<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی فرامرزی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdi60f</link>
        <description>دکترای برق گرایش کنترل، مهندس علوم داده، علاقه مند به حوزه های یادگیری عمیق، پردازش زبان طبیعی، آمار، کلا کار با داده های تصویری، متنی و عددی هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 18:59:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/70859/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی فرامرزی</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdi60f</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اعجاز قرآن و نظریه هفت آسمان</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi60f/%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%88-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-aixeyqq2hikx</link>
                <description>اعجاز قرآن و نظریه 7 آسمانبا درود مدتها در مورد یک نظریه فکر می کردم. من خیلی آدم مذهبی ای نیستم اما بعضی وقتها نگاهی به قرآن میندازم و بعضی آیات قرآن را می خونم. نظریه ای که میدم را تا بحال جایی ندیدم. ممکنه درست باشه و ممکنه نادرست. دوستانی که دوست دارند بحث کنند لطفا کامنت بزارند‌. این مطلب در مورد چگونگی خلقت زمین و اثبات وجود هفت آسمان هست.آیات ۹ تا ۱۲ سوره فصلت صحبت از چگونگی پیدایش آسمانها و زمین می کند.قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۹﴾بگو آيا اين شماييد كه واقعا به آن كسى كه زمين را در دو هنگام آفريد كفر مى ‏ورزيد و براى او همتايانى قرار مى‏ دهيد اين است پروردگار جهانیان (9)وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ ﴿۱۰﴾و در [زمين] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خير فراوان پديد آورد و مواد خوراكى آن را در چهار روز اندازه‏ گيرى كرد [كه] براى خواهندگان‏درست [و متناسب با نيازهايشان] است (۱۰)ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿۱۱﴾سپس آهنگ [آفرينش] آسمان كرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمين فرمود خواه يا ناخواه بياييد آن دو گفتند فرمان‏پذير آمديم (۱۱)فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۱۲﴾پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه‏ گيرى آن نيرومند دانا(۱۲)در آیه 9 ذکر شده که خداوند زمین را در دو روز ( دوره) خلق کرد. در آیه 10 گفته شده بعد کوهها و مواد دیگه رو در چهار روز خلق کرد و در آیه 11 و 12 گفته شده : بعد همزمان با تحولات زمین در دو روز آخر آسمانها را خلق کرد.بررسی ای که من انجام دادم و دیدم اینکه کلا علمای مسلمان دیدگاههای وسیعی نسبت به این موضوع داشته اند. برخی گفتنه اند که آسمان اول همین آسمان دنیایی هست که در آن قرار داریم و باقی آسمانها را فقط خدا می داند و یا برخی گفته اند هفت‌آسمان مادی هستند اما همه سیارات، ستارگان و کهکشان‌ها آسمان اول‌اند و شش آسمان دیگر خارج از دسترس دانش بشری است و یا گفته شده مراد از هفت‌آسمان آسمان‌های مادی نیست؛ بلکه مراد از آنها امور معنوی چون قرب الهی است. این دیدگاه را علامه طباطبایی در المیزان مطرح کرده است. البته وی وجود آسمان‌های مادی را رد نکرده است و یا قدیمیترها گفتند سیارات ۷ گانه مراد قرآن می باشند.