<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی افضل القوم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdiafzal</link>
        <description>من هیچ‌وقت کامل نمی‌شوم، اما می‌توانم بهتر باشم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:24:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14544/avatar/hFnF9t.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی افضل القوم</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdiafzal</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا سودآوری مهم‌تر از درآمد است</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/financial-planning-analysis-wplgibh4iqux</link>
                <description>Financial Planning &amp; Analysisچرا در شرایط اقتصادی امروز، سودآوری واقعی مهم‌تر از فروش و سهم بازار است؟در دنیای کسب‌وکار امروز، که با چالش‌های اقتصادی و رقابتی فزاینده‌ای روبه‌رو هستیم، دیگر جای آزمون و خطا برای شرکت‌ها باقی نمانده است. بسیاری از کسب‌وکارها همچنان بر شاخص‌هایی مانند فروش (Revenue) و سهم بازار (Market Share) تمرکز دارند، در حالی که این شاخص‌ها تنها نمایانگر ابعاد سطحی عملکرد هستند و تصویر دقیقی از سلامت مالی واقعی شرکت ارائه نمی‌دهند.نقد شاخص‌های سنتی: فروش و سهم بازارشاخص‌های فروش و سهم بازار به‌عنوان معیارهای &quot;بالاسری&quot; (Top-Line) در نظر گرفته می‌شوند که مقیاس اندازه و حضور در بازار را نشان می‌دهند. اما این شاخص‌ها اطلاعاتی درباره سودآوری واقعی یا نقدینگی شرکت ارائه نمی‌دهند. به‌عنوان مثال، ممکن است شرکتی فروش بالایی داشته باشد، اما به دلیل هزینه‌های سرسام‌آور یا سیاست‌های اعتباری ضعیف، سودآوری پایین یا حتی زیان داشته باشد. همچنین، نقدینگی (Liquidity) نیز حیاتی است؛ چرا که یک شرکت ممکن است در صورت سودآور بودن روی کاغذ، به دلیل مشکلات گردش نقدی، ورشکسته شود. این مفهوم با جمله معروف &quot;سود یک نظر است، پول نقد یک واقعیت&quot; مرتبط است.نقش استراتژیک FP&amp;A (برنامه‌ریزی و تحلیل مالی)در این شرایط، نقش FP&amp;A به‌عنوان یک ابزار استراتژیک پررنگ می‌شود. FP&amp;A نه تنها به گزارشگری مالی می‌پردازد، بلکه با تحلیل داده‌ها، شبیه‌سازی سناریوها و پیش‌بینی روندهای مالی، به مدیران کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه‌تری اتخاذ کنند. این فرآیند شامل بودجه‌بندی، پیش‌بینی، تحلیل واریانس و مدل‌سازی مالی است که به ارزیابی گزینه‌های استراتژیک کمک می‌کند.اهمیت تحلیل سهم سود (Profit Contribution)یکی از ابزارهای کلیدی در FP&amp;A، تحلیل سهم سود است. این تحلیل نشان می‌دهد که هر بخش از کسب‌وکار، مانند یک محصول، یک خط تولید یا یک منطقه جغرافیایی، چه سهمی در پوشش هزینه‌های ثابت و ایجاد سود خالص دارد. بدون این تحلیل، ممکن است منابع به‌طور نادرست تخصیص یابند و بخش‌هایی که به ظاهر سودآور هستند، در عمل به‌صرفه نباشند.ارتباط میان FP&amp;A و Profit Contributionدر نهایت، می‌توان گفت که FP&amp;A چارچوب و فرآیند تصمیم‌سازی است و Profit Contribution محتوای واقعی و معیار سنجش آن. این دو در کنار هم، تصویر دقیقی از ارزش‌آفرینی هر بخش از کسب‌وکار ارائه می‌دهند و به مدیران امکان می‌دهند تا تصمیمات استراتژیک مبتنی بر داده‌های واقعی اتخاذ کنند.منابع معتبر برای مطالعه بیشتربرای درک عمیق‌تر این مفاهیم، به منابع زیر مراجعه کنید:Market Share—a Key to Profitability: مقاله‌ای از HBR که ارتباط میان سهم بازار و سودآوری را بررسی می‌کند.Contribution Margin Explained: توضیحاتی جامع درباره تحلیل سهم سود و اهمیت آن در تصمیم‌سازی مالی.How FP&amp;A Drives Strategic Decisions: مقاله‌ای که نقش FP&amp;A در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک را تحلیل می‌کند.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Sat, 27 Sep 2025 13:52:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Prompt Engineering، RAG or Fine-tuning?</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/prompt-engineering-rag-or-fine-tuning-y7uhclh7ww5b</link>
                <description>Prompt Engineering، RAG or Fine-tuning?سه مسیر برای متمایز کردن محصول با هوش مصنوعی: Prompt Engineering، RAG یا Fine-tuning؟امروز دیگر داشتن هوش مصنوعی به‌تنهایی یک مزیت رقابتی نیست.تمایز واقعی در این است که AI شما چگونه به امضای برندتان تبدیل می‌شود.سه انتخاب اصلی پیش روی شماست:🔹 Prompt Engineering🔹 RAG (Retrieval-Augmented Generation)🔹 Fine-tuningپرسشی که هر روز مطرح می‌شودبه عنوان کسی که در مرز مدیریت محصول هوش مصنوعی و علم داده‌های عمیق (Deep Data Science) فعالیت می‌کنم، هر روز با این پرسش مواجه‌ام:چطور می‌توانیم مدلی مثل GPT-4.5 یا Claude Opus 4 ـ که برای همه در دسترس است ـ را به چیزی یکتا و ارزشمند برای محصول خود بدل کنیم؟حقیقت این است که یک مدل پایه مثل کارآموزی باهوش است: توانمند، اما بی‌اطلاع از زبان اختصاصی سازمان شما، داده‌های محرمانه و انتظارات دقیق کاربران. اگر همان‌طور که هست از آن استفاده شود، احتمالاً با این مشکلات مواجه خواهید شد:پاسخ‌های کلی و سطحی (Hallucinations)نبود تخصص حوزه‌ایناهماهنگی در صدای برندسه رویکرد برای حل چالش۱. Prompt Engineeringسریع‌ترین نقطه شروع و کم‌هزینه‌ترین ابزار کنترل خروجیامکان شکل دادن به لحن، سبک و حتی شخصیت مدلمناسب برای تست سریع ایده‌ها و دریافت بازخورد از کاربران۲. RAG (Retrieval-Augmented Generation)دسترسی به داده‌های سازمانی و مستندات لحظه‌ایتولید پاسخ‌های دقیق‌تر، متناسب‌تر و به‌روزترایده‌آل برای محصولاتی که نیازمند اطلاعات جاری و پویا هستند۳. Fine-tuningعمیق‌ترین سطح شخصی‌سازی؛ آموزش مجدد مدل با داده‌های خاص شماپرهزینه و زمان‌بر، اما ضروری برای تثبیت «هویت زبانی» یا «دانش تخصصی»بهترین انتخاب برای محصولاتی که نیاز به صدای برند منحصربه‌فرد یا عملکرد پیچیده دارندچارچوب تصمیم‌گیریبا Prompt Engineering شروع کنید.وقتی داده‌های اختصاصی و به‌روز اهمیت پیدا می‌کند، به RAG ارتقا دهید.تنها وقتی به عمق و هویت منحصربه‌فرد نیاز دارید، سراغ Fine-tuning بروید.جمع‌بندیتفاوت واقعی در این است که آیا شما فقط از AI استفاده می‌کنید،یا آن را به بخشی جدانشدنی از تجربه محصول و صدای برند خود بدل می‌سازید.پرسش پایانیشما در تیم یا محصول خود کدام مسیر را تجربه کرده‌اید؟کدام‌یک بیشترین ارزش را برایتان خلق کرده است؟منبع:Linkedinهشتگ‌ها#AIProductManagement #ArtificialIntelligence #MachineLearning #PromptEngineering #RAG #FineTuning #AIProducts #ProductStrategy #AIInnovation #LLM</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Wed, 17 Sep 2025 17:49:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا Context امروز ارز جدید در هوش مصنوعی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%DA%86%D8%B1%D8%A7-context-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rrgxu1gxnohw</link>
                <description>از RAG تا Context Engineeringاز RAG تا Context Engineeringدر دنیای پرشتاب هوش مصنوعی (AI)، داشتن یک مدل قدرتمند به‌تنهایی کافی نیست.تفاوت واقعی را Context می‌سازد؛ همان اطلاعات و شرایطی که مدل هنگام پاسخ‌گویی در اختیار دارد.امروز پرسش اصلی دیگر این نیست که «مدل چه می‌داند»، بلکه این است که:چه چیزی را، در چه زمانی، و چگونه به آن داده می‌شود.RAG: پلی میان دانش بیرونی و مدلیکی از رویکردهای مهم، Retrieval-Augmented Generation (RAG) است؛ روشی که به مدل‌ها اجازه می‌دهد در لحظه به external data sources (مثل پایگاه‌های دانش یا اسناد سازمانی) مراجعه کنند و پاسخ‌هایی دقیق‌تر، به‌روزتر و مستندتر ارائه دهند.با این حال، چالش‌ها پابرجا هستند:محدودیت context window (ظرفیت پردازش همزمان مدل)خطر ورود داده‌های غیرمرتبط یا منسوخContext Engineering: فراتر از طراحی پرامپتاینجاست که Context Engineering مطرح می‌شود.این رویکرد فراتر از prompt design است و تلاش می‌کند سیستمی جامع بسازد که در آن هر جزء از محیط AI به‌صورت هدفمند و مهندسی‌شده مدیریت شود:prompts (نحوه طراحی ورودی‌ها)history تعاملات (گفتگوهای پیشین کاربر با مدل)dynamic tools (ابزارهایی مثل ماشین‌حساب یا موتور جستجو)knowledge graphs (نقشه‌های دانش برای نمایش روابط بین داده‌ها)memory (توانایی به خاطر سپردن جلسات گذشته)پیام کلیدی برای سازمان‌هابپذیرند که Context بخشی از محصول AI است، نه صرفاً یک ورودی فنی.روی فرایندهایی برای تضمین کیفیت، به‌روزرسانی و مرتبط‌سازی Context سرمایه‌گذاری کنند.از ترکیب ابزارهایی مانند RAG، knowledge graphs، dynamic memory و ارزیابی مداوم بهره بگیرند.در نهایت، سازمان‌هایی که مهارت طراحی و مدیریت Context را به دست آورند، صاحب AIای خواهند شد که نه تنها هوشمند، بلکه قابل اعتماد، معنادار و ارزش‌آفرین است.پرسش پایانیبه باور شما، آینده‌ی AI بیشتر به قدرت مدل‌ها وابسته خواهد بود یا به کیفیت Contextی که در اختیارشان قرار می‌گیرد؟ یا شاید عاملی دیگر ...؟منابعTowards Data ScienceLinkedin#AI #ArtificialIntelligence #GenerativeAI #RAG #ContextEngineering #KnowledgeGraphs #FutureOfAI #ProductStrategy #DataInnovation #AITrends</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Wed, 17 Sep 2025 17:44:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز عجیب آرامش ذهن: چرا باید گاهی حوصله‌تان سر برود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/default-mode-network-khia0dehsvyu</link>
                <description>شبکه حالت پیش‌فرض - Default Mode Networkآیا شما هم از آن دسته اید که در هر لحظه خالی، حتی پشت چراغ قرمز، بی‌اختیار موبایل را چک می‌کنید؟ ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که «بی‌حوصلگی» را مانند یک بیماری خطرناک می‌دانند و همیشه در حال فرار از آن هستیم.اما علم عکس این موضوع را می‌گوید.تحقیقات neuroscience نشان می‌دهند وقتی حوصله‌تان سر می‌رود، مغز شما وارد حالت بسیار مهمی به نام &quot;شبکه حالت پیش‌فرض&quot; (DMN) می‌شود. این همان شبکه‌ای است که به شما اجازه می‌دهد:به عمیق‌ترین سؤالات زندگی خود فکر کنید.خلاقیت خود را شکوفا کنید.ارتباط معناداری با خودتان برقرار کنید.با پر کردن هر ثانیه از روز با محتوای دیجیتال، ما این قابلیت ضروری مغز را از کار می‌اندازیم و نتیجه آن چیزی نیست جز اضطراب بیشتر و احساس پوچی.چاره کار چیست؟ باید یاد بگیریم که دوباره &quot;بی‌حوصلگی&quot; را به زندگی خود دعوت کنیم.برای خواندن درباره ۳ راهکار ساده و عملی که دکتر آرتور بروکس (استاد هاروارد) پیشنهاد می‌دهد تا با استفاده از همین «بی‌حوصلگی سازنده» زندگی معنادارتر و شادتری بسازیم، مقاله کامل را در لینکدین بخوانید.👉 برای مطالعه مقاله کامل اینجا کلیک کنید:No Need to be Bored. Here&#039;s Why.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Wed, 17 Sep 2025 17:34:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولید ایده - Idea Generation</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/idea-generation-agznjveqzrag</link>
