<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مریم عسگرپور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mamama137227_gmail</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 06:03:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4867725/avatar/zthqmv.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مریم عسگرپور</title>
            <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail</link>
        </image>

                    <item>
                <title>:: •۵•  گیــــ🍒ـــلاس</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B5-%DA%AF%DB%8C%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%84%D8%A7%D8%B3-scnv2tbuoocs</link>
                <description>دیروز تو باغ رفتم سر درختا اینارو کنار درختای آلبالو چشمم افتاد به دو تا درخت گفتم آخجون گیلاس...(همینی که در عکس مشاهده می کنید) یکی که خوردم دیدم ترشه دومی ترشه سومی ترشه 😩بله درست حدس زدید یک نژاد از آلبالو  که به شدت شبیه گیلاسه 😏سرم کلاه رفته بود ولی دروغ چرا پسندیدم و چندتایی خوردم. امسال به خاطر باد و بارون درختای گیلاسمون اصلا بار ندادن و این قیمت خوب هم باعث شد من نتونم دلی از گیلاس در بیارم انشاالله سال بعد 😁</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jul 2026 14:20:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:: •۴• آبــــــ╥﹏╥ـــــرو</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B4-%D8%A2%D8%A8%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%EF%B9%8F%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1%D9%88-ottffi9wg5ff</link>
                <description>چند وقت قبل که تو شرایط روحی خیلی بدی بودم. رفتم درد دلم رو به خانوادم گفتم. درستش اینه رفتم نشستم خونه بابام گفتم نمی رم خونه ام.تصمیم غلط بود ولی سرسری گفتم که چرا و این شد چوب تاراج به آبروی شوهرم. چقدر التماسشون می کردم توروخدا به کسی نگین. نامادری ام می گفت چرا نگم آبرو براش نمی زارم 😭😭😭. خدا نسل آدمای مریضی مثل اون رو از روی زمین برداره.امروز سر صبحانه پدر شوهرم گفت هنوز هنوزه هرجایی میره پشت سر شوهرم زر می زنه. انگل خودش ام الفساده چطوری روش میشه واقعاااااخیلی دلم گرفت چون همش رو تقصیر خودم می دونم. دلم میخواد گوشی رو بردارم به بابام بگم منتظر بی آبرویی خودم و خودت باش زنت که ذاتا آبرو رو خورده حیا رو قی کرده.خدا به دادمون برسه خدا شاهده من اصلا دلم نمیخواست آبروی اون بره فقط میخواستم از اون شرایط سخت بیام بیرون. مثل الان که این همه دارم اذیت میشم.اگر از اول عقلم رو به کار مینداختم و می رفتم دنبال درآمد و یکمی پول جمع می کردم. بی سر و صدا یه خونه برای خودم و دخترا می گرفتم و زندگیم رو ازش جدا می کردم.الان خیلی ازش شرمنده ام. درسته که نمیخوام باهاش زندگی کنم ولی واقعا کسی نبود که بخوای اذیتش کنی.</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jul 2026 14:17:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:: •۳• ورزشــــ🏃‍♀️</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B3-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%EF%B8%8F-skafibzxlo31</link>
                <description>از اسفند ۱۴۰۳ تصمیم گرفتم وزنم رو کم کنم پس رفتم باشگاه دست و پا شکسته شروع کردم به ورزش یه روز می رفتم یه روز.  نه تا اینکه تو تابستان ۱۴۰۴ سه تا مربی داشتم بعضی روزا سه تا باشگاه می رفتم تا استپ وزنیم رو رد کنم. بازم یه جاهایی پیش میاد ورزشم قطع میشه مثل این یکی دو ماهه ولی جلو کمالگرایی ام رو میگیرم کست نمیبینمش و ادامه می دم. از هفته قبل تصمیم گرفتم صبحا تو خونه یه برنامه یه ربعه داشته باشم تا اگر باشگاهم نرفتم هم ورزش کرده باشم. من واقعا ورزش کردن رو دوست ندارم ولی الان ورزش رو به عنوان قرص افسردگی استفاده می کنم و این چند وقته بدون اون دارم دور افسردگی بال و پر می زنم.  نمی دونم با برنامه ای مه واسه آینده ام دارم کار و دانشگاه بازم می تونم ورزش کنم یا نه. بهر حال الان رو با مربیم تنظیم کردم که با دخترم کار کنم تا حتما کار کنم. </description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2026 12:27:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:: •۲• کیـــــــــ🍰ــــــــک</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%DA%A9-eqerhbpjtlv7</link>
