<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی پریوش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahdiparivash</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 00:57:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/795005/avatar/qSuJzH.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی پریوش</title>
            <link>https://virgool.io/@mahdiparivash</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:چراغ‌ سبزها</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%87%D8%A7-gxsqgej4duzj</link>
                <description>کتابی پر سر و صدا با داستان های عالی اما اجرای ناقص. مک‌کانهی دانشجوی C در کالج بود و ادعا می‌کرد که معمولاً یک دانشجوی A است، اما می‌خواست به جای کتاب، وقت خود را به دنیای واقعی اختصاص دهد، و در پایان این کتاب می‌گوید که ترجیح می‌دهد «هر روز یک C با تجربه را به جای یک A نادان انتخاب کند. &quot; خوب، این کتاب در بهترین حالت یک C است و اگر او کمتر از خود راضی بود و به دیگران اجازه می داد او را به نتیجه گیری های عینی راهنمایی کنند، می توانست یک A باشد. در عوض در ذهن مک کانهی همه چیز طوری است که زندگی خود را فقط آنطور که می خواهد زندگی کند.بخش‌های خوب آن بسیار خوب هستند - او یک داستان‌سرای با استعداد است و این یکی از خاطرات نادر هالیوود است که داستان‌های شخصی بسیار خوبی را در خود دارد. بیشتر آنها قبل از مشهور شدن او رخ می دهند، اما در نیمه راه کتاب چیزی تغییر می کند. او از یک مرد معمولی به یک ستاره سینما تبدیل می شود، و این زمانی است که کتاب (و احتمالاً شخصیت شخصی او) شروع به فروپاشی می کند.اگر به دنبال اطلاعاتی در مورد فیلم های او هستید، اینجا چیزی پیدا نمی کنید. او فقط بیشتر آنها را فهرست می کند، بیشتر به تجربیات زندگی اش علاقه مند است. او مانند یک کودک بازیگوش است که نمی خواهد بشیند آنقدر  فرار کند تا خسته نشود. خواندن در مورد تصمیم او برای رانندگی با RV در سراسر کشور و اقامت او در آستین، تگزاس، جالب است. من اعتقاد او به خدا، ماهیت تا حدودی محافظه کار او و موضع بسیار حامی زندگی او در خواستن بچه را تحسین می کنم.همچنین نکات منفی زیادی وجود دارد. عنوان و ساختار کتاب مضحک است. هدر دادن یک مفهوم نادرست. او روی «چراغ‌های سبز» فرضی تمرکز می‌کند، اما آنها را به وضوح تعریف نمی‌کند و ادعا می‌کند که همه چیز چراغ سبز است، خواه موقعیتی را دستکاری کند یا اتفاقاتی که فقط برای او اتفاق می‌افتد. سپس صفحات با خط‌نویسی‌های او، نوشته‌های مجله، و گفته‌های یک جمله‌ای که اغلب معنای کمی دارند، پر می‌شود. این مرد بسیار درگیر خود است و در حالی که چند تکه جالب می گوید، شما باید همه چیزهای مزخرف را بگردید تا به آنها برسید. تقریباً هیچ چیز در مورد دوست دختر، برخورد با بازیگران دیگر و مصرف مواد مخدر وجود ندارد.مک کانهی همچنین تصویری بسیار منفی از والدین عجیب و غریب خود ترسیم می کند. او درباره آنها مثبت صحبت می کند، اما بعد از آن داستان هایی می گوید که آنها چقدر پست، بی ادب، خشن، غیراخلاقی و توهین آمیز بودند. اینکه چگونه او اکنون مادرش را با او زندگی می کند، باور کردنش سخت است - او به عنوان یک دروغگوی دیوانه ظاهر می شود که نمی توان به او اعتماد کرد و با معروف شدنش بیشتر به او سرزنش می کند.که ما را به بزرگ‌ترین مشکل کتاب می‌رساند - اعتقاد نویسنده به این که دروغ گفتن کاملاً قابل قبول است، دزدی، عقب‌نشینی از تعهدات و استفاده از دیگران برای منافع شخصی. پدر و مادرش همه اینها را به او یاد دادند. او آن را قوانین «غیرقانونی» می نامد، جایی که تنها درست و نادرست شامل گرفتار شدن است. بنابراین او به انجام کارهای بد زیاد لاف می زند و فقط از چند باری که گرفتار می شود پشیمان می شود. این توجیه غیراخلاقی دروغ و تقلب از جانب مردی است که ادعا می کند زندگی صادقانه ای دارد. او متوهم است، اما به نظر می رسد بسیاری از افراد دیگر را که روش های جذاب او برای رسیدن به خواسته هایش را تحسین می کنند، متقاعد کرده است.او کاملاً یک شخصیت است و کتاب بسیار سرگرم کننده است. اما با نزدیک شدن به پایان، بیشتر هفت سال آخر زندگی خود را نادیده می گیرد و آن را در چند صفحه خلاصه می کند. و نتیجه‌گیری‌هایی که او می‌گیرد بسیاری از حقایقی را که برای یک خواننده عینی کتاب آشکار می‌شود نادیده می‌گیرد - اینکه مک‌کانهی واقعاً هیچ حقیقت عینی ندارد و فقط در حال ساختن چیزها است. در حالی که من توانایی جذاب او را در چرخش و حرکت با جریان تحسین می کنم، توجیه مصرف مواد مخدر، بی فکری، خودخواهی و دفاع از دروغ او دشوار است. او نیاز داشت که در زندگی خود به نورهای قرمز بیشتری توجه کند و بسیاری از آنها را به چراغ سبز تعبیر نکند.  https://taaghche.com/book/90938/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%87%D8%A7 </description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jun 2022 17:08:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: هیچ چیز دوبار اتفاق نمی‌افتد</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AF-fkhw0skmi0dr</link>
                <description>از اول سال امسال دو مجموعه شعر را در فهرست خواندنی ها قرار دادم  و چالش جدید طاقچه باعث شد  این روزها به یکی از اهدافم در سال جاری برسم. کمی زمان برد تا با شعر شیمبورسکا ارتباط برقرار کنم، اشعار گردآوری شده در اینجا بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده اند و می توان به تمرکز بر مضامین و سبک آنها اشاره کرد. مهارت های شعری او غیرقابل انکار است، اما فکر می کنم تا مجموعه سوم، نویسنده به خوبی نقاط قوت و صدای خودش را درک کرده است. من اغلب شعر نمی خوانم، اما این خواندن این مجموعه تجربه قابل توجهی بود. این اشعار که از لهستانی ترجمه شده اند، تازه و بدیع هستند. جای تعجب نیست که این نویسنده جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. حتی اگر فقط بتوانید مجموعه کوچکتری پیدا کنید، حس میکنم ارزش خواندن را دارد. کتاب هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد مجموعه شعری از  ویسلاوا شیمبورشکا، شاعر لهستانی است. مضمون اشعار در مورد احساساتی است که در  زندگی روزمره با آن روبرو هستیم.مثل نفرت، عشق، امید، رویا.. و تعدادی شعر در مورد جنگ و تبعات آن.تعداد شعرهایی که از این کتاب در ذهنم حک شدن بیشتر از حد انتظارم بود. تا جایی که بعضی وقت‌ها به خودم میام و می‌بینم زیر لب زمزمه میکنم. قشنگی و هنر کار این نویسنده نه فقط در سادگی بلکه در عمق عجیب هر شعرش بود. انگار که  زندگی با یک بُعد جدید در جریان بود.  بیشتر شعرهای او به دنبال ارائه نور عمیق تر، رویدادها و موقعیت های بسیار روزمره هستند. شیمبورسکا از طبیعت برای تقویت اشعار خود با تأثیرگذاری استفاده می کند.علیرغم اینکه من اتفاقاتی تکان دهنده به  اندازه جنگ جهانی دوم را تجربه نکرده ام، هنوز هم می توانم بگویم که شعر او با من صحبت می کند و می توانم عمیقاً با او ارتباط برقرار کنم. من فکر می کنم شعر او بسیار جهانی است و موضوعاتی را در بر می گیرد که به همه ما مربوط می شود. شیمبورسکا در بسیاری از شعرهایش منتقد بسیار خشن بشریت است، او ما را به خاطر اتفاقات بدی که در جهان رخ می دهد به حساب می آورد،و مطمئن نیستم که منطقی باشد  او این کار را با همدلی و عشق انجام می دهد زیرا  او در پایان روز فقط یک انسان بود. مشهورترین تک شعر او ممکن است «گربه در یک آپارتمان خالی» باشد.این کتاب را به صورت تصادفی باز کنید و شعری با چیزی فراموش نشدنی در آن پیدا خواهید کرد. مشهورترین تک شعر او ممکن است «گربه در یک آپارتمان خالی» باشد. که اینگونه آغاز می شود&quot;بمیر -- نمی توانی این کار را با گربه بکنی.&quot;عنوان شعر بدین صورت است که:&quot;هیچ چیز نمی تواند دو بار اتفاق بیفتد. در نتیجه، واقعیت متأسفانه این استکه بداهه به اینجا می رسیمو بدون فرصت تمرین آن را ترک میکنیم&quot;این کتاب را به صورت تصادفی باز کنید و شعری با چیزی فراموش نشدنی در آن پیدا خواهید کرد.  و در آخر یکی از اشعار مورد علاقم در این مجموعه رو مینویسم: برای خاطره‌ام شنونده‌ی بدی هستم.می‌خواهد بی‌وقفه به صدایش گوش دهم؛اما من عصبانی می‌شوم، اعتراض می‌کنمگوش می‌دهم و نمی‌دهم.بیرون می‌روم، برمی‌گردم،و دوباره می‌روم.می‌خواهد فقط و فقط به او توجه کنمعکس‌ها و نامه‌های قدیمی را با اشتیاق، جلوی چشمانم می‌گذارد.اتفاق‌ها را باهم قاطی می‌کند، مهم و بی‌اهمیت را.چشمانم را به سمت چیزهایی که نخواسته‌ام ببینم، می‌گرداند،و آن‌ها را تا آخر عمر، به یادم می‌آورد.در داستان‌هایش همیشه جوان‌ترم.خب، این خوب است،اما چرا همیشه همان داستان‌ها؟وقتی شانه بالا می‌اندازم، عصبانی می‌شودو با پیش کشیدن اشتباهات قدیمی، انتقام می‌گیرداشتباهات مهمی که به راحتی فراموش شده‌اند. به چشمانم نگاه می‌کند، عکس‌العملم را می‌بیندبعد دل‌داری‌ام می‌دهد:می‌توانست از این بدتر باشد.می‌خواهد فقط برای او و با او زندگی کنمدر یک اتاق تاریک قفل‌شده.اما من هنوز در فکر خورشیدِ امروزمابرهایی که در پیش‌اندجاده‌های پیش‌رو.وقت‌هایی که از دستش خسته می‌شوم،پیشنهاد می‌کنم از هم جدا شویم،از حالا تا همیشه.بعد او با دلسوزی لبخند می‌زند،چون می‌داند که اینپایانِ من هم خواهد بود https://taaghche.com/book/3123/%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AF </description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Sat, 21 May 2022 20:20:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:کار عمیق</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-smtfclvjtyme</link>
