<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمود نشاطی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahmood.neshati</link>
        <description>مهندس نرم افزار و استادیار دانشگاه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:28:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4399/avatar/TQJLyk.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمود نشاطی</title>
            <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سكوي ارائه خدمت يكپارچه سازي</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D8%B3%D9%83%D9%88%D9%8A-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D9%8A%D9%83%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%8A-pitbakidptl6</link>
                <description>چند وقتي هست كه تب سامانه نويسي تو كشور خيلي بالا گرفته. هر سازماني رو كه مي ري كلي سامانه داره كه هر كدومشون يك يا چند فرايند كسب و كاري را قراره انجام بدهند.بعضي از اين سامانه ها خدمات اصلي (Core Service) يك ارگان، سازمان يا شركت را ارائه مي كنند. بعضي ديگه ،هم كارهاي كوچيك و حواشي يك سرويس اصلي (Non-Core Service) را گسترش مي دهند.اگر بخواهم يك مثال ملموس بزنم، سامانه اصلي عمليات بانك كه اصطلاحا Core-Banking گفته ميشه فرايندهاي اصلي مثل افتتاح حساب، واريز و برداشت، تسهيلات و ... را مديريت مي كند. اما مثلا موبايل بانك يك سامانه Non-core هست.حالا به نظر شما سامانه هاي Core در ارائه مزيت رقابتي موثر است يا سامانه هاي Non-Core?اگر از من بپرسيد مي گم سامانه هاي Non-Core. حالا چرا؟به نظرم علتش اينه كه سامانه هاي Core چون عمر زيادي دارند به سمت استانداردسازي رفته اند و خدماتشون كمابيش قابل مقايسه است. به نظر من، تو فضاي رقابتي الان، كسب و كاري موفق مي شه كه بتونه مزيت هاي كوچيك اما ملموس براي مشتري هاش ايجاد كنه كه اين مزايا عموما Non-Core هستند.حالا كي مي تونه اين Non-core service ها را بهتر ارائه كنه؟ به نظرم تيم هاي استارتاپي با فوكوس خيلي بالا روي يك فيچر كوچيك بهتر مي تونند اين كار را در مقايسه با سازمان هاي بزرك انجام بدهند.پس ما نياز به روشي داريم كه همكاري سازمان هاي بزرگ (متمركز روي Core Service) و سازمان هاي كوچيك (متمركز روي Non Core Service) ها را تسهيل كند. يكي از اين روش ها، سكوي ارائه خدمت يكپارچه سازي (iPaaS) هست كه بعدا در موردش بيشتر مي نويسم.IPaaS</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jul 2022 17:31:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه‌ی راه محصول (Product Road Map) چيست و به چه كار مي‌آيد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-product-road-map-%DA%86%D9%8A%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF-ykcdcjcb50sb</link>
                <description>متدولوژی‌هاي اجايل (Agile) مزاياي زيادي در توسعه‌ی محصولات داشته‌اند و اين باعث شده روز به روز اقبال بيشتري به اين تفكر ايجاد شود. يكي از ايده‌هاي كليدي در اجايل اين است كه به جاي تأكيد بر روي برنامه‌ريزي، خودمان را براي اعمال تغييرات آماده كنيم.Responding to change over following a planبا این رويكرد در متدولوژي‌هاي اجايل، برنامه‌ريزي‌ها به صورت كوتاه مدت انجام مي‌شود و تاكتيك اصلي، بيشينه كردن ارزش براي مشتري به صورت دوره‌اي و در هر اسپرينت است.ايده‌ی بالا در نگاه اول بسيار جذاب به نظر مي‌رسد خصوصاً از ديد مشتري، چرا كه آزادي عمل او را زياد مي‌كند. اما به قول مارك منسن نویسنده‌ی كتاب « The Subtle Art of Not Giving a F*ck»، هر راه‌حلي خود مشكلات جديدي درست مي‌كند. مشكلي كه ايده‌ی بالا ايجاد مي‌كند، ابهام زياد است. ابهام در خصوص اينكه نرم‌افزار به چه سمتي مي‌رود، كدام تكنولوژي مناسب‌تر است، كدام نيازمندي‌ها در کوتاه‌مدت و بلندمدت مهمتر هستند و ... .براي حل اين مشكل، يك راهكار خوب (كه البته مشكلات خودش را هم دارد)، استفاده از نقشه‌ی راه محصول يا Product Roadmap است.ايده‌ی اصلي نقشه‌ی راه محصول اين است كه نگاه استراتژيك به محصول داشته باشيم و بتوانيم نيازمندي‌هاي مشتري را در میان‌مدت و درازمدت جهت‌دهي كنيم. داشتن نگاه استراتژيك، مي‌تواند ابهام‌ها را كاهش دهد و مهمتر از آن، مسير نوآوري در توسعه‌ی محصول را باز كند. جمله‌ی زير از استيو جابز، يك نگاه استراتژيك (و نه تاكتيكي) به توسعه‌ی محصول است:People don&#x27;t know what they want until you show it to them. That&#x27;s why I never rely on market research. Our task is to read things that are not yet on the page. چگونه بايد نقشه‌ی راه داشته باشيم؟ بايد ديدي داشت كه «Happy Place» كجاست. يعني با توليد و توسعه‌ی محصول به كجا مي‌خواهيم برسيم. اگر Happy Place را بشناسيم مي‌توانيم براي فيچرهاي 6 ماهه و حتي یک ساله برنامه‌ريزي كنيم.