<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیمکت اندیشه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mammadini66</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 14:14:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3191653/avatar/cmRL1C.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نیمکت اندیشه</title>
            <link>https://virgool.io/@mammadini66</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازدارندگی هسته ای وقتی بمب هسته ای حرام است</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%85%D8%A8-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ocbjjdkayizg</link>
                <description>در طی یک سال گذشته شاهد بودیم که اسرائیل در حمله به سوریه و یمن از بمب هسته ای تاکتیکی استفاده کرده است.سوریه:زمان استفاده از این بمب ها در سوریه وقتی بود که این کشور با حمله تروریست های تحریر الشام و فرار بشار اسد بی نظم و نا آرام بود. سیستم پدافند تخریب شده بود و عملا سوریه به کشوری بی خطر تبدیل شده بود.یمن:حمله به یمن، در حالی انجام شد که هیچ نهاد نظارتی و حقوق بشری در یمن وجود ندارد تا از مردم مظلوم یمن در مقابل این حملات دفاع کند و این حملات هسته ای اسرائیل برچسب &quot;دفاع از خود&quot; گرفتند.سوال:چه تضمینی وجود دارد که اسرائیل از بمب های تاکتیکی علیه ایران استفاده نکند؟چرا تا کنون از این حملات علیه ایران استفاده نکردند؟ بخصوص در حمله چند ماه پیش که با مشارکت آمریکا بود و چند نفر از جوانانمان شهید شدند.جواب:زیرا ایران سطح غنی سازی و آمادگی هسته ای را به جایی رسانده بود که طبق تحلیل کارشناسان آمریکایی و اسرائیلی فاصله ایران از زمان &quot;اراده&quot; تا ساخت بمب اتم به یک هفته رسیده بود.این یعنی بازدارندگی هسته ای بدون داشتن سلاح هسته ای.دشمن می داند که اگر با سلاح هسته ای با هر سطحی حمله کند. ایران می تواند ظرف مدت کوتاهی پاسخی در خور به او بدهد. در نتیجه عواقب حمله هسته ای به کشوری که سلاح هسته دارد یا می تواند به سرعت و ظرف مدت کوتاهی آن را بسازد و انتقام بگیرد. بسیار خطرناک است.در شرایط کنونی، نگه داشتن آمادگی و سطح غنی سازی نقش بسیار مهمی در بازدارندگی هسته ای دارد.هدف آمریکایی ها در مذاکرات این است که فاصله تصمیم به ساخت بمب هسته ای و ساخت آن را طولانی تر کنند تا در صورت حمله به ایران، مطمئن باشند ایران توانایی حمله هسته ای ندارد.این مطالب با کمک تحلیل های کارشناس مسائل ژئوپولیتیک آقای &quot;میلاد رضایی&quot; در کانال تلگرامی &quot;ایران شهر خورشید&quot; نوشته شده اند. </description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Tue, 13 May 2025 18:22:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امام صادق(ع) و مرتاض هندی - تقویت روح</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%D8%B9-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D8%B6-%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-oewrjuamgmeu</link>
                <description>روزی امام صادق(ع) وارد مسجدی شدند و ديدند جمعيتی دور يک نفر جمع شده‌اند. پرسيدند: چه خبر است؟گفتند:  انسان عجيبی است و کارهاي خيلی فوق‌العاده‌ای انجام مي‌دهد و مردم او را  تماشا می‌کنند. حضرت جلو  رفتند تا ببينند او چه کار مي‌کند. هر کسی هر چه  در دستش ميی گرفت و به آن شخص نشان می داد، می گفت در دستش چيست. حضرت (ع)  دستشان را بستند و جلو آوردند و گفتند: در دست من چيست؟مرتاض هندی فكری كرد و در صورت حضرت نگاه کرد. دوباره نگاه كرد و پاسخی نداد.امام پرسيد : چرا نمي‌گويی؟ نمي‌دانی؟گفت : مي‌دانم؛ تعجب مي‌کنم که شما چگونه به اين دسترسی پيدا کرده‌ايد؟گفتند: چه مي‌بينی؟گفت:  آنچه در عالم بوده است، همه چيز سرجای خودش است. در جزيره‌اي پرنده‌ای يک  جفت تخم گذاشته بود كه يکی از آنها نيست. حتما در دست شما همان تخم پرنده  است و من تعجب می‌کنم شما با آن جزيره چه ارتباطی داشتيد و چگونه توانستيد  آن تخم را از آنجا برداريد. حضرت دستشان را باز کردند و مردم ديدند درست  است. بعد حضرت به او فرمودند: چه کار کردي که اين قدرت را پيدا کردی؟گفت: بنا گذاشتم آنچه دلم ميی خواهد، مخالفت کنم و من هر چه دلم خواست، مخالفت کردم.امام فرمودند: دلت ميی خواهد مسلمان شوي؟گفت: نه.فرمودند: بنا شد هر چه دلت نمی خواهد عمل کنی.آن شخص محکوم شد و بالاخره اسلام را به او عرضه کردند و مسلمان شد. بعد که مسلمان شد، ديگر نتوانست آن كارهای عجيب را انجام دهد.گفت: عجب کاری کرديم! آمديم دين حقی را پذيرفتيم و خداپرست شديم، آنچه را هم كه داشتيم، از دست داديم.حضرت  فرمودند: بله، تا به حال، مزد زحمت‌هایی را كه کشيده بودی خدا در همين  دنيا می داد، از اين به بعد هر چه زحمت بکشی، برای آخرتت ذخيره می شود و  نتيجه ابدی خواهد داشت. آيا به اين راضی هستی؟گفت:  اگر اين‌گونه است، راضی هستم. منظور اين است که خداي متعال در انسان چنان  استعدادی قرار داده است كه می تواند ورزشی کند و نتايجی هم از آن بگيرد؛  اما خدا انسان را نيافريده است که فقط بگويد در دست تو چيست.( سخنرانی آيت‌الله مصباح یزدی (دام عزه) در همايش سراسری آسيب‌شناسی فرقه‌های نوظهور؛ قم؛ 5/8/89)تقویت قدرتهای روحریاضت‌ها گاهی مشروع و گاهی نامشروع است. ریاضت های مشروع در نفوس پاک، نیروی سازنده ایجاد می‌کند و ریاضت‌های نامشروع، نیروی شیطانی و هر دو ممکن است منشأ خارق عادت گردد که در اولی مثبت و سازنده و در دومی مخرب است.از روشهای تقویت قدرت روح مبارزه با نفس است. این مطلب آنقدر اهمیت دارد که در دین اسلام آن را جهاد اکبر نامیده اند.تهذیب نفس و تلاش برای رفع خصلتهای بد مانند حسادت، غرور و خود برتر دانی از عوامل اصلی لغزش انسان و دور شدن از سعادت است.جالب است که در مسیر رسیدن به سعادت، رشد و تعالی روح رخ می دهد تا روح برای رسیدن به سعادت ظرفیت لازم را بدست بیاورد. اما برخی سعادت یا خوشبختی، را حضور در بهشت تعریف کرده اند (حداقل برای خود) اما در خود قرآن داریم که بالاترین نعمت رضایت خداست و در واقع هدف از خلقت این است که انسان در مسیر زندگی دنیا با تهذیب نفس و طی کردن مسیر رشد و تعالی روح ظرفیتی را در روح خوب ایجاد کند که به طور بی انتها از لذت شیرین و وصف ناپذیر عشق و رحمت خدا بهره ببرد.هر چقدر روح بیشتر تزکیه و پاک شده باشد. ظرفیت بیشتری برای درک این نور رحمت وصف ناپذیر داشته و لذت بیشتری می برد.در تجربه نزدیک به مرگ آقای امیرحسین حیدری می بینیم که می گوید (قریب به این مضمون)، داشتم با امام رضا (ع) صحبت می کردم. ایشان برای من دعا کردند. سپس نور درخشانی از بالا ظاهر شد و باعث پاک شدن من و رهاشدن من از حلقه های گناه شد. دیدم امام رضا (ع) سر را بالا برده اند و به آن نور خیره شده اند. من هم از روی کنجکاوی و اینکه می خواستم ببینم منشأ این نور کجاست، سر را بالا بردم و آنقدر نور شدید بود که بی هوش شدم. انگار فیوزهای من پرید. من ظرفیت دیدن آن نور را نداشتم ولی آقا امام رضا (ع) این ظرفت را داشتند.این نور تجلی رحمت و مغفرت خدا بود. و امیر حسین حیدری ظرفیت درک آن را نداشت.شیطان که دشمن قسم خورده ی انسان است. می داند انسانها چه نقاط ضعفی دارند و چه تمایلاتی دارند. آنها که به دنبال علاقه های مادی هستند، مانند پول زیاد، شهرت، مقام و خانه های لاکچری توسط شیطان با همین تمایلات منحرف می شوند و فرصتهای عالی تعالی روح را از دست می دهند.و آنها که علاقه مند به قدرتهای ماورایی، تفکر و اندیشه هستند، به نحو دیگری منحرف می گردند. شیطان یک اندیشه و فلسفه که مخلوطی از چیزهای حق و باطل است، ارائه می کند. ذهن فرد با خواندن بخش منطقی و عقلی آن برنامه ریزی می شود. و در ادامه به طور ناخودآگاه انحرافات را نیز به نسبتی قبول می کند. بخصوص اینکه بسیاری از اعتقادات انحرافی امروزی بدون پایه و اساس و فقط بر اساس فرض هستند ولی قدرت تبلیغاتی دستگاه شیطان - که شامل تیم و شبکه گسترده اجنه و انسانها است - در قبول این مطلب بسیار موثر است.بسیاری از افراد دنباله روی بزرگترها هستند بدون آنکه درستی آن را بررسی کنند. تأثیر سلبریتی ها، چه خواننده چه ورزشکار چه سلبریتی های دانشگاهی (اساتید دانشگاهی که به طور خاص در دنیا مشهور شده اند) و سیاسی بسیار زیاد است. و این در قرآن نیز ذکر شده است که افراد می گویند ما از آئین پدرانمان دست بر نمی داریم.روش صحیح تقویت روحفراموش نکنیم در عالم ماده است که ما بسیاری از کارها را می توانیم، انجام دهیم که باعث تقویت روح می شود. مثل انفاق، مثل روزه گرفتن.روزه گرفتن برای خدا و تحمل سختی های آن کاری ست که شما نمی توانید در عالم برزخ انجام دهید.پس به یاد داشته باشیم این دنیا یک فرصت است برای تقویت روح و ایجاد ظرفیت های معنوی بیشتر در آن، تا در عالم برزخ و آخرت ظرفیت بیشتری برای درک بهترین نعمت خدا را داشته باشیم و این نعمت لذت عشق و مهربانی خدا (یا رحمت خداست) که بی انتها و وصف ناپذیر است.برای رسیدن به این هدف دستورالعملی خدا به ما ارائه کرده است.1- مطالب قرآن که درواقع سخن خداوند است.2- احادیث نمایندگان خدا (پیامبر و امامان ع)و بر طبق این دو، مسیر تعالی روح شامل: تقوی (به طور خلاصه دوری از گناه) و تزکیه نفس (حذف رذایل اخلاقی) می باشد.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Wed, 07 May 2025 11:44:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بعد از حمام باز هم برای نماز باید وضو گرفت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%B6%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-eu556radjcy4</link>
                <description>چرا بعد از حمام باز هم برای نماز باید وضو گرفت؟چه تفاوتی بین استحمام و غسل وجود دارد؟طهارت یا پاکی از اصول مهمی است که پیش از نماز باید رعایت شوند. نماز عبادتی است که در طول آن انسان در محضر خدا حاضر می شود. خدا وجودی پاک است پس طبیعی است که انسان برای حضور در این قرار باید پاکیزه در محل عبادت حاضر شود.اما وجود انسان دارای دو بعد است. یک بعد &quot;مادی&quot; یا &quot;فیزیکی&quot; و بعد دیگر &quot;روحانی&quot;. وقتی انسان بدون نیز غسل یا وضو بدن خود را می شورد. بدن او پاک می شود. اما برای حضور در عمل عبادی مثل نماز، انسان باید روح خود را نیز پاک کند. برای این منظور شستن دست ها و یا استحمام باید با نیت تقرب به خدا انجام شود. در واقع اثر روحانی این نیت در شستشو دست و تن اثر می گذارد و موجب پاکی روح می شود.حالا بیایید به نکته ی دیگری توجه کنیم.خوردن مشروبات الکلی اثر بسیار بدی روی بدن انسان می گذارد. این مشروبات در بروز بسیاری از بیماری ها از مشکلات کبد گرفته تا سکته های قلبی و مشکلات گوارشی و طیف بسیار وسیعی از سرطان ها نقش بسیار پر رنگی دارد.جالب است که اثر مخرب مشروبات الکی روی روح نیز بسیار وحشتناک است. بطوری که در احادیث داریم که فردی که مشروب می خورد تا 40 روز نمازش مورد قبول واقع نمی شود. همین مطلب گویای این است که خوردن مشروبات الکلی چه آلودگی عظیمی بر روح انسان می گذارد.احکام اسلامی وارده از سوی خدا با در نظر گرفتن ابعاد مختلف وجود انسان برای انسان صادر شده اند. خدای ارحم الرحمین خیر خواه بندگانش است. آنچه که در مورد بایدها و نبایدهای دینی از اعمال و غذا گرفته تا پوشش و ... بر انسان وارد شده است بسیار فراتر از علم کنونی انسان امروزی است.ان شاء الله بزودی و با ظهور منجی عالم بشریت مهدی آل محمد عج اثرات روحانی رعایت قوانین اسلام بر زندگی دنیایی و آخرتی مردم سرتاسر دنیا آشکار خواهد شد و مردم با جان و دل و با شوق این دین و قوانین آن را می پذیرند.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Fri, 25 Apr 2025 22:03:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نادر طالب زاده، لشکر تک نفره</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%84%D8%B4%DA%A9%D8%B1-%D8%AA%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%87-zlnh86crlied</link>
                <description>2 سال از فوت نادر طالب زاده می گذرد. اندیشمندی که فیلمساز و فعال رسانه ای بود. مرد بزرگی که نه شوق جایزه های بین المللی را داشت و نه دغدغه میلیاردر شدن و نه حتی برای محبوب و مشهور شدن دست به دامان نمایش های بشر دوستانه در شبکه های اجتماعی و رسانه ها می شد. نادر طالب زاده به دنبال یک چیز بود &quot;حقیقت&quot;.سفرهای بسیار می کرد. با خیلی ها صحبت می کرد. افراد با نژادهای مختلف در کشورهای مختلف تا آنچه را که رسانه قدرتمند و ثروتمند بین المللی مخفی می کرد را آشکار کند. &quot;حقیقت&quot;.فرقی نمی کرد که این حقیقت کشتار و ترور خاموش باشد و یا شستشوی مغزی جامعه جهانی. نادر طالب زاده به مبارزه ادامه می داد. تنها با تیمی کوچک و حمایتی اندک. نادر طالب زاده نماد مقاومت و امید بود. حالا بعد از در گذشت نادر طالب زاده، تظاهرات در سرتاسر دنیا علیه نسل کشی در فلسطین شدیدتر شده است.برخی کانال های تلگرامی و صفحه های اینستاگرامی مسیر نادر طالب زاده را ادامه می دهند.اما فیلمسازی؟ نه. جای خالی فیلمساز حقیقت جو در سینمای ایران خالی ست.اتفاقات دنیا آنقدر سریع رخ می دهند که تا بخواهی یک فیلم در مورد 7 اکتبر بسازی، حمله پیجری به لبنان رخ داده و بعدش هم جولانی وارد سوریه شده. در حال جمع بندی هستی که روی کدام موضوع کار کنی که نسل کشی علویان در سوریه رخ می دهد و بعد دوباره کشتار غزه از سر گرفته می شود.سرعت و تعداد اتفاقات دنیا بسیار بیشتر شده است. با این وضعیت ما به 7 یا 8 یا 10 نادرطالب زاده احتیاج داریم تا موضوعات مختلف در موقعیتهای جغرافیایی مختلف را مورد بررسی قرار دهند.با این حال به طرز جالبی جامعه جهانی بیدار تر از چند سال قبل است. حالا با یک کلیپ کوتاه در تیک تاک، آبروی آمریکا و اسرائیل می رود.یک سخنرانی آقای خامنه ای و یا عراقچی، همه نقشه های آمریکایی ها را خراب می کند.پرچم نادر، روی زمین نمانده است. اما حاملان پرچم به روش دیگری این پرچم را برداشته و حمل می کنند. شبکه های اجتماعی بلای جان دشمنان حق و حقیقت شده اند. بسیاری بیدار شده اند و با نیت خودشان و دلایل خودشان، برخی برای بودن در سمت درست تاریخ و برخی برای نجات انسانیت و برخی برای خدا و برخی برای ایجاد عدالت و مبارزه با ظلم و برخی برای دفاع از مظلوم در سرتاسر عالم این مسیر را ادامه می دهند و کاری که ایرانی ها در کشورهای دیگر نمی توانستند انجام دهند به لطف خدا و خون شهیدان، توسط مردم خودشان در حال رخ دادن است.ظلم حالا آنقدر آشکار شده است که مردم معمولی کشورهای مختلف علیه آن شعار می دهند و این نتیجه تلاش و مبارزه ی مردانی مثل نادر طالب زاده در سرتاسر جهان است.هر توئیت، کلیپ و یا کامنت در حمایت از غزه، روحیه دیگران را برای مبارزه تقویت می کند. پس باید به مبارزه ادامه داد و به احترام خونهایی که در این راه ریخته شده اند، هرگز تسلیم نشد.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Fri, 25 Apr 2025 21:58:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایان ناتو: ترامپ بخشی از خاک دانمارک را می خواهد</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-geeco899zvfv</link>
