<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مجید حکیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@majidhakimi</link>
        <description>صاحب کسب و کار | مشاور کسب و کار | مشاور محصول</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 22:07:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/25511/avatar/OQp4HF.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مجید حکیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@majidhakimi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شاخصهای کلیدی کسب و کار اشتراکی SaaS</title>
                <link>https://virgool.io/@majidhakimi/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%DB%8C-saas-zprf8jo37yaw</link>
                <description>در هر کسب و کاری نیاز دارید در هر لحظه سلامت کسب و کار خود را بسنجید؛ اینکه در مسیر درست هستید یا نه؛ شاخص ها عملکردی KPI معیارهایی برای تصمیم گیری هستند تا عمکرد کسب و کار خود را بهبود دهید .کسب و کارهای اشتراکی نوعی از بیزنس است که برای اندازه گیری موفقیت سنجه های خود را طلب می کند و در صورتی که از شاخصهای سنتی فروشگاهای اینترنتی مثل میانگین سبد خرید یا هزینه کالا و غیره استفاده کنید معیارهای غلطی برای تصمیم گیری به شما خواهد دادهر چیزی را که بتوانیم اندازه گیری کنیم می توانیم آن را بهبود دهیم                                                                                                                              کلوینانتخاب سنجه های غلط باعث شکست کسب و کارتان خواهد شد. با انتخاب درست شاخصها و رصد کردن آنها می توانید تصمیمات درستی گرفته و بیزنس خود را در مسیر درسست هدایت کنید .همچنان که در داشبورد ماشین علایم حیاتی ماشین وجود دارد و خبری از مثلا تعداد حرکت سوپاپ های موتور ! در آن وجود ندارد بهتر است برای هر کسب و کاری تنها علایم حیاتی را رصد کرد . شما برای قیمت گذاری و همچنین برای ماکزیمم کردن سود خود بطوری که برای مشترکین قابل پذیرش باشد نیاز دارید که درک خوبی از شاخص های کسب و کار اشتراکی داشته باشید .درآمد تکرار شونده ماهانه | سالانه ( MRR/ARR ) اگر کسب و کار شما اشتراک آن بصورت سالانه است از درآمد تکرار شونده سالانه ARR استفاده کرده و در صورتی که اشتراک بصورت ماهانه است از MRR استفاده کنید .برای محاسبه MRR/ARR تنها کافیست درآمد حاصل از همه مشتریان را بدست آورده یا با داشتن  میانگین درآمد ماهانه مشتریان و ضرب کردن آن در تعداد مشتریان می توانید MRR  را بدست آوریدمثلا اگر ۲ مشتری با اشتراک ۲۰۰۰ تومان و ۲ مشتری با اشتراک ماهانه ۱۵۰۰ تومان و یک مشتری با اشتراک ۱۰۰۰ تومان داریم خواهیم داشت                                                                                                                                            ۴۰۰۰ = ۲۰۰۰ × ۲                                                                                                                                            ۳۰۰۰ = ۱۵۰۰ × ۲                                                                                                                                               ۱۰۰۰ = ۱۰۰۰ × ۱    MRR = 4000+ 3000 + 1000 = 8000میانگین درآمد تکرار شوند از هر مشتری ( ARPA )حال اگر MRR را به تعداد مشتریان تقسیم کنیم میانگین درآمد تکرار شونده حاصل شده در مثال بالا MRR = 8000 بوده که با تقسیم بر تعداد کل مشتریان به عدد ۱۶۰۰ می رسیمبا حاصلظرب ARPA  در تعداد مشتریان می توانیم به همان نتیجه MRR  که در بالا آمده رسید                                                                                                                                        ۵ = تعداد مشتریان    ARPA = میانگین درآمد تکرار شونده ماهانه برای هر مشتری = ۱۶۰۰                                                                                                                   تعداد مشتریان  MRR = ARPA x    MRR = 1600 × ۵ = ۸۰۰۰هزینه جذب مشتری ( CAC )اگر کل هزینه مارکتینگ در ماه را به تعداد کل مشتریان جدیدی که دراین ماه کسب کرده ایم تقسیم کنیم هزینه جذب مشتری CAC بدست می آید .هزینه جذب مشتری CACنرخ ریزش مشتری ( Churn Rate ) اگر تعداد مشتری هایی که بسته یا اشتراک خود را در یک بازه زمانی لغو کرده اند به کل مشتریانی که در آن ماه داشته ایم تقسیم کنیم نرخ ریزش بدست می آید.نرخ ریزش مشتری Churn Rateارزش طول عمر مشتری ( LTV یا CLTV ) کل سود حاصل شده از مشتری از زمانی که مشتری اشتراک خود را شروع می کند تا زمانی که آن را لغو می کند ارزش طول عمر مشتری CLTV یا LTV گفته می شود .قبل از محاسبه ارزش طول عمر مشتری نیاز است یک گام به عقب برگردیم و میانگین طول عمر مشتری را بدست آوریم دقت کنید که LTV از جنس پول هست به این معنا که در بودن مشتری چقدر سود خالص به شرکت ما می رسد در صورتی که میانگین طول عمر مشتری از جنس دوره زمانی است و به این معنی که چقدر زمان مشتری با ما خواهد بود ( بر حسب ماه یا سال )با جایگذاری عبارت اول در عبارت دوم به فرمول زیر برای محاسبه ارزش طول عمر مشتری خواهیم رسیدارزش طول عمر مشتری CLTV یا LTVبرای درک بهتر به مثال عددی زیر توجه کنیداگر میانگین نرخ ریزش مشتریان ۳% باشد آنگاه معادله زیر را خواهیم داشتمشتری عمر طول میانگین= ۱/۰.۰۳=۳۳.۳این بدان معنی است که اگر میانگین نرخ ریزش مشتری ۳% باشد آنگاه میانگین مدت زمانی که هر مشتری با ما خواهد بود ۳۳.۳ ماه می باشد؛ با توجه به محاسبه ARPU میانگین درآمد تکرار شونده که ۱۶۰۰ هست و به فرض آنکه حاشیه سود ناخالص ۰.۳ باشد در زیر خواهیم داشت                                                                                                  33.3 ×۴۸۰=۱۵۹۸۴ =  مشتری عمر طول ارزش ارزش طول عمر مشتری برابر با ۱۵۹۸۴ تومان خواهد بود به این معنا که مشتری در طول زمانی که مشتری ماست به اندازه ۱۵۹۸۴ تومان به کسب و کار ما سود می رسانددر این مقاله با شاخص های کلیدی کسب و کار اشتراکی SaaS با ذکر مثال آشنا شدید . در مقاله های بعد به این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه می توانیم از سلامت کسب و کار اشتراکی اطمینان حاصل کنیم و اینکه چگونه می توانیم بر شاخص ها اثر گذار باشیم .با لایک و به اشتراک گذاری فرصت دیده شدن مقاله برای ایجاد کسب و کارهایی ارزشمند بیشتر شده برای دیدن اصل مقاله و مقالات و ارتباطات بیشتر می توانید صفحات لینکداین و اینستاگرام زیر را دنبال کنیدhttps://www.linkedin.com/company/majid-hakimihttps://www.instagram.com/maj_hak/</description>
