<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی آقاجانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdiagha76</link>
        <description>عضوی از تیم ایمبر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 11:50:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/59580/avatar/NoyyKF.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی آقاجانی</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdiagha76</link>
        </image>

                    <item>
                <title>متریک‌های پشتیبانی مشتری و تاثیر آن در رضایت مشتریان</title>
                <link>https://virgool.io/imberlive/%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-tssutslhp0bi</link>
                <description>اپراتورهای پشتیبانی دائما با مشتریان شما در ارتباط هستند. درواقع هنگامی که مشتریان با مشکلی روبرو هستند و یا سوالی دارند و به وب‌سایت شما مراجعه می‌کنند، اولین کسانی که پاسخگوی آن‌ها می‌شوند، اپراتورهای پشتیبانی هستند.بنابرین این خیلی مهم است که کارکرد اپراتورهای خود را ارزیابی کنید و همچنین رضایت مشتریان از مکالمه با اپراتورها را بسنجید. در این مقاله سعی کردیم تا سه متریک مهم برای ارزیابی کارکرد اپراتورها و رضایت مشتریان معرفی کنیم که ما در ایمبر نیز از از آن‌ها استفاده می‌کنیم.میانه زمان پاسخ‌دهی (Mean First Response Time)اولین زمان پاسخ‌دهی، به تعداد دقایق، ساعت‌ها و روزهایی می‌گویند که معمولا طول می‌کشد تا اپراتورها به تیکت‌ها و مشکلات مشتریان اولین پاسخ را بدهند. این نشان‌دهنده‌ مقدار زمانی است که لازم است تا مشتری برای دریافت کمک صبر کند.“سرعت در اولین پاسخ‌دهی از اهمیت بالایی برخوردار است. برخلاف آنچه ما تصور می‌کنیم، مشتریان پاسخ سریع اما بی اثر را به پاسخ با تاخیر ولی دقیق و حساب‌ شده ترجیح می‌دهند. درواقع پاسخ فوری هنگام دریافت درخواست‌های مشتریان ضروری است. بنابراین مشتریان را با پاسخگویی سریع و منحصر بفرد، شگفت زده کنید.” Tim woo مدیر مارتینگ Framed Data”اولین زمان پاسخ‌دهی چگونه محاسبه می‌شود؟اولین زمان پاسخ‌دهی با کم کردن زمان درخواست مشتری از زمان پاسخ اولیه محاسبه می‌شود:زمان اولین پاسخ - زمانی که مشتری درخواست پشتیبانی کرده بود = (دقیقه، ساعت یا روز) اولین زمان پاسخ‌دهیبرای ارزیابی کلی اپراتورهای پشتیبانی، شما می‌توانید از دو روش استفاده کنید:۱. میانگین زمان پاسخگویی:برای این کار می‌توانید تمامی پاسخ‌های اول در زمان‌های مختلف را باهم جمع کنید و بر تعداد دفعات پاسخگویی تقسیم کنید. به عنوان مثال، اگر نتایج اولین پاسخ های شما ۲۵۰، ۷۰ ، ۶۲ ، ۸۰ ، ۵۸ ، ۱۱۳ و ۶۵ دقیقه باشد، میانگین زمان پاسخ‌دهی شما ۹۹.۷ دقیقه خواهد بود.دقیقه میانگین زمان اولین پاسخ ۹۹.۷ = ۷ ÷ [۲۵۰ + ۷۰ + ۶۲ + ۸۰ + ۵۸ + ۱۱۳ + ۶۵]۲. میانه زمان پاسخ‌دهی:یکی دیگر از روش‌های محاسبه این متریک، میانه زمان پاسخگویی است که ما در ایمبر از این روش برای محاسبه اولین زمان پاسخ‌دهی استفاده می‌کنیم. برای یافتن میانه، زمان همه پاسخ‌های اول را به ترتیب عددی مرتب کرده و شماره میانی را انتخاب کنید. اگر اعداد مثال قبلی را در نظر بگیریم، متوسط زمان اولین پاسخ ۷۰ دقیقه خواهد بود. یکی از مزیت‌های محاسبه میانه این است که اعداد بزرگ در نتیجه تاثیر زیادی ندارند و نتیجه معقول تری حاصل شود.