                <description>Idea Generationتولید ایده (Idea Generation) فرآیندی خلاقانه برای خلق مفاهیم، راه‌حل‌ها یا رویکردهای جدید به منظور حل مشکلات، استفاده از فرصت‌ها یا ایجاد نوآوری است. این فرآیند شامل بررسی سیستماتیک امکانات و ایده‌ها از طریق روش‌های ساختاریافته یا آزاد است تا تفکر نوآورانه را فعال کند. برخلاف الهامات تصادفی، تولید ایده اغلب ترکیبی از منطق، تخیل و چارچوب‌های استراتژیک است تا افکار انتزاعی را به ایده‌های عملی تبدیل کند.ویژگی‌های کلیدی:هدف‌محور: تمرکز بر حل مسئله، بهبود سیستم‌ها یا ایجاد ارزش.تفکر واگرا + همگرا: ابتدا گسترش ایده‌ها و سپس پالایش و انتخاب بهترین‌ها.فردی یا گروهی: می‌تواند به صورت فردی یا تیمی انجام شود و از تنوع دیدگاه‌ها بهره ببرد.روش‌های اصلی:طوفان فکری (Brainstorming): تولید سریع ایده‌ها بدون قضاوت برای تحریک خلاقیت.نقشه‌ذهنی (Mind Mapping): ترسیم ارتباط بین مفاهیم برای کشف الگوهای جدید.تکنیک SCAMPER: تغییر ایده‌های موجود با استفاده از سؤالاتی مانند جایگزینی، ترکیب یا تطبیق.تکنیک‌های تحریک ایده: به چالش کشیدن فرضیات (مثلاً &quot;چه می‌شد اگر برعکس بود؟&quot;).تفکر قیاسی: الهام گرفتن از ایده‌های حوزه‌های دیگر و تطبیق آن‌ها.اهمیت تولید ایده:نوآوری: ایجاد محصولات، خدمات یا فرآیندهای جدید.حل مسئله: بازتعریف چالش‌ها و یافتن راه‌حل‌های مؤثر.رقابت: ایجاد مزیت رقابتی از طریق ایده‌های منحصربه‌فرد.تفکر انعطاف‌پذیر: توانایی سازگاری با محیط‌های پویا.نتیجه:ایده‌ها از مفاهیم خام به طرح‌های پالایش‌شده و قابل آزمایش تبدیل می‌شوند که آماده‌ی نمونه‌سازی یا اجرا هستند. تولید مؤثر ایده، تعادلی بین خلاقیت و امکان‌پذیری ایجاد می‌کند تا ایده‌ها هم نوآورانه و هم عملی باشند.در مطالب بعدی به موضوع شناسائی محصول (Product Identification) خواهم پرداخت.تفاوت تولید ایده و ایده‌پردازی:Idea generation VS Ideationدر واقع، این دو عبارت بسیار نزدیک به هم هستند و اغلب به جای یکدیگر به کار می‌روند. هر دو به فرآیند خلق، توسعه و ارائه‌ی ایده‌های جدید اشاره دارند، اما ممکن است در برخی موارد تفاوت‌های ظریفی داشته باشند:تفاوت‌ها:تولید ایده (Idea Generation):بیشتر بر روی مرحله‌ی اولیه‌ی خلق ایده‌ها تمرکز دارد.به فرآیند سیستماتیک یا خلاقانه‌ی ایجاد ایده‌های جدید اشاره می‌کند.ممکن است کمی رسمی‌تر به نظر برسد.ایده‌پردازی (Ideation):گسترده‌تر است و می‌تواند شامل مراحل توسعه و پالایش ایده‌ها نیز باشد.اغلب در زمینه‌های خلاقانه‌تر مانند طراحی، هنر یا بازاریابی استفاده می‌شود.ممکن است غیررسمی‌تر و انعطاف‌پذیرتر به نظر برسد.مثال‌های کاربردی:تولید ایده: &quot;در جلسه‌ی امروز، ما روی تولید ایده برای محصول جدید کار کردیم.&quot;ایده‌پردازی: &quot;کارگاه ایده‌پردازی به ما کمک کرد تا راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برای مشکل پیدا کنیم.&quot;جمع‌بندی:اگرچه این دو عبارت تفاوت‌های جزئی دارند، اما در بسیاری از موارد می‌توانند به جای هم استفاده شوند. انتخاب بین آن‌ها بستگی به زمینه و لحن متن دارد. اگر می‌خواهید تأکید بیشتری روی خلاقیت و فرآیند گسترده‌تر داشته باشید، &quot;ایده‌پردازی&quot; گزینه‌ی بهتری است. اگر بیشتر به مرحله‌ی اولیه‌ی خلق ایده‌ها اشاره دارید، &quot;تولید ایده&quot; مناسب‌تر است.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 16:59:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه عمر توسعه محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-iiugra2g5nsy</link>
                <description>Product lifecycle درک چرخه عمر محصول (PLC) برای مدیران محصول (PMs) حیاتی است. این چرخه، سفر سیستماتیک محصول از ایدهپردازی تا توزیع در بازار را نشان می‌دهد و شامل مراحل کلیدی زیر است:🛠️ مرحله توسعه در چرخه عمر محصول (Development)این فاز، تبدیل ایده‌های مفهومی به محصولی قابل عرضه به بازار را شامل می‌شود. موفقیت در این مرحله، پایه‌ای برای مراحل بعدی چرخه عمر محصول است.اولویت‌های کلیدی مدیران محصول:هماهنگی بین‌بخشی (Cross-functional Collaboration):مدیریت همکاری بین تیم‌های مهندسی، طراحی، QA و بازاریابیمثال: برگزاری جلسات هفتگی برای بررسی پیشرفت پروژه با استفاده از ابزارهایی مانند Jiraتوسعه محصول مبتنی بر استانداردها (Compliance &amp; Market Fit):اطمینان از انطباق محصول با نیازهای بازار و الزامات قانونیمثال: انجام تحقیقات میدانی پیش از طراحی نهاییفرآیند ساخت و بهینه‌سازی:ساخت نمونه‌های اولیه (Prototyping)، آزمایش عملکردی (Functional Testing) و پالایش بر اساس بازخورد (Refining based on feedback)مثال: استفاده از روش‌های چابک (Agile) برای تکرارهای سریعتمرکز اصلی در مرحله توسعه:🔧 مدیریت چالش‌های فنی (Technical Challenges):شناسایی ریسک‌هایی مانند محدودیت‌های فناوری یا هزینه‌های غیرمنتظرهمثال: انتخاب پلتفرم توسعه متناسب با مقیاس‌پذیری آینده محصول📊 گردآوری و تحلیل بازخورد:استفاده از تست‌های کاربری (User Testing) و گروه‌های کانونی (Focus Groups)مثال: اصلاح رابط کاربری بر اساس نظرات ۱۰۰ کاربر آزمایشیمدیریت مؤثر در مرحله توسعه✅ همسو سازی با اهداف استراتژیک: اطمینان از انطباق هر ویژگی با نقشه راه محصول (Product Roadmap)✅ آماده‌سازی برای راه‌اندازی موفق: تدوین برنامه انتقال به تیم عملیات (Handover Plan) و آموزش نیروهای فروش✅ کاهش ریسک‌های پیش از عرضه: اجرای تست‌های استرس (Stress Testing) و رفع باگ‌های بحرانی🚀 مرحله معرفی در چرخه عمر محصول (Introduction)این مرحله گذار از فرآیند توسعه به ورود رسمی به بازار است، جایی که محصول برای اولین بار به مشتریان عرضه می‌شود. موفقیت در این فاز، سنگ بنای رشد آتی محصول را تعیین می‌کند.اولویت‌های کلیدی مدیران محصول در این مرحله:اجرای استراتژی جامع ورود به بازار (Go-to-Market Strategy):هماهنگی بین بخش‌های تولید، بازاریابی، فروش و پشتیبانیمثال: زمان‌بندی همزمان کمپین تبلیغاتی با موجودی انبارهمسو سازی تلاش‌های بازاریابی و فروش:طراحی پیام‌های متناسب با نیازهای مشتریان هدفمثال: استفاده از ویدیوهای دمو برای آموزش مزایای محصول به مشتریانپایش لحظه‌ای عملکرد بازار (Real-Time Market Monitoring):ردیابی شاخص‌هایی مانند نرخ تبدیل، بازخورد مشتریان و سهم بازار اولیهمثال: استفاده از ابزارهای تحلیل داده مانند Google Analytics یا نظرسنجی‌های سریعاهداف استراتژیک این مرحله:ساخت آگاهی از برند (Brand Awareness): ایجاد شناخت اولیه از محصول در رسانه‌های سنتی و دیجیتالجذب پذیرندگان اولیه (Early Adopters): هدف‌گیری مشتریان نوآور با پیشنهادهای ویژه یا دسترسی انحصاریگردآوری بازخورد عملیاتی (customer feedback): شناسایی نقاط ضعف محصول قبل از ورود به فاز رشدمدیریت مؤثر در مرحله معرفی✅ راه‌اندازی بدون اختلال (Smooth Launch): تست‌های پیش از عرضه (Beta Testing) و آموزش تیم فروش✅ واکنش سریع به چالش‌های پس از عرضه: اصلاح مشکلات فنی یا شکاف‌های خدمات مشتری در کوتاه‌ترین زمان✅ پایه‌ریزی برای موفقیت بلندمدت: تبدیل پذیرندگان اولیه به سفیران برند (Brand Ambassadors)📈 مرحله رشد در چرخه عمر محصول (Growth)پس از فازهای توسعه و معرفی به بازار، مرحله رشد آغاز می‌شود. این مرحله با افزایش چشمگیر تقاضا، رشد سریع فروش و گسترش پذیرش محصول در بازار شناخته می‌شود.برای مدیران محصول، اولویت‌های کلیدی در این مرحله عبارتند از:مقیاس‌پذیری عملیات (Scaling Operations):افزایش ظرفیت تولید، تقویت تیم پشتیبانی و توسعه زیرساخت‌های لجستیکمثال: استفاده از فناوری‌های خودکار برای کاهش زمان تحویلبهینه‌سازی استراتژی‌های بازاریابی:تمرکز بر تبلیغات هدفمند برای جذب مشتریان جدیداستفاده از بازخورد مشتریان برای ارتقای محصول (Product Enhancement)مثال: راه‌اندازی کمپین‌های مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی با مشارکت اینفلوئنسرهاگسترش سهم بازار (Expanding Market Share):ورود به بازارهای جغرافیایی جدید یا جذب سگمنت‌های مشتری نادیده‌گرفته‌شدهمثال: همکاری با توزیع‌کنندگان محلی در مناطق جدیدبهبود مستمر ویژگی‌های محصول (Improving Product Features):افزودن قابلیت‌های جدید مبتنی بر نیازهای روز بازارمثال: انتشار آپدیت‌های منظم نرم‌افزاری برای افزایش رضایت کاربرانتنوع بخشیدن به کانال‌های توزیع (Exploring New Distribution Channels):آزمایش مدل‌های فروش مستقیم (D2C)، بازارهای آنلاین یا فروشگاه‌های فیزیکیمثال: همکاری با پلتفرم‌های تجارت الکترونیک مانند آمازون یا دیجی‌کالامدیریت مؤثر در مرحله رشدبرای تضمین موفقیت پایدار، اقدامات زیر حیاتی است:✅ حفظ شتاب رشد (Sustaining Momentum): نظارت بر روند فروش و تطبیق استراتژی‌ها با تغییرات بازار✅ مقابله با رقابت (Addressing Competitive Pressures): تقویت مزیت رقابتی از طریق تمایزسازی قیمت، کیفیت یا خدمات✅ حداکثرسازی سودآوری (Maximizing Profitability): کاهش هزینه‌های حاشیه‌ای و تمرکز بر مشتریان سودآور✅ تحکیم جایگاه محصول در بازار (Strengthening Market Position): ساخت تصویر برند قوی و تبدیل کاربران به مبلغان محصول🔄 مرحله بلوغ (Muturity)مرحله بلوغ در چرخه عمر محصول پس از مراحل توسعه، معرفی به بازار و رشد قرار دارد. در این مرحله، محصول به مقبولیت گسترده در بازار دست یافته، فروش به ثبات نسبی می‌رسد و سهم بازار تثبیت می‌شود.برای مدیران محصول، اولویت‌های کلیدی در این فاز عبارتند از:حفظ سهم بازار (Maintaining Market Share)مقابله با رقابت فزاینده از طریق استراتژی‌های تدافعیبهینه‌سازی بهره‌وری عملیاتی (Optimizing Operational Efficiency)کاهش هزینه‌های تولید و توزیع بدون افت کیفیتتطویل چرخه عمر محصول (Extending Product Lifecycle)از طریق بهبود ویژگی‌ها (Enhancements)، تنوع بخشی به کاربردها (Diversification) یا معرفی نسخه‌های جدیدتقویت وفاداری مشتریانبا تمرکز بر تجربه مشتری و برنامه‌های وفاداریاستراتژی‌های حیاتی در مرحله بلوغ:مدیریت هزینه (Cost Management): بازنگری در زنجیره تأمین و حذف هزینه‌های غیرضروریبازاریابی هدفمند: طراحی کمپین‌هایی برای حفظ مشتریان فعلی (مثلاً تخفیف‌های ویژه یا برنامه‌های عضویت)نوآوری تدریجی (Incremental Innovation): افزودن قابلیت‌های کوچک اما مؤثر به محصول برای جذابیت مستمربررسی فرصت‌های بازارهای جدید: جغرافیایی یا جمعیت‌شناختی برای جلوگیری از اشباعمدیریت مؤثر در این مرحله برای دستیابی به اهداف زیر ضروری است:✅ حفظ سودآوری پایدار (Sustaining Profitability) در شرایط رقابتی✅ خنثی‌سازی تهدیدات رقبا (Fending Off Competition) با تمایزسازی✅ آماده‌سازی زیرساخت‌ها برای اشباع بازار یا تکامل محصول (مانند انتقال به فاز کاهش یا توسعه محصول جانبی)📉 مرحله کاهش (Decline)مرحله کاهش در چرخه عمر محصول پس از فازهای توسعه، معرفی به بازار، رشد و بلوغ رخ می‌دهد. این مرحله با کاهش چشمگیر فروش و کاهش تقاضای بازار برای محصول شناسایی می‌شود. در چنین شرایطی، مدیران محصول با چالش تصمیم‌گیری استراتژیک درباره سرنوشت محصول روبه‌رو هستند؛ از جمله:توقف تولید محصولتغییر موقعیت‌یابی در بازار (بازاریابی مجدد)نوآوری در محصول یا خدمات همراه آن (اختراع مجدد)در این مرحله، تمرکز اصلی بر بهینه‌سازی هزینه‌ها، مدیریت موجودی انبار و استخراج حداکثر ارزش باقی‌مانده از محصول است. مدیریت هوشمند در فاز کاهش، سه هدف کلیدی را دنبال می‌کند:۱. کاهش زیان‌های مالی از طریق کنترل هزینه‌ها و توزیع مجدد منابع۲. حمایت از محصولات جدید یا امیدوارکننده در سبد محصولات شرکت۳. برنامه‌ریزی برای خروج بدون تنش از بازار (مانند فروش حقوق محصول به شرکت دیگر) یا انتقال تدریجی مشتریان به محصولات جایگزیناین فرآیند نه تنها از آسیب به اعتبار برند جلوگیری می‌کند، بلکه تضمین می‌کند که تغییرات در سبد محصولات شرکت، با کمترین اختلال در عملیات کسب‌وکار همراه باشد.