<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد مهدی نادری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdinaderi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:15:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1120249/avatar/g1ej5z.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد مهدی نادری</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdinaderi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>این دره رازهایی برای خود دارد!</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdinaderi/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-rhbwhcp6ynko</link>
                <description>هر مکانی رازهایی برای خود دارد. این رازها را زمانی بهتر درک می کنید که ببینید رفتن به آن مکان٬ چه احساس مثبت یا منفی یی در شما ایجاد می کند. نمی خواهم مکانها را مقایسه کنم و مستقیم به اصل مطلب می روم و به مکان مورد علاقه خودم یعنی کوهستان می پردازم و آن هم یک دره خاص!این دره رازهایی برای خود دارد!اگر در تهران بودید و خواستید خستگی یک هفته کار و فعالیت را از دوشتان بردارید توصیه من به شما رفتن به «درکه» است. درکه رازی در خود دارد و نشانه آن انرژی سرشار و احساس فوق العاده ای است که به شما می بخشد بدون هیچ منتی. درکه خصوصا روزهای پنجشنبه میزبان آدم های باحال است که هر یک با علم به  انرژی و راز این دره زیبا به زیارت آن می آیند و هیچوقت خسته و سیر نمی شوند. درکه نه آن قدر خسته ات می کند که از دوباره رفتن پشیمان شوی و نه آن قدر راحت و دم دستی است که بیخودی شلوغ شود... فقط آدم های پای کار می آیند و زمستان و تابستان هم نمی شناسند!انرژی درکه با ارتفاعش نسبت مستقیم دارد. هر چقدر که بالاتر می روی آدم های باصفاتر و پر انرژی تری را می بینی! افرادی که از نوجوانی آمده اند و الان به پیری رسیده اند و هنوز هم دست بردار نیستند. این دره رازهایی برای خود دارد!شاید بعضی ها استقبال نکنند ولی من درکه را حتی از دربند و توچال هم پر انرژی تر و روحیه بخش تر می دانم و باور کنید در دوران کرونا یکی از بزرگترین غصه هایم از دست دادن درکه بود! یک انرژی فوق العاده مثبت و رایگان در طول این دره زیبا در رفت و برگشت است. اگر در تهران زندگی می کنید و یا سری به پایتخت زدید حتما پنجشنبه یا جمعه به زیارت درکه هم بیایید. اما لطفا اسپیکرهای پر سر و صدا با خودتان نیاورید چون به شدت آزار دهنده است و مسیر انرژی مثبت را منحرف می کند.</description>
                <category>محمد مهدی نادری</category>
                <author>محمد مهدی نادری</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jun 2024 01:51:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در فضیلت نگاه!</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdinaderi/%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-zds1ojsw1ihf</link>
                <description>این بار طوری لباس پوشیده بود که کسی نگاهش نکند٬ لااقل خودش اینطور فکر می کرد! یک گوشه پیاده رو را گرفته بود و مستقیم می رفت و هر کسی که از روبرو می آمد زیر زیرکی مراقبش بود که آیا نگاهش می کند یا نه؟ گاهی اوقات مراقبت هم لازم نبود٬ راحت سنگینی نگاه دیگران را حس می کرد و پرش عضلات سر و صورت و دستهایش شروع می شد. در فضیلت نگاه!گلفروش سر کوچه داشت گلدانهایش را مرتب می کرد. او که از کنارش رد شد حس کرد گلدانها را رها کرده و از پشت به او زل زده است. لازم نبود برگردد چون تیکهایش شروع شده بود!