                <description>قبلا مدرسه یکی از اقوام کار می کردم.  هرازگاهیی مه دلم می گیره می رم اونجا سرگرم بشم. دو هفته قبل که رفتم عروس خاله تا منو دید گفت خداتورو رسوند کادرم این ماه نمیاد میای صبحا اینجا؟ منم چون حوصله ام سر رفته بود قبول کردم.  حالا صبحا از نه تا ظهر یک میرم مدرسه. امروز که رفتم صبحانه نخورم گفتم میرم املت میخرم با خانم کوره پز میخوریم که اونقدری سرم شلوغ شد دیرم در اومدم نمی شد برم خونه ناهار بخورم باید فاطمه رو می بردم کلاس. اومدم بیرون تا اسنپ بیاد یه شیرینی فروشی دیدم رفتم ازش کیک خیس خریدم. بعد از مدتها کیک خیس میخوردم خیلی وقت بود هوس می کردم ولی تنبلیم میومد درست کنم. خدایی کیکای من کجا اون کجا 😏 ولی کاچی به از هیچی. با اینحال هنوزم گشنمه 😭 تا ساعت پنجم اینجام 😭😭😭😭</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jul 2026 14:10:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:: •۱• چــــــــ؟?ـــــــــرا</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B1-%DA%86%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1%D8%A7-txwbzvommv9t</link>
                <description>بعضی از پستایی که می نویسم به شکل عجیبی منتشر می شن 🤔متن رو همون لحظه ای که می نویسم ویرایش می کنم ولی انگار دست نخورده و اصلاح نشده اش منتشر می شهبعضی پستام عکسام نشون داده نمی شن یا اینکه توضیح پست که خودش از اول متن بر میداره من پاک می کنم بعد از انتشار می بینم عههه همون قبلیه😮حالا اینا به کنار بعضی وقتا وقتی تایپ می کنی باید خودش اسکرول کنه بیاد پایین نمیاد  و یا باید با چشم بصیرت ببینی چی نوشتی یا بری یه جای دیگه بنویسی بیاری اینجا کپی کنی. 😁تازه اینا وقتیه که متوجه بش. یه جاهاییم متوجه نشدم بعد انتشار دیدم چند تا خط زیر متنن« ایینا چین؟ ایوااا قبلا نوشتمش عکس اضافه کردنی رفته پایین» و ندیدم 😎در نهایت اینکه ویرگول جان من خودم به شخصه بی دقت و ناقصم شمام اینشکلی با من تا کنی اعتماد به نفسم از بین میره. </description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2026 16:48:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:: •۰• نــــــــ📵ــــــت</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B0-%D9%86%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%AA-v6hyozdxyyj5</link>
                <description>این مدت دغدغه های فکری و برنامه های شلوغ خودش نوشتن رو برام سخت می کرد این وسط اینترنتمم هی قطع می شد کند می شد حوصلم سر می رفت ولش می کردم.از این طرفم شارژرم خرابه گوشیم کامل شارژ نمیشه تایم هاییم که بیرونم چون باتری ندارم نمی تونم از اینترنت استفاده کنم 😩.اگر دقت کرده باشین کنار موضوعم علامتایی می نویسم که در حقیقت روزشمارن ولی خوب بخاطر سستی و غیره الان هفتایی عقبه. چرا؟چون الان علاوه بر خودم برای دخترام برنامه نوشتم و خیلی سفت و سخت درگیر اجرا کردنشونم. دختر کوچیکمم تا حد ممکن مقاومت می کنه و اذیت می کنه ولی منم کمر همت بستم تا عملیشون کنماین جند وقت دغدغه های فمری</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jun 2026 23:32:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.: •۹• غـــــــ⛰️ـــــار</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B9-%D8%BA%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%EF%B8%8F%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%A7%D8%B1-dbpjfiadnwgt</link>
