<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mahdieh takfallah</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdiehtakfallah</link>
        <description>دانش آموزم و می نگارم آنچه می آموزم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 12:09:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/12436/avatar/G5phRH.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mahdieh takfallah</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdiehtakfallah</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دین قرین اخلاق شده است</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiehtakfallah/%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cpbggjhapq8h</link>
                <description>دین دار جهان امروز باید چشم از اخلاق فرو نبندد. امروزه جهان ما با اخلاق و البته عقلانیت ناظر بر آن پیوند ناگسستنی دارد. هر آنچه که با این دو بعد انسان امروز ناسازگار باشد محکوم به شکست و عدم است. محکوم به شکست است زیرا خلع سلاح خواهد شد. محکوم به عدم است؛ زیرا پیروی نخواهد داشت.سلاح دین داران غالبا از جنس احساسات است. اساسا ایمان از جنس تعبدی است که از احساس آدمی برخواسته و این ویژگی ذاتی ایمان است. شاید بتوان گفت ایمان اگر تعبدی و از روی اطاعت و سرسپردگی نباشد اصلا ایمان نیست. ایمان مقوله ایست برخواسته از ویژگی زنانه ی وجود ما؛ یعنی احساس و میل به معنویت و عالم فرای ماده. ایمان درجه ای از پیروی است که اقناع صورت گرفته باشد. اقناع به معنای پذیرش و تسلیم موجود دیگر شدن. او را به عنوان رهنما و نسخه دهنده و بیشتر از هر کس دیگر با صلاحیت تشخیص دادن؛ برای اینکه دستور زندگی را از او بگیرند. در اینجا عقلانیت و اخلاق مداخله می کنند. مداخله که چه عرض کنم، بهتر است بگوییم اعمال اراده می کنند. عقل در اینجا مواجه می شود با انسان مدعی امر معنوی. خود عقل است که اگر مولفه ای ببیند قابل ملاحظه و با عظمت، سلاح استدلال را به کناری نهاده و سرسپرده می شود. شخصیت او ضرورت استدلال را ممکن است زائل کند؛ اما اما اما....امروزه ما با دنیایی مواجهیم که باید استدلال کار کند. تشخیص این مسئله به شدت سخت شده است که چه کسی دارای امر معنوی و چه کسی فاقد آنست. چه کسی بازیگر و شیاد است و چه کسی شاید متوهم و چه کسی صادق؟امروزه انسان دیگر خود را یک متعقل مستقل اندیش می یابد. برخلاف گذشته که خود را پیرو پدران و مادران خود می دانست، امروز شعاری سر می دهد که من یک دین دارم وآن انسانیت است. نباید این میل انسان امروز به مستقل اندیشی را دست کم گرفت و یا حتی مذموم دانست.مستقل اندیشی امروزه فضیلتی عقلانی است. در جهانی که این صفت عقل الگو و نمونه ی انسانی است، دین و ایمان چه می شود؟ آیا می توان گفت این انسان به جهت مستقل اندیشی و پیروی از عقلانیت شخصی دیگر تمامی سرمایه های بشری را نادیده می گیرد؟ آیا می توان گفت که این بشر از آنجا که دارای فضیلت مستقل اندیشی است، خود محور شده و معرفت را فردی و منحصرا در زمانه ی خود می داند؟</description>
                <category>mahdieh takfallah</category>
                <author>mahdieh takfallah</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jul 2020 22:07:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمه، جمله، بند، مقاله؛ کلمه را دریاب!</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiehtakfallah/kalameh-hofghr6yirsj</link>