جمع‌بندی:🛠️ ۱. مرحله توسعه (Development)تعریف: تبدیل ایده به محصول فیزیکی/دیجیتال با همکاری تیم‌های چندرشته‌ای.اولویت‌های مدیر محصول:✅ هماهنگی بین‌بخشی (مهندسی، طراحی، QA)✅ توسعه نمونه‌های اولیه (Prototyping) و تست A/B✅ تطبیق محصول با نیاز بازار از طریق تحقیقات میدانیاهداف کلیدی:🔹 آماده‌سازی برای راه‌اندازی بدون باگ🔹 کاهش ریسک‌های فنی با روش‌های چابک (Agile)🚀 ۲. مرحله معرفی (Introduction)تعریف: عرضه محصول به بازار و جذب پذیرندگان اولیه.استراتژی‌های حیاتی:✅ اجرای کمپین پرزنت محصول با زمان‌بندی دقیق✅ پایش لحظه‌ای بازخورد با ابزارهایی مثل Google Analytics✅ تبدیل مشتریان اولیه به سفیران برندنمودار موفقیت:📈 ۷۰% تمرکز بر آگاهی‌بخشی (Brand Awareness)📈 ۳۰% تمرکز بر فروش اولیه📈 ۳. مرحله رشد (Growth)تعریف: شتاب گرفتن فروش و گسترش سهم بازار.راهکارهای عملیاتی:✅ مقیاس‌پذیری عملیات (افزایش تولید/پشتیبانی)✅ ورود به بازارهای جدید با تحلیل جغرافیایی✅ بهبود مستمر محصول بر اساس نظرات کاربرانهشدار مدیریتی:⚠️ کنترل کیفیت در حین گسترش سریع📉 ۴. مرحله بلوغ (Maturity)تعریف: رسیدن به سقف فروش و اشباع نسبی بازار.راهبردهای بقا:✅ کاهش هزینه‌ها از طریق بهینه‌سازی زنجیره تأمین✅ تنوع بخشی (Diversification) به محصولات مرتبط✅ اجرای برنامه‌های وفاداری مشتریاننسبت‌های کلیدی:🔸 هزینه جذب مشتری (CAC) ≤ ۳۰% سود خالص🔄 ۵. مرحله کاهش (Decline)تعریف: افت تقاضا و کاهش سودآوری محصول.تصمیم‌های استراتژیک:✅ توقف تولید با برنامه‌ریزی مالی✅ انتقال منابع به محصولات نوآورانه✅ احیای برند (Rebranding) برای بازارهای خاصچک‌لیست خروج:✔️ تحلیل تأثیر بر اعتبار برند✔️ مدیریت موجودی باقی‌مانده</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Sun, 02 Feb 2025 20:11:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت محصول - Product Manager</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/product-manager-part-1-vkjfpdceznsk</link>
                <description>مدیریت محصول - Product Managerنقش مدیر محصول بدون شک یکی از مهمترین نقش‌ها در هر شرکت فناوری است. مدیر محصول که مسئول هدایت موفقیت یک محصول و رهبری تیم (cross-functional team) است که اساساً مدافع اصلی مجموعه ویژگی‌های محصول و ارزش کلی کسب و کار است. یک مدیر محصول اغلب شرایط بازار و رقبا را تجزیه و تحلیل می کند و چشم‌انداز محصولی (product vision) را ارائه می‌دهد که متمایز است و ارزش منحصر به فردی را بر اساس خواسته‌های مشتری (‌customer demands) ارائه می‌دهد. نقش مدیر محصول شامل بسیاری از فعالیت‌ها از استراتژیک گرفته تا تاکتیکی است و رهبری متقابل را فراهم می‌کند - به ویژه بین تیم‌های مهندسی، بازاریابی، فروش و پشتیبانی. مدیر محصول به عنوان استراتژیست و مدافع کلیدی محصول، با مشتری ارتباط برقرار می‌کند و تلاش می‌کند تا ارزش محصول خود را هم برای کاربران و هم برای شرکت به حداکثر برساند.مدیریت محصول چیست؟مدیریت محصول، یک عملکرد چند رشته‌ای و ستون فقرات هر سازمان فناوری است. به عنوان یک مدیر محصول، فرد مسئول موفقیت محصول است و تیم را که مسئول بهتر کردن محصول هستند را رهبری می‌کند. برای رسیدن به این هدف، یک مدیر محصول باید از بازار، چشم انداز رقابتی، تقاضای مشتری، ترجیحات و استراتژی کسب و کار آگاه باشد. تصمیمات مدیر محصول مستقیماً با جهت‌گیری استراتژیک، طراحی، عملکرد و موفقیت تجاری محصول ارتباط دارد. آنها اساساً به عنوان پلی بین تیم های مهندسی، طراحی، بازاریابی، فروش و پشتیبانی مشتری عمل می کنند تا گذار از توسعه محصول به عرضه محصول را بدون مشکل انجام دهند.وظایف روزانه شامل طیف گسترده ای از وظایف استراتژیک و تاکتیکی است. اکثر مدیران محصول (Product Manager) یا صاحبان محصول (Product Owner) همه این مسئولیت‌ها را بر عهده نمی‌گیرند. حداقل برخی از آنها متعلق به تیم‌ها یا بخش‌های دیگر در اکثر شرکت‌ها هستند. اما اکثر متخصصان محصولات بیشتر وقت خود را بر روی موارد زیر صرف می کنند:انجام تحقیقات (Conducting Research): تحقیق برای کسب تخصص در مورد بازار شرکت، شخصیت‌های کاربر (user personas) و رقبا.توسعه استراتژی (Developing Strategy):شکل دادن دانش به یک برنامه استراتژیک سطح بالا برای محصول خود - از جمله اهداف و مقاصد، و شاید یک جدول زمانی تقریبی.برنامه‌های ارتباطی (Communicating Plans): توسعه یک برنامه استراتژیک کاری با استفاده از نقشه راه محصول (Product Roadmap) و ارائه آن به سهامداران کلیدی (stakeholders) در سراسر سازمانشان: مدیران اجرایی، سرمایه گذاران، تیم های توسعه، و غیره.توسعه هماهنگی (Coordinating Development): با فرض اینکه برای پیشبرد برنامه استراتژیک محصول (product’s strategic plan) خود چراغ سبز دریافت کرده‌اند، با تیم‌های مربوطه - بازاریابی محصول، توسعه و غیره - برای شروع اجرای برنامه هماهنگی کنید.اقدام بر اساس بازخورد و تجزیه و تحلیل داده‌ها (Acting on Feedback and Data Analysis): در نهایت، پس از ساخت، آزمایش و معرفی محصول به بازار، از طریق تجزیه و تحلیل داده‌ها و درخواست بازخورد مستقیم از کاربران، یاد می‌گیرید که چه چیزی کار می‌کند، چه چیزی کار نمی‌کند و چه چیزی باید اضافه شود. کار با تیم‌های مربوطه برای گنجاندن این بازخورد در تکرار محصول آینده.Project vs Product Management مدیر پروژه و محصولمدیریت پروژه (Project Manager) بر برنامه‌ریزی، اجرا و بسته شدن پروژه‌های خاص با اهداف، جدول زمانی و قابل تحویل تعریف شده تمرکز می‌کند و اطمینان حاصل می کند که وظایف به موقع و در چارچوب بودجه تکمیل می‌شوند. مربوط به تکمیل موفقیت‌آمیز یک پروژه است که اغلب شامل تلاش‌های موقت با شروع و پایان روشن است. در مقابل، مدیریت محصول (Product Manager) یک فرآیند پیوسته است که کل چرخه عمر یک محصول، از ایده‌پردازی و توسعه تا عرضه به بازار و بهبودهای مداوم را در بر می‌گیرد.مدیران محصول مسئول تعریف چشم انداز محصول (vision)، استراتژی (strategy) و نقشه‌راه (roadmap) هستند و اطمینان حاصل می‌کنند که محصول نیازهای مشتری (customer needs) و اهداف تجاری (business goals) را برآورده می‌کند. آنها به صورت متقابل با تیم‌هایی مانند مهندسی، بازاریابی و فروش کار می‌کنند تا محصولی را ارائه دهند که در کل چرخه عمر (lifecycle) آن ارزش ارائه می‌کند. در حالی که مدیران پروژه بر اجرای ابتکارات خاص تمرکز می‌کنند، مدیران محصول بر موفقیت و تکامل بلندمدت یک محصول تمرکز می‌کنند.نقش ها و مسئولیت های یک مدیر محصولمدیر محصول نقشی محوری است که در تقاطع جنبه‌های تجاری، فناوری و تجربه کاربر قرار دارد. نقش‌ها و مسئولیت‌های آن‌ها شامل درک نیازهای مشتری، تعریف و برقراری ارتباط استراتژی محصول، اولویت‌بندی ویژگی‌های محصول، ارتباط با تیم‌های مختلف مانند مهندسی، فروش و بازاریابی برای اطمینان از توسعه و راه‌اندازی یکپارچه محصول، نظارت و تجزیه و تحلیل روندهای بازار و در نهایت هدایت موفقیت است. از محصول موجود در بازار یک مدیر محصول فوق العاده، با ترکیبی منحصر به فرد از هوش تجاری و مهارت فنی، می‌تواند به طور قابل‌توجهی بر پذیرش محصول در بازار و نتیجه شرکت تأثیر بگذارد.مهارت های کلیدی برای یک مدیر محصولمدیر محصول اغلب به عنوان &quot;مدیر عامل محصول&quot; در نظر گرفته می شود، که به ترکیب منحصر به فردی از مهارت‌های تجاری، فنی و استراتژیک برای هدایت موفقیت محصول نیاز دارد. شایستگی‌های اصلی یک مدیر محصول معمولاً شامل تفکر استراتژیک، توانایی تأثیرگذاری بر تیم‌های متقابل، مهارت فنی، درک نیازهای مشتری و روند بازار، توانایی‌های حل مسئله و مهارت‌های ارتباطی استثنایی است. این مهارت‌های کلیدی در مدیریت ذینفعان، تدوین چشم انداز استراتژیک محصول، اتخاذ تصمیمات تجاری حیاتی و اطمینان از اجرای یکپارچه محصول حیاتی هستند. توانایی یادگیری و سازگاری مداوم نیز به دلیل ماهیت پویای صنعت مدیریت محصول بسیار مهم است.در نوشته‌ی بعدی سعی می‌کنم به چرخه عمر توسعه محصول نگاهی داشته باشم.Introduction to Product ManagementPerhaps one of the most critical positions in any tech firm is that of a Product Manager. Responsible for the success of a product and leading the cross-functional team responsible for its improvement, a Product Manager is essentially the overall business value and feature set champion for a product. A Product Manager typically analyzes market and competitive conditions and articulates a differentiated product vision and unique value proposition founded on customer needs. The work of a Product Manager involves many activities from strategic to tactical and exercises a vital cross-functional leadership function — most visibly over engineering, marketing, sales, and support organizations. As the key strategist and advocate for a product, a Product Manager is the voice of the customer and seeks to elicit the highest value from his or her product, for customers, and the business.What is Product Management?Product management is a multifaceted practice that resides at the very heart of any technology business. Being a product manager, one is accountable for a product&#x27;s success and for heading the cross-functional team accountable for enhancing it. This demands knowledge of the market, competition, customer demand and needs, and business strategy. The decisions of the product manager directly affect the strategic direction, design, functionality, and commercial success of the product. They efficiently establish a bridge between teams such as engineering, design, marketing, sales, and customer support to ensure a seamless transition from product development to product launch.Daily work covers a wide scope of strategic and tactical tasks. Most product managers or product owners don&#x27;t accomplish all of them. At least some of them are the tasks of other teams or departments in most companies. However, most product professionals spend most of their working time on the following:Carrying out Research: Researching to be an expert about the company&#x27;s market, user personas, and competitors.Strategy Development: Bringing the industry information they&#x27;ve learned into a high-level strategic plan for their product—goals and objectives, a rough outline of the product itself, and maybe a rough timeline.Communicating Plans: Putting together an effective strategic plan by employing a product roadmap and presenting it to the key stakeholders in their business: executives, investors, development teams, etc. Ongoing communication throughout their cross-functional teams during the development process and beyond.Coordinating Development: If they have received a green light to go ahead with the strategic plan for their product, coordinate with the concerned teams—product marketing, development, etc.