                <description>امروز از اون روزایی که دلم میخواست تنها باشم دور و برم کسی نباشه. فقط خوابیدم و از جمع دور شدم. بارونم تازه تموم شده همه جام گلی شده 🤪..................................................................... </description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jun 2026 19:09:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.:•۸•چشمـــــــ🌊ـــــــه</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B8%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%87-wzjdpifsqqtg</link>
                <description>امروز مادربزرگ صبحانه نذر داشتن ما دیر رفتیم و تموم شده بود ولی این ور و اونور صبحانه جور کردیم و خوردیم. آخرشم دو تا دبه آب دادن دستمون که ببریم از چشم آب بیاریم و این شد که ما رفتیم کلمبوروای چقدر قشنگ بود.  تو مسیر از هر طرفمون دو تا جوب آب رد میشد یکیش زلال و شفاف که آب چشمه بود یکیشم گل آلود که آب سیلاب هایی بودند که از کوه اومده بودن پایین. رسیدیم سر چشمه پسر داداشمو انداختم تو جوب بعدشم چون به دختر خودم زورم نرسید ظرف داشتیم پر کردم ریختم رو سرش. خودم هم نشستم لب جوب پاهام رو گذاشتم تو آب و به معنی واقعی یخ زدم.  عالی بود جا تون خالی. </description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2026 15:20:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.: •۷• عـــــــ🖤ـــــزا</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B7-%D8%B9%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B2%D8%A7-qegudxweir0x</link>
                <description>دیروز تاسوعا بود. همیشه این موقع سال بهم یادآوری میشه که اگر کربلا بودم یزیدی می شدم و این واقعا ناراحت کننده است. امسال برای یه مشکل بزرگم دست به دامن آقا ابوالفضل شده بودم نمی دونم حل کرده برام یا نه ولی من نذرش رو دادم و بازم یکی دیگه هم اضافه کردم و از امروز اداش کردم. آقاجان می دونی بی کسم.  یه مرد میخواستم دستمو بگیره قدرتمندتر از تو پیدا نکردم.  امیدمو نا امید نکن. انشاءالله همه تو این ایان حاجتشونو بگیرن برای منم دعا کنین آدم بشم. 😩</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2026 01:13:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.: •۶•مــــ🏢ـــــدرسه</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B6%D9%85%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-yonmi0bxsad9</link>
                <description>امروز صبح دخترارو فرستادم باشگاه خوودم موندمکه مثلا خونه رو تمیز کنم. دلم گرفت حس کردم دارم خفه میشم. خواستم برم بیرون گفتم هر حا برم تنها باشم همون آشه و همون کاسه. یکی از اقوام یه مدرسه داره منم یه سالی اونجا کار کردم گفتم برم اونجا گوشیمم دست بچه ها بود زنگ زدم جناب شوهرجان برام اسنپ گرفت رفتم اونجا. حتی تا دم در پشیمونن بودم و ناراحت ولی یکمی که گرم صحبت با همکارا شدم حالم خووب شد.  مدرسه شون پر شاگرددددد</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jun 2026 18:17:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.: •۵• خــــــ🕺ـــــوب خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B5-%D8%AE%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%88%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A8-bsqcz9j6pmao</link>
                <description>با تعجب فراوان نسبت به حال و روز دیروزم امروز حالم خوبه.  همین شش صبح داشتم گریه می کردم. ولی الن حالم خوبه. امیدوارم این دوره تغییر تموم شه و من عادت کنم به این روال ها😊.......................................................................</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 08:33:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.: •۴• نشـــــ⛓️‍💥ــــــدن</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B4-%D9%86%D8%B4%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%EF%B8%8F%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%AF%D9%86-perm66jgw7gy</link>