                <description>و اما نقش دایره ی لغت در رشته و موضوع مورد نظر ما در متن دانشگاهیجمع آوری کلمه در ارتباط با متن تخصصی که می خواهیم بنویسیم، از مراحل آغازین کار است. بهتر است در مرحله ی پیش از نگارش به طور جدی، به جمع آوری کلمات و حتی برساختن کلمات مرتبط با کار خود مشغول باشیم. این کار به ما کمک می کند که در هنگام نگارش از امکانات بیشتری برخوردار شویم و با سرعت بیشتری جلو برویم. قاعدتا در رسانایی و جاری بودن معنا از ذهن به قلم، نیز بسیار موثر است. کلمه دانی یک شبه حاصل نمی شود. بهتر است از مدت ها پیش از نوشتن جدی و حتی چه بهتر که از ابتدای دوران دانشجویی دست به دامن یک دفترچه برای جمع آوری و نگهداری کلمات مرتبط با حوزه ی مورد علاقه ی خود شویم. این دفترچه می تواند خود نیز در نهایت به عنوان یک اثر ارزش مند به چاپ برسد؛ چرا که نوعی فرهنگ لغت در برش مورد نظر شما از علم است؛ بنابراین بهتر است مدت ها پیش از اثر دانشگاهی خود به فکر کلمه برداری و کلمه سازی باشید.بخشی از کار ما در این دفترچه یادداشت صرف است. همین که به مطالعه و مرور اندیشه ها و نظریه ها در کتب، مقالات، جستارها و سخنرانی ها می پردازیم، باید حواسمان باشد که کلمه گام به گام در حال فرار کردن است. یعنی خاصیت کلمه فرار است. ما معنا را برمی گیریم ولی کلمه تا یک زمان کوتاهی به حافظه سپرده می شود. بعد از مدتی که مطالب جدیدتر می خوانیم و می شنویم، و کلمات جدیدتری تل انبار می کنیم، قبلی ها فرار می کنند و از حافظه ی ما می روند. صرفا آن دسته کلماتی باقی می مانند که مدام تکرار و تایید می شوند. بهتر است در نوشتن کلمات مرتبط با حوزه ی نویسندگسمان چیره دست فرز شویم. تنبلی را کنار بگذاریم و این بخش از دفترچه ی خود را به این مجموعه اختصاص دهیم و اثری ارزشمند بسازیم.بخش دوم کار در کلمه برداری، با خلاقیت و البته کمی زبان دانی ما در ارتباط است. نویسنده ی خوب حتما کارش به آفرینش کلمات گیر است. اصلا خلق کلمه بخشی از کار جدی نویسندگی است و الا خود را در اره نویسندگی به لذت تام و اتم نرسانده ایم. پس بخش دیگر دفترچه را اختصاص دهیم به کلمات نوینی که با قوه ی خلاقیت خود به دنیای کلمات افزودیم. برای این کار مدام باید در نوشته ها و سخنان نویسندگان و سخنرانان دقت کنید و کلمات جدید آنها را ببینید و بعد تحلیل کنید. تحلیل آن کلمات روش های خلاقیت را در این عرصه به دست شما میدهد.  امیدوارم از خلق لغات جدید لذت ببرید. نویسندگاه فرهنگ لغت های آینده و خلاقان کلمات جدید تا نوشته ی بعدی ساعات خوش و پر باری برایتان آرزو می کنم. مید که دفترچه هاتون روز به روز حجیم تر و تخصصی تر بشه.  </description>
                <category>mahdieh takfallah</category>
                <author>mahdieh takfallah</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jul 2020 20:45:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین قدم در رساله و پایان نامه نویسی: مهارت نویسندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiehtakfallah/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-w28er8vqsjkc</link>
                <description>در ایران این مهارت ناچیز شمرده می شه.  همه مفروض می گیرن که دانشجو با مهارت نویسندگی اومده دانشگاه؛ این در حالیه که هیچ آموزش و تمرین خاصی جهت این مهارت در نظر گرفته نشده! در آموزش و پرورش ایران تنها درسی که ااندکی نوشتن نیاز داره، درس انشاس. همه می دونیم انشا از کم اهمیت ترین و عمومی ترین دروس مدرسه اس. معلم انشا تقریبا می تونه بی سواد هم باشه. بی سوادی مهم نیست، می تونه کم فهم هم باشه! فقط کافیه بنویسن بچه ها، مهم نیست چقدر مطالب با موضوع انشا مرتبط باشه!اساتید خودشان مهارت نویسندگی ندارند. بسیار اندک اند اساتیدی که ایران درس خوانده باشند و  مهارت نویسندگی داشته باشند. اگر باشند این نشانه ایست از اینکه بسیار کوشا و بر خود سخت گیر بوده اند. خیلی مهم است که استاد راهنما و مشاور تجربه ی فاصله ی میان قلم و ذهن را در سنخ نوشتن های نا داستانی داشته باشد. سابقه ی این تجربه به او کمک خواهد کرد که راه دانشجو را بهتر پیش بینی کرده و قدم به قدم او را راهبری کنند. من به عنوان دانشجویی که این مراحل را به سختی ÷شت سر گذاشته به علاقه مندان تحصیلات تکمیلی که در شاخه های علوم انسانی می نویسند توصیه ی اکید دارم، مداومت در نویسندگی را از دست ندهند.