<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسام مناهجی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@manaheji</link>
        <description>روزنامه نگار سابق!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:42:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/76675/avatar/AzLzoH.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسام مناهجی</title>
            <link>https://virgool.io/@manaheji</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ویروس کرونا آینده «خود-انزوایی» ما را نشان می‌دهد!</title>
                <link>https://virgool.io/@manaheji/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-f5cqweos9jfv</link>
                <description>هر روز ساعت 8:45 دقیقه صبح پسر چهار ساله‌ام را به مهد کودک می‌برم و پس از بغل و خداحافظی با ماشین شخصی به خانه برمی‌گردم. اغلب اوقات تا ساعت 5:15 که زن و بچه‌ام به خانه برگردند، وقتم را به تنهایی در خانه می‌گذرانم.منظورم این نیست که کلاً تنها هستم. به هر حال تعاملات خوشایندی با همکارانم در اسلک دارم، به فامیل و رفقا پیامک می‌دهم. برای غریبه‌ها توییت می‌کنم(هر چند این کار همیشه خوشایند پیش نمیره!) از طریق گوگل میت و زوم در کنفرانس‌های ویدئویی شرکت می‌کنم. من همه این کارها رو از یک شهرک خوابگاهی در دلاوِر انجام میدم، جایی که من و همسرم می‌تونیم با هزینه‌ای کمتر نسبت به نیویورک در یک خانه متوسط زندگی کنیم.به نظر می‌رسد بهترین راه برای مقابله با همه‌گیری بیماری نشستن در خانه است. در حالی که رفقای مجازی من در شهرهای بزرگ مثل سگ از عطسه زدن بقیه در مترو می‌ترسند و مدام اسپری الکل را روی دستانشان خالی می‌کنند، من این امتیاز لوکس را دارم که در خانه‌ام آزادانه پرسه بزنم و از دست زدن به صورتم وحشت نکنم.ویروس کرونا سبک زندگی صدها میلیون نفر را حسابی کن فیکون کرده است. شرکت‌های فنی از کارکنانشان می‌خواهند در خانه بماند و دور کاری کنند، دانشگاه‌ها و کالج‌ها کلاس‌های خود را آنلاین برگزار می‌کنند و مسابقات ورزشی لغو می‌شوند و یا بدون تماشاگر برگزار می‌شوند.راستش را بخواهید حس می‌کنم ما داریم تمرینی برای آینده پیش‌روی خود انجام می‌دهیم. زمانی که خودمان را داوطلبانه بیشتر ایزوله خواهیم کرد و تعاملات‌مان با بقیه روز به روز غیرمستقیم‌تر خواهد شد. ایزوله بودن دلتنگمان می‌کند ولی خب مزیت هم کم ندارد: اگر بخش بزرگی از جامعه تصمیم بگیرند از خانه کار کنند، در زمان رفت و آمدشان صرف جویی خواهد شد، بر قیمت زمین تأثیر می‌گذارد، ترافیک و آلودگی هوا کمتر می‌شود و خب به این ترتیب گاز گلخانه‌ای کمتری تولید می‌شود. افراد معلول هم از شانس برابرتری برای یافتن کار بهره‌مند خواهند شد.اما این آینده‌ای نیست که همه بتوانند از آن سهمی داشته باشند.  همینطور باید از خودمان بپرسیم که این آینده‌ای است که واقعاً می‌خواهیم؟ چون بسیاری از تغییرات که پیش بیایند غیر قابل بازگشت خواهند بود.از سال‌های پیش اقبال به دورکاری وجود داشت. نتایج برخی تحقیقات هم از افزایش بهره وری فردی حکایت دارد، چون وقت‌ کارمندان در رفت و آمد تلف نمی‌شود و از عوامل مزاحم و حواس پرت کن سر کار هم خبری نیست. در سال  2014 مجله فست کمپانی این گمانه‌زنی را مطرح کرد که &quot;آیا ممکن است تا سال 2020 نیمی از نیروی کار دورکار شود؟&quot;واقعاً اقبال به دورکاری وجود داشت، اما نه با آن سرعتی که انتظار می‌رفت. بر اساس آمارهای رسمی در امریکا فقط 30 درصد نیروی کار در سال 2019 می‌توانستند بخشی از کارهایشان را به صورت دورکار انجام دهند. یک نظرسنجی در سال 2017 هم نشان می‌دهد که تنها 43 درصد پاسخگویان معتقدند که می‌توانند بخشی از وظایفشان را دورکار انجام دهند.اقبال به دورکاری زمانی فروکش کرد که مدیرعامل یاهو در سال 2013 دورکاری برای کارکنانش را ممنوع کرد. در ادامه چند شرکت معتبر هم روی خوش به دورکاری نشان ندادند و حتی تحقیقاتی انجام گرفت که نشان می‌داد دورکاری برای همکاری جمعی مضر است.