<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرمین ملوندی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@malvandiarmin</link>
        <description>دانشجوی سابق ارشد نانومواد در پژوهشگاه مواد و انرژی- کارشناس ارشد تحقیق و توسعه در شرکت توسعه و تولید قراردادی البرز -دانش‌آموز نانومواد تا ابد- راهبر ISQM</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-15 12:43:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/67942/avatar/tm4biw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرمین ملوندی</title>
            <link>https://virgool.io/@malvandiarmin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قاتل کووید، ناجی بشر(CDMO)</title>
                <link>https://virgool.io/@malvandiarmin/%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%DA%A9%D9%88%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%AC%DB%8C-%D8%A8%D8%B4%D8%B1cdmo-j5jlalhuwahp</link>
                <description>کووید-19 ویروسی که کاملا ناشناخته بود در سال 2020 جهان را به طور کامل به تعطیلی کشاند. اما بشر توانست با تولید واکسن در کمترین زمان ممکن از این بحران خلاصی یابد. اگر به تاریخ زندگی انسان بر روی زمین نگاهی اجمالی داشته باشیم تکثیر ویروسی مثل کویید نمونه مشابه نیز داشته و در آن زمان بشر برخوردی متفاوت با این پدیده داشته است. به طور مثال در نمونه‌ی همه‌گیری آنفولانزای اسپانیایی  به دلیل غیر فعال شدن ویروس در ماه‌های گرم سال بشر توانست با آن مقابله کند. یا در مورد همه‌گیری طاعون با کشته شدن تعداد کثیری از مردم و پس از گذشت زمانی نسبتا طولانی این ویروس مهار نیز مهار شد. طاعون با تهاجم به کشور‌های اروپایی و از بین بردن مردم که در واقع از بین بردن نیروی کار بود، باعث شد نظمی نوین در اروپای غربی اتفاق افتد و نظام حکمرانی در این کشورها تغییر کند. لذا با بررسی اتفاقات ناشی از این بحران‌ها می توان دید که بشر بسیار متفاوت و سریع تر با این مشکل جهانی مواجه شده است. توسعه واکسن کویید و تولید آن به طوری که در مدت زمان محدودی به اکثر کشورهای دنیا برسد، اتفاقی بود که تا قبل از آن سابقه نداشت و دور از انتظار بود.در یادداشت دیگری (مرکز توسعه و تولید قراردادی) درباره راه حل متخصصان صنعت داروسازی برای تولید بیشتر و استفاده از ظرفیت خالی کارخانه‌های داروسازی نوشتم. به طور خلاصه می‌توان گفت شرکت‌های داروسازی برای رفع چالش محدودیت ظرفیت خط تولید خود از ظرفیت خالی شرکت‌های دیگر استفاده می‌کردند. بدین ترتیب می‌توانستند جوابگوی نیاز بازارشان باشند. اما این همکاری تنها به این نقطه ختم نشد و شرکت‌ها از ظرفیت خالی تیم تحقیق و توسعه بزرگی که داشتند نیز استفاده کرده و خدمت توسعه محصول را به سبد خدمات خود اضافه کردند. در واقع این اتفاق نیز ناشی از یک بحران جهانی دیگر بود. همانطور که در یادداشت مرکز توسعه و تولید قراردادی به نقل از جیم میلر یاد شد، بحران اقتصادی در جهان باعث ورود پول بخش خصوصی به این صنعت شد و با این تغییر، مدیریت هوشمندانه تری نیز بر مراکز توسعه و تولید قراردادی حاکم شد. به گفته جیم میلر آغاز عصر طلایی CDMO ها در همین زمان بوده است. لذا می توان گفت ظهور نوآوری در صنعت دارویی تا حد زیادی مدیون این شرکت‌ها و شاید بحران اقتصادی در جهان بوده است.در سال 2020 که کویید 19 یک مشکل بزرگ برای جهان بود، CDMO های دارویی توانستند به کمک موسسه تحقیقاتی دیگر قدمی بزرگ در راستای حل این مشکل بردارند. به طور مثال شرکت Moderna  به کمک شرکت Lonza که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین CDMO های جهان است، توانست واکسن کووید 19 را بر پایه mRNA  توسعه داده و تولید کند. Pfizer  با استفاده از ظرفیت تولید قراردادی حجم تولید خود را افزایش داده تا واکسن کووید، در زمان مناسب به اکثر نقاط جهان برسد. سایر شرکت‌های واکسن سازی مثل سینوفارم نیز از این ظرفیت استفاده کرده و تولیدات خود به سراسر جهان رساندند.اما نوآوری این شرکت‌ها فقط منحصر به کووید 19 نمی شود.  شرکت Pfizer  با همکاری Patheon توانستند واکسن باکتری pneumococcal را ساخته و از پخش  باکتری جلوگیری کند. مورد دیگر شرکت Novartis با همکاری Thermo Fisher توانست روشی مبتنی بر سلول درمانی (Chimeric antigen receptor) برای درمان سرطان طراحی کند. همچنین در موردی دیگر AstraZeneca با همکاری Catalent موفق به توسعه و تولید داروهایی برای کاهش کلسترول خون شدند.در واقع Lonza، Patheon، Thermo Fisher، Catalent همگی از بزرگ ترین CDMO های جهان هستند که اکثر آن‌ها پس بحران اقتصادی اوج گرفتند.این نوآوری‌ها باعث شد تا صنعت دارویی بیشتر به سمت همکاری‌های بین‌المللی و تشکیل اتحادیه‌های جهانی بروند. به عنوان مثال، پس از اعلام کووید-19 به عنوان یک بحران جهانی، COVAX توسط WHO و GAVI تشکیل شد، که هدفش تأمین و توزیع واکسن‌ها در سراسر جهان با توجه به نیازهای مختلف بود. این اتحادیه با همکاری شرکت‌های دارویی بزرگی مانندPfizer و Moderna و همچنین CDMO های بزرگ، تلاش کرد تاواکسن‌های کووید-19 را در سریع‌ترین زمان ممکن به تمامی نقاط جهان ارائه دهد.