<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهزیار ربیعی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mahziarrabie</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:46:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2224963/avatar/GvM9JB.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهزیار ربیعی</title>
            <link>https://virgool.io/@mahziarrabie</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آهنگ &quot;Hurt&quot; از Johnny Cash</title>
                <link>https://virgool.io/@mahziarrabie/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-hurt-%D8%A7%D8%B2-johnny-cash-hsznpfftpwze</link>
                <description>آهنگ &quot;Hurt&quot; از Johnny Cash چرا خودش را بخاطر این اهنگ کشت؟؟؟؟!عشق، گاهی زخمی است که درون جان انسان میگوید و او را به درونی تاریک و پوچ میکشاند. داستانی تلخ و عاشقانه، از دو نفر که به شدت عاشق یکدیگر بودند، اما موانعی بیش از حد بزرگ برای آنها ایجاد شده بود.زندگی آنها با آهنگ &quot;Hurt&quot; از Johnny Cash شروع میشود، یک آهنگی که درونیترین دردها و احساسات عمیق را به زندگی میبخشد. ملودی غمگین و غمانگیز این آهنگ، همچون زندگی آن دو نفر، از لحظهای که در آغاز عشق آنها قرار میگیرد، شروع میشود.داستان آهنگ  &quot;Hurt&quot; از Johnny Cashداستان ما در شهری کوچک آغاز میشود. یک دختر جوان به نام &quot;آیدا&quot;، با زیباییی که میتواند قلب هرکس را فریب دهد، وارد زندگی &quot;آرمان&quot; میشود. آیدا فرزند یک خانواده متواضع بود، اما با همهی فقر و سختیهای زندگی، درونش یک جواهر آشکار بود: امید و عشق.آرمان هم یک جوان شجاع و پرانرژی بود. او از خانوادهای ثروتمند بود که همهچیز را داشتند، به جز یک چیز: عشق. وقتی آیدا و آرمان با یکدیگر آشنا شدند، عشق آنها چون آتشی در دلشان شعلهور شد.آهنگ &quot;Hurt&quot; در همین حالت اولیهی عشق آنها نقش بست. صدای ملایم و احساسی Johnny Cash همگام با حالت درونی آنها بود. آیدا و آرمان همچون زوجی معشوق، هر روز به هم نزدیکتر میشدند.اما سختیها همیشه در انتظار بودند. خانوادههای آیدا و آرمان، در آغاز ناراضی از رابطه آن دو بودند. تفاوتهای اجتماعی و مالی، به تدریج دیوارهایی را بین آنها ایجاد کرد.آیدا و آرمان تصمیم به فرار از این موانع گرفتند. آنها به جایی دور از دید و دلهای خشمگین خانوادهها فرار کردند، جایی که تنها عشقشان وجود داشت. اما مسیر آنها پر از چالشها و سختیها بود. آهنگ &quot;Hurt&quot; همواره همراه آنها بود، نشانهی دردهایی که درونیشان میگرفتند.سالها به سرعت گذشت. زندگی آیدا و آرمان پر از لحظات شاد و ناراحتی بود. آنها با هم همهچیز را تجربه کردند: عشق، خوشبختی، اما همچنین رنج و غم.در آخرین فصل زندگی، آیدا و آرمان هنوز هم عاشق بودند، اما بدنیا آمدن یک بیماری شدید، همهچیز را به تحول کرد. زمانی که آیدا به اتاق بیمارستان منتقل شد، آرمان در کنار او بود، اما این بار دستهای بیماری قادر به جدایی آن دو نبود.همچون جانی کش در آهنگ &quot;Hurt&quot;، آیدا و آرمان نیز در زندگی با درد و رنج مواجه شدند. اما عشق آنها تا آخرین لحظه باقی ماند. حتی وقتی که آرمان دست پایانی عشق خود را در آغوش میگرفت، عشقش به آیدا همچنان در قلبش زنده بود.