<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مانوئل اوهانجانیانس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@manuelohan</link>
        <description>مدیر و موسس ایسمینار، عاشق کسب و کار استارتاپ‌ها، رک، خودمونی و کم‌اعصاب :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:31:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/37945/avatar/bFX9V3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مانوئل اوهانجانیانس</title>
            <link>https://virgool.io/@manuelohan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سوپر تلگرام! قابل احترام، شفاف و آزاد</title>
                <link>https://virgool.io/@manuelohan/%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1-%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-coeixbzry27l</link>
                <description>تلگرام یکی از پیام رسانایی که از همون اول به شدت بهش علاقه‌مند شدم و میتونم به جرات بگم از اولین‌هایی بودم که اومدم تو تلگرام! اما چرا با اینکه همچنان فیلتره و سخته که بهش دسترسی پیدا کنی، من و شما ازش داریم استفاده می‌کنیم؟تو این نوشته می‌خوام دلایلی که از نظر من تلگرام قابل احترامه رو بنویسم:(نکته اینکه من تلگرامو با واتساپ که همردیفشه و اینستاگرام و توییتر که یه شبکه اجتماعیه مقایسه می‌کنم... مشخصا این چهار تا تو ایران پرطرفدارترینن)یک: دکمه غلط کردم داره!میشه پیام خصوصی یا تو گروه رو حذف و ویرایش کنی! مقاسیه کنین با واتساپ و توییتر! تو اکثر مواقع پیش میاد یه پیام اشتباهی ارسال میشه یا قسمتی از پیام اشتباه داره و باید ادیتش کنیم، واتساپ که آبروی آدمو میبره! توییترم که باید حذفش کنی حتما...دو: زمانبندی ارسال پست دارهاین قابلیت دیگه منو از وابستگی به ابزارهای کمکی بی‌نیاز میکنه و البته خیلی حس خوبی می‌ده، مقایسه کنین با اینستاگرام و توییتر که چنین کاری رو انجام ندادن، شاید برای اینکه به نفع ابزارهای کمکی مثل بافر و... نیست.سه: گدا بازی در نمیارهیه فضای کلود نامحدود بدون هیچ محدودیتی بهت میده! مقایسه کنین با واتساپ!بکاپ اتوماتیک برات می‌گیره، مقایسه کنین با فرایند بکاپ‌گیری مسخره واتساپ!کاملا همه API های تلگرام در دسترسه و میشه هر کاری توش کرد، این درجه آزادی یه پلتفرم قابل احترامه واقعا!چهار: همیشه به فکره!حتما تو چند روز اخیر داستان پروکسی داخلی تلگرام که برای کاربرای روسیه ریلیز شده و مام اگه با آی‌پی روسیه یه بار واردش بشیم میتونیم ازش ستفاده کنیم، رو شنیدین! خوب یه لحظه فکر کنین که واتساپ و اینستاگرام فیلتر شن! اینقد براشون مهم هست این داستان و بفکرن که بیان اینکارو کنن! خوب مطمئنا جواب منفیه! چرا راه دور بریم، توییتر مگه فکر بابت این قضیه کرد!پنج: برای شعورمون احترام قائله!آپدیت‌های به موقع و منظم همراه با لیست تغییرات، یکپارچگی روی تموم پلتفرم‌ها، موبایل، دسکتاپ و نسخه وب، توجه به ریزترین و مهمترین نیازهای کاربر و حل کرن سریع اونا، ارتباط مستمر پاول دورف تو کانال تلگرامش هم یکی از نشونه‌هاشه...شش: حفظ حریم شخصی به معنای واقعی!