<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mnajmi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@manoochehr</link>
        <description>دل نوشته های یک نفر مهندس فنی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:23:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15479/avatar/wfps4X.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mnajmi</title>
            <link>https://virgool.io/@manoochehr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برای &quot;سین&quot; (یه دوست)</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-kl0cssp4bmie</link>
                <description>&quot;سین&quot; جان میدونم حال دلت رو ...میدونم دلت شکسته ، میدونم تنها شدی ، میدونم &quot;الف&quot; تنهات گذاشتت تا تو تنها این بار سنگین رو بدوش بکشی ، میدونم ، میدونم ... ولی اینو هم میدونم که تو یه دختر قوی هستی و پرانرژی که حال الانت با هیچ وقتت قابل مقایسه نیست و اگه بخوای میتونی شرایط رو عوض کنی ...فقط کافیه که بخوای ...میدونم ، بهت ایمان دارم ...تو قبلا هم ثابت کردی که میتونی تو بالا و پایین زندگیت خودت رو که هیچ ، که حتی دست یه نفر دیگه رو هم بگیری و کمکش کنی که تاب بیاره ، تحمل کنه ... حجب و حیا من و شرم از صحبت در موردی که میدونم نیاز داری یه نفر خیلی شفاف بهت بگه و راهی رو نشونت بده ، نذاشته مستقیم باهات صحبت کنم ...میدونم این مطلب رو هم نمیخونی ( که از استوری موقت حذفت کردم که نتونی بخونی و ناراحت شی ) ولی این رو بدون که میتونی هر زمانی مثل برادر( که هیچ وقت هم نداشتی ) روی من حساب کنی ...هیچ وقت خودت رو مقصر این مورد ندون که من میدونم چی ها گذشته بهت و به &quot;الف&quot;...که من بهش همیشه میگفتم که قدر زندگی ات رو بدون ، قدر &quot;سین&quot; رو بدون ، ...گفتم با خودت اینکار رو نکن ، که تو فقط متعلق به خودت نیستی ، متعلق به خانواده ات هم هستی ، متعلق به همسری که بهت تکیه کرده هم هستی ، ....درکت میکنم با تمام وجود ، غمت رو با تمامی وجود حس میکنم ( نه مثل بعضی ها که وقتی رفت الان مرثیه سرایی میکنند که چی رو از دست دادیم ...مثالش همسر پسرعموم که تو مثل اون نیستی که تو جنگیدی براش که نجاتش بدی .... نشد ... میدونم نشد ...با همه وجود تلاش کردی ...ولی خب نمیشه ...بعضی چیزا رو نمیشه عوض کرد ...شاید تقدیر این بوده ، شاید باید &quot;الف&quot; میرفت و تو دوباره تنها میشدی تا خودت رو تو خلوتت خالص میکردی ، پوست مینداختی و مثل یه عقابی که پرهاش ریخته بقیه پرهای باقیمانده اش رو هم خودش بکنه تا دوباره پر جدید از بالهاش برویه و آماده پرواز شه ...که هدف پرواز تو تغییری نکرده ، فقط باید به خلوتت میرفتی و قدرت دوباره میگرفتی ... پس خلوتت رو برای قدرت گرفتنت استفاده کن نه مرثیه سرایی و غم گذشته خوردن،که مدیون کسی نیستی ، که همیشه با قدرت به زندگیت رنگ و نور دادی و نذاشتی اون خونه از رنگ و نور بیافته و سربالا بودی و مغرور ... که غرورت برای من هنوز هم قابل احترامه ...بلند شو ... بلند شو ... گریه هات رو کردی ، مرثیه هات رو خوندی ، تو خلوتت عزاداری هات رو کردی ، بلند شو شمع های غمت رو خاموش کن ، پرده های تاریکی خونه ات رو کنار بزن ، بذار نور زندگی جلوه اش رو دوباره بهت نشون بده ، چهره تکیده شده ات رو نوازش کنه ، رویش دوباره کنی و زندگی تازه ای رو شروع کنی بلند شو ... بلند شو ... به بقیه نشون بده که چقدر قوی هستی بلند شو ... </description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Mon, 03 Aug 2020 01:25:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رک و بی پرده (اینستاگرام)</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/%D8%B1%DA%A9-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-t8diutd5ardi</link>
                <description>بنظرم اینستاگرام یه آ دونیه که همه به بوی گندش عادت کردیم به ماسک هایی که به صورتمون زدیم و میدونیم چهره ظاهریمون رو عوض کرده ولی باطن امون رو نه عادت کردیم .سعی میکنیم خودمون و اطرافیان امون رو گول بزنیم تا احساس خوشبختی کنیم ولی نمی تونیم ...تو این آ دونی یه عده فعال ترند و به نسبت اطمینان خودشون به زندگیشون و اطرافیانشون از همه زندگیشون شده استوری بذارند میذارند تا بگن ببینید لحظه به لحظه زندگی من فوق العاده است ...یه عده ولی خیلی باحالند ...فقط تماشاگرند...اومدند بقیه رو ببینند تو زندگی اشون سرک بکشند تا آخرین وضعیت زندگی بقیه رو از دست ندند ،اینا شبیه همون زنهای سنتی که می نشستند دورهم سبزی پاک میکردند و غیبت میکردند هستند ...تو این آ دونی همه مخ های سیاسی فرهنگی اجتماعی اند ...کم نیست بیانه و مانیفست هایی که دست به دست میشه و همه با هم هماهنگ و تو استوری کردن آن از هم سبقت میگیرند ...که من خیلی تیزتر و سریع تر و به روز ترم و در جریان تمامی امور روزم (کاش قبل از اینکه اون رو استوری کنی یه بار متنش رو کامل بخونی ، کاش یه تحقیق کوچیک یه گوگل کنی موضوع و مطلب رو )کلا تو این آ دونی هر روز یه کمپینی به راه و هستند آدمهایی که تو همه کمپین ها می بینشون  ، که بعضی از این کمپین ها قبلی ها را نفی میکنه ...ولی خب چیکار کنه آخه خیلی فعاله گفته باشه نفر کم نداشته باشید ...(معمولا خانمها تو این فعالیت ها سرآمدند و تو همه حرکت های اجتماعی می بینیشون...حالا درسته نشسته سبزی پاک میکنه و اینستا چک میکنه ولی خب دلش با شماست ...