<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرخنده ملکی‌فر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@malekifar360</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 17:00:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/187842/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرخنده ملکی‌فر</title>
            <link>https://virgool.io/@malekifar360</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وقتی درختا حرف می‌زنن</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA%D8%A7-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D9%86-rdomc5akwbeo</link>
                <description>احتمالا شما هم تا امروز مثل من فکر می‌کردین که درخت‌ها نمی‌تونن حرف بزنن، یا به هم کمک کنن، یا از هم مواظبت کنن. دیروز من بدون اینکه چیزی مصرف کنم (!) موقع تماشای قسمت هفتم سریال مستند «کیهان، جهان‌های ممکن» متوجه شدم که تا الان اشتباه می‌کردم.حرف این قسمت مستند اینه که انواعی از هوشمندی روی کره زمین وجود داره، که ما از اونها اطلاعی نداریم. یکی از اونها، یه شبکه جهانی زیرزمینیه که مثل شبکه اینترنت، کل جنگل رو به هم مرتبط می‌کنه. اعصاب درخت‌ها و گیاه‌‌ها، قارچ‌ها، و باکتری‌ها زیر زمین، با هم یه شبکه تشکیل می‌دن، با هم حرف می‌زنن، بعد یه چیزهایی رو روی زمین تغییر میدن. اینجوری حواسشون به همدیگه هست، به هم کمک می‌کنن، مواد غذایی رو با هم تبادل می‌کنن، و از کوچیک‌ترها مراقبت می‌کنن. حتی وقتی یه درختی توی جنگل با تبر قطع می‌شه، بقیه درخت‌ها با ریشه‌هاشون به ریشه اون درخت نزدیک می‌شن، تا بهش مواد مغذی برسونن، و بتونن کنده درخت رو زنده نگه‌ دارن. این کارو نه فقط برای درخت‌های گونه خودشون، که برای بقیه درخت‌ها هم انجام می‌دن. چرا؟ چون می‌دونن حیات جنگل به حیات همه موجوداتش بستگی داره، و شاید چون درخت‌ها تفکر بلندمدت دارن. یه کم جلوتر، گوینده مستند راجع به این میگه که زنبورها، چطوری سیستم دموکراسی دارن، و مثلا برای محل کندوی بعدی رأی‌گیری برگزار می‌کنن.حالا با همه اینها، فکر می‌کنین ممکنه که مثل قصه‌های بچه‌ها، همه موجودات جنگل، یه جلسه رأی‌گیری برگزار کرده باشن، که با آدم‌ها، این موجودات دوپا که کل کره زمین رو به گند کشیدن، باید چی کار کنن؟ بعد خفاش و مورچه‌خوار رو مسوول رسیدگی به این مشکل کرده باشن؟</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2020 20:51:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیام تبریک فورواردی نفرست!</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA-o4tarx4upaud</link>
                <description>نویسنده (کتاب مینیمالیسم دیجیتال) میخواد به این سوال جواب بده که رسانه‌های اجتماعی روی سلامت روان ما تأثیر منفی دارن یا مثبت؟ اما جوابش به این سوال اینه که بستگی داره! اول به تحقیقاتی اشاره می‌کنه که استفاده از رسانه‌های اجتماعی رو به احساس تنهایی بیشتر و سلامت جسمی کمتر مربوط کردند. اما بعد میگه تحقیقات دیگه‌ای هم بودن که نشون دادن اگه از رسانه‌های اجتماعی «درست» استفاده بشه، می‌تونه آدم‌ها رو شادتر کنه، و اگر برای تماس با خانواده و دوستان استفاده بشه، به آدم‌ها احساس تعلق به یه گروه رو میده.اگر بخوایم دقیق‌تر بگیم، وقتی اطلاعاتی دریافت می‌کنیم که آدمی که می‌شناسیمش به طور خاص برای ما نوشته، احساس بهتری بهمون دست می‌ده. به عنوان یه مخالف پیام‌های فورواردی، توجه شما رو به این نکته جلب می‌کنم که: پیام‌های فورواردی حتی اگه از سمت عزیزانمون بیاد، ما رو خیلی خوشحال نمی‌کنه. پس پیام‌های تبریک عید و مناسبت‌های مختلف وقتی خودمون چند کلمه خیلی ساده هم نوشته باشیم، حس بهتری برای خواننده ایجاد می‌کنن؛ حتی اگر به نظر بیاد به اندازه پیام‌های فورواردی ادبی و پرمحتوا (!) نیستن.حالت برعکس هم وجود داره: وقتی اطلاعاتی از کسی به دستمون می‌رسه که خوب نمی‌شناسیم، یا فقط لایک می‌گیریم، یا استتوس‌هایی رو می‌بینیم که برای عده زیادی از آدمها نوشته شدن (نه به طور خاص برای ما) تأثیری روی حال خوبمون نمی‌ذاره. پس می‌تونیم فکر کنیم که شاید بهتره برای کسایی که دوست داریم، کامنت بنویسیم تا لایک بزنیم و ایموجی بفرستیم. به جای باخبر از شدن هرروزه از زندگی روزمره سلبریتی‌های اینستاگرامی، وقتمون رو به نزدیکان‌مون اختصاص بدیم.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 14:50:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لایک نزنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D9%84%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-dpz16okiyftm</link>