پیام‌های رمز نگاری شده، رمز کلود، امکان مشاهده سشن‌ها و البته مهمترینش اگه تو گروه عضوت کردن شمارت قابل مشاهده نیست! این از همه مهمتره! واقعا چرا تو یه گروه واتساپی باید همه شماره همو ببینن! مث واتساپ نیست که برای ورود به نسخه وب مجبور باشی با بدبختی کیوآرکد اسکن کنی، همیشه نسخه اپ گوشیت باز باشه و اینترنت موبایلت روشن تا نسخه وبش کار کنه! اونم به بهانه حفظ حریم شخصی!تازه مث واتساپ نیست که هر موقع هر ننه من غریبی پیدا شد اطلاعات کاربرارو خواست (مثل دولت آمریکا یا...) بهش دو دستی تقدیم کنی! یا مثل اینستاگرام بره تو فاز تحریم و زرت و زورت پیج ملتو ببنده یا بن کنه!حالا چرا اصلا تو بنچمارکای بین‌المللی اسم تلگرام نیست!خوب کاملا مشخصه! همونطور که سعی میشه اسنپ چت زیاد دیده نشه (مثلا تو تصویر پایین خبری ازش نیست)! چون بقیه عمدتا آمریکایی هستن و اینا نیستن! میگین تلگرام یه پیام رسانه، میگم باشه، پس چرا تو بنچمارکای بهترین سوشال میدیاها، واستاپ هست اما تلگرام نیست، اسنپ چت همه جا نیست!! واتساپ اینجا سومه:پر طرفدارترین پلتفرم‌های سوشال میدیا در سال 2019یا اینجا که باز واتساپ اومده کنار بقیه پلتفرمای سوشال میدیا و خبری از تلگرام و اسنپ چت نیست:بهترین پلتفرم‌های سوشال میدیا براساس تعداد کاربر فعال ماهیانه - ژوئن 2019خلاصه اینکه به شخصه تفکر پشت تلگرام رو دوست دارم، تک تک استراتژی‌هاشو می‌پسندم و سعی می‌کنم تو استارتاپ خودم، ایسمینار، کامل اجراشون کنم، این سطح از شعور، شفافیت و آزادی، قابل احترامه و باید بیشتر به تلگرام تو دنیای بین‌الملل کریدت داد! و حیفم اومد هیچی بابتش ننویسم، چون هممون به تلگرام بدهکاریم!در پایان، مطمئنا صحبت زیاده، شما زیر این پست بنویسین چرا تلگرام قابل احترامه! یا دوسش ندارین؟!</description>
                <category>مانوئل اوهانجانیانس</category>
                <author>مانوئل اوهانجانیانس</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 00:07:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیچاره آنها! بیچاره ما!</title>
                <link>https://virgool.io/@manuelohan/%D8%A8%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7-nhmcgcob2rte</link>
                <description>بیچاره آن مقصری که به مقام قضایی معرفی می‌شود! بیچاره آن سرباز! بیچاره ما! بیچاره مسافران! بیچاره خانواده‌هایشان ???‌من پست سیاسی نمی‌ذارم و نخواهم گذاشت، فقط یک نکته مدیریتی:ما در ایسمینار اگر یک نفر مرتکب اشتباه شود نمیگیم مقصر خطای انسانی بوده، میگیم مقصر کل سیستم بوده و ما از طرف ایسمینار عذر میخواهیم، چون یک نفر از ما بوده! ایسمینار اشتباه کرده! ایسمینار در این مورد مقصر بوده! ما پوزش میخواهیم!اما در همین رابطه، چند سئوال خیلی مهم:چرا از ابتدا تکذیب شد؟ چرا قبول نشد؟!چرا کلی خبر و رپورتاژ کار شد برای تکذیبیه؟ (مثلا این خبر: eghtesadonline.com/n/25Qn)مگر می‌شود بگیم هیچ کس در حاکمیت نمیدانست؟!مگر می‌شود بگیم همه دیروز فهمیدن؟!مگر می‌شود بگیم فقط و فقط اشتباه انسانی بوده؟!میشود بگوییم شناسایی واقعیت قضایی مقصرین و ماجرا تمام شود؟! (isna.ir/news/98102115793)و...مهمترین بخش تکامل سیستمی، قبول سریع اشتباه و حل سیستماتیک اونه! سیستم اگه بداند که نمیداند یا بداند که نمیتواند، خودش شروع یه تغییر بزرگه!نکات مهم تو اطلاعیه ستادکل نیروهای مسلح در خصوص سقوط هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اکراین رو مشخص کردم با رنگ قرمز: (متن خبر: fna.ir/debhp5)اطلاعیه ستادکل نیروهای مسلح در خصوص سقوط هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اکرایندرنهایت مجددا بیچاره آن سرباز! بیچاره ما! بیچاره مسافران! بیچاره خانواده‌هایشان ???عمیقا تسلیت میگم و صبر برای هممون خواستارم...</description>
