<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهکامه مجدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahkame</link>
        <description>کتاب خوره</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 04:07:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/11493/avatar/6lxFIL.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهکامه مجدی</title>
            <link>https://virgool.io/@mahkame</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ایکیگای</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%A7%DB%8C%DA%A9%DB%8C%DA%AF%D8%A7%DB%8C-p2dashfnokcw</link>
                <description>کتاب ایکیگای در مورد راز ژاپنی‌ها در داشتن عمر طولانی و زندگی شاد هست. هکتور گارسیا و فرانچسک میراسل، دو نویسنده این کتاب هستند که به دنبال پیدا کردن دلیل طول عمر به روستای اوگیمی در شمال اکیناوا میرن و مدتی در کنار مردم این منطقه زندگی می‌کنن. اونها افراد زیادی از جامعه اوگیمی مصاحبه میکنن و دلایل طول عمرشون رو از زبان خودشون بیان می‌کنن.کتاب ارجاعات زیادی به چندین مکتب روانشناسی داره به خصوص کتاب «معنا درمانی نوشته ویکتور فرانکل» و اگر کتاب انسان در جستجوی معنا رو خونده باشید حتما با این مکتب آشنا هستید و بهتون کمک میکنه از این کتاب بیشتر لذت ببرید.در طول کتاب رازهای ژاپنی‌ها یک به یک رونمایی میشه و شما می‌تونید اون‌ها رو امتحان کنید و در زندگیتون بکار بگیرید.جدا از اینکه ایا اصلاً دنبال افزایش طول عمر خودتون هستید یا نه، همچنان خوندن این کتاب رو توصیه میکنم چون مثل یه سفر کوچیک به دل ژاپن هست.✅ کتاب ١۴۴ صفحه هست و خیلی راحت و روان ترجمه شده.ایکیگایراز ژاپنی‌ها در داشتن عمر طولانی و زندگی شادنویسنده: هکتور گارسیا - فرانچسک میرالسترجمه: گلی نژادینشر ثالث</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Fri, 27 May 2022 13:47:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>‌کجا ممکن است پیدایش کنم</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%86%D9%85-qhqnsfov5zh6</link>
                <description>✅این کتاب ۱۶۶ صفحه داره.✅ از پنج‌ داستان‌ به نام‌های زیر تشکیل شده:1️⃣فاجعه معدن در نیویورک2️⃣کجا ممکن است پیدایش کنم3️⃣سگ کوچک آن زن در زمین4️⃣راه دیگری برای مردن5️⃣ خوابهمه داستان‌ها اشاره به مرگ دارن . پایان همه داستان‌ها باز هست و کلی سوال بی جواب براتون میذاره. این اولین کتابی هست که من از هاروکی موراکامی خوندم و به نظرم میتونستم از کتاب بهتری شروع کنم.  داستان‌ها خیلی شبیه فیلم‌های اصغر فرهادی هستند و تو اوج تموم میشدن و هیچ جمع بندی نداشتن. من به شخصه از این حجم از باز بودن داستان خوشم نمیاد. اما این کتاب برنده جایزه فرانتس کافکا پراگ ٢٠٠۶ شده. شما کدوم کتاب هاروکی موراکامی رو خوندید و چقدر از کتاباش لذت می‌برید؟  کجا ممکن است پیدایش کنم هاروکی موراکامی مترجم: بزرگمهر شرف الدین نشر چشمه چاپ بیست و سوم</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Fri, 27 May 2022 13:37:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قمارباز</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D9%82%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-xbswbk3lqfvd</link>
                <description>باید اعتراف کنم نوشتن از کتابی که خیلی باهاش حال نکردی، واقعا سخته. قبلا هم گفتم دوست دارم کتاب منو هیجان زده و کنجکاو کنه و بخش زیادی از جذابیت یک کتاب هم به همینه برام. از خوندن قمارباز لذت بردم اما از هیجان بالا و پایین نپریدم و هر قدم بعدی داستان برام قابل پیشبینی بود. این کتاب شاید از نظر فرهنگی بار خیلی زیادی داشته باشه اما از نظر خط داستانی خیلی برام هیجان انگیز نبود.شما کدوم کتاب داستایوفسکی رو بیشتر دوست دارین؟?بریم سر معرفی و کمی اسپویل?