اما در همین سه چهار سال اخیر معادله عوض شده است. حالا اسلک و زوم آمده و شما می‌توانید خیلی راحت ویدئو کنفرانس برگزار کنید. پلت فروم‌هایی برای انجام کار و پروژه‌های جمعی مثل آسانا و جیرا و سیلزفورس و نت سوئیت و جی سوئیت و آفیس 365 و..می‌توان هر جای دنیا زندگی کرد و به صورت دورکار کارمند یک شرکت بود.دو عاملی که باعث شد دوباره دورکاری مجدداً محبوب شود، یکی این ابزارها و دیگیری افرایش سرسام آور هزینه زندگی در شهرهای بزرگ بود. در ماهی می 2019 یک شرکت پرداخت آنلاین در سانفرانسیسکو اعلام کرد که 100 مهندس جدید استخدام می‌کند اما کاملاً به صورت ریموت!این روزها به من به ندرت به دفتر مرکزی محل کارم می‌روم، ممکن است به من معترض شوید که تعاملات انسانی را از دست می‌دهم ولی راستش را بخواهید همکارانی که در یک اتاق کار می‌کنند هم از طریق اسلک با یکدیگر در تماس هستند!حالا که ویروس کرونا کل دنیا را در بر گرفته است، سبک زندگی من هم فراگیر شده است!هر چند مشخص نیست چقدر درگیر این ویروس هستیم ولی بسیاری از کارفرماها با دیدن مزایای دورکاری و کم نشدن بهره‌وری ترجیح خواهند داد که همین شیوه را بعد از غلبه بر کرونا هم همچنان ادامه دهند.بسیاری از شرکت‌ها تصمیم گرفتند که رویدادهای بهاری خود را آنلاین برگزار کنند و میلیون‌ها نفر هم اکنون مایحتاج روزانه خود را آنلاین خریداری می‌کنند. رفتارهای مصرفی ما همین گونه تغییر می‌کند و عادات جدیدی پیدا می‌کنیم.دلیلش مشخص است: برای کسانی که این امکان را دارند تا از طریق دورکاری شغل و درامد داشته باشند، این روش ممکن است خیلی هم به دلشان بنشیند! خود من برای مثال دیگر نیاز ندارم در یک شهر گران قیمت اقامت داشته باشم و در ساعات رفت و آمدم هم صرفه جویی شده است! من و همسرم می‌توانیم یک اتومبیل قدیمی را به اشتراک بگذاریم که چندان هم از آن استفاده نمی‌کنیم!حتی خیلی از چالش‌ها هم قابل حل است. شاید من دیگر از در خانه برای رفتن به سر کار در نیایم ولی می‌توانم بی‌هوا سر ظهر به پارک نزدیک خانه بروم و سه کیلومتر بدوم بدون آنکه نگران این باشم که خیس عرق شوم و لباس برای تعویض نداشته باشم! شاید من نتوانم با همکارانم یک قهوه بخورم ولی همین قهوه را می‌توانم با همسرم یا همسایه‌مان که او هم دورکار است، بنوشم! حتی من می‌توانم تایم استراحت را با همکارانم تنظیم کنم که وقتی آنلاین گپ می‌زنیم چایی بنوشیم!شاید در آینده نزدیک بسیاری از ما داوطلبانه از این انزوا استقبال کنیم! در واقع کارگران یقیه سفید تمام ابزارهای لازم را دارند تا همیشه در قرنطینه زندگی کنند! این را شاید بتوان یک جور امتیاز نامید!کارگران یقه سفید این شانس را دارند که در خانه پشت لپ تاپ بنشینند و ناهار هم پیتزا سفارش دهند، ولی پیک موتوری‌ها و نظافت‌چی‌ها و ...از چنین امکانی محرومند. برای همین هم بود که آمازون از کارمندان خود خواست که حتما در این ایام شیوع کرونا از خانه کار کنند ولی به پیک‌هایش توصیه کرد تنها زمانی که علائم بیماری کرونا دارند مرخصی بگیرند.این در حالی است که کارگران نیمه وقت و قراردای که کارهای یدی می‌کنند از اقشار بسیار آسیب‌پذیر هستند و معمولاً از حق مرخصی با حقوق و بیمه هم محرومند! و اتفاقا این افراد در صورت بیمار شدن با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم خواهند کرد و از طرفی چون محتاج نان شب هستند و پس انداز آن‌چنانی ندارند مجبورند که همچنان سر کار بروند. پس وقتی ما صحبت از آینده دورکاری می‌کنیم یادمان باشد که اقشار زیادی از این امتیاز محرومند. با این حال آن قشری که امکان کار در منزل را دارند، می‌توانند تغییرات زیادی را ایجاد کنند. شرکت‌ها برای استخدام نیروهایشان دیگر نیاز ندارند که در یک منطقه لوکس و گران شهری مستقر شوند و از هر جای دنیا می‌توانند به راحتی نیرو بگیرند. اقتصاد شهرهای کوچک هم شاید تکانی بخورد و لازم نباشد که همه شرکت ها در پایتخت مستقر شوند.هر تغییر اجتماعی‌ اثرات مثبت و منفی خود را دارد. مسئله این است که بسیاری از تغییرات اجتناب ناپذیر است. آیا ما برای آن‌ها آماده هستیم و اینکه چقدر می‌توانیم خود را با این تغییرات منطبق کنیم؟ترجمه آزاد از اینجا</description>
                <category>حسام مناهجی</category>
