<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی مختاری 291</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdi_mokhtari291</link>
        <description>درود و سلام خداوند یکتا بر مردم مظلوم فلسطین لبنان سوریه عراق یمن ایران.
مرگ بر اسرائیل. مرگ بر آمریکا. مرگ بر اروپا. مرگ بر گروهک تروریستی اصلاح طلب.
https://www.aparat.com/Mahdi_Mokhtari291</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:47:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1250072/avatar/4yunk5.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی مختاری 291</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پیامی به فتنه گران دی ماه ۱۴۰۴</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-nsmbdxm9fqng</link>
                <description>بِسْمِ اللَّهِ قاِصمِ الجَّبارینَ مُبیرِ الظّالِمینَ ؛ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ.آهای آشوبگر بی ناموس؛ با تو هستم، به حرف های من دقت کن:رضا پهلوی (rp) ملعون، همۀ شما را سر کار گذاشته است؛ منتظر آمدن او به ایران نباشید؛ او هرگز به ایران نمی آید؛ او هرگز قصد پادشاه شدن ندارد؛ او هرگز چنین هدفی نداشته و نخواهد داشت؛ او هرگز خانۀ امن خودش را رها نمی کند و بیاید میان هشتاد میلیون دشمن تا جانش را به خطر بیندازد؛ او فقط می خواهد جان شما را به خطر بیندازد. مهمترین و اصلی ترین هدف او این است که با ایجاد تفرقه، کل مردم عزیز ایران رو بکُشد و سپس خاک ایران رو به اسرائیل و آمریکا تقدیم کند؛ اما زهی خیال باطل؛ تا من و دوستان بزرگوارم زنده هستیم، هرگز اجازه نخواهیم داد چنین نقشۀ شومی عملی شود. منتظر پادشاه شدن او نباشید؛ چون کشوری که به کل نابود شده است پادشاه می خواهد چه کار؟ به وضعیت سوریه نگاه کنید؛ بر فرض مثال اگر شما پیروز میدان بشوید [که محال است چنین بشود]، جز پشیمانی هیچ چیزی نصیبت تان نمی شود.آهای آشوبگر بی ناموس؛ با تو هستم، به حرف های من دقت کن:شما یک مُشت گوسفند هستید (شنگول، منگول، حبۀ انگول) که خودتان را طعمۀ گرگ ها کرده اید.به زودی خانۀ امن همۀ شما به خصوص خانۀ امن رضا پهلوی (rp) ملعون را در آتش می سوزانیم.آهای آشوبگر بی ناموس؛ با تو هستم، به حرف های من دقت کن:تو داری با خالق خودت می جنگی؛ به جز تو و اربابان خبیثت، هیچ مخلوقی چنین حماقتی نمی کند. تو و اربابان شرورت، هرگز نمی توانید نور خداوند یکتا رو با فوت خاموش کنید. نور خداوند یکتا هرگز با فوت خاموش نمی شود.بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ.يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. (آیۀ ۳۲ سورۀ مبارکۀ توبه)وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا. (آیۀ ۸۱ سورۀ مبارکه اسراء)وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ. (آیۀ ۵۶ سورۀ مبارکۀ مائده)الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا. (آیۀ ۷۶ سورۀ مبارکۀ نساء)لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ؛ ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ. (آیه های ۴ و ۵ سورۀ مبارکۀ تین)وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا ۚ إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ. (آیۀ ۲۲ سورۀ مبارکۀ سجده)بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ.قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾‏ اللَّهُ الصمَدُ ﴿۲﴾‏ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ ﴿۳﴾‏ وَ لَمْ یَکُن لَّهُ کفُواً أَحَدُ ﴿۴﴾بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ.أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ﴿١﴾ أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ﴿٢﴾ وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ ﴿٣﴾ تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ﴿۴﴾ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ﴿۵﴾صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيم.آهای آشوبگر بی ناموس؛ با تو هستم، من رو بشناس من ایرانم:من شیعۀ حضرت امام علی (علیه السلام) و شیعۀ یازده جانشین او هستم؛ من بسیجی ام؛ من سپاهی ام؛ من ارتشی ام؛ من نیروی انتظامی ام؛ با من دَر نَیُفت که مغزت رو زیر پاهایم لِه می کنم.الهی بشکند دستی که سیلی زد به مادرم حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛الهی بشکند دستی که قرآن مجید رو آتش زد؛الهی بشکند دستی که مساجد رو آتش زد؛الهی بشکند دستی که اموال عمومی و خصوصی مردم عزیز ایران رو آتش زد؛الهی بشکند دستی که هموطنان عزیزم رو به ناحق کُشت؛الهی لال شود زبانی که به مقدسات مسلمانان عزیز ایران و دنیا توهین کرد.الهی که حاکمان اسرائیل و آمریکا و اروپا و تمام آشوبگرها به خصوص شاهزاده rp ملعون، زنده زنده در آتش بسوزند؛الهی که ساختمان های «بی بی سی» و «اینتر آشغال» و «رادیو فردا» و «من و تو» به همراه تمام ساکنانش در آتش بسوزند.بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ.تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ ﴿١﴾ مَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا كَسَبَ ﴿٢﴾ سَيَصْلَىٰ نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿٣﴾ وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿۴﴾ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ ﴿۵﴾صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيم.آهای آشوبگر بی ناموس؛ با تو هستم، من رو بشناس من ایرانم:دوران بزن دَر رو گذشته؛ فکر کردی می زنی و به سلامت فرار می کنی؟! نخیر اینطوری نیست؛ هرگز اینطوری نیست. تو با این حماقتی که کردی، قبر خودت رو کنده ای؛ من و دوستان بزرگوارم، هرگز شما رو رها نمی کنیم. از امروز هیچ جای کرۀ زمین برای شما امن نیست؛ ما تا همۀ شما رو به طور کامل نابود نکنیم، آرام نمی شویم.آهای مسئولین تعزیرات حکومتی؛ چرا به وظیفۀ تان عمل نمی کنید؟! مگه شما مترسک توی زمین کشاورزی هستید؟تا زمانی که همه جا امن و آروم بود، یک قوطی روغن پنج کیلویی می خریدیم چهارصد و شصت هزار تومان؛ سه چهار روز بعد وقتی که باز هم همه جا امن و آروم بود، همان قوطی روغن رو خریدیم ششصد هزار تومان؛ دقیقاً فردای همان روز آشوب ها شروع شد و تمام مغازه ها بسته شد؛ بعد از اینکه آشوب ها تمام شد فقط عدۀ کمی مغازه هاشون رو باز کردند و ما در آن روز همان قوطی روغن رو خریدیم یک میلیون و هشتصد هزار تومان؛ فاصلۀ بین قیمت چهارصد و شصت هزار تومانی تا قیمت یک میلیون و هشتصد هزار تومانی، دقیقاً سه هفته بود. این وضعیت تا کِی می خواد ادامه پیدا کنه؟ خداوند یکتا باعث و بانی این وضعیت رو رسوا و لعنت کنه. آمین یا رب العالمین.درود بر شهیدان؛ درود بر رزمندگان اسلام؛درود بر مدافعان امنیت و سلامت و مدافعان حرم اهل بیت (علیهم السلام)؛درود بر بسیجی، سپاهی، ارتشی، نیروی انتطامی؛درود بر فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن، ایران؛هم غزه هم لبنان جانم فدای اسلام و قرآن؛لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین (علیه السلام) است؛خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست؛نیروی انتظامی تشکر تشکر؛نیروی انتظامی حمایتت می کنیم؛ما اهل کوفه نیستیم حضرت علی (علیه السلام) تنها بماند پس ما تا آخر ایستاده ایم.پیروی می کنیم حکومت علی (علیه السلام) را ؛ سرنگون می کنیم رژیم صهیونی را ؛ نَصر و مِن الله ؛مرگ بر آمریکا؛ مرگ بر اروپا؛ مرگ بر اسرائیل (قوم یأجوج و مأجوج)؛مرگ بر داعشی (گروه تروریستی اَبقَع که پرچم شان به رنگ سیاه و سفید است)؛مرگ بر ترکیه (گروه تروریستی اَصهَب که پرچم شان به رنگ قرمز و سفید است)؛مرگ بر دجال (هوش مصنوعی chatGpt)؛مرگ بر رسانه های شیطانی («بی بی سی» و «اینتر آشغال» و «رادیو فردا» و «من و تو» و «اینستاگرام» و «واتس آپ»)؛مرگ بر رضا پهلوی (rp)؛ مرگ بر مریم رجوی؛ مرگ بر آشوبگر بی ناموس؛مرگ بر کاسب کار گرون فروش و حروم خور و بی غیرت و بی ناموس. مرگ بر دلار.بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ.وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا ۚ إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ. (آیۀ ۲۲ سورۀ مبارکۀ سجده)این هشت نفر قاتلان مردم مظلوم ایران هستند؛ آن ها را هر جا یافتیم، زنده زنده در آتش می سوزانیم.۱) بنیامین نتانیاهو نخست وزیر کودک کُش اسرائیل.۲) دونالد ترامپ قمار باز رئیس جمهور جنایتکار آمریکا.۳) رضا پهلوی رهبر شورشیان.۴) مریم رجوی رهبر منافقین.۵) چارلز سوم پادشاه انگلیس.۶) کر استارمر نخست وزیر انگلیس.۷) امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه.۸) فریدریش مرز صدر اعظم آلمان.</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 21:00:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پویش های عزل رئیس جمهور ؛ نه به اصلاح طلبان ؛ نه به مذاکرۀ با آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%D9%84-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%80-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-cj0galevu3og</link>
                <description>بِسْمِ اللَّهِ قاِصمِ الجَّبارینَ مُبیرِ الظّالِمینَ ؛ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ.با سلام خدمت مردم عزیز ایران اسلامی.از همۀ شما دعوت می کنم که به «پویش های عزل رئیس جمهور (مسعود پزشکیان) ؛ نه به اصلاح طلبان ؛ نه به مذاکرۀ با آمریکا» بپیوندید.هر کس با این پویش ها موافق است در قسمت نظرسنجی بنویسد: موافقم.هر کس هم با این پویش ها مخالف است در قسمت نظرسنجی بنویسد: مخالفم.دلایل راه اندازی این پویش ها (کارنامۀ ننگین دولت مسعود پزشکیان ؛ به روز رسانی شده در تاریخ 1404/07/04):1) کُشته شدن اسماعیل هنیه در تهران و تشکیل نشدن کمیتۀ حقیقت یاب دربارۀ مرگ ایشان.2) قطع روزانۀ برق، آب، تلفن، اینترنت و در نتیجه فلج شدن زندگی مردم.3) قطع کردن و یا کم کردن یارانۀ فقیران به جای قطع کردن یارانۀ های ثروتمندان.ettelaat.com/xXxH4) مکالمۀ ذلت بار مسعود پزشکیان با تاکر کارلسون.https://vrgl.ir/spdMz5) مکالمۀ ذلت بار عباس عراقچی با فاکس نیوز.https://vrgl.ir/BmQ596) توهین اصلاح طلبان به مقام معظم رهبری.https://virasty.com/Reza_kiani/17532914973689624177) کِشاندن کشور در جنگ تحمیلی 12 روزه به وسیلۀ مذاکرۀ با آمریکا و اعلام آتش بس بی موقع آن هم در زمانی که رژیم سگیونیستی به مرز نابودی کامل رسیده بود.8) نابود کردن نیروگاه های هسته ای کشور در جنگ تحمیلی 12 روزه به وسیلۀ مذاکرۀ با آمریکا.9) اصرار به تحویل دادن ذخایر اورانیوم های غنی شده به دشمن.https://www.khabarfoori.com/fa/tiny/news-315047410) وارد کردن جاسوسان آژانس بین المللی انرژی اتمی به کشور به وسیلۀ مذاکرۀ با آمریکا.11) صدور بیانیۀ یازده ماده ای اصلاح طلبان در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۴ یعنی:https://farsnews.ir/khalilamerinia/1755430937685600870/متن-کامل-بیانیه-۲۶-مرداد-جبهه-اصلاحات?lang=fa● کودتا علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی.● تجزیۀ کشور عزیز ایران اسلامی.● تسلیم شدن در مقابل دشمنان صهیونیستی آمریکایی اروپایی.● از بین رفتن توان دفاعی نیروهای نظامی.● از بین رفتن امنیت مردم عزیز ایران اسلامی.● نابود کردن کامل صنعت هسته ای کشور.● پایمال کردن خون های به ناحق ریخته شدۀ شهیدان والا مقام و لگد مال کردن عزت مردم عزیز ایران اسلامی.● به رسمیت شناختن رژیم کودک کُش اسرائیل و آمریکای جنایتکار.12) تصویب شدن تأسیس شورای دفاع به ریاست خود رئیس جمهور یعنی:https://www.asianewsiran.com/fa/newsagency/31430/تشکیل-شورای-دفاع-ایران● کودتا علیه مقام معظم رهبری؛ چون ایشان فرماندۀ کل قوا هستند.● فرماندۀ کل قوا شدن شخص رئیس جمهور.● تکرار خیانت های بنی صدر در زمان جنگ های تحمیلی.13) بعد از اینکه مشخص شد پهپادهای رژیم سگیونیستی از خاک آذربایجان به ایران عزیز اسلامی حمله کرده بودند، مسعود پزشکیان (رئیس جمهور ایران) با الهام یهود اُف (رئیس جمهور آذربایجان) دیدار دوستانه می کند و مسئله زنگزور را هم بی اهمیت جلوه می دهد.https://www.aparat.com/v/yiq45e114) قبل از اینکه رئیس جمهور بشود گفته بود که: من هیچ ایده و برنامه ای ندارم چون کارشناس نیستم؛ در حالی که یک رئیس جمهور باید کارشناس مسائل اقتصادی سیاسی اجتماعی و فرهنگی و بین المللی باشد.https://www.aparat.com/v/vhq062l15) بعد از اینکه رئیس جمهور شد، یک خبرنگار ایرانی از ازش پرسید: دلیل شما برای رئیس جمهور شدن چه بوده است؟ جواب داد: من نمی خواستم رئیس جمهور بشوم اما ثبت نام کردم چون فقط می خواستم آمار مشارکت مردم در انتخابات رو بالا ببرم. یعنی حوصله اش سر رفته بوده به خودش گفته بروم مردم رو بزارم سر کار.https://www.aparat.com/v/giz3o2616) بعد از اینکه دشمن ملعون آمریکایی، به تأسیسات اتمی کشور عزیزمان حمله کرد، مسعود پزشکیان به جای اینکه این حمله را محکوم کند و نیز به جای اینکه یادآوری کند که در حین مذاکرات بود که جنگ به ما تحمیل شد، دربارۀ مذاکرۀ دوباره با آمریکای جنایتکار این طوری اظهار نظر می کند: حرف نمی‌زنی؟ خُب می‌خواهی چکار کنی؟ می‌خواهی بجنگی؟! خُب آمد و زد؛ الآن برویم درست کنیم دوباره می‌آید می‌زند. یعنی اگر فردا روزی بجز سایت های هسته ای تمامی نقاط دفاعی و انرژی کشور رو هم زدند طبق منطق آقای پزشکیان نباید دوباره ساخت و فقط باید به فکر مذاکره و سازش بود.https://www.aparat.com/v/jjg4369به روز رسانی موارد بالا در تاریخ 22 دی ماه 1404:17) تحمیل جنگ اقتصادی به مردم مظلوم ایران توسط «دونالد ترامپ قمار باز رئیس جمهور جنایتکار آمریکا» و «بنیامین نتانیاهو نخست وزیر کودک کُش اسرائیل» که منجر به ایجاد فتنۀ دی ماه 1404 شد.در اوایل دی ماه 1404 ، آمریکا نرخ دلار رو روزانه بالا می برد تا سفره های مردم مظلوم ایران هر روز کوچک و کوچکتر شود؛ به همین دلیل مردم برای تظاهرات مسالمت آمیز در اعتراض به گران شدن لحظه ای دلار به خیابان ها آمدند؛ سپس اسرائیل از این اتفاق سؤ استفاده کرد و با استفاده از رسانه هایی که در اختیار داشت برای مردم ایران فراخوان شورش و ناامنی صادر کرد و در نتیجه عده ای تهی مغز در داخل با همراهی گروهک های تروریستی خارجی که از قبل با حمایت آمریکا و اسرائیل وارد ایران شده بودند همه جای ایران عزیزمان رو ناامن کردند و خسارت های زیادی رو به بار آوردند و عدۀ زیادی رو هم به ناحق کُشتند.این فتنه نتیجۀ همان آتش بسی بود که در روز دوازدهم جنگ تحمیلی ایران و اسرائیل، توسط «سید عباس عراقچی» به مردم عزیز ایران تحمیل شد؛ اسرائیل در حال نابود شدن بود که ناگهان یک آتش بس بی موقع بر ما تحمیل شد؛ اگر این آتش بس توسط «مسئولین خائن ایران» بر ما تحمیل نمی شد اکنون اسرائیل وجود نداشت تا بتواند تروریست هایش رو وارد ایران کند و برای عده ای تُهی مغز در ایران فراخوان شورش و ناامنی صادر کند.این فتنه نتیجۀ سانسور شدن حرف های مردم انقلابی در رسانه های داخلی بود.این فتنه نتیجۀ به ناحق تکفیر کردن مردم انقلابی توسط مسئولین و صاحب رسانه های داخلی بود.این فتنه نتیجۀ بی کفایتی و خیانت های مسئولین بود.این فتنه نتیجۀ حمایت کور کورانۀ مردم ایران از اصلاح طلبان بود؛ اگر در روزهای انتخابات، به اصلاح طلبان رأی نمی دادند اکنون این اتفاق شوم برایمان نمی افتاد.این فتنه نتیجۀ درس عبرت نگرفتن مردم ایران از اشتباهات گذشتۀ خودش است؛ تاریخ نشان می دهد که هر گاه چنین فتنه ای ایجاد می شود، رئیس جمهور آن روز یک اصلاح طلب بوده است؛ در این فتنه هم، رئیس جمهورمان یک اصلاح طلب است.این فتنه و فتنه های قبلی نتیجه استفاده نکردن مسئولین از فرصت هایمان بود؛ مسئولین بی کفایت ما 47 سال فرصت داشتند تا سلطۀ دلار رو از سر مردم عزیز ایران کم کنند اما این کار رو نکردند؛ تا زمانی که تجارت بین المللی ما وابسته به دلار آمریکا است، این فتنه ها همچنان ادامه دارد و ما روی خوش آرامش رو نخواهیم دید.18) تلاش مسعود پزشکیان برای قطع دائمی گاز مردم عزیز ایران. او می گوید می توانیم گاز را کاملاً از خانه ها حذف و برق را جایگزین کنیم؛ بعدش در تابستان برق را هم قطع کنیم. عجب رئیس جمهور پست فطرت و ظالمی داریم!!! وقتی که یک پزشک، رئیس جمهور می شود باید هم منتظر شنیدن حرف های غیر منطقی و عجیب باشیم. تمام بدبختی های ما به خاطر این است که هیچ کس سر جای خودش نیست. https://hamshahrionline.ir/xbF8p19) تلاش اصلاح طلبان برای به دست آوردن مدیریت سازمان صدا و سیما. یکی از اهداف شوم اصلاح طلبان این است که هر طور شده با بهانه های الکی مدیریت سازمان صدا و سیما رو به دست بگیرند تا بتوانند آنجا رو به کانون فتنه علیه اسلام و مسلمین تبدیل کنند. در اینجا دو تا از این بهانه ها رو برای شما می نویسم: هر زمانی که آشوبگران در شهرهای مختلف کشور شورش می کنند، در بهانۀ اول به دروغ می گویند که صدا و سیما بلندگوی وحدت نیست؛ و در بهانۀ دوم هم می گویند که صدا و سیما نماد حاکمیت است. وقتی که می گویند «صدا و سیما نماد حاکمیت است» یعنی این که آن ها یک صدا و سیمای غیر اسلامی می خواهند که در آن صوت و تصویر قرآن مجید و اذان پخش نشود، بد حجابی در آن عادی سازی بشود، زبانم لال اگر هم زورشان رسید تصویر رهبر عزیزمان امام خامنه ای (که سایه اش بر سر ما مستدام باشد) رو هم سانسور کنند؛ خُب این یعنی کودتا. https://vrgl.ir/7du6l20) تلاش اصلاح طلبان برای حذف رهبری از طریق حذف اصل 110 قانون اساسی. https://vrgl.ir/7du6lhttps://www.aparat.com/v/cmo842bتمام بدبختی های ما تقصیر «اعضای حزب اصلاح طلب» است؛ لطفاً به اصلاح طلبان رأی ندهید.اصلاح طلبان هیچ گونه ویژگی مثبتی ندارند؛ هر وعده ای رو که می دهند بر عکسش رو عمل می کنند؛ هر وقت هم که حرف های زیبا و به حقی می زنند از روی ریاکاری است نه از روی اخلاص. در حقیقت اصلاح طلبان تروریست و کودتاچی هستند. اصلاح طلبان سرمایه های اسرائیل در ایران هستند. https://mshrgh.ir/1784459</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jul 2025 22:32:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتقاد از صحبت های عباس عراقچی با فاکس نیوز</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2-i8oresoisejv</link>
