی اقتصاد جهانی در دهه 1930 به همگان ارتباط تنگانگ میان جوامع مدرن و همچنین، آسیب‏‌پذیر بودن به آنچه که روزولت از آن باعنوان بیماری واگیر یاد می‏‌کرد، را اثبات کرد. امریکا نسبت به سایر قدرت‏های بزرگ کمتر به وسیله قوای بنیادی مدرنیته مورد تهدید قرار گرفت.آنچه فرانکلین روزولت و سایر فراملی‌‏گرایان به‏‌دنبال آن بودند، عبارت بود از نظم پسا جنگ که به بازسازی یک سیستم باز با شاکله‏‌ای جدید از حمایت و قابلیت‏‌هایی برای مدیریت وابستگی‏‌های متقابل می‌‏پرداخت. به‌ ‏وضوح می‌‏توان دریافت که امریکا نمی‌‏توانست خود را در مرزهای خود پنهان کند و در عوض، می‏‌بایست در نظم باز پساجنگ که مستلزم ایجاد زیرساخت‏‌های جهانی برای همکاری‏‌های چندجانبه بوده است، به ایفای نقش بپردازد.لذا امریکا و سایر دموکراسی‏‌های غربی مجبور به عبور از رهگذر این سلسله از واکنش‏ها به آسیب ‏پذیری موجود می‌‏باشند. پاسخ‏ها و واکنش‏ها در ابتدا برخاسته از حس ملی‏‌گرایی خواهد بود اما با گذشت زمان، دموکراسی‏‌ها می‌‏بایست از پوست خود بیرون آمده و نوعی جدید از اندیشه فراملی‏‌گرایی حمایت گرایانه و عمل‏گرایانه را با یکدیگر پیدا کنند. شانون اونیل (Shannon K. O’Neil)(9)ویروس کووید-19 بنیادی‏‌ترین مفاهیم مربوط به تولید جهانی را زیر پا گذاشته که به‏‌همین سبب، شرکتها امروزه به دنبال بازیابی و کوچک‌‏سازی زنجیره تامین چندمرحله‏‌ای و چندکشوری که مسلط بر تولید جهان امروز هستند، بوده‌اند.زنجیره‏‌های تامین جهانی که از لحاظ اقتصادی به‏‌دلایلی از قبیل افزایش قیمت کارگر در چین، جنگ تجاری دونالد ترامپ و پیشرفت‌های حاصله در علم روباتیک، اتوماسیون و چاپ سه‏‌بعدی (3D) و همچنین از لحاظ سیاسی به‏‌دلیل از دست‏‌دادن مشاغل ذهنی و حقیقی خصوصا در اقتصادهای بالغ، تحت فشار شدید هستند.حال کرونا با تعطیلی کارخانه‏‌ها و تولیدی‌ها در مناطق مبتلا به این ویروس، موجب کمبود جدی در موجودی انبارها وکالا و محصولات تولیدکنندگان و همچنین بیمارستانها، داروخانه‏‌ها، سوپرمارکت‏ها و خرده‌‏فروشیها شده است و در نتیجه، توانسته بسیاری از این حلقه‏‌های ارتباطاتی را بشکند.اما روی دیگر این بیماری همه‌‏گیر، تقاضای اکثر شرکت ها برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد محل تهیه کالاهای خود و حصول هرچه بیشتر مازاد در بده بستان‏های خود است. دولت‏ها نیز در این حین مداخله کرده و صنایع به اصطلاح راهبردی را مکلف به برخورداری از برنامه‌‏های پشتیبانی و ذخائر لازم برای مواجهه با مواقع این‌‏چنینی می‌کند که در نتیجه این رویکرد، میزان سودبخشی افت کرده اما میزان ثبات در تامین مایحتاج و کالاها افزایش می‌یابد.شیوشانکار منون (Shivshankar Menon)(10)روزهای نخستین این بحران درحال سپری شدن است و با این وصف وقوع سه چیز به نظر واضح م‌ی‏رسد. اول، بیماری همه‏‌گیر کرونا باعث دگرگونی در سیاست داخلی دولتها، و دولتها با یکدیگر خواهد شد و این تغییر در همه جوامع – حتی جوامع آزاد – به ‏سود دولت رخ می‏‌دهد. موفقیت نسبی دولت‏ها در شکست این بیماری همه‏‌گیر و تاثیراتی که آن بر اقتصاد بر جای می‏‌گذارد، مسائل امنیتی و این نوع از قطب‌ی‏سازی متاخر که در جوامع شاهد آن هستیم را به عرصه قهقرا ‏می‏کشاند و یا کمرنگ می‌کند.