<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mamoon Latifi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mamoonlatifi887</link>
        <description>شاعر و نویسنده افغانستانی و خراسانی | مأمون لطیفی. بازتاب‌دهنده غزل‌های ناب، دردهای غربت و اندوه‌های وطن. در این کلبه ادبی، با من هم‌سفر واژه‌ها و شعر فارسی شوید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:07:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4890051/avatar/tMGLnM.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mamoon Latifi</title>
            <link>https://virgool.io/@mamoonlatifi887</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دریایی هوس!</title>
                <link>https://virgool.io/mamoon-latifi/%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%84%D8%B7%DB%8C%D9%81%DB%8C-huoj9ppdcbfg</link>
                <description>دریایی هوسدختری در حد زیبایی به مانندت نبُودمادرت حتا به قدرِ من که دل‌بندت نبُوددر کجایی این جهان در لایتِن ها خفته‌ی؟ای عسل بانو، مگر امروز پیوندت نبُود؟نه ز اهلِ کافرستانی نه گَبری نه یَهُودتو مسلمانی ولی باور به سوگندت نبُودمن مسافر زاده‌ی قلبِ پریشانِ تو امدر نمازِ من تویی، مقصود خداوندت نبُودهمچو ماهی تا شنا کردی به دریایی هوَسآه! دیدم در گُلوی تو گُلوبندت نبُودمامون لطیفی»۱۷ آبان (عقرب ) ۲۰۱۳</description>
                <category>Mamoon Latifi</category>
                <author>Mamoon Latifi</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 12:53:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندوه کنعان</title>
                <link>https://virgool.io/mamoon-latifi/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%86-ofgc7lydy4l1</link>
                <description>به قدر آسمانی که دلم امشب پریشان استجهانم ایستگاهی خالی در آغوشِ توفان استمن و آوارگی، تنهایی و فرقت، بلاتکلیفپناهِ آخرینم صندلی‌های اتوبان استچراغِ خانه‌های این خیابان‌ها چه بی‌رحمندکه در هر پنجره یک غصه‌یِ تاریک و پنهان استخدا ما را میانِ قصه‌یِ غربت رها کردهکه سهمِ نسلِ من از زندگی، اندوهِ کنعان استبلیتِ بی‌سرانجامی که در دستِ مهاجر شدشروعِ پرسه در تنهایی و رگبارِ باران استورق‌ های کتابِ سرنوشتم را به باد دادندکه پایانِ تمامِ  قصه‌ هایم داغِ هجران است«مأمون لطیفی» ۲۰ خرداد (جوزا ) ۱۴۰۵</description>
                <category>Mamoon Latifi</category>
                <author>Mamoon Latifi</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2026 22:50:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگینامه مأمون لطیفی</title>
                <link>https://virgool.io/mamoon-latifi/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%84%D8%B7%DB%8C%D9%81%DB%8C-wbmkkugj7vfx</link>
                <description>مأمون لطیفی؛ طنین فریاد واژه‌ها در مسیر علم، ادب و استقامت!«تصویر لطیفی»مقدمهدر گستره‌ی پرفراز و نشیب تاریخ و فرهنگ افغانستان، همواره چهره‌هایی ظهور کرده‌اند که قلم را سلاح خویش ساخته و در میان تندباد حوادث، چراغ اندیشه و آگاهی را فروزان نگه داشته‌اند. مأمون لطیفی، شاعر دردآشنا، حقوق‌دان، سخن‌سنج و فعال مدنی، یکی از همین سیمایان است؛ جوانی که زیستن‌اش با درک عمیق از ناهنجاری‌های جامعه، واکنش در برابر بیداد و معنویتِ معتقد به آزادی و عدالت گره خورده است. او با تلفیقِ بینش حقوقی و قریحه‌ی نابِ شاعری، صدایی رسا برای نسلِ رنج‌دیده اما ایستاده‌ی خویش است.زادگاه و بستر رشدمأمون لطیفی در دوم اردیبهشت‌ماه (ثور) سال ۱۳۷۵ خورشیدی (۱۳۷۵/۲/۲۲)، در فضای سرسبز اما محروم روستای «کوبهی» واقع در استان کندز دیده به جهان گشود. او در آغوش خانواده‌ای علم‌دوست، شریف و صاحب‌اصالت، اما با دستانی تهی از مادیات و مالامال از معنویت پرورش یافت. تقدیر او بر آن بود که از همان آوان کودکی، طعمِ گسِ محرومیت را با شیرینیِ کتاب و دانایی پیوند بزند. دوران کودکی لطیفی با شور، کنجکاوی و پرسشگری‌های مدام سپری شد؛ ویژگی‌هایی که نویدبخشِ ظهوری دگرگونه در آینده بود.