<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mahnaz Javani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahnazjavani11</link>
        <description>کارشناس محیط زیست هستم در حال حاضر گرایش برنامه ریزی محیط زیست در مقطع ارشد دانشگاه تهران دانشجوام و از نوشتن و یادگیری لذت میبرم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 12:29:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/102800/avatar/ZnNfnJ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mahnaz Javani</title>
            <link>https://virgool.io/@mahnazjavani11</link>
        </image>

                    <item>
                <title>امسال چی بردارم برای کوله پشتی ام؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahnazjavani11/%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%85-ahahaq9uafuc</link>
                <description>تجربیات پارسال من  بیشتر تئوری بودن من یادگرفتم بیشتر خودمو بشناسم و با خودم بیشتر از قبل روبرو بشم و این به من یک نیروی فوق العاده داد تا راهمو بهتر پیدا کنمفکرکردن  به نداشته ها و حسرت ها فقط انرژی امو میگرفت ومن دوست ندارم  به اتفاقات تلخ گذشته ونداشته فکر کنم و جایی که باید میبودم ونیستم. دوست دارم به جایی که میخوام باشم فکرکنممن میخوام هرکسی فقط به خودش تکیه کنه و مصمم به هدف روبروش باشه و بدون اینکه عقب برگرده فقط انجام بده و بره جلو و هرجا احساس کرد حالش خوب نیست باایسته و به کاری که میکنه  فکر کنه! درجا نزنه ولی فکر کنه. شکرگزاری را جز عادت های زندگیش قرار بده و امید تنها امید...# کوله پشتی 99</description>
                <category>Mahnaz Javani</category>
                <author>Mahnaz Javani</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 03:52:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمی به امید زنده است</title>
                <link>https://virgool.io/@mahnazjavani11/%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cj4bcrhyviug</link>
                <description>دیروز داشتم ی فیلم خارجی می دیدم قصه از اونجایی شروع میشه که هواپیما وسط اقیانوس سقوط میکنه و یکی از افراد اون هواپیما که ریاست پست را برعهده داشته جان سالم به در میبره و تو یک جزیره دور افتاده شروع به  زندگی می کنه.( محکوم به زنده بودن و زندگی) به مدت 4 سال تنها در یک جزیره که هیچ آثاری از موجود  زنده و انسانی نیست به زبون  ساده میاد. اون فرد برای زنده موندن نیاز به یک انگیزه داشت و تنها یک چیز سرپا نگهش میداشت اونم عشقی که در یک جای این کره زمین با وجودش انگیزه و قدرت میگرفت. نیاز به یک همراه و همدل که تنهایی را باهاش دووم  بیاره و نجات پیدا کنه، اون را به جایی کشوند که روی توپ والیبالی که از بسته های پستی از هواپیما به  سمت  ساحل اومده بود را با خون زخم کف دستش یک شکلک کشید و تصمیم هاش، نقشه هاش و تمام تنهایی هاش را با اون شکلک که دیگه براش جان داشت و جان بخشی بهش کرده بود درمیون میگذاشت ! این نقطه عطف داستان بود که همه ما به هم نیاز داریم. به بودن برای همدیگه. تلاش برای زندگی و زنده موندن و نجات در اون جزیره دور افتاده  وسط اقیانوس که احتمال دیده شدنش بسیار کمه آدم را به  قهقرای فکر فرو میبرد. راستش تا وقتی زنده ایم و زندگی با آرامش و امکانات داریم دنبال هیجانیم از تکرار راحتی انگار بیشتر سردرگم میشیم! اما همینکه موقعیتی پیش میاد و امنیت یا آسایش را از دست میدیم اونوقت انگار زندگی و زنده بودن برامون معنا پیدا میکنه تازه...حکایت این روزهای ما را داره که  به امید روزهای خوب دور از بیماری همه گیر به زندگی بهتر ادامه بدیم.</description>
                <category>Mahnaz Javani</category>
                <author>Mahnaz Javani</author>
                <pubDate>Sun, 29 Mar 2020 15:56:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>