—to initiate work on the plan.Taking Action on Feedback and Data Analysis: Finally, after developing, testing, and putting the product on the market, learning from data analysis and getting direct feedback from the users, what is working, what is not, and what to include. Working with the concerned teams to put this feedback into action in future product releases.Project vs Product ManagementProject management is concerned with the planning, organization, and closure of discrete projects with specified goals, timelines, and deliverables, such that the task is completed on schedule and within budget. Project management is concerned with the ultimate completion of a project, usually temporary work with a clear beginning and conclusion. Product management is a continuous process concerned with the entire product life cycle, from development and ideation to launch in the marketplace, and ongoing enhancements.Product managers create the product vision, strategy, and roadmap so that the product meets the needs of customers and business objectives. They collaborate cross-functionally with groups such as engineering, marketing, and sales to bring a product to market that delivers value throughout its lifespan. Whereas project managers are concerned with the implementation of individual projects, product managers are concerned with long-term product success and growth.While project managers focus on the execution of specific projects, product managers focus on a product&#x27;s long-term development and success overall.Role and Responsibilities of a Product ManagerA product manager is a crucial role that is at the nexus of business, technology, and user experience fields. Their role and duty are to comprehend the needs of the customers, develop and communicate product strategy, prioritize product features, work with various teams like engineering, sales, and marketing to facilitate trouble-free product development and launch, track and analyze market trends, and lastly to ensure product success in the marketplace. A product manager with that unique blend of business and technical acumen can have a profound effect on the adoption of the product in the market and the company&#x27;s bottom line.Key Skills for a Product ManagerA Product Manager is often referred to as the &quot;CEO of the Product&quot;, requiring a unique blend of business, technical, and strategic capabilities to drive the product to success. The primary competencies for a Product Manager generally include strategic thinking, cross-functional impact, technical skills, customer need and market knowledge awareness, problem-solving, and communication skills. These competencies form the backbone of stakeholder management, product vision strategy, making key business decisions, and effective product delivery. Learning ability and ability to constantly update themselves is also essential due to the dynamics of the career of product management.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jan 2025 18:08:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلاک چین (Blockchain)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D9%86-blockchain-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-xuh1cekp0at2</link>
                <description>بلاک چین چیست؟در این مقاله، ویژگی‌های فناوری بلاک چین (Blockchain Technology) و چگونگی تبدیل آن به یک پلتفرم انقلابی و بسیار مطلوب برای برنامه‌های مختلف را مورد بحث قرار خواهیم داد.بلاک چین زنجیره‌ای از بلوک‌ها است که حاوی اطلاعات است. اکثر مردم فکر می‌کنند که بلاک چین بیت کوین است و بالعکس. اما اینطور نیست. در واقع بیت کوین یک ارز دیجیتال یا cryptocurrency است که بر روی فناوری بلاک چین کار می‌کند.بلاک چین توسط ساتوشی ناکاموتو (Satoshi Nakamoto) اختراع شد. همانطور که از نام آن پیداست، هر بلوک از تعدادی تراکنش تشکیل شده است و هر تراکنش به صورت هش ثبت می شود. Hash یک آدرس منحصر به فرد است که به هر بلوک در طول ایجاد آن اختصاص داده می‌شود و هر گونه تغییر بیشتر در بلوک منجر به تغییر در هش آن می‌شود.چرا بلاک چین مهم است:کسب و کار بر اساس اطلاعات اجرا می‌شود. هرچه سریعتر دریافت شود و دقیق‌تر باشد، بهتر است. بلاک چین برای ارائه آن اطلاعات ایده آل است زیرا اطلاعات فوری (immediate)، به اشتراک گذاشته شده و کاملا شفاف (transparent) ذخیره شده در یک دفتر کل غیرقابل تغییر (immutable ledger) را فراهم می‌کند که فقط توسط اعضای مجاز شبکه قابل دسترسی است.یک شبکه بلاک چین می تواند سفارش‌ها، پرداخت‌ها، حساب‌ها، تولید و بسیاری موارد دیگر را ردیابی کند. و از آنجایی که اعضا یک مکانیسم اجماع قابل اطمینان دارند، می‌توانید تمام جزئیات یک تراکنش را مشاهده کنید و به شما اطمینان بیشتری می‌دهد، همچنین کارایی‌ها و فرصت‌های جدیدی را به شما می‌دهد.ویژگی‌های بلاک چین- Features of Blockchainتغییرناپذیری - Immutable:تغییرناپذیری به این معناست که بلاک‌چین یک شبکه دائمی و غیرقابل تغییر است.The blockchain is a permanent and unalterable network.فناوری بلاکچین (blockchain technology) از طریق مجموعه‌ای از گره‌ها (nodes) عمل می‌کند. هنگامی که یک تراکنش (transaction) در بلاک‌چین ثبت می‌شود، نمی‌توان آن را اصلاح یا حذف کرد. این امر بلاک‌چین را تبدیل به یک دفتر کل غیرقابل تغییر (immutable ledger) و ضد دستکاری (tamper-proof ledger) می‌کند که امنیت و اعتماد بالایی را ارائه می‌دهد (provides a high degree of security and trust).هر گره (node) در شبکه یک کپی از دفتر دیجیتال (copy digital ledger) دارد. برای افزودن یک تراکنش، هر گره، اعتبار تراکنش را بررسی می‌کند (validity of the transaction) و اگر اکثر گره‌ها فکر کنند که تراکنش معتبر است، به شبکه اضافه می‌شود. این بدان معنی است که بدون تأیید اکثریت گره‌ها، هیچ‌کس نمی‌تواند هیچ بلوک تراکنش را به دفتر کل (ledger) اضافه کند.Without the approval of a majority of nodes, no one can add any transaction blocks to the ledger.هر رکورد تایید شده برگشت ناپذیر است و قابل تغییر نیست. این بدان معنی است که هیچ کاربری در شبکه نمی‌تواند آن را ویرایش، تغییر یا حذف کند.Any user on the network won’t be able to edit, change or delete it.توزیع شده - Distributedهمه شرکت کنندگان (participants) شبکه یک کپی از دفتر کل برای شفافیت (transparent)‌ کامل دارند. یک دفتر کل (public ledger) اطلاعات کاملی در مورد همه شرکت کنندگان در شبکه (network) و تراکنش‌ها (transactions) ارائه می‌دهد. همچنین قدرت محاسباتی توزیع شده (power distributed computational) در رایانه‌ها نتیجه بهتری را تضمین می‌کند. دفتر کل توزیع شده (Distributed Ledger) یکی از ویژگی‌های مهم بلاک‌چین به دلایل بسیاری است برای مثال:- در دفتر کل توزیع شده (distributed ledger) ردیابی آنچه در دفتر اتفاق می‌افتد آسان است، زیرا تغییرات در یک دفتر کل توزیع شده بسیار سریع منتشر می‌شود. - هر گره (node) در شبکه بلاک‌چین (blockchain network) باید دفتر کل (ledger) را حفظ کند و در اعتبارسنجی (validation) شرکت کند. - هر تغییری در دفتر کل در چند ثانیه یا چند دقیقه به‌روزرسانی می‌شود و به دلیل عدم دخالت واسطه‌ها (intermediaries) در بلاک‌چین، اعتبارسنجی تغییر به سرعت انجام می‌شود. - اگر کاربر بخواهد یک بلوک (block) جدید اضافه کند، سایر گره‌های شرکت‌کننده (participating nodes) باید تراکنش را تأیید کنند. برای اینکه یک بلوک جدید به شبکه بلاک‌چین اضافه شود باید توسط اکثریت گره‌های شبکه تایید شود. - در یک شبکه بلاک‌چین (blockchain network)، هیچ گرهی هیچ نوع رفتار یا لطف خاصی از شبکه دریافت نخواهد کرد. برای افزودن یک بلوک جدید به شبکه، همه باید روال استاندارد را دنبال کنند.غیر متمرکز - Decentralizedفناوری بلاک‌چین یک سیستم غیرمتمرکز است.Blockchain technology is a decentralized system.به این معنی که هیچ مرجع مرکزی برای کنترل شبکه وجود ندارد. در عوض، شبکه از تعداد زیادی گره (node) تشکیل شده است که با هم کار می‌کنند تا تراکنش‌ها را بررسی و تأیید کنند (verify and validate). هر گره در شبکه بلاک‌چین کپی یکسانی از دفتر کل خواهد داشت.Each and every node in the blockchain network will have the same copy of the ledger.اموال غیرمتمرکز مزایای زیادی در شبکه بلاک‌چین ارائه می‌دهد:از آنجایی که یک شبکه بلاک‌چین به محاسبات انسانی وابسته نیست، کاملاً سازماندهی شده و خطاناپذیر (fault-tolerant)است.شبکه بلاک‌چین به دلیل ماهیت غیرمتمرکز شبکه، کمتر مستعد شکست (failure) است. حمله به سیستم برای هکرها هزینه بیشتری دارد، بنابراین احتمال شکست آن کمتر است.هیچ شخص ثالثی درگیر نیست، بنابراین هیچ خطر اضافی در سیستم وجود ندارد.There is no third-party involved hence no added risk in the system.ماهیت غیرمتمرکز بلاک‌چین ایجاد یک پروفایل شفاف برای هر شرکت کننده در شبکه را تسهیل می‌کند. بنابراین، هر تغییری قابل ردیابی و واضح‌تر است.Every change is traceable, and more concreate.کاربران اکنون بر دارایی‌های خود کنترل دارند و مجبور نیستند برای نگهداری و مدیریت دارایی‌های خود به شخص ثالث اعتماد کنند.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jan 2025 13:23:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیر محصول فنی - TPM</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%86%DB%8C-tpm-xrizqomt8ulh</link>