اولین پاسخ به مشتری، اولین برداشت مشتری از تیم پشتیبانی شماست. محاسبه زمان اولین پاسخ، به شما کمک می‌کند تا بررسی کنید که آیا می‌توانید برداشت اولیه خوبی در مشتریان خود ایجاد کنید یا خیر. هرچقدر نتیجه حاصل شده کم باشد، رضایت بیشتر مشتریان را نشان می‌دهد.و به یاد داشته باشید که اگر مشتریان سریع جواب دریافت نکنند، سعی می‌کنند به طریق دیگری توجه شما را جلب کنند؛ به احتمال قوی از طریق یک توئیت یا یک استوری در اینستاگرام که این می‌تواند تاثیر منفی بزرگی در برند شما ایجاد کند.میانگین پاسخ‌دهی از طریق کانال‌های مختلفبرای ایمیل، مشتریان انتظار دارند تا در عرض ۲۴ ساعت پاسخ دریافت کنند. این زمان در شبکه‌های اجتماعی ۶۰ دقیقه و کمتر از آن است و در تماس تلفنی به سه دقیقه و کمتر از آن کاهش پیدا می‌کند. در بحث گفتگوی آنلاین با چت، میانگین زمان پاسخگویی به مشتریان دو دقیقه و چهل ثانیه است ولی کمترین زمان ثبت شده برای پاسخگویی هفت ثانیه است. طبق این نتایج، شما بهتر است سعی کنید تا زیر یک دقیقه به مشتریان خود در گفتگوی آنلاین پاسخ دهید.البته هرچقدر میزان این پاسخگویی‌ها در هر کدام از کانال‌ها کم باشد بهتر است.میانه زمان حل مشکل (Mean Time to Resolve)میانه زمان حل مشکل که ما در ایمبر از آن به عنوان “میانه زمان بستن مکالمه” یاد می‌کنیم، یکی دیگر از متریک‌های ارزیابی اپراتورها است. این متریک، مدت زمان بین قبول کردن مکالمه و بستن مکالمه (رفع مشکل کاربر) را محاسبه می‌کند.متریک قبلی (میانه زمان پاسخ‌دهی) به اندازه این میانه، در رضایت مشتریان تاثیر ندارد. درواقع میانه زمان حل مشکل نشان می‌دهد که چقدر طول کشیده تا مشکل کاربر حل شود و هر چقدر این زمان کمتر باشد رضایت مشتری به آن اندازه بیشتر خواهد بود.در مورد چگونگی محاسبه میانه و میانگین در بالا صحبت کردیم و لازم به تکرار در این بخش نیست، ولی موردی که در اینجا می‌توانیم به آن اشاره کنیم این است که، میانه زمان حل مشکل می‌تواند در صنایع و کسب‌وکارهای مختلف نتایج بسیار متفاوتی داشته باشد.مثلا اگر شما یک فروشگاه اینترنتی داشته باشید و لباس‌های گوناگون به کاربران ارایه دهید، ممکن است کاربری در مورد جنس یا قیمت یک تی‌شرت با شما ارتباط برقرار کند که شما می‌توانید با پیشنهادات خود سریع آن‌ها را راهنمایی کنید و مکالمه را ببندید و یا اگر بخواهد نارضایتی خود را در مورد جنسی که خریداری کرده اعلام کند، شما می‌توانید از او عذرخواهی کنید و مبلغ را عودت دهید و یا دلیلی ارایه دهید و او را متقاعد کنید. ولی در برخی موارد شاید نتوانید به این زودی مکالمه را به نتیجه برسانید و ببندید. مثلا اگر شما به تعمیر لوازم خانگی یا کامپیوتر مشغول باشید، ممکن است کاربر در این مورد با شما ارتباط برقرار کند ولی نتیجه تماس او چند روز طول بکشد.