هجرت به کابل و تحصیلات ثانویعشقِ وافر به آموختن، لطیفی را بر آن داشت تا گام در مسیرهای سخت بگذارد. او آموزش‌های ابتدایی خود را در لیسه عالی کوبهی در زادگاهش به پایان رساند. اما شعله‌ی بلندپروازی و طلبِ دانش در وجودش، در مرزهای کندز محدود نماند. در سال ۱۳۹۳ خورشیدی، درحالی‌که نوجوانی پویا بود، به قصد ادامه‌ی تحصیل، زادگاهش را به مقصد پایتخت (کابل) ترک گفت. تنهایی در کلان‌شهر کابل، آغازی بر فصل جدیدی از خودساختگی او بود. وی تحصیلات ثانوی خود را در مکتب عبدالغفور ندیم پی گرفت و در سال ۱۳۹۵ با موفقیت و شایستگی، مدرک بکلوریای خود را در ولایت کابل به دست آورد.دوران دانشگاه؛ تجلیِ جبر و استقامتمأمون لطیفی در سال ۱۳۹۸ خورشیدی، وارد دانشکده‌ی «حقوق، قضا و سارنوالی» دانشگاه طلوع آفتاب در کابل شد. این دوره‌ی چهارساله، آزمونی بزرگ و تمام‌عیار برای سنجش عیارِ صبر و پایمردی او بود. تحصیل در میان سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ خورشیدی، با تندبادهای سهمگین ناچاری، تهی‌دستی و سختی‌های جانکاه معیشتی همراه بود. با این حال، او هرگز در برابر فقر و ناملایمات سر خم نکرد؛ بلکه با اتکا به نیروی اراده، «جبرِ روزگار» را به «جذبه‌ی استقامت» بدل ساخت. او روزها آستین همت برای کار و امرار معاش در ادارات و دفاتر مختلف کابل بالا می‌زد و شب‌ها به تحقیق و تلمذ می‌پرداخت تا آنکه در سال ۱۴۰۱، با کوله‌باری از دانشِ حقوقی، فارغ‌التحصیل شد.قریحه‌ی ادبی و شاهکار «فریاد واژه‌گان»روح و روان مأمون لطیفی از همان روزگار مکتب با شعر و غزل آمیخته بود. او نوجوانی‌اش را به جای سرگرمی‌های معمول، وقفِ پناه بردن به واژه‌ها و آفرینش ادبی کرد. شعر برای او نه یک تفنن، که آیینه‌ی تمام‌نمای دردهای سرزمینش بود. او احساسات عمیق، غصه‌های مکتوم و تجربیات زیسته‌ی خود را با استعاره‌هایی ناب به تصویر کشید. دستاورد این سال‌های تنهایی و اندیشه، مجموعه‌ای سترگ شامل ۱۳۲ غزل آوانگارد و پرمحتواست که به عنوان نخستین فرآوردهٔ کلکِ زرین او و اولین دفتر از غزلیاتش، ارادت‌مندانه به نامِ نامیِ «فریاد واژه‌گان» ممهور و نام‌بردار شده است. اگرچه دستِ تنگِ روزگار و مضایقِ مادی، سالیانِ متمادی همچون سدی سترگ در برابرِ تجسدِ مکتوبِ این ودیعهٔ الهی ایستادگی کرد و انتشارِ این طلیعهٔ آثارِ او را به تأخیر انداخت، اما شعلهٔ عزمِ او در این تهی‌دستیِ تحمیلی هرگز فرو ننشست؛ به گونه‌ای که اینک در آستانهٔ فصلی نو، همت می‌گمارد تا در آتیه‌ای بسیار نزدیک، این شاهکارِ بی‌بدیل را با برترین کیفیتِ صوری و ساختاری، در تالارِ آینهٔ فرهنگ و اتمسفرِ نابِ ادبیاتِ معاصر، به زیورِ طبع بیاراید و بر جریدهٔ عالم ثبت کند؛ اثری که پیش‌بینی می‌شود جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر افغانستان بیابد.مبارزات مدنی، دگرگونی سیاسی و سفر به کرانه‌های هجرت!لطیفی موازی با شعر و دانشگاه، یکی از چهره‌های پویا در عرصه‌های سیاسی، مدنی و فرهنگی کابل بود. او تا سال ۱۴۰۲ خورشیدی، علاوه بر کار در نهادهای مختلف، صدایی معترض در برابر ناهنجاری‌ها بود. اما با دگرگونی ناگهانی شرایط سیاسی و اجتماعی کشور و حاکم شدن فضایی که با آرمان‌های آزادی‌خواهانه‌ی او همخوانی نداشت، ماندن در وطن غیرممکن شد. سرانجام در سال ۱۴۰۲ خورشیدی، رنجِ سنگینِ مهاجرت را به جان خرید و رهسپار کشور ایران شد. با این حال، هجرت نیز نتوانست قطار علم‌آموزی او را متوقف کند؛ مأمون اکنون در یکی از دانشگاه‌های ایران، مقتدرانه در پی ادامه‌ی تحصیلات عالی خویش در مقاطع بالاتر است.جوایز، افتخارات و کارنامه ها!مسیر سبز و پرتلاش مأمون لطیفی در عرصه‌ی فرهنگ، ادب و مبارزات مدنی، از دید نهادهای ناظر پنهان نمانده است. او به پاس قلمِ بیدارگر، اشعار تاثیرگذار و فعالیت‌های خستگی‌ناپذیرش در راه اعتلای اندیشه، موفق به دریافت چندین تقدیرنامه، تحسین‌نامه و لوح سپاس از سوی نهادهای معتبر فرهنگی، ادبی و مدنیِ داخلی و بین‌المللی شده است؛ افتخاراتی که گواهی بر اصالتِ راه و ژرفای نگاه اوست.</description>
                <category>Mamoon Latifi</category>
                <author>Mamoon Latifi</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2026 18:52:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>