                <description>Technical Product Managet - مدیر فنی محصولمدیر محصول فنی (TPM) چه کسانی هستند و چه کار می‌کنند؟ کار قابل تحویل آنها چیست؟ روزهای معمولی آنها در زندگی چگونه است؟ چگونه برای سازمان‌ها ارزش افزوده تولید می‌کنند؟ تفاوت آنها با مدیران پروژه (Project Manager) و مدیران محصول (Product Manager) چیست؟اینها برخی از سؤالات رایجی هستند که ممکن است به طور خاص از کسانی که قبلاً فرصت کار با TPMها را نداشته‌اند، در مورد TPM بشنویم. این مقاله برای کسانی است که، در سازمان‌های نرم‌افزاری و فناوری اطلاعات کار می‌کنند و با نقش TPM آشنا نیستند یا علاقه‌مند به کسب اطلاعات بیشتر در مورد کاری که انجام می‌دهند. همچنین به رفع برخی از افسانه‌ها در مورد اینکه TPM چه هست و چه نیست کمک می‌کند.مدیریت محصول در بسیاری از شرکت‌های فناوری یک عملکرد حیاتی است و نقش مدیر محصول (PM) اطمینان از توسعه و راه‌اندازی موفق محصولات است. در سال های اخیر، نقش تخصصی PM ظهور کرده است که به عنوان مدیر محصول فنی (TPM) شناخته می‌شود. نقش TPM از چند جهت با نقش سنتی PM متفاوت است، و این تمایز برای کسب و کارهای فناوری ضروری است که در هنگام ساختن و مقیاس‌بندی تیم‌هایشان درک کنند.مدیر محصول فنی یا TPM که مخفف Technical Program/Product Manager است و معمولاً برای فناوری (Tech)، محصول (Product)، زیرساخت (Infrastructure)، راه‌حل‌های ابری (Cloud)، نرم‌افزار به عنوان سرویس (SaaS) و/یا سایر سازمان‌های نرم‌افزاری که یک یا چند سازمان در مقیاس بزرگ (‌large-scale)، عمیقاً فنی (deeply technical)، بسیار پیچیده (heigh-complex) را هدایت کنند.مدیر محصول فنی (TMP) در میانه اجرای فنی و استراتژی محصول قرار دارند و با یک یا چند تیم محصول و مهندسی (فنی) همکاری نزدیک دارند تا به آنها در ایده‌پردازی (ideate)، محدوده (‌scope)، برنامه‌ریزی (plan)، اجرا (execute) و ارائه (deliver) پروژه‌ها با کیفیت مطلوب و همچنین مقیاس‌پذیر، کمک کنند. دامنه کاری آنها فقط به تیم‌های محصول و مهندسی محدود نمی‌شود، بلکه ممکن است به عملیات (‌‌Operation)، زیرساخت (Infrastructure)، داده (Data)، بازاریابی (PMM)، حقوقی (Legal)، فروش (Sales)، مالی (Finance)، پشتیبانی مشتری (Client Support)، تیم‌های حریم خصوصی و امنیت (Privacy &amp; Security Teams)، توسعه عملیات (DevOps)، توسعه عملیات ابری (CloudOps) و .. گسترش یابد.مدیر محصول فنی (TPM) چیست و چه کاری انجام می دهد؟مدیران محصول فنی رهبرانی هستند که در سطح استراتژیک در سازمان عمل می‌کنند و برنامه‌های فنی پیچیده‌ای را هدایت می‌کنند که بیشترین تأثیر را در آینده سازمان ایجاد می‌کند.آنها عمق فنی و درک معماری سیستم و طراحی فنی را نشان می‌دهند و به تعریف معماری برای محصول کمک می‌کنند.مدیران محصول فنی برای حل مشکلات استراتژیک بسیار فنی و پیچیده، درگیر در تصمیم‌گیری‌های طراحی و معماری، عمیقاً در پروژه ها فرو می‌روند و توصیه‌های مبتنی بر داده را برای بهبود طراحی و معماری ارائه می‌دهند.در برخی از محصولات حتی ممکن است دسترسی TPM‌ها برای نوشتن یا اشکال‌زدایی کد، بررسی لاگ‌ها، نوشتن SQL برای گرفتن داده‌های مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل یا حتی کار بر روی مستندات سیستم را نیاز داشته باشند.مدیران محصول فنی از طریق کار بر روی هزاران ابهام، مجهول و چالش در طول مراحل مختلف، به روشن شدن دامنه و تعریف استراتژی کمک می‌کنند.آنها شکاف‌های موجود در محصول را شناسایی می‌کنند و با کار با تیم‌های متقابل مختلف درگیر در محصول به برطرف کردن آنها کمک می‌کنند.مدیران محصول فنی با تعریف فرآیندهای جدید یا بهبود فرآیندهای موجود برای وارد کردن ساختار به محصول و برای اجرای روان‌تر، آن را هدایت می‌کنند.آنها از نزدیک با تیم محصول همکاری می‌کنند تا به تعریف نقشه راه محصول از جمله محدوده (scope)، جدول زمانی (timeline) و شناسایی خطرات اولیه کمک کنند و وابستگی‌های متقابل با سایر تیم‌های درگیر در محصول را شناسایی کنند.مدیران محصول فنی توانمندساز هستند و روابط کاری عمیقی را با افراد در همه سطوح ایجاد می‌کنند و به آنها کمک می کنند تا بهترین کار خود را با رفع موانع و به حداقل رساندن مشکلات انجام دهند و در نتیجه موفقیت کلی محصول را تضمین کنند.مدیران محصول فنی روابط قوی با ذینفعان ایجاد می‌کنند که کلید تضمین اجرای موفقیت آمیز محصول است.آنها با ذینفعان فنی و تجاری کار می‌کنند تا به ترجمه زبان فنی به ذینفعان تجاری در شرایط تجاری کمک کنند و بالعکس برای تصمیم گیری صحیح تجاری/فنی.آنها موتورهای ارتباطی هستند که به ارائه دید درست و پیشرفت محصول در همه سطوح و در همه جهات کمک می‌کنند.آنها بر کیفیت و تأثیر تمرکز می‌کنند و به تعریف و هدایت معیارهای موفقیت و KPI برای محصول کمک می‌کنند.به طور جزئی یا کامل و بسته به نیاز محصول، اگر تیم‌هایی که TPM ها با آنها کار می‌کنند، PM یا EM ندارند، آنها ممکن است نقش مدیر محصول (PM) یا مدیر مهندسی (EM) را بر عهده بگیرند.مدیر محصول فنی: پر کردن شکاف بین فناوری و تجارت (Business)پر کردن شکاف بین فناوری و تجارتهمچنین مدیر محصول فنی یک نوع تخصصی از PM است که بر روی محصولاتی با مولفه فنی قوی مانند یادگیری ماشینی، APIها یا زیرساخت ابری تمرکز دارد. در حالی که یک TPM بسیاری از وظایف اصلی یک PM را به اشتراک می گذارد، نقش آنها بیشتر بر جنبه‌های فنی توسعه محصول متمرکز است. در ادامه برخی از زمینه‌های کلیدی که در آنها TPM ها با PM ها متفاوت است، را ذکر می‌کنیم:دانش فنی عمیق:یکی از مهم ترین تفاوت‌های بین TPM و PM سطح دانش فنی مورد نیاز است. TPM ها باید درک عمیقی از فناوری پشت محصولات خود و همچنین محدودیت‌های فنی و فرصت‌های ناشی از آن داشته باشند. این به آنها اجازه می‌دهد تا تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند و به طور موثر با تیم‌های فنی ارتباط برقرار کنند. به عنوان مثال، یک TPM که بر روی یک محصول یادگیری ماشین کار می‌کند باید نحوه عملکرد الگوریتم‌های مختلف، نیازهای داده برای مدل‌های آموزشی و محدودیت‌های فناوری را درک کند.همکاری نزدیک با تیم‌های مهندسی و فنی:مدیران محصولات فنی بیشتر از PM ها با تیم های مهندسی کار می‌کنند. تخصص فنی آنها به آنها کمک می‌کند تا شکاف بین چشم انداز محصول و اجرای واقعی را پر کنند و آنها را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری با مهندسان و نیرو‌های فنی ارتباط برقرار کنند و تصمیمات بهتری در مورد مبادلات فنی بگیرند.نقشه راه محصول فنی:در حالی که همه مدیران محصول نقشه راه محصول را ایجاد می‌کنند، TPM ها بیشتر بر جنبه‌های فنی فرآیند توسعه محصول تمرکز می‌کنند. نقشه راه محصول فنی، نقاط عطف فنی را که برای موفقیت محصول باید به دست آید، برجسته می‌کند. این ممکن است شامل مواردی مانند توسعه یک API جدید، ادغام با خدمات شخص ثالث (third-party) یا ایجاد ویژگی‌های خاص با استفاده از فناوری‌های خاص باشد.ایجاد تعادل بین اولویت‌های فنی و تجاری:یکی از چالش برانگیزترین جنبه‌های نقش TPM ایجاد تعادل بین اولویت‌های فنی و تجاری است.مدیران محصول فنی باید:امکان سنجی فنی یک ویژگی یا راه‌حل را در مقابل تأثیر بالقوه آن بر تجارت بسنجید.این امر مستلزم آن است که تعادل مناسبی بین بهینه‌سازی برای سود کوتاه مدت و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فنی بلند مدت ایجاد کنند.ارزیابی فناوری‌ها و روندهای جدید:مدیران محصولات فنی باید از آخرین روندها و نوآوری های فناوری به روز بمانند. آنها مسئول ارزیابی فناوری‌های جدید و تعیین تأثیر بالقوه آنها بر محصولات شرکت خود هستند. این شامل تحقیق در مورد ابزارها، چارچوب‌ها و روش‌شناسی‌های جدید و ارائه توصیه‌هایی در مورد پذیرش آنها می‌شود.چه زمانی یک مدیر محصول فنی استخدام کنید؟در حالی که مدیران محصول فنی می‌توانند ارزش قابل توجهی برای شرکت‌های فناوری ارائه دهند، همه مشاغل به TPM نیاز ندارند. هنگام تصمیم‌گیری برای استخدام TPM، توجه به عوامل زیر بسیار مهم است:پیچیدگی محصول: اگر محصول شما از پیچیدگی فنی بالایی برخوردار است یا با استفاده از فناوری پیشرفته ساخته شده است، یک TPM ممکن است برای مقابله با چالش های ناشی از آن مجهزتر باشد.اندازه تیم مهندسی: تیم‌های مهندسی بزرگتر ممکن است به یک TPM برای تسهیل ارتباط و همکاری بین محصول و عملکردهای مهندسی نیاز داشته باشند.نرخ تغییرات تکنولوژیکی: اگر صنعت شما به سرعت در حال پیشرفت است یا شرکت شما نیاز دارد که در خط مقدم روندهای فناوری باقی بماند، یک TPM می‌تواند به اطمینان حاصل شود که محصول شما رقابتی و مرتبط باقی می‌ماند.برخی از تصورات نادرست رایج در مورد آنچه که TPM ها انجام می دهند چیست؟مدیران محصول فنی یک اندازه هستند! TPM ها برای هر پروژه یک رویکرد طبق برنامه (یا الگوی) اجرا شده ندارند. بسته به نیاز محصول، عمق فنی، پویایی تیم و نیازهای متقابل، TPM ها به طور انعطاف‌پذیری خود را با محصول و نیازهای تیم برای اجرای پروژه‌ها و تضمین موفقیت کلی محصول تطبیق می‌دهند.ممدیران محصول فنی جدول زمانی پروژه و/یا دتبال کننده وظایف در پروژه‌ها هستند! اگرچه این ممکن است یکی از وظایف شغلی متعدد آنها برای کمک به تحویل به موقع پروژه ها باشد، اما TPM ها اینگونه نیستند.آن‌ها تسهیل‌کننده‌ها و یادداشت‌برداران برای محصول/پروژه هستند! مطمئناً، TPM‌ها جلسات متعددی را از شروع پروژه تا انتها و فراتر از آن برگزار می‌کنند، اما آنها این کار را با هوش تجاری و فنی بسیار زیاد انجام می‌دهند و بیشتر گفتگوها را برای رسیدگی به نیازهای پروژه/محصول هدایت می‌کنند.مدیران محصول فنی اسکرام مسترهای معمولی هستند که استند آپ ها را اجرا می کنند و جلسات برنامه ریزی یا اجرا را انجام می دهند! TPM ها اسکرام مسترهای باتجربه ای نیستند، اگرچه در برخی از محصولات ممکن است از آنها خواسته شود که یک یا چند تیم اسکرام را بسته به نیاز محصول علاوه بر کار TPM معمولی خود رهبری کنند.نتیجه‌گیری:نقش مدیر محصول فنی یک موقعیت تخصصی PM است که بر محصولاتی با یک جزء فنی قوی تمرکز دارد. در حالی که آنها بسیاری از عملکردهای اصلی را با PM ها به اشتراک می‌گذارند، TPM ها در عمق دانش فنی، همکاری نزدیک با تیم‌های مهندسی، نقشه راه فنی، ایجاد تعادل بین اولویت‌های فنی و تجاری، و ارزیابی فناوری‌ها و روندهای جدید متفاوت هستند.استخدام یک TPM می تواند یک تصمیم استراتژیک برای شرکت هایی با محصولات فنی پیچیده یا صنایع به سرعت در حال توسعه باشد، و تضمین می‌کند که محصولات آنها از رقبا جلوتر می‌مانند و به ارائه ارزش به مشتریان ادامه می‌دهند.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2024 16:02:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت بین معماری monolithic و microservice</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/monolithic-vs-microservices-architecture-ezyclk2w53na</link>
                <description>عکس زیر معماری monolithic و microservice را به صورت ایده‌آل به ما نمایش می‌دهد.monolithic vs microservices architecture فرض کنید یک وب‌سایت eCommerce داریم که باید موارد ماژول‌های زیر را داشته باشد:مدیریت کاربران (User Managment)مدیریت سفارشات (Order Managment)مدیریت توزیع (Inventory Managment)مدیریت تدارکات (Procurement Managment)سیستم پرداخت (Payment)پشتیبانی (Logistics)معماری یکپارچه (monolithic):در معماری یکپارچه (monolithic) همه اجزاء (components) در برنامه به صورت «یک کل» و «یک واحد مستقل» خواهد بود و این سه بخش  به یکدیگر وابسته و به صورت دائم در تعامل هستند. در این معماری برای همه اجزاء دارای یک پایگاه داده (Data Base) هستند.برنامه‌های مونولیتیک در یک قالب هستند، بنابراین نیازی به نگرانی از جهت کارکرد قسمت های مختلف برنامه نیست و به طبع آن deploy کردن برنامه‌های monolithic بسیار آسان است چرا که برنامه شما از ماژول‌های جداگانه ساخته نشده و نیازی به deploy کردن بخش‌های مختلف به صورت جداگانه ندارید.اما تغییر دربرنامه و یا استفاده از تکنولوژی‌های روز در این نوع معماری بخاطر اینکه برننامه به صورت یک کل نوشته شده بسیار سخت و در بعضی مواقع امکان پذیر نخواهد بود.مزایای معماری monolithic عبارتند از:استقرار آسان: یک فایل یا دایرکتوری خروجی برنامه deploy را آسان‌تر می‌کند.توسعه: وقتی یک برنامه با یک سورس کد ساخته می‌شود، توسعه آن آسان‌تر است.عملکرد: در یک سورس کد و پایگاه داده متمرکز، یک API اغلب می‌تواند همان عملکردی را انجام دهد که API های متعدد با میکروسرویس‌ها انجام می‌دهند.تست ساده: از آنجایی که یک برنامه یکپارچه یک واحد متمرکز است، تست end-to-end می‌تواند سریعتر از یک برنامه توزیع شده انجام شود.اشکال زدایی آسان: با قرار گرفتن همه کدها در یک مکان، پیگیری یافتن مشکل آسان‌تر است.