                <description>ترامپ در آغاز دوران ریاست جمهور خودش به دنبال کشورگشایی مدرن است. تصاحب کانادا، پاناما و گرینلند (که جزئی از دانمارک محسوب می شود) بخشی از این پروژه بزرگ است. به نظر می آید که ترامپ در حال ارزیابی سلطه بر سرزمین های قطب شمال نیز هست.اما دلیل این کار چیست؟پاناما یک کانال بسیار استراتژیک جهان است.کانادا، گرینلند و قطب شمال همگی دارای ذخایر قابل توجهی از نفت و گاز و منابع طبیعی هستند.ترامپ قصد دارد با استفاده از قدرتهای خودش این سرزمین ها را تصاحب کند.قدرت اقتصادی آمریکا، قدرت سیاسی آمریکا، قدرت نظامی آمریکا و وابستگی نظامی به این کشور از دلایلی هستند که به ترامپ این جرأت را می دهند تا به فکر تصاحب سرزمینهای کشورهای حتی دوست و متحد خود باشد.با تصاحب این سرزمین ها، وابستگی اقتصادی و انرژی متحدان آمریکا به این کشور بیشتر می شود و آمریکا می تواند ابزار قدرت قوی تری برای تحمیل تصمیمات بین المللی خود داشته باشد. زیرا آنها دو رقیب بسیار قدرتمند به نامهای چین و روسیه دارند.در بالا به اثرات مثبت این اقدامات ترامپ برای آمریکا اشاره کردیم حال بیایید که طرف دیگر سکه را نگاه کنیم.سوال: آیا ترامپ قادر خواهد بود که این سرزمین ها را به خاک خود اضافه کند؟جواب: احتمالا. بله.در تشریح این پاسخ باید نگاهی به رفتار های سیساتمداران دانمارک، کانادا و حتی کشور های اروپایی بیاندازیم.کانادا: جاستین ترودو پس از جلسه با ترامپ از نخست وزیری استعفا داد و حتی از ریاست حزب خودش نیز استعفا داد.به نظر می رسد ترودو فهمیده است که او به عنوان نخست وزیر کاری برای کشورش نمی تواند انجام دهد. و برای اینکه این ننگ در تاریخ به نام او ثبت نشود استعفا داده است.دانمارک: مقامات دانمارک ابتدا گفتند که گرینلند می تواند مستقل باشد اما نمی تواند به خاک آمریکا اضافه شود.در واقع این حرف دانمارکی ها به این معنی ست که ابتدا گرینلند مستقل شود بعد به آمریکا اضافه شود زیرا یک کشور مستقل دیگر تحت کنترل دانمارک نخواهد بود.پاناما: کشور پاناما کشور کوچکی است. آمریکا می تواند به راحتی با اعمال تحریم و حمله نظامی، استفاده از ابزار رسانه برای همراهی عموم مردم و حتی با خرج پول برای خرید مسئولان آن کشور، پاناما را تسخیر کند.توجه داشته باشید که تمامی ابزارهایی که آمریکا می تواند در پاناما استفاده کند در دیگر کشورها (مانند گرجستان برای اینکه مردم گزینه مورد نظر آمریکا را انتخاب کنند) استفاده شده اند. و هچ چیز عجیب و تازه ای در این مورد وجود ندارد.پاناما قدرت نظامی مقابله با آمریکا را ندارد. زیرساختهای پاناما در مقابل حمله نظامی بسیار آسیب پذیر هستند و مهمتر از همه، بسیاری از کشورها تمایل ندارند که پاناما دچار جنگ شود و همه کار می کنند تا مسئولین و مردم پاناما با کمترین آشوب کشور را تحویل دهند. زیرا بسته شدن کانال پاناما حتی برای مدت خیلی کوتاه نیز ضربه اقتصادی شدیدی به تجارت بین المللی وارد می کند.عواقب:اما، این کار ترامپ عواقبی خواهد داشت. بیاد داشته باشید که پس از انتخاب ترامپ، مسئولین بلند مرتبه آلمان و فرانسه واکنش هایی نشان دادند.در فرانسه مکرون گفت که اروپا باید مستقل شود و روی پای خودش بایستد و در آلمان تصمیم گرفتند که ارتش مستقل آلمان را که سالها بود منحل شده بود و آلمان به ناتو متکی شده بود را دوباره بسازند. حتی خبر از اجباری شدن خدمت سربازی در آلمان نیز مطرح شد.سیاست مداران آلمان و فرانسه متوجه شدند که سیاست ترامپ بر پایه آمریکا محوری و خودخواهی است. در نتیجه خیلی زود واکنش نشان دادند. حالا که هنوز هم ترامپ به روی کار نیامده می بینیم که با کانادا و دانمارک به مشکل خورده است.بله، یک مشکل بزرگ پیش آمده است. آمریکا صاحب یکی از قوی ترین قدرت های نظامی دنیا بخشی از سرزمین دانمارک را می خواهد. هر دو کشور عضو ناتو هستند. دانمارک تنها 11 جنگنده دارد و توانایی ضربه زدن به آمریکا - که در آن طرف اقیانوسها قرار دارد - را ندارد. در نتیجه چاره ای جز خداحافظی با گرینلند ندارد.رفتارهای ترامپ، باعث اختلاف بین کشورهای ناتو و غربی شده است. آلمان، کانادا، فرانسه و دانمارک در این خصوص واکنش نشان داده اند. حالا دیگر کشورها متوجه می شوند که چرا آلمان و فرانسه به سرعت با آمدن ترامپ واکنش نشان دادند. کشورهای ناتو سالها به حمایت ناتو از خودشان دلگرم بودند. آنها برای این روز که بین خود کشورهای ناتو اختلاف بیافتد آمادگی نداشتند.حالا با قطع رابطه با روسیه، آمریکا بر کشورهای اروپایی فشار وارد می کند که از روسیه انرژی خود را تامین نکنند. کمبود منابع انرژی در اروپا احساس می شود. ترامپ قصد دارد با تصاحب سرزمین های گرینلند و قطب شمال و کانادا، اروپا را در حوزه انرژی کامل به خود وابسته کند.از طرفی اروپایی ها می بینند که وقتی بین دو کشور ناتو اختلاف ایجاد شود، کشور قوی تر پیروز می شود و آمریکا در این دوره 4 ساله ترامپ نه در جهت منافع ناتو بلکه در جهت منافع آمریکا اقدام خواهد کرد.این باعث می شود فشار اقتصادی زیادی بر اروپا وارد شود. بسیاری از اروپایی ها از آمریکا دلسرد شوند. احزاب ملی گرا در کشورهای اروپایی به قدرت برسند و اتحاد ناتو به سراشیبی سقوط بیافتد. حالا دیگر کشورها می دانند نباید به ناتو متکی و وابسته باشند و باید برای چنین روزهایی آماده شوند.از طرف دیگر، تحت فشار اقتصادی و نیاز به منابع انرژی و معدنی ممکن است برخی کشورها مثل آلمان رویکرد خود را تغییر دهند و به سمت روسیه جهت گیری کنند و یا در جهت پایان جنگ تلاش کنند. (که احتمالا مورد پسند ترامپ نخواهد بود زیرا ترامپ از تضعیف رقبای اروپایی خودش آلمان، فرانسه و البته روسیه استقبال می کند.)و در این نقطه، اختلافات اروپایی ها با یکدیگر و با آمریکا بسیار زیاد خواهد شد. زیرا تحمل کشورها تحت این شرایط سخت متفاوت خواهد بود.پتانسیل ایجاد اختلاف بین کشورهای اروپایی روز به روز بیشتر می شود ولی اروپایی ها ابزار لازم برای دفاع از خود در برابر دیگری را ندارند. به زودی کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری ارتش ملی خود را جدای از ناتو تشکیل می دهند تا برای مقابله با عضو دیگر ناتو آماده باشند. ممکن است در رسانه های ایجاد ارتش ملی را برای داشتن آمادگی برای حمله احتمالی روسیه عنوان کنند. اما آنها نه فقط برای روسیه، بلکه برای آینده آماده می شوند. آینده ای که در آن بین کشورهای عضو ناتو درگیری بوجود می آید.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jan 2025 12:17:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایان اقتصاد لیبرال: ترامپ به دنبال تصاحب، کانادا، پاناما و گرینلند</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%84%D9%86%D8%AF-nc9nz87g3zwn</link>
                <description>پایان اقتصاد لیبرال: ترامپ به دنبال تصاحب، کانادا، پاناما و گرینلندبا روی کار آمدن جو بایدن، صفحه جدیدی از تفکرات لیبرالی گشوده شد. بایدن ازدواج همجنس گرایان را قانونی کرد و سیستم آموزشی و کتابهای آموزشی در مدارس آمریکا دچار تحولی انقلابی شد. تحولی افراطی که به کودکانی که هنوز به شرایط تصمیم گیری عاقلانه نرسیدن اجازه می داد که تغییر جنسیت دهند.در این سیستم لیبرالی (یا بهتر شیطانی) در حالی که کودک حتی ابتدایی ترین مسائل زندگی را نمی داند، تحت آموزش انواع مسائل جنسی قرار می گیرد. اتفاقی که حتی با اعتراض والدین نیز همراه شد. کتابهایی وارد سیستم آموزشی شدند که برای بشریت یک شرمساری تمام عیار بودند.با مواجه با این تعریف منذجر کننده از لیبرالیسم در حوزه جنسی، بسیاری افراد منتظر بودند که در آینده بسیار نزدیک پدوفیلی نیز قانونی شود تا دیگر هیچ کس برای فرزند خود احساس امنیت نکند تا او را به مدرسه و یا مهد کودک بفرستد زیرا مربیان و معلمان می توانستند بدون هیچ منع قانونی تمام شاگردان خود را مورد تجاوز جنسی قرار دهند.این تفکر لیبرالی (شیطانی) در بحث اقتصادی نیز وجود داشت. آمریکا، به عنوان یک ابر قدرت اقتصادی، که بزرگترین شرکتهای چند ملیتی دنیا را در خود جای داده بود و صاحب پیشرفته ترین تکنولوژی ها بود. بحث اقتصاد لیبرال را مطرح کرد.امپراتوری آمریکا، که بی رقیب در عرصه جهانی حکمرانی می کرد با اعمال قوانین اقتصاد لیبرال در واقع دست دولتها را در حمایت از تولید داخلی خودشان کوتاه کرد. کشورهای دیگر که از تکنولوژهای مدرن بهره مند نبودند، قادر به تولید کالا با کیفیت رقیبان کشورهای شمالگان (کشورهای G7) نبودند. اقتصاد لیبرال به شرکت های ابرقدرت اجازه می داد تا شرکتهای رقیب خود را که نوپا بودند براحتی شکست دهند. آنها برای دوره ی کوتاهی قیمت ها را پایین می آوردند. در این حالت سود شرکتهای ابر قدرت در دوره زمانی کوتاهی کاهش می یافت اما آنها به دلیل سابقه و سرمایه عظیمی که داشتند این دوره را رد می کردند.در سوی مقابل، شرکتهای نوپا، با مواجه با این شرایط مجبور بودند که قیمت کالای خود را کاهش دهند. در این صورت یا متضرر می شدند و یا سود آنها از آن چیزی که قبلا پیش بینی کرده بودند، کمتر می شد. لذا توانایی باز پرداخت وام های خود نبودند و دچار ورشکستگی می شدند.در این شرایط، شرکتهای ابرقدرت، مجددا قیمتها را بالا می بردند و به زندگی خود ادامه می داند. در واقع اقتصاد لیبرال، سیستم و مکانیسمی برای حفظ سلطه شرکتهای بزرگ غربی حامی امپریالیست آمریکا بود. رابطه شرکتهای بزرگ با دولتها رابطه ای دو طرفه است. آنها سیساتمداران را حمایت می کنند و سیساتمداران با اتخاذ تصمیمات مهم شرکت های ابرقدرت را حمایت می کنند.اما، این سیستم رو به افول است. چین، با حمایت از صنایع داخلی خود توانست آنها را به شرکتهای بزرگی تبدیل کند که توان رقابت با شرکتهای ابرقدرت را دارند. جمعیت زیاد چین، نیروی کار ارزان و وجود معادن و مواد اولیه مورد نیاز و تولید و مصرف داخلی انبوه (در نظر بگیرید که جمعیت چین به اندازه یک قاره است و تولید کنندگان چینی برای یک قاره تولید می کنند)، موجب رشد اقتصادی سریع چین شد. آنها با مشاهده این پتانسیل و رشد، برای مرحله بعد خود برنامه ریزی کردند و آن دستیابی به پیشرفته ترین تکنولوژی ها بود. حالا آمریکا برای صنایع خود رقیب جدی می بیند.زمانی ترامپ گفت: اگر کشورها دلار را کنار بگذارند، آمریکا به یک کشور جهان سومی تبدیل خواهد شد.با رشد چین و پیشبینی های آمریکایی ها، امپراتوری آمریکا رو به نابودی بود. آمریکایی ها راه حل اول را در ایجاد جنگ و بحران دیدند تا کشورهای رقیب دچار بحران شوند و آمریکا از آنها پیشی بگیرد.بحرانی که آنها در نظر داشتند به دو دسته تقسیم می شد: 1- پاندمی 2- جنگ جهانیفقط کافی است تا در گوگل سخنان بیل گیتس را در مورد ضرورت کاهش جمعیت جهان جست و جو کنید. تا ببینید این تصمیم بسیار جدی است. آنها هرگز نمی گویند برای نجات اقتصاد خود یا امپراتوری خود این کار را می کنند. بلکه می گویند برای نجات کره زمین این کار را می کنند.حتی در مورد معاهده پاریس در خصوص رعایت آلاینده های محیط زیستی نیز شما شاهد خروج آمریکا (ترامپ) از معاهده بودید.چرا؟ چون شرایط دیگر برای اجرای اقتصاد لیبرال مناسب نیست.به زبان بهتر: زمانی اقتصاد لیبرال برای امپراتوری آمریکا مناسب بود. حالا آنها باید به دنبال طرح دیگری باشند.در همینجا می توان نتیجه گیری کرد: لیبرالیسم و هرچیزی که مربوط به آن است شامل: اقتصاد لیبرال، سیستم آموزشی لیبرال، فرهنگ لیبرال و .... همگی وقتی خوب هستند و مورد تحسین و تشویق رسانه ای قرار می گیرند که برای امپراتوری آمریکا مفید باشند.در صورتی که ذره ای به آمریکا و سلطه ی او ضربه بزند، آمریکا خیلی سریع لیبرالیسم را کنار خواهد گذاشت. پس بیهوده به لیبرالیسم نچسبید. ان را الگو و سمبل دنیای مدرن و پیشرفت و توسعه یافته قرار ندهید. لیرالیس تنها ابزاری برای حفظ امپراتوری آمریکاست. که باعث ثروتمند تر شدن قشر محدودی از امریکایی ها شد. تصور نکنید در ترقی بقیه آمریکایی ها، رشد مادی و معنوی آنها موثر بود. انتهای لیبرالیسم نابودی اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و اجتماعی و حتی فردی است. لیبرالیسم حتی هویت فردی شما را خواهد گرفت. باعث می شود شما خود را به عنوان یک دختر، یا مرد یا هر چیزی که هستید قبول نداشته باشید. در صورتی که بهتر است گفته شود:خودت را آنچنان که هستی دوست داشته باش. ارزش تو بدن تو نیست. ارزش تو در این است که در چه جهتی تلاش می کنی، به چه چیزی ایمان داری و اخلاق تو چگونه است.به موضوع اصلی برگردیم:گفتیم که آنها که امریکا را مدیریت می کنند - منظورم افرادی ست که در سطح بالاتر از ترامپ و بایدن هستند – در موقع نیاز به راحتی از معاهده ها و تفکرات لیبرالیستی خارج می شوند تا منافع خود را حفظ کنند. با توجه به تغییراتی که در دنیا بوجود آمده است. بزودی منابع طبیعی در رفتارهای سیاستهای خارجی کشورها موثر خواهد بود. بطوری که منافع ملی یک کشور ایجاب می کند که در جنگ جهانی در طرف آمریکا باشد یا چین.تسلط آمریکا بر روی کانال پاناما، گرینلند و کانادا، منابع عظیم نفتی و طبیعی را در اختیار آمریکا قرار می دهد و با نابودی خطوط گازی از روسیه به اروپا، کشور های اروپایی مجبور هستند تا در طرف آمریکا باشند. تا نیاز به نفت و منابع طبیعی خود را تامین کنند.در حال حاضر کشورهای اروپایی در طرف آمریکا هستند. اما منابع آمریکا برای تامین آنها برای طولانی مدت کافی نخواهد بود. آمریکا در حال پیش دستی است تا کشورها برای تامین نفت و منابع طبیعی خود به سراغ آمریکا بروند و نه مثلا کانادا یا دانمارک.این باعث می شود تا کشورهای اروپایی به آمریکا متکی باشند. و مجبور می شوند در جنگ جهانی در خط مقدم به جای آمریکا وارد جنگ شوند و در خد مقدم نبرد هزینه بدهند و آمریکا مانند جنگ جهانی دوم از صحنه نبرد دور باشد.این سیاست، این فرضیه را ایجاد می کند که تخریب خطوط انتقال گاز از روسیه به اروپا، شاید توسط خود آمریکایی ها انجام شده باشد. و آن را با قدرت رسانه ای به گردن روسیه انداخته باشند.آمریکا برای جنگ جهانی آماده می شود. او خودش را از همه لحاظ سیاسی و اقتصادی و نظامی آماده می کند. به نظر می آید در این سیر باید روزهای سختی را برای کشورهای اروپایی شاهد باشیم. چرا که در این دوستی به آنها خیانت شده است.بزودی آنها متوجه می شوند که در این رابطه دوستی با آمریکا، آمریکا در شرایط سخت دوستان خودش را تنها می گذارد و از آنها سوء استفاده کرده است. آمریکا دوست وفادار در شرایط سخت نیست.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jan 2025 21:09:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ ایدئولوژی ها، جنگ پارادایم ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%A7-ml2iemaopzim</link>
