<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی ملک‌زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@malekzade</link>
        <description>سئو و بازاریابی در موتورهای جستجو / malekzade.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 03:13:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15855/avatar/pPo91o.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی ملک‌زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@malekzade</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سئو به تنهایی نتیجه نمی‌دهد.</title>
                <link>https://virgool.io/@malekzade/seo-will-not-work-by-itself-keq1x7he2col</link>
                <description>درک این نکته حیاتی است که سئو به تنهایی یک راه‌حل جادویی نیست که بتواند کسب‌و‌کار شما را متحول کند. برای دستیابی به رشد و موفقیت پایدار، سئو باید در کنار سایر کانال‌های بازاریابی در یک استراتژی جامع ادغام شود.محدودیت‌های سئو به عنوان یک راه حل مستقلاگرچه سئو بدون شک ارزشمند است، اما هنگام استفاده به صورت منفرد محدودیت‌هایی دارد.سئو یک استراتژی بلند مدت است که برای به ثمر رسیدن نیاز به تلاش و صبر مداوم دارد.اثربخشی سئو بسته به صنعت، مخاطبان هدف و رقابت شما متفاوت است.سئو فقط بر ترافیک جستجوی ارگانیک تمرکز دارد، که تنها یکی از کانال‌های متعددی است که مشتریان بالقوه برای کشف و تعامل با برندها استفاده می‌کنند.برای بهره‌گیری واقعی از قدرت سئو، باید آن را با سایر کانال‌های بازاریابی که با اهداف تجاری شما و ترجیحات مخاطبان هدف مطابقت دارند، ترکیب کرد.درک رفتار جستجوی پرسونای هدف شمابرای ایجاد یک استراتژی بازاریابی مؤثر، درک نحوه‌ٔ جستجو و خرید محصولات یا خدمات توسط پرسونای هدف شما در صنعت شما ضروری است. افراد اغلب در طول فرآیند تحقیق و تصمیم‌گیری خود از کانال‌های متعددی استفاده می‌کنند، مانند:موتورهای جستجو (گوگل، بینگ)شبکه‌های اجتماعی (فیسبوک، اینستاگرام، لینکداین)وب‌سایت‌ها و انجمن‌های بررسیپیشنهادهای شفاهی از دوستان و خانوادهبا شناسایی کانال‌هایی که مخاطبان هدف شما استفاده می‌کنند و انواع محتوایی که آن‌ها را جذب می‌کند، می‌توانید اقدامات بازاریابی خود را طوری طراحی کنید که در مراحل مختلف مسیر خرید/تبدیل، حاضر باشید و دیده شوید.طراحی یک مسیر خرید یکپارچههنگامی که درک واضحی از رفتار جستجوی پرسونای هدف خود دارید، می‌توانید شروع به طراحی مسیر خرید مشتری کنید. این مسیر از مراحل اولیهٔ جستجو و تحقیق شروع می‌شود و تا نقطهٔ تبدیل مخاطب به مشتری ادامه پیدا می‌کند.شناسایی نقاط تماس کلیدی که برند شما می‌تواند با مشتریان بالقوه ارتباط برقرار کند.ایجاد محتوای مرتبط و با ارزش برای تمام مسیر خرید (مانند پست‌های وبلاگ، پست‌های شبکه‌های اجتماعی، خبرنامه‌های ایمیلی، معرفی محصولات/خدمات).بهینه‌سازی وب‌سایت و محتوای آن برای موتورهای جستجو به منظور جذب ترافیک ارگانیک.استفاده از سایر کانال‌های بازاریابی (مانند تبلیغات پولی، اینفلوئنسرها، روابط عمومی) برای هدایت ترافیک هدفمند.با ادغام سئو با سایر تاکتیک‌های بازاریابی، می‌توانید یک تجربهٔ منسجم ایجاد کنید. به این ترتیب، مشتری‌های بالقوه را شناسایی می‌کنید، آن‌ها را با اطلاعات ارزشمند جذب می‌کنید، و تلاش می‌کنید که آن‌ها را به مشتری تبدیل کنید.ساختن یک ماشین فروشبرای دستیابی به موفقیت بلند مدت، استراتژی بازاریابی شما باید به عنوان یک ماشین فروش عمل کند که به طور مداوم مخاطبان هدف شما را جذب، درگیر و تبدیل می‌کند. سئو نقش حیاتی در این ماشین ایفا می‌کند. از طریق:دیده شدن وب‌سایت شما در نتایج جستجو برای کلمات کلیدی مرتبط.جذب ترافیک با کیفیت که احتمال تبدیل و خرید بیش‌تری دارند.تثبیت برند شما به عنوان یک منبع معتبر و قابل اعتماد در صنعت شما.با این حال، سئو نباید تنها چرخ‌دنده در ماشین فروش شما باشد. سایر اجزای ضروری عبارتند از:حضور جذاب در رسانه‌های اجتماعیکمپین‌های تبلیغاتی هدفمند پولیبازاریابی ایمیلی جذابپیگیری از مشتریان بالقوهپشتیبانی و خدمات مشتریبا ترکیب این عناصر با یک زیرساخت قوی سئو، می‌توانید یک موتور بازاریابی قدرتمند ایجاد کنید و رشد مداوم را تجربه کنید.نکات عملی برای ادغام سئو با استراتژی بازاریابی شماتحقیق کلمه کلیدی کامل انجام دهید تا اصطلاحات و عباراتی را که مخاطبان هدف شما هنگام جستجوی محصولات یا خدمات شما استفاده می‌کنند، شناسایی کنید.محتوای وب‌سایت خود را برای بهبود رتبه‌بندی موتورهای جستجو و تجربه کاربری بهینه کنید.یک برنامهٔ بازاریابی محتوا ایجاد کنید که به نیازها و علایق مخاطبان هدف شما در مراحل مختلف مسیر خرید پاسخ دهد.از شبکه‌های اجتماعی برای ایجاد آگاهی از برند، تعامل با مخاطبان خود و هدایت ترافیک به وب‌سایت استفاده کنید.از تبلیغات پولی برای هدف قرار دادن بخش‌های خاصی از مخاطبان خود و تکمیل کار سئو استفاده کنید.به طور مداوم عملکرد بازاریابی خود را پایش و تجزیه و تحلیل کنید تا زمینه‌های بهبود را شناسایی کرده و استراتژی خود را به مرور زمان بهینه کنید.با دنبال کردن این نکات و تطبیق رویکرد خود بر اساس نیازها و اهداف منحصر به فرد کسب‌و‌کار، می‌توانید یک استراتژی بازاریابی ایجاد کنید که از قدرت سئو در کنار سایر کانال‌ها و تاکتیک‌های مهم بهره می‌برد.سئو ضروری است، اما به کمک احتیاج داردسئو یک قطعه ضروری از پازل بازاریابی است - اما تنها قطعه نیست. برای دستیابی به رشد و موفقیت پایدار، کسب‌و‌کارها باید یک استراتژی جامع بازاریابی ایجاد کنند که سئو را با سایر کانال‌ها و تاکتیک‌های کلیدی ادغام کند. با درک رفتار جستجوی مخاطبان هدف خود، طراحی یک مسیر خرید یکپارچه و ساخت یک ماشین فروش قدرتمند، می‌توانید پتانسیل کامل سئو را به کار گرفته و نتایج بلندمدت و موثر در کسب‌و‌کار خود داشته باشید. چیزی فراتر از رتبه گرفتن در کلمات کلیدی.</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 22:25:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایگاه ردیت در گوگل و کاربرد آن در سئو</title>
                <link>https://virgool.io/@malekzade/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A6%D9%88-gql9jklmfsbb</link>