                <description>توی فصل پنجم، نویسنده (کتاب مینیمالیسم دیجیتال) میگه اگر روابط اجتماعی عمیق‌تر و قوی‌ترمون رو با لایک زدن جایگزین کنیم، باعث می‌شیم یه چیزهایی توی مغزمون خراب بشن.از آزمایش‌هایی شروع می‌کنه که حدود 20 سال قبل با تصویربرداری از مغز انجام شده. میگه اون زمان یه گروهی از دانشمندها دنبال این بودن که ببینن کدوم قسمت‌های مغز با فعالیت‌های مختلف فعال می‌شن، اما چیز جالب و به‌دردبخوری پیدا نکردن. تا اینکه تصمیم گرفتن سوال رو برعکس بپرسن: کدوم قسمت‌های مغز وقتی هیچ کاری نمی‌کنیم فعال می‌شن؟ اسم این قسمت‌ها رو گذاشتن «شبکه پیش‌فرض». و به یه نتیجه خیلی جالب رسیدن: شبکه پیش‌فرض دقیقا همون شبکه‌ایه که وقتی به آدمها می‌گن «راجع به خودت، بقیه یا هردو فکر کن» روشن می‌شه. یعنی مغز ما تا بیکار بشه، به روابط اجتماعی‌مون ـ روابطمون با خانواده، همکار، دوست، همسایه،... ـ فکر می‌کنه، تلاش می‌کنه بفهمه توی مغز بقیه چی می‌گذره، یعنی بقیه چه احساسی دارن و چه قصد و نیتی دارن.این گروه، بعدا به یه نتیجه دیگه هم رسیدن: دردِ از دست دادن روابط اجتماعی ـ مثلا مرگ یک عزیز، جدایی از شریک زندگی، یا حتی برخورد سرد دوست‌مون ـ برای مغز ما خیلی فرقی با درد جسمی نداره، و هردوی اینها یک قسمت مغز رو روشن می‌کنن.این آزمایش‌ها و آزمایش‌های دیگه، نشون میدن که ما واقعا تا چه حد موجودات اجتماعی‌ای هستیم. اما روابط اجتماعی آدم‌ها از هزاران سال قبل تا همین بیست سال پیش، عمیق، چهره به چهره، و توی گروه‌های کوچیک و قبیله‌ای بوده و مغز ما برای این نوع روابط تکامل پیدا کرده. حالا با ابزارهای دیجیتال، ما با تعداد زیادی از آدمها در ارتباطیم و این ارتباط‌ها با متن‌های خیلی کوتاه و علامت‌های مختصر (لایک) انجام می‌شه. این تغییر چه تأثیری روی سلامت روان ما داره؟ در قسمت بعد خواهید دید! (موسیقی تیتراژ پایانی پخش می‌شود.)</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 14:47:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی رو انتخاب کنم؟ کدومو سوا کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%DA%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%D9%85-%DA%A9%D8%AF%D9%88%D9%85%D9%88-%D8%B3%D9%88%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D9%85-wprpdmp7j28q</link>
                <description>قسمت قبل گفتیم که برای خونه‌تکانی دیجیتالی برنامه‌ها و کاربردهای غیرضروری رو حذف کنیم. اما چه چیزهایی رو نگه داریم؟ چیزهایی که...اول: به #ارزش‌ها مون کمک می‌کنن. اگر ارزش‌های من یادگیری و چالش، دوستی و صمیمیت، همکاری، یا ... باشن، ابزارهای دیجیتال زیادی هستن که می‌تونن بهم کمک کنن. وقتی از ارزش‌ها حرف می‌زنیم، معمولاً یادمون میره طنز و شوخی، تفریح، هیجان یا لذت هم می‌تونن جزء ارزش‌ها باشن، اما اگه خوب فکر کنیم، کیفیت زندگی‌مون خیلی وابسته به لحظاتیه که همین ارزش‌ها رو زندگی می‌کنیم. پس اگر اینها برای شما ارزش هستن، می‌تونین به حسابشون بیارین. تجربه من می‌گه اگر اینها رو در برنامه‌های افزایش بهره‌وری‌مون نادیده بگیریم، برنامه خیلی زود شکست می‌خوره!دوم: بهترین شیوه برای کمک به ارزش‌ها رو ممکن می‌کنن. اینکه یه ابزاری به یه ارزشی کمک کنه کافی نیست. مثلا برنامه دولینگو برای یادگیری زبان جدید، احتمالا بهتر از یه کانال تلگرام یا صفحه اینستاگرامه. همه صفحات طنز و شوخی، کیفیت یکسانی ندارن. یا همه گروه‌ها به یه اندازه نمی‌تونن به ارزش «دوستی و صمیمیت» کمک کنن. پس فقط بهترین‌ها رو نگه دارید.سوم: رویه مشخصی برای کمک به ارزش‌ها داشته باشن. برای ابزارها و برنامه‌هایی که نگه می‌دارید، باید یه رویه و برنامه مشخص داشته باشید تا بتونید بهترین استفاده رو ببرید، در عین حال ضررهاشون رو کم کنید. مثلا ساعات استفاده خاصی در نظر بگیرید: عصرها، نیم ساعت. یا محدودیت‌هایی بگذارید: از اینستاگرام فقط برای ارتباط با دوستانم استفاده می‌کنم و وارد صفحه اکسپلور نمی‌شم. شما چه شیوه‌هایی برای استفاده بهتر دارید؟</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 14:44:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه‌تکانی دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-flt9h0dj3rhs</link>