✅ کتاب قمارباز با ۹ تفسیر، یک کتاب حدودا پانصد صفحه ای هست. خود داستان جدا از مقدمه و ۹ تفسیرش، فقط ٢٨٠ صفحه هست. ✅گفته میشه داستایوفسکی این کتاب رو فقط در ٢۶ روز نوشته و از زندگی خودش و اعتیادش به قمار الهام گرفته.?معرفی?داستان کتاب از زبان الکسی ایوانویچ بیان میشه. الکسی معلم سرخانه بچه‌های یک ژنرال روس هست. ژنرال و خانواده‌اش در هتلی در رولتنبورگ اقامت دارن. اونا تمام دارایی خودشونو گرو گذاشتند و برای تغییر شرایط منتظر خبر فوت مادر بزرگ هستن. ژنرال بی‌صبرانه منتظر خبر فوت مادر بزرگه تا بعد از پرداخت بدهی خودش بتونه با دختر مورد علاقه اش «بلانش» ازدواج کنه.در این بین این روابط عاشقانه و مالی پیچیده، شخصیت‌های کتاب باعث پیچیدگی هرچه بیشتر داستان میشه.الکسی ایوانویچ که عاشق دختر خوانده ژنرال هست در تلاشه تا از این روابط سر دربیاره. اون سعی میکنه با قمار پولی به دست بیاره و به معشوقش کمک کنه. داستایوفسکی در طول کتاب بارها افراد روس رو مورد حمله قرار میده و در کنارش به انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها از حملاتش در امان نمی‌مونن. یکی دیگه از موضوعاتی که خیلی به اون پرداخته در واقع درون‌مایه کتاب هست، ازدواج به خاطر پول هست.بلانش به خاطر پول با ژنرال وارد رابطه شده، اما آیا خود ژنرال این رو میدونه؟ آیا آلکسی موفق میشه تو قمار پولی به دست بیاره؟آیا آلکسی به معشوق خود میرسه ؟این کتاب خیلی به من پیشنهاد شده بود، منم به شما پیشنهاد میکنم بخونید.اگه این مدت کتابی خوندید که خیلی ازش لذت بردید خوشحال میشم به من معرفیش کنید.#قمارباز#فیودور_داستایوفسکیمترجم: حمید رضا آتش برآبچاپ هفتمانتشارات علمی و فرهنگی</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Thu, 26 May 2022 16:48:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جناب مارتینی</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%86%DB%8C-n5kb3vta8tmm</link>
                <description>✅جناب مارتینی یک کتاب کوچیک هفتاد و یک صفحه‌ای هست که میشه تو یه نشست کوتاه تمومش کرد.✅کتاب خیلی راحت و روونیه به همین خاطر سریع تموم میشه.داستان کتاب از زبان یک خبرنگار به اسم فرانک بیان میشه که به دستور مدیر مجله به مصاحبه با جناب مارتینی میره که یک نویسنده معروفه.فرانک که از مشهوریت ناگهانی مارتینی خوشش نمی‌اومده و به این شهرت شک داشته فقط برای جلب رضایت رئیسش به مصاحبه میره و این مصاحبه با همه شک و شبه‌هایش تبدیل به یک رفاقت میشه.مارتینی مرد جذابیه که همه دوست دارن جای اون باشن اما ناگهان با ورود عشق یک هنر پیشه هالیوودی مارتینی تغییر میکنه و با از بین رفتن اون رابطه مارتینی از نظرها محو میشه.نگاه مردم و رسانه‌ها به رابطه و زندگی مارتینی موضوع اصلیه کتاب هست که از زبان فرانک بیان میشه.نمیگم کتاب خیلی جذابیه یا شما رو هیجان زده میکنه، کتابی هم نیست که اگه نخونید چیزی از دست بدید. اما میتونه کنار تختتون باشه و برای زمانی که دچار بیخوابی شدید، بخونید تا به خواب برید.اگه این کتاب رو خوندید خوشحال میشم نظرتون رو بگید.جناب مارتینینویسنده: پیترو گروسیترجمه: بنفشه شریفی‌خونشر چشمهتعداد صفحات: ٧١</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Thu, 26 May 2022 16:38:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوهرباشی</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-z9gossuatas8</link>
                <description>مثل همیشه اول چندتا نکته مهم بگم بعد بریم سراغ داستان کتاب.این یه کتاب ١٩٠ صفحه ایه که میشه تو یه نشست خوندش. چیزی که تو بررسی هام متوجه شدم این بود که ترجمه میترا نظریان از دیگر ترجمه ها روونتره. پس موقع خرید به مترجم دقت کنید.به نظرم بیست صفحه اول کتاب ممکنه جذبتون نکنه اما باید بهش فرصت بدید.اگه راجع به این کتاب تحقیق کرده باشید حتما چند متن تکراری رو همه جا دیدید و از خوندن اون توضیحات تکراری خسته شدید. من دنبال یک معرفی تکراری نیستم و این یه معرفی متفاوت هست.