با توجه به این حوادث و نیازهای جهانی، شرکت‌های دارویی در سراسر جهان دچار تحولاتی شده‌اند و به دنبال بهبود و افزایش ظرفیت خود هستند. در ایران نیز، صنعت دارویی متأثر از این تحولات بوده و شرکت‌های دارویی در کشور نیز مشغول به توسعه و تولید واکسن‌ها و داروهای جدیدی هستند.در این بین، شرکت‌های توسعه و تولید قراردادی در ایران نیز می‌توانند نقش مهمی در این صنعت ایفا کنند. با توجهه نگاه به این شرکت‌ها، می‌توان دریافت که استفاده از ظرفیت خالی خط تولید و تیم‌های تحقیق و توسعه این شرکت‌ها، می‌تواند باعث افزایش ظرفیت تولید و توسعه داروهای جدید در ایران شود. همچنین، ایجاد همکاری‌های بین‌المللی با شرکت‌های دارویی بزرگ و CDMO های جهانی نیز می‌تواند به این شرکت‌ها کمک کند تا با آخرین تحولات صنعت دارویی جهان آشنا شوند.با توجه به تلاش‌های این شرکت‌ها در تولید واکسن‌ها و داروهای جدید در ایران، می‌توان گفت که این شرکت‌های توسعه و تولید قراردادی در ایران بسیار مفید خواهند بود. با استفاده از ظرفیت خالی خود و همکاری با شرکت‌های بزرگ و CDMOهای جهانی، این شرکت‌ها می‌توانند برای توسعه و تولید داروهای جدید و واکسن‌هایی که به نیازهای جدید جهان پاسخ می‌دهند، تلاش کنند. با در نظر گرفتن نیازهای جهانی و همچنین تلاش‌های این شرکت‌ها، می‌توان به دستیابی به یک صنعت دارویی قوی و رو به رشد در ایران امیدوار بود.این نوآوری منحصر به صنایع دارویی نشده است و سایر صنایع بزرگ بعد از آشنایی با این مفهوم تلاش کردند آن را در صنعت خود پیاده سازی کنند لذا  شرکت های توسعه و تولید قراردادی در صنایع غیردارویی به وجود آمدند.شرکت‌های توسعه و تولید قراردادی در صنایع غیردارویی، شرکت‌هایی هستند که با داشتن تخصص و توانایی‌های لازم، در زمینه طراحی، توسعه و تولید محصولات برای شرکت‌های دیگر فعالیت می‌کنند. این شرکت‌ها در قرارداد با شرکت‌های دیگر، مسئولیت تولید محصولات خاصی را بر عهده دارند و در این فرآیند، از تخصص و تجربه خود برای بهبود کیفیت و کاهش هزینه‌های تولید استفاده می‌کنند. برخی از معروف‌ترین شرکت‌های توسعه و تولید قراردادی در صنایع غیردارویی عبارتند از:شرکت Foxconn: این شرکت تایوانی در زمینه تولید محصولات الکترونیکی برای برندهایی مانند اپل، سامسونگ، اچ تی سی و دیگر شرکت‌های بزرگ الکترونیکی فعالیت می‌کندر زمینه توسعه و تولید قراردادی در صنایع غیردارویی، شرکت‌هایی که به این فعالیت مشغول هستند، با داشتن تخصص و توانایی لازم، در طراحی، توسعه و تولید محصولات برای شرکت‌های دیگر فعالیت می‌کنند. این شرکت‌ها در قرارداد با شرکت‌های دیگر، مسئولیت تولید محصولات خاصی را بر عهده دارند و در این فرآیند، از تخصص و تجربه خود برای بهبود کیفیت و کاهش هزینه‌های تولید استفاده می‌کنند.بعضی از شرکت‌های برجسته در زمینه توسعه و تولید قراردادی عبارتند از:شرکت Flex Ltd: این شرکت آمریکایی در زمینه توسعه و تولید محصولات الکترونیکی و مکانیکی برای شرکت‌هایی مانند اپل، مایکروسافت، اینتل، گوگل و دیگر شرکت‌های بزرگ فعالیت می‌کند.شرکت Jabil Circuit: این شرکت آمریکایی در زمینه توسعه و تولید محصولات الکترونیکی و مکانیکی برای شرکت‌هایی مانند اپل، فوجیتسو، اچ پی و دیگر شرکت‌های بزرگ فعالیت می‌کند.شرکت Quanta Computer: این شرکت تایوانی در زمینه توسعه و تولید محصولات الکترونیکی و کامپیوتر برای شرکت‌هایی مانند اپل، دل، اچ پی و دیگر شرکت‌های بزرگ فعالیت می‌کند.شرکت Agilery: یک شرکت توسعه و تولید قراردادی است که در زمینه تأمین مواد اولیه با کیفیت بالا و تولید محصولات غذایی مانند غلات، حبوبات، خشکبار، میوه خشک و آجیل فعالیت می‌کند. این شرکت به کیفیت بالا و ارزش افزوده بالای محصولات خود توجه دارد و تلاش می‌کند تا محصولاتی با کیفیت برتر را به مشتریان خود ارائه دهد. در این شرکت، برخورداری از تأمین مواد اولیه با کیفیت و همچنین مدیریت منابع و تولید با کیفیت به عنوان اولویت های اصلی در نظر گرفته می‌شود.این شرکت‌ها با داشتن تخصص و توانایی لازم، در زمینه طراحی، توسعه و تولید محصولات برای شرکت‌های دیگر فعالیت می‌کنند و از تخصص و تجربه خود برای بهبود کیفیت و کاهش هزینه‌های تولید استفاده می‌کنند. فعالیت این شرکت‌ها در زمینه توسعه و تولید قراردادی، به دست آوردن محصولات با کیفیت و قیمت مناسب برای شرکت‌های دیگر و همچنین بهبود عملکرد و کیفیت محصولات در بازار داخلی و جهانی است.همچنین، ایجاد شرکت‌های توسعه و تولید قراردادی، باعث ایجاد رقابت در بازار داخلی نیز خواهد شد و باتوجه به کیفیت بالاتر محصولات، مشتریان می‌توانند انتخاب بهتری داشته باشند. از دیگر مزایای فعالیت شرکت‌های توسعه و تولید قراردادی در صنایع غیردارویی، توسعه فناوری و تحقیق و توسعه در کشور است که بهبود عملکرد و کیفیت محصولات را امکان‌پذیر می‌کند. به‌علاوه، این شرکت‌ها با تولید محصولات با کیفیت و قابلیت رقابت با شرکت‌های بزرگ جهانی، به توسعه صنعت و اقتصاد کشور کمک بزرگی می‌کنند.</description>
                <category>آرمین ملوندی</category>
                <author>آرمین ملوندی</author>
                <pubDate>Wed, 24 May 2023 10:34:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرکز توسعه و تولید قراردادی(CDMC)</title>
                <link>https://virgool.io/@malvandiarmin/%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8Ccdmc-itx3ikcekffe</link>