                <description>ترافیک ورودی ردیت از گوگلاز ۲۱۵ میلیون به ۵۰۰ میلیون بازدید در روز.هیچ‌وقت، هیچ وب‌سایتی مثل ردیت، این‌قدر از گوگل رشد نگرفته. اون هم تو فاصلهٔ به این کوتاهی.این اعداد، میزان رشد ترافیک ردیت از دسامبر ۲۰۲۳ تا الان‌ه.رویای سئو!گوگل و ردیت به شکل رسمی تایید نکردند، اما رویترز گفته که این دو شرکت قراردادی به ارزش ۶۰ میلیون دلار در سال امضا کردند. به این ترتیب که ردیت در ازای این مبلغ، دسترسی آنی به محتوای خودش رو به گوگل بده. تا اون‌ها برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعیشون ازش استفاده کنن.این تغییر فقط برای ردیت بزرگ نیست. برای همهٔ متخصصین سئو هم اتفاق بزرگی‌ه. و همین‌طور برای صاحب برندها.توضیح می‌دم چرا.گوگل از ۲۰۲۱ شروع کرد به نمایش بخشی به اسم «Forums and Discussions» در نتایج جستجو. و به مرور هی بیش‌تر و بیش‌تر این بخش رو نشون داد.بخش «Discussions and forums» در نتایج گوگلدلیل؟سال‌هاست که همهٔ شرکت‌ها و برندها روی هر کلمه‌ای که فکرشو بکنید سئو کردن. نتایج ارگانیک گوگل متعلق به برندهایی شده که پول سئو و رسانه‌ها رو دادن. دیگه اون‌قدرها ارگانیک هم حساب نمی‌شه.خیلی افراد برای خیلی از جستجوهاشون دیگه به گوگل اعتماد نمی‌کنن. مثلا خود من وقتی برای هر نوع دکتری توی گوگل جستجو می‌کنم، همیشه به لیست‌های تکراری می‌رسم و نتیجهٔ خوبی نمی‌گیرم.گوگل با اضافه کردن این بخش به جستجو، داره نظرات و گفتگوهای آزاد مردم رو از وب‌سایت‌هایی مثل ردیت یا کوئرا نمایش می‌ده. تا اعتماد افراد رو به نتایجش افزایش بده.با نمایش بیش‌تر بخش «Forums and Discussions»، وب‌سایت‌های خیلی زیادی ضرر کردن و رتبه‌هاشون رو به این بخش باختن.پیشنهاد من؟بدون معطلی، حضور خودتون در ردیت رو افزایش بدید. ردیت به سادگی به حساب شما مخاطب نمی‌ده و زمان می‌بره. پس همین الان هم دیر شده.۱- یک حساب رسمی برای برندتون در ردیت بسازید.۲- ساب‌ردیت‌های مرتبط با کسب‌و‌کارتون رو پیدا کنید و در اون‌ها عضو بشید.۳- سوالات و گفتگوهای مرتبط رو پیدا کنید و به سوالات مردم پاسخ‌های مفید بدید و بهشون کمک کنید.۴- به شکل طبیعی کسب‌وکار خودتون رو در موقعیت‌هایی که پیش میاد تبلیغ کنید. گاهی اوقات با اضافه کردن آدرس وب‌سایت یا شمارهٔ تماستون. با این کار دو تا اتفاق میفته. اول این که ترافیک گستردهٔ ردیت از گوگل رو می‌گیرید. دوم این که در جامعهٔ بزرگ خود ردیت دیده می‌شید. ردیت ۲۶۷ میلیون کاربر فعال هفتگی داره.ردیت به بخش‌ مهمی از نتایج گوگل تبدیل شده. و به این زودی جایی نمی‌ره. از این موقعیت برای کسب‌و‌کارتون استفادهٔ حداکثری رو ببرید.در مورد وب فارسی: در وب فارسی، شاید ردیت جایگاه بزرگی نداشته باشه و کاربرانش زیاد نباشن. شما در این متن، ردیت رو با فروم‌هایی که در ایران مشهور هستن جایگزین کنید.اتفاقا با حضور در این مدل وب‌سایت‌ها شما چند قدم جلوتر از رقبا خواهید بود. چون الان در نتایج فارسی این بخش زیاد نمایش داده نمی‌شه. دلیلشم اینه که محتوای مرتبط در فروم‌ها وجود نداره. شما این محتوا رو ایجاد کنید، گوگل هم به مرور این بخش رو بیش‌تر نمایش می‌ده.خبر رویترز: https://www.reuters.com/technology/reddit-ai-content-licensing-deal-with-google-sources-say-2024-02-22</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Mon, 06 May 2024 14:25:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا و آزادی در کار و زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@malekzade/covid-and-freedom-in-work-qsudiplopctm</link>
                <description>کرونا تنظیمات ذهنی شرکت‌ها و کارمندها رو تغییر داد.الان تو خیلی از مهارت‌ها، افراد دیگه زمانشون رو نمی‌فروشن. افراد زیر بار تحت نظر بودن نمی‌رن. افراد می‌خوان که با آزادی بیش‌تری کار کنن.کم‌تر شرکتی حاضر می‌شه یه نیروی فنی خوب رو صرفا به خاطر دورکاری از دست بده.به ما گفتن که خوب نیست همزمان با کار تمام وقت پروژه داشته باشید. بهمون گفتن هرچقدر کار هست و هر چقدر شرکت نیاز داره باید باشید. گفتن زندگیتون رو باید بذارید وسط!می‌دونید؟! به نظرم به هر کسی که همچین چیزی بهتون گفت بلند بگید واقعا به تو مربوط نیست که من با زمان زندگیم چیکار می‌کنم.تعهد به کار، اخلاق در کار، نتیجه‌محوری و به اصلاح پروداکتیو بودن برای مجموعه، کلا بحث‌های داینامیک و سیالی هستند. و من شخصا با اشتیاق زیاد، انرژی خیلی زیادی برای کارم می‌ذارم.تناسب کار و زندگی به ضرر کارفرما نیست. دشمنی با کارفرما نیست. تو ماراتون کار و زندگی، تناسب نداشته باشی، می‌سوزی. انرژیت خشک می‌شه.بین داشتن آزادی و اقدام برای آزادی تناسب علت و معلولی پیچیده‌ای وجود داره.برای شما که اینو میخونی، آرزو می‌کنم تو هر کاری که می‌کنی به آزادی برسی. اصلا پول در میاری که بتونی آزاد باشی. چیزی که آزادیتو می‌گیره حتی گاها در کوتاه‌مدت هم به ضررته.</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Tue, 19 Oct 2021 15:12:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷ سرفصل راهبردی در مدیریت سئو / فهرست مطالب و نکات ضروری پیش از آغاز</title>
                <link>https://virgool.io/@malekzade/%DB%B7-%D8%B3%D8%B1%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%88-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-jwhn2qmb72l0</link>
                <description>تاریخ انتشار: ۲۶ فروردین ۱۳۹۹ / دانلود نسخهٔ پی‌دی‌اف۷ سرفصل راهبردی در مدیریت سئو
چرا فکر می‌کنید به سئو نیاز دارید؟ چه انتظاری دارید و دقیقا چه می‌خواهید؟پاسخِ این‌ها، و چند پرسش بیش‌تر، برای آغاز ضروری خواهد بود. اگر در استراتژی، اولویت‌بندی یا تخمین بودجه و زمان‌بندی، مسیر درستی در پیش نگیرید، موفقیت چطور ممکن است.در این مقاله می‌گویم اگر صاحب یک کسب‌و‌کار بودم، برای سئو چه می‌کردم. امیدوارم بتوانم حوزه‌های تخصصی/اجرایی در سئو را، مخصوصا بر اساس نیازها و شرایط کسب‌و‌کارها در ایران دسته‌بندی کنم. و بگویم اگر بخواهم سئو را بلند مدت پیش ببرم و نتایج کوتاه مدت هم بگیرم، چه سرفصل‌هایی را در استراتژی‌ها و تکنیک‌ها دنبال می‌کنم. چگونه زیرساخت فنی مناسب برای سئو ایجاد می‌کنم. چگونه تخمین می‌زنم و چطور داده‌ها را برای اولویت‌بندی استفاده می‌کنم. یا بودجه را کجا هزینه می‌کنم.سعی می‌کنم بگویم چه زمانی می‌توانید منتظر نتیجه باشید و منتظر چه نتیجه‌ای باشید.در این برگه، سئو را در ۷ سرفصل راهبردی تقسیم کرده‌ام. اگر می‌خواهید از سئو برای جذب مشتری در کسب‌و‌کار خود استفاده کنید، پیشنهاد من، تمرکز بر این سرفصل‌ها خواهد بود.فهرست مطالبِ مقاله در زیر آمده است. اگر نظر یا نکته‌ای داشتید، لطفا کامنت بگذارید یا در تماس باشید.