                <author>حسام مناهجی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 14:27:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وزارت بهداشت چیزی از روابط عمومی نمی‌داند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@manaheji/%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-lowr1svzlkrl</link>
                <description>سایت وزارت بهداشتشیوع ویروس کرونا در ایران بازار شایعات را داغ کرده است. هر روز در شبکه‌های اجتماعی پندها و توصیه‌هایی غیرعلمی منتشر و به اشتراک گذاشته می‌شود. توصیه به خوردن زنجبیل و لیموترش قیمت آن‌ها را در بازار چند برابر افزایش داده است. همینطور ماسک و مواد ضدعفونی کننده هم به سختی در بازار پیدا می‌شود. در این میان نقش وزارت بهداشت، درمان و آموزشی پزشکی  در اطلاع رسانی به مردم از همیشه پررنگ‌تر و حساس‌تر است.امروز پیامکی از وزارت بهداشت برای من ارسال شد. پیامکی که احتمالاً برای میلیون‌ها نفر هم ارسال شده است. متأسفانه این پیامک دو جمله‌ای کلی اشکال و ایراد دارد!پیامک وزارت بهداشتچند نمونه از ایرادات:1- علائم نگارشی رعایت نشده‌اند.  علائمی مثل نیم‌فاصله، نقطه، فاصله پس از ویرگول.2-مردم باید اطلاعیه‌ها و پیام‌های وزارت بهداشت را از کجا پیدا کنند؟ آیا نمیشد لینک وب‌سایت، شماره تلفن گویا در این پیامک درج میشد؟ 3-بهتر نبود که به جای عبارت &quot;کرونا ویروس جدید2019(کویید19)&quot; تنها از &quot;ویروس کرونا&quot; استفاده میشد؟4-بهتر نبود که پیامک با عبارت &quot;شهروندان گرامی&quot; آغاز میشد؟چرا توجه به این نکات ریز و کوچک مهم است؟پیامکی که برای میلیون‌ها نفر ارسال می‌شود را نباید شتابزده و سرسری نوشت. همین الان هم اعتماد مردم به نهادهای رسمی بسیار کاهش یافته است. ارسال یک خط پیامک با چنین اشکالاتی این پیام را در ذهن مخاطب تداعی می‌کند که وزارت بهداشت از یک اطلاع‌رسانی صحیح و ساده هم عاجز است. اگر قرار است که مردم تنها به اطلاعیه‌ها و پیام‌های وزارت بهداشت توجه کنند، باید این اطلاع‌رسانی با وسواس و به بهترین نحو انجام بگیرد.نگاهی به سایت وزارت بهداشت:   امروز سایت وزارت بهداشت بنا به آماری که در پایین سایت(فوتر) درج شده نزدیک به 200 هزار بازدید داشته است. ولی متاسفانه این وب‌سایت هم به مانند سایر سایت‌های دولتی:وب سایت کند است و بسیار دیر لود می‌شودعکس‌ها و تصاویر در آن برهم ریخته است.سایت شلوغ و گیج کننده است. پر است از اخباری که با فونت ریز درج شده‌اند.هیچ لینکی به شبکه‌های اجتماعی در آن درج نشده است.بسیار ناامید کننده است! این وب‌سایت نیاز به یک بازبینی اساسی و در عین حال فوری دارد.وزارت بهداشت شبکه‌های اجتماعی را دریابد!منبع اصلی گسترش شایعات، اینستاگرام، گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی هستند. تیم روابط عمومی وزارت بهداشت باید بر روی تولید محتوا در این دو شبکه اجتماعی تمرکز کند. بنا بر آمارهای رسمی ضریب نفوذ اینترنت در ایران نزدیک به 80 درصد است و بیش از 60 میلیون نفر هم مشترک اینترنت موبایل هستند. از طرفی از هر 10 کاربر ایرانی 7 نفر حداقل عضو یکی از شبکه‌های اجتماعی هستند که در این میان سهم تلگرام و اینستاگرام بسیار پر رنگ است. تنها بیش از 30 میلیون ایرانی عضو اینستاگرام هستند. پس اگر این شبکه‌ها عامل انتشار شایعات و گمانه‌زنی‌ها درباره ویروس کرونا هستند، حضور پیوسته روابط عمومی وزارت بهداشت در این شبکه‌ها بسیار ضروری است.چند پیشنهاد ساده ولی مؤثر:وزارت بهداشت در اینستاگرام، توییتر و تلگرام اکانت فعال داشته باشد.وب‌سایت وزارت بهداشت هم از نظر فرمی و هم محتوایی بازبینی شود.لینک وب‌سایت یا اکانت شبکه‌های اجتماعی در پیامک‌های اطلاع‌رسانی قرار بگیرد.تولید سایر فرم‌های محتوایی مثل اینفوگرافی، پادکست و ویدئوی کوتاه در دستور کار قرار بگیرد.پس فراموش نکنیم که اطلاع‌رسانی فشل به بی‌اعتمادی دامن می‌زند و ممکن است این ذهنیت را ایجاد کند که وزارتخانه‌ای که از ارسال بی‌عیب یک پیامک عاجز است، چگونه می‌خواهد با این بیماری اپیدمیک مبارزه کند؟</description>