                <description>این نوشتار برگرفته شده از سخنان دکتر میرباقری در خصوص تحلیل وقایع تاریخی تا سقوط سوریه ی بشار اسد می باشد. که  در کانال تلگرامی &quot;ایران، شهر خورشید&quot; ارائه شده است.درگیری اصلی بین دو تفکر لیبرالیستی و تفکر دینی است.این درگیری اصلی در حوزه پارادایمی است. هر وقت این درگیری را فراموش کنید در در حوزه تکنیکی، تاکتیکی، عملیاتی و استراتژیک و ایدئولوژیک شکست می خورید.پس باید نگاه Eagle Vision داشته باشید. نگاهی شبیه عقاب و از بالا.وقتی نگاه Worm Vision داشته باشیم. سرمان را مانند کرم از سوراخ بیرون می آوریم و فقط می توانیم دورمان را ببینیم.اگر کمی بالاتر بیاییم نگاه سطحی یا Surface Vision خواهد بود.ولی اگر مثل عقاب بروی بالا و تمامی وقایع را از بالا ببینی هیچ وقت گول نمی خوری.برای همین همیشه تلاش رسانه ای در این است که ما را در نگاه کرمی و یا سطحی نگه دارند. و هیچ وقت نگذارند که نگاه عقابی داشته باشیم.تنها کسانی گول نمی خورند که نگاه عقاب داشته باشند.در این نگاه کلی، در یک طرف، دیدگاه الهی و وحیانی است با المان های خاص خودش و در طرف مقابل دیدگاه شیطانی است با المانهای مختص خودش.درگیری این دو تفکر از ابتدای خلقت و از زمان آدم و حوا شروع شد.شیطان 12 سم را به جامعه بشری تزریق کرد. تا بشر را برده خودش کند. و اینجا بشر باید تصمیم بگیرد که بنده ی خدا باشد و یا برده ی شیطان.انسان هر چیزی را که خدای خود بپندارد. این می تواند، پول باشد. شهرت باشد. زیبایی باشد و یا هر چیز دیگری. انسان با هر چیزی محشور می شود که آن را در زمان حیات پرستیده است.برای اینکه بفهمیم که چه چیزی برای یک فرد خدا است. باید دید که در زندگی او چه چیزی بالاترین ارزش را دارد.برخی افراد برای پول، همه چیزشان را می دهند. برخی برای فرزند خود برخی برای همسر خود. برخی برای پست و مقام خود. هر چه که باشد. اون خدای اون فرد است و با اون محشور می شود.هیچ کس بدون خدا نیست. انسان ذاتا و فطرتا به گونه ای خلق شده است که چیزی را خدای خود انتخاب کند.تنها فرق این است که چه چیزی را به عنوان خدا انتخاب کنی.آنچه که در مورد آزادی و لیبرالیسم مطرح می شود در واقع تغییر خدای آنها بوده است. آنها خدا را فرد دیگری انتخاب کرده اند.شیطان برای اینکه کل بشریت را برده خودش کند. 12 سم را به جامعه بشری تزریق کرده است و انسان را از آسمان جدا کرده است.و می گوید آسمان را ولش کن. زمینی شو.دکارت چه می گوید؟ می گوید ذهن خود را مانند جعبه میوه خالی کن. و آن میوه های را که می شود با آنها اثبات گرایی، تجربه گرایی و استدلال گرایی را که سه ستون اصلی تفکرات دکارت بودند، ساخت نگه دار و بقیه دور بریز. و این استدلال گرایی با تعقل فرق دارد. و معادل انگلیسی آنRationalism  می شود.در واقع آنچه که در مغز رخ می دهد یتفکرون و آنچه در قلب رخ می دهد، می شود یتعقلون، و آنچه در روح رخ می دهد یتذکرون است.منظور از استدلال گرایی، &quot;دو دوتا چهارتا کردن&quot; است.حالا که پروژه لیبرالهای جهانی شکست خورده است می خواهند انسان را از آسمان جدا کرده و در قلعه تافلر زندانی کنند. یعنی و بشر را از زمین هم جدا کرده و وارد حوزه مجازی کنند. و تمام نقشه های شیطان در این راستا در حال عملیاتی شدن است.آخرین سمی که شیطان به پیکر بشر در حدود 400 سال اخیر وارد کرد، سم مدرنیته بود. موتور محرکه ی مدرنیته &quot;نو به کهنه&quot; است. بر خلاف آنچه شما احتمالا شنیده اید. یعنی در وقعه نو به کهنه تبدیل می شود.در تفکر الهی سوخت &quot;عقل و جهل&quot; را داریم. زمانی در عقل هستیم و زمانی در جهل. و وقتی در حالت جهل هستیم در حالت غیر تفکر الهی هستیم. حالا هر چیزی باشد. غیر خدایی است.فرقی نمی کند، کومونیست، مارکسیست، فاشیست، کونفوسیوسی یا هر چیز دیگر...در ایه الکرسی هم در مورد طاغوت از فعل جمع استفاده می شود. تا بگوید همه اینها باطل هستند و فقط یک راه راست وجود دارد و غیر از آن همه باطل هستند.در مسیر این درگیری دو تفکر، تئوری تایگر شارک بوجود آمد.و آن کوسه ای است که چندین نوزاد در شکم خود دارد. کوسه می آید به نزدیکی ساحل، نوزادها شروع می کنند به خوردن یکدیگر، و در نهایت از این تقریبا 300 نوزاد (خواهر و برادر) یک نفر متولد شده و باقی می ماند و می شود سلطان اقیانوس ها.تفکر ماتریالیستی در 400 سال گذشته. یک سری ایسم ها ایجاد کرد، کومونیسم، فاشیسم، ناسیونالیسم و ...این تفکرات شروع کردند به درگیری و یکی یکی همدیگر را خوردند و نهایتا اصلی ترین هسته ی تفکر شیطانی به اسم لیبرالیسم متولد شد.و آنها گفتند این پایان تاریخ است. و دیگر اندیشه جدیدی ایجاد نمی شود و لیبرالیسم پایان تاریخ است. پس اتفاقی که در تفکر شیطانی رخ داد بن بست تفکری بود.همانطور که گفتیم سوخت موتور محرک تفکر شیطانی چرخه ای از نو به کهنه بود و با توقف تولید اندیشه ها، دیگر سوختی برای حرکت رو به جلوی تفکر شیطانی وجود ندارد. به بیان دیگر، تمامی تفکرات شیطانی به انتهای خط رسیده اند.روش آنها به این گونه بود که یک اندیشه ایجاد می کردند. آن اندیشه را وارد سیستم و قوانین می کردند و بعد آن را تبدیل به سبک زندگی می کردند. و به این روش بر بشریت حکومت می کردند.در طول این چند هزار سال این چرخه مدام تکرار شده است. و حالا رسیده اند به نقطه ای که دیگر زایش اندیشه ندارند. به گذشته دقت کنید: کومونیسم تعداد زیادی از کشور های جهان را تحت قلمرو خود در آورد اما بعد شکست خورد. بقیه اندیشه ها نیز شکست خوردند.تا اینکه جریان رسید به لیبرال- دموکراسی، به عنوان آخرین اندیشه شیطانی. در طرف مقابل، در حوزه تفکر دینی، تلاش ها برای منزوی کردن دین از جامعه با انقلاب اسلامی ایران شکست خورد. و انقلاب اسلامی ایران تفکر الهی را که رو به خاموشی بود، در مقابل تفکر شیطانی زنده کرد. در تفکر شیطانی کوچکترین عضو جامعه فرد است. و تلاش آن بر این است که بشر را به فرد گرایی (Individualism) بکشاند. اما در تفکر الهی، کوچکترین سلول جامعه، خانواده است.و انقلاب اسلامی ایران، تلاش کرد تا تفکر دینی را به جامعه پیوند بزند. بر خلاف تفکر شیطانی که انسان را از آسمان و خدا جدا می کند.در ایران، امام خمینی، با رای گیری مردم، تفکر اسلامی و ملی گرایی را هم راستا به هم در ایران اجرا کرد.در حالی که در اثر جنگ جهانی، تمامی دنیا به دو بخش تقسیم شده بود و حتی شهر برلین آلمان هم تقسیم شده بود. امام خمینی به عنوان سمبل تفکر دینی در انقلاب اسلامی با شعار نه غربی و نه شرقی اعلام کرد که هر دوی این دو تفکر باطل است و ما تفکر الهی را بر می گزینیم.در سال 1991 کمونیست نیز شکست خود و تنها نوزاد قدرتند باقی ماند. اما چند سال بعد، در سال 1997 خانم کاندولیزا رایس، اعلام کرد که ما در مقابل تفکر دینی قرار گرفته ایم. و این تفکر دارد تمامی عالم را فرا می گیرد. باید این تفکر را نابود کنیم.برای مبارزه با این تفکر یک نقشه ای به شکل انسان طراحی کردند که مغز آن آمریکا، شبکه اینترنت، شبکه عصبی انسان. اندام های حیاتی بدن کشورهای G8 که بعد روسیه را حذف کردند و شد G7 . و اینها شدند کشور های شمال.و در واقع تقسیم بندی شرق و غرب به تقسیم بندی شمال و جنوب تبدیل شد. و از سال 2000 مقرر شد که کشورهای جنوب به غیر از این 7 کشور باید انرژی کشورهای شمال را تامین کنند. در واقع این 7 کشور اندامهای حیاتی بدن بودند که توسط سایر بدن تامین می شدند.این کشورهای شمال، حکومت خود را طراحی و قانون 2030 را طراحی کردند. قانون. یعنی دقیقا عین این سند باید اجرا شود. تمامی سازمانهای بین المللی که تشکیل دادند زیر نظر آمریکا (و یا بهتر بگوییم ارتش آمریکا) هستند. سازمانهای بهداشت، تجارت و ... همه در راستای تشکیل و تداوم حکومت آمریکا تشکیل شدند. تا طرح و استراتژی آمریکا را در دنیا پیاده کنند.در ادامه حادثه ساختگی 11 سپتامبر را ایجاد کردند چرا که می خواستند با تفکر اسلامی بجنگند. پس از آن برای مقابله با اسلام، فرقه های مختلف در اسلام ایجاد کرده و برخی فرقه ها مثل وهابیت در عربستان، اسلام سکولار در ترکیه را به شدت مورد حمایت قرار دادند.با شکست خوردن برنامه هایشان، آنها تصمیم گرفتند که سر اسلام نجات بخش یعنی ایران را هدف قرار دهند.تحقیقات نظامی بسیاری انجام دادند. شبیه سازی ها بسیاری انجام دادند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که اگر امریکا به ایران حمله کند شکست خواهد خورد. (تعحب نکنید 8 سال کل دنیا از عراق و صدام در مقابل ایران حمایت کردند ایران را تحریم کردند ولی پیروزی حاصل نشد. حتی در غزه نیز پیروزی حاصل نشده است.)آنها بررسی کردند و دریافتند در این جنگ با ایران، هزاران آمریکایی کشته خواهند شد. و آنها هزینه زیادی برای انتقال تجهیزات و به غرب آسیا متحمل می شوند و علاوه بر آن تمامی پایگاه های نظامی امریکا در غرب آسیا نابود خواهند شد.بنابراین آمریکاییها تصمیم گرفتند برای مبارزه با اندیشه الهی، ایران را از درون تضعیف کنند تا جایی که ایران را به چند کشور کوچک تجزیه کنند. حتی نقشه ایران تجزیه شده را نیز در اینترنت منتشر کردند.نام این نقشه طرح گالیور 6 بود. در این طرح، قرار بود چندین کشور اسلامی به کشورهای کوچکتر تفکیک شوند. کشورهایی در اندازه کشور کویت (با قدرت نظامی بسیار کم) که بتوانی در یک روز آن را اشغال کنی و یا ظرف مدت یک روز از آن خارج شوی.با عملیات دروغین 11 سپتامبر، تمامی کشور های اطراف ایران را اشغال کردند. و بعد تصمیم گرفتند طی نقشه ای به روش فراگ استراتژی (یا استراتژی قورباغه فرانسوی) ایران را نابود کنند. پروژه را به خانم کاندولیزا رایس سپردند. حدود 38 استراتژی استفاده شد. و خانم کاندولیزا رایس نام پروژه را خاورمیانه جدید نامید.با شروع پروژه، واکنش رهبر انقلاب اسلامی با جمله ی نه با شما هستیم و نه با تروریست ها. و با این جمله دو قطبی که تفکر شیطانی به وجود آورده بود را به سه قطبی تبدیل کردند.نقشه، فتح 6 کشور بود. عراق، لبنان و سوریه و سه کشور آفریقایی. حضور ایران باعث شد سالها فتح این سه کشور آسیایی به تاخیر بیافتاد. این پروژه شامل جنگ نظامی با همکاری آمریکا و موساد و جنگ اقتصادی و تحریم کشورهای محور مقاومت بود. در این نبرد. بیشتر از یک میلیون نفر در عراق کشته شدند. نزدیک یک میلیون نفر در افغانستان کشته شدند. ولی این پروژه با شکست مواجه شد.بعد از آن پروژه مد من (مرد دیوانه) توسط آمریکا اجرا شد. تا پروژه ادامه حکمرانی و امپریالیست آمریکا ادامه یابد. پروژه ترامپ شکست خورد و پروژه دال من (مرد عروسکی) (بایدن) را شروع کردند. آن هم شکست خورد. در نهایت پروژه آمریکا و موساد در حوزه جنگ سخت و نیمه سخت عملا شکست خورد.در ادامه آنها به سرغ پروژه انگلیسی رفتند.اما پروژه انگلیسی چه بود؟این پروژه همان پروژه ای بود که با دکتر مصدق در ایران انجام دادند. آنها با صرف دلار و خرید مسئولین در حوزه های مختلف سیاسی و استخدام افراد خلاف کار برای ایجاد آشوب و فشار رسانه ای، مردم و برخی افراد مسئول را ترساندند. و در نتیجه آن یک دیکتاتور به نام پهلوی را به مردم ایران تحمیل کردند. و ایران را همچنان به عنوان مستعمره خود حفظ کردند.با شکست پروژه آمریکا و موساد، مجددا پروژه انگلیسی کلیک خورد. آنها شروع کردند به کار رسانه ای در ایران و نیروهای خود را که قبلا آموزش داده بودند مورد حمایت قرار دادند. اساس روش انگلیسی ها این بود: تفرقه بنداز و حکومت کن.تا سال 2008 ایران با این دشمنی ها به سختی مقاومت کرد. در سال 2008 چین و روسیه که شاهد مقاومت ایران در عرصه بین الملل بودند و پیش بینی می کردند که این سیستم تک قطبی دنیا در نهایت موجب نابودی آنها نیز خواهد شد. به ایران پیوستند. اتحادی که در سطح پارادایمی نبود. بلکه چین و روسیه و ایران به دلیل منافع مشترکی که داشتن یک اتحاد عملیاتی تشکیل دادند.در سطح استراتژیک می توانیم بگوییم متحد ایران مثلا حزب الله است. اما اتحاد ایران، چین و روسیه اتحادی عملیاتی است. روسیه و چین بدلیل منافع ملی خودشان از ایران حمایت می کنند. چرا که هر ضربه ای که به رقیب چین و روسیه یعنی آمریکا وارد شود به نفع این دو است. در نتیجه این اتحاد فقط به دلیل منافع مشترک بوجود آمد.این در حالی ست که نبرد ایران و آمریکا در سطح بالاتر بوده و نه برای قدرت بلکه برای اجرای اندیشه و تفکری ست که هر یک از آن دو آن را پیروی می کنند.از طرفی، تمامی مطالعات اقتصادی پیش بینی می کند که قدرت از غرب به شرق منتقل خواهد شد. و تمام تلاش آمریکا بر این است که قدرت را در سمت خودش حفظ کند و یا حداقل همانطور که قدرت از انگلستان به آمریکا منتقل شد، مجددا به اروپا برگردد و دیگر به چین منتقل نشود.در حالی که در آمریکا لاس وگاس به عنوان نماد تفکر شیطانی به انتهای خط رسیده بود، در ایران انقلاب اسلامی به تازگی برخواسته و شروع به رشد کرده بود. و تعاریف انسانیت و عدالت را در تفکر دینی به مردم دنیا عرضه کرده بود. تعاریفی که بشدت مورد مخالفت جبهه شیطانی بود.