<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Majid Razmjoo</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@majjoo</link>
        <description>MBA | business enthusiasm | daily learner</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:17:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/950145/avatar/6nPoMg.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Majid Razmjoo</title>
            <link>https://virgool.io/@majjoo</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مقایسه‌ی یادگیری فعال و غیرفعال</title>
                <link>https://virgool.io/@majjoo/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-yienycdhdskc</link>
                <description>اگه ازتون بپرسن که &lt;کدوم یکی از موارد زیر به یک رابطه سالم‌تر و شادتر منجر می‌شه؟&gt; چی میگین؟1- یک ازدواجِ ترتیب‌داده‌شده با کسی که شما رو نمیشناسه2- سال‌ها صرفِ ملاقات با صدها نفر با شخصیت‌ و تجربیات مختلف کنین، بفهمید چی می‌خواین و چه چیزی رو نمی‌خواین، و با شریک زندگی‌تون فقط زمانی ملاقات کنید که هر دوتون آماده باشین.اسم اولی رو میتونیم بذاریم &lt;جستجوی فعالانه&gt; که یک تایم‌لاین مشخص به همراه قوانین داره و چه آماده باشی یا نباشی انجام میشه.اسم دومی رو بذاریم منفعلانه؛ اونجایی که کنترل رو خودمون در دست داریم و با توجه به چیزی که میخوایم ، اجازه میدیم هرچیزی که میخواد اتفاق بیفته. &quot;هر چه آید خوش آید :)&quot;دقیقا&quot; با همین منطق می‌تونیم یادگیری فعالانه و غیرفعال رو هم تعریف کنیم. من اینطوری توصیف‌شون می‌کنم:یادگیری فعال: یکی بهمون میگه چه چیزی رو یاد بگیریم، چطوری یاد بگیریم و همه اینها در یک برنامه زمان‌بندی‌شده‌ی مشخص در مورد موضوعات از‌پیش‌تعیین‌شده‌ی استانداردیادگیری غیر فعال: به ذهنمون اجازه میدیم بدون گرایش/هدف خاصی سرگردان بشه. تو حوزه‌های مختلف مطالعه می‌کنیم و یاد می‌گیریم، با افراد با تخصص‌های مختلف صحبت می‌کنیم و به طور اتفاقی با موضوعاتی برخورد می‌کنیم که هرگز بهشون فکر نکرده بودیم، ولی کنجکاوی ما رو قلقلک میدن، اینا اغلب به این دلیله که این دقیقا&quot; همون موضوعیه که در اون زمان خاص از زندگی‌ بهش نیاز داشتیم.بیشتر چیزهایی که خودم یاد گرفتم به خاطر یادگیری غیرفعال بوده و حسم اینه که تنها نیستم تو این موضوعمن تو ویرگول دارم می‌نویسم چون برام سرگرم‌کننده‌س. انجام کاری که دلخواه ماست، به دلیل اینکه با شخصیت منحصر به فردمون مطابقت داره، از زمین تا آسمون با انجام دادن انتظارات دیگران(کار) متفاوته.یادگیری فعال – که تو مدرسه سعی میکنن بهمون یاد بدن – نه‌تنها جایگاه مهمی تو زندگیمون داره، بلکه باید به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای دوران مدرن در نظر گرفته بشه!فقط مشکل اینه که فرض کنیم این تنها یا حتی بهترین شکل یادگیریه یا حتی خطرناک‌تر: افرادی که فقط نوعی از یادگیری فعال رو تجربه کرده باشن که برای شخصیتشون مناسب نبوده، ممکنه متقاعد بشن که از یادگیری متنفرن، از خواندن متنفرن، از کنجکاوی در مورد جهان متنفرن و ... .چیزی که باعث قلقلک ذهن اکثر مردم میشه، برخورد با موضوعی خاصه که یا با ذهن منحصر به فردشون سازگاره یا یک قطعه پازل گم شده برای مشکل خاصیه که در زندگی دارند. تقویت این مسئله با یادگیری فعال سخته و باید اجازه بدیم ذهنمون بی‌هدف و سرگردان بشه و منتظر بمونیم تا زمانی که بهش نیاز داریم بفهمیم چه چیزی برامون مناسب تره.دو مسئله/پیشنهاد مهم1. یادگیریمون رو فقط به حرفه یا رشته خودمون محدود نکنیم؛ تا جایی که امکان داره بخونیم و یاد بگیریم.بخش بزرگی از یادگیری غیرفعال، خوندن و یادگیری موضوعات متنوعه و بهتره که عمداً به دنبال شباهت بین زمینه های مختلف باشید. وقتی این کار رو انجام بدین، بعدش میفهمید که رسیدن به ایده جدید چقدر آسون و سرگرم‌کننده است و این بهمون یاد میده که دنیا چطوری کار می‌کنه(تصویر بزرگ و این حرفا..)مثلا&quot; اگر بیزینس داشته باشید، از اینکه چقدر می‌تونید در مورد ایجاد مزیت‌های رقابتی از زیست شناسی یاد بگیرید، شوکه میشین. اگر تو رشته زیست شناسی مشغول باشید، از اینکه چقدر می تونید در مورد محدودیت‌های رشد و تکامل از بیزینس یاد بگیرید، شوکه میشید.یکی از مشکلات یادگیری فعال اینه که تمایل به ساختن سیلو داره، با تدریس ریاضی در یک بخش، شیمی در دیگری، انگلیسی در یک فضای متفاوت. تمایل داره تا موضوعات رو خسته کننده و دور از دنیای واقعی نگه داره.اما اگر به اندازه کافی گسترده و متنوع مطالعه کنین، میبینین که زمینه‌های مختلف چقدر به هم مرتبط هستن - بسیاری از زمینه‌ها زیر چتر &quot;نحوه برخورد جهان با عدم اطمینان و رقابت&quot; قرار می‌گیرن. اگر چیزی رو پیدا کردین که در بیش از یک زمینه درسته، احتمالاً چیز مهمی را کشف کردین (اشاره به تفکر سیستمی). هر چیزی که تو زمینه‌های بیشتری مصداقش وجود داشته باشه، احتمال بیشتری وجود داره که محرک اساسی برای چگونگی کارکرد جهان باشه.البته برای همیشه همینطور بوده. Walter Bagehot، روزنامه‌نگار، در سال 1859 نوشت: «جهان اغلب از هر فیلسوفی عاقل‌تر است.» David Senra هم اخیراً طرز فکر جف بزوس را خلاصه کرد: «اگر توجه داشته باشید، تمام دنیا یک کلاس درس است.» کلاس درس یادگیری غیرفعالیک مثال عجیب ولی واقعینیل دگراس تایسون یه بار از گروهی از اساتید دانشگاه میپرسه که چقدر تلویزیون تماشا می‌کنید؟ نتیجه‌اش این می‌شه که: حدود 15 درصد از مخاطبان به طور فعال هر تعداد ساعت در هفته تلویزیون تماشا می‌کردند. در آن زمان یک فرد در آمریکا به طور متوسط 30 ساعت در هفته تلویزیون تماشا می‌کرد. اساتید دانشگاه هیچ ایده‌ای در مورد تأثیراتی که میتونن بر ذهن دانشجوها بذارن، نداشتن/ندارن.تعداد کمی از استادان تاریخ کالج فکر می‌کنن، &quot;اگر ساوت پارک را تماشا کنم، ذهن افرادی که تدریس می کنم را بهتر درک می کنم و معلم بهتری خواهم شد.&quot; و تعداد کمی از افرادی که ساوت پارک را تماشا می‌کنن متوجه می‌شن که در واقع در حال یادگیری نحوه تفکر بخش بزرگی از جامعه هستن. اما این نمونه عجیبی از یادگیری گسترده و چند رشته‌ایه که به ما کمک می‌کنه تا درک کنیم جهان چطور کار میکنه.پس بیاین گسترده و متنوع بخوانیم، تماشا کنیم، بحث کنیم و یاد بگیریم.2. به خودتون و کارمنداتون(اگر مدیر هستید) فرصت فکر کردن بدین.