                <description>پروفایلمو نگا کردم تو این چهارروز هر روز نتونستم بنویسم.  واقعا خودم تنبلی کردم. انگاری انگیزم رو از دست می دم.  بی فایده می بینم. واسه همین یه مروری کردم دلایلی رو که بخاطرشون نوشتن رو شروع مردم هنوزم همون مشکلات رو دارم و راه حلشونم همینان پس یکم سفت و سخت باید باشم. این وسطا یکمم درس بخونم به هیچ کسی بر نمی خوره 😊روزگار به کامتون 😘😍</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2026 07:43:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.: •۳• فــــــ(╯︵╰,)ـــــرش</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B3-%D9%81%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%EF%B8%B5%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1%D8%B4-uwjxtcxfxfpi</link>
                <description>پریروز با خواهرشوهرم رفتیم بازار فرش فروشا وارد یه پاساژ شدیم اول که نگا کردیم تا یه جایی گفتین اینا ماشینی اهستن تا یکی از فروشنده ها پرسید دنبال چی می گردین گفتیم فرش نه متری دستباف گفت همه اینا دستبافن 😁😎 من و خواهرشوهرمم همدیگرو یه نگا کردیم دستمون اومد اینا فرش ابریشمن چقدر قشنگ بودن.  ما دیگه داشتیم می رفتیم فروشنده خودش قیمت یکی که چشم مارو گرفته بود رو بهمون گفت دو تا شش متری 5 میلیارد و هفتصد 😮🥹🤔منم خندیدم گفتم حاج آقا من خونه رو این قدر خریدم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2026 10:29:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.: •۲• دکتــــــ🩺ـــــــر</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B2-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%F0%9F%A9%BA%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1-x6qghsnnnnjk</link>
                <description>خوب امروز روز پزشکه..... دو تا دکتر قراره برم یکیش صبح دکتر قلب میرم هوش مصنوعی جان که گفتن سکته خفیف زدم🤣 انشاءالله اون رد کنه.از دارو خوردن متنفرم و سخت میرم دکتر ولی بعد از یک سال درد مداوم قلبی الان دیگه اونقدری بی حال و کسلم که سطح فعالیت عادی روهم بدنم قبول نمی کنه.و بعدی ظهر دکتر معمولی واسه چیزای روتین و چکاپ طوری بررسی سابقه دیابت و.... که دخترمم همراهیم می کنه.فقط به این فکر می کنم که حیفه پول الان میرم میگن تو از منم سالم تری کمتر فکر و خیال کن و ناقابل سه چهار میلیونم میره 😩😩😫😢</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2026 05:40:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.: •۱• نــیـــــ👶ـــــنی</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B1-%D9%86%D9%80%D9%80%DB%8C%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%86%DB%8C-xt1mwbwly70l</link>
                <description>پریروز رفتم خونه دخترخاله ام دوستاشم اونجا بودن وایی یه دختر خوش سرزبون با موهای پسرونه و دامن سفید اومد جلوم داشتم کفشارو جفت می کردم با اون زبون شیرینش گفت مال داداشمه دشت نزن 🥰با این جمله قبودی افتاد تو دلم کلی رفتم باهاش بازی کردم تا توپمون رفت زیر مبل با دستش رفت برداره نتونست همونجا زیر مبل چرخید با پاهاش برداره 🤣🤣🤣 ور پریده نمی دونم چطوری به ذهنش رسید.اونجوری ام موفق نبود اومد بیرون منو یه نگاهی کرد گفت من زیر مبل جا نمیشم تو بردار 😏 جوجه همین الان چرخیدی زیر مبل 🤣🤣 بچه ها خیلی موجودات نازیناز اونجا اومدم داشتم کلیپ رزمی نگا می کردم به دخترم نشون بدم که یکهو دیدم دو تا فنچ پنجاه سانتی دادن مبارزه می کنن تا همین الانش پنجاه بار نگاش کردم. حیف اینجا نمیشه کلیپ گذاشت به شمام نشون میدادم.دیروزم رفتم باشگاه دخترم جلسه اولیا دختر خواهر شوهرم رقیه اونجا بود من بهش می گم گوگولو وای نمکه بچه، زبون آدم ده ساله رو دار، وزه ای برای خودش.کل مدت کنار من بود گازش گرفتم بوسیدم دعواکردیم وای الانم ایکاش بود گاز می گرفتمش. یکی از مامانا گفت ولش کن بچه رو من جای اون بودم نگاتم نمی کردم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣هر وقت دیدین بچه ای دیگه تو شهرمون نیست بدونین خدا باهامون قهر کرده بهترین و بزرگترین نعمت رو زمینن</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 13:42:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.: •۰•حــــــ☎️ـــــــرف</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B0%D8%AD%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%EF%B8%8F%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1%D9%81-hvdctq29smmo</link>