من برای اولین بار در اینجا می خوام نظر متفاوتی ارایه بدهم که تا حدودی با علم روز دنیا هم هم خوانی دارد.خداوند اولا صحبت از خلقت کل جهان هستی در این آیات نکرده بلکه ماجرا را از زمان خلقت زمین شروع کرده. یعنی در دو دوره اول زمین را ایجاد کرده. زمینی که هیچ چیزی نداشته حتی هوا بلکه بجای هوا, گازهایی وجود داشتند که امروزه این را علم هم ثابت کرده است. بعد گفته شده که در چهار دوره آخر به ترتیب کوهها را پابرجا می کنه گیاهان و درختان و ... و همزمان با تکامل زمین در دو دوره آخر از این 4 دوره اسمانها را برقرار می کنه. هدف من از این نوشتار کشیدن یک خط قرمز روی بقیه نظریه ها هست و ساده کردن موضوع به اینکه منظور از ۷ آسمان همان ۷ لایه اتمسفر هستند که به تدریج تشکیل شده اند. ارجاعتون میدم به این بخش از ویکیپدیا در مورد تکامل اتمسفر زمین:  https://lnkd.in/gGrNXSpZ ببینید خداوند از سه دوره متفاوت صحبت کرده است. دوره ای که هیچ جوی نبوده و همه چیز از گاز تشکیل شده بوده. این همون دوره ای هست که خدا میگوید در دو روز زمین را خلق کرد. دوره دوم که اتمسفر از گازهای آتشفشانها و بمباران زمین توسط شهاب سنگها تشکیل شده و در نهایت دوره سوم زمانیکه اکسیژن به اتمسفر اضافه میشه و این اکسیژن توسط گیاهان به تدریج بیشتر میشه و ... این هم مربوط به دو بخش آخر از ۴ دوره دوم است که همزمان با رویش گیاهان و ازدیاد اکسیژن، خداوند آسمانها را ایجاد کرد که کاملا کلام قرآن با علم امروزی مطابقت داره. پس منظور خدا به نظر بنده لایه های اتمسفر زمین هستند و با توجه به شرایط اون زمان و اینکه مردم درکی نسبت به اتمسفر نداشتند به صورت آسمانها بیان شدند. امروزه هم دانشمندان لایه های مختلفی در اتمسفر زمین کشف کرده اند مثلا امروزه می دانیم که اتمسفر از۵ لایه اصلی زیر : ۱. تروپوسفر ۲. استراتسفر ۳. مزوسفر ۴. ترموسفر ۵. اگزوزفرو چند لایه دیگه به اسمهای ۶. لایه اوزن ۷. اگزوبیسکه لایه های کوچکتری هستند تشکیل شده است. البته من با اطمینان نمی توانم بیان کنم این لایه ها دقیقا همانهایی هستند که در دو دوره اخر ایجاد شدند و دقیقا همان 7 تای گفته شده در قرآن هستند چون جو زمین بسیار متغیر بوده است ولی بیشتر انها قطعا در این لیست قرار می گیرند. خداوند در آیه دیگری اشاره به وجود تشابه اسمانها و زمین می کند و میگوید 《خلق سمع سماوات و من الارض مثلهن》یعنی خدا همان كسى است كه هفت آسمان و همانند آنها زمين آفريد.اینجا هم بعضی از علما میگوند منظور هفت زمین و هفت اسمان است و برخی دیگر میگویند منظور از عدد ۷ به معنی کثرت زمینها و اسمانها هست و برخی موارد دیگری بیان کرده اند. ولی طبق آیات قرآن بخصوص آیه 9 سوره فصلت مشخص است خداوند از دوره ایجاد و خلقت زمین صحبت می کند که مربوط به حدود 4 میلیارد و 600 میلیون سال قبل می باشد و ایجاد آسمانها بخصوص آسمان این دنیا، فضا و ستارگان، نمی تواند بعد از ایجاد زمین باشد کما اینکه علم منشا آسمان دنیا را 15 میلیارد سال پیش یعنی 10 میلیارد سال قبل از پیدایش زمین می داند. بنابراین نظریه های به این شکل قابل قبول نمی باشند.