                <description> اخیراً کارهایم خیلی به تعویق می افتاد نمونه اش همین نوشتن این متن برای چالش طاقچه، حتی ساعت مطالعه‌ام کاهش یافته است،کرونا و باز شدن مجدد دانشگاه برنامه زندگی من را خراب کرده است.بنابراین خواندن این کتاب بسیار به موقع و یادآوری خوبی از نیاز به اولویت‌بندی و حذف فعالیت‌های اضافی است. این کتاب استدلال‌های شهودی زیادی ارائه می‌کند و فکر می‌کنم بسیاری از ما اهمیت هوشیارانه‌تر بودن در مورد کاری که انجام می‌دهیم و تلاش برای درگیر شدن در چیزهایی که ما را به چالش می‌کشد و به رشدمان کمک می‌کند، می‌دانیم. در تجربه من، مشکل بسیاری از این موارد مرتبط با بهره وری، پیاده سازی/اجرا است. هرچند خواندن این مطالب هر چند وقت یک‌بار برای تقویت آن ایده‌ها یا تلاش برای تنظیم مجدد خود برای داشتن ذهن بازتر/پرورش عادات بهتر می‌تواند مفید باشد.رضایت من از این کتاب عمدتاً به این دلیل شروع می شود که فکر می کنم در این لحظه به آن نیاز داشتم تا به من کمک کند به جای فکر و خیال بیخوده و تماشای سریال و فیلم در تمام روز به عادت انجام کارهای بیشتر برگردم.  آنچه در مورد این کتاب دوست داشتم:- این ایده که می توانید با کار عمدی روی چیزی که از نظر شناختی دشوار (یا حتی از نظر جسمی دشوار است، چرا که نه) هر روز خود را برای افزایش ظرفیت تمرکز و دامنه توجه خود آموزش دهید. هر چند متناقض به نظر می رسد، من این کتاب را فقط به افرادی توصیه می کنم که به هر حال آن را نمی خوانند.این کتاب با وجود نکات مثبتی که داشت نکات منفی آن نیز کم نبود به عنوان نمونه: -  محتوای آن خیلی طولانی است - مدام میگوید رو کار خود تمرکز کنید و نتیجه خواهید گرفت. ممنون من دنبال شنیدن همین حرف بودم!- خوانندگان خود را با این فرض که آنها به رسانه های اجتماعی  معتاد هستند، تقریباً احمق در نظر می گیرد، که ممکن است دقیقاً اینطور نباشد، زیرا افرادی که به طور کلی کتاب می خوانند از آن دسته افرادی نیستند که روز خود را با پیام کوتاه و نوشتن طولانی و بیهوده می گذرانند.- فرض بر این است که حضور در رسانه های اجتماعی برابر است با صرف کل ساعات بیداری خود برای توییت کردن و به اشتراک گذاری محتوای بیهوده، بدون در نظر گرفتن تأثیری که بر صاحبان مشاغل کوچک دارد که برای رشد کسب و کار خود و برقراری ارتباط با مخاطبان خود به رسانه های اجتماعی متکی هستند. همچنین این نگرش همه یا هیچ را دارد که هرگز کمکی نمی کند.- در تمام کتاب دو  نمونه از زنانی وجود دارد که از کار عمیق در زندگی خود با موفقیت استفاده می کنند. راستی کال، تو کل دنیا فقط دو تا زن پیدا کردی که به عنوان نمونه ازش استفاده کنی؟- تاکید زیادی بر برنامه نویسی و تحقیق در برنامه نویسی وجود دارد و اینکه کار عمیق چقدر برای آن مفید است. فکر می کنم اکثر افرادی که می خواهند/می خواهند این کتاب را بخوانند هیچ علاقه ای به برنامه نویسی یا تحقیق علمی در مورد موضوعات مرتبط با برنامه نویسی ندارند.- خیلی از نکات تکراری است.  برای خواندن و دانلود این کتاب میتونید به وبسایت یا برنامه طاقچه مراجعه کنید. https://taaghche.com/book/60844/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82?utm_campaign=blog422&amp;utm_source=blog&amp;utm_medium=blogpost&amp;utm_term=bookid60844 </description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Tue, 19 Apr 2022 21:01:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:باشگاه قتل پنجشنبه</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%AA%D9%84-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-ou4jbqmp5nzz</link>
                <description>&quot;بعد از یک سن خاص، تقریباً می توانید هر کاری که دوست دارید انجام دهید. هیچکس به جز پزشکان و فرزندانتان مانع شما  نمی شود.&quot; اگه برای ایام عید دنبال خواندن یک کتاب سرگرم کننده و بامزه است اجازه بدهید این کتاب را به شما معرفی کنم. «باشگاه قتل پنجشنبه» هر پنجشنبه، الیزابت، جویس، ابراهیم و ران، ساکنان دهکده بازنشستگی کوپرز چیس، برای بررسی پرونده های قتل  ملاقات می کنند.این باشگاه در ابتدا توسط الیزابت (یک افسر جاسوس/اطلاعات سابق) و دوست بسیار خوبش پنی (یک بازرس سابق کارآگاه) راه اندازی شده بود تا نگاهی دوباره به برخی از پرونده های حل نشده پنی بیندازند. اکنون که پنی در خانه سالمندان دراز کشیده است و منتظر آخرین ساعات زندگی خود است، ابراهیم روانپزشک سابق، جویس پرستار سابق و ران رهبر سابق اتحادیه کارگری (در زمان خود به عنوان &quot;ران قرمز&quot; شناخته می شد)  به الیزابت می پیوندند. شغل سابق آنها به آنها تخصص لازم برای حل جنایات را می دهد، اما تا زمانی که  قتل فعلی اتفاق می افتد، آنها واقعا مهارت های خود را آزمایش نمی کنند. این شخصیت ها با استفاده از سن و پیشینه خود به نفع خود، در برابر کلیشه ها برای حل جرم بازی می کنند.ریچارد عثمان سبک نوشتاری آسانی دارد و شخصیت‌های او همه لذت‌بخش هستند من این کتاب را کاملا دوست داشتم. این  کتاب تضاد کاملی است - با شخصیت های باهوش، شوخ و دوست داشتنی، گرم و خنده  دار است.بخشی از روایت به صورت دفتر خاطراتی است که توسط جویس، جدیدترین عضو باشگاه نگهداری می شود و دیدگاه متفاوتی از زندگی در روستا و آنچه در حال رخ دادن است ارائه می دهد. دونا که خود را توسط باشگاه قتل پذیرفته شده می بیند، خوشحال است که با کمک الیزابت به نوعی در تیم تحقیق استخدام شده است.در  حالی که رازها چند لایه و جذاب هستند، شخصیت ها چیزی هستند که  خواندن این کتا را فوق العاده لذت بخش می کنند.  مملو از شوخ طبعی، طنز و جذابیت، امیدوارم به زودی  دوباره این گروه حل کننده قتل را ببینیم بلافاصله با شروع کردن کتاب با شخصیت های عجیب و غریب و دوست داشتنی جذب این داستان شدم. شهروندان سالخورده با شیطنت‌های عجیب غریبشان و  بی‌تفاوتشان به زندگی مرا به خنده وا داشتند. شوخ طبعی ملایم تعادل درستی را ایجاد کرده بود، بدون اینکه بیش از حد تند و تیز یا خنده دار باشد. در مورد خود داستان، نویسنده آن را بسیار قوی شروع شد. در نیمه اول کاملاً شگفت زده شدم، و در حالی که هر سرنخ  را دنبال می کردم. اما بعد به نوعی پیچیده و گیج کننده شد. فصل ها کوتاه و منسجم هستند. عثمان توپ های  زیادی را به سمت شما پرتاب می کند و هر بار که فکر می کردم قاتل را می شناسم، ثابت می شد که اشتباه می کردم. به نظر می رسد این کتاب سعی کرده است تا تک تک شخصیت ها  یکی یکی احساس گناه کنند. برای یکی دو مورد اول سرگرم کننده بود، فکر می کردم فریب خورده ام، اما به سرعت خسته کننده شد. خوشبختانه، همه چیز را به نحوی رضایت‌بخش به پایان رساند.  به طور کلی، خواندن این کتاب واقعا سرگرم کننده بود، تا حد زیادی به دلیل شخصیت های شیرین و خنده دار آن.   https://taaghche.com/book/97462/%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%AA%D9%84-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87 </description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Fri, 18 Mar 2022 23:54:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:جهان مکتوب</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%A8-mvykwfyx7enx</link>
                <description>کتابی غیرداستانی که از طریق ادبیات راه خود را در تاریخ بشر باز می کند. هر یک از شانزده فصل بر یک سبک کلاسیک خاص تمرکز دارد و نشان می‌دهد که چگونه بر رویدادهای معاصر تأثیر گذاشته و تحت تأثیر قرار گرفته اند، از ادیسه هومر که به اسکندر مقدونی قهرمانی برای الگوبرداری از خود می‌دهد تا «مانیفست کمونیست» که الهام‌بخش انقلاب‌های سراسر جهان است.  این یک ایده بسیار شسته و رفته برای یک کتاب است. من از این که پوکنر هرگز منظورش از اصطلاح «ادبیات» را کاملاً واضح به مطرح نکرد، ناراحت شدم. او اشاره می‌کند که فقط شامل آثار مکتوب می‌شود (در مقدمه می‌گوید: «فقط زمانی که داستان‌سرایی با نوشتن تلاقی پیدا کرد، ادبیات متولد شد.»)، و با این حال بسیاری از قطعاتی که او برای تمرکز روی آن‌ها انتخاب می‌کند، عمدتاً به صورت شفاهی ساخته شده‌اند (اودیسه و ایلیاد، حماسه سونجاتا، پوپول ووه، احتمالا حماسه گیلگمش، قطعاً حداقل بخش هایی از هزار و یک شب). و با این حال هرگز هیچ بحثی در مورد معنای رفتن از حالت شفاهی به کتبی وجود ندارد، موضوعی که من مشتاقانه منتظر تجزیه و تحلیل آن بودم. خوب، با خودم فکر کردم، مظور پوکنر به معنای «ادبیات» در «داستان» است. اما این نیز جواب نمی دهد، زیرا بار دیگر بسیاری از انتخاب های او هیچ گونه روایتی را بیان نمی کنند (نامه های سنت پل، تزهای مارتین لوتر، «سالنامه ریچارد بیچاره» بنجامین فرانکلین، آنالکت های کنفوسیوس، «کتاب قرمز کوچک» مائو) . بنابراین منظور پوکنر از ادبیات، اصل سازماندهی اصلی کل کتاب او چیست؟ فقط خدا میدونه. تاریخچه زیادی در این کتاب وجود دارد و اطلاعات واقعی زیادی وجود دارد.این کتاب در حدود چهار هزار سال نگارش را در بر می گیرد. انتخاب های انجام شده تنها می تواند نشان دهنده بخش کوچکی از آنچه نوشته شده است باشد. با این حال، در برخی موارد، آنچه که حذف شده است، ممکن است مهمتر از آنچه گنجانده شده است باشد. این ممکن است اجتناب ناپذیر باشد، اما یک مشکل است. همچنین احساس می‌کنم، در جایی که خوانندگان بالقوه ممکن است با آثار خاصی مورد استناد قرار بگیرند، عمل ارائه مختصر آن‌ها و سپس ادامه متن بعدی، می‌تواند ساده‌سازی و به‌طور آزاردهنده‌ای مبهم باشد. بنابراین هر یک از فصل های شانزده گانه این کتاب در عین حال تحریک کننده است. هر بخش به طور بالقوه سوالات بیشتری را نسبت به پاسخ هایی که دارد مطرح می کند.  با این حال، فکر می‌کردم تمرکز بیشتری بر چگونگی پیدایش کلام مکتوب و مکانیزم حرکت از سنت شفاهی و انتقال اطلاعات از طریق ترانه‌ها و داستان‌سرایان خواهد بود. پوکنز آثار ادبی مختلفی را برای ارائه نمونه هایی از سراسر جهان برای ارائه تأثیر کتاب های ادبی بر تاریخ، فرهنگ و تمدن انتخاب کرده است. نمی‌توانم بگویم کارهای او را انتخاب می‌کردم، اما با او هم مخالف نیستم. دسترسی به بسیاری از تفاسیر مختلف و متنوع از جهان می تواند خلاقانه و هیجان انگیز باشد، و این موضوعی است که همه ما می توانیم از آن لذت ببریم. جهان گفتاری و ادبی هر دو می آیند و می روند، اما خود جهان باقی می ماند.  https://taaghche.com/book/82052/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%A8?utm_source=ref_book_jahanemaktoob&amp;utm_medium=post314&amp;utm_campaign=blog </description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 20:17:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:آن‌چه پرنده‌ی کوچک به من آموخت</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA-rik44wztnemq</link>
                <description> «آن‌چه پرنده‌ی کوچک به من آموخت» نوشته بیز استون بنیانگذار توئیتر است. توییتر شبکه اجتماعی مورد علاقه من است و به همین دلیل خواندن این کتاب به تنهایی برای من بسیار سرگرم کننده بود.علاوه بر این من عاشق خوندن کتاب های حوزه تکنولوژی و نحوه شکل گیری این کمپانی های بزرگ هستم. بنابراین  این کتاب را هم جالب و هم الهام بخش یافتم. هیچ چیز فوق العاده عمیقی در این کتاب وجود ندارد، اما پر از حقایق زیادی در مورد خلاقیت، اشتیاق و همدلی است. «چیزهایی که یک پرنده کوچک به من گفت» یک کتاب تجاری معمولی نیست. من آن را بیشتر به عنوان یک خاطره خلاقانه از زندگی و زمانه بیز می بینم. او یکی از چهار بنیانگذار اصلی توییتر بود (ایوان، جک و نوح سه نفر دیگر بودند). بیز ما را با استخدام اولیه تا حدودی سوررئال خود در گوگل (با کمک ایوان که دوست صمیمی او شد) شروع می کند، سپس حرکت خود را به استارتاپ جدید ایوان Odeo، و سپس تولد توییتر.سه چهارم اول این کتاب بسیار عالی بود. نوشته هایی مربوط به تأسیس توییتر با جک دورسی، کشف پتانسیل آن با مشاهده نحوه استفاده دیگران از آن و تماشای عواقب ملی و بین‌المللی آن بسیار جذاب است.او در مورد مشکلات اقتصادی خود قبل از توییتر خیلی راحت نوشته است،  در مورد همسرش، لیووی، که تمام چالش ها و شادی های زندگی خود را با او به اشتراک گذاشته بود.اما تقریبا یک چهارم نهایی کتاب برای من نا امید کننده شد چندین صفحه آخر بر نوع دوستی او و بینش دنیایی بهتر تمرکز دارد. او توضیح می دهد که چگونه به اشتراک گذاری بی طرف اطلاعات می تواند شرایط را برای کسانی که خوش شانس تر هستند بهبود بخشد. با تمام افکار او در مورد کمک کردن انسان های به هم پیوسته به یکدیگر، کمی موعظه گرفتن رو حس کردم. منظورم این است که، بله، موافقم و توییتر همه این کارها را انجام داده است. اما فکر نمی‌کنم کس دیگری به جز انسان بتواند به خودش کمک کند.با این حال، واقعاً، بیز استون یک مرد عالی و دوست داشتنی است، دقیقاً همان فردی است که شما می خواهید موفق شوید.خوشحالم که او کتابی درباره تجربیاتش نوشت. و این فقط در مورد توییتر و کمک به دیگران نیست. بخش اول داستان همچنین به آنچه برای موفقیت به عنوان یک کارآفرین نیاز است، می پردازد.به طور کلی، این بیوگرافی خواندنی فوق العاده خاطره انگیز و سرگرم کننده بود. من از آنچه بیز استون برای گفتن داشت لذت بردم، دیدگاه او نسبت به کار، کاربر/مشتری محور بودن همه چیزهایی هستند که من شخصاً به شدت در مورد آنها دوست دارم بدانم و بنابراین کتاب برای من  لذتی بی اندازه به ارمغان آورد.داستان‌های او سرشار از صداقت است، و بسیاری از سطرهای مورد علاقه‌ام از کتاب در امتداد این جمله است: «این احتمالاً بهترین ایده نبود» یا «به گذشته، شاید نباید آن‌طوری می‌کردم». با این حال، به نظر نمی‌رسد که او هم برای کارهایش عذرخواهی کند - بالاخره اینطوری به این جایگاه رسید. او در مورد تجربیات و درس های زندگی خود صادق است. من آن را دوست دارم. این کتاب تلاقی بین خاطرات بیز استون و درس های زندگی برای کارآفرینان است.اما برخلاف بسیاری از کتاب های هم سبک، خواندنی آسان و دلپذیر است. https://taaghche.com/book/13321/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA </description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jan 2022 18:40:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:اعجوبه</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D9%88%D8%A8%D9%87-n59mysqxtvmy</link>
                <description>می دانم که اکثر افراد این کتاب را دوست خواهند داشت: این یک داستان بسیار شیرین و دلچسب است. و علاوه بر آن  به خوبی نوشته شده است و واقعاً خوب جریان دارد.در یک بعد از ظهر تمامش کردم.  این داستان آگوست، پسر ده ساله‌ای است که برای اولین بار به مدرسه می‌رود و باید قوانین جدیدی را دنبال کند، یاد بگیرد که با معلمان تعامل کند و چگونگی پیدا کردن دوستان جدید را بیاموزد. او با ناهنجاری های عمده صورت به دنیا آمد و از اوایل کودکی تحت آموزش خانگی قرار گرفت. والدین او فکر می کنند زمان آن رسیده است که او محیط واقعی مدرسه را امتحان کند، اما او مطمئن نیست. در ملاء عام، او اغلب با نگاه های کنجکاو یا حتی تنفر آشکار مورد استقبال قرار می گیرد. آیا او می تواند از این دوران جان سالم به در ببرد؟  این کتاب خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم در من نفوذ کرد. من فکر کردم که انتقاد اصلی من (اگر وجود داشته باشد) این است که خیلی سبک، خیلی شیرین است. اما این کتاب دارای عمق زیادی است. این کتاب شامل شش (یا بیشتر ) دیدگاه است. روایت به سبک رله از یک جفت چشم به چشم دیگر منتقل می‌شود، از اوت شروع می‌شود و به سمت خواهرش ویا و سپس به دوستانش می‌رود. من فکر می کنم این تا حد زیادی موفقیت آمیز بود. با این حال، فکر می‌کنم دلیل اصلی این که نتوانستم با این کتاب ارتباط برقرار کنم این است که اساساً با درس اصلی آن مخالفم، که خلاصه می‌شود: «مهربان باش».این یک داستان شاد، طنز و تأیید کننده زندگی است که ارزش خواندن را دارد و این داستانی است که ممکن است خوانندگان خود را نیز تغییر دهد.شخصیت باهوش و بامزه آگی خوانندگانی را جذب می‌کند که با او به خاطر شبکه پیچیده دوستی و خانواده عذاب می‌کشند، حتی زمانی که او را تشویق می‌کنند و او برخی از درس‌های بزرگ و ترسناک زندگی را می‌آموزد.با این حال، حتی با نگرش مثبت و والدین باهوش و دوست داشتنی، خواندن داستان آگی آسان نیست، و احساسات من از غم و اندوه به خنده و عصبانیت وحشتناک از اتفاقی که برای او می‌افتد، ادامه داشت. همه بچه ها خوب نیستند برخی از بچه ها در مقابل بزرگترها به گونه ای رفتار می کنند و در مقابل بچه ها به گونه ای دیگر. برخی از بزرگسالان کاملاً ظالم هستند. و درست زمانی که فکر می کنید زندگی احتمالاً نمی تواند سخت تر یا چالش برانگیزتر شود، گاهی اوقات اینطور می شود.اگرچه کتاب اساساً از دیدگاه آگی روایت می‌شود، اما وقتی به چند دیدگاه دیگر روی آورد، برای من شگفت‌انگیز بود. با مجموع شش صدای مختلف، من معمولاً می‌گویم این تعداد بسیار زیاد است، اما در این مورد خاص، هر فردی بینشی از شخصیت زیبا و زندگی شگفت‌انگیز آگوست ارائه می‌کند، به گونه‌ای که در غیر این صورت نمی‌توان آن را شناخت. خواندن در مورد 27 عمل جراحی آگی، شادی از زندگی درونی پر جنب و جوش او، رنجش برای او زمانی که احساس تنهایی یا سوءتفاهم کرد، و دیدن زندگی او از منظرهای مختلف، غیرممکن است که تحت تأثیر داستان او قرار نگیرید. و چگونه می توانید پسری را دوست نداشته باشید که می داند گاهی اوقات مادرش ممکن است بیشتر از او به خرس عروسکی گرانبهایش نیاز داشته باشد؟اعجوبه با حساسیت و بصیرت نوشته شده است که با خواندن &quot;حادثه عجیب سگ در شب&quot; به آن امید داشتم و داستانی نشاط آور بود که باعث شد بخواهم زندگی را در آغوش بگیرم.داستانی مانند این فقط چند بار در طول زندگی اتفاق می افتد، و من شدیدا امیدوارم که خوانندگان راه خود را به آن بیابند.ما انتظار داریم که از ظلم شگفت زده شویم، اما چقدر شگفت انگیز است که از مهربانی نیز غافلگیر شویمدانلود و خواندن کتاب: https://amp.taaghche.com/book/15221/%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D9%88%D8%A8%D9%87 </description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Thu, 16 Dec 2021 10:54:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:ببر سفید</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%A8%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-ajzjxgfbk39k</link>