در هر حال، دولت به مفهوم اصطلاحی آن دوباره احیا شده است. همچنین تا به حال، شواهد نشان داده که دولتهای اقتدارگرا و پوپولیست در کنترل این بیماری همه‌‏گیر آن‏‌چنان توفیقی حاصل نکرده‏اند. به واقع می‏‌توان گفت این کشورهای دموکراتیک نظیر کره و تایوان بودند – نه کشورهایی که سردمدارانشان اقتدارگرا و یا پوپولیست‏‌اند -که توانستند پاسخی درخور و توام با موفقیت به این بیماری بدهند.دوم آن‏که ما هنوز به پایان جهان به‏‌هم‏‌ پیوسته امروزی نرسیده‏‌ایم. به‏ عبارت دیگر، نفس این بیماری همه‌‏گیر دلیل بر وابستگی متقابل هر یک از ما به دیگری است. اما از قبل ما شاهد نوعی چرخش به سوی خودمختاری و اینکه خود افراد سرنوشت خویش را رقم بزنند، در داخل همه دولتها بوده‏‌ایم. ما به‏‌سوی جهانی کوچک‌تر و البته با فقر و ناعدالتی بیشتر رهسپاریم.سوم و نهایتا، شاهد نشانه‌‏هایی از بروز امید و عقل سلیم در میان جوامع هستیم. برای مثال، هند ابتکار عمل را در دست گرفت و جلسه‏‌ای را از طریق ویدئوکنفرانس با تمامی رهبران آسیای جنوبی ترتیب داد تا نسبت به این تهدید پاسخ منطقه ای درخور مهیا کند. اگر این بیماری همه‌‏گیر باعث شود تا ما تکانی به‏‌خود دهیم و به این مسئله پی ببریم که منافع حقیقی ما با همکاری چندجانبه‌‏مان در حل مشکلات و معضلات جهانی پیش رویمان استیفا می‌شود، می‌‏توان گفت که این پدیده ما را به سوی هدف سودمندی متوجه کرده است.جوزف نای (Joseph S. Nye, Jr.) (11)در سال 2017، دونالد ترامپ رئی‌س‏جمهور امریکا از سند راهبرد امنیت ملی امریکا رونمایی کرد که تمرکز آن بر رقابت میان قدرت‏های بزرگ است. ویروس کووید-19 نواقص موجود در این راهبرد را نمایان کرد بدین ترتیب که اگر بر فرض، ایالات متحده بتواند به عنوان یک قدرت بزرگ بر سایرین تفوق یابد، اما نمی‌‏تواند به‌‏تنهایی امنیت خود را تامین کند.همانطور که ریچارد دانزیگ به طور خلاصه به شرح این مساله در سال 2018 پرداخت: دستاوردها و محصولات حاصل از فناوری در قرن بیست و یک [21]، نه فقط در سطح توزیع، بلکه متعلق به همه جهان است درست همانطور که پیامدهای ناشی از آن نیز جهانی است. پاتوژن‏ها، سیستم‏های هوش‏ مصنوعی، ویروس‏های رایانه‏‌ای، پرتوها و تشعشعاتی که هرکدام از آنها حتی اگر سهوا منتشر شدند، علاوه برای ما، می‌‏توانند برای تمامی جهان نیز مشکل‏‌زا باشند. لازم است تا معاهدات، هنجارها و برنامه‏‌های اقتضایی مشترک را رعایت و آنها را پیاده‏‌سازی کنیم، از سامانه های گزارش‏دهی موردقبول همه و کنترل و نظارتهای مشترک بهره ببریم تا بتوانیم از پس خطرات مشترک و متعددی که با آنها روبرو می‏شویم، بربیاییم.در بخورد با این جنس تهدیدهایی چون تغییر اقلیم و آب‏و‏هوا و ویروس کووید-19 که محدود به جغرافیایی خاص نیست ، نمی‏توان صرفا به توانمندی امریکا اکتفا کرد. کلید موفقیت در این رویارویی، ملاحظه اهمیت توانمندی سایر کشورها در مواجهه با این چنین مسائل است. بدیهی است که هر کشوری منافع ملی خود را در درجه اول قرار می دهد، اما مسئله اینجاست که این منافع با چه دامنه‌‏ای (موسع یا تنگ‏نظرانه) تعریف می‌شوند. ویروس کرونا به ما نشان دادکه در تنظیم راهبرد خود با جهان جدید ناکام بوده‏ایم.جان آلن (John Allen)(12)تاریخ را بنابر سنتی که از قبل بوده است، فاتحین بحران کرونا خواهند نوشت. هر ملتی، و به‏ طور فزاینده‏ای هر فردی، در این روزها متحمل فشارهای طاقت ‏فرسای ناشی از این بیماری در سطح اجتماعی است. آن‏ دسته از ملت‏هایی که به ناچار هم از طریق نظام‌‏های اقتصادی و سیاسی یگانه‏‌شان و هم از نقطه نظر سلامت عمومی در مقابل این ویروس ایستادگی می‌کنند، نسبت به سایر ملت‏هایی که در مواجهه با این بیماری سرانجام دهشتناکی داشته اند، خود را پیروز و فاتح بحران خواهند خواند. در نظر بعضی‏ها این یک پیروزی بزرگ و مسلم برای دموکراسی، چندجانبه‏‌گرایی و بهداشت ودرمان جهانی، و در نظر برخی دیگر، جلوه‏‌ای واضح از حکومت اقتدارگرایانه و جازم خواهد بود.