                <category>مجید حکیمی</category>
                <author>مجید حکیمی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Apr 2021 23:58:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا تغییر عادتها از طریق اپکلیکشن ها کاری اخلاقیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@majidhakimi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%BE%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ya8b9xgpkai4</link>
                <description>در وب یا در اپ های موبایل ما در حال تغییر و دستکاری عادت ها هستیم ؛ دوست داریم افرادی که آنها را کاربر می نامیم آنچه ما خواهان آن هستیم انجام دهند . هر چند ما با صدای بلند به کاربران خود نمی گوییم که به نرم افزار ما عادت کنند و معتاد شوند ولی بصورت شیطنت آمیزی علاقمندیم به اپ و محصول ما وابسته شوند !کاربران در رختخواب هم از محصول ما استفاده می کنند و وقتی از خواب بیدار می شود قبل از اینکه به عشق خود سلام کنند اول  نوتیفیکشن های تلگرام و واتز اپ و … را چک می کنند . Ian Bogost استاد دانشگاه و طراح بازی در مقاله ” سیگار قرن جدید ”  موجی از تغییر عادتها را بیان می کند و اینکه چگونه تکنولوژی عادت های ما را تغییر می دهد و این تغییرات چگونه می تواند آثار مخرب بر جای گذارد .چه موقع دستکاری عادت ها مناسب نیست ؟در تغییر عادتها و تغییر تجربه کاربری ما تلاش می کنیم با ترفندهایی رفتار کاربر و مخاطب خود را تغییر دهیم مطمئنا اگر ما خود را جای مخاطب قرار دهیم چنین چیزی را دوست نداریم .اما تغییر عادتها و رفتارها در همه جه بد نیست ، یکی از نمونه های خوب نرم افزارها و اپ های فیتنس هستند که به افراد کمک می کنند به چاقی یا لاغری با ایجاد عادتهای جدید دست پیدا کنند . حال اینکه در بعضی از اپ ها تغییراتی در عادتها ایجاد می شود که به نفع کاربر نیست ؛ در آخر این بخش نمونه ای وجود دارد که نشان می دهد چگونه تغییر عادت می تواند به نفع کاربر نباشد .جهانی با اعتیاد بیشترمتاسفانه هنوز قطب نمای اخلاقی ما گرفتار چیزی که فناوری در حال ساخت آن است نشده است . دسترسی گسترده به اینترنت و انتقال اطلاعات شخصی جهانی اعتیاد آور پدید آورده است .اعتیاد به طور فزایند های شتاب گرفته است و بقول پل گراهام از Y Combinator  ” ما نیازی برای ساخت آنتی بادی ها برای اعتیاد نداریم ” . گراهام مسولیت را متوجه کاربران می داند ” ما باید بفهمیم چه چیزی برای ما خوب است و از چه چیزی دوری کنیم ” .به افراد یا شرکت هایی فکر کنیم که این عادت ها را پدید می آورند و اینکه آیا این تغییرات اخلاقی هستند یا نه ، ما چه مسولیتی در قبال آیندگان خود داریم ؟ماتریس دستکاری عادت ها و تغییر رفتاردر این قسمت جعبه ابزاری معرفی شده است که به کمک آن کارآفرینان و سرمایه گزارها و متخصصین تولید محصول قبل از اینکه دست بکار شوند به آینده آن محصول فکر کنند . این ماتریس تلاش نمی کند که نتیجه گیری کنید چه بیزنسی اخلاق و چه بیزنسی غیر اخلاقی است یا اینکه کدام بیزنس موفق یا کدام بیزنس ناموفق است . این ماتریس بیشتر بر این موضوع تمرکز دارد که آیا ما می توانیم کاربر را به محصول خود وابسته کنیم ؟ و اینکه آیا نیاز است در این جهت تلاش کنیم ؟ماتریس دستکاری عادت هابرای استفاده از این ماتریس نیاز است به دو پرسش پاسخ دهیمآیا من خودم از این محصول استفاده خواهم کرد ؟آیا این محصول زندگی کاربران را بهبود می دهد ؟در ادامه در مورد بخش های مختلف این ماتریس توضیح داده شده استتسهیل کنندگان ( Facilitor )وقتی شما چیزی را می سازید که خود از آن استفاده می کنید و ایمان دارید که زندگی مردم را بهتر می کنید شما یک Facilitor  ( تسهیل کننده ) هستید . این خود شما هستید که می دانید واقعا از این محصول استفاده می کنید یا نه !در پاسخ به این اینکه ” آیا خود شما از این محصول استفاده می کنید؟ ” با خودتان رو راست باشید اگر پاسخ شما بصورت ” اگر من …  ”  می باشد راه را اشتباه رفته اید . یکی از استثنا ها این است که ممکن است این محصول را برای سنی ساخته باشید که شما در آن رده سنی نباشید بطور مثال برای زمانی که دانشجو یا محصل بودید در این حالت از خود بپرسید اگر در این موقعیت بودم آیا واقعا از این محصول استفاده می کردم ؟بطور دقیق نمی دانیم ولی شاید بانیان تویتر و فیس بوک خود چنین علاقه ای داشته اند؛ با توجه به داستانی که از آنها نقل شده تاکیید کننده آن است که این افراد چنین علاقه ای داشته اند . لیست زیادی از شرکتها وجود دارند که عادتهای خوب در کاربران خود ایجاد کرده اند عادتهایی مثل پیاده روی ، کاهش وزن یا عادتهایی برای قرار گیری وضعیت بهتر روی صندلی و غیره .اما اگر اعتیاد به این محصول که در این ربع قرار دارد زیاد باشد چه اتفاقی می افتد ؟ در اینجا شاید گفته پل گراهام قابل تصدیق باشد که می گوید ” این به عهده کاربر است ” . در هر توزیع زنگوله شکل نرمال اگر نگاه کنیم در صد کوچکی از افراد در حد اعلای اعتیاد به محصول هستند . افرادی که خود از محصول استفاده می کنند الزام اخلاقی خود را برآورده کرده اند .