                <description>من زیاد اهل تماس تلفنی نیستم. اگر کسی رو طی دو هفته ببیبنم بهش زنگ نمی زنم یا حال مریضی رو از دیگری بشنوم زنگ نمی زنم و همه اینا باعث میشه ازم دلخور شن. ولی خدایی یکم که فکر می کنم می بینم که قشنگه که آدم یکمی ارتباط تلفنی با بقیه داشته باشه. برای همین جدیدا شروع کردم خودم به این و اون زنگ می زنم. شمام زنگ بزنین خصوصا به بابا و مامان مثل من نباشین. </description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2026 23:44:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:•۹•  غــــــಠ_ಠـــــــم</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B9-%D8%BA%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%85-amvzaenjhoj9</link>
                <description>پریشب با یکی حرف می زدم گفتش خیلی کم میخندی. خیلی جدی هستی ببین مثلا فلانی خیلی می خنده آدم با اون بیشتر بهش خوش می گذره. گفتم خوب نوع خوشحال بودنامون فرق داره دلیل نمیشه که من خوشحال نبودم. ولی کل دیروز رو ذهنم درگیرش بود. راست میگه یه غم خاصی دارم همیشه حس تنها بودن حس اینکه از من خوششون نمیاد. یا اینکه بعضی جاها ذاتا از خودم خوشم نمیاد بهر حال دیشب اون آدم خندون اومده بود جلو درمون و من با حسرت تمام نگاش می کردم و اون بازم میخندید و به همسرش می گفتن خوش بحالت همچین زن سرحالی داری. واقعااااا خوش بحالش</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 11:34:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:•۸• روز♕</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B8-%D8%B1%D9%88%D8%B2-ellshzzqzxu1</link>
                <description>از صبح دارم فکر می کنم روز وقت کار و فعالیته ولی مود من مناسبه شبه 😅تو جامم و یه عالمه قکر و دغدله دارم که آیا می تونم یا نمی تونم. خدا بخیر بگذرونه. ..................................................................... </description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 18:06:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:•۷• آتـــــ🔥ـــــــش</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B7-%D8%A2%D8%AA%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B4-b31rv9smmvso</link>
                <description>دیشب تو باغ آتیش درست کرده بودن.  خیلییی قشنگ بود من اولش که زبلنه میکشه رو با آخرش که زغالا سقید قرمزن و با باد برق می زنن رو خیلی دوست دارم. دیگه وسطش دختر کوچولوم گوشیم رو برده بود نتونستم از آخرشم عکس بگیرم. دلم میخواست زمان همونجا وایسته. </description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 18:03:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:•۶•عـــــ👰‍♀️ــــــروس</title>
                <link>https://virgool.io/@mamama137227_gmail/%DB%B6%D8%B9%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%EF%B8%8F%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1%D9%88%D8%B3-ixagwf13sjsp</link>
                <description>جاتون خالی دیشب عقد دعوت بودم.  سر عقد گریه ام گرفت بزور خودمو نگه داشتم. خیلی قشنگ بود عروس  حسودیم شد.  ایکاش منم بتونم یه عشق داشته باشم قشنگ باشم دوست داشتنی باشم. ................................................... جاتون خالی دی</description>
                <category>مریم عسگرپور</category>
                <author>مریم عسگرپور</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2026 08:45:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>