                <description>در روزهای پایانی قرن چهاردهم هجری شمسی اکوسیستم نوآوری در ایران دچار تحولی کم‌نظیر شد. با تلاش صندوق پژوهش و فناوری استان البرز، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و همه عزیزانی که در صندوق البرز برای این مهم تلاش کردند،  اولین مرکز توسعه و تولید قراردادی                                                    (Contract Development Manufacturing Center)  ایران تاسیس و افتتاح شد. این اتفاق از این نظر که به رشد اکوسیستم نوآوری و از بین بردن انحصار در آن کمک می‌کند بسیار مبارک است. این دست مراکز که با توان بخش خصوصی و حمایت اولیه دولت فعالیت می‌کنند به مرور زمان این سیگنال را به جامعه می‌دهند که می‌توان با عبور از ساختارهای کهنه اقتصادی، به رشد و شکوفایی در این زمینه رسید.اما CDMC چیست؟نخست باید به این موضوع اشاره کرد که وینُوا، واحدی از شرکت صندوق  پژوهش و فناوری استان البرز است و به همین دلیل نام آن مرکز است. اما در دنیا که توسعه و تولید قراردادی در اختیار ارگان‌ها یا سازمان‌های خیلی بزرگ قراردارد، نام‌شان CDMO است و مخفف Contract Development Manufacturing Organization  است. ادبیات این حوزه مانند خواهران دیگرش ادبیات پیچیده‌ای است که نیاز به مطالعه و بررسی زیاد دارد، تا درک درستی از این موضوع وظهور آن در کشورمان حاصل گردد.اما تعریف کلی این مراکز به شرح زیر است:سازمان توسعه و تولید قراردادی یک کسب و کار نوآورانه است که توسط یک یا چند شخصیت صنعتی و تحقیقاتی قدرتمند تاسیس شده و هدف آن توسعه و تولید محصولات پیچیده و نوآورانه بصورت قراردادی است. این کسب و کارها با ایجاد زیرساخت تولید و مدیریت پروژه های تولید محصولات جدید بصورت قراردادی، چالش شرکت‌ها برای ایجاد آزمایشگاه، خط تولید مستقل و هزینه های آن را رفع می کند. این تعریف نیز کمی پیچیدگی دارد و بدان معنیست که اگر شما بخواهید محصولی پیچیده را تولید کنید و هزینه تحقیقات آن و یا توانایی راه اندازی خط تولید را نداشته باشید. به یک مرکز توسعه و تولید قراردادی نیاز خواهید داشت که محصول را  آماده به فروش تحویل می‌دهد. سوالی که پیش می‌آید آنست که تفاوت این مرکز با شرکت‌های تولید قرار دادی (CMO) چیست؟داروسازی با CDMO یک پدیده نوظهور؟برای پاسخ به سوال های یاد شده، به بررسی ابعاد تاریخی CDMO ها می‌پردازیم. جیم میلر (Jim Miller) سردبیر  PharmSource  در کنفرانس فیلادلفیا در سخنرانی خود اینگونه می‌گوید که اولین CDMO ها در 1999 بنا شدند و  سیر تطور آن‌ها را در سه بازه زمانی تقسیم کرد.مرحله آغازینقبل از بحران اقتصادی جهانبعد از بحران اقتصادی جهانوی در ادامه سخنرانی خود اینگونه می‌گوید که در سال 1990 اولین CMO ها تاسیس شدند. در واقع شرکت‌های دارویی برای تولید بیشتر، از ظرفیت اضافه یکدیگر استفاده می‌کردند. میلر این فعالیت‌ها را به عنوان فاز اول  یا همان مرحله آغازین در نظر می‌گیرد.اما در فاز دوم که مربوط به سال‌های منتهی به بحران اقتصادی بود این مسئله که CMO ها توان پاسخگویی به حل مشکلات پیچیده صنایع بزرگ دارویی را ندارند حس می‌شد. لذا تا سال 2008 شرکت‌هایی مانند:Patheon  Catalent و Lonza تاسیس شدند، این شرکت‌ها CMOهایی بودند که برای حل مشکلات پیچیده نیز تلاش می‌کردند. آن‌ها به دلیل جذب سرمایه آسان و توانایی خرید ظرفیت اضافی شرکت‌های داروسازی، رشد آسانی را تجربه کردند. بعد از بحران اقتصادی و اثرات آن بر اقتصاد جهان و همچنین کمبود سرمایه گذاری (دولتی) در                                        ( small biotech initial public offerings) باعث شد تا CMO ها برای بقا به سمت شرکت‌های سرمایه‌گذاری خصوصی بروند. این اتفاق علاوه بر تامین سرمایه باعث شد تا مدیریت هوشمندانه تری نیز بر CMO ها حاکم شود. سرمایه‌ای که وارد این صنعت شده بود و البته مدیریت هوشمندانه آن باعث شد، شرکت‌های داروسازی که  بخش کوچکی به نام CMO داشتند به فکر توسعه این واحد باشند. لذا توسعه داروهای پیچیده و جدید، طراحی داروها و تعیین پیشرفت‌های درمانی را در دستور کار خود قرار دادند. میلر در سخنرانی خود به این نکته اشاره می‌کند که به وجود آمدن این شرکت‌ها ریسک ورود نوآوری به دنیای داروسازی را کاهش می‌دهد. می‌توان گفت این دوره آغاز عصر طلایی برای CDMO ها بوده است.یک CDMO دقیقا چه کاری انجام می‌دهد؟ در شکل 2 مدل شماره 1 ساختار یک کارخانه داروسازی  به صورت عمودی  مشاهده می‌شود که جزئیات را از مرحله پیدایش دارو تا مرحله فروش بیان می‌کند. اما در مدل شماره 2 شکل 2 که مدلی افقی است. واحدهای دیگری نیز دیده می‌شوند که به صورت رفت و برگشتی با کارخانه داروسازی در تعامل هستند. CRO و CMO/CDMO واحدهای مذکور هستند که ما در این بحث نام CMO  و CDMO را بیان کرده ایم. این شکل به خوبی نشان می‌دهد که در یک شرکت داروسازی برای افزایش ظرفیت و بهبود بهره‌وری CMO/CDMO ها به صورت موازی به تولید و توسعه محصول مشغول هستند. شکل 2- مدل یکپارچه یک کارخانه داروسازی که به دو صورت افقی (پایین) و عمودی (بالا) نوشته شده است.