نکات ضروری، پیش از آغاز / to Begin◄ ۷ سرفصل راهبردی در مدیریت سئو / Seven Strategic Domains in SEO Management۱) تحقیقات / Researches۲) زیرساخت فنی وب‌سایت و سئوی داخلی / Content Management Systems and On-Page SEO۳) محتوا و موارد استفاده برای سئو / Content SEO۴) لینک‌سازی / Link Building۵) تجربهٔ کاربری / User Experience۶) کاربرد فعالیت شبکه‌های اجتماعی برای سئو / ‌Social Media SEO۷) لوکال سئو و سایر موقعیت‌های تبلیغات در گوگل / Local SEO and Other Google Advertising Opportunitiesاندازه‌گیری و بازتاب داده‌ها در استراتژی و تکنیک‌ها / Data-Driven SEOاستفادهٔ حداکثری از منابع مالی برای نتایج واقعیِ سئو / Budget in SEOچه نتایجی، و چه زمانی؟ / What Results and When?منابع و مطالب مفید / Resources【 آدرس نسخهٔ کامل مقاله : ۷ سرفصل راهبردی در مدیریت سئو 】نکات ضروری، پیش از آغاز / to Beginهمان‌طور که نمی‌شود از میان‌بر به تناسب اندام پایدار رسید، نتایج مناسب و پایدار در سئو، حاصل یک پروسهٔ صحیح با اولویت‌بندی‌های زمان‌بندی شده و منعطف خواهد بود. مگر این که خطرات قرص‌ها و داروهای تناسب اندام را بپذیرید. گاهی ممکن است نتایج جالبی هم بگیرید. اما اگر کسی با قرص چیزی را تضمین کرد، شک کنید.استراتژی صحیح، یک استراتژی منعطف خواهد بود، که برای هر کسب‌و‌کار، شخصی‌سازی شده است. اما ذکر این چند نکته، برای برنامه‌ریزی یا اجرای صحیح سرفصل‌های بعدی، ضروری خواهد بود.چند نکتهٔ ضروری پیش از شروع– اولویت‌بندی تکنیک‌ها و فعالیت‌ها: تکنیک‌های سئو بر مبنای نیاز الویت‌بندی می‌شوند. هیچ‌گاه منابع، به طور مساوی در تکنیک‌ها و فعالیت‌ها تقسیم نمی‌شود. توان و بودجهٔ سئو، باید همیشه بر یک یا دو حوزهٔ اصلی، تمرکز بیش‌تری داشته باشد. انتخاب تکنیک‌ها، همیشه بر اساس اهمیت عمومی حوزهٔ مرتبط با آن صورت نمی‌گیرد. بلکه بر مبنای شرایط رقابت و وضعیت موجود، متفاوت هستند.– چرخ‌دنده‌های بازاریابی: برای «بازاریابی» در حال حاضر چه می‌کنید؟ برای «بازاریابی دیجیتال» چطور؟ به هماهنگی و همسو کردن سئو با سایر فعالیت‌ها فکر کنید. چه مخاطبی را در وب، مد نظر دارید؟ با ارائهٔ چه محتوایی، می‌توانید تعاملات منفعت‌سازی از این مخاطبان داشته باشید؟ به سایر حوزه‌های بازاریابی دیجیتال فکر کنید و شخصیت‌های تکمیل‌کننده‌ای برای هر کدام تصور کنید.– نظم و ریتم پروسه‌ها: هرچند تمام توان ما، به طور مساوی در ۷ سرفصل زیر تقسیم نخواهد شد، اما تناسب فعالیت‌ها ضروری‌ست. اگر ۱۰۰۰ واحد توان دارید، همه را یک‌جا هزینه نکنید. میان‌مدت و بلندمدت را همیشه در نظر داشته باشید.– توان اجرایی و بودجه: چه کسی مسئول سئو خواهد بود؟ آیا سئوی شما متکی به یک نفر است؟ چه مقدار بودجه دارید؟ چه مقدار از توانایی تیم خود مطمئن هستید؟ نتایج هزینه‌ها از نظر شما باید چه نتیجه‌ای داشته باشد؟ پاسخ این پرسش‌ها مشخص می‌کند که در رقابت با سایرین کجای کار ایستاده‌اید و می‌توان چه انتظاری داشت.– نتایج و داده‌ها: اگر بر مبنای داده‌ها تصمیم نگیرید، تیر به تاریکی زده‌اید. خواندن داده‌ها، ممکن است اولویت‌بندی، نظم و ریتم پروسه‌ها یا بودجه‌بندی را تغییر دهد. بدون داده‌ها تقریبا هیچ‌چیز، از جمله سئو، ممکن نیست.– مشورت بگیرید: از چند نفر متخصص مشورت بگیرید. اگر یک شرکت بزرگ هستید، حتما افراد متخصصی را برای گفت‌و‌گو دعوت کنید. هر مشورتی، شانس گمراه‌کننده بودن دارد. شما هستید که تشخیص می‌دهید.زمان را فراموش نکنید: روزها می‌گذرند و تصمیمی گرفته نمی‌شود. طبیعی‌ست. بزرگ‌ترین کسب‌و‌کارها هم توان محدودی دارند. اگر به سئو اهمیت می‌دهید، با برنامه‌ریزی، زمانی را برای شروع کار مشخص کنید. ملزومات و اهداف را تعیین کنید. و با پیگیری، کار را آغاز کنید.</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Wed, 19 Aug 2020 22:19:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربرد فعالیت شبکه های اجتماعی برای سئو / ‌Social Media SEO</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/social-media-seo-ciq7ah8hgaby</link>
                <description>شبکه های اجتماعی مثل محتوا، یا ایمیل، می‌توانند کانال‌های مجزایی باشند. اما استراتژی عمومی بازاریابی دیجیتال، همیشه در چینش متوازن و هدفمند این اجزا اتفاق می‌افتد.شبکه های اجتماعی برای سئو مهم هستند؟ قطعا. اما چگونه؟شما از هر صفحه‌ای در وب، که به صفحهٔ مد نظرتان لینک بدهید برای سئو مهم است. اگر برند، آدرس وب‌سایت و هرگونه اطلاعات مرتبط با شما در شبکه‌های اجتماعی منتشر شود، برای سئو مهم خواهد بود. در هر کجای وب که منتشر شوید، برای سئو بی‌اهمیت نیست. اما چرا می‌گویند «شبکه های اجتماعی در سئو تاثیر ندارند» یا «تاثیر مستقیم ندارند».شبکه‌های اجتماعی صفحات بسیاری دارند. تعداد صفحاتی که در زیرساخت فنی این وب‌سایت‌ها ایجاد می‌شود، ارقام بسیار بزرگی هستند.صفحات ایندکس شدهٔ آمازون در مقابل فیس‌بوک / حجیم‌ترین وب‌سایت تجاری دنیا در برابر بزرگ‌ترین شبکهٔ اجتماعی / +۲ میلیارد صفحه اختلاف غول بزرگی مثل موتور جستجوی گوگل هم این صفحات را به درستی کراول (Crawl) نمی‌کند. همیشه آخرین نسخه از صفحه را پیش خودش ندارد. و نمی‌تواند سیگنال‌های سئو را به کیفیت همیشه، در صفحات دنبال کند. و اصلا تمایلی برای این کار ندارد.واضح است که گوگل و بسیاری موتورهای جستجو، الگوریتم‌ها و قواعدی برای عملکرد جستجوگرشان دارند. برای همین با رویش و گسترش شبکه‌های اجتماعی، سعی کردند آن‌ها را در مسیر اهداف خودشان حفظ کنند. به زبان ساده، دخالت دادن آن‌چه در شبکه‌های اجتماعی اتفاق می‌افتد به وضعیت رتبه‌ها، کار را خراب می‌کند و همه چیز را به هم می‌ریزد.اما این به معنای بی‌تاثیر بودن شبکه‌های اجتماعی در سئو نیست. به هیچ‌وجه. برای سئو کردن هر وب‌سایتی، استفاده از شبکه‌های اجتماعی لازم است، یا لازم خواهد شد.اگر ابتدای مسیر هستید، پیشنهاد من این است: هر کجا که می‌توانید چیزی از خودتان منتشر کنید. در هر صفحه‌ای که می‌تواند آدرس وب‌سایت، برند و اطلاعاتی از کسب‌و‌کار شما را به رایگان یا با هزینهٔ اندک منتشر کند، مطلبی بگذارید. شبکه‌های اجتماعی هم همین‌طور. این شبکه‌ها می‌توانند حتی با نام کسب‌و‌کار شما نباشند، اما اطلاعات شما را منتشر کنند.در عین حال، اگر تنها روی شبکه‌های اجتماعی حساب کنید، می‌تواند بی‌نتیجه باشد. گوگل، به خاطر حساب اینستاگرام پربازدید، اعتباری در نتایج جستجوی خودش برای شما قائل نمی‌شود.در بازار موتورهای جستجو، نمونه‌هایی از جستجوگر برای شبکه‌های اجتماعی وجود دارد. گوگل هم اصلا عقب نیست و جستجوهای خودش در شبکه‌های اجتماعی را پیشرفته‌تر کرده است. در واقع، گوگل همیشه می‌داند که شما در شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارید یا نه. و این را در نتایج جستجوی خودش قطعا تاثیر می‌دهد.چرا تاثیرگذاری شبکه‌های اجتماعی در سئو موضوع بحث بوده است؟