نكته‌ی مهم در طراحي نقشه‌‌ی راه محصول اين است كه، همواره تأكيد بر نيازمندي‌هاي مشتري است و نه فيچرهاي فني يا رفع باگ‌هاي محصول. براي مثال، با توجه به نيازمندي‌هاي فعلي مشتری، مي توانيم تشخيص دهيم كه احتمالاً «SSO» نيازمندي 6 ماه آينده خواهد بود و آن را در نقشه‌ی محصول قرار مي‌دهيم. اما اينكه از چه تكنولوژي براي پياده‌سازي آن استفاده كنيم جايي در نقشه‌ی محصول ندارد.هر محصول، ذي‌نفعان مختلفي دارد. در ادامه توضيح مي‌دهيم Roadmap براي هر ذی‌نفع چه نكات و آورده‌هايي دارد.1- مشتريان: مي‌خواهند بدانند Vision محصول چيست، چرا كه آن‌ها هم برنامه‌ريزي‌هايي براي خود دارند و باید بدانند محصول به كدام سمت پيش مي‌رود.2- تيم فروش و ماركتينگ: با مشتري در ارتباط است و بايد اولويت‌هاي فروش را بداند و آن‌ها را جهت‌دهي كند.3- تيم مديريت و مالي: مي‌خواهد بداند براي هر ويژگي در نقشه‌ی راه بايد چقدر سرمايه‌گذاري كند و برگشت سرمايه به چه ميزان است.4- تيم‌هاي فني: بايد برنامه‌ريزي میان‌مدت را بدانند تا در انتخاب تكنولوژي‌ها بهتر عمل كنند.در اكثر سازمان‌ها، مديران محصول وظيفه‌ی تهيه‌‌ی نقشه‌ی راه را بر عهده دارند. مديران محصول از منابع زير براي ساختن نقشه‌ی راه استفاده مي‌كنند:- فیدبک مشتری- نظرات تيم فروش- نظرات تيم مهندسی- چشم‌انداز سازمان نقشه‌ی راه بر اساس اهداف كوتاه‌مدت و بلندمدت سازمان طراحي مي‌شود و تيم‌ها را بر روي اهداف متمركز مي‌كند. ميليون‌ها ايده براي بهبود محصول وجود دارد، Product Roadmap ها كمك مي‌كنند كه تمرکز تیم‌ها بر روي اهداف باقي بماند و به نوعی مسير حركت را نشان مي دهند.نكات مهم:هزینه‌ی تولید و به‌روزرساني Product Roadmap نباید خیلی زیاد باشد.شناخت درست اولویت‌ها و تطبیق با ذی‌نفعان بسیار مهم است.نقشه‌ی راه باید متناسب با نیاز مشتری باشد.چیزی که تغییر نمی‌کند Vision است اما چیزی که ممکن است عوض شود نحوه‌ی پیاده‌سازی آن Vision است. ویژن چیزی از جنس نیازمندی مشتری است نه چیزی از جنس فناوري.نقشه‌ی راه به صورت دوره‌اي بر اساس فیدبک مشتری و Emerging Product ها به‌روزرسانی می‌شود.</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2020 10:43:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحي انسان‌محور (چگونه طراحي را ارزيابي كنيم؟)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%8A-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%8A-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D9%83%D9%86%D9%8A%D9%85-fjmbmh8c38wp</link>
                <description>در پست قبلي مشكلات كاربردپذيري را معرفي كرديم و گفتيم كه 10 قاعده وجود دارد كه با استفاده از آن‌ها مي‌توانيم به صورت اصولي، كاربردپذيري يك طراحي را مورد بررسي و ارزيابي قرار دهيم. اين قواعد در شكل زير نمايش داده شده‌است.قواعد مكاشفه‌اي براي بررسي طراحياين قواعد به سه دسته‌ی اصلي تقسيم مي‌شوند:فهم كاربر: طراحي بايد به گونه‌اي باشد كه كاربر سيستم، واسط آن را به سادگي بفهمد و درك كند.عمليات كاربر: طراحي بايد به گونه‌اي باشد كه كاربر بتواند به سادگي با سيستم كار كند.ارائه‌ی بازخورد به كاربر: سيستم بايد بازخورد مناسب به كاربران بدهد.در اين پست قاعده‌ی اول و دوم را بررسي مي‌کنیم.فهم كاربرسازگاري (Consistency) به زبان ساده يعني واسط كاربري سيستم بايد با خودش و ساير نرم‌افزارهاي هم‌رده سازگار باشد. به بياني ديگر، لازم نيست واسط كاربري بسيار جديدي خلق كنيم و كافي است از نرم‌افزارهاي موجود و پركاربرد ايده بگيريم. شكل زير را ببنيد، كدام براي شما بيشتر آشناست؟جای کلیدها نباید عوض شود؛ سازگاري با ذهن و حافظه‌ی كاربر بايد حفظ شود.مثال ديگر از سازگاري، اين است كه اسم برچسب‌ها، فرم‌ها و ... بايد براي كاربر آشنا و تداعي‌كننده باشد. حتماً تا به حال براي شما پيش آمده‌است با فرمي مواجه شويد كه معني گزينه‌هايی که باید انتخاب کنید برایتان واضح نباشد مثل فرم زير:براي كاربر واضح نيست كدام گزينه را بايد انتخاب كند!نکته‌ی ديگر اين است كه رفتار نرم‌افزار بايد شبيه به نرم‌افزارهاي هم‌رده باشد. براي مثال، در خط فرمان (Command Line) وقتي با گزينه‌ی «Yes/No»  مواجه مي‌شويم، انتظار داريم معني Yes ادامه دادن فرآيند (Continue) باشد و نه اتمام آن. اما در شكل زير رفتار نرم‌افزار برعكس آن چيزي است كه انتظار داريم.رفتار عجيب!ديالوگ زير يك مثال خوب است؛ به جاي اينكه كاربر را با سوال Yes/No مواجه كند، گزينه‌هايي پيش رویش گذاشته كه تصميم‌گيري را براي وي ساده‌تر مي‌كند.زبان مشترك (Using Familiar Language) بخش دوم در بهبود فهم كاربر، استفاده از زبان نزديك به ذهنيت كاربر است كه در شكل زير نشان داده شده‌است.به زبان ساده، کلمات و اسامي باید طوری انتخاب شوند که کاربر سردرگم نشود و اسامي انتخاب شده با ذهنيت كاربر تناقض نداشته باشند. براي مثال، شكل زير را در نظر بگيريد. اسامي كامپيوتري طوري انتخاب شده‌اند كه با دنياي فيزيكي و ذهنيت كاربران تناسب داشته باشند.طراحي تميز و متناسب با عملكرد (Clean and Functional Design) بخش سوم در بهبود فهم كاربر، طراحي تميز است كه در شكل زير نشان داده شده‌است.