نمودار پایین رابطه بین رضایت مشتری و میانه زمان حل مشکل را نشان می‌دهد:رضایت مشتریان (Customer Satisfaction)این متریک میزان رضایت مشتریان را مشخص می‌کند. نتایج این متریک معمولا بر اساس یک نظرسنجی که بعد از حل تیکت یا اتمام مکالمه به کاربر فرستاده می‌شود، به دست می‌آید. این نظرسنجی می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد ولی در کل هدف از آن، ارزیابی تجربه مشتری در محدوده‌ عالی تا بد است.به عنوان مثال ما در ایمبر، بعد از این‌که اپراتور مکالمه خود با کاربر را به پایان رساند، یک نظرسنجی به کاربر ارسال می‌کنیم و میزان رضایت او از مکالمه را می‌پرسیم.در این صورت کاربر می‌تواند یکی از استیکرهای مورد نظر را که به ترتیت از چپ نشانگر عالی، خوب، متوسط، ضعیف و خیلی ضعیف است، انتخاب کند.ما سعی کردیم با ساده کردن این نظرسنجی، بدون اتلاف وقت مشتری و قبل از اینکه او سایت را ترک کند، میزان رضایت او را بسنجیم. همچنین یک کادر هم برای توضیح گذاشتیم تا اگر کاربر خواست بتواند توضیحات اضافی از تجربه خود با ما در میان بگذارد.“وقتی صحبت از تعامل آنلاین می‌شود، مشتریان هیچگونه تردیدی در گفتن نظرات خود نشان نمی‌دهند، تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که به حرف‌های آن‌ها گوش دهید و همچنین ابزاری برای بیان احساسات‌شان به آن‌ها ارایه دهید. “Amar Zagorica، تحلیل‌گر QA در randrr”.چطور میزان رضایت مشتریان (CSAT) را اندازه گیری کنیم؟شما اگر تعداد بازخوردهای مثبت خود را تقسیم بر کل بازخوردها بکنید و سپس نتیجه را بر عدد صد ضرب کنید، درصد رضایت مشتریان به دست می‌آید.به طور مثال، اگر شما ۳۵ عدد بازخورد مثبت داشتید و تعداد کل بازخورهای شما ۵۰ باشد، درصد رضایت مشتریان ۷۰ درصد خواهد بود.مزایا:این متریک به درک بیشتر کیفیت پشتیبانی شما کمک می‌کند. این سریع‌ترین راه برای سنجش تجربه مشتری است و بر حسب هر تیکت یا مکالمه تجربه مشتری را بررسی می‌کند. از آنجایی که امکان ارسال این نظرسنجی در آخر ایمیل یا به طور اتوماتیک بعد از اتمام مکالمه وجود دارد، این می‌تواند به شما کمک کند تا عملکرد تیم پشتیبانی خود را بسنجید.و در نهایت، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این نظرسنجی این است که کاربر بدون هیچ تلاش اضافی، سریع تجربه و احساسات خود را نسبت به خدمات شما بیان می‌کند.معایب:به دلیل این که همه کاربران در نظرسنجی شرکت نمی‌کنند، هر نوع نظرسنجی می‌تواند منحرف شود؛ چون مشتریانی که کمی یا به طور کامل ناراضی هستند، خیلی احتمال کمی وجود دارد که نظر خود را با شما در میان بگذارند. بنابراین نتایج نظرسنجی شما بسیار مثبت از آنکه هست نشان داده می‌شود.همچنین این نظرسنجی محدودیت‌هایی هم دارد، چون این نظر مشتریان در مورد یک رویداد و تعامل را نشان می‌دهد، نه تجربه کلی آ‌ن‌ها با برند شما.و در نهایت، گرچه ممکن است بیشتر کسب‌وکارهای الکترونیک، به امتیاز ۷۰ درصد درCSAT خود راضی باشند ولی آخرین معیاری که برای رضایت مشتریان انتخاب شده، ۸۰ درصد است. یعنی اگر شما در نتیجه نظرسنجی خود ۸۰ درصد رضایت مشتریان را مشاهده کردید، به این معنی است که کار خود را به خوبی انجام می‌دهید.</description>
                <category>مهدی آقاجانی</category>
                <author>مهدی آقاجانی</author>