                <description>بِسْمِ اللَّهِ قاِصمِ الجَّبارینَ مُبیرِ الظّالِمینَ ؛ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ.با سلام خدمت مخاطبان گرامی. این مکالمه هم مثل مکالمۀ قبلی (صحبت های مسعود پزشکیان با تاکر کارلسون) بسیار مزخرف و شرم آور بود. در این مکالمه هم مثل مکالمۀ قبلی عزت مردم عزیز ایران اسلامی لگد مال شد. خیانت ها و وطن فروشی های اصلاح طلبان برای همه ثابت شده است؛ اما نمی دانم چرا این دولت استیضاح نمی شود و چرا رئیس جمهور عزل نمی شود؟!!! عباس عراق چی (بهتره بگوییم عباس اسرائیل چی) هم مثل مسعود پزشکیان در این مکالمه همه چیزمون رو فروخت. در این مکالمه هم مثل مکالمۀ قبلی، اون خبرنگار بی ناموس موضع طلبکارانه داشت و عباس عراقچی هم داشت بدهی اش رو پرداخت می کرد.صحبت های عباس عراقچی با فاکس نیوز رو در فیلم زیر ببینید و بشنوید:https://www.aparat.com/v/dwn9141انتقاد استاد امیری از صحبت های عباس عراقچی با فاکس نیوز رو در فیلم زیر ببینید و بشنوید:https://www.aparat.com/v/wirlxmtانتقاد روزنامۀ کیهان از صحبت های عباس عراقچی با فاکس نیوز:https://kayhan.ir/001JxC</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jul 2025 19:40:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتقاد از صحبت های مسعود پزشکیان با تاکر کارلسون</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%86-hogv2ithhrmt</link>
                <description>بِسْمِ اللَّهِ قاِصمِ الجَّبارینَ مُبیرِ الظّالِمینَ ؛ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ.با سلام خدمت مخاطبان گرامی. این یک انتقاد منصفانه است؛ قبل از من هم نمایندگان مجلس از صحبت های مسعود پزشکیان با تاکر کارلسون انتقاد کرده بودند. کشور عزیز ایران اسلامی برای همۀ ایرانی ها است؛ نه فقط یک عدۀ خاص. فقط کسانی که خیانت و وطن فروشی می کنند و باعث کُشته شدن هموطنان خودشان می شوند حق ندارند خودشان را ایرانی بنامند. بدون خواست و رأی مردم هیچ مسئولی به قدرت نمی رسد؛ پس مردم حق دارند از عملکرد مسئولین انتقاد کنند.فهرست نمایندگانی که از صحبت های مسعود پزشکیان با تاکر کارلسون انتقاد کرده اند:۱) منوچهر متکی ۲) اسماعیل کوثری ۳) سید علی یزدی‌ خواه ۴) محمد سراج ۵) بیژن نوباوه ۶) ابوالفضل ظهره‌ وند ۷) مالک شریعتی ۸) مرتضی آقا تهرانی ۹) ابوالقاسم جراره ۱۰) رضا تقی‌ پور ۱۱) مهدی کوچک‌ زاده ۱۲) روح‌ اللّه ایزد خواه ۱۳) سمیه رفیعی ۱۴) زینب قیصری ۱۵) زهره لاجوردی ۱۶) سید مرتضی محمودی ۱۷) مجتبی رحماندوست ۱۸) علیرضا سلیمی ۱۹) حمید رسایی ۲۰) حسین صمصامی ۲۱) ابراهیم عزیزی ۲۲) کامران غضنفری ۲۳) علی خضریان ۲۴) امیرحسین ثابتی‌ منفرد ۲۵) قاسم روان بخش ۲۶) حسین شریعتمداری ۲۷) میثم ظهوریان.این هم فیلم صحبت های مسعود پزشکیان با تاکر کارلسون:https://aparat.com/v/jfo4b1nوقتی که داشتم فیلم این مکالمه رو می دیدم یکدفعه برق قطع شد؛ چه کسی برق مردم عزیز ایران اسلامی رو قطع می کنه؟ جواب: همون کسی که توی این فیلم در جایگاه ضعف نشسته و داره با تاکر کارلسون بی ناموس مکالمه می کنه. مسعود پزشکیان (رئیس جمهور ضعیف ایران اسلامی) فقط زورش به مردم عزیز ایران اسلامی میرسه. واقعاً مکالمۀ بسیار مزخرف و شرم آوری بود؛ داشتن چنین رئیس جمهوری باعث سرافکندگی است؛ ما چنین رئیس جمهوری رو نمی خواهیم؛ چرا او را عزل نمی کنید؟!!! به چهرۀ رئیس جمهور نگاه کنید؛ کل وجودش رو ترس و وحشت فرا گرفته؛ کم مونده بود که گریه کنه. مگه ما کشور ضعیفی هستیم که مسعود پزشکیان جلوی چشم دشمن، ما رو ضعیف نشان داد؟!!! به چهرۀ اون خبرنگار بی ناموس هم نگاه کنید؛ انگار نه انگار که اون فقط یک خبرنگار ساده است! چنان با خشم و غضب از رئیس جمهور ما سؤال می پرسید که انگار او یک قاضی دادگاه است و رئیس جمهور ما هم یک مجرم. این خبرنگار بی ناموس داره از رئیس جمهور ما بازجویی می کنه. این نمایش مزخرف، بیشتر شبیه به یک دادگاه بود تا شبیه به یک مکالمۀ ساده. مسعود پزشکیان با این مکالمه، عزت مردم عزیز ایران اسلامی رو لگد مال کرد؛ خداوند یکتا لعنتش کنه.حالا قسمت های مهی از این مکالمه رو برای شما می نویسم:۱) این خبرنگار بی ناموس در جملۀ اول خودش میگه: این آتش بس موقتی است؛ یعنی این که ما دوباره به شما حمله می کنیم؛ اما رئیس جمهور ضعیف ما هیچ جوابی به این مردک بی ناموس نمی دهد؛ اما من به این خبرنگار بی ناموس جواب می دهم: آهای تاکر کارلسون بی ناموس؛ دفعۀ بعد ما مردم عزیز ایران اسلامی همۀ شما بی ناموس ها رو زیر پاهامون لِه می کنیم.۲) این خبرنگار بی ناموس می پرسه: دو تا از آیت اللّه های شما فتوا داده اند تا ترامپ ملعون رو بکُشند؛ نظر شما چیست؟ در حقیقت از این شاکی است که چرا ما می خواهیم ترامپ ملعون رو بکُشیم؟ رئیس جمهور ضعیف ما هم به جای اینکه بگه بله این فتوا صادر شده و نیز شاکی باشه که چرا ترامپ بی ناموس، رهبر عزیز ما رو تهدید به کُشتن کرده، یه جواب دیگه میده: چنین فتوایی صادر نشده و ما نمی خواهیم ترامپ بی ناموس رو بکُشیم؛ و در آخر صحبت هاش هم میگه چون ترامپ قمارباز قدرتمنده و زورش از همۀ آدم های دنیا بیشتره، ما می خواهیم باهاش صلح کنیم. ولی من جواب گستاخی های این خبرنگار بی ناموس رو می دهم: آهای تاکر کارلسون بی ناموس؛ اگه یک نخ مو از سر رهبر عزیزمان (امام خامنه ای که سایه اش بر سر ما باشد) کم بشود، سرتاسر کرۀ زمین را برای شما نا امن می کنیم و تمام زندگی شما را به آتش می کِشانیم؛ کاری می کنیم که در خواب هم آرامش نداشته باشید.۳) این خبرنگار بی ناموس می پرسه: نظر شما دربارۀ شعار مرگ بر آمریکا چیست؟؛ در حقیقت منظورش اینه که چرا مردم عزیز ایران اسلامی دائم می گویند مرگ بر آمریکا؟ رئیس جمهور ضعیف ما جواب میده: منظور ما از گفتن مرگ بر آمریکا، مرگ بر حکومت آمریکا نیست و مرگ بر مردم آمریکا هم نیست. این هم شد جواب؟!!! من به این خبرنگار بی ناموس جواب درست رو می دهم: شعار مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر حکومت شیطانی آمریکا و مرگ بر بعضی از مردم آمریکا (یعنی مرگ بر مردم بی ناموس و ظالمی که از رفتارها و سیاست های شیطانی حکومت شان حمایت می کنند)؛ بقیۀ مردم آمریکا رو که از فلسطین مظلوم دفاع می کنند دوست داریم و هرگز برای آنها مرگ نمی خواهیم.۴) این خبرنگار بی ناموس با گستاخی تمام می پرسه: اتباع ایرانی مقیم آمریکا، تروریست هایی هستند که از دولت شما دستور می گیرند؛ آیا شما به آنها دستور می دهید تا در آمریکا دست به خشونت نزنند؟ رئیس جمهور ضعیف ما اما، انصافاً جواب این گستاخی رو خوب داد و من در ادامۀ صحبت های رئیس جمهور به این خبرنگار گستاخ می گویم: ما توی کشور غصبی شما تا حالا چند تا سگ کُشته ایم که این دومین بار باشه؟!!! شما سیصد سال پیش خاک آمریکا رو به زور کُشتار مردم بومی آنجا غصب کرده اید و نیز مردم مظلوم سیاه پوست آفریقا رو به بردگی گرفتید اونوقت شما دیو صفت های نژادپرست به ما ایرانی ها می گویید تروریست؟!!! تروریست خودتی.این خبرنگار بی ناموس در این مکالمه موضع کاملاً طلبکارانه داشت؛ مسعود پزشکیان هم که انگار داشت بدهی اش رو پرداخت می کرد. مسعود پزشکیان در این مکالمه همه چیز کشور عزیزمون ایران اسلامی رو فروخت؛ عزت مون رو فروخت؛ امنیت مون رو فروخت؛ قدرت مون رو فروخت؛ خاک مون رو فروخت؛ رهبر عزیزمون رو فروخت؛ دانشمندان عزیزمون رو فروخت؛ خون شهیدان عزیزمون رو پایمال کرد؛ آب و برق مون رو فروخت؛ صنعت هسته ای مون رو فروخت؛ ذخایر اورانیوم های غنی شده مون رو فروخت؛ سفارت آمریکای جنایتکار رو وارد خاک کشور عزیزمون کرد؛ اگه هیچی بهش نگیم خلع سلاح مون هم می کنه و شاید اسرائیل کودک کُش رو هم به رسمیت بشناسه.وقتی هم که فهمیدم می خوان ذخایر اورانیوم غنی شدۀ مون رو به دشمن تقدیم کنند خونم به جوش اومد؛ هر چی پیام اعتراض آمیز توی اون وب سایت و وب سایت های دیگه ارسال کردم همه اش سانسور شد؛ سانسور شدن حرف ها مون هم که شده قوز بالای قوز؛ آخه چرا حرف های مردم رو سانسور می کنند؟!!! مگه ما ایرانی نیستیم؟! چرا به حرف مردم گوش نمی کنند؟! مگه کشور عزیز ایران اسلامی فقط مال اصلاح طلب هاست که به نظرات مردم اهمیتی نمی دهند؟!!! مگه ذخایر اورانیوم های غنی شده ارث بابای اصلاح طلب هاست که می خواهند دو دستی به دشمن قدیمش کنند؟!!! امورات داخلی کشور ما به آمریکا و اسرائیل و اروپا چه ربطی داره؟!!! چرا اینقدر راحت به دشمن اجازه می دهند که در امورات داخلی ما دخالت کنند؟!!! غیرت شان کجا رفته؟!!! دارم منفجر میشم از عصبانیت؛ این دیگه چه زندگیه؟!!! لعنت به این دنیا؛ ای کاش زنده نبودم تا این لحظات رو ببینم. ای دوستان من، شما که دست تون میرسه یه کاری بکنید؛ نگذارید عزت مون لگد مال بشه. این اصلاح طلب های تهی مغز و خائن، هر وقت فرصت گیرشون میاد می خوان کل دارایی های مملکت رو دو دستی تقدیم دشمن کنند. دیگه داره حالم به هم می خوره از دست این اصلاح طلب های خائن. شهید رئیسی آدم خوبی بود قدرش رو ندونستیم؛ خداوند یکتا رحمتش کنه. ۴۷ سال زحمت کشیدیم تا توانستیم اورانیوم غنی کنیم و آدم های بی گناه زیادی هم توی این راه از دست دادیم؛ اونوقت این اصلاح طلب های خائن می خواهند همه اش رو دو دستی تقدیم دشمن کنند.آهای آقای ایروانی (نمایندۀ دائم ایران اسلامی در سازمان ملل متحد)؛ شما خیلی غلط می کنید که می خواهید اورانیوم غنی‌شده ۲۰ و ۶۰ درصد را به خارج از کشور ارسال کنید!!! ؛ مگه ایران اسلامی فقط مال شماست که بدون مشورت کردن با مردم هر تصمیمی که دلتون خواست می گیرید؟!!! مگه ذخایر اورانیوم غنی شده ارث بابای شماست که می خواهید به دشمن تحویلش بدهید؟!!!مسعود پزشکیان از روزی که شده رئیس جمهور، دائم وعده میده که: «تمام تلاشم را می کنم تا عزت و سربلندی مردم عزیز ایران حفظ بشه» ؛ اما برعکسش رو انجام میده. «قطع کردن برق و آب و گاز و تلفن و اینترنت» و «کم کردن یارانۀ فقیران به جای حذف کردن یارانۀ ثروتمندان» و «تأخیر در پرداخت کردن حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی» و «تقدیم کردن ذخایر اورانیوم غنی شده به دشمن» و «ضعیف نشان دادن مردم عزیز ایران اسلامی در مقابل تاکر کارلسون» و «مذاکره با دشمن آمریکایی» کجاش عزته؟!!! کجاش سربلندیه؟!!! پس کجاست اون عزت و سربلندی که وعده اش رو داده است؟!!! اینطور که معلومه ایشون عزت و سربلندی ما رو در تسلیم شدن می دونه.من از بازنشستگان تأمین اجتماعی [به جز کمیته امداد و بهزیستی] فقیرتر سراغ ندارم؛ به تازگی یک چهارم از یارانۀ بازنشستگان تأمین اجتماعی رو کم کرده اند.ما به عنوان خریدار برق، هر ماه [به جز پرداخت هزینۀ میزان مصرف] پولی رو هم با عنوان خرید برق (یعنی هزینۀ سوخت نیروگاهی + هزینۀ بیمه + مالیات + آبونمان + عوارض) به شرکت تولید و توزیع برق پرداخت می کنیم و آن ها هم به عنوان فروشنده وظیفه دارند کالایی که فروخته اند (یعنی برق) رو به مشتری تحویل بدهند؛ پس بنابراین آن ها حق ندارند روزی ۲ بار برق رو بر روی مردم عزیز ایران اسلامی قطع کنند. این کار خلاف قوانین الهی (سورۀ مبارکۀ مطففین آیات ۱ تا ۱۱ و سورۀ مبارکۀ شعرا آیات ۱۸۱ تا ۱۸۳) است. آن ها با این کار به مردم عزیز ایران اسلامی خسارت های جبران ناپذیری رو وارد می کنند و باید خسارت بپردازند.مشکل اساسی دنیای ما این است که هیچ کس سر جای خودش نیست؛ آخه چرا یک پزشک جراح و یا یک بازیگر تئاتر می شود رئیس جمهور؟! و یا چرا یک مرد نره خر می شود پزشک زنان و زایمان؟! بیایید یک کاری کنیم تا نسل های آینده، تُف و لعنت برای مان نفرستند.حالا مسعود پزشکیان رو چه کسی رئیس جمهور کرد؟ جواب این سؤال رو در فیلم زیر ببینید و بشنوید:https://www.aparat.com/v/zluj3eyسخن پایانی: حالا به نظر من، ما باید یک پویش راه بیندازیم تا بتوانیم به سلامت از این بحران ها عبور کنیم:پویش های عزل رئیس جمهور ؛ نه به اصلاح طلبان ؛ نه به مذاکرۀ با آمریکانظر شما دربارۀ راه اندازی این پویش چیه؟</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jul 2025 18:13:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش ساخت ماشین حساب با کدهای اچ تی ام ال</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DA%86-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84-r0j7m76piahi</link>
                <description>بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِبرای ساختن این ماشین حساب مراحل زیر را انجام بدهید:1) برنامۀ Notepad را در کامپیوتر باز کنید. اگر نمی دانید این برنامه کجاست به این آدرس بروید:C:\Windows\System32\notepad.exe2) کدهای زیر را کپی کنید و در برنامۀ Notepad جای گذاری کنید.3) از منوی File گزینۀ Save As را بزنید.4) از قسمت سمت چپ پنجره، محل ذخیرۀ فایل را مشخص کنید.5) در جعبۀ متنی File name به جای عبارت txt.* عبارت Mashin hesab.html را بنویسید.6) برای پشتیبانی از زبان فارسی از منوی کشویی Encoding گزینۀ utf-8 را انتخاب کنید.7) در پایان بر روی دکمۀ Save کلیک کنید.&lt;html&gt;&lt;head&gt;&lt;meta http-equiv=&quot;Content-Type&quot; content=&quot;text/html; charset=utf-8&quot; /&gt;&lt;title&gt;ماشین حساب&lt;/title&gt;&lt;script type=&quot;text/javascript&quot;&gt;function m1(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;7&quot;}function m2(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;8&quot;}function m3(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;9&quot;}function m4(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;4&quot;}function m5(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;5&quot;}function m6(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;6&quot;}function m7(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;1&quot;}function m8(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;2&quot;}function m9(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;3&quot;}function m10(){adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;0&quot;}function m11(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null){adadeaval.value=&quot;0.&quot;button11.disabled=&quot;disabled&quot;;}else {adadeaval.value=adadeaval.value+&quot;.