تمرینات نویسندگی بسیار زیاد است. همین که تجربیات روزانه ی خود را بنویسید، به تمرین نویسندگی اشتغال دارید. تمرینات جدی تر اگر بخواهید تمرین مداومت بر «نویسندگی در صبحگاهان» است. این تمرین را برای نخستین بار جولیا کامرون مطرح کرد. از این هم جدی تر نوشتن «هزارکلمه» در روز است. مهم اینست که نوشتن مداومت می خواهد. تا می توانید در این مداومت ها به این توجه داشته باشید که فاصله ی ذهن و زبان را به حداقل میرسانید. از این جهت باید به تمرینات نویسندگی بپردازید تا در این مقوله مهارت کسب کنید.سایت های نویسندگی در نت بسیارند. با یک سرچ ساده به انوالع و اقسام آنها دست خواهید یافت. یکی از بهترین هایشان«شاهین کلانتری» است که به بهترین وجه در این زمینه فعال و با نشاط است. اگر وقتتان ضیق است طرف نوشتن داستان نروید. کار رساله ناداستان است اما مسلم داستان نویسی به پرورش انواع و اقسام مهارت های لازم شما کمک خواهد کرد ؛ فقط توجه داشته باشید که این کمک به صورت غیر مستقیم است. پس توصیه ی من اینست که گام نخست را که نویسندگی در ناداستان است مهیا کنید و سپس به مهارت های جنبی و غیر مستقیم هم بپردازید. </description>
                <category>mahdieh takfallah</category>
                <author>mahdieh takfallah</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jul 2020 12:52:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت نوشتن رساله و پایان نامه در علوم انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiehtakfallah/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-iyzthel01tud</link>
                <description>نوشتن تز یک فرصت است!این اولین بار است که در ویرگول می نویسم. تجربه ی نوشتن های قبلی برایم ارزش مند است. مطمئنم این بار یک تجربه ی بهتری رقم خواهد خورد. این بار می خواهم درباره ی تجربه ی نوشتن دانشگاهی بنویسم. مایلم مهارت هایی را که برای نوشتن دانشگاهی لازم است با مخاطبین این سطور مرور کنم. تجربه ی من در نوشتن پایان نامه ی ارشد و رساله دکتری، تجربه ای سهل و ساده نبود. من دانشجوی خوش خیالی بودم که دغدغه هایی در سایز بشریت داشتم. آن هم در رشته ای از رشته های علوم انسانی که نه تنها به هیچ عنوان دغدغه داشتن در آن حوزه  ارزش تلقی نمی شد، بلکه به شدت ضد ارزش بود. اما من خودم بودم و به شدت هم خودم بودم. هر چه اساتید به من می گفتند «یک موضوع ساده بردار و چند برگی بنویس و بیاور که مدرکت را بگیری»، به گوشم نمی رفت که نمی رفت.راستش در حیطه ی ما از رشته های علوم انسانی روش تحقیق دان، اگر داشته باشیم، به میزان انگشتان دست است. واقعا کم اند اساتیدی که از سویی روش دان باشند و از سوی دیگر تعامل دلسوزانه ای با دانشجو داشته باشند. من این واقعیت را الان به سادگی می نویسم؛ حال اینکه این گزاره به سادگی برایم مکشوف نشد. جان داده ام تا بفهمم چه نقصی در سیستم وجود دارد که در این حیطه از علوم انسانی ما کمتر دانشجویی را می بینیم که با لذت نوشته باشد و این فرایند را با لذت طی کرده باشد. مثل گردشگری در سرزمین های جدید! غالبا هر کسی را می دیدیم که دفاع کرده چنان خسته و ملول بود که نای نوشتن دیگر نداشت. از تحقیق و پژوهش هم متنفر بود.  اما من سودای دیگری داشتم. مدرک را می خواستم نه برای اثبات دکتری ام، برای ادامه ی فعالیت های دانشگاهی ام. فعالیت هایی برخواسته از دغدغه هایی شاید اصیل. این امر با انجام رساله به هر نحو ممکن نبود. من رساله را با آینده ام پیوند داده بودم و می بایست از آن به بهترین نحو استفاده کنم.هر دو موضوعی که من برای کار دانشگاهی انتخاب کردم، چه ارشد و چه دکتری، از موضوعات روز و کاملا برخواسته از دغدغه ها و علائقم بود. از این جهت مشکلات جدی برایم داشت و در عین حال فرصت های خوبی برایم مهیا کرد که با اساتیدی در حوزه های دیگر علوم و دغدغه مندانی هم صحبت شوم که آرزویش را داشتم.در آینده از مهارت های لازم در ام رنوشتن در علوم انسانی بیشتر می نویسم. سعی می کنم که بهترین منابع را در اینجا بیاورم تا اگر خوانندگان منابع بهتری نیز داشتند، از این طریق مطلع شوم.  </description>
                <category>mahdieh takfallah</category>
                <author>mahdieh takfallah</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jul 2020 12:13:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>