آهنگ &quot;Hurt&quot; از Johnny Cashنوسیده داستان: مهزیار ربیعیداستان آیدا و آرمان، داستانی تلخ و عاشقانهآهنگ &quot;Hurt&quot; از Johnny CashI hurt myself todayامروز خودم ازار دادمto see if I still feelتا ببینم هنوز احساسی در من هستI focus on the painبه درد می نگرمthe only thing that&#x27;s realتنها چیزی که واقعی ستthe needle tears a holeسوزن خراشی دیگر بجای میگذاردthe old familiar stingدرد آشنای قدیمیtry to kill it all awayسعی می کند کارم را تمام کندbut I remember everythingاما من همه چیز را به خاطر دارمwhat have I become?چه بلایی سر من امده؟my sweetest friendعزیزترین دوست منeveryone I knowهر کسی که می شناسمgoes away in the endدر اخر مرا تنها می گذارندand you could have it allو تو می توانی همه انرا داشته باشی (خطاب به خود)my empire of dirtامپراطوری من از لجنI will let you downتو را خار خواهم کردI will make you hurtتو را ازار خواهم دادI wear this crown of thornsتاجی از جنس خار بر سر می گذارمupon my liar&#x27;s chairبر سر این صندلی دروغگو (مغز)full of broken thoughtsپر از افکار خرابI cannot repairنمی توانم اصلاحش کنمbeneath the stains of timeدر زیر این ننگ زمانهthe feelings disappearاحساسات می میرندyou are someone elseتو یکی دیگر می شویI am still right hereمن هنوز اینجامwhat have I become?چه بلایی سر من امده؟my sweetest friendعزیزترین دوست منeveryone I knowهر کسی که می شناسمgoes away in the endدر اخر مرا تنها می گذارندand you could have it allو تو می توانی همه انرا داشته باشی (خطاب به خود)my empire of dirtامپراطوری من از لجنI will let you downتو را خار خواهم کردI will make you hurtتو را ازار خواهم دادif I could start againاگه می توانستم شروعی دوباره داشته باشمa million miles awayیک میلیون مایل ان طرف ترI would keep myselfجلوی خود را می گرفتمI would find a wayراهی پیدا می کردم</description>
                <category>مهزیار ربیعی</category>
                <author>مهزیار ربیعی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Apr 2024 13:45:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا گوگل فیلتر میشود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mahziarrabie/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-ufwnh6clmgr8</link>
                <description>آیا گوگل فیلتر می‌شود؟ امروز تاریخ 1402/5/4 با نهایت تاسف و ناباوری بزرگ ترین موتور جستوگر جهان google در ایران در ساعت 6:53 دقیقه برای برخی از کاربران فیلتر شد. و ارور 403 داده البته در حال حاظر مشکل برطرف شده است.ارور 403 چیست؟ارور 403 چیست؟ارور 403  forbidden نشان میدهد که سروری که از آن درخواست کرده اید درخواست شما را درک نکرده است و یا به دلایلی ممنوع شده است.تاثیر گوگل بر زندگی افراد؟گوگل به شما دسترسی بسیار ساده ای به اطلاعات موجود در کل دنیا به ۱۰۸ زبان مختلف را میده و کتابخانه گوگل بزرگترین فضا برای  سوال و پاسخ آن در کمترین زمان ممکن است. در نهایت شما با چند کلیک ساده میتونید به پاسخ هر سوالی که دارید برسید و دیگر نیاز به جستجو در کتابخانه های شهر یا پرسیدن از افراد ندارید.آیا گوگل عوارضی داشته است؟