                <category>حسام مناهجی</category>
                <author>حسام مناهجی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2020 20:17:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای کلاهبرداری ناموفق از من و بخش نظرات گوگل مپ!</title>
                <link>https://virgool.io/@manaheji/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D9%85%D9%BE-ukkav6usccpy</link>
                <description> چند هفته پیش در صف بنزین بودم، صف بنزین سوپر خلوت‌تر بود و من هم که از انتظار کشیدن برای رسیدن نوبت متنفرم، این صف را انتخاب کردم. وقتی که بنزین زدنم تموم شد متصدی از دور داد زد: «آقا در باک رو نبند، در باک رو نبند...» من هاج و واج مونده بودم که چی شده و چه خبره، متصدی بدو بدو خودش رو به من رسوند و بدون مقدمه مایعی را از یک بطری داخل باک ریخت!قبل از اینکه بخواهم واکنش نشان بدهم رو کرد به من گفت: «این مکمله باعث میشه بنزین تو باک خوب بسوزه!»منم با دل خجسته تشکر کرده و کارت بانکی ام را تقدیم کردم.پیش از حرکت، فهمیدم که چه کلاهی سرم رفته و صد هزار تومان بابت این مکمل از کارتم کم شده! ترمز دستی رو کشیدم و از ماشین بیرون اومدم و شروع به داد و بیداد کردم، متصدی سراسیمه من رو به داخل اتاق مدیریت هدایت کرد و همونجا صد هزار تومان پول نقد کف دستم گذاشتن و من رو راهی کردن! در واقع بدون چک و چونه صد هزار تومان من رو پس دادن و منم از اینکه حق ام رو خیلی زود پس گرفتم خوشحال راهی خونه شدم!این یک شیوه متداول کلاهبرداری بود!خونه که رسیدم، به سرم زد اسم جایگاه سوخت کذایی رو گوگل کنم، کنجکاو بودم که این یک اتفاق بوده برای من یا یک شیوه متداول کلاهبرداری و خب حجم نظرات رو که دیدم فهمیدم که این یک کلاهبرداری خیلی رایج است!وقتی این نظرات رو خوندم فهمیدم که کلاهبرداری چقدر در این جایگاه سوخت متداوله!برام جالب بود که از یک سال قبل، از شش ماه قبل، از یک ماه قبل، نظرات کسانی رو می‌بینی که همین ماجرا سرشون اومده و برام جالب شد که کسی نخواسته جلوی این روند رو بگیره و کلاهبرداری از مردم همچنان ادامه دارهیادم اومد روزگاری که کار خبرنگاری می‌کردم چند باری با رئیس اتحادیه جایگاه‌داران سوخت مصاحبه تلفنی داشتم، سریع شماره‌اش رو گرفتم که خانمی برداشت و با بغض گفت که ایشان یک ماه پیش فوت شده! کلی تسلیت گفتم و عذرخواهی کردم! پیش خودم گفتم حتما شماره‌ای برای اعلام شکایت وجود داره! از همون بخش نظرات گوگل مپ یک شماره پیدا کردم برای ثبت شکایت.زنگ زدم و سیر و تا پیاز ماجرا را توضیح دادم و به استناد نظرات مردم در گوگل مپ از پیشینه کلاهبرداری این جایگاه گفتم! تشکر کردن و گفتن که به زودی با من تماس می‎گیرند!دو هفته گذشت! آقایی تماس گرفت و ماجرا را که شنید از من شماره کارت خواست! گفتم که من پولم را همان لحظه پس گرفتم و مسئله‌ام رویه این جایگاه است. گفت که منظور من را می‌فهمد و بارها بهشان تذکر داده‌اند ولی اگر پولم را پس گرفته‌ام که خب موضوع شکایت منتفی است!شیوه دوستان کلاهبردار این است: با هر کلکی شده مکمل را در باک بنزین می‌ریزیم، اگر  مشتری حرفی نزد و رفت که خب صد هزار تومان کاسب شده‌ایم، اگر هم داد و بیداد راه انداخت، به اتاق مدیریت هدایتش می‌کنیم و رو به دوربین‌های مدار بسته صد هزار تومانش را پس می‌دهیم، تا ماجرا ختم به خیر شود!اگر از 10 نفر در روز هم به این شیوه اخاذی کنند، می‌شود روزی یک میلیون تومان و ماهی سی میلیون تومان!این ماجرای کلاهبرداری ناموفق از من بود. اما مختصری هم درباره گوگل مپ:بخش نظرات گوگل مپ، یک مرجع بسیار خوب!من پیش از رفتن به یک رستوران/کافه/ هتل و ... جدید معمولا اسمش را گوگل می‌کنم، احتمالا الان اکثر مردم این کار را می‌کنند! تجربه من اینطور بوده که یکی از قابل اعتماد ترین بخش‌ها همین بخش نظرات گوگل مپ است. شما می‌توانید نظرات را دسته بندی کنید و مرتبط ترین نظرات، جدیدترین نظرات و نظرات کسانی که بیشترین و یا کمترین امتیاز را داده اند، بخوانید و در نهایت به یک جمع بندی برسید که به فلان جا بروم یا نروم!البته پمپ بنزین جایی نیست که معمولا قبل از رفتن به آن گوگل ریویو ها را بخوانم!