به‏ هرحال این بحران، شاکله نظام بین‏‌الملل را از نو طرح‏‌ریزی می‌کند که ما صرفا می‌توانیم آن را تصور کنیم. ویروس کرونا در فعالیت‏های اقتصادی آشفتگی به ‏بار خواهد آورد و تنش میان کشورها را افزایش خواهد داد.در دراز‏مدت، این ویروس احتمالا ظرفیت مولد اقتصاد جهانی را، خصوصا با تعطیل‏ شدن کسب‏ وکارها و از هم‏ گسستن افراد از نیروی کار، به‏ طور چشمگیری کاهش خواهد داد. این دگردیسی برای ملل درحال توسعه و آنهایی که بخش بزرگی از کارگران به‏ لحاظ اقتصادی آسیب‏ پذیر را در اختیار دارند، خطر به ‏مراتب بزرگ‏تری خواهد بود. در مقابل، نظام بین‏ الملل به ‏دلیل افزایش بی‌ثباتی و نزاع ‏های گسترده در داخل و خارج از مرزهای کشورها متحمل فشار‏های شدیدی خواهد شد.لاوری گرت (Laurie Garrett)(13)شوک بنیادینی که در نتیجه این پدیده به نظام اقتصادی و مالی دنیا وارد می‏‌شود، پذیرش این مسئله است که زنجیره‏‌های تامین و شبکه‏‌های توزیع در مقابل این ویروس بسیار بسیار آسیب ‏پذیرند. بیماری همه‌‏گیر کرونا علاوه بر اثرات درازمدت اقتصادی که از خود برجای خواهد گذاشت، تحولات بنیادین دیگری نیز ایجاد خواهد کرد.جهانی ‏شدن، این امکان را برای شرکت‏ها فراهم کرد که بتوانند فرای مرزهای خود کشاورزی کنند، در سراسر دنیا به امر تولید بپردازند و محصولات خود را درست به ‏موقع به بازارهای هدف خود تحویل دهند درحالی که هزینه‏ های مربوط به انبارداری را از میان بردارند. اینکه امروزه کالاها در ظرف چند روز بر روی قفسه‏ های فروشگاه ها قرار می‏‌گیرند از ناکامی‏های بازار محسوب می‌‏شوند. تامین بایستی در سطح جهانی و باهماهنگی و دقت بالا، حمل و صورت پذیرد. ویروس کرونا ثابت کرد که علاوه بر انسان‏ها می‌‏تواند کل سیستم به‌هنگام (Just-In-Time) را آلوده (مختل) سازد.با توجه به زیان‏‌های وارده به بازارهای مالی که دنیا از ماه فوریه شاهد آن بوده است، بطورحتم شرکت‏هایی که از کرونا گزیده شده اند، بعد از عبور از این بیماری، مدل سیستم به‏ هنگام (JIT) و تولید پراکنده جهانی را به کناری می‌‏گذارند. پیامد این عمل می‏‌تواند مرحله‌‏ای جدید و البته تلخ و ناگوار، از سرمایه‏‌داری جهانی باشد به نحوی که زنجیره‏‌های تامین به خانه‌‏ها نزدیک‏تر شده و خود را مملو از کالاهای غیرضرور می‏‌کنند تا در برخورد با پدیده‏‌های این‏‌چنینی بتوانند از خود محافظت کنند. این می‌‏تواند در سود و منافع کوتاه‌‏مدت شرکت‏ها خللی وارد کند اما در کل، سبب افزایش سطح تاب‌‏آوری سیستم می‏‌شود.ریچارد هاس (Richard N. Haass)(14)کلمه “دائمی”، همچون “هیچ” و “کم”، از جمله کلماتی است که من خیلی از آن خوشم نم‌ی‏آید، اما فکر می‌‏کنم ویروس کرونا برای چند سالی دولت‏ها را به خود مشغول کرده و باعث می‏‌شود تا آن‏ها توجه خود را به آن‏چه در داخل مرزهایشان رخ می‏‌دهد، معطوف کنند تا اینکه بخواهند به مسائل خارج از مرزهای خود توجه کنند. پیش‏‌بینی‏‌های من از این قرار است:تلاش هرچه بیشتر دولت‏ها برای رسیدن به خودکفایی (و در پس آن، از هم گسیختگی دولتها) – صدمه به زنجیره‌‏های تامین – رویارویی و مخالفت‏‌های شدیدتر با مهاجرت گسترده – وجود سطح تنزل‏ یافته‌‏ای از تمایل یا تعهد دولت‏ها برای رسیدگی به مسائل منطقه‏‌ای و جهانی (از جمله تغییر اقلیم و آب‏و‏هوا) – پیدایش نیاز شدید برای تخصیص منابع جهت بازسازی داخلی و دست‏ و‏پنجه نرم کردن با پیامدهای اقتصادی ناشی از این بحران.