بنابراین اگر قبول کنیم که ۷ اسمان ۷ لایه اتمسفر زمین هستند سوال اینجاست که پس باید مشابهش ۷ لایه زمین داشته باشیم. با دقت در اکتشافات جدید می توان پی برد که زمین هم از لایه های مختلفی تشکیل شده است. طبق اطلاعات وب سایت ویکی پدیا (https://lnkd.in/gPiA-87p ) لایه ها بصورت زیر آمده اند:  1. crust2. lithosferic mantle3. Asthenosfer4. transition zone5. lower mantle6. outer core7. inner coreمورد نهایی که می خوام توضیح بدم مربوط به بخش دوم آیه 12 سوره فصلت می باشد که خداوند می فرماید  (و زینا سما الدنیا) که مفهوم بسیار عمیقی دارد. تا زمانیکه اتمسفر زمین تشکیل نشده بوده امکان دیدن ستارگان بصورت چراغهایی در آسمان دنیا وجود نداشته در حالیکه ستارگان موجود بوده اند ولی با تشکیل اتمسفر ستارگان آسمان بصورت چراغهایی آسمان دنیا را زینت بخشیده اند.در قرآن حدود 120 آیه به آسمان و آسمانها اشاره دارد. دلایل متعدد زیاد دیگری نیز وجود دارد که بعدا در مقاله ای مفصل به آنها اشاره خواهم کرد.دکتر مهدی فرامرزی</description>
                <category>مهدی فرامرزی</category>
                <author>مهدی فرامرزی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jan 2022 02:30:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Data Scientist: Form Zero to Hero or Maybe Beyond (Part 4: Acceptance)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi60f/data-scientist-form-zero-to-hero-or-maybe-beyond-part-4-acceptance-fd68kwoqfwjl</link>
                <description>چند ماهی میشه که ننوشتم. راستش رو بخواین خیای سرم شلوغ بود. داستان رو تا مصاحبه اول گفتم. بعد اون دو تا مصاحبه دیگه داشتم از اتریش که هر دو تا رو رد شدم. دلیلش عدم تسلط به نرم افزارهای کاربردی و همینطور نداشتن اطلاعات کافی از خروجی پروژه بود. هر روز شاید یک مورد یا دو مورد اپلای می کردم و نمی تونستم همزمان چند تا مصاحبه انجام بدم واسه همین برای زدن شرکتها همون اول دقت می کردم ببینم چیزی که می خوان به سوابق و تجربه من مرتبط میشه یا نه.بعد از 4 ماه از زمانیکه خواستم دیتاساینتیست بشم بالاخره از یک شرکت سنگاپوری با من تماس گرفتن. خیلی برام عجیب بود چون من اصلا برای سنگاپور و یا شرکتهای سنگاپوری اقدام نکرده بودم. یک خانم هندی بود و اطلاعات رزومه رو پرسید. وقتی پرسیدم من اصلا برای شرکت شما اپلای نکرده بودم فکر کنم گفت رزومه من رو از سایت Monster.com یا سایت Jobstreet.com پیدا کرده. راستش دلیل اینکه سنگاپور رو نزده بودم این بود که یکی از دوستم ویزاش ریجکت شده بود و به من گفت ایرانیها رو ریجکت می کنن.خلاصه با ناباوری اطلاعات رو گفتم و ایشون گفتن که از یک شرکت کاریابی در سنگاپور تماس گرفتن و من رو برای استخدام در یکی از شرکتهای همکارشون می خوان. وقت مصاحبه فنی گذاشت با شرکتی به نام infineon technology  در کشور سنگاپور. خوب همونطور که همه میدونین سنگاپور یکی از کشورهای پیشرفته هست و گرفتن کار اونجا واقعا سخته. راستش با اینکه می دونستم رد می شم اما گفتم تجربه مصاحبه با همچین شرکتی ارزش داره. روز مصاحبه رسید و ساعت 6 صبح وقت مصاحبه داشتم و خیلی استرس. شب قبلش نشستم و مروری کردم چند فیلم آموزشی و سوالات مصاحبه و .... قرار بود مصاحبه از طریق اسکایپ باشه. بالاخره مصاحبه شروع شد و دو نفر بودن که سه سوال کلا از من پرسیدن. سوال اول در مورد image processing و transfer learning  بود و خدا رو شکر چون با keras چند وقت قبلش آشنا شده بودم تونستم جواب بدم. سوال دوم یک سناریو پرسیدن از آنالیز داده که منظورشون کلاستر کردن داده ها بود و اونم تونستم جواب بدم. البته جزییات زیادی پرسیدن که الان دقیقا خاطرم نیست. سوال آخر در مورد روش آماری random forest بود. مصاحبه کننده پرسید: &quot; یک سوال ابتدایی در مورد یکی از روشهای ماشین لرنینگ می پرسم و ...