خدماتی که در یک CDMO دارویی عرضه می‌شود، طبق ادبیات موجود در این زمینه به شرح زیر است:توسعه محصول داروییتولید مواد موثره دارویی (API Manufacturing)تولید محصول داروییدر شکل 3 خدمات CDMO آمده است. همانطور که مشاهده می‌شود در این شکل خدماتی آمده که در مدل‌های قبل وجود نداشتند. مرزبندی این موارد در ادبیات CDMO  محل بحث بین صاحب نظران است. همانطور که در شکل زیر نیز مشخص است، CDMOها در حوزه تحقیقات اولیه ورود نمی‌کنند و این فعالیت در اختیار مدل دیگری از شرکت‌ها که نام آن CRO و مخفف Contract Research Organization است. محدوده فعالیت این شرکت از تحقیقات اولیه شروع می‌شود و توسعه محصول دارویی آخرین خدمتی است که ارائه می‌دهد.شکل 3- خدمات CRO و CDMOدر شکل 4 مدل پیشنهادی دیگری برای CDMO و سایر شرکت‌های یاد شده آمده است که نشان دهنده اختلاف نظر در مرز بین CDMO ها و سایر شرکت‌هاست. در این شکل CPO هم دیده می‌شود که مخفف           Contract Packaging Organization است. در این مدل مرز بندی، برخلاف مدل قبلی (شکل 3) قسمت بسته بندی (Packaging)  از CDMO جدا شده و به صورت یک شرکت که تخصصی این کار را انجام می‌دهد. از طرفی این مرز بندی بخش زیادی از توسعه را از CRO گرفته و این شرکت را تا توسعه فرمولاسیون محدود کرده است. در حالی که مدل های قبلی همپوشانی زیادی بین فعالیت CRO و CDMO  قائل بودند.شکل 4- خدمات CDMO، CRO  و CPOبلاخره CDMO یا CRO؟!حتما شما هم به این سوالات برخوردید که CRO چیست؟ CPO چگونه عمل می‌کند؟ چرا مرز مشخصی بین این شرکت‌ها وجود ندارد؟ بلاخره کدامیک از مدل‌ها تعریف دقیقی ارائه می‌دهد؟ برای پاسخ به این سوالات باید با مفهومی فراتر از CDMO آشنا بشویم. CRAM ها  که مخفف                Contract Research &amp; Manufacturing Services هستند یک مدل کلی برای کامل شدن زنجیره ارزش از شروع تحقیقات تا فروش محصول است. در واقع می‌توان CRAM ها به شکل زیر تعریف کرد:سرویس تحقیقات و تولید قراردادی(CRAM): به عنوان فرآیند برون سپاری خدمات تحقیقاتی/ فعالیت های تولید محصول به سازمان هایی که می توانند خدمات را با هزینه کم ارائه دهند، تعریف می شود.سرویس هایی که CRAM ارائه می‌دهد:تحقیقات قراردادی (CRO)توسعه و تولید قراردادی (CDMO)بسته بندی قراردادی (CPO) در شکل 5 به طور شماتیک مشاهده می‌شود که CRAM از چه اجزایی ساخته شده و چه جزئیاتی دارد. به بیانی دیگر اینکه چه اتفاقی می‌افتد اینگونه خواهد بود: اول CRO شروع به بررسی درباره موضوع یا مبحثی می‌کند که برای آن قرارداد بسته اند. سپس با تحقیق درباره پیشینه آن موضوع، کارهای تحقیقاتی و صنعتی انجام شده را بررسی می‌نماید و مسائل موجود در آن موضوع را آشکار می‌سازد. در این مرحله با ایجاد ایده‌های خلاقانه و طرح‌‎های تئوریک سعی بر حل مسائل و چالش‌ها می‌کند. در صورت جواب تئوریک موفق به آزمایشگاه رفته و به صورت تحقیقاتی ایده را بررسی می‌کنند. در نهایت پس از امکان سنجی اقتصادی این پکیج تقدیم به CDMO می‌شود. CDMO هم در آزمایشگاه اما اینبار پایلوت شروع به تحقیق و توسعه بر روی پکیج مد نظر می‌کند. سپس در صورت موفقیت آمیز بودن نتیجه تولید اولیه و در مقیاس نیمه صنعتی محصول را آغاز می‌کند و در نهایت محصول آماده بسته بندی را به CPO تحویل می‌دهد. CPO هم محصول را بسته بندی کرده لیبل می‌زند و به واحد فروش شرکت تحت قرارداد تحویل می‌دهد.شکل 5-  شماتیک اجزای تشکیل دهنده‌ی CRAM هاهمانطورکه در مدل‌های مختلف مشاهده‌شد بعضی منابع محدوده اختیارات CDMO را به آزمایشگاه‌های تحقیقاتی نیز می‌کشانند و برخی دیگر خط قرمز آن ها را آزمایشگاه‌های تحقیقاتی می‌دانند. برخی CRO را فقط در حوزه تئوریک میبینند و افرادی دیگر حتی مرز CRO را تا گرفتن مجوز و استاندارد هم جلو می‌برند که این موضوع مستلزم ورود به حوزه نیمه صنعتی است. اما واقعیت آنست که مرز مشخصی وجود ندارد و بازه‌ای از فعالیت‌ها را می‌توان به عنوان مرز تعریف کرد. به عبارتی دیگر این مرز ها بنا به اسناد بالادستی، حوزه فعالیت و ماموریت شرکت تعریف می‌شود و هر شرکت محدوده اختیارات CDMO، CRO و CPO را مشخص می‌کند.در کشورهای توسعه یافته بدلیل وجود مواردی مانند فرهنگ توسعه فناوری، تکنولوژی لبه دانشی و نیروی انسانی متخصص، این انتظار می‌رود که CRAM کامل باشد و صنایع بیشتر روی CRO سرمایه گذاری می‌کنند.  اما در کشورهای در حال توسعه از CPO استقبال بیشتری می‌شود. به این دلیل که اغلب اوقات کشش بازار، مشکلات فناوری‌های گذشته، نبود فرهنگ توسعه فناوری و کمبود نیروی انسانی متخصص باعث می‌شود شرکت‌ها زمان و توان عملیاتی لازم برای سرمایه گذاری در بخش تحقیق و توسعه (CRO) را نداشته باشند. در ایران به این دلیل که کشوری در حال توسعه است. خود به خود کشش بازار باعث به وجود آمدن CPO و CMOها شده و تاکنون CDMO یا CRO وجود نداشته است. با توجه به موارد قبل می‌توان گفت CDMO در ایران بیشتر به حل چالش‌های موجود در صنعت خواهد پرداخت و کسب و کار اصلی آن حول این محور خواهد بود.یک CDMO چه ویژگی‌هایی دارد؟اگر بخواهیم خلاصه وار به آن‌ها اشاره کنیم به شرح زیر است:دارای شبکه ارتباطی قوی هستند.دارای زنجیره تامین قدرتمند هستند.دارای تیم‌های توسعه محصول قدرتمند در حوزه های تخصصی هستند.سیستم مدیریت نوآوری یکپارچه به منظور جمع آوری و تحلیل داد های قوی دارند.سیستم مدیریت یکپارچه و بهنگام برای تولید و توسعه محصولات قراردادی و رفع نیاز مشتریان دارند.