&quot;button11.disabled=&quot;disabled&quot;;}}function m12(){adadeaval.value=&quot;-&quot;}function m13(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;7&quot;}function m14(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;8&quot;}function m15(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;9&quot;}function m16(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;4&quot;}function m17(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;5&quot;}function m18(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;6&quot;}function m19(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;1&quot;}function m20(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;2&quot;}function m21(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;3&quot;}function m22(){adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;0&quot;}function m23(){if (adadedovome.value==&#x27;&#x27; || adadedovome.value==null ){adadedovome.value=&quot;0.&quot;button23.disabled=&quot;disabled&quot;;}else {adadedovome.value=adadedovome.value+&quot;.&quot;button23.disabled=&quot;disabled&quot;;}}function m24(){adadedovome.value=&quot;-&quot;}function m25(){amalgar.value=&quot;+&quot;}function m26(){amalgar.value=&quot;-&quot;}function m27(){amalgar.value=&quot;×&quot;}function m28(){amalgar.value=&quot;÷&quot;}function m29(){amalgar.value=&quot;%&quot;}function m30(){amalgar.value=&quot;&quot;adadeaval.value=&quot;&quot;adadedovome.value=&quot;&quot;natije.value=&quot;&quot;button.disabled=&quot;&quot;;button37.disabled=&quot;&quot;;button38.disabled=&quot;&quot;;button39.disabled=&quot;&quot;;button40.disabled=&quot;&quot;;button51.disabled=&quot;&quot;;button52.disabled=&quot;&quot;;button53.disabled=&quot;&quot;;button54.disabled=&quot;&quot;;button56.disabled=&quot;&quot;;button11.disabled=&quot;&quot;;button23.disabled=&quot;&quot;;}function m31(){hafeze.value=&quot;&quot;}function m32(){adadeaval.value=&quot;&quot;}function m33(){adadedovome.value=&quot;&quot;}function m34(){natije.value=&quot;&quot;}function m35(){if (hafeze.value==&#x27;&#x27; || hafeze.value==null){alert&#40;&quot;عملیات ذخیره نشده است&quot;&#41;}else{adadeaval.value=hafeze.valuehafeze.value=&quot;&quot;adadedovome.value=&quot;&quot;amalgar.value=&quot;&quot;natije.value=&quot;&quot;}}function m36(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null,adadedovome.value==&#x27;&#x27; || adadedovome.value==null,amalgar.value==&#x27;&#x27; || amalgar.value==null,natije.value==&#x27;&#x27; || natije.value==null){alert&#40;&quot;عملیات انجام نشده است&quot;&#41;}else{hafeze.value=natije.valueadadeaval.value=&quot;&quot;adadedovome.value=&quot;&quot;amalgar.value=&quot;&quot;natije.value=&quot;&quot;}}function m37(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null,adadedovome.value==&#x27;&#x27; || adadedovome.value==null,amalgar.value==&#x27;&#x27; || amalgar.value==null,natije.value==&#x27;&#x27; || natije.value==null){alert&#40;&quot;عملیات انجام نشده است&quot;&#41;}else{var b1=natije.valuenatije.value=(Math.ceil(b1))button37.disabled=&quot;disabled&quot;;button.disabled=&quot;disabled&quot;;}}function m38(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null,adadedovome.value==&#x27;&#x27; || adadedovome.value==null,amalgar.value==&#x27;&#x27; || amalgar.value==null,natije.value==&#x27;&#x27; || natije.value==null){alert&#40;&quot;عملیات انجام نشده است&quot;&#41;}else{var b2=natije.valuenatije.value=(Math.floor(b2))button38.disabled=&quot;disabled&quot;;button.disabled=&quot;disabled&quot;;}}function m39(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null,adadedovome.value==&#x27;&#x27; || adadedovome.value==null,amalgar.value==&#x27;&#x27; || amalgar.value==null,natije.value==&#x27;&#x27; || natije.value==null){alert&#40;&quot;عملیات انجام نشده است&quot;&#41;}else{var b3=natije.valuenatije.value=(Math.round(b3))button39.disabled=&quot;disabled&quot;;button.disabled=&quot;disabled&quot;;}}function m40(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null,adadedovome.value==&#x27;&#x27; || adadedovome.value==null || adadedovome.value==&quot;(Euler) در مبنای عدد نپر&quot;){alert&#40;&quot;اعداد وارد نشده است&quot;&#41;}else{var x=adadeaval.valuevar y=adadedovome.valuenatije.value=(Math.pow(x,y))adadedovome.value=adadedovome.value+&quot; به توان&quot;amalgar.value=&quot;توان&quot;button40.disabled=&quot;disabled&quot;;}if (natije.value==&quot;NaN&quot;){alert&#40;&quot;لطفاً با استفاده از دکمۀ C عملیات قبلی را پاک کنید&quot;&#41;}}function m41(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null){alert&#40;&quot;لطفاً عدد اول را وارد کنید&quot;&#41;}else{var b4=adadeaval.value;natije.value=(Math.sqrt(Number(b4)))adadedovome.value=&quot;&quot;amalgar.value=&quot;جذر&quot;}}function m42(){adadeaval.value=Number(2);adadedovome.value=&quot;(Euler) در مبنای عدد نپر&quot;natije.value=(Math.LOG2E)amalgar.value=&quot;لگاریتم&quot;button51.disabled=&quot;disabled&quot;;}function m43(){adadeaval.value=Number(10);adadedovome.value=&quot;(Euler) در مبنای عدد نپر&quot;natije.value=(Math.LOG10E)amalgar.value=&quot;لگاریتم&quot;button52.disabled=&quot;disabled&quot;;}function m44(){adadeaval.value=(Math.E)adadedovome.value=&quot;2 در مبنای&quot;natije.value=(Math.LN2)amalgar.value=&quot;لگاریتم&quot;button53.disabled=&quot;disabled&quot;;}function m45(){adadeaval.value=(Math.E)adadedovome.value=&quot;10 در مبنای&quot;natije.value=(Math.LN10)amalgar.value=&quot;لگاریتم&quot;button54.disabled=&quot;disabled&quot;;}function m46(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null){alert&#40;&quot;لطفاً عدد اول را وارد کنید&quot;&#41;}else{var b5=adadeaval.value;natije.value=(Math.log(Number(b5)));adadedovome.value=&quot;(Euler) در مبنای عدد نپر&quot;amalgar.value=&quot;لگاریتم&quot;}}function m47(){if (adadedovome.value==&#x27;&#x27; || adadedovome.value==null || adadedovome.value==&quot;(Euler) در مبنای عدد نپر&quot;){alert&#40;&quot;لطفاً عدد دوم را وارد کنید&quot;&#41;}else{var b6=adadedovome.value;adadeaval.value=(Math.E);natije.value=(Math.exp(Number(b6)));amalgar.value=&quot;توان&quot;adadedovome.value=adadedovome.value+&quot; به توان&quot;button56.disabled=&quot;disabled&quot;;}if (natije.value==&quot;NaN&quot;){alert&#40;&quot;لطفاً با استفاده از دکمۀ C عملیات قبلی را پاک کنید&quot;&#41;}}function m48(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null,adadedovome.value==&#x27;&#x27; || adadedovome.value==null){alert&#40;&quot;اعداد وارد نشده است&quot;&#41;}else{var b7=adadeaval.value;var b8=adadedovome.value;natije.value=(Math.atan2(b7,b8));amalgar.value=&quot;آرک تانژانت تتا&quot;}}function m49(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null){alert&#40;&quot;لطفاً عدد اول را وارد کنید&quot;&#41;}else{var b9=adadeaval.value;natije.value=(Math.atan(b9));amalgar.value=&quot;آرک تانژانت&quot;adadedovome.value=&quot;&quot;}}function m50(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null){alert&#40;&quot;لطفاً عدد اول را وارد کنید&quot;&#41;}else{var b10=adadeaval.value;natije.value=(Math.asin(b10));amalgar.value=&quot;آرک سینوس&quot;adadedovome.value=&quot;&quot;}}function m51(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null){alert&#40;&quot;لطفاً عدد اول را وارد کنید&quot;&#41;}else{var b11=adadeaval.value;natije.value=(Math.acos(b11));amalgar.value=&quot;آرک کسینوس&quot;adadedovome.value=&quot;&quot;}}function m52(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null){alert&#40;&quot;لطفاً عدد اول را وارد کنید&quot;&#41;}else{var b12=adadeaval.value;natije.value=(Math.tan(b12));amalgar.value=&quot;تانژانت زاویه&quot;adadedovome.value=&quot;&quot;}}function m53(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null){alert&#40;&quot;لطفاً عدد اول را وارد کنید&quot;&#41;}else{var b13=adadeaval.value;natije.value=(Math.cos(b13));amalgar.value=&quot;کسینوس زاویه&quot;adadedovome.value=&quot;&quot;}}function m54(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null){alert&#40;&quot;لطفاً عدد اول را وارد کنید&quot;&#41;}else{var b14=adadeaval.value;natije.value=(Math.sin(b14));amalgar.value=&quot;سینوس زاویه&quot;adadedovome.value=&quot;&quot;}}function P1(){adadeaval.value=(Math.PI)}function P2(){adadedovome.value=(Math.PI)}function Neper1(){adadeaval.value=(Math.E)}function Neper2(){adadedovome.value=(Math.E)}function Help(){window.alert&#40;&quot;● قبل از فراخوانی حافظه، اگر دکمه ای غیر فعال باشد آن را با دکمۀ (سی&#41; فعال کنید. ● دکمۀ (سی): فعال سازی دکمه ها و پاک کردن عملیات انجام شده. ● دکمۀ (ام سی): حافظه را پاک می کند. ● دکمۀ (سی 1): عدد اول را پاک می کند. ● دکمۀ (سی 2): عدد دوم را پاک می کند. ● دکمۀ (سی 3): نتیجه را پاک می کند.&quot;)}function m(){if (adadeaval.value==&#x27;&#x27; || adadeaval.value==null,adadedovome.value==&#x27;&#x27; || adadedovome.value==null){alert&#40;&quot;اعداد وارد نشده است&quot;&#41;}if (amalgar.value==&#x27;&#x27; || amalgar.value==null){alert&#40;&quot;نوع عملگر مشخص نشده است&quot;&#41;}var n1=adadeaval.value;var n2=adadedovome.value;switch(amalgar.value){case&quot;+&quot;:natije.value=Number(n1)+Number(n2);break;case&quot;×&quot;:natije.value=Number(n1)*Number(n2);break;case&quot;-&quot;:natije.value=Number(n1)-Number(n2);break;case&quot;÷&quot;:natije.value=Number(n1)/Number(n2);break;case&quot;%&quot;:natije.value=Number(n1)/Number(100)*Number(n2);adadedovome.value=adadedovome.value+&quot; در صد&quot;;button.disabled=&quot;disabled&quot;;break;}}&lt;style type=&quot;text/css&quot;&gt;body{background: #EADCAE;margin: 0;padding: 0;color: #000;font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif;font-size: 16px;}h1, h2, h3, h4, h5, h6, p{margin-top: 0;padding-right: 15px;padding-left: 15px;}a:link {text-decoration: underline;}a:visited {text-decoration: underline;}a:hover, a:active, a:focus {text-decoration: none;}.Input-Button{text-align:center;font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;}.Input-text1{text-align:center;font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;background-color: #FFFFCC;}.Input-text2{text-align:left;font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;background-color: #FFFFCC;}.textarea{font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;background-color: #FFFFCC;}.FA-Right{direction:rtl;text-align:right;}.FA-Left{direction:rtl;text-align:left;}.FA-Center{direction:rtl;text-align:center;}.en-right{direction:ltr;text-align:right;}.en-left{direction:ltr;text-align:left;}.en-center{direction:ltr;text-align:center;}&lt;/style&gt;&lt;/head&gt;&lt;body&gt;&lt;br/&gt;&lt;p class=&quot;FA-Center&quot;&gt;بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;FA-Center&quot;&gt;مـاشـیـن حـسـاب&lt;/p&gt;&lt;table width=&quot;620&quot; border=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;5&quot; cellspacing=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot; bgcolor=&quot;#CCCCCC&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;table width=&quot;650&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot; cellpadding=&quot;0&quot; cellspacing=&quot;0&quot; bgcolor=&quot;#CCCCCC&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width=&quot;100&quot;&gt;&lt;input type=&quot;text&quot; name=&quot;amalgar&quot; id=&quot;amalgar&quot; size=&quot;16&quot; maxlength=&quot;16&quot; class=&quot;Input-text1&quot; /&gt;عملگر&lt;/td&gt;&lt;td width=&quot;140&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/td&gt;&lt;td width=&quot;112&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button1&quot; id=&quot;button1&quot; value=&quot;7&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m1()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button2&quot; id=&quot;button2&quot; value=&quot;8&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m2()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button3&quot; id=&quot;button3&quot; value=&quot;9&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m3()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button13&quot; id=&quot;button13&quot; value=&quot;7&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m13()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button14&quot; id=&quot;button14&quot; value=&quot;8&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m14()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button15&quot; id=&quot;button15&quot; value=&quot;9&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m15()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;text&quot; name=&quot;adadeaval&quot; id=&quot;adadeaval&quot; size=&quot;30&quot; maxlength=&quot;25&quot; class=&quot;Input-text2&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&amp;nbsp;عدد اول&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button4&quot; id=&quot;button4&quot; value=&quot;4&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m4()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button5&quot; id=&quot;button5&quot; value=&quot;5&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m5()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button6&quot; id=&quot;button6&quot; value=&quot;6&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m6()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button16&quot; id=&quot;button16&quot; value=&quot;4&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m16()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button17&quot; id=&quot;button17&quot; value=&quot;5&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m17()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button18&quot; id=&quot;button18&quot; value=&quot;6&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m18()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;text&quot; name=&quot;adadedovome&quot; id=&quot;adadedovome&quot; size=&quot;30&quot; maxlength=&quot;25&quot; class=&quot;Input-text2&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&amp;nbsp;عدد دوم&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button7&quot; id=&quot;button7&quot; value=&quot;1&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m7()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button8&quot; id=&quot;button8&quot; value=&quot;2&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m8()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button9&quot; id=&quot;button9&quot; value=&quot;3&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m9()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button19&quot; id=&quot;button19&quot; value=&quot;1&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m19()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button20&quot; id=&quot;button20&quot; value=&quot;2&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m20()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button21&quot; id=&quot;button21&quot; value=&quot;3&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m21()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;text&quot; name=&quot;natije&quot; id=&quot;natije&quot; size=&quot;30&quot; maxlength=&quot;25&quot; class=&quot;Input-text2&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&amp;nbsp;نتیجه&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button10&quot; id=&quot;button10&quot; value=&quot;0&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m10()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button11&quot; id=&quot;button11&quot; value=&quot;.