دستفروش ها ( Peddler )عده ای از طراحان رفتاری علاقه شدیدی به تغییر و بهبود زندگی دیگران دارند ولی خود از آن استفاده نمی کنند . اکثر اپ های حوزه تناسب اندام یا وب سایت های خیریه در این ربع هستند . یکی از کسب و کارهایی که در این گروه هستند تبلیغات چیان هستند ؛ شرکتها در این حوزه خود را متقاعد می کنند که کاربران تبلیغات آنها را دوست دارند . آنها علاقمندند که تبلیغات خود را بصورت ویروسی گسترش دهند .آنها در واقع تلاش می کنند بصورت ناآگاهانه واقعیت را تعریف کنند ، زمینه تحریف واقعیت زمانی آغاز می شود که آنها از خود پرسش مهم و کلیدی ” آیا این محصول واقعا برای کاربران مفید است ؟ ” را نمی پرسند . پاسخ به این سوال ” نه! ” است اما آنها می خواهند خود را متقاعد کنند که این برای مخاطب و کاربر مفید است !اساسا بهبود زندگی کاربر کاری بسیار دشوار است و خلق تکنولوژی و محصولی  که شما علاقه ای به آن ندارید و برای شما با ارزش نیست تقریبا غیر ممکن است . نکته غیر اخلاقی برای Peddler  ها وجود ندارد تنها اینکه به دلیل علاقه نداشتن خود شانس موفقیت آنها کم است . این افراد از بینش و علاقه درونی لازم برای خلق آنچه کاربران می خواهند برخوردار نیستند در نتیجه کار کردن روی این پروژه ها هدر دادن وقت است . شاید انتخاب ایده محصول درست باشد ولی بخاطر علاقه نداشتن به این کار آنها شکست می خورند ؛ همه کارآفرینان موفق اعتراف می کنند که بخش مهمی از کار علاقه به کار و محصولی است که درست می کنیم .سرگرم کننده ها ( Entertainer )گاهی اوقات تولبد کنندگان و طراحان محصول به عنوان سرگرمی کاری را انجام می دهند ؛ اگر تولید کنندگان تکنولوژی چیزی را می سازند و خود از آن استفاده می کنند ولی ادعای بر بهبود زندگی دیگران ندارند به نوعی در دسته سرگرم کننده ها قرار دارند .سرگرمی یک هنر است و اهمیت فراوان دارد ؛ سرگرمی هنر فراهم کردن شادی و خاطره خوش برای ماست ؛ به ما کمک می کند جهان را به گونه ای دیگر ببینیم و با مردمان با شرایط متفاوت ارتباط برقرار کنیم . در این ربع سرگرمی ویژگی های خاص خود را دارد که کارآفرین و سرمایه گذار باید از عادت هایی که دستکاری و تغییر می دهند مطلع و آگاه باشند .محصولاتی که حول محور سرگرمی ساخته می شوند کم کم در زندگی مردم کم رنگ می شوند و جای آن را سرگرمی های دیگر می گیرد . سرگرمی های قدیمی برای ما نوسترالوژی شده و ما با یادآوری آنها خاطرات گذشته را تداعی می کنیم . باز هایی مانند Farmville و Angry Birds مدت زمانی طولانی کاربران را به خود مشغول می کند و سپس جای خود را به بازی هایی مثل Pac Man و Tetris می دهد و این طبیعت بازی و سرگرمی است .سو استفاده کننده ها ( Dealer )ایجاد محصولی که سازنده باور ندارد که زندگی مردم را بهبود می دهد و خود نیز از آن استفاده نمی کند به نوعی سو استفاده از دیگران است .در این حالت با دادن مقدار کمی پول افراد به دام افتاده و به اپ وابسته و معتاد می شوند . فروشندگان مواد مخدر و کازینو ها در زمان مناسب پیشنهاد خوب به کاربرخود می دهند و هم اینکه افراد گیر افتادند و حلقه اعتیاد بسته و محکم شد سرگرمی تمام شده است!?بازی Cow Clicker  یکی از بازی های معروف شبکه اجتماعی فیس بوک است که توسط یکی از معروفترین طراحان بازی آقای Ian Bogost طراحی شد و هدف از این بازی ترغیب افراد برای کلیک کردن است . در ابتدای بازی شما وارد یک صفحه ۳ در ۳ می شوید که هر کردام از اینها یک چراگاه هستند یکی چراگاه گاو شما و بقیه چراگاه هایی هستند که می توانید دوستان خود را دعوت کنید . در این بازی با کلیک بر روی گاو صدای ” مووو مووو ” شنیده شده و یک کلیک از تعداد کل کلیک های شما که ۱۵ عدد هست کم می شود و به مدت شش ساعت صدای شنیدن گاو به تاخیر افتاده ؛ با دعوت دوستان خود به بازی تعداد کلیک ها برای شنیدن ” مووو مووو ” افزایش پیدا می کند و با خریدن ” موووو ” که به نوعی پول هست و شما بابت آن پول واقعی پرداخت می کنید! می توانید گاوهایی که با شکل و شمایل جالب طراحی شده اند را خریداری کنید و زمان وقفه خود را برای شنیدن صدای گاو کاهش دهید .پس از مدتی با افزوده شدن زیاد کاربران Ian Bogost  این بازی را از دور خارج کرد چون اعتقاد داشت که بیزنس مدل خوبی پشت این بازی قرار ندارد و مردم جای ” مووو مووو ” کردن پول پرداخت می کنند !قضاوت با شماستاعتیاد به تکنولوژی را می توانیم با اعتیاد به سیگار قیاس کنیم ؛ اما بر خلاف اعتیاد به نیکوتین فناوری ها می توانند زندگی ما را بهبود دهند . تغییر عادت ها و دستکاری آنها می تواند مثبت یا منفی باشد .در صورتی که بانیان محصول اعتقاد دارند که زندگی مخاطبان خود را بهبود می دهند این استفاده کنندگان از محصول هستند که مسولیت نهایی اعمال خود را به عهده دارند و صاحبان محصول نباید بابت استفاده بیش از حد محصول خود را مورد انتقاد و سرزنش قرار دهند .بهرحال با گسترش تکنولوژی اعتیاد به فناوری بیشتر می شود و افراد نوآور تولبد کننده محصولات باید نقش خود را در این زمینه در نظر بگیرند  . شاید در آینده آنتی بادی هایی برای این اعتیاد اختراع شود و راه حلهایی در نظر گرفته شود .شاید شما هم اکنون در حال طراحی محصول و بیزنسی جدیدی هستید امیدوارم ماتریس تغییر عادت بتواند به شما کمک کند تا بتوانید زندگی مردم را تغییر دهید .برای مقالات و ارتباطات بیشتر می توانید صفحات لینکداین و اینستاگرام زیر را دنبال کنیدhttps://www.linkedin.com/company/majid-hakimihttps://www.instagram.com/maj_hak/</description>
                <category>مجید حکیمی</category>
                <author>مجید حکیمی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Feb 2021 23:33:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷ بخش مهم استراتژی عرضه یک محصول قدرتمند</title>
                <link>https://virgool.io/@majidhakimi/%DB%B7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-qk7achrz4tai</link>