تو پست‌های قبل جملات مورد علاقم از کتاب رو جدا کردم و گذاشتم. خوشحال میشم جملات مورد علاقه شمارو هم بدونم.معرفی کتاب:ولچانینف و پاول پاولویچ در سنت پترزبورگ باهم روبرو میشن، اما این روبرویی اتفاقی نیست. پاول پاولویچ که به تازگی همسر خودش رو از دست داده برای دیدار چندین دوست قدیمی به سنت پترزبورگ اومده. اما آیا میدونه این دوستان قدیمی زمانی معشوقه‌های همسرش بودن؟...??خطر اسپویل??پاول پاولویچ پس از مرگ همسرش (ناتالیا واسیلیونا) جعبه‌ای پر از نامه پیدا میکنه. نامه هایی عاشقانه برای کسانی که زمانی دوستان خانوادگی پاول و همسرش بودن، کسانی که چندین سال درکنار اونها زندگی کردن. پاول پاولویچ که حالا از مرگ همسرش درمانده شده به همراه دختر کوچکش لیزا به سنت پترزبورگ اومده تا با معشوقه قدیمی همسرش (استپان میخایلوویچ باگائوتف) که در بستر بیماری هست دیدار کند. حالا که باگائوتف دیدار با او رو رد میکنه، پاول به سراغ دوستی قدیمیتر یعنی ولچانینف میره.ولچانینف از خبر مرگ معشوقه قدیمی خودش (ناتالیا واسیلیونا) شکه میشه اما به این فکر میکنه که هیچ وقت نامه ای با ناتالیا رد و بدل نکرده.آیا پاول پالوویچ از رابطه همسرش و ولچانینف خبر داره؟آیا لیزا واقعا دختره پاول پاولویچ هست؟آیا پاول در زمان زندگی همسرش از روابط اون بی خبر بوده؟؟...پیشنهاد میکنم برای پیدا کردن جواب این سوالات کتاب رو بخونیداگر هم این کتاب رو خوندید خوشحال میشم نظراتتون رو بدونمکتاب: شوهر باشی‎نویسنده: فیودور داستایوفسکی‎مترجم: میترا نظریان‎چاپ سوم‎نشرماهی</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Thu, 26 May 2022 16:31:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبروی از دست رفته کاترینا بلوم</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D9%84%D9%88%D9%85-gx9hd5r3gekc</link>
                <description>آبروی از دست رفته کاترینا بلومیا خشونت چگونه شکل می‌گیرد و به کجا می‌انجامد!قبل از صحبت از کتاب، اعتراف میکنم که ایده خوندن کتاب‌های باریک رو از کتاب «تولستوی و مبل بنفش» کپی کردم?. من ترسی از خوندن کتاب‌های قطور ندارم اما داخل این زندگی‌های امروزی پر مشغله، گاهی زمان زیادی برای کتاب خوندن باقی نمی‌مونه به همین خاطر کتاب‌های قطور خیلی زمان بر میشن و بار ارزشی خودشون رو از دست میدن چون قطعا وقتی به اخر کتاب برسیم چیزی از اول کتاب یادمون نیست.پس از اون کتاب یاد گرفتم کتاب‌های باریک انتخاب کنم تا سریعتر تموم بشه و معنا و مفهوم کتاب از بین نره.این کتاب فقط ١٣٠ صفحه هست.برگردم به موضوع کتاب:هاینریش بل کلا جزو نویسنده‌های مورد علاقه منه، همیشه من رو مجذوب داستان میکنه و تا کتاب رو تموم نکنم نمیتونم کتاب رو کنار بگذارم.این کتاب رو توی سفر خوندم و همین سفرم رو خیلی جذاب تر کرد.آبروی از دست رفته کاترینا بلوم ماجرای قتل یک روزنامه نگار رو گزارش میکنه. کتاب یک نگاه انتقادی به راه و روش کاری روزنامه‌ها داره. برای ما ایرانی ها دیگه عادی شده که رسانه‌ها دروغ بگن و ما هم عادت کردیم که باور نکنیم. اما این کتاب میزان دروغ‌گویی رسانه‌ها و به تاثیر روزنامه‌ها بر ذهنیت مردم پرداخته.موقع خوندن کتاب همش یاد زندگی بریتنی اسپیرز می‌افتادم. اینکه چطور پاپاراتزی‌ها و رسانه‌ها اون رو به نابودی کشوندن. و حتی در جریانات اخیر هشتگ فری بریتنی برخی رسانه ها که طرفدار بریتنی بودن به رسانه‌های دیگه ای که باعث تخریبش شده بودن حمله کردن و اونارو مقصر دونستن. بریتنی هم در طول این سال ها تو آهنگ و مصاحبه‌های مختلفی به رفتار پاپاراتزی‌ها اعتراض کرده بود. اما این رفتارهای رسانه ها هیچ وقت تموم نشد و نخواهد شد...اگر شما هم این کتاب رو خوندید خوشحال میشم نظرتون رو بهم بگیدپ.ن: عکس دوم، عکسی از زمان دومین بارداری بریتنی اسپیرز هست که از دست پاپاراتزی ها به یه رستوران پناه میبره و از صاحب رستوران تقاضای کمک میکنه تا پاپاراتزی هارو به رستوران راه نده. اما اون درخواستشو رد میکنه و این عکس ثبت میشه.</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jan 2022 09:03:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنهایی پر هیاهو</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-u1jjsc1xk5oy</link>
