<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mahgol2017rs</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahgol_rs</link>
        <description>دوست دارم نویسنده باشم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 10:36:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/217847/avatar/XueEtn.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mahgol2017rs</title>
            <link>https://virgool.io/@mahgol_rs</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نگاهی کوتاه به «اصول تولید محتوای متنی»</title>
                <link>https://virgool.io/@mahgol_rs/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%86%DB%8C-mi6jsfdzch5q</link>
                <description>بازار تولید محتوای متنی پر از افرادی است که می‌توانند درباره همه چیز بنویسند، تحلیل کنند و در این راه مدعی نویسنده بودن هم باشند! اما بازاریابی چطور؟ می‌توانید به اندازه تعداد انگشت‌های دستتان بلاگ نویس‌هایی نام ببرید که نوشته‌هایشان شما را میخ‌کوب کنند؟ من که نمی‌شناسم شما چطور؟ نوشتن یک متن روان با موضوعی جالب دشوار است اما غیر ممکن نیست. این کار هم مانند هر تخصص دیگری پایه و اساسی دارد که می‌توانید آن را با مطالعه کتاب، تماشای ویدئو‌های آموزشی و تمرین و تکرار به دست‌آورید. حتما می‌پرسید چه کتابی یا شرکت در چه کلاسی؟ در حال حاضر صدها کتاب با موضوع بازاریابی محتوایی وجود دارد که می‌تواند چراغ راه شما در این مسیر باشد. در هر صورت اگر می‌خواهید برای اولین بار در این راه قدم بگذارید یا به دنبال اثربخشی بیشتر در نوشته‌های خود هستید؛ پیشنهاد من مطالعه کتاب (اصول تولید محتوای متنی، نوشته نیما شفیع‌زاده) است. این کتاب یک منبع جامع برای تولید هرچه بهتر محتوای متنی است که صفر تا صد اصول نوشتن را در 100 صفحه، به طور خلاصه اما کامل به شما آموزش می‌دهد. این کتاب یک منبع کاملا کاربردی و به دور از تعریف‌های کلیشه‌ای است. نکته جالب توجه در این کتاب عنوان‌های آن است: املای کلمات، ویراستاری، درست نویسی، کاربرد علائم نگارشی، SEO، تگ‌ها، URL، بازنگری بعد از انتشار،  دیدگاه‌ها و شیوه پاسخ‌گویی به آن‌های از جمله سرفصل‌های این کتاب است.این کتاب مناسب چه کسانی است؟ شیوه‌ای آموزش در این کتاب متفاوت از روش‌های رایج است. به همین دلیل نظر من این است که این کتاب برای افراد تازه‌کار  و همچنین برای افراد فعال در حوزه محتوا مفید است.زمانی که نیاز به یادآوری مطالب در این حوزه دارید می‎‌توانید از این کتاب به عنوان یک چک لیست استفاده کنید. جمع بندی کتاب (اصول تولید محتوای متنی، نیما شفیع‌زاده) حاصل تجربیات این نویسنده از سال 1394 تا 1400 است.این کتاب یک منبع جامع برای بلاگ نویسی است. با این حال فراموش نکنید که نوشته‌های خوب و اثربخش حاصل سال‌ها تمرین و تلاش نویسنده در این راه است پس انتظار نداشته باشید که بعد از مطالعه این کتاب، یک شبه ره صد ساله این مسیر را بپیمایید.</description>
                <category>mahgol2017rs</category>
                <author>mahgol2017rs</author>
                <pubDate>Sat, 05 Mar 2022 12:50:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این روزا</title>
                <link>https://virgool.io/@mahgol_rs/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7-ph61b6oeassz</link>
                <description>این روزا برای من روزای خوبی نیست. رسیدیم به موج نمیدونم چندم کرونا و همه قرنطیه، البته من نه هنوز باید برم سرکار. این روزا سرم شلوغه نه از اون سرشلوغی‌های کاری از اونایی که واقعا توی سرت شلوغ میشه، از اونایی که مغزت شبا بیدارت میکنه. صبحا کسلت و شبا عصبانی و بی حوصله. یه وقتایی با خودم می‌گم بیچاره اون آدمایی که باهم زندگی کردن. بیچاره اونی که داره باهام زندگی می‌کنه. امروز برای بار نمیدونم چندم دفتر روزانه سال 96 ام رو باز کردم. 4 سال می‌گذره و من هنوز گیرم توی خودم گیرم بین خودم و خودم. بنظرم آدمی زاد میتونه  همه چیو رها کنه اما خودش رو نه. چطور میشه ادم از خودش فرار کنه؟ نمیشه!این روزا فهمیدم هیچ چیز قدر از دست دادن از دست دادن  رفیق درد نداره. اینکه من دیگ اون ادمی ک دوس داشتم باشم نمیشم. یه سری حسا تکرار شدنی نیست. کاش همه چی یه جور دیگ بود!</description>