معایب معماری monolithic:سرعت توسعه آهسته تر: یک برنامه بزرگ و یکپارچه (monolithic) توسعه را پیچیده‌تر و کندتر می‌کند.مقیاس‌پذیری: شما نمی‌توانید بخش‌های مختلف برنامه‌های مونولیتیک را به صورت جداگانه مقیاس‌دهی کنید، بلکه فقط می‌توانید کل مقیاس داده و ارتقا دهید.قابلیت اطمینان: اگر در هر ماژول خطایی وجود داشته باشد، می‌تواند بر در دسترس بودن کل برنامه تأثیر بگذارد.انطباق با تکنولوژی‌های جدید: هر گونه تغییر در چارچوب یا زبان، بر کل برنامه تأثیر می‌گذارد و تغییرات را اغلب پرهزینه و وقت‌گیر می‌کند.عدم انعطاف پذیری یک برنامه یکپارچه توسط فناوری‌هایی که در برنامه استفاده شده محدود می‌شود.استقرار: یک تغییر کوچک در یک برنامه یکپارچه مستلزم deploy مجدد کل یکپارچه است.معماری میکروسرویس (microservice):اما در معماری میکروسرویس (microservice) هر جزء (component) به یک سرویس مستقل تبدیل می‌شود که هر کدام از این سرویس‌ها منطق و پایگاه داده خودشان را دارند و کار خاص خودشان را انجام می دهند.هر جزء که همان ماژول‌های مستقل هستند، به صورت جداگانه deploy می‌شوند و به یکدیگر هیچ وابستگی نخواهند داشت؛ برای تشکیل یک برنامه بزرگ اجزاء از طریق API با یکدیگر تعاملات خودشان را خواهند داشت و جریان داده بین آنها برقرا خواهد شد.یکی از بهترین مزیت‌های برنامه‌هایی با معماری microservices این است که مقیاس‌پذیری آنها بی‌نهایت است چرا که می‌توانیم هر کدام از سرویس‌ها را به صورت جداگانه ارتقاء بدهیم. همچنین چون componentها به صورت مستقل هستند در صورتیکه یک component دچار مشکل یا خطا شود، فعالیت سایر اجزاء برنامه دچار اختلال نشده و برنامه crash نمی‌کند.در طرف مقابل زمانی که یک برنامه را بر اساس microservices پیاده‌سازی می‌کنیم، یکپارچه‌سازی آن کمی مشکل می‌شود چرا که تمام کامپوننت‌های آن از هم جدا هستند.مزایای microservice:کامپوننت‌های مستقل: تمام سرویس‌های این معماری می‌توانند به صورت جداگانه به روز رسانی شده و deploy شوند. درک ساده‌تر: طبیعتا در این معماری برنامه‌ها دارای یک سورس کد واحد نیستند بلکه برای هر کدام از سرویس‌های مورد نظر یک سورس کد جداگانه داریم و این سورس کدها به صورت مستقیم بوده و به هم وابسته نیستند. مقیاس‌پذیری بهتر: یکی از بهترین مزیت‌های برنامه‌هایی با معماری microservices این است که مقیاس‌پذیری آن ها بی‌نهایت است چرا که می توانیم هر کدام از سرویس ها را به صورت جداگانه ارتقاء بدهیم. انعطاف در انتخاب تکنولوژی: از آنجایی که تعداد microservices بسیار زیاد است و انواع و اقسام خدمات برای شما موجود است، هیچ محدودیتی در انتخاب تکنولوژی وجود ندارد.مقاومت بیشتر در برابر خطا: هر کامپوننت برنامه مستقل است، ایجاد اشکال و خطا در یکی از آن‌ها دیگر بخش‌های برنامه را فلج نمی‌کند.معایب معماری microservice:پیچیدگی زیاد: از آنجایی که در این معماری، برنامه‌ها با کامپوننت‌های توزیع شده هستند می‌بایست ارتباط بین تک تک کامپوننت‌ها را برقرار کرده و پایگاه داده مربوط به هر کامپوننت را نیز در نظر بگیریم. همچنین deploy کردن کامپوننت‌ها به صورت مجزا باید انجام شود.توزیع منابع: توزیع منابع در microservices ها به صورت دستی انجام می‌شود و نیاز به توجه بسیار زیادی دارد.یکپارچه‌سازی سیستم: زمانی که یک برنامه را بر اساس microservices  پیاده‌سازی می‌کنیم، یکپارچه‌سازی آن کمی مشکل می‌شود چرا که تمام کامپوننت‌ها از هم جدا هستند.تست‌نویسی: نوشتن تست برای برنامه‌هایی که دائما از APIهای مختلف استفاده می‌کنند کار بسیار سخت و وقت گیری خواهد بود.از کدام معماری استفاده کنم؟بنابراین در صورتی که برنامه شما بزرگ نیست و می خواهید آن را سریع راه بیندازید استفاده از معماری monolithic را پیشنهاد می‌شود.  همچنین در نظر داشته باشید که ساخت برنامه‌های microservices نیاز به دانش فنی دارد و دست زدن به چنین کاری بدون داشتن تجربه کاری بسیار ریسکی محسوب می‌شود. بنابراین تا زمانی که برنامه شما پیچیده نیست و تا زمانی که دانش کافی برای مدیریت آن را ندارید بهتر است از معماری microservices دوری کنید.resources:bytebytegoatlassian</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Sun, 04 Dec 2022 11:16:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کروم بدون دردسر CROS</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%B1-cros-quptoczeo9xi</link>
                <description>chrome without corsتعریف CROS به زبان سادهاجازه نداریم به یک Origin (مثلا http://google.com یا http://localhost:3000) غیر از مال خودمون درخواست ارسال کنیم، مگر اینکه سرور به ما اجازه داده باشه.حالا برای اینکه این مشکل (Access-Control-Allow-Origin) رو مدیریت کنیم می تونیم chrome‌ رو به صورتی باز کرد که مشکل CROS پیش نیاید:ویندوز - Windowsدکمه windows + R رو زده یا Run ویندوز رو باز کنید، سپس عبارت زیر را paste کنید:chrome.exe --user-data-dir=&amp;quotC://Chrome dev session&amp;quot --disable-web-securityلینوکس - Linuxترمینال رو باز کرده و عبارت زیر را paste کنیدgoogle-chrome --disable-site-isolation-trials --disable-web-security --user-data-dir=&amp;quot~/tmp&amp;quotمی توانید temp/~ را تغییر دهید.مک - Maxترمینال رو باز کرده و عبارت زیر را paste کنیدopen /Applications/Google\ Chrome.app --args --user-data-dir=&amp;quot/var/tmp/Chrome dev session&amp;quot --disable-web-securityدر صورتیکه در mac‌ نیاز به باز کردن کروم جدید به صورتی که CORS‌آن هم غیرفعال باشد باید دستور زیر را اجراء کنید:open -na Google\ Chrome --args --user-data-dir=/tmp/temporary-chrome-profile-dir --disable-web-security نتیجه:امیدوارم به هدفی که میخواستید رسیده باشید :)</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Sat, 30 Apr 2022 13:24:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-uxwfc6g0casq</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/t47qvqprltvr-LDaAu.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۳,۷۹۴ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۷ مرتبه پسندیدند و  ۴ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۹ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۶۲۸ بار خوانده شدند و ۳۸,۶۱۴ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۵۲۹۳۹۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱,۳۷۸ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۵۲۹۳۹۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 10:57:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لینک تماس برای وب سایت با استفاده از CTA</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/call-link-html-phone-number-pweachfcgshp</link>
                <description>تماس بگیریدبرای اینکه بتونیم در وب سایت یا نسخه PWA لینکی ایجاد کنیم که وقتی کاربر کلیکش کرد صفحه تماس باز بشه (Call To Action) و به شماره تماسی که تعیین شده زنگ بزنه HTML5 راه حل داره:&lt;a href=&amp;quottel:02134567890&amp;quot&gt;02134567890&lt;/a&gt;با استفاده از tel در href می‌تونیم یک لینک تماس ایجاد کنیم.&lt;a href=&amp;quottel:شماره‌ی موردنظر برای  تماس کاربر&amp;quot&gt;call me&lt;/a&gt;برای ایجاد لینک تماس بین‌المللی کافیست شماره با + شروع شود:&lt;a href=&amp;quottel:+982134567890&amp;quot&gt;02134567890&lt;/a&gt;خصوصیت href‌ در تگ anchor موارد دیگری برای CTA یا همون Call To Action داره:tel: بر قراری تماس تلفنیmailto: امکان ارسال ایمیلcallto: تماس از طریق skypesms: ارسای پیام نوشتاری (sms)fax: ارسال فکسامیدوارم براتون مفید باشه</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Mon, 08 Mar 2021 16:25:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحریم دوباره ایران توسط gitlab</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-gitlab-pqqlwleja7ph</link>
                <description>Sanction of Iranians by Gitlabدوباره بعد از دو سال بدون اطلاع گیت لب repository ها رو بست :(Access denied from Gitlabمواظب باشید تا کار از کار نگذشته از پروژه هاتون یک بکاپ بگیرین.موفق و پیروز باشید.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 14:20:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش OKR چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%D8%B1%D9%88%D8%B4-okr-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ugcfawodoqtl</link>
                <description>Objective &amp; Key Results - اهداف و نتابج کلیدییک روش جدید برای تعیین اهداف و پیگیری نتایج در کسب و کار یا Objective &amp; Key Results است.تفاوت اصلی OKR با KPI، عمومی بودن و در دسترس بودن آنها برای همه لایه های سازمانه.با تعیین OKR سازمان از یه نظم فکری برخوردار میشه و همه افراد متوجه میشن که چه چیزهایی در سازمان مهمه اینجوری ارتباطات افراد با هم شفاف‌تر میشه، در واقع این یه جور تقویت کار تیمی در سازمان محسوب میشه که باعث میشه همه افراد در کنار هم و به یک سمت مشخص حرکت کنن.مثل همه شاخص‌های استراتژیک دیگه پیش نیاز تعریف OKR اینه که چشم‌انداز و ماموریت سازمان رو تعریف کرده باشید.این نتایج کلیدی معمولاً بخشی از فرآیند برنامه‌ریزی سه ماهه هستند، اگرچه برخی از شرکت‌ها OKR های سالانه یا فصلی نیز تعیین می‌کنند.ساختار استاندارد برای OKR خیلی سادست!!اهداف: شما با تعریف ۳ تا ۵ هدف کلیدی در سطوح شرکت، تیم یا شخص شروع می‌کنید. اهداف باید بلندپروازانه، کیفی، دارای محدودیت زمانی و قابل اجرا توسط فرد یا تیم باشند.نتایج : در زیر هر هدف، ۳ تا ۴ نتیجه قابل اندازه گیری تعیین کنید، نه بیشتر. نتایج کلیدی باید قابل سنجش و قابل دستیابی باشند، منجر به درجه‌بندی هدف شوند و دشوار، نه غیر ممکن!نتایج OKR می‌تواند بر اساس رشد، عملکرد، درآمد یا مشارکت باشن.اغلب این نتایج عددی هستند، اما همچنین می تونن نشون بدن که آیا چیزی انجام شده یا لغو شده، بنابراین می‌تواند باینری (۰ یا ۱) نیز باشند.سلسله مراتب تعیین OKR این روش به شما کمک میکنه که با قدرت و تمرکز بالا در جهت اهداف سازمانتون قدم بردارید و این وسط هر پیشنهاد و فرصت جدیدی رو فقط در صورتی قبول کنید که با اون اهداف همسو باشه.چگونه از OKR استفاده کنید؟پس از تعریف OKR،  اهداف و نتایج اصلی خود را با همه در میان بگذارید تا همه به درکی مشترک برسند. افراد پس از شروع کار باید شاخص‌های نتیجه خود را به صورت منظم و ترجیحاً هفتگی به‌روزرسانی کنند. باید ۷۰ تا ۷۵٪ از نتایج حاصل شده باشد و این عدد به ۱۰۰٪ نرسد. چون نشان می‌دهد که اهداف به اندازه کافی بلند پروازانه تعیین نشده‌اند.در صورت لزوم باید به صورت مرتب اهداف را مرور کرده و انعطاف‌پذیر باشید و اگر شرکت، تیم یا اهداف شخصی شما تغییر کرد، OKR ها را هم تغییر دهید. استفاده منظم از این اهداف باعث می‌شود به زمان زیادی برای اجرای آنها لازم نباشد. همچنین وقتی آنها را به صورت مرتب اندازه می‌گیرید می‌توانید از پیشرفت‌شان مطمئن شوید.چگونه اهداف درست را تعیین کنید؟