                <description>اول از همه بگم که این کتاب رو تو روزایی که حس افسردگی و غم دارید، نخونید. کتاب به شدت حس غم‌زدگی و افسرگی منتقل میکنه و فکر میکنم تو این روزهای کرونا و کم شدن تعاملات اجتماعی گزینه مناسبی برای خیلی‌ها نباشه.حالا بریم سراغ کتاب. تنهایی پر هیاهو هم مثل چند کتاب قبلی، صد صفحه هست و میشه یک روزه تمومش کرد. به شدت روان و جذاب بود و وقتی شروع کردم دلم نمیومد کتاب رو کنار بذارم.داستان کتاب راجع به فردی به نام هانتا هست که ٣۵ سال در کار کاغذ باطله بوده و در این سالها کتاب‌هایی که بین کاغذ باطله‌ها بوده جمع میکرده و میخونده.در طول داستان به جملات معروف از کتاب‌های معروف بسیاری ارجاع داده میشه که جذابیت کتاب رو چند برابر میکنه و در حین شرح افکار و مشاهدات هانتا، گذشته او رو به ما شرح میده.بیشتر از این از داستان کتاب نمیگم چون هر حرفی بزنم اسپویل میکنه. از جذابیت کتاب هرچی بگم کم گفتم اما حس افسردگی و غمی که با خودش به همراه میاره برام خیلی زیاد بود. پس توصیه میکنم اگه رو مود نیستین بهتره خوندن این کتاب رو عقب بندازین.اگر این کتاب رو خوندید از حس و حالتون برام بگید?</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 18:57:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغازه خودکشی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-qyp4fjfeyunz</link>
                <description>کتاب مغازه خودکشی نوشته ژان توالی یه کتاب کوچیک صد و چهارده صفحه ای هست که میشه تو یه روز نشست خوند.این کتاب یه کمدی سیاه راجع به خودکشی و مرگه. خانواده تواچ، نسل اندر نسل، صاحب یک فروشگاه بودن که در اون لوازم خودکشی می‌فروختن و حتی به مشتریانشون راه‌های مناسب خودکشی معرفی میکردن. شعار معروف مغازشون اینه که:آیا در زندگی شکست خوردید؟ لااقل در مرگتان موفق باشید.اما همه اینها با به دنیا اومدن کوچیکترین پسر خانواده تغییر میکنه...انیمیشنی هم بر اساس این کتاب و به همین نام ساخته شده که پیشنهاد می‌کنم ببینید.به نظر من کتاب لذت بخشی بود. ترجمه و نگارش روانی داشت، اما من رو هیجان زده نکرد و همه چیز برام قابل پیش‌بینی بود. من دوست دارم کتابی که میخونم خیلی قابل پیش‌بینی نباشه و من رو غافلگیر کنه. کتاب قبلی رو خیلی بیشتر دوست داشتم اما معنیش این نیست که این کتاب ارزش خوندن نداره. شاید شما خیلی بیشتر از من از این کتاب خوشتون بیاد.اگر این کتاب رو خوندید نظرتون رو برام بنویسید ?</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 18:52:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقایع نگاری مرگی اعلام شده</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87-kg7m6uzcgu9m</link>
                <description>وقایع نگاری مرگی اعلام شده نوشته گابریل گارسیا مارکز کتاب صد صفحه‌ای هست که میشه در یک نشست تمومش کرد. این کتاب برگرفته از یک اتفاق واقعیه که در سال ١٩۵١ اتفاق افتاده.از خوندنش خیلی لذت بردم و به شما هم پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونید.???خطر اسپویل???همینطور که از اسم کتاب مشخصه، شما داستان قتل سانتیاگو نصار رو میخونید. اینکه چرا و چطور تو روز روشن در شرایطی که همه میدونستن قراره به قتل برسه، کشته شد؟ آیا واقعا حقش بود که کشته بشه؟کلیت کتاب من رو به شدت یاد «مبحث اثر تماشاگر» می‌انداخت که یه اصل روانشناسیه و میگه وقتی گروه زیادی از افراد شاهد یک اتفاق هستند (مثل چپ کردن یک ماشین) تعداد نفرات کمتری احساس مسئولیت میکنند تا کمک کنند یا حتی به گروه های امدادی خبر بدن چون فکر میکنند حتما یک نفر دیگه این کار رو کرده.اگه به خطر اسپویل توجهی نکردید و تا اخر متن رو خوندید همچنان توصیه میکنم کتاب رو بخونید بشدت روان و جذاب هست و قطعا خیلی از جذابیت های کتاب توی این متن بیان نشده?.</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 18:47:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولستوی و مبل بنفش</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-cc1x2eo8typt</link>
