<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahe_delam</link>
        <description>&quot; انسانی که در روز ازل امضا زده به هبوط خویش تا روزی دگر عروج کند سمت خانه اش .. &quot;</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:35:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1728356/avatar/1rVoPp.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه</title>
            <link>https://virgool.io/@mahe_delam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>این روزهام</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%D9%85-qxcsvf7x9oi1</link>
                <description>سلاماین روزها اونقدر سخت گذشته که نمیدونم اسمش رو چی بزارم ...!انگار گرد غم و درد پاشیدن و دل خوشی سهم کسی نیست، راستش پاشدن خوبه و به زندگی ادامه دادن ..اما تا برگردی به حالت قبلت زمان میبره ... ما هی فروپاشی روانی شدیم و هی تا خواستیم پاشیم درد دیگه چسبید بیخ ریش گلومون ..دلم بغل میخواد و یه جای امن که ذهنم یگه اشفته ی اینهمه اتفاق نباشه ..وسط تغییراتی که میخواستم برای زندگیم انجام بدم موندم و استپ کردمبرای کارم،حالم،ورزشم،درونم فقط هر روز به خودم امید این رو میدم پاشو ادامه بده ...ادامه میدم اما هنوز یه چیزی درونم درد میکنه ... درد میکنه و نمیدونم حتی کجای درونمه چی میخواد بگهدلم معجزه می خواد رفقا :)</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Sat, 21 Feb 2026 10:25:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به کجا؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-qqpvjxubkwvq</link>
                <description>میگه باید خودتو پیدا کنی ..اینجوری میشه که اصل زندگیت شروع میشه، همه چیز شروع میکنه حل شدن ..غرق میشم توی حرفش چقدر خودمو میشناسم؟!چقدر خودمو بغل کردم؟!چقدر میدونم چی میخوام از زندگی؟!چقدر دارم برای دلم زندگی میکنم؟!نه عادت .. نه روزمرگی .. نه نگاه و حرف بقیه ..از درون فرو می ریزم ..حس تنهایی میکنم .. حس میکنم یه گوشه توی قلبم خود واقعیم نشسته و من صداشو میشنیدم اما انگار نمیشنیدم ..حس میکنم سرکوب شده و پر بغضه ..من چقدر خودمو می شناسم؟! من چقدر خواسته هامو میدونم؟! من چقدر بی پروا گذاشتم قلبم حرف بزنه ..پر شدیم از ماسک هایی که برای تایید بقیه زدیم؟!حس میکنم باید یه سفر برم به درون قلبم .. بشینم پای حرفاش .. ببینم کجای زندگیو باید تغییر بدم!#زندگی #من #حال #درون #گاه_من</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Sat, 09 Sep 2023 16:56:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این روزهای من</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-lhnabv6j0ncq</link>
                <description>الان که برگشتم و میخواستم بنویسمدیدم اولین پستم یک سال پیش بوده ..و زمان چقدر زود گذشته ..:)توی این مدت من بالاو پایین زیاد داشتم ..گتاب کم خوندم، بیرون زیاد رفتم، آدمای جدید وارد زندگیم کردمبارون دیدم گرما دیدم ..خوشحال شدم ناراحت شدم ..قلبم شروع به تپیدن کرد ..یکیو خیلی دوست داشتم .. فیلم دیدم انگیزه داشتم، بی انگیزه شدم و ....میدونی مهم اینه خودمو بیشتر شناختم .. خودمو بیشتر دوست دارمو الانی که دارم مینویسم یه متنی رو برای اینستاگرام تکمیل کردم و هدف جدیدمو تیک زدم و وارد مسیرش شدم ..و باید برم محتوای جدید برای یه موسسه بنویسم.میبینی زندگی همین لحظه هامونه :)#من #روزمرگی #عشق #هدف</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Sun, 20 Aug 2023 22:04:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ننوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D9%86%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-coaknuhndsx3</link>
                <description>این روزها میخوام بنویسم ..از چیزایی که توی ذهنم رژه میرهو داره تو سرم هی محکم میکوبه به مغزماما نمیشه .. ذهنم .. قلبم .. کلمه ها .. نمیدونم کدومش کمکم نمیکنه کمکم نمیکنه که سبک کنم این حجم از نشخوار ذهنی رو روزهای ما این روزها سیاهه و رنگ خونچجوری یه نویسنده میتونه شاد بنویسه؟چجوری میتونه غم روی هم وطناشو نبینه ..چجوری ..کاش بارون بباره اونقدر بباره که همه چیزو بشوره و ببره .. :)#نوشتن#روزها#ماه_دلم</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Thu, 24 Nov 2022 16:15:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو ..</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D8%AA%D9%88-wymn1cam9j7r</link>