از وسط ماشینهای توقف کرده در خیابان رد شد و دید که یک راننده تاکسی کاملا واضح به او زل زده است و کنجکاوانه نگاهش می کند. حتی پلیس آن سر چهار راه که سوت را بین دندانهایش می فشرد٬ او را با چشمانش تعقیب می کرد.وارد آپارتمان شد و مقابل آسانسور ایستاد. از توی استیل مات و ماسیده آسانسور دو تا چشم به او زل زده بودند و بی حال نگاهش می کردند... چشمانش را دزدید. در آسانسور باز شد. دو نفری که به طبقه بالا می رفتند از توی آینه مراقبش بودند٬ شکی نداشت چون تیکهایش دوباره شروع شده بود. در آسانسور باز شد و یک خانم مسن عینکی در چارچوب ظاهر شد در حالی که از همان اول به او خیره شده بود و تا آخر هم ول کنش نبود. از آسانسور پیاده شد و با دستی لرزان کلید واحد را توی دسته کلید جورید. پیدایش کرد و وارد خانه شد و خودش را روی تخت انداخت. چشمهایش را بست و در دریایی از سیاهی و سرخی فرو رفت. دو تا چشم سیاه از اعماق به او زل زده بودند و رهایش نمی کردند.</description>
                <category>محمد مهدی نادری</category>
                <author>محمد مهدی نادری</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jun 2024 00:43:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخش پنهان زبان فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdinaderi/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-om475bldxpsa</link>
                <description>به نظر شما اولین انسانی که فحش داد چه انگیزه ای داشت؟ با در نظر گرفتن اینکه حرف زدن یک وسیله ارتباطیست٬ خوب می توانست جمله مربوطه را ادا کند: «لطفا سنگهای چخماق را به من بدهید می خواهم آتش روشن کنم که شام بپزم!»اما چه اتفاقی افتاد که احتمالا گفت: «هی زشت بدترکیب پشمالو... لَشِتو تکون بده اون سنگای صاب مرده رو بیار... خیر سرم می خوام شوم درست کنم بریزید توی خندقتون!»به نظر من به دلیل تکرار چند باره و جواب نشنیدن عصبانی شد و این حرفها را زد. این طوری نشان داد که قدم بعدی پرتاب سنگ و استخوان و خونریزی احتمالی خواهد بود. بنابر این می بینید که فحش قدمتی به اندازه اختراع کلام دارد و از همه مهم تر کاربردهایی داشته و دارد و خواهد داشت.اگر به زبان امروز بخواهیم بگوییم فحش بخش غیر رسمی زبان است که چون قرار است کمتر استفاده شود آن را در گوشه ای از ادبیات پنهان کرده اند. وگرنه باور کنید من در همین ادبیات کهن خودمان فحشهایی دیده ام که گوش آدم از شنیدنش قرمز می شود. پس فحش داریم خوبش را هم داریم اما به کار نمی بریم. با این حساب فایده اش چیست؟ فکر می کنم فایده اش زمانی است که دیگر ادبیات موجود و زبان رسمی «کم می آورد»! مثلا شما اگر در وسط بحران کرونا باشید و بخواهید فردی را که «ماسک و الکل احتکار می کند» توصیف کنید چه کلماتی به کار می برید: «نامرد»؟ «بی شرف»؟ «بی غیرت»؟... من که هنوز دلم خنک نشده و فکر نمی کنم در ظرفیت فرهیختگی کلمه ای برای این آدم موجود باشد مگر اینکه از همان ظرفیت پنهان زبان شیرین فارسی استفاده کنیم. اتفاقا زبان فارسی که هم بسیار شیرین است و هم مناسب شعر و شاعری و نازک خیالیست٬ بیشترین ظرفیت را دارد. یک دلیلش هم اینکه گفتن حرف دل و واقعیت همیشه بدون خطر و هزینه نبوده است و بنابر این مردم ناراحتی و سنگینی قلبشان از مظالم را تبدیل به کلمات آبدار می کردند و می کنند. حالا گاه طنز می سازند و گاه سخنان آن چنانی که البته اگر نیک بنگرید در دل همه آن حرفها هم طنز بامزه ای نهفته است. این ها را ننوشتم که بد دهانی و فحاشی را تایید کنم بلکه می خواستم این ماجرا را ریشه یابی کنم البته به طور ذوقی و نه علمی! قطعا هیچ چیزی جای ادب و نیکو سخن گفتن را نمی گیرد که فرموده است: از خدا جوییم توفیق ادب.      بی ادب محروم ماند از لطف رب</description>