&quot; title=&quot;عدد اول&quot; =&quot;m11()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button12&quot; id=&quot;button12&quot; value=&quot;+/-&quot; title=&quot;عدد اول ؛ با این دکمه عدد منفی بنویسید&quot; =&quot;m12()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button22&quot; id=&quot;button22&quot; value=&quot;0&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m22()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button23&quot; id=&quot;button23&quot; value=&quot;.&quot; title=&quot;عدد دوم&quot; =&quot;m23()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button24&quot; id=&quot;button24&quot; value=&quot;+/-&quot; title=&quot;عدد دوم ؛ با این دکمه عدد منفی بنویسید&quot; =&quot;m24()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;input type=&quot;text&quot; name=&quot;hafeze&quot; id=&quot;hafeze&quot; size=&quot;30&quot; maxlength=&quot;25&quot; class=&quot;Input-text2&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&amp;nbsp;حافظه&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button25&quot; id=&quot;button25&quot; value=&quot;+&quot; =&quot;m25()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button26&quot; id=&quot;button26&quot; value=&quot;-&quot; =&quot;m26()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button27&quot; id=&quot;button27&quot; value=&quot;×&quot; =&quot;m27()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button28&quot; id=&quot;button28&quot; value=&quot;÷&quot; =&quot;m28()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button29&quot; id=&quot;button29&quot; value=&quot;%&quot; =&quot;m29()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button&quot; id=&quot;button&quot; value=&quot;=&quot; =&quot;m()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button35&quot; id=&quot;button35&quot; value=&quot;فراخوانی حافظه&quot; title=&quot;انجام عملیات جدید&quot; =&quot;m35()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button30&quot; id=&quot;button30&quot; value=&quot;C&quot; title=&quot;فعال سازی دکمه ها و پاک کردن عملیات انجام شده&quot; =&quot;m30()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button31&quot; id=&quot;button31&quot; value=&quot;MC&quot; title=&quot;حافظه پاک شود&quot; =&quot;m31()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button32&quot; id=&quot;button32&quot; value=&quot;C1&quot; title=&quot;عدد اول پاک شود&quot; =&quot;m32()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button33&quot; id=&quot;button33&quot; value=&quot;C2&quot; title=&quot;عدد دوم پاک شود&quot; =&quot;m33()&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button34&quot; id=&quot;button34&quot; value=&quot;C3&quot; title=&quot;نتیجه پاک شود&quot; =&quot;m34()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button36&quot; id=&quot;button36&quot; value=&quot;ذخیره&quot; title=&quot;ذخیره کردن نتیجۀ عملیات&quot; =&quot;m36()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button62&quot; id=&quot;button62&quot; value=&quot;راهنما&quot; title=&quot;Help&quot; =&quot;Help()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;Exit&quot; id=&quot;Exit&quot; value=&quot;خروج&quot; class=&quot;Input-Button&quot; =&quot;window.close()&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button37&quot; id=&quot;button37&quot; value=&quot;گرد کردن عدد اعشاری به بزرگ ترین عدد صحیح&quot; =&quot;m37()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button45&quot; id=&quot;button45&quot; value=&quot;(مقدار ثابت عدد پی (جعبۀ اول&quot; title=&quot;PI (π)&quot; =&quot;P1()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button38&quot; id=&quot;button38&quot; value=&quot;گرد کردن عدد اعشاری به کوچک ترین عدد صحیح&quot; =&quot;m38()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button46&quot; id=&quot;button46&quot; value=&quot;(مقدار ثابت عدد پی (جعبۀ دوم&quot; title=&quot;PI (π)&quot; =&quot;P2()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button39&quot; id=&quot;button39&quot; value=&quot;گرد کردن عدد اعشاری به نزدیک ترین عدد صحیح&quot; =&quot;m39()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button48&quot; id=&quot;button48&quot; value=&quot;(جعبۀ اول) (Euler) مقدار ثابت عدد نپر&quot; title=&quot;E (Euler)&quot; =&quot;Neper1()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button53&quot; id=&quot;button53&quot; value=&quot;در مبنای عدد 2 (Euler) لگاریتم عدد ثابت نپر&quot; =&quot;m44()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button49&quot; id=&quot;button49&quot; value=&quot;(جعبۀ دوم) (Euler) مقدار ثابت عدد نپر&quot; title=&quot;E (Euler)&quot; =&quot;Neper2()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button54&quot; id=&quot;button54&quot; value=&quot;در مبنای عدد 10 (Euler) لگاریتم عدد ثابت نپر&quot; =&quot;m45()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button58&quot; id=&quot;button58&quot; value=&quot;(آرک سینوس (جعبۀ اول&quot; title=&quot;asin&quot; =&quot;m50()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button55&quot; id=&quot;button55&quot; value=&quot;آرک تانژانت تتا بین دو نقطه&quot; title=&quot;atan2&quot; =&quot;m48()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button51&quot; id=&quot;button51&quot; value=&quot;(Euler) لگاریتم عدد 2 در مبنای عدد ثابت نپر&quot; =&quot;m42()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button59&quot; id=&quot;button59&quot; value=&quot;(آرک کسینوس (جعبۀ اول&quot; title=&quot;acos&quot; =&quot;m51()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button57&quot; id=&quot;button57&quot; value=&quot;(آرک تانژانت (جعبۀ اول&quot; title=&quot;atan&quot; =&quot;m49()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button52&quot; id=&quot;button52&quot; value=&quot;(Euler) لگاریتم عدد 10 در مبنای عدد ثابت نپر&quot; =&quot;m43()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button61&quot; id=&quot;button61&quot; value=&quot;(سینوس زاویه (جعبۀ اول&quot; title=&quot;sinθ (Radians)&quot; =&quot;m54()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button60&quot; id=&quot;button60&quot; value=&quot;(تانژانت زاویه (جعبۀ اول&quot; title=&quot;tanθ (Radians)&quot; =&quot;m52()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button50&quot; id=&quot;button50&quot; value=&quot;(Euler) لگاریتم عدد اول در مبنای عدد ثابت نپر&quot; =&quot;m46()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button41&quot; id=&quot;button41&quot; value=&quot;(کسینوس زاویه (جعبۀ اول&quot; title=&quot;cosθ (Radians)&quot; =&quot;m53()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button40&quot; id=&quot;button40&quot; value=&quot;به توان رساندن&quot;  title=&quot;به توان رساندن عدد اول به عدد دوم&quot; =&quot;m40()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button47&quot; id=&quot;button47&quot; value=&quot;جذر عدد اول&quot; title=&quot;(sqrt) رادیکال&quot; =&quot;m41()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&lt;input type=&quot;submit&quot; name=&quot;button56&quot; id=&quot;button56&quot; value=&quot;به توان عدد دوم (Euler) محاسبۀ عدد ثابت نپر&quot; =&quot;m47()&quot; class=&quot;Input-Button&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class=&quot;FA-Center&quot;&gt;اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ&lt;/p&gt;&lt;/body&gt;&lt;/html&gt;برای استفاده از این ماشین حساب مراحل زیر را انجام بدهید:بر روی فایل کلیک راست کرده و از منوی Open with گزینۀ Google Chrome یا Firefox را انتخاب کنید.این ماشین حساب قابل حمل بوده و می توانید در حافظۀ موبایل تان ذخیره اش کنید و ازش استفاده کنید.یک مسئله مهم:وقتی که داشتم کدهای بالا رو می نوشتم به دلیل وجود یک مشکل فنی هر چی سعی کردم نتوانستم کلمۀ اُون کلیک و برچسب پایانی اسکریپت رو بنویسم؛ به همین دلیل از شما عذرخواهی می کنم. در تصویر زیر محل نوشتن آنها رو مشخص کردم:ماشین حساب   آموزش سیم کشی برق کولرهای آبی https://www.aparat.com/v/i60d9n7اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِین</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2024 20:00:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثبات وجود قیامت</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-li71ofxeuatc</link>
                <description>سورۀ مبارکۀ حج آیۀ 7 بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِمعاد چیست؟معاد از اصول دین اسلام به معنای بازگرداندن انسان پس از مرگ به زندگی در روز قیامت است. بنابر این اصل، ھمه انسان ھا در روز قیامت دوباره زنده می شوند اعمال آن ھا در پیشگاه الھی سنجیده می گردد و به کیفر بدکاری یا به پاداش درستکاری خود می رسند. معاد در دین اسلام، اھمیت بسیاری دارد و حدود یک سوم آیات قرآن کریم، درباره معاد و مسائل پیرامونی آن است. اعتقاد به این اصل، نقشی مھم در رفتار مسلمانان و میل آنان به نیکوکاری و دوری از کارھای ناشایست دارد. بر اساس آیات قرآن و روایات، معاد روحانی و جسمانی است ھر چند در مورد کیفیت جسم در قیامت اختلاف نظر وجود دارد. مھمترین اشکال ھایی که در مورد این اصل مطرح شده است شبھه آکل و ماکول، شبھه اعاده معدوم و شبھه در مورد علم و قدرت خداوند است. قرآن کریم، برای اثبات امکان معاد به چند نمونه مشابه (مانند زنده شدن برخی انسان ھا در دنیا، زنده شدن برخی حیوانات در دنیا و زنده شدن زمین و گیاھان بعد از بین رفتن و خاک شدن) اشاره دارد. معاد با چند دلیل عقلی (مانند دلیل حکمت، دلیل عدالت، دلیل رحمت) اثبات می شود.مفھوم شناسیمعاد در اصطلاح متکلمان بازگشت روح به جسم در قیامت و زنده شدن دوباره او است تا به اعمال او رسیدگی شود؛ نیکوکاران به بھشت و نعمت ھای جاودانی و بدکاران به کیفر و عذاب خود برسند. سعدالدین تفتازانی، از عالمان اھل سنت در قرن ھشتم قمری، چھار معنا برای معاد ذکر کرده است: بازگشت به وجود پس از فنا، جمع شدن اجزاء بدن پس از پراکندگی آن ھا، بازگشت به حیات پس از مرگ و بازگشت روح به بدن پس از جدایی آن ھا. به گفته علامه مجلسی، معاد در لغت یا مصدر میمی است یا اسم زمان و یا اسم مکان و بر این اساس به سه معنا آمده است: بازگشت چیزی به جائى يا به حالى كه از آن منتقل شده، زمان بازگشت، مکان بازگشت.اھمیت اعتقاد به معاداعتقاد به معاد، از دو جھت در زندگی انسان تأثیر دارد.١) در زندگی فردی:نحوه عملکرد انسان، به تشخیص اھداف شخص از زندگی بستگی دارد. شناخت ھدف نھایی زندگی برای رسیدن، نقش اساسی را در جھت دادن به فعالیت ھا و انتخاب و گزینش کارھا دارد. کسی که زندگی را تنھا منحصر در زندگی دنیایی می پندارد، تمام تلاش خود را برای رسیدن به لذت ھای مادی و بھره مندی بیشتر از نعمت ھای دنیا به کار می بندد. در مقابل، کسی که حقیقت خود را فراتر از پدیده ھای مادی می داند و مرگ را پایان زندگی نمی داند برنامه زندگی اش را به گونه ای طرح و اجرا می کند که ھر چه بیشتر و بھتر برای زندگی ابدیش سودمند باشد.٢) در زندگی اجتماعی:تأثیر نگاه انسان به زندگی و اعتقاد به جھانی دیگر، در زندگی اجتماعی و رفتارھای متقابل افراد نسبت به یکدیگر نیز تأثیر به سزائی دارد و اعتقاد به حیات اخروی و پاداش و کیفر ابدی، نقش مھمی را در رعایت حقوق دیگران و احساس و ایثار نسبت به نیازمندان، بازی می کند. در جامعه ای که چنین اعتقادی زنده باشد برای اجرای قوانین و مقررات عادلانه و جلوگیری از ظلم و تجاوز به دیگران، کمتر نیاز به اِعمال زور و فشار خواھد بود و به صورت طبیعی، در صورتی که این اعتقاد، جھانی و ھمگانی شود، مشکلات بین المللی ھم به صورت چشمگیری کاھش خواھد یافت.اھمیت این اصل اعتقادی تا آنجاست که حتی اعتقاد به توحید، به تنھایی و بدون اعتقاد به معاد، نمی تواند تأثیر کامل و گسترده ای در بخشیدن جھت مطلوب به زندگی داشته باشد. ھمین مسئله به روشنی راز توجه شدید و تأکید ادیان آسمانی و به خصوص دین اسلام به آن، و تلاش فراوان پیامبران الھی (ع) برای محکم شدن این عقیده در دل مردم را آشکار می کند.وابستگی معاد به مسئله روحدر صورتی می توان تصویر صحیحی از معاد و زندگی پس از مرگ داشت که درک درستی از چیستی روح و رابطه آن با بدن داشته باشیم. در این نگاه، روح را غیر از بدن و خواص آن دانسته اند. در این رویکرد، توجه و قبول چند نکته در مورد روح لازم است:پذیرفتن وجود روح.پذیرفتن اینکه روح، امری است جوھری نه از قبیل اعراض بدن.پذیرفتن اینکه روح، از بدن مستقل است و بعد از متلاشی شدن بدن باقی می ماند.پذیرفتن اینکه ترکیب انسان از روح و بدن از آن دست ترکیب ھایی نیست که با از بین رفتن یک جزء از آن، جزء دیگر نیز نابود بشود. بلکه روح، بخش اصلی انسان است و تا آن، باقی باشد انسانیت انسان و شخصیت شخص، محفوظ خواھد بود.به ھمین جھت است که عوض شدن سلول ھای بدن، آسیبی به وحدت شخص نمی رساند؛ زیرا ملاک وحدت حقیقی انسان، ھمان وحدت روح اوست. ھمین امر است که در ھنگام مرگ، توسط ملک الموت قبض می شود، در حالی که بدن این انسان، به مرور پوسیده شده و از بین می رود. قرآن کریم با اشاره به این حقیقت در پاسخ منکرین معاد که می گفتند: «چگونه ممکن است انسان بعد از متلاشی شدن اجزای بدنش حیات جدیدی بیابد؟» می فرماید: قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُ كِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ ؛ بگو فرشته مرگ که مأمور قبض روح شماست جان شما را می گیرد و پس از مرگ به سوی خدای خود بازگردانیده می شوید. «سورۀ مبارکۀ سجده آیۀ ٣٢»نظرات مختلف در مورد معادگفته شده در پذیرش اصل معاد میان مسلمانان اختلافی وجود ندارد؛ اما در کیفیت و حقیقت آن اختلافاتی ھست. درباره چگونگی معاد نظرات مختلفی ارائه شده است که عبارتند از:١) معاد روحانی:فیلسوفان مشاء که اعتقاد به معاد جسمانی را غیر قابل قبول می دانستند، معتقد بودند که معاد عبارت است از بازگشت روح انسان، بدون اینکه جسم انسان بازگشتی داشته باشد. جسم انسان، پس از مرگ نیست و نابود می شود و تبدیل به خاک می شود و تنھا روح است که باقی می ماند. البته به اعتقاد ابن سینا، بزرگترین فیلسوف مشاء، با وجود اینکه از نظر عقلی، بازگرداندن جسم در روز قیامت قابل اثبات نیست، ولی چون پیامبر اکرم (ص) از آن خبر داده است، ھمین برای ما حجت است و باید به آن معتقد شد.