                <pubDate>Mon, 26 Oct 2020 10:37:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ قدم برای تبدیل پشتیبانی Reactive به Proactive</title>
                <link>https://virgool.io/imberlive/%DB%B5-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-reactive-%D8%A8%D9%87-proactive-wjlydocposms</link>
                <description>ابتدا با مفهوم این دو کلمه هم از لحاظ لغوی و هم در بحث پشتیبانی بیشتر آشنا شویم:الف) Reactive: این کلمه در لغت، می‌تواند معانی مانند: واکنشی، واکنش‌گر و واکنش پذیر داشته باشد.در موضوع پشتیبانی، reactive بودن یعنی هنگامی که سیستم شما با مشکل مواجه شده و یا سوالی برای کاربر پیش آمده است، شما سریع به کاربر در این مورد پاسخ‌گویی کنید و مشکل او را حل کنید.ب) proactive: این کلمه از لحاظ لغوی می‌تواند به معنی پیشتازانه، پیشگیرانه و پیش واکنشگر باشد.اعمال این استراتژی در پشتیبانی مشتری، می‌تواند به شما کمک کند تا مشکلات و سوالات مشتریان را از قبل پیش‌بینی کنید و راه‌حل‌هایی برای آن قرار دهید. بنابراین کاربر هنگام روبرو شدن با یک مشکل به طور سریع و بدون نیاز به کمک یک فرد دیگر مشکل و نیازهای خود را رفع می‌کند.خب حالا که با مفهوم این دو عبارت آشنا شدید، بنظرتون کدام یک از این استراتژی‌ها بهتر است؟امروزه مشتریان از شما انتظارات زیادی دارند و زمانی که شما به صورت reactive کار می‌کنید و با مشکلات مشتریان دست و پنجه نرم می‌کنید، برآورده کردن این انتظارات بسیار سخت و چالش برانگیز است. درواقع به احتمال زیاد پشتیبانی شما به این شکل خواهد بود:مشتریان از طریق چت آنلاین، ایمیل و یا تماس تلفنی با شما ارتباط برقرار می‌کنند و شما در آن لحظه، در حال بررسی  صف طویلی از تیکت‌های مشتریان دیگر هستید.برعکس، پیشتیبانی proactive یکی از بهترین روش‌ها برای تقابل با انتظارات مشتریان و به دست آوردن اعتماد آن‌ها است. به وسیله این استراتژی شما می‌توانید سوالات مشتریان را قبل از این‌که آن‌ها درخواست کنند پیش‌بینی کنید. می‌توانید پیام‌ها و اعلان‌هایی به کاربران ارسال کنید و آن‌ها را از باگ‌های محصول، مشکلات و قطعی آن با خبر کنید. می‌توانید مقالات و آموزش‌های خود را قبل از این‌که مشتریان بخواهند، آماده کنید تا آن‌ها بتوانند مشکلات خود را بدون کمک مستقیم شما حل کنند.همچنین طبق آمار، شرکت‌هایی که از استراتژی پشتیبانی proactive استفاده می‌کنند، ۳ الی ۵ درصد افزایش حفظ مشتری را تجربه کرده‌اند.روند تبدیل پشتیبانی reactive به proactive می‌تواند طاقت فرسا باشد. بنابراین در اینجا به ۵ روش اشاره می‌کنیم که به وسیله‌ آن‌ها می‌توانید استرس و دردسر این روند را کاهش دهید.کل تیم‌های شرکت باید باهم همکاری کنندتجربه مشتری شما، مسئولیت همه تیم‌های شرکت است. همکاری کلید موفقیت است. تیم‌های پشتیبانی، مارکتینگ و تیم فنی خود را به یکدیگر پیوند دهید تا یک استراتژی proactive عالی ایجاد کنید.برای مثال: یک حلقه ارتباطی ایجاد کنید که در آن، تیم پشتیبانی بتواند نظرات و بازخورد مشتریان را با تیم محصول به اشتراک بگذارد و سپس تیم محصول و مارکتینگ با کمک یکدیگر بتوانند یک خروجی ارایه دهند و مقاله‌هایی برای آموزش مشتریان ایجاد کنند. همچنین تیم فروش شما نیز می‌تواند یک منبع عالی برای فهمیدن مشکلات و نیازهای مشتریان باشد.