                <category>محمد مهدی نادری</category>
                <author>محمد مهدی نادری</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jun 2024 23:08:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمارهای بد!</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdinaderi/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-kj1ebjhy2ie4</link>
                <description>برای دهمین بار با همان دلخوری که یک ساعت پیش هم داشت پرسید: «آخه چرا مردم این جوری ان؟ مگه میشه همه این رفتارها تصادفی باشه؟» جواب جدیدی نداشتم بدهم برای همین سر تکان دادم. ادامه داد: «مردک بچه من رو تو خیابون سیگار به دست دیده٬ دوره افتاده تو فامیل و آشنا هر جا میرسه آبروی ما رو می بره که آره فلانی با این همه ادعا بچه اش سیگاریه!» به صورتم خیره شد تا واکنشم را ارزیابی کند. در یک آن به خودم آمدم و باز هم سر تکان دادم اما کمی محکم تر و آهی هم از تاسف کشیدم که امیدوار بودم متوجه عمق کم آن نشود.آمارهای بد!ول کن ماجرا نبود٬ کمی نزدیکتر شد. زانوهایش به زانوهایم وصل شد. انگار می خواست دردهایش را با من سینک کند٬ البته من هم مشکلی نداشتم بیچاره آدم خوبی بود... «پارسال هم یکی از همین عوضیا می گفت دیدم پسرت با یه دختر تو پارک خیلی نزدیک به هم نشسته بودن! خوب به تو چه؟ مگه تو توی جوونی ات چه گُهی می خوردی... همین بی شرف باز آبروی ما رو همه جا برد... انگار بچه من کثیف ترین آدم دنیاست!»روی شانه ام زد. انگار که بخواهد از خواب بیدارم کند: «می دونی پسر من دو تا ساز بلده! توی پیانو و گیتار حرفه اییه! باورت میشه پسر من برنامه نویسی پایتون هم بلده؟!» سری تکان دادم که یعنی نه نمی دانستم و خیلی تعجب کرده ام! باورش شد و ادامه داد: «حق داری ندونی! مردم فقط آمارهای بد میدن! همین بچه توی مهمونی گیتار زد همه بهش خندیدن!‌ خوب اوایلش بود حرفه ای نشده بود... هیچکس به روی خودش نیاورد یه آفرین نگفتن... اما سیگار به دست که دیدنش همه جا جار زدن!»آن قدر نزدیک شده بود که لرزش و بغضش را به خوبی حس می کردم: «چرا مردم این جوری ان؟! آخه چرا؟» خواستم بگویم همیشه همین جور بوده ولی نگفتم و فقط سر تکان دادم...</description>
                <category>محمد مهدی نادری</category>
                <author>محمد مهدی نادری</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jun 2024 00:52:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دین جدید: همستر کامبت!</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdinaderi/hamstercombat-grmkjxfui2vs</link>
                <description>این که «دین اختراع آدمهاست یا نه؟» از آن پرسشهایی که هیچوقت جوابش معلوم نمی شود. اما یک چیز را با یقین به شما می گویم: «اگر در سال ۲۰۲۴ کسی می خواست دین جدیدی اختراع کند اسمش را همستر کامبت می گذاشت!».شاید به من بخندید که کجای این بازی شبیه حرکات دینی است؟ کافی است صحنه های عجیب و غریب این روزها را در جامعه مرور کنید. دین جدید: همستر کامبت!همستر کامبت چیزی کم نداردهمستر کامبت برای خودش یک پیامبر دارد: تلگرام روزانه پیام هایی می دهد که همه تشنه شنیدن و دیدن آن هستند: معرفی کارتها و راهکارهای جدیددقیقا مثل دین وعده های دلنواز درباره آینده می دهد! این که ما لیست می شویم و شما را پولدار می کنیم.همستر کامبت شبیه همه ادیان٬ ساده است و پیچیدگی زیادی ندارد. فقط با چهار انگشت تپ تپ تپ... و ارتقاء مراحل و دیگر کارهادقیقا مثل وظایف دینی برای شما کارهای روزانه تعریف می کند.همستر کامبت همین طور از شما می خواهد که دیگران را به دین جدیدش دعوت کنید. اگر پنج نفر را دعوت کنید پنج میلیون سکه می دهد(ادیان هم اینقدر نمی دهند!)