به گفته رابرت گوردون، اقتصاددان، در سال 1870، 46 درصد مشاغل در کشاورزی و 35 درصد در صنایع دستی یا تولید بوده , تعداد کمی از مشاغل به مغز و فکر نیروی کار متکی بودن؛ یعنی کار قابل مشاهده و ملموس در نتیجه زحمت زیاد بوده.امروز ولی داستان برعکس شده و 38 درصد مشاغل تحت عنوان «مدیر، مسئول و متخص» طبقه بندی شدن و تصمیم گیری بخش جدایی‌ناپذیر کار روزمره‌شون هست. 41 درصد دیگه مشاغل خدماتی هستن که اغلب به اندازه کار فیزیکی به فکر هم نیاز دارن.بنابراین اگر به ما(به عنوان کارمند/انسان)زمان داده بشه تا فکر کنیم، یاد بگیریم، بحث کنیم و ذهنمون پرسه بزنه، کار بهتر و موثرتری انجام خواهیم داد.بدون اختصاص زمان برای تفکر و یادگیری منفعلانه، تحصیلات بین 18 تا 22 سالگی متوقف می‌شه، که احتمالاً بیشتر آن شامل یادگیری فعال هست. خیلی عجیبه که به عنوان یک مدیر باید به همکارامون وقت بیکاری بدیم تا کارهایی رو انجام بدن که به لحاظ بیزینسی کار معناداری به نظر نمی‌رسه اصن. اما بسیاری از افراد موفق، تجربیات آموزشیِ کلیدیِ خودشون رو در اوقات فراغت، منفعلانه، تحت تأثیر کنجکاوی و ذهن سرگردانشون به دست آوردند.حالا اگر بخوایم آکادمیک‌محور به مسئله یادگیری فعالانه و غیرفعال نگاه کنیم، میتونیم تفاوت‌هاشون رو از 7 زاویه مورد بررسی قرار بدیم: (1- یادگیری غیرفعال 2- یادگیری فعالانه)نقش معلم1- معلم منبع اولیه و اصلی اون درس میشه که اطلاعات موجود رو برای درک مطلب محدود می‌کنه. 2- معلم فقط نقش تسهیلگر رو داره و فقط فضایی رو فراهم میکنه که دانش‌آموزا بتونن توش بحث و فعالیت کنن و یاد بگیرن.مدل فکر کردن1- همه تشویق میشن که همگرا فکر کنن و برای یک سوال مشترک به پاسخ مشترک برسن2- باعث تقویت تفکر جانبی می‌شه و این طرز تفکر به دانش آموزا کمک می‌کنه تا مفاهیمی که یاد میگیرن رو به اتفاقات خارجی متصل کنن و تشویق به تفکر واگرا میشن. روش کسب دانش1- مشاهده، شنیدن و خواندن که ارزشمند ولی ناکافی هستند.2- آزمایش، استفاده(تاکید بر کاربرد)، خلق، ترکیب و ... که روش‌ها رو منعطف/متغیر تعریف میکنه.نرخ بازگشت/به‌خاطر‌آوری1- تاکید بر حافظه به جای یادگیری عمیق (مثل امتحاناتی که روز بعدش دیگه چیزی ازش یادمون نمیموند :))2- تاکید بر هضم مفاهیم جدید و تکرار که هر چقدر عملی‌تر و کاربردمحور تر باشه، ماندگاریش در حافظه بیشترهعکس طبقه‌بندی بلوم، که سال 1956 توسط بنجامین بلوم برای طبقه‌بندی اهداف آموزشی منتشر شد. تو این هرم هرچقدر از پایین به بالا حرکت کنیم به یادگیری فعالانه‌تری نیاز پیدا خواهیم کرد.روش ارزیابی1- بر مبنای آزمون‎‌های چند گزینه‌ای و استاندارد که مستلزم مطالعه مستقل و موثر یادگیرنده‌س2- پروژه‌های واقعی که بیشتر بر جنبه‌های خلاقانه ارزیابی تاکید دارن. از اینجا مثال واقعی ببینیدجهت‌گیری و شکل ارتباط1- معلم محور: تمام نگاه‌ها به معلم هست و یادگیرنده نقش مخاطب داره به جای شرکت‌کننده(ارتباط یک‌طرفه).2- یادگیرنده محور: مبنی بر مشارکت یادگیرنده و وجود رابطه دوطرفه بین معلم و یادگیرنده(بحث، پرسش‌وپاسخ و کار گروهی).کنترل منابع و متریال درسی1- مربی از قبل همه رو تعیین کرده و یادگیره صرفا&quot; موارد مهم‌تر رو حفظ میکنه2- آموزش فعال و نقش پر رنگ یادگیرنده بر کنترل فرایند. تشویق به جستجو برای اطلاعات با هدف پیدا کردن راه‌حل‌ها و ایده‌های متنوع که میتونه منجر به گسترده‌تر شدن بحث و مقایسه ایده‌ها بشه</description>
                <category>Majid Razmjoo</category>
                <author>Majid Razmjoo</author>
                <pubDate>Wed, 10 Apr 2024 21:44:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر همیشه احساس خستگی میکنی :)</title>
                <link>https://virgool.io/@majjoo/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C-stpasdkhurck</link>
                <description>این متن برگرفته از توصیه‌های DAN GO هست که حول بهینه‌سازی سلامت می‌نویسه و ویژنش اینه تا 2027 به 1 میلیون نفر کمک کنه زندگیشونو بهتر کنن.اغلب اوقات احساس خستگی می‌تونه ناشی از این موارد باشه و زندگی رو برامون سخت‌تر کنه :- احساسات و عواطف- خواب بی‌کیفیت- فقدان فعالیت- کمبود مواد مغذیالبته دلایل دیگه‌ای مثل بیماری‌های زمینه‌ای و عوارض دارویی هم وجود داره ولی خب اینجا در مورد چیزایی صحبت می‌کنیم که تحت کنترل خودمون هست:1. هی امروز فردا نکنیمخواب رو میشه با استفاده از این موارد بهینه کرد:-  داشتنِ ساعت خواب و بیداری ثابت- قطعِ مصرف کافئین تا نزدیک ظهر- کاهشِ نور در شب- ۳ ساعت قبل از خواب خوراکی نخوریم!- استفاده از عینک محافظ نور آبی در صورتی که با گوشی کار می‌کنیم یا لازمه پای تلویزیون/سیستم باشیم.2. غذاهای مغذی‌تر مصرف کنیممواد مغذی برای تولید انرژی ضروری هستند.- باید سعی کنیم بیشتر غذاهامونو از منابع تک‌ماده‌ای و مغذی مثل تخم‌مرغ، گوشت گاو، ماهی آزاد، سیر، سبزیجات، سیب‌زمینی، توت‌فرنگی و خربزه تأمین کنیم.3. وزنه‌برداری، پیاده‌روی و ورزش هوازیورزش گردش اکسیژن و عملکرد میتوکندری‌ها رو افزایش می‌ده که همین باعث افزایش انرژی در بدن می‌شه.روزانه ۸ تا ۱۰ هزار قدم برداریمهفته‌ای ۳ بار وزنه برداری کنیمچند جلسه در هفته ورزش هوازی داشته باشیمبرای کسب انرژی، باید انرژی مصرف کنیم و ورزش الزامیه واقعاً.4. حداقل یک ساعت در روز رو در طبیعت بگذرونیمطبیعت حالت سکون ایجاد می‌کنه و باعث کاهش استرس بدن و ذهن می‌شه.همچنین باعث افزایش مواجهه با نور خورشید می‌شه که ما را با ریتم‌های شبانه‌روزی‌مون هماهنگ می‌کنه.پس چند پیاده‌روی کوتاه در طبیعت(پارک/فضای سبز) در طول روز برای حداکثرسازی انرژی‌مون لازمه که انجام بدی.5. آب با الکترولیت بنوشیمبدن ما ۸۰٪ش آبه و حتی کاهش ۲٪ ش می‌تونه انرژی‌مون رو خراب کنه.فقط کافیه یه بطری آب بزرگ بذاریم کنارمون و در طول روز ازش استفاده کنیم.برای حداکثر هیدراته کردن، الکترولیت‌هایی مثل نمک دریایی خالص یا پودرهایی مثل LMNT یا Re-Lyte رو هم می‌تونیم به آب اضافه کنیم.6. لازمه که بدنمون رو با ریتم‌های شبانه‌روزی‌ هماهنگ کنیمرعایت نکات خواب در شماره ۱موقع طلوع یا غروب خورشید در معرض نورش قرار بگیریماول صبح به گوشی‌ نگاه نکنیم۸. مصرف قهوه رو به حدود  1.5 تا ۲ ساعت پس از بیدار شدن موکول کنیمشب‌ها بدن آدنوزین تولید می‌کنه تا خوابمون بگیره و قهوه خودش یه مهارکننده آدنوزینه.۹. باید احساساتتان را مدیریت کنیمخستگی عاطفی می‌تونه باعث بشه فرد احساس تخلیه شدگی، غرق شدن و خستگی کنه.یادداشت کردن احساساتبرقراری ارتباط با دیگرانتمرین ذهن‌آگاهیو در نهایت لازمه با انجام فعالیت‌های لذت‌بخش، حساب بانکی عاطفی‌مون رو پُر کنیم.بنابراین چطوری می‌تونیم 24ساعته انرژی داشته باشیم:۱. بهینه کردن خواب۲. اصلاح رژیم غذایی‌۳. ورزش روزانه۴. طبیعت‌گردی۵. هیدراته کردن بدن۶. دنبال کردن ریتم‌های شبانه‌روزی‌۷. به تأخیر انداختن مصرف قهوه۸. مدیریت احساسات</description>