                <description>کتاب تولستوی و مبل بنفش کتابیه که همه میتونن باهاش ارتباط برقرار کنن. همه ما تو زندگیمون کسی رو از دست دادیم که غمش غیرقابل تحمل بوده و اون روزها رو به سختی پشت سر گذاشتیم و حتی شاید هنوز نتونستیم پشت سر بزاریم.نینا سنکویچ در این کتاب از غم از دست دادن خواهر بزرگش صحبت میکنه و اینکه چطور بعد سه سال با این غم کنار نیومده و تلاش میکنه با پناه بردن به دوست همیشگیش «کتاب» این درد رو تسکین بده.نینا تصمیم میگیره به مدت یک سال هر روز یک کتاب بخونه و راجع به اون کتاب متنی بنویسه، برای عملی کردن تصمیمش برنامه ریزی میکنه و از همسر و بچه‌هاش کمک میگیره.از کتاب‌هایی که میخونه، میگه و در طول کتاب به گذشته خودش و خانواده‌اش سفر میکنه. با یاداوری خاطراتی اشک خواننده رو بارها در میاره.این کتاب برای من بسیار لذت بخش بود همراه با نویسنده درد کشیدم و همراه با نویسنده از درد رها شدم. خوندنش رو به دیگران توصیه میکنم البته اگه از کمی گریه نمیترسد?.</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 18:45:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرشد و مارگریتا</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D9%85%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7-zhqyhffpafph</link>
                <description>عید پارسال کتاب «مرشد و مارگاریتا» رو از خواهرم قرض گرفتم تا بخونم، اما در طول یک سالی که گذشت بارها سعی کردم مطالعه کنم و هر بار به یه دلیلی نصفه موند.بالاخره امسال وقت آزاد پیدا شد، تونستم بخونم و دیشب تمومش کردم.با وجود اینکه کلا با فضای رمان روسی ارتباط برقرار نمیکنم و خیلی خوشم نمیاد اما از این کتاب لذت بردم؛ هرچند خوندنش یک سال طول کشید و شروعش واقعا جذبم نمیکرد.من هیچ وقت مقدمه مترجم رو نمیخونم چون همیشه به نظرم داستان رو اسپویل میکنن و تمام جذابیت داستان رو از بین میبرن اما این بار خوندن همین چند خط کافی بود تا کتاب برام جذاب بشه.بخشی از مقدمه مترجم:رمان از سه داستان مختلف تشکیل شده که گاه به گاه در هم تنیده می‌شوند و در پایان بالاخره در پایان کتاب، به وحدتی ارگانیک می رسند. شرح وقایع سفر شیطان به مسکو، سرنوشت پونتیوس پیلاطس و تصلیب مسیح و داستان عشق مرشد و مارگاریتا اجزا سه گانه رمان هستند. این داستانها در دو زمان تاریخی مختلف رخ می‌دهند: یکی زمان عیسی مسیح در اورشلیم و دیگری زمان حکومت استالین در مسکو.</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 18:43:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اخطار: این یک کتاب نا‌تمام است</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%A7%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-onbl5pcztn4u</link>
                <description>اگر از پایان باز لذت می‌برید، این کتاب حتما برایتان لذت بخش خواهد بود. نه به این خاطر که داستانش پایان باز دارد، به این دلیل که این کتاب دقیقا در نقطه اوج به دلیل مرگ نویسنده بی پایان می‌شود!شما می‌مانید و تمام احتمالات و حالت‌های امکان پذیر برای به پایان رساندن این کتاب، اما این موضوع هیچ چیز از جذابیت کتاب کم نخواهد کرد.باور نمی‌کنید؟؟ کافیست تصور کنید:شیطان روح کسی را کشته و جسمش را صاحب شده است و او با تمام این احساسات انسانی مانده است. چیزهایی را که همیشه با یک بشکن زدن انجام می‌داده را حالا باید با استفاده از جسم انسانیش آنها را انجام دهد.شیطان در قالبی انسانی پا بر زمین گذاشته و می‌‌خواهد نمایشی به پا کند که خودش هنرپیشه اصلی آن است. آیا موفق خواهد بود؟آیا انسان‌ها را فریب خواهد داد؟