آداب نظر دادن در گوگل مپ!اخیراً با سایت جالبی آشنا شدم: انجمن غیر رسمی راهنمایان محلی گوگل در ایرانانجمنی که سعی داره فرهنگ نظر دادن در گوگل رو جا بیندازه و افرادی در اون به صورت داوطلبانه نظرات را ویراش و یا رد و تایید می‌کنند و حتی دورهمی هم دارند و بارها گردهمایی برگزار کردند.برام جالب بود. حتی یک راهنمای ثبت نظرات سودمند هم دارند که پیشنهاد می‌کنم حتما بخونید!مثلا نظری که می‌نویسید باید تجربه خودتون باشه، منحصر به فرد باشه، از جایی کپی نشده باشه، منسجم باشه، پیشنهاد شده که تجربه تون رو به صورت داستان روایت کنید، همچنین درخواست شده که منصف باشید و بدون غرض ورزی بنویسید، چون معمولا خیلی از مردم وقتی نظر می‌گذارند که از کیفیت چیزی خشمگین اند و تنها نکات منفی را درج می‌کنند!نظرات مردم در اینترنت خیلی توی چشم میاد!فضای اشتراکی زاویه را در گوگل جستجو کنید و نظرات را بخوانید: اکثر نظریات به زبان انگلیسی است! چرا آخه؟ وقتی همه مخاطبان فضای کار اشتراکی فارسی زبان هستند، چرا باید انگلیسی بنویسیم.در عوض شاید بهتر باشه که درباره هتل‌ها، اماکن گردشگری و رستوران‌های محلی در صورت امکان به زبان انگلیسی  هم نظر بگذاریم تا گردشگران خارجی هم بتونند بخونند و دست کم به رونق صنعت توریسم کمکی کرده باشیم!(هر چند ترجمه نصفه و نیمه گوگل کار رو تا حدی راه میندازه)پیگیری نظرات گوگل و نظرات مردم در سایر سایت‌ها مثل نظرات کاربران در دیجی کالا یا مثلا نظرات کاربران در نی نی سایت برای من خیلی جاها راهگشا بوده، جدیداً سعی می‌کنم که اگر تجربه منفی یا مثبت قابل اعتنایی از حضور در یک فضا یا استفاده از یک کالا دارم، اون تجربه رو با بقیه به اشتراک بگذارم. شما چطور؟</description>
                <category>حسام مناهجی</category>
                <author>حسام مناهجی</author>
                <pubDate>Sun, 13 Oct 2019 00:38:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مینیمال باش و پیشرفت کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@manaheji/%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C-pn66bndd7t0c</link>
                <description>دو هفته پیش تغییری کوچک در میز کارم بازده‌ام را بسیار بیشتر کرد!عصر دو هفته پیش نگاهی به میز تحریر شلوغ و درهم و برهم  اتاق انداختم و خستگی‌ام چند برابر شد. چند کتاب از ماه‌ها قبل روی هم تلنبار بود. کتاب‌ها خوانده نشده یا نصفه و نیمه خوانده شده، یک لیوان پلاستیکی، یک جامدادی با ده‌ها مداد و خودکار، کاغذ پاره، کارت ویزیت، رسید‌های بانکی، دستمال کاغذی...میزی که رغبت نمی‌کردم پشت آن بنشینم.تمام آن خرت و پرت‌ها را از روی میز برداشتم و حسابی میز را دستمال کشیدم.تمامی آن خودکار و مدادهای رنگارنگ را داخل یک کمد گذاشتم. تمام کتاب‌ها را به قفسه برگرداندم. تمامی کاغذ پاره‌ها را به سطل زباله ریختم.چه باقی ماند؟ فقط یک دفترچه یادداشت و یک خودکار آبیهمین تغییر کوچک باعث شد که کلی کارم راه بیفتند. پشت میز می‌نشستم و کتاب مورد علاقه‌ام را می‌خواندم. همان کتابی که بارها خواندنش را  در میانه راه رها کرده بود. تنها چیزی که در این دو هفته به میز کارم اضافه کردم یک چراغ مطالعه صورتی است، تا با نور متمرکز مطالعه کنم.همین کار را با میز سر کارم هم انجام دادم در نتیجه کارها را بهتر و با تمرکز بیشتری انجام می‌دهم.دنیا به قدر کافی شلوغ، درهم و برهم و سرگیجه آور است اگر می‌خواهیم به خودمان کمک کنیم باید از این درهم و برهمی فاصله بگیریم.مینیمال بودن باعث پیشرفتتان می‌شود. مخصوصاً اگر مثل من درجاتی از بیش فعالی/عدم تمرکز را دارا باشید.دنیای دیجیتال مینیمالسال 1381 من دنیای جدیدی را کشف کردم. دنیای اینترنت! کامپیوتر نداشتم و با ذوق و شوق به کافی نت‌های تازه تأسیس می‌رفتم. در آن سال‌ها کافی‌نت‌ها یکی پس از دیگری متولد می‌شدند و معمولا هفته اول رایگان بودند. آمار کافی نت‌های تازه افتتاح شده را داشتم. پشت میزشان می‌نشستم و به سایت یاهو می‌رفتم. آن سال‌ها اینترنت برای ما در سایت یاهو خلاصه می‌شد. اخبار یاهو، جستجو در یاهو، ایمیل یاهو و همینطور یاهو مسنجر! چه شد که گوگل بعدها از یاهو با فاصله زیاد پیشی گرفت؟