                <category>Majid Razmjoo</category>
                <author>Majid Razmjoo</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jul 2023 17:09:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود توجه و حافظه با ابزارهای علمی</title>
                <link>https://virgool.io/@majjoo/%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%88-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-qcbyv2drz4wp</link>
                <description>این مقاله خلاصه‌ای از اپیزود 73 هوبرمن لب هست. تو این قسمت با مهمونش Wendy Suzuki راجع به موضوع بهبود توجه و حافظه صحبت می‌کنن. دکتر وندی سوزوکی، استاد دانشگاه نیویورک، به طور خاص روی موضوعات تمرکز، توجه و حافظه کار می‌کنه.خلاصه نکات:3 تا چیز اصلی که باعث بهبود یادگیری، تمرکز و یادآوری میشن: ورزش، خواب و مدیتیشن4 تا چیز که اتفاقات رو برامون به‌یادماندنی میکنن: جدید بودن، تکرار، ارتباط و طنین احساسی(عموما&quot; ما شادترین و غمگین ترین لحظات رو هیچوقت فراموش نمی‌کنیم)ورزش کردن باعث میشه بتونیم عمیق‌تر و طولانی‌تر تمرکز کنیم، استرس و اضطرابمون کمتر بشه و به طور کلی مود بهتری داشته باشیم.البته خیلیم ورزش واسه خودتون پیچیده‌ش نکنید؛ همین که روزانه 30-45 دقیقه ضربان قلبتون رو بالا نگه دارید خیلی مفیده.فقط 12 دقیقه مدیتیشن در روز عملکرد شناختی و مود ما رو بهتر میکنه + کاهش استرش&quot; توانایی تمرکز و حضور در لحظه، وجه تمایز بین کسائیه که در هر تلاشی موفق می‌شن و اونایی که موفق نمی‌شن.&quot;حافظه و بخش مرتبط با آناتومی مغزهیپوکامپ نقش ساختاری تو مغز داره برای حافظه بلندمدتچرا هیپوکامپ مهمه؟ چون بین چیزای مختلف ارتباط برقرار می‌کنه و برای اتفاقات گذشته، حال و آینده یه کانتکست خلق می‌کنه. بدون هیپوکامپ هیچگونه خاطره‌ای با اتفاقات و جریان‌ها نمی‌تونیم بسازیم.هیپوکامپ اطلاعات گذشته رو میذاره کناره هم و فعّالانه اتفاقات مربوط به گذشته رو به شکل جدید کنار هم میذاره که باعث می‌شه ما بتونیم تجربیات جدید رو تصور کنیم.تو شرایطی که استرس و اضطراب زیادی داریم، چیز زیادی یادمون نمیاد اصن.One-Trial Learningسیستم عصبی برای رویدادهایی که بار احساسی دارند به سمت ایجاد خاطرات یک‌باره منحرف میشن. One-trial learning یعنی چی؟فعال‌سازی یکباره نورون‌ها که برای همیشه تاثیرش ماندگاره.(معمولا&quot; با رویدادهای شدیدا&quot; منفی یا مثبت رخ میده) برای مثال موقعی که یه شُک لحظه‌ای به حیوانات در تحقیقات علمی بهشون وارد میشه و باعث یادگیری میشه. اینکه چه احساسات و عواطفی بعد از یه اتفاق تجربه می‌کنیم با سرعت یادگیری ارتباط داره.خاطرات ما تشکیل شدن از یه سری neurochemical state (ترشح کورتیزول، ادرنالین، اپی نفرین و نوراپی‌نفرین) که پیرو احساسات رخ میدن نه به خاطر اینکه چیزی باعث تحریک عواطف شده باشه.استفاده از ورزش و سرما برای بهبود حافظه و یادگیریاستراتژی‌های بهبود عملکرد مغز: در معرض سرما قرار گرفتن، خواب باکیفیت، ورزشقرار گرفتن در معرض سرما قرار نیست راحت بشه بلکه حس اشتیاق بعدش شما رو به سمت خودش میکشونه. ورزش می تونه به جبران کاهشِ حافظه مرتبط با افزایش سن کمک میکنه.فعالیت‌های فیزیکی باعث ترشح دوپامین، سروتونین و BDNF میشن که به تقویت مغز کمک میکنن + تولید نورون‌های جدید در سنین بالاترحداقل میزان ورزش که میتونه تاثیر مثبت داشته باشه: 10 دقیقه پیاده روی روزانهاگر به یک برنامه ورزشی مشخص متعهد باشیم، رژیم غذایی هم بهبود پیدا میکنه.تاثیرات ورزش بر حافظهاز جمله تاثیراتِ آنی (2 ساعت بعد از ورزش) می‌توان به بهتر شدنِ مودمون، بهبود عملکرد prefrontal cortex (تمرکز)، بهبود وضعیت فاصله کنش تا واکنش مغز، افزایش انرژی اشاره کرد.ورزشِ اول صبح به یادگیری و مودِ ما در طول روز خیلی کمک کنه و بهترین زمان ورزش هم قبل از شروع مهم‌ترین کارهای روزمون باید باشه.یه آزمایش که خانم‌ها رو به 3 دسته دارای تناسب اندام زیاد، متوسط و کم تقسیم کردن و 40 سال هم طول کشیده، کسانی که تناسب اندام بیشتری داشتن تو هشتاد سالگی به اندازه 9 سال درک و شناخت بهتری داشتن.هر خانمی که بین 30-50 سال سن داره لازمه هفتگی حداقل 2-3 نوبت به مدت 45 دقیقه ورزش کنه تا وضعیت مود، تصویر بدنی، انگیزه و عملکرد شناختی با بهبود همراه بشه. هرچقدر بیشتر جابجا میشیم، پاسخ بدن ما هم بهتر میشه. هرچقدر روزهای بیشتری در طول هفته ورزش کنیم، مود و حافظه بهتری خواهیم داشت.عادات، خوداظهاری‌ها، مدیتیشنحتی تو شرایط بحرانی هم ورزش رو ترک نکنید بلکه انجام حرکات کششی به مدت 5 دقیقه هم برای حفظ عادت کافیه.برای خودتون راحت‌ترش کنید: رفتارهای روزانه ما دقیقا&quot; همون زمانی رخ میدن که سیستم عصبی ما انتظار داره و براش برنامه ریزی کرده.باور هر کسی درباره رفتار نتیجه و خروجی اون رفتار رو مشخص میکنه - اگر فکر کنی ورزش برات خوبه، قطعا&quot; سود بیشتری هم ازش میبری.بخش زیادی از دیالوگ‌هامون با خودمون منفیه، خود تاییدی‌های مثبت خیلی به تقویت روحیه‌مون کمک میکنه. مدیتیشن در ایجادِ عادتِ حضور در لحظه خیلی به ما کمک میکنه.(آستانه تاثیرگذاری: حداقل 12 دقیقه در روز)کتاب‌های تو این قسمت در موردشون صحبت می‌شه:Tiny Habits: The Small Changes that Change Everything by BJ FoggAtomic Habits: An Easy &amp;amp;amp; Proven Way to Build Good Habits &amp;amp;amp; Break Bad Ones by James ClearChatter: The Voice in Our Head, Why It Matters, and How to Harness It by Ethan Kross</description>
                <category>Majid Razmjoo</category>
                <author>Majid Razmjoo</author>
                <pubDate>Wed, 08 Feb 2023 15:17:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر به حل‌مسئله علاقه داری..</title>
                <link>https://virgool.io/@majjoo/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-ame3bxtrssmf</link>
