<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mahsa Abdollahpour</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahsaabpr77</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:16:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/56094/avatar/pZ2etI.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mahsa Abdollahpour</title>
            <link>https://virgool.io/@mahsaabpr77</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قبرستانی که زمین جنازه را پس می‌دهد | واقعیت، افسانه یا علم فراموش‌شده؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahsaabpr77/%D9%82%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%B3-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%87-bmgyorq8eaxe</link>
                <description>نوروز ۱۴۰۴ به یکی از زیباترین و عجیب‌ترین نقاط ایران سفر کردم: جزیره‌ی قشم. مقصدی پر از تضاد—جایی که طبیعت خشن و آرامش دریا با هم می‌جوشند. اما چیزی که ذهنم رو بیشتر از همه درگیر کرد، نه سواحل بود و نه جنگل‌های حرا؛ بلکه افسانه‌هایی بود که بین مردم جنوب جریان داشت. روایت‌هایی عجیب، گاهی ترسناک، و همیشه رمزآلود.از جن‌های چاهکوه گرفته تا خاک‌های لرزان گورستان پرتغالی‌هامن از اون آدم‌هام که وقتی می‌شنوم «اینو نمی‌شه توضیح داد»، دقیقاً همون‌جاست که بیشتر کنجکاو می‌شم. این بار، دو چیز خیلی توجهم رو جلب کرد:اولی، مراسم زارگیری؛ دومی، قبرستانی قدیمی که می‌گفتن جنازه‌ها رو پس می‌ده.تو این مقاله قراره درباره‌ی دومی حرف بزنم. همون قبرستانی که می‌گن دفن جنازه درش باعث زلزله می‌شه.روایت مردم: قبرستان نفرین‌شده پرتغالی‌هادر یکی از روستاهای اطراف، وقتی بحث این قبرستان شد، یک دوست اهل یزد گفت:&quot;هر جنازه‌ای رو که اونجا خاک کنن، همون شب زمین می‌لرزه. بعضی وقتا خاک خودش جنازه رو پس می‌ده. یه‌بار تابوت از زیر خاک زده بود بیرون!&quot;از قدیم گفتن اینجا خاک، هر جنازه‌ای رو قبول نمی‌کنه. یه جور حس بی‌اعتمادی بین مردم هست نسبت به اون خاک. انگار زمینش زنده‌ست. انگار یه چیزی اون زیر بیداره.من که اینو شنیدم، ناخودآگاه یاد فیلمی افتادم که یکی از بچه‌های قشم بهم معرفی کرده بود: &quot;اژدها وارد می‌شود.&quot; به کارگردانی &quot;مانی حقیقی&quot;فیلم دقیقاً به همین فضا می‌پردازه. یک کارآگاه میاد و وارد جزیره‌ای می‌شه که یه قبرستان عجیب توشه. جنازه که دفن می‌شه، زمین می‌لرزه. فیلم قشنگی بود، فضای هنری خاصی داشت، اما راستش نتونست قانعم کنه. چون هنوز هم یه سوال تو ذهنم بود که کسی جوابش رو نمی‌داد:چرا هیچ‌وقت تیم تخصصی زمین‌شناسی نیومده این نقطه رو به‌طور دقیق بررسی کنه؟وقتی علم حرف می‌زنه: قشم روی گسل خوابیدهقشم یکی از زلزله‌خیزترین نقاط ایرانه. گسل‌های فعال زیادی در اطرافش وجود داره، و لرزش‌های خفیف در این منطقه تقریباً دائمی‌ان.این یعنی حتی اگه هیچ مراسم دفنی هم در کار نباشه، ممکنه شب‌به‌شب لرزش‌هایی رخ بده.