                <description>کل نیوپورت که به خاطر کتاب «تمرکز» بین خواننده‌هایی که با حواسپرتی مشکل داشتند به شهرت رسیده بود، اعلام کرد که چند داوطلب نیاز داره که دوره خونه‌تکونی دیجیتالش رو انجام بدن و بازخورد بدن. 1600 نفر داوطلب شدن و اکثرشون این دوره سی‌روزه رو تمام کردند. توی این دوره سی‌روزه نویسنده از داوطلب‌ها خواسته‌ها که همه برنامه‌های غیرضروری رو حذف کنند و جای خالی اونها رو با فعالیت‌های مورد نظر خودشون پر کنند. با خوندن مثال‌های کتاب به این نتیجه رسیدم که معیارهای کتاب برای چیزهای غیرضروری، بیشتر مناسب دنیای پیشاکروناست. شاید قبلا همه بازی‌ها جزو دسته غیرضروری‌ها بودن، ولی الان منچ و اسم فامیل آنلاین با دوستامون، می‌تونن جایگزین دورهمی‌های قبلی بشن (جای اونها رو که نمی‌تونن بگیرن، ولی تلاش‌شونو می‌کنن!) پس من تصمیم گرفتم فهرست غیرضروری‌ها رو برای دوران پساکرونا بازنویسی کنم:1- اخبار شش‌گوشه جهان.برای مطلع‌شدن از اخبار مهم و فوری، معمولا یه کانال خبری کافیه،چون اکثر مطالب کانال‌های خبری، تکراری هستند و اگر خبر مهمی باشه، همه فوراً اطلاع‌رسانی می‌کنند. پس به جز یک یا دو کانال خبری، بقیه رو حذف کنین. هر موقع نیاز داشتید دیدگاه‌های مختلف راجع به یه خبر رو بدونید، می‌تونید بدون اینکه دائما عضوشون باشید، بهشون مراجعه کنید.2- یه روزی بالاخره می‌خرمش!یه روزی توی یه صفحه‌ای، از یک کیف، بلوز، ظرف سفالی، یا گلدون خوشتون اومده. حالا هرروز تبلیغ محصولات این صفحه رو می‌بینید تا شاید یه روزی ازشون خرید کنید. این صفحه‌ها رو یه گوشه ذخیره کنید تا وقتی می‌خواین کیف، بلوز، ظرف سفالی یا گلدون بخرین بهشون مراجعه کنید.3-یه روزی بالاخره یادش می‌گیرم!ده تا صفحه آموزش آشپزی، شیرینی‌پزی، یوگا، ... رو دنبال می‌کنید، چون علاقمندین که یه روزی چیزهایی رو که یاد میدن انجام بدین، ولی اون روز نمی‌رسه. تا وقتی که عملاً این مهارت‌ها رو تمرین نکنید، دنبال کردن این صفحات فایده‌ای نداره. پس اگر به مهارتی علاقمندید، یادگیری عملی رو جایگزین دنبال کردن یه عالمه صفحه آموزشی کنید.4- یک دابسمش و هزار تبلیغدختر یا پسر جوونی بامزه‌ای رو دنبال می‌کنین که هرازگاهی ویدئوهای خیلی خنده‌داری درست می‌کنه. ولی برای اون چندثانیه لبخندی که روی لب شما می‌نشونه، روزی 4 -5 تا تبلیغ نشونتون می‌ده. به نظرتون می‌صرفه؟4-همه سلبریتی‌هااین مورد شامل همه کسانی می‌شه که شما صرفاً به خاطر شهرت‌شون دنبال می‌کنین. اما خواننده‌ای که واقعا دوستش دارید، بازیگری که دوست‌داشتنی‌ترین نقش‌ها رو بازی کرده، یا عکاسی که عکس‌های واقعا خوبی به اشتراک می‌گذاره، مشمول این بند نمی‌شن.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 14:27:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول مینیمالیسم دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-zl9lfgvfvn7y</link>
                <description>اصل اول: شلختگی هزینه داره.اصل اول میگه وقتی زمان و توجه‌مون رو بین چندتا دستگاه (لپتاپ، تبلت، گوشی) و چندتا برنامه (تلگرام، اینستاگرام، فیس‌بوک، توییتر...) پخش و پلا می‌کنیم، ضرر این برنامه‌ها بیشتر از فایده‌شون میشه. حضور توی اکثر شبکه‌های اجتماعی، در ظاهر رایگانه. اما هزینه اینها، همون زمان و توجهیه که صرفشون می‌کنیم. و زمان ـ دقایق عمرمون ـ باارزش‌ترین دارایی ماست.اصل دوم: بهترین روش استفاده، اهمیت داره.اصل دوم میگه حتی وقتی آگاهانه تصمیم گرفتیم از یه برنامه یا شبکه اجتماعی استفاده کنیم، مهم اینه که به روش استفاده هم توجه کنیم تا از زمانی که براش صرف می‌کنیم، بیشترین فایده رو ببریم. مثلاً اشتراک فیلیمو یا نماوا، وقتی می‌تونه ارزش بیشتری برای ما ایجاد کنه که خانوادگی فیلم یا سریال رو تماشا کنیم.اصل سوم: رفتار هدفمند، باعث رضایت خاطر ما می‌شه.اصل سوم میگه رفتار و تصمیم‌گیری هدفمند (به جای رهاکردن زندگی روی حالت خلبان خودکار) باعث میشه رضایت خاطر بیشتری داشته باشیم. اگر توی استفاده از شبکه‌های اجتماعی، اختیار عمل رو خودمون به دست بگیریم، به جای اینکه اسیر طراحی اونها بشیم، اوقات بهتری رو سپری می‌کنیم.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 14:24:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغز پارینه‌سنگی و تأیید اعضای قبیله</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A3%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%87-ep4rg2tr60xo</link>
                <description>دومین ماده معتادکننده شبکه‌های اجتماعی چیه؟ #نیاز_به_تأیید_اجتماعی. آدم‌ها موجودات اجتماعی هستند که نظر و تأیید دیگران براشون اهمیت زیادی داره. در دوران پارینه‌سنگی، اگر تأیید بقیه اعضای قبلیه رو نداشتی، ممکن بود به قیمت جونت تموم بشه. پس نظر دیگران درباره ما، برامون به یک مسأله «حیاتی» تبدیل شد. تعداد لایک‌ها، به جز اینکه یه پاداش غیرقابل‌پیش‌بینیه که می‌تونه ما رو به هیجان بیاره (#اثر_تخم‌مرغ_شانسی)، می‌تونه نشانه تأیید دیگران هم باشه.چرا برامون مهمه که همه پیام‌ها رو حتی پشت فرمون، سریع جواب بدیم؟ مغز پارینه‌سنگی‌مون فکر می‌کنه خیلی اشتباهه اگر پیام اعلام خطر بقیه اعضای قبیله رو ندیده بگیره. یا چرا شبکه‌های اجتماعی امکان تگ کردن دوستاتون توی عکس‌ها رو دارن؟ برای اینکه وقتی تگ می‌شیم، این احساس رو داریم که برای بقیه اعضای قبیله مهم بودیم.حالا که همه اجزای شبکه‌های اجتماعی طوری طراحی شدن که آدم‌ها رو گیر بندازن، چطوری میشه از این تله خلاص شد؟ با #مینمالیسم_دیجیتال‌: یعنی زمان آنلاین بودنمون رو محدود کنیم به چندتا فعالیت مشخص که بر اساس #ارزش‌ها مون به دقت انتخاب کردیم.موضوع قسمت بعدی: سه اصل #مینیمالیسم_دیجیتال.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2020 16:01:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر تخم‌مرغ شانسی</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AA%D8%AE%D9%85%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C-kcgftltktrqd</link>