به زبان ساده، تأكيد اين بخش بر آن است كه طراحي تا جاي ممكن بايد ساده و متناسب با عمكرد باشد. یعنی نويز در آن كم دیده شود. براي مثال، شكل زير وب‌سايت آب و هوا را نشان مي‌دهد كه طراحي خوبي ندارد چرا كه در بالاي صفحه، كلي لينك اضافه وجود دارد و اصل مطلب (همان اعلام آب و هوا) در پایین صفحه قرار گرفته و عملاً در صفحه گم شده‌است.يا وب‌سايت اجاره‌ی خودرو در شکل زير كه حتماً شما را به ياد وب‌سايت‌هاي 20 سال پيش مي‌اندازد (اگر سنتون قد بده ?)؛ پر از لينك و عكس اضافه است و طراحي تميزي ندارد.يا گوگل فرم زير که با طراحي قديمي که دارد و پر از Border هست، حواس كاربر را پرت مي‌کند. این نمونه‌ای از يك طراحي نويزي است.به عنوان آخرين مثال از اين بخش، وب‌سايت وام دانشجويي زير را ببنيد كه كاربر مي‌تواند به آن Widget اضافه كند. بديهي است وقتي شما به وب‌سايت وام مراجعه مي‌كنيد خيلي علاقه‌مند به اضافه كردن Widget آب و هوا يا چيزهاي مشابه نيستيد!عمليات كاربربخش دوم از قواعد، مربوط به ساده‌سازي عملكرد كاربر است كه در شكل زير نمايش داده شده‌است. در ادامه هر كدام را توضيح مي‌دهيم.آزادي عمل كاربر (Freedom)در هنگام ارزيابي طراحي بايد از خود سؤال كنيم آيا به کاربر اين امكان را می‌دهیم که کارهایی که می‌خواهد را آزادانه انجام دهد؟مثلاً اگر کاربر اشتباهی کرد، آیا می‌تواند عمل خود را  Cancel کند؟ آيا كاربر توانايي Undo و Redo كردن را دارد؟ آيا كاربران را مجبور به طي يك مسير مشخص مي‌كنيم؟به عنوان يك مثال خوب، در وب‌سايت‌هاي خريد كالا، كاربر بايد بتواند قبل از لاگين، كالاها و خدمات را مشاهده كند. يك ايده‌ی مهم دیگر در اينجا اين است كه براي عمليات پركاربرد، چند مسير برای کاربر فراهم کنیم اما براي عمليات كم‌كاربرد، واسط كاربري بايد تنها يك مسير واحد در اختیار کاربر بگذارد.شكل زير را به عنوان يك مثال در نظر بگيريد. كاربر بلافاصله قبل از پرداخت هم مي‌تواند تعداد سفارش‌هاي خود را تغيير دهد و اين يعني آزادي عمل كاربر.يا وب‌سايت‌هاي خريد بليط که به كاربران اين امكان را مي‌دهند كه قيمت بليط را نه فقط در روزي كه انتخاب كرده‌اند بلكه در روزهاي مجاور هم مشاهده كنند.انعطاف‌پذيري (Flexibility) بخش دوم از عمليات كاربر مربوط به انعطاف‌پذيري است كه در شكل زير نمايش داده شده‌است.طراحي باید انعطاف‌پذير باشد. در ادامه مثال‌های جالبی را بررسی می‌کنیم.برای كاربران حرفه‌اي‌تر باید Shortcut هاي لازم براي دسترسي به منوها را فراهم كنيم.جاهايي كه كاربر بايد يك انتخاب انجام دهد مقادير پيش فرض مناسب ارائه كنيم.هر جایی که لازم است به كاربر اطلاعات زمينه‌اي مناسب بدهيم. مثلاً در Calendar، اگر اطلاعات آب و هوا را قرار دهيم كاربر بهتر برنامه‌ريزي مي‌كند.مثال ديگر این است که وقتي كاربري قصد Unsubscribe از ليست ايميل ما را دارد به وي، گزينه‌هاي انعطاف‌پذيري پيشنهاد بدهيم. مثلاً پيشنهاد دهيم كه تعداد ايميل‌ها را محدود مي‌كنيم.تشخيصِ به جاي يادآوری (Recognition over recall)آخرين نكته‌ی اين بخش، شايد مهم‌ترين نكته‌ی اين بخش نيز باشد. به زبان ساده، كاربر در كار با نرم‌افزار نبايد به حافظه‌ی خود رجوع كند كه مثلاً فلان دكمه چه مي‌كرد. بلكه طراحي بايد به گونه‌ای باشد كه كاربر در لحظه‌ی استفاده، كاربرد دكمه را بفهمد.مثال زير جالب است. كاربر چون فراموش مي‌كرده هر غذا چه شماره‌اي داشته، آن‌ها را روي كاغذ نوشته‌است!به عنوان مثالی ديگر در اين بخش، وقتي در وب‌سایتی Navigation وجود دارد كاربر بايد بداند كجاي عمليات قرار دارد. برگرفته از كلاس درس Scott Klemmer</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Tue, 05 May 2020 10:34:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحي انسان‌محور (مشكلات كاربردپذيري)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%8A-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D9%83%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%83%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B0%D9%8A%D8%B1%D9%8A-bvvrqqhmhlcc</link>
                <description>حتماً تا به حال براي شما پيش آمده كه در هنگام استفاده از يك نرم‌افزار كلي مشكل برایتان به وجود بياید (مثلا دنبال يك دكمه مي‌گرديد و پيدایش نمی‌کنید). در اين مواقع كلي ناسزا نثار طراح نرم‌افزار و شركت مربوطه می‌کنید و در نهايت با كلي سعي و خطا كارتان تمام می‌شود. در اين موارد اگر چه نرم‌افزار ممكن است سريع باشد اما كار با آن سخت است و اصطلاحاً کاربردپذیری یا همان Usability آن پايين است.روش‌هاي زيادي براي تست كاربردپذيري (Usability) نرم‌افزار وجود دارد. يكي از اين روش‌ها كه در عمل مورد استفاده قرار مي‌گيرد، «مشاهده‌ی مکاشفه‌ای» است. هدف روش مکاشفه‌ای، يافتن مشکلات يك طراحي است.استفاده از روش مکاشفه‌ای به ما کمک می‌کند که خیلی سریع، فيدبك و ليست مشكلات طراحي را به دست بياوريم. به زبان ديگر، روش ارزیابی مکاشفه‌ای یک چک‌لیست ساده به ما مي‌دهد كه با استفاده از آن مي‌توانيم مطمئن شویم که بخش زيادي از مشكلات را ديده‌ و چيزي را از قلم نینداخته‌ایم.