                <description>Alexander cuts the Gordian Knotاحتمالا&quot; اینو شنیدین که آدمای مثبت‌نگر نیمه پُر لیوان رو میبینن و آدمای منفی‌نگر نیمه خالی لیوان رو. اما به نظرم یه دسته‌ی دیگه‌ای از آدم‌ها هم وجود دارند؛ اونهایی که بعد از مواجهه با این صحنه براشون سواله که حالا چطوری بطری رو پُر کنیم؟ :)این دسته آخر رو من میخوام اسمشون رو بذارم پرابلم سالور(حلَال مسئله؟) اینا نه خوشبینن نه بدبین بلکه عملگرا هستن. اینا همونایی هستن که راه میفتن مسئله/مشکل میبینن فقط تو دنیا! ولی به جای اینکه قضاوت کنن وضع موجود رو، تلاش میکنن حلش کنن و تلاششون اینه دنیا که رو برای خودشون جای بهتری کنن.همیشه هم موفق نمیشن؛ علیرغم میل و هدفشون گاهی گَند میزنن. مثل وقتایی که میخوان به پیرزن عابر از خیابون کمک کنن رد بشه و میفهمن که اصلا&quot; نمیخواسته رد بشه. (مسئله: پیرزن نمیتونسته به تنهایی از خیابون عبور کنه) (اگر متوجه منظور نشدین طبیعیه؛ تا تهش بخونین)خب پس چیکار کنیم پرابلم‌سالورِ بهتری باشیم؟1- فرضیات ذهنیت رو به چالش بکشاینطوری به مسئله نگاه نکن که &quot;یه پیرزنی هست که نمیتونه از خیابون رد بشه، بنابراین من باید بهش کمک کنم بره اونور خیابون.&quot; به جاش اینطوری نگاه کن &quot;به نظر میرسه این پیرزن نمیتونه از خیابون رد بشه، بذار ازش بپرسم آیا به کمک من برای عبور از خیابون نیاز داره؟&quot;ممکنه که پیرزن به تنهایی نتونه از خیابون رد بشه، ولی ممکنه هم بتونه. فقط با نگاه کردن متوجه این نمیشیم و بهتره که «ازش بپرسیم».همه ما داری پکیجی از انواع نظرات، تعصبات، میانبرهای ذهنی و یه سری پیش‌فرض هستیم که به شکل‌های مختلفی زنگیمون رو ساده‌تر میکنن. اما وقتی داریم روی حل مسئله‌ای کار میکنیم بهتره که فرضیاتمون رو زیر سوال ببریم چون ممکنه اشتباه باشن.کمتر فکر کن. بیشتر بپرس!2- کاملا&quot; مطمئن شو که مسئله رو فهمیدیآیا واقعا&quot; پیرزن میخواد از خیابون رد بشه؟ یا اینکه میخواد از یه گلفروشی اونور خیابون گل بخره؟فهمیدنِ مسئله اصلی ما رو دو قدم جلوتر میبره. به جای اینکه فقط ببینیم مردم دارن چیکار میکنن و با چه چالش‌هایی ممکنه مواجه بشن، فقط کافیه به تمایلات و قصدشون از انجام اونکار توجه کنیم.به جای این سوال که &quot;من چیکار میتونم انجام بدم که عبور پیرزن رو از خیابون راحت‌تر کنم؟&quot; اینو بپرسید: &quot;چرا باید این پیرزن از خیابون رد بشه؟ اون سمت خیابون چیکار میخواد کنه؟&quot;3- دنبال اطلاعات بیشتر باشبسیاری از مردم فکر میکنن که پرابلِم سالوِرهای بزرگ به محض اینکه مشکل رو میبینن راه‌حلش رو پیدا می‌کنن. البته که خیلی هم دور از واقعیت نیست! :)موقعی که میبینیم یه پیرزن داره تلاش میکنه از خیابون رد بشه، دوست داریم دستشو بگیریم از خیابون ردش کنیم. ولی یه پرابلم سالور از پیرزن میپرسه که چی میخواد؟ مثلا&quot; برای قصدِ خرید گل، میره میخره میاره براش چون دوباره ممکنه لازم باشه پیرزن برگرده از اونور خیابون.یه پرابلم سالور خفن اول میفهمه که «مسئله واقعی» چیه بعدش کل کار رو تموم میکنه.4- خیل سریع و سخت طوفانی فکری کنوقتی واقعا&quot; میفهمی مسئله چیه، راه‌حل‌های بهتر، سریعتر به ذهنت میرسن. ولی گاهی اوقات ما به تمام اطلاعات مورد نیازمون برای فهمیدن مسئله دسترسی نداریم. مثلا&quot; اگر میخواین یه مقاله تو ویرگول بنویسین ولی نمیدونین چه چیزی به درد ویرگول‌خوان‌‌ها می‌خوره. از طرفی هم نمیتونین بیاین ازشون سوال کنین چون اونها رو نمیشناسین اصن! :)راه حل: توی چنین شرایطی، طوفان فکری راهشه. یه استاپ واچ که دیگه تو گوشی همه هست رو بذارین رو 5 دقیقه. تو این 5 دقیقه هرچی موضوع به ذهنتون میرسه رو بنویسین. هیچ جواب غلطی وجود نداره. هر چیزی که به ذهنتون میرسه رو بنویسین.بعدش باید این موضوعات رو دسته‌بندی کنین. چه چیزی باعث میشه ویرگول‌خوان‌‌ها تا ته یه مقاله رو بخونن و لذت ببرن؟بر اساس شهود و منطق خودتون ایده‌ها رو رتبه‌بندی کنین. در نهایت 3-5 ایده رو برای ساختن داستان/مقاله خوتون ترکیب کنین.5- گوگلش کنممکنه خیلی شوخی به نظر برسه ولی آقای گوگل ممکنه جواب‌ همه سوالات ما رو داشته باشه. اگر فکر میکنی که واقعا&quot; مسئله رو فهمیدی، گوگلش کن زود. خیلی احتمال داره که یه نفر مثل شما هم قبلا&quot; با این مسئله/مشکل مواجه شده باشه و یه گوشه‌ای تو اینترنت جوابش رو ثبت کرده باشه.اگر هم آدم اجتماعی‌ای باشیم می‌تونیم از دوست یا همکارامون درخواست کمک کنیم.6- روش بخوابذهن نیاز به استراحت داره و اگر استراحت نکنه درست کار نمیکنه.فرهنگ کارِ پرفشار بهمون میگه که تا حد زیادی از تایم روزمون رو به کار مشغول باشیم. ولی واقعا&quot; نیازی نیست که نوروساینتیست باشیم تا بفهمیم این ذهن رو شکنجه میده. اگر تو یه مسئله‌ای گیر کردین، رهاش کنین. برین دوستاتون رو ببینین، یه دوش آب گرم بگیرید، یا هرکار لذت بخش دیگه‌ای که باعث میشه از اون مسئله فاصله بگیرید.استراحت کنید و بخوابید. ذهن ناخودآگاه حتی وقتی خوابیم هم داره کار میکنه. بذارین کارش رو تو آرامش انجام بده، نتیجه‌ش شما رو شگفت‌زده می‌کنه.7- ناامیدی رو به عنوان بخشی از زندگی بپذیریه سری مسئله/مشکل هست که هیچ وقت نمیتونیم حلش کنیم. بهترین پرابلم‌سالورهای دنیا ریاضی‌دان‌ها هستن و یه لیست طولانی از مسائلِ حل‌نشده هست که خفن‌ترین آدمای تاریخ هم نتونستن حلش کنن. برای اینکه مغزتون سوت بکشه، دیدن ویدئو از یوتیوب رو پیشنهاد میکنم:The Simplest Math Problem No One Can Solve - Collatz Conjecture اوکیه که آدم موقع مواجهه با یه گره خیلی سخت احساس ناامیدی کنه. احمق نیستیم که! :)بهترین پرابلم‌سالورها کسائی نیستن که از ناامیدی بیزارن، یه سری آدما هم میان مسائل کم‌اهمیت رو برای اینکه کمتر ناامید بشن انتخاب میکنن. بهترین پرابلم‌سالورها کسائی هستن که دوست دارن مسئله حل کنن، ولی میدونن که چه زمانی بیخیال یه مسئله بشن و حرکت کنن. ناامیدی اولش ناراحت‎‌کننده‌س ولی بعدش یاد میگیری چجوری باهاش زندگی کنی.سر و ته این کلاف را بیابید :)تو این مسیر ممکنه گاهی اوقات حس خنگ بودن کنیم، ولی این نشون میده انسانیم! چون به دنیای اطرافمون اهمیت میدیم و میخوایم که اونو تبدیل به جای بهتری کنیم.(شعار بود یا شعر؟ :)))تو این لینک هم میتونین یه سری مجموعه از بازی/مسئله‌هایی رو پیدا کنین که به تقویت مهارت حل مسئله در شما کمک می‌کنهمثل همیشه خوشحال می‌شم برای بهبود نوشته‌/ترجمه‌هام ازتون فیدبک/پیشنهاد دریافت کنم.</description>
                <category>Majid Razmjoo</category>
                <author>Majid Razmjoo</author>
                <pubDate>Fri, 21 Oct 2022 16:48:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>11 مهارت لازم برای ایجاد مسیر شغلی بهتر</title>