در پاسخ به این سوال هم میتوان گفت بله هم میتوان گفت خیر. گوگل(google) برای افرادی که نمیخواهند مطالعه زیادی داشته باشند و از انواع دانش ها اطلاعاتی کسب کنند کار را ساده کرده است و با استفاده از گوگل دیگر نیاز به حفظ کردن خیلی چیز ها نیست. شما با کمک گوگل با چند کلیک ساده به پاسخ هر سوالی که داشته باشید به صورت کامل و جامع میرسید و اطلاعاتی مثل قیمت دلار، طلا، پوند، نفت و... را به صورت سریع و لحظه ای میتونین با یک سرچ ساده به دست بیاورید. همچنین با توجه به پژوهشی که وب سایت Sci-Hub انجام داده است بعد از به وجود آمدن گوگل انگیزه افراد برای حفظ اطلاعات و یادگیری بسیار کمتر شده است و دیگر تمایلی به ذخیره داده ها ندارد.</description>
                <category>مهزیار ربیعی</category>
                <author>مهزیار ربیعی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jul 2023 18:47:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش سئو محتوا رایگان در چند قدم ساده</title>
                <link>https://virgool.io/newdima/content-seo-training-w6mivhxac6ii</link>
                <description>آموزش سئو مقالههر فردی میتواند در فضای اینترنت با درست کردن صفحه بلاگ با مخاطب های هدف خود به خوبی ارتباط برقرار کند. بدون این که شما حتی نیاز به سایت داشته باشید. البته با داشتن سایت مناسب شانس دیده شدن مقاله شما بیشتر است و میتوانید آن را به افراد بیشتری نشان بدید و کنترل بیشتری دارید. همچنین تا چندین میلیون در ماه میتوانید از مقاله ای که به صفحه اول آورده اید درآمد کسب کنید که در ادامه به شما گفتیم که چطوری مقاله ای بنوسید، چطور سئو کنید و چطور به رتبه های اول برسید.بلاگ پست چیست؟به انتشار خبر، متن یا مقاله آموزشی، راهنمایی و… منتشر شده در صفحه بلاگ را بلاگ پست می‌گویند. یک بلاگ پست معمولا بین 300 کلمه تا 700 کلمه است و تلاش خود را میکند تا در کمترین زمان ممکن به سوال کاربر پاسخ بدهد. اما برای داشتن رتبه بهتر پیشنهاد می‌شود که بین 1000 تا 1500 کلمه برای درک بهتر ربات های گوگل (Googlebot) بنویسید.چرا باید بلاگ پست داشته باشیم؟نوشتن یک صفحه بلاگ مزیت های بسیار زیادی برای شما دارد و میتواند راه های ارتباطی بسیار قوی بین شما و مخاطب های هدف شما بر قرار کند. مزایای اصلی بلاگ نویسی جذب ترافیک ارگانیک از موتور های جستجو است که برای شما ترافیک قابل توجه ای می‌آورد و به شما کمک میکند که دیده بشید.اهمیت نوشتن وبلاگ در کسب‌وکار چیست؟هر فردی که کسب و کاری دارد به دنبال نشان دادن و تبلیغ کسب و کار خودش در میان رقبا است. داشتن یک صفحه بلاگ قدرتمند تحت لیبل برند شما تاثیر زیادی روی اعتبار برند و برندینگ شما دارد و با کمترین هزینه میتوانید کسب و کار خودتون رو به مخاطب های هدف بسیار زیادی نمایش دهید و از رقبا به خوبی پیشی بگیرید. یک صفحه بلاگ قدرتمند میتونه نقطه عطفی برای کسب و کار شما شود.مهمترین نکات در سئو محتوای بلاگشما با رعایت کردن نکاتی که در ادامه گفته می‌شود میتوانید بلاگ پستی مناسب بنویسید که رتبه بسیار خوبی در نتایج گوگل داشته باشد امیدوارم نکاتی که در ادامه به شما گفته ایم برای کسب و کار شما مفید باشد1- تحقیق کلمات کلیدیتحقیق کلمات کلیدی یا Keyword Research به خوبی به شما کمک میکند که طبق یک استراتژی مشخص شده شروع به تولید محتوا کنید و در مقاله خود از کلمات پر سرچ مخاطب های هدف خودتون استفاده کنید که در رتبه بندی گوگل (Google rankings) رتبه بالاتری کسب کنید.2- استفاده از کلمات کلیدی در متن جایگزین(Alt Text) تصاویر استفاده کنیداستفاده درست و صحیح شما از متن جایگزین یا Alt text در رتبه بندی گوگل تاثیر بسیار خوبی دارد. استفاده از متن جایگزین مناسب به درک بهتر محتوای شما توسط ربات های گوگل (Googlebot) کمک بسیاری میکند3-چطوری بهترین عنوان سئو شده را بنویسیم؟