در اين روش، نرم‌افزار يا طراحی انجام شده را به یک تیم ارزياب (خارج از تيم طراحي) مي‌دهيم و آن تيم با استفاده از يك چك‌ليست مشكلات را شناسايي مي‌كند. معمولاً پيشنهاد مي‌شود ارزيابي توسط حداقل 3 نفر و به صورت مستقل انجام شود تا مطمئن باشيم همه نوع مشكلات (ساده و دشوار) شناسايي مي‌شوند. ايده‌ی استفاده از چند ارزياب، چيزي شبيه به Pair Programming است و در عمل اثبات شده‌ كه به لحاظ هزينه‌ی فايده، به صرفه است.نیلسن حدود بيست سال پيش، ۱۰ قاعده‌ی مکاشفه‌ای برای تست كاربردپذيري ارائه کرده‌است. این قواعد چيزهاي عجيبي نيستند بلکه بیانی ساده‌ از مشکلات بسیاری از نرم‌افزارهاییست که می‌شناسیم. با استفاده از اين قواعد مي‌توانيم يك چك‌ليست كوتاه و ساده براي بررسي مشكلات دربياوريم. روش مكاشفه‌اي مي‌تواند براي تست كاربردپذيري پروتوتايپ هم به كار رود و حتماً لازم نيست كه فرآیند تست محصول كامل انجام شود. کسی که می‌خواهد تست را انجام دهد اين چك‌ليست را كنار دست خود مي‌گذارد تا چيزي را از قلم نيندازد.مراحل كار ساده است:1) محصولي كه بايد تست شود، به ارزیاب‌ها معرفي شده و آموزش‌هاي لازم را مي‌بينند.2) هر ارزياب به صورت مستقل از سایرین كار خود را انجام و به مشكلاتي كه شناسايي كرده درجه‌ی اهميت مي‌دهد ( از 0 تا 4). 0 يعني مشكل وجود ندارد يا بي‌اهميت است، و 4 يعني مشكلي كه بايد فوراً حل شود. براي شناسايي درجه‌ی اهميت مي‌توانيم از تكنيك‌هاي تحليل ريسك استفاده كنيم.3) مشكلات، جمع‌آوري و دسته‌بندي شده و در يك جلسه‌ی طوفان فكري به همراه طراحان بررسي مي‌شوند. در اين جلسه كلي ايده‌‌ی جديد براي طراحي استخراج مي‌گردد.در پست بعدي، قواعد 10 گانه را بررسي می‌کنیم.برگرفته از كلاس درس Scott Klemmer</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2020 20:53:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحي انسان‌محور (پروتوتايپ‌هاي موازي)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D9%83%D9%8A%D9%81%D9%8A%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%8A-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-odoleatqec2r</link>
                <description>آیا در طراحی، باید به «کیفیت» ارزش بيشتري بدهیم یا به «كميت» (افزايش تعداد طراحي‌ها و يادگيري در حين طراحي)؟كيفيت يا كميت مساله اين است!براي پاسخ به سوال بالا، يك معلم هنر آزمايش جالبي ترتيب داد. وي کلاس خود را به دو بخش تقسیم کرد. به بخش اول اعلام کرد که نمره‌شان را صرفاً بر اساس کیفیت طراحی می‌دهد درحالی‌که به بخش دوم اعلام کرد که نمره‌ی آن‌ها را بر اساس کمیت (تعداد) محصولات طراحی شده و کاملاً مستقل از كيفيت محصولات محاسبه مي‌كند.نتايج اين آزمايش بسيار جالب است. در پایان آزمایش مشخص شد گروهی که بر اساس کمیت رفتار مي‌كردند، در تمام طول روز مشغول به کار بوده و از خطاهای خود در حین طراحي، كلي مطالب جديد یاد گرفتند اما گروه کیفیت؛ این گروه در پایان روز، صرفاً به بیان تئوری‌های زیبایی طراحی پرداخته و هیچ محصول قابل ارائه‌ای نداشتند.اين آزمايش نشان می‌دهد که:سعي و خطا و نیز تولید تعداد زیادی آلترناتیو طراحي حتی با کیفیت پایین، می‌تواند نقش بسیار مهمی در پیشبرد اهداف طراحی و حتي كيفيت آن داشته‌ باشد.پروتوتايپ سريال يا موازي؟آزمایش‌ها نشان می‌دهد که ما انسان‌ها معمولاً وقتی می‌خواهیم دست به طراحی بزنیم، به یک ایده‌ی مشخص چسبیده و آن را جلو می‌بریم در حالي‌كه بهتر است چند طراحي موازي را هم‌زمان و با هم جلو ببريم.پروتوتايپ سريال و پروتوتایپ موازي در روش پروتوتایپینگ سریال، تنها یک ایده‌ی طراحي اولیه در قالب پروتوتایپ ارائه می‌شود و همواره سعی بر این است که با دريافت بازخورد از كاربران بهبود داده شود. در نقطه‌ی مقابل در پروتوتایپینگ موازی، چند پروتوتایپ موازي با طراحي‌هاي متفاوت، مرحله به مرحله جلو رفته و بهبود مي‌يابند تا در نهايت يك طراحي انتخاب شود.با استفاده از روش‌های اندازه‌گيري كمي (مانند ضريب كليك كاربران) و متدهاي A/B تست، مي‌توان بهترين طراحي را در میان رويكردهاي موازي انتخاب كرد. ‏چرا روش پروتوتايپ موازی در عمل بهتر كار مي‌كند؟غرور طراح بايد از كيفيت محصولي كه طراحي مي‌كند جدا شود. اگر طراح يك و فقط یک ايده داشته باشد، نقد آن ایده را با نقد خودش اشتباه گرفته و غرورش خدشه‌دار مي‌شود.پروتوتایپینگ موازی امكان مقايسه‌ی میان آلترناتيوها را فراهم مي‌كند. در نهایت اين مقايسه سبب می‌شود که درك بهتر و عميق‌تري از مسأله و راه‌حل طراحي داشته باشيم.ارائه‌ی يك و فقط يك ايده، درگيري و پافشاري در تيم را بالا مي‌برد. نتايج نشان مي‌دهد که اگر از تيمی فقط يك طراحي درخواست شود، روحيه‌ی همكاري در آن تيم افت مي‌كند. در حالی‌که ارائه‌ی چند ايده‌ی موازي روحيه‌ی همكاري تيمي را بالاتر مي‌برد.با تكيه بر رويكرد موازي، فضای راه‌حل‌های موجود را بهتر مي‌شناسيم و چشممان به مسائل بازتر مي‌شود.برگرفته از كلاس درس  Scott Klemmer</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 18:31:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحي انسان‌محور  (پروتوتايپ)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%8A-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%8A%D9%BE-xzel8adan01d</link>