مَت کاتس (Matt Cutts) معروف، در ۲۰۱۰ گفته بوده که گوگل از سیگنال‌های شبکه‌های اجتماعی (Social Signals) برای رتبه‌بندی استفاده می‌کند.Does Google use data from social sites in ranking? | Youtube Video قبل‌ترش گفته است که استفاده نمی‌کند. اما ۴ سال بعد (Are pages from social media sites ranked differently?)، بیش‌تر توضیح می‌دهد که رفتار گوگل با شبکه‌های اجتماعی و سیگنال‌های سئویی مرتبط با آن‌ها چگونه است.از توجه به ساختار سیال وب در دو دههٔ گذشته، و گسترش شبکه‌های اجتماعی، به نظر با یک موضوع جاری طرف هستیم. و این می‌تواند معادلات را به هم بزند.در مواردی شبکه‌های اجتماعی، اجازهٔ دسترسی به خزنده‌های گوگل نمی‌دهند. گوگل هم جدا از دیگر صفحات وب، به شکل ویژه‌ای با صفحات اجتماعی برخورد می‌کند. فعالیت در شبکه‌های اجتماعی برای مصرف سئویی، باید با آگاهی از چگونگی تاثیرگذاری صورت بگیرد.نمایش توییت‌های دونالد ترامپ در صفحات جستجو / یکی از اشکالی که شبکه‌های اجتماعی و گوگل، به هم مرتبط هستند. بخشی از مقالهٔ: ۷ سرفصل راهبردی در مدیریت سئو / راهنمای بهینه سازی برای کسب‌وکارها در ایران</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Thu, 23 Apr 2020 15:05:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکات ضروری؛ پیش از آغاز سئو برای کسب‌و‌کارها</title>
                <link>https://virgool.io/@malekzade/begin-seo-ll2thm6ujlil</link>
                <description>همان‌طور که نمی‌شود از میان‌بر به تناسب اندام پایدار رسید، نتایج مناسب و پایدار در سئو، حاصل یک پروسهٔ صحیح با اولویت‌بندی‌های زمان‌بندی شده و منعطف خواهد بود. مگر این که خطرات قرص‌ها و داروهای تناسب اندام را بپذیرید. گاهی ممکن است نتایج جالبی هم بگیرید. اما اگر کسی با قرص چیزی را تضمین کرد، شک کنید.استراتژی صحیح، یک استراتژی منعطف خواهد بود، که برای هر کسب‌و‌کار، شخصی‌سازی شده است. اما ذکر این چند نکته، برای برنامه‌ریزی یا اجرای صحیح سرفصل‌های بعدی، ضروری خواهد بود.– اولویت‌بندی تکنیک‌ها و فعالیت‌ها: تکنیک‌های سئو بر مبنای نیاز الویت‌بندی می‌شوند. هیچ‌گاه منابع، به طور مساوی در تکنیک‌ها و فعالیت‌ها تقسیم نمی‌شود. توان و بودجهٔ سئو، باید همیشه بر یک یا دو حوزهٔ اصلی، تمرکز بیش‌تری داشته باشد. انتخاب تکنیک‌ها، همیشه بر اساس اهمیت عمومی حوزهٔ مرتبط با آن صورت نمی‌گیرد. بلکه بر مبنای شرایط رقابت و وضعیت موجود، متفاوت هستند.– چرخ‌دنده‌های بازاریابی: برای «بازاریابی» در حال حاضر چه می‌کنید؟ برای «بازاریابی دیجیتال» چطور؟ به هماهنگی و همسو کردن سئو با سایر فعالیت‌ها فکر کنید. چه مخاطبی را در وب، مد نظر دارید؟ با ارائهٔ چه محتوایی، می‌توانید تعاملات منفعت‌سازی از این مخاطبان داشته باشید؟ به سایر حوزه‌های بازاریابی دیجیتال فکر کنید و شخصیت‌های تکمیل‌کننده‌ای برای هر کدام تصور کنید.– نظم و ریتم پروسه‌ها: هرچند تمام توان ما، به طور مساوی در ۷ سرفصل زیر تقسیم نخواهد شد، اما تناسب فعالیت‌ها ضروری‌ست. اگر ۱۰۰۰ واحد توان دارید، همه را یک‌جا هزینه نکنید. میان‌مدت و بلندمدت را همیشه در نظر داشته باشید.– توان اجرایی و بودجه: چه کسی مسئول سئو خواهد بود؟ آیا سئوی شما متکی به یک نفر است؟ چه مقدار بودجه دارید؟ چه مقدار از توانایی تیم خود مطمئن هستید؟ نتایج هزینه‌ها از نظر شما باید چه نتیجه‌ای داشته باشد؟ پاسخ این پرسش‌ها مشخص می‌کند که در رقابت با سایرین کجای کار ایستاده‌اید و می‌توان چه انتظاری داشت.– نتایج و داده‌ها: اگر بر مبنای داده‌ها تصمیم نگیرید، تیر به تاریکی زده‌اید. خواندن داده‌ها، ممکن است اولویت‌بندی، نظم و ریتم پروسه‌ها یا بودجه‌بندی را تغییر دهد. بدون داده‌ها تقریبا هیچ‌چیز، از جمله سئو، ممکن نیست.– مشورت بگیرید: از چند نفر متخصص مشورت بگیرید. اگر یک شرکت بزرگ هستید، حتما افراد متخصصی را برای گفت‌و‌گو دعوت کنید. هر مشورتی، شانس گمراه‌کننده بودن دارد. شما هستید که تشخیص می‌دهید.زمان را فراموش نکنید: روزها می‌گذرند و تصمیمی گرفته نمی‌شود. طبیعی‌ست. بزرگ‌ترین کسب‌و‌کارها هم توان محدودی دارند. اگر به سئو اهمیت می‌دهید، با برنامه‌ریزی، زمانی را برای شروع کار مشخص کنید. ملزومات و اهداف را تعیین کنید. و با پیگیری، کار را آغاز کنید.بخشی از مقالهٔ: ۷ سرفصل راهبردی در مدیریت سئو / راهنمای بهینه سازی برای کسب‌وکارها در ایران</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Tue, 21 Apr 2020 15:55:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیورد ریسرچ: انبار کردن و خوشه‌سازی از کلمات کلیدی</title>
                <link>https://virgool.io/@malekzade/%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%B1%DA%86-jczih2fzfcyz</link>
                <description>هیچ‌گاه بر مبنای دانسته‌ها و تصورات خود کلمات کلیدی هدف را انتخاب نکنید.تحقیقات کلمات کلیدی کمک می‌کند بفهمید چه کلماتی بیش‌ترین بازدیدکننده را خواهند داشت. هم‌چنین می‌فهمید کدام گروه از کلمات، بیش‌ترین تعامل منفعت‌ساز را دارد. از همه مهم‌تر، کلمات هدف را برای آغاز کار پیدا می‌کنید. کلماتی که به طور منطقی دسترس‌پذیر هستند. این کلمات آغازگر مسیر به سمت کلمات بزرگ‌تر خواهند بود.معمولا کیوردهای چند کلمه‌ای برای آغاز انتخاب می‌شوند. کیوردهایی که غالبا نمی‌توان بدون تحقیق، تصور کرد. بنابراین اگر متخصص سئو می‌گوید کلمات مناسب‌تری برای هدف‌گیری سراغ دارد، بدون منطق اصرار نکنید، و داده‌ها را ملاک قرار دهید.ابتدا فهرستی از کلمات انبار کنید. سپس آن‌ها را خوشه‌بندی و اولویت‌بندی کنید.برای انبار کردن، کلمات می‌توانید بسیار ساده و بدون هیچ ابزاری شروع کنید. گوگل را با آی‌پی کشور مورد رقابت، (و در Incognito گوگل کروم یا Private Window موزیلا) باز کنید. عبارت را در کادر جستجو وارد کنید ولی سرچ نکنید. ابتدا فهرست کلمات پیشنهادی را بدون درج فاصله، و در دو نوبت دیگر با قرار دادن یک فاصله در ابتدا و انتهای عبارت، در یک اکسل گردآوری کنید. هر کدام از سه حالت، یک مجموعه کلمات متفاوت نمایش می‌دهد. سپس پیشنهادهای پایین صفحه را اضافه کنید. این کار را بسته به گستردگیِ حوزهٔ رقابت، با کلمات کلیدی بیش‌تری تکرار کنید و انباری از کلمات کلیدی ایجاد کنید.بدون فاصله فاصله در انتها فاصله در ابتداجستجوهای مرتبط برای خوشه‌بندی / Clustering، باید بدانید قصد کاربر از جستجو (Search Intent) چیست؟ در سئو می‌گویند که جستجوها از یک نظر، در ۴ گروه تقسیم می‌شوند. جستجوهایی با کلمات کلیدی تجاری (Commercial)، معاملاتی (Transactional)، راهبری/برند محور (Navigatinal/Branded) و اطلاعاتی (Informational).