که میخواد حقوق اجتماعی اش و ظلمی که تو تاریخ به اون و مادرش و مادربزرگش و جد مادربزرگش و ننه ننه ننه مادرش گذشته رو اینجا از مردهای بدبختی که جایگاه فعلی اجتماعی اشون هم به گ و ز ی بنده بگیرند ...اینجا (تو این آ دونی) تو راه آزادی و پیشروی خانمها هر  مانعی نه تنها کنار گذاشته میشه بلکه به بدترین شکل ممکن خرد و بی اعتبار شده و مایع ننگ جامعه میشه ...هر سنتی  به هر شکلش اگه جلوی این حرکت سریع رو بگیره به بی شرمی خاصی رسوا شده و نشان اُمُلی و عقب ماندگی اسم برده میشه ...کلا داره یه فرهنگی اینجا شکل میگیره که خلق السعاعته ارزش یابی شده و تاییدیه اش رو فری و اسی و سوزی و بتی(همون صغری و کبری و شهین و مهین هستند )امضا میکنند ...همه تو شو آف کردن زندگی های معمولی اشون (و احتمالا داغونشون )  به شاهکار خلقت از هیچ عملی فروگذار نمیکنند ( شده لایو بذارند ،استوری های خاص ، کلیپ با جلوه های ویژه و موسیقی کلاسیک ...که ما فقط کلاسیک گوش میدیم این ۶ و ۸ ایا رو فقط تو جشن ها وقتی یه پیک زدیم باهاش نوستالوژیک میرقصیم وگرنه شما که می دونید گوشمون حتی اذیت میشه از سبک این موزیک ها )تو این آ دونی جدا زندگی های مصنوعی ، احساسات هم مصنوعی شده ...یه دفعه میزنه زیر گریه برای گرم شدن زمین و گازهای گلخانه ای و سوراخ شدن لایه اوزون ...یه دفعه میزنه زیر خنده بخاطر شوخی که زن پرنس چارلز با بچه هاش میکنه و شوخی هایی که این استندآپ کمدی با سیاسیون میکنند ...می دونید سرانه مطالعه تو این آ دونی خیلی بالاست از نوشته ها معلوم نیست ؟! ...میدونی خب الان دوره کتاب کاغذی گذشته من یه پیج رو فالوو میکنم همه افکار فلسفی رو خلاصه کرده صبح دو تا می ذاره ظهر ۲ تا شب هم قبل از خواب ۲ تا ...میدونی دیروز چی فهمیدم ...اصلا تو میدونی اول مرغ بوده یا تخم مرغ ...اصلا میدونی اینا که ادعای مذهبشان میشه رو اگه ازشون بپرسی تو کره ماه قبله کدوم طرفه توش میموند ...خیلی حال میده ...وقتی توش میموند ولی همه اینا دلیل نمیشه که از حقوق زنان کوتاه بیاییم که تا حالاش خوب اومدیم شده دهن مردا رو سرویس کنیم می کنیم ...که چرند میگن الان دوره دورهء خشونت علیه مردانه...بابا چیزی اشون نمیشه ...مگه جانی دپ رو ندیدی فقط یه انگشتش قطع شده بود که پیوندش زدند چیزی نشده بود اینقدر بزرگش کردند ...البته اینجا برای آقایون هم بد نشده ، چرا بره بیرون اینقدر بنزین بسوزونه ،همینجا همه چیز در دسترسه...اینجا راحت تر میشه نفوذ کرد به دلشون ، کپی پیست کردن متن های عاشقانه راحت تر از به زبون آوردنشه، تازه اینجا لازم نیست چند شخصیتی باشی ...کافیه با چند تا اکانت فیک وارد بشی ...هر کدوم برای برنامه خاصی ..برای اکیپ خاص ...دروغ گفتن اینجا خیلی راحت تره که کسی آمارت رو مستقیم نمی گیره ، که تو حتی میتونی به عنوان جنس مخالف وارد شی و تخلیه شخصیتی کنی طرف رو ...البته لازمه جذاب بودن غیر مدل ماشین ، دیزاین داخلی خونه اتون و مهمونی هایی که میری یا میگیری به عکس پروفایلت و عکس های خیره شده به دوردستته با یه چُس ناله نوشتن پای عکسه... که اونم اوکیه ...خیلی فرمت های آماده موجوده... </description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Mon, 03 Aug 2020 01:24:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس از کرونا و جنگ تحمیلی</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C-o0ntra4rz8yd</link>
                <description>دیروز یه کاری پیش اومد که نشد صبح زود برم سرکار و با مادر خانومم که خیلی زن فعال و اجتماعی و زبر و زرنگ و ...و اومده که بچه رو نگه داره خلوت کردیم و چون خیلی خوش زبون ( پرحرف ) و کنجکاو و همچنین هوش عجیبی در حفظ کردن مطالب و ارتباط دادن مسائل بهم داره ، صحبت از کرونا و وضعیت آدمها تو این چند ماهه شد و من هم گفتم دوستام هستن که کارشون رو تعطیل کردند به خاطر جبر زمونه و سراغ کار دیگه ای رفتند ولی شبانه روزی درگیرند و فکرشون به همه جا میره ... اونم گفت خوبه ولی من الان کسایی رو میشناسم که از 4 ماهه پیش تا الان از خونه بیرون نرفته از ترس اینکه یه دفعه مریض نشه ...( اونم مرد عاقل و بالغ نه یه جوون جاهل یا پیرمرد مسن و در معرض خطر ) ... میگفت الان دارن از جیب میخورند و 4 ماهه سرکار نرفته و جدیدا خونه رو هم گذاشتند برای فروش ( حالا راست یا دروغش دیگه با خودشه ) ...بابا مگه چی شده الان ، الان که میگن قدرت ویروس هم کم شده ، فوقش میگیری یه 2 هفته میافتی و خوب میشی ... چرا زندگیت رو تعطیل کردی به مردم ما جدیدا چی گذشته که اینقدر تغییر کردند حتی آدمهای میانسال که نمیشه دیگه گفت نسل جدید ...چرا اینقدر سوسول شدید ...یاد فیلم ایستاده در غبار ( محمد حسین مهدویان ) افتادم که سال 94 جایزه بهترین فیلم جشنواره رو گرفت و حقش هم بود ...تو فیلم احمد متوسلیان که فرماندهی سپاه مریوان و پاوه تیپ محمد رسول‌الله شده بود تیر میخوره ولی از ترس اینکه جاسوس تو اون منطقه زیاده ( حتی به دکترها و پرستارها هم مشکوک بود ) و تو حالت بیهوشی ممکنه اسرار نظامی رو فاش کنه میگه من رو بدون بیهوشی عمل کنید ... و تحمل میکنه درد عمل به اون سنگینی رو ...دوره جنگ جوون ها اینقدر غیرت داشتند که با وجود زن و بچه و حس مسئولیت ، بدون ترس با اینکه میدونستند شاید برگشتی نیست میرفتند و سربالا هم میرفتند و شهید می شدند بین اون همه شهید کسی سراغی ازش نمیگرفت که کی بود و چطور اومد و رفت ... الان طرف  با زن و بچه یا بدون بچه ( اگه داشته باشه هم یه زن داره که از ترس حس مسئولیت بچه داشتن دیگه بچه دار هم نمیشن میگن برای چی بچه بیاریم تو شرایطی که برای خودمون هم اوکی نیست و به بچه خیانت میشه ... که من نظری ندارم در این مورد ) بعد 4 ماهه تو خونه نشسته از ترس اینکه مریض شه و بیافته ...