                <link>https://virgool.io/@majjoo/11-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-y0a45jgyndfl</link>
                <description>مهارت‌های سخت(هارد اسکیل‌ها) باعث میشن که ما یه جا مشغول به کار بشیم ولی مهارت‌های نرم(سافت اسکیل‌ها) باعث ارتقاء شغلیمون میشن.1- ارتباطات :بدون اینکه بپریم وسط حرف طرف مقابلمون بهش گوش بدیم.با حس و حال مثبت صبحت کنیم.حواسمون به زبان بدنمون موقع صحبت کردن باشه.2- خودآگاهی :در مورد اینکه مغزمون چطور کار میکنه کنجکاو باشیم.حواسمون به افکار و  احساساتمون باشه.اینکه چه موقعیت‌ها و اتفاقاتی منجر به یه سری ری‌اکشن خاص در ما میشه رو بفهمیم.3- مدیریت زمان :یاد بگیریم اولویت‌بندی کنیم.یاد بگیریم چطور کارامون رو delegate یا محول کنیم به بقیه.یاد بگیریم بگیم نه.4- داستان سرایی :اینکه چه مسئله‌ای رو مردم دارن سعی می‌کنن حل کنن رو شناسایی کنیم.بهشون نشون بدیم که ما چطور میتونیم اون مسئله رو حل کنیم.بفهمیم با ایجاد چه احساساتی در مخاطب‌هامون می‌تونیم بهشون کمک کنیم اول از همه مسائلشون رو درک کنن و سپس ما رو به عنوان راه حل بپذیرن.5- ثبات :باید یک هدف بلند مدت انتخاب کنیم.هر روز تمرینش کنیم.بفهمیم چجوری میتونیم انگیزه‌مون رو حفظ کنیم وقتی که مسیر خیلی سخت میشه و با مانع مواجه میشیم.6- اولویت بندی (ماتریس آیزنهاور) :یه لیستی از کارایی که باید انجام بدیم آماده کنیم.اونا رو بر اساس میزان اهمیت و ضرورت رتبه‌بندی میکنیم.کارایی که مهم و ضروری هستند رو انجام بدیم.کارایی که مهم و ضروری نیستند رو Delegate، حذف یا به بعدا&quot; موکول کنیم.7- تصمیم گیری :وقتی که با یه تصمیم بزرگ مواجه میشیم یه قدم به عقب برداریم.اینکه چه احساسات و تعصباتی روی تصمیم‌گیریمون تاثیر میذاره رو دربیاریم.یه لیستی از گزینه‌های در دسترس آماده کنیم.عواقب کوتاه‌مدت و بلندمدت هر گزینه رو شناسایی کنیم.بر اساس همین موارد تصمیم بگیریم.8- اتصال نقاط :توی یه موضوع یا حوزه‌ای که بهش علاقه داریم عمیق بشیم.بعدش در مورد حوزه‌های مرتبط و مشابه هم جستجو کنیم.تو حوزه‌های جدید گسترده‌تر مطالعه کنیم و با آدمایی اون حوزه صحبت کنیم.از دورتر به قضایا نگاه کنیم تا الگوهای تکراری شکست و پیروزی این حوزه‌ها رو دربیاریم.9- هوش هیجانی:هیچ وقت به صورت ضربتی واکنش نشون ندیم.وقتی که ناراحت هستیم یه قدم به عقب برداریم.نسبت به اینکه چه حسی داریم آگاه بشیم.بر همین اساس عمل کنیم.10- تاب‌آوری:کارایی که صلاحیتش(توانمدیش) رو نداریم بیشتر انجام بدیم.هر شکستی رو به عنوان فرصت یادگیری ببینیم.اینقدر این الگو رو تکرار کنیم که شکست‌هامون تبدیل به موفقیت بشه.11- تفکر شفاف:مفاهیم بنیادین آمار و احتمالات رو یاد بگیریم.تعصبات روان‌شناختی که باعث میشن توانایی فکر کردنمون رو دست‌کم بگیریم، بشناسیم.نسبت به این تعصبات آگاه باشیم(جلوی تاثیرشون رو بگیریم).منبع: از صفحه لینکدین zainkahn</description>
                <category>Majid Razmjoo</category>
                <author>Majid Razmjoo</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jul 2022 22:51:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودانگیزشی|self-motivation چیه؟ به چه دردی می‎‌خوره؟ (+ راه‌حل عملی)</title>
                <link>https://virgool.io/@majjoo/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%AD%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-bfr6h0rnyk4p</link>
                <description>مسئولیت اهداف و دستاوردهای هرکسی به عهده خودشه!آیا واقعا&quot; انگیزه کافی برای دست یافتن به چیزایی که میخواین رو دارین؟ چقدر خودتون رو برای انجام کارها جلو میندازین؟اینکه بخواین یه کاریُ انجام بدین با اینکه به خودتون انگیزه بدین تا واقعا&quot; اون کار انجام بشه 2 تا چیز کاملا&quot; متفاوته!بنابراین تفاوت بین کسائی که حتی پس از سالها به اهدافشون نمیرسن با کسائی که اهدافشون رو یکی پس از دیگری اصطلاحا&quot; تیک میزنن چیه؟ اغلب اوقات دلیلش خود انگیزشی یا self-motivation هست.خودانگیزشی همون نیروئیه که باعث میشه ما همیشه رو-به-جلو باشیم. همون فرمون درونیمون برای به‌دست‌آوردن، تولید، توسعه و پیشرفت مداوم.با خود انگیزشی، ما یاد میگیریم و رشد می‌کنیم(بدون توجه به موقعیت یا شرایط خاص). به همین دلیله که ازش به عنوان یک ابزار بنیادی،برای رسیدن به اهداف و آرزوها در مسیر زندگی، یاد میشه.خب، حالا فکر میکنید چقدر خود-محرک هستید؟ برای اینکه درک بهتری از این سوال و جوابش داشته باشید، به این کوئیز جواب بدید و نمرات خودتون رو در انتها جمع بزنید.امتحان ارزیابی میزان خودمحرکیدستورالعمل: گزینه‌ای رو انتخاب کنین که شما رو به بهترین حالت توصیف می‌کنه! یعنی اونطوری که واقعا&quot; هستید نه اونی که دوست دارین باشین! :))گزینه ها: هرگز (1)– به ندرت(2) – گاهی اوقات(3) – اغلب(4) – خیلی اوقات(5)1- من مطمئن نیستم که میتونم به اهدافی که برای خودم تعیین کردم برسم یا نه.2- موقعی که روی اهدافم کار میکنم ، تمام تلاشم رو میکنم و حتی اگر شکست خوردم سخت‌تر کار میکنم.3- من به طور منظم در راستای رسیدن به ویژن(چشم‌انداز)م در زندگی هدفگذاری میکنم.4- من در مورد تعیین اهدافم و رفع(برآورده‌شدن) نیازهام مثبت فکر میکنم.5- من برای اینکه متمرکز بمونم به خودم پاداش میدم. مثلا&quot; اگه گزارشم(کارم) رو تموم کنم، برای استراحت یه قهوه میخورم.6- من معتقدم اگر سخت کار کنم و استعدادها و توانمندی‌هامون رو به کار بگیرم، موفق خواهم شد.7- من نگران رسیدن به ددلاین‌ها و انجام‌شدن کارها هستم، که این منجر به استرس و اضطراب در من میشه.8- وقتی که یه اتفاق غیرمنتطره هدفم رو تهدید میکنه یا به خطر میندازه، من ترجیح میدم عقب نشینی کنم، یه هدف متفاوت بذارم و یه مسیر جدید رو شروع کنم.9- وقتی یه ایده خیلی خوب به ذهنم میرسه، نسبت به خلاقیتم شگفت‌زده میشم. فکر میکنم روز شانسمه و نباید بهش عادت کنم.10- من تمایل دارم حداقل میزان کاری که لازمه رو انجام بدم تا مدیر و تیمم از من رضایت داشته باشن.11- من نگران اینم که چرا نمیتونم به اهدافم نخواهم رسید، اغلب روی اینکه یه چیزی ممکنه جواب نده(کار نکنه) تمرکز میکنم.12- من قبل از شروع یک هدف جدید، یک چشم‌انداز شفاف و قوی از موفقیت آینده‌ام میسازم.