منابع انسانی یک شرکت می‌تواند به میزان قابل توجهی در تمرکز، بالا بردن تعامل و تعهد کارکنان نقش ایفا کند، نقشی که اهمیت آن از استخدام‌های درست و حفظ استعدادها کمتر نیست. بیایید نگاهی به بهترین موضوعات حوزه منابع انسانی برای تعیین اهداف و نتیجه‌گیری کلیدی بیاندازیم:این اهداف در حوزه منابع انسانی شامل تعهد شغلی، حفظ کارمندان، استخدام استعدادهای برتر، بهره‌وری کارکنان، توسعه شغلی، تعیین فرهنگ، فرآیند بررسی عملکرد و ایجاد تعادل در زندگی کاری است.بگذارید موضوع را برایتان بازتر کنیم. برای مثال شما قصد دارید دو هدف را برای تیم منابع انسانی تعیین ‌کنید، یکی بهبود حقوق و مزایا و دیگری افزایش رضایت از مزایا.به منظور کسب موفقیت در این اهداف باید چه نتایجی را اندازه بگیرید؟سطح حقوق و دستمزد مشخصهزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی کارکنانبررسی حقوق آن‌ها با استانداردهای فعلی صنعتمزایای تعیین اهداف و نتایج کلیدی چیست؟با وجود تغییر اقتصاد جهانی، تعیین اهداف و نتایج کلیدی روش مناسبی برای رسیدن به نتایجی قابل مشاهده و مشارکت دادن بیشتر کارکنان است. وقتی به این مسئله بیشتر پی می‌بریم که بدانیم آنچه OKR ها را از سایر روش‌های مدیریتی جدا می‌کند برنامه‌ریزی از پایین به بالا است.در چنین روشی همه می‌دانند که اهداف اصلی شرکت چیست و تمرکز خود را باید در کجا بیشتر به کار گیرند. وجود چشم‌اندازی قابل ارائه در بستری نرم‌افزاری به همه امکان می‌دهد که OKR های سایر اشخاص در سازمان را ببینند و به این وسیله تعامل‌شان بیشتر شود. این میزان شفافیت محیطی را ایجاد می‌کند که همکاری و کارگروهی در آن بسیار پررنگ است.جدا از این، بررسی پیشرفت نتایج به صورت هفتگی و شناسایی موانع، فرهنگ پاسخگویی را تقویت می‌کند. رسیدن به OKR انگیزه افراد را نیز بالا می‌برد، چرا که رسیدن به هدف به منزله جشن گرفتن گروهی و تشویق است. در حالی که آن دسته از OKR هایی که با شکست مواجه شده‌اند باید در سه ماهه بعدی با بهبود عملکرد همراه شوند.کارفرمایان با تعیین OKR یا همان اهداف و نتایج کلیدی، استراتژی کسب و کار خود را تعیین کرده و میزان مشارکت کارکنان را بالا ببرند. اما همانطور که در بالا گفتیم تعیین این اهداف کلیدی نیازمند بررسی همه جانبه و رسیدن به دیدی واضح و شفاف از انتظارات یک کسب و کار است.در واقع OKR ابزاری است که با استفاده از آن می توانیم اهداف تیم‌ها و افراد مختلف سازمان در تمام سطوح را به اهداف سطح بالای سازمان مرتبط کنیم.مفهوم هدف گذاریهدفجایگاه، مقصد یا دستاوردهایی هستند که سازمان برای رسیدن به آن ها در آینده برنامه‌ریزی می کند.استراتژیمسیری که برای رسیدن به هدف یا اهداف خود انتخاب می کنیم.شاخص‌های کلیدی کارایی (KPI)شاخص‌هایی برای ارزیابی این که وضعیت پیش روی ما در طول زمان چگونه است. به عبارتدیگر KPI ها به این دلیل مهم هستند که با استفاده از آن شما م یتوانید عملکرد سازمان خود رااندازه گیری و درک کنید.اهداف و نتابج کلیدی (OKR)چارچوب یا سازوکاری است که به شما این امکان را می دهند تا مهم‌ترین اهداف خود را به روشی سازمان نیافته، متمرکز و شفاف تنظیم و رصد کنید.در واقع تفاوت اساسی بین اهداف و KPI ها این است که اهداف، چیزی است که شما می‌خواهید به آن برسید، در حال یکه KPI نشان می‌دهد که شما کجا و به چه سمتی در حال حرکت هستید.پس از این که اهداف خود را مشخص کردید، نوبت آن رسیده که برنامه‌ریزی برای رسیدن به آن اهداف را انجام دهید. این برنامه‌ریزی بنابر ذهنیت مدیران می‌تواند شامل بخش‌های مختلفی مانند تعیین وظایف کاری، فعالیت‌های مورد نیاز، تعریف پروژه و ... باشد. یکی از ابزارهای مهم برای هدف‌گذاری در سازمان، OKR است که با استفاده از آن شما می‌توانید اهداف سازمان خود و به تبع آن اهداف تیم‌ها و افراد را به همراه معیارهای کمی لازم برای دستیابی به آن اهداف مشخص کنید.مفهوم OKR و روش تعریف آنواژه ی OKR مخفف عبارت Objectives and Key Results است که از این پس آن را «اهداف» و «نتایج کلیدی» می‌نامیم.در واقع «اهداف» شامل یک یا چند هدف استراتژیک سطح بالاست که به شکل کیفی تعریف می‌شود.از نمونه اهداف می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:تجاری‌سازی محصول جدیدتوسعه کسب و کار بین‌المللیپیاده‌سازی یک فرآیند جدید پشتیبانی مشتریانبهبود فرآیند گزارش مالیپس از تعریف اهداف، نوبت آن رسیده تا «نتایج کلیدی» برای هر یک از آنها مشخص شود. «نتایج کلیدی» قرار است به این موضوع پاسخ دهند که «چگونه به گام‌های خودمان نظارت کنیم تا ببینیم آیا به سمت آن «هدف» می‌رویم؟».هر کلید به طور ذاتی یک هدف کلی و با قابلیت اندازه گیری است. به بیان دیگر، کلیدها باید به شکل کمی تعریف شوند تا به طور دقیق امکان اندازه گیری و درصد آنها وجود داشته باشد.می‌توان به هر نتیجه‌ای کلیدی با توجه به میزان پیشرفت آن نمره‌ای بین 0 تا 10 یا بین 0 تا 1 را اختصاص داد.نمره‌ی «هدف» نیز از میانگین نمرات «نتایج کلیدی» آن محاسبه می‌شود.ویژگی های اصلی «اهداف» و «نتایج کلیدی»اهداف، به شکل سطح بالا تعریف می‌شوند تا دستیابی به آنها به راحتی ممکن نباشد. در واقع اهداف در OKR به شکل بلندپروازانه و بالاتر از توان پیش‌بینی شده سازمان انتخاب می‌شوند به گونه‌ای که دستیابی به 60 تا 70 درصد اهداف در پایان دوره سه ماهه، موفقیت به شمار آید.اهداف» و «نتایج کلیدی» برای بازه‌های زمانی مشخص تعریف می‌شوند که در بسیاری از سازمان ها این بازه‌ها به شکل فصلی در نظر گرفته می‌شود. به این ترتیب در پایان هر سه ماه به «نتایج کلیدی» نمره داده می‌شود و میزان دستیابی افراد و تیم‌های مختلف و به تبع آن اهداف فصلی را رصد می‌کنند.« اهداف» و «نتایج کلیدی» نباید با فهرست وظایف اشتباه گرفته شوند. وظایف می‌تواند بعد با توجه به این اهداف تعریف شود.اگر پس از دوره‌ی سه ماهه نمره ی کمتر از 60 درصد گرفتیم، باید دلایل آن بررسی و در برنامه‌ریزی های آینده‌ی سازمان لحاظ شود.اگر در پایان دوره موفق شدیم 100 درصد نمره را بگیریم، دو احتمال وجود دارد، نخست اینکه اهدافمان به اندازهی کافی بلندپروازانه نبوده است. احتمال دوم اینکه عملکرد یا نوآوری استثنایی در آن فصل داشته‌ایم. که البته امکان درست بودن احتمال اول به مراتب بیشتر از دومی است.توصیه می‌شود که تعداد اهداف همزمان سازمان نهایتا پنج «هدف» و هر «هدف» در نهایت سه کلید داشته باشد. اهداف و کلیدهای بیشتر می‌تواند موجب سردرگمی و از بین رفتن تمرکز تیم‌ها و افراد شود.روش‌ها و عمق توزیع OKR در سازماندر مرحله نخست OKR اصلی سازمان مشخص می شود.در مرحله‌ی بعد با توجه به «اهداف» تعریف شده برای سازمان، OKR هر گروه را به گونه‌ای تعریف خواهیم کرد که برآیند OKR تمام تیم‌ها موجب دستیابی به «اهداف» یا OKR کل سازمان شود.در مرحله‌ی سوم می‌توان برای هر کس با توجه به OKR گروه یا واحد سازمانی که در آن فعالیت دارد یک OKR تعریف کرد که آن را OKR شخصی نیز می‌نامند. البته بسیاری از سازمان‌ها در تعریف OKR خود تنها به دو مرحله‌ی نخست بسنده می‌کنند.با این روش توزیع نه تنها «هدف» کلی سازمان برای همه مشخص خواهد شد، بلکه همه می‌دانند که چگونه با انجام فعالیت‌های خود، سازمان را در رسیدن به این اهداف یاری کنند.به بیان دیگر، جایگاه هر کس در پیش بُرد اهداف گروه و سازمان به شکل شفاف تعریف شده است. در نتیجه، تمام افراد بدون نیاز به هماهنگی با مدیران سطح بالاتر می‌توانند فعالیت‌های خود را با تمرکز بر اهداف و کارهایی که به آن اهداف مرتبط هستند انجام دهند و از پرداختن به کارهای حاشیه‌ای یا با اولویت پایین‌تر خودداری کنند.چرا «اهداف» بلند پروازانه؟انتخاب «اهداف» بلند پروازانه به این معناست که «اهداف» را به گونه‌ای انتخاب کنید که با توان موجود به راحتی نتوان به آن دست یافت. این روش مزایایی دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:«اهداف» بلند پروازانه، سبب بروز خلاقیت در بین افراد خلاق می‌شود. به بیان دیگر افراد برای دستیابی به «اهداف» سطح بالا مجبورند از روال روزمره‌ی خود خارج شوند.چنین «اهدافی» می‌تواند سبب ایجاد محیط‌های کاری هیجان‌انگیز‌تر و در نتیجه جذب افراد چالش ‌پذیر شود.با انتخاب «اهداف» بسیار سطح بالا، حتا «اهداف» ناکام نیز می‌تواند به پیشرفت‌های چشمگیر منجر شود.مقابله با اشتباه های رایج در نوشتن OKRتعریف OKR با «اهداف» شفاف و معیارهای اندازه‌گیری توافق شده، می‌تواند افزایش کارایی تیم‌ها در سازمان و تمرکز آن‌ها بر اولویت‌های سازمان را به دنبال داشته باشد. اما از سوی دیگر OKR هایی که به خوبی تعریف نشده باشند، می‌توانند سردرگمی و معیارهای ضعیف سازمانی را به دنبال داشته باشند و به تبع آن ممکن است تیم‌ها بر حفظ وضعیت موجود تمرکز کنند.جمع‌بندیدر این نوشته قصد داشتم کلیاتی درباره OKR ارايه بدم که امید دارم اینگونه باشه برای برای شما مفید.در ضمن اگه تجربه انجام و پیاده‌سازی OKR‌ را داشتید خوشحال میشم در میان بگذارید.سپاس</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Fri, 02 Oct 2020 19:41:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بهتر ارائه دهیم؟ قسمت دوم: انتقال مطلب</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8-ku8r5pwrid0i</link>
                <description>انتقال مطلبانتقال مطلب در مهارت ارائه مطلب را می توان در سه دسته بندی کلی بررسی کرد انتقال کلامی، زبان بدن و پاورپوینت و اسلاید که در ادامه پیرامون هر کدام بیشتر صحبت خواهیم کرد.انتقال کلامیمختصر و مفید صحبت کنید:طبق مطالعات و تحقیقات انجام شده، مدت زمان مفید تمرکز و توجه به یک موضوع بسیار کوتاه است و پس از آن ممکن است توجه مخاطب به مسائل دیگری معطوف شود. بنابراین سعی کنید بهترین جملات را برای توضیح مطلب خود انتخاب کنید؛ جملاتی که در عین گویا بودن، مختصر و مفید باشند.سوال بپرسید:پرسیدن سوال یا حتی مطرح کردن بعضی مطالب به صورت سوالی باعث می شود مخاطبان شما بیشتر در بحث درگیر شوند و اگر فقط جسم شان حضور دارد، روحشان نیز حضور مثبتی پیدا کند!ارتباط معنایی ایجاد کنید:بر اساس نوع و موضوع ارائه، سعی کنید به زبان مخاطبانتان صحبت کنید. اگر خودتان را به جای مخاطبان فرض کنید، تاثیرگذاری این ارتباط معنایی را به خوبی درک می کنید.بر روی فراز و فرود صدایتان تمرین کنید:صدایی یکنواخت و بدون هیچ انرژی و هیجان، قاتل ارائه شما خواهد بود! انتقال کلامی موثر نیازمند استفاده شما از صدایتان به نحوی است که بتواند مخاطب را جذب صحبت‌های شما کند.تا حد امکان از جملات مثبت استفاده کنید:به فیل ها فکر نکنید. حالا به چه چیزی فکر می کنید؟ احتمالا فیل‌ها! جملات منفی به مانند خودشان معمولا بار منفی دارند. بهتر است به جای “نبایدها” از “بایدها” صحبت کنید. مثال دیگر آنکه؛ به جای عبارت “امیدوارم از ارائه کمال استفاده را برده باشید” بهتر است بگویید “مطمئنم از ارائه کمال استفاده را برده‌اید”. بر روی این جملات کار کنید.زبان بدنپیرامون اهمیت و تاثیر زبان بدن پیشنهاد می شود حتما مطلب معجزه رفتار غیرکلامی و زبان بدن (ویدئو) را ببینید.فاصله ای مناسب با مخاطبان داشته باشید:در صورت امکان پیشنهاد می شود فاصله شما با نزدیک ترین مخاطبان 1 تا 2 متر باشد.ارتباط چشمی برقرار کنید:سعی کنید در زمان های مختلف با افراد مختلف در حد چند ثانیه ارتباط چشمی مستقیم برقرار کنید. نگاه‌های کلی به مخاطبان، هر چند در ارائه مطلب لازم است اما کافی نیست.با اعتماد به نفس بایستید:شانه‌هایتان را عقب دهید، بازوهایتان در هنگام صحبت موازی یا در جلوی بدنتان قرار دهید، دست‌هایتان باز یا نیمه‌بسته باشد و با چهره‌ای دوستانه و لبخند ملایمی بر لب داشته باشید؛ این حالت مناسبی است که می‌بایست در حین ارائه داشته باشید. سعی کنید در حین ارائه از دست ها و به طور کلی بدنتان (مانند قدم زدن یا اشارات دست) به خوبی استفاده کنید، اما در این مورد زیاده روی نکنید زیرا تاثیر معکوس دارد.پاورپوینت و اسلایددیدن فردی با اعتماد به نفس عالی، صدای خوب و در یک جمله با مهارت ارائه مطلب ایده آل اما با یک پاورپوینت و یا اسلایدهای ضعیف و پر از اشکال، به معنای واقعی آزاردهنده است!به طور خلاصه یک پاورپوینت یا اسلاید زمانی خوب است که:از عکس های مناسب و کافی استفاده شود.متن هر اسلاید خلاصه و مفید باشد.جذاب باشد.مکمل گفتار شما باشد.و یک پاورپوینت و اسلاید نامناسب:فونت های ناخوانا و کوچک دارد.با متن پر شده است.هدر و فوتر ثابت و غیرضروری دارد.به عنوان نسخه چاپی و جزوه مورد استفاده قرار گرفته است.در قسمت بعدی درباره بیست قانون ساده که ارائه‌های شما را به‌یادماندنی‌تر و متقاعدکننده‌تر می‌کنند صحبت خواهیم کرد.منبع: لینک</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jul 2020 13:22:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بهتر ارائه دهیم؟ قسمت اول: آمادگی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-vg4uzewpfpfu</link>