آیا انسان‌ها از او پیشی‌خواهند گرفت؟این کتاب در واقع دفتر یادداشت شیطان از افکار و اتفاقاتش در زندگی به عنوان یک انسان است.از معرفی کتاب که بگذریم خیلی از این کتاب خوشم اومد. حتی بعضی جاها به نویسنده حسادت کردم. دیدن دنیا از چشم شیطان و تجربه کردن خیلی چیزها از جانب اون برای اولین بار قطعا کار ساده‌ای نبود. تمسخر و تحقیر انسان از دیدگاه شیطان باعث به وجود آمدن جملات و مکالمات جذابی شده که با وجود نصفه بودن کتاب باعث میشه همچنان هیجان انگیز باشه.</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 18:38:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تناسخ</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AE-f4ztrj394jco</link>
                <description>از اولین باری که با مفهوم تناسخ آشنا شدم دوستش داشتم و کم‌کم بهش اعتقاد پیدا کردم. به هر حال من ترجیح میدم فکر کنم اینقدر روحم از این زندگی به اون زندگی میره تا به کمال برسه تا اینکه فکر کنم یک بار زندگی میکنم اما بعدش میرم بهشت یا جهنم.به نظرم هرکی باید با اون اعتقاداتی که براش قابل درک‌تر هست زندگی کنه و خب این حس بهتری به من میداد، هیچ کاری هم به اعتقادات دیگران ندارم.کتاب تنها عشق حقیقت دارد خیلی بهم پیشنهاد شده بود اما میدونستم کتاب دیگه‌ای قبل اون هست. نویسنده این کتاب دکتر برایان ال وایس نوع آشنایش با تناسخ و داستان‌های بعد آن را در سه جلد (تا جایی که من اطلاع دارم) به این ترتیب منتشر کرده: «استادان بسیار، زندگی‌های بسیار»«عبور از زمان به سوی شفا»«تنها عشق حقیقت دارد»من کتاب «عشق حقیقت دارد» رو میشناختم اما دوست داشتم داستان رو از اول بخونم برای همین با کتاب «استادان بسیار، زندگی‌های بسیار» شروع کردم و خیلی لذت بردم.دکتر ال وایس که یک روانشناس هست به واسطه هیپنوتیزم یکی از بیمارانش با تناسخ آشنا میشه و دانش پزشکیش با این مبحث مبارزه میکنه. اون بین دیده‌ها و شنیده‌هاش و منطقش دچار درگیری میشه و مارو در این ماجرا با خودش همراه میکنه.بعد از خوندن این کتاب به سرعت تنها عشق حقیقت دارد رو شروع کردم. اگه بخوام نمره بدم از ۱۰ امتیاز به اولی ۱۰ و به دومی ۵ میدم. کتاب «استادان بسیار» بدون نظرات شخصی و دیدگاه روحانی و روانشناسی بیان شده اما کتاب‌ بعدی پر از نقد و بررسی‌های روانشناسانه یا حتی روحانیه.چیز دیگه‌ای هم که از جذابیت داستان دوم برای من کم میکرد یادآوری بیش از حد داستان قبلی بود. نویسنده سعی کرده که هرکس با خوندن هر کتاب کل داستان را متوجه شود به همین خاطر مدام داستان را تکرار می‌کند و هیچ فرقی نمیکند که به چه ترتیبی کتاب‌ها را بخوانید.  خوندن این کتاب‌ها رو به کسانی که به موضوع «تناسخ» علاقه‌مند هستند پیشنهاد میکنم. اگر تغییری در نظرتون بعد خوندن کتاب به وجود اومد خوشحال میشم اینجا بنویسید.</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 18:26:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرشار زندگی اثر جان فانته</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87-u0fi93m0yyt7</link>
                <description>  جونم براتون بگه که من از بس این مدت کتاب‌های آموزشی، مدیریتی و موفقیتی خوندم روحم نیاز به یه سبک کتاب دیگه داشت و از کتابی که خوندم لذت بردم. همینطور که در تصویر مشاهده میکنید (مثلا من مجری اخبارم???) اسم کتاب 《سرشار زندگی اثر جان فانته‌》 است.داستان راجع به زندگی یک نویسنده معروفه که زنش بارداره و از احساسات خودش و داستانهاش در اون نه ماه صحبت میکنه. بقیه ماجرارو خودتون برید بخونید والا اگه قرار بود من همشو بگم که دیگه جذابیتی نمی‌تونه داشته باشه. از بس که از آداب کاتولیک بدم میاد فکر میکنم تو زندگی قبلیم کاتولیک بودم. هر وقت تو یه کتاب به قوانین کاتولیک‌ها اشاره میشه لجم در میاد و همین عدم علاقه‌ای که دارم باعث پیوند بیشتر من با کتاب و داستان میشه. مامان خانم داستان هم که آدم معتقدی نبوده، در دوران حاملگیش بجای ویار گوجه سبز و ترشک، ویار میکنه کاتولیک بشه، شما دیگه خودتون تصور کنید شوهر چه عذابی کشیده‌! دیگه بیشتر از این اسپویل نمیکنم خودتون بخونید. </description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Fri, 01 Feb 2019 13:31:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نه به خشونت علیه زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-uekzh0hyfgbl</link>