                <category>mahgol2017rs</category>
                <author>mahgol2017rs</author>
                <pubDate>Sun, 11 Apr 2021 14:28:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهره‌‌ها در شلوغی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahgol_rs/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%BA%DB%8C-nleqmxcetpdr</link>
                <description>این عنوان اسم یه کتاب، ولی قرار نیست که راجعش حرفی بزنم من فقط میخوام راجع چهرهایی که امروز توی شلوغی این شهر می‌بینم بنویسم!اویل آذر این چند روز آسمون داره سخاوتمندانه می‌باره، شهر قرنطینه‌اس ولی بازم شلوغه... بنظرم اوضاع ما خاکستری‌تر از اونیه که از کرونا ترس داشته باشیم؛ خود من اگه ترسی از آسیب زدن به بقیه نداشتم برام مهم نبود که قراره این ویروس غریب چه بلایی سرم بیاره. بگذریم!فردا اگر سوار مترو شدی یا نشستی روی نیمکت پارک، به آدما نگاه کن، به چشماشون، چشمای آدما دروغ نمیگن. چهره‌‌ها تو این شلوغی سنگ شدن، سنگ و بی روح انگار دیگ شوری برای ادامه نمونده. ما هر روز بیشتر از قبل تو جنگ با خودمونیم یه جنگ تن به تن، جنگی هیچ برنده‌ و بازنده‌ای نداره؛ انگار هر روز صبح بیدار می‌شیم و آتیش این جنگ رو  روشن و می‌کنیم و شب نوبت به آتش بس می‌رسه! روزا توی دیوار شیشه‌ای قدم میزنیم و شبا توی وان تیغ دراز می‌کشیم. میخوام به نقل از فیلم نامه‌ای بهتون بگم: که به این جنگ ادامه بدین، اینقدر ادامه بدین تا از خودتون یه ویرونه بسازید اونوقت که از دل اون ویرونگی یه نوری، یه امیدی،  یه چیزی جرقه میزنه؛ مثل تولد یه ققنوس از دل خاکستر سوخته خودش.</description>
                <category>mahgol2017rs</category>
                <author>mahgol2017rs</author>
                <pubDate>Tue, 24 Nov 2020 12:20:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من!</title>
                <link>https://virgool.io/@mahgol_rs/%D9%85%D9%86-o83qw2iu6wnf</link>
                <description>دلم نمیخواست اولین پستی که توی اکانتم میزارم، شلخته و آشفته باشه. ولی خب، الان باید بنویسم، الان باید بنویسم و دفتر زرد رنگ روزنویسم همراهم نیست. توی گوشم صدای کمال کلانتر پیچیده: یکی بیاید این حیوان زبان بسته را خلاص کند!حقیقت اینه که مدتیه که یه جنگ پر از خون تو سرم پا برجاست، بعضی از روزا آتش بس میشه، انگارم افکار نیزه به دست مغزم، یه روزایی میشنن و استراحت ومیکنن و یه دفعه آتش اعلام اتمام آتش بس میشه؛ و باز شروع میکنن... و منی که فقط فریاد میزنم که بس کنید! اما کسی صدای منو نمی‌شنوه.همیشه خواستم شاد باشم و خودم رو دوست داشتم باشم. توی قسمت اول موفق بودم و توی قسمت دوم، اصلا!بارها خواستم یه مدت استراحت کنم! توی تنهایی، به خودم استراحت بدم و با خودم دوست بشم ولی بی‌فایده‌اس، انگار من و من دوتا آدم غریبه‌ایم باهم، من همیشه منو مقصر میدونه و خودمم نمیدونم!شاید یه قربانی‌ام، شایدم واقعا یه مقصر... دستمو میکنم توی جیبم قدم میزنم تا سیاه‌تر سیاه چاله ذهنم، شاید اینجا نشستن حالم رو بهتر کنه.نمیدونم چرا اینارو مینویسم، ولی نوشتن برام آب روی آتیش، مثل یه نخ سیگار بعد از یه بغض قورت داده شده. فک کنم باید بگم:(گویی پایان یک تاریخ را می‌دیدم، پایان قدرت را، و پایان دودمان‌هایی را که دوستشان داشتم.)</description>
                <category>mahgol2017rs</category>
                <author>mahgol2017rs</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jun 2020 17:25:11 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>