اما ذهن انسان همیشه دنبال “ارتباط” می‌گرده. اگه شب دفن جنازه باشه و همون شب زمین بلرزه، ناخودآگاه فکر می‌کنیم این دوتا به‌هم مربوط‌ان.در روان‌شناسی به این می‌گن &quot;همبستگی خیالی&quot; — یعنی بین دو اتفاق بی‌ربط، یه رابطه‌ی علت و معلولی تصور می‌کنیم، فقط چون کنار هم اتفاق افتادن.خاکی که تابوت پس می‌زنه؟یه بخش دیگه از روایت مردم، اینه که خاک، جنازه رو پس می‌ده. واقعاً عجیبه. ولی از دید زمین‌شناس‌ها، کاملاً محتمله.قشم مناطقی با خاک سست داره — به‌خصوص خاک‌های رسی، شنی و لایه‌های فشرده‌ی نمکی. در این‌جور خاک‌ها، اگه خوب فشرده‌سازی نشه یا رطوبت بالا باشه، ممکنه چند روز بعد از دفن، نشست زمین اتفاق بیفته. اون‌وقت بخشی از تابوت بیاد بالا یا خاک بشکنه.حالا اگه این پدیده با یک زلزله‌ی طبیعی ترکیب بشه؟ کاملاً قابل تصوره که تابوت از زیر خاک نمایان بشه.از نگاه مردم: &quot;زمین جنازه رو پس داد.&quot;از نگاه علم: &quot;نشست خاک به‌دلیل فشار زیرزمینی و جنس بستر.&quot;چرا به خرافه پناه می‌بریم؟همیشه راحت‌تره که چیزهای عجیب و ترسناک رو بندازیم گردن نیروهای ماورایی. چون توضیح علمی، حوصله و تحقیق می‌خواد.در هر فرهنگ، وقتی پدیده‌ای ناشناخته باشه، ذهن انسان برایش افسانه می‌سازه. این، هم بخشی از روان ماست، هم بخشی از نیاز ما به معنا دادن به دنیا.اما مشکل از جایی شروع می‌شه که این افسانه‌ها جای حقیقت رو می‌گیرن.جایی که ما ترجیح می‌دیم نپرسیم &quot;چرا؟&quot;، فقط چون ترسناک‌تره که جواب علمی بشنویم تا اینکه فکر کنیم با یک قبرستان نفرین‌شده طرفیم.نمونه‌ی مشابه: مثلث برموداوقتی بچه بودیم، داستان‌هایی که درباره‌ی مثلث برمودا می‌شنیدیم، برامون وحشتناک و هیجان‌انگیز بودن.اما سال‌ها بعد، دانشمندها اومدن و گفتن:وجود گاز متان در کف اقیانوساختلالات مغناطیسیشرایط بد جوی و مه‌های غلیظاشتباهات انسانی در ناوبریهمه‌ی این‌ها کنار هم باعث اتفاقات ظاهراً &quot;ماورایی&quot; شده بودن. بدون نیاز به موجودات فضایی یا دروازه‌های زمانی.قبرستان قشم هم همین‌جوریه. از بیرون، رازآلود. از نزدیک، پر از داده‌ی علمی.یه سوال ساده: چرا بررسیش نمی‌کنیم؟اگه تیمی متشکل از زمین‌شناس‌ها، ژئوفیزیک‌دان‌ها و مردم‌شناس‌ها برن سراغ این قبرستان، شک ندارم می‌تونن خیلی چیزها رو روشن کنن.ولی عجیب‌ترین چیز برای من اینه که چرا هیچ‌وقت این اتفاق نیفتاده؟چرا هنوز با تعصب روی روایت‌های ترسناک ایستاده‌ایم؟چرا هیچ‌وقت نپرسیدیم که شاید «راز» فقط یک اسم دیگه برای «نشناختن» باشه؟از نظر من، هر پدیده‌ای در دنیا، حتی مرموزترین‌هاش، یه دلیل منطقی و طبیعی داره.شاید هنوز پیداش نکردیم، اما این دلیل نمی‌شه که به افسانه پناه ببریم.قبرستان پرتغالی‌ها در قشم، برای من فقط یک نقطه تاریخی نبود. یه یادآوری بود. اینکه بین قصه و علم، یه مرز باریک هست. و اگه ما از این مرز عبور نکنیم، هیچ‌وقت واقعیت رو نمی‌فهمیم.</description>
                <category>Mahsa Abdollahpour</category>
                <author>Mahsa Abdollahpour</author>