                <description>تقابل میان سرعت ارائه‌ی محصول و فیدبکمديران محصول معمولاً دوست دارند كه محصول را با سرعت بسيار بالا بسازند، از طرفي می‌خواهند فيدبك واقعي از عمكرد كاربران با محصول را نیز داشته باشند. این يعني از طرفي بايد محصول را سريع بدهند (نمي‌توانند همه‌ی فيچرها را پياده‌سازي كنند)، و از طرف ديگر فيدبك كاربران را مي‌خواهند (بايد MVP ارائه كنند).فیدبک سریع؛ مسئله این است!باید روش‌هايی داشته باشیم که با سرعت بالا اما بدون كد زياد، بتوانیم فیدبک کاربران را دریافت کنیم.براي مثال، ميني‌پروگرام‌هاي وي‌چت يا بات‌هاي تلگرام از ابزارهاي دريافت فيدبك سريع هستند. ميني‌پروگرام‌هاي وي‌چت در سال 2019، 115 میلیارد دلار گردش مالی داشته‌اند.ميني پرگرام هاي وي چتايده‌ی مهم پروتوتايپاگر افراد به یک طراحی که در حالت ضعیف و بدی است علاقه‌مند باشند، ارزش دارد که آن طراحی به سیستم واقعی تبدیل شود.پروتوتايپمراحل ساختن پروتوتایپسناریوهای كاربري را طراحی کنید. ساختار و اسکلت واسط كاربري را طراحي كنيد.مشخص کنید که واسط كاربري چه جاهایی ورودی می‌گيرد و كجاها خروجی می‌دهد.پروتوتایپ را با یک همکار یا دوست تست کنید.مراحل اجرای پروتوتایپ اجرای پروتوتايپ را معمولاً با یک دوست و يا همكار انجام می‌دهند.در هنگام اجراي پروتوتايپ، معمولاً دو نقش وجود دارد؛ یک نفر که پروتوتایپ را توضیح می‌دهد و نفر دوم که اطلاعات رفتاری را ثبت می‌کند.در هنگام استفاده از پروتوتایپ باید بتوانیم احساسات کاربر را بررسی و ثبت کنیم. مزایای پروتوتایپ دریافت فیدبک سریع و ارزان تولید ورژن‌ها و واسط‌های كاربري متفاوت و بررسي آلترناتيوها بسیار واقعی‌تر نسبت به پروتوتایپ‌های کاغذیتشخیص باگ‌ها و مشکلات طراحی و شکست خوردن سریع (Fail Fast)امكان اجراي طراحی انسان‌محور (Human Centered Design)  انسان‌ها در مصورسازی بسیار ضعیف هستند به همين علت استفاده از پروتوتایپ می‌تواند به مصور‌سازی كمك کرده و آن را ساده كند. طراحان از بازي كردن با پروتوتایپ بسیار یاد می‌گیرند. معایب پروتوتایپ پروتوتایپ ممکن است با کامل يا بي نقص نشان دادن یک تکنولوژی، طراح را به اشتباه بیندازد.طراحی برخی از ویژگی‌ها ممکن است با پروتوتایپ سخت به نظر رسد. طراحی انسان‌محورایده‌ی اصلی در طراحی انسان‌محور آن است که کلیه‌ی فعالیت‌هایی که برای تولید محصول انجام می‌دهیم مانند معماری، جریان اطلاعات، گردش کار، واسط کاربری و غیره، برای راضی کردن کاربر و حول فعالیت‌های وی باشد.محصول يكپارچه، محصولی است که کلیه‌ی اجزا و فعالیت‌های آن متناسب با نیازهای کاربر طراحی شده باشد.ویدیو پروتوتایپیکی از ایده‌های مناسب برای تولید محصول یکپارچه استفاده از ویدیو پروتوتایپ است. منظور از ویدیو پروتوتایپ، به نوعی نمایش کاربرد یک محصول یا اپلیکیشن، از دید مشتری و در زندگی روزمره‌ی وی است. مزایای ویدیو پروتوتایپساده و ارزان است.برای بیان ایده بسیار مناسب بوده و Context مسأله را درست بیان می‌کند.می‌تواند به عنوان توصیفی از نيازمندي‌ها (Requirement Specification) در اختيار Developer قرار بگيرد.(بسیار مهم) ارتباط بین تسک كاربر و راهكار را معرفي می‌کند و وارد جزئیات نمي‌شود.کمک مي‌کند تا انتخاب‌های واسط کاربری (Interface) را بهبود دهیم.کمک می‌کند که طراحی انسان‌محور باشد. انواع ویدیو پروتوتایپ‌هابسته به این‌که مخاطب ویدیو پروتوتایپ چه کسی است، ممکن است ویدیو پروتوتایپ‌های بسیار ارزان یا گران بسازید، موارد گران معمولاً برای نمايش به سرمایه‌گذاران به کار می‌روند. اما براي شروع، يك ويديو ارزان با گوشي موبايل خودتان بسازيد.در یک ویدیو پروتوتایپ چه مواردی باید وجود داشته باشد؟نکته‌ی بسیار مهم این است که باید تسک به صورت کامل دیده بشود شبیه استوری برد.ویژگی‌های MVP باید نمایش داده شوند.اهمیت، انگيزه و موفقيت كاربر بايد در ويديو به نمايش درآید. مراحل ساختن یک ویدیو پروتوتایپ چیست؟برای ویدیوی خود ابتدا باید یک فهرست مطالب (سناريو) بنويسید.یکی از ایده‌های جالب برای ساختن ویدیوها «بداهه ساختن» است.برای ساختن ویدیو پروتوتایپ فقط به یک گوشی هوشمند نیاز دارید.برای بازیگران ویدیو می‌توانید از خودتان یا دوستانتان استفاده کنید.روی پیامی که ویدیو ارائه می‌کند تمرکز کنید؛ نه روی کیفیت ویدیو.لازم نيست واسط كاربري اپليكيشن خودتان را در فيلم نمايش دهيد. با اين كار، تمرکز شما بیشتر بر روی فعالیت است و نه بر روي جزئيات.تا جایی که ممکن است از ویرایش کردن ویدیو خودداری کنید.برگرفته از كلاس درس Scott Klemmer</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Thu, 23 Apr 2020 15:38:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفسطه ها (begging the question)</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D8%B3%D9%81%D8%B3%D8%B7%D9%87-%D9%87%D8%A7-begging-the-question-tbyf8cdnweeb</link>