                <description>قراره بگیم توی فرمول شبکه‌های اجتماعی چی ریختن که ما رو معتاد می‌کنه. اول: «تقویت رفتار مثبت ناپیوسته» یا چیزی که من اسمش رو میذارم «اثر تخم مرغ شانسی». این یعنی چی؟حدودا 50 ساله که دانشمندها کشف کردن وقتی یه جایزه غیرقابل‌پیش‌بینی به ما می‌دن، برامون خیلی جالب‌تره تا جایزه‌ای که از قبل می‌دونیم قراره بهمون بدن. اگه گاهی به خاطر مشق نوشتن بهمون برچسب صدآفرین بدن، اثرش بیشتر از وقتیه که می‌دونیم به ازای هر مشق یه برچسب می‌گیریم. اولی باعث میشه دوپامین بیشتری ترشح بشه. دگمه لایک هم برای ما مثل یه جایزه غیر قابل پیش‌بینی عمل می‌کنه. یه پست می‌ذاریم و منتظر می‌مونیم ببینیم چندتا لایک می‌خوره، یا چه کامنت‌هایی براش می‌ذارن. این غیرقابل پیش‌بینی بودن باعث میشه پست‌گذاشتن و دائم چک‌کردنش برامون خیلی جذاب بشه.حتی محتواهایی مثل محتوای صفحه اکسپلور اینستاگرام هم چنین اثری دارن. یه ویدئو نگاه می‌کنی ولی از قبل نمی‌دونی چیز جالبی هست یا نه. اینجا جایزه اون احساسیه که تجربه می‌کنیم: ممکنه یه ویدئوی خیلی خنده‌دار باشه، یا جالب، یا عجیب، یا ترسناک، ... شاید هم اصلا چیز جالبی نباشه.نکته جالب اینجاست که این تعداد لایک (یا تعداد ری‌پست یا تعداد دیده‌شدن مطلب یا...)، که همه رسانه‌های اجتماعی دارن، در واقع ربطی به کارکرد اصلیش برای ما (یعنی باخبرشدن از حال و احوال دوستامون یا دریافت اطلاعات) نداره، و برای این تعبیه می‌شه که اثر معتادکننده داشته باشه.موضوع قسمت بعدی: اثر دریافت تأیید اجتماعی</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2020 15:37:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نبرد نابرابر</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-vf3hdq1btddt</link>
                <description>نویسنده کتاب #مینیمالیسم_دیجیتال میگه که آدمهایی که من دیدم از اعتیاد به رسانه‌های دیجیتال به تنگ اومدن، آدمهای تنبلی نیستند. اینها اکثرا آدم‌های موفق، سخت‌کوش، و والدهای خوبی هستند، اما باز هم اسیر این ابزارها شدند. نه به این خاطر که مقاومتشون در برابر وسوسه‌ها کم بوده، بلکه به این خاطر که وارد یک نبرد نابرابر شدند. چند میلیارد دلار سرمایه‌گذاری شده تا این ابزارها طوری طراحی بشن که آدم‌ها رو اسیر کنن، درست همون‌طور که تولیدکننده‌های سیگار کاری کردند که سیگارها اعتیادآورتر باشن. این ابزارها، به جای اینکه در جهت خیر ما حرکت کنن، ما رو در جهت منافع تبلیغ‌کننده‌های محصولات مختلف هل می‌دن. «توجه» ما رو از اونجایی که باید متمرکز باشه ـ زندگی واقعی‌مون ـ می‌دزدن و در اختیار تبلیغ‌کننده‌ها می‌ذارن.اما چرا به این وضعیت گرفتاری می‌گیم اعتیاد؟ واژه اعتیاد رو قبلا فقط برای الکل و مواد استفاده می‌کردن. اما بعدا متوجه شدن اعتیادهای رفتاری شباهت‌های زیادی به اعتیاد به مواد و الکل دارند. پس تعریف جدیدی پیدا شد که شامل اعتیادهای رفتاری هم می‌شه: وقتی کسی مرتبا ماده‌ای رو استفاده می‌کنه یا رفتاری رو تکرار می‌کنه که تأثیرات مخربی داره، اما تأثیر ارضاکننده‌ش باعث میشه نتونه مقاومت کنه.اثر اعتیادآور رسانه‌های دیجیتال مثل مواد شدید نیست ـ یعنی اگر مجبور باشیم می‌تونیم راحت‌تر ترکش کنیم، اما چون گوشی ما تمام شبانه‌روز کنارمونه، و خیلی راحت بهش دسترسی داریم، مقاومت کردن در مقابل چک‌کردنش خیلی سخت می‌شه.توی قسمت بعدی می‌گیم توی فرمول رسانه‌های اجتماعی چه چیزهایی ریختن که ما رو معتاد می‌کنه؟</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2020 15:35:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موریانه‌هایی که عمر ما را می‌خورند</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF-katzoqcanpcg</link>