                <description>&quot;آنها برده می مانند زیرا نمی توانند آنچه را در این دنیا زیبا است ببینند. این درست ترین چیزی است که هر کسی گفته است... حتی به عنوان یک کودک می توانستم ببینم چه چیزی در دنیا زیباست: مقدر شده بود که برده نمانم.&quot;یک همراه کامل برای  فیلم میلیونر زاغه نشین، اگر آن فیلم را دوست نداشتید، به همین دلایل این کتاب را دوست نخواهید داشت. این یک داستان بی‌معنی است که به‌عنوان یک مونولوگ 300 صفحه‌ای و با تندخوانی نوشته شده است. این یک رمان اطلاعاتی است، نه هنری. همه چیز را در مورد هند مدرن با افسانه ای سنتی به شما می گوید. قهرمان ما بدون پشیمانی کارفرمای خود را به قتل می رساند و بدین ترتیب ثروت خود را به دست می آورد. اما 90 درصد کتاب واقعاً داستان نیست، زوزه‌ای پر از خشم در فاصله نیم متری است. در هند، و در واقع در جاهای دیگر، ثروتمندان و فقیرها در جهان‌های متفاوتی زندگی می‌کنند. و این ثروتمندان برخی از فقرا را به عنوان خدمتکار استخدام می کنند. این رمان داستان خدمتکاری است که راننده است. در ماشین، راننده با فاصله نیم متری از کارفرمای خود جدا می شود. اما از نظر اقتصادی، روانی و پزشکی، همانطور که می دانیم واقعاً 400 سال نوری فاصله دارند. و با این حال، هر روز، به هم چسبیده و  با فاصله نیم متری از هم، یکی با سرگرمی تحریک‌آمیز یا آزار یا تحقیر، بسته به خلق و خو، و با ترس و حتی هیبت با دیگری برخورد می‌کند. قهرمان ما، بلرام، جانور کمیاب (ببر سفید) است که تسلیم این ترس و هیبت نمی شود. اما این یک مبارزه است، و من خوشحالم که در این سفر همراه بودم. ببر سفید نگاهی تلخ، گزنده و نامحسوس به هند قرن بیست و یکم است که در منجلاب گذشته ای فاسد و بدبینانه گیر کرده و راه خود را به سوی آینده ای فاسد و بدبینانه در حال سلاخی می کند، و یک فرد طبقه کارگر که سرشار از جاه طلبی ، هوش و تمایل به بی رحمی  است در حال بالا رفتن از پله های نردبان کلاس هند است. این تصویر تاریکی را ترسیم می‌کند و خوش‌بینی کمی برای هند ارائه می‌کند. در حالی که موضوع تاریک است، رمان سریع و جذاب است و خواننده را به دغدغه‌ها و دغدغه‌های طبقه کارگر می‌کشاند. راوی، بالرام، ممکن است خوش‌نویس‌ترین شخصیت ادبیات نباشد، اما او به عنوان وسیله‌ای برای نشان دادن هندی در حال گذار از شکلی بد به دیگری عمل می‌کند. آدیگا به برخی از جزئیات ساختارهای سیاسی اجتماعی در هند می پردازد. دهکده راوی او اساساً متعلق به چهار مرد ثروتمند بود، در واقع فئودالیسم، که نام هر یک از آنها به نام یک حیوان بود، و هر یک تکه ای از هر ذره کار و محصول را به قلمرو خود می بردند.&quot;بچه‌هایشان رفته بودند، اما حیوانات ماندند و از دهکده و هر چیزی که در آن رشد می‌کرد تغذیه می‌کردند، تا اینکه چیزی برای تغذیه کس دیگری باقی نماند.&quot;&quot;بدن یک مرد ثروتمند مانند یک بالش نخی درجه یک است، سفید و نرم و خالی. مال ما فرق داره ستون فقرات پدرم یک طناب گره‌دار بود، طنابی که زنان در روستاها برای بیرون کشیدن آب از چاه استفاده می‌کردند. ترقوه مانند قلاده سگ به صورت برجسته دور گردنش خمیده شد. بریدگی‌ها و زخم‌ها، مانند آثار شلاق کوچکی در گوشتش، روی سینه و کمرش می‌ریخت و تا زیر استخوان‌های کمرش به باسنش می‌رسید. داستان زندگی فقیری با قلمی تیز بر بدن او نوشته شده است.&quot; آدیگا حس طنز خود را نسبت به استفاده از مذهب در زندگی هندی ها بارها و بارها نشان می دهد. پس از برتری بالرام نسبت به خدمتکار دیگر، خدمتکار مجبور به فرار می شود.&quot;وقتی از خواب بیدار شدم او رفته بود - او تمام تصاویر خدایان خود را پشت سر گذاشته بود و من آنها را در کیسه ای ریختم. شما هرگز نمی دانید چه زمانی آن چیزها می توانند مفید باشند.&quot; فقط به این دلیل که رانندگان و آشپزها در دهلی هفته نامه قتل را می خوانند، به این معنی نیست که همه آنها می خواهند گردن اربابان خود را بشکنند. البته که دوست دارند البته، یک میلیارد خدمتکار مخفیانه درباره خفه کردن روسای خود خیال پردازی می کنند - و به همین دلیل است که دولت هند این مجله را منتشر می کند و آن را به قیمت چهار و نیم روپیه در خیابان ها می فروشد تا حتی فقرا هم بتوانند آن را بخرند. می بینید، مقتول در مجله به قدری آشفته ذهنی و از نظر جنسی آشفته است که هیچ خواننده ای دوست ندارد مانند او باشد - و در پایان همیشه توسط یک افسر پلیس صادق و سخت کوش گرفتار می شود یا دیوانه می شود و پس از نوشتن نامه ای احساسی به مادرش یا معلم دبستان، خود را به ملحفه حلق آویز می کند. بنابراین اگر راننده شما مشغول ورق زدن صفحات کتاب است. هفته نامه قتل، استراحت کنید. نه دانگبه شما کاملا برعکس. زمانی که راننده شما شروع به خواندن درباره گاندی و بودا می کند، وقت آن است که شلوار خود را خیس کنید.در طبقه بالا / طبقه پایین نیز وجود دارد. زمانی که بالرام و کارفرمایش در دهلی زندگی می‌کنند، استاد در آپارتمانی زیبا در ارتفاعات زندگی می‌کند، در حالی که بالرام به یک فضای کوچک و پر از سوسک در زیرزمین منتقل می‌شود.آدیگا رابطه داشتن و نداشتن را در همین  رابطه خلاصه می کندپس از اینکه بالرام جنایت بزرگ خود را مرتکب شد، از پسر عموی جوان خود مراقبت می کند، اما می بیند که رابطه آنها نه از نظر خویشاوندی است تا یک ضرورت: اوه، او همه چیز را فهمیده است، به شما می گویم. رذل کوچک تا زمانی که من به او غذا می دهم ساکت خواهد ماند. اگر من به زندان بروم، او بستنی و شیر خود را از دست می دهد، اینطور نیست؟ باید فکرش این باشد. نسل جدید، من به شما می گویم، بدون هیچ اخلاقی بزرگ می شود.به طور کلی خواندن کتاب ببر سفید تجربه خیلی خوب بود. برای دانلود کتاب کتاب از سایت طاقچه روی این متن کلیک کنید.</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Sat, 20 Nov 2021 16:00:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:دوستش داشتم</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%85-efuvlzubtb8f</link>
                <description>&quot;پس عشق فقط مزخرف است&quot; همین؟ هرگز نتیجه نمی دهد؟ &quot;&quot;البته کار می کند. اما باید بجنگی ...&quot;&quot;چگونه مبارزه کنیم؟&quot;&quot;هر روز باید کمی بجنگی&quot;پیر در حال توضیح دادن به چوله است که برای تحقق عشق باید کار کنید.آنا گاوالدا در سی و شش سالگی و پس از ازدواج ناموفق اولین رمان خود را نوشت. این یک داستان زیبا در جستجوی شادی است. برای یافتن اندکی عشق و حقیقت ، گاهی شجاعت طاقت فرسا لازم است. او در مصاحبه ای گفت:&quot; [دوستش داشتم] داستانی بود درباره شجاعت لازم برای شاد بودن. به نظر می رسد من شخصیت هایی را دوست دارم که شکننده ، زخمی ، بی دست و پا هستند. من فکر می کنم اکثر مردم اینطور هستند. آنهایی که نیستند یا آن را پنهان می کنند یا احمق هستند. من فکر می کنم جنبه حساس ما جوهر انسان بودن است. بین کسانی که هرگز به وضعیت خود در این سیاره شک نمی کنند و کسانی که هر روز از خود می پرسند چرا اینجا هستند و چگونه همه چیز منطقی است ، البته من سوال کنندگان را ترجیح می دهم. &quot;کلوئی خنگ است ، شوهرش ، آدرین او و دو دخترش را برای زن دیگری رها کرده است. او خوشحال نبود. او محروم است. پدر شوهرش ، که او را &quot;حرامزاده پیر&quot; می نامید ، به کمک او می آید و اصرار دارد که او و دختران او را تا خانه مادری مادرش همراهی کنند. در آنجا او چندین کشف می کند. پیر آن مردی نیست که او فکر می کند ، و شاید ، فقط شاید این تراژدی وحشتناک یک خط نقره ای داشته باشد. او در طول روزها می فهمد که پیر مردی ناراضی است ، که اجازه داده است شادی او از بین انگشتانش عبور کند. او اجازه داده است که این اتفاق بیفتد ، می داند که چرا این اتفاق افتاده است و او قادر به ادامه دادن نیست. پیر پس از ازدواج با فرزندان با عشق زندگی خود آشنا شده بود. او زندگی مخفی یک خیانت کار را می گذراند و بسیار ضعیف بود تا شرایط خود را تغییر دهد. او این کار را با چندین بطری شراب خوب در یک شب که چوله در بدبخت ترین حالت خود بود ، بررسی می کند. &quot;متاسفم که او تعداد کمی از آنها را دارد ، اما تعداد آنها بسیار کوچک است&quot; ، اما این مسیر زندگی او را تغییر داده است. سالهایی که او در خوشبختی گذراند و به او بخشید. او سعی نکرده که تغییر کند. بله ، همه ما پشیمان هستیم ، همه ما به دنبال آن خرده دست نیافتنی به نام خوشبختی هستیم و ممکن است آن را فقط برای یک لحظه کوچک پیدا کنیم. آنا گاوالدا به ما یادآوری می کند که زندگی بسیار کوتاه است ، ما باید به دنبال چیزی باشیم که از ما دور می شود. و همانطور که اسکات پک به ما می گوید:&quot;حقیقت این است که بهترین لحظات ما به احتمال زیاد زمانی رخ می دهد که ما به شدت ناراحت و ناراضی  هستیم. زیرا تنها در چنین لحظاتی ، که از ناراحتی ما ناشی می شود ، ما به احتمال زیاد از شر خود خارج می شویم و شروع می کنیم در جستجوی راههای مختلف یا پاسخهای واقعی تر &quot; دانلود و خرید کتاب دوستش داشتم از طاقچه</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Sat, 09 Oct 2021 10:41:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:ساعت ها</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D9%87%D8%A7-t4a9zmmjizkl</link>