با اتفاقاتی که در غزه، فلسطین رخ داد. انگلیسی ها دیدند که با وجود این همه حمایت از اسرائیل و تبلیغات گستره، نیروی نظامی اسرائیل قادر به شکست دادن یک نیروی 40000 نفره (حماس) نیست. طوفان الاقصی و نفوذ به اسرائیل با پاراگلایدر، تمامی محاسبات آنها را بهم زد.دیواری که از انواع سنسورها و هوش مصنوعی بهره می برد. نتوانست در مقابل چند پاراگلایدر مقاومت کند. در حالی که اسرائیل تمایل داشت جنگ را به خارج از مرز ها و شهرهای خود منتقل کند. جنگ به شهرهای اسرائیل کشانده شد.با شکست اسرائیل و برنامه های آن، در حوزه جنگ سخت و نیمه سخت، پروژه جنگ نرم فعال شد. یعنی استفاده از افراد موثر، رسانه، گول زدن عموم مردم و ایجاد وعده و سراب برای مردم.در این مرحله طی مذاکرات پنهانی به روسیه وعده دادند که در جنگ اوکراین، با او کمک خواهند کرد تا مشکل حل شود و به یک توافق دست یابند. در مقابل از روسیه خواستند که از سوریه خارج شود و با آنها همکاری کند. و به چین وعده ی تامین انرژی را دادند. و چین و آلمان به یک اتحاد استراتژیک رسیدند.و در نهایت چین و روسیه گول پروژه انگلیس را خوردند. و پروژه انگلیسی موفق شد. و توانستند سوریه را از جبهه مقاومت که مقابل تفکر شیطانی بود جدا کنند و ضربه سختی به جبهه تفکر الهی بزنند.شایان ذکر است که چین برای منافع ملی وارد شد و نه دفاع از تفکر لیبرال دموکراسی. همانطور که می دانید چین سالهاست که تفکر کمونیستی را کنار گذاشته و معتقد به تفکر لیبرال – دموکراسی است. حتی فروپاشی شوروی و تشکیل روسیه نیز با به بن بست رسیدن تفکر کمونیست و قبول تفکر لیبرالیستی بوجود آمد.اما اختلاف آنها با آمریکا نه بر سر تفکر بلکه بر سر قدرت است. و آنها جهان تک قطبی را قبول نداشته و معتقدند دنیای آینده باید چند قطبی باشد.روی بشار اسد کار کردند. قطر نقش زیادی در این پروژه داشت. بدلیل اختلاف اسد با امارات و ترکیه و عربستان، انگلستان از قطر استفاده کرد.به او وعده دادند که اگر با روسیه و ایران قطع رابطه کند، به او تضمین می دهند که او خواهد ماند و از او حمایت خواهند کرد. کشور سوریه تحت تحریم های شدید بود. به طوری که نان هم به سختی بدست می آمد. با صرف پول فراوان در ارتش سوریه نفوذ کردند و افرادی از مقامات ارتش را خریدند. با ایجاد این فشار وحشتناک، یک دو قطبی رسانه ای درست کردند. معیشت یا امنیت.و با این نقشه مردم را فریب دادند. روشنفکرهای غربگرای سوریه یا همان لیبرال ها نقش اساسی را در گمراهی مردم ایفا کردند.در واقع انگلیس با ایجاد اختلاف بین ایران، چین و روسیه، فریب مردم سوریه، خرید مقامات و فریب خواص سوریه، توانستند سوریه را نابود کنند.به چین وعده انرژی دادند. به روسیه زمینهایی از اوکراین را پیشنهاد دادند. و با این کار بین این سه کشور اختلاف ایجاد کردند.پروژه آنقدر خوب اجرا شد که مردم سوریه، شاهد حضور تروریستها در خیابانها بودند. و نه تنها مقاومت نکردند بلکه جشن و پایکوبی می کردند. مردم فریب خورده ای که بعدا توسط همین تروریستها به راحتی کشته شدند.در ادامه، پروژه انگلیسی، مصاحبه جولانی در BBC و تبلیغات و پوشش رسانه ای گسترده از شادی مردم را داشتیم که بعدها و با پیروزی جولانی، واقعیت برای افرادی که در جست و جوی حقیقت هستند، آشکار شد. اما در پروژه انگلیسی کشتن و ترورها پوشش رسانه ای نمی شود.اما این پایان کار پروژه انگلیسی نیست.آنها قصد دارند این پروژه را در مصر، عراق، ارمنستان و بعد ایران نیز عملیاتی کنند. و در حال ایجاد زیرساخت های لازم برای اجرای این پروژه، یعنی خرید مقامات و لیبرالهای داخلی آن کشورها هستند.سوال: چطور می شود با پروژه انگلیسی مبارزه کرد؟جواب: برای مبارزه با پروژه انگلیسی که مبنای آن خرید خواص و فریب عوام و سپس ایجاد تفرقه است. باید آگاهی اجتماعی را بالا برد. و برای داشتن آگاهی اجتماعی باید نگاه از بالا داشت. مردم یا آگاهی اجتماعی را بدست می آورند. یا پس از نابودی تمامی زیرساختهای کشور خود (مانند آنچه در سوریه رخ داد) متوجه می شوند و آگاهی اجتماعی را بدست می آورند.وقتی آنها می بینند که اسرائیل کشور آنها را اشغال کرده و جولانی و تروریست ها از سوریه دفاع نمی کنند تازه می فهمند که چه کلاهی سرشان رفته است. حالا مردم با تفکر دینی بر می خیزند و مجددا هسته های مقاومت جدید با ایمانی قوی در سوریه ایجاد می شوند.پس یا پیش از فروپاشی مردم با داشتن دیدگاه درست از فریب انگلیس آگاه می شوند. و یا پس از خسارتهای بسیار زیاد و کشته شدن دانشمندان خود به این نقشه شیطانی پی می برند.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jan 2025 21:24:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزیده ای از سخنان امام خمینی (ره) در خصوص تهذیب و تزکیه نفس</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%AA%D9%87%D8%B0%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D8%AA%D8%B2%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-gwnclgpepgpu</link>
                <description>این نوشتار شامل سخنان امام خمینی (ره) در مورد تهذیب و تزکیه نفس می باشد. البته نویسنده نیز جملاتی در متن درون پرانتز گنجانده است.انسان این گونه خلق شده است: غیر متناهی در شهوت، غیر متناهی در غضب و غیر متناهی در خودخواهیکمال گرایی برای رسیدن به خدا در انسان وجود دارد.قلب انسان وقتی آرامش پیدا می کند، وقتی اطمینان پیدا می کند که &quot;به خدا برسد&quot; خودشان ملتفت نیستند که نفس توجه به کمال مطلق دارد. و به دنبال کمال مطلق می گردد. منتها کمال را گم می کند. شخصی فکر می کند علم کمال مطلق است و به دنبال علم می رود دیگری فکر می کند کمال مطلق در قدرت است، به دنبال آن می رود.همه اینهایی که در دنیا دست و پا می زنند دنبال این هستند که به کمال مطلق برسند. یعنی همه دنبال این هستند که خدا را پیدا کنند اما خودشان متوجه نیستند.وقتی یک انسان درست شود می تواند کل دنیا را درست کندیک انسان فاسد شود کل دنیا را می تواند خراب کند.ضرر انسان تربیت نشده (تهذیب نفس نکرده) از شیطان و حیوانات درنده نیز بیشتر استتهذیب نفس یعنی اصلاح خود، ترک رذایل اخلاقی یعنی شهوت و غضب و اخلاف فاسد و قبیح را از خودت دور کن.باید تزکیه شویم تا بتوانیم از نور الهی و نور قرآن بهره ببریم.خودتان را تربیت کنید. تزکیه کنید.چشم و گوش و نفس و هر چه در اختیار شماست را از شیطانی به الهی تبدیل کنید.همه جهاد ها از جهاد با نفس شروع می شوند.جهاد سازندگی، انسان تا خودش را نسازد نمی تواند دیگران را بسازد.برای پیروزی سایر جهاد ها باید ابتدا در جهاد با نفس که جهاد اکبر است پیروز شوید.تهذیب کنید نفس خودتان را و حب دنیا را از نفس خود خارج کنید.تمام خطاها از حب دنیاست.ابتدا باید انقلاب باطنی رخ دهد و نفوس تغییر کنند تا بعد انقلاب در خارج از نفوس رخ دهد.علوم معنوی اسلام شامل: اخلاق و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله که جهاد اکبر است باید در جامعه تدریس شود.اگر فکر کنی که من دارای این پست و مقام هستم و باید از من اطاعت کنند یعنی هنوز خودت را اصلاح نکرده ای.پاسداری از خودتان و از نفستان نیز بکنید. پاسداری از اسلام کافی نیست.سر منشاء کمالات وارستگی از تعلقات دنیوی است.مومن از اولیاء و انبیاء تبعیت می کند و به نور وصل می شود و کافر از طاغوت پیروی می کند و از نور دور و داخل ظلمت می شود.مدعیان ایمان زیاد هستند ولی مومنین اندک هستند.ریاست طلبی، خودخواهی و خودبینی برود. اینها موانع سیر و سلوک و جهاد اکبر هستند.باید تزکیه شود تا نفس از الودگی ها پاک شود و بتواند نوری که تنزل پیدا کرده یعنی کتاب و حکمت را درک کند.قران نور است و کسی که در پشت حجاب هوای نفس است نمی تواند قرآن را درک کند.وضع روحی همه انسانها این گونه است که تا یک استغنا پیدا می کنند (به جایی می رسند و یا ثروتی بدست می آورند) طاغوت می شوند و سرکشی می کنند. و فرعون طاغی بود.اگر تزکیه رخ ندهد علم اثر سوء بر فرد می گذارد.جهاد اکبر جهاد بزرگ است که انسان با نفس طاغوتی خودش مبارزه می کند و به دنبال جهاد اکبر همه فضیلت ها می آیند.سوره شمس ایه 9-10 می فرماید که کسی سعادتمند می شود که تذهیب و تزکیه کند. و قوانین و سیاست ما باید براساس این باشد.تربیت از تعلیم بالاتر است.(نویسنده: تزکیه از عمل مهمتر است. ایا معاویه و عمر و عروعاص علم نداشتند. تا حدودی داشتند اما تزکیه نداشتند.)بزرگترین دشمن انسان، خود انسان است.تمام علوم شرعی برای رسیدن به معرفت الله و توحید قلبی است.باید مراقب باشی که اشتغال به علم تو را از خدا دور نکند.امیر المومنین در جنگ بود و جواب سوال کننده را داد.باید در نماز به خدا فکر کنی و بیاد او باشی.معنی ایات قرآن را تنها کسانی می دانند که عالم (راسخ در دین) و مطهر باشند.علمی که نورانیت می آورد بر هرقلبی وارد نمی شود. و لازمه در یافت این نور، زحمت و ریاضت است.باید در تهذیب نفس و دوری از رذایل اخلاقی و تقویت فضایل اخلاقی مانند کسب علم کوشا باشی.(نویسنده: پس باید لیستی از فضایل اخلاقی و رذایل اخلاقی تهیه کنی. و آنها را بشناسی و تصمیم بگیری که در خودت تغییر ایجاد کنی.)پاداش اخروی بهتر از دنیوی است. زیرا در دنیوی باز باید بابت توفیقی که بهت داده شده است پاسخگو بشی ولی اخروی خیر.اگر اختلافی رخ دهد بخاطر دنیا است. شیطان اختلاف می اندازد. دین که اختلاف ندارد. اگر همه انبیاء بیایند با هم اختلاف پیدا نمی کنند.شیطان ارام ارام منحرف می کند.در مقابل استعمار با حب نفس و حب جاه و کبر و غرور نمی توان ایستادگی کرد.برای اسلام تلاش کنید تا برای اسلام فدا شوید. نیت این باشد.شما موظف هستید که خود را بسازید و انسان کامل شوید.شما جوانان باید اراده خود را قوی کنید تا بتوانید ایستادگی و مبارزه کنید.همراه علم باید تعهد و تزکیه باشد وگر نه محصول دانشگاه باعث فساد جامعه می شود.محصول دانشگاه باید متعهد به خدمت به این کشور باشد.اگر پرورش نباشد نتیجه می شود تحصیل کرده هایی که فقط برای منافع شخصی خود کار می کنند.اگر در دانشگاه فقط علوم آموزش داده شود و اخلاق و تهذیب نفس رخ ندهد این فایده که ندارد هیچ ضرر هم دارد.تلاش کنید روی نفس خود کار کنید که وقتی از دانشگاه خارج شدید انسانی باشید که هم دارای معلومات است و هم امانتدار است.گناه عالم (دانشمند دینی) برای جامعه بسیار ضرر دارد. لذا هفتاد گناه جاهل پذیرفته می شود و بعد یک گناه عالم.اگر نفوس تطهیر و تزکیه نشوند علوم اثر سوء می گذارند.تمام ادیان باطله توسط دانشمندان اختراع شده اند.نبود اخلاق اسلامی در عالم باعث صدمه روحی می شود. صدمه روحی بسیار مضرتر از صدمه جسمی است.استاد دانشگاهی که تربیت معنوی و اسلامی نداشته باشد خروجی اش می شود فساد.آموزش باید صحیح باشد یک آموزش وقتی مفید است که تزکیه باشد. تا تربیت روحی و اخلاقی باشد.تهذیب نفس در جوانی راحت تر است چرا که انسان این فضایل اخلاقی را به صورت عادت در نفس و روح ذهن خودش نهادینه می کند.برای تهذیب نفس نیاز به اراده قوی و تصمیم گیری و اجرای تصمیم اراده شده علیه نفس و قوای نفسانی است.در پیری اراده سست می شود و در مقابل قوای نفسانی قدرت کمتری دارند و کار بسیار سخت می شود.روح انسان در جوانی انعطاف پذیر تر است و استعداد شکل گیری بهتری دارد.انسان موجودی است که اگر کنترل نشود و تربیت نشود هر چه قدر بزرگتر شود و بی تربیت بزرگ شود بسته به پست و مقام جایگاه اثر شیطانی بر جامعه می گذارد.از نظر روحی تنزل می کند و پاکی اش را آلودگی در بر می گیرد و شیطانی می شود.و انسان محتاج است که تا آخر عمر خودسازی کند و تربیت شود.هر چه سن بالاتر می رود ریشه های اخلاقی فاسد و بد در نفس و وجود انسان بیشتر می شود و تغییر و مبارزه با نفس سخت تر.شیطان به انسان می گوید: &quot;بگذار برای آخر عمر. الان زود است. آخر عمر توبه کن.&quot;جهاد اکبر برای سازندگی خودتان است تا بعدا برای مملکت خودتان مفید و خدمتگذار باشید.در پیری گناهان قلب را سیاهتر کرده اند و غبار زدایی از این همه لکه سیاهی سخت تر خواهد بود.توبه با زبان میسر نمی شود بلکه پشیمانی و عزم بر ترک و حتی جبران لازم است.باید در جوانی از اولین انحراف جلوگری شود.هر  گناه کوچکی زمینه برای گناهان بزرگ را فراهم می کند و گر در مقابل گناهان کوچک مبارزه نشود دیگر زشتی گناهان بزرگ دیده نمی شود و فرد به راحتی مرتکب گناه بزرگ می شود.بزرگ ترین موانع برای اصلاح در جوانی غرور نفس و شیطان هستند.اما در پیری آنقدر مشکلات هست که انسان ضعیف می شود.این ترفند شیطان است که در پیران نا امیدی قرار می دهد و به جوانان وعده می دهد.به پیران می گوید که از شما گذشت و دیگر شما اصلاح پذیر نیستید. و به جوانها می گوید فعلا دنیال مال دنیا باش و پول ... . لذت دنیا را ببر در پیری فرصت هست.تهذیب نفس یعنی ریشه کنی علف هرز اخلاق رذیله و کاشت گلهای اخلاق فضیله است. اگر در جوانی علف های هرز را نکنی، در پیری این علفها چنان رشد کرده و ریشه دوانده اند که مانند درخت تنومندی شده اند و نیرویی بسیار قوی برای ریشه کندن آنها لازم است و در پیری نیرو و قوا سست شده است و کار بسیار مشکل می شود.با این حال در پیری هم باید تهذیب کرد. چرا که تا انسان جان در بدن دارد به او فرصت داده شده است و به همین خاطر شیطان تا آخرن لحظه با انسان مبارزه می کند و بهتر است انسان قدر این فرصت را بداند و این بار فریب شیطان را نخورد.انسان اگر مطیع و بنده هوای نفس شود. هر چه او امر کند انجام می دهد. و انسان مطیع شهوت می شود و از خدا دور می شود. این مطیع هوای نفس بودند انقدر رشد می کند و یک به یک اطاعت از هوای نفس جای اطاعت از خدا را می گیرد که دیگر انسان فرمانبری خدا را نمی کند.و وقتی این چنین شد برای بدست آوردن دنیا رو به خلق دنیا کرده و خاری های بسیاری را تحمل می کند.و آنکس که بنده دنیا و هوای نفس خویش است سر تعظیم به هر کس که احتمال می دهد قدری از دنیا در دست اوست و به او خواهد داد دراز خواهد کرد.اما علم و تزهیب نفس آن است که انسان به خود بفهماند که دیگر مخلوقات چون خود او ضعیف هستند و دنیا و هر آنچا در آن است و مال دنیا همه دست خداست.