                <description>اون روزی که برای اولین بار توی اینستاگرام، تلگرام، توییتر... ثبت نام کردید یادتون میاد؟ چرا این کارو کردین؟ برای اینکه می‌خواستید با دوستان یا خانواده‌ در ارتباط باشید، یا می‌خواستید راحت‌تر به اطلاعات دسترسی داشته باشید. اما اگه کسی می‌گفت بعدا روزی چند ساعت از وقت‌تون رو صرف اینها خواهید کرد، احتمالا براتون عجیب بود.شاید حتی همین الان هم براتون عجیب باشه. سخت باورمون میشه که ما روزی یک، دو، سه ساعت یا حتی بیشتر صرف اطلاعاتی می‌کنیم که به هیچ دردی نمی‌خورن، آدم‌هایی رو دنبال می‌کنیم که به‌جز اینکه تعداد زیادی آدمهای دیگه دنبالشون می‌کنن، ارزش دیگه‌ای تولید نمی‌کنن. محتواهایی رو می‌بینیم که ممکنه حالمون رو بد کنن. اون هم وقتی که معمولاً شکایت داریم که وقت نداریم، به کارهامون نمی‌رسیم و از برنامه‌هامون عقبیم.شاید هنوز نمی‌دونین واقعا روزی چقدر وقت صرف این ابزارها می‌کنین. دو سه سال پیش، وقتی اولین بار متوجه شدم روزی بیشتر از یک ساعت وقت برای اینستاگرام صرف می‌کنم، شوکه شدم. اگه می‌خواین بدونین همین چند دقیقه‌ها وقتی توی طول روز و هفته و ماه جمع می‌شن، به چند ساعت می‌رسن، یکی از اپلیکیشن‌های مخصوص این کار رو نصب کنین.وقتی نرم‌افزارهای شبکه اجتماعی رو نصب می‌کنیم، وارد یه نبرد نابرابر می‌شیم. موضوع قسمت‌های‌ بعدی، این نبرد نابرابره. با کتاب #مینیمالیسم‌_دیجیتال شروع می‌کنیم که #کل_نیوپورت نوشته. این کتاب به فارسی هم ترجمه شده و می‌تونید از طاقچه هم بخرید. اما من نسخه اصلی کتاب رو می‌خونم.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2020 15:30:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«سرنوشت را باید از سر نوشت»: همایون شجریان و نیچه</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%DB%8C%DA%86%D9%87-cmwdkef4litn</link>
                <description>موسیقی جدید همایون شجریان که تازکی منتشر شد، شنیدید؟ اگه نشنیدید، همین الان دانلود کنید و بشنوید. انگار متن این آهنگ، خلاصه حرفیه که یالوم از نیچه نقل می‌کنه. نیچه توی کتاب «چنین گفت زرتشت» درس‌های یک پیامبر فرزانه رو می‌گه، و معتقده یکی از این درس‌ها از همه قدرتمندتره: فکر بازگشت مدام ابدی. فکر کنید قراره زندگی‌تون تا ابد به همون شکل اول تکرار بشه. چه احساسی پیدا می‌کنید؟ خوشحال می‌شید یا می‌ترسید؟ از کارها یا تصمیمات‌تون پشیمون می‌شید یا همین روال رو ادامه می‌دید؟ نیچه می‌گه «سرنوشتت را دوست بدار» و منظورش اینه که سرنوشتی رو بنویس که دوستش داشته باشی. یا همونطور که همایون جان می‌خونه: «سرنوشت را باید از سر نوشت، شاید این بار کمی بهتر نوشت».نوشتن سرنوشت از نو، یعنی مسوولیت زندگی‌مون رو بپذیریم. دائم دلیل خوب نبودن حال‌مون رو دیگران ندونیم. بدونیم که اگه قراره تغییری توی زندگی‌مون ایجاد بشه، خود ما هستیم که باید آستین بالا بزنیم. بعضی چیزها دست ما نیست؟ درسته. اینجا هم ما می‌تونیم انتخاب کنیم چه برخوردی با این محدودیت‌ها داشته باشیم. می‌تونیم برای غصه‌هامون، قصه‌های دیگه‌ای بنویسیم.وقتی به عقب برمی‌گردیم و فکر می‌کنیم اونجوری که دلمون می‌خواسته زندگی نکردیم، فکر مرگ بیشتر آزارمون می‌ده. سوال نیچه کمک می‌کنه حسرت‌ها و پشیمونی‌هامون رو بشناسیم. یه بار دیگه به این سوال فکر کنید، اگر قرار باشه این زندگی رو بارها زندگی کنید، چطوری دوستش دارید؟ چی کار می‌کنید که یک سال، دو سال و سه سال آینده قرار باشه مدام تکرار بشه، از تکرارش نترسید؟</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 23:21:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«موج نیکو گر بماند زآدمی» یا «بده بغلی!»</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D9%85%D9%88%D8%AC-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88-%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B2%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%BA%D9%84%DB%8C-dmbislrhdkwi</link>
                <description>یالوم، از تجربه‌ای که با بیمارهای سرطانی داشته، به این نتیجه رسیده که بعضی فکرها می‌تونن به ما کمک کنن که با ترس از مرگ بهتر روبه‌رو بشیم. اما میگه از همه فکرهایی که توی درمان بیمارها باهاش سروکار داشتم، یکی‌شون خیلی قدرتمندتره: موج‌زدن.دیدین وقتی یه سنگ روی توی حوض آب می‌ندازیم چطور موج درست می‌کنه؟ موج‌های دایره‌ای که هی بزرگ‌ و بزرگ‌تر می‌شن. تأثیر کارهای ما هم می‌تونه مثل همین موج‌ها ادامه پیدا کنه. لازم نیست حتما آدم مشهوری باشیم تا چیزی از ما به یادگار بمونه. همین حالا هم شاید توی زندگی دیگران تأثیری گذاشته باشیم که موج‌های بزرگ‌تری درست کرده باشه. خواهر و برادری که هواشونو داشتیم، همکاری که چیزی بهش یاد دادیم، بچه‌ای که تشویقش کردیم، دوستی که موقع از دست دادن عزیزان کنارش بودیم، همه می‌تونن این موج رو به دیگران منتقل کنن. خود ما هم از دیگران تأثیر گرفتیم: از پدر و مادر، از معلم‌ها، از دوست‌ها و همکارها. می‌تونیم این موج رو دست به دست کنیم و به دیگران برسونیم.بعد از مرگ، شاید خودمون نباشیم اما با موج‌هایی که درست کردیم هنوز رد پایی از خودمون توی دنیا به جا می‌گذاریم. با تأثیر گذاشتن روی زندگی بقیه، حتی اگر این تأثیر برامون نامعلوم یا نامحسوس باشه، رابطه‌‌مون با زندگی همچنان ادامه داره.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 23:19:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشم تو چشم ترس بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%AA%D9%88-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-hpxbhcrfrsl8</link>