دو عنصر شبکه ارتباطی و زنجیره تامین دو بازوی اصلی CDMO هستند و ضعف در هر یک از این موارد باعث نابودی CDMO ها خواهد شد.آیا CDMO فقط دارویی است؟شرکت‌های توسعه و تولید قراردادی در جهان با صنعت داروسازی آغاز به کار کردند و در این صنعت بسیار گسترش پیدا کردند اما موارد دیگری هم در جهان پیدا می‌شود که بر روی شاخه‌هایی همچون صنایع غذایی و صنعت برق نیز فعالیت دارند.مانند:شرکت Agilery  یک CDMO نسبتا بزرگ در حوزه صنایع غذایی است که ویژگی‌های یادشده یک مرکز توسعه و تولید قراردادی به طور کامل دارد. در واقع نقطه اتکای این شرکت به شبکه ارتباطی و زنجیره تامین قدرتمندی است که دارد. این شرکت درباره ماموریت خود اینگونه می‌گوید:ما همچون کاتالیستی به دنبال تغییرات مثبت در حوزه صنایع غذایی هستیم.بیشتر از 2000 ارتباط و دیتابیس و همچنین حضور در بیشتر 20 کشور نشان دهنده آنست که این شرکت بدرستی راه موفقیت را پیدا کرده و بر قدرتمند نمودن مزیت رقابتی CDMO ها که همان شبکه قدرتمند است، تاکید دارد. این شرکت می‌تواند یک مثال موفق از CDMO ها در سایر صنایع باشد.وایزبرگ نیز مثال دیگری برای CDMO غیر دارویی است که در حوزه صنعت برق فعالیت می‌کند. این شرکت ماموریت خود را اینگونه بیان می‌کند:We make things more human, which helps to do and think for you.شرکت وایزبرگ خدمات کاملEMS  (Electronics Manufacturing Services) از نمونه سازی تا مونتاژPCB  (Printed Circuit Board)و بسته بندی محصول نهایی را ارائه می دهد.این شرکت نیز تمرکز خود را بر شبکه ارتباطی گذاشته است و دوباره این نکته نمایان می‌شود که یک CDMO برای گسترش خود نیاز به شبکه ارتباطی قدرتمند دارد.  قرار است چه کارهایی انجام شود؟صندوق پژوهش و فناوری استان البرز توسط 27 سهام‌دار که همگی از شرکت‌های صنعتی موفق هستند، تاسیس شده است. ایده تاسیس مرکزی که چالش‌های موجود در صنعت را برطرف سازد و سپس از آن‌ها درآمدزایی نیز انجام دهد، بواسطه وجود سهامداران صنعتی بسیار جدی پیگیری می‌شد. شرکت‌های صنعتی متعدد که به عنوان سهام دار در صندوق البرز حضور دارند، باعث می‌شوند که شرکت‌های توسعه و تولید قراردادی تاسیس شده از ویژگی‌‎های زیر برخوردار باشد:زنجیره تامین قدرتمند نظیر آزمایشگاه های تخصصی، خطوط تولید، شبکه توزیع و تامین مواد اولیه و ... .امکان تولید محصولات پیچیده که نیازمند چند صنعت به طور همزمان نیز هستند.وجود تیم‌های نخبه در بخش تحقیق و توسعه که توانایی توسعه محصولات متنوع را دارند وجود منتور ها و افراد تاثیرگذار برای کمک به استارت‌آپ‌های نوپا صندوق پژوهش و فناوی البرز  در حال راه اندازی یازده شرکت توسعه و تولید قراردادی تخصصی است که در صنایعی از جمله صنایع غذایی، آرایشی بهداشتی، صنعت برق، ساختمان، صنایع پایین دست پتروشیمی، لوازم خانگی و ... فعالیت خواهند داشت. فعالیت‌های این مجموعه به دو دسته کلی تقسیم می‌شود: مدیریت نوآوری در شرکت های صنعتیمدیریت توسعه و تولید قراردادی که مدیریت نوآوری شامل ایجاد و توسعه ساختار نوآوری در شرکت‌های صنعتی همچنین توسعه فرهنگ نوآوری در آن‌ها می‌شود. مدیریت توسعه و تولید قراردادی نیز به مدیریت توسعه و تولید محصول برای افراد یا شرکت‌ها می‌پردازد.علاوه بر موضوعات یاد شده، در این مرکز از ظرفیت جوان‌های نخبه نیز استفاده خواهد شد. توسعه محصولات و ایده‌هایی که توسط صنایع به شرکت‌ها ارجاع داده می‌شود، به استارت‌آپ‌هایی که توانمندی لازم برای انجام آن پروژه را داشته باشند واگذار خواهد شد. لذا به طور خلاصه خدمات این مجموعه به شرح زیر است:ارائه پتانسیل‌های زنجیره تامین به متقاضیانتولید و توسعه محصول ارائه خدمات تحقیق و توسعه در مقیاس آزمایشگاهی، نیمه صنعتی و صنعتیارائه خدمت شتاب دهی به استارت‌آپ نوپاایجاد و توسعه ساختار نوآوریتوسعه فرهنگ نوآوریارائه خدمات زنجیره توزیع و بازرگانی امیدوارم این تلاش که به همت افراد دلسوز حاضر در صنعت ایران انجام شده منجر به قدمی بزرگ در راستای پیشرفت صنعت ایران عزیز شود. https://www.alborzcdmc.com/ </description>
                <category>آرمین ملوندی</category>
                <author>آرمین ملوندی</author>
                <pubDate>Wed, 05 Apr 2023 13:36:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنه‌شرلی و رهنشان لنگ دراز</title>
                <link>https://virgool.io/@malvandiarmin/%D8%A2%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%87%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%84%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B2-ezrd4djcfcmn</link>