اما بهشت وعده داده شده همستر کامبت بر خلاف دینهای دیگر تاریخ مشخصی برای ورود دارد. باید تا آخر تیر ماه صبر کرد و دید که آیا این بهشت واقعی است یا سرکاری؟ و آيا اصلا می ارزید که انگشتهای نازنینتان را رنجه کنید؟! به هر حال به خودتان زیاد فشار نیاورید. بر خلاف ادیان که احتمالا(!) کار خداست اما این «همستر کامبت» ساخته و پرداخته آدم هایی مثل من و شماست که بدشان نمی آید هم دیگران را سر کار بگذارند و هم پولی به جیب بزنند.مواظب سلامتتان باشید و خصوصا مواظب پوستتان که استرسهای همستر کامبت خرابش نکند. از من گفتن بود و احتمالا از شما نشنیدن!</description>
                <category>محمد مهدی نادری</category>
                <author>محمد مهدی نادری</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 03:02:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبور از مرزهای ریال، توهم یا واقعیت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdinaderi/%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-bpi4gueyb2pl</link>
                <description>   امروزه در جامعه ما این شیوه رایج شده است که وقتی چند تا دوست یا قوم و خویش دور هم جمع می شوند، غالبا بعد از اعلام وضعیت آب و هوا و بررسی وضعیت امتیازات لیگ برتر، نوبت به غرولند کردن درباره مشکلات اقتصادی می رسد.   این که: &quot;همه چی گرون شده&quot;، &quot;حقوق به پانزدهم ماه هم نمی رسه&quot;، &quot;امان از دست مسئولان بی کفایت&quot; و... که البته همه حرفها درست و قابل بررسی است. اما به نظر من می شود جور دیگر همه چیز را دید.در یک کلام، ریشه اصلی مشکلات اقتصادی ما «ماندن در ریال» است. این به معنی در جا زدن، عقب ماندن از تورم و بدتر شدن اوضاع اقتصاد خانواده است. اما راه حل چیست؟ بی تردید، باید به دنبال «کسب درآمد دلاری» باشیم.تهدید را به فرصت تبدیل کنیدبدون شک اوضاع بی ثبات اقتصاد ایران که نتیجه «تحریمهای پایان ناپذیر» است شرایط را پیچیده تر کرده است. در نتیجه درآمدهای ریالی محکوم به کوچکتر شدن هستند. این یک خبر بد و یک تهدید جدی برای درآمد همه ایرانیان است.اما خبرهای خوب دیگری نیز وجود دارند به شرط آنکه «بخواهیم» از زاویه ای متفاوت نگاه کنیم. مهمترین خبر خوب آن است که: مرزهای محدود کننده در جهان کنونی در حال محو شدن هستند؛ خصوصا از لحاظ اقتصادی. اختراع بی مانند اینترنت، دنیا را به روستایی کوچک تبدیل کرده است که همه در آن مشغول مبادلات شخصی و گروهی هستند، حتی فارغ از اراده دولتها!در این شرایط چرا سر شما بی کلاه بماند. شما با داشتن:تخصصهای مناسب و مورد نیاز کارفرمایان و بهتر و بهتر شدن در آنهاداشتن یک خط اینترنتآشنایی با قواعد مبادلات اقتصادی جهانیو مهم تر از همه اعتماد به نفسخواهید توانست جایگاه خود را در این بازار پر رونق پیدا کنید.مزایای جدایی از «ریال» و کسب «درآمد دلاری»دیگر نگران تصمیمات اقتصادی درست و غلط داخلی نیستید و با شرایط جهانی پیش می روید. در نتیجه دغدغه های مالی و ذهنی کمتری خواهید داشت.حتما شنیده اید که درآمدها ریالی و خرج ها دلاری اند. شما از امروز می توانید دلاری درآمد داشته باشید و ریالی خرج کنید و این یعنی کسب سود!می توانید برند شخصی خود را بسازید آن هم در سطح بین المللی. با یک رزومه جهانی هم درآمد مناسبی خواهید داشت و هم دامنه ارتباطات شما از محل زندگی شما فراتر می رود.زندگی با درآمد محدود و مشخص، انگیزه پیشرفت را در انسان نابود می کند. اما اگر درآمد مناسب و رو به رشد دلاری داشته باشید، تشویق می شوید که تخصصهای بیشتری را فرا بگیرید یا در تخصص فعلی خود عمیق تر شوید.