                <description>هر  آدمی گاهی به مرگ فکر می‌کنه. شاید همین‌طور که نشسته و داره چای می‌خوره این فکر به ذهنش خطور کنه، یا ممکنه یه اتفاق مثل تصادف، بیماری، یا مرگ ناگهانی یکی از آشنایان، مرگ رو به یادش بیاره. این اتفاق می‌تونه شیوع یه ویروس شدیدا مسری باشه.اما فکر کردن به مرگ آسون نیست، و به قول یالوم، شبیه خیره شدن به خورشیده که فقط می‌تونیم چند لحظه تحملش کنیم. هرکس روش خودش رو برای کم‌کردن ترس از مرگ داره، یکی آرامشش رو توی ایمانش پیدا می‌کنه، یکی سعی می‌کنه یادگاری از خودش به جا بگذاره: فرزندانش، یا کسب‌وکارش، یا کارهای خیرش. بعضی‌ها هم با خوش‌خیالی فکر می‌کنن که استثنا هستن و مرگ قرار نیست روزی در خونه‌شون رو بزنه.یالوم، برعکس چیزی که خیلی از ما فکر می‌کنیم، می‌گه فکر کردن به مرگ قرار نیست حتما باعث ناامیدی بشه. این فکر که ممکنه روزی بمیریم، قرار نیست معنا رو از زندگی بگیره، بلکه می‌تونه به لحظات زنده‌بودن‌مون معنا بده. یه ویروس که می‌تونه همه ما رو مبتلا کنه، می‌تونه یادمون بده که این لحظات در کنار هم بودن رو غنیمت بشمریم، تا زنده هستیم از مواهب زندگی استفاده کنیم، دوست بداریم، و زندگی‌کردن رو دائم به زمانی در آینده (بعد از اینکه به چیزهایی که می‌خواهیم رسیدیم) موکول نکنیم.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 23:17:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیره به خورشید</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D8%AE%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-zp2c82qme53q</link>
                <description>اروین یالوم، علاوه بر اینکه روانپزشکه، داستان‌نویس خوبی هم هست. رمان‌هاش ـ «وقتی نیچه گریست» و «درمان شوپنهاور» ـ از بقیه کتاب‌هاش معروف‌ترند. اما این شیوه داستان‌گویی جذابش رو توی بقیه کتاب‌های غیر داستانی‌ش هم با قصه‌هایی که از بیمارهاش و خودش تعریف می‌کنه می‌شه دید.یالوم، مدت‌ها با بیمارهای سرطانی کار می‌کرده که باعث شده خودش هم به هراس از مرگ دچار بشه. توی کتاب «روان‌درمانی اگزیستانسیال» مفصل راجع به ترس از مرگ حرف می‌زنه، اما دو کتاب هم با موضوع ترس از مرگ نوشته: «خیره به خورشید» و «مخلوقات فانی». به خاطر محبوبیت یالوم، این کتاب رو ناشرهای مختلف با اسم‌های دیگه‌ای هم منتشر کردن: «خیره به خورشید نگریستن»، «انسان موجودی یک‌روزه»، «خلق‌شدگان یک‌روز»، «آفریده‌های یک‌روز» و «وابسته یک دم» و ... .«مخلوقات فانی» یه مجموعه داستان‌های کوتاه رواندرمانی با موضوع مرگه، و «خیره به خورشید» برای کمک به غلبه بر هراس از مرگ نوشته شده. فصل‌ آخر کتاب مخصوص روان‌درمانگرهاست، ولی بقیه کتاب‌ها برای هرکسی که به این موضوع فکر کرده باشه، می‌تونه جالب باشه، و به قول مترجمش برای همه رده‌های سنی از 14 – 15 سال تا 90 سالگی جذاب و قابل استفاده و راهگشاست.هردو کتاب رو می‌تونید از اپلیکیشن طاقچه تهیه کنید، ولی در پست بعدی سراغ کتاب «خیره به خورشید» می‌ریم که ببینیم توی دوران کرونا چه درس‌هایی برای ما داره.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 23:09:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«تو برای من مهمی»</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%DB%8C-zbjefq2pqgkm</link>
                <description>کتاب تولستوی و مبل بنفش رو دوست داشتم. این قسمتش خیلی به دلم نشست، پس خودم به فارسی ترجمه کردم: در یکی از این ملاقات‌ها در زندان، گرنت شاهد بود که جفرسون به مادرخوانده‌ش گفت «مهم نیست... هیچی مهم نیست.» مادرخوانده‌اش جواب داد «برای من مهمه، جفرسون... تو برای من مهمی.»«تو برای من مهمی.» این کلمه‌ها را که می‌خواندم، احساس می‌کردم قلبم دارد از جا کنده می‌شود. این اصل و اساس عشق است، اینکه یکی برای دیگری مهم باشد، یک زندگی که در میان همه افراد دیگر برای دیگری مهم است. کسی به خاطر یک چیز فردی و خاص اهمیت پیدا می‌کند. ما قابل جایگزینی نیستیم. ما از این نظر که چرا دوستمان دارند، منحصربه‌فردیم.اشتیاق داشتن به دیگری، یا محبت داشتن به او، با این احساس خاص قدردانی و نیاز به او متفاوت است. اشتیاق بالا و پایین دارد، و محبت را می‌توان بدون تعهد طولانی‌مدت احساس کرد. اما «تو برای من مهمی» یعنی این تلاش و زحمت را قبول می‌کنم، حتی خودخواسته می‌پذیرم: از امروز من زیر بالت را می‌گیرم، کنارت می‌مانم، و تأییدت می‌کنم. قابل اطمینان بودن: من هستم تا از تو مراقبت کنم. و وقتی رفتی، هستم تا تو را به یاد بیاورم.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 23:05:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه‌جوری؟</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%DA%86%D9%87%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-gt3hogwo78jt</link>