&quot; دیگه واقعا یادم نمیاد الان چی بود. چون هر چی که بود نتونستم جواب بدم. سوالات تمام شد و من خیلی ناراحت شدم چون گفت سوال ساده و من نتونستم جواب بدم. چند روزی گذشت و فکر کردم تموم شد اینم اما یکدفعه تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه نهایی با team manager انتخاب شدی. واقعا برام باور کردنی نبود. خیلی خوشحال بودم. اما می دونستم که این مصاحبه از مصاحبه فنی هم سختتره. چون اینجا دیگه بحث ارتباط و اخلاق و رفتار و کار تیمی و ایناست. خلاصه خودم رو آماده کردم واسه یک مصاحبه سنگین. ساعت 8 صبح مصاحبه داشتم. روز مصاحبه راس ساعت 8 هر کار کردم اسکایپم وصل نشد. دیگه تصور کنین احساس من رو. ایمیل زدم و گفتم بهشون و جواب داد که صبر می کنیم و دوباره نصب کن. تا نیم ساعت با اسکایپ ور رفتم تا اینکه یک ورژنش کار کرد. وقتی تماس گرفتم دیگه آخر استرس بودم. ولی چند دقیقه که صحبت کردم تمام استرسم رفت. بسیار خوش برخورد بود و بیشتر از روحیاتم و نحوه کارم و اینا پرسید. خلاصه مصاحبه که تموم شد تو دلم خیلی امیدوار شدم. چون احساس کردم خوشش اومده از روحیات و رفتارم. دقیقا روز بعد تماس گرفتن و گفتن اکسپت شدم. باورم نمیشد. خیلی خوشحال بودم. بعد کلی سختی کشیدن یهو یکی از بهترین شهرهای دنیا. واقعا روز رویایی ای بود برام. خدا واقعا به من لطف کرده بود. یاد این شعر افتادم:یکی قطره باران ز ابری چکید          خجل شد چو پهنای دریا بدیدکه جایی که دریاست من کیستم؟   گر او هست حقا که من نیستمچو خود را به چشم حقارت بدید      صدف در کنارش به جان پروریدسپهرش به جایی رسانید کار           که شد نامور لؤلؤ شاهواربلندی از آن یافت کاو پست شد      در نیستی کوفت تا هست شدتواضع کند هوشمند گزین              نهد شاخ پر میوه سر بر زمینالبته مصرع نامور مربوط به من نمیشه :Dاین پستها رو نوشتم که بدونید دوستان هیچ وقت ناامید نشید. تلاش کنید. روزهای سختی هست وقتی بیکارید ولی همون روزها رو هم بشینید و مطالعه کنید. خدا یکهو از یک جایی کمکتون می کنه که تصورشم نمی کنید. بقیه ماجرا و گرفتن ویزا که خودش واقعا یک داستانیه و دیگه تو این پست نمی گنجه. ان شالله پست بعدی قسمت آخر این داستان رو می نویسم. </description>
                <category>مهدی فرامرزی</category>
                <author>مهدی فرامرزی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2019 13:42:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Data Scientist: Form Zero to Hero or Maybe Beyond (Part 3 First Interview)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi60f/form-zero-to-hero-or-maybe-beyond-part-3-first-interview-a68yrr4ftftd</link>