                <description>در یکی از دروس دانشگاه، از دانشجوها خواستم تا درسهای مرتبط و به روز را از دانشگاه های خوب دنیا بررسی و در کلاس ارائه کنیم. یکی از درس های خوبی که بررسی کردیم  Speaking to persuade است که در دانشگاه واشنگتن تدریس می شود. در یکی از بخش های این درس، انواع روشهای سفسطه تدریس می شود. به نظرم رسید به عنوان یکی از مهارت های نرم، ادم های فنی باید تا حدی با این موارد اشنا باشند تا در مذاکره ها و جلسات چالشی حواسشون بیشتر جمع باشد. امروز یکی از این موارد را بررسی می کنم.Begging the questionبه زبان ساده، یعنی اینکه یک ادعا را بخواهیم با همان ادعا (ولی با کلمات و واژگان دیگر) اثبات کنیم. یک جورایی یک چرخه به همه وابسته از ادعا است که در شکل زیر نشون دادمش: begging the questionمثال : ادعا: &quot;من دروغ نمی گویم&quot;  اثبات : &quot;من ادم راستگویی هستم&quot;خصوصا در بحث های فنی پیچیده، به علت اینکه استفاده از واژگان الترناتیو ( و گاها بی ربط) می تواند ذهن مخاطب را اشفته کند، باید حواسمان باشد تا در دام begging the question نیفتیم.اگر مثال هایی از این را در کار دیده اید، کامنت بزارید.</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Dec 2019 10:35:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه کسب و کارمان را بهبود دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-ccyjctnx0mf5</link>
                <description>جواب این سوال چندان ساده نیست! خصوصا که سوال کلی است و مستقل از نوع کسب و کار است.پاسخ: در هر کسب و کار چهار و فقط چهار چالش اصلی وجود دارد:چگونه زمان پاسخ به مشتری را کاهش دهیم؟ (سرعت)چگونه انواع و تعداد بیشتری مشتری بگیریم؟ (تنوع)چگونه هزینه های سازمان را کاهش دهیم؟ (ارزانی)چگونه کیفیت محصول و خدمتمان را به مشتری افزایش دهیم؟ (کیفیت)مشکل اینجا است که این چهار چالش با هم در تناقض هستند. یعنی چی؟ یعنی مثلا اگر بخواهیم هزینه را کاهش بدهیم کیفیت هم کاهش پیدا می کند. یا اگر بخواهیم زمان پاسخ را کم کنیم، هزینه سازمان زیاد می شود.اگر می خواهیم کسب و کار ما بهبود پیدا کند، باید روش های و فرایند ها را به گونه عوض کنیم که هر چهار بعد تواما بهبود یابد و این سختی ماجرا است. به اصطلاح باید یک trade-off بهتر از این چهار چالش برسیم!رقیب خطرناکمثلا شکل بالا را در نظر بگیرید، رقیب A برای شما رقیب سرسختی نیست، چرا؟ چون اگرچه سرعت پاسخگویی بیشتری دارد اماکیفیت سرویس آن از کسب و کار شما پایین تر است. رقیب B هم چندان سرسخت نیست. چون اگر چه کیفیت بالاتری دارد اما سرعت سرویس دهی آن پایین تر است. اما رقیب C خطرناک هست، چون هم کیفیت بالاتری دارد و هم سرعت بالاتری دارد! برای مثال در صنعت غذایی، فست فود مکدونالد رقیب جدی برای فست فودی های محلی بوده و هست! چون هم کیفیت بالاتری دارد و هم سرعت بیشتر! حالا ممکن است بپرسید چرا مکدونالد می تواند trade-off بهتری ارائه کند؟ پاسخ ساده است، چون فرایند های بهتری دارد!اگر به سوال اول این مقاله برگردیم پس پاسخ ساده است:چگونه کسب و کارمان را بهبود دهیم؟ فرایند های کسب و کار خود را بشناسید و آنهای را بهبود دهید!برای ایجاد trade-off بهتر در کسب و کار تولید نرم افزار و مدیریت نو آوری با ایمیل mahmood.neshati در جیمیل تماس بگیرید. </description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2019 18:01:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موتور پیشنهاد دهنده بهجو به بازار عرضه شد.</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AC%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87-%D8%B4%D8%AF-vsfwebppj0rm</link>
                <description>بعد از ارائه موفق موتور جستجوی سازمانی بهجو به بازار و فروش بیش از 30 نسخه از آن در کمتر از 3 ماه پس از لانچ اکنون آزمایشگاه علم داده دانشگاه بهشتی موتور پیشنهاد دهنده بهجو را به بازار عرضه کرده است.معماری کلی آن در شکل زیر نمایش داده شده است.معماری موتور پیشنهاد دهنده بهجوموتور پیشنهاد دهنده می تواند برای سازمان های مختلف و با هدف بهبود کارایی کمپین ها، جذب مشتری جدید و بهبود نرخ تبدیل مورد استفاده قرار بگیرد.برای دمو و کسب اطلاعات بیشتر به صفحه ازمایشگاه علم داده مراجعه نمایید.</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jun 2019 20:04:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از branch برای مدیریت کدها در گیت استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Software/branch-git-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%DB%8C%D8%AA-pjiiuhgik2r9</link>