–  معاملاتی / Transactional Keywords: به قصد خرید جستجو می‌شوند. نرخ تبدیل بالایی دارند. مثل: خرید طلا، خرید کفش اسپرت مردانه سفید.–  تجاری / Commecrial Keywrods: به قصد تحقیق خرید یا یک تعامل تجاری جستجو می‌شوند. نرخ تعامل و تبدیل به نسبت بالایی دارند. مثل: کفش اسپرت، لباس زنانه، قیمت میلگرد.–  اطلاعاتی / Informational Keywords: به قصد کسب اطلاعات جستجو می‌شوند. نرخ تبدیل به نسبت پایینی دارند. مثل: چگونه آیفون ۷ را آپدیت کنم، موزامبیک کجاست، آموزش استفاده از اینستاگرم.–  راهبری یا برند محور / Navigational or Branded Keywords: به قصد پیدا کردن صفحهٔ مرتبط با یک برند جستجو می‌شوند. برای وب‌سایت‌هایی به جز صاحب برند، نرخ کلیک پایینی دارند. مثل: سایت سازمان سنجش، مایکروسافت، اینستاگرام.تعداد کیوردها، به تفکیکِ قصدِ جستجو، چنین تناسبی دارد. همیشه تعداد کیوردهای اطلاعاتی از معاملاتی یا تجاری بیش‌تر است. بین کلمات معاملاتی و تجاری، مرز باریکی وجود دارد که تشخیص را کمی سخت می‌کند. اما یک آزمایش ساده وجود دارد. کیورد را در گوگل جستجو کنید. نتایج را بررسی کنید و چند مورد را باز کنید. صفحات دیگر وب‌سایت‌ها نشان می‌دهد که کلمهٔ کلیدی شما جزء کدام گروه است. مثلا اگر نتایج شامل صفحات مجلات بود، احتمالا کیورد شما، اطلاعاتی است. یا اگر صفحات فروشگاهی را مشاهده کردید، می‌تواند تجاری یا معاملاتی باشد.وقتی قصد و قرض کاربر را درک کردید، بر مبنای منفعتی که کلمات مختلف ممکن است داشته باشند، آن‌ها را خوشه‌بندی کنید. سپس موضوع جستجو را مد نظر قرار دهید. در ترکیب این دو فیلتر، خوشه‌های جدیدی از کلمات کلیدی ایجاد کنید.برای اولویت‌بندی، بر اساس توان فنی و سختی رقابت، کلمات را انتخاب کنید. سختی کلمات را با ابزارهایی مثل گوگل تِرِندز (Google Trends) می‌توان پیدا کرد. همیشه با کلمات کلیدی بلند (Long Tail Keywords) شروع کنید.از نتایج این تحقیقات یک داشبورد کلمات کلیدی ایجاد کنید که در نسخه‌های اولیه می‌تواند بسیار ساده باشد. هدف‌گذاری تمام فعالیت‌های شما، بر اساس این داشبورد صورت می‌گیرد.نمونه‌ای از خروجی kwfinder / مورد نیاز برای داشبورد کیورد ریسرچ / یک آژانس تبلیغاتی آدرس بلاگ شخصی: سئو و بازاریابی دیجیتال</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 03:34:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخدام و خودبزرگ‌بینی‌های ما که همه چیز بلدیم.</title>
                <link>https://virgool.io/@malekzade/weird-job-applicant-dhr5cmsj6hh1</link>
                <description>من هم کارمند بودم و هم فریلنسر و هم به همه انواع با کارفرمایان و شرکت‌ها کار کرده‌ام. اصلا منکر اتفاقات عجیب و سوء استفاده‌های سمت کارفرما نیستم. اما آن بحث را فاکتور می‌گیرم در این متن.اول این که من اگر متقاضی شغلی باشم، آگهی را می‌خوانم و اگر حس می‌کنم کامل نیست یا چیزهای عجیبی می‌خواهد یا به هر نوعی پاسخ‌گوی سوالات اولیه‌ی من متقاضی نیست، درخواستی ثبت نمی‌کنم. اما وقتی ثبت کردم به قواعد استخدام آن شرکت، هر چه که هست تن داده‌ام. بنده در حال راه‌اندازی یک آژانس کوچک دیجیتال مارکتینگ هستم به نام وارگُو (VArgo). آگهی داده‌ام برای کپی‌رایتر و تولیدکننده‌ی محتوا. بعد از این که رزومه‌ها از نگاه خودم تایید اولیه را می‌گیرند، یک ایمیل حاوی توضیحات و یک آزمون برای متقاضیان ارسال می‌کنم. یک عده دوستان که خب پاسخی نمی‌دهند و بنده هم پیگیری نمی‌کنم. چون با فردی که ماکزیمم یک ساعت هم برای پذیرفته شدن در این همکاری زمان نمی‌گذارد، طبیعتا آینده‌ای نمی‌بینم. اما ایمیل‌های جالبی می‌گیرم که بیش‌تر بر دو قسم هستند. برخی خودشان را در اندازه‌ای نمی‌بینند که برای من آزمون ارسال کنند و برخی خیال می‌کنند من از خروجی این آزمون، استفاده‌ی تجاری می‌کنم. یعنی مواد اولیه‌ی وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی وارگُو را از این آزمون‌ها تامین می‌کنم.مثلا دو نفر از دوستان این‌طور بنده را نواخته‌اند که:و نکته این که اتفاقا دوستانی که سابقه‌ی حرفه‌ای و تخصصی بیش‌تری داشته‌اند، نتیجه‌ی آزمون را ارسال کرده‌اند و برعکس عزیزانی که حتی یک مورد متن قابل اعتنا هم در رزومه‌شان نبوده، این‌طور پرتمطراق پاسخ داده‌اند.تصویر زیر، ایمیل من به متقاضیان است و در فایل آزمون هم خواسته شده دو پیشنهاد برای شعار، دو عنوان مقاله پیشنهادی برای وبلاگ، ترجمه‌ی یک متن ۱۶۰ کلمه‌ای و بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ کلمه کپی‌رایتینگ یکی از صفحات وب‌سایت نوشته شود. به نظر شما چیز زیادی خواسته شده؟ خیلی دوست دارم نظر دیگران را بدانم.با فاصله‌ی ۱۰ روزه، بیش‌تر از ۲۰۰ رزومه به طرق مختلف دریافت شده. از این بین تا اینجا نزدیک به ۹۰ مورد تایید شده و ایمیل ارسال شده و از بین این دوستان ۳۲ مورد نتیجه آزمون دریافت شده است. من از این دوستان می‌پرسم که فکر می‌کنید خروجی این آزمون‌ها تا به حال برای من کوچک‌ترین آورده‌ای جز صرف زمان برای بررسی داشته؟ شما تصور می‌کنید من تاپیک‌های بلاگ وارگُو را برای شش ماه آینده نبسته‌ام؟ یا شعار شرکت را انتخاب نکرده‌ام؟ باور کنید حتی اگر یک مورد نتیجه‌ی نهایی و به قولی پرفکت دیده بودم فی‌المجلس همکاری را شروع می‌کردم.راستش نمی‌دانم. شاید سایر شرکت‌ها از این‌ها استفاده می‌کنند. شاید تجربه‌ی جمعی بدی داشته‌ایم. اما بهترین نمونه‌هایی که دریافت کرده‌ام هم از نظر من هنوز با مقدار زیادی تغییرات و صحبت و ویرایش قابل استفاده خواهد بود.همیشه هم همه دنبال سوء استفاده از شما نیستند. بد نیست اگر یک مقدار هم خودمان را خداوندگار همه‌ی تخخص‌های عالم ندانیم.آدرس بلاگ شخصی: سئو و بازاریابی دیجیتال</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Wed, 27 Feb 2019 21:41:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این همه دکتر و مستر و تستر را کجای دلمان بگذاریم حالا؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@malekzade/too-many-fake-mentors-vto0ltz8jipp</link>