                <description>ببخشید که پستام طولانی میشه اما امیدوارم بتونم مطالب رو به صورتی بگم که به درد دوستان بخوره و اگه سوالی در زمینه مقدمات دیتاساینتیست داشتن رفع ابهام بشه.خلاصه تو پست قبلی گفتم که مطاحبه مالزی به اینجا رسید که 3 روز وقت دادن یک پروژه رو انجام بدم. راستش دو روز اول هر چی خوندم نفهمیدم چی می خوان. فقط تونسته بودم داده رو از 3 تا فایل اکسل وارد پایتون کنم. زنگ زدم یکی از دوستام که کارش آنالیز داده بود و کمک گرفتم و اونم خیلی لطف کرد و اینجوری شد که من با یک پروژه عملی برای اولین بار سر و کار داشتم. خلاصه 4 روز طول کشید تا تونستم دیتاها رو مرتب کنم و دیگه زمانش گذشته بود و من هنوز به مدلسازی نرسیده بودم. هر چی که بود رو تو یه فایل ورد با نمودارها توضیح دادم و فرستادم برای شرکت. یادمه ته ورد نوشته بودم ببخشید که نرسیدم تموم کنم کار رو ولی مراحل بعدی کار به این صورت هست و اگر به من وقت بیشتری بدید انجامش میدم. دو هفته خبری نشد و گفتم اینم رفت. اما یهو زنگ زدن و گفتن قبول شدی و باید چند تا سوال رو جواب بدی. چند تا سوالشون 72 تا بود از سیر تا پیاز زندگیم، نحوه کاریم، سوابقم و نحوه برخوردم با همکارام و اینا. خلاصه اینم جواب دادم و قبول شد و برام وقت مصاحبه گذاشتن. مصاحبه فنی و همینطور مصاحبه با CEO شرکت.خیلی استرس داشتم. باور نکردنی، درست مثل زمان قدیم؛ وقتی که مدرسه راهنمایی بودم و ناظم می خواست با شلنگ منو بزنه واسه کتک زدن بچه ها تو حیاط مدرسه هاهاها چقدر شر بودم یادش بخیر. حالا اون بچه شر می خواد دیتا ساینتیست بشه. خلاصه کلی نشستم و سوالات مصاحبه خوندم و روز مصاحبه رسید. مصاحبه حدود یک ساعت طول کشید و با کلی سوال فنی و تخصصی که بعضیهاش رو نمی دونستم. در نهایت بعد مصاحبه تماس گرفتن و گفتن شما قبولید و باید برای شرکت ما در تهران کار منید. خیلی تعجب کردم. من واسه مالزی اپلای کرده بودم و حالا می گفتن باید بری تهران. از تهران با من تماس گرفته شد و گفتم به من فرصت بدید فکر کنم. دو ساعت بعد تصمیمم رو گرفتم و باهاشون تماس گرفتم و گفتم نمی تونم بیام. من می خواستم تجربه توی شرکتهای خارحی داشته باشم. ریسک بزرگی بود ولی بعدا فهمیدم ریسکم ارزشش رو داشت. انشالله در پست های بعدی ادامه کار تا استخدام در یک شرکت بزرگ اروپایی رو براتون توضیح میدم. امیدوارم تا اینجای کار مطالبم به دردتون خورده باشه. فعلا خدانگهدار</description>
                <category>مهدی فرامرزی</category>
                <author>مهدی فرامرزی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2019 10:25:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Data Scientist: Form Zero to Hero or Maybe Beyond (Part 2: One Step up)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi60f/form-zero-to-hero-or-beyond-the-hero-part-2-apgdawr1nu0d</link>