                <pubDate>Sat, 17 May 2025 12:12:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر رنگ ها در تعامل کاربر با محصولات دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@mahsaabpr77/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-pmjl68wh3qci</link>
                <description>به عنوان یک طراح محصول، همیشه مجذوب قدرت رنگ در شکل دادن به تجربیات کاربران با محصولات دیجیتال بودم. در طول سال‌ها، من از نزدیک شاهد بودم که چگونه انتخاب‌های رنگ استراتژیک می‌تواند یک رابط کاربری را از یک ابزار کاربردی به یک تجربه کاربری جذاب و بصری تبدیل کند. اجازه بدیدبرخی از بینش ها و تجربیات شخصیم رو به اشتراک بذارم که تأثیر عمیق رنگ در طراحی دیجیتال را برجسته می کند.تأثیر عاطفی و روانیدر اوایل کارم، روی طراحی مجدد یک اپلیکیشن سلامت و تندرستی کار کردم. رابط اصلی عمدتاً از رنگ‌های تیره و بی‌صدا استفاده می‌کرد که برای الهام‌بخشی یا انگیزه دادن به کاربران چندان مؤثر نبود. با تکیه بر درک خود از روانشناسی رنگ ها، پالت آبی و سبز آرامش بخش را معرفی کردم، رنگ هایی که به خاطر ویژگی های آرامش بخش و اطمینان بخش خود شناخته می شوند. تقریباً بلافاصله، بازخورد کاربر نشان دهنده ارتباط عاطفی مثبت تری با برنامه بود. کاربران گزارش کردند که احساس آرامش بیشتری می کنند و تشویق می شوند تا با روال سلامتی خود درگیر شوند. این تجربه تاکید کرد که رنگ چقدر در برانگیختن پاسخ احساسی مناسب از کاربران نقش مهمی دارد.قابلیت استفاده و تجربه کاربرییکی دیگه از  پروژه‌های چالشی که من روی آن کار کردم، شامل یک پلتفرم آموزشی برای کودکان بود.این رابط باید به اندازه کافی جذاب و ساده میبود تا کاربران جوان بتونن بدون گمراهی حرکت کنند. من از رنگ های روشن و متضاد برای ایجاد یک سلسله مراتب بصری واضح استفاده کردم و اطمینان حاصل کردم که فلو کلی و اطلاعات مهم برجسته هستند. به عنوان مثال، استفاده از قرمز پر جنب و جوش برای پیام های خطا و سبز روشن برای اعلان های موفقیت،تاحد زیادی کمک کننده بود. نتیجه یک رابط بود که نه تنها توجه کودکان را به خود جلب کرد، بلکه تعاملات را شهودی تر کرد و تجربه یادگیری اونها رو افزایش داد.برند و هویتزمانی که دیزاین صفر تا صد یه اپلیکیشن موبایل برای یک استارتاپ رو بر عهده گرفتم، متوجه شدم که ایجاد هویت برند قوی بسیار مهم است. پیام این برند ترویج زندگی دوستدار محیط زیست بود، بنابراین من پالتی رو انتخاب کردم که سایه های مختلف سبز بر آن غالب است، دقیقا نماد طبیعت و پایداری. استفاده مداوم از این رنگ ها در رابط کاربری برنامه به استحکام بخشیدن به هویت برند کمک کرد.  تفاوت های فرهنگیکار روی پرژه های بین المللی متعدد با موضوعات مختلف، من رو با پیچیدگی‌های ادراکات فرهنگی از رنگ آشنا کرد. در یک نمونه، ما متوجه شدیم که رنگ سفید، که به طور گسترده برای زیبایی تمیز و مدرن آن استفاده کرده بودیم، توسط کاربران در برخی بازارها که سفید نماد عزاداری است، تلقی منفی داشت. برای ایجاد یک طراحی حساس تر از نظر فرهنگی، ما طرح رنگی خود را برای مناطق مختلف تطبیق دادیم و مطمعن شدیم که پلتفرم با مخاطبان هدف همسو هست. این به من اهمیت آگاهی فرهنگی در انتخاب رنگ، به ویژه برای محصولات در نظر گرفته شده برای مخاطبان جهانی را  آموخت.