<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زنگ جامعه شناسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdibzk</link>
        <description>مهدی برنج زاده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 23:01:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/43416/avatar/2dfois.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زنگ جامعه شناسی</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdibzk</link>
        </image>

                    <item>
                <title>موفقیت!!!   پارت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdibzk/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-ofujjcwwyby4</link>
                <description>به نام خداموفقیت!!!در پارت قبلی پیرامون کلیت موفقیت صحبت کردیم، البته نمی شود در حد چند سطر موفقیت را تشریح کرد و بصورت عمیق به آن پرداخت به همین خاطر ممکن است سوالات فراوانی را در ذهن شکل بگیرد ، خصوصاً اینکه خیلی از ما فرآیندهایی که خارج از اختیارات ما رخ می دهد (مانند ، موانع خانوادگی، موانع پیرامونی ، موانع شغلی و ...) را دلیل عدم رسیدن به موفقیت می دانیم.قصد ندارم بصورت شعارگونه به این موضوع بپردازم، بلکه تلاش دارم از راه های علمی وارد شوم و طبعا پاسخ های قانع کننده ای هم ارائه خواهد شد.در بحث موانع موفقیت تمایل دارم گریزی به علم مدیریت ،خصوصا مدیریت استراتژیک بزنم. در علم مدیریت استراتژیک ما با اصطلاحی با عنوان swot سر و کار داریم که شرح اختصارهای آن عبارتند از :1-	S  : Strengths :  نقاط قوت2-	W : Weaknesses :  نقاط ضعف3-	O : Opportunities : فرصت‌ها4-	T :  : Threats تهدید‌هادر این نوع مدیریت مولف های تاثیر گذار بر فرآیندها را در دو حوزه مشخص می کند 1- حوزه درونی فرد و 2- حوزه های بیرونی.حوزه تاثیر گذار درونی عبارتند از نقاط قوت و نقاط ضعف و حوزه پیرامونی تاثیر گذار عبارتند از فرصت ها و تهدیدها.منظور این است نقاط قوت و نقاط ضعف به خود فرد بستگی دارد ، اما حوزه های پیرامونی (فرصت ها و تهدیدها) ممکن است خواسته یا ناخواسته بر فرد یا سازمان وارد شود.ذکر این نکته لازم است که ماتریس swot  غالبا در ساختارهای سازمانی استفاده می شود اما هر فرد هم می تواند در اِلمانی کوچک برای خود از آن بهره بگیرد.اما این چهار مولفه چگونه مورد تحلیل و استفاده قرار می گیرند:-	هر زمانی استراتژی ما مدل so باشد ، یعنی نقاط قوت(S) که یک عامل درونی فرد است با  فرصت ها(O) که عامل بیرونی است همراه شوند ، باید از نقاط قوتمان در جهت استفاده از فرصت ها استفاده کنیم.-	هر زمانی استراتژی ما مدل wo باشد ، یعنی نقاط قوت(S) که یک عامل درونی فرد است با  نقاط ضعف (W) که باز هم عامل درونی است همراه شوند ، باید از فرصت‌هایی که می‌تواند در جهت رفع نقاط ضعف‌مان به کار روند استفاده کنیم.-	هر زمانی استراتژی ما مدل wt باشد ، یعنی نقاط ضعف (W) که یک عامل درونی فرد است با  تهدید ها(T) که یک عامل بیرونی است همراه شوند ، باید یک حالت تدافعی برای خود ترسیم کنیم و این یک نوع استراتژی دفاعی‌ست؛ وقتی که به خاطر ضعف‌هایمان ممکن است از تهدیدها آسیب زیادی ببینیم. که اصلی ترین حالت عدم رسیدن به موفقیت ترکیب نقاط ضعف و تهدیدهاست. در این حالت باید به شدت در جهت ارتقا نقاط قوت خود گام برداریم و شاید نیاز باشد ساختاری که داریم را بشکنیم . برای رسیدن به موفقیت ما با دو عنصر مواجه هستیم یکی هدف و دیگری راه رسیدن به هدف است، اگر این شرایط (WT) برایمان اتفاق افتاد در وحله اول باید تلاش کنیم و راه همان را تغییر دهیم و از مسیرهایی که در آن نقاط قوتمان بیشتر از نقاط ضعفمان است استفاده کنیم در نهایت اگر نشد هدف را با انگیزش بالا تغییر دهیم ، شاید ما شرایط رسیدن به هدفی را که از قبل در ذهن پرورانده ایم را نداشته باشیم و فقط در ذهن رویا پردازی کرده ایم.