<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدمهدی مومنی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdimomeni_r</link>
        <description>دانشجوی MBA و شدیدا درگیر با اقتصاد، رفتار و اعداد و بازارها</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 12:53:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/25033/avatar/771G2R.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدمهدی مومنی</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdimomeni_r</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه با اعداد از وجدان درد رهایی پیدا کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdimomeni_r/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-jbuhzsd5wfcr</link>
                <description>طی 6 ماه اخیر من به طور مستمر درگیر فرایند استخدام نفرات جدید برای واحد خودم تو بیمیتو بودم. طی 2 بار انتشار آگهی برای 20 نفر وقت مصاحبه گذاشتم. یکی از مسائلی که طی هر مصاحبه ذهن من رو درگیر می‌کرد این بود که آیا فرد درستی رو برای این موقعیت شغلی جذب می‌کنم، تفاوت این فرد با نفر قبلی چی بوده و نقاط تمایزشون چه چیزهایی هستند. چالش فنی در کنار این چالش اخلاقی که در این میان حق افراد رو ضایع نکنم حتی منجر به تصمیم نگرفتن می‌شد. همین مسئله باعث شد تحقیق زیادی کنم روی معیارهای مد نظر برای موقعیت شغلی که در واحد خودم داشتم تا بتونم یک چهارچوب منسجم استخراج کنم. تعیین معیارها و مشخصه‌ها هم کمکی به این ماجرا نکرد، چرا که ابزار درست سنجش رو در اختیار نداشتم تا این‌که در یکی از دروس دانشگاهی خودم با روشی آشنا شدم که کمک زیادی به من می‌کرد.این ترم درسی رو گرفتم به اسم تصمیم‌گیری برای مدیران که بخش زیادی از این درس ابزارهای تحلیل و تصمیم‌گیری داده محور (Quantitative Analysis) رو شامل میشه. یکی از روش‌هایی که تو این درس باهاش آشنا شدم، روش Best Worst Method بود. روش BWM در واقع یکی از روش های تصمیم گیری چند معیاره محسوب میشه. در این روش شما معیارهای تصمیم گیری خودتون رو براساس مهم‌ترین و بی اهمیت‌ترین مشخص می کنید. مثلا من برای موقعیت شغلی کارشناس فروش نیاز داشتم که فرد متقاضی در 4 حوزه زیر اطلاعات یا تجربه داشته باشه:1- کار با کامپیوتر شامل مفاهیم ابتدایی و نرم افزارها2- اطلاع از صنعت بیمه3- توانایی ارتباط با مشتری4- تجربه کاری حرفه ایهر متقاضی دارای توانایی‌های منحصر به فرد بود ولی در نهایت معدل دقیق با توجه به نیاز موقعیت شغلی باعث احراز صلاحیت می‌شد.هر کدام از موارد بالا برای من یک معیار برای تصمیم گیری بود، اما چگونه باید این معیارها رو با هم می‌سنجیدم؟اینجا بود که روش BWM کمک بزرگی به من کرد. در این روش شما با وزن دادن به معیارها میزان اهمیت آن ها رو تعیین می کنید. شاید در یک بار تصمیم گیری 4 معیاره این کار ساده باشه ولی زمانی که تعداد دفعات تصمیم گیری زیاد بشه و پیچیدگی بالا بره اون زمان کار خیلی سخت میشه. برای من مهم ترین معیار توانایی ارتباط با مشتری بود و بی اهمیت ترین تجربه کاری حرفه ای. شاید این جا این سوال پیش بیاد که توانایی ارتباط با مشتری با تجربه کاری همبستگی داره و احتمالا فرد بعد از بدست آوردن تجربه کاری مناسب، توانایی ارتباط خوبی بدست میاره اما به وضوح من مشاهده کردم که این توانایی بیشتر به تیپ شخصیتی افراد و مقداری آموزش ارتباط داره و سال های کاری بیشتر خیلی به این توانایی اضافه نمیکنه. خب مهم ترین و بی اهمیت ترین مشخص شد اما بقیه چی؟