تگ تایتل یا عنوان شما باید در ابتدای شروع خود شامل کلمه کلیدی شما باشد. در تایتل نویسی سعی کنید از اعداد، بهترین ها، معرفی، راهنما و… برای دیده شدن بهتر استفاده کنید و در نظر داشته باشید.آموزش عنوان نویسیتایتل را مختصر نگه داریدیک تگ عنوان مناسب بین 50 تا 60 کاراکتر است. عنوان ها و تایتل های طولانی ممکن است در نتایج موتور های جستجو (SERP) کوتاه تر شوند.چطوری محتوای سئو شده و با کیفیت بنویسیم؟4- محتوای با کیفیت تولید کنیدتولید محتوای باکیفیت و آموزنده مهمترین و موثر ترین کاری است که شما میتوانید برای موتور های جستجو انجام بدید. محتوای با کیفیت و کاربردی باعث اعتماد سازی و کسب اعتبار شما در بین مخاطب های هدف و موتور های جستجو می‌شود.تعریف محتوای با کیفیتتولید محتوای که به راحتی کاربر را به پاسخ برساند و در محتوا از جدول، تصویر، ویدئو، نظرات کاربران، اینفوگرافیک، گیف و… استفاده شود و خوانای بسیار بالایی داشته باشد.5- حتما Permalink بسازیدانتخاب پیوند یکتا (url) باعث معنی دار شدن محتوای شما برای ربات های گوگل (Googlebot) می‌شود در صورت ننوشتن URL مناسب، محتوای شما با URL بی معنی منتشر می‌شود و برای شما این یک امتیاز منفی در سئو است.رعایت کردن تگ های محتوامهمترین نکته ای که باید برای سئو صفحه بلاگ خودمون در نظر داشته باشم تگ‌های html است. شما فقط باید عنوان مقاله خودتون رو به صورت h1 تعریف کنید و سایر عنوان ها را در مقاله از h2 تا h6 تعریف کنید. هدینگ گذاری اصولی باعث درک بهتر موتور های جستجو از محتوای شما می‌شود و خوانایی محتوای شما را بسیار بالا میبرد. و یکی از مهم ترین اصول در سئو محتوا و تولید محتوا محسوب می‌شود.متن محتوا را سئو کنیدمتن مهمترین بخش از سایت شما است و بیشتر سایت شما تشکیل شده از متن است. هیچ وقت متنی که در سایت مینویسید به حال خود رها نکنید! متنی که شما در وب سایت خودتون مینویسید باید متنی باشد که کاربر دقیقا به دنبال همان متن است و خوانای بسیار بالایی داشته باشد. متن بلاگ شما باید به صورتی باشد که کاربر از خواندن آن خسته نشود و از سایت شما بیرون نرود. شما با بهینه سازی متن محتوا میتونید به خوبی آمار بازدید های وب سایت خود را چند برابر کنید و جامعه مخاطب هدف بسیار زیادی جمع آوری کنید.محتوا پادشاه است - بیل گیتس 1996راهنمای انجام سئو محتوادر ادامه به شما نکات طلایی برای سئو محتوای متنی را گفته ایم که شما با رعایت کردن آن ها به خوبی میتوانید در SERP موتور های جستجو رتبه بگیرید. در نظر داشته باشید که محتوا همیشه پادشاه است.کلمات کلیدی هدفمند انتخاب کنیدیک محتوای جامع و عالی بنویسیدکلمات کلیدی خود را به صورت متعادل به کار بگیریداز مترادف‌ها استفاده کنیدعنوان‌ها را درست بچینید و بهینه کنیداز عکس، ویدیو و محتوای چند رسانه‌ای استفاده کنیدتصاویر سایت را بهینه کنیدعنوان سئو را بهینه کنیداز لینک بیلدینگ داخلی استفاده کنیدبعد از اتمام سئو محتوا، کار را به گوگل بسپاریددر پایان تمام این مراحل محتوای شما به سئو شده است و میوانید دکمه انتشار را بزنید و منتظر بمانید تا Google Crawler یا خزنده گوگل وارد سایت شما بشوند و مقاله شما را index کنند و به آن رتبه مناسب با مقاله شما را بدند.اگر تجربه سئو و بهینه سازی محتوا را دارید حتما با من در بخش کامنت ها به اشتراک بزارید.</description>