                <description>بر اساس تحقیقات انجام شده تنها ۴۰% محصولات روانه بازار شده و از این مقدار تنها ۶۰% در طول زمان تولید درآمد می کنند . شروع و ایجاد یک محصول در برگیرنده ریسک خیلی بالایی است . ریسک بخشی از کارهای استارت آپی است و همین موضوع استارت آپها را مهیج کرده است . یکی از وظایف مدیر توسعه محصول آن است که با درایت و تجربه خود این ریسکها را شناسایی کند و آنها را کاهش دهد . در زیر به ۷ عامل مهم اشاره شده است که مدیر محصول با دقت در آنها می تواند محصول را به سمت موفقیت حرکت دهد .۱ – قبل از همه چیز محصول درستی را انتخاب کنیددر ابتدا محصول درستی را انتخاب کنید . شروع یک محصول با فرآیند توسعه محصول آغاز می شود ؛ اکثر استارت آپها در ابتدا محصول اشتباهی را انتخاب کرده و اساس شکست خود را پی ریزی می کنند !بهتر است در ابتدا بجای عرضه محصول به طور سخت گیرانه ای مرحله توسعه محصول را انجام دهید و سپس به مرحله بعد بروید .۲ – فرضیات خود را در مورد بازار تست کنیددر توسعه محصول فرضیات واقعیت نیستند بلکه فرضیات فرصتی برای تحقیق ، بررسی و آزمایش هستند . باید دقت کنید که فرضیات بدون تحقیق و آزمایش باعث شکست شما خواهد شد و در صورتی که همراه آزمایش و تحقیق باشد می توانید محصولی عالی که ایجاد درآمد کند تولید کنید .۳ – قبل از عرضه برای محصول مشتری ایجاد کنیدشما میتوانید با روشهایی قبل از عرضه محصول با ایجاد ترافیک مشتریان اولیه برای آن پیدا کنید . یک صفحه فرود Landing Page ایجاد کنید و ایمیل های مشتریان را بدست آورید . افرادی که ایمیل و آدرس خود را داده اند در واقع اولین پذیرنده های محصول شما هستند ؛ این افراد هسته اصلی محصول شما هستند که می توانند بقیه افراد را با محصولتان همراه کنند . شما هم اکنون آدرس و اطلاعات آنها را دارید و می توانید از وضعیت جدید محصول آنها را آگاه کنید .۴ – قبل از داشتن مشتریان واقعی از مشتری بالقوه بازخورد بگیریدوقتی محصولی در خلا! می سازیم که به دور از مشتری و بازخورد اوست به احتمال قوی رو به شکست حرکت می کنیم . ممکن است مدیر شرکت ، مهندسان و برنامه نویسها همه از محصول ایجاد شده هیجان زده و خوشحال باشید اما یک بخش مهم و اساسی را در نظر نگرفته اید و آن مشتری ! است .وقتی جیمز دایسون پرفروشترین جاروبرقی جهان را ساخت به این فکر می کرد که نظر مشتری در مورد محصولش چگونه است ، بعد از ساخت ۵۱۲۶ نمونه اولیه مختلف یکی از آنها به خوبی با نظر مشتری یکی بود .۵ – مدیر محصول باید تمرکز خود را بجای امکانات روی محصول قرار دهداطلاعات زیادی در مورد ساخت ” کمینه محصول پذیرفتی ” MVP وجود دارد . هدف ساخت ” کمینه محصول پذیرفتنی ” بررسی بیشترین نرخ بازگشت سرمایه با توجه به ریسک است . محصولات جدید پر ریسک هستند و بجای اینکه میلیون ها تومان پول و زمان از زندگی خود را صرف ساخت یک محصول با امکانات زیاد کنید ببینید چه چیزی نیاز اصلی است و مشتری آن را می خواهد . شما می توانید با اجرای فرایند ” بازخورد – اصلاح ” در مورد امکانات ( فیچر ) محصول از زمان به نفع خود استفاده کنید . اپل یک نمونه خوب برای ساخت کمینه محصول پذیرفتی است . اولین نمونه iPad دوربین نداشت و بیشتر روی سرعت و کارایی و ظاهر زیبا آن کار شده بود .۶- طرح خود را قبل از عرضه تست کنیدبدون آزمایش طرح ، عرضه کردن محصول یک اشتباه پر هزینه است ، این یکی از وظایف مدیر توسعه محصول است که طرح را قبل از عرضه تست کند .۷ – عرضه محصول را تمرین کنیدیکی از ریسکهای ذاتی تولید محصول جدید این است که شما وارد یک ناحیه جدید شده اید ، شما چنین محصولی را قبلا عرضه نکرده اید یا اصلا شما سابقه عرضه یک محصول را نداشته اید در این صورت چگونه می خواهید این کار را انجام دهید ؟جواب خیلی ساده است  با تمرین !اگر شما می خواهید یک عرضه موفق داشته باشید نیاز است بخش های مختلفی که در این زنجیره قرار دارند را تحت کنترل خود درآورید . به این فکر کنید که عرضه یک محصول از چه بخش هایی تشکیل شده است و آن را بصورت رسمی تمرین کنید و یک برنامه برای آن داشته باشید .در این مقاله تلاش شد مهمترین وظایف مدیر توسعه محصول که منجر به عرضه محصولی قدرتمند می شود را ارایه دهیم . با لایک کردن اجازه دهید مقاله توسط مشتاقان این حوزه دیده شود لینک شبکه های اجتماعی برای ارتباط بیشتر در زیر آمده است https://www.instagram.com/maj_hak/https://www.linkedin.com/company/majid-hakimi https://www.instagram.com/maj_hak/  </description>
                <category>مجید حکیمی</category>
                <author>مجید حکیمی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Aug 2020 13:57:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمینه محصول پذیرفتنی یا MVP چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@majidhakimi/%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-mvp-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-fdebzeh3cn3n</link>
                <description>پس از بدست آوردن ایده اولیه برای استارت آپ خود نیاز است بفهمید آیا محصول شما نیاز بازار را برآورده میکند یا نه ؟ شما با یک فرض اولیه کار را شروع می کنید ولی نمی دانید که فرضیات شما در مورد نیاز مشتری درست است یا نه ! . در واقع MVP ( کمینه محصول پذیرفتنی ) این امکان را برای شما فراهم می کند تا قبل از اینکه زمان و پول خود را از دست دهید خیلی سریع محصول خود را تست کنید .کمینه محصول پذیرفتنی یا MVP چیست ؟کمینه محصول پذیرفتنی MVP  روشی برای توسعه محصول است قبل از آنکه محصول نهایی وارد بازار شود . مدیران محصول و استارت آپها با این روش پیش بینی ها و فرضیات خود را در مورد محصول و مشتری تست می کنند . هدف یادگیری تیم در مورد محصول با صرف کمترین زمان و انرژی ممکن است . ساخت MVP یک فرآیند چرخشی به صورت ایجاد، اندازه گیری و اصلاح است تا به نقطه مطلوب برسید .