                <description>تو پست قبلی شرح مختصری از اتفاقات یک سال گذشته خودم و مسیر دیتاساینتیست شدنم رو دادم. این پست انشالله این مطلب رو ادامه می دم. آبان ماه 97 بود که شروع کردم به تحقیق در زمینه شبکه های عصبی تا دوباره یادم بیاد چی خوندم. در حین مطالعه چشمم افتاد به پایتون که البته در دوران پسا دکترا در دانشگاه یو ام مالزی باهاش سر یک پروژه تا حدودی آشنا شده بودم. رفتم و یک IDE به اسم Wing دیدم که مربوط به پایتون بود، نصبش کردم و یک مقدار باهاش ور رفتم و دیدم خیلی ساده هست. دوباره رفتم داخل وب سایتها و تحقیق بیشتر که چشمم خورد به یک رشته به نام دیتاساینتیست. یه مقدار جلو رفتم دیدم رشته جدیدی هست و مربوط به مدلسازیهای آماری و شبکه های عصبی، بازار کارشم رو به رشد و منم که جویای کار. در موردش مطالعه کردم و دیدم که میتونم یادش بگیرم. از اینجا بود که رفتم سراغ نرم افزارهای تخصصی و دانلود فیلمهای آموزشی از سایتهای pcdownload و اینا که واقعا ممنونم ازشون. کلیه کتابخونه های اصلی این رشته در یک پکیج به نام آناکوندا خلاصه شده. پس اون رو دانلود کردم و به همراهش کتابخونه های مورد نیاز رو نصب کردم. حالا نوبت مطالعه بود و دیدن فیلمهای آموزشی. یک مقدار که جلو رفتم دیدم کلا من از این رشته به مقدار بسیار سطحی یاد گرفتم. تو فیلمهای آموزشی هم به زبانها و نرم افزارهای زیادی برخورد کردم که واقعا من رو گیج می کرد. تصور کنید یهو بشنوید پایتون بعدش R بعدش Scikit learn، Pandas، Numpy، Matplotlib , Tensorflow و ... و تموم هم نشه و پشت سرش بیاد Tableau، D3.jsو کراس و ...خوب چاره ای نبود و باید یاد می گرفتم. ولی از کجا باید شروع می کردم؟ چطور زمانبندی می کردم؟ واقعا برام سخت بود. از همون فیلم آموزشی Udemy یا Udasity  بود اگه اشتباه نکنم به نام Zero to Hero که شروع کردم. روزی هم شاید دو یا سه ساعت مطالعه داشتم. خوب با زن و بچه و بیکاری, مطالعه کردن سخته بخصوص که ببینی منابع مالی رو به اتمامه و باید سریعا کار گیر بیاری. یک ماهی کار کردم و دیدم یه سری مفاهیم اولیه رو یاد گرفتم و تصمیم گرفتم که برای کار اپلای کنم.دل شیر می خواد مگه نه هاهاها. یک رزومه درست کردم و تا تونستم سوابق کاریم رو مرتبط کردم به رشته دیتا ساینتیست. اپلیکیشنهای linkedin و Glassdoor  رو نصب کردم و در سایتهایی مثل Indeed و Jobstreet و اینا هم ثبت نام کردم و منتطر شدم تا تماس بگیرن. البته اینم بگم به چند کشور خاص که فکر می کردم شاید شانس بیشتری داشته باشم خودم رو محدود کردم. مثل مالزی که دکترا رو اونجا گرفته بودم. اتریش که اروپایی بود و ویزاش سریعتر از آلمان جور میشد. بقیه کشورها مثل آمریکا برام با سوابق و دانشی که داشتم وقت تلف کردن بود. فکر کنم دو هفته ای طول کشید که اولین تماس رو داشتم. یک شرکت از مالزی می خواست استخدام کنه. در جا ردم کرد.تا پرسید کجایی الان، گفتم ایران قطع کرد. نزاشت چیز دیگه ای بگم. دوباره منتظر شدم و اپلای کردم و دوباره یک شرکت از مالزی. اینبار مرحله اول با یه خانمی که recruiter شرکت بود مصاحبه اول رو انجام دادم که مربوط به سوابق بود و قبول شدم. یک پروژه برام فرستادن و گفتن که 3 روزه انجامش بده و بفرست.چون نمی خوام پستم خستتون کنه باقی داستان رو می زارم واسه پست بعدی که مربوط به مصاحبه هامه. </description>
                <category>مهدی فرامرزی</category>
                <author>مهدی فرامرزی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2019 08:10:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Data Scientist: From Zero to Hero or Maybe Beyond (Part 1: Intro)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi60f/from-zero-to-hero-or-maybe-beyond-the-hero-esvx7ktk94al</link>