                <description>استفاده از گیت در اکثر پروژه های نرم افزاری امروز به یک استاندارد تبدیل شده است.برای فهم کلی گیت پیشنهاد می کنم اول این ویدیو فوق العاده را ببینید.در مخرن مرکزی (central repo)، دو شاخه اصلی وجود دارد که در کل طول عمر پروژه وجود دارند:شاخه origin/master: کد در حالت پایدار و اماده تولید (production ready) در این شاخه نگهداری می شود.شاخه origin/develop: به موازات master به حیات خود ادامه می دهد و شامل کدهایی است که توسعه دهندگان بر روی آن کار می کنند.شاخه Develop و شاخه Master در طول پروژه وجود دارند.هر زمانی که کدها در شاخه Master، کامیت می شود یک نسخه جدید از نرم افزار عملیاتی به وجود می آید.علاوه بر شاخه های بالا، شاخه های پشتیبان هم در پروژه وجود دارد که شامل سه نوع زیر است:شاخه توسعه ویژگیهر یک از توسعه دهندگان که روی یک ویژگی از نرم افزار کار می کند، می تواند در ماشین لوکال خود یک شاخه جدید برای توسعه ویژگی بسازد. پس از نهایی شدن ویژگی، کد های این شاخه در شاخه develop  ادغام (Merge) می شود. استفاده از شاخه ویژگی کمک می کند هر یک از اعضا مستقل از سایر اعضا به توسعه ویژگی‌ها بپردازد.Feature Branch and Develop Branchشاخه ریلیزوقتی که تست های لازم بر روی کد شاخه develop انجام شد، یک شاخه ریلیز بسازید، در این شاخه هیچ ویژگی جدید توسعه پیدا نمی کند و صرفا باگ های احتمالی فیکس می شود. در انتهای این شاخه کد نهایی هم در شاخه develop و هم در شاخه master، ادغام می شود.شاخه ریلیزشاخه رفع باگاگر احیانا در کد شاخه master، باگی دیدید، یگ شاخه رفع باگ بسازید، باگ را فیکس کنید و نهایتا در شاخه master ادغام نمایید.شاخه باگ فیکسکلیات ایده های ارائه شده در شکل های بالا در شکل زیر نمایش داده شده است.https://nvie.com/posts/a-successful-git-branching-model/?بع: </description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jul 2018 17:20:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهجو موتور جستجوی سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D8%A8%D9%87%D8%AC%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-zhwousrhcxvl</link>
                <description>  90 درصد از داده های تولید شده در سازمان‌ها، داده های غیر ساخت‌یافته است.http://www.crayondata.com/blog/note-to-banks-say-hello-to-big-data-or-goodbye-to-your-customers/  داده غیر ساختیافته، داده های عموما متنی هستند که مستقیما توسط ماشین قابل پردازش نیست.  طبق گزارش مکنزی، 60 درصد سازمان‌ها با کارایی بالا، قابلیت دسترس سریع و پردازش داده های غیر ساختیافته دارند.https://www.mckinsey.com/business-functions/digital-mckinsey/our-insights/the-need-to-lead-in-data-and-analyticsبرای استفاده و تحلیل داده های غیرساخت‌یافته چه می توان کرد؟زنجیره خلق ارزش داده های غیر ساختیافتهدر سازمان ها چه داده های غیر ساختیافته ای وجود دارد؟squirro.com
  ارائه یک درگاه واحد، برای دسترسی به همه داده‌های سازمان منجر به سهولت کاربری و خلق ارزش می‌شود. شبیه به واسط کاربری گوگل که بسیار ساده است.ساده ترین واسط کاربری  ویژگی‌های یک موتور جستجوی سازمانی خوب را یکجا برای شما جمع کرده ایم.از یک موتور جستجوی سازمانی چه می خواهیم؟ویژگی های مهم بهجو شامل موارد زیر است:توجه به معنای کلمات در هنگام جستجوجستجوی موجودیت: در بیش از 50 درصد از پرس‌وجو‌ها در سازمان، کاربر در جستجوی یک فرد، یک نامه و یا یک مصوبه خاص ...  است.استفاده از ریشه کلمات در هنگام جستجو و نرمالسازی صور ظاهری کلماتارائه بازخورد هوشمند به کاربر برای تکمیل پرس و جو ارائه بازخورد به کاربر برای تصحیح غلط‌های املایی زمان پاسخ پایین و رعایت سطح دسترسی کاربرانپس از حل کردن مشکل جستجو در سازمان، می توان با دسته بندی سندها و به دست آوردن فهم از نیازمندی های کاربران موتور recommendation راه اندازی کرد.برای خلق ارزش از داده های غیر ساخت‌یافته نیاز به فن آوری های متنوعی مانند یادگیری ماشین و پردازش زبان طبیعی است.فن آوری های مرتبط به تحلیل داده های غیر ساختیافته  پردازش داده های غیر ساختیافته چه مزایایی برای سازمان ایجاد می کند؟ مزایای تحلیل داده های غیر ساخت‌یافته برای سازمان‌ها</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jul 2018 22:12:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه الاستیک سرچ را برای رتبه بندی بهینه تنظیم کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%B1%DA%86-iodsa6r5t3e8</link>
                <description> تابع رتبه بندی نیاز داریم!  الاستیک سرچ با دو هدف عمده در پروژه ها مورد استفاده قرار می گیرد:اول: استفاده به عنوان Doc-Storage ( شبیه به برخی از No-SQL های دیگر مانند Mongo-DB)دوم: استفاده به عنوان موتور جستجو متنیاما ویژگی منحصر به فرد الاستیک سرچ، قابلیت موتور جستجوی متنی است پس کاربرد دوم مهم تر است. اگرچه، راه اندازی الاستیک سرچ، به عنوان Doc-Storage نسبتا ساده است. راه اندازی الاستیک سرچ، به عنوان موتور جستجو متنی دشوار است و نیاز به تجربه دارد.مهم این است که 10 نتیجه اول را چی برگردانیم!  اکثر وب سایت های کشور و موتورهای جستجوی سازمانی، رتبه بندی مناسبی ندارند و در نتیجه موارد زیر رخ می دهد:تضعیف تجربه کاربریکاهش فروشکاهش بازگشت مشتریبه همین دلیل، ارائه یک رتبه بندی بهینه هدف مهم هر موتور جستجو است!دشواری (!!!؟) این کار در کجاست؟ کاربر نیاز خود را با چند کلمه بیان می کند، موتور جستجو باید منظور کاربر را بفهمد و بهترین نتیجه را در بهترین رتبه نمایش دهد!