در این زمان با استفاده از دو ماتریس مقایسه ای، نمره مهم‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین نسبت به بقیه مشخص باید بشه. بعد از مشخص شدن این نمره ها با استفاده از الگوریتم محاسباتی تصمیم گیری این روش که تو سایتش میتونید ببینید، وزن هر یک از معیارها مشخص میشه و دقت این وزن ها با یک نمره دوم سنجیده میشه که در اون این نمره هرچه به صفر نزدیک تر باشه وزن ها دقیق تر هستند. بعد از بدست آوردن این وزن ها، باید در یک ضرب ماتریسی با نمره ای که طی مصاحبه به هر فرد دادیم نمره نهایی فرد هم مشخص بشه. برای این قضیه من از سیستم زیر استفاده کردم که تقریبا عدالت لازم رو فراهم میکنه. هر معیار نمره ای بین 1 تا 9 رو برای فرد خواهد داشت که از طریق میزان تخصص در هر یک از موارد ذکر شده بدست میاد.نمره دهی به معیارهای دوم برای بدست آوردن نمره معیار اصلیبه طور کلی روش بالا نمره فنی فرد رو برای من مشخص می‌کرد و کماکان این چالش که رشد متقاضی در آینده چگونه خواهد بود مشخص نمیشه. بخاطر این موضوع در حال فکر کردن روی این مسئله هستم که با کمک روش‌های بررسی تیپ شخصیت و شغلی در کنار سایر المان‌های روانشناسی که از سوی منابع انسانی بایستی سنجیده بشه، یک تحلیل مرتبه دومی هم روی نتیجه حاصل از روش بالا انجام بگیره و نمره فنی و نمره منابع انسانی و نمره مصاحبه نهایی که توسط مدیر اجرائی انجام میشه در کنار هم با استفاده از روش BWM سنجیده شده و برای تصمیم گیری نهایی مورد استفاده قرار بگیره. هیچ روشی خالی از اشکال نیست و مطمئنا روش BWM هم مشکلات خودش رو داره اما در یک نمای کلی زمانی که با چالش تصمیم‌گیری مواجه هستیم این روش میتونه کمک لازم رو برای راحت تر شدن کار بکنه.</description>
                <category>محمدمهدی مومنی</category>
                <author>محمدمهدی مومنی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 20:51:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلامت بازار است یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/DigitalHealth/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-laiktdemmxcv</link>
                <description>اگر کاربر پیگیر توئیتر باشید، احتمالا چند روز اخیر بحث‌هایی که در مورد سلامت و پزشکی شکل گرفته رو دیدید. قضیه از اون جایی بالا گرفت که یکی از شبکه‌های صداوسیما، مناظره‌ای رو در مورد وضعیت سلامت و میزان درآمد پزشکان برگزار کرد. این مناظره و حواشی مرتبط باهاش انقدر در شبکه های اجتماعی همه گیر شد که من هم دلم نیومد ازش بگذرم و اولین مطلبم در ویرگول میخوام در این مورد بنویسم.داستان سلامت هم مثل هر چیز دیگری که در جهان ما باهاش طرف هستیم یک بازار هست و از قضا یکی از بازارهایی هم هست که میزان کشش در اون به شدت پایینه. ممکنه بپرسید کشش چیه؟ برای جواب دادن به این سوال باید اول نمودار پایین رو ببینیم:نمودار عرضه و تقاضااین نمودار بسیار زیبا، عرضه و تقاضا نام داره و تقریبا همه چیزهایی که در زندگی می‌بینیم به نوعی به این نمودار مرتبطه. نمودار عرضه و تقاضا در نقطه‌ای که تعادل نام داره قیمت هر محصول رو مشخص می‌کنه. ممکنه بگید خب محصول رو مشخص می‌کنه، چه ربطی به خدمات پزشکی داره. خب خدمات پزشکی هم مثل هرچیزی یک محصول هست که در قالب خدمت ارائه میشه. مثل همین ویرگول که یک محصول خدمت محور هست، خدمات پزشکی هم محصولی خدمت محور محسوب میشه و قیمت اون تابعی از عرضه و تقاضا هستش.