                <description>داره توی گوشم پلی میشه نشد برای عشقمون برای این دیوانه ات؛ سفر کنی!نشد یه بار به حال من به حال این ویرانه ات؛ نظر کنی…نشد بیایی عاقبت نشد برای عاشقت؛ خطر کنیبارون سر میخوره رو روسریم و میچکه روی صورتم ..و من همونطور دارم راه میرم تو خیابون ..چی تو ذهنم میگذره ؟!نمیدونم ..فکرها تصویر ها هی هجوم میارن روزی که سلام کردیمروزی که کافه با تو بودم .. صدای دوستت دارمت .. صداهای دیگهبا آهنگ قاطی شده ..و من فقط دارم راه میرم .. حس خاصی ندارمنمیدونم کجا دارم میرم .. نمیدونم به چی فکر میکنم .. نمیدونم چی میشنومتو خلام؟!نمیدونم ..آرام آرام گذشتی از کنارم؛ نا مهربان …ای وای از این غم بی پایان …امشب امشب؛ با خیالت گفتم و خنداندم توراامشب امشب؛ مثل هر شب در خیابانم قدم هام وایستاد .. به این قسمت آهنگ که رسیدم ..قدم هام دیگه جلو نرفت ..چرا باز تو خیابونم من؟!حال و روزهای منِ بی تو همینقدر تلخ شده ..عجیب ماجرا اینجاست این قلب هنوز بعد اون روزها هنوز از شنیدن اسمت ، فکر کردن بهت تند تند میزنهو زمزمه میکنه دوستت دارم .. :)#عشق#تو#نوشتن#پاییز#ماه_دلم</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2022 14:26:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این روزها</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-yx3w1byxoepl</link>
                <description>این روزها دلم میخواد همینجور بشینم و نگاه کنم ..دلم میخواد جای زندگی تو واقعیت تو خیالم زندگی کنم ..دلم میخواد برم به روزهایی که عشق بین همه س ..و عشق بین منو تو .. کنار هم باشیم از این روزهای پاییز لذت ببریم .. دلم میخواد از پنجره اتاقم بیرونو ببینم ..و عشق رو نفس بکشم ..بیا این روزهایی که این رنگی سیاه و قرمز شدهما هنوز پیام آور عشق باشیم رنگ سفید و سبز و آبی بپاشیم روی زمین .. :)#عشق#زندگی#روزها#ماه_دلم</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Sat, 29 Oct 2022 11:41:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه روز پاییزی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2%DB%8C-x1zigmjssbpp</link>
                <description>کاش میشد این روزا از پاییز لذت برد ..بارون میبارید .. هوای ابری و بارونی از اون روزایی که منو سرزنده میکنه ..لباسای پاییزیمو می پوشیدم .. همون بافت خردلیه و شلوار مشکیمو همراه روسری مشکیم هندزفریمو میذاشتم رو گوشم و به بلوتوث گوشیم وصل میکردمآهنگ you make me  رو پلی میکردم و راه میرفتم ..هی قدم میزدم و هوای پاییزو نفس میکشیدم .. خیال می بافتم و به آرزوهام فکر میکردم .. اونقد پیاده میرفتم تا برسم به کافه ی مورد علاقم .. خیلی دلم میخواس از بین اسمای تو منو قهوه رو انتخاب کنم اما خب قهوه بهم نمیسازه انتخابمو شیف میدم روی دمنوشا ..سفارش میدم و تو تایمی که منتظر آوردن سفارشم هستم از پنجره بلند کافه خیابون و بارونی نم نمی که میباره رو نگاه میکنم و لذت میبرم ..اینجوری یه روز پاییزی قشنگمو میسازم .. ^^#پاییز#خیال#نوشتن#ماه_دلم</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Wed, 26 Oct 2022 16:40:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرفای من</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D8%AD%D8%B1%D9%81%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-l0gxssxwhaac</link>
                <description>از بچگی عادت نداشتم حرف بزنم .. نوشتن خیلی بهتر بود. آرومم میکردبزرگتر که شدم یه جایی پیدا کردم برای نوشتن ..چقدر خوب بود جایی میشد خود واقعیم باشم .. گاهی هم از خیالاتم و آرزوهام بنویسم حس آرامش داشتم انگار روحم ارضا میشد از نگفته هایی که همش تو ذهنم مرور میشدبزرگتر که شدم آپ های مختلف اومد یه مدتی اینستاگرام نوشتم اما صفحم پر شد از فک و فامیل دیگه نوشتن راحت نبود .. قضاوتا ، حرفا و ... هی میومد و خط مینداخت روی نوشته هام زخمیشون میکرد و میترسیدم همین نوشتنم ازم بگیرن .. :)گذشت و وارد توییتر شدم .. کسی منو نمیشناخت .. حتی وقتایی که عکس خودم پروفایلم بودخیلی خوب بود .. چون قضاوتی هم  اگه بود به نوشتم بود نه خودم ..