                <description>&quot;ما مهمانی های خود را برگزار می کنیم. با نوشتن کتابهایی که دنیا را تغییر نمی دهند ، با وجود استعداد و تلاشهای بی دریغ ما ،  باز هم سعی می کنیم تا آن را بهتر کنیم. ما زندگی خود را می گذرانیم ، هر کاری را انجام می دهیم ، و سپس می خوابیم - به همین سادگی  است. تعدادی از آنها از پنجره ها بیرون می پرند یا خود را غرق می کنند یا قرص می خورند. بیشتر به طور تصادفی می میرند ؛ و اکثر ما ، اکثریت قریب به اتفاق ، به آرامی توسط برخی بیماریها و یا اگر بسیار خوش شانس هستیم ، توسط خود زمان بلیعده می‌شویم&quot;این کتاب در مورد  ساعت است. آن چند ساعت گرانبها در طول زندگی که احساس می کنیم فرصتی برای انجام کار خاصی داریم ، تا ثابت کنیم می توانیم کاری را انجام دهیم که برای همیشه ما را به عنوان فردی استثنایی جاودانه می‌کندمن همه چیز را در مورد این کتاب دوست داشتم - واقعاً ، تک تک چیزها! اولین و مهمترین بخش نثر فوق‌العاده آن است. ارتباط متقابل داستانها بین سه زن (ویرجینیا وولف ، لورا براون و کلاریسا وان -که توسط یک دوست عزیز با نام مستعار خانم دالووی خوانده شده است) و در سه بازه زمانی 1920 و  اواخر 1940  و اوایل 2000 استسال‌ها پیش فیلمی که از این کتاب اقتباس کرده است را دیدم و هیچ ایده ای نداشتم که این فیلم از یک رمان برنده جایزه پولیترز ساخته شده است.که خود بر اساس رمانی از ویرجینیا وولف ساخته شده است.چند سال قبل کتاب خانم دالاوی را خواندم و این کتاب تنها تجربه من از خواندن کتاب‌های ویرجینیا ولف است و تنها  دلیل آن این است که کتاب کوتاهی است.ویرجینیا ولف از آن دسته نویسندگانی است که دوست دارم بیشتر با آثارش ارتباط برقرار کنم.میدانم تأثیر بسیار زیادی روی ادبیات گذاشته است و از آن دسته نویسنده‌هایی است که با خواندن آثارش احساس بی‌سوادی  میکنم.بعد از خواندن کتاب دالاوی به بهانه چالش طاقچه کتاب ساعت‌ها را خواندم.مانند خانم دالووی ، مختصر است. و مانند فیلم ، من را ناراحت کرد. سه نفر در حال مرگ و زندگی هستند. داستان به همان اندازه درد و زیبایی دارد. درد آن ساعات بی پایان و تقریباً غیرقابل تحمل زندگی است.  ساعتها  زیبایی آن ساعتهای ارزشمند است ، آن ساعتهای گرانبها. شما می دانید من در مورد چه چیزی صحبت می کنم. آن ساعاتی که بعد از چندین دهه برای شما برجسته شده است ، آنها را پشت سر گذاشته است ، اما شما همچنان آنها را درخشان می بینید و به گرمی می درخشد و یادآور آن چیزی است که زندگی شما دارد.با خواندن این کتاب که از بیماری ، خودکشی ، رها شدن و  افسردگی می گوید ، ممکن است احساس ناراحتی کنم. اما به نحوی ، آن ساعتهای روشن ، ساعتهای گرانبها ، بر همه چیز دیگر چیره می شوند. مرگ و میر ما بسیار خاکستری ، همگن ، غیر واقعی است. اما آن ساعتهای ارزشمند و زیبا؟ کسانی که داستان و قلب من را با امید پر کردند ، با هیجان یادآوری گنجی که همیشه جلوی من بود. .بعضی اوقات کتاب کمی جسورانه به نظر می رسد - هر از گاهی فکر می کردم مایکل کانینگهام شما کی هستید که به من می گوید زندگی یعنی چه؟ اما کاری کهمی کند این استاو واقعاً از طریق ویرجینیا وولف صحبت می کند ، و به نوعی بدش نمی آید که او به من بگوید. او مانند مترجم اوست و آنچه او باید بگوید یک نوع معجزه است. خیلی خوشحالم که او این کتاب را نوشت. برای دانلود و خرید این کتاب از سایت طاقچه روی این متن کلیک کنید.</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 18:27:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با سیستم عامل Zorin</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiparivash/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-zorin-z20qom05pupq</link>
                <description>به بهانه منتشر شدن نسخه جدید سیستم عامل زورین با هم نگاهی داشته باشیم به این سیستم عامل و ویژگی های جدید آن شعار این سیستم عامل که بر پایه اوبونتو ساخته شده این است: کامپیوتر خود را سریع تر،بهتر،راحت تر و قدرتمندتر کنید. زورین که یکی از برترین توزیع های لینوکس در سال های اخیر بوده با نسخه جدید خود یعنی نسخه 16 روند رو به جلو خودش را حفظ کرد.  تم های جذاب و زیبایکی از برترین ویژگی های این سیستم عامل دارا بودن تم های مختلف مانند تم ویندوز یا مک است تا کاربرانی که تازه به سمت لینوکس کوچ میکنند دچار سردرگمی نشوند به عنوان نمونه شما میتوانید تم سیستم خود را با چند کلیک شبیه ویندوز 11 کنید.دریافت اعلان های گوشی بر روی صفحه دسکتاپ یکی دیگر از امکانات جالب این سیستم عامل اتصال کامپیوتر شخصی خود به موبایل های هوشمند اندرویدی است.اگر شما هم جز آن دسته از کاربران باشید که روزانه ساعات زیادی رو با کامپیوتر یا لپ تاپ خود سپری میکنید ممکن است از موبایل هوشمند خود غافل شوید و بعضی از اعلان های مهم آن را از دست بدهید چاره مایکروسافت نصب نرم افزار فون بر روی موبایل و سیستم عامل ویندوز است که تجربه کاربری بسیار بدی دارد و این امکانات چندان قابل استفاده نیست اما با نگاه به عکس زیر شما شاهد خواهید بود دریافت اعلان های موبایل در این سیسیتم عامل چقدر خوب است. البته این نرم افزار اندروید صرفا برای دریافت اعلان ها نیست و شما به راحتی و در کوتاه ترین زمان ممکن قادر خواهید بود تا فایل های خود را بین موبایل و کامپیوتر شخصی خود جا به جا کنید امکانات این نرم افزار موبایل و سیستم عامل به همین نقطه ختم نمیشود شما میتوانید کنترل موس و کیبورد خود را با تلفن همراه در اختیار بگیرید. شما حتی هنگام ارائه یک مطلب توسط نرم افزار لیبرا آفیس قادر خواهید بود با موبایل خود کنترل اسلاید ها را در اختیار بگیرید و آن را موبایل خود کنترل کنید و در پایان امکانات اتصال موبایل هوشمند و لپ تاپ خود میتوانید کنترل پخش آهنگ و فیلم را نیز در اختیار بگیرید. بازی کردن در این سیستم عامل حرف هایی مبنی بر این که نمیشود در لینوکس بازی کرد را باید دور انداخت امروزه با وجود نرم افزارهای مختلف مانند لوتریس،گاگ و ایچ و استیم شما قادر خواهید بود تمامی بازی هایی که بر روی ویندوز خود بازی میکردید در لینوکس هم بازی کنید.زورین با نصب و فراهم کردن تمامی این نرم افزارها محیط راحت تری را در اختیار شما قرار میدهد.  آماده بودن نرم افزارها با نصب نسخه پرو این سیستم عامل تمامی نرم افزارهای لازم برای شما نصب خواهد شد و دیگر لازم نیس دنبال نصب نرم افزارهایی اعم از گیمپ،کیدن لایو و ... کنید.  خب آشنایی با این سیستم عامل رو کنار میذاریم و میریم سراغ امکانات جدید جلی مود جلی مود ویژگی ای است که با حرکت دادن پنجره یا مینمایز کردن آن حالت انیمیشنی زیبایی را ایجاد میکند و تجربه خیلی خوبی را به کاربر میدهد. نصب نرم افزارهای جایگزین ویندوز  نرم افزار واین به طور پیش فرض بر روی زورین نصب شده است و شما میتوانید اقدام به نصب نرم افزارهای ویندوز کنید اما اینجا با یکی دیگر از ویژگی های فوق العاده زورین رو به رو میشویم با کلیک بر روی فایل exe زورین یک نرم افزار جایگزین رو به شما پیشنهاد میدهد و بهتر است از نصب نرم افزارهای ویندوز روی سیستم خود خودداری کنید. اضافه کردن مخزن فلت هاب زورین با اضافه کردن این مخزن به فروشگاه نرم افزاری دست کاربر را برای نصب نرم افزارهای مختلف باز تر کرده است و به نوعی میشود گفت شما دیگر لازم نیس نرم افزار ها را از طریق ترمینال نصب کنید.مگر نرم افزارهای خاص که نحوه نصب پیچیده تری داشته باشند.  شخصی سازی تسک باردر نسخه 16 زورین شما میتوانید راحت تر تسک بار خود را شخصی سازی کنید و از امکانات بیشتری برای شخصی سازی برخوردار هستید.  ویژگی های ذکر شده تقریبا بخش مهم تری از ویژگی های نسخه جدید این نرم افزار بود در نسخه جدید ضبط کننده صدا اپدیت شده است،نرم افزار پیش فرض نمایش عکس ها تغییر کرده است،شما راحت تر میتوانید با لپ تاپ های لمسی خود کار کنید.امیدوارم از این مطلب لذت برده باشید.</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Wed, 01 Sep 2021 22:13:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:دوست بازیافته</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-tqevymml0qoc</link>