اینجاس که تو ذهن همه ما یه جرقه ای میخوره که اگر میزان عرضه رو افزایش بدیم، میزان تقاضا هم که تقریبا طی دهه‌های اخیر در بازار سلامت ثابت بوده ، پس عرضه افزایش یافته در برابر تقاضای ثابت یعنی نقطه تعادل به پایین حرکت میکنه و قیمت خدمات پزشکی کاهش پیدا میکنه.اما نه اینطور نیست.خیلی متاسفم بابت این قضیه ولی باید بگم که بازار سلامت به قول بسیاری از اقتصادان‌ها و همچنین براساس رفتاری که طی قرن‌ها از خودش نشون داده، یک بازار با کشش بسیار کم و در بسیاری مواقع حتی بدون کشش نام گرفته.وضعیت نمودار بازار سلامت در آمریکا و اروپادر واقع معنی این قضیه اینه که اگر شما مریض شدید، حاضرید که هر مبلغی رو بپردازید تا سلامتی خودتون رو یا عزیزان خودتون رو بدست بیارید. در مقابل عرضه کننده بازار که سیستم خدمات درمانی شامل بیمارستان‌ها، پزشکان، داروسازان و ... هستند این قضیه رو می‌دانند و تا جایی که به واسطه عدم تمکن مالی بیمار و عدم مراجعه میزان سود مطلوب خودشون کم نشه قیمت رو بالا خواهند برد. در بازارهای کم کشش یا بدون کشش، افزایش قیمت تا جایی ادامه دارد که متقاضی توانایی پرداخت داشته باشه چون عدم دسترسی به اون کالا یا خدمت باعث ایجاد زیان غیرقابل جبران براش میشه.خب این چیزهایی که من گفتم خیلی دردناکه و ممکنه باعث بشه که هرچیزی که از ذهنتون میگذره رو به افرادی که در نظام سلامت هستند بگید اما باید این واقعیت رو قبول کنیم که این یک بازار واقعی هست مثل همه‌ی بازارها با این تفاوت که اینجا سروکار این بازار با سلامت جامعه و بسیاری دیگر از شاخص‌های اجتماعی هستش. بخاطر همین هست که میبینیم در بسیاری از کشورها مثل کشور خودمون دولت‌ها وارد بازار سلامت می‌شوند و با نرخ‌گذاری ثابت و اختصاص تعرفه سعی در کنترل این بازار دارند. اما همونطوری که همیشه بوده و هست و خواهد بود نرخ‌گذاری ثابت و دست اندازی دولت نتیجه بخش نبوده و به خاطر همین مسئله داستان بازار زیرزمینی سلامت‌ در بسیاری کشورها رقم خورده.اگر ناامید شدید و ناراحت هستید باید بگم که روزنه‌های امید بسته نیست، چون تا حدود زیادی دولت‌های اروپایی در این زمینه موفق عمل کردند، اونها همزمان با اجرای طرح‌های کنترل قیمت، تمرکز خودشون رو بر روی برنامه‌های سلامت که در اون ها پیشگیری و افزایش میزان دسترسی به خدمات بهداشتی و تغذیه مناسب اولویت بوده گذاشتند تا قضیه رو از سمت تقاضا کم کنند. نه با این هدف که درآمد پزشکان رو کم کنند بلکه مراجعات به واسطه توجه بیشتر به بهداشت افزایش پیدا کنه. Picture By Dogtownmediaهمچنین رشد تکنولوژی باعث شده که بسیاری به این امیدوار باشند که شاید با رقم خوردن دگرگونی (Disruption) توسط تکنولوژی‌های نوین در بازار سلامت، شاهد کاهش نرخ خدمات درمانی باشیم. تا اون زمان اما بهترین گزینه برای ما توجه به صنعت بیمه و توسعه بیمه‌های مختلف برای اقشار مختلف میتونه باشه تا در زمان بیماری بخشی از هزینه‌ها رو جبران کنیم.Picture By iffcotoki</description>
                <category>محمدمهدی مومنی</category>
                <author>محمدمهدی مومنی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jul 2019 23:38:04 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>