جدیدنا اونجا هم داره پر میشه از فامیل و آشنا .. داره راه گلوی نوشتنم سد میشه .. :(فکر کنم بهتره برم تو وبلاگ نویسی .. یا شاید همینجا .. بنظر تو کجا باید پناه برد از این نگاه های پر از تیر؟!#نوشته #حرف #حرف_دل #توییتر #اینستاگرام #نوشتن #من_واقعی#ماه_دلم</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Tue, 25 Oct 2022 17:16:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی من</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86-sayfqxnxyybt</link>
                <description>می گفت اگه زندگیمون تموم شد ، بعد دیدیم که یه دفتر بوده خالیکه خودمون توش نوشتیم و جذب کردیم چی؟!خیلی به این حرفاش فکر کردم .. که چقدر دخیلم توی سفرنامه ی زندگی خودم گفتم بچگیمون چی؟ اون که دست خودمون نبود .. اینکه میگن درگیر تله هامون افتادیم گفت صبر کن .. یه بخشی از زندگیت دست خانواده معلم جامعه دوست آشنا و ... بودهیسری رفتارا روت تاثیر گذاشتهاما حالا چی ؟! حالا که میتونی خودت تصمیم بگیری برای زندگیتگذشتت رو ببین الانت رو ببین آرزو هدفاتو ببین بعد ببین میخوای خودت رو قربانی آدمای گذشته کنی .. درگیر اتفاقایی که برات افتاده یا از الان زندگی که میخوای رو بسازی؟! :)#من #حرفام #زندگی #سفرنامه #عشق#ماه_دلم</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 15:13:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-bc6leini0h43</link>
                <description>اینجا نوشتن سخته ..چون میخوای یه چیزی رو کوتاه بنویسی اما گفته شده حتما باید چندین کلمه کنار هم باشهدلیل نوشتنم چیه ؟بارها بهش فکر کردم .. نوشتن تنها همراه روزهای من بود از وقتی دبیرستانی بودمو پامو گذاشتم تو دنیای مجازی من بودمو وبلاگی که میشد خود خوود واقعیم باشم نمیدونم چرا ازا این نعمتی که بهم داده شد هیچ وقت استفاده نکردمجدیدنا کلاس نویسندگی رفتم یسری قاعده و قانون بهم گفتن یسریاش عملیهاما اینکه روی قاعده بنویسم همیشه برام سخت بوده انگار دست و بال کلمه هامومیبندهو نمیزاره حرفاشونو بگن ..نمیزارن بیان بیرون و کنار هم بشینن تا حرف واقعیشونو بگن ..کلمه ها برای من مقدسن .. مظهر ارامشن .. باهاشون نفس میکشم و مهمتر از همه بعد نوشتنشون احساس ارامش میکنم ..برای همینه بیا قاعده بندیش نکنیم ..#خود_من  #نوشته #آرامش #نوشتن #من #احساس#ماه_دلم</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Fri, 21 Oct 2022 16:20:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آغاز</title>
                <link>https://virgool.io/@mahe_delam/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-jba53k1smicj</link>
                <description>سلام آغازِ هر کار بار سلام آغاز می شود ..و بنا به رسمِ عادت من هم از سلام میگویمسلامی که نامِ خداست و حتما خیر به همراه دارد ..هندزفری به گوش پادکست پلی میکنم داره از حال خوب حرف میزنه پرت میشم به حرفای استادم توی کلاس مورنینگ ، همون کلاسی که صبحا زود بیدار میشیم و میشنیم پای حرفای استادمون که از درونمون حرف میزنهوقتی که آشوب بود درونم با این دوره آشنا شدم میدونی من باورم دارم که خدا نشونه زیاد میزاره جلو روی آدم .. شرطش فقط خواستنه .. اینکه از ته قلبت بخوای که اون مساله توی ذهنت حل بشه .. اونوقت نشونه ها سرازیر میشه .. وقتی وارد دوره شدم یه چیزایی رو شنیدم و تجربه کردم که برام جدید بود و دقیقا با قلبم سر و کار داشت استادش دقیقا شبیه همون استادی بود که همیشه توی آرزوم بود همون که با قلبش حرف میزنه و هدفش آگاهی و حال ِ خوب برای دانش آموزها یا دانشجوهاشه .. یه استادی که رفیقه نه اونی که تمام دوران تحصیلی دیدمشون. راستش فرق نداره معلم ِ چی باشی اخلاق یا ریاضی یا زیست مهم اینه وجدان معلم داشته باشی از دید من رسالت یه معلم اینه که قلب دانش آموزهاش یا دانشجوهاش رو هدف بگیره با رفتارش با قلبش حرف بزنه نه صرف اینکه درس های تعیین شده رو تدریس کنه و بره ..این داستان آغازِ رویدادهای جدیدی در من بود ..که کم کم اینجا از آنها میخواهم بگویم ..#ماه_دلم</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 15:47:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>