<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mahdi@bdi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdiabdi728</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:46:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1457517/avatar/hUYqjK.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mahdi@bdi</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdiabdi728</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زخم صفین</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiabdi728/%D8%B2%D8%AE%D9%85-%D8%B5%D9%81%DB%8C%D9%86-vrleknqijhwb</link>
                <description>داستان مردی که گفت: این زخم سر را در جنگ صفین برداشتم :: قل الله ثم ذرهممحی الدین اربلی صاحب کتاب کشف الغمه می‏نویسد که: روزی در خدمت پدرم بودم که دیدم مردی نزد او نشسته و چرت می‏زند. در آن حال عمامه از سرش افتاد و جای زخم بزرگی در سرش نمایان گشت. پدرم پرسید این زخمِ چیست؟ گفت: این زخم را در جنگ صفین برداشتم. به او گفتند: تو کجا و جنگ صفین کجا؟ گفت: سالی به مصر سفر می‏کردم و در راه، مردی از غَزّه (شهری در فلسطین) با من همراه گردید. در بین راه درباره‌ی جنگ صفین به گفتگو پرداختیم.همسفر من گفت اگر من در جنگ صفین بودم، شمشیر خود را از خون علی و یاران او سیراب می‏کردم؛ من هم گفتم اگر من در جنگ صفین بودم، شمشیر خود را از خون معاویه و پیروان او سیراب می‏نمودم.و گفتم حالا که من و تو از یاران علی(ع) و معاویه‌ی ملعون هستیم، بیا با هم جنگ کنیم. لذا با هم در آویختم و زد و خورد مفصلی نمودیم. او بر من ضربتی زد و من بی هوش شدم. چون کمی به هوش آمدم، دیدم شخصی مرا با گوشه‌ی نیزه‏ اش بیدار می‏کند. چون چشم گشودم از اسب فرود آمد و دست روی زخم سرم کشید و فی الفور، بهبود یافت. آنگاه فرمود: همین جا بمان تا برگردم؛ و بعد اندکی ناپدید شد و سپس در حالی که سرِ بریده همسفرم را که با من به نزاع پرداخته بود در دست داشت، با چهارپای او برگشت و گفت این سر دشمن تو است. تو به یاری ما برخاستی، ما هم تو را یاری کردیم؛ چنانکه خداوند هر کس که او را یاری کند، نصرت می‏دهد. پرسیدم شما کیستید؟ فرمود: من صاحب الامر هستم. سپس فرمود از این پس، هر کس پرسید این زخمِ چیست، بگو ضربتی است که در صفین برداشته ‏ام[1]. [1] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏52، ص 75?</description>
                <category>Mahdi@bdi</category>
                <author>Mahdi@bdi</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jan 2022 06:56:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فاتحه</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiabdi728/%D9%81%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D9%87-tmg1hip5q6ie</link>
                <description>سلام دوستان عزیز شبتون بخیر و خوشی الهم اغفر المومنین و المومنات والمسلمین و المسلمات والاحیاء منهم والاموات بخوان سوره فاتحه مع الصلواتدوستان شب جمعه است خوبه با خوندن یه فاتحه  و ذکر صلوات یادی کنیم از اسیران خاک و امواتمون که منتظر یه تحفه و هدیه ی از جانب ما هستن ...یا علی مدد.</description>
                <category>Mahdi@bdi</category>
                <author>Mahdi@bdi</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jan 2022 21:53:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تا دیر نشده بجنبید</title>
                <link>https://virgool.io/Mahdiabdi/%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%AC%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%AF-db3cjdg1ef2c</link>
                <description>سلام دوستان روزتون بخیر و خوشیامروز شنبه اولین روز آخرین هفته از اولین ماه اخرین فصل سال ۱400 و از سال1400 دو ماه دیگه بیشتر نمونده تا پروندش بسته بشه و به تاریخ بپیونده بیان تا وقت داریم خوش باشیم و به همدیگه محبت کنیم که اگه دیر بشه دیگه فایده ای نداره به قول بزرگی که میگه نمیدونم این روزها که داره میگذره از عمر ما کم میشه یا اضافه ....پس بجنبید تا دیر نشده.یا علی مدد</description>
                <category>Mahdi@bdi</category>
                <author>Mahdi@bdi</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jan 2022 13:47:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>