٢) معاد جسمانی:بر اساس این رویکرد، بدن انسان تشکیل دھنده تمام حقیقت انسان است و پس از مرگ متلاشی می شود. ھنگام قیامت، این بدن متلاشی شده با توجه به علم و قدرت مطلق خداوند بازسازی شده و باز می گردد. در این دیدگاه، روح بازگشتی ندارد. به گفته فیاض لاھیجی، بیشتر متکلمان چنین دیدگاھی دارند.٣) معاد جسمانی و روحانی:این دیدگاه، جمع دو دیدگاه پیشین است و به محققان از متکلمان و حکمای مسلمان نسبت داده شده است. طرفداران این دیدگاه، نظر خود را به چندین صورت ارائه کرده اند:بازگشت روح به بدن مادی دنیایی.بازگشت روح به بدن مثالی.بازگشت بدن عنصری به سمت روح مجرد.بازگشت روح به بدن عنصری تکامل یافته.بازگشت روح به بدنی متناسب با ملکات خود.بازگشت روح با بدن ھورقلیایی.انکار معادمتکلمین قدیم فکر می کردند انسانی که می میرد، کاملاً از بین می رود. فیاض لاھیجی انکار معاد را به فیلسوفان طبیعت گرای قدیم نسبت داده است.اثبات معادبرای اثبات معاد دو دسته دلیل می توان بیان کرد. دسته اول، ضرورت وجود جھانی دیگر را اثبات می کند و دسته دوم، با کمک آیات و روایات و با بیان موارد مشابه، ممکن بودن آن را نمایان می کند.دلایل ضرورت معاد١) دلیل فطرت:این دلیل از چند مقدمه تشکیل شده است و از میل فطری عمومی بین انسان ھا برای اثبات معاد بھره می گیرد:ھر انسانی میل به بقا و ماندگاری دارد.خداوند ھیچ میلی را در انسان بیھوده نیافریده است؛ زیرا خداوند حکیم است و حکیم کار بیھوده و لغو انجام نمی دھد.این دنیا، بقاء و جاودانگی ندارد.بنابراین، لازم است جھانی ابدی وجود داشته باشد تا میل به بقای انسان، در آن برآورده شود.٢) دلیل حکمت:جھان و انسان، آفریده خداوند است.آفرینش خداوند، مانند سایر کارھای او، بی ھدف و بیھوده نیست.خداوند، جھان را به صورتی آفریده که بیشترین خیر و کمال را برای بندگانش ایجاد کند.جھان مادی، مجموعه از خیر و شر است که با یکدیگر ناسازگاری و درگیری دارند.انسان، دارای روح قابل بقاء و ماندگاری است و می تواند به کمالی جاودانی برسد.اگر زندگانی انسان منحصر در ھمین زندگی دنیایی باشد، ھدف خداوند از آفرینش انسان و جھان تأمین نمی شود و در این صورت این سؤال مطرح می شود که چرا خداوند می سازد و از میان می برد.بنابراین، با توجه به قطعی بودن حکمت خداوند، حتماً باید جھانی دیگر ورای این دنیای مادی باشد تا حکمت و ھدف او از آفرینش تأمین شود. به خصوص با توجه به رنج ھایی که در زندگی دنیا وجود دارد که اگر جھانی دیگر نباشد که مانند زندگی دنیا مستلزم رنج نباشد، ادامه ھمین زندگی دنیایی، حتی اگر تا ابد نیز امکان داشت با حکمت الھی ناسازگار بود.قرآن کریم در این آیه ها به خوبی به این دلیل اشاره دارد: وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ و الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَھُمَا لَاعِبِینَ (38) مَا خَلَقْنَاھُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَھُمْ لَا يَعْلَمُونَ (39) إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِیقَاتُھُمْ أَجْمَعِینَ (40) ؛ ما آسمان ھا و زمین و آنچه را که در میان آن دو است بیھوده نیافریدیم. ما آن ھا را جز به حق نیافریدیم، اما اکثر مردم نمی دانند. قطعاً روز جدایی، وعده گاه ھمۀ آنان است. «سورۀ مبارکۀ دخان»٣) دلیل رحمت:خداوند، رحیم است.رحمت خداوند، شامل تمام موجودات می شود.شمول رحمت الھی نسبت به بندگان، مستلزم این است که ھر موجودی از به فعلیت رسیدن و شکوفا شدن استعدادھایی که دارد، محروم نشود.انسان به واسطه کارھای اختیاری در این دنیا، کمال یافته و قابلیت بھره مندی از نعمت ھای معنوی را می یابد.این دنیا، به واسطه محدودیت ھای مادی، ظرفیت استفاده انسان از ثمره کمالات ناشی از اعمال اختیاری را ندارد.بنابراین، باید عالم دیگری باشد که ھر کس از نتیجه کمالاتی که به دست آورده، برخوردار گردد. در قرآن مجید سورۀ انعام آیۀ ١٢ به این مسئله اشاره شده است: قُلْ لِمَنْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلْ لِلَّهِ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِیَامَةِ لَا رَيْبَ فِیهِ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَھُمْ فَھُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ؛ بگو آنچه در آسمان ھا و زمین است از آن کیست؟ بگو از آنِ خداست که رحمت را بر خویشتن واجب گردانیده است. یقیناً شما را در روز قیامت که در آن ھیچ شکی نیست گِرد خواھد آورد. خودباختگان کسانی اند که ایمان نمی آورند. «سورۀ مبارکۀ انعام آیۀ ١٢» ۴) دلیل عدالت:یکی از صفات خداوند، عدالت است.انسان در این دنیا در انتخاب و انجام کارھای خوب و بد آزاد است.برخی از انسان ھا از آزادی خود استفاده مثبت کرده و برخی اھل گناه و معصیت شدند.در مورد بندگان، عدالت حکم می کند که ھر کس نتیجه عمل خود را به صورت کامل ببیند؛ صالحان، پاداش ببینند و تبھکاران، مجازات شوند.این دنیا ظرفیت آن را ندارد تا انسان نتیجه اعمال خود را به صورت کامل ببیند. چنانکه بسیاری از انسان ھا به مجازات و پاداش اعمال خود نرسیده اند.بنابراین، ھمانطور که این جھان سرای آزمایش بندگان و تکلیف است، باید جھان دیگری باشد که سرای پاداش و کیفر و ظاھر شدن نتایج اعمال افراد باشد و ھر فردی به ثمره اعمال خود برسد، تا عدالت خداوند تحقق یابد.خداوند متعال در چند آیه از قرآن کریم به مساوی نبودن نیکوکار و بدکار و برخورد متفاوت با آنان اشاره دارد و می فرماید: أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَھُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْیَاھُمْ و مَمَاتُھُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ (21) و خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَ ھُمْ لَا يُظْلَمُونَ (22) ؛ آیا کسانی که مرتکب کارھای بد شده اند پنداشته اند که آنان را مانند کسانی قرار می دھیم که ایمان آورده و کارھای شایسته کرده اند به طوری که زندگی آن ھا و مرگ شان یکسان باشد؟ چه بد داوری می کنند و خدا آسمان ھا و زمین را به حقّ آفریده است، و تا ھر کسی به موجب آنچه به دست آورده پاداش یابد، و آنان مورد ستم قرار نخواھند گرفت. «سورۀ مبارکۀ جاثیه»اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Mon, 09 Dec 2024 22:43:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثبات زندگی پس از مرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-c3qjpzoyd5hn</link>
                <description>سورۀ مبارکۀ آل عمران آیۀ 169بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِحیات برزخیحیات برزخی به معنای زندگی ارواح در عالم برزخ (زندگی پس از مرگ) است. برای اثبات حیات برزخی به برخی از آیات قرآن که به زنده بودن برخی گروه ھا مانند شھیدان اشاره دارند و ھمچنین برخی روایات، استناد می شود.مفھومبه زندگی اموات در عالم برزخ، حیات برزخی گفته می شود. بر اساس برخی آیات و روایات، ارواح مردگان در عالم برزخ، حیات دارند و می توانند با زندگان ارتباط برقرار کنند؛ آنان صدای زندگان را می شنوند و پاسخ شان را می دھند.آیاتاز حدود ١٠ آیه برای اثبات حیات برزخی استفاده می شود؛ از جمله: آیاتی که به زنده بودن برخی گروه ھا مانند شھیدان پس از مرگ اشاره دارد؛ مانند: «وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّھِمْ يُرْزَقُونَ. و ھرگز گمان نبر کسانی که در راه خدا کُشته شده اند، مرده اند، بلکه آنھا زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. سورۀ مبارکۀ آل عمران آیۀ ١۶٩» و ھمچنین از آیاتی که به گفتگوی فرشتگان با اموات، بھشت و جھنم برزخی و آیاتی که از حیات برزخی پیامبران (ص) حکایت دارد. شیعیان با استناد به آیۀ «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّھَادَةِ فَیُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. و بگو که ھر عملی انجام دھید خداوند آن عمل را می بیند و پیامبرش (ص) و مؤمنان ھم از آن آگاه می شوند، آن گاه به سوی خدایی که دانای غیب و آشكار است بازگردانیده می شوید و او شما را به آنچه انجام مى داديد، آگاه خواھد كرد. سورۀ مبارکۀ توبه آیۀ ١٠۵» معتقدند که حضرت پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) از حال انسان ھا باخبرند و از این آیه در اثبات حیات برزخی استفاده می کنند.روایاتدر برخی روایات به حیات برزخی پیامبران (ص) اشاره شده است. بنا بر روایتی حضرت پیامبر اکرم (ص)، حضرت موسی (ع) را در شب معراج در قبرش در حال نماز خواندن دیده است. اھل سنت ھم به حیات برزخی پیامبران (ص) اشاره کرده اند. شیعیان با اسناد به برخی روایات که تعدادی از آنھا با عنوان «ائمۀ اطھار (ع)، شاھدان خداوند بر خلق او ھستند.» در کتاب اصول کافی گردآوری شده، معتقدند که امامان (ع) با اذن خدا از حال انسان ھا باخبرند.پاسخطرفداران حیات برزخی بر این باورند که انکار حیات برزخی با آیات قرآنی که از زندگی پس از مرگ خبر می دھند، سازگار نیست و زندگی انبیاء (ص) و اولیاء (ع) پس از انتقال آنان به عالم برزخ نیز ادامه دارد؛ ھمانگونه که در قرآن مجید به زندگی شھیدان پس از مرگ اشاره شده است. از دیدگاه اسلام، مرگ فنا و نابودی نیست بلکه انتقال از عالمی به عالم دیگر است و امکان ارتباط زندگان با ارواح در عالم برزخ وجود دارد. آنھا می گویند که اگر حیات برزخی و به ویژه حیات برزخی انبیاء (ص) پذیرفته نشود؛ خطابات قرآنی به انبیاء (ص) پیشین مانند «سلام عَلیٰ ابراھیم» و «سلام عَلیٰ نوح» و فرمان قرآن به حضرت پیامبر اکرم (ص) مبنی بر گفتگو با پیامبران پیشین و امر قرآن به مؤمنان به صلوات فرستادن بر حضرت پیامبر اکرم (ص) بی ثمر خواھد بود. آنھا گفتگوی حضرت صالح (ع) و حضرت شعیب (ع) با امت ھلاک شده خود، و گفتگوی حضرت پیامبر اکرم (ص) با کشتگان جنگ بدر و گفتگوی حضرت امیر مؤمنان علی (ع) با کشتگان جنگ جمل را از شواھد این ادعا می دانند.بدن برزخیاز بدنی که روح انسان پس از مرگ (در عالم برزخ) به آن منتقل می شود و در آن عذاب می شود یا پاداش می گیرد، بدن برزخی گفته می شود. متکلمان اسلامی و شیعه در چیستی این بدن اختلاف دارند؛ بعضی ھا می گویند که این بدن مادی نیست اما عده ای دیگر می گویند که خصوصیات و لوازم ماده مانند شکل و اندازه را دارد؛ بعضی ھا ھم آن را بدن مثالی می دانند که خواص ماده از قبیل جرم، وزن، رنگ و ابعاد را ندارد.چگونگی بدن برزخیانسان موجودی مرکب از روح و بدن خاکی است که پس از مرگ، روح انسان در بدن برزخی قرار می گیرد. نظریه ھای متفاوتی درباره چگونگی بدن برزخی وجود دارد که مھمترین نظرات بدین شرح می باشد:١) بدن مثالی: به باور مشھور، روح انسان بعد از مرگ و قبض روح، در قالب بدن مثالی قرار می گیرد. بدن مثالی از لحاظ شکل و شمایل مانند بدن دنیایی انسان است؛ ولی ماده و خواص ماده از قبیل جرم و وزن را ندارد. جسم برزخی از اجسامی که در جھان وجود دارد، لطیف تر است. اندیشمندان اسلامی بدن برزخی را به اَشباح و صوری که انسان در ذھن خود یا در خواب می بیند، تشبیه کرده اند. برخی معتقدند فرشتگان نیز دارای بدن مثالی ھستند. طبق این نظریه فشار قبر بر بدن مثالی وارد می شود. ملاصدرا، ابن سینا، غزالی، ابن عربی و شیخ بھائی را می توان از جمله طرفدران این نظریه نامید. علامه مجلسی با تأکید بر اینکه بدن مثالی در روایات معتبر آمده، آن را پذیرفته است. ھمچنین علمای معاصر از جمله امام خمینی (ره) و آیة الله سبحانی این نظریه را معتبر دانسته اند.٢) بدن دنیایی: بعضی ھا معتقدند روح انسان، پس از مرگ در برزخ، دوباره به بدن او ملحق می شود. این بدن برزخی، یا شبیه بدن دنیایی انسان است یا بخشی از اجزاء آن است. بنابراین نظریه، فشار قبر و سؤال نکیر و منکر، با این بدن دنیایی درک می شود. بعضی ھا به این نظریه انتقاد کرده اند و گفته اند که این نظریه نسبت به بدن ھای از بین رفته در قبر یا خاکستر شده ھمخوانی ندارد. بعضی ھا ھم معتقدند که ھویت و شخصیت انسان، ھم به نفس و ھم به بدن خاکی اوست. آن ھا بر این باورند که انسان در برزخ، ھم بدن مثالی و ھم بدن دنیایی دارد. مسائلی چون عذاب قبر، فشار قبر و سؤال نکیر و منکر با بدن دنیایی انسان و ادامه زندگی او با بدن مثالی اش خواھد بود. این نظریه از طرف حضرت امام صادق (ع) مردود شمرده شده است.برزخ کجاست؟برزخ عالم میان دنیا و قیامت است که از آن به عنوان «قیامت صغری»، «عالم قبر» و «عالم مثال» ھم تعبیر می شود. بعد از مرگ و جدایی روح از بدن مادی، انسان وارد برزخ می شود؛ و اولین مرحله از آن، سؤال قبر است که به باور گروھی از متفکران، خطاب به بدن مثالی است و به باور گروھی دیگر، خطاب به بدن مادی موجود در قبر خاکی است. بر اساس آموزه ھای اسلامی، این عالم برای ھر دو گروه مؤمن و کافر وجود دارد؛ با این تفاوت که برای مؤمنان، بھشت و برای کافران، جھنم است. در برزخ، امکان تکامل و تنزّل توسط رفتارھای اختیاری، از عموم انسان ھا [به استثنای کودکان] سلب می شود؛ این امکان توسط آثار اعمالی که قبلاً در دنیا انجام داده ایم، وجود دارد. درباره وجود شفاعت در برزخ نیز میان محققان اختلاف نظر است: گروھی حیطه شفاعت را اعم از قیامت و برزخ می دانند؛ و گروھی نیز آن را منحصر به قیامت می دانند.سؤال قبرسؤال قبر را اولین مرحله از مراحل حیات برزخی می دانند که در شب اول قبر، از ھر انسانی دربارۀ اعتقادات و اعمالش سؤال می شود. در اینکه سؤال و جواب، از ھمین بدن مادی در قبر صورت می گیرد یا بدن مثالی، دو نظر وجود دارد.فشار قبراز مجموع روایات استفاده می شود که فشار قبر محدود به کفار و مشرکین نیست و حتی مؤمن نیز بسته به تعلقات دنیایی و گناھان بخشیده نشده، دچار فشار قبر می شود تا از این طریق پاک شده و راھیِ بھشت برزخی شود. ابو بصیر می گوید: به حضرت امام صادق (ع) گفتم: آیا احدی ھست که از فشار قبر نجات پیدا کند؟ فرمود: پناه به خداوند یکتا می بریم از فشار قبر؛ چقدر اندک ھستند افرادی که از فشار قبر نجات پیدا می کنند.بھشت و جھنم برزخیدر برزخ، ھر کس به نتیجه اعمالی که در دنیا انجام داده می رسد و در نتیجه، گروھی بھشتی و گروھی جھنمی می شوند. یکی از دلایلی که به سود بھشت برزخی طرح شده، این آیه از سورۀ مبارکۀ نحل است که ملائکه وقتی روح مومنان را قبض می کنند، به آنھا می گویند: «درود بر شما باد، به پاداش آنچه انجام می دادید داخل بھشت بشوید.» ھمچنین، در سورۀ مبارکۀ آل عمران آمده که شھیدان زنده و شادمان ھستند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. به باور محققان از شیعه و سنی، این آیات نشانگر این واقعیت است که مؤمنان و شھیدان بعد ازمرگ و قبل از قیامت، زنده اند و در بھشت برزخی حضور دارند و از نعمتھای الھی بھره مند ھستند. درباره جھنم برزخی نیز در سورۀ مبارکۀ نساء آمده که وقتی ملائکه روح ظالمان را قبض می کنند، با آن ھا گفتگو کرده و به آن ھا می گویند: «جایگاھتان جھنم است.» به باور محققان، این گفتگو دلالت دارد بر این که ظالمان بعد از مرگ و قبل از قیامت، زنده ھستند و به جھنم وارد می شوند. ھمچنین، به عذاب فرعونیان در سورۀ مبارکۀ غافر استدلال شده که بعد از مرگ، خداوند یکتا عذاب فرعونیان را در دو مرحله اجرا می کند: یکی قبل از قیامت و دیگری بعد از قیامت. در روایات نیز بارھا به بھشت و جھنم برزخی اشاره شده است.شفاعت در برزخشفاعت از مسلمات قرآنی است که به باور برخی از محققان شیعه از جمله محمد حسین طباطبائی و محمد حسین حسینی تھرانی اصطلاحاً به معنای برداشتن عذاب از گناھکاران در روز قیامت است و شامل برزخ نمی شود. این گروه از محققان، حضور حضرت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطھار (ع) در حال احتضار و سؤال قبر و تصرفات تکوینی ایشان را قبول دارند؛ اما از آن، با عنوان شفاعت یاد نمی کنند. در نقد این دیدگاه گفته شده که ھمین میزان از تصرفات تکوینی حضرت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطھار (ع) در برزخ، مصداق شفاعت است؛ و این روایت از حضرت امام صادق (ع) که «در قیامت، ھمه شما در پرتو شفاعت حضرت پیامبر اکرم (ص) یا جانشین او حضرت امام علی (ع)، در بھشت ھستید؛ اما به خدا نسبت به شما در برزخ ھراسناكم.» نیز دلالتی ندارد بر این که در برزخ، شفاعت نیست بلکه امام (ع) در صدد بیان این نکته است که نباید به امید شفاعت، به گناه آلوده شویم چون احتمال دارد در برزخ، به دلایلی مشمول شفاعت نشویم.تفاوت ھای برزخ و آخرتبرخی محققان، برای آخرت معنای گسترده ای در نظر گرفته و آن را به معنای جھان پس از مرگ می دانند که شامل برزخ و قیامت کبری و پس از آن می شود. در این صورت، برزخ بخشی از آخرت است نه متمایز از آن. اما گروھی از محققان، آخرت را به معنای جھان پس از قیامت کبری، و برزخ را به معنای جھان پس از مرگ و قبل از قیامت کبری دانسته و به مقایسه آن دو و ذکر تفاوت ھایشان پرداخته اند:١) با برپایی قیامت، دنیا و برزخ نابود شده و آخرت شروع می شود؛ اما وجود برزخ به صورت موازی با وجود دنیا برقرار است.٢) با برپایی قیامت، در آخرت رابطه انسان با آثار اعمالی که قبلاً در دنیا انجام داده بود قطع می شود؛ اما در برزخ، چنین رابطه ای برقرار است.٣) بر ھمین اساس، به واسطه آثار اعمالی که قبلاً در دنیا انجام داده شده، امکان تکامل و تنزّل در قیامت وجود ندارد؛ اما در برزخ چنین امکانی ھست.۴) با برپایی قیامت، بازگشت از آخرت به دنیا ممکن نیست؛ اما بازگشت از برزخ به دنیا ممکن است، ھمانطور که زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی (ع) و بازگشت آنھا از برزخ به دنیا انجام شده است.۵) در آخرت، روح آدمی به بدن دنیوی و مادی خودش تعلق می گیرد؛ اما در برزخ روح آدمی با بدن مثالی زندگی می کند.۶) در آخرت، شفاعت وجود دارد؛ اما بنا بر یک نظر در برزخ شفاعت نیست.٧) با برپایی قیامت، انسان ھا ھمگی و ناگھان جمع می شوند؛ اما در برزخ، انسان ھا به تدریج و به مرور زمان، به یکدیگر ملحق می شوند.٨) عذاب آخرت شدیدتر و سخت تر از عذاب برزخ است؛ چنانکه عذاب آخرت برای گروھی از مردم جاوادنه است اما عذاب برزخ برای ھمگان موقت است و با برپایی قیامت، از بین می رود.اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Sun, 08 Dec 2024 22:18:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثبات وجود خداوند یکتا</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7-riyazviox1bp</link>