بدون همچین حلقه ارتباطی و بدون همکاری کل شرکت، هیچ یک از استراتژی‌ها و کارهای شما به اندازه‌ای که باید باشد، اثرگذار نخواهد بود.از مشتریان بازخورد بگیریدفرضیاتی که تیم‌های شما در مورد نیاز بازار و مشتریان ارایه می‌دهند به تنهایی برای پیشرفت سریع کافی نیست و شما باید دائما از مشتریان درباره خدمات خود بازخورد دریافت کنید. با این کار، آن‌ها را ترغیب می‌کنید تا نظرات خود را در مورد محصولات و خدمات شما اعلام کنند که این باعث می‌شود تا ارزشی که شما به آن‌ها قائل هستید را متوجه شوند.طبق یک نظرسنجی انجام شده توسط Forrester، پنجاه و سه درصد مشتریان هم نظر بودند که اگر فرایند خرید خیلی دشوار و پیچیده باشد از این کار منصرف می‌شوند. اگر شما چنین بازخوردی را بارها دریافت کنید باید بدانید که سیستم شما به یک تغییر نیاز دارد؛ مقاله‌ها و اسناد خود را بهبود بخشید و یا راه‌های جایگزین برای انجام عملیات مختلف در محصول خود ارایه دهید و یا به تیم فنی خود اطلاع دهید تا این موضوع را حل کنند. اگر به حرف مشتریان در حال حاضرتان گوش دهید، می‌توانید برای برنامه‌های آینده خود ایده داشته باشید و با پیشرفت و بهبود خدمات خود مشتریان جدید اضافه کنید.محتوای کمکی مناسب را در زمان و مکان مناسب ارایه دهیدتحقیقات نشان می‌دهد که ۲۵ درصد درخواست‌های پشتیبانی غیرضروری و اجتناب پذیر است. گاهی مشتریان می‌توانند سوالاتی داشته باشند که جواب آن‌ها سخت نیست، ولی چون نمی‌توانند این جواب‌ها را در سایت پیدا کنند، به بخش پشتیبانی مراجعه می‌کنند. درواقع، شما می‌توانید با آسان کردن یافتن مقالات خود، تعداد درخواست‌های پشتیبانی را ۳۰ درصد کاهش دهید.بهترین روش برای آگاه کردن مشتریان از اطلاعات سیستم، ارایه یک مقاله آموزشی متنی است. به عنوان مثال، اگر صفحه‌ای در وب‌سایت دارید که مشتریان دائما با آن به مشکل می‌خورند، یک راهنما در آن قرار دهید تا مشتریان سریع به پاسخ‌های مورد نیاز خود برسند. این نوع آموزش و کمک‌ها می‌تواند در صفحات قیمت گذاری محصولات، صفحات تنظیمات حساب کاربری و بخش‌هایی که مشتریان آمار یا تنظیمات پیچیده را بررسی می‌کنند، بسیار مفید و موثر باشد. Onboarding (آشناسازی) یکی دیگر از راه‌های مهم و تاثیرگذار است که شما می‌توانید به مشتریان، قبل از اینکه آن‌ها حتی بدانند که به کمک شما نیاز دارند، به آن‌ها کمک کنید.بخاطر اشتباهات و مشکلات پیش‌آمده از مشتریان عذرخواهی کنیدوقتی کسی اشتباهی مرتکب می‌شود ولی بعدا آن را به شما اعتراف کرده و از شما عذرخواهی می‌کند، این حس خوبی به شما می‌دهد؛ حس با ارزش بودن و شنیده شدن. سعی کنید این حس خوب را به مشتریان خود نیز بدهید. اگر اشتباهی مرتکب شدید و این باعث شد تا ضرری به مشتری شما وارد شود، حتما قبل از اینکه آن‌ها درخواست کنند، این موضوع را با آن‌ها در میان بگذارید و برای جبران خطای خود کارهایی انجام دهید.در اینجا به چند قدم برای انجام این‌کار اشاره می‌کنیم:سریع به مشتریان، مشکلی که پیش آمده را اطلاع‌رسانی کنید.