                <description>پنجمین ماه همراه با چالش کتابخوانی طاقچه و چالش خواندن کتابی که در یک روز تمام شوددوست بازیافته یک رمان کامل است. فرد اولمن درد حدود 100 صفحه ، شکوفایی دوستی نوجوانان ، پایان دوران کودکی و تاریکی ناشی از واقعیت های سیاسی و اجتماعی زندگی در اشتوگارت آلمان ، درست قبل از به قدرت رسیدن هیتلر را به تصویر کشید.این رمان بسیار خوب نوشته شده و زیبا طراحی شده است داستان ساده و سرراست است ، اما در میان شبکه ای از احساسات پیچیده به خواننده می رسد. برای چنین رمان کوتاهی ، پیچ و خم ها حداقل برای من بسیار شگفت آور بودند - اما شاید من به طبیعت انسان ایمان زیادی دارم. من چهار ستاره به آن دادم ، اگرچه ، واقعاً ، این یک رمان پنج ستاره پرشکوه است. چهار ستاره من فقط گواه این است که چقدر بیشتر می خواستم. من آمادگی خداحافظی با شخصیت ها را نداشتم ، من بیشتر از هانس و کنرادین ، بیشتر از زندگی آنها ، افکار آنها ، و اقدامات آنها می خواستم. من دیدگاه کنرادین را می خواستم. به طور خلاصه ، این خیلی کوتاه است. اما اگر میخواهید یک کتاب نسبتا کوتاه بخوانید، لطفاً این را بخوانید. این داستان دوستی ، زیبایی ، هنر و همه چیزهایی است که در زندگی اهمیت دارد. و همچنین داستان این است که چقدر این چیزها شکننده هستند ، چگونه به راحتی تخریب می شوندبا نگاهی به سی سال گذشته ، راوی داستان ، هانس شوارتز ، پسر یک پزشک یهودی ، به یاد می آورد که چگونه در شانزده سالگی به دنبال دوستی با کنرادین گراف فون هوهنفلس ، یک جوان برجسته از یک خانواده درخشان و قدرتمند آلمانی بود. هانس در مورد اولین ملاقات آنها در یک روز زمستانی خاکستری و تاریک در یک مدرسه راهنمایی می گوید: &quot;او در فوریه 1932 وارد زندگی من شد و دیگر هرگز آن را ترک نکرد&quot;. این کلمات هنگامی که با توجه به تغییرات ویرانگری که در پی خواهد آمد ، مورد توجه قرار گیرند ، شدت بیشتری پیدا می کنند. از نظر هانس ، &quot;این پسر ... منبع بزرگترین خوشبختی و ناامیدی من بود.&quot; اولهمان در نثر دقیق و ملایم خود زیبایی دوستی را در حالی بیان می کند که برای این دو پسر ظاهر می شود ، هر کدام به شیوه خود تنها هستند. این امر در مرحله نوجوانی که نیاز به تعلق و پذیرش بیشتر دارد مشخص می شود و جوانان به آرمان های عاشقانه دوستی اختصاص داده می شوند که نیاز به &quot;اعتماد کامل ، وفاداری و ایثار&quot; دارد. دوستی این دو جوا اما با تغییر نفوذ هیتلر در گوشه و کنار زندگی آلمان ،در حال تغییر است. اولهمان عمداً پیچیدگی های سیاسی را در پس زمینه نگه داشت. در پیش زمینه ، دوستی هانس و کنرادین بیشترین تحقیر و آزار و شکنجه هیتلر به قوم یهود را به دوش می کشد. این رمان چیزی فراتر از یک یک سرگرمی برای یک اخر هفته است. این یک وصیت بی نظیر از محبت برادرانه ، عشق ، شجاعت و صداقت است. در هیچ جای این رمان اینقدر قوی تر از جمله پایانی بیان نشده است.مدت زیادی به این فکر کردم که چرا این داستان (عنوان بازیافته) را دارد. و بعد بالاخره فهمیدم. دیدار مجدد را بخوانید. یان مک ایوان از آن به عنوان &quot;شاهکار اقتصاد زیبا&quot; یاد کرد. این یک اثر هنری درخشان است که سزاوار خوانندگان وسیع تری است. دانلود و خرید کتاب از طاقچه</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 21:06:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین نرم افزار جایگزین فتوشاپ برای یک طراح وب</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiparivash/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%BE-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%88%D8%A8-tptrtoycv2an</link>
                <description> یکی از خوبی های برنامه نویسی وب اینه که میتونی با لپ تاپ یا کامپیوتری که از نظر سخت افزار آنچنان قوی نیست تو این زمینه فعالیت کنی اما فعالیت در بخش فرانت اند مستلزم اینه که شما حداقل هایی از نرم افزار فتوشاپ بدونین تا بتونین طرحی که یک طراح سایت داخل فتوشاپ ساخته رو کد نویسی کنید. اما گفتم که شما با یک سخت افزار ضعیف میتونید کد نویسی کنید و حتی لازم نیست حتما خودتون طرح رو داخل فتوشاپ بزنید.ولی حتی باز کردن یک فایل پی اس دی که توسط فتوشاپ ساخته شده تو سیستم ها باعث به روز مشکلاتی میشه از کرش کردن خود نرم افزار فتوشاپ بگیر تا مرورگر یا حتی نرم افزاری که داخل اون کد نویسی میکنید.به عکس زیر نگاه کنید و ببینید حتی نسخه قدیمی تری از فتوشاپ یعنی فتوشاپ 2018 چه مقدار رم شما رو بعد از باز کردن یک فایل لایه باز درگیر میکنه خب لازم نیست در مورد قوی بودن فتوشاپ صحبت کنیم اما همونطور که گفتم تو یک سیستم ضعیف شما نمیتونید این مقدار از رم رو به این نرم افزار اختصاص بدید. اما خب چاره چیه؟ رفتن سراغ نرم افزارایی که بتونه کار فتوشاپ رو برای ما انجام بده.اولین نرم افزاری که ممکنه به ذهن ما برسه یا کسی که حداقل یک بار سمت لینوکس رفته باشه نرم افزار فوق العاد قوی gimp هست.گیمپ پشتیبانی قوی ای داره آموزش های زیادی داره حتی در زمینه طراحی سایت هم آموزشای خوبی برای گیمپ ساخته شده اما بزرگترین مشکلش اینه فایلایی که تو فتوشاپ ساخته شدن رو به خوبی باز نمیکنه(نه تمام فایل ها صرفا برخی از فایل ها)و طبق تجربه شخصی من زمانی که شما بخواهید از یکی دیگه طرح بگیرین این براتون مشکل ساز میشه. برای همین میتونیم بریم سراغ دومین نرم افزار جایگزین که تو عکس هم مشخصه یعنی affinty photo این نرم افزار با وجود اینکه میبینین چه میزان کمی رم رو درگیر کرده(همون فایل لایه بازی که با فتوشاپ باز شده با این نرم افزار هم باز کردیم) تمام و کمال فایل لایه بازی که داخل فتوشاپ ساخته شده رو بدون هیچ مشکلی برای ما نشون میده و میتونیم ادیت کنیم.محیطشم خیلی شبیه به فتوشاپه و اگه با اون کار کرده باشین ی مقدار درگیر شدن با این نرم افزار میتونه شما رو به سطح قابل قبولی برای استفاده از این فایل ها برسونه. این نرم افزار علارقم اینکه خیلی رم کمی مصرف میکنه.اما اصطلاحا کامینیوتی قوی ای نداره و من نتونستم آموزش خوبی برای طراحای وب با این نرم افزار تو سطح اینترنت پیدا کنم. اما همون طور که گفتم بسیار زیاد محیطش شبیه فتوشاپه قطعا قدرت فتوشاپ رو ندارید اما کار شما رو میتونه راه بندازه و آموزش های مقدماتی برای اشنایی با محیطشو راحت از سایتای ایرانی هم میتونین دانلود کنید.  لینک دانلود آموزش افینیتی فوتوامیدوارم این نوشته براتون مفید باشه.</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jul 2021 01:29:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانلود رایگان از سایت SkillShare</title>
                <link>https://virgool.io/@mahdiparivash/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-skillshare-jdldr4sxl2ix</link>
                <description> سلام من روشی رو معرفی میکنم تا از سایت  Skillshare هر آموزشی که بخواهید رو رایگان دانلود کنید. تو قدم اول باید یک اکانت جیمیل بسازید.همه جیمیل داریم ولی من پیشنهاد میکنم اکانت جدید بسازید چون باید با جیمیلتون لاگین شید و همچنین اختیارات گوگل درایو رو هم ازتون میخواد پس تصمیم با خودتونه. اولین کاری که باید بکنیم اینه بریم داخل لینک زیر برای ورود کلیک کنید. خب تو قدم دوم باید روی Run This Cell to Mount Gdrive کلیک کنید. تو این مرحله بهتون اخطار میده که با انتخاب گزینه Run Anyway به مرحله بعد برید.بعد از زدن این گزینه ازتون میخواد جیملتون رو انتخاب کنید و چندتا دسترسی بدید و بعد از اون یک کد به شما میده.که کد رو باید در کادر زیر که تو عکس مشخص هست وارد کنید و حتما دکمه اینتر رو بزنیدصبر میکنید چند لحظه تا پیغام Mounted at /content/driv تو همون کادر مشخص بشه. خب تو مرحله بعد Run thos cell to install skillshare-Dl Requiments رو بزنید خب صبر میکنیم تا اون پیغام Successfully configured ظاهر بشه. خب تو مرحله بعدی باید اون آموزشی که میخواهید دانلود کنید رو لینکش رو از سایت بردارید و داخل کادر course link وارد کنید  و حالا Run this Cell to download Skillshare Course رو بزنید.خب این مرحله یک مقدار بیشتر طول میکشه چون این برنامه داره دانلودش میکنه و نگران نباشید شما در حال دانلودش نیستید فعلا و این با توجه به حجم اون آموزشی که لازم دارید ممکنه زمان بیشتری رو بگیره مثلا برای من یک آموزش 13 گیگی رو تو 26 دقیقه دانلود کرد.خب حالا صبر میکنید تا کامل که دانلود شد اون گزینه چهارم یعنی Run this Cell to Move Downloaded Course To Gdrive رو بزنید با زدن این بعد از طی چند دقیقه فایلای دانلود شده تو گوگل درایو شما ذخیره میشه و میتونین هر زمانی که خواستید با مراجعه به گوگل درایوتون فایل های که آپلود شده اونجا رو دانلود کنید. همون طور که میبینید تو پوشه Skillshare-dl یک پوشه دیگه قرار داره که اسم مدرس دوره هست میتونید این پوشه رو کامل دانلود کنید یا برید داخلش و دونه دونه ویدئو هارو دانلود کنید.تنها مشکلی که سر راهمون قرار داره برای دانلود کردن رایگان دوره ها اون فضاییه که گوگل درایو به صورت رایگان بهتون میده که فقط 15 گیگه  و نمیدونم اگه یک آموزش بیشتر از 15 گیگ حجمش شد این اسکریپت چه کار میکنه. امیدوارم این آموزش براتون مفید باشه.</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jul 2021 22:09:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:کوری</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C-ceoi5wzrnu09</link>