                <category>مهزیار ربیعی</category>
                <author>مهزیار ربیعی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jul 2023 18:30:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان واقعی آهنگ دار(داستان مریم) از علی سورنا + متن</title>
                <link>https://virgool.io/@mahziarrabie/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%86-zjjeshqhssas</link>
                <description>داستان واقعی آهنگ دار(داستان مریم) از علی سورناروستایی وجود داشته توی شهر داراب توی استان فارس. روستای داراب جایی بسیار بد آب هوا و خشک بوده این روستا بعد از مدت ها تلاش مردم بارور میشه و سر سبز میشه. بعد از گذشت مدتی مردم های شهر (سرمایه دار ها) به روستای داراب میانکد خدایی روستای داراب بسیار علاقه زیادی به خانواده خودش داشت و دخترش که اسمش مریم بود رو خیلی دوست داشت. مریم از بچی عاشق گل بافی و قالی بافی بود و همیشه دوست داشت بدونه که بیرون داراب چخبره و بره دنیا رو بگرده و همه چیز رو از نزدیک لمس کنه. مرد سرمایه دار پسر قد بلند و زیبایی داشت و بخاطر تفاوتی که با بقیه پسر های که داخل داراب بودن داشت خیلی از دختر های داراب عاشق و دل باخته پسر سرمایه دار شده بودند.یه روز که مریم در حال بافتن قالی بود مردمی که از شهر اومده بودن به منزل کدخدا میان و پسر کد خدا مریم رو میبینه و جذب سادگی و زیبایی مریم میشه فردای آن روز پسر سرمایه دار به منزل کدخدا میاد و از کدخدا میخواد مریم برای پسر سرمایه دار قالی بزرگی ببافه مریم از این موضوع خوشحال میشه و به سرعت شروع به بافت قالی قرمز رنگی میکنه.روزی که قالی تموم میشه و پسر سرمایه دار دوباره به خانه کدخدا میاد تا قالی که مریم درست کرده بود رو ببینه وقتی با مریم درحال صحبت بود مریم از پسر سرمایه دار میخواد که از بیرون داراب برای مریم تعریف کنه و درباره جاهای دیدنی که رفته براش بگه پسر سرمایه دار دستش رو سمت مریم میبره و به مریم پیشنهاد بیشرمانه ای رو میده و از مریم میخواد که شالی قرمزی که روی موهاش هست رو دربیاره تا بتونه موهای مریم رو ببینه اما مریم ناراحت و عصبی میشه و پسر سرمایه دار رو هل میده و بهش میگه دست به من نزن من فقط از تو خواستم که از بیرون داراب برای من تعریف کنی.پسر سرمایه دار دستش رو دسمت موهای مریم میبره و چند تا از تار موهای مریم رو میکشه و به مریم میگه اگه تو راضی نشی که شال تو دربیاری من اینو به کدخدا میدم و بهش میگه این موهای مریمه و روی قالی قرمزی که داخل اتاق هست پیدا کردممریم به پسر سرمایه دار میگه هرکاری که میخوای انجام بدی انجام بده خانواده من به من اعتماد دارن و بیشتر از  چشم هاشون حرف من رو قبول دارن کسی حرف تو رو باور نمیکنه...پسر سرمایه دار فردای آن روز میره پیش کدخدا و موهای مریم رو نشون میده و میگه من اینا رو روی فرش قرمزی که مریم در حال بافتن اون هست پیدا کردم. کدخدا تعجب میکنه و موها رو با شرمندگی از پسر میگیره و میره خونه و به مادر مریم میگه مادر مریم شروع به گریه میکنه و خواهر مریم میاد و میپرسه چی شده که مریم صدای گریه های مادرش رو میشنوه و با نگرانی میاد و میپرسه مامان چرا گریه میکنی کدخدا میشینه و به مریم میگه تقصیر من چی بود من چیکار کردم که آبروی من رو داخل ده بردی و دیگه حرفای من برای کسی اهمیتی نداره الان همه فهمیدن ما باید از داراب بریم بخاطر تو.