هر شرکت استارت آپی که محصول جدیدی برای اولین بار ارایه می دهد با یک مدل ابتدایی با حداقل امکانات ( فیچر ) شروع می کند. حتی گوگل در آغاز کار خود با یک صفحه ساده HTML شروع کرد تا درک درستی از رفتار کاربران داشته باشد . MVP ها به شرکتهای نوپا کمک می کنند مساله مشتری را درک کرده و بهترین راه حل را برای آنها ارایه دهند .تفاوت نمونه اولیه ( Prototype ) با کمینه محصول پذیرفتنی ( MVP )تصور غلط آن است که فکر کنید نمونه اولیه با کمینه محصول پذیرفتنی یکسان است ؛ تفاوت اصلی دراین است که کمینه محصول پذیرفتنی MVP نسخه اولیه محصول با امکانات محدود است در صورتی که نمونه اولیه ( Prototype ) پس از آزمایش اولیه حذف می شود . ما از نمونه اولیه به کمینه محصول می رسیم . در شکل زیر به تفاوت آنها اشاره شده است .پرسشهایی که قبل از ساخت کمینه محصول نیاز است از خود بپرسیدمحصول شما چه مساله ای را حل می کندهر محصولی که ساخته می شود ، مساله ای خاص را حل می کند ؛ اگر چنین نباشد محصول شما در بازار شکست خواهد خورد . برای اینکه محصول در بازار به عمر خود ادامه دهد نیاز است کمینه محصول آزمایش شود . به 15 روش می توانیم MVP  خود را آزمایش کنید .بازار هدف شما کجاست ؟هر محصولی نیاز است یک بازار خاص را مورد هدف قرار دهد مثلا اسنپ چت برای نوجوانانی که می خواهند با هم چت کنند ایجاد شده است . تصمیم گیری در مورد آغاز کار بسیار مهم هست و اینکه چه ارزش ویژه ای برای آنها خلق می کنید . بیش از 42% استارت آپ ها به خاطر انتخاب نکردن بازار هدف مناسب شکست می خوردند .آیا محصول شما قابل توسعه و گسترش است ؟مطمئا قابلیت گسترش استارت آپ برای سرمایه گذارها از اهمیت ویژه ای برخوردار است . این رشد از دو جنبه قابل بررسی است1 - ساختار هزینه2 - ساختار نرخ بازگشتبا توسعه محصول هزینه ها کاهش یا افزایش خواهند یافت . در این حالت با دو نوع استارت آپ مواجه هستیم ؛ استارت آپهایی مثل نرم افزار های موبایل یا اینترنت اشیا که با توسعه استارت آپ تنها کمی هزینه هاست و مدیریت داده ها افزایش می یابد و در نوع دوم استارت آپ ها ، مثل فروشگاه های اینترنتی که با توسعه استارت آپ نیاز به انبارهای بزرگ و مدیریت پرسنل بیشتر و بیشتر خواهد شد و هزینه ها در حالت توسعه رشد چشمگیری خواهند داشت در زیر نمودار توسعه و هزینه ها برای دو نوع استارت آپ آمده است .استارت آپ هایی که رشد آنها با هزینه ها به صورت موازی هم حرکت می کننداستارت آپ هایی که رشد آنها زیاد بوده و هزینه در مقیاس با رشد خیلی کم استآیا تجربه کاربری محصول شما بخوبی طراحی شده است ؟جمله ای معروف از تجربه کاربری داریم که می گوید :سادگی نهایت کمال استبنابرین تا می توانید محصولی ارایه دهید که از نظر کاربری ساده باشد . نیاز نیست از ابتدا نگران تجربه کاربری UX باشید . تنها مطمئن شوید که محصول برای کاربر قابل فهم است و بخوبی می تواند در مسیر تعیین شده و هدف مورد نظر به آسانی حرکت کند . بهتر است محصول در ابتدا توسط تیم خود شما تست شود و سپس تست بتا رو انجام دهید .نکاتی که به هنگام ساخت MVP باید به آنها توجه کنیددر زیر به مواردی که نیاز است در هنگام ساخت کمینه محصول پذیرفتنی به آن توجه کنید آمده استسنجش و معیاری برای موفقیت داشته باشیدشاید خیلی واضح به نظر برسد اما خیلی از بانیان استارت آپ ها معیار موفقیت خود را تعریف نکرده اند . سعی کنید این معیار به صورت قابل شمارش باشد تا بتوانید نرخ باز گشت سرمایه را حساب کنید . یک هدف بلند مدت تعیین کنید نه فقط برای کمینه محصول پذیرفتنی . از خود بپرسید چرا من می خواهم MVP را درست کنم . مدل تجاری من چگونه است ؟ یکی از مهمترین معیارها آن است که من تا سال آینده مثلا 1000 مشتری که بابت محصول و خدمات پول پرداخت می کنند کسب کنم .آخرین هدف کاربر را مشخص کنیدتصور کنید در حال ساختن یک نرم افزار ویرایش عکس هستید در این حالت کاربران قصد دارند توسط فیلترها عکس را ویرایش کنند ؛ سفر کاربر را رسم کنید و اینکه چگونه از ابتدا تا انتها با نرم افزار تعامل خواهند داشت . این فرآیند به شما کمک می کند بفهمید  چند مرحله نیاز است تا کاربر به هدف و نتیجه مطلوب خود دست یابد .  پس از ایجاد مراحل ذکر شده به این فکر کنید چگونه می توانید این مراحل را به حداقل برسانید تا بیشترین ارزش در کمترین زمان ممکن را برای مشتری و کاربر خلق کنید .به درد و مساله اصلی مشتری پاسخ دهیدتنها دلیلی که همه این تلاش ها را انجام می دهید آن است که می خواهید مشکلی از کاربر را حل کنید و اینکه بتوانید حول آن یک تجارت پایدار ایجاد کنید . بنابراین درد و رنج اصلی کاربر را شناسایی کنید و سپس کمینه محصول پذیرفتی را حول آن بسازید .امکانات نرم فزار را اولویت بندی کنیدکمینه محصول در واقع محصول نهایی که وارد بازار می شود نیست پس سعی نکنید محصول همه چیز داشته باشد . فقط با امکانات اصلی و ضروری آغاز کنید که درد و مشکل اصلی مشتری را حل می کند و در آینده می توانید امکانات بیشتری به آن اضافه کنید . در صورت اضافه کردن امکاناتی که در ابتدا ضرورت ندارد وقت و انرژی خود را تلف می کنید .کلام آخردر این مقاله تلاش کردیم تا شما را با کمینه محصول پذیرفتنی MVP و اهمیت آن در عرضه محصول آشنا کنیم و اینکه چگونه با ساخت آن می توانید تلفات انرژی ، پول و زمان خود را به حداقل ممکن برسانید . در مقاله بعد به انواع روشهای موثر برای تست کردن و ساخت MVP اشاره می کنیم . به امید آنکه محصول عالی برای مشتریان خود خلق کنید .یادگیری دیگران در نهایت به یادگیری ما کمک می کند ، با لایک کردن و به اشتراک گذاری مقاله اجازه میدهید مقاله بهتر دیده شودبرای مقالات و ارتباطات بیشتر می توانید لینکهای زیر را دنبال کنید https://www.instagram.com/maj_hak/https://www.linkedin.com/company/majid-hakimi</description>
                <category>مجید حکیمی</category>