شاید به خاطر طراحی بسیار ساده آن که در عین سادگی جسورانه بود.طراحی ساده گوگلبر خلاف صفحه شلوغ یاهو آن‌ها صفحه ای سفید و ساده داشتند و این سادگی را تا به امروز حفظ کرده‌اند. طراحان این سایت دنیای شلوغ امروز را درک کرده بودند. طراحی ساده و آرامش بخش و کار راه بنداز گوگل موجب اقبال به این سایت شد.مغز ما در برابر این همه شلوغی و درهم برهمی دنیای اینترنت یاد گرفت که خیلی چیزها را فیلتر کند. اگر به یک وب سایت شلوغ خبری سر بزنید ناخوداگاه دیگر چشمانتان آن همه تبلیغات بنری در گوشه و کنار سایت را نمی‌بیند و آن‌ها را فیلتر می‌کند. بی خود نیست که تبلیغات کلیکی این روزها بازده کمی می‌گیرد.اینترنت سیم کشی مغز ما را تغییر داده است. ما عجول‌تر و بی‌حوصله تر شده ایم و همه چیز را حاضر و آماده می‌خواهیم. یک جور زندگی فست فودی.پیشنهاد مطالعه: اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟زمانی ما یک رمان طولانی می‌خواندیم، سپس به وبلاگ‌ها روی آوردیم. در تمنای تأیید دیگران از طریق لایک و همرسان کردن بودیم و معتاد شبکه‌های اجتماعی شدیم، پس نوشته‌ها طولانی وبلاگی جای خود را به یاددشت‌های 500 کلمه‌ای فیسبوک داد حالا هم که کسی حوصله ندارد و جمله سازی‌های توییتری مُد این سال‌هاست. چطور دوباره رمانی طولانی بخوانیم؟ با فاصله گرفتن از شبکه‌های اجتماعی با آن نوتیفیکشین‌های اعتیاد آور!دنیای شلوغ من در اینترنتسال 94 و 95 تلگرام با شتاب زیاد در حال همه گیر شدن بود. به خاطر شغل روزنامه نگاری در دهها کانال خبری عضو بودم. هر روز تیتر تمام روزنامه‌ها را می‌خواندم و سپس جویده جویده اخبار سایت‌ها را مطالعه می‌کردم و بعد هم درگیر بحث‌های فیسبوکی و توییتری می‌شدم.هر روز ساعت‌های زیادی از وقتم گرفته می‌شد. هر چیز جالبی می‌دیدم از سر بی حوصلگی در دسکتاپ می‌ریختم و تعدادشان که زیاد می‌شد همه را در فولدری ذخیره می‌کردم.پوچی خاصی در دنیای روزنامه نگاری دیجیتال وجود دارد. آنچه امروز همه سر و دست می‌شکنند که زودتر از بقیه منتشر کنند فردای آن روز اهمیتی ندارد و هفته بعدش چنان به فراموشی سپرده می‌شود که انگار هرگز اتفاق نیفتاده است.حالا دارم سعی می‌کنم از آن فضا فاصله بگیرم. مدتی است که اکانت فیسبوک و توییترم را دیلیت کرده‌ام و خماری تأییدات ملت از طریق لایک و کامنت باعث شده که به شکل دیگری از نوشتن روی بیاورم. مثل همین وبلاگ که در حال مطالعه آن هستید. وقتی که سرگردان در شبکه‌های اجتماعی هدر می‌دادم را حالا می‌توانم کارهای مفیدتری بکنم. برای زندگی مینیمال باید تا جایی که می‌شود از شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیری.آن قدر پولدار نیستیم که جنس ارزان بخریماین یک ضرب المثل انگلیسی است: ما آن قدر پولدار نیستیم که جنس ارزان بخریم.کمد لباس من پر از تی شرت و شلوار ارزان قیمت است. مدتی است این رویه را متوقف کرده‌ام. دارم پول‌هایم را جمع می‌کنم تا یک دست لباس گران ولی با دوام بگیرم. حتی شده است جنس با کیفیت دست دوم.دو ماه پیش یک کفش ترکینگ عالی ولی استوک گرفتم.هم به درد برنامه‌های طبیعت گردی و کوهپیمایی می‌خورد و هم می‌توان در فصل زمستان پوشید.کمد شلوغ را باید سر و سامان داد. به خصوص که در خانه‌های کوچک امروزی لباس‌های پخش و پلا چشم را بیشتر می‌آزارد و تمرکز را بیشتر به هم می‌زند.این چند کار کوچک ولی موثردر این مدت پس چند قدم کوچک ولی موثر برای ایجاد یک سبک زندگی مینیمال برداشتم. میز کارم را خالی کردم و تنها یک خودکار آبی و یک دفترچه روی آن دارم.استفاده از اینترنت را محدود و هدفمند کردم. از شبکه‌های اجتماعی تا حد ممکن فاصله گرفتم و همینطور دیگر فایل ها را همینطور روی دستکتاپ نمی‌ریزم. نام مشخصی برای آن‌ها انتخاب می‌کنم و در درایو‌های داخلی ذخیره می‌کنم.دیگر هیچ لباسی نمی‌خرم مگر لباسی بسیار بادوام. پول‌هایم را جمع می‌کنم تا یک چیز درست و درمان بگیرم.درباره زندگی مینیمال مطلب بسیار است. در جستجوی آرامش ذهنی و تمرکز بیشتر سعی می‌کنم که سبک زندگی ام را تغییر دهم.</description>