تفسیر نمرات:12-27 :  تو به تردیدها و ترسات اجازه میدی که جلوی موفقیتت رو بگیرن. احتمالا&quot; یه سری اهداف نرسیده در گذشته داشتی، برای همین خودت رو متقاعد میکنی که خودمحرک نیستی، و خب به حقیقت هم پیوسته. این الگوی زیان‌ده رو همین الان بشکن و دوباره به خودت باور داشته باش. روش‌های زیر کمکت میکنه که انگیزه‌ت رو بازیابی  کنی.28-43: وضعیت خودمحرکیت اوکیه. اگرچه میتونستی دستاوردهای بیشتری داشته باشی ولی قطعا&quot; شکست نمیخوری با این وضعیت. برای اینکه هر چیزی رو که میخوای به دست بیاری، تلاش کن فاکتورهای انگیزشی رو در تمام جنبه‌های زندگیت به کار ببری. روش‌های زیر رو پیاده کن تا خودمحرکیت رو تقویت کنی.44-60: فوق‌العاده! تو یه کارجمع‌کن هستی و به هیچ چیز اجازه نمیدی در مسیرت قرار بگیره. تو آگاهانه برای خودمحرکیت تلاش میکنی و زمان و تلاش زیادی رو به هدفگذاری و اقدام برای برای رسیدن به اهدافت اختصاص میدی. تو با رسیدن به اهدافت برای دیگران الهام‌بخشی و اونا رو جذب خودت میکنی. این رو غنیمت بشمار و بدون که آدمای کمی مثل تو خودمحرک هستند.فاکتورها و عوامل خودمحرکیخودمحرکی مسئله پیچیده ایه. کاملا&quot; به ابتکار عمل خودت بستگی داره که چه اهداف چالش برانگیزی برای خودت میذاری. چقدر نسبت به داشتن توانایی‌ها و مهارت‌های لازم برای رسیدن به اهدافت باور داری، انتظار داری اگر سخت کار میکنی موفق بشی.( یا حداقل تو یه موقعیت رقابتی درحرکت هستی(درجا نمیزنی))برای اینکه به سخت‌ترین سطوح خودمحرکی نائل بشی به این 4 فاکتور نیاز داری:1- اعتماد به نفس و خودکفایی2- طرز فکر مثبت و نگرش مثبت نسبت به آینده3- اهداف متمرکز و قوی4- محیط انگیزه بخشدر صورتی که روی همه این عوامل با هم کار کنی، خیلی سریع میتونی خودت رو توسعه بدی.1- اعتماد به نفس و خودکفایی(سوالات 1، 2، 6 و 8)یه بخشی از اینکه خودمحرک باشی اینه که به مقدار خوبی خوداتکایی، اعتماد به نفس و خودکفایی داشته باشی. که راجع بهشون بیشتر توضیح داده میشه در ادامه.اینکه خیلی خوداتکایی داشته باشی به این معنیه که اهداف چالش‌برانگیزی برای خودت میذاری و نسبت به مواجهه با موانع از تاب‌آوری خوبی برخوردار هستی.اگر به خودت باور نداشته باشی با خودت اینطوری فکر میکنی &quot;میدونستم نمیتونم اینکارو انجام بدم&quot; به جای اینکه بگی &quot;این شکست نمیتونه من رو متوقف کنه&quot;Albert Bandura روانشناس دانشگاه استنفورد، خودکفایی رو باور ما نسبت به توانایی‌مون برای موفق‌شدن و رسیدن به اهدافی که برای خودمون تعیین میکنیم، تعریف میکنه. این باور یک تاثیر بسیار بزرگی بر دیدگاهمون نسبت به هدفگذاری و انتخاب‌های رفتاریمون در مسیر اهدافمون میذاره.بر اساس تحقیقات Albert Bandura، خودکفایی بالا باعث میشه به اهداف بزرگ مثل چالش نگاه کنیم، در حالیکه بقیه اونا رو فراتر از توانایی‌هاشون ببینن و حتی برای رسیدن بهشون تلاش نکنن. همچنین به میزان تلاشی که در وهله اول میکنیم و میزان استقامتی که به خرج میدیم کمک میکنه.برای ساختن سطوح بالای اعتماد به نفس در خودمون باید علاوه بر باور به اینکه میتونیم موفق بشیم، موفقیت‌های گذشته‌مون رو هم بشناسیم و ازشون لذت ببریم تا برامون الهام‌بخش باشن. آگاه باشید که شتاب ناشی از اعتمادبه‌نفس رو خیلی سخت میشه شکست داد!این قدم‌ها میتونه خیلی کمک کنه:درباره دستاوردهای گذشته‌مون تو زندگی فکر کنیمنقاط قوت‌مون رو محک بزنیم برای اینکه بفهمیم از عهده چه کارهایی برمیایمنقاط قوت و توانمندی‌های اصلیمون از دیدگاه بقیه رو تشخیص بدیماهداف دست‌یافتتنی برای خودمون بذاریم، برای رسیدن بهشون تلاش کنیم و از دستاوردها لذت ببریممنتورها و آدمای دیگه‌ای که شایستگی‌ها، مهارت‌ها و نگرش مدنظر ما رو مدل کردند، دنبال کنیمبه محظ اینکه تشخیص بدی چه دستاوردهایی داشتی و بفهمی که چه پتانسیلی داری، اعتماد به نفس لازم برای تنظیم و رسیدن به اهدافی که میخوای، میاد سراغت. هرچقدر بیشتر به دنبال دلایلی برای باور به خودت بگردی، راه‌های بیشتر برای انگیزه دادن به خودت پیدا میکنی.2- طرز فکر مثبت و نگرش مثبت نسبت به آینده(سوالات 4، 9، 11 و 12)زندگی امروز شما نتیجه نگرش‌ها و انتخاب‌های دیروزتان است. زندگی فردای شما، نتیجه نگرش‌ها و انتخاب‌های امروزتان خواهد بود.طرز فکر مثبت که ارتباط نزدیکی با اعتماد به نفس داره، یه فاکتور تاثیرگذار در خودمحکری به حساب میاد. خیلی مهمه که به همه چیز مثبت نگاه کنیم، مخصوصا&quot; وقتی کارا اونطوریکه برنامه‌ریزی کردیم پیش نمیره و آماده‌ایم که جا بزنیم.اگر فکر کنیم که کارا داره بد پیش میره یا اینکه موفق نمیشیم، همین باعث میشه فرایندها طوری پیش بره که در نهایت پیش‌بینی‌مون درست از آب دربیاد.مخصوصا&quot; زمانی که لازمه سخت کار کنیم تا موفق بشیم یا لازمه دیگران رو متقاعد کنیم برای رسیدن به موفقیت ما رو حمایت کنن. افکار ما تا حد زیادی بر موفقیت یا شکست ما تاثیر میذارن، بنابراین باید مطمئن بشیم که افکارمون طرف ما هستند همیشه.طرز فکر مثبت به درک تصور ما از آینده جذابمون هم کمک میکنه. وقتی انتظار نتایج مثبت داریم، انتخاب‌های مثبت‌تری داریم  و نتایج رو به سرنوشت یا شانس گره نمیزنیم. داشتن یه تصویر شفاف از موفقیت، که با طرز فکر مثبت ترکیب شده، به ایجاد یک پل بین خواستن یک چیز و تلاش برای رسیدن بهش کمک میکنه.برای ایجاد &quot;قدرت طرز فکر مثبت&quot; چیکار کنیم؟به افکارتون آگاه بشین. اونها رو در طول روز یادداشت کنین.افکار منفی‌تون رو به چالش بکشین و افکار مثبت جاشون بکارین.یک تصویر شفاف و قوی از چیزی که قرارِ باهاش به اهدافتون برسین بسازین.یه سری گزاره(چیزایی که اهدافتون و دلیل رسیدن بهشون رو بهتون یادآوری میکنه) برای خودتون داشته باشین و در طول روز اونا رو تکرار کنین.اینقدر طرز فکر مثبت رو تمرین کنین که به طور اتومات ذهنتون همیشه و در مورد همه‌چیز مثبت فکر کنه.3- اهداف متمرکز و قوی(سوالات 3 و 7)همونطور که بالاتر هم گفتیم، بخشی از خودمحرکی اینه که شروع کنیم هدف‌ها قوی بذاریم. که نتیجه‌ش میشه تمرکز، یه حس درست از جهت و مسیری که داریم میریم و اعتماد به نفسی که برخواسته از شناخت دستاوردهای خومون هست.اول باید جهت و مسیری که ما رو به هدفگذاری موثر نزدیک میکنه تعیین کنیم. وقتی که یه هدفی میذاریم یعنی داریم به خودمون یه قولی میدیم و دوست داریم که نسبت بهش وفادار بمونیم و به عنوان یه چالشِ فان بهش نگاه کنیم.هدف‌هامون باید چه ویژگی‌هایی داشته باشن؟شفافیت: اهداف موثر، شفاف، قابل اندازه‌گیری،مشخص و بر مبنای رفتار هستند نه خروجی‌ها.چالش: اهداف باید به اندازه کافی سخت باشن تا جالب به نظر برسن ولی نه اونقدری سخت که نشه بهشون رسید.تعهد: اهداف باید قابل دسترس و مرتبط به چیزی باشن که قراره به دست بیاریم.