-	هر زمانی استراتژی ما مدل st باشد ، یعنی نقاط قوت(S) که یک عامل درونی فرد است با  تهدیدها (T) که عامل بیرونی است همراه شوند ، باید با استفاده از نقاط قوت‌، تهدیدات‌ را خنثی کردبرای کسب موفقیت بهتر این است که مانند ماتریس بالا تمام نقاط قوت درونی ، نقاط ضعف درونی، فرصت های بیرونی و تهدیدهای بیرونی را یک به یک بنویسیم و برا اساس آن استراتژی خود را ترسیم کنیم ، که این اصل اول در هر برنامه ریزی مدون می باشد. و اگر با شناخت کلیه این عوامل پیش برویم یقینا موفق خواهیم شد.نکته مهم این است که کلیه عوامل بستگی به توانایی ، انگیزه و تلاش فرد دارد، اینکه فرد به چه میزان توانسته نقاط قوتش را ارتقا دهد و نقاط ضعف را برطرف کند یا اینکه چگونه از فرصت ها استفاده کرده و به چه شکلی با تهدیدات مبارزه نموده است.به هرحال قرار است برای رسیده به موفقیت تلاش شود در غیر اینصورت آن چیزی را که بدست می آوریم چندان جذابیتی برایمان نخواهد داشت.مهدی برنج زاده</description>
                <category>زنگ جامعه شناسی</category>
                <author>زنگ جامعه شناسی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2019 23:52:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موفقیت!!</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdibzk/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-jciupegiambp</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمموفقیت چیست؟آیا من موفقم؟آینده ام چه می شود؟کی قرار است موفق بشوم ؟و...این ها  سوال هایی هستند که ذهن من و شما را احاطه کرده اند ، یادم هست مادر 28 ساله ای برایم از نا امیدی ، یاس و آشفتگی های درونی اش تعریف می کرد و نقطه شروع این حالات را از زمانی می دانست که فرزند تازه محصلش از او سوال کرده بود، که مادر!! می خواهی در آینده چکاره شوی؟؟!! وقتی این موضوع را برایم تعریف می کرد آنچنان عمیق بود که به شدت به فکر فرو رفتم، واقعا کجا هستم و به کجا می خواهم برسم ؟؟!! (البته با مشاوره ای که به آن مادر داده شد در حال حاضر بسیار باانگیزه ، اراده مند و در حال تحصیل می باشد)در واقعیت موفقیت چیست؟خیلی از ما ها تصور می کنیم در سازمانی که مشغول به کار هستیم ، اگر بتوانیم مسند ریاست آن سازمان را کسب کنیم انسان موفقی هستیم، یا اینکه معروف شویم ، فلان خودرو ، فلان خانه ، مدرک تحصیلی بالا و... را داشته باشیم موفق هستیم، اما واقعیت چیز دیگری است. در منابع و رفرنس های مختلف تعاریف زیاد و راه های گوناگونی برای رسیدن به موفقیت آمده است.امام علی (ع) می فرمایند: ((هر کس نهایت تلاش خود را برای رسیدن به هدف به کارگیرد ، به تمام خواسته هایش می رسد)) پس محور تمام موفقیت ها تلاش در راه رسیدن به آن است، در کنار این تلاش ها ، تفکر و خواستگاه ذهنی افراد بسیار مهم است.شاید بارها با افرادی مواجه شده ایم که کلام ، رفتار و انگیزه هایشان تماماً بوی یأس و نا امیدی می دهد و آنقدر انرژی های منفی ساطع می کنند که اطرافیانشان را هم درگیر می کنند، در مقابل افرادی هم هستند که هر اتفاقی را به فال نیک می گیرند و در هر شرایطی سعی می کنند بهترین مدیریت فردی را داشته باشند و تلاششان این است که هر فرآیند ناخوشایندی را برای خود خوشایند سازی نمایند.