                <category>حسام مناهجی</category>
                <author>حسام مناهجی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2019 00:25:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با پادکست ساختن هیچ وقت پولدار نمیشی!</title>
                <link>https://virgool.io/Hezaro/%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%DB%8C-kcj2jksrgwma</link>
                <description>پادکست هنوز در ایران فراگیر نشده ولی به شدت رو به رشد است. سقف این رشد تا کجا است؟ آیا میشه با ساخت پادکست کسب درآمد کرد؟شاید شما هم وقتی که  ساعت 6 عصر در اتوبان قفل شده حکیم یا همت هدفون به گوش در حال شنیدن پادکست مورد علاقه‌تان هستید، همزمان هم رویاپردازی کنید که ای کاش خودتان هم پادکستی بسازید و کم کم اسپانسر بگیرید و بتوانید از شر کار تمام وقت کارمندی خلاص شوید. اصلا بیاید فکر کنیم که اگر یک پادکستر موفق بودیم، چه چشم اندازی از لحاظ کسب درآمد مقابلمان بود. احتمالا می‌توانستیم سبک زندگی خودمان را تغییر بدهیم، تا لازم نباشد برای گذران وقت در ساعات پیک ترافیک پادکست گوش دهیم!مثلا چقدر خوب می‌شد که در بالکن یک خانه روستایی بنشینی و به صدای باران گوش بدهی و برای اپیزود بعدی پادکستت برنامه ریزی کنی.اسپانسر هم پول هر اپیزود را برایت کارت به کارت می‌کرد و شما هم با فراغ بال چای لاهیجان می‌نوشیدی و در هوای مرطوب شمال سیگار بهمن دود می‌کردیدر کنار گوش دادن به صدای باران در بالکن خانه روستایی در شمال، لش کردن روی این تخت آویزها و گوش دادن به صدای دریا هم از فانتزی های رایج خیلی از آدم هاست :)لم دادن روی ابرهای خیال بس است. بیایید ببینم در دنیای واقعی چه خبر است. متنی که در ادامه می‌خوانید ترجمه آزاد از یادداشتی است که دو سه روز پیش در سایت lifehacker منتشر شده. پادکست در امریکا خیلی فراگیره و با رصد کردن هر آنچه که به پادکست در این کشور مربوطه در واقع داریم با تقریب خوبی به آینده پادکست در کشور خودمون نگاه می‌کنیم!با پادکست ساختن هیچ وقت پولدار نمیشی!خب فرض کنیم که شما بر تردیدهات غلبه کردی و می‌خواهی یک پادکست بسازی! در حال حاضر 750000 تا پادکست در امریکا وجود داره و خب تبریک می‌گم شما هم میشی هفتصد و پنجاه هزار و یکمی! یک موضوع خاص و جذاب رو انتخاب می‌کنی و یک اسم دلنشین هم برای پادکستت می‌ذاری و برای خودت هدف گذاری می‌کنی که تا سال دیگه این موقع پادکستت موفق شده باشه و از آب و گل دربیاد.بیشتر بخوانید: معرفی چند پادکست مرتبط با کسب و کار در ایران و جهانخب یک سال نون و تره خوردیم و در بازه‌های زمانی منظم اپیزودها را منتشر کردیم. موضوع پادکستمان هم دم دستی نبود و روی یک موضوع خاص تمرکز کردیم. حالا تعداد آبرومندی شنونده داریم که پادکست ما را دنبال می‌کنند. کم کم دوباره ابرهای خیال بالای سرمان جمع شده است و برای درآمدن از آن شغل تمام وقت لعنتی و برنامه ریزی برای تور اجرای زنده رویابافی می‌کنیم.علاقه مندان به پادکست هم کم نیستند، اگر خوب کار کنید می‌توانید سری در سرها دربیاورید و پولی هم به دست بیاورید.بیشتر بخوانید: فهرست کامل و دسته‌بندی شده پادکست های فارسیجک ریسایدر که درباره صنعت پادکست تحقیق جامعی کرده می‌نویسد:به طور تخمینی 99 درصد پادکست ها هیچ پولی در نمی‌آورند!غمگین کننده است ولی دور از واقعیت نیست.ریسایدر می‌گوید: اگر با هدف کسب درآمد وارد دنیای پادکست شوید احتمال اینکه بیش از هفت اپیزود دوام بیاورید خیلی کم است. خیلی زود از این همه کار سخت خسته می‌شوید و به درآمد مورد انتظارتان هم نرسیده‌اید.به ندرت پیش می‌آید که بتوانید همه موانع را کنار بزنید و  از پادکست کسب درآمد کنید. اصلا اصطلاحی داریم به اسم podfade یعنی پادکست‌هایی که رو به موت هستند!بنا به آمارهای سایت بلوبری که یک سایت میزبانی پادکست درست و درمونه هر ماه فقط 2 الی 3 هزار پادکست podfade میشن و یا کلاً درشون تخته میشه!معمولا هم پیش از اینکه تو فرصت کرده باشی که تبلیغی بگیری این اتفاق میفته.اگر پادکست اینقدر بین مردم محبوب است چرا پس گردش مالی زودتر به وجود نمی‌آید تا این پادکست‌ها جوانمرگ نشوند؟