                <description>سلام به همه دوستان دیتا ساینتیست و همکاران محترم و عزیز و سلام به همه دوستانی که جوان هستند و جویای نام در رشته دیتاساینتیست. این پست برای بچه های مبتدی و تازه کار و جویای کار هست بنابراین بقیه دوستان که مشغول فعالیت در رشته دیتاساینتیست هستند شاید براشون مفید نباشه. امیدوارم تجربه من کمکی باشه برای دوستان.اولین پستم کلا توی فضای مجازی هست و دقیقا نمی دونم از کجا شروع کنم. زیاد نمی خوام برم به گذشته. فقط همین رو بگم که لیسانس برق دانشگاه کرمان، فوق لیسانس دانشگاه آزاد گناباد و دکترای برق دانشگاه یو تی ام مالزی هستم. حالا یه مقدار بیایم جلو و از یکسال پیش شروع کنیم. تابستان پارسال بود دقیقا که فوق دکترای دانشگاه یو ام مالزی رو رها کردم و به دلیل مشکلاتی که با محل کارم داشتم برگشتم ایران. خوب دیگه فکر کنم بقیه موارد کاملا مشخصه. گشتن دنبال کار تو ایران با دکترای برق خیلی مشکله. دو راه داشتم یا دانشگاه یا مراکز تحقیقاتی. هیچ کدوم نمی شد چون چند سالی بود اپلای می کردم و حتی زنگ هم نمی زدن. بالاخره تصمیم گرفتم خودم مشغول بکار بشم ولی چه کاری؟ من یک محقق بودم نه کارآفرین. من می تونستم پروژه انجام بدم ولی نمی تونستم پروژه تعریف کنم. اول سراغ این و اون رو گرفتم و یکی به من پیشنهاد بازیسازی رو داد و گفت تنهایی می تونی کار کنی. دو ماه نشستم و یونیتی کار کردم. بعد دو ماه دیدم کار من نیست چون خیلی زمان می خواد و واقعا باید یک مهندس نرم افزار باشی و در عین حال موسیقی رو بشناسی، کاراکتر بسازی، گیم پلی و مراحل بازی، انیمیشن و ... خلاصه سرتون رو درد نیارم بی خیال شدم. رفتم سراغ جاوا بالاخره یک سررشته ای تو کار برنامه نویسی داشتم و سالها مطلب کار کرده بودم. یک ماه کار کردم و مبانی جاوا رو یاد گرفتم ولی دیدم برای جاوا هم هزار مسیر هست. Back end یا front end  یا ساخت اپلیکیشن های موبایل، امنیت یا طراحی وب و ... . خلاصه اونم دیدم کار من نیست و باید وقت زیادی بزارم تا یاد بگیرم و مشغول بکار بشم. دیگه موندم چکار کنم. رفتم سایت پونیشا و به عنوان فریلنسر مشغول بکار شدم و اتفاقا همون هفته اول کار گیر آوردم و پروژه فوق لیسانس یه بنده خدا بود. براش انجام دادم و بعد دو هفته 700 هزار تومان گرفتم. واقعا عالی بود نه. از این پول یک مقدار پونیشا برداشت و ... بقیه مشخصه. پول 4 تا ساندویچ. ناراحتی انجام پروژه فوق یک نفر و عذاب وجدان هم که بماند. اینم کنار گذاشتم و نشستم خونه. یک ماهی بیرون نرفتم از خونه و فقط داشتم به مشکلات فکر می کردم و این کار خیلی به من فشار می آورد.یک روز گفتم فکر کردن فایده ای نداره و تصمیم گرفتم حداقل یک کاری بکنم که قبلا انجام دادم و خوشم میومده. خوب دیدم من دوره فوق لیسانس با شبکه های عصبی و فازی و ... کار کردم و نگم خوشم میومده چون من عشق فوتبالم ولی بدمم نمی اومد. با سنی که من دارم باید با عصا برم کنار زمین فوتبال پس باید یک کاری با تجربه تحصیلیم پیدا می کردم. پست طول کشید بقیه رو انشالله پست بعدی میزارم.</description>
                <category>مهدی فرامرزی</category>
                <author>مهدی فرامرزی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2019 06:54:00 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>