<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدیس ساکت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahmoodar452</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:27:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/76011/avatar/mexubz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدیس ساکت</title>
            <link>https://virgool.io/@mahmoodar452</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بالاخره منم امتحانش کردم</title>
                <link>https://virgool.io/Trying/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%86%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-nxlsjkqzjjsv</link>
                <description>مدت مدیدی بود که دلم میخواست در ویرگول مطلبی بنویسم و اظهار فضلی کنم ولی  همین که نوشتن شروع میشد خوره به دلم می افتاد و دو دل میشدم که اصلا یعنی چه؟ منظورت چیست؟ فکر کردی که این جا اینستاگرام است و هرچه بنویسی همه قلب و گل میفرستند و تایید و تمجید میکنند؟ و هزار مدل از این فکرها که تا بیایم و به خودم بجنبم انگشت اشاره backspace را میفشرد و  زحماتم را به باد میداد و بعد از صفحه خارج میشد.چند روز پیش مطلب آقای دست انداز را که خواندم عزمم را جزم کردم و گفتم این یکی را که دیگر میتوانم حداقل انجام دهم.پس کتاب  شعر فریدون مشیری را که سوغات خرت و پرت های خانه خاله بود برداشتم و در باب ابراز محبت آشنایی که نمیدانم چرا انقدر یک دفعه ای ابراز کرد از اقای مشیری مشورت خواستم ...توصیه های اقای مشیری  انتظار داشتم که شعری با بوی صبح و یاس بیاید که عشق و عاشقان را ستایش کند ولی انقدر واضح و صریح بود که بدجور جا خوردم. انگار که خود اقای مشیری با ان لحن زیبا و شیرینش  پیش چشمم مجسم شد و گفت: مهدیس! نکند یک بار دیگر خر شوی و گول بخوری</description>
                <category>مهدیس ساکت</category>
                <author>مهدیس ساکت</author>
                <pubDate>Fri, 26 Feb 2021 21:40:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>