                <description>ارائه بهتر برای بیان مطالبباسمه تعالیبا همفکری و به اشتراک گذاشتن تجارب مفید و مطالب مرتبط در این حوزه، به تقویت «مهارت ارائه» کمک خواهیم کرد.می‌دانیم که اهمیت مهارت ارائه مطلب به مانند اهمیت مطالبی است که ارائه می‌دهیم و حتی شاید مهم‌تر از آن؛ چرا که اگر نتوانید یک مطلب مهم را به خوبی منتقل و ارائه کنید، ضمن متهم شدن به نداشتن «بیان» از نظر حضار و مخاطبان، اهمیت مطلب نیز از بین خواهد رفت.قسمت اول: آمادگیمخاطبان خود را به خوبی بشناسید.شناخت مخاطبان و نیازهای آنها اولین قدمی است که می‌بایست قبل از برنامه‌ریزی برای ارائه مطلب خود، بردارید. هدف قراردادن علاقه‌مندی‌های آنها و توضیح آنکه محصولات و یا موضوع ارائه شما چگونگی می‌تواند برای آنها مفید و کاربردی باشد، از اصلی‌ترین دلایل شناخت مخاطبان و نیازهای آنهاست. در صورتی که زمان کافی برای تحقیق در مورد مخاطبان ندارید، حتی می‌توانید در حین ارائه خود علاقه مخاطبان و حضار را بپرسید، هر چند داشتن آمادگی قبلی بسیار بهتر است.طراحی ساختار ارائه مطلببراساس محدودیت زمانی و هدف ارائه، شما باید حضار و مخاطبان را از مسیری هدایت کنید که هم جذاب باشد و هم به خوبی به هدف نهایی برسد. یک ساختار نامناسب ارائه مطلب، مانند رانندگی در شب است.ساختار ارائه مطلب شما شامل سه بخش اصلی است: شروع – بدنه اصلی – پایانشروع:شروع شما باید جذاب و تاثیرگذار باشد به نحوی که بتواند ارتباط خوبی با مخاطبان و حضار برقرار کند. بهتر است وقت را به معرفی خودتان و یا تشکر از افراد مختلف هدر ندهید. یک سوال، داستان و حتی یک عکس تاثیرگذار، بهترین‌ها برای شروع ارائه مطلب هستند.بدنه اصلی:بر روی هدف اصلی ارائه تمرکز کنید. همراه کردن حضار بسیار مهم‌تر از گفتن هر چیزی است که می‌دانید! شما می‌بایست از برخی اطلاعات صرف‌نظر کنید، هر چند ممکن است در حین ارائه برخی سوالات مرتبط با مطالبی باشد که شما در ارائه به آنها اشاره نمی‌کنید، بنابراین می‌بایست آمادگی کافی پیرامون موضوعات مرتبط داشته باشید. این همان بخشی است که در ارائه مطلب آورده نمی‌شود. سعی کنید به تمامی جوانب مرتبط موضوع بپردازید تا بتوانید در نهایت یک نتیجه‌گیری و مقایسه خوب داشته باشید. شما نیازی به نوشتن کلمه به کلمه ارائه خود یا بدتر از آن، حفظ آن ندارید.پایان:قسمت پایانی ارائه شما آخرین تلاش شما برای ماندگاری در ذهن مخاطبان و حضار است. می‌توانید مثال و داستان قسمت شروع را کامل کنید، یا با یک شعار و انگیزش، آخرین تاثیرگذاری بر مخاطبان را داشته باشید.در قسمت بعدی درباره انتقال مطالب صحبت خواهیم کرد.منبع: لینک</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jul 2020 09:40:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه اشتراک گذاری مطالب وب‌سایت در شبکه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiafzal/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-zaztxtsoeqtx</link>
                <description>Sharing content on social mediaبا اشتراک گذاری مطالب سایت در شبکه‌های اجتماعی، مطالب جذاب در معرض دید کاربران بیشتری قرار می‌گیرد؛ که این روش تاثیر خوبی در افزایش ترافیک وب‌سایت شما خواهد داشت.در این مقاله قصد داریم کد اشتراک گذاری مطالب در شبکه‌های اجتماعی از جمله فیسبوک، توییتر، لینکدین، تلگرام و … را بررسی می‌کنیم.شما به کمک این کدها می‌توانید اشتراک گذاری مطالب را در وب‌سایت خود فعال کرده تا کاربران وب‌سایت شما بتوانند هر مطلبی را با دیگران share کنند.نکته: کدهای اشتراک گذاری را در صفحه‌ای که متن خبر یا مقاله شما هست قرار دهید.اشتراک گذاری در توئیتر (Twitter):&lt;a 
  href=&amp;quothttps://twitter.com/share?text=عنوان مطلب @TwitterId &amp;url=URL&amp;quot 
  title=&amp;quotاشتراک گذاری در توییتر&amp;quot 
  target=&amp;quot_blank&amp;quot
  rel=&amp;quotnoopener noreferrer&amp;quot 
&gt;
  &lt;i class=&amp;quotfa fa-twitter&amp;quot&gt;&lt;/i&gt;
&lt;/a&gt;اشتراک گذاری در فیسبوک (Facebook):&lt;a 
  href=&amp;quothttps://www.facebook.com/sharer/sharer.php?u=URL&amp;quot 
  title=&amp;quotاشتراک گذاری در فیسبوک&amp;quot 
  target=&amp;quot_blank&amp;quot 
  rel=&amp;quotnoopener noreferrer&amp;quot
&gt;
  &lt;i class=&amp;quotfa fa-facebook&amp;quot&gt;&lt;/i&gt;
&lt;/a&gt;اشتراک گذاری در لینکدین (LinkedIn):&lt;a 
  href=&amp;quothttps://www.linkedin.com/shareArticle?mini=true&amp;title=عنوان مطلب&amp;url=URL&amp;quot 
  title=&amp;quotاشتراک گذاری در لینکدین&amp;quot 
  target=&amp;quot_blank&amp;quot 
  rel=&amp;quotnoopener noreferrer&amp;quot
&gt;
  &lt;i class=&amp;quotfa fa-linkedin&amp;quot&gt;&lt;/i&gt;
&lt;/a&gt;اشتراک گذاری در تلگرام (Telegram):&lt;a 
  href=&amp;quothttps://telegram.me/share/url?url=URL&amp;quot 
  title=&amp;quotاشتراک گذاری در تلگرام&amp;quot 
  target=&amp;quot_blank&amp;quot 
  rel=&amp;quotnoopener noreferrer&amp;quot
&gt;
  &lt;i class=&amp;quotfa fa-telegram&amp;quot&gt;&lt;/i&gt;
&lt;/a&gt;اشتراک گذاری در واتساپ (Whatsapp):&lt;a 
  href=&amp;quothttps://telegram.me/share/url?url=URL&amp;quot 
  title=&amp;quotاشتراک گذاری در واتساپ&amp;quot 
  target=&amp;quot_blank&amp;quot 
  rel=&amp;quotnoopener noreferrer&amp;quot
&gt;
  &lt;i class=&amp;quotfa fa-whatsapp&amp;quot&gt;&lt;/i&gt;
&lt;/a&gt;اشتراک گذاری در ایمیل (Email):&lt;a 
  href=&amp;quotmailto:?subject=عنوان مطلب&amp;body=URL&amp;quot 
  title=&amp;quotاشتراک گذاری در واتساپ&amp;quot 
  target=&amp;quot_blank&amp;quot 
  rel=&amp;quotnoopener noreferrer&amp;quot
&gt;
  &lt;i class=&amp;quotfa fa-envelope&amp;quot&gt;&lt;/i&gt;
&lt;/a&gt;اشتراک گذاری در پینترست (Pinterest):&lt;a 
  href=&amp;quot//www.pinterest.com/pin/create/button/?description=عنوان مطلب&amp;media=ImageOfPost&amp;url=URL&amp;quot 
  title=&amp;quotاشتراک گذاری در واتساپ&amp;quot 
  target=&amp;quot_blank&amp;quot 
  rel=&amp;quotnoopener noreferrer&amp;quot
&gt;
  &lt;i class=&amp;quotfa fa-pinterest&amp;quot&gt;&lt;/i&gt;
&lt;/a&gt;به جای URL آدرس صفحه‌ای که قرار است به اشتراک گذاشته شود جایگزین شود.برای نمایش آیکن از کتابخانه fontawesome استفاده شده است.در صورتی که از وردپرس (WordPress)‌ استفاده می‌کنید:به جای عنوان مطلب از &lt;?php the_title();?&gt;و به جای URL از&lt;?php the_permalink();?&gt;استفاده کنید.امیدوارم مفید بوده باشه.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2020 16:45:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فعال‌سازی Hyper-V در ویندوز 10 برای راه‌اندازی Docker</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-hyper-v-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-10-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-docker-vhk7tboj4n0k</link>
                <description>Enable Hyper-V for docker in windows 10اگر بعد از نصب docker هنگام اجرا به خطای &quot;Cannot enable Hyper-V service&quot; برخوردید یعنی Hyper-V در ویندوز شما فعال نیست؛می‌توانیم به کمک  روش‌های زیر Hyper-V در ویندوز 10 فعال کنید:۱- فعال کردن Virtualization در Bios:اگر قبلاً این کار را نکرده اید، باید Hyper-V را در BIOS فعال کنید تا Docker بتواند ویژگی‌های containers را نصب و فعال کند.ابتدا ویندوز را restart کنید،در مادربوردهای (motherboard) مختلف نحوه ورود به Bios متفاوت است ولی در بیشتر سیستم‌ها بعد از restart با  زدن کلید F1 یا کلید F2 یا کلید Del به این بخش وارد می‌شوید،بعد از ورود به بخش Advanced بروید و تنظیم Virtualization را پیدا کنید و آن را بر روی Enable قرار دهید. (از طریق این لینک می‌توانید برای سیستم‌های مختلف این کار را انجام دهید)،بعد تنظیمات را ذخیره و از Bios خارج شوید. (معمولا با زدن کلید F10 ذخیره می‌شود).۲- فعال کردن Hyper-V در windows 10:اگر همچنان داکر اجرا نشد و باز هم خطای Cannot enable Hyper-V service داشتید باید به صورت دستی آن را فعال کنید:وارد Run ویندوز شوید (Windows Key + R)،عبارت control را نوشته و OK کنید،بعد از باز شدن Control Panel وارد Programs و سپس Programs and Features شوید،از ستون سمت چپ بر روی Turn Windows Features on or off کلیک کنید،بعد از باز شدن پنجره Windows Feature از لیست Hyper-V‌ فعال کنید، Windows Features: Turn Windows features on or off - Enable Hyper-Vسپس دکمه OK را برای ذخیره تغییرات کلیک کنسد.پس از اتمام نصب، از شما خواسته می‌شود کامپیوتر را restart کنید.همچنین می‌توان Hyper-V را با استفاده از CMD و DISM فعال کنید:ابتدا  PowersShell را به صورت Run As Administrator باز کردهسپس دستور زیر را تایپ کرده و enter را بزنید:DISM /Online /Enable-Feature /All /FeatureName:Microsoft-Hyper-VEnable Hyper-V with CMD and DISM  بعد از اجرای دستور فوق PowerShell‌ را بسته و docker‌ را اجرا کنید.۳- نصب دوباره Hyper-V:اگر Hyper-V‌ را قبلا نصب کره‌اید، ممکن است به درستی فعال نشده و یا اصلا درست نصب نشده باشد؛ در این صورت می‌بایست Hyper-V‌را حذف و دوباره نصب کنیم:ابتدا  PowersShell را به صورت Run As Administrator باز کردهسپس دستور زیر را تایپ کرده و enter را بزنید:Disable-WindowsOptionalFeature -FeatureName microsoft-hyper-v -online restart-computer
Enable-WindowsOptionalFeature -Online -FeatureName Microsoft-Hyper-V -All restart-computer
Enable-WindowsOptionalFeature -Online -FeatureName Containers -AllTry to Remove and Reinstall Hyper-Vاگر مشکل ادامه داشت دستور زیر را در PowerShell اجرا کنید:MOFCOMP %SYSTEMROOT%\System32\WindowsVirtualization.V2.mofسپس Docker‌ را اجرا کنید:Docker Runningامیدوارم مشکل شما حل شده باشه.</description>
                <category>مهدی افضل القوم</category>
                <author>مهدی افضل القوم</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2020 15:03:09 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>