انسان چون خودش را دوست دارد برای خودش کار می کند. و آن کارهایی هم که برای خدا انجام می دهد فکر می کند که برای خدا انجام می دهد و اگر آنها را برای شخص خدا شناسی عرضه کند می بیند که بسیاری از آنها هم برای خدا نبوده است.هیچ چیزی خارج از اعمال شما به شما نمی رسد.خود بینی از مشکلات مهذب شدن است. خدا ما را مهذب نمی کند. خدا اسباب مهذب شدن را در اختیار ما قرار داده است تا بوسیله آنها مهذب شویم.خود انسان باید وسایل مهذب شدن را فراهم کند تا خدا او را مهذب کند. نمی شود بنشینی و از خدا بخواهی تا تو را مهذب کند.خدا وسایل تهذیب را برای ما فراهم کرده است و تهذیب عملی ست که باید توسط خود ما انجام شود نه کس دیگریتزکیه برای این است که نور هدایت در انسان قرار گیرد تا زمانی که تزکیه نشده اید طغیان کردن در شما محتمل است. اگر تزکیه نشده اید علم برای شما خطرناک است. اگر تزکیه نشده اید مقام برای شما خطرناک است.انگیزه تزکیه است برای فهم کتاب و حکمت است. هرکسی نمی تواند نوری را که از غیب متجلی شده است، درک کند. نفس باید از الودگی ها پاک شود و بزرگترین آلودگی هوای نفس است.هوای نفس تو، قانع به ارتکاب گناهان کوچک نیست. تو را به گناهان کبیره و بعد مبارزه با خدا سوق می دهد. شیطان درون و شیطان بیرون و نفس اماره شما را رها نمی کند. پس از خدا کمک بخواهیم که ما را در برابر شیطان نفس که مادر بت هاست حفظ کند.اگر انسان تزکیه نفس نکند و مراقب نباشد هر روز و بلکه هر ساعت از خدا دور می شود تا آنکه دیگر محبت خدا را در در دل او نمی بینی.قوای ثلاثه : شهوت، غضب و وهم محدود به هیچ حدی نیستند و اگر افسار را به دست بگیرند تا هر جا بشود پیش می برند.به طور مثال برای رسیدن به یک ریاست جزئی حاضر است بسیاری از انبیاء و اولیاء خدا را قتل و غارت کند و این حب دنیا در پایان عمر به جایی می رسد که در آخر عمر که می خواهند جان فرد را بگیرند از اینکه می بیند او را از محبوبی که در دنیا دارد دور می کنند غضبناک شده و با مخالفت با ملائکه و خدا از دنیا می رود.انسان باید در دنیا سلطنت الهی را در تمام وجودش مستقر کند و تصرفات شیطانی را خارج کند. که اگر نکند معلوم نیست در آن دنیا بتواند یا خیر.امراض روحی که در دنیا برطرف نشود با روح فرد پس از مرگ همراه خواهد بود و شاید به این راحتی ها درمان نشود. (نویسنده: برای همین میبینیم که در تجربیات نزدیک به مرگ کسی که در زندگی دنیا طرفدار یک تیم فوتبال است یا یک چیز خاص را دوست دارد در آن تجربه نیز این علاقه مندی ها همچنان همراه او هستند.)شیطان باطنی تا آخر همراه انسان است. فکر نکنید او را شکست دادید یا از شر او راحت شدید. گمان نکنید که شما بسیار تزکیه و پاک شدید و تمام. نبرد همیشه ادامه دارد.این شیطان باطنی کاری می کند که برای شکست دادن رقیبت خودت به خودت ضرر برسانی.وقتی ضعف روحی باشد. فرد از شخصی ضربه می خورد ولی نمی تواند به او پاسخ دهد لذا روی ضعیف تر از خودش خالی می کند و او را می زند.طاغوت می تواند در یک خانه باشد یا طاغوت در خود شخص باشد یا برای همسایه اش یا برای یک کشور و یک جامعه. در طاغی بودن فرقی نیست. (نویسند: در سرکشی و ظلم فرقی نیست)همین کسی که در خانه خودش طاغی است. اگر دستش برسد در محله خودش هم طاغی می شود، در کشور هم طاغی می شود.انسان ضعیف تحت تاثیر ریاست قرار می گیرد و انسانی که تهذیب نفس کرده باشد ریاست را تحت تاثیر خود قرار می دهد. (نویسنده: یعنی جو ریاست او را نمیگیرد و هم چنان فروتن می ماند. و طبق اصول اخلاقی که قبل از ریاست بر اساس آنها زندگی می کرد، زندگی می کند.)انسان ضعیف وقتی رئیس می شود رفتارش تغییر می کند.تمام وابستگی ها منشائشان خود انسان است. انسان به خودش، به نفسش وابسته است. به جهانی که برای خودش ساخته است، وابسته است.این وابستگی و این آمال و آرزوهایی که دارد. اگر چیزی بهش تحمیل شود اگر هر چیزی مخالف آمال او باشد و داشتن این آمال را به خطر بیاندازد در مقابل آن مطیع می شود. اما اگر انسان وابستگی نداشته باشد. هر چه به او تحمیل کنند در او اثر ندارد. و اگر همه قدرتهای عالم جمع شوند، نمی ترسد.انسان وابسته اسیر است و در بند و انسانی که وابستگی نداشته باشد، آزاد است.اگر همه عالم خلاف کنند. فردی که تربیت شده مکتب انبیاء باشد خلاف نمی کند.باید حق را برای حق بودنش بخوای و دوست داشته باشی و باطل را بخاطر اینکه باطل است از آن متنفر باشی. عدل از هرکس صادر شود عدل است، ظلم و جور از هر کس صادر شود ظلم و جور است.وقتی پرورش روحانی در انسان انجام شود و روح تقویت شود، قدرت جسمانی نیز تقویت می شود.انسان کامل اگر از او خطایی سر بزند ابایی ندارد که آن را قبول کند و تلاش می کند که آن را جبران کند.اگر خود را تصفیه کردید و اخلاق و اعمال خود را بر اساس قرآن کردید. دیگر لازم نیست از چیزی بترسید که حتی مرگ هم برای شما آسان است.شما برای این انقلاب خلوص داشتید. اگر کسی از شما می پرسید شغل شما خوب است یا نه می خندیدید و می گفتید الان وقت این حرفا نیست. شما پشت کردید به آرزو های خودتان و رو کردید به خداپشت به دنیا و رو به عالم غیباستعمارگران از آدم می ترسند. آنها نمی خواهند در دانشگاه آدم تربیت شود. آدمی که نفس خود را پاک کند. چون این آدم مزاحم آنها می شود و منافع آنها را به خطر می اندازد.ما احتیاج به آدم داریم. به اینکه تعداد مومنین افزایش پیدا کند. وقتی تعداد این افراد زیاد شود. این افراد دیگر زیر بار ظلم نمی روند. تهدید و تطمیع در آنها بی اثر است.انسان آگاه و مهذب و با ایمان، تمام موجبات سعادت کشور را فراهم می کند.اگر یک انسان یک رئیس مهذب باشد. اطرافیانش، زیر دستان و معاونانش هم مهذب می شوند.خود را از بند &quot;خود محوری&quot;, &quot;خودخواهی&quot; و &quot;برای خودم&quot; رها کنید.سوره اعلی می گوید هرکس تزکه کرد و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز خواند رستگار شد.هر اصلاحی در کشور نقطه شروعش خودمان هستیم. اول &quot;خودسازی&quot; بعد &quot;مملکت سازی&quot;. اول باید خود انسان تربیت شود و بعد دیگران را تربیت کند.وقتی مملکت دست فرد غیر صالح باشد انتخاب افراد برای مناصبی مثل وزیر و.. هم نا صالح خواهند بود. زیرا فردی از جنس خودش را انتخاب می کند.دزدها با دزدها دوست هستند. با مقدسین که دوست نیستند.بعد همه را مجبور می کند که از او تعریف و تمجید کنند رادیو و مطبوعات و ... را.آدم ناصالح در قدرت یک کشور بماند مردم آن کشور را به فساد می کشاند.(نویسنده: توجه کنید که رئیس جمهور آمریکا آقای بایدن چکار کرد؟ قانون ازدواج همجنس گرایان را تصویب کرد.)انسان کامل اگر فهمید حرفش حق است با دلیل برهان آن را اثبات می کند.وقتی خود محوری باشد. یک گروهی چون قوه قضاییه دست آنها نیست می گویند این قوه قضاییه نیست این ظلم است. همه چیز را برای خودمان می خواهیم و اگر مال ما نباشد آن را قبول نداریم.ما نباید خودمان را بازی دهیم. عدل، عدل است. دست هر کس که باشد. اگر خود محوری نباشد در انجام کارهای مثبت به یکدیگر کمک می کنیم.شخص فاسد همکاران فاسد هم انتخاب می کند. آیا این فرد را برای خدا انتخاب می کنم یا چون دوست من است می خواهم آن را انتخاب کنم.تا دم آخر شیطان دست از سر آدم بر نمی دارد. این مسئله خطرناک است که انسان فکر کند که از شر شیطان لحظه ای رها شده است.تمام اختلافات به خاطر این است که فرد طغیان کرده است و از حق خود تجاوز کرده است و به حق دیگری تجاوز کرده است و حال باعث اختلاف شده است.فرعون که طغیان کرد ادعای خدایی کرد و افراد طاغی هم اگر در بند نباشند و بتوانند همین ادعا را می کنند. وقتی تزکیه رخ دهد، طغیان رخ نمی دهد. اختلافات ریشه ای که در دنیا بر سر دنیا هست برای این است که نفس تهذیب نشده است تا جلوی طغیان را بگیرد. این حب نفس، از این همه ما باید به خدا پناه ببریم. چیز خیلی خطرناکی ست.هر اختلافی ایجاد شود از باطن خود شماست و هر اتحادی ایجاد شود از سوی خداست.وقتی انسان خودش را می بیند و برای خودش مقام قائل می شود. این اسباب طغیان است.قدرتی که آدم کامل نباشد. مهذب نباشد و عقلی که با آن خدا عبادت شود را نداشته باشد. جامعه را به فساد می کشاند.این جنگهایی که در دنیا رخ می دهد. برای این است که افراد درگیر هوای نفس هستند و اخلاق الهی ندارند و اخلاق حیوانی دارند. شما ببینید این سلاح های مدرنی که در دست ابر قدرتها ست در چه امور صرف می شوند خیر یا شر؟اگر تهذیب نفس باشد نه از جنگ می ترسد و نه صلح ابایی دارد.مشکل بشر این است که اسلحه در دست افراد ناصالح است تا آنها خلع سلاح نشوند مشکلات بشر حل نمی شود.کسی که مهذب است به فکر سرنوشت مسلمین و اسلام است و دغدغه مند است.عمل هر فرد در جامعه تاثیر دارد وقتی فردی عمل زشتی انجام می دهد دیگران با دیدن آن عمل تاثیر می پذیرند.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2024 16:34:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق، مادر و خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-syqjqffz6leo</link>
                <description>در این نوشته قصد دارم نگاه کوتاهی به تشابه رابطه عاشقانه مادر - فرزند و خدا - انسان بیاندازم.بارها و بارها شنیده ایم که خدا از روح خودش در بدن انسان دمید. در واقع روح انسان از خدا بوجود آمده است.جالب ست که انسان موقع تولد از بدن مادر خارج می شود و در طول تقریبا نه ما در بدن او از بدن تغذیه شده و شکل می گیرد. در آن زمان که انسان در بدن مادر خودش است انگار که بخشی از بدن مادر یا بهتر بخشی از وجود مادر شده است.و در واقع در هنگام تولد، مادر بخشی از وجودش را به دنیا می آورد. و در ادامه می بینیم که خود مادر با عشق فراوان از بچه مراقبت می کند و او را شیر می دهد.بچه کم کم بزرگ می شود و این عشق و علاقه بین مادر و فرزند تقویت می شود.برای انسان هیچ دست پختی جای دست پخت مادرش را نمی گیرد و هیچ صدایی جای صدای مادرش را نمی گیرد. حتی مادر او را دعوا می کند باز همان مادر پناه انسان است. انگار که انسان ذاتا می داند که از این وجود (مادر) است و در نتیجه عشقی پاک به مادرش دارد و آنقدر مورد عشق و اعتماد اوست که او را رفیق بی کلک و وفادار خودش می خواند.روح انسان نیز از خداست. و عشقی خاص و روحانی بین انسان و خدا وجود دارد. همانطور که سنگ صبور غم ها مادر است. خداوند نیز شنونده دردهای دردمندان است. آنها که درگیر مشکلات می شوند و خدا را صدا می زنند.اما....انسان در بسیاری از مواقع حق مادر و خدا را بخوبی ادا نمی کند. هستند افراد زیادی که با مادر خود دعوا می کنند. یا او را ناراحت می کنند. و هستند انسانهایی که با کارهایشان خدا را ناراحت می کنند. برخی آگاهانه مادر را ناراحت می کنند و برخی نا آگاهانه. آنها که قوانین خدا را رعایت نمی کنند نیز در همین دو دسته هستند. و چقدر تلخ است که شخصی خارج از خانه تو را عصبانی کند و تو سر مادرت فریاد بزنی و او را ناراحت کنی.چیزی که در جامعه ما در حال رخ دادن است چیزی شبیه به همین است.افرادی که از شخص یا اشخاصی ناراحت هستند. با روسری در آوردن و بی حجاب شدن خدا را ناراحت می کنند. در حالی که این بی حجابی آنها را از خدا دور می کند.اینکه در خانه با مادرت دعوا کنی و عصبانیتی که از بیرون ناشی شده است را سر مادر خودت فریاد بزنی مشکل تو را حل نمی کند.. فقط دل مادر را شکسته ای. همین مسئل در مورد روسری برداشتن نیز صدق می کند.انسان ذاتا شیفته مادر خودش است و بطور مشابه شیفته خدا. کلام مادر را دوست دارد. صدای مادر را دوست دارد. اما بسیاری تحت شرایط زندگی از صدای خدا و کلام خدا دور مانده اند.یکبار دیگر به قرآن که کلام خداست مراجعه کنید. و ببینید مادر شما، (خدا) چه چیزهایی به شما گفته و راهنمایی های او چه بوده است.اما جهت یادآوری،مردم در طول تاریخ با چیزهای خوب و بد آزمایش شده اند تا مشخص شود تا چه اندازه سر حرفشون با خدا که گفتند ما عاشق توئیم هستند.مردم با معاویه و امام علی ع آزمایش شدند. با امام حسین ع و یزید آزمایش شدند. با اسرائیل و فلسطین آزمایش می شوند. در طول تاریخ بارها و بارها با چیزهای مختلف آزمایش شده اند و می شوند.حالا نگاه کنید ببینید در آژمایش خدا چگونه کار کردید. طرف خدا و امام زمان عج خودتان هستید یا طرف معاویه و یزید؟آیا بپای راهنمایی های خدا ایستادید؟ یا بخاطر یک سری انسانهای خطا کار دیگر حجاب برداشته اید؟نمی توانید بگوید تقصیر اون بود. چون خدا بشما خواهد گفت او را مجزا حساب و کتاب خواهیم کرد و او مسئول کار خودش است و تو نیز مسئول کار خودتی.اگر از شخصی ناراحتی و داری به خدا بد می کنی یا درخواستی که خدا از تو داشته را پایمال می کنی. بدان در مسیر عشق و عاشقی با خدا، به بی راهه رفته ای.عاشق که باشی سختی بزرگ کردن بچه و شب زنده داری که بچه نمی گذار بخوابی را تحمل می کنی. عاشق که باشی درد زایمان را تحمل می کنی. عاشق که باشی نگرانی. همیشه نگرانی که عشقت خوشحال و آروم باشه.با گناه عشقت را ناراحت میکنی. عاشق که باشی تمام تلاشت رو می کنی که گناه نکنی. عاشق که باشی هی به عکس مادرت نگاه می کنی. هی به قرآن و دعا مشغول می شی.عاشق خدایی؟حجاب داشته باش. هر کی هر چی گفت محکم بیاست و بگو: من بخاطر خدا حجاب دارم نه بخاطر هیچ کس و هیچ چیز دیگهبگو: اونی که بخاطر چیز دیگه ای غیر از خدا حجاب داره کلاهش پس معرکه ست.عاشق خدایی؟غیبت نکن.بگو: من دوست ندارم غیبت کنم چون منو از خدا دور می کنه.ببین چه چیزهایی گناه هستند. اون ها رو انجام نده.عاشق خدایی؟خدا رو بخاطر این عشق شکر کن.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Fri, 31 May 2024 15:51:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان ما و اولیای خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-lyuxlzzcx7tp</link>