                <description>سیلی واقعیت ـ قسمت پنجمگفتیم که قراره به جای «همجوشی» با فکرهامون، ازشون فاصله بگیریم، اگر مفید بودند، نگهشون داریم، و گرنه رهاشون کنیم. اما چطور؟ با نام‌گذاری، رها کردن (با مهربانی) و لنگر انداختن. شاید متوجه بشید که انجام دادن گام به گام این روش‌ها خیلی عملی نیست. اما حتی یکی از این مراحل هم می‌تونن خیلی مفید باشن: اول، نام‌گذاری. اگر روی فکرها اسم بذاریم، تأثیرشون کم‌تر می‌شه. مثلا بگیم «بازم اون سریال ترسناکه!»، «قصه پایان دنیا»، «من می‌دونم،...» دوم، رها کردن. دم بگیرید و ریه‌تون رو پر کنید. سه شماره نگه دارید، بعد آروم بازدم کنید. به این حس رهایی توجه کنین. حالا فکرهای آزاردهنده غیرمفید رو رها کنید. سوم، مهربانی. فکر کنید یه بچه کوچولو الان درگیر احساساتیه که شما تجربه می‌کنید. چی بهش می‌گید؟ همون حرف‌ها رو به کودک درون خودتون بگید. سعی کنید اول بفهمید چه احساسی داره، و بعد بهش اطمینان بدید.  چهارم، لنگر انداختن. پاها رو محکم روی زمین فشار بدید، نفس عمیق بکشید، به 5 تا چیزی که دور و برتون می‌بینید نگاه کنید. به 5 تا صدا که می‌تونید بشنوید دقت کنید. این تمرین کمک می‌کنه به جای درگیرشدن با آینده معلوم، به زمان حال برگردید. پ. ن.: هر کار دیگه‌ای که حالتون رو خوب می‌کنه انجام بدید. اگر لازمه طنز‌های درپیتی نگاه کنید، اشکالی نداره. این توصیه‌های موفقیت رو که می‌گن این روزها توی دوره‌های آنلاین شرکت کنید و چیز جدید یاد بگیرید، جدی نگیرید. اگر این کارها حالتون رو خوب می‌کنه، چه بهتر! وگرنه فراموش‌شون کنید.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 22:31:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌های ژانر وحشت</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D9%82%D8%B5%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D9%88%D8%AD%D8%B4%D8%AA-wsbgxvgflqvh</link>
                <description>سیلی واقعیت – قسمت چهارمصبح از خواب بیدار می‌شی و گوشی رو چک می‌کنی. پر از پیام‌ها و هشدارهای ترسناک که ازت می‌خوان با دقت گوش کنی و برای همه بفرستی. تصویرهای درست و غلط، شایعه‌ها و اخبار رسمی، تئوری‌های توطئه، تصاویر آخرالزمانی... حالا این قصه‌ها و تصویرهایی که دیدی، مدام توی ذهنت تکرار می‌شه. ذهن آدمیزاد استاد داستان‌پردازیه و قصه‌های جدیدی هم به اونها اضافه می‌کنه: از بیماری خودت یا عزیزانت (خدای نکرده!)، از سختی‌های قرنطینه، از مشکلات اقتصادی دنیا، ... همین‌طور ادامه می‌ده تا فروپاشی دنیا. یا اینکه می‌گه ویروس از چه‌ راهی ممکنه وارد بدنت بشه؟ نکنه همه‌جا رو خوب ضدعفونی نکردی؟ به اندازه کافی اسپری زدی و سابیدی؟ ... متأسفانه ما معمولا فکر می‌کنیم قصه‌هایی که ذهن‌مون می‌گن، واقعی‌ان. اما به این فکر کن که چند درصد از قصه‌هایی که ذهنت گفته تا حالا درست از آب در اومده؟ راس هریس می‌گه: «ذهن ما به شدت شیفته زندگی‌کردن در درد و رنج گذشته است، با نگرانی به آینده می‌نگرد یا می‌خواهد ما را در مورد شکاف واقعیت کنونی اذیت کند. با اینکه آنچه بازگو می‌کند عملاً سودمند نیست، اما به طریقی قصه‌پردازی می‌کند که ما به داستان‌های او جذب می‌شویم... حتی اگر هزاران بار هم صحبت‌های او را بشنویم و تمام کاری که با ما انجام می‌دهد جز بدبختی حاصلی نداشته باشد، باز هم آماده تمرکز روی آنها هستیم.» هریس اینجا دوتا مفهوم رو معرفی می‌کنه: اول، «همجوشی یا درآمیختگی» با افکار، طوری که انگار با افکار خودمون ترکیب می‌شیم؛ حالتی که افکار تأثیر زیادی روی ما دارن، طوری باهاشون برخورد می‌کنیم که انگار حقیقت محض هستن و اطاعت از دستوراتشون واجبه. دوم، «جداسازی» یعنی خودمونو از افکارمون جدا کنیم تا روی ما تسلط نداشته باشن. از افکارمون یک قدم فاصله بگیریم و نگاهشون کنیم. اگر برامون سودمند هستن، ازشون راهنمایی می‌گیریم. اگر بی‌فایده‌اند، رهاشون می‌کنیم.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 22:21:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودت رو بغل کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%BA%D9%84-%DA%A9%D9%86-ncldftm0vuqg</link>