                <author>مجید حکیمی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Oct 2019 22:59:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شبکه های اجتماعی و صنعت تنباکو</title>
                <link>https://virgool.io/@majidhakimi/%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%AA%D9%86%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88-vxzzrrrqawqt</link>
                <description>با اینکه همه مردم می دانند که سیگار چه مضراتی دارد حتی با گذاشتن عکس ریه های داغون بر روی جعبه سیگار باز افراد سیگاری به کشیدن سیگار ادامه می دهند ! اگر به همراه فروش سیگار یک جسد واقعی که به دلیل استعمال دخانیات فوت کرده به افراد سیگاری دهیم باز به سیگار کشیدن ادامه خواهند داد ؛ چرا ؟به دلیل قدرت تغییرعادت ها ! توسط صاحبان صنعت تنباکوسیگار و قیلون و تنباکو را فراموش کنید …در شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام ، فیس بوک همه چیز مفت و مجانی است ! پس صاحبان این کسب و کارها چگونه ثروت های میلیاردی بدست آورده اند ؟ آیا شبکه های اجتماعی برای تفریح آنهاست و آنها از راه دیگری مثلا کشاورزی درآمد کسب می کنند .شبکه های اجتماعی بصورت زیر پوستی مثل صاحبان صنعت تنباکو عادتهای شما را تغییر می دهند بدون اینکه شما متوجه این موضوع شوید . اینکه چگونه شبکه های اجتماعی پول به جیب می زنند و عادتهای شما را تغییر می دهند پرسشی است که پاسخ آن در بخش های زیر آمده است .ماده اصلی درآمد شبکه های اجتماعی و تغییرعادتهای شماماده اصلی برای کسب درآمد در شبکه های اجتماعی زمان شماست و طراحان محصول و متخصصان علم رفتاری تلاش می کنند عادتها و رفتار شما را همانند صنعت تنباکو بگونه ای تغییر دهند تا ساعات زیادی از وقت شما گرفته شود تا بتوانند تبیلغات بیشتری بفروشند .فکر می کنید چقدر از وقت خود را در شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک یا ایستاگرام می گذرانید ؟ چند بار اینستاگرام ، فیس بوک ، تویتر یا تلگرام ( با وجود فیلتر شدن ) را در طول روز چک می کنید ؟به یاد بیاورید برای اولین بار چگونه با اینستاگرام آشنا شدید و به آن پیوستید  ؟ عجله نکنید کمی فکر کنید …شما در ابتدا توسط یک محرک خارجی مثل معرفی یک دوست ،  لینک ایمیل ، پیامک و غیره از وجود این اپلیکشن آگاه شدید و آن را بر روی گوشی خود نصب کردید پس از مدتی با اضافه کردن دوستان خود به این شبکه و با دیدین کلیپها و عکس های جذاب هر روز به این اپلیکشن سر زدید ، این کار را چندین هفته ادامه دادید این بار بازگشت شما به اپلیکشن نه بوسیله محرک های خارجی بلکه توسط محرکهایی که در درون شما وجود داشت مثل حس کسالت ، احساس تنهایی ، احساس خستگی و … بود .در ابتدا محرک های بیرونی و سپس محرکهای درونی شما را وادار می کرد که تعداد دفعات بیشتری اپلیکشن را باز کنید حال شما کلی فالور دارید یا اینکه افراد دیگری را فالو کرده اید و باید به تعداد لایکهایی که شده اید نگاه کنید . هرچه زمان بیشتری می گذرد شما بیشتر به این شبکه عادت می کنید .تبریک می گویم در این حالت شما دیگر معتاد شده اید ! یا به قول روانشناسان با جمله ای مثبت تر شما در خود عادت های نامطلوب ایجاد کرده اید و بدون اینکه متوجه شوید عادتهای شما تغییر کرده و شکل جدید به خود گرفته اند بطوری که در مهمانی، وقتی در کنار همسرتان هستید یا حتی در رختخواب به سختی می توان شما را از اینستاگرام ، تلگرام یا واتز اپ جدا کرد!شاید از دید عده ای این موضوع اتفاقی باشد در صورتی که عادتهای شما توسط متخصصان علم رفتاری مثل یک معمارساختمان از قبل روند آن طراحی شده و شما دقیقا در مرحله ای قرار دارید که معمار می خواهد . شما به میل و رقبت خودتان و با خوشحالی زمان خود را به صاحبان این کسب و کارها می فروشید .البته تغییر عادتها و نیت همه سازندگان اپ بد نیست عده ای با تغییر عادتها زندگی دیگران را بهبود می دهند اپهایی که برای کاهش وزن و یا ایجاد عادت ورزش هستند نمونه هایی برای تغییر عادتهای خوب هستند .صاحبان کسب و کار شبکه های اجتماعی با نرم افزارهای آنالیزی که برای اپها و وب سایت ها استفاده می شوند مدام میانگین زمان صرف شده کاربران در نرم افزار خود را چک می کنند چون درآمد آنها وابسته به میزان زمانی است که شما در این شبکه ها صرف می کنید بطور مثال اگر میانگین زمان کل افراد از یک ساعت و بیست دقیقه به یک ساعت برسد ترفندهایی جدیدی بکار می برند تا این زمان را افزایش دهند .تمام لایکهایی که می کنید تمام عکس ها ، انواع متنها ، فیلمهایی که در شبکه ای اجتماعی نگاه می کنید توسط متخصصان علوم کامپیوتر که در زمنیه یادگیری ماشین و علوم داده تخصص دارند علاقه های شما را شناسایی می کنند و با توجه به این علاقه ها پیشنهادهایی مطابق با سلیقه  شما داده می شود تا اینکه زمان بیشتری بر روی شبکه بمانید.فردی را در پشت پرده تصور کنید که ما او را نمی بینیم ولی او از علاقه های ما آگاه هست و دقیقا عکسها و کلیپهایی که ما دوست داریم برای ما ارسال می کند .آیا توجه کرده اید که در شبکه های اجتماعی بر روی موبایل یا وب همیشه صفحه ای برای شما وجود دارد مثل اینکه دراین شبکه  پایانی برای صفحات نیست ! و تا زمانی که جان در انگشت دارید می توانید صفحات جدید را مرور کنید و در نتیجه وقت بیشتری در خدمت این شبکه ها باشید .آنها با ابزارهای مختلف مثل تگ کردن بر روی عکس کمک می کنند شما به شبکه برگشته و ببیند چه کسی و در چه عکسی شما را تگ کرده و همین دوباره آمدن شما را با پستها ، عکس و فیلمهای جدید درگیر می کند و وقتی به خود می آیید می بینید که زمان زیادی در شبکه بودید همه اینها به خاطر یک تگ شدن ساده بود !تکنیکهای بالا تنها بخش کوچکی ازابزارهای آنهاست به این معناست که بیشتر در شبکه بمان !چرا متوجه فروش وقت خود نمی شوید ؟!