                <description>در این نوشتار ابتدا سرنوشت حضرت عیسی ع را مرور می کنیم. سپس علل اجتماعی عدم حمایت اولیای خدا (که نماینده ی خدا روی زمین بودند) توسط مردم زمانشان را مورد بررسی قرار می دهیم. در ادامه، نتیجه این عدم حمایت را مورد بررسی قرار خواهیم کرد. در نهایت نتیجه حمایت و عدم حمایت ولی خدا را مرور خواهیم کرد.مقدمه – سرگذشت حضرت عیسی عبرای ما مسلمان ها کمتر در مورد حضرت عیسی ع و سرنوشت ایشان صحبت شده است. در حالی که طبق اعتقادات ما ایشان هم از پیامبران خدا بوده که عظم راسخی در دعوت مردم به پرستش خدا داشته اند.اما سرنوشت عیسی مسیح ع چه شد؟ و از داستان این پیامبر بزرگ که صدها میلیون پیرو در دنیا دارد، چه درسهایی می توان گرفت؟در این نوشتار قصد دارم تا با نگاهی به متن انجیل یوحنا (John) و قرآن به سرنوشت این پیامبر بزرگ اشاراتی کرده و پندهایی که برای ما در این داستان نهفته است را شرح دهم.همانطور که می دانید آنچه که در قرآن و انجیل برای پیروانشان وجود دارد جهت هدایت ما آمده است.اما سرنوشت عیسی مسیح ع:همانطور که می دانید ایشان هنگامی که در قنداق و در آغوش مادرشان حضرت مریم س بودند با مردم صحبت کردند و خود را پیامبر خدا معرفی کردند.شروع دعوت عیسی مسیح ع با معجزه بود. و البته ایشان از خانواده ای نجیب و پاک بودند. حضرت عیسی ع به جهت انجام امر دعوت به شهر های مختلف می رفتند. افرد مختلف به ایشان مراجعه کرده و از ایشان دعا برای شفای خود و یا عزیزانشان را داشتند. معجزات و دعای حضرت عیسی ع و سخنان شان و منش مهربانانه ایشان، افراد زیادی را به سوی خدا دعوت کرد. شفای کور و فلج از معجزات ایشان هستند که در انجیل به آنها اشاره شده است.سران دین یهود که دیدند حضرت عیسی ع در حال جلب عوام مردم است و بسیاری را به دین خود جلب کرده است، ترسیدند که نکند پیروان خود را از دست بدهند.آنها ابتدا با بحث های لفظی با ایشان مخالفت کردند اما پاسخ منطقی و عالمانه حضرت عیسی ع آنها را شکست داد و چهره ریا کار آنها را بر ملا کرد.در نتیجه آنها چاره ای ندیدند تا برای حفظ دستگاه خود حضرت عیسی ع را حذف کنند. چرا که دوام این شرایط و ادامه شهرت حضرت عیسی و معجزات ایشان باعث می شد که دیگر هیچ یهودی باقی نماند. توجه کنید که به مرور معجزات عیسی مسیح ع به گوش مردم شهرهای مختلف می رسید و آنها به این باور می رسیدند که فردی که بیماران را شفا می دهد قطعا فرستاده خداست و در نتیجه می شد براحتی پیش بینی کرد که در انتهای این روند شکست سران یهود قطعی بود.سران یهود به دنبال بهانه ای بودند تا عیسی مسیح را دستگیر کنند و از آنجا که از قدرت نفوذ سیاسی خوبی برخوردار بودند و ثروت زیادی داشتند، بالاخره توانستند که یکی از یاران عیسی مسیح ع را اغوا کنند. او جای عیسی مسیح ع را لو داد و سربازان سران یهود به آنجا حمله کردند. شب هنگام عیسی مسیح ع دستگیر شد. عیسی مسیح را به حضور پادشاه روم آن زمان (پیلاطس) آوردند. همسر پادشاه به او گفت من خواب آشفته ای دیده ام. این مرد، انسان پاک و بی گناهی ست مبادا که دستت به خون او آلوده شود. پیلاطس دستور داد تا باراباس که یک مجرم بود و عیسی مسیح ع را به جمع مردم حاضر بیاورند. در آن هنگام (جهت اینکه رای مردم را به اجرا گذارد) از جمعیت پرسید: با این دو نفر چکار کنم؟جمعیت بلند فریاد زدند و خواهان آزادی باراباس شدند.پیلاطس متعجب شد. او فکر نمی کردم که مردم عیسی مسیح ع با آن معجزات را رها کنند و باراباس شورشی را انتخاب کنند. اما این اتفاق افتاده بود. او برای اطمینان از جمعیت پرسید: با عیسی مسیح چکار کنم؟ناگهان جمعیت فریاد زدند: او را بکش....!پیلاطس پرسید: به کدامین گناه؟اما جمعیت فریاد می زدند: مصلوبش کن..... مصلوبش کن..... مصلوبش کن.....!در ادامه همانطور که میدانیم خدا معجزه دیگری انجام داد و چهره عیسی مسیح ع در مسیر مصلوب شدن تغییر کرد و آنها فرد گناهکار دیگری را که چهره اش به چهره عیسی مسیح ع تبدیل شده بود مصلوب کردند که پس از چند روز چهره ی او بر صلیب به حالت قبل برگشت.و از آنجا بود که شایعات زیادی در مورد حضرت عیسی ع درست شد.برخی او را (پناه بر خدا) خدا نامیدند. برخی او را پسر خدا نامیدند و برخی هم گفتند او به آسمان پیش خدا رفت.که البته ما در قرآن در سوره نساء آیه 157،  داریم که ایشان را نه مصلوب کردند و نه او را کشتند بلکه آنها فکر کردند (گمان کردند) که او را مصلوب کردند و کشتند ولی حقیقت چیز دیگری بود.در اینجا باید بخاطر داشته باشیم که پس از عروج حضرت عیسی ع افراد مختلف تفاسیر مختلفی از سرگذشت عیسی مسیح بیان کردند و مسیحیان پس از عروج حضرت عیسی ع تحت تاثیر سخنان افراد مختلف و شایعات قرار گرفتند تا اینکه حق گم شد و خدا به این گمراهی در قرآن به وضوح پایان داده و مردم را هدایت می کند.- درسهایی از عدم حمایت اولیای خدااما نکات بسیار مهمی در خصوص سرنوشت این پیامبر بزرگ وجود دارد. که به بررسی آنها می پردازیم:درس اول- روشهای دشمنی شیطان با مردم و اولیای خداشیطان همواره در حال نقشه کشیدن در جهت منحرف کردن مردم است. او هر کاری می کند تا مردم از اولیای خدا ( که روزگاری پیامبران و سپس امامن بودند در حال حاضر امام مهدی (عج) ولی و سرپرست مردم هستند) دور شوند.او تلاش می کند که اولیای خدا را که وسیله هدایت، خوشبختی و رفع مشکلات دنیا و آخرت مردم هستند را به کنج عزلت بفرستد تا در تنهایی بمانند و مردم از نور و وجود با برکت آنها بی بهره شوند. برای این کار شیطان روشهای مختلفی را بکار می برد.1- تلاش می کند وجهه اولیای خدا را در جامعه خراب کند. دقت داشته باشید که حضرت عیسی ع به جرم کافری دستگیر شد و محور فعالیت قدرت رسانه ای سران یهود این بود که او را فردی ضد دین، دشمن خدا، کافر و ناپاک به جامعه معرفی کنند. در حالی که او پاک و از خاندانی پاک بود.این روش تخریب شخصیتی و وجهه عمومی افراد می تواند ویژگی های مختلف فرد مورد هدف را در برگیرد. گاهی صلاحیت علمی، گاهی پاکی و گاهی تقوا و گاهی سلامتی جسمی و روحی و روانی فرد را هدف قرار می دهد. چرا که بیاد داریم مردم زمان امام علی ع فکر می کردند او کافر است و از شهادت ایشان در مسجد تعجب کردند.در خصوص حضرت محمد ص نیز برخی او را (پناه بر خدا) دیوانه و شاعر به مردم معرفی می کردند. بنابراین بسته به ابعاد شخصیتی و شرایط فرد و موقعیت اجتماعی او، شیطان روش مناسب با شرایط او را انتخاب می کند تا به وجهه اجتماعی او ضربه بزند.2- از دیگر بندگانش (انسانهایی که خواسته یا ناخواسته برای شیطان کار می کنند. این افراد ممکن است به دنبال امیال نفسانی خود باشند و یا مستقیما برای شیطان کار کنند.) استفاده می کند تا با صرف پول مردم را ترغیب کنند که به اولیای خدا خیانت کنند.3- کاری می کند که مردم اهمیت حمایت از اولیای خدا را کوچک بشمارند و تلاشی برای حمایت از اولیای خدا انجام ندهند.عدم یاری ولی خدا برای شیطان بسیار مهم است. شیطان از یارانش می خواهد که با تبلیغات رسانه ای علیه اولیای خدا مانع شود که مردم به لشکر اولیای خدا اضافه شوند. زیرا در این امر دو ضرر برای شیطان است:الف: مردم با پیوستن به اولیای خدا هدایت می شوند. (شیطان دشمن ما مردم است و قسمت خورده که ما را گمراه می کند و به جهنم می کشاند)ب) لشکر اولیای خدا که دشمن شیطان است تقویت می شود.در نتیجه تمامی هم و غم شیطان در این است که شما فعالیتی در راستای حمایت ولی خدا (امام زمان عج) انجام ندهید. در واقع بهتر است اینگونه بگوییم که برای شیطان بدترین انسان کسی است که ولی خدا (امام زمان عج) را حمایت می کند و بهترین یار شیطان کسی است که با ولی خدا (امام زمان عج) دشمنی می کند.هر چقدر فعالیت انسان در جبهه حمایت ولی خدا (امام زمان عج) بیشتر باشد، خدایی تر می شود و هر چقدر بیشتر به ولی خدا (امام زمان عج) ظلم کند شیطانی تر می شد. و این ظلم به ولی خدا (امام زمان عج) شامل کوتاهی در یاری ولی خدا، عدم حمایت ولی خدا و دشمنی با ولی خدا می باشد.درس دوم- چی شد که مردم عیسی مسیح را رها کردند؟در خصوص اینکه چرا مردم رای به قتل حضرت عیسی ع دادند می توان عوامل مختلف را مورد بررسی قرار داد. این عوامل را می توان براساس شرایط جامعه شناختی و رفتارهای اجتماعی مردم مطرح کرد.اول: همرنگ جماعت شدن (هم نوایی):سران یهود با اعمال نفوذ در بین مردم، جمعیتی را ترغیب کردند که فریاد قتل حضرت عیسی ع را سر بدهند و دیگر مردم که هیچ شناختی از او نداشتن با جمعیت هم آوا شدند. در واقع در مسیری که بقیه می رفتند، هم مسیر شدند بدون آنکه دلیل آن را بدانند. این پدیده &quot;هم نوایی با جمع&quot; از روشهایی است که شیطان برای فریب توده مردم از آن استفاده می کند. سطح هوش و میزان تفکر افراد و بطور کلی شخصیت افراد بسیار با هم متفاوت است. دسته ای از مردم بسیار علاقه مند به جلب توجه و ابراز احساسات و تفکرات خودشان هستند. در حالی که دسته دیگر به آرامش و درونگرایی تمایل بیشتری دارند. ترفند شیطان اینگونه است که دسته ای از افراد که رفتار هیجانی بیشتری نسبت به بقیه دارند را تحت تاثیر قرار می دهد. در ادامه فعالیت این افراد روی افراد دیگر هم اثر می گذارد و آنها افرادی که بیشتر و بلندتر ابراز احساسات می کردند را با &quot;هم نوایی&quot; خود حمایت می کنند. علت این هم نوایی می تواند عواملی مثل: ترس و نگرانی از قضاوت جامعه، طرد شدن از جامعه، مورد سرزنش قرار گرفتن، عدم آگاهی و حس همدردی با شعار دهندگان باشد. در نهایت افراد آنچه را که شیطان خواسته سر می دهند. در واقع سران یهود با اغوا کردن عده ای از جمعیت و شعارهای آنها باعث شدند تا بقیه مردم هم رای به کشتن حضرت عیسی ع بدهند.از دیدگاه دیگر اثری که شیطان در افرد برای هم نوایی ایجاد می کند را می توان به موارد زیر تقسیم کرد:اول، فرد فقط شعاری که دیگران سر می دهند سر می دهد بدون آنکه به این فکر کند که آیا شعار درستی است یا خیر.دوم، فرد با خودش فکر می کند: &quot;خب وقتی همه این شعار را سر می دهند حتما خبری است دیگر.&quot; یا &quot;تا چیزی نباشد مردم نگویند چیزها.&quot;و با این دو طرز فکر گناهکار بودن حضرت عیسی ع را در ذهن توجیح کرده و بدون تحقیق رای به قتل یک انسان می دهد.( از شما خواننده محترم می خواهم شرایط توصیف شده را با مثالهای فراوانی که بطور روزمره برای شما رخ می دهند و یا در اتفاقات سیاسی - اجتماعی در جامعه های کنونی رخ می دهند، مقایسه کنید. )دوم: پیلاطس، حاکمآنچه از انجیل دریافت می شود این است که تصمیم برای آزادی یا اعدام حضرت عیسی ع توسط حاکم به جمعیت حاضر واگذار شد. این در حالی ست که او می توانست به استفاده از قدرت خودش عیسی ع را آزاد کند. اما ترس از مردم،  - به دلیل اینکه پیلاطس می دانست مخالفان زیادی در بین مردم دارد - علاقه به مقام پادشاهی - او می ترسید با مخالفت با مردم و بویژه سران یهود پادشاهی اش متزلزل شود - با وجود آنکه گناه حضرت عیسی ع برایش مسجل نشده بود به کشتن حضرت عیسی ع رضایت داد.این یک درس بسیار بزرگ است که اگر جمعیت فریب خوردند و از ولی خدا حمایت نکردند این وظیفه حاکم است که بین مردم و ولی خدا را اصلاح کند و آنها را متحد کند. آن هم در شرایطی که ولی خدا قادر نیست خودش را به مردم معرفی کند و از خودش دفاع کند. (چقدر شبیه داستان امام علی ع است نه)نکته: توجه کنید که ولی خدا در حال حاضر قادر نیست خودش را به مردم معرفی و از خودش دفاع کند. پس حاکم باید به کمک افراد مختلف شرایط را برای پیوند مردم با ولی خدا (امام زمان عج) فراهم کند. تا ایشان مثل حضرت محمد ص مورد حمایت انبوه مردم قرار گیرد.در مورد امام علی ع نیز خلفا که حاکم آن زمان بودند و حق خلافت را از امام علی ع دزدیده بودند. آنچنان جهت دور کردن مردم از امام علی ع تلاش کردند که کار به جایی رسید که اگر فردی اسمش &quot;علی&quot; بود از بیت المال محروم می شد.می بینیم که نقش حاکم و کم کاری او و یا ظلم او به ولی خدا می تواند تا چقدر در حمایت و همراهی مردم با ولی خدا موثر باشد.درس سوم- مقایسه نتایج حمایت ولی با رها کردن اواما چه مثالهایی از همراهی و یا رها کردن ولی خدا در تاریخ وجود دارد؟از نمونه های عالی دست یاری انبوه مردم به ولی خدا، می توان به قیام و انقلاب حضرت محمد ص اشاره کرد. در قیام حضرت محمد ص رفته رفته یاران با وفا در کنار ایشان افزایش یافتند. با این حال تا زمان فتح مکه می بینیم که در برخی جنگ ها به خاطر سستی یاران لشکر اسلام شکست می خورد. (توجه کنید که این کم کاری و سستی در اطاعت از ولی خدا و یاری او چقدر موثر است.) اما در برخی موارد با وجود اینکه از نظر تعداد و تجهیزات از دشمنان بسیار کمتر هستند، اما پیروز جنگ می شوند. و می بینیم که یاری ولی خدا در نهایت منجر به پیروزی شد و جامعه ای بوجود آمد که نه تنها از کفر و شرک قبل رها شده بود بلکه جلوه های عدالت در آن نمایان شد.از دیگر مثالهای یاری ولی خدا می توان به حضرت سلیمان ع اشاره کرد. به طوری که نه تنها انسانها بلکه جنیان و حیوانات نیز تحت فرمان ایشان بودند و یکی از قدرتمند ترین فرمانروایی های تاریخ بشر شکل گرفت.مثال دیگر حضرت یوسف ع است. برنامه چندین ساله کشور به ایشان سپرده شد و مردم از بحران غذا نجات پیدا کردند. توجه کنید که یک مشکل بزرگ و دنیوی مردم توسط ولی خدا رفع شد. برای همین اتصال به ولی خدا مهم است زیرا منجر به هدایت و رفع مشکلات دنیوی و اخروی می شود.اما مثالهای فراوانی در عدم یاری انبوه مردم با ولی خدا داریم. از دو پیامبر اولوالعظم آخر، آخرین آنها که حضرت محمد ص بودند مورد حمایت انبوه قرار گرفتند ولی پیامبر اولوالعظم قبل از ایشان یعنی حضرت عیسی ع مورد حمایت توده مردم قرار نگرفت. علاوه بر حضرت عیسی ع که سرنوشت ایشان در ابتدای مقاله مورد بررسی قرار گرفت. امامان که جانشینان حضرت محمد ص بودند نیز مورد حمایت انبوه قرار نگرفتند.یک مثال بارز آن امام علی ع است. در جریان سقیفه، امام علی ع با وجود اینکه داماد پیامبر ص بودند و از سوی ایشان به عنوان برادر و جانشین معرفی شده بودند، تنها رها شدند. تعداد یاران کم و عدم حمایت انبوه مردم باعث شد که امام خلافت را که حق ایشان بود از دست بدهند و سرپرستی جامعه به دست افرادی بیافتد که مورد تائید خدا نبودند.اما چرا امام علی ع حمایت انبوه مردم را از دست دادند؟ (که در نتیجه آن خلافت از دست رفت)اول: رقبای امام علی ع که پیش از رحلت پیامبر نقشه جانشینی کشیده بودند در غیاب ایشان شروع به فعالیت کردند. این در حالی ست که خلافت شایسته آنها نبود.پس در این مورد دلیل اصلی &quot;حرص و طمع بزرگان جامعه&quot; بود. که می توان آن را به دنیا طلبی بزرگان جامعه نیز تفسیر کرد.دوم: مردم قبیله ها مایل بودند فردی از قبیله خودشان خلیفه شود تا کل قبیله از این خلافت منفعت ببرد.در این مورد نیز &quot;منفعت های دنیوی&quot; بر اخروی و &quot;دنیا طلبی&quot; بر سخن رسول خدا ارجحیت یافت.