                <description> این دستبند رو دیروز از پارکینگ پروانه خریدم اسمش &quot;نه به خشونت علیه زنان&quot; هست. همش داشتم بهش نگاه میکردم و فکر می کردم که یه راننده از کنارم رد شد و واسم بوس فرستاد. هرچند از وقتی اومدم تهران از این جور رفتارها به شیوه‌های مختلف ( از نگاه کردن های تابلو گرفته تا تیکه های مسخره انداختن) و در رده‌های سنی مختلف زیاد دیدم (بله بله بیشتر در سنین بالا) و دیگه عادی شده (بله، بله شمال این اتفاقا خیلی به ندرت پیش می‌اومد) اما....اما سوالی که پیش میاد واسم اینه که این افراد انتظار دارن چه واکنشی ببینن؟؟ مثلا این رانندهه انتظار داشت بپرم سوار ماشینش بشم بگم وای منم عاشقتم کی میای منو بگیری؟؟یا اون آقایی که میگه جون انتظار داره من بگم وای جون به خودت بیا این شمارم؟؟؟یه سوال مهم دیگه اینه که اصلا چه لذتی داره این کار؟؟؟ یعنی بعدا میخندن میگن وای چه تیکه خوبی انداختم؟؟؟ (چون قطعا ارضا نمیشن با این حرکت)</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jan 2019 10:56:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطره ای از کتاب تست مامان</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-uje4hchejsdi</link>
                <description> وقتی این کتاب رو کادو گرفتم به اسمش نگاه کردم و نزدیک بود پَس بیوفتم. خیلی سعی کردم تابلو نکنم که شوکه شدم و به سختی سعی کردم چشام که از حدقه زده بود بیرون رو کنترل کنم. خدا‌رو‌شکر که پایینش چند خطی توضیح داره وگرنه من نعره‌زنان و جامه‌دران فرار می‌کردم. اسمش شبیه اینه که ازتون بپرسن: آیا میتونی مادر خوبی واسه بچم بشی یا نه؟البته موضوع کلا یه چیز دیگه‌ست....پ.ن: اون دو تا بطری یکیش شن ساحل خلیج فارس و اون یکی شن کویر مصر هست.</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jan 2019 12:19:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روایتی از یک دوره تاریخی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-c26cvmaa7hhl</link>
                <description> پیش از هر چیزی باید بگویم، همچنان معتقدم که بعضی کتاب‌ها در دوره انتشار خود تاثیرگذار هستند و در گذر زمان از آن تاثیرگذاری اولیه دور می‌شوند و تنها به عنوان یک اثر ادبی باقی می‌مانند. رمان شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری نیز از این نوع است. این کتاب برای من نشان دهنده فضای گذشته و دوران ارباب و رعیت ایران بود. فضایی که از آن داستان‌ها شنیدم، فیلمها دیدم و کتاب‌ها خواندم. به همین دلیل یک فضای جدید نبود. نوع نگارش داستان تحسین برانگیز است اما اگر اختلال تمرکز دارید اصلا به خواندن رمان فکر نکنید. نگارش این رمان از نوع جریان سیال ذهن است بدین صورت که زمان در یک خط مستقیم نیست و در هر پاراگراف به حال یا گذشته می‌روید.حسی که از این کتاب گرفتم تنها زنان بی صدایی بود که در یک فرایند تکراری له شدند. نه از خودشان دفاع کردند، نه جنگیدند، نه حتی صدایشان را بالا بردند بلکه بخشی از فرایند شدند و اجازه دادند هر اتفاقی بیفتد. گاهی به بدتر کردن شرایط برای خود نیز راضی بودند!(به نظرم این فضا برای همه آشناست و همه چنین زنانی را می‌شناسیم)</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jan 2019 13:13:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی کوتاه است</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-lvng4htlp4w5</link>