                <category>مانوئل اوهانجانیانس</category>
                <author>مانوئل اوهانجانیانس</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jan 2020 12:23:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ببخشید معمولی نیستم!</title>
                <link>https://virgool.io/@manuelohan/%D8%A8%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-yfl05qg3lusi</link>
                <description>از امسال تصمیم گرفتم تمرکز کاملمو بذارم رو ایسمینار، فقط کارگاه و منتورشیپ محدود داشتم و کلی از دوستانی که مشاوره میخواستن حتی با پرداخت وجه رو ریجکت کردم یا سعی کردم تلگرامی و با وویس تا حدی کمکشون کنم، منتورشیپ و مشاوره هیچ تیمی رو قبول نکردم تا تمرکزم از بین نره، تا جاییکه یادمه حداقل ده تا آفر چند ده میلیون تومنی تو بیزنس‌هایی که آرزوم بود عضوشون باشم رو رد کردم،کلی پیام تلگرامی بی پاسخ دارم که کمک خواستن، سئوالی داشتن، درخواست مشاوره بدون جواب دارم، کلی رفیق دارم که از دستم ناراحت هستن و...‌باور کنین از نظر مالی وضعیت خیلی خوب نیست، بیشتر زمان من و بچه‌ها تو ایسمینار میگذره، متوسط یکم بالاتر زندگی می‌کنیم، نه فریلنسرم که ساعتی فلان تومن بگیرم نه مدیر فلان استارتاپ خر پول که چند ده میلیون حقوق بگیرم و زمان خالی داشته باشم برای برندسازی شخصی، گیر دادن به این و اون، دنبال کردن حاشیه و...اینارو گفتم که فقط بگم منو ببخشید، عذر میخوام که نمیتونم بهتون کمک کنم، نمیتونم آدم باشم، نمیتونم معمولی باشم، نمیتونم مثل همه باشم، نمیتونم همراه باشم و...‌تو رو خدا نگید کلاس میذاره، نگید الکی فقط اخلاقش خوبه، نگید سرمایه گرفته تحویل نمیگیره، نگید چهار نفر فالوش می‌کنن ما رو یادش رفته، نگید مسئولیت اجتماعیش یادش رفته، نگید مغروره و...‌باور کنین فقط میخوام ایسمینار موفق بشه، خودم مسیرمو پیدا کنم، اون مسیرشو پیدا کنه، میخوام تو دهه چهارم زندگیم یه اثر مثبت بذارم، نمی‌خوام حسرت کارهای نکرده‌مو بخورم، فقط می‌خوام جلوی اینایی که تو عکس هستن، تو ایسمینار هستن، شرمنده نشم، میخوام جواب اعتمادشون رو بدم، میخوام با هم به همه ثابت کنیم میتونیم، اگه بخوایم میشه! مایی که نه بابای پولدار داریم، نه پشتوانه مالی، نه حساب پُر پول، نه...‌‌خلاصه ببخشید اگه معمولی نیستم :( بی‌شعورم و بی‌معرفت! شما اینجوری معنیش کنین، پدری هستم که بجز خونوادش کسیو نمیبینه، یعنی نمیتونه ببینه، نه که نخواد ببینه، نمیشه، اما خدا شاهده نصف شب، تو خستگی، تو عصبانیت سعی کردم کنارتون باشم اما نمی‌کِشم همیشه باشم :( ببخشید که چنتا نیستمعکس کاور:@mr.chilik</description>
                <category>مانوئل اوهانجانیانس</category>
                <author>مانوئل اوهانجانیانس</author>