سوم: مردم در بیعت کردن با یکدیگر به رقابت پرداختند تا به این طریق به خلیفه نزدیکتر شده و پیش او عزیز شوند به این امید که در آینده منفعت مادی یا پست و مقامی نسیبشان گردد.همانطور که مشخص است در این مورد نیز &quot;دنیا طلبی&quot; بر سخن خدا سبقت گرفته است.چهارم: عده ای از مردم با شخصیت امام علی ع مشکل داشتند. امام علی ع اولین کسی بود که دعوت پیامبر ص را لبیک گفته بود و پس از آن کفار و مشرکان بسیاری با ایشان به دشمنی پرداختند. در میان این افراد اعضای خانواده بسیاری از افراد جامعه بودند که علاقه قلبی آنها در دل این افراد وجود داشت. بزرگانی که محبوب افراد خانواده و قبیله خود بودند و در جنگهای مسلمانان با مشرکان توسط امام علی ع کشته شده بودند. کشته شدن این افراد به دست امام علی ع کینه و نفرتی در دل مسلمانانی که آنها را دوست داشتند ایجاد کرده بود و در نتیجه به هیچ عنوان خلافت امام علی ع را تحمل نمی کردند.لذا می بینیم برخی از افراد جامعه اصلا وارد دعوای خلافت نشده و با وجود اینکه از حق امام علی ع بر خلافت آگاه بودند از ایشان حمایت نکردند.همانطور که می بینیم در این مورد بحث &quot;کینه و دشمنی با ولی خدا&quot; مطرح است و نه حب دنیا و دنیا طلبی.در واقع با مطالعه اتفاقاتی که بر سر خلافت در ماجرای سقیفه افتاد می توان گفت که دنیا طلبی و کینه از ولی خدا دو عامل اصلی در دور شدن از راه حق و ولی خدا است.در ماجرای امام حسن ع نیز می بینیم که فرمانده لشکر امام حسن ع با دریافت &quot;مبالغ زیاد پول&quot; به همراه سربازانش به امام خیانت کرده و او را تنها می گذارد.اما در خصوص امام حسین ع پیشنهاد &quot;پول&quot; و &quot;ترس از تهدیدات&quot; (که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و در واقع تهدیدات پوشالی بودند) مانع شد تا مردم ولی خدا را یاری کنند.پس در مورد امام حسین ع &quot;دنیا طلبی افراد&quot; و &quot;راحت طلبی&quot; آنها (بخاطر تهدید بسیاری کنار کشیدند و امام را یاری نکردند) عوامل رها کردن ولی خدا بودند.نتیجه گیری:با توجه به مثالهای مطرح شده در خصوص عدم حمایت ولی خدا توسط مردم می توان گفت که:دنیا طلبی، راحت طلبی، کینه ولی خدا را داشتن و تاثیر دستگاه رسانه ای شیطان (که به روشهای مختلف عمل می کند) عوامل اصلی عدم حمایت ولی خدا توسط مردم می باشند. این در حالی ست که در موارد اندکی که ولی خدا مورد حمایت قرار می گیرد مانند حضرت سلیمان ع و حضرت محمد صو حضرت یوسف ع پیروزی بزرگی بدست می آید و نتیجه نه تنها هدایت مردم بلکه رفاه و آسایش دنیوی جامعه می شود.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2024 16:31:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نماز نمی خوانم، چون . . .</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85-%DA%86%D9%88%D9%86-zcrgm1gewncx</link>
                <description>در این مقاله قصد دارم پیرامون عبادت خدا توسط موجودات مطالبی را به اشتراک بگذارم. در قرآن داریم که تمامی موجودات در آسمانها و و زمین خدا را عبادت می کنند.ولی ما قادر به شنیدن صدای تسبیح آنها نیستیم.همانطور که قادر به شنیدن صدای چرخش زمین نیستیم. فرکانس (بسامد) صدای چرخش زمین خارج از محدوده ی شنوایی ماست. سیستم شنوایی هر موجودی با موجود دیگر فرق دارد. حتی زبان موجودات نیز با یکدیگر متفاوت است.در سالهای اخیر در سرتاسر دنیا آنقدر افراد تجربه های نزدیک به مرگ داشته اند که دیگر بر تمامی افرادی که از نظر منطقی پدیده ها را بررسی می کنند، ثابت شده است که آنچه افراد در زمان کما می بینند و به خاطرشان مانده و برای ما تعریف می کنند، توهم نیست.به طور مثال برای خوانندگان فارسی زبان تجربه نزدیک به مرگ ایمان عبدالمالکی می تواند مثالی خوب و تائید کننده بر این باشد که در برخی موارد روح از بدن جدا شده و فرد چیزهایی را می بیند که &quot;بسیاری از افراد&quot; حاضر در زندگی مادی قابل دیدن آن نیستند.اما توجه کنید &quot;بسیاری از افراد&quot; و نه همه.زیرا در برخی تجربه های نزدیک به مرگ مشاهده شده که کودکان روح را با چشم مادی خود می بینند. حال در کنار این موضوع این نکته بسیار مهم را هم در نظر بگیرید که در مواردی حتی برخی افراد که چشم و گوش برزخی شان فعال می شود. گزارش هایی داده اند که بله. تمامی ذرات عالم تسبیح خدا می کنند. مثلا این افراد صدای تسبیح گفتن میوه ها را شنیده اند.بله تمامی ذرات سنگهای کوه، تمامی درختان و پرندگان، جانداران و بی جانها، تسبیح خدا می گویند.و تو ای انسان، آیا به آن اندازه که شایسته است خدا را عبادت می کنی؟خدایی که تو را خلق کرد و آنقدر تو را دوست داشت که به ملائکه گفت برای تو سجده کنند.و فرمود که :خدایی که چنین جایگاهی برای تو خواسته است. اگر از این جایگاه دور شده ایم بخاطر کارهای خودمان است.چقدر در روز با خدا عاشقانه صحبت می کنی؟ آیا فقط وقتی مشکلی در زندگی ات پیش میاد از ته دل خدا رو صدا می زنی؟ بعد هم که کار درست شد....بیایید اعمال خود را درست کنیم. (بهونه نیاورید که ج. ا و ....)گناه، گناه است. از گناه دوری کنید.عبادت عبادت است و انسان باید خدا را عبادت کند. بخاطر خدا، او را پرستش کند نه بخاطر شاه.مردم زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب، شاه عباس، نادرشاه، کریم خان زند، لطفعلی خان، فتحعلی شاه قاجار، رضا شاه پهلوی تا الان، به عشق خدا نماز می خوانده اند، روزه می گرفته اند. مسجد می رفتند و برای اهل بیت عذاداری می کردند.این شاه ها می آیند و میروند. دنیا می گذرد و پیر می شویم و یا حتی خیلی ها به پیری هم نمی رسند. و بعد پیش از ملاقات خدا با اعمالمان رو برو می شویم.حکومت را بهانه برای گناه نکنید. حکومت برای ما آزمایش است. شیطان از هرچیزی استفاده می کند تا شما راهی برای توجیح گناه و خدا را عبادت نکردن پیدا کنید. خودتان را گول نزنید.بیچاره آنکس که برای پست و مقام در دنیا خدا را عبادت کنه و عبادتش عاشقانه و خالص برای خدا نباشه.در دام شیطان نیافتید. اینکه از برخی افراد تنفر دارید نباید باعث شود که رابطه تان با خدا خراب شود.حلال مشکلات ما همواره خدا و اهل بیت (ع) بودند. چقدر فلج شفا داده شده. چقدر زوحهایی که بچه دار نمی شدند بچه دار شدند. ما بخاطر عشقمون به اهل بیت (ع)، برای امام حسین (ع) عذاداری می کنیم. نماز و روزه تان را بخاطر یکسری بندگان گناه کار خدا قطع نکنید. آنها گناه کارند و هرکس بخاطر اعمال خودش مجازات می شود نه اعمال دیگران.رابطه خودتان را با خدا اصلاح کنید. با خدا صاف و صادق باشید. همیشه توبه کنید. هر روز. حتی اگر فکر می کنید که گناهی نکرده اید. چون شیطان می خواهد حواس شما را از توبه و طلب بخشش پرت کند تا با کوله باری از گناه راهی حساب و کتاب شوید.خودمان را اصلاح کنیم. کارها درست میشه.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Sun, 07 Apr 2024 17:15:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر مداحی برای امام حسین و امام حسن و حضرت ابوالفضل العباس</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-qkigrjrdzwf6</link>
                <description>برااادربرادر عزیز من حسن جااانمپشت و پناه من بعد پدر جاااانمستون و تکیه گاه من عزیز جااانمکجاااییببینی که حسین تو علمداار، دارهحتی تو شبها سپاهش وفاا، دارهتو تاریکیه شب هوادار ، دارهبرااادربا تیرشون به مشکمون تیر زدندهمون طوری که تابوتتو چهل تر زدندبرااادربه بچه هامون تشنگی داادندبازم خدا رو شکر که زهر نداادندبرااادربرادر بزرگ من حسن جااانمدلیر و تکیه گاه من حسن جااانمبرااادرقاسم، ابوبکر، حسن و عبداللهجای تو خالیه تو خیمه گاهبرااادرگفته بودی که تنهایم نمی‌ذااریوقتی نبودی قاسمو فرستاادیبرااادرگل تو رو در آغوشم گرفتموصیت تو رو ازش شنوفتمبرااادرببین که قاسمت چقدر شجااعهمنو همش یاد تو مینداازهبرااادرچه ماه ها کسی صدام نکرده بود &quot;برادر&quot;یهو صدا اومد &quot;بیا برادر&quot;برااادربرادر قشنگ من ابوالفضلعلمدار رشید من ابوالفضل</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2024 22:16:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Is it logically and religiously correct to support Zionism?</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/is-it-logically-and-religiously-correct-to-support-zionism-najryoejky6i</link>
                <description>Is it logically and religiously correct to support Zionism?Is it the right thing to be silent against Zionist crimes?In  this article, we intend to examine Israel, which was created based on  Zionism. And to answer the question whether the behavior of Zionists can  be confirmed in Christianity or not.First, let’s learn more about the beliefs of Zionists.– Even the best of the Gentiles must all be killed. (Soferim 15)– All Gentile children are animals. (Yebamoth 98a)– Gentiles (non-Jews) are not human, they are animals. (Baba mezia 114 b)– A Jew may commit an offense but not marry a non-Jewish girl. (Gad Shad 2:2)– Gentile girls (non-Jews) are in a state of filth and debauchery from birth. (Abodah zarah 36b)– A Jew may have sexual relations with a child as long as the child is under nine years of age (Sanhedrin 54b).– If a non-Jew strikes a Jew, he must be put to death (Sanhedrin 58b).– When a Jew kills a gentile (non-Jew), there will be no death penalty (execution). (Sanhedrin 57 a)– If you eat with a non-Jew, it is like eating with a dog. (Tospoth jebamoth 84 b)– If a Jew finds an item that a Gentile (non-Jew) has lost, it does not need to be returned. (Baba mezia 24a)– Gentiles (non-Jews) prefer to have sex with cows. (Abodah zarah 22a-22b)– Jews may use lies to outwit a Gentile (non-Jew) (Baba kamma 113a).These  laws open the way for the Zionists to do any law breaking. You should  note that the Zionists used the word “a Jew” instead of saying “a  Zionist” in order to attract many Jews in their laws. To say that anyone  who opposes the Zionists has actually opposed the Jews.This is  despite the fact that there are many Jews who are against Zionist ideas  and the formation of Israel. But due to the lack of media power, their  activities to inform the world have been defeated by Zionist propaganda.To  make this issue more clear for you, look at the media power of the  Zionists in the figure below. Any news that they don’t want to spread  globally, they keep quiet.This immunity from the law due to the thinking that other people are  nothing more than animals compared to Israel and the Zionists is now  well revealed and you can see that the United Nations and high-ranking  European and American politicians are unable to deal with this amount of  war crimes. And sanction or at least condemn the Israeli genocide.  Check out one of thousands of examples below: (Note that these words  come after years of Israeli infanticide)In an interview with Al Jazeera Arabic, the EU’s Foreign Policy  Chief, Josep Borrell, was asked: ‘Is what Israel doing considered war  crimes?’ He replied: ‘I’m not a lawyer; that falls within the  jurisdiction of the International Criminal Court.’ A minute later, he  was asked: ‘Are the actions of Hamas on October 7th considered war  crimes?’ He replied: ‘Yes.’ The interviewer responded: ‘Just now, when I  asked you about Israel, you said you’re not a lawyer.You can watch the interview in the below link:https://youtu.be/oeo18MtvMdo?si=z4g3NsPed0NzM_WIThere can only be two reasons for this.1- That the politician himself is a Zionist.2- He benefits from the defense and support of Zionists.And  it is the personal interests and wishes of these people that cause no  action to be taken regarding the crimes of the Zionists.The next  and very important point is about the return of Christ. Christ is known  as the one who will return and save the world. According to the fact  that Jesus was sent after Moses and it is also mentioned in the verses  of Matthew 5:17. He came to complete the Jewish religion.In the  book of the Gospel of Matthew, we can clearly see that the hypocritical  Jews were the main enemies of Jesus Christ, and the most important thing  is that Jesus Christ was not a Jew.So when we accept that Jesus  Christ was not Jewish. In Zionist thinking, Jesus Christ will have a  much lower value than a Zionist. Or in other words, they will not accept  Christ as their savior, and just as they fought against him when he  first came, they will be his main enemies when he returns.But the question that arises here is:– Who do the Zionists accept as a savior?From  the Zionist point of view, the Jewish Messiah will be the savior of  mankind. And this is exactly where the difference arises. (Please note  that they use Jewish not Zionist word to bring the rest of the Jews with  them but actually they mean Zionist Messiah)Which one is the real  Christ? The Jewish (Zionist) Messiah who never existed or the Jesus  Christ who was once assassinated by the Jews? Certainly, the Zionist  Messiah of the Jews will be enmity with Jesus Christ. Because according  to the teachings of the Gospel of Matthew, Christ has expressed  greatness in humility and service to people and said, I have come to  serve people.And of course, Jesus Christ said that I have come to  complete the Jewish religion. As we know, the followers of Jesus Christ  are called Christians and not Jews.This speech of Christ is in  contrast to the Zionists who do not value any person on the planet. In  fact, this seeking superiority and allowing the Zionists to kill others  without any guilt is more like a satanic law than a divine law.In  fact, we can say that the Anti-christ we have been warned about is the  Zionist Messiah (which is predicted to be called Zionist Messiah).Now,  according to the mentioned, we can understand the consequences of this  dangerous (Zionist) thinking. Some of these consequences are predictable  and some can even be seen. For example, we review some of Israel’s  actions as an expression of Zionist thinking.