                <description> اگر تمایل شما به کتاب‌هاییست که احساسات و افکار شما را به چالش می‌کشد پیشنهاد می‌کنم حتما کتاب «زندگی کوتاه است» را بخوانید. برای من مهم است بدانم تا چه میزان این ماجرا واقعیت داشت! تنها چیزی که از وجود آن مطمئن هستم واقعی بودن شخصیت قدیس آگوستین است و تمام ارجاعات به کتاب «اعترافات» او هم درست است.آگوستین قدیسی است که باور دارد برای رسیدن به خدا باید از تمام لذت‌های دنیا چشم پوشی کرد. وی در این راه همسر و فرزند خود را نیز فدا می‌کند. او در کتاب اعترافات می‌گوید حتی جلوی لذت بردن از شنیدن صدای پرندگان را هم گرفته است!پس از انتشار این کتاب است که معشوقه دوران جوانی او فلوریا در این نامه‌ها اعترافات آگوستین، اعتقاداتش و حتی باورهای کاتولیک‌ها را به چالش می‌کشد و با اشاره به افسانه‌های رومی و سخنان فلاسفه، باورها و زندگی آگوستین را زیر سوال می‌برد.این کتاب برای من خیلی دردآور بود. این که افرادی از میان ما صرفا «به نام دین» چه ظلم‌هایی به خود و ما می‌کنند و این که در اکثر مواقع زن‌ها آسیب بیشتری از این مساله می‌بینند. این داستان در هر دین و در هر بازه زمانی تکرار می‌شود. داستان مادری که از فرزند جدا می‌شود، داستان زنی که بعد از یک تجربه اشتباه به خودش اجازه تجربه دوباره نمیده، داستان زنی که کتک می‌خورد و شکنجه می‌شود اما در آن رابطه باقی می‌ماند!و چقدر وحشتناک که همه این ماجراها در زیر سایه دین رخ می‌دهد و به نام آن توجیه می شود و به اسم عشق ادامه پیدا میکند....</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jan 2019 12:06:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش اصلی سمفونی مردگان</title>
                <link>https://virgool.io/@mahkame/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%85%D9%81%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-gfq9jmozfqw8</link>
                <description> نمیدونم چند سال پیش بود که این کتاب رو خریدم ولی سراغش نمی‌رفتم. مونده بود تو لیست سیاه انتظار برای خونده شدن! چندی پیش بالاخره طلسم شکست و شروع به خواندن کتاب کردم. یادمه وقتی تموم شد دوستی که کتاب رو خونده بود ازم پرسید «چطور بود؟» و من هیچی برای گفتن نداشتم. سکوت سنگینی تو ذهنم ایجاد کرده بود که حتی برای خودم عجیب بود!دوست داشتم در موردش چیزی بنویسم و اینقدر افکارم بهم گره خورده بود که هرچی بیشتر سعی میکردم بازش کنم، اون گره بدتر کور می‌شد. دیروز به خوندن چند نقد رو آوردم بلکه کمی به افکارم سرو سامان بده و همین هم شد‌. با خوندن اولین خط فهمیدم چرا اینقدر گیج شده بودم.در چندین نقدی که خوندم شخصیت‌ها به خوب و بد، مثبت و منفی، سیاه و سفید دسته‌بندی شده بود. این دقیقا همون چیزی بود که من نمی‌خواستم و باهاش مخالفم. برای من تک تک شخصیت‌های کتاب نقش اصلی رو ایفا می‌کردند و هر کدام (حتی اورهان، برادر کوچکتر که اکثر خوانندگان به عنوان نقش منفی می‌شناسند) به نوعی توسط دیگران دچار تخریب شخصیت شده بودند.در هر بخش کتاب، داستان از زبان یک فرد بیان میشه و خواننده در هر فصل درگیر احساس‌های یک شخصیت میشه. دردها، رنج‌ها، ناراحتی‌ها و افکار آنها را دیده و در نهایت مشاهده می‌کنیم که هر یک از شخصیت‌ها چطور درگیر یک مرگ تدریجی میشن. به شکلی که زنده یا مرده آنها با هم فرقی نداره!برای من به عنوان خواننده، هر یک از شخصیت‌ها، نقش اصلی بود و همه یه یک اندازه آسیب دیده بودند.این کتاب را به دوستانی که مطالعه نکردن و به رمان ایرانی علاقه‌مند هستند، پیشنهاد میکنم.تقدیم به نویسنده کتاب، جناب آقای عباس معروفی. خوشحال میشم نظر ایشون رو هم بدونم.دوست من این پست رو برای استاد معروفی فرستادند و فردای انتشار این پست در اینستاگرامم، استاد معروفی چنین پاسخی دادند:</description>
                <category>مهکامه مجدی</category>
                <author>مهکامه مجدی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jan 2019 13:16:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>