انتظار می‌‏رود، عبور از این بحران برای بسیاری از کشورها با دشواری‏‌هایی همراه بوده و همچنین، افزایش شمار دولت‏های درمانده و تضعیف‏ شده از ویژگی‏های مبرهن جهان ما به ‏شمار خواهد رفت. این بحران موجب وخیم‏‌تر شدن سطح روابط چین و امریکا، و تضعیف فرآیند همگرایی اروپا خواهد شد. اما وجهه مثبت این بحران، این است که ما در آینده شاهد بهبود و تقویت بهداشت عمومی و جهانی خواهیم بود.با اینحال در مجموع، این بحران به جای افزایش میل و رغبت و توانایی کشورها برای جهانی‌‏شدن، موجب تضعیف این مسئله در نزد آن‏ها شده است.کوری شایک (Kori Schake)(15)به دلیل منافع تنگ ‏نظرانه موجود در دولت ایالات متحده امریکا و همچنین بی ‏مهارتی و عدم ‏شایستگی آن، دیگر اذهان مردم سراسر دنیا از امریکا به‏ عنوان رهبر جهان یاد نخواهد کرد. درصورتی که سازمان‏‌های بین‌‏المللی اطلاعات مربوط به این بیماری ‏همه‏‌گیر را زود‏تر و هرچه بیشتر ارائه می‏‌کردند تا دولت‏ها بتوانند منابع و موارد لازم برای مقابله با این بیماری را تعبیه و خود را نهایتا آماده مقابله با این ویروس کنند، در آن‌صورت امروز شاهد مهار حداکثری تاثیرات جهانی این بیماری همه‌‏گیر بودیم. این آن چیزی است که امریکا می‏‌باست پیش قراول آن می‏‌شد و ان را سازمان‏دهی می‏‌کرد تا به همگان نشان می‌‏داد که امریکا با این دنبال منابع خود می‏‌باشد، اما به تحقق صرف آن محدود نیست.واشنگتن در امتحان رهبری دنیا رفوزه شد و حال جهان به ورطه هولناکی خواهد افتاد.نیکولاس برنز (Nicholas Burns)(16)بیماری همه‏‌گیر کووید-19، بزرگ‏ترین بحران جهانی این قرن است. عمق و میزان آن بسیار گسترده و وسیع است. بحران فعلی بهداشت عمومی هر 7.8 میلیارد نفر از مردم روی کره زمین را تهدید می‏‌کند. اثر اقتصادی و مالی این بحران، می‏‌تواند از تاثیرات رکود عظیم سال‏‌های 2008 – 2009 بسیار بیشتر باشد. هر بحرانی به ‏خودی‏ خود می‌‏تواند همچون یک زلزله بزرگ، آن‏چنان شوکی وارد کند که تحولاتی همیشگی در نظام بین‌‏الملل و موازنه قوا آن‏‌طور که ما می‏‌شناسیم، پدید آورد.همکاری‏‌های بین‏‌المللی که تا به‏ حال صورت پذیرفته به ‏طرز اسف‏باری ناکافی بوده است. اگر پرقدرت‏‌ترین کشورهای دنیا، یعنی امریکا و چین که هر کدام در برابر این بحران بوجود آمده مسئول‏اند، به جنگ لفظی میان خود پایان نبخشند، از اعتبار بین‌‏المللی هردو به‏ طور چشمگیری کاسته می‏شود. همچنین در آینده، دولت‏های ملی درون اتحادیه اروپا ار قدرت بیشتری برخوردار می‌‏شوند اگر که اتحادیه اروپا نتواند به داد 500 میلیون شهروند خویش برسد. در داخل امریکا نیز، آنچه از درجه اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، اینست که دولت فدرال بتواند با اتخاذ رویکردهایی موثر، این بحران را مهار کنددر هر کشوری، به‏‌هرحال شاهد میزانی از نوع‌‏دوستی و روح بشری –برای مثال در پزشکان، پرستاران، مسئولین و مردم عادی هستیم که نمایانگر تاب‏‌آوری، اثربخشی و مدیریت اوضاع است که این خود نور امید را به دل‏های ما می‌‏تابد .  / اقتصادی</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 16:42:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>