در صورت امکان، به مشتریان تخفیف و یا حتی عودت مبلغ پرداختی را پیشنهاد کنید.به آن‌ها، پیشگیری‌هایی که برای جلوگیری از اتفاق دوباره این مشکل انجام داده‌اید را اعلام کنید.راه‌هایی که در صورت بروز همچین مشکلی، مشتریان می‌توانند با شما ارتباط برقرار کنند را به آن‌ها اطلاع دهید.مشتریان از این‌که به صورت proactive به آن‌ها کمک می‌کنید، قدردانی خواهند کرد.آهسته ولی پیوسته حرکت کنیدپشتیبانی proactive یک مرتبه قابل پیاده سازی نیست و شما باید این کار را به صورت تدریجی شروع کنید و رفته رفته پیشرفت کنید.از جایی شروع کنید که انجامش برای شما آسان است و یا بخشی که فرصت مناسب برای شروع دارید. سعی کنید یک ارتباط صمیمی بین تیم‌های مختلف شرکت ایجاد کنید و یک محیط مناسب برای کار با یکدیگر فراهم کنید. بعد از آن می‌توانید یک ارتباط خوب با مشتریان خود ایجاد کنید و نیازها و مشکلات آن‌ها را بهتر درک و رفع کنید.نظرات کاربران نیز برای ایده دادن به شما می‌تواند تاثیر گذار باشد و شما می‌توانید یک تجربه منسجم به کاربران خود از لحظه آغاز خرید تا پایان هدیه دهید. محتوا و مقالات وب‌سایت را طوری طراحی کنید که در چرخه حیات مشتری، او را پشتیبانی کند، و فرایند آشناسازی و مقالات را در مکان و زمان‌هایی قرار دهید که مشتریان بیشتر به آن‌ احتیاج دارند.</description>
                <category>مهدی آقاجانی</category>
                <author>مهدی آقاجانی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Oct 2020 23:10:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 مزیتی که رویداد هکاتون می‌تواند برای میزبانش داشته باشد</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiagha76/5-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-a7gykjkhq3p3</link>
                <description>در مرحله‌ی اول باید با مفهوم هکاتون آشنا شویم. هکاتون چیست؟ هکاتون رویدادی است که در آن جمعی از برنامه نویسان، طراحان گرافیک، مدیران پروژه و طراحان واسط کاربری که درگیر توسعه نرم افزار هستند برای رسیدن به هدف خاصی دورهم جمع می‌شوند که این هدف می‌تواند جنبه اجتماعی و آموزشی داشته باشد یا در اکثر موارد، هکاتون‌ها با هدف ایجاد یک نرم افزار کاربردی و مفید رخ می‌دهند که معمولا چند ساعت تا یک هفته به طول می‌انجامد.هکاتون‌ یک محیط کاملا دوستانه و صمیمی و البته رقابتی برای افرادی که رقابت را دوست دارند ایجاد می‌کند؛ پس بدون اینکه خسته بشوند، با انرژی تمام تلاش می‌کنند، ایده‌هایی که در ذهن دارند را مطرح می‌کنند، از تجربیات دیگران نیز بهره می‌گیرند و در نتیجه شاهد پیشرفت فردی و شغلی می‌شوند.تمام این گفته‌ها سود و منفعت‌هایی بودند که شرکت کنندگان این رویداد آن را به دست می‌آورند.و حالا برگردیم به بحث خودمان؛ هکاتون چه مزیت‌هایی برای شرکتی که میزبانی آن را قبول می‌کند دارد؟