                <description>سورۀ مبارکۀ توحیدبِسْمِ اللهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِبرھان ھای اثبات خدا استدلال ھایی برای اثبات وجود خدا با روش عقلی ھستند. اعتقاد به وجود خدا، مھمترین عقیده دینی نزد پیروان ادیان الھی به شمار می آید. به ھمین دلیل، در دوره ھای مختلف، اندیشمندان در تلاش بوده اند تا صورت بندی قابل قبولی برای استدلال ھای اثبات خدا ارائه کنند. نتیجه این تلاش ھا، پدید آمدن برھان ھای متعدد برای اثبات وجود خدا در سنت ھای مختلف فکری است. برخی از این برھان ھا که در سنت کلامی و فلسفی اسلام مورد توجه قرار گرفته اند، بدین قرار است: برھان حدوث، برھان حرکت، برھان امکان و وجوب، برھان صدیقین و برھان نظم، برھان علیت، برھان معجزه، برھان فسخ عزائم، برھان وجودی و برھان اخلاقی. ویژگی مشترک برھان ھای اثبات خدا، کاربرد روش عقلی در آنھاست. تمامی این استدلال ھا، وابسته به اثبات اصل علیت و باطل بودن دور و تسلسل ھستند.اقسام برھان ھای اثبات خدا:متفکران برای اثبات وجود خدا برھان ھای متنوعی اقامه کرده اند و تقسیم بندی ھای متفاوتی نیز از آنھا ارائه شده است. محمدتقی مصباح یزدی، براھین اثبات خدا را در یک تقسیم بندی کلی به سه نوع تقسیم کرده است:١) برھان ھایی که از راه مشاھده آثار و آیات الھی در جھان اقامه می شود و ھمچون برھان نظم که در آن از راه ھماھنگی و تناسب پدیده ھا و وجود طرح و ھدف و تدبیر حکیمانه، ناظم حکیم و مدبر علیم برای جھان اثبات می شود.٢) دلایلی که از راه نیازمندی جھان، وجود خدای بی نیاز را اثبات می کنند مانند برھان حدوث و برھان حرکت که از راه مسبوق بودن پدیده ھا به نیستی یا نیازمندی حرکت به مُحرِّک، نیازمندی ذاتی آنھا را اثبات و خدای بی نیاز و محرک بی حرکت را اثبات می کنند. این دلایل برای اثبات خدا نیازمند مقدمات حسی و تجربی ھستند.٣) استدلال ھایی که فلسفی خالص ھستند و از مقدمات عقلی محض تشکیل شده اند مانند برھان امکان و وجوب و برھان صدیقین. این براھین نیازی به مقدمات حسی و تجربی ندارند.به گفته وی دسته اول از این براھین، با وجود اینکه روشن و خشنود کننده اند، اما پاسخگوی ھمه شبھات نیستند و بیشتر نقش بیدار کنندگی و تنبیھی دارند؛ در مقابل دسته سوم نسبت به سایر برھان ھا از اعتبار منطقی بیشتری برخوردارند و شبھاتی که پیرامون دیگر برھان ھا مطرح می شود به این دلایل راه نمی یابند.ویژگی برھان ھای اثبات خدا:ویژگی مشترک برھان ھای اثبات خدا، کاربرد روش عقلی برای اثبات خداست؛ روشی که به عقیده برخی، یکی از بھترین روش ھا برای اثبات مباحث بنیادی و اصلی دینی است. تمامی این استدلال ھا، وابسته به اثبات اصل علیت و باطل بودن دور و تسلسل ھستند. به این منظور، برای فھم بھتر این برھان ھا، توضیح مختصری از این سه داده می شود:مفھوم اصل علیت:بر اساس اصل علیت، ھر پدیده ای که به وجود می آید، نیاز به موجودی دارد که آن را به وجود بیاورد. در این رابطه، موجود اول را معلول و موجود دوم را که باعث به وجود آمدن موجود دیگری می شود، علت و رابطه میان این دو را علیت می نامند. موضوع این اصل، موجود معلول است نه موجود به طور مطلق.مفھوم دور:تصویر دور به این صورت است که مثلاً به وجود آمدن موجود الف، متوقف است بر بودن موجود ب. حال اگر بوجود آمدن این موجود ب، خودش متوقف باشد بر اینکه اول موجود الف بوجود بیاید و ھمان باعث بوجود آمدن موجود ب بشود، در این صورت، دور اتفاق افتاده است. البته این حالت تنھا یک تصویر ذھنی است و در عالم خارج نمی تواند محقق شود.مفھوم تسلسل:تسلسل در سلسله علت ھا در صورتی روی می دھد که در یک زنجیره موجودھایی که با ھم رابطه علت و معلول دارند، ھر یک از موجودھا را در نظر بگیریم خودش معلول یک علتی باشد که قبل از آن موجود بوده است و این رابطه تا بی نھایت نیز به ھمین صورت است. یعنی ھر چه به سمت عقب برویم و ھر موجودی را در نظر بگیریم، خودش معلول موجود قبل از خود و علت موجود بعد از خود است. در عالم خارج این حالت نمی تواند وجود داشته باشد و بالاخره در میان این موجودھا، باید به موجودی برسیم که خودش دیگر معلول نباشد.انواع برھان ھای اثبات وجود خداوند یکتا:1) برھان حرکت:برھان حرکت یا مُحَرِّک اول از براھین جھان شناختی اثبات وجود خداست که بر اساس حرکت جھان به اثبات خداوند می پردازد. ارسطو نخستین کسی بود که برھان حرکت را در قالب برھان ارائه کرد. این برھان در فلسفه اسلامی و غرب تکمیل و ایراداتی نیز به آن وارد شد. برھان حرکت بر اساس مطلق حرکت، حرکت نفس انسانی، حرکت جوھری و حرکت افلاک تقریر شده است. ھر یک از این تقریرھا از طریق علت فاعلی و علت غایی نیز تبیین شده اند.محتوای کلی این برھان چنین است:جھان دارای حرکت است. ھر مُتحرِّکی نیازمند مُحرِّکی (حرکت دھنده) است (اصل علیت). تسلسل در علت ھا محال است. پس سلسله حرکات باید منتھی شوند به حرکت دھنده ای که خود ثابت بوده و دارای حرکت نیست (مُحرِّک نامُتحرِّک اول).2) برھان حدوث:برھان حدوث یا دلیل حدوث که در میان متکلمان طرفداران بیشتری دارد، بر این ویژگی مشترک موجودھای عالم تکیه دارد که تمامی آن ھا به غیر از یک موجود، زمانی نبوده اند و بعد به وجود آمده اند و حادث ھستند. در این استدلال، حادث، موجوداتی هستند که زمانی نبوده اند و ھر کدام در یک زمانی مختص به خود به وجود آمده اند.این استدلال از این قرار است:تمام موجودھایی که در عالم مشاھده می شود، حادث ھستند. بر اساس اصل علیت و باطل بودن دور و تسلسل، ھر موجودی که زمانی نبوده و بعد به وجود آمده است، نیاز به خالقی دارد که خودش حادث نیست. بنابراین، خدا به عنوان موجودی که ھمیشه بوده است و بقیه موجودھا را در زمان به وجود آورده است، ثابت می شود.3) برھان علیت:برھان علیت از جمله برھان ھای جھان شناختی و از قدیمی ترین و مشھورترین آنھا است که توسط ارسطو ارائه شد. محتوای کلی این برھان که مبتنی بر اصل علیت است، اینگونه بیان شده است: جھان معلول است؛ ھر معلولی نیازمند علتی است؛ تسلسل در علت ھا محال است؛ پس جھان نیازمند علتی است که معلول نباشد (علت العلل یا علت اولی).4) برھان نظم:برھان نظم، استدلالی است که صبغه دینی نیز دارد و در متون دینی نیز به آن اشاره شده است. البته از دیدگاه فلاسفه، تنھا به عنوان مویدی برای وجود خدا می تواند باشد. این استدلال، با مشاھده نظم و نظام خاصی که بر جھان حاکم است، به وجود آفریننده و نظم دھنده ای پی برده می شود. ویژگی این استدلال این است که فھم آن برای عموم مردم نسبت به سایر استدلال ھایی که برای اثبات خدا ارائه شده است، آسان تر است. صورت مشترک این برھان، مشتمل بر دو مقدمه است:جھان طبیعت در بر دارنده پدیده ھای منظم است.ھر نظمی نیازمند تدبیر و چاره اندیشی فاعلی نظم آفرین است.نتیجه: جھان آفرینش، ناظم و آفریننده ای دارد که آن را نظم می بخشد.5) برھان خبری:خداوند یکتا فرستادگانی دارد که به وسیلۀ آنھا خودش را به ما معرفی می کند؛ این فرستادگان بندگان مخلص او ھستند. تعداد این فرستادگان (که سلام و درود خداوند یکتا بر آنان باشد)، ١٢۴٠٠٠ نفر پیامبر و ١٢ نفر امام معصوم می باشد. ھیچ کدام از آنھا از دو یا چند خدا سخن نگفته اند؛ بلکه از یک خدا سخن گفته اند و به یگانگی خدا تأکید کرده اند. آنھا ھرگز ادعای خدایی نکردند؛ بلکه خودشان را فرستاده و بندۀ خداوند یکتا معرفی کرده اند. ھمۀ آنھا، نام فرستادگان قبل و بعد از خودشان را برای ما معرفی کرده اند. کتاب ھایی که آنھا از خود به یادگار گذاشته اند و نیز وجود آرامگاه شان، به جز حضرت عیسی (ع) و حضرت مھدی (عج) که زنده ھستند، ثابت می کند که آنھا در میان ما بوده اند. بعضی از آن ھا ھم چون شھید شده اند زنده محسوب شده و در میان ما ھستند. بنابراین ما نمی توانیم وجود خداوند یکتا و فرستادگانش را انکار کنیم.6) برھان فسخ عزائم:بُرھان فَسخِ عَزائِم از جمله براھین اثبات خدا است که از طریق گسسته شدن تصمیم ھا و سست شدن اراده ھای انسانی، به اثبات خدا می پردازد. بر اساس این برھان، انسان ھا گاه از تصمیمی منصرف می شوند یا از اعتقادی دست می شویند. این تغییرھای درونی باید به عاملی بیرون از انسان نسبت داده شود که ھمان وجود خداوند و اراده او است. حضرت امام علی (ع) در این باره می فرماید: «عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِ الْعُقُودِ و نَقْضِ الْھِمَم؛ خدا را به شکستن عزم ھا و گشودن گره ھا و نقض کردن ھمت ھا شناختم.» درباره چگونگی دلالت فسخ عزائم بر وجود خدا، تحلیل ھای گوناگونی ارائه شده است. عده ای آن را در پرتو آیات و روایات تحلیل کرده و برخی از شارحان متکلم یا فیلسوف آن را به سایر براھین اثبات خدا ھمچون برھان حدوث یا برھان امکان و وجوب تشبیه کرده اند. برخی از آیات قرآن مجید ھمچون آیۀ ٢٠ و ٢١ سورۀ ذاریات، آیۀ ٢۴ سورۀ انفال و آیۀ ٢۵ سورۀ نجم را اشاره به برھان فسخ عزائم دانسته اند.7) برھان معجزه:برھان معجزه با استناد به معجزات و حوادث خارق العاده به اثبات وجود خدا می پردازد. این برھان نخست، توسط اندیشمندان غربی مطرح شد. از نظر بیشتر دانشمندان اسلامی، برھان معجزه برای اثبات وجود خدا کافی نیست و تنھا نبوت پیامبران (ع) را اثبات می کند؛ ولی برخی ھمچون ملا مھدی نراقی آن را به عنوان برھانی برای اثبات وجود خدا پذیرفته است. ملا مھدی نراقی برھان معجزه را پنجمین دلیل برای اثبات خدا قرار داده و این گونه تقریر کرده است: به حکم عقل معجزات و کراماتی که از پیامبران (ص) و اولیاء (ع) صادر شده است، اموری ھستند که امکان ندارد از انسان صادر شوند. پس باید خالق حکیمی باشد که صدور اینگونه امور به سبب قدرت و حکمت کامل او باشد.8) برھان صدیقین:در این دسته از برھان ھا که به برھان صدیقین معروف است، از راه اصل ھستی و اینکه اصل ھستی و حقیقت آن، قابل انکار و تشکیک نیست، وجود خدا اثبات می شود. تقریر پیشرفته و تکامل یافته این برھان را ملاصدرا ارائه کرده است و بعد از او، این برھان توسط فلاسفه دیگر، به صورت ھای دیگری نیز بیان شده است. محمد حسین طباطبایی صورت خاصی از این برھان اقامه می کند که به نظر وی، نیاز به ھیچ مسئله فلسفی ندارد و ھر کسی می تواند آن را قبول کند. این تقریر به این صورت است:اصل وجود (که غیر قابل تردید است)، عدم را نمی پذیرد.آنچه قابلیت عدم ندارد و عدم نمی پذیرد، واجب الوجود است.نتیجه: اصل ھستی، واجب الوجود است.با توجه به این که اصل ھستی، مسئله ای بدیھی است و ھر کسی آن را قبول دارد، وجود واجب الوجود بالذات که ھمان خدای ادیان است، نیز امری بدیھی است و نیازی به اثبات ندارد و با کوچکترین توجھی می توان به آن رسید.9) برھان اخلاقی:برھان اخلاقی درصدد اثبات خداوند از طریق گزاره ھا و تجربه ھای اخلاقی است. گفته شده این برھان نخستین بار توسط ایمانوئل کانت ارائه شد؛ اما برخی افلاطون را مبدع این برھان دانسته اند. تقریرھای مختلفی از این برھان ارائه شده است. از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره)، میل به بی نقص بودن، فطرتی است که با نام «عشق به کمال» از آن یاد می شود. ھمه عاشق «علمی که جھل در آن نیست»، «قدرتی که ناتوانی در آن نباشد» و «حیاتی بدون مرگ» ھستند. ھمه معتقدند که عاشق کمال مطلق ھستند؛ یعنی کمالی که ھمه چیز در آن کامل و بی نقص باشد و چون ھمه طالب آنند؛ بی شک، می بایست این کمال مطلق در دنیای بیرون از ذھن تحقق یافته باشد و آن خداوند است. انتقادھایی از سوی فیلسوفان و متکلمان به برھان اخلاقی وارد شده است.10) برھان امکان و وجوب:برھان امکان و وجوب، از ابتکارات و افتخارات فلسفه اسلامی و از استوارترین براھین عقلی شمرده شده است. برخی مبدع این برھان را ابن سینا و بعضی فارابی دانسته اند. تقریرھای متعددی از این برھان ارائه شده است. ابن سینا این برھان را به صورت مختصر اینگونه بیان کرده است: شکی نیست که چیزی وجود دارد. موجود یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود. اگر واجب باشد مطلوب ثابت است و اگر ممکن باشد، باید در نھایت به واجب الوجود منتھی شود. خواجه نصیرالدین طوسی با توضیحات خود آن را این چنین تقریر کرده است:ھر موجودی که فرض شود، یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود.وجود ھر ممکن الوجودی از غیر خودش است؛ زیرا ممکن الوجود برای وجود یافتن، نیازمند علتی غیر از خودش است.آن علت یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود. اگر آن علت، واجب الوجود باشد، مطلوب ثابت است؛ اگر ممکن الوجود باشد، برای موجود شدن نیازمند به علتی غیر از خود است. درباره علت دوم نیز دو گزینه واجب الوجود و ممکن الوجود بودن تکرار می شود.بنابراین سلسله ممکن الوجودھا باید به واجب الوجود منتھی شود یا به دور یا تسلسل منتھی می شود.دور و تسلسل ھر دو محالند. بنابراین سلسله ممکن الوجودھا باید به واجب الوجود منتھی شود.اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Sun, 08 Dec 2024 19:09:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعار مرگ بر اسرائیل به 57 زبان زندۀ دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D9%87-57-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DB%80-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-kj61imiflr4m</link>
                <description>شعار مرگ بر اسرائیل به 57 زبان زندۀ دنیاشعار مرگ بر اسرائیل به 57 زبان زندۀ دنیاPersian: مرگ بر اسرائیلArabic: الموت لاسرائیلhebrew: מוות לישראלurdu: اسرائیل کی موتyiddish: טויט צו ישראלenglish: Death to israelafrikaans: Dood aan israelalbanian: Vdekje izraelitarmenian: Մահ Իսրայելինazerbaijani: israilə ölümbasque: israelen Deathbelarusian: Смерць iзраілюbengali: ইজরায়েলের মৃত্যুbulgarian: Смърт на Израелcatalan: Mort a israel&lt;br&gt;chinese (simplified): 以色列去死chinese (traditional): 以色列去死croation: Smrt izraeluczech: Smrt izraelidanish: Død over israeldutch: Dood aan israëlestonian: Surm israelilefilipino: Kamatayan sa israelfinnish: Kuolema israelillefrench: Mort à israëlgalician: Morte a israelgeorgian: სიკვდილი ისრაელისgerman: Tod für israelgreek: Θάνατος στο Ισραήλgujarati: ઇઝરાયેલ મૃત્યુhaitian creole: Lanmò ak pèp izrayèl lahindi: इसराइल की मौतhungarian: Halál izraellcelandic: Death til israelindonesian: Kematian bagi israelirish: Bás ar iosraelitalian: Morte a israelejapanese: イスラエルの死kannada: ಇಸ್ರೇಲ್ ಡೆತ್korean: 이스라엘에게 죽음을latin: Mors israhellatvian: Nāve uz izraēlulithuanian: Mirtis į izraelįmacedonian: Смрт за Израелmalay: Kematian kepada israelmaltese: Mewt għall-iżraelnorwegian: Death to israelpolish: Śmierć izraelowiportuguese: Morte a israelromanian: Moarte israelrussian: Смерть Израилюserbian: Смрт Израелуslovak: Smrť izraeluslovenian: Smrt v izraelspanish: Muerte a israelswahili: Kifo kwa israeliswedish: Död åt israeltamil: இஸ்ரேலுக்கு இறப்புtelugu: ఇజ్రాయెల్ కు మరణంthai: ตายไปยังอิสราเอลturkish: israil’e Ölümukrainian: Смерть iзраїлюvietnamese: Cái chết đến israelwelsh: Marwolaeth for israel</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Sun, 17 Nov 2024 20:00:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حق با کیه؟ ؛ فلسطین یا اسرائیل؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdi_mokhtari291/%D8%AD%D9%82-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-eturjvd5tott</link>