                <description>&quot;مزیتی که این مردان نابینا از آن بهره مند شدند ، همان چیزی بود که می توان توهم نور نامید در واقع ، برای آنها فرقی نمی کرد که این روز باشد یا شب ، اولین نور سحر یا گرگ و میش غروب ، سکوت صبح زود یا غوغای ظهر، این افراد نابینا برای همیشه توسط سفیدی پر زرق و برق احاطه شده بودند ، مانند خورشید که از غبار می درخشد. از نظر دومی ، کوری به معنای فرو رفتن در تاریکی پیش پا افتاده نبود ، بلکه زندگی در داخل هاله ای درخشان بود.&quot;اپیدمی آنفلوانزا در سال 1918 یکی از وحشتناک ترین اتفاقاتی بود که در قرن بیستم برای بشریت رخ داد و حتی کشته های بیشتری از دو جنگ وحشتناک جهانی نیز گرفت. 50 میلیون نفر در سراسر جهان در اثر این بیماری درگذشتند. پزشکان گیج شده بودند ، نتوانستند درمانی پیدا کنند یا علائم را کاهش دهند تا به سیستم ایمنی بدن انسان فرصت داده شود. این بیماری هیچ عطوفت و احساسی از وضعیت اقتصادی فرد نداشت ، ثروتمند ، فقیر ، پیر و جوان همه درگذشتند. متوسط امید به زندگی دوازده سال کاهش یافته بود.و بعد از مدتی فقط ناپدید شد یا کرونا که الان مردم جهان با آن درگیر هستند تا به امروز جان 4 میلیون نفر را گرفته است.ولی میتوانید تصور کنید که تا آخر عمر با علائم این بیماری ها در بدن خود بتوانید زندگی کنید؟این کتاب درباره چنین اپیدمی است. اپیدمی که به هیچ کس رحم نمی کند. این کار با کور شدن یک مرد در حالی که در اتومبیل خود در چراغ راهنمایی نشسته است شروع می شود. او را به یک چشم پزشک می آورند و سفر او برای دیدن دکتر این سرایت را با سرعت یک آتش سوزی جنگلی گسترش می دهد. چشم پزشک هنگام نابینایی نیز در اواسط تحقیق درباره این بیماری گیج کننده است. دولت در آستانه وحشت ، همه افراد آلوده را جمع می کند تا سعی در مهار شیوع بیماری داشته باشد. همسر چشم پزشک چمدان خود را بسته و حتی هنوز لباس های خودش را می تواند ببیند. وقتی مردم دولت برای گرفتن او می آیند ،با او می رود. آنها را به بیمارستان روانی خالی منتقل می کنند. در ابتدا تعداد انگشت شماری وجود دارد و سپس صدها نفر در این مرکز گیر کرده اند. سربازان مانده اند تا از آنها محافظت کنند و به آنها غذا دهند. هرچه تعداد بیشتری از سربازان نابینا می شوند ترس به واقعیت تبدیل می شود و در یک لحظه ناامیدی سربازان به سمت جمعیت افراد نابینا شلیک می کنند. سربازان عقب نشینی می کنند و نابینایان با اجساد مرده روبرو می شوند.مواد سمی در آن بدنهای بی جان ، بیش از همه در آن خون جاری شده، کمین می کند ، چه کسی می تواند بگوید چه بخارهایی ، چه ویروس های سمی ممکن است از زخم های باز اجساد خارج نشوند. کسی اظهار داشت ، آنها مرده اند ، هیچ صدمه ای نمی توانند بزنند ، هدف این بود که به خود و دیگران اطمینان بدهد ، اما سخنان اوضاع را بدتر کرد ، این درست بود که این افراد نابینا کشته شده اند ، آنها نمی توانند حرکت کنند ، ببینند ، نه می تواند حرف بزند و نه نفس بکشد ، اما چه کسی می تواند بگوید که این کوری سفید نوعی بیماری روحی نیست ، و اگر فرض کنیم که این چنین باشد ، روح آن مصدومین کور هرگز به اندازه الان آزاد نشده و آن ها پس از مرگ هم محکوم هستند با آن همراه باشند.گروهی از مردان که توسط یک رهبر اسلحه دار می شوند ، کنترل غذا را به دست می گیرند. از کلیه دستگیر شدگان خواسته می شود که همه اشیا قیمتی خود را برای ارزیابی و تجارت مواد غذایی و آب به همراه داشته باشند.زندانیان توسط اتاقها به گروههایی تقسیم شده اند. پس از اتمام اشیا با ارزش به عنوان وسیله مبادله برای غذا و آب ، اراذل و اوباش به گروه ها گفتند که اگر می خواهند غذا بخورند باید زنان خود را برای آن ها بفرستند. گرسنگی همه گیر است. وقتی گرسنه هستید به غیر از یافتن غذا نمی توانید به چیز دیگری فکر کنید. بدن شما ، به عنوان بخشی از غریزه زنده ماندن ما ، شما را بسیار ناراحت می کند. همه ما می توانیم بگوییم چه کاری قادر به انجام آن هستیم و چه توانایی انجام آن را نداریم.واقعیت این است که اکثر ما هرگز احساس گرسنگی واقعی نکرده ایم. ما لحظاتی داشته ایم که معده ما به دلیل کمبود وعده غذایی غرغر می کند یا دچار سردرد می شود ، اما گرسنگی واقعی ، نخوردن روزها گرسنگی فقط می توانیم درباره این که چگونه است حدس بزنیم.من فکر می کنم حتی زنان هم نمی دانستند که تجاوز به معنای واقعی چیست. همه آنها رابطه جنسی داشته اند و در بین آنها هیچ باکره ای وجود ندارد. آنها نیز گرسنه بودند و پس از برخی گمانه زنی ها تصمیم گرفتند که نه تنها برای تغذیه خود ، بلکه برای مردان خود نیز باید این کار را انجام دهند. این فراتر از هر چیزی است که آنها حتی تصور کنند مورد تجاوز قرار گرفتن توسط یک مرد به اندازه کافی بد است ، اما هنگامی که توسط چندین مرد مورد تجاوز قرار می گیرد ، یک زن تبدیل به یک شی می شود ، حتی به یک هدف تمایل ندارد ، بلکه فقط یک مخزن شهوت است. جذاب بودن ، باهوش بودن یا هر یک از چیزهایی که باعث می شود مردان آرزو کنند ، در جهان قبل از نابینایی ، ناگهان غیر مادی است. او بی چهره است ، یک واحد پایه ای است که مورد استفاده و سو استفاده قرار می گیرد و خالی از ویژگی خاصی نیست که همه ما را فراتر از اینکه فقط یک مرد یا یک زن هستیم ، شناسایی می کند.با نابینایی دنیا، همسر پزشک تحت تأثیر قرار نمی گیرد. او همچنان که می تواند به کمکش ادامه می دهد ، اما اجازه نمیدهد که همه بفهمند او می تواند ببیند. اگر بفهمند که او هنوز می تواند ببیند ، او برده این گروه خواهد بود. او با گروهی از افراد که همگی توسط مشاغل گذشته یا برخی از لیبل های  شناسایی مشخص شده اند درگیر می شود. ما هرگز هیچ یک از نام های آنها را یاد نمی گیریم گویی که هویت آنها با از دست دادن بینایی از آنها فرار کرده است.هنگامی که دکتر و همسرش برای اولین بار به خانه خود می رسند یک صحنه شیرین وجود دارد. ”دکتر دستش را داخل جیب داخلی کاپشن جدیدش کرد و کلیدها را بیرون آورد. او آنها را در هوا نگه داشت ، منتظر ماند ، همسرش به آرامی دست خود را به سمت سوراخ کلید هدایت کرد. »جهان در هرج و مرج است ، زیرا افراد نابینا در همه جا به دنبال غذا و سرپناه هستند. این واقعاً یک چشم انداز وحشتناک از هم پاشیده شدن یک جهان است و باعث می شود که همه ما در برابر یک رویداد همه گیر یا از دست دادن شبکه برق یا برای کسانی که وحشت های خیالی بیشتری دارند ، یک آخرالزمان زامبی آسیب پذیر هستیم.آیا شما کسی را برای زندگی می کشید؟برای مطالعه و خرید این کتاب میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.دانلود و خرید کتاب کوری</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jul 2021 12:21:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:کیمیاگر</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1-boi343zf1xkw</link>
                <description> &quot; این امکان تحقق رویا است که زندگی را جذاب میکند.&quot;کیمیاگر از آن دسته رمان هایی است که افرادی زیادی نسبت به آن جبهه میگیرند و از خواندن این کتاب به طور کلی ناراضی هستند اما من جز این دسته افراد نیستم و از خواندن این کتاب لذت بردم.کیمیاگر رمانی است که فضای عرفان قرون وسطایی را با صدای کویر - رویاها ، نمادها ، نشانه ها و ماجراجویی ترکیب می کند.کوئلیو با این رمان نمادین اظهار داشت که ما نباید از سرنوشت خود بپرهیزیم ، و مردم را ترغیب می کند که رویاهای خود را دنبال کنند ، زیرا رسیدن به این رویا،مأموریت ما بر روی زمین راهی برای یافتن خداست ، یعنی سعادت ، تحقق و در نهایت هدف آفرینش.این رمان داستان سانتیاگو را روایت می کند ، پسری که شهامت پیگیری رویای خود را دارد. پس از گوش دادن به &quot;نمادها&quot; در سفر و کاوش خود در جستجوی یک گنج پنهان واقع در نزدیکی اهرام مصر است. سانتیاگو در سفر خود عظمت جهان را می بیند و با انواع افراد هیجان انگیز مانند پادشاهان و کیمیاگران دیدار می کند. با این حال ، در پایان رمان ، او کشف می کند که &quot;گنج در جایی قرار دارد که قلب شما متعلق به شماست&quot; ، و گنجینه سفر در واقع خود سفر و اکتشافاتی است که او انجام داده و دانشی که به دست آورده است. &quot;وقتی واقعاً می خواهی اتفاقی بیفتد ، تمام جهان توطئه می کنند تا آرزوی تو برآورده شود&quot;. این هسته اصلی موضوع رمان است. همانطور که پادشاه پیر می گوید بزرگترین دروغ در جهان این است که در برهه ای از زمان توانایی کنترل زندگی خود را از دست می دهیم ، و به بازیگران سرنوشت تبدیل می شویم. کوئلیو همچنین میگوید:کسانی که شهامت پیروی از &quot;رویای شخصی&quot; خود را ندارند ، محکوم به یک زندگی پوچی ، بدبختی و عدم تحقق آن هستند. به نظر می رسد ترس از شکست بزرگترین مانع خوشبختی است. کریستال قدیمی - فروشنده به طرز غم انگیزی اعتراف می کند: &quot;من می ترسم که ناامیدی بزرگی در انتظارم باشد و بنابراین ترجیح می دهم خواب ببینم&quot;. اینجاست که کوئلیو واقعاً درام انسانی را به تصویر می کشد ، که فداکاری را فدای سازگاری می کند ، که می داند می تواند به بزرگی دست یابد اما این کار را انکار می کند و در نهایت پوسته ای خالی از زندگی را سپری می کند.کیمیاگر رمانی است که مورد توجه همه قرار نخواهد گرفت. همه با سانتیاگو شناسایی نخواهند شد. همه ما رویاهایی داریم و دعا می کنیم که شخصی به ما بگوید که می تواند رویای ما به حقیقت تبدیل شود. این رمان به طرز ماهرانه ای حکمت ، فلسفه و سادگی معنا و زبان را در هم آمیخته است و همین امر باعث جذابیت آن شده است.خواندن/شنیدن این کتاب همیشه من را در مسیر درست رسیدن به رویاهایی که در انتظار خود قرار داده ام بازمی گرداند. ما همیشه سعی می کنیم آنچه را که همه از ما انتظار دارند مانند انجام شغلی که شما از آن متنفر باشید انجام دهیم فقط به این دلیل که همه این کار را می کنند. شناخت رویای شخصی من ، توانایی گفتگو با درختان ، آسمان ، مورچه ها ، هسته زمین ، احساس ارتباط معنوی عمیق تری با همه چیز / همه کسانی که در اطراف من هستند ، و ترس از شکست یا مواجهه با چالش ها تنها برخی از مواردی است که این کتاب به من داده است.  برای خرید این کتاب صوتی میتونین روی این نوشته کلیک کنید و با صدای محسن نامجو از شنیدن از این کتاب لذت ببرید.</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Sun, 30 May 2021 18:26:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:مرشد و مارگریتا</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7-ccyux7xfg3s9</link>