ارائه رتبه بندی خوب، اصلا کار ساده ای نیست!ارائه رتبه بندی خوب، اصلا کار ساده ای نیست! نحوه نمایش آیتم های جستجو شونده در مبدا و مقصد  هر یک از موتورهای جستجوی سازمانی، نوعی از آیتم های مشخص را بازیابی و رتبه بندی می کنند. برای مثال:نامه های سازمانی  در سامانه های اتوماسیون اداریمحصولات و کالا ها در وب سایت های E-commerce مانند دیجیکالا، بامیلو، و ...آگهی های استخدام در وب سایت های استخدامی در جاب اینجا و ...و ...برای یک جستجوی بهینه، باید اطلاعات آیتم ها از پایگاه داده مبدا استخراج شود و به فرمت مناسب در الاستیک سرچ تبدیل شود.باید داده ها از مبدا استخراج و به فرمت مناسب برای جستجو تبدیل شود. شکل کلی تابع رتبه بندی در الاستیک سرچ  برای یک کوئری داده شده، موتور جستجو به هر سند (آیتم) یک امتیاز می دهد. شکل کلی تابع رتبه بندی به صورت زیر است: تابع رتبه بندی در الاستیک سرچسیگنال های مهم در رتبه بندی به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند سیگنال پایه  سیگنال های متنی وابسته به کوئری  سیگنال های غیر متنی وابسته به کوئری سیگنال های غیروابسته به کوئریانواع سیگنال های رتبه بندی سیگنال پایه    هدف از این سیگنال ارائه یک رتبه بندی پایه است.  استفاده از این سیگنال Recall بازیابی را افزایش می دهد. ایده سیگنال پایه ساده است:آیتمی بهتر است که بیشترین کلمات جستجو در ان رخ داده است. پیاده سازی این سیگنال با استفاده از یک کوئری از نوع query_string  انجام می شود.  سیگنال های متنی وابسته به کوئری  موارد زیر را در نظر بگیرید:اگر عبارت جستجو شده توسط کاربر عینا، در Subject یک نامه وجود دارد، آن نامه باید رتبه اول در بازیابی را داشته باشد.اگر نام یک محصول عینا توسط یک کاربر جستجو شود، آن محصول باید بهترین رتبه را در بازیابی داشته باشد.  موارد بالا با استفاده از match_phrase  باید پیاده سازی شود.استفاده از Phrase برای بهبود دقت جستجو الزامی است. سیگنال های غیر متنی وابسته به کوئری   بیش از 50 درصد از کوئری ها در موتورهای جستجو، مربوط به بازیابی یک موجودیت ( فرد، سازمان، مکان و ...) است.نکته مهم: در این موارد نباید از امتیاز دهی مبتنی بر TF-IDF استفاده کرد.هر آیتمی که موجودیت موردنظر را دارد یک امتیاز مشخص دریافت می کند. موارد بالا با استفاده از multi_match  باید پیاده سازی شود.با استفاده مناسب از این سیگنال ها می توان دقت جستجو را تا حد زیادی افزایش داد.  سیگنال های غیروابسته به کوئریایده های زیر را در نظر بگیرید:  در هنگام جستجوی آیتم ها، آیتم های جدیدتر باید در رتبه های بهتری قرار بگیرند (Recency)در هنگام جستجو، کاربر ممکن است یک ترجیح مشخص داشته باشد، مثلا یک کاربر کالاهای ارزان تر را ترجیح می دهد.در هنگام جستجو، کسب و کار (Business) ممکن است یک ترجیح مشخص داشته باشد، مثلا کالاهای موجود در انبار را در رتبه بهتری نمایش دهد.موارد بالا با function_score  پیاده سازی می شود. معمولا باید تابع طراحی شده log-scale باشد تا بهترین نتیجه به دست بیاید.توابع لگاریتمی برای ایجاد ترجیح در رتبه بندینتیجه گیری  تنظیم بهترین تابع رتبه بندی باعث می شود تا موارد زیر بهبود یابد:تجربه کاربرینرخ تبدیلفروش محصولتنظیم Ranking Function با دقت و ظرافت برای هر دامنه به طور خاص و سفارشی باید انجام شود.جهت دریافت مشاوره با Mahmood.Neshati در جیمیل تماس بگیرید.</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jun 2018 12:23:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع داده ها در سازمان ها و موتور جستجوی سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@mahmood.neshati/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-a2hicuxxt06b</link>
                <description>  به جرات می توان ادعا کرد یکی از بزرگترین مصنوعات بشر در سال های اخیر، سیستم های مدیریت پایگاه داده (RDBMS) هستند. سیستم های مدیریت پایگاه داده، امکان ذخیره سازی و بازیابی امن، سریع، همزمان و مطمئن داده های ساخت یافته را برای سازمان­­ ها فراهم می کنند. به زبان ساده RDBMS ها پلی بین داده های ساخت یافته و سازمان ها فراهم می کند.  اما واقعیت این است که در سال های اخیر حجم و سرعت تولید داده های غیر ساخت یافته، چند برابر داده های ساخت یافته بوده است. طبق یک آمار، حجم داده های غیرساختیافته بیش از 79 درصد از داده های سازمان ها است. یکی از ابزارهای بسیار خوب برای دسترسی به داده های سازمانی غیرساخت یافته، موتور جستجوی ElasticSearch است.  در آزمایشگاه داده دانشگاه شهید بهشتی، یک پلاگین مجانی برای تنظیمات Elastic Search به نام پارسی آنالایزر تهیه شده است که می توانید از آدرس زیر آن را دانلود و استفاده کنید.  https://github.com/NarimanN2/ParsiAnalyzer</description>
                <category>محمود نشاطی</category>
                <author>محمود نشاطی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Feb 2018 18:56:25 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>