                <description>به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگر. اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهْلِکْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِینْ.تاریخ کشور مظلوم فلسطین:یهودی های فلسطینی (قوم بنی اسرائیل) اولین ساکنین فلسطین نبودند؛ قبل از اینکه آن ها به فلسطین بیایند این سرزمین دارای سکنه و از سابقۀ تمدن چند هزار ساله برخوردار بود؛ بنابراین فلسطین سرزمین اصلی یهودی ها و صهیونیست ها نبوده است. در 3500 سال پیش از میلاد حضرت عیسی (ع)، قوم های «سامی» از عربستان به سوی مصر، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین کوچ کردند؛ آنهایی که در لبنان ساکن شدند «فنیقی ها» نامیده شدند. آنهایی که در فلسطین ساکن شدند «کنعانی ها» نامیده شدند. اولین ساکنین شناخته شده در فلسطین «کنعانی ها» بودند؛ بنابراین کشور فلسطین را «زمین کنعان» نامیده اند. یک طایفۀ مهم از «کنعانی ها» به نام «یبوسی ها» در بیت المقدس ساکن شدند، بنابراین در قدیم منطقۀ بیت المقدس را «یبوس» می نامیدند. کنعانی ها مردمانی شهرنشین و دارای تمدنی پیشرفته بودند و حدود دو قرن قبل از میلاد حضرت عیسی (ع)، دولتی تحت عنوان «کنعانیه» را در آنجا تأسیس کرده بودند. حضرت ابراهیم (ع) در شهر اورِکلدان عراق به دنیا آمد؛ در بابل، بین دجله و فرات زندگی می‌کرد؛ و «ماجراهای نمرود، شکستن بت ها، انداختن در آتش» نیز در همانجا رخ داد. سپس به همراه خانواده ‌اش، به منطقه ای در عراق هجرت کرد؛ نام آن منطقه «رافدین» بود که گروهی از قوم «عبری ها» نیز در آن سکونت داشتند. صدها سال بعد، به دستور خداوند یکتا، به عربستان و فلسطین هجرت کرد. او دو تا همسر به نام های هاجر و سارا داشت؛ ابتدا به همراه هاجر به عربستان رفت؛ سپس به همراه سارا به فلسطین رفت. در عربستان، از هاجر صاحب فرزندی به نام حضرت اسماعیل (ع) شد. در عربستان، از نسل حضرت اسماعیل (ع)، پیامبران عرب زبان به دنیا آمدند. در فلسطین، از سارا صاحب فرزندی به نام حضرت اسحاق (ع) شد. در فلسطین، از نسل حضرت اسحاق (ع)، پیامبران عبری زبان به دنیا آمدند. حضرت یعقوب (ع) فرزند حضرت اسحاق (ع) است؛ به فرزندان حضرت یعقوب (ع)، بنی اسرائیل گفته می شود. قبل از به وجود آمدن قوم بنی اسرائیل و یهود، «کنعانی ها» و «یبوسی ها» در فلسطین زندگی می کردند. حضرت یعقوب (ع) در کنعان ساکن شد؛ و بعد از ماجراهای حضرت یوسف (ع) به همراه قومش به مصر رفت. بعد از ماجرای حضرت موسی (ع) و فرعون ملعون، به دستور خداوند یکتا و به رهبری حضرت موسی (ع)، قوم بنی اسرائیل دوباره وارد فلسطین شدند. در دوران حضرت یوشع بن نون (ع) کنعان فتح شد و دورۀ پادشاهی فرا رسید؛ حضرت طالوت (ع) و حضرت داوود (ع) و حضرت سلیمان (ع) پادشاهان قدرتمند این دوره بودند. اما بعد از اختلاف بین قوم بنی اسرائیل پادشاهی تقسیم شد؛ در شمال بر 10 قوم و در جنوب بر 2 قوم حکومت می‌کردند. وقتیکه حضرت عیسی (ع) در شهر ناصرۀ فلسطین به پیامبری رسید، قوم بنی اسرائیل به دو بخش یهودی و مسیحی تقسیم شدند؛ بعضی ها به حضرت عیسی (ع) ایمان آوردند و مسیحی شدند و بعضی ها هم سرپیچی و با مسیحی ها درگیر شدند و یهودی باقی ماندند. بعد از گذشت چند قرن، پیامبر اسلام (ص) به رسالت مبعوث شد و در سال 638 میلادی برابر با سال 17 قمری در زمان خلیفۀ ملعون دوم، سپاهیان اسلام وارد «بیت المقدس» شدند؛ سپس با مردم فلسطین پیمان صلح امضا کرده و آن ها را در پذیرش دین آزاد گذاشتند. در آن زمان مردم فلسطین چون حقانیت دین اسلام را مشاهده کردند بیشترشان مسلمان شدند؛ یعنی مردمی که در آنجا زندگی می کردند، مسلمان شدند؛ نه این که همۀ مسلمان ها از کشورهای دیگر به آنجا رفته و زندگی کرده باشند. بنابراین از قرن 7 میلادی به بعد فلسطینی ها پیروان سه دین بزرگ را تشکیل می دادند؛ و اولین جمعیت مذهبی را مسلمان ها، دومی مسیحی ها و سومی را یهودی ها در اختیار داشتند و مسلمان ها دارای بیشترین جمعیت بودند. نتیجه: فلسطین متعلق به مردم بومی آنجا (عرب زبان ها) است که شامل جمعیت زیادی از مسلمان ها و مسیحی ها و عدۀ کمی از یهودی ها می باشد؛ صهیونیست ها و یهودی هایی که از سایر کشورهای دیگر به آنجا آمده اند، فلسطین را اشغال کرده اند؛ و در ادعای خود حق نمی گویند.حقیقتی دربارۀ «جشن سیزده بدر ایرانی ها» و «جشن پوریم اسرائیلی های جنایتکار»:منبع مطلب: تورات، کتاب اِستر، فصل 9.قسمتی از آن کتاب: و حالا یهودی های باقی مانده در منطقۀ پادشاه، جمع شدند تا از زندگی خود دفاع کنند و «75000 نفر از ایرانی هایی» که از یهودی ها نفرت داشتند را بکشند. و بعد از این کشتار وحشیانه، اموال آن ها را غارت کردند. این اتفاق در روز سیزدهم ماه آدار (فروردین بر طبق فرهنگ دهخدا) رخ داد. سپس در روز چهاردهم به استراحت پرداخته و جشن (پوریم) گرفتند. موضوع چیست؟ 2500 سال پیش «75000 یا 77000 نفر ایرانی بی گناه» توسط یهودی های وحشی به خاک و خون کشیده شدند. در زمان خشایار شاه، یهودی های وحشی در دربار او نفوذ کرده بودند. خشایار شاه، همسری پاکدامن به اسم «وَشتی (بانوی ایران)»، وزیر لایقی به اسم «هامان» و مشاور وحشی خائنی به اسم «مُردخای» داشت. مشاور وحشی او هم برادر زاده ای به اسم «اِستر (هاداسا)» داشت. به یهودی هایی که دین و اسم خود را از دیگران مخفی نگه داشته و جاسوسی می کنند «مارانوس» گفته می شود؛ «اِستر و مُردخای» هم مارانوس بودند. در زمان خشایار شاه عید نوروز جشن گرفته می شد. در همان روزها بود که مشاور وحشی او «مُردخای» به دلیل نفرتی که از «یونانی ها» داشت پیشنهاد حمله به یونان را مطرح می کند. خشایار شاه این موضوع را به همسرش می گوید و در نتیجه با مخالفت او رو به رو می شود؛ خشایار شاه هم مخالفت همسرش را به مشاور وحشی و خائنش می گوید. وقتیکه مشاور وحشی او از این موضوع آگاه شد، برای او توطئه کرده و در نتیجه خشایار شاه را قانع کرده تا همسر خود را بکشد. بعد از کشته شدن «وَشتی (بانوی پاکدامن ایران)»، مشاور وحشی پادشاه پیشنهاد ازدواج مجدد پادشاه را مطرح می کند. یک سال بعد در عید نوروز، «مُردخای» دختر برادر خود را که اسمش «هاداسا» بود، به دروغ به عنوان یک ایرانی به پادشاه معرفی می کند. «هاداسا» اسم خود را عوض کرده و «اِستر» می گذارد تا یک ایرانی به نظر برسد. در نتیجه خشایار شاه با «اِستر» ازدواج می کند. «هامان (وزیر لایق ایرانی)» متوجه می شود که همسر جدید پادشاه، بیشتر روزها به دیدن «مُردخای» می رود. او بعد از پیگیری متوجه می شود که «اِستر» یک یهودی و غیر ایرانی است؛ سپس این موضوع را به پادشاه گزارش می دهد و می گوید: این دو نفر فاسد هستند و خطری برای حکومت ما محسوب می شوند. و در نتیجه پادشاه را قانع می کند تا آن ها را خلع مقام و از کشور اخراج کند. اما متأسفانه پادشاه اشتباه بزرگی را مرتکب می شود؛ او این موضوع را به همسر جدیدش «اِستر» می گوید و «اِستر» هم به عمویش «مُردخای» می گوید. سپس «اِستر و مُردخای» تصمیم می گیرند که شب دوازدهم فروردین به پادشاه مشروب بدهند تا او در حالت مستی حکم اعدام وزیر لایق خود (هامان) و یارانش را صادر کند و متأسفانه همین اتفاق هم افتاد و در نتیجه صبح روز سیزدهم فروردین این حکم اجرا شد؛ ولی آن یهودی های وحشی از اجرای این حکم سیر نشده و دستور قتل «75000 یا 77000 نفر ایرانی بی گناه» را هم صادر می کنند و متأسفانه صبح همان روز این کشتار وحشیانه توسط یهودی های ملعون انجام شد. آن وحشی ها در آن روز نسل 15 قوم ایرانی را از بین برده و اموال آن ها را غارت کردند. سپس در روز چهاردهم فروردین جشن گرفته و اسمش را «عید پوریم» گذاشتند. اکنون «اسرائیلی های جنایتکار» هر ساله در همین روز (عید پوریم) به جشن و شادی می پردازند. بعدها «اِستر و مُردخای» به دروغ خودشان را به عنوان پیامبر* به مردم معرفی می کنند. اکنون این دو ملعون در شهر همدان مقبره دارند و یهودی های ملعون به عنوان پیامبر به زیارت آن ها می روند. به همین دلیل «عدد 13» برای ما ایرانی ها و مسیحی های سراسر دنیا، نحس محسوب می شود؛ این عدد ربطی به دین اسلام ندارد اما برای یهودی ها و فراماسونری ها (بت پرست ها)، مقدس محسوب می شود. به همین دلیل است که ما ایرانی ها در روز 13 فروردین از خانه بیرون می رویم؛ از خانه بیرون می رویم تا کشته نشویم. پس بنابراین این روز، «روز جشن» نیست. *خداوند یکتا در کتاب «حضرت حزقیال نبی (ع)، باب 13 آیه های 1 تا 23» به پیامبران مرد و زن دروغین اشاره کرده است.آیه های 4 تا 8 سورۀ اسراء در قرآن مجید به چه حادثه ای در قوم بنی اسرائیل اشاره می کند؟ترجمۀ آیه ها: ما به بنی اسرائیل در کتاب [تورات] اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد می کنید و برتری جویى بزرگى خواهید کرد. (4) هنگامى که نخستین وعده فرا رسد گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضد شما می‌فرستیم تا شما را سخت در هم کوبند پس براى بدست آوردن مجرمان خانه ها را جستجو می‌کنند؛ و این وعده‌اى است قطعى. (5) سپس شما را بر آنها چیره می‌کنیم و شما را به وسیلۀ دارایی ها و فرزندانی کمک خواهیم کرد و تعداد شما را بیشتر از دشمن قرار می‌دهیم. (6) اگر نیکى کنید به خودتان نیکى می‌کنید و اگر بدى کنید باز هم به خود بدی می‌کنید؛ و هنگامى که وعده دوم فرا رسد، آن‌چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت که آثار غم و اندوه در صورت‌هایتان ظاهر می‌شود و داخل مسجد الاقصى می‌شوند همان گونه که در دفعۀ اول وارد شدند و آنچه را زیر سلطه خود می‌گیرند درهم می‌کوبند. (7) امید است خداوند یکتا به شما (اگر توبه کرده و صالح شوید) باز مهربان گردد و اگر (به عصیان و ستمگری) برگردید، ما هم (به عقوبت و مجازات شما) باز می‌گردیم و جهنم را زندان کافران قرار داده‌ایم. (8). تفسیر آیه های 4 تا 7: این آیه ها به ذکر گوشه‌اى از تاریخ پر ماجراى بنی‌اسرائیل پرداخته و سخن از دو انحراف اجتماعى بنی‌اسرائیل دارد که منجر به فساد و برتری‌جویى آن ها ‏گردید و به دنبال هر یک از این دو، خداوند یکتا مردانى نیرومند و پیکارجو را بر آن ها مسلط ساخت تا آن ها را مجازات کنند و به کیفر اعمالشان برسانند. منظور از فساد اول، «بت پرستی در داخل خانۀ خداوند یکتا (مسجد الاقصی) _ کشتن چندین پیامبر در یک روز _ نسل‌ کشی مردم مؤمن و یکتاپرست _ فساد اقتصادی، اخلاقی و اجتماعی» بود. منظور از فساد دوم، «تکرار فساد اول به اضافۀ کشتن حضرت یحیی (ع) و پیروان ایشان و اقدام برای کشتن حضرت عیسی (ع)» بود. در انتقام فساد اول، «بُخت‌النصر (نبوکدنصر) پادشاه بابل» بر آن ها هجوم آورد و بیت المقدس را ویران کرد و آن ها را به همراه خود در بابل به اسارت برد؛ و 70 سال بیت المقدس به همان حال باقى ماند تا اینکه «کوروش هخامنشی (پادشاه ایران)» روی کار آمد و یهودی ها را از اسارت نجات داد؛ و آن ها دوباره به فلسطین برگرشتند و مسجد الاقصى را نوسازى کردند. در انتقام فساد دوم در سال 70 میلادی، «پادشاه روم (تیتوس فلاویوس سابینوس وسپاسیانوس)» بر آن ها هجوم آورد و مسجد الاقصى را که بازسازی شده بود دوباره ویران کرد و حکومت آن ها را به کلى از هم متلاشى کرد. به این ترتیب تمام یهودی هایی (کافران) که در فلسطین بودند به کلی نابود شدند و فقط مسیحی ها (مؤمنان) باقی ماندند. سپس بعد از گذشت چند قرن، پیامبر اسلام (ص) به رسالت مبعوث شد و در سال 638 میلادی برابر با سال 17 قمری در زمان خلیفۀ ملعون دوم، سپاهیان اسلام وارد «بیت المقدس» شدند و در نتیجه بخش عظیمی از آن ها (مسیحی ها) مسلمان شدند. در آن زمان مسلمان ها، مسجد الاقصى را برای بار دوم بازسازی کردند و از آن زمان تا حالا مسجد الاقصى هنوز پابرجاست. نتیجه: پس بنابراین «اسرائیلی های اشغالگر و جنایتکار» که از سراسر دنیا برای اشغال به کشور فلسطین مهاجرت کرده اند، در ادعای خود که می گویند: از نسل حضرت یعقوب (ع) هستند، دروغ می گویند. چون در انتقام فساد دوم، تمام یهودی هایی (کافران) که در فلسطین بودند به کلی نابود شدند و فقط مسیحی ها (مؤمنان) باقی ماندند که بعدها مسلمان شدند. برای مثال: آیا امروز زرتشتی‌ ها می‌توانند ادعا کنند ایران برای ماست و باید مسلمان ها را از ایران بیرون کرد؟ این ادعای درستی نیست، چون همه می‌دانند که مردم ایران قبل از ظهور اسلام «زرتشتی» بودند. سپس بعد از ظهور اسلام همان زرتشتی ها مسلمان شده و اسلام را پذیرفتند. اینطور بود که پدران و مادران ما در ایران زرتشتی بودند سپس مسلمان شدند. پس بنابراین منطقی نیست که زرتشتی‌ ها از آن طرف دنیا بیایند و بگویند ایران برای ما بود و مسلمان ها باید از اینجا بیرون بروند و ما را بیرون کنند. چون ما ایرانی ها همان زرتشتی هایی بودیم که مسلمان شدیم. تفسیر آیۀ 8: در این آیه خداوند یکتا، خطاب به «یهودی های سراسر دنیا» می فرماید: اگر توبه کنید و مسلمان شوید نجات پیدا می کنید؛ اما اگر به نافرمانی و ستمگری ادامه دهید جایگاه ابدی همۀ شما (کافران) را جهنم قرار می دهیم. و همچنین علاوه بر هشداری که به «یهودی های سراسر دنیا» می دهد، به ما خبر داده است که در آینده (آخرالزمان) برای دفعۀ سوم «کشور مظلوم فلسطین» به اشغال بیگانه ها در می آید. برای اینکه آن بیگانه ها را بشناسیم به سوره های «انبیاء آیه های 95 تا 97» و «کهف آیه های 83 تا 100» رجوع می کنیم. اکنون که در دورۀ آخرالزمان به سر می بریم کشور مظلوم فلسطین توسط آن بیگانه ها که «قوم یأجوج و مأجوج (گاگ و مگاگ)» هستند اشغال شده است. خداوند یکتا در کتاب حضرت حزقیال نبی (ع) «باب 38 آیه های 1 تا 23» و «باب 39 آیه های 1 تا 29» دربارۀ قوم یأجوج و مأجوج (گاگ و مگاگ) توضیح داده است: ● آن ها از نیم کرۀ شمالی (اروپا) می آیند. ● سرزمین آن ها «ماشک و توبال» است. ● تمام لشكر «سرزمين جومر و توجرمه در نیم کرۀ شمالی» و نیز قوم های دیگری برای حمله به «فلسطین مظلوم» به آن ها ملحق خواهند شد. نتیجه: ● شهر «مینسک Minsk (ماشک)» در کشور «بلاروس» در شمال کشور فلسطین قرار دارد. ● شهر «مسکو Moscow (ماشک)» پایتخت کشور «روسیه» در شمال کشور فلسطین قرار دارد. ● شهر «میشکولتس Micholets (ماشک)» در کشور «مجارستان» در شمال غربی کشور فلسطین قرار دارد. ● شهر «توپالو Topalu (توبال)» در کشور «رومانی» در شمال کشور فلسطین قرار دارد. ● سرزمین «جومر و توجرمه (کشور مجارستان)» در شمال غربی کشور فلسطین قرار دارد. ● سرزمین آن ها در «غرب روسیه» و «کشورهای غرب اروپا» قرار دارد. خداوند یکتا در قرآن مجید در سوره های «انبیاء آیه های 95 تا 97» و «کهف آیه های 83 تا 100» دربارۀ قوم یأجوج و مأجوج (گاگ و مگاگ) توضیح داده است: ● سرزمین آن ها در کنار چشمۀ تیره و گِل آلودی قرار دارد. ● سرزمین آن ها در پشت دو کوه قرار دارد و تنها راه نفوذ آن ها از بین این دو کوه بوده است. ● آن ها قومی فاسد و وحشی بوده اند. ● مردمی که در همسایگی آن ها زندگی می کردند از شرّ آن ها در امان نبودند. ● حضرت ذوالقرنین (ع)، برای بستن راه نفوذ آن ها به کمک مردم سدّی از جنس آهن و مس در بین این دو کوه ساخت. ● زمانی که راه نفوذ آن ها گشوده شود از هر تپّه و بلندى بتازند و به سرعت عبور كنند. نتیجه: ● چشمۀ تیره و گِل آلود همان «دریای سیاه» در شمال کشور مظلوم فلسطین است. ● سدّی که در پشت آن زندانی شدند در «رشته کوه های قفقاز» قرار دارد. ● آن ها در «دورۀ آخرالزمان» در همه جای زمین پخش شده و مسلمان ها از شرّ آن ها در عذاب خواهند بود. هویت قوم یأجوج و مأجوج (گاگ و مگاگ): آن ها 2 قبیله از نوادگان حضرت نوح (ع) بوده اند. حضرت نوح (ع) 3 پسر به نام های «سام _ حام _ یافِث» داشت. «مگاگ» فرزند دوم یافِث است. آن ها شامل 3 امت به نام های «منسک _ تاویل _ تاریس» هستند. جمعیت آن ها «شش هفتم» جمعیت کل زمین است. سرزمین آن ها «ماشک و توبال» است که در «غرب روسیه» و «کشورهای غرب اروپا» قرار دارد چون بعد از پیاده شدن از کشتی حضرت نوح (ع) به اروپا مهاجرت کردند؛ و بقایای کشتی حضرت نوح (ع) نیز در «کوه های آرارات در شرق ترکیه» پیدا شده است. آن ها «لباس تقوا» ندارند و همیشه لخت هستند. همین حالا هم اگرچه لباس بر تن دارند اما «لخت» محسوب می شوند چون به شدت بی حجاب و دچار فساد اخلاقی هستند. آن ها از «وحشی ترین نوع از انسان