متخصصان علم رفتاری در یکی از دانشگاه های آمریکا آزمایش جالبی انجام دادند ؛ در یخچال خوابگاهی مقداری شیرینی قرار دادند و بعد از چند روز دیدند که همه شیرینی ها دزدیده شده ، در مرحله بعد مقداری پول در یخچال قرار دادند ولی پس از گذشت چندین روز دیدند کسی به پولها دست نزده . چرا شیرینی در یخچال دزدیده شد ولی پول نه ! چون ذهن ما برداشتن پول را دزدی به حساب آورده ولی برداشتن شیرینی را نه !حال اگر کسی هر روز دست در جیب شما کند و بطور مثال مبلغ ناقابل ۲۰۰ هزار تومان از جیب شما بدزدد اگر در روز اول عکس العمل نشان ندهید مطمئنا در روز بعد دست او را قطع می کنید ! ولی چرا اجازه می دهید هر روز شبکه های اجتماعی دست در کیف ! پول شما کنند و مقدار ۲ تا ۳ ساعت از زمان شما را برداشت کنند و تازه شما احساس خوشایندی هم دارید .چون ارزش زمان و پول به مانند شیرینی و پول در مثال قبل در ذهن شما تغییر کرده . یکی از ترفندها متخصصان بازی سازی تغییر ارزش ها در ذهن شماست  .حدس بزنید چه مدت از وقت خود را در شبکه های اجتماعی می گذرانید و اینکه چند بار این اپها را باز و بسته می کنید ؟ حدستان را بر روی برگه ای یادداشت کنید . برای اینکه ببینید حدس شما با واقعیت چقدر فاصله دارد یکی از اپ های stay free phone usage یا your hour phone addiction and controller  یا اپهای مشابه که برای رصد کردن زمان شما در شبکه های اجتماعی است از فروشگاه اپ گوگل یا اپل دانلود کنید . با این اپها متوجه می شوید چقدر از زمان خود را در هر کدام از شبکه ای اجتماعی بصورت تفکیک شده سپری کرده اید  و اطلاعاتی در مورد تعداد دفعاتی که این اپلیکشن ها را باز می کنید به شما داده می شود .آیا مثل دندان کرم زده باید از شر شبکه های اجتماعی خلاص شوید ؟مطمئنا شبکه های اجتماعی می توانند مفید باشند بخصوص لینکداین و تویتر به نسبت بقیه شبکه ها مفیدتر هستند . شاید بهتر باشد با مدیریت زمان خود بجای اینکه توسط این شبکه ها مدیریت شوید خودتان زمانتان را مدیریت کنید و از مزایایی آن بهره ببرید .اگر به این نتیجه رسیده اید که می خواهید عادت خود را تغییر دهید و زمان کمتری در شبکه های اجتماعی سپری کنید دوستانتان را با خود همسو کنید واین مقاله را با نزدیکترین دوست خود به اشتراک بگذارید تا او هم بتواند از وقت خود استفاده بهتری ببرد در غیر اینصورت بی خیال شده دکمه ضربدر مرورگر را کلیک کنید و از صفحه خارج شوید چون مطلب بعدی به درد شما نمی خورد!چگونه عادت خود را تغییر دهیداگر به این نتیجه رسیدید که می خواهید از شبکه های اجتماعی کمتر استفاده کنید و عادتهای خود را تغییر دهید می توانید از گامهای زیر کمک بگیرید .گام ۱ : اگر رنجی وجود نداشته باشد پس تغییری هم وجود نخواهد داشتاگر شما تا کنون دردی حس نکردید پس تغییری وجود نخواهد داشت . نیاز است بفهمید چقدر از وقت خود را در شبکه های اجتماعی سپری می کنید طبق گفته های گذشته نرم افزارهایی که زمان و تعداد دفعات ورود شما به این اپ ها را مشخص می کند بر روی گوشی خود برای یک هفته نصب کنید  .به این نکته دقت کنید زمانی که در حال انجام کاری هستید و یک اختلال توسط یک پیام اس.ام.اس یا باز کردن صفجه اینستاگرام یا تگرام در توجه شما ایجاد می شود بین ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا دوباره به حالت تمرکز اولیه برای کاری که در حال انجامش بودید برگردید . به یاد داشته باشید که توجه شما برای به حداکثر رسیدن و اوج گرفتن مثل بلند شدن هواپیمای مسافربری است نه هواپیمای عمود پرواز! ؛ پس با تعداد دفعات زیاد با وارد و خارج شدن از اپ زمان زیادی از تمرکز و توجه شما گرفته می شود و زمان زیادی را از دست خواهید داد .گام دوم : با این زمان فرصت چه چیزهایی را از دست میدهیداین گام مکمل گام قبل است به این معنی که درد شما را بیشتر می کند ! ببینید با صرف این زمان برای شبکه های اجتماعی بطور روزانه ، هفتگی و ماهانه چه فرصت هایی را از دست داده اید ؟ یا در آینده چه فرصت هایی را از دست خواهید داد ؟ به این فکر کنید چه کارهایی با این زمان می توانید در آینده انجام دهید ؟ برای خواندن عجله نکنید … کمی فکر کنید و آنها را برروی کاغذ یادادشت کنید …شاید متاهل باشید و بخواهید زمان بیشتری صرف همسر یا فرزندان خود کنید و سر و سامانی به زندگی خانوادگی خود دهید ؛ به این فکر کنید استفاده از این زمان چگونه می تواند در بهبود روابط خانوادگی شما موثر باشد و درنهایت به تاثیر این تغییر در موفقیت شغلی خود فکر کنید .شاید شما مدتها علاقمند بوده اید مهارتی خاص مثل یادگیری یک زبان جدید یا یادگیری یک ساز یا … را بیاموزید ولی فرصت آن را نداشته اید . این موارد را یادداشت کنید و برای دو تا سه هفته این مطالب را در کیف پول خود یا جایی در جلوی دید خود قرار دهید تا تکیه گاهی برای درد! باشد .گام سوم : زمین فوتبال ، توپ و بازیکنها را در کنار هم قرار ندهیددر ترک اعتیاد به روش NA  ( معتادان گمنام ) به افرادی که اعتیاد دارند سفارش می شود که اجازه ندهید زمین فوتبال ، توپ و بازیکنها در کنار هم قرار بگیرند چرا ؟چون بازی انجام شده ! و عادتهای ما دوباره شروع می شوند .اگر اپ بر روی موبایل نصب باشد به دلیل در دسترس بودن موبایل به احتمال زیاد بازی شروع شده و دوباره زمان زیادی را در شبکه ها خواهید بود .عده ای اعتقاد دارند که باید خود را از شر شبکه های اجتماعی خلاص کنند به این دلیل همه اپ های شبکه های اجتماعی را از روی گوشی خود ریشه کن کرده و مدت چند روز احساس دلتنگی می کنند و پس از مدتی احساس بهتری خواهند داشت چون می توانند از وقت خود بهره بیشتری ببرند .عده ای که روحیه نرمتری دارند با نرم افزارهایی که گفته شد برای خود محدودیت ایجاد می کنند . یکی از راه حل های دیگر آن است که نسخه کامپیوتری اپها را بر روی  کامپیوترخود نصب کنیم تا اینکه مثل موبایل همیشه در دسترس ما نباشند در اصل با این شیوه “زمین ” ، ” توپ ” و ” بازیکن ها ” را از هم دور می کنیم ؛ دسترسی سختتر باعث شده ما زمان کمتری در شبکه های اجتماعی سپری کنیم .به این فکر کنید که کدام یک از استراتژی ها برای شما مفید تر است و همان را استفاده کنید . مطمئنا با مدیریت وقت خود در شبکه های اجتماعی می توانید به جای باج دادن و فروش وقت خود به این شبکه ها از مزیتهای این شبکه ها به نحو درستی استفاده کنید و مازاد این زمان را صرف بهبود زندگی خود در جهتی ارزشمند نمایید . با لایک و به اشتراک گذاری فرصت دیده شدن مقاله بیشتر شده و در نتیجه به بهبود زندگی دیگران کمک می کنید .  برای مقالات و ارتباطات بیشتر می توانید صفحات لینکداین و اینستاگرام زیر را دنبال کنید https://www.linkedin.com/company/majid-hakimihttps://www.instagram.com/maj_hak/</description>