                <description>درست یکسال پیش این موقع در تب میسوختم و خسته از ویروس ناشناخته ای که جهان را درگیر کرده بود، پشت نقاب خندان اینستاگرامم پنهان و جهانم شده بود فضای مجازی. برداشتن موبایل هم برایم کار آسانی نبود، اما اگر این دنیای مجازی نبود شاید من هم دیگر نبودم. روزی از روزهای زندانی شدن در قفس خانه‌ای که دیگر دلگیر شده بود در همان فضای مجازی به تبلیغ مسابقه ای رسیدم که انگار آب حیات بود برای مرده ای که حتی گور هم نداشت. در دل نوشته‌ای که برای وزیر ارتباطات وقت نوشتم با عنوان برسد به دست وزیر ارتباطات شرح حال سیستم آموزشی معیوب ایران و اینکه چگونه چون منی را منکوب می‌کند، گفته ام. با آمدن این ویروس لعنتی همه برنامه‌های ما بهم خورده بود و من گمشده‌تر از همیشه در بیابانی شکل گرفته از ناکامی‌هایم پرسه می‌زدم که آن تبلیغ را دیدم. مسابقه‌ای مسئله محور که مسئله‌هایش را از صنعت میگرفت. اگر مسئله را حل میکردی علاوه بر نخبه شدن، یا در شرکت صنعتی استخدام می‌شدی یا شرکتی دانش بنیان تاسیس میکردی. خلاصه بگویم همانی بود که میخواستم. در آن مسابقه شرکت کردم. با اینکه اوضاع مالی آن روزهایم به دلیل بیماری بسیار بد شده بود که حتی پرداخت ورودی مسابقه نیز برایم بسیار سخت بود. اینکار را کردم و فرصتی را که همیشه منتظرش بودم از دست ندادم. مسابقه شروع شد چنین مسابقه ای را از قبل ندیده بودم. به عنوان اولین مرحله سوالی بسیار سخت مطرح کردند که مطمئنم خودشان هم نمیتوانستند حل کنند. اما من آن را جواب دادم، نمره‌ی بالایی بدست آوردم و در گروهی که بودم کسی را ندیدم که بالاتر از من گرفته باشد. بماند که جواب دادن آن سوال هیچ جا بدردم نخورد! مراحل یکی پس از دیگری میگذشتند و حال ناخوش من هم خوب می‌شد. انگار جان تازه‌ای گرفته بودم. بعد از مدت‌ها زندگی ام رنگارنگ شده بود و این حس خیلی خوبی به من میداد. تا مرحله پایانی بیشتر کار‌ها که در واقع باید گروهی انجام می‌شد توسط من انجام شد و هر مرحله نیز تیمی که من عضو آن بودم تقریبا بهترین می‌شد.  بسیار انگیزه داشتم، آمده بودم که خودم را نشان دهم و این آخرین فرصتی بود که به خودم داده بودم. داستان آنه‌شرلی و رهنشان زمانی به هم میرسد که شما از بلایی که سانسورچی بر سر کارتون آنه‌شرلی آورد آگاه شوید. بابالنگ درازی که اصلا بابا نبود! رهنشان هم شاید بدلیل نبود تجربه کافی در این زمینه تبدیل شد به شعر عاشقانه‌ای که هرگز سروده نشد. در پایان مسابقه‌ای طولانی و سخت که در تمام مسیر آن نفر اول بودم به خاطر سلیقه یک جوان کم تجربه که شاید حتی متوجه ایده‌های من هم نشده بود با ناداوری دوم شدم. هنوز هم درک نکرده ام که چگونه منی که با بیست امتیاز اختلاف برترین بودم با نیم امتیاز اختلاف دوم شدم. آن هم زمانی که در مرحله آخر هم امتیازم از همه بیشتر بود. البته این را میگذارم پای کم‌کاری خودم، زیرا اگر من میتوانستم اختلاف را به حدی زیاد کنم که حتی کج سلیقه‌گی یک نفر هم نتواند خللی در کار من وارد کند اکنون به عنوان نفر اول این نوشته را مینوشتم.اما از باب تجربه‌ای که بدست آوردم و حس و حال خوبی که در آن روزها باعث شد تا من به خود آیم و راهی را که گم کرده بودم پیدا کنم، این مسابقه را با شروط زیر به شمایی که مخاطب این نوشته بودید توصیه می‌کنم.1- اگر سرتان درد میکند برای به چالش کشیدن خودتان و از این موضوع لذت میبرید حتما شرکت کنید.2- اگر تاکنون هدف نداشته و یا دچار سردرگمی هستید درنگ نکرده و شرکت کنید.3-  اگر توانایی حل مسئله دارید یا احساس می‌کنید خلاقیت دارید حتما شرکت کنید.چنانچه شرایط بالا را دارید و قصد دارید در این مسابقه که احتمالا بخشی از مشکلات ساختاری آن برای دور دوم حل شده باشد، شرکت کنید. توصیه‌های زیر را هم بخوانید.1- در انتخاب پروژه و علی‌الخصوص منتور آن با وسواس زیادی عمل کنید (ضعف من در همین نکته بود).2- در انتخاب افراد تیمتان نیز با دقت عمل کنید. اصولا یک عده بدون هدف و انگیزه، سر در هر سوراخی می کنند و پس از مدتی کوتاه به زندگی خود بازمیگردند. حساب بازکردن روی این افراد به شما لطمه می‌زند.3-سعی کنید تیمی که برای مرحله نهایی انتخاب می‌کنید دارای هارمونی در مباحثی همچون انگیزه، خلاقیت و انرژی باشند.4- در نهایت انرژی خود را تقسیم کرده و خودتان را برای کل مسابقه نگه‌ دارید چرا که رهنشان یک ماراتن طولانی است.به عنوان نتیجه گیری توصیه می‌کنم با توجه به نکاتی که گفتم در این مسابقه شرکت کنید و رویاهای خود را آنچنان که شایسته اش هستید زندگی کنید. با توجه به روحیه ای که در اعضای برگزارکننده رهنشان دیدم بسیار امید دارم که مشکلات دور اول آن در این دوره حل شود. به امید روزی که شایسته سالاری جای اعتقادات اشتباه را بگیرد. </description>
                <category>آرمین ملوندی</category>
                <author>آرمین ملوندی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Sep 2021 17:10:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه شکست بخوریم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@malvandiarmin/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-ttqurulpczj4</link>
                <description>شاید کمی عجیب بنظر برسد. احتمالا وقتی عنوان را خواندید این سوال در ذهنتان شکل گرفته، اصلا چرا باید شکست بخوریم؟! یا مگر شکست خوردن هم آموزش می‌خواهد؟! یا با خود بگویید همین که مسیر موفقیت را طی نکنم شکست خورده ام پس شکست خوردن نیازی به آموزش ندارد...متاسفانه در سیستم معیوب آموزشی ما این مسئله آموزش داده نشده و اگر سوال های بالا در ذهنتان شکل گرفته کاملا حق دارید. ما در کشورمان روی موفقیت بشدت افراطی عمل می‌کنیم. اگر سری به دانشگاه ها بزنید می‌بینید که از دانشجوی لیسانس گرفته تا دکترا همه در پروژه هایشان بسیار موفق بوده و دقیقا نتایج مورد انتظار را در عمل دریافت کردند! اما سوال این جاست در تاریخ علم اگر به تعداد این همه دانشجوی نابغه، دانشمند نابغه وجود داشت در حال حاضر لبه تکنولوژی در صفحه نمایش خم شدن آن بود؟! یا مردم از سرطان می‌مردند؟!