فیدبک‌گیری منظم: به طور منظم میزان پیشرفت در مسیر اهدافمون رو باید کنترل کنیم تا علاوه بر حفظ حس اشتیاق و حرکت، از مسیر پیشرفت در راستای اهدافمون لذت ببریم.احترام به پیچیدگی: اگر هدف کار پیچیده‌ای میطلبه باید مطمئن شیم که زیر تعهدات سنگین نرفته باشیم. کارای پیچیده نیاز به زمان‌های زیاد غیرقابل پیش‌بینی برای تکمیل شدن دارند. (علی الخصوص زمانی که قراره تو دلِ کار یاد بگیریم که چطور با ید یه تسکی رو انجام بدیم)وقتی که اهداف متعددی داریم، باید زمان و منابعمون رو به شکل موثری تخصیص بدیم. با اولویت بندی و زمان‌بندی درست میتونیم به&quot;تمرکز&quot; لازم برای خودمحرکی دست پیدا کنیم. اینکه تا زمان ازپاافتادن و تسلیم‌شدن دست‌ از کار نکشیم اصلا&quot; توصیه نمیشه. با کمک ماتریس ایزنهاور خیلی سریع و راحت میتونیم بفهمیم فعالیت‌هامون چقدر در راستای تصویر بزرگ از اهدافم اصلیمون هست. این باعث میشه حین کار علاوه بر تمرکز روی مهم‌ترین استراتژی‌ها،دیگه احساس فشار و استرس نکنیم.4- محیط انگیزه بخش(سوالات 5 و 10)آخرین بخش اینه که خودمون رو با آدم‌ها و منابعی احاطه کنیم که اهدافمون و به ما یادآور میشن و علاوه بر انگیزش خارجی به انگیزش درونیمون هم کمک میکنن. هر چه عوامل انگیزشی بیشتر، بهتر!ما فقط نباید روی عوامل خارجی یا محیطی به دید انگیزاننده تکیه کنیم بلکه به عنوان حامی نیز باید ازشون استفاده کنیم، مثلاً:دنبال فرصت‌های کار تیمی بگردیم. کار کردن در یک تیم باعث میشه بقیه رومون حساب کنناز مدیر خودمون بخوایم که اهداف مشخص برامون تعریف کنه تا بتونیم میزان موفقیت‌مون رو اندازه‌گیری کنیم.از مدیرمون درخواست تکالیف جذاب و جالب کنیم.یه سری اهداف راحت بذاریم چون پیروزی‌های سریع باعث افزایش سطح انگیزه میشن.با کسائی دوست بشیم که به حمایتشون اعتماد داریم و ازشون بخوایم ما رو پاسخگو نگه دارن.نباید همه کارا رو خودمون به تنهایی پیش ببریم. بین میزان کاری که به تنهایی و با دیگران انجام میدیم باید تعادل برقرار کنیم.نتیجه گیری:بیشتر آدما به صورت طبیعی خودمحرک نیستند و حتی کسائی که خیلی خودانگیزاننده هستند هم لازمه یه سری فاکتورها رو دنبال کنن.برنامه خودمحرکی اختصاصی خودمون رو باید با تمرین مهارت‌های هدف‌گذاری و ترکیبشون با طرز فکر مثبت، خلق چشم‌اندازهای قوی از موفقیت و ساختن خودکفایتی و اعتماد به نفس طراحی کنیم.نگرش و باورهای ما نسبت به موفقیتی که دوست داریم بهش برسیم، میتونه موفقیت حقیقی ما رو پیشبینی کنه. هدفگذاری کنیم و سخت کار کنیم تا بهشون برسیم. مسیرهای مختلف توسعه خودمحرکی رو تست و سطح خودمون رو به طور منظم ارزیابی کنیم. اگر به طور فعال انگیزش درونیمون رو بالا نگه داریم، به طرز قابل توجهی احتمال رسیدن به آرزوها، رویاها و چشم‌اندازهامون رو افزایش خواهیم داد.</description>
                <category>Majid Razmjoo</category>
                <author>Majid Razmjoo</author>
                <pubDate>Sat, 09 Apr 2022 22:05:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چک لیست آمادگی برای امتحان ریچارد فدلر</title>
                <link>https://virgool.io/@majjoo/%DA%86%DA%A9-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%AF%D9%84%D8%B1-fz4exwxga3hq</link>
                <description>- دقیقاً از همون صفحاتی که نخونده بودم چند تا سوال اومده بود..یه جمله معروف که اگه همه ما بعد از امتحان به یکی از دوستامون نگفته باشیم، قطعاً از یکی شنیدیمش!ریچارد فِلدر پروفسور و استاد کهنه‌کار دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی یه چک لیستی داره که اگه صادقانه بهش جواب بدیم:۱- میفهمیم چرا یه سری امتحانا رو خراب کردیم ۲- چیکار کنیم امتحانای بعدی رو با موفقیت پشت سر بذاریم.موضوع اصلی اینه: چطور برای یک امتحان، خیلی خوب آماده بشیم؟ در صورتی که تمام سوالات چک لیست زیر پاسخشون &quot;بله&quot; بشه.بخش اول: تکالیف درسی واقعا تلاش جدی برای یادگیری درس انجام دادی؟با همکلاسی‌هات در مورد مسائل و مشکلات تکالیف درسیت کار کردی؟ یا حداقل راه حل هاتو با بقیه چک کردی؟پیرامون پیدا کردنِ راه حلِ مسائل تکلیفات قبل از اینکه با همکلاسیات مطرح کنی، تلاشی انجام دادی؟توی بحث‌های مربوط به گروه تکالیفت به صورت فعالانه شرکت کردی؟( ایده‌هاتو به اشتراک بذاری و سوال بپرسی مثلاً)وقتی که تو حل مسائلت گیر میکردی از استاد حل تمرینت مشورت میگیرفتی؟تمام راه حل‌های مسائل تکالیفت رو وقتی که به استادت تحویل دادی رو متوجه شده بودی؟اگه تو کلاس راه حل مسئله ای برات واضح نبود، راجع بهشون توضیح بیشتر میخواستی؟بخش دوم: آمادگی برای امتحانجزوه یا کتاب(منابع امتحان)، رو قبل از امتحان عمیقاً بررسی کردی؟(طوری که بتونی خودت رو متقاعد کنی هرکاری که لازم بوده رو انجام دادی)تلاش کردی یه تعداد زیادی مسئله رو بدون استفاده از ماشین حساب رو به صورت ذهنی و سریع حل کنی؟در مورد مسائل درسی و منابع امتحانات با همکلاسیات صحبت کردی؟ (از همدیگه سوال پرسیدین؟)تو جلسات مرور قبل امتحان شرکت کردی و در مورد چیزایی که مطمئن نبودی سوال پرسیدی؟شب قبل از امتحان به اندازه کافی استراحت کردی؟در مورد سوال آخر تعصب فلدر به قدری زیاده که میگه اگر جوابش &quot;نه&quot; هست جوابت به بقیه سوالا اصلاً مهم نیست! :))و اگر به بیش از 2 تا از سوالای بالا جواب &quot;نه&quot; دادی، بدان و آگاه باش که هنوز به طور کامل برای امتحانت آماده نیستی.</description>
                <category>Majid Razmjoo</category>
                <author>Majid Razmjoo</author>
                <pubDate>Fri, 15 Oct 2021 23:02:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گذر از طرز فکر ثابت(fixed mindset) به طرز فکر رشدگرا(growth mindset)</title>
                <link>https://virgool.io/@majjoo/%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AAfixed-mindset-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%A7growth-mindset-wwr0z9nc4anu</link>