مریم با چشم های پر از اشک به مادرش میگه مامان دامن من پاکه من کاری نکردم چرا حرف من رو باور نمیکنین اما مادر مریم بخاطر شوکی که بهش وارد شده بود نمیتونسته خودش رو کنترل کنه و کدخدا بخاطر سن بالای که داشت نمیتونست این فشار این مشکل رو تحمل کنه و از هوش رفت و افتاد روی همون قالی قرمزی که مریم برای پسر سرمایه دار بافته بود.طبیب داراب وقتی میاد میبینه کدخدا روی قالی افتاده و به سرعت میاد و شروع به چک کردن نبض کدخدا میکنه و میبینه که کدخدا نبض نداره و بخاطر فشار زیادی که بهش وارد شده بود هوش خودش رو از دست داده بودمریم بخاطر این مشکل خودش رو مقصر میدونه و نمیتونسته خودش رو ببخشه و همچنین بخاطر غم بزرگی که به خودش و خانواده خودش داده بود تصمیم میگیره که از داراب بخاطر همیشه بره و دیگه برنگرده. مریم فردای آن روز از داراب میره و دیگه برنمیگرده متن آهنگ دار(داستان مریم)تو اون سالها بیابونی بود تو خاکه های داراب / بیابونی بی آب و علفتموم چشمه های جوشان آب تلف شد ..جوونه ها قبل رسیدن به باغ / آروم می رفتن توی قصه خوابکسی نموند جز چند خانوار / که بعد کلی کار کندن چند چاه آبدر کنار هم زندگی رو کردن آغاز /صبح کار و شخم شب دعا و آوازبعد مدتی کارگر شد دعاها و زمینشون بارور شد ..خرما، سیب، بادام کوچک / شدن آغاز بازار کوچککشت پنبه نخ ریسندگی / روسری پوشیه تا شال کوچکبابا باد و ننه صحرا توی اون فصل ها ازدواج کردنمدتی گذشت صحرا مادر شد یه دختر کوچیک اسمش رو گذاشت مریممریم بزرگ شد با دار و قالی / همیشه افسرده و تار و خالیغمگین می پرسید از مادرش صحرا / که توی کل دنیا همین داراب رو داریم ؟این سوال بود توی فکر مریم / توی داراب نبود به شکل مریممگه انتهای رویا دارابه؟همه فکر می کنن دنیا داربه .گذشت و کارگر شد / کشت پنبه نخ ریسی بارور شدکدخدا با فکر صادرات پارچه/ دستور داد بکنن باز مرز روکم کم دهات دیلاق تالاب / تبدیل شد به ییلاق دارابمالکین اطراف با خریدن ملک و زمین / شدن هم پیمان دارابچکاد قد بلند فریبنده/ پسر یکی از ملاکین کوهستانحسادت پسر های توی داراب/ و حسرت دخترای زیر پوشیهآخرای هفته تو تعطیلات کوه/ توی داراب در حال گشتن بوداهل بیرون این کوی و برزن / شاید بهترین پاسخ سوال مریم بودچرا قدتون بلنده ؟ چرا نگاهتون با ما پر از فرقه ؟چی شد که شدید مسافر داراب ؟ چی میگذره پشت کوه مجاور داراب؟چکاد تو این گستره تنهاست / درگیر مریم شد و لکنت حرفاشبین این عشق یه دره فاصله است / بین پسر کوهستان و دختر صحرانزدیک مریم می کشه نفس / شرم دختر رو می کشه عقبمریم تو فکرش با تکفیر کدخدا/ به دور پرنده ی عشق می کشه قفسهر روز همین بود پاشو پس می کشید / چکاد نقشه ای از هوس می کشیدیا میای با من سمت کوه های کولی وش / یا به کدخدا می گم دارم مو های بریده ات رومریم ترسید تو دست های زنجیر / گفت یه بازنده ام تو دست های تقدیرمو ج مو های بیرون از پوشیه / یعنی جزر و مد دریای تکفیرفردا تو بازار یه جنجال خون / راه افتاده بود تو چنگال شومخبر بی عفتی دختر صحرا / چکاد ایستاد با چند تار مو..