                <category>مجید حکیمی</category>
                <author>مجید حکیمی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Oct 2019 23:31:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت مهم مدیریت پروژه با مدیریت محصول چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-x1vqpejldoj6</link>
                <description>برای خیلی از شرکتهای تکنولوژی محور تفاوت بین مدیر محصول و مدیر پروژه کمی گیج کننده است  . تفاوت آنها در یک کلمه است اما وظایف و تعریف آنها متفاوت است . قبلا در مقاله مدیر محصول دقیقا چه کاری انجام میدهد وظایف و مسولیت های مدیر محصول را شرح دادیم .  در اکثر شرکتها بین مسولیت مدیر محصول و مدیر پروژه اشتراکاتی وجود دارد اما در برخی دیگر یک فرد می تواند بطور همزمان مدیر پروژه و مدیر محصول باشد .اولین گام برای موفقیت در تیمی که شامل مدیر پروژه و مدیر محصول است این است که درک درستی از این دو داشته باشید و مرز بین آنها را بدانید . وقتی شما مسولیت  هر کدام را بدانید بهتر می توانید پاسخگوی مسولیت خود باشید . تعاریف در ابتدا بهتر است این دو را شرح دهیم .یک محصول چیزی است که شما برای گروه خاصی از کاربران فراهم می کنید . این محصول می تواند فیزیکی ، نرم افزاری یا یک سرویس باشد ؛ در مقابل یک پروژه یک برنامه است با مجموعه ای از فعالیت ها ، که نتیجه مشخصی را دنبال می کند و شروع و پایان مشخصی دارد .نقشها نقش مدیر محصول چیست ؟ مدیر محصول استراتژی ها را تنظیم کرده و زمان رونمایی و استفاده از محصول را مشخص می کند ، با مشتریان صحبت کرده و به صورت واضح و مشخص امکانات ( فیچرها ) محصول را اولویت بندی می کند . این وظایف مستلزم آن است که کل چرخه محصول را مدیریت کند . هدف نهایی آن است که محصولی دوست داشتنی و عالی به مشتری و کاربر ارایه دهد .نقش مدیر پروژه چیست ؟ مدیر پروژه مسول به نتیجه رسیدن پروژه در زمان و بودجه مشخص است . وظیفه او اجرای استراتژی تعیین شده توسط مدیر محصول یا مدیر است . هدف نهایی مدیر پروژه تکمیل و به سرانجام رساندن پروژه در زمان و بودجه مشخص است   . مسولیت ها مدیریت محصول مسول ایجاد استراتژی محصول و ساخت یک نقشه راه برای محصول است . مدیریت محصول با داشتن نگاه &quot; هدف محور &quot; تلاش می کند به هدف مورد نظر دست پیدا کند . این نوع نگاه مستلزم آن است که بداند برای رسیدن به این هدف چه  امکاناتی برای محصول باید در نظر گرفته شود . مدیر محصول باید از خود بپرسد این محصول قصد دارد چه مساله ایی  را حل کند؟  با این محصول چه ارزش و فایده ای برای مشتری ایجاد می کنیم ؟ تمرکز مدیر محصول استراتژی نسخه منتشر شده محصول ایده پردازی امکانات محصول تحلیل بازار و رقبا سازماندهی کردن آموخته ها از مشتری و داده  سود حاصل از محصول مدیریت پروژه کمتر به هدف محصول توجه دارد . این افراد بیشتر روی خود پروژه تمرکز دارند . مدیریت پروژه بیشتر دغدغه استفاده بهینه از منابع را دارد و مواظب است که محدوه پروژه تغییر نکند چون در این صورت نیاز به منابع بیشتری است و روی زمان تحویل تاثیر گذار است . مدیران پروژه بیشتر باید به سوالات زیر پاسخ دهند چه منابعی برای این پروژه نیاز است ؟ چه موقع پروژه تحویل داده می شود ؟چه کسی ؟ چه کاری را ؟ در چه زمانی انجام می دهد ؟ تمرکز مدیر پروژه بودجه تحویل شدنی ها منابع مورد نیاز سازماندهی تیم های مختلفبه روز کردن وضعیت پروژه همکاری مدیر پروژه و مدیر محصول در سازمانهای بزرگ با یکدیگر ارتباط نزدیک دارند و هر دو تیم با مدیر اجرایی شرکت در ارتباط مستقیم هستند . مدیر محصول در طول روز با تیم های مختلف مثل : مهندسی ، فروش و بازاریابی و غیره برای موفقیت آینده محصول در ارتباط است. از آنجایی که مدیر محصول مسول موفقیت محصول است طبیعتا با هر پروژه ای که در موفقیت محصول موثر است در گیر خواهد بود . این مدیر محصول است که دامنه یک پروژه را تعیین می کند و اینکه چگونه با انجام این پروژه می توان به اهداف سطح بالا و آینده شرکت دست یافت . مدیر پروژه با تیم های گسترده تری در ارتباط است ؛ کار او بیشتر ثابت و تمرکز او بر برنامه هاست . او فعالیتها را مدیریت می کند و پس از انجام یک پروژه به سمت پروژه ای دیگر می رود . بطور مثال تیم مدیریت پروژه قصد دارد امکانات لازم برای طراحی مجدد رابط کاربری UX سایت یا اپلیکشن را فراهم نماید در اینصوت مساله آنها بودجه ، زمان تحویل پروژه و کیفیت انجام پروژه خواهد بود ؛ به این دلیل نیاز است جزییات زیادی در مورد انجام یک پروژه بدانند . مدیریت پروژه و مدیریت محصول هر کدام عملکرد منحصر بفردی دارند ، در صورتی که هماهنگی خوبی بین آنها وجود داشته باشد باعث رشد و موفقیت هر دو گروه و در نهایت موفقیت شرکت خواهند شد. دوستان شما با به اشتراک گذاری مطالب به یادگیری شما کمک می کنند ؛ شما هم در صورت علاقمندی لایک کنید و به اشتراک بگذارید . برای مقالات و ارتباطات بیشتر می توانید صفحات لینکداین و اینستاگرام زیر را دنبال کنید https://www.linkedin.com/company/majid-hakimihttps://www.instagram.com/maj_hak/</description>
                <category>مجید حکیمی</category>
                <author>مجید حکیمی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 23:48:41 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>