                <description>اگه از 100 نفر بپرسی که طرز فکر رشدگرا دارن یا نه، احتمالاً بیش از 80% جوابشون مثبته! و این یه خطای شناختیِ مرسوم بین عموم مردم محسوب میشه! تو این پست راجع به تفاوت های بین این دو نوع طرز فکر توضیح میدم + راه حل عملیطرز فکر، مجموعه‌ای از فرضیات بین توده‌ای از مردم یا یک شخص هست که ارتباط نزدیکی با جهان‌بینی یا فلسفه زندگی داره و تاثیر مستقیمی روی رفتار ما داره.Carol Dweck روانشناس آمریکایی میگه ما وقتی با چالشی روبه‌رو میشیم یا اصن به طور کلی در طول زندگی دوتا طرز فکر نحوه فکر کردن و پاسخ ما به چالش‌ها رو مشخص میکنه.طرز فکر ثابت(fixed mindset) : شامل حال افرادی میشه که فکر میکنن که هوش و استعدادشون یه چیز ثابتیه و برای رشدش تلاش نمیکنن. اونها باور دارن که استعداد به تنهایی باعث موفقیت میشه بدون تلاش حتی!طرز فکر رشدگرا(growth mindset) : افرادی که فکر میکنن با سخت کار کردن میتونن توانایی‌هاشون رو توسعه بدن. اینها اعتقاد زیادی به یادگیری، مثبت‌اندیشی و تاب‌آوری در شرایط سخت برای موفقیت دارن و هوش و استعداد رو فقط نقطه شروع میدونن.13 استراتژی برای توسعه طرز فکر رشدگرا1-     مفهوم نوروپلاستیسیته رو فراموش نکنید: تحقیقات بسیار زیادی وجود داره که نشون میده ساختار مغز انسان‌ها بعد از کودکی متوقف نمیشه و اصلا&quot; ثابت نیست.2-     برای مسیر ارزش بیشتری نسبت به نتیجه قائل بشید: مسیر یادگیری پر از شکسته و نباید خیلی نگران نتیجه نهائی باشید و فقط مطمئن بشید که حداکثر یادگیری رو در طول مسیر داشتین.3-     نقاط ضعف خودتون رو بپذیرین: عدم پذیرش نقاط ضعف، باعث عدم پیشرفت میشه.4-     هدف داشته باشین: در طول کار مدام از خودتون بپرسین من چرا باید اینکارو انجام بدم؟ معنی و هدف من از انجام اینکار چیه؟5-     یادگیری نه شکست: دیدگاهتون نسبت به اشتباه، خطا یا شکست رو عوض کنید و به شکلِ فرصتی برای یادگیری بهش نگاه کنید.6-     تلاش ارزشمندتر از استعداده:به 2 دلیل دنبال کردنِ شهرتِ آدمایی که به طور طبیعی باهوش هستند رو رها کنید: 1- نبوغ هم نیاز به کار و تلاش داره. 2- اگه واقعا&quot; تلاش نکنی احتمال بسیار کمی وجود داره که به عنوان باهوش مطرح بشی.7-     چالش‌ها رو فرصت ببین: چالش‌ها همگی فرصت پیشرفت هستن.بدون در نظر گرفتنِ اینکه ممکنه شکست بخوریم یا پیروز بشیم باید خیلی محکم بهشون حمله کنیم.8-     اول رشد بعد سرعت: یادگرفتن یک‌شبه اتفاق نمیفته و زمان میبره. باید واقع‌بینانه به تلاش و زمان نگاه کنیم و یادگیری سریع به معنیِ یادگیری صحیح نیست.9-     دنبال تایید و تعریف دیگران نباش: وقتی که تایید دیگران برامون از یادگیری پراهمیت‌تر باشه پتانسیل شخصیمون فدای رشد میشه.10-     هر انتقاد یک هدیه‌ است: نباید منتظر انتقاد سازنده باشیم بلکه باید همه انتقادات رو آنالیز و تحلیل کنیم و اجازه ندیم باعث نابودیمون بشن.11-     پیشرفت با دیگران بیشتر میچسبه: طرز فکر رشدگرا باعث میشه پیشرفت‌هامونو با دیگران به اشتراک بذاریم و بعد از یادگیری دنبال یاد دادن باشیم. باید نشون بدیم که با آزمایش کردن و درس‌گرفتن از خطاهای بقیه هیج ابایی نداریم و اهل پذیرش ریسک با بقیه هستیم.12-     پشتکار، پشتکار و پیشتکار: عزم راسخ منجر به غلبه بر چالش‌ها میشه. قطعا&quot; همه ما تجربه‌ی روبه‌رو شدن و پشت‌سر گذاشتن چالش‌ها و سختی‌های بزرگی رو داشتیم، فقط کافیه به‌یاد بیاریمشون.13-     تکنیک کلامیِ &quot; نه هنوز&quot; : Carol Dweck میگه اضافه کردنِ &quot;نه هنوز&quot; به آخر هرجمله‌ای که از جنس طرز فکر ثابت هست، باعثِ تنظیم دوباره‌ی فرآیندِ فکری‌مون میشه. مثال= هنوز به طور کامل مهارت X رو یاد نگرفتم.برنامه‌ هفتگی و روزانه برای تقویت طرز فکر رشدگرایکی از تکنیک های ژورنالینگ که باعث طرز فکر رشدگرا میشه اینه که به صورت هفتگی جوابای مناسب برای 4 تا سوال زیر داشته باشیم:1-     در حال حاضر با چه چیزی دست و پنجه نرم میکنم ؟2-     تا آخر هفته چه چیزهایی یاد خواهم گرفت؟3-     چه چیزی باعث میشه این هفته من از منطقه امنم خارج بشم؟4-     این هفته به کی میتونم کمک کنم؟برای برنامه روزانه، جواب دادن به 3تا سوال زیر(آخر شب) باعث میشه که بفهمیم چقدر موثر بودیم!1-     امروز چه کاری باعث شد به فکر فرو برم؟2-     چه استراتژی‌های جدیدی رو به کار بردم؟3-     چه اشتباهاتی داشتم و درس‌هاشون برای من چی بود؟</description>
                <category>Majid Razmjoo</category>
                <author>Majid Razmjoo</author>
                <pubDate>Thu, 09 Sep 2021 12:23:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حل ‌مسئله‌ی راه‌حل‌گرا چیه و چیکار کنیم راه‌حل‌گرا بشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@majjoo/%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%DB%8C%D9%85-lnfb7kcxzqhy</link>
                <description>رویکرد شما موقع مواجهه با مشکل چیه ؟ روی محدودیت‌ها تمرکز میکنین یا دنبال راه‌حل میگردین؟ خیلیامون وقتی با مشکلی مواجه میشیم به جای ارائه راه‌حل، قربانیِ بازیِ سرزنش میشیم.« حل ‌مسئله‌ی راه‌حل‌گرا »تعریفش چیه؟ دیدگاهی که تمرکزش روی راه‌حله به جای مشکلهدفش چیه؟ نگاه به مشکل از یک زاویه متفاوت(مشکل = مسئله) برای پیدا کردنِ راه حلکاربردش کجاس؟ زندگی شخصی، محل کار و هرجایی که مشکل(مسئله‌)ای وجود داشته باشهواقعیت اینه که هر مشکلی میتونه یک تجربه آموزنده باشه و تمام رهبران موفق دنیا، از رویکرد چرایی برای پیدا کردن ریشه مسئله استفاده کرده و به دیدِ فرصت بهش نگاه میکنن.خب حالا چیکار کنیم راه‌حل‌گرا بشیم؟یه سری راه‌حل عملی وجود داره که یک‌روزِ نتیجه نمیده! یعنی باید مداوم انجامشون بدیم تا جواب بگیریم:1- سوالِ درست بپرس:سوال غلط= چرا نمیتونیم تعداد مشتریانمون رو بیشتر کنیم؟سوال درست= چطوری تعداد مشتریانمون رو بیشتر کنیم؟سوال غلط: ای کاش میتونستم «الف» رو انجام بدم ولی به دلیل «ب» نمیتونم.سوال درست: چطوری میتونم «ب» رو حلّش کنم تا بتونم «الف» رو انجام بدم؟2- مشکل رو بِشکَن بعد بُکُش: یعنی هر مشکل رو به مشکلات و موضوعات کوچیک‌تر تقسیم کنیم. اینکار باعث میشه وجهه‌های جدید مسئله رو پیدا کنیم و بعد برای هر کدوم خیلی راحت و سیستماتیک راه‌حل پیدا کنیم. پرسیدنِ سوالات زیاد(چرا؟ چطور؟ چگونه؟) و پیدا کردن اطلاعات بیشتر حولِ موضوع خیلی تاثیرگذاره3- از بقیه کمک بگیر: برگزاری جلسات طوفان فکری و مطرح کردن مشکل با کسائی که میتونن چیزی بهمون اضافه کنن4- یک قدم به عقب: وقتی بحرانی اتفاق میفته و شدیدا&quot; دنبال راه‌حل هستیم، شاید لازم بشه یکم به خودمون استراحت بدیم، از بالاتر به موضع نگاه کنیم و بعد برگردیم سراغش تا بتونیم تصمیم بهتری بگیریم.</description>
                <category>Majid Razmjoo</category>
                <author>Majid Razmjoo</author>
                <pubDate>Thu, 09 Sep 2021 12:03:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>