قلب مریم یه گوشه چکید / رکاب زخمیه خون نگینبعد تکفیر داراب / واسه مدتی خونه نشین شدننه صحرا غم تو نگاش بود / می گفت این ننگ باید از ما جدا شهمادر نگام کن دامن من پاکه / اون موهای من نبود / موها م سر جاشهموهام سر جاشهتا که یک روز داراب رو صدا کردعزادارارو نگاه کردشالش رو برداشتاز حجابش دفاع کردقصه به اونجا رسید که داراب با حیرتاین گستاخی رو نگاه کرددوباره تکفیر رو امضا کردبیوگرافی علی سورنا(علی خدامی)علی خدامی ملقب به علی سورناعلی خدامی ملقب به علی سورنا متولد 27 فروردین 1369 در تهران، خواننده رپ استدیپلم برق صنعتی است، می گوید بیشتر مضامین آهنگ هاش غم و اندوه زندگی شخصی خودش است، وی چندین آلبوم موفق در زمینه رپ دارد</description>
                <category>مهزیار ربیعی</category>
                <author>مهزیار ربیعی</author>
                <pubDate>Thu, 23 Feb 2023 20:44:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان واقعی آهنگ نخلا از مهراد هیدن + متن</title>
                <link>https://virgool.io/@mahziarrabie/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%86%D8%AE%D9%84%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D9%87%DB%8C%D8%AF%D9%86-ny3djet5q9nu</link>
                <description>داستان کامل آهنگ زیر نخلا از مهراد هیدنداستان واقعی آهنگ زیر نخلا از مهراد هیدنیه دختر و پسر تو جزیره کیش زندگی میکردن. از بچگی باهم بزرگ شده بودن و خیلی همو دوست داشتن.دختره روحیه ماجراجویی داشته و عاشق این بوده که بیرون جزیره رو ببینه، اما خانوادش اجازه خروج از اون جزیره رو نمیدن. تو یه روز شلوغ تو جزیره یه توریست به طور اتفاقی دختره رو میبینه و ظاهر زیبای دختر و لباس محلیش پسره رو مجذوب میکنه و ازش میخواد که جزیره رو بهش نشون بده.بعد از یه پیاده روی طولانی توریسته خسته میشه و زیر یکی از نخل های کیش میشینن و شروع به درد و دل با دختره میکنه. دختره از توریسته میخواد که از دنیای بیرون جزیره براش تعریف کنه و بهش بگه که بیرون جزیره چه شکلیه. پسر با کلی ذوق تمام جاهایی که رفته رو برای دختر تعریف میکنه و دختر تمام مدت با دقت به حرفای پسره گوش میده و پیش خودش تصویر سازی میکنه که دنیای بیرون از جزیره چقدر قشنگه که یهو پسر توریست به دختر پیشنهاد میده اگه دوست داری بیا باهم دنیا رو بگردیم. بهش میگه من همیشه دنبال کسی بودم که مثل من دنبال ماجراجویی داشته باشه و بخواد کل دنیا رو سفر کنه. دختره به پسر توریست گفت که من نمیتونم از جزیره خارج بشم چون خانوادم اجازه نمیده. پسر توریست بهش گفت نیازی نیست بهشون بگی فقط با من بیا، اونا حتما درک میکنند. برای دختر جزیره حکم یه زندان بزرگ رو داشت و همیشه دوست داشت از اون جا بره بخاطر همین پیشنهاد پسر توریست رو قبول میکنه. یه شب پسر توریست به دختره میگه من امشب دارم از این جزیره میرم و خیلی خوشحالم که تو هم با من میایدختر میره با پسری که از بچگی باهاش دوست بوده خداحافظی کنه فقط بخاطر این که دوست داشته  یه نفر بدونه که قراره کجا بره...به دوست بچگیش میگه و پسر خیلی شوکه میشه و به دختر میگه چرا داری میری؟ دختره به پسر میگه من میخوام بیرون از اینجا رو ببینم دیگه نمیتونم تحمل کنم این جزیره رو برام مثل یه زندان شده.پسر بخاطر علاقه زیادی که به دختر داشته نمیره به کسی بگه. فقط دوست داشته که دختره خوشحال باشه و خوشبخت بشه بخاطر همین فقط به دختره میگه یه درخواست ازت دارم، امشب بیا همو ببینیم. دختره میپرسه کجا؟ پسره میگه بیا امشب زیر بزرگ ترین درخت نخل داخل ساحل اونجا منتطرتم.