در واقع انسان هر طوری که بخواهد می تواند موفقیت خود را رقم بزند، ژوزف مورفی اعتقاد دارد ((ما با اندیشه و روح خود قضاوت و محکوم می کنیم و چون تابع افکار خویش هستیم ، در مورد خود نیز بر همین اساس به داوری می نشینیم )) یقینا هر طوری که در ذهن تصور کنیم به همان کیفیت جذب نیروهای متافیزیکی داریم، موفقیت به این بستگی دارد که خودمان چه تصوری در اکنونِ خود داریم و برای رسیدن به کمال بر اساس یک برنامه ریزی مدون حرکت می کنیم یا خیر.از اینرو می توان نقطه ای را در آینده ترسیم کنیم و طی یک برنامه ریزی مناسب به آن افق دست پیدا کنیم.اما آنچه را که در روند کسب موفقیت دنبال می کنیم آن چیزی نیست که در آینده وجود دارد چرا که امروز ما آینده دیروز ما بوده، بلکه موفقیت آن تصوری است که از اکنونِ خود داریم، اگر بخواهیم در یک جمله ساده موفقیت را تعریف کنیم ، می توانیم بگوئیم ((موفقیت داشتن آرامش درونی پایدار و انگیزه و اعتماد به نفسی است که رسیدن به هر هدفی را در زندگی برایمان میسر کند )) و اگر بخواهیم بدانیم در آینده به چه میزان موفق می شویم به حال حاضرمان نگاه کنیم ، اگر هدفی را که برای آینده ترسیم کرده ایم اکنونِ ما را پرنشاط ، آرامش بخش و شوق می دهد موفق بوده ایم ، هستیم و خواهیم بود ، اما اگر آن هدف ما را به سمت یأس ، ناامیدی و عدم رضایت از شرایط کنون ببرد قطعا موفق نخواهیم شد.ذکر این نکته لازم است، اگر برای هدف آینده که در جهت ایجاد و ارتقاء موفقیت مان است دو روز درگیری ذهنی داشته باشیم ولی قدمی برنداریم آن نقطه برایمان موفقیتی حاصل نخواهد کرد. مهدی برنج زاده کوتیانیذکر این نکته لازم است، اگر برای هدف آینده که در جهت ایجاد و ارتقاء موفقیت مان است دو روز درگیری ذهنی داشته باشیم ولی قدمی برنداریم آن نقطه برایمان موفقیتی حاصل نخواهد کرد</description>
                <category>زنگ جامعه شناسی</category>
                <author>زنگ جامعه شناسی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2019 02:53:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پتروس فداکار</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdibzk/%D9%BE%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%81%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1-vtz4gjq1bzdr</link>
                <description>میگن اصلا خود هلندی ها هم پتروس رو نمیشناسن.درس پتروس فداکار رو تو کلاس چهارم هممون به یاد داریم، و چقدر برامون خاطره ساخته بود، بعد از اون همه سال تازه فهمیدیم پتروس قبل از اینکه فداکار باشه چقدر کودن بی خاصیت بوده که به جای انگشتش یه تیکه چوب تو سوراخ سد نکرده البته این بی خاصیتی بر میگرده به داستانش که این چه سدی بوده وقتی سوراخ میشه با یه انگشت کوچولو بند میاد. از اینها بگذریم تازه فهمیدیم پتروس هلندی (هانس) رو مری میپ داچ آمریکایی نوشته که حتی یه بار هم به هلند سفر نکرده و فقط یه داستان تخیلی و نه چندان حرفه ای رو ساخته. جالب اینه که ما پتروس رو بیشتر از خود هلندی ها میشناسیم و چقدر بی محتوا برا خودمون بزرگش کردیم.الغرض این روز خیلی تصاویر بدستم میرسه که نشون میده چقدر برو بچه های فداکاری دور و برمون داریم که تو اوج گمنامی هر کدوم خودشون یه سد شدن مقابل سیل. واقعا اگه خود هلندی ها پتروس تخيلیشون رو کنار این عکس ها بزارن چی میگن.مهدی برنج زاده</description>
                <category>زنگ جامعه شناسی</category>
                <author>زنگ جامعه شناسی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Apr 2019 23:39:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنگ جامعه شناسی خانواده</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdibzk/%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-uip4eejd16xs</link>