بازار تبلیغات در پادکست به میل شما کار نمی‌کند!کسب و کارها هنوز مقاومت زیادی برای دادن تبلیغات به پادکست‌های مستقل دارند.ریسایدر توضیح می‌دهد که به طور معمول پادکست‌ها به ازای هر هزار بار دانلود بین 15 تا 30 دلار برای هر اپیزود می‌گیرند. به این می‌گویند نرخ  CPM .بنا به گفته سایت لیبسین فقط 7.1 درصد پادکست‌ها  به 5000 دانلود در هر اپیزود میرسن. بنابراین اگه برای هر هزار دانلود متوسط 20 دلار دستتون رو بگیرده میشه هر اپیزود 100 دلار.کسب 100 دلار از هر ایپزود با این شیوه شروع بدی به نظر نمی‌رسد ولی مسئله این است که این پول مخارج شما برای گسترش کارتان و حتی هزینه‌های ضروری را پوشش نمی‌دهد.https://a16z.com/2019/05/23/podcast-ecosystem-investing-2019/آمار و ارقام بیشتر از اینجا: یک درصد پادکست‌ها که از خوشبخت‌ها هستند دست کم 35 هزار بار در هر اپیزود دانلود می‌شوند. چون پر مخاطب‌اند و جذاب‌تر نرخ CPM بالاتری هم دارند. چیزی بین 25 تا 50 دلار.با فروش دو آگهی  هم به طور متوسط یک پادکست خوب یک درصدی 4000 دلار برای هر اپیزود درآمد دارد.حالا این پادکست یک درصدی برای اینکه در کورس رقابت باقی بمونه و کسب درآمد کند باید هر هفته یک اپیزود منتشر بکنه تا به درآمد سالانه 200 هزار دلار در سال برسد(نزدیک به 4 برابر درامد متوسط در امریکا). ولی معمولا داشتن و حفظ یک پادکست خوب کار یک نفر نیست که صفر تا صد کار را انجام بده، پس عموما  بین دو تا چند نفر هم همکار لازم است که خب اینها هم سهم مالی می‌خواهند. سر جمع یک پادکستر موفق و کار درست شاید کمی بیشتر از متوسط درامد گیرش بیاید ولی &quot;پولدار&quot; نخواهد شد!پولدار نخواهد شد ولی خب دیگر نیاز نیست یک شغل تمام وقت در یک اداره یا کارخانه داشته باشد!بیشتر بخوانید: با رادیو لاله از پادکست فارسی سر دربیاوریدپولدار شدن از طریق پادکست هدف گذاری اشتباهی است؟در دنیایی که ابزارهای زیادی برای سرگرمی وجود دارد، شانس اینکه پادکست پولسازی داشته باشید به طور میانگین ناچیز است ولی این معنی نیست که پادکست نسازید! چون به هر حال شانس این را دارید که پادکست موفقی داشته باشید و دخل و خرجتان کم و بیش دربیاید. این امکان منتفی نیست. اما اگر پادکست ابزار جانبی ما برای کسب درامد باشه چی؟مثلا معلم زبانی که یک پادکست هم درباره آموزش زبان می‎سازه و هدفش این نیست که از تبلیغات خود پادکست پول دربیاره بلکه اینجوری داره خودش رو به جامعه زبان آموزان معرفی می‌کنه و پادکستش باعث میشه که شاگردان خصوصی بیشتری پیدا کنه! پادکست همچنین میتونه باعث بشه دوستان جدید، همکاران جدید و شرکای جدیدی پیدا کنیم.راه‌های دیگری هم برای کسب درآمد از پادکست وجود دارهالبته راه های دیگری هم برای کسب در امد از پادکست وجود داره.علی بندری سازنده پادکست چنل بی در یادداشتی در رابطه با اینکه چطور از پادکست پول دربیاوریم می‌نویسه:&quot; برآورد و تجربه‌ی من این است که الان پادکست فارسی که پنجاه هزار شنونده داشته باشد، می‌تواند برای یک یا دو و نیم نفر کار تمام وقت درست کند. منظور از شنونده هم اینجا یعنی تعداد دانلود هر اپیزود در مدت شش یا هشت هفته.&quot;او در ادامه از راهکار هایی مثل دونیت(کسی که از کار شما خوشش آمد، یک مبلغ دلخواهی بده) و همینطور همکاری در فروش(یک محصولی در پادکست تبلیغ کنید و کد تخفیف بدین هر کی با اون کد خرید کرد یک درصدی پول به شما میدن) هم نام می‌برد.وسوسه ساخت پادکستساخت پادکست به هر حال یک سرگرمی بامزه است. خیلی ها تا به حال وسوسه شدن که پادکست بسازن(از جمله خود من) خیلی‌ها هم با هر نیتی پادکستی ساختن. اگه از علاقه مندان شنیدن پادکست هستید آیا شما هم برای ساخت آن وسوسه شده‌اید؟تکلمه: اخیرا علی بندری در مطلبی با عنوان ۵ نکته و نیم درباره‌ی اسپانسری پادکست در سایت ویرگول درباره اسپانسر گرفتن برای پادکست نوشته. خوندنش توصیه میشه!</description>
                <category>حسام مناهجی</category>
                <author>حسام مناهجی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Oct 2019 14:33:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>