– In Israel’s war  with Gaza, many times they bombed hospitals and schools. The number of  children killed within 12 days after the start of the Gaza war (after  the Al-Aqsa storm: from October 7, 2023) reached 1030 children. While in  the war between Russia and Ukraine, after 596 days of war, 554 children  were killed. This barbaric and cruel attitude stems from the thought  that non-Jews are even less valuable than animals.– These beliefs  can be seen even in Zionist doctors to the extent that they break their  medical oath and 1000 doctors in a written letter request the bombing of  hospitals from the Israeli army. This side of thinking is very  dangerous. Look at the map of Palestine before the occupation by the  Zionists. Over time, the smaller Palestinian state and occupied  territories developed.The goal of Zionist thinking is to dominate the whole world  and not just Palestine and all the people of the world become their  slaves. That is why they play a prominent role in the media and banking  (for example, the Rothschilds, a banking family that was one of the  founders of Israel and has Zionist thoughts) to control people’s money  and minds.According to Zionist thinking, the Jewish Messiah (who is  the anti-Christ) will come soon. Therefore, it is up to us, as the  friends of Jesus Christ, to inform our other brothers about the Jewish  Messiah (anti-Christ) from now on, so that they choose the real Messiah  over the anti-Christ, so that the army of Christ will be strengthened.  And this time we know that if we do nothing, people may be influenced by  the propaganda of the Jews. And Choose Barabbas instead of Christ. From  now on, we must increase the helpers of the true Christ to prevent his  enemies from victimizing him again.Zionist beliefs are the exact  opposite of Christian beliefs. And this means that the Zionist Messiah  is the real anti-Christ. From their point of view, the anti-Christ or  the Jewish Messiah is the one who kills the Arabs and enslaves some of  them to the Jews (notice the Jews, not the Christians). The Anti-Christ  will destroy Al-Aqsa Mosque and build Solomon’s Temple. With the  knowledge we have of the real Jesus Christ. He helped poor people. He  treated patients and not bombed hospitals. He did not see himself as  superior to others and defined the superiority of each person in helping  others more. The behavior of the Zionists is completely contrary to  Christ. Be prepared because they will introduce their savior, the  Zionist Messiah, with their media power.Note: The Jesus Christ,  our Great Prophet and The Savior was chosen by God. And Jesus Christ  Himself said: I came to serve not to be served. So, If Israelis think they are the chosen people. Their duty is to serve the people more. Not brutally killing them and occupying their land. They brutally kill even babies.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2024 22:08:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روضه حضرت رقیه (س) برای مداحی مداحان</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-im6ubxizug0r</link>
                <description>بچه های 2- 3 سالهبشدت به پدر و مادراشون وابسته اند.مخصوصا دختر بچه ها خیلی بابایی هستند....وابستگی عاطفی شدیدی به باباشون دارند...غریبه می بینن.... دست بابا رو محکم می گیرند. پشت سرش قایم می شن.اگه یکی تندی بهشون کنه... دعواشون کنه.... میرن به باباشون می گن...بابا.... این منو اذیت کرد.... فلانی عروسکمو گرفته نمیده...انقدر به باباشون وابسته هستند... انقدر بابارو دوست دارند که...اگه یه وقت باباشون دعواشون کنه هم....گریه می کنند میرن باز تو بغل بابائه...نمیره جای دیگه...هی بابا روشو می کنه اونور...مثلا قهر می کنه... هی دختر بچه میاد جلو چشم باباش... گریه می کنه و باباشو بغل می کنه..تا بابائه بغلش کنه و نوازشش کنه تا آروم بشه....ولی وای.... وای از اون موقع که بابائه نباشه..... وای....اول دختر بچه حسابی گریه می کنه.... که دیگه اشک تو چشمش نمیاد....بعد میشینه یه گوشه....صدای هق هقش میاد....نفس نفس زدنش...ولی نااای گریه دیگه نداره...شروع می کنه....تو همون حال...می گه اگه بابام بود.... می دونست باهاتون چکار کنه....بذار به بابام بگم.... حسابتونو می رسه....بمیرم برای دخترت رقیه که امید بازگشت باباش رو هم نداشت.... یا حسین....بمیرم برای دختر سه ساله ات حسین جان...دختر بچه ای که از دست قاتل پدرش، شمر ملعون، سیلی می خوره ....نی خیزران کوبیدن به دندونای پدرشو می بینه...شهادت عموی رشیدش ابوالفضل عباس (ع) را می بیند...بعد با این همه مصیبت ها، به عمه اش زینب کبری (س) می گوید :” یا عمتاه هل من خرقه أستر بها رأسی عن أعین النظار ”ای عمه جان آیا پارچه ای هست که سر خود را از نامحرمان بپوشانمو عمه ی مظلومه اش جواب می دهد :” فقالت یا بنتاه و عمتک مثلک ”ای عزیز برادرم عمه ات هم مانند توستیا رقیه ... تو توی اون سختی ها روی حفظ حجابت تاکید داشتی... دعا کن برای همه ما...منبع مکالمه حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س): بحارالانوار، جلد ۴۵، صفحه ۶۱،</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Fri, 05 Apr 2024 23:17:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر مداحی برای امام موسی کاظم (ع)</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D8%B9-afgkw14yig9z</link>
                <description>کفترای حرم امام رضا                                        همگی شادن و آزاد و رهاتوی این سیاه چاله، بند به دست                      هارون لعین کظیمو کرده بستتک و تنها بدون دوستای خود                            تو غل و زنجیر تازیانه میخوردپسر نبی خدارو کتک زدن                                  دست و پا و تنشو لگد زدنمی‌گفت با آه و سوز بی كران                             به جلادای پر از زخم زبانهر جارو لگد زدی درد نداشت                            دلم اما طاقت سیلی نداشتتا سر و گردن و ایستاده تو خاک                       تو دل مولا نبود یه ذره باکدعای تو همیشه اجابته                                   اسم تو مایه ی هدایتهفدای پهلو و بازو و سرت                                 دلم خونه از برای مادرتکاظمین</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Thu, 04 Apr 2024 20:38:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشم نظر یا چشم شیطان؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mammadini66/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-ispentiqclvk</link>
                <description>احتمالا شما هم در جامعه، چه در مغازه ها، رستوران ها یا در خانه ها، تاکسی، خودرو ها و حتی گاهی اوقات بصورت عکس چاپی روی لباسها تصویر زیر رو دیدیم.نتایج سرچ &quot;چشم نظر&quot; در اینترنتاین محصول که بیشتر با نام &quot;چشم نظر&quot; در ایران شناخته می شود، برای دوری از چشم بد و امان بودن از چشم زخم مورد استفاده قرار می گیرد.در سالهای اخیر کاربرد آن به طور چشمگیری در صنعت طلا و جواهر نیز افزایش یافته است. اما خوبه که به این مسئله بپردازیم که آیا اصلا استفاده از این نماد و کالای تزئینی سودمند هست یا خیر؟ابتدا بیائید ببینیم اصلا نام واقعی این محصول چیست؟اگر این محصول را به انگلیسی سرچ کنید به واژه &quot;Evil eye&quot; می رسیم. که به معنی &quot;چشم شیطان&quot; است.نتایج سرچ &quot;Evil eye&quot; در اینترنتچرا مردم به این اعتقاد دارند که چشم شیطان برای آنها سودمند است؟این نکته بسیار مهمی است. در پاسخ باید گفت که در جامعه بسیاری از افراد بدون پرسیدن دلیل خیلی چیزها فقط ار روندها پیروی می کنند. و این دقیقا کاری است که صنعت مد و فشن انجام می دهد.این نماد در صنعت مد و فشن رواج پیدا کرد. افراد مشهور (سلبریتی ها) از آن استفاده می کنند و در طراحی هایی که بازدید کننده زیادی دارند (مثل موزیک ویدئو ها) این نماد بارها دیده می شود.اما در کشورهای اسلامی فروش این محصول با نام &quot;چشم شیطان&quot; خیلی عاقلانه نیست و به احتمال بسیار زیاد شکست تجاری به بار می آورد.در نتیجه نام آن را به &quot;چشم نظر&quot; تغییر می دهند. با فروش بسیار آن و رایج شدن آن در جامعه، حالا بسیاری حتی فکر نمی کنند که اصلا این محصول کاربردی دارد؟ و چه اثراتی ممکن است داشته باشد.چشم شیطان (چشم نظر) در جواهراتدر تعالیم اسلام از پیامبر (ص) روش های مختلفی برای رهایی از شر (اتفاقات بد و بلا)، اجنه و چشم زخم نقل شده است.به طور مثال گفتن &quot;بسم اللله الرحمن الرحیم&quot; در دور کردن جن بسیار مفید است.یا خواندن سوره های ناس و فلق در دور کردن شر و بدی از خود بسیار تاکید شده است.یا همراه داشتن متن چهار سوره معروف به چهار قل (کافرون، توحید، فلق و ناس) جن و انواع شر و بدی را از ما و محلی که در آن هستیم، دور می کند.و همچنین آیه و ان یکاد (آیه های 51 و 52 سوره قلم) برای در امان بودن از چشم زخم توصیه شده است.همانطور که می بینید. بسیار از این راه حل ها برای دور کردن شر، جن، چشم زخم و کلا انرژی های منفی همگی قرآنی هستند و می دانیم که قرآن از سوی خداست.پس قطعا اعتماد به قرآن و آیات آن و نام خدا برای رها شدن از تمامی بدی ها و انرژی های منفی مفید است.در مقابل می بینیم که افراد بسیاری نام و کلام خدا را رها می کنند و از چشم شیطان  برای دور کردن انرژی های منفی کمک می گیرند.یا از نعل اسب استفاده می کنند.در خودرو خود به جای آیه &quot;و ان یکاد&quot; چشم شیطان قرار می دهند. کلام خدا را کنار گذاشته و چشم شیطان را به همراه دارند. یا در ورودی درب مغازه نعل اسب نصب می کنند.در حالی که خود شیطان منشاء بسیاری از شرها و انرژی های منفی ست. وجود این اشیاء (چشم نظر = چشم شیطان و نعل اسب) و اعتقاد به آنها به شدت روی محیط پیرامون اثر می گذارد. زیرا آنها نشانه ای هستند برای اجنه. اجنه با دیدن آنها می فهمند که در این مکان شیطان بر خدا ترجیح داده شده است و این یعنی جنیان و شیاطین مجوز حضور در آن مکان را پیدا کرده اند و در نتیجه شما دروازه را برای ورود انرژی های منفی به خود و آن مکان باز کرده اید.از طرف دیگر، استفاده از این نمادها روی آخرت شما نیز اثر بسیار مخربی دارد. زیرا شما عملا نام و کلام خدا را کنار گذاشته اید و شیطان را کمک کننده و یاری دهنده خودتان درنظر گرفته اید.این خود، شیطان پرستی عملی (حتی از روی ناآگاهی) است و بشدت انسان را از خدا دور می کند.حالا جواب این سوال پیدا می شود که چرا زمان پیامبران گذشته (ع)، مثلا زمان حضرت نوح (ع)، مردم مجسمه و سنگ و چوب می پرستیدند و به خدا ایمان نمی آوردند.این مسئله امروز نیز در حال رخ دادن است. افراد توجهی به کاری که به دنباله روی از مد و فشن و برای باکلاس بودن انجام می دهند، نمی کنند و به شوق &quot;های لول&quot; بودن (high level) وجود باارزش و کیمیای درون خودشون را ارزان به شیطان می فروشند.آرام آرام، این نمادها روی افراد تاثیر می گذارند. خرید و فروش آنها اثر بسیار منفی روی رزق و روزی می گذارد. و آن را آلوده می کند. شاید برخی افراد ناراحت شوند ولی وقتی شما نماد چشم شیطان را به نیت اثر مثبت در زندگی خرید و فروش می کنید، انتظار پاداش از خدا نداشته باشید. و جالب است که این محصولات در فروشگاه های مذهبی زیاد دیده می شوند. لازمه دوستان مذهبی کمی اطلاعات خودشون رو بالا ببرند چون از آنها انتظار دیگری می رود.استفاده مداوم از این محصولات اعتقادات را بسیار تحت تاثیر قرار می دهد. بخصوص در خانه هایی که در آنها قرآن و نماز و دعا به صورت مرتب و روزانه خوانده نمی شود.خواندن دعا، قرآن و نماز یک سپر محافظ برای افراد در مقابل سحر و جادو ایجاد می کند و انرژی های منفی را به صورت چشم گیری از خانه دور می کند. اما نبود این اعمال، حضور اجنه را تقویت می کند.حضور آنها باعث القائات منفی بیشتر می شود و خلق و خوی افراد را آرام آرام تغییر می دهد. زودرنجی، عصبانیت و ناراحتی در فرد و محیط پیرامون او افزایش می یابد و در ادامه آرامش از آن خانه یا محیط می رود.بهتر است به خدا و نام خدا تکیه کنیم تا به سنگ و فلز و چوب. عاقبت سنگ و چوب پرستان زمان نوح (ع) غرق شدند.و مهمتر از همه اینکه در آخرت پاسخ به این سوال بسیار سخت خواهد بود که:چرا کلام خدا را کنار گذاشتید و از چیز دیگری برای نجات کمک گرفتید؟بسیاری از ما نسبت به این مسئله بی تفاوت بوده ایم. ولی حالا دیگر این موضوع را می دانیم.آگاهی دوستان و افراد نزدیک به خود را - که می توانید روی آنها تاثیر بگذارید - نسبت به این موضوع بالا ببرید.کاهش تقاضا برای این کالا انرژی های منفی محیط ما را کمتر می کند و به سلامت محیط زندگی مان کمک می کند.</description>
                <category>نیمکت اندیشه</category>
                <author>نیمکت اندیشه</author>
                <pubDate>Thu, 04 Apr 2024 15:31:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>