                <description>سیلی واقعیت – قسمت سومتوجه کردین وقتی از یه موضوعی نگران، عصبانی، یا غمگین هستین، بعضی واکنش‌های دیگران چقدر می‌تونه آزاردهنده باشه؟ اونایی که تا باهاشون حرف می‌زنی شروع می‌کنن راه حل دادن، اونایی که می‌گن «داری خودتو لوس می‌کنی. اینا که چیزی نیست. خود من یه بار....»، اونایی که بهتون می‌گن مثبت فکر کنین یا قوت قلب الکی می‌دن: «همه‌چیز درست می‌شه»، اونایی که یه چند ثانیه به حرف شما گوش می‌دن، بعد سریع یه حرف دیگه پیش می‌کشن یا می‌خوان حواس شما رو از موضوع پرت کنند. وقتی تازه با یه بحران روبرو شدیم، نیاز داریم یکی ناراحتی‌های ما رو بفهمه، تصدیقش کنه، و مراقب‌مون باشه. حالا که توی قرنطینه، دیدن خانواده یا دوستامون مشکل شده، خیلی‌هامون از حمایت‌هایی که قبلا داشتیم محروم شدیم. در ضمن، همه با هم درگیر بحران شدیم و شاید انتظار حمایت داشتن از دیگران، انتظار زیادی باشه. راه حل چیه؟ «شفقت به خود»پس به جای اینکه توی گفتگوهای ذهنی‌مون به خودمون بگیم غر زدن بسه، داری خودتو لوس می‌کنی، یا اینکه سعی کنیم دائم حواس خودمونو از موضوع پرت کنیم، یا از دست خودمون عصبانی باشیم که چرا نمی‌تونیم با این شرایط کنار بیایم، باید با مهربونی قبول کنیم که توی شرایط سختی قرار داریم و طبیعیه که غمگین، عصبانی، یا نگران باشیم. می‌تونیم یادداشت روزانه بنویسیم تا اینطوری خودمونو در جریان فکرها و احساسات خودمون قرار بدیم. شاید بتونیم تلاش کنیم گفتگوهای ذهنی مهربانانه‌تری با خودمون داشته باشیم. شاید هم فقط لازم باشه خودمونو بغل کنیم!</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 22:19:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گذشتن از دره کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-ai4oht3q0cnj</link>
                <description>سیلی واقعیت – قسمت دومحالا می‌رسیم به اینکه با این شکاف واقعیتی که بین دنیای پیشاکرونا و پساکرونا ایجاد شده، چطور کنار بیایم؟ راس هریس 4 مرحله اصلی می‌گه: 1. با خودتون مهربون باشید: از خودتون حمایت کنید، خودتون رو آروم کنید. 2. لنگرها رو بندازین: الان همه وسط یه طوفان عاطفی هستیم و حتی ممکنه احساس درماندگی کنیم، توی این مرحله تلاش می‌کنیم خودمونو محکم نگه داریم. 3. موضع بگیرید: توی این مرحله باید تکلیف خودمونو با شرایط جدید معلوم کنیم. باید نگرش‌مون رو نسبت به شرایطی که توش قرار گرفتیم، مشخص کنیم. 4. گنج رو پیدا کنید: در نهایت تلاش می‌کنیم درد و رنجی رو که داریم تحمل می‌کنیم بپذیریم و شاید به قول توران میرهادی، غم بزرگ رو به کار بزرگ تبدیل کنیم. </description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 22:17:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دره عمیق کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@malekifar360/%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-o8kxe3mmjo19</link>
                <description>از روزهای اول شیوع کرونا، شروع کردم خلاصه‌ کاربردی از کتاب #سیلی_واقعیت نوشته #راس_هریس (از انتشارات سایه سخن، ترجمه علی صاحبی و مهدی اسکندری) نوشتم و توی اینستاگرام منتشر کردم. گرچه شوک اولیه از سرمون گذشت، ولی فکر می‌کنم هنوز مطالب این کتاب کاربردی هستن. پس دوباره منتشرشون می‌کنم:سیلی واقعیت - 1این سیلی که از کرونا خوردیم، تازه اول کار بود. حالا جلوی رومون یک دره می‌بینیم که یک طرفش واقعیت فعلیه، و طرف دیگه اون واقعیتی که دوست داشتیم: دنیای پیشا کرونا که بهش عادت داشتیم، و دنیای پساکرونا. راس هریس اسم این دره رو می‌ذاره «شکاف واقعیت» و میگه هرچی فاصله این دو واقعیت بیشتر باشه، احساساتی که در ما برمی‌انگیزه بیشتره. شاید احساساتی مثل حسرت، ترس، ناامیدی، شوک، غم و اندوه، خشم، و اضطراب رو تجربه ‌کنیم که ممکنه خیلی هم شدید باشن. احتمالا تا وقتی واکسنی برای این ویروس ساخته بشه، این دره جلوی روی ماست، پس باید یاد بگیریم باهاش کنار بیایم. وقتی یه سیلی محکم می‌خوریم، معمولاً چهار مرحله سوگ رو تجربه می‌کنیم. کیفیت این مراحل برای افراد مختلف متفاوته. شما هم حتما دور و برتون کسانی رو می‌بینید که توی یکی از این مراحل هستن:  انکار: به زندگی‌ به روال قبلی ادامه میده و حتی برای خرید چیپس و پفک هم میره بیرون، خشم: عصبانیه و ممکنه خشمش رو سر بقیه خالی کنه، چانه‌زنی: افکار پوچ و خیالی داره برای اینکه از قبول واقعیت طفره بره، فکرهایی مثل اینکه اگه همه برای هم انرژی مثبت بفرستیم، ویروس از بین می‌ره، افسردگی: احساساتی مثل غم و اندوه، ترس و اضطراب داره. (نکته: این مرحله با بیماری افسردگی متفاوته)، پذیرش: با واقعیت موجود به صلح رسیده. هدف ما اینه که به این مرحله برسیم.</description>
                <category>فرخنده ملکی‌فر</category>
                <author>فرخنده ملکی‌فر</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 22:15:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>