بابا بلند شو خودت رو جمع کن برو دنبال کار ... اینجا دولت کانادا نیست که بشینی برات پکیج غذایی بفرستند و 2000 دلار به حسابت ...اصلا قابل مقایسه هم نیستند ...یکم غیرت داشته باش ، قرار نیست که بری کشته بشی ... فوق مریض میشی و اینقدر الان دارو اومده که اگه کسی سابقه بیماری خاص نداشته باشه بعد از 2 هفته خوب میشه این مریضی تا 2 سال یا حتی به روایت بعضی ها 10 سال آینده هم هست ، میخوای تا اون موقع خونه بشینی ...نمیگیم برو برای مملکتت بجنگ ( از شخصیت تو همچین انتظاری نیست )، برو برای خودت و خانواده ات بجنگ ... قوی باش ، مرد باش ...مثل مردای قدیم ، حداقل برای خانواده اش ...</description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jul 2020 17:08:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فهرست شیندلر</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B1-eqbm7kvs6h7l</link>
                <description>داشتم به موسیقی فیلم &quot;فهرست شیندلر&quot; گوش میدادم ( تو کانال آپارات و IGTV  اینستاگرام charisma.art گذاشتم ... اگه فیلتر نشه )، واقعا این موسیقی آدم رو جادو میکنه ، شاهکار &quot; جان ویلیامز&quot;  با ویلون &quot;ایزاک پرلمن&quot;...درباره این موزیک میخوندم که &quot;استیون اسپیلبرگ&quot;( کارگردان) به ویلیامز( آهنگساز) اصرار میکرد که قطعه رو با پیانو بزنه ...ولی ویلیامز قبول نداشت و میگفت حتما باید با ویلون باشه و حتما هم باید &quot;ایزاک پرلمن&quot; (بهترین نوازنده ویلون) بزنه ...فیلم بسیار زیبا و تاثیر گذار و موسیقی هم خیلی خوب روی فیلم نشسته و همه جایزه های اسکار اون سال رو هم درو کرد ...ولی برای من یه چیزی جالب بود بعد از دیدن این ...تاثیر یهود (صهیونیست) بر هالیوود ...اونا میدونن برای اینکه هولوکاست رو جهانی کنند و مظلومیت قوم یهود رو برسونند باید تو دنیا تبلیغ گسترده ای کنند ...چی بهتر از فیلم و کجا بهتر از هالیوود ...فیلم از روی کتاب &quot;شیندلرز آرک&quot; (که اونم جایزه ادبی بوکر ) رو گرفته ساخته شده و جریان یه صنعتگر آلمانیه که تو جریان هولوکاست جان هزار یهودی رو نجات میده ...خب خیلی خوبه ...ولی ماهیت موضوع مشکل داره ...هولوکاست هنوز توش تردید هست که وجود داشته یا نه ...من تو این مورد طرفدار حرف احمدی نژادم !!! که اصلا کی گفته وجود داشته ...تازه اگه وجود داشته ، این جریان تو اروپا اتفاق افتاده ، چرا فلسطین تو خاورمیانه باید تقاصش رو پس بده ...چرا اروپایی ها یه جا تو اروپا یا آمریکا برای یهودی ها در نظر نگرفتند ...چرا الان فلسطین بعد از این همه سال دوباره شد سرزمین موعود قوم یهود ...اصلا این موضوع &quot;سرزمین موعود&quot;چیه که یهود راه انداخته !! این موضوع برمیگرده به اینکه قوم یهود خودش رو قوم برگزیده خدا میدونه و تو شکل افراطیش اونا بقیه آدم ها را بنده قوم یهود میدونند که باید بهشون خدمت کنند ؟؟!!البته هیتلر خوب جوابشون رو داد و دستشون رو از خیلی از صنایع و بازارها کوتاه کرد ( کی میدونه و شاید یکم منصفانه نباشه اگه از هیتلر اینجا طرفداری کنیم ...چون اگه اون نبود و جریانات نازیسم پیش نمیومد شاید یهود الان کل دنیا رو تو دستش گرفته بود )قوم یهود بله ...قوم برگزیده بود ولی تو سرکشی و نافرمانی ...بیشترین پیامبر برای یهود فرستاده شد و اونا همه اشون رو جواب کردند ...، تنها قومی که پیامبرهای خودشون رو کشته قوم یهود بوده ...حتی روایت هست پیامبرشون (فکر کنم دوره داوود پیامبر بوده )بهشون میگه &quot;خدا دستور داده تا مدتی از رودخانه ماهی نگیرید &quot; اونا هم میگن چشم ...ولی میرن یه کانال از رودخانه میزنند و از تو کانال ماهی میگیرن !!!کلا من با این موضوع مشکل دارم و تو این زمینه عجیب طرفدار جمهوریم ...چون لابی اسرائیل و صهیونیست تو آمریکا (آیپاک) خیلی نفوذ داره و حتی انتخاب رئیس جمهور آمریکا با نظارت اونا انجام میشه و سیاست خارجی آمریکا کلا دست اوناست ...همین تحریم ها هم از گور اونا بلند میشه ...داشتم فیلم رو میگفتم : استخدام بهترین کارگردان هالیوود ( اسپیلبرگ)، بهترین آهنگساز( ویلیامز) ، و دادن همه جایزه ها به اون که خیلی هم تو دنیا جلوه کنه ( البته فیلم خوبیه ولی نه در این حد ) ...کلا جایزه های هالیوود مغرضانه است ...حتی بنظرم &quot;جدایی نادر از سیمین&quot; هم مغرضانه بود ، که بهم ریختگی و اوضاع بد داخلی ایران بیشتر بولد بشه ...حتی به فیلم مزخرفی مثل &quot;آرگو&quot;( جریان گروگان گیری سفارت آمریکا تو ایران ) جایزه بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه و بهترین  تدوین رو میدن و تو ۷ رشته کاندید جایزه میشه ...(خدای من !!!) کلا سیاست یهود تو زمینه تبلیغات خیلی گسترده و پیچیده است و به لطف سرمایه دارهای بزرگی که داره خوب ساپورت میشه ...ایران هم تو این چند وقت شروع بکار کرده و چند تا فیلم ساخته ولی نه در اون سطح ...بهرحال دنیا ، دنیای تبلیغاته ...و کسی برنده است که بتونه از طریق کانال های خبری، شبکه های اجتماعی ، دنیای سرگرمی ( هر نوع مدیایی از فیلم کودک گرفته تا شاهکارهای سینمایی و سبک های موسیقی ) بتونه خودش رو خوب معرفی ( پرزنت) کنه .‌..</description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Wed, 06 Feb 2019 07:02:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دزدی</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C-nuacovovxlte</link>
                <description>یه دزدی دوربین مداربسته تو ساختمان اتفاق افتاد و من چون مدیرساختمانم مسئول پیگیری بودم .حالا جدا از فحش و لعنتی که همه به دزدا میدن ، وقتی تصویر دزد رو تو دوربین دیدم گفتم چه دزد احمقی که حتی صورتش رو هم نپوشونده و اومده دوربین رو ببره ...خب من این فیلم رو بدم کلانتری ، اگه کلانتری پایه باشه که بگیرتت که سه سوت افتادی تو دام که ...بعد به دزدی فکر کردم و دزدای قهار و حتی کلاهبردارا ...واقعا تو این چندوقت به همه چیز فکر میکنم و نمیذارم چیزی بدون فکر از ذهنم رد بشه ... به نظر من دزد حرفه ای و کلاهبردار آدم باهوش و با استعدادیه که همیشه از طعمه اش یه قدم جلوتره و اگه بخواد دزدی کنه با برنامه ریزی و در زمان خاص خودش کارش رو انجام میده ... همین برنامه ریزی و زمانبندی یعنی حرفه ای بودن ( که خیلی از ماها برای کارهامون نداریم ) دزد شناخت کامل از مورد دزدی ( جنسی که میخواد بدزده ) و شخص مورد نظر ( طعمه ) داره ... و نیاز این شناخت ، تخصص یا مطالعه یا پیگیری موضوع و درک آسیب پذیری اون مورد ( نواقص مورد دزدی ، مثلا 206 دربش راحت خم میشه ، زاپاسش محافظ یا قفل نداره ، کیت کامپیوتریش با بازکردن کاپوت راحت دردسترسه و ... ) پس دزد آدم آگاهیه ... حالا خوب یا بدش رو کاری ندارم ... مهم اینه که خیلی باهوشه و خیلی سریع با سرعت عمل کارش رو انجام میده و سعی میکنه بدون ردپا محل رو ترک کنه ...تو حوزه آی تی و کامپیوتر ، این هکرهای دوست داشتنی شاید بشه بهشون گفت دزدهای اینترنتی ، اوج هوش دزدی در دنیای امروزند ( حالا جدا از بعضی هاشون که با چند تا تولز و ابزار از پیش آماده کار میکنند و مطئنا اینا هکر جدی نیستند و دزدی هاشون هم مثل دله دزدی کوچه خیابونه که خیلی زود هم تو دام میافتند ). هکر باید شناخت کامل از سیستم هدف ( طعمه ) و آسیب پذیری اون داشته باشه ( مثلا یه سایت کجاش مشکل داره ، اصطلاحا حفره های امنیتی اش چیا هستند ) و این بدست نمیاد مگر با دانش بالا ، تخصص و اطلاعات بروز شده هکر...حالا از آی تی و بحث تخصصی هکر بیاییم بیرون ، همین دزدی و کلاهبرداری بهتره و مفهوم راحتتر منتقل میشه ...دزد جدا از تخصص و شناخت و برنامه ریزی باید کنترل اوضاع رو هم در دست داشته باشه و همینطور کنترل خودش رو ... که استرس نگیره و با آرامش کارش رو انجام بده ... و از قبل فکر همه چیز رو کرده باشه که اگه این حالت اتفاق افتاد یا نیافتاد چه کاری باید بکنه ...( و این کنترل اوضاع و کنترل اعصاب و آرامش هم یه کاراکتر آدم حرفه ایه) یه مورد جالب که بخوام مثال بزنم و همکاران تعریف میکردند در مورد بانک ... شعبه کنار محل کارم بود که کارمندش یه مورد دزدی هوشمندانه انجام داده بود : همیشه یه روز خاص مثلا شنبه هر هفته یا شنبه هر ماه یه شخص میومده و یه پول درشتی رو میریخته به حسابی مثلا برای حقوق کارمندای یه شرکت ... و همیشه این کارمند کار ایشون رو انجام میداده ...با یه برنامه ریزی دقیق ( هماهنگی با صرافی جهت واریز پول و گرفتن دلار -  خرید بلیط خروج از کشور برای بعد از ظهر همون روز و ... ) دفعه بعد که طعمه (شخص مورد نظر ) میاد ، کارمند همه پول رو میریزه به حساب صرافی و خودش مرخصی ساعتی میگیره و میره دلارها رو میگیره و از همونجا میره فرودگاه ...و همه اینکارها باید طبق یه برنامه ریزی دقیق با آرامش انجام بشه که اولا کسی شک نکنه ، دوم اینکه تا همه خبردار بشن چی شده تو دیگه در دسترس نیستی ...پس به دزدا احترام بذارید ولی سعی کنید بهتر از اونا فکر کنید و جلوتر از اونا باشید و لازمه این کار اینه که : 1- همیشه نواقص سیستم اتون رو بشناسید و رفع کنید ( این سیستم میتونه ماشین اتون باشه ، خونه اتون باشه ، حساب بانکی اتون ، اکانت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی و ... ) 2- همیشه به روز باشید و اخبار دزدی ها و کلاهبرداریها رو دنبال کنید تا شما طعمه بعدی نباشید .3- همیشه نواقص رو مرور کنید و روش رفع اونها رو عوض کنید ( از بروزترین تکنیک استفاده کنید ) یه مثل هست که مصداق این موضوعه : &quot;به بهترین حالت خوشبین باش ولی خودت رو برای بدترین حالت آماده کن &quot;یا &quot; بدبین همون خوشبین باتجربه است &quot;</description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Mon, 07 Jan 2019 19:24:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته وصف این روزهای زندگی سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/social-economic-politics-motivated-fetzbwsi9jkc</link>
                <description>  این روزها وقتی نگاه میکنم به جامعه ، دردل مردم ، گلایه هاشون از جوان تا پیر ، فکر میکنم ما چرا به اینجا رسیدیم ... همه شاکی ، همه در حال نق زدن ، همه در حال غر زدن ، همه صاحب تفکر سیاسی و اجتماعی خاص (خیرسرشون ) ، همه ایده آلیست (ارواح دلشون )، همه دنبال یه اتوپیا خیالی ( خودش هم نمیدونه چی میخواد ) و ساختگی الهام گرفته از زندگی غربی ، مگه ما چی کم داشتیم که الان آمریکا شده کعبه آرزوها ، سبک زندگی اروپایی شده سبک برتر زندگی ...تعریف جدیدی از آزادی ( اصلا میدونی آزادی چیه ) حرف دلت رو بشنوی ، وقتی به چالش بکشید که منظورت از آزادی همون دیسکو و یه پیک عرق کشمشه و آزادی رابطه ( به قول شریعتی دنبال آزادی تهه (!!) نه آزادی سر (آزادی فکر ))همه از دولت شاکی و فریادشون از سر بی لیاقتی و خیانت دولتمردانه ( مگه تو دانش سیاسی ، اقتصادی کلان داری که با نظرات و تحلیل ها و افاضه هات ( ت....م.ی.ت) ما را مستفیض میکنی ) ، تو کارت خوندن 2 تا متن و تحلیل بی و سر ته اون ور آبی هاست و فورواد کردن اون مطلب برای تمامی فک و فامیلت که نشون بدی خیلی روشن فکری ( این کلمه روشنفکر Intellectualism ) ) چقدر بدبخت و ذلیل شده ، شاید وقتی تو دهه 30 و 40 این کلمه رو امثال شریعتی و هدایت و جلال وارد ادبیات سیاسی ایران کردند فکر این روزها رو نمیکردند …به خیال خودشون حقشون تو این دولت و حکومت خورده شده ، به خیال خودشون حقشون نیست اینجا تو این موقعیت جغرافیایی سیاسی و اجتماعی باشند ، حقشون آمریکا و ژاپن و آلمانه ... آخه اونا هم تو رو میشناسند یه پاپاسی کف دستت نمیذارند ... تویی که به مملکت خیانت میکنی چه تضمینی که اونجا یه گند بالا نیاری ... البته من دیدم همین آدمها که اینجا هر خلافی رو حق طبیعی و شرعی خودشون میدونند تو بلاد کفر یه شهروند خیلی باکلاس و تابع قانون و مقید به حقوق اجتماعی و ...میشند مگه قانونها مملکت خودم خار داره ( تیزه ) ...حالا دولت داره خیانت میکنه ، تو چیکار کردی واسه مملکتت ، واسه همنوعت تو کشور خودت ، ... چند ساعت کار مفید میکنی واسه رضای خدا ...تو که تقی به توقی میخوره سریع کلاهت رو میچسبی که خدای نکرده حقت خورده نشه ، سریع میری از دلار گرفته تا رب گوجه فرنگی بازار رو خالی میکنی که یدفعه به مشکل نخوری .. آفرین ، احسنت ... ماشااله خیلی تیزی ( به قول دادشم نکنه شبا تو مداد تراش میخوابی ) این هوش مالی ، سیاسی ، اجتماعی ، فلسفیت رو کجا آوردی ، بگو ما هم بریم بخریم ، کیلویی چند ؟؟ ( نکنه هر شب صدای آمریکا ( VOA ) میبینی با اون تحلیل های ( ت . ..م.ی.ش) که اینقدر اظهار فضل میکنی خوشگل و سانتیمانتال به درد همه قشری هم میخوره آخه زبان تحلیلی همه جور آدم رو هم داری ، واسه همه نسخه می پیچی ...برو خدا رو شکر که دولتی داره که با همه حرف و حدیث نجیبه حداقل ، مثل آمریکا و اسرائیل نیست ، مثل عربستان کثافت نیست ، مثل ترکیه انحصارطلب نیست ، مثل اروپای غربی بیرحم نیست ، ... وگرنه دلاری که تو تحلیل میکنی خود دولت برده بالا و تو قیمت 18000 تومن باز داشتی تحلیل میکردی و له له میزدی برای خرید، کشش رو ول میکرد تا برسه به زیر 3000 تومن و تو رو با دلال های بچه زرنگ تنها میذاشت تا ببینیم کی زرنگه ...مملکت پر شده از آدم غرغروی تنبل که میخواد یه شبه پولدار شه ولی صبح ساعت 9 بره سرکار 2 برگرده خونه به عشق و حالش برسه ...تا حالا به این فکر کردی یه آلمانی چقدر و چطور کار میکنه ... یه ژاپنی از فرط کار زیاد بیماری های خاص میگیره ... تو مگه مثل اینها کار میکنی ... تو دنبال یه کار دلالی راحتی ، بخری 2 تومن بفروشی 10 تومن ( زندگی بقیه هم بهت ربطی نداره ... آهنگ زوربای ملایری آخر این مطلب میذارم ) زندگی اجتماعی گروهی برات معنی نداره ، فقط فکر خودتی ، خودت از پشت چراغ رد شی ، خودت از ترافیک رد کنی ، خودت صف رو دور بزنی ...دیروز رفته بودم سمینار ( همایش ) بلاکچین و بیت کوین ... واقعا چه سمینار مزخرفی ... حیفه وقت ( حالا مقایسه اش کن با سمینار هفته پیش درمورد گروه سرمایه گذاری صنایع پایین دستی پتروشیمی تو فرابورس که چقدر لذت بردم از سخنرانی هاش مخصوصا پرزنت و معرفی کار خود اکبر ترکان ...که وقتی از همایش میمودم مسته زیبایی حرفهاش و فرهیختگی اش شده بودم و دوباره این شور و شعف تو من بوجود اومد که هر چی بخونی باز کم خوندی ... که بتونی بشی مثل اون خیلی کار داره ...خیلی مطالعه میخواد ...خیلی سختی کشیدن میخواد ...) حالا تو این سمینار 2 تا بچه ( ی . ن . و . ک ) اومدن واسه من بلاک چین رو توضیح میدن بدون اینکه خودشون بدونند چی هست ، بدون اینکه 2 تا کتاب ازش خونده باشند ، فرق Hashing و encryption و Cryptography رو بدونند ... اومدند واسه یه جماعت ساده سرمایه گذاری تو بیت کوین رو توضیح میدن ... آخه تو که فقط فکر پر کردن کلاس خودت هستی یا اینکه دستگاههای  Mining رو فرو کنی تو ... مردم ، اصلا فکر خدمت یا خیانت به مملکت هیچ ، فکر این بنده خدایی که با هزار امید و آرزو اومده که پولدار بشه و زندگیش رو شاید فروخته باش بیشعور .... همه سوالهای ساده و پایه ای میپرسیدند و حتی جواب اونها رو هم نمیدادی و حواله میکردی به کلاس آموزشیت که با سرچ ساده googling میشه خیلی بهترش رو میشه پیدا کرد ... من رو که نمیتونی بپیچونی ... من خرت رو میگیرم ... که اگه یه سوال ازت پرسیدم به اته پته افتادی و الکی گفتی شما که همکاری و حرفه ای ... ولی من دنبال جلب توجه نبودم ... دنبال این بودم که تو رو بکشم پایین بگم : عزیزم داری حرکت رو اشتباه میزنی ( حرفی که تو باشگاه بدنسازی زیاد میشنوی ) ... پیاده شو با هم بریم ... هر پولی خوردن نداره بفکر دولت و اقتصاد مملکت نیستی ، به فکر همنوعت باش ، با پول قرضی جیب مردم پولدار شدن خیلی راحته ... ولی آیا ته دلت راضیه از این کار ..برو یکم فکر کن .ادامه دارد ...</description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Wed, 24 Oct 2018 09:29:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته من به هیراد</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AF-jl7iciu4pnjl</link>
                <description>هیراد بابا بخواب آروم ... بابا بیداره شاید بیخوابی این شب های بابا بخاطر تو هم باشه ، که دل نگرانی جز تو و خانواده اش نداره ...شاید وقتی بزرگ شدی مثل من که بابام رو بازخواست میکنم تو هم بگی بابا این همه سال چیکار کردی ؟ به چی رسیدی ؟ واسه ما چیکار کردی ؟ باید بگم بابات خیلی سختی کشید ، روزگار بدجور زخمی اش کرد ولی خم نشد ، که شاید از اسب افتاده باشه ولی از اصل نه ، که بابات برای اینکه بند کفشش رو ببنده خم نمیشه ، پاشو میاره بالا ، که بابات یه آدم مغروری بود ( و همینطور مامانت ) و غرورش بالاترین سرمایه اش بود ، که تمامی سالهای کارش و سختی هایی که کشید بخاطر این بود که سرش رو بالا بگیره و جلوی هر کس و ناکس سرخم نکنه ...هیرادِ بابا ، شاید چیزی برات به یادگار نذارم ولی غرورم به تو منتقل میشه که همین الان هم قلدرمآبانه رفتار میکنی و مردونه است کارهات و به این افتخار میکنم ...من روحت رو با موسیقی خوب سیرات میکنم ، با فیلم هایی که ارزش دیدن داره رویاهات رو میسازم ، کتاب هایی بهت معرفی میکنم که شخصیتت رو بسازه ، اصل بزرگ پس انداز رو که بابات از مامانت یاد گرفته به تو هم یاد میده ، بهت میگه که چطور از زندگیت لذت ببری ولی فقط با داشته هات ، چطور غرورت رو بارور کنی که سرمایه زندگیت بشه ، با اصول و آداب مردم داری ( که شاید خود بابا هم به نتیجه کاملی نرسید ) ، اصولی که یک جنتل من رعایت میکنه ، .... ولی بدون بابات اگه میلیاردر هم باشه برات زندگی اشرافی و تجملاتی نمیسازه ، که راحت طلب بشی ، که همه چیز برات آماده باشه ... الان با بابا و مامان صبح ها بیدار میشی و میری مهد ، هم ناراحتم هم خوشحال، ناراحت از اینکه تو رو از خواب ناز بیدار میکنم و خوشحال از اینکه بچه لوس و راحت طلبی نمیشی ، که الان هم صبح های جمعه زودتر از ما بیدار میشی و میگی پاشید پاشید ...بهتره سختی های زندگی رو بکشی که مفید هم هست ، روحت جلا پیدا میکنه ، مثل یه سری آدم شکم سیر پرمدعا نظرات فانتزی نمیدی ...شاید بپرسی بابا غرور تو به چه درد من میخوره ؟ شاید بپرسی بابا تو که اینقدر مغرور بودی چه زود شکسته شدی ؟ باید بگم بابا فشار زندگی رو گرفت که بهت منتقل نشه و این شکسته اش کرد ، بابات خیلی حرف برای زدن داشت ولی تو دلش گذاشت اینا پیرش کرد ، بابات خیلی کار کرد ، گرمای بندرعباس رو تحمل کرد ، با آدمهای آشغال صدا و سیما دم خور شد ولی زیرپاش رو خالی کردند ، یه شمالی عوضی بعد از 6 سال کار تو یه شرکت خوب همچین زیرآبی ازش زده شد که افسردگی گرفت و مامانت اون موقع تو رو باردار بود ... هیراد قدر مامانت رو بدون ... مامانت خیلی خوب زندگی رو ساپورت کرده اونجایی که من کم آوردم ...مامانت رو من از بین خیلی دختر انتخاب کردم که خودت بعدها میفهمی که من چقدر آدم سخت گیری ام تو انتخاب ، مامانت به قول یکی از دوستام لیاقت مادر شدن رو داشت ... مامانت آدم خودساخته ، مغرور ، سرکش و حرف نخوریه ... سعی کن شبیه اش بشی ولی یه نسخه دیگه اش هیراد الان مامانت اجازه تصمیم شخصی در مورد کارم رو بهم داده ... این برای من یه دنیا ارزش داره ... هیچکی حتی بابام به من این اجازه رو نمیداد ...هیراد الان سر کار همه علیه بابات بلند شدند و تهدیدها شروع شده ... ولی بابات کم نمیاره ... الان ( ساعت 4 صبح دوشنبه 5 شهریور ) باید یه تصمیم جدی برای خودش بگیره ... دوباره شروع کنه ولی این بار نه برای دیگران که برای خودش کار کنه یا اینکه کوتاه بیاد و معذرت خواهی کنه ( که تقصیری نداشته ) و برگرده به اون کار کسل کننده بخاطر مصلحت زندگیش و خانواده اش ...یا باید انتقامی از خودش بگیره که تو تاریخ بنویسند که منوچهر چی بود و چی شد ، یا اینکه همون زندگی مصلحتی اش رو ادامه بده و منتظر تقدیر بمونه ... هیراد بابا الان تو دهه 40 زندگیشه ولی هنوز زمین زیرپاهاش سفت نشده ، همیشه تو جنگ بوده و دویده ، که این انتخاب خودش بوده ...هیراد بابات میخواد به خودش اجازه بده که اونجوری که همیشه آرزوش رو داشته زندگی کنه ، مادرت اجازه داده ، تو هم اجازه بده ...بابات زندگی مصلحتی و آروم و روزمرگی رو دوست نداره ، خیلی فکرها تو ذهنشه که هنوز عملی نشده ، چرا باید به یه سری آدم ک. نشسته باج بده برای چندرغاز حقوق ...اگه نتونه با این همه کار و سختی که کشیده همون درآمد رو داشته باشه که هرچی کار کرده زیرسوال میره ... بهش زمان بده ... به بابات اعتماد کن ... من اون روز که بزرگ شدی شاید از تو و مادرت تشکر کنم که چنین روزی رو دوام آوردید که بابا بره دنبال اون چیزی که صلاح میدونه ...به بابات اعتماد کن ... بابات فقط دغدغه اش تویی و مامانت ... </description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Mon, 27 Aug 2018 09:28:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته گروه تلگرامی</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-ynhh8kquvxsj</link>
                <description>چه خوبه که داریوش مثل ابی و گوگوش فاسد نشد و حرمت کسانی که براش شعر گفتند و آهنگ ساختند رو نگه داشت ??اون ابی که از بس طرفدارش بودم ،فامیل ابی صدام میکردند وقتی با فرید زلاند بهم زد گفتم کارش تمومه و واقعا هم مشخص شد که تموم شد ...کنسرت حدود ۲۰ سال پیش ابی رو دارم که میگفت امسال آخرین سال خوندن منه ، چی شد پس ... فقط میخواستی خودت رو خراب کنی ( ببخشید به لجن بکشی ) اینقدر پول دوستی ...تویی که واروژان واسه ات آهنگ ساخته میری با هومن و کامران و شادمهر و آرش می خونی!!! ... اونا سبکشون معلومه و من بین کنسرت  تو و آرش مطمئنا آرش رو انتخاب میکنم ( و همینطور بین گوگوش و شهره ، شهره رو ) چقدر جلفی ... تو حتی حاضر نشدی بخاطر کشورت تو دبی آهنگ خلیج ( آهنگساز محمد شمس بود که آهنگ وقتی دلگیری و تنها رو هم اون ساخته ) رو بخونی و گفتی بخاطر مصلحته ...دیگه دیدی خیلی ها دارند ازت بدشون میاد و دبی هم عمرش تموم شده گفتی دیگه نمیرسم دبی بخونم بخاطر آهنگ خلیج ... ما گوشامون درازه آیا...احتمالا امسال هم اگه پول ن... کم اومد دوباره سال دیگه می خونی، نه !!!...یه روز سیاوش قمیشی با ۲ تا آلبوم زنده موندیآهنگ های فرید زلاند رو میری با بچه پولدارا میکس میزنی میگی آهنگ مال خودمه ... بخاطر جوانها اینکار رو میکنم ...برو خودت خ...اون گوگوش که حاصل یه تیم فوق العاده بود یه جور رفتار میکنه که انگار بخاطر ایشون این آهنگها ساخته شده ...احمق همون موقع کسایی دیگه هم بودند و شانس تو بود که با اردلان سرفراز ، شهریارقنبری ،واروژان ،شماعی زاده،... کار کنی ...تو اومدی آمریکا خودت رو نشون دادی که میری با مهرداد کار انجام میدی و فقط میخوای پول دربیاری که کنسرت هات هم خیلی دیگه طرفدار نداره ، مشکل جایی دیگه است ، چرا میری خودت رو جوون میکنی ...باز دوباره من افتادم رو مد نوشتنچقدر خوشحالم که خوانند های داخل ایران خوب کار میکنند که دیگه کسی منت اینا رو نمیکشه ...??می دونید من عاشق شریعتی بودم و هنوز هستم و کتابهاش رو بعضی هاش رو چند بار خوندم ( دانشگاه که درس نمیخوندم همه اش دنبال این جنگولک بازیها بودم )و مثل شریعتی قلمم تندهمثل ۱۸ چرخ میام از رو طرف رد میشمبه یکی از بچه ها گفته بودم اگه ابی کنسرت بذار و بلیط vipاش رو خودش برام بیاره شاید برم کنسرتشمنی که عاشق ابی بودم??شریعتی تو کتاب فکر کنم تشیع علوی تشیع صفوی میتوپه به علامه مجلسی که توی فلان فلان شده الکی داری شاه عباس رو گنده میکنی و بهش میگی پیاده بده مشهد...و هر چی از دهنش در میاد تو کتاب بهش میگهیا به سعدی !!! میگه فلان فلان شده کشورت بهش حمله شده ، مغول ها حمام خون راه انداختند و تو داری از گل و بلبل و بهار زیبا حرف میزنی ...ولی به شاملو که میرسه لذت میبره ... من باهارم تو زمینمن زمینم تو درختمن درختم تو باهار ــنازِ انگشتای بارونِ تو باغم می‌کنهمیونِ جنگلا تاقم می‌کنهیا خود شاملو میگه من بین سهراب و فروغ،  فروغ رو انتخاب میکنم چون نسبت به جامعه اش دل نگرانی داره ولی سهراب داره از گل و بلبل صحبت میکنه و روش رو این ور میکنه که نبینه اون طرف رودخونه دارن یکی رو ...( واژه اش یکم تلخه )من فکر کنم جنبه اش رو ندارم و باید گروه رو لفت بدم ??یه قرص ترک سیگار گرفتم از وقتی مصرف میکنم سیگارم ۲ برابر شده ??شریعتی وقتی مرد هم سن من بود !! اون چی بود من چیم...بیش تر از ۱۰۰ تا کتاب و مقاله...اولین کتابش رو ۱۷ سالگی نوشت ... یه کتاب داشتم ازش به نام نظر شریعتی درباره شخصیت ها ...یعنی در مورد همه نظر داده بود ...یعنی همه کارهاشون رو خونده بود ...مگه میشه مگه یه روز چند ساعته ...از کانت و هگل و ماکیاولی به تفکیک کتاب گرفته تا هیتلر و موسولینی و خمینی و خامنه ای...۴ تا بچه داشت ، احسان  سوسن سارا موناتو نامه هاش به تخلص سوسن و سارا رو سوسا صدا میکرد ... چه نامه هایی به احسان نوشته بود ... احسان رو تو سالگردش دیدم دکترای فلسفه داشت ولی تو کجا علی شریعتی کجا ... باز سوسن مقاله هاش رو تو روزنامه شرق میخوندم و قلمش قوی بود ...و تو همه سالگردهاش بود ...از شریعتی خیلی تعریف کردند : نابغه بشری ( هیچ شخصی تو تاریخ مثل شریعتی مخ نبوده که این همه کتاب و مقاله نوشته باشه )یا میگن ژان پل سارتر گفته اگه دینی وجود داشت من طرفدار دین شریعتی بودم ...و قضیه انحرافش که بعدها نظرش در مورد بعضی مسائل عوض شد و به محمدرضا حکیمی اجازه دخل و تصرف در آثارش رو میده ...و اینکه مطهری از این موضوع سواستفاده میکنه و بد شریعتی رو میگه و گروه فرقان به انتقام اون رو ترور میکنند ...بسه گروه موسیقیه یعنی</description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Mon, 27 Aug 2018 00:48:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواهری</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-stpydiechzzw</link>
                <description> این جبر روزگاره که اینقدر فاصله انداخته بین ما ؟؟ چه از لحاظ مسافتی ، چه فکری ، چه احساسی ، چه رفتاری ، ....چی شد که منی که اونقدر دوستت داشتم و همیشه ازت انرژی میگرفتم ، الان ازت مکدر شدم ( و تو هم حتما همینطور ) ... آره همون جبر روزگاره ... حرف همو نمی فهمیم ، زبانمون متفاوت شده ، انگار نه از دو کشور مختلف که از 2 سیاره مختلف هستیم ... خیلی دوست دارم الان تلفن رو بردارم و بهت زنگ بزنم ... ولی نمیتونم ... اگه هم زنگ بزنم حرفی برای گفتن نداریم ... تعارفهای الکی ، حرفهای خاله زنکی ، درد دل های سبک ، ... چی شد واقعا ... دختر باهوش مدرسه و دانشگاه ، عشق بابا و همدم و مشاورش ، کمک دست مامان ، دلگرمی دهنده به خواهر و برادراش یدفعه عوض شد ... احتمالا تنها شدی و دیدی دیگه هیچکی نیست و نمیتونی شرایط رو عوض کنی و برای فراموش کردن گذشته و عوض کردن شرایط ، خودت رو عوض کردی ، رنگ کردی که شبیه کسانی بشی که هیچوقت شبیه اشون نبودی ... شاید بخندی و خوش باشی و کنار خانواده ات ( که الان دخترت دانشگاهیه ) به ظاهر خوشبخت باشی ولی تو اون مهناز من نیستی ...و من هم اون منوچهر قدیم نیستم ، اون داداش کوچولو که برات غیرتی میشد ، غیرتش رو گذاشت کنار و تنهات گذاشت ، ... همه ما عوض میشیم ، پوست میندازیم ... اما پوست جدیدمون ظریف تر نیست : ضخیم تره ... آره این جبر روزگاره که منظور هم رو نمی فهمیم ولی شاید فقط یک جمله برای من مونده که بتونی درک کنی : دوستت دارم و برات همیشه آرزوی خوشبختی داشتم ، دارم و خواهم داشت ... خیلی خوشحالم الان مشکلاتت داره کم کم کنار میره و میتونی راحتتر زندگی کنی ... از ته دل خوشحالم ... و دل من تحمل کینه ای از تو رو نداره که هیچ دلی تحمل نداره که تو ته دلت همیشه صاف و زلال بوده و دوست داشتنی بودی ، هستی و خواهی بود ...#مهناز #خواهری # دلتنگی </description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Tue, 21 Aug 2018 06:51:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Attitude</title>
                <link>https://virgool.io/@manoochehr/attitude-gwpbxn8a50g8</link>
                <description>Attitude به چه معناست ؟Attitude در لغت یعنی روش ، رفتار ، طرز برخورد و گرایش ، ولی معنای ناب آن نگرش است . اینکه attitude کاری من چیه و attitude کاری تو چیه ، تعیین کننده اینه که من و تو در قالب یه تیم میتونیم با هم کار کنیم یا نه ، چون اهداف کاری، روش کاری ، ... متفاوت میشوند . حرفی که حامد رستگار روز آخری که تو باران تلکام بودم بهم زد و مثل زنگ تو گوشم صدا میکنه که منوچهر من تو رو از لحاظ کاری و فنی تایید میکنم ولی attitude کاری ما با هم یکی نیست ...اینکه کار برای من یه پرستیژ اجتماعیه و نه فقط جنبه درآمدی نداره که برای اون شاید تا دیروقت بیدار بمونم و پیگیر باشم یه attitude کاریه خاص من ... اینکه من با چند تا همکار فنی که قرار باهاشون تو قالب یک تیم ( و بعنوان Head اشون تو امنیت ) کار کنم و نمیشه بخاطر مشکل نداشتن Attitude مشترک کاریه ...که سواد تکنیکال بدست میاد ولی attitude تا نخواهی و پوست نندازی نمیشه ...این روزها وقتی میرم سرکار و همکارانی رو می بینم که اونقدر تو مشکلات شخصی و زندگی اشون غرق شدند که ظاهرشون بهم ریخته ، نامرتب و پریشونه و کوچکترین دغدغه ای (caring) نسبت به انجام کار ندارند مربوط به attitude کاری اونهاست ... چرا که به کار فقط از جنبه درآمدی نگاه کردند و انتظار حل مشکلاتشون بوسیله اون رو داشتند ولی وقتی نشده بهم ریختند و داغون شدند ...هدف پول نیست ، پول یکی از نشانه های رسیدن به هدفه ولی خود هدف نیست ...تویی که تو 20 سالگی به پول رسیدی اگه هدف نداشته باشی خیلی سریع فاسد میشی و ... تویی که تو 60 سالگی هنوز مشکل مالی داری اگر هدف نداشته باشی درهم میشکنی ...چه اصلاح مزخرفیه : اضافه کار ... یعنی چی خب ...یعنی اگه من بیشتر بمونم باید بیشتر پول بگیرم ... اگه دغدغه من کارم باشه که اضافه کار معنی نمیده و مدیرم باید از نتیجه کار من به من پاداش بده و اضافه کار لزومی نداره ... و اینکه بعضی ها تو ساعت کاری کار نمیکنند و وقتی ساعت کاری تموم میشه میشینند شروع به کار میکنند ، خیلی جدی ( خیلی برات متاسفم ، چون خیلی بدبختی ) همیشه گفتند و من واقعا بهش اعتقاد دارم : نگاهت رو عوض کن تا زندگیت عوض بشه ...فکرت رو عوض کنی تا احساس خوشبختی کنی ... تنها کسی که تو زندگی مشکلی نداره اون کسیه که الان تو قبرستان زیرخاکه ...پس دیدت رو عوض کن ... بهترین نسخه خودت باش ... نه به برای من یا مدیرت یا هرکس دیگه ... برای خودت ( خودت رو به خودت ثابت کن ) اینکه بهانه میاری که وقت نداشتم ... سیستم نداشتم ... کارم زیاد بود ... مریض بودم ... سرم درد میکرد ... با زنم دعوام شده ... بچه ام داشت دندون درمیآورد ... (با خودت خلوت کن ببین واقعا این بوده یا نه )... اینکه یه کار رو از روی تکرار و انجام وظیفه بعنوان تسک روزانه انجام میدی و هیچ فکری درموردش نکردی که این کاری که دارم میکنم چیه ، چطور میتونم بهترش کنم ، چطور اگه یه تسک مشابه بود بهش رسیدگی (handle ) کنم ، چطور مستقل عمل کنم و توانایی جمع کردن کار رو داشته باشم و بقیه بتونند تو تسک های شبیه این روم حساب کنند و ... مربوط به دیدگاه تو ، نگرش ( Attitude ) کاری توست ... بهانه آوردن خیلی راحته و شاید بتونی یکبار ، دوبار، ... دربری از زیرش ، ولی همیشگی نیست ... تو کارت برای من توجیه پذیره اگر : همه راه حل ها رو رفته باشی و در حد سواد خودت جلو رفته باشی ... تا دیروقت موندی و ول کن ماجرا نیستی ... اینکه وقتی از محل کار رفتی ، تو خونه هم پیگیری ... اینکه منو کچل کنی از پیگیری موضوع ... شده از خوابت بزنی بیدار بمونی اینکار رو کردی ... اینکه اگه نتونستی بجاش راه حل جایگزین ارائه کردی ... اینکه اگه نتونستی ، نرفتی یه گوشه بشینی منو تماشا کنی و نشستی کنارم و راه حل رو پیگیر شدی و دلیل حل موضوع رو از من خواستی و یادداشت کردی ...اینکه میخوای چیکاره بشی و یا میخواستی چیکاره بشی ولی حالا بخاطر جبر زندگی اینجایی ( و چطور میتونی از این مخمصه بیرون بیایی ) مربوط به نگرش توست نسبت به کار و زندگی ... ولی تکلیفت رو با خودت زودتر روشن کن ... چون زندگی به قول یکی از دوستانم ( ابی ) مثل یه پلک زدنه از25 تا 35 سالگی ... از 35 سالگی تا 45 سالگی ... از 45 سالگی تا ....و یه روز بخودت میایی میبینی فقط تو زندگیت بهانه آوردی ... فقط غر زدی ... هیچ کاری در بهبود شرایط نکردی ، شده یه کار کوچیک ... بقول کونفوسیوس : بجای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی ، یک شمع روشن کن .</description>
                <category>mnajmi</category>
                <author>mnajmi</author>
                <pubDate>Tue, 21 Aug 2018 06:46:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>