کلام اخرو در پایان،  به عنوان یک طراح محصول این درک  عمیقاً در من ریشه دوانده که رنگ فقط یک عنصر تزئینی نیست، بلکه ابزاری حیاتی در ایجاد محصولات دیجیتال موثر هست. از برانگیختن احساسات مناسب و افزایش قابلیت استفاده گرفته تا تقویت هویت برند و اطمینان از دسترسی، استفاده استراتژیک از رنگ می تونه تجربیات کاربر رو به میزان قابل توجهی افزایش بده. </description>
                <category>Mahsa Abdollahpour</category>
                <author>Mahsa Abdollahpour</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2024 12:12:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری تونستم رایتینگ ایلتس اکادمیک نمره 7 بگیرم</title>
                <link>https://virgool.io/@mahsaabpr77/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B3-%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%85%D8%B1%D9%87-7-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85-teixsyba4deg</link>
                <description>چن وقتی بود که میخواستم تجربه شخصی خودم درمورد رایتینگ بیام و بنویسم اما تنبلی امون نمیداد کهخب یه مختصر توضیحی اولش از سطح خودم بخوام بگم اینجوی بود که سطح زبانم خوب نبود رایتینگ هم که اصلاااااولش تق و لق یه رایتینگی مینوشتم اونم چون میرفتم کلاس و استاد هرجلسه از من رایتینگ میخواست یه چیزی کپی مینوشتم و میرفتم. عملا هیچی بلد نبودمتا اینکه زمان اپلایا نردیک شد و من تصمیم گرفتم جدی بشینم و بخونم.که خب من انجا فقط درمورد رایتینگ میخوام بگم.من دقیقا 4 ماه و یک هفته خوندم و تمرین کردم تا روز ازمون(16 دسامبر 2023. ازمون کاغذی سنتر استانبول)نکته جالبش اینجاست که من قبلا ازمون 3 تا ماک دادم ایران و نمره های رایتینگم به ترتیب 5.5 و 5 و 5.5 بودکه فاصله ماک اخرم با ازمونم دقیقا یه ماه بود . و من چون نمره رایتیگ زیادی نیاز داشتم تو این یه ماه سنگ تموم گذاشتم که حداقل 6 یا 6.5 بگیرم که اورالم نیاد پایین.و خب همونطورکه میدونید رایتینگ اسکیل سختیه برا نمره گرفتن و ماکزیمم نمره ای که معمولا کسب میشه همون 6.5 هست.من با موضوعات کمبریجا شروع کردم هم تسک1 هم تسک 2 و تایم یک ساعته میگرفتم و پشت سرهم اول تسک یک بعد تسک دو مینوشتمو نکته مهم این بود که هرجلسه رایتیگم رو استادم تصحیح میکرد و بهم نمره میداداکثرا ایراداتم یا غلط گرامری بود یا تسک ریسپانس ضعیف.ولی تعداد رایتینگامو بالا بردم و هفته ای حداقل 3 تا رایتیگ حتما جزو برنامه هام بود.وووو نکته کلیدی ماجرا این بود که من اومدم یه تغییری در روند رایتیگ نوشتنم ایجاد کردمچی بود؟-حتما شنیدین که میگن اول خودت بنویس بعد از سمپل بخونمن اومدم عکس اینو اجرا کردمینی چجوری؟ اینجوری که جزوه رایتینگ سایمون رو دانلود کردم که هم تسک1 داره هم 2 که جوابای خیلی جامعی داده به موضوعات که گرامرای خوب پبچیده لغات خوب و غیرتکراریو کالوکیشن های مفید داشتمن اولش جواب سایمون رو میخوندم و از روش کپی مینوشتم بعد جمله هایی که ساختارشون جالب بود برام هایلایت میکردم و سعی میکرم اون گرامر و اون ساختار رو یه جوری حفظ کنم که جاهای دیگه هم بتونم استفاده کنم.نه تنها گرامر بلکه لغات و کالوکیشن های جدید هم تو جزوم مینوشتم و به لیست حفظیاتم اضافه میکردم.چیزی که خیلی مهمه کنترل زمانه . جوریکه نه تنها هر دو تسک رو کامل و جامعه بتونیم جواب بدیم بلکه یه وقت اضافی هم داشته باشیم اخ سر مرور کنیم و اگگه ایرادی داشت درستش کنیم.-حالا این چجوری ممکنه؟-فقط و فقط با تمرین و تکرار زیادو صد البته رعایت اصولینی چی؟ینی یه ساعت که شد مداد و بزاری زمیناتمسفر ازمون واقعی رو پیاده کنیاولاش شاید بنظرت سخت بیاد ولی قول میدم بعد ی مدت کم اونقدر سرعت نوشتنت زیاد میشه که کلی وقت اضافی هم میاری خیلی راحت(البته معیار فقط سریع نوشتن نیست. درست و اصولی نوشتن مم خیلی مهمه)پس تا اینجا گفتم که اول از رو سایمون یه دور میخونیم.یه دور عین همونو مینویسیم و نکته و لغات درمیاریم و حفظ میکنیممرحله بعد اینه یه روز یا دو روز بعدش بشینیم برا همون موضوع ها خودمون بنویسیمبا تایم گرفتن دقیقبدون استاپ توی سکوت و خلوت میشینیم مینویسیمیه ساعت که شد مداد رو میزحالا چرا یه روز یا دو روز بعد؟ چون همون روز بنویسین ایده های سایمون رو چون تازه خوندین مینویسین و یه جورایی فیک حساب میشه.ولی چن روز بعد مغز شما به خودش زحمت میده جمله هایی که از رو سمپل خونده بودینو یادش بیاره که خود این کار باعث میشه اون جملات و ساختار و لغات یادتون بمونه-خب بعدش؟ میبرین میدین به یه شخص واجد شرایط که براتون اصلاح کنه و نمره بدهمن خودم چون استاد داشتم اون برام اصلاح میکرداگه کلاس نمیرید انلاین یکی رو پیدا کنین براتون این کارو انجام بده چه با هزینه چه بی هزینهافرینش هم شنیدم اصلاح میکنه ولی حقیقتا نمیدونم چجوری باشهخودتون پرس و جو کنین.ولی نظر شخصی من اینه از هوش مصنوعی استفاده نکنین.و در اخر هفته اخر ینی یه هفته مونده به ازمونتون سعی کنین تموم رایتینگ هایی که نوشتین رو از اول مرور کنینجمله های مهم که ساختار جالبی دارن یادتون نگه دارینهمین جمله های خوبه که باعث میشه نمرتون بره بالا-روز ازمون اعتماد بنفس داشته باشینرو خود سوال خیلی تمرکز کنینخیلی وقتا اونقد عجله ای شروع میکنیم به نوشتن که درنهایت میبینیم یه چیز دیگه پرسیده بود یه چیز دیگه جواب دادم( خودم دیدم که میگماا :) )درکل به سوال جواب درست و قانع کننده بدید با دلایل منطقی تا اینجا نصف نمره رو گرفتیننصف دیگه هم با ساختار و لغت و کالوکیشنای خوب تموم میکنین کارو</description>
                <category>Mahsa Abdollahpour</category>
                <author>Mahsa Abdollahpour</author>
                <pubDate>Sun, 12 May 2024 13:51:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>