                <description>چند سال پیش‌ترها که در همان شهر خودمان (گناباد) کلاس ساز می‌رفتم، استادی داشتم به نام مهدوی. ایشان دانشکده هنر دانشگاه تهران درس خوانده بود و شاگردی بزرگان بسیاری را در کارنامه داشت. بزرگانی از جمله آقای هوشنگ ظریف و داریوش طلایی. در شهر کوچک ما جزو معدود افرادی بود که موسیقی سنتی را به طور جدی‌تری می‌شناخت و دنبال می‌کرد.داخل پرانتز این که من حدودا هفت هشت سالی هست که مشق تار می‌کنم.یک شب بعد از کلاس، بحث درباره‌ی نقد و منتقد در موسیقی بود. احمد مهدوی حرف جالبی زد که هرچند به نظرم دقیق نبود و همیشه صحیح به نظر نمی‌رسد، اما سنخیت جالبی با غالب رشته‌ها و حوزه‌های کاری دارد و می‌شود بر گستره‌ی وسیعی از مشاغل آن را تعمیم داد.من از منتقدان دفاع می‌کردم و می‌گفتم منتقد کارش حرف زدن و گیر دادن است. اصلا لزومی ندارد چیزی را که به آن خرده می‌گیرد، بلد باشد. بلدی کار، مال اجراکننده است؛ که مثلا بشود نوازنده در موسیقی.آقای مهدوی در جواب گفت: «توی موسیقی هر کسی تونست ساز زد، هر کسی نتونست رفت آهنگسازی کرد؛ هر کسی‌ام عرضه‌ی هیچ‌کدومو نداشت رفت درمورد کارای بقیه حرف زد، شد منتقد موسیقی!»این حکایت حالا توی همین به اصطلاح اکوسیستم استارتاپی ایران خیلی خیلی صادق‌تر است تا موسیقی. این‌قدر که منتور و مدرس و دکتر و مستر و تیستر و پدر و مادر و عمه و شوهرعمه داریم، استارتاپ نداریم وجدانا! نیروی انسانی نداریم والا!شما یک نگاهی به اطرافت بینداز! یک جستجوی کوتاه حتی توی  اینستاگرام هم شده داشته باش. به همین سوی چراغ قسم، بالغ بر دو هزار و دویست و شصت و چهار نفر منتور و مشاور پیدا می‌کنی. هر کدام یک رنگ. هر کدام یک طعم! این یکی از آن یکی بدرنگ‌تر و بدمزه‌تر.من نمی‌خواهم ادعای بی تحقیق کنم، اما می‌توانم تخمین بزنم که بیش‌تر این افراد، دقیقا و تحقیقا همان‌هایی هستند که عرضه‌ی هیچ کاری نداشته‌اند جز حرف زدن و تز دادن و نسخه پیچیدن برای دیگران. و البته با این چند مورد اخیری که توی ذهنم هست، حتی از حرف زدنشان هم ناامیدم. همه‌ی صحبت‌ها سطحی، پرت و پلا و عملا شر و ور! عمق کم‌سوادی برخی از این اساتید آن‌قدر متحیرکننده و عجیب است که زبان آدم را عملا بند می‌آورد.چه خبر است آقا جان؟! چه خبرتان است واقعا؟! به خدا آدم خجالت می‌کشد بگوید من سرویس مشاوره هم می‌دهم.شما برو تو ایوند بگرد ببین چه خبر است. ببین سطح برگزاری رویدادها تا کجا با مخ خرده زمین! این که نشد آقا جان! شما مخاطب را احمق گیر آوردی، نباید این‌طوری سوار ملت باشی که! درست نیست کنفرانس برگزار کنی، تکنیک نامبر وانی که برای افزایش فالوور یاد ملت بدهی، فالو آنفالو کردن باشد! والا درست نیست. بلا درست نیست. ملت پشت سرتان می‌خندند. برادرانه و دوستانه می‌گویم: فکر نمی‌کنم بد باشد اگر توی حوزه‌ای که قرار است برای همه نسخه بپیچید، چند تا نمونه کار موفق هم داشته باشید.بماند... گفتم یک کم غر زده باشیم دلمان خنک شود!پی‌نوشت ۱: آقای مهدوی ارادت و احترام!پی‌نوشت ۲: منتور و مشاور و مدرس خوب هم بدیهی‌ست که داریم. خیلی خوبش را هم داریم! خود من چند تا از بهترین‌ها را توی حوزه‌ی کار خودم (دیجیتال مارکتینگ) می‌شناسم و به خیلی‌ها معرفی می‌کنم. خواستم گفته باشم که خیلی طبیعی‌ست که نفس وجود چنین مشاغل و چنین عناوینی عیب نیست. مشاور خوب می‌تواند مسیر اشتباه کسب‌و‌کار را زودتر از هدر رفتن سرمایه‌ها تشخیص دهد و آن را اصلاح کند. مشاور خوب می‌تواند موثرترین و کلیدی‌ترین نقش را در یک تیم ایفا کند. حتما متوجه عرایض بنده هستید که بحث به کل چیز دیگری‌ست.پی‌نوشت ۳: مصاحبه‌ی واشنگتنپست با مدیرعامل یک شرکت خدمات مشاوره‌ای حول این سوال که «آیا تعداد مشاوران در دنیا خیلی زیاد نیست؟»آدرس بلاگ شخصی: سئو و بازاریابی دیجیتال</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Thu, 18 Oct 2018 21:03:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس ما از هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@malekzade/our-fear-of-artificial-intelligence-zohkjubth9jp</link>
                <description>ترس ما از هوش مصنوعیاز همان ابتدایی‌ترین روزهای ساخته شدن کامپیوترها، بودند اشخاصی که ذهنشان درگیر این مساله شده است. کتاب‌ها، فیلم‌ها و آثار ادبی-هنری بسیاری چه از وجه علمی و چه از نگاه تخیلی، درباره‌ی هوش مصنوعی، ساخته شده است. در این مقاله‌ی تحلیلی، سعی شده، مساله‌ی هوش مصنوعی به دقت موشکافی شود و احتمال کسب خصلت‌های انسانی، مثل اراده و اختیار توسط هوش مصنوعی و ماشین‌های هوشمند، مورد بررسی قرار بگیرد. هوش مصنوعی واقعی، می‌تواند دنیا را نابود کند. به فرض این که چیزی به نام هوش مصنوعی واقعی، اصولا ممکن باشد.پاول فورد، نویسنده‌ی این مقاله در وب‌سایت MIT Technology Review، خاطره‌ای را این‌گونه آغاز می‌کند: &quot;سال‌ها پیش، با یکی از دوستانم که مدیر یک استارت‌آپ بوده، قهوه می‌خوردیم. او به تازگی چهل ساله شده بود. پدرش بیمار بود و از ناحیه‌ی کمر، ناراحتی‌هایی داشت. دوست من، خودش را در آستانه‌ی دهه‌ی جدیدی از عمرش، غرق در زندگی می‌یافت. او گفت: «به من نخند، اما من روی تکینگی حساب می‌کردم.» &quot;دوست من در حوزه‌ی تکنولوژی کار می‌کرد. وی به چشم خود تغییراتی که باعث سریع‌تر شدن ریزپردازنده‌ها و شکل گرفتن شبکه‌ها شده بود را دیده بود. برای او، اتفاق مهمی نبود که باور داشته باشد قبل از میان‌سالی‌اش، هوش ماشین‌ها، از انسان‌ها فراتر خواهند رفت.(لحظه‌ای که آینده‌پژوهان به آن لحظه‌ی تکینگی می‌گویند.) یک هوش مصنوعی خارق‌العاده، اگر خیرخواه انسان‌ها باشد، در زمان کوتاهی، رمزهای ژنتیکی انسان را بررسی خواهد کرد و رمز جوانی ابدی را برای ما آشکار خواهد ساخت.  یا در حداقلی‌ترین حالت، خواهد توانست راه بهبودی درد کمر را مشخص کند.ولی اگر هوش مصنوعی به وجود آمده، آن‌قدرها هم خیرخواه نبود چه؟ نیک بوستروم (Nick Bostrom)، فیلسوفی که انستیتوی بشریت در دانشگاه آکسفورد (Future of Humanity Institute at the University of Oxford) را مدیریت می‌کند، در کتابش با نام فوق هوش (Superintelligence)، سناریوی بالا را شرح داده است. کتاب وی باعث به وجود آمدن مناظرات و بحث‌های بسیاری درباره‌ی آینده‌ی هوش مصنوعی شده است. ماشینی را تجسم کنید که برنامه‌ریزی شده است تا حداکثر کلیپس کاغذ که ممکن است را تولید کند و ما می‌توانیم آن را «حداکثرکننده‌ی کلیپس کاغذ/paper-clip maximizer» بنامیم. حالا تصور کنید به هر دلیلی، همین ماشین، به شکل فوق‌العاده‌ای هوشمند شده است. با توجه به هدف این ماشین، ممکن است تصمیم بگیرد که کلیپس‌های کاغذی جدید و بیش‌تری تولید کند؛ تا آن‌جا که به سبک شاه میداس عملا همه چیزی را به کلیپس کاغذ تبدیل خواهد کرد.ممکن است بگویید جای نگرانی نیست؛ می‌توانیم برنامه‌ریزی کنیم که به عنوان مثال دقیقا یک میلیون کلیپس کاغذ درست کند و بعد از کار بایستد. ولی اگر این ماشین، بعد از درست کردن کلیپس‌ها تصمیم گرفت عملکرد خودش را نیز بررسی کند، چه؟ آیا تعداد کلیپس‌ها را درست شمرده است؟ قطع به یقین، برای این کار نیاز است که ماشین، هوشمندتر شود. ماشین فوق‌هوش، نوعی مواد خام محاسباتی که هنوز ابداع نشده است را تولید می‌کند و به وسیله‌ی آن، هر شک و شبهه‌ای را بررسی خواهد کرد. اما هر شبهه‌ی تازه‌ای، شبهه‌های دیجیتالی جدیدی را حاصل خواهد شد و همین‌طور تا جایی ادامه پیدا می‌کند که هر چه روی زمین است به آن مواد خام محاسباتی تبدیل شود. البته به جز یک میلیون کلیپس کاغذ که ابتدا ساخته است!نیک بوستروم باور ندارد که ماشین حداکثرکننده‌ی کلیپس کاغذ به طور دقیق عمل خواهد کرد. این یک آزمایش فکری است. آزمایشی که طراحی شده تا نشان دهد حتی سیستم‌های بسیار دقیق نیز در مهار کردن هوش مفرط ماشین‌ها، شکست می‌خورند. اما پروفسور بوستروم به این موضوع اعتقاد دارد که فوق‌هوش می‌تواند به وجود بیاید و مفید هم باشد. و البته وی فکر می‌کند که فوق هوش ممکن است تصمیم بگیرد که دیگر به انسان‌ها نیازی ندارد؛ یا از این قبیل رفتارها که باعث نابودی جهان خواهد شد. در همین راستا، عنوان فصل هشتم کتاب وی، این‌چنین انتخاب شده است: «آیا پیامدهای فوق‌هوش، به طور پیش‌فرض، نابودکننده و مخرب خواهد بود؟»اگر این صحبت‌ها به نظرتان مضحک می‌آید، شما تنها نیستید که این‌طور فکر می‌کنید. منتقدان بسیاری نیز چنین فکر می‌کنند. از جمله رادنی بروکس (Rodney Brooks) از پیشگامان علم روباتیک، می‌گوید آن‌هایی که در ترس از یک هوش مصنوعی غیرقابل کنترل به سر می‌برند، در واقع درک درستی از این‌که کامپیوترها چه کار می‌کنند ندارند و متوجه نیستند وقتی می‌گوییم کامپیوترها دارند هوشمندتر می‌شوند منظورمان چیست. وی تاکید می‌کند که آن‌چه نیک بوستروم درباره‌ی چشم‌انداز هوش مصنوعی و فوق‌هوش تصویر کرده است، به آینده‌ی بسیار دور مربوط است و شاید هم به کل، غیرممکن باشد.اما در عین حال، بسیاری از متفکران دیگر با بوستروم موافق‌اند و از همین حالا نگران آینده‌ی هوش مصنوعی هستند. چرا؟ارادهاین پرسش که «آیا کامپیوترها قادر به فکر کردن هستند؟» از ابتدای به وجود آمدن کامپیوترها، بر دنیای این ماشین‌ها، سایه افکنده بود. آلن تورینگ در سال ۱۹۵۰ میلادی تئوری‌ای مطرح کرده است که می‌گوید ماشین‌ها، می‌توانند مثل یک بچه مورد آموزش و تدریس قرار بگیرند. جان مک‌کارتی (John McCarthy) مخترع زبان برنامه‌نویسی لیسپ (LISP)، اصطلاح «هوش مصنوعی-Artificial Intelligence» را در سال ۱۹۵۰ میلادی ابداع کرده است. به موازات این که محققان حوزه‌ی هوش مصنوعی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی شروع به استفاده از کامپیوترها برای شناسایی عکس‌ها، ترجمه زبان‌های مختلف به یک‌دیگر و درک دستورالعمل‌ها در زبان معمولی و نه فقط در کدها کردند، این ایده که کامپیوترها نهایتا قادر به صحبت و تفکر-و بنابراین قادر به انجام اعمال شرورانه- خواهند بود، به جریان فرهنگی غالب نفوذ کرد. علاوه بر فیلم ۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی (2001: A Space Odyssey) که غالبا به آن ارجاع داده می‌شود، فیلم دیگری در دهه ۱۹۷۰ با نام کلوسوس: پروژه‌ی فوربین (Colossus: The Forbin Project) تصوری را به جامعه القاء می‌کرد که نهایتا کامپیوترها، جهان را به مرز نابودی هسته‌ای و  زمستان هسته‌ای خواهند کشاند. و ۱۳ سال پس از این فیلم نیز، همین موضوع، دست‌مایه‌ی اثر دیگری به نام بازی جنگ (WarGames) شد. همین‌طور گذشت تا بالاخره  در سال ۱۹۷۳، آدم مصنوعی‌های فیلم جهان غرب (Westworld) به کلی دیوانه شدند و شروع به کشتار مردم دنیا کردند. زمانی که تحقیقات روی هوش مصنوعی، به نتایج بلندپروازانه‌ای که مد نظر بود، نرسید، بودجه‌های مربوط به این تحقیقات به شدت کاهش یافت و با این اتفاق، «زمستان هوش مصنوعی» آغاز شد. اما در همین شرایط نیز، شعله‌ی ماجراهای ماشین‌های هوشمند و هوش مصنوعی، در طول دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، توسط نویسندگان، دانشمندان و کارآفرینان بسیاری، روشن نگه داشته شد. این گونه افراد شامل نویسندگان علمی تخیلی مانند ورنور وینج (Vernor Vinge) که مفهوم تکینگی (Singularity) را به عامه مردم شناساند، بودند. و هم‌چنین محققان فعال در عرصه‌ی روباتیک، هم‌چون هانس موراوک (Hans Moravec)، متخصص بینش کامپیوتری، و مهندس و هم‌چنین کارآفرینی مانند ری کرزویل (Ray Kurzweil) نویسنده‌ی کتاب «دوران ماشین‌های معنوی - The Age of Spiritual Machines» که در ۱۹۹۹ میلادی منتشر شده است، می‌شوند. در حالی که آلن تورینگ، یک نوع هوش مصنوعی شبیه به هوش انسانی را فرض قرار داده بود، افرادی مثل وینج، موراوک و کرزویل فراتر از این می‌اندیشیدند: هنگامی که یک کامپیوتر به طور مستقل قادر باشد برای دستیابی به اهدافش راه‌های مختلفی ابداع کند، بسیار محتمل خواهد بود که آن کامپیوتر، قادر به تفکر و اندیشیدن نیز باشد؛ و هنگامی که بتواند فکر کند، خواهد توانست نرم‌افزارهایش را اصلاح و خودش را هوشمندتر کند. خلاصه این که، چنین کامپیوتری، قادر خواهد بود به تنهایی سخت‌افزارهای خودش را طراحی کند.آن طور که کرزویل می‌گوید، چنین اتفاقاتی، باعث به وجود آمدن دوره‌ی جدید و زیبایی خواهد شد. برخی ماشین‌ها، فهم و صبر کافی را خواهند داشت (که با تریلیونیم ثانیه اندازه‌گیری خواهد شد) تا بتوانند مشکلات برجسته‌ی نانوتکنولوژی و پرواز فضایی را برطرف سازند. این ماشین‌ها، شرایط بشر را بهبود خواهند بخشید. و برای ما شرایطی فراهم خواهند کرد که بتوانیم آگاهی‌ها و دانسته‌های خود را در یک قالب دیجیتالی جاودانه، نگه‌داری کنیم. و به این شکل، اطلاعات در سرتاسر کهکشان پخش خواهد شد.از طرف دیگر، می‌توانید دقیقا نقطه‌ی مقابل این‌طور خوش‌بینی‌های زیبا را تصور کنید. استیون هاوکینگ (Stephen Hawking) هشدار داده است که در چنین شرایطی، به این دلیل که انسان‌ها قادر به رقابت با هوش مصنوعی بسیار پیشرفته نخواهند بود، ممکن است نژاد انسان از بین برود. الون ماسک (Elon Musk)، کارآفرین، پس از مطالعه کتاب فوق‌هوش، در حساب توییتر خود، چنین نوشته است که: «امیدوارم ما فقط حامل بیولوژیکی برای فوق‌هوش نباشیم. متاسفانه این مساله روزبه‌روز بیش‌تر محتمل می‌شود.» پس از آن، الون ماسک، مبلغ ۱۰ میلیون دلار به «انستیتو آینده زندگی» کمک مالی کرد. نه به این دلیل که در مرکز بوستروم گیج شده بود، بلکه این انستیتو مرکزی است که در آن «برای کاهش خطرات پیش روی بشر فعالیت می‌شود». فعالیت‌هایی که در اثر آن‌ها، «گسترش هوش مصنوعی در حد انسان» به وقوع خواهد پیوست.