مشکل اینجاست که ما در این سرزمین نتیجه را فقط موفقیت می‌بینیم در حالی که شکست به مراتب مهم تر از موفقیت است. اگر یاد بگیریم چگونه شکست بخوریم آن وقت مرز دانش در اختیار ما خواهد بود.در کسب و کار هم همین است، کافی است سری به استارت آپ ها بزنید هزاران هزار استیو جابز و بیل گیتس دارند حیف می‌شوند!!! در یک گروه همه توهم متفاوت بودن دارند. کلا در رویا ها سیر می‌کنند و اصلا از آن بالا، پایین نمی‌آیند. با این تراکم استیو جابز و بیل گیتس چرا صنعت ما اینگونه است؟! چرا GLX همچنان یک شعبه از محصولات چینی است؟!!این ها همه به خاطر آنست که از بدو تولد در ذهن ما خوانده اند که اگر نتیجه حاصل آن نتیجه مورد انتظار نباشد ما شکست خوردیم و دنیا به آخر رسیده است. این نگاه در کتاب های روانشناسی موفقیت نیز حکومت می‌کند و فقط لحنش تغییر کرده. در این کتاب ها مثال میزند فردی هزار بار شکست خورد و باز هم تلاش کرد و در دفعه هزار و یکم موفق شد! اما آیا او آن هزار بار را شکست خورده بود؟!در نگاه اول (که از بدو تولد بچه را مهندس و دکتر صدا میزنند) موفقیت در مقابل شکست قرار گرفته است و در نگاه دوم شکست پله ای است برای موفقیت! جالب است که در نهایت هر دو یک حرف را میزنند: اینقدر تلاش کن تا موفق شوی!!اما براستی شکست خوردن چیست؟!برای اینکه کمی آسانتر تعریفش کنیم اول بفهمیم موفقیت را باید چگونه تفسیر کنیم.به طور مثال ما پروژه ای را تعریف می‌کنیم و انتظار داریم پس از تلاش های فراوان به نتیجه A برسیم. حالا دو حالت پیش می آید. ۱_ ما طبق انتظارمان به نتیجه A میرسیم. هورااا همه برایمان دست میزنند و میگویند آفرین شما موفق شدید.۲_ ما به نتیجه B میرسیم. آیا شکست خورده ایم؟! متاسفانه در کشور ما پاسخ «بله» است اما در اصل اینگونه نیست بلکه ما اتفاقا موفقیتی بسیار بیشتر از حالت قبل بدست آوردیم. ما متوجه شدیم مسیری که انتخاب کردیم نتیجه A را به ما نمی‌دهد و یک قدم به A نزدیک تر شدیم (اینکه بسیاری از کشفیات بزرگ در علم هم به همین شکل بوده و نتیجه ناخواسته به مراتب بهتر از از نتیجه مورد انتظار بوده بماند!) حالا شاید این تصور البته به غلط پیش بیاید که شکست پله ای برای موفقیت است. اشتباه نگرش کجاست؟! اشتباه در این است که این اتفاق اصلا شکست نیست بلکه موفقیت است!بنابراین حالا میتوانیم شکست را تعریف کنیم. در واقع شکست ینی شما پس از گذاشتن زمان، هزینه، انگیزه و انرژی مطلقا به هیچ نتیجه یا دستاوردی نرسید! البته کاری تقریبا غیر ممکن است ولی به لطف استیو جابز های زمانه ممکن شده است!با این اوصاف حالا میتوان گفت چگونه می‌شود شکست بخوریم؟!۱- فکر کنید استیو جابز، بیل گیتس، انیشتن، پیامبر و .‌‌.. هستید و هر فکر شما یک استارت آپ میلیون دلاری، یک نظریه بزرگ یا وحی الهی است.۲- بدون هیچ مطالعه و برنامه ریزی برای فکرتان هزینه کنید. ۳- کاری که در آن تخصصی ندارید را انجام دهید.۴- ایده خود را نصفه و نیمه آغاز کنید با این ایدئولوژی که مک‌دونالد از زیرپله شروع کرد.۵- فوت کوزه گری اینجاست! با انجام موارد بالا به تنهایی شما بازهم شکست نخوردید بلکه فقط به نتیجه دلخواه نرسیدید و طبق تعریف ما، شما حتی موفق تر هم شدید(اما خودتان نمی‌دانید) پس برای اینکه شکست بخورید باید تمام نتایج حاصل از پروژه را رها کرده کمی دپرس شوید و منتظر استیو جابز درون خود شوید تا دوباره خودنمایی کند.نتیجه گیریموفقیت قله ای نیست که آن را فتح کنید. موفقیت دائما جلوی چشمان شماست، باید برای آن تلاش کنید، سختی بکشید، کمی هم در واقعیت زندگی کنید. موفقیت فقط تبدیل به استیو جابز شدن نیست. موفقیت ینی شما بهترین خودتان شوید.اینکه یادمی‌گیریم چگونه شکست بخوریم به ما کمک می‌کند موفقیت را واضح تر ببینیم. ما باید یادبگیریم چگونه موفق شکست بخوریم(شکست از نگاه جامعه) و متوجه شویم اتفاقی که افتاده موفقیت است و نه شکست. شکست ینی رها کردن همه چیز و ما باید بگیریم چگونه واقعا شکست نخوریم.نکته مهم در این راه اینست که نه از حاصل شدن نتایج دلخواه خیلی خوش حال شویم و نه از حاصل شدن نتایج ناخواسته خیلی ناراحت.یادمان نرود در پس هر اتفاقی فلسفه ای نهفته است که ما را به موفقیت نزدیک میکند.</description>
                <category>آرمین ملوندی</category>
                <author>آرمین ملوندی</author>
                <pubDate>Thu, 31 Oct 2019 15:59:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برسد به دست &quot;وزیر ارتباطات&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@malvandiarmin/%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-xljp9nlrmv00</link>