ها و همه چیز خوار» هستند و مثل حیوانات درنده زندگی می کنند. آن ها در آخرالزمان با «دجّال ملعون (پیام رسان های موبایلی و رسانه های دیجیتالی)»* و «یهودی های ملعون» هم پیمان شده و مسلمان ها از شرّ آن ها در عذاب خواهند بود. *به افراد دروغ گو، «دجّال» گفته می شود و در لغت به معنی «دشمن خداوند یکتا» می باشد. موقعیت آن سدّی که در پشت آن زندانی شدند: همان طور که حضرت ذوالقرنین (ع) سدّی آهنین را برای جلوگیری از حملات «قوم یأجوج و مأجوج» بنا کرد، «کورش هخامنشی» نیز طبق نظر مورخین، سفری به طرف «شمال ایران» برای خاموش کردن فتنه ای که در آن نواحی رخ داده بود، داشته است و گویا در همین سفر سدّ موجود در «تنگۀ داریال» را به درخواست اهالی آن مرز و بوم ساخته است. این سدّ تنها سدّی است که در ساخت آن از آهن استفاده شده است و هم اکنون هم موجود است. به زبان محلی آن را «دمیر قاپو» یعنی «دروازۀ آهنی» می نامند. «تنگۀ داریال» در «رشته کوه های قفقاز که از دریای خزر شروع شده و تا دریای سیاه ادامه دارد» قرار دارد. این رشته کوه ها به ضمیمۀ «دریای خزر و دریای سیاه» مانعی طبیعی به طول هزارها کیلومتر بین شمال و جنوب آسیا بوده است؛ و تنها راه بین شمال و جنوب همان «تنگۀ داریال» بوده که با «سدّ دمیر قاپو» بسته شده است. حضرت ذوالقرنین (ع): دربارۀ شخصیت حضرت ذوالقرنین (ع) که در کتاب های آسمانی یهودی ها و مسیحی ها و مسلمان ها از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و اینکه در واقع حضرت ذوالقرنین (ع) چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده‌ است. «کوروش هخامنشی و اسکندر مقدونی»* گزینه هایی هستند که جهت پیدا شدن حضرت ذوالقرنین (ع) واقعی درباره آن ها بررسی هایی انجام شده؛ اما با توجه به سندهای تاریخی و تطبیق آن با آیه های قرآن، تورات، و انجیل تنها «کوروش هخامنشی» است که موجه ترین دلیل ها را برای احراز این لقب دارا می‌باشد. تعدادی از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش هخامنشی را حضرت ذوالقرنین (ع) می‌دانند. آیت الله طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صانعی از معتقدان این نظر هستند. *طبق کلام خداوند یکتا در قرآن (آیۀ 86 سورۀ کهف)، حضرت ذوالقرنین (ع) از شرق به غرب رفته است؛ و طبق سندهای تاریخی اسکندر مقدونی از غرب به شرق رفته است. پس بنابراین شاید «کوروش هخامنشی» همان حضرت ذوالقرنین (ع) باشد. پیدا شدن بقایای کشتی حضرت نوح (ع): در سال 1959 میلادی یک خلبان ترک بر اساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسۀ ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه به یک کشتی بود تا چیزی دیگر. یک کشتی بزرگ به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع 1890 متری «کوه های آرارات در شرق ترکیه» آرمیده بود. بعد از تحقیقات به عمل آمده مشخص شد که این همان کشتی حضرت نوح (ع) است و به همراه آن «کتیبۀ 5 تن آل عبا (ع)» هم پیدا شد. پیدا شدن کشتی حضرت نوح (ع) به همراه کتیبۀ 5 تن آل عبا (ع) برای همه ثابت می کند که فقط «اسلام تشیع 12 امامی» دین بر حق است.اسرائیل جنایتکار چگونه تشکیل شد؟صهیونیسم: «صهیونیسم» به معنای مهاجرت یهودی های ملعون از سراسر دنیا به سرزمین فلسطین مظلوم و تأسیس دولت یهود است. «صهیون» در زبان عبری به معنای «پر آفتاب» و نیز نام کوهی در جنوب غربی بیت المقدس است. رژیم جنایتکار اسرائیل بر پایۀ ایدئولوژی صهیونیستی شکل گرفته است و نژادپرستی رایج در میان اسرائیلی های ملعون نیز ریشه در همین مکتب دارد. «تئودور هرتسل ملعون» بنیان گذار جنبش صهیونیسم است. او در سال 1896 میلادی کتابی را با عنوان «دولت یهود» به زبان آلمانی منتشر کرد. او در این کتاب خواستار «ایجاد دولتی برای یهودی های ملعون» شد. کتاب او به سرعت در جهان یهودیت پخش شد و حامیان «جنبش صهیونیستی» خیلی زود از افکار او استقبال کردند. تعداد زیادی از اعضای «جنبش محبان صهیون» و «دانشجویان صهیونیستى» در اتریش و کشورهاى دیگر از حامیان جدى هرتسل ملعون شدند و او را رهبر خود معرفى کردند. او «صهیونیسم» را از فکر و اندیشه، به جنبش و سازمان تبدیل کرد و به خاطر ارتباط زیادش با «جنبش محبان صهیون»، به این جمع بندى رسید که تنها سرزمینى که مى‌تواند ایدۀ خود را در آنجا اجرا کند، «فلسطین مظلوم» است. «جنبش صهیونیسم» غیر منطقی ترین نوع تفکر است؛ چون آن ها ادعا می کنند که به دلیل اینکه دین یهود در سرزمین فلسطین مظلوم شکل گرفته است، هر شخص یهودی در هر جای دنیا که باشد می تواند به سرزمین فلسطین مظلوم برود و آنجا را اشغال کند و مردم بومی آنجا را به قتل برساند یا اخراج کند. برای مثال: آیا امروز زرتشتی‌ ها می‌توانند ادعا کنند ایران برای ماست و باید مسلمان ها را از ایران بیرون کرد؟ این ادعای درستی نیست، چون همه می‌دانند که مردم ایران قبل از ظهور اسلام «زرتشتی» بودند. سپس بعد از ظهور اسلام همان زرتشتی ها مسلمان شده و اسلام را پذیرفتند. قیمومت انگلیس ملعون بر فلسطین مظلوم: بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول که از تاریخ 1914/07/28 تا تاریخ 1918/11/11 رخ داد، سرزمین فلسطین مظلوم توسط انگلیس ملعون اشغال شد. شکست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول منجر به اشغال سرزمین‌های این امپراتوری توسط متفقین شد؛ و در نهایت نیروهای پیروز بر قلمروی عثمانی، خاورمیانه را طبق توافق‌نامۀ «سایکس _ پیکو» بین یکدیگر تقسیم کردند. بر اساس این توافق قرار بود استان‌های خارج از شبه جزیرۀ عربستان به مناطق تحت کنترل و نفوذ انگلیس ملعون و فرانسۀ ملعون تقسیم شود؛ و در نهایت بر اساس همین تفاهم نامه در سال 1920 میلادی در «کنفرانس سن ریمو» احکام قیمومیت انگلیس ملعون بر سرزمین‌های اشغالی و نیز فلسطین مظلوم امضا شد. قیمومیت انگلیس ملعون بر فلسطین مظلوم در تاریخ 1924/07/24 در سازمان ملل (سازمان غارتگران بین المللی) تصویب شد و تا سال 1948 میلادی ادامه داشت. اعلامیۀ بالفور: اعلامیۀ بالفور نامه‌ای بود که در تاریخ 1917/11/02 میلادی توسط آرتور جیمز بالفور (وزیر خارجۀ ملعون انگلیس) خطاب به والتر روتشیلد (سیاست‌مدار ملعون یهودی و عضو مجلس عوام انگلیس) نوشته شد و در آن از موضع مثبت دولت ملعون انگلیس برای «ایجاد خانۀ ملی برای یهودی های ملعون در سرزمین فلسطین مظلوم» خبر داده شد. بعد از صدور اعلامیۀ بالفور تعداد زیادى از یهودی های ملعونِ سراسر دنیا در طی 7 مرحله مهاجرت، وارد سرزمین فلسطین مظلوم شدند. مهاجرت اول: از 1880 تا 1897 _ مهاجرت دوم: از 1897 تا 1903 _ مهاجرت سوم: از 1904 تا 1918 _ مهاجرت چهارم: از 1919 تا 1923 _ مهاجرت پنجم: از 1924 تا 1932 _ مهاجرت ششم: از 1933 تا 1939 _ مهاجرت هفتم: از 1939 تا 1948 صورت گرفت. در نهایت چهار گروه تروریستی «هاشومیر _ هگانا _ اتسل _ لِحی» از میان این مهاجران ملعون به وجود آمد. هاشومیر: هاشومیر (در عبری به معنای نگهبان) یک گروه تروریستی صهیونیستی است که در سال 1909 میلادی با هدف تأمین امنیت شهرک های یهودی نشین و حمایت از آن ها در فلسطین مظلوم تشکیل شد. رهبران ملعون این گروه تروریستی «یتسحاق تسفی، اسرائیل گلعادی، الکساندر زید و اسرائیل شوحط» بودند. بیشتر اعضای این گروه تروریستی از حزب کار و از نخستین مهاجران روسی به فلسطین مظلوم هستند. هگانا: هگانا (در عبری به معنای دفاع) یک گروه تروریستی یهودی وفادار به ایدئولوژی صهیونیسم بود که از سال 1920 میلادی در فلسطین مظلوم تحت قیومیت انگلیس به جای گروه تروریستی هاشومیر تشکیل شد. این گروه تروریستی به تدریج به شاخه نظامی غیر رسمی آژانس یهود تبدیل شد و علیه عرب های فلسطینی مبارزه می‌کرد. این گروه تروریستی از اواسط دهۀ 1930 میلادی اقدام به عملیات تلافی جویانه در برابر حملات عرب ها پرداخت. گروه تروریستی هگانا حقیرترین و جنایتکار‌ترین سازمان نظامی یهودی قبل از سال 1948 میلادی در فلسطین مظلوم بود. این گروه تروریستی توسط یک سرویس اطلاعاتی بت پرست به منظور گردآوری اطلاعات برای فعالیت های خود و نیز به منظور رساندن اطلاعات به رهبران ملعون اسرائیل جهت مبارزه سیاسی و نظامی با مردم مظلوم فلسطین و با کشورهای عربی تأسیس شد. اتسل: اتسل (مخفف عبارت سازمان نظامی ملی) یک گروه تروریستی زیر زمینی بر پایۀ تفکر صهیونیسم بود که با انشعاب از گروه تروریستی هگانا از سال 1931 تا سال 1948 در فلسطین مظلوم تحت قیومیت انگلیس فعالیت می‌کرد. رهبر این گروه تروریستی مناخیم بگین ملعون بود که بعدها نخست‌وزیر اسرائیل جنایتکار شد. لِحی: لِحی (مخفف عبارت رزمندگان اسرائیل) یک گروه تروریستی زیر زمینی بر پایۀ تفکر صهیونیسم بود که در سال 1940 میلادی تشکیل شد. قطعنامه تقسیم فلسطین (قطعنامۀ 181): در تاریخ 1947/11/29 سازمان ملل (سازمان غارتگران بین المللی) طرح تقسیم فلسطین مظلوم را به دو دولت «عرب ها (ساکنان بومی فلسطین مظلوم)» و «عبری ها (یهودی های مهاجر)» تصویب کرد و مقرر شد شهر بیت‌المقدس به صورت بین‌المللی اداره شود. این قطعنامه مقدمه اشغال نهایی فلسطین مظلوم توسط یهودی های مهاجر بود و در نتیجۀ آن از تاریخ 1947/11/30 تا 1948/05/14 میلادی میان مردم مظلوم فلسطین و یهودی های مهاجر جنگ های خونینی درگرفت. تشکیل دولت غیر قانونی اسرائیل جنایتکار (روز نکبت): در تاریخ 1948/05/14 میلادی چند ساعت بعد از پایان دورۀ قیمومیت انگلیس ملعون بر فلسطین مظلوم، تشکیل دولت غیر قانونی اسرائیل جنایتکار توسط بن‌گوریون ملعون (نخست وزیر موقت) اعلام شد؛ سپس سه گروه تروریستی «هگانا _ اتسل _ لِحی» با هم ادغام شدند و نیروهای نظامی این رژیم جنایتکار و نامشروع را تشکیل دادند. از آن روز تا حالا یهودی های ملعون سراسر دنیا در حال مهاجرت کردن به کشور مظلوم فلسطین هستند و تا امروز هم تمام مسلمان های دنیا از شر آن ها در عذاب به سر می برند. هر ساله در این روز مردم مظلوم فلسطین در کشور خود به عزاداری می پردازند و اسم این روز را «روز نکبت» گذاشته اند. هر ساله به دستور امام خمینی (ره)، مسلمان های سراسر دنیا در «آخرین جمعۀ ماه مبارک رمضان» به خیابان ها آمده و بر علیه این رژیم جنایتکار تظاهرات می کنند و اسم این روز را «روز قدس» گذاشته اند. روز جهانی قدس روز وحدت مسلمانان در دفاع از ملت مظلوم فلسطین است. ساکنان غیرقانونی در فلسطین مظلوم چه کسانی هستند؟ اسرائیلی های جنایتکار، گروه های «یهودی و غیر یهودی» با زبان ها و قومیت‏ های مختلف هستند که تنها وجه مشترک میان آن ها «دین یهودیت» است. تعدادی از آن ها «یهودی های اشکنازی و سفاردی» هستند که از «اروپای شرقی و مرکزی»، «اندلسی اسپانیا»، «آسیای مرکزی و قفقاز» و «خاورمیانه» آمده اند. به نژادهای مختلف یهودی آن ها که در اروپای شرقی و مرکزی سکونت دارند «اشکنازی» و به آن ها که اصلیت اندلسی اسپانیا، خاورمیانه ای، آسیای مرکزی و قفقازی دارند «سفاردی» گفته می شود. «اشکناز» به مناطق نزدیک «کوه آرارات و قفقاز» گفته شده ‌است. تعداد دیگری از آن ها شامل یهودی ها و روس های غیر یهودی هستند که پس از پاشیده شدن اتحاد جماهیر شوروی به کشور مظلوم فلسطین مهاجرت کرده اند؛ این جمعیت بزرگترین جمیعت تشکیل دهندۀ این رژیم جنایتکار هستند. از سال 1990 مهاجرت گستردۀ آن ها به کشور مظلوم فلسطین شروع شد و توانستند %15 از جمعیت این رژیم جنایتکار را تشکیل دهند ولی %30 آن ها یهودی نیستند. بقیۀ آن ها هم از «مسیحی ها، فنلاندی ها، ویتنامی ها، یهودی های آفریقایی، فلیپین، نپال، نیجریه، سنگال، رومانی، چین، قبرس، ترکیه و تایلند» هستند.شناسایی قوم یأجوج و مأجوج:یأجوج و مأجوج، اقوام وحشی بودند که در زمین فساد و کُشتار و غارتگری می کردند. آن ها در شمال آسیا (از مغولستان و قزاقستان به بالا) و سراسر اروپا زندگی می کردند؛ که در طول تاریخ بارها و بارها به جنوب آسیا حمله می کردند و به کُشتار و غارتگری دست می زدند. آن ها از بین شکاف های کوه هایی که در قسمت جنوبی آسیای مرکزی (کوه آدلونگ) و کوه هایی که در شمال خاورمیانه (رشته کوه های قفقاز) قرار دارند، خودشان را به جنوب آسیا و خاورمیانه می رساندند.خداوند یکتا در قرآن مجید (سوره های انبیاء آیه های 95 تا 97 و کهف آیه های 83 تا 100) و در کتاب حضرت حزقیال نبی علیه السلام (باب 38 آیه های 1 تا 23 و باب 39 آیه های 1 تا 29) به این موضوع اشاره کرده است.روزی حضرت ذوالقرنین (ع) از کنار این کوه ها می گذشت که در آنجا قومی را یافت که گرفتار شرارت های یأجوج و مأجوج شده بودند. آنها به حضرت ذوالقرنین (ع) گفتند که قوم یأجوج و مأجوج در زمین فساد و کُشتار و غارتگری می کنند؛ آیا به تو پولی بدهیم تا در میان شکاف این کوه سدی بسازی تا نتوانند خودشان را به ما برسانند؟ حضرت ذوالقرنین (ع) به آنها گفت من این سد را برای شما می سازم ولی پولی از شما نمی گیرم؛ به جایش برایم مس ذوب شده و تکه های آهن بیاورید و خودتان هم در انجام این کار به من کمک کنید. وقتی که سد ساخته شد، حضرت ذوالقرنین (ع) به آنها گفت این سد در آخرالزمان وقتی که خشکسالی شد، خراب می شود و این قوم وحشی کل کره زمین را [به جز مکان هایی خاص] غارت می کنند و جمعیت زیادی را می کُشند.در طول تاریخ برای دفع شر این اقوام وحشی، 4 تا سد در مکان های مختلف ساخته شده که فقط یکی از آنها را حضرت ذوالقرنین (ع) ساخته است. از این 4 تا سد، 3 تایش خراب شده و فقط یکی از آنها سالم مانده است که دسترسی به آن مشکل است و گفته شده که در آنجا تکه های مس و آهن پیدا کرده اند.اسامی این سدها:1) سد قرقیزستان که در «مرز بین ازبکستان و قرقیزستان که تا شهر تاشکند 150 کیلومتر فاصله دارد» و در «شمال غربی شهر تاشکند» قرار دارد. [هنوز سالم است] موقعیت این سد در نقشه2) سد دمیر قاپو که در تنگۀ داریال ساخته شده بود [خراب شده]3) سد گرگان [خراب شده]4) سد دربند [خراب شده]به طور کلی یهودی های سراسر دنیا به 3 دسته تقسیم می شوند:1) یهودیان بومی فلسطین، که از نسل حضرت یعقوب (ع) هستند و با اسرائیلی های ملعون مخالفند.2) یهودیانی که در خارج از مرزهای فلسطین هستند و با اسرائیلی های ملعون مخالفند؛ و حاضر نیستند که به فلسطین بروند.3) اسرائیلی های ملعون؛ 92 درصد از آن ها که قدرت در دست شان است، یهودی های اشکنازی هستند که از نسل حضرت یعقوب (ع) نیستند؛ آن ها قوم کوچ نشین ترک مغول بودند که به شمال دریای خزر کوچ کردند و با نام خزارها معروف شدند و به خاطر سیاست یهودی شدند؛ آن ها قوم یأجوج و مأجوج هستند. 8 درصد باقیمانده از جمعیت اسرائیلی ها هم که حق بازگشت به فلسطین رو ندارند چون خداوند یکتا در قرآن مجید (سورۀ انبیاء آیه های 95 و 96) دربارۀ آن ها می گوید: و اهل شهری را که ویران کرده ایم، بازگشت شان حرام است؛ آنان باز نمى‌گردند تا زمانیکه سد یأجوج و مأجوج باز شود و آن ها از هر بلندى عبور می کنند. یعنی در آخرالزمان، آن ها با اقوام یأجوج و مأجوج هم پیمان می شوند و به فلسطین حمله می کنند. این 8 درصد همان کافران یهودی هستند که کوروش هخامنشی آن ها را بعد از انتقام فتنۀ اول آزاد کرده بود؛ اما آن ها در آن روز از برگشتن به فلسطین خودداری کردند؛ عده ای هم که در آن روز دوباره به فلسطین برگشتند در انتقام فساد دوم همه شان نابود شدند.خداوند یکتا دربارۀ اسرائیلی های جنایتکار گفته است: و آن ها را هر جا یافتید بکُشید و از جایی که شما را بیرون کردند بیرون کنید. فتنه از قتل بدتر است و در مسجد الحرام با آن ها نجنگید، اما اگر با شما جنگیدند، آنها را بکُشید. این است مجازات کافران. (سورۀ بقرۀ آیه 191)عنوان صوت بالا: آشنایی با نژادهای مختلف یهود با صدای حجت الاسلام محسن مجتهد زاده (شیخ قمی). منبع مطلب: https://sokhanrani.iranseda.ir/detailsPodcast/?g=633768عنوان فیلم پایین: آشنایی با قوم ملعون یأجوج و مأجوج.منبع مطلب: https://www.aparat.com/FARDABAIRANhttps://www.aparat.com/v/cyo9e01نتیجه:اسلام شیعۀ 12 امامی دین بر حق است.حق با فلسطین مظلوم است.مغولی ها و اسرائیلی های جنایتکار، همان قوم یأجوج و مأجوج هستند.اصلاحیه: شاید در اعلام کردن «سد دمیر قاپو» به عنوان «سد ذوالقرنین» اشتباه کرده باشم؛ چون سد دیگری پیدا شده که شباهت زیادی با سد ذوالقرنین دارد؛ و شاید کوروش هخامنشی هم ذوالقرنین نباشد؛ چون گفته می شود که او از بت پرستان حمایت کرده است. منبع مطلب: https://www.aparat.com/RoozMoaudمرگ بر اسرائیل ؛ مرگ بر آمریکا ؛ مرگ بر اروپا ؛ مرگ بر تروریست های تکفیریِ وهابی و داعشی و کوموله</description>
                <category>مهدی مختاری 291</category>
                <author>مهدی مختاری 291</author>
                <pubDate>Sat, 16 Nov 2024 20:27:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>