هیچ‌کس تصور نمی‌کند چیزی مانند فوق‌هوش وجود داشته باشد. در واقع، هنوز هیچ‌ هدف همه جانبه و یا حتی روش مشخصی برای دستیبابی به هوش‌مصنوعی نداریم. پیشرفت‌های اخیر هوش مصنوعی، از دستیاران اتوماتیک مانند سیری در اَپل تا ماشین‌های بدون راننده‌ی گوگل، نمایان‌گر محدودیت‌های شدید تکنولوژی در این زمینه می‌باشند. هر دوی این تکنولوژی‌ها نمی‌توانند موقعیت‌هایی که قبلاً با آن مواجه نشده‌اند را کنترل کنند. شبکه‌های عصبی مصنوعی می‌توانند خودشان گربه‌ها را در عکس‌ها پیدا کنند، البته باید صدها هزار عکس به آن‌ها نشان داده شود و هنوز هم ممکن است در تشخیص گربه از کودکان دقت کافی را نداشته باشند. در این‌جاست که افرادی مانند بروکس پایه‌گذار آیروبات (iRobot) و ریتینک روباتیک (Rethink Robotics) وارد عمل می‌شوند.حتی اگر تشخیص گربه توسط کامپیوتر–در مقایسه با قابلیت‌های کامپیوترهای اولیه، پیشرفت قابل ملاحظه‌ای باشد، هنوز هم کامپیوتر هیچ ارده‌ای ندارد. یک ماشین نمی‌تواند هیچ درکی درباره‌ی این‌که گربه چطور موجودی است و یا اتفاقات دیگری که در عکس رخ می‌دهد و افکار بی‌شماری که انسان‌ها دارند، داشته باشد.با این نگاه، هوش مصنوعی، احتمالا می‌تواند به تولید ماشین‌های هوشمند منجر شود؛ اما، این کار به تلاشی بیش از تصور افرادی مانند بوستروم، نیاز دارد. حتی اگر این اتفاق نیز رخ دهد، این هوش لزوماً منجر به ادراک نمی‌شود. بروکس اخیراً در سایت Edge.org نوشته است «اگر با مشاهده‌ی وضعیت کنونی هوش مصنوعی، تصور کنیم در حال دستیابی به فوق‌هوش هستیم، مانند زمانی است که کارکرد موثر مورتورهای احتراقی داخلی را ببینیم و با دیدن آن‌ها به این نتیجه برسیم که در حال دستیابی به تکنولوژی سرعتی بیشتر از سرعت نور هستیم.» او می‌گوید: «حداقل برای چند صد سال آینده، نگران وجود هوش مصنوعی شرور نباشید.»بیمه نامهحتی اگر شانس دستیابی به هوش مصنوعی زیاد باشد، این کار پروسه‌ای طولانی خواهد داشت و ممکن است کاری نامطمئن و غیر مسئولانه نیز باشد. استوارت جی راسل (Stuart J. Russell) استاد دانشگاه برکلی کالیفرنیا یکی از افرادی‌ست که با افکار و ایده‌های بوستروم در زمینه‌ی هوش مصنوعی، موافق است. راسل و پیتر نوروینگ (Peter Norvig)، همکار کورزویل در گوگل،  نویسنده کتابی به نام «هوش مصنوعی: رویکردی مدرن-Artificial Intelligence: A Modern Approach» هستند که برای دو دهه، کتاب استاندارد آموزشی در زمینه‌ی هوش مصنوعی بوده است.راسل می‌گوید: «هستند افراد به اصطلاح روشن‌فکر بسیاری، که حتی یک مدرک و دلیل هم ندارند.» او همچنین به این نکته اشاره کرد که هوش مصنوعی در دهه‌های گذشته، پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشته و درحالی‌که افکار عمومی این پیشرفت را با قانون مور (کامپیوترهای سریع‌تر کار بیشتری انجام می‌دهند) درک می‌کنند، در واقع آن‌چه هوش مصنوعی امروزه انجام می‌دهد، بسیار اساسی بوده است. او با تکیه بر روش‌هایی مثل یادگیری عمیق، برنامه‌ای برای کامپیوترها طراحی کرده که به طور خودکار درکشان از محیط اطرافشان را افزایش می دهند.کتاب بوستروم روش‌هایی برای تطبیق کامپیوترها با نیازهای انسان پیشنهاد می‌کند. ما اصولاً به خدا می‌گوییم دوست داریم چگونه با ما رفتار شود.به دلیل این‌که گوگل، فیسبوک، و سایر شرکت‌ها به شدت به دنبال تولید هوش مصنوعی و ماشین یادگیری هستند، او می‌گوید: «همیشه می‌گویم یکی از کارهایی که نباید انجام دهیم این است که بدون توجه به خطرات بالقوه‌ای که ممکن است وجود داشته باشد تمام تلاشمان را بر هوش مصنوعی متمرکز کنیم. این کار کمی احمقانه به نظر می‌رسد.» راسل این‌طور مقایسه کرده است که: «این کار مثل مطالعه هم‌جوشی است. اگر از یک محقق هم‌جوشی بپرسید چه کاری انجام می‌دهند، می‌گویند روی محدویت‌کننده کار می‌کنند. اگر انرژی نامحدود می‌خواهید بهتر است واکنش هم‌جوشی را محدود کنید.» او می‌گوید پس شما نیز اگر هوش مصنوعی می‌خواهید باید بدانید چطور کامپیوترها را متناسب با نیازهای انسان طراحی کنید.کتاب بوستروم یک پروپووزال پژوهشی برای انجام این کار است. فوق‌هوش خداگونه است؛ اما آیا می توان با خشم یا با عشق، به آن، جان بخشید؟ این کار به ما مهندسان بستگی دارد. مانند سایر والدین ما نیز باید ارزش‌ها را به کودکمان یاد بدهیم، اما نه هر ارزشی؛ بل‌که ارزش‌های والای انسانی. ما اصولاً به خدا می‌گوییم چگونه با ما رفتار شود. چطور ادامه دهیم؟بوستروم به شدت تحت‌تاثیر نظریه‌ی متفکری به نام الیزر یودکووسکی (Eliezer Yudkowsky) است. یودکووسکی درباره «خواست استقرایی منسجم» (coherent extrapolated volition) که ناشی از اجماع بهترین ویژگی‌های همه‌ی مردم است، صحبت می‌کند. ما امیدواریم هوش مصنوعی، ثروت، شادی و زندگی بی‌نقصی را که می‌خواهیم برای ما مهیا کند. مثلاً کمر دردمان را درمان کند و به ما بگوید چگونه به مریخ برویم. و چون انسان‌ها هرگز کاملاً موافق چیزی نیستند، گاهی لازم است برای خودمان تصمیم بگیریم تا به طور کلی تصمیماتی که مناسب بشریت هستند، گرفته شوند. چطور می‌توان این ارزش‌ها را برای هوش مصنوعی برنامه‌ریزی کرد؟ چه نوع محاسباتی می‌توانند این ویژگی‌ها را تعریف کنند؟ بوستروم معتقد است مشکلاتی وجود دارد که محققان باید اکنون آن‌ها را حل کنند. بوستروم می‌گوید این کار ضروری‌ترین مسئولیت عصر ما است.از نظر مردم دلیلی برای ترسیدن از روبات‌ها وجود ندارد. هنوز هم بسیاری از کشورهای دنیا برای هوشمندتر کردن کامپیوترهای شرکتشان سرمایه‌گذاری می‌کنند و یک هوش مصنوعی واقعی باعث سود زیادی برای این شرکت‌ها می‌شود. همچنین این شرکت‌ها باید با مضرات بالقوه‌ی آن نیز آشنا شوند و روش‌های کم کردن این مضرات را پیدا کنند.این پیشنهاد تا حدودی متفاوت‌تر-بدون هیچ ادعایی درباره پیشرفت هوش مصنوعی- مبنای نامه‌ای سرگشاده در وب سایت موسسه آینده زندگی (Future of Life Institute)،  است. موسسه‌ای که جایزه‌ی ماسک (Musk) را دریافت کرده است. این نامه، به جای هشدار درباره‌ی مشکلات قریب‌الوقوع، خواستار تحقیقات بیشتری درباره مزایای هوش مصنوعی و اجتناب از مشکلات بالقوه‌ی آن شده است. این متن نه تنها توسط افرادی مانند استیون هاوکینگ، ماسک و بوستروم امضا شده، بل‌که توسط تعدادی از دانشمندان برجسته‌ی کامپیوتر، ازجمله دنیس هاسابیس از پژوهشگران برجسته هوش مصنوعی، نیزامضا شده است. از همه‌ی این‌ها که بگذریم، اگر آن‌ها هوش مصنوعی را به نحوی ایجاد کنند که دارای ارزش‌های والای انسانی نباشد، پس آن‌قدر باهوش نبوده‌اند که مخلوق خود را کنترل کنند.مترجم: مهدی ملک‌زادهآدرس بلاگ شخصی: سئو و بازاریابی دیجیتالنویسنده: Paul Ford | منبع: MIT Technology Reviewتاریخ انتشار اولیه ترجمه:  سه شنبه, ۲۸ مهر ۹۴ | بازنشر از: زومیت</description>
                <category>مهدی ملک‌زاده</category>
                <author>مهدی ملک‌زاده</author>
                <pubDate>Sun, 23 Sep 2018 12:03:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>