شب میشه و دختر میره که پسر رو ببینه. پسر رو در حال درست کردن آتیش میبینه و کنارش میشینه و ازش میپرسه چرا گفتی بیام اینجا؟ پسره به دختر میگه من هیچ وقت فکر نمیکردم از این جزیره بری. فکر میکردم همیشه پیشم میمونی. تو بین همه تکراری بودن جزیره برای من تازه بودی. دختره چشماش پر از اشک میشه. پسره به دختره میگه چرا الان بهم میگی اینا رو؟ پسره به دختره میگه من فکر میکردم همیشه وقت دارم. دختره با توریسته میره و دوست بچگیش رفتنشو نگاه میکنه.متن آهنگ نخلا از مهراد هیدنزیر نخلارقصیدیم توو جزیره اما دیگه فردانیستی منو تنها میذاری، پیش سنگامیبینمت اونور دریا، رفتی چرا اونور دریاتوو چشات معجزه میکرد، حالا شدی موجب این دردمشکلاتو جرأت دارم مثل تو نه پشتت نمیگممهم نیست که رد بدی یا نه، بگی مث بچگیاممازت دیگه خسته شدم، قرارمون رفت تا قیامتزیر نخلارقصیدیم توو جزیره اما دیگه فردانیستی منو تنها میذاری، پیش سنگامیبینمت اونور دریا، میبینمت اونور دریا[ورس یک – سیجل]با همه سگ ولیات موندم من دلی پاتحتی رو سنگ زیاد، قبل اینکه نخ شه سیگاربدون بحث زیاد، گرفتمت که بیایچقدر بچه ای *، یه دنده ی سایک (Psych)آخرم * شد با اون سق سیاتهمه درختای این جزیره خشکیددیگه غروب کردیم مث مسیر خورشیداین خونه دیگه زندونه اسیر گنجیشکمیخوام نخلا رو چیکار، تنها اخبارو نیگامیکتم برا اشکامم سطلا رو بیاربودیم عاشقِ بد معاشرِ همتا بهمون صاعقه زدخدایی توو رابطه بودیم ماها صاحب سبکدیگه قایقا سوخته دلا زا به راه موندهبا این دو میل فالوئر نمیشه کامنتا خوندهکو روز خوب دیگه شدیم رابینسونلغزیدیم رفت تمومیم پارکینسون[کورس – مهراد هیدن]زیر نخلارقصیدیم توو جزیره اما دیگه فردانیستی منو تنها میذاری، پیش سنگامیبینمت اونور دریا، رفتی چرا اونور دریا[ورس دو – سپهر خلسه]تو هم شدی مث اونا، قلبتو دادی توو راهزنگ میزنی توو تنهایی وقتی که رفتن مهمونامنم شدم مث خلا، گم شدم لای گلاهر کی میبینتم بد نگاه میکنه و میگه پسر داشتی گناهشدی مث اونا، دلو دادی توو راهبهم زنگ بزن وقتی کهر رفتن مهموناتنهایی فقط خودتی و خداوقتی پاک شدن خطا همه خالی شدن بطراآخرین دیدارمون یادته؟ من یادمهگریه کردم التماست کردم من یه عالمهیادمه که نگات بودش توو اون لحظه سردولی همون ساخت منو پَ نکنه دستت دردقصد برگشتنم نداریم، هیچ کدومیه پایان قشنگ و خوب باید گذاشت بی شروعلحظه های پیشِ رو، بی تو زیر نخلافکر اینکه یکی دیگه پاشه تووی تخت بامخب سخته، نمیفهمن مث تو خوب منوندارمم دیگه حس دور و بروالآن دنیای من جزیرست ودورم برم اقیانوس هست بدترین ترس و[کورس – مهراد هیدن]زیر نخلارقصیدیم توو جزیره اما دیگه فردانیستی منو تنها میذاری، پیش سنگامیبینمت اونور دریا، رفتی چرا اونور دریابیوگرافی مهراد هیدنمهراد مستوفی راد ملقب به مهراد هیدن خواننده رپ و راکمهراد مستوفی راد معروف به مهراد هیدن متولد 24 آذر 1363 در تهران، خواننده و آهنگ ساز ایرانی می‌باشد که در سبک رپ و راک و هیپ هاپ در اوایل به وجود آمدن رپ فارسی فعالیت خود را آغاز کرده‌است. مهراد هیدن از دوران کودکی با یادگیری پیانو کلاسیک فعالیت خود را آغاز کرد و در مقطع راهنمایی به سبک راک ورود کرد و کم کم وارد دنیای رپ شد.</description>
                <category>مهزیار ربیعی</category>
                <author>مهزیار ربیعی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Feb 2023 20:26:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>