                <description>امروز با دانشجویان، کلاس جامعه شناسی خانواده داشتم، معمولا برابر روال گذشته بخشی از زمان را (انتزاع از سرفصل ها) به مباحث آزاد پیرامون درس می پردازم و دانشجوها هم تمایل بیشتری برای مشارکت در این مباحث از خود نشان می دهند، البته در لابه لای این مباحث می شود مفاهیم درسی نیز ارائه و به اشتراک گذاشته شود.نکته ای که امروز توجه م را به خودش جلب کرد وجه اشتراک بین تعدادی از دانشجوها بود که نسبت به زندگی شخصی خود و دخالت های اطرافیان خصوصا والدین طرفین گلایه داشتند و حتی عنوان کردن که بخاطر این مشکلات بارها و بارها به مشاوره مراجعه کرده اند و جالب اینکه به اتفاق اذعان داشتند که با همسرانشان کاملا همسو و هیچ مشکلی در زندگی خصوصیشان ندارند.اعتقاد دارم بزرگترها دارای تجاربی هستند که میتوانیم بخوبی از آنها استفاده کنیم البته استفاده از این تجارب با دخالت کاملا متفاوت و تا حدودی هم در تضاد است، ولی متاسفانه شاید برخی از والدین فرزند خود را محکوم به تقبل ایده های فردی خود می کنند و راه سعادت آنها را در ادامه دادن به راه خود می دانند.و اما توصیه ای به والدین:1_ زمانی که فرزند شما زندگی مشترک با همسرش را شروع می کند، پیام آن استقلال در انتخاب مسیر و نحوه سپری کردن آن است، پس بجای دخالت استقامت در استقلال و استحکام بخشی به زندگی را به آنها آموزش دهید.2_ خود را به عنوان قاضی برای قضاوت بین فرزندان و همسرانشان قرار ندهید و بجای قضاوت، راه های برون رفت از مشکلات را با مثال های زندگی خود و اطرافیان به آنها آموزش دهید.3_ اطمینان داشته باشید که همچون گذشته شما برای فرزندانتان که به تازگی ازدواج کرده اند عزیز و محترم هستید، ولی باید توجه داشت در ابتدای زندگی مشترک اتفاق نادری برای آنها صورت گرفته و مدتی زمان می برد تا توازن رفتاری ایجاد شود.4_ توجه داشته باشید احترام به همسر فرزند شما احترام به فرزندتان است.5_ به این مهم توجه شود الگوی تربیت نوه های شما، نگاه تربیتی شما نسبت به فرزندتان است، پس خطای تربیتی شما ممکن است نسل های آینده تان را با مشکل مواجه کند.6_ در رفت و آمدها و دید و بازدیدها همیشه توازن برقرار باشد و بهترین راه میانه روی است.7_ یکی از عذاب آورترین حالات برای فرزندان و همسرانشان، برخورد با کنایه و طعنه آمیز است، توجه کنید ممکن است یک حرکت طعنه آمیز سالیان سال همچون زخمی کهنه بر پیکر زندگی آنان باشد.8_ قرار است عروس و داماد در زندگی مشترک خود به همدیگر تکیه کنند، ایجاد تزلزل در شخصیت فرزندتان توسط شما آینده مبهمی را برای همسرش تداعی خواهد کرد.9_ از هر گونه ادبیات و حرکتی مبتنی بر غریبه خواندن و از خود ندانستن همسر فرزندتان به جد خود داری کنید.10_ شاید لازم باشد با ورود همسر فرزندتان در زندگی شما تغییراتی در نحوه رفتارتان با اعضای خانواده خصوصا همسرتان ایجاد کنید.11_ اکثر جوانان امروزی دارای تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی هستند و حتی ممکن است در نحوه برخوردشان با شما مطالعات گوناگون و مشاوره های علمی داشته باشند از این رو انتظار دارند شما برای موقعیت اجتماعی، سطح معلوماتشان و چگونگی اداره کردن زندگیشان احترام قائل باشید.تصور میکنم فعلا تا اینجا کافی باشد، ان شالله در فرصت دیگر ضمن تکمیل بندهای این پارت به وظایف فرزندان نسبت به والدینشان خواهیم پرداخت، از این رو در صورت تمایل نظرتان را مرقوم فرمائيد. سپاسمندم _ برنج زاده</description>
                <category>زنگ جامعه شناسی</category>
                <author>زنگ جامعه شناسی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Apr 2019 22:02:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>