                <description>&quot;کسانی که بیرون از سیطره شیطانی بهشت دروغین توده ها می زیستند موقعی که سری به آن زدند پی بردند بهشت که نه دوزخی واقعی است.&quot; کتاب مرشد و مارگریتا نوشته میخائیل بولگاکف از آن دسته شاهکار هایی است که درون داستان آن جادوگری دارد که بتوان در چالش اردیبهشت ماه طاقچه آن را خواند.این کتاب که پس از مرگ خواننده چاپ شد پر از استعاره و نماد است و خواننده بعد از خواندن آن بهتر است بیشتر در مورد این کتاب و نقد های آن بخواند تا پی ببرد چه شاهکار ادبی را خوانده است.کتاب علاوه بر روان بودن و داستان محور بودن همان طور که گفته شد پر از نماد است به عنوان نمونه حضور ماه در مرشد و مارگاریتا ، بولگاکوف از نمادهای کلیدی برای پیوند دادن فصل ها و داستان های مختلف استفاده می کند. شاید مهمترین نماد ماه باشد که تقریباً در هر فصل به طور مکرر ظاهر می شود. ماه نوعی حقیقت اخروی را منتقل می کند. شخصیت ها در نقاط مهمی در رمان ، به ویژه هنگام ساخت قسمت های جدید ، در معرض مهتاب قرار می گیرند ، مانند زمانی که برای اولین بار در اتاق بیمارستان ایوان ظاهر می شود. مهتاب حتی به خیالی ترین شخصیت ها نیز بینش و حقیقت می بخشد. ماه ، شب سواری های ولاند ، همراهانش ، مارگاریتا و مرشد را روشن می کند. مهتاب همچنین در فصل های پیلاطس به طور برجسته ای ظاهر می شود و به عنوان یک حلقه بین آنها و بقیه رمان عمل می کند. پیلاطس در برابر عذاب میگرنش ، در حالی که سگ وفادار خود بانگا را به عنوان تنها همراه خود ، در نظر دارد ، به ماه آرام می گیرد. بولگاکوف از ماه برای روشن کردن عذاب پیلاتس و صلح نهایی خود استفاده می کند.یا شاید بعد از خواندن کتاب با خود بگویید این کتاب چرا اجازه چاپ را نگرفته در ان مطلب سیاسی خاصی دیده نمیشود با وجود تمام پنهان کاری های بولگاکف اما استالین اجازه چاپ این کتاب را نداد.این کتاب یکی از بهترین رمان ها در فضای خود است.فضای سورئال کتاب خیلی متقاوت و خاص است و وجود مفاهیم سیاسی،اجتماعی در لا به لای این داستان سورئال به جذاب بودن این کتاب افزوده است.همان طور که ذکر کردم داستان بسیار روان است شاید شما با درک نکردن این مفاهیم سیاسی و اجتماعی ان به شدت از خواندن کتاب لذت برده اما بعد از پی بردن به این مفاهیم به چشم یک شاهکار ادبی به این اثر نگاه خواهید کرد. برخی انتقادها از مرشد و مارگاریتا ناشی از تغییر ناگهانی و تغییر خلق و خوی در بین سه خط داستانی است: اقدامات وولاند و عواملش در مسکو. داستان دگرگون شده پونتیوس پیلاطس ، با برخی تغییرات چشمگیر در نام شخصیت ها و توالی رویدادهایی که به طور همزمان ، داستان را تاریخی تر جلوه می دهد و خوانندگان را از تعادل خارج می کند.  داستان مرشد و مارگاریتا ،  شامل نگرانی های اصلی بولگاکوف در مورد بزدلی ، هنرمندی ، وظیفه ، وفاداری و عشق است. من معتقدم که بولگاکوف رمان خود را به طور هدفمند ساخته است تا خواننده از یک بعد به بعد کشیده شود. این اثر گرچه ناخوشایند است ، اما بی ثباتی و تعجب مداوم را همراه دارد. خواننده در دنیایی غرق میشود که به نظر می رسد گذشته کتاب مقدس از نظر تاریخی و خارق العاده بودن تفاوت زیادی با مسکو قرن بیستم ندارد ، جایی که شخصیت های کوچک و حریص مجازات های خارق العاده ای عمومی دریافت می کنند ، گاهی اوقات به معنای واقعی کلمه در یک صحنه ، و در آخر شخصیت های زندگی خود را از طریق جادو تغییر داده اند.بولگاکف با ساختن دقیق این جهان چند وجهی ، همه مسائل  را نشان می دهد ، ما را به عنوان خواننده مجبور می کند که تقاطع میان این جهان ها را در نظر بگیریم. بولگاکف نشان می دهد که چگونه ما خود را از چشمه های جادو و شگفتی جدا می کنیم ، و ما را دعوت می کند تا فارغ از محدودیت های زندگی روزمره ، در بوجود آمدن چوب جارو و سوار شدن به آسمان شب به او بپیوندیم.در طی خواندن مرشد و مارگاریتا ، وولاند عدالت را در مورد افراد خطا کار اجرا می کند. با این حال ، او به سادگی مجازات نمی کند. از ان طرف ، او همچنین به مارگاریتا به خاطر فداکاری ، هوش ، وفاداری و شجاعت پاداش می دهد. او مرشد را نجات می دهد و در نهایت به او و مارگاریتا سرنوشت صلح و آرامش می بخشد. با این کار ، ولاند انتظارات ما را برطرف می کند. بولگاکوف دنیایی را توصیف می کند که در آن قدرتهای خوب و بد با وجود هم اندیشی و رفتار بیرحمانه انسانها ، عدالت و تعادل را در زندگی ما تأمین می کنند. همانطور که وولاند در یک نقطه به مارگاریتا می گوید: &quot;همه چیز درست خواهد شد ، این چیزی است که جهان بر آن بنا شده است.&quot; شر واقعی در &quot;مرشد&quot; و &quot;مارگاریتا&quot; از جهنم برنمی خیزد ، بلکه در عوض از ریزه کاری و حرص و آز انسانهای ناقص و کوته فکر است.   دانلود کتاب مرشد و مارگریتا از برنامه و سایت طاقچه</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 10:33:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: چیزهای تیز</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D8%B2-natg85qofi9o</link>
                <description>مدتی بود قصد داشتم تو ویرگول مطلب بنویسم.تا اینکه طاقچه چالش کتاب خوانی رو قرارداد که مطالب باید تو ویرگول نوشته بشه و من از این فرصت استفاده کردم و بالاخره اولین مطلبم رو اینجا مینویسم تو چالش کتاب خونی طاقچه،چالش اول راه رو انتخاب کردم به نظرم موضوعات کتاباش بهتره و برای اولین کتاب که باید در اون قتلی رخ بده اشیا تیز یا همون شارپ آبجکت رو انتخاب کردم و مطلبم به این کتاب مربوطه.نکته ای عمیقاً در مورد این کتاب وجود دارد. در شخصیت ها ، در داستان ، در روابط ، در رابطه ها و فقط در روحیه کلی رمان وجود دارد. با خوندن این کتاب ، هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی کمی احساس ناخوشایندی به من دست داد ، اما خوشحالم که این کار را کردم. اگر من را بشناسید ، خواهید فهمید که من شخصیت های پیچیده ای را دوست دارم که دارای موضوعاتی خشن و واقعی هستند و نه ملودرام. آدم های این رمان به شدت غرق شده اند ، هیچ کس بدون گذشته تاریک نیست و به نظر می رسد همه یک داستان ترسناک دارند.قهرمان داستان - کامیل پریکر - فقط سیزده سال داشت که خواهرش درگذشت و غم و اندوه او را دامن زد (از جمله چیزهای دیگر) کمیل سالهای نوجوانی خود را صرف کندن کلمات در گوشت خود کرد ، تقریباً هر سانتی متر از بدن خود را با علائم درد خود پوشاند. ده سال بعد ، کامیل پریکر اکنون روزنامه نگاری است که به شهر کوچک جوانی خود بازمی گردد تا گزارش قتل دو دختر جوان - دختران را که تمام دندان هایشان را برداشته بودند ، گزارش دهد.کمیل به زودی یک بار دیگر در شهر گرفتار می شود ، او سعی می کند با مادری که هرگز او را دوست نداشت کنار بیاید و با خواهر ناتنی مشکل ساز که به سختی می شناسد رابطه برقرار کند. به نظر می رسد كه بار دیگر شهرهای كوچك بزرگترین اسرار را در اختیار دارند و كامیل می یابد كه هرچه بیشتر و عمیق تر به تحقیقات ادامه می یابد ، وضعیت روان شكننده او دائماً تهدید می كند كه او را از حد مجاز خارج كند.این یک کتاب فوق العاده جذاب است. من می دانستم که دارم یک هیجان روانی تاریک و روانشناختی را تجربه می کنم.فلین نویسنده کتاب هرگز از جزئیات وحشتناک فرار نمی کند. شما در این داستان چیز دلپذیری پیدا نخواهید کرد. فلین یک کار خارق العاده را انجام می دهد و این تصور را که زنان ضعیف ، بی گناه ، لکه دار و مضطرب هستند ، به چالش می کشد. در دنیایی که زنان قربانی می شوند - چه در نمایندگی رسانه ای و چه در آمار - این نگاه بسیار جالبی به انواع دیگر زنان است. این در ما برنامه ریزی شده است که باور کنیم زنان ایمن تر ، مهربان تر ، ساخته شده با غریزه ای هستند که بی رحمی را برای آنها دشوار می کند و بدون دلیل باعث درد می شوند. شاید ما همیشه اشتباه می کردیم.پایان عجیب غریب کتاب باعث میشود تا شما به این کتاب به عنوان یک رمان فوق العاده قوی در ژانر خودش نگاه کنید. این کتاب رو از میتوانید از وبسایت طاقچه که لینکش را در ذیل قرار می هم دریافت کنید.  دانلود و خرید کتاب چیزهای تیز | گیلین فلین | طاقچه (taaghche.com)</description>
                <category>مهدی پریوش</category>
                <author>مهدی پریوش</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 15:36:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>