1. هکاتون منبع الهام استشما با میزبانی رویداد هکاتون می‌‍توانید با افراد جدید که سرشار از ایده‌ها و افکار متفاوت هستند آشنا شوید. سازمان‌هایی که برای حل مسائل خود از راه حل‌های قدیمی و یکسان استفاده می‌کنند با مشکلات بزرگی روبه رو می‌شوند. استفاده از ایده های جدید، حل مسائل را برای شما آسان‌تر می‌کند و شما می‌توانید مشکلات را با ایده ها و راه حل‌های جدید رفع کنید.2. فرصت استخدام تازه ایجاد می‌شوداز آنجایی که پیدا کردن افراد مناسب برای استخدام کاری سخت و زمانبر است، هکاتون فرصتی پیدا نشدنی برای شماست تا افراد کاربلد و خلاقی در کمترین زمان به تیمتان اضافه کنید؛ البته باید مراقب باشید که از هدف اصلی رویداد منحرف نشده و به آن به چشم یک مصاحبه شغلی نگاه نکنید که این می‌تواند باعث نابودی روح رویداد و کاهش اعتبار شرکت شود.3. امکان توسعه محصول جدید وجود داردهمانطور که گفته شد، هکاتون جمعی از افراد با ایده‌ها و روش کارهای متفاوت است که اگر این افراد آزادی و وقت کافی داشته باشند، خواهند توانست از مهارت‌های خود به خوبی استفاده کرده و محصول یا نرم افزاری توسعه یافته‌ و کارآمد ارائه دهند. بعلاوه شما نیز می‌توانید با روش‌های جدید برای توسعه محصول آشنا شوید.4. بیشتر شناخته می‌شویدافرادی که در رویداد شما حاضر می‌شوند، درمورد این رویداد با دوستان و همکارانشان صحبت خواهند کرد. پس شما باید با روش‌های مختلفی مانند؛ سلف غذا و نوشیدنی، سخنرانی، دعوت مهمان‌های ویژه، تعیین جوایز بزرگ برای برنده‌ها و... هرچه می‌توانید رویدادتان را برجسته کنید چون هرچه رویداد شما موفق‌تر باشد، اخبار مثبت آن به افراد زیادی می‌رسد.5. ارتباط پایدار با افراد خلاق ایجاد می‌کنیدهمانطور که عنوان شد، برگزاری رویداد هکاتون فرصتی برای آشنایی با افراد با استعداد را برای شما فراهم میکند، اما فراتر از بحث آشنایی، ایجاد ارتباط پایدار با اینگونه افراد بسیار مهم است زیرا هر چه تعداد افراد خلاق در اطراف شما بیشتر باشند، به همان میزان پیشرفت شما نیز افزایش پیدا میکند. برای افزایش میزان تاثیرگذاری در ذهن افراد خلاق که زمینه ای برای شروع ارتباط پایدار است باید:- سخنرانی خوبی داشته باشیم. صحبت از تجربه‌های جذاب گذشته می‌تواند میزان تاثیرگذاری سخنرانی را افزایش دهد.گروهی در فضای مجازی بسازید و عکس‌ها و فیلم‌های مربوط به رویداد را در گروه به اشتراک - بگذارید.- از همه مهمتر اینکه سریعا تاریخ رویداد بعدی را مشخص کنید تا رابطه شما پایدار بماند.آماده برگزاری یک هکاتون هستید؟زیاد عجله نکنید. قبل از آن نکاتی است که باید بدانید.- در مرحله‌ی اول، شما باید بودجه‌ی مورد نیاز را فراهم کنید(پیدا کردن اسپانسر می‌تواند فکر خوبی باشد).- بعد به فکر مکان مناسب و مجهز به امکاناتی که لازمه‌ی هکاتون است و بعلاوه باب بودجه‌ی شماست باشید.- همه چیز باید از قبل برنامه‌ریزی شده باشد؛ خوراکی، نوشیدنی، مهمان‌های ویژه، هزینه‌های بالقوه و طریقه‌ی پیشرفت رویداد؛ چه کسی و در چه زمانی سخنرانی خواهد کرد و از این قبیل موارد.- در ضمن، شما باید به فکر شهرتی که بعد از پایان رویداد به دست خواهید آورد و اینکه چطور از آن به نحو احسن استفاده کنید باشید.در کل هکاتون با وجود سختی‌هایی که در آن است، قطعا ارزش برگزاری دارد.</description>
                <category>مهدی آقاجانی</category>
                <author>مهدی آقاجانی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2019 15:02:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>