چه چیزی جذاب تر از اینکه به جای رقابت با افراد تکراری و شناخته شده، با افرادی در سطح جهانی رقابت کنید. به دلیل کم بودن ارزش ریال در برابر دلار، شما با کمتر کردن قیمت، مزیت رقابتی بالاتری خواهید داشت.نیاز زیادی به سرمایه های فیزیکی نخواهید داشت. در واقع کسب درامدهای این چنینی، صرفا نیاز به تخصص و مهارتهای ارتباطی دارند تا زیرساختهای فیزیکی گران قیمت.سئوال اصلی: «چه باید کرد؟»در واقع برای کسب درآمد دلاری خیلی کارها می شود کرد. باید ببینید کدام روش با روحیات و توانایی های شما همخوانی بیشتری دارند. برخی از این روشها عبارتند از:می توانید در زمینه تخصصی خودتان دورکاری کنید. برای این کار باید در سایتهای فریلنسری خارجی ثبت نام کنید که البته چالشهای خودش را نیز دارد.آنهایی که دستی در کدنویسی دارند می توانند برای کسب و کارهای خارجی سایت طراحی کنند و یا در زمینه برنامه هایی مانند «ورد پرس» فعالیت و طراحی نمایند.کارهایی مثل آموزش و تدریس و فروش دوره ها، تمامی ندارند. اگر تخصصی جذاب دارید آن را با دیگران به اشتراک بگذارید. سایتهای زیادی آماده میزبانی دوره آموزشی شما هستند.فعالیتهای مالی در فارکس، ارزهای دیجیتال، معاملات باینری آپشن و... نیز به شرط آگاهی از قاعده بازی، درآمد خوبی دارند.برخی هم بازی می کنند و هم پول می گیرند! برخی هم با تماشای فیلم های تبلیغاتی دلار می گیرند.اگر موضوعی جذاب برای تولید محتوای یوتیوبی پیدا کنید و هزار کاربر جذب شما شوند و در طول یک سال 4000 ساعت محتوای تصویری تولید کنید، درآمد مناسب دلاری خواهید داشت.ادمین پیج های اینستاگرامی خارجی شدن، بسیار رایج شده است. افراد معروف وقت یا تخصص این کار را ندارند اگر شما از پس این کار برآیید، درآمد دلاری مناسب حقتان است.برخی نیز به زبانهای دیگر، محتوا تولید می کنند. اگر از بازاریابی محتوا هم اطلاعاتی داشته باشید می توانید با افراد و شرکتهای خارجی در این زمینه همکاری سودآوری داشته باشید.به جنگ چالشهای موجود بروید   مثل هر کار درست دیگر، کسب درآمد دلاری هم چالشهای خود را دارد. نباید در دام خوشبینی های بی اساس بیافتید، بلکه باید از این چالشها و مشکلات باخبر باشید و به جنگ آنها بروید:انتقال و تبدیل درآمد دلاری در ایران به دلیل تحریمها و سیاستهای رایج اقتصادی مشکلاتی دارد. اما با یک جستجوی ساده و شناسایی روشهای مطمئن، می توانید به درآمدتان دست پیدا کنید. یادتان نرود که تبلیغات فریبنده زیادی وجود دارند بنابر این به سایتهایی مراجعه کنید که دست کم آدرس فیزیکی، شماره تلفن معتبر و همچنین نماد اعتماد داشته باشند.توجه کنید که کار بین المللی در چارچوب استاندارهای جهانی است. بنابر این معیارها سخت تر می شوند و شما هم باید برای کسب تخصصهای بیشتر و آشنایی با این استانداردها هزینه کنید.اگر لازم باشد در یک سایت کسب درآمد ثبت نام کنید با مشکلاتی از جمله «عدم امکان تایید هویت در ایران» و همچنین احتمال قطع دسترسی سایت برای ایرانیان مواجه خواهید شد. البته همه اینها راه حلهای خود را دارند.کلام آخر   اگر خروج از وضعیت نامناسب درآمد ریالی و ورود به دنیای درآمد دلاری کار راحتی بود، خیلی از آدمهای راحت طلب تا به حال اوضاع بهتری داشتند. اما اگر شما جزو راحت طلب ها نیستید و به دنبال چالش و درگیری هستید قطعا باید با محاسبه درست از ریسک و سود، دل به دریا بزنید و شانستان را امتحان کنید و قطعا موفق نیز خواهید شد.</description>
                <category>محمد مهدی نادری</category>
                <author>محمد مهدی نادری</author>
                <pubDate>Wed, 15 Nov 2023 18:17:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>