                <description>با سلام و احتراماز اول در سیستم آموزشی این مملکت جایگاهی نداشتم، این بود که تلاش کردم تا جایگاهی برای خودم در این سیستم اشتباه، ایجاد کنم. من در خانواده ای بزرگ شدم که درس در اولویت اول آن بوده و هست. آرزوی پدر و مادرم حرکت فرزندانشان در لبه دانش و تغییر دنیا بوده و هست. از هر چیزی در زندگی‌شان زدند تا ما در این مسیر موفق شویم. قطعا این هدف مسیرش از نمره‌های درخشان در مدرسه و دانشگاه می‌گذشت. اینکه ما شاگرد اول شویم قطعاً وظیفه ما در راستای رسیدن به این هدف بزرگ بود. اما من علاقه ای به نمره گرفتن نداشتم. من همانقدر که در کلاس مفهوم را می‌گرفتم و می‌توانستم از آن استفاده کنم برایم کافی بود. اساتید گرانقدر هم لطف نموده و متن فرمایشاتشان و البته تمام مراجع درسی را واو انداز در امتحان از ما می‌خواستند. پر واضح است که در این سیستم حتی اگر هم می‌خواستم نمره بگیرم، نمی‌توانستم. این بود که من هیچوقت شاگرد اول نبودم. و خب وظیفه ام را به عنوان اولین گام انجام ندادم. من اشتباهی نکرده بودم، فقط روش خودم را داشتم. چیزی داشتم که سیستم اصلا برنمیتابید! خلاقیت...با حرف اساتید مخالفت میکردم، هر چیزی را قبول نمی کردم، در امتحان برداشت خودم را مینوشتم، این‌ها چیزهایی نبود که ارزش باشد. ارزش نوشتن خط جزوه بود.ارزش حفظ کردن شماره صفحه کتاب بود.حتی مدارس تیزهوشان(سختکوشان) امتحانش بر اساس حفظیات بود و تحلیل افراد برایش ارزشی نداشت. خلاقیت جایگاهی نداشت.  مخالفت های من تا جایی ادامه پیدا کرد که همکلاسی‌هایم در دبیرستان مرا پارادوکس صدا می‌زدند! به واسطه برادرم با جشنواره خوارزمی آشنا شده بودم، او توانسته بود موفق شود. بلاخره در این سیستم خلاقیت کش من کور سویی از امید پیدا کرده بودم، بلاخره جایی بود که خلاقیت ارزش حساب می‌شد . دروازه های بهشت را پیدا کرده بودم. با وجود مخالفت‌های شدید برادرم، پدر و مادرم که بهشت مرا مانند جهنمی که در آن زندگی می‌کردم می‌دانستند، پیش دانشگاهی که بودم در این جشنواره شرکت کردم. از بد روزگار آن سال دبیر جشنواره خوارزمی از هم نسل‌های اساتید ملا لغطی بود. این فرد در مرحله آخر این جشنواره با توجیهی مثال زدنی!!! که خودش یک متن توصیف دارد! طرح مرا لایق اول تا سوم کشوری ندانست. و من چهارم کشوری شدم. مزایای بنیاد نخبگان را از دست دادم و برگشتم به همان جهنم قبلی. فرصتی برای کنکور نمانده بود. منکه همه پتانسیلم را برای خوارزمی گذاشته بودم چیزی برای کنکور نداشتم.ولی چون ریاضی بودم قبول شدن در دانشگاه در رشته مورد علاقه ام آنقدر هم سخت نبود. فقط دانشگاه‌اش آنکه میخواستم نمی‌شد. دانشگاه همان جهنم قبلی بود با این تفاوت که یک آبسردکن در این جهنم بود. به مراتب آپشنی بسیار عالی بود. چون حداقل بود. بعد مدتی که دیگر رمقی برای جنگیدن در من نمانده بود و در یک حلقه فرسایشی گیر افتاده بودم، به اصطلاح تسلیم شده بودم. جرقه ایده ای که می‌توانست مرا از آن خلصه لعنتی نجات دهد به ذهنم زد.یک استارت آپ! دروازه ای دیگر از دروازه‌های بهشت. جایی که قواعدش را از صفر می‌توانستم خودم بنویسم!اگر با اطلاعاتی که الان از موبایل و تلفن های هوشمند دارید 30 سال پیش به شما پیشنهاد سرمایه گذاری در خط تولید آن را میدادند چه میکردید؟من ایده ای به ذهنم رسید که تکنولوژی آینده را میساخت و آن از دستان من و آدم‌هایی که میشناختم برمی‌آمد البته نیاز به تلاش و ابزارهای زیادی داشت ولی ما می‌توانستیم. گروهی ساختیم و شروع کردیم ما فکر می‌کردیم استارت‌آپ مثل همان قصه های معروف از زیرپله به جایی رسیدن و این حرفاست اما اینگونه نبود!اگر بخواهید استارآپی را راه بیاندازید یعنی یک شرکت دانش بنیان را با تمام یال و کوپالش باید بر دوش خود بکشید و به اصطلاح بازاری &quot;بی مایه فتیره&quot; و به زبانی دیگر شما به سرمایه اولیه نیاز دارید. ما هم که آهی در بساط نداشتیم، بعد از ماه ها تلاش آن گروه که ISQM نام داشت از هم پاشید.من شکست های زیادی را تجربه کرده بودم و تقریبا استاد شکست خوردن شده بودم، شکست ها با تمام تلخی‌ها، دلشکستن‌ها و نا امید شدن‌هایش درسی بزرگ برای من داشت:&quot;در انجام پروژه‌هایت نه از موفقیت‌ها زیادی خوش‌حال شو و نه از شکست‌هایت زیادی ناراحت.&quot;این جمله دیگر ملکه ذهنم شده است و حلال تمام مشکلاتم.منکه تازه دروازه بهشت را پیدا کرده بودم به این آسانی رهایش نمی کردم. من و دو نفر دیگر از ISQM این برند را در ذهنمان زنده نگه داشتیم برایش تلاش کردیم با دست خالی، عالی نشد اما طبق برنامه تا جایی که می‌شد  پیشرفتیم. اولین فاز طرح‌هایمان که راه افتاد باز مشکل معروف&quot;بی مایه فتیره&quot; گریبان‌گیرمان شد اینبار نه برای حفظ گروه. برای ماندن در بازاری که رقبا مایه دارند و فتیر نمی‌شود. شتاب دهنده‌ها هم که قربانشان بروم! سرمایه‌گذارن نیز در وضع فعلی جز زل زدن به دوربین و سکوت همچون سیامک انصاری کار دیگری نمی‌کنند. بخواهم دراین‌باره هم حرف بزنم خودش یک متن طولانی می‌شود!سرتان را درد نیاورم آقای وزیر، ما سه برادر بودیم یکی را که خدایش بیامرزد، دومی کچل شد و پا به فرار گذاشت، اکنون روزگار خوشی در آنسوی مرزها دارد و من مانده ام در این ملغمه عشق  و امید و نا امیدی. چه شما این متن را بخوانید و چه نخوانید من تمام تلاشم را برای بقای ایده هایم می‌کنم ولی واقعا خسته کننده است. من برای دکتر ستاری نامه زدم، برای رئیس قبلی سازمان بازنشستگی که رویکرد حمایت محوری داشت نامه زدم(یک نفر هم کار می‌کرد برکنار شد) اما جوابی نگرفتم.شاید رفتن به آنسوی مرزها کاردرستی باشد. شاید بهشتی که دنبالش میگردم آنجا باشد.اما وظیفه من تلاش است و من با این نامه تلاشم را برای حفظ امید می‌کنم.یاحق   به سایت ما هم سربزنید: ترفندشاپ</description>
                <category>آرمین ملوندی</category>
                <author>آرمین ملوندی</author>
                <pubDate>Sat, 31 Aug 2019 02:40:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>