                <pubDate>Mon, 21 Oct 2019 00:08:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاماس گاماس به سبک ارمنی‌ها!</title>
                <link>https://virgool.io/@manuelohan/%DA%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7-liyae6udb0nx</link>
                <description>سلام! سلام! میخوام تو این نوشته در مورد اصطلاحی که از ما ارمنی‌ها معمولا نقل میشه براتون بگم! گاماس گاماس یا همون قدم به قدم، آسته آسته و... البته با ذکر مثال :)من ایسمینار (بچمو میگم) رو گاماس گاماس بزرگش کردم! شبکه دوستانمو گاماس گاماس بزرگ کردم! برند شخصیمو گاماس گاماس بزرگ کردم! از همون زمانی که یه نفره ایسمینار رو شروع کردم، بعد از یکسال فرید بهم اضافه شده و بعد جدا شد، بعد از دو سال مارینا و نهایتا از سال نود و شیش آدرینه و سه نفر شدیم برای شروع یه ماجراجویی جدید! ماجراجویی‌مونو میتونین اینجا بخونین: بلاگر کجا و من کجا!هیچ وقت یادم نمیره، اواسط مهر نود و هفت بود که تصمیم گرفتیم برای بچم تولد یه سالگی بگیریم (یک + چهار، یک سال متمرکز شده بودیم روش، چهار سال فقط سرپاش نگه داشته بودیم)! 21 مهر تولدش بود، میخواستم یه جشن باحال براش بگیرم اما فقط هفت روز مونده بود! میخواستم حداقل 40-50 نفر و یه جشن توپول باشه اما زمان کم بود، از مرکز نوآوری ساموسنگ-امیرکبیر که اونجا بودیم درخواست کردیم سالن کنفرانسشون که 35 نفره بودو بدن بهمون، طبق معمول همیشه حمایتمون کردن و حتی تو بعضی هزینه‌ها کمک کردن (البته شک داشتن که واقعا پر میشه یا نه!)، کلا بودجه‌مون دویست هزار تومن بود! یه رویداد درست و حسابی با فقط 200 هزار تومن و 7 روز زمان! فکرشو کنین؟!من، مارینا، آدرینه، محمد و علیرضا پویا (محمد و علیرضا تازه یکی دو هفته بود پیشمون بودن و انتظاری واقعا ازشون نمیرفت اما از جون مایه گذاشتن) بودیم، همین پنج نفر، با آرش سروری صحبت کردم، با اینکه وقت نداشت قبول کرد تا بیاد برای اجرای مراسم، از کاوه یزدی فرد رفیق گلم خواستم یه تاک 20 دقیقه‌ای داشته باشه که اونم بر خلاف انتظارم قبول کرد! واسه فیلمبرداری از تیم خوب موج‌نگار خواستم بیان که اونا هم لطف داشتن بهم و اسپانسرینگ اومدن، از مهمانو برای پذیرایی خواهش کردم که با 50 درصد تخفیف اومدن پای کار! 2-3 روز بیشتر به مراسم نمونده بود که همه چیز تقریبا افتاد رو روال و آماده شدیم برای دعوت از مهمون‌ها!یه لیست 75 نفری آماده کردیم از مهمون‌های ویژه، مهمون‌هایی که هر کدوم یا برند بودن یا نماینده یه برند، هر کی لیست رو نگاه می‌کرد می‌گفت (یا تو دلش یا به زبون میاورد): پسر چی فک کردی! میخوای اینا پاشن بیان! مگه فک میکنی کی هستی! تازه تو این زمان کم! حتی خودمم شک کرده بودم، بهتره بگم شک کرده بودیم!دیگه بادا باد، شروع کردم یکی یکی پشت هم کارت دعوت فرستادن و ازشون دعوت کردم که بهم افتخار بدن و بیان و در کمال ناباوری اکثرا قبول کردن که بیان یا اگه نمیتونستن بیان یه دلیل واقعا موجه داشتن! البته بعضیا حتی پیامم رو هم سین نکردن یا اصلا براشون مهم نبود، خودشون میدونن :)خلاصه واقعا داشت جشن ما یه جشن باحال میشد، همه چیز سر جاش بود و اون روز فرا رسید، کل اینستاگرام شده بود سلفی و عکس و تگ ایسمینار! همه تولد بچمو تبریک میگفتن... میدونین چه حسی داشتم اون موقع؟ همون موقعی بود که شش ماهه اول سال در به در دنبال سرمایه‌گذار بودیم اما امان و صد امان... حس ترد شدن از طرف سرمایه‌گذارا تبدیل شده بود به حس غرور! الان درک کردین؟یه روز رویایی با یه مراسم با کمترین نقص و یه فستیوال عالی! تو سالن نه تنها جا برای نشستن نبود بلکه جا برای راه رفتن هم کم بود! به نظرم همه چیز خوب پیش رفت، همه مهمونامون راضی بودن و بعضی‌ها خوب به جوابشون رسیدن، اگه بخوای میشه! اگه با آدم‌ها مثل آدم رفتار کنی و دوستشون داشته باشی و بهشون پالس مثبت بفرستی، اونام تنهات نمیذارن و واقعا هم تنهام نذاشتن، البته ایسمینارو تنها نذاشتن و همه اومدن! داشت یادم میرفت، مهری شریفی، بیتا حلت، امین پیراش، بهنام انبارلویی، آقای اقبالی، علی ایمانی‌پور و... جزو تیم ایسمینار نبودن اما واقعا مثل اعضای خونوادمون بهمون کمک کردن تو مراسم!یه پست هم در مورد این رویداد تو پیج اینستاگرامم منتشر کردم که اگه دوست داشتین ببینش:instagram.com/p/Bo7ieA0AQNLخلاصه شب همون روز برای افتر ایونت با تیم رفتیم پیتزا ایران-ایتالیا :) همون شب و همون جا گفتم سال بعد همین تاریخ یه رویداد برگزار میکنیم 400 نفره! فکر نکنم از اون جمع هیچکی واقعا باورش شده بود! بجز من! شاید فک میکردن جو زده شدم، اما امسال 21 مهر اینبار تولد ایسمینار رو میگیریم با این تفاوت که اینبار تولدِ وبیناره، یه روز برای خودِ خودِ خودش، روز وبینار یا Webinar Day! میخواد 400 نفره باشه، اینبار بودجمون یکم بیشتره :) اما دوباره میخوایم باهامون باشیم تا گاماس گاماس سال آینده رویدادو بکنیمش 1000 نفره :) من خوشبینم، شما چطور؟!</description>
                <category>مانوئل اوهانجانیانس</category>
                <author>مانوئل اوهانجانیانس</author>
                <pubDate>Thu, 03 Oct 2019 10:54:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلاگر کجا و من کجا!</title>
                <link>https://virgool.io/@manuelohan/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-ukvo5lxunkwc</link>
                <description>اوایل سال 95 کارای مهاجرتمون به آمریکا انجام شده و منتظر ویزا بودم، تصمیم گرفتم تنها دارایی ارزشمندمو که ایسمینار بود (یه ایده استارتاپی که بصورت غیر متمرکز از سال 1392 شروعش کرده بودم) رو قبل رفتنم به یکی بسپرم و البته نقدینگیمونو زیاد کنم که بتونم دلار بخرم. بالاخره بعد از کلی اینور و اونور جلسه رفتن با یکی به توافق رسیدیم و آش و با جاش دادم رفت! تعجب نکنین ادامه داره هنوز :)زمانم خالی و دغدغه‌م کم شده بود و به فکر افتادم قبل از رفتنم شروع کنم نیمچه داشته‌هامو که اکثرا از جنس دانش و تجربه بودو به اشتراک بذارم. بلاگ شخصیمو راه انداختم (manuelohan.com) و شروع کردم توش هر چیزی که نمیدونستم بنویسم! آره اون چیزایی که نمیدونستم! اینجوری مجبور میشدم برم و کامل در مورد موضوع بلاگ، دیپ بشم و دانش عملی و تجربی‌مو بذارم کنار تئوری و منابع معتبرش، اینجوری بیشتر یاد میگرفتم...بعد از چنتا مطلب دیدم به شدت از نوشته‌هام استقبال شد، چرا؟ چون به زبان آدمیزاد می‌نوشتم، به همون زبانی که صحبت میکردم، به زبانی می‌نوشتم که خودم بفهمَمِش، نگو اینجوری نوشتن برای بقیه هم جذاب بود! اما امان از کمال‌گرایی! برای هر نوشته شده بود ده‌ها روز زمان بذارم و میخواستم همیشه بهترین مطلب بره تو بلاگم! چون زمانم آزاد بود و ایسمینار هم دست یه نفر دیگه، اوایل 96 خوب پیش رفت و دو سه هفته یه بار یه مطلب توپول میذاشتم تو بلاگ! نیمه اول 96 داشت تموم میشد و گرفتن ویزای آمریکا سخت و سخت‌تر! چرا؟ خوب معلومه برای این ترامپ فلان فلان شده!توفیق اجباری؟! دیدم صاحب جدید ایسمینار خوب پیش نمیرفت، غر میزد و بچه‌مو خوب نشناخته بود و داشت اذیت میشد! دیدم من که فعلا آمریکا برو نیستم تا این مو هویچی رئیس جمهوره! پس با کلی ضرر ایسمینار رو برگردوندم! بچه‌مو!! خدایا این چه اشتباهی بود کرده بودم و مرسی که کمکم کردی بِرَش گردونم. تا حالا زندگی رو هوا رو تجربه کردین؟ وضع اون روزای ما بود، من، آدرینه (خانمم) و مارینا (خواهرم). یه تیم شده بودیم و ایسمینار شده بود کل زندگیمون.دیگه به شدت درگیر ایسمینار و برند شخصیم تو اینستاگرام شده بودم، بلاگ‌هام شده بود یه ماه یکبار یا بعضا فصلی! الانم که دارم اینجا برای اولین بار تو ویرگول می‌نویسم، آخرین پست بلاگم تو سایت بر میگرده به سی و یک خرداد سال 1397! بیش از یکسال پیش! اما خوب این عادت نوشتنم چی شد! تصمیم گرفتم این کمال‌گراییِ لعنتی رو بذارم کنار و هر چی دل تنگم میخواد تو گاه‌نوشته‌های یه فاندر ایرانی بنویسم، کانال تلگراممو میگم (t.me/manuelohan) یه تجربه باحال! برای خودم می‌نوشتم از هر چی که به نظرم جالب بود! هر کپشن به زور یه پاراگراف میشد اما چه استقبالی! خیلی زود کلی آدم فالوم کردن و کلی آدم به کانال به چشم یه تریبون نگاه میکردن! یه باید که هر روز باید حداقل یه بار چِکِش کنن!شاید بپرسین چجوری مینویسی که تو هر پلتفرمی واسه آدما جذابه؟ خودمم نمیدونم اما اینجوری برای خودم هضمش می‌کنم: «هر چه که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند»خودمو بلاگر می‌دونم؟ یه میکرو اینفلوئنسر میدونم؟ نه بابا! این برچسبا واسه من بزرگه، بلاگر کجا و من کجا! من گاه‌نوشته و دل‌نوشته می‌نویسم، من یه فاندر ایرانی بیشتر نیستم...خلاصه اینکه الان حالِ بلاگ شخصیم خوب نیست اما همچنان روزانه کلی بازدید یونیک داره، میخوام یکم بهش جون بدم اما وقت ندارم! حال کانال تلگرامم خیلی خوبه، حالِ بچم عالیه، واقعا عالیه (ایسمینارو میگم)، حالِ پیجِ اینستاگرامم خوبه، خودمم خوبم خداروشکر :) دوست داشتم حال صفحه ویرگولم خوب شه و شروع کنم توش یه سری چیزا بنویسم، روزی بهتر از 16 شهریور که روز وبلاگستان فارسیه پیدا نکردم، البته دو روز ازش گذشته! چون بچم این چند وقته خیلی وقتمو میگیره و نمیرسم بجز اون به چیز دیگه‌ای برسم اما این چند خط رو نوشتم که مجبور شم بازم بلاگ‌نویسی تو وب رو شروع کنم...خوشحال میشم اگه شمام از تجربه بلاگ‌نویسی‌تون و روز وبلاگستان و کمپین ویرگول، برام بنویسین و لینکشو تو کامنت برام بفرستین و البته بیشترتر خوشحال میشم در مورد چرت و پرت‌هایی که گفتم نظر بدین و خواستین فالوم